معمولا در واتساپ لینکهای مخربی ارسال میشود. برای نمونه این لینک بدافزار مخربی است که بیشتر در موبایلهای دارای سیستمعامل اندروید در حال پخش هست و لینک یه سایت ناشناس است، که با باز کردن این لینک یک بدافزار روی گوشی موبایل نصب میشود و همین پیام به افراد دیگر در واتساپ ارسال میشه، روی این لینک کلیک نکنید. به هیچ وجه لینکهای ناشناس را کلیک (لمس) نکنید.
#امنیت
@LifeDefender
#امنیت
@LifeDefender
👍2
#خلاقیت_و_نوآوری
هدف از انتشار این پست، خلاقیت یا نوآوری به منزله کاربردی بودن طراحی نیست، بلکه پرورش دیدگاه متفاوت است. گذشته از اینکه میتوان برداشتهای گوناگونی داشت: اگر یه چیزی زیبا باشه اما کارایی نداشته باشه، استفاده چندانی نخواهد داشت.
پ.ن:
در معماری یا طراحی صنعتی، قرار گرفتن همزمان کارایی و زیبایی چالش برانگیز است. به نظر میرسه در آدمی هم همین طور باشه... از خودتون بپرسید من بیشتر به کارایی خودم بیشتر اهمیت میدم یا زیبایی؟
@LifeDefender | منبع
هدف از انتشار این پست، خلاقیت یا نوآوری به منزله کاربردی بودن طراحی نیست، بلکه پرورش دیدگاه متفاوت است. گذشته از اینکه میتوان برداشتهای گوناگونی داشت: اگر یه چیزی زیبا باشه اما کارایی نداشته باشه، استفاده چندانی نخواهد داشت.
پ.ن:
در معماری یا طراحی صنعتی، قرار گرفتن همزمان کارایی و زیبایی چالش برانگیز است. به نظر میرسه در آدمی هم همین طور باشه... از خودتون بپرسید من بیشتر به کارایی خودم بیشتر اهمیت میدم یا زیبایی؟
@LifeDefender | منبع
❤2
LifeDefender
Photo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#خلاقیت_و_نوآوری
طراحی این میز هم یکی از کارهای katerina kamprani است. فکر میکنید برای حفظ حریم خصوصی در فضای عمومی جالب باشه؟ اگه قرار هست تغییراتی انجام بشه تا بهبود پیدا کنه، باید چکار کرد؟
@LifeDefender
طراحی این میز هم یکی از کارهای katerina kamprani است. فکر میکنید برای حفظ حریم خصوصی در فضای عمومی جالب باشه؟ اگه قرار هست تغییراتی انجام بشه تا بهبود پیدا کنه، باید چکار کرد؟
@LifeDefender
👍3❤🔥1👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#خلاقیت_و_نوآوری:
میشه در برابر رنجهای زندگی شخصی و اجتماعیمون تا مرگ بنالیم و بگوییم دیگران چنین مشکلی را ایجاد کردهاند... یا نمیشه کاری کرد... میشه عواطفمون رو مدیریت و کنترل کنیم و از خودمون بپرسیم: خودم تنها یا به کمک دیگران، برای حل این مشکل چکاری میتونیم انجام دهیم؟ فکری کنیم. دست به عمل بزنیم حتی اگر بعدن مشخص بشه که نتیجه نگرفتهایم. فقط راکد و بیتفاوت نباید باشیم.
@LifeDefender
میشه در برابر رنجهای زندگی شخصی و اجتماعیمون تا مرگ بنالیم و بگوییم دیگران چنین مشکلی را ایجاد کردهاند... یا نمیشه کاری کرد... میشه عواطفمون رو مدیریت و کنترل کنیم و از خودمون بپرسیم: خودم تنها یا به کمک دیگران، برای حل این مشکل چکاری میتونیم انجام دهیم؟ فکری کنیم. دست به عمل بزنیم حتی اگر بعدن مشخص بشه که نتیجه نگرفتهایم. فقط راکد و بیتفاوت نباید باشیم.
@LifeDefender
👍7
#معرفی_کتاب (کتاب بعدی که بزودی دکتر آذرخش مکری آن را بررسی خواهند کرد) :
آخرین کتاب از دو پژوهشگر حوزه علوم رفتاری و روانشناسی بنام های دانیل سایمونز و کریستوفر شابریس که فکر کنم "ساده نیستم؛ چرا ما گول میخوریم و برای آن چه می توان کرد؟" ترجمه مناسبی جهت عنوان اصلی کتاب باشد.
نویسندگان این اثر با آزمایش مشهور "گوریل نامریی" در اواخر قرن بیستم به شهرت رسیدند. اتفاقا بعدها نیز کتابی به همین عنوان به چاپ رساندند که به پارسی نیز ترجمه شده است. در این آزمایش از شرکت کنندگان درخواست شده بود که تعداد پاسهای توپ در بین دو تیم بسکتبال را بشمارند. در این میان فردی با لباس گوریل به میان بازیکنان آمده و برای چند ثانیه به سینه خود میکوبد و از صحنه خارج میشود. با کمال تعجب نزدیک به نیمی از آزمودنی ها متوجه حضور گوریل در صحنه نمیشوند و آنرا نمیبینند: پدیدهایی که از ان با عنوان "کوری بیتوجهی" یاد میشود. جالب اینکه این آزمایش بدفعات تکرار شده و نتایج جالبتری بدست آمده است. در روایتهای دیگر افراد متوجه گوریل شدند اما متوجه تغییر لباس بازیکنان نشدند. زمانیکه متوجه لباسها شدند از تغییر رنگ کفپوشها یا پردهها باز ماندند و ... در کتاب جدید خود، سایمونز و شابریس با یادآوری این پژوهش به نکته مهمی درباره کارکرد ذهن انسان می پردازند:
زمانیکه ما بر پدیدهایی تمرکز میکنیم و سعی در یافتن و اثبات آن داریم شواهد متناقض و رد کننده آنرا یا نمیبینیم یا انکار میکنیم. این مسئله زمینه ساز بسیاری از فریب خوردنها میشود. تمرکز و وفاداری ما بر دانستههایمان ما را از انبوه ندانستهها باز میدارد. وقتی به مطلبی اعتقاد داریم شواهد در جهت تایید آنرا با سهلانگاری زیاد و بدون توجه به نقایص آنها میپذیریم.
در کتاب به مثال های متعددی در اینباره اشاره شده است. چگونه چارلز پونزی یا برنی مدوف سالها با تشکیلات هرمی خود به سو استفاده از مردم اقدام کردند و شواهد آن مورد توجه قرار نگرفت؟ چرا آبراهام والد در جریان مقاوم سازی و زرهدار کردن بدنه هواپیماهای آسیب دیده در جریان بمباران آلمان، بدرستی معتقد بود اتفاقا جاهایی که تیر نخوردهاند را باید تقویت کرد؟ چگونه و بر چه مبنایی عدهایی از متخصصان خوش فکر آمار موفق به شناسایی مقاله های تقلبی و داده های ساختگی در پژوهشهای معاصر میشوند؟
برای رهایی از اینگونه در دام افتادنها لازم است بصورت فعال در جستجوی شواهد نقض کننده باورهایمان باشیم. به اموری بیندیشیم که میتوانستند اتفاق بیفتند و نیفتادند. به انهاییکه مداخله ما را انجام نداند و کماکان جواب گرفتند. /آذرخش مکری
👈منتظر ویدیوی بررسی این کتاب با حجم و کیفیت مناسب در کانال باشید. همچنین دوباره پیشنهاد میکنم برای مطالب بلند وقت بیشتری بگذارید و ویدیوهای دکتر مکری رو ببینید.
@LifeDefender
آخرین کتاب از دو پژوهشگر حوزه علوم رفتاری و روانشناسی بنام های دانیل سایمونز و کریستوفر شابریس که فکر کنم "ساده نیستم؛ چرا ما گول میخوریم و برای آن چه می توان کرد؟" ترجمه مناسبی جهت عنوان اصلی کتاب باشد.
نویسندگان این اثر با آزمایش مشهور "گوریل نامریی" در اواخر قرن بیستم به شهرت رسیدند. اتفاقا بعدها نیز کتابی به همین عنوان به چاپ رساندند که به پارسی نیز ترجمه شده است. در این آزمایش از شرکت کنندگان درخواست شده بود که تعداد پاسهای توپ در بین دو تیم بسکتبال را بشمارند. در این میان فردی با لباس گوریل به میان بازیکنان آمده و برای چند ثانیه به سینه خود میکوبد و از صحنه خارج میشود. با کمال تعجب نزدیک به نیمی از آزمودنی ها متوجه حضور گوریل در صحنه نمیشوند و آنرا نمیبینند: پدیدهایی که از ان با عنوان "کوری بیتوجهی" یاد میشود. جالب اینکه این آزمایش بدفعات تکرار شده و نتایج جالبتری بدست آمده است. در روایتهای دیگر افراد متوجه گوریل شدند اما متوجه تغییر لباس بازیکنان نشدند. زمانیکه متوجه لباسها شدند از تغییر رنگ کفپوشها یا پردهها باز ماندند و ... در کتاب جدید خود، سایمونز و شابریس با یادآوری این پژوهش به نکته مهمی درباره کارکرد ذهن انسان می پردازند:
زمانیکه ما بر پدیدهایی تمرکز میکنیم و سعی در یافتن و اثبات آن داریم شواهد متناقض و رد کننده آنرا یا نمیبینیم یا انکار میکنیم. این مسئله زمینه ساز بسیاری از فریب خوردنها میشود. تمرکز و وفاداری ما بر دانستههایمان ما را از انبوه ندانستهها باز میدارد. وقتی به مطلبی اعتقاد داریم شواهد در جهت تایید آنرا با سهلانگاری زیاد و بدون توجه به نقایص آنها میپذیریم.
در کتاب به مثال های متعددی در اینباره اشاره شده است. چگونه چارلز پونزی یا برنی مدوف سالها با تشکیلات هرمی خود به سو استفاده از مردم اقدام کردند و شواهد آن مورد توجه قرار نگرفت؟ چرا آبراهام والد در جریان مقاوم سازی و زرهدار کردن بدنه هواپیماهای آسیب دیده در جریان بمباران آلمان، بدرستی معتقد بود اتفاقا جاهایی که تیر نخوردهاند را باید تقویت کرد؟ چگونه و بر چه مبنایی عدهایی از متخصصان خوش فکر آمار موفق به شناسایی مقاله های تقلبی و داده های ساختگی در پژوهشهای معاصر میشوند؟
برای رهایی از اینگونه در دام افتادنها لازم است بصورت فعال در جستجوی شواهد نقض کننده باورهایمان باشیم. به اموری بیندیشیم که میتوانستند اتفاق بیفتند و نیفتادند. به انهاییکه مداخله ما را انجام نداند و کماکان جواب گرفتند. /آذرخش مکری
👈منتظر ویدیوی بررسی این کتاب با حجم و کیفیت مناسب در کانال باشید. همچنین دوباره پیشنهاد میکنم برای مطالب بلند وقت بیشتری بگذارید و ویدیوهای دکتر مکری رو ببینید.
@LifeDefender
👍3👌1
اگه از یه ولزی بپرسید کلمه "cwtch" به چه معناست، اغلب آنها لبخندی دوست داشتنی به شما نشون میدن، زیرا cwtch براشون خاص و خاطرهانگیزه...
این کلمه در زبانهای دیگه به معنای «در آغوش کشیدن» - «در آغوش گرفتن» _ «نوازش کردن» ترجمه شده، اما هیچ یک از اون معانی، احساسات محبتآمیز یکسانی رو به معنای واقعی «cwtch» ندارن. زیرا شما باید معنای دیگری از این کلمه رو بدونید: چاله یا کمد... یعنی مکانی امن برای نگهداری ایمن اشیا... در واقع وقتی شما به کسی cwtch بدهید، یعنی او را صمیمانه و از روی علاقه و عشق در آغوش یا در بغل میگیرید، یعنی به او یک «گوشه امن» میدهید، فضایی برای آرام شدن و احساس امنیت که با کس دیگهای این احساس رو نمیتونه تجریه کنه.
دقیقن نمیدونم این کلمه با معنا و مفهومی که پشتش داره، چطور در فرهنگ ولزیها شکل گرفته اما فکر میکنم ریشه نهایی این مفهوم، به روزهای کودکی برمیگرده، روزهایی که ما از چیزی میترسیدیم و در آغوش گرم و امن مادرمون، در یه گوشه خاص، احساس امنیت و آرامش میکردیم. از این رو در بزرگسالی وقتی که بیپناه میشیم، وقتی در وضعیت شکنندهای قرار داریم، نیاز به یکی داریم که برامون مانند یه پناهگاه باشه، در مقابل هر آنچه که تهدیدمون میکنه. از این رو احتمالش زیاده معادل یا نزدیک به این کلمه در فرهنگ و زبانهای دیگه هم وجود داشته باشه.
پ.ن:
پدرم چند روز دیگه ۸۹ سالش میشه. حدود یک سال و نیم پیش، حالش خوب نبود و در بیمارستان بستری شد. شدت درد و ترس و اثرات برخی داروها اون رو خیلی بهم ریخته بود. لحظهای که گریه کردم، موقعی بود که بیاختیار چندین بار مادرش رو صدا کرد و ازش کمک خواست. حتی در این سن وقتی در مخمصهای گرفتار میشی، بیاختیار وجود و حضور مادرت رو طلب میکنی. جایی خوندم برخی مهاجرین هنگام مرگ، بیاختیار به زبان مادریشون صحبت میکنن، زبانی که خیلی وقت ازش استفاده نکردن و در حالت عادی نمیتونستن به اون زبان حرف بزنند.
#omidnotes
این کلمه در زبانهای دیگه به معنای «در آغوش کشیدن» - «در آغوش گرفتن» _ «نوازش کردن» ترجمه شده، اما هیچ یک از اون معانی، احساسات محبتآمیز یکسانی رو به معنای واقعی «cwtch» ندارن. زیرا شما باید معنای دیگری از این کلمه رو بدونید: چاله یا کمد... یعنی مکانی امن برای نگهداری ایمن اشیا... در واقع وقتی شما به کسی cwtch بدهید، یعنی او را صمیمانه و از روی علاقه و عشق در آغوش یا در بغل میگیرید، یعنی به او یک «گوشه امن» میدهید، فضایی برای آرام شدن و احساس امنیت که با کس دیگهای این احساس رو نمیتونه تجریه کنه.
دقیقن نمیدونم این کلمه با معنا و مفهومی که پشتش داره، چطور در فرهنگ ولزیها شکل گرفته اما فکر میکنم ریشه نهایی این مفهوم، به روزهای کودکی برمیگرده، روزهایی که ما از چیزی میترسیدیم و در آغوش گرم و امن مادرمون، در یه گوشه خاص، احساس امنیت و آرامش میکردیم. از این رو در بزرگسالی وقتی که بیپناه میشیم، وقتی در وضعیت شکنندهای قرار داریم، نیاز به یکی داریم که برامون مانند یه پناهگاه باشه، در مقابل هر آنچه که تهدیدمون میکنه. از این رو احتمالش زیاده معادل یا نزدیک به این کلمه در فرهنگ و زبانهای دیگه هم وجود داشته باشه.
پ.ن:
پدرم چند روز دیگه ۸۹ سالش میشه. حدود یک سال و نیم پیش، حالش خوب نبود و در بیمارستان بستری شد. شدت درد و ترس و اثرات برخی داروها اون رو خیلی بهم ریخته بود. لحظهای که گریه کردم، موقعی بود که بیاختیار چندین بار مادرش رو صدا کرد و ازش کمک خواست. حتی در این سن وقتی در مخمصهای گرفتار میشی، بیاختیار وجود و حضور مادرت رو طلب میکنی. جایی خوندم برخی مهاجرین هنگام مرگ، بیاختیار به زبان مادریشون صحبت میکنن، زبانی که خیلی وقت ازش استفاده نکردن و در حالت عادی نمیتونستن به اون زبان حرف بزنند.
#omidnotes
❤🔥3👍1
▫️چرا و چگونه به دیابت مبتلا میشویم؟
ایندیپندنت پارسی.
▫️سالخوردهترین پزشک شاغل در جهان چگونه در ۱۰۱ سالگی ذهن خود را تقویت میکند؟
یورونیوز
▪️شکست چالدران، اشغال تبریز و درسهای آن...
علی مرادی مراغهای
#سلامت #تاریخ
#LifeLink
@LifeDefender
ایندیپندنت پارسی.
▫️سالخوردهترین پزشک شاغل در جهان چگونه در ۱۰۱ سالگی ذهن خود را تقویت میکند؟
یورونیوز
▪️شکست چالدران، اشغال تبریز و درسهای آن...
علی مرادی مراغهای
#سلامت #تاریخ
#LifeLink
@LifeDefender
ایندیپندنت فارسی
چرا و چگونه به دیابت مبتلا میشویم؟
بر اساس آمار فدراسیون بینالمللی دیابت (IDF)، حدود ۵۳۷ میلیون نفر در جهان مبتلا به دیابتاند و سالانه ۷ میلیون نفر به این جمعیت اضافه میشود. بیشتر افراد دیابت نوع ۱ و ۲ را میشناسند، اما شاید همه
⭕️ این تصویر ممکن است برای برخی افراد آزاردهنده باشد.
بیمار ۵۶ ساله با ناهماهنگی شدید انگشتان پا به دلیل آرتریت روماتوئید، قبل و بعد از عمل.
#سلامت
@LifeDefender
بیمار ۵۶ ساله با ناهماهنگی شدید انگشتان پا به دلیل آرتریت روماتوئید، قبل و بعد از عمل.
#سلامت
@LifeDefender
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ستون پنجم یعنی چی؟ از کجا اومده؟ جاسوس کیه؟ گردآوری محتوا: علیرضا یزدیانی، راوکست.
#کنجکاوی #تاریخ #سیاسی
@LifeDefender
#کنجکاوی #تاریخ #سیاسی
@LifeDefender
👍1
هلدینگ توسعه صنایع بهشهر رو میشناسید؟ پودر برف رو چطور؟
اگه به #کاروکسب و #کارآفرینی علاقهمند هستید این مطلب رو بخونید.
@LifeDefender
اگه به #کاروکسب و #کارآفرینی علاقهمند هستید این مطلب رو بخونید.
@LifeDefender
Threadreaderapp
Thread by @TechRasaFarsi on Thread Reader App
@TechRasaFarsi: #رشتو #مسیر_کارآفرینی #داستان_مصادره حتماً اسمهایی مثل «صابون گلنار»، «پودر برف» یا «روغن لادن» به گوشتون خورده! همه اینها محصولات هلدینگ «توسعه صنایع بهشهر» هستن./۱ این هلدینگ بیش از ۸۰ شرکت زیر م...…
👍3