LifeDefender
592 subscribers
2.12K photos
1.04K videos
43 files
1.79K links
انتشار هر آنچه خوب است

نخستین پست:
t.me/LifeDefender/1

کانال دوم:
@LDplus
Download Telegram
⭕️ترکیبات کرم‌ #ضدآفتاب وارد جریان #خون می‌شود

سازمان غذا و داروی آمریکا در گزارشی اعلام کرد:

◀️ میزان نفوذ ترکیب‌های موجود در کرم‌های ضد آفتاب به جریان خون به اندازه‌ای زیاد است که کارشناسان سلامت را نسبت به اثرات مسموم کننده آن نگران ساخته‌ است. ادامه 👇

@LifeDefender
LifeDefender
⭕️ترکیبات کرم‌ #ضدآفتاب وارد جریان #خون می‌شود سازمان غذا و داروی آمریکا در گزارشی اعلام کرد: ◀️ میزان نفوذ ترکیب‌های موجود در کرم‌های ضد آفتاب به جریان خون به اندازه‌ای زیاد است که کارشناسان سلامت را نسبت به اثرات مسموم کننده آن نگران ساخته‌ است. ادامه…
به نقل از ایرنا، این مطالعه که توسط محققان اداره نظارت بر دارو و غذای #آمریکا انجام شد، نشان می‌دهد که ماده شیمیایی « #اکسی_بنزن » که اشعه‌های UVA و UVB را جذب می‌کند، با غلظت‌هایی بیش از ۲۰۹.۶ نانوگرم در میلی‌لیتر وارد پلاسما می‌شود.

این میزان بسیار بیشتر از ۰.۵ نانوگرم در میلی‌لیتر توصیه شده اداره نظارت بر دارو و غذای آمریکا برای پیشگیری از #سرطان است.
اکسی بنزن علاوه بر اینکه بالقوه سرطان‌زا است، در هورمون‌های بدن اختلال ایجاد کرده و باعث ایجاد مسمومیت‌های جنینی نیز می‌شود.
بیشتر کرم‌های ضد آفتاب برای جلوگیری از رسیدن اشعه‌های مضر نور خورشید به پوست، از مواد شیمیایی مانند اکسی بنزن، آووبنزن (avobenzone) و اکتوکریلن (octocrylen) استفاده می‌کنند. این مواد شیمیایی آلی، اشعه ماورا بنفش را جذب و آن را به میزان کمی حرارت تبدیل می‌کنند.
مطالعات انجام‌شده بر روی حیوانات، نگرانی‌ها در مورد این مواد شیمیایی به‌ویژه اکسی بنزن را افزایش داده‌اند؛ این مواد شیمیایی می‌توانند الگوهای عادی هورمونی را در انسان‌ها مختل سازند.

محققان اداره نظارت بر غذا و داروی آمریکا در این مطالعه از ۲۳ فرد داوطلب خواستند که چهار کرم مختلف ضد آفتاب را به‌صورت اسپری، لوسیون و کرم چهار بار در روز در چهار روز پیاپی در ۷۵ درصد از سطح بدنشان استفاده کنند.
این مطالعه نشان داد که محتویاتی نظیر آووبنزن، اکسی بنزن، اکتوکