نیکولا تسلا (۱۸۵۶-۱۹۴۳) یک دانشمند پیشگام در قرن بیستم بود که بیشتر بخاطر طراحی جریان متناوب مدرن (AC) شناخته شده است. تسلا یک فیزیکدان، مهندس مکانیک و برق، مخترع و آینده پژوه بود. او به ۸ زبان حرف می زد و ۳۰۰ اختراع ثبت کرده بود. میراث اورا ما امروزه داریم تجربه می کنیم و شما به احتمال زیاد نام تسلا را شنیده اید.
این نقل قول زیر بخوبی نشان می دهد که چگونه تسلا شخصی پیشرو در علم و آینده پژوهی بوده است. در اینجا او خلاصه گوشی های هوشمند را در سال ۱۹۲۶ به تصویر کشیده است.
⭐️⭐️⭐️زمانی که وایرلس کاملا عملی شود، کل زمین به یک مغز بزرگ تبدیل خواهد شد که در آن همه چیز، ذره ای از کل واقعی و ریتمیک خواهد بود. ما باید قادر به ارتباط با دیگری بطور مستقیم ،بلافاصله و بدون در نظر گرفتن فاصله باشیم. نه فقط این، اما از طریق تلوزیون و تلفن ما باید یک نفر دیگر را بخوبیِ چهره به چهره ببینیم و بشنویم با وجود اینکه هزاران مایل فاصله در میان باشد؛ و ابزاری که ما از طریق آن قادر به انجام این کارها خواهیم بود نسبت به تلفون های کنونی فوق العاده ساده خواهد بود. یک مرد قادر خواهد بود که آن را در جیب خود حمل کند. نیکولا تسلا ۱۹۲۶⭐️⭐️⭐️
منبع : http://bigthink.com/words-of-wisdom/nikola-tesla-2?utm_campaign=Echobox&utm_medium=Social&utm_source=Facebook#link_time=1462553277
@LifeDefender
این نقل قول زیر بخوبی نشان می دهد که چگونه تسلا شخصی پیشرو در علم و آینده پژوهی بوده است. در اینجا او خلاصه گوشی های هوشمند را در سال ۱۹۲۶ به تصویر کشیده است.
⭐️⭐️⭐️زمانی که وایرلس کاملا عملی شود، کل زمین به یک مغز بزرگ تبدیل خواهد شد که در آن همه چیز، ذره ای از کل واقعی و ریتمیک خواهد بود. ما باید قادر به ارتباط با دیگری بطور مستقیم ،بلافاصله و بدون در نظر گرفتن فاصله باشیم. نه فقط این، اما از طریق تلوزیون و تلفن ما باید یک نفر دیگر را بخوبیِ چهره به چهره ببینیم و بشنویم با وجود اینکه هزاران مایل فاصله در میان باشد؛ و ابزاری که ما از طریق آن قادر به انجام این کارها خواهیم بود نسبت به تلفون های کنونی فوق العاده ساده خواهد بود. یک مرد قادر خواهد بود که آن را در جیب خود حمل کند. نیکولا تسلا ۱۹۲۶⭐️⭐️⭐️
منبع : http://bigthink.com/words-of-wisdom/nikola-tesla-2?utm_campaign=Echobox&utm_medium=Social&utm_source=Facebook#link_time=1462553277
@LifeDefender
Big Think
Nikola Tesla described the modern smartphone — in 1926
There's a reason Tesla is so in vogue right now. The dude was basically science's Nostradamus, predicting globalized wireless communication nearly eight decades before it came to fruition.
هیچوقت نه به کسی بخندید و نه قضاوتش کنید، هرگز نمیدانید، شاید روزی شما هم در همان شرایط قرار بگیرید.
@LifeDefender
@LifeDefender
متن پارسی و انگلیسی حقوق بشر رو از لینک زیر بخوانید.
http://humanrightsiran.blogsky.com/humanrights
@LifeDefender
http://humanrightsiran.blogsky.com/humanrights
@LifeDefender
بلاگ اسکای - سرویس رایگان وبلاگ فارسی
اعلامیه جهانی حقوق بشر به فارسی و انگلیسی
Adopted by UN General Assembly Resolution 217A (III) of 10 December 1948 WHEREAS recognition of the inherent dignity and of the equal and inalienable rights of all members of the human family is the foundation of freedom, justice and peace in the world, WHEREAS…
هیچکدام از ما واقعا گردنکلفت نیست، اما ما با هم یک نوع مهربانی محتاطانه و درویشانه داریم که به میزان مساوی از محبت و بیاعتنایی تشکیل شده است، به اضافه مقداری بدجنسی که روابط میان افراد را تحملپذیر میسازد. از هم میپرسیم «چطوری؟» و بیآنکه به این مطلب تکیه کنیم جواب میدهیم «بد نیستم». نیکولا یک روز نقل میکرد که در برتانی دیده بوده است که بچهها یک مرغدریایی را گرفتند و با صابون مارسی تنش را شستند و ولش کردند. همینکه پرنده روی دریا نشست، چون بال و پرش چربی نداشت، یکهو توی آب فرو رفت و دیگر بالا نیامد. نیکولا میگفت که بیاعتنایی چربی ِ روح است، مانع میشود که آدم غرق بشود. وقتی که به دیگران خیلی اهمیت بدهیم دیوانه میشویم. و همچنین به خودمان.
بد نیستم، شما چطورید؟ - کلود روا
از کتاب بیست و یک داستان از نویسندگان معاصر فرانسه
انتخاب و ترجمه: ابوالحسن نجفی
@LifeDefender
بد نیستم، شما چطورید؟ - کلود روا
از کتاب بیست و یک داستان از نویسندگان معاصر فرانسه
انتخاب و ترجمه: ابوالحسن نجفی
@LifeDefender
خانواده و تفاوت ها و زبان مادری
در دنیا زبان های بسیاری در خطر انقراض هستند. بی توجهی به زبان ها ، فراهم نکردن فرصت براى ثبت و آموزش و ترویج بخشی از علل این معضل است. از سوی دیگر گرفتن اعتماد به نفس اقوام مختلف نسبت به فرهنگ خود در برابر فرهنگ غالب در شکل گیری این خطر دخیل است.
این روزها در بسیاری از جوامع محلی مردم به زبان خود صحبت نمی کنند. خانواده ها تلاشی براى آموزش زبان محلی خود نمی کنند و..
خانواده بهترین بستر برای کسب هویت فرهنگی است.
@LifeDefender
در دنیا زبان های بسیاری در خطر انقراض هستند. بی توجهی به زبان ها ، فراهم نکردن فرصت براى ثبت و آموزش و ترویج بخشی از علل این معضل است. از سوی دیگر گرفتن اعتماد به نفس اقوام مختلف نسبت به فرهنگ خود در برابر فرهنگ غالب در شکل گیری این خطر دخیل است.
این روزها در بسیاری از جوامع محلی مردم به زبان خود صحبت نمی کنند. خانواده ها تلاشی براى آموزش زبان محلی خود نمی کنند و..
خانواده بهترین بستر برای کسب هویت فرهنگی است.
@LifeDefender
قصه های من و بابام
نویسنده اریش ازر
مترجم ایرج جهانشاهی
نشر فاطمی
وقتی صحبت از پدر در خانواده می شود ، هیچ مجموعه ای بهتر و خواندنی تر و دبدنی تر از قصه های من و بابام نیست.
دوباره دیدن این مجموعه به عنوان رابطه پدر و فرزند بسیار عالی است.
@LifeDefender
نویسنده اریش ازر
مترجم ایرج جهانشاهی
نشر فاطمی
وقتی صحبت از پدر در خانواده می شود ، هیچ مجموعه ای بهتر و خواندنی تر و دبدنی تر از قصه های من و بابام نیست.
دوباره دیدن این مجموعه به عنوان رابطه پدر و فرزند بسیار عالی است.
@LifeDefender
سال ها پیش پدربزرگ از مسافرت آمده بود و برایمان سوغاتی آورده بود
برای من یک تفنگ آورده بود که با باتری کار می کرد.هم نور پخش می کرد و هم صدایی شبیه به آژیر داشت
آنقدر دوستش داشتم که صبح تا شب با خودم تفنگ بازی میکردم
همه را کلافه کرده بودم
می گفتند انقدر صدایش را در نیار
انقدر تفنگ بازی نکن
باتری اش تمام می شود
یادم می آید می خندیدم و میگفتم
خوب تمام شود میروم باتری می خرم و باز بازی می کنم
چند روزی گذشت تا برایمان مهمان آمد
وسط تفنگ بازی با پسر مهمان دقیقا جایی که حساس ترین نقطه ی بازی بود باتری تفنگم تمام شد
دیگر نه نور داشت و نه آژیر
نمی توانستم شلیک کنم و بازی را باختم
امروز به این فکر می کنم که چقدر شبیه کودکیم هست این روز ها
تمام انرژی ام را بیهوده هدر دادم
برای انسان هایی که نماندند
برای کار هایی که مهم نبودند
حالا که همه چیز مهم و جدی ست
حالا که مهمترین قسمت بازی ست
انرژی ام تمام شده
بعضی وقتا نمی دانی چقدر از انرژیت باقی مانده
فکر میکنی همیشه فرصت هست
ولی حقیقت این ست گاهی هیچ فرصتی نداری
اگر روزی صاحب فرزند شدم به او خواهم گفت مراقب باتری زندگی ات باش
بیهوده مصرفش نکن
شاید جایی که به آن نیاز داری تمام شود ... !
حسین حائریان
@LifeDefender
برای من یک تفنگ آورده بود که با باتری کار می کرد.هم نور پخش می کرد و هم صدایی شبیه به آژیر داشت
آنقدر دوستش داشتم که صبح تا شب با خودم تفنگ بازی میکردم
همه را کلافه کرده بودم
می گفتند انقدر صدایش را در نیار
انقدر تفنگ بازی نکن
باتری اش تمام می شود
یادم می آید می خندیدم و میگفتم
خوب تمام شود میروم باتری می خرم و باز بازی می کنم
چند روزی گذشت تا برایمان مهمان آمد
وسط تفنگ بازی با پسر مهمان دقیقا جایی که حساس ترین نقطه ی بازی بود باتری تفنگم تمام شد
دیگر نه نور داشت و نه آژیر
نمی توانستم شلیک کنم و بازی را باختم
امروز به این فکر می کنم که چقدر شبیه کودکیم هست این روز ها
تمام انرژی ام را بیهوده هدر دادم
برای انسان هایی که نماندند
برای کار هایی که مهم نبودند
حالا که همه چیز مهم و جدی ست
حالا که مهمترین قسمت بازی ست
انرژی ام تمام شده
بعضی وقتا نمی دانی چقدر از انرژیت باقی مانده
فکر میکنی همیشه فرصت هست
ولی حقیقت این ست گاهی هیچ فرصتی نداری
اگر روزی صاحب فرزند شدم به او خواهم گفت مراقب باتری زندگی ات باش
بیهوده مصرفش نکن
شاید جایی که به آن نیاز داری تمام شود ... !
حسین حائریان
@LifeDefender
توی زندگی همین که وضعمان یک خرده بهتر میشود همه ی فکرمان میرود دنبال کثافت کاری .
لویی فردینان سلین . مرگ قسطی ،ص۵۳۴
ترجمه مهدی سحابی
@LifeDefender
لویی فردینان سلین . مرگ قسطی ،ص۵۳۴
ترجمه مهدی سحابی
@LifeDefender
جوک نامه :
رفتم نمایشگاه کتاب خواستم وانمود کنم که الکی مثلا خیلی حالیمه !
گفتم : کتاب ماورای انتگرال رادیکالیسم رو دارید ؟
گفت : بله داریم !
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
کرک و پرم ریخت !
گفتم : پس بی زحمت یه جلد خرس مهربون بدید !
.حسین غلامی.
@LifeDefender
رفتم نمایشگاه کتاب خواستم وانمود کنم که الکی مثلا خیلی حالیمه !
گفتم : کتاب ماورای انتگرال رادیکالیسم رو دارید ؟
گفت : بله داریم !
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
کرک و پرم ریخت !
گفتم : پس بی زحمت یه جلد خرس مهربون بدید !
.حسین غلامی.
@LifeDefender
تفكر را بخاطر بسپار، نه گوينده را، چرا كه انسان می تواند خطا كند،می تواند گرفتار شود، می تواند كشته شود و فراموش شود. ولى صدها سال بعد يک تفكر هنوز می تواند دنيا را تغيير بدهد.
@LifeDefender
@LifeDefender
امروز سوار يه تاكسى شدم
صد متر جلو تر يه خانمى كنار خيابون ايستاده بود
راننده ى تاكسى بوق زد و خانم رو سوار كرد
چند ثانيه گذشت
راننده تاكسى : چقدر رنگِ رژتون قشنگه
خانم مسافر: ممنون
راننده تاكسى : لباتون رو برجسته كرده
خانم مسافر سايه بون جلوىِ صندلى راننده رو داد پايينُ لباشو رو به آينه غنچه كرد.
خانم مسافر: واقعاً؟؟!
راننده تاكسى خنديد با دستِ راست دستِ چپِ خانم مسافر رو گرفتُ نگاه كرد
راننده تاكسى : با رنگِ لاكتون سِت كردين؟! واقعاً كه با سليقه اين تبريك ميگم
خانم مسافر:واى ممنونم..چه دقتى معلومه كه آدمِ خوش ذوقى هستين
تلفنِ همراه من زنگ خورد و اون دو نفر گرمِ حرف زدن بودن..
موقع پياده شدن راننده ى تاكسى كارتش رو داد به خانم مسافرُ گفت هرجا خواستى برى،اگه ماشين خواستى زنگ بزن به من..
خانم مسافر كارت رو گرفت يه چشمكِ ريزى هم زد و رفت..
اينُ تعريف نكردم كه بخوام بگم خانم مسافر مشكل اخلاقى داشت يا راننده تاكسى...
فقط ميخواستم بگم..
توي اين چند دقيقه ممکنه کمتر کسی از ما به ذهنش رسيده باشه
كه راننده ى تاكسى هم يك خانم بود..
چرا مغز ما در این مورد بدین شکل تصویر سازی کرد؟ آیا چنین چیزی لزوما به نفع ماست؟ می توانید تصور کنید در چه صورت هایی چنین ساختار فکری به نفع یا به ضرر ما خواهد انجامید؟
@LifeDefender
صد متر جلو تر يه خانمى كنار خيابون ايستاده بود
راننده ى تاكسى بوق زد و خانم رو سوار كرد
چند ثانيه گذشت
راننده تاكسى : چقدر رنگِ رژتون قشنگه
خانم مسافر: ممنون
راننده تاكسى : لباتون رو برجسته كرده
خانم مسافر سايه بون جلوىِ صندلى راننده رو داد پايينُ لباشو رو به آينه غنچه كرد.
خانم مسافر: واقعاً؟؟!
راننده تاكسى خنديد با دستِ راست دستِ چپِ خانم مسافر رو گرفتُ نگاه كرد
راننده تاكسى : با رنگِ لاكتون سِت كردين؟! واقعاً كه با سليقه اين تبريك ميگم
خانم مسافر:واى ممنونم..چه دقتى معلومه كه آدمِ خوش ذوقى هستين
تلفنِ همراه من زنگ خورد و اون دو نفر گرمِ حرف زدن بودن..
موقع پياده شدن راننده ى تاكسى كارتش رو داد به خانم مسافرُ گفت هرجا خواستى برى،اگه ماشين خواستى زنگ بزن به من..
خانم مسافر كارت رو گرفت يه چشمكِ ريزى هم زد و رفت..
اينُ تعريف نكردم كه بخوام بگم خانم مسافر مشكل اخلاقى داشت يا راننده تاكسى...
فقط ميخواستم بگم..
توي اين چند دقيقه ممکنه کمتر کسی از ما به ذهنش رسيده باشه
كه راننده ى تاكسى هم يك خانم بود..
چرا مغز ما در این مورد بدین شکل تصویر سازی کرد؟ آیا چنین چیزی لزوما به نفع ماست؟ می توانید تصور کنید در چه صورت هایی چنین ساختار فکری به نفع یا به ضرر ما خواهد انجامید؟
@LifeDefender
آنچه درباره گربه ها نمی دانیم
1- هر گربه چند عضله در گوش خود دارد؟
هر گربه 32 عضله در دو گوش خود دارد.
2- چشم گربه ها اجسام را با چه دقتی می بیند؟
گربه ها 1/10 توانایی ما را در تفریق اجسام از یکدیگر دارند ولی می توانند حرکت را به سرعت تشخیص دهند با این حال دقت دید کمی دارند
3- حس چشایی گربه ها تا چه اندازه پیشرفته است؟ این حس در مقایسه با انسان چگونه است؟
گربه ها حس چشایی نسبتا ضعیفی دارند. زبان انسان حدود 9000 جوانه چشایی دارد در حالی که زبان گربه تنها 473 جوانه چشایی داشته و اغلب آنها نیز در نوک زبان متمرکز شده اند.
4- آیا گربه ها نیز آفتاب سوخته می شوند؟
بله گربه ها نیز زیر نور آفتاب دچار سوختگی می شوند به خصوص گربه هایی که موی روشنی دارند.
5- عمر متوسط گربه ای که تنها در خانه زندگی می کند چقدر است؟
15 سال
6- طول عمر متوسط گربه ای که خارج از منزل زندگی می کند چقدر است؟
گربه هایی که خارج از منزل زندگی می کنند عمر کوتاهی دارند که از 6 ماه تا 2.5 سال می تواند باشد.
7- یک گربه چه مقدار از طول عمر خود را خر خر می کند؟
بر اساس مطلب گفته شده در مجله fancy یک گربه در طول عمر خود 10950 ساعت را به خر خر کردن می گذراند.
8- دمای طبیعی بدن گربه چقدر است؟
38-38.6 درجه سانتیگراد
9- تعداد ضربان قلب گربه چقدر است و این میزان در مقایسه با انسان چه میزان تفاوت دارد؟
تعداد ضربان قلب گربه ها 150 تا 210 ضربان در دقیقه است که تقریبا 2 تا 3 برابر ضربان قلب نرمان انسان می باشد (60-80)
10- گربه با دم خود قادر به انجام چه کاری است که سایر حیوانات قادر به انجام آن نیستند؟
گربه می تواند در حالی که دم خود را عمود نگه داشته راه برود در حالی که سایر حیوانات قادر به انجام این کار نیستند.
11- یک گربه می تواند چند نوع صدا با تارهای صوتی خود ایجاد کند و این میزان در مقایسه با سگ چقدر است؟
گربه می تواند 100 نوع صدا تولید کند در حالی که سگ تنها قادر به تولید تقریبا 10 نوع صدا می باشد.
12- آیا گربه ها به یکدیگر میو می کنند؟
خیر گربه ها به هم میو نمی کنند.
13- پیر ترین گربه جهان چند سال عمر کرده است؟
پیر ترین گربه جهان در انگلستان می زیسته که 35 سال عمر کرده است.
14- گربه ها در مقایسه با انسان چند گیرنده بویایی دارند؟
گربه ها دارای 200 میلیون گیرنده بویایی هستند در حالی که انسان تنها دارای 5 میلیون گیرنده بویایی است.
15- چند درصد از گربه های خانگی ایالات متحده امریکا چاق هستند و یا اضافه وزن دارند؟
25-40% از گربه های ایالات متحده امریکا از اضافه وزن رنج می برند.
16- کدام دارو برای گربه ها بیش از بقیه مسموم کننده است؟
بسیاری از داروهای مورد استفاده انسان برای گربه ها مسموم کننده هستند و هیچ گاه نباید دارویی بدن دستور دامپزشک استفاده شود. از این میان استامینوفن و ضد درد های غیر استروئیدی از خطرناک ترین داروهای متداول برای گربه ها هستند.
@LifeDefender
1- هر گربه چند عضله در گوش خود دارد؟
هر گربه 32 عضله در دو گوش خود دارد.
2- چشم گربه ها اجسام را با چه دقتی می بیند؟
گربه ها 1/10 توانایی ما را در تفریق اجسام از یکدیگر دارند ولی می توانند حرکت را به سرعت تشخیص دهند با این حال دقت دید کمی دارند
3- حس چشایی گربه ها تا چه اندازه پیشرفته است؟ این حس در مقایسه با انسان چگونه است؟
گربه ها حس چشایی نسبتا ضعیفی دارند. زبان انسان حدود 9000 جوانه چشایی دارد در حالی که زبان گربه تنها 473 جوانه چشایی داشته و اغلب آنها نیز در نوک زبان متمرکز شده اند.
4- آیا گربه ها نیز آفتاب سوخته می شوند؟
بله گربه ها نیز زیر نور آفتاب دچار سوختگی می شوند به خصوص گربه هایی که موی روشنی دارند.
5- عمر متوسط گربه ای که تنها در خانه زندگی می کند چقدر است؟
15 سال
6- طول عمر متوسط گربه ای که خارج از منزل زندگی می کند چقدر است؟
گربه هایی که خارج از منزل زندگی می کنند عمر کوتاهی دارند که از 6 ماه تا 2.5 سال می تواند باشد.
7- یک گربه چه مقدار از طول عمر خود را خر خر می کند؟
بر اساس مطلب گفته شده در مجله fancy یک گربه در طول عمر خود 10950 ساعت را به خر خر کردن می گذراند.
8- دمای طبیعی بدن گربه چقدر است؟
38-38.6 درجه سانتیگراد
9- تعداد ضربان قلب گربه چقدر است و این میزان در مقایسه با انسان چه میزان تفاوت دارد؟
تعداد ضربان قلب گربه ها 150 تا 210 ضربان در دقیقه است که تقریبا 2 تا 3 برابر ضربان قلب نرمان انسان می باشد (60-80)
10- گربه با دم خود قادر به انجام چه کاری است که سایر حیوانات قادر به انجام آن نیستند؟
گربه می تواند در حالی که دم خود را عمود نگه داشته راه برود در حالی که سایر حیوانات قادر به انجام این کار نیستند.
11- یک گربه می تواند چند نوع صدا با تارهای صوتی خود ایجاد کند و این میزان در مقایسه با سگ چقدر است؟
گربه می تواند 100 نوع صدا تولید کند در حالی که سگ تنها قادر به تولید تقریبا 10 نوع صدا می باشد.
12- آیا گربه ها به یکدیگر میو می کنند؟
خیر گربه ها به هم میو نمی کنند.
13- پیر ترین گربه جهان چند سال عمر کرده است؟
پیر ترین گربه جهان در انگلستان می زیسته که 35 سال عمر کرده است.
14- گربه ها در مقایسه با انسان چند گیرنده بویایی دارند؟
گربه ها دارای 200 میلیون گیرنده بویایی هستند در حالی که انسان تنها دارای 5 میلیون گیرنده بویایی است.
15- چند درصد از گربه های خانگی ایالات متحده امریکا چاق هستند و یا اضافه وزن دارند؟
25-40% از گربه های ایالات متحده امریکا از اضافه وزن رنج می برند.
16- کدام دارو برای گربه ها بیش از بقیه مسموم کننده است؟
بسیاری از داروهای مورد استفاده انسان برای گربه ها مسموم کننده هستند و هیچ گاه نباید دارویی بدن دستور دامپزشک استفاده شود. از این میان استامینوفن و ضد درد های غیر استروئیدی از خطرناک ترین داروهای متداول برای گربه ها هستند.
@LifeDefender
Forwarded from عصر ایران
سازمان بهداشت جهانی شهر زابل ایران را آلودهترین شهر جهان اعلام کرد، ۴ شهر آلوده بعدی نیز در هند قرار دارند.
☕️عصرایران @MyAsriran
☕️عصرایران @MyAsriran
Forwarded from BBCPersian
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راننده لهستانی با تیزبینی و عکسالعمل سریع، مسافران را از آسیب احتمالی نجات داد.
@bbcpersian
@bbcpersian
اگر روزی در همین برنامه استعداد یابی بخواهم شرکت کنم وقتی که رفتم روی استیج پشت میکروفن می ایستم و منتظر میمانم از من بپرسند تلنت شما چیست !
بعد صدایی در گلو صاف میکنم و میگویم : دروغ گفتن جناب ! من بلدم دروغ بگویم ، خوب هم دروغ بگویم ! من توانایی این را دارم که سال های سال دروغ بگویم ، آنقدر دروغ بگویم که دیگر حال خودم هم از خودم به هم بخورد ، آنقدری که یکجایی یکنفر دست مرا بکشد و توی صورتم فریاد بزند و بگوید بس کن رفیق ، بس کن ، تورا قسم به آن چیزی که میپرستی اش بس کن ، ببین چه به روز خودت آوردی !
زمانی که گریه دارد امانم را میبرد طوری به روی شما میخندم و با تبسم میگویم چطوری خوشتیپ ، که شما همه چیز را در آنی فراموش کنید و با ذوق زدگی خاصی جواب چطوری خوشتیپ مرا بدهی و به کل فراموش کنی که آدم روبروی شما فقط سی ثانیه تا گریه فاصله دارد .
زمانی که برای بار آخر دارم آدم روبرویم را در آغوش میگیرم و نگاهم به آنور گیت فرودگاه است ،
وقتی که میگوید کاری نداری ،
من هزاران کار نیمه کاره ام را میگذارم روی طاقچه ی دلم و میگویم نه قربانت گردم ، رفتی آن دور دورها به رسم کار دنیا بی معرفت نشوی فلانی جان ، مراقب خودت باش تورا به خدا ، طوری توانایی اش را دارم که اینها را آنقدر واقعی بگویم که حتی آدم روبرویم فکرش هم نماند پیش منی که هزاران هزار کار ناتمام با او داشتم ولی تصمیم گرفتم که لال و مبهوت رفتنش به آنور گیت های آن غمخانه را نگاه کنم .
قربان من توانایی این را دارم که در بدترین دقایق زندگی ام بخندم و آنقدر آرام و ساکت رفتار کنم که حرص خودم هم از این همه خویشتن داری افراطی در بیاید ،
قربان من هیچوقت طرفدار خداحافظی نبوده ام ،اما همیشه آنقدر استادانه و بدون ذره ای اضافه کاری خداحافظی کرده ام
روی برگردانده ام
و مسیر بعدی زندگی ام را در پیش گرفتم که در هیچ فیلم درامی هم نظیرش را پیدا نخواهید کرد .
بله قربان ، حالا که خوب فکر میکنم در تمام این سال ها تنها کاری را که توانستم در اوج مهارت انجامش دهم همین دروغ گفتن بوده است ! شما نمیدانید با این دروغ ها چه خیانتی به خود و دیگران کرده ام ! چه جنایتی !
میدانید قربان من فکر میکنم دروغ گفتن فقط در راست نگفتن خلاصه نمیشود ، دروغ میتواند گاهی به شکل های دیگری هم در بیاید ، مثل سکوت کردن ، آنقدر زیاد بوده که حسابش از دستم در رفته است ، حساب جاهایی که باید حرف میزدم ، باید دهن باز میکردم ، باید خود را مبرا میکردم از همه ی آن چیزی که داشت به من نسبت داده میشد ، از همه آن چیزی که میشنیدم و میدانستم حتی یک کلمه اش هم درست نیست ، اما در عوض من چه کار کردم قربان ؟ سکوت ! سکوتی مملوء از دروغ !
جایی که گریه داشتم ، خندیدم
جایی که آسمانم ابری بود ، آفتابی شدم
جایی که تنهایی امانم را داشت میبرید ، دور خودم را شلوغ نشان دادم
جایی که باید ناراحت میشدم و راه رفتن در پیش میگرفتم ، ناراحتی ام را ریختم درون خودم ، بخشیدم و باز هم ماندم
و در نهایت
جایی که باید میمردم ، اشتباه کردم و زنده ماندم
پویان اوحدی
@LifeDefender
بعد صدایی در گلو صاف میکنم و میگویم : دروغ گفتن جناب ! من بلدم دروغ بگویم ، خوب هم دروغ بگویم ! من توانایی این را دارم که سال های سال دروغ بگویم ، آنقدر دروغ بگویم که دیگر حال خودم هم از خودم به هم بخورد ، آنقدری که یکجایی یکنفر دست مرا بکشد و توی صورتم فریاد بزند و بگوید بس کن رفیق ، بس کن ، تورا قسم به آن چیزی که میپرستی اش بس کن ، ببین چه به روز خودت آوردی !
زمانی که گریه دارد امانم را میبرد طوری به روی شما میخندم و با تبسم میگویم چطوری خوشتیپ ، که شما همه چیز را در آنی فراموش کنید و با ذوق زدگی خاصی جواب چطوری خوشتیپ مرا بدهی و به کل فراموش کنی که آدم روبروی شما فقط سی ثانیه تا گریه فاصله دارد .
زمانی که برای بار آخر دارم آدم روبرویم را در آغوش میگیرم و نگاهم به آنور گیت فرودگاه است ،
وقتی که میگوید کاری نداری ،
من هزاران کار نیمه کاره ام را میگذارم روی طاقچه ی دلم و میگویم نه قربانت گردم ، رفتی آن دور دورها به رسم کار دنیا بی معرفت نشوی فلانی جان ، مراقب خودت باش تورا به خدا ، طوری توانایی اش را دارم که اینها را آنقدر واقعی بگویم که حتی آدم روبرویم فکرش هم نماند پیش منی که هزاران هزار کار ناتمام با او داشتم ولی تصمیم گرفتم که لال و مبهوت رفتنش به آنور گیت های آن غمخانه را نگاه کنم .
قربان من توانایی این را دارم که در بدترین دقایق زندگی ام بخندم و آنقدر آرام و ساکت رفتار کنم که حرص خودم هم از این همه خویشتن داری افراطی در بیاید ،
قربان من هیچوقت طرفدار خداحافظی نبوده ام ،اما همیشه آنقدر استادانه و بدون ذره ای اضافه کاری خداحافظی کرده ام
روی برگردانده ام
و مسیر بعدی زندگی ام را در پیش گرفتم که در هیچ فیلم درامی هم نظیرش را پیدا نخواهید کرد .
بله قربان ، حالا که خوب فکر میکنم در تمام این سال ها تنها کاری را که توانستم در اوج مهارت انجامش دهم همین دروغ گفتن بوده است ! شما نمیدانید با این دروغ ها چه خیانتی به خود و دیگران کرده ام ! چه جنایتی !
میدانید قربان من فکر میکنم دروغ گفتن فقط در راست نگفتن خلاصه نمیشود ، دروغ میتواند گاهی به شکل های دیگری هم در بیاید ، مثل سکوت کردن ، آنقدر زیاد بوده که حسابش از دستم در رفته است ، حساب جاهایی که باید حرف میزدم ، باید دهن باز میکردم ، باید خود را مبرا میکردم از همه ی آن چیزی که داشت به من نسبت داده میشد ، از همه آن چیزی که میشنیدم و میدانستم حتی یک کلمه اش هم درست نیست ، اما در عوض من چه کار کردم قربان ؟ سکوت ! سکوتی مملوء از دروغ !
جایی که گریه داشتم ، خندیدم
جایی که آسمانم ابری بود ، آفتابی شدم
جایی که تنهایی امانم را داشت میبرید ، دور خودم را شلوغ نشان دادم
جایی که باید ناراحت میشدم و راه رفتن در پیش میگرفتم ، ناراحتی ام را ریختم درون خودم ، بخشیدم و باز هم ماندم
و در نهایت
جایی که باید میمردم ، اشتباه کردم و زنده ماندم
پویان اوحدی
@LifeDefender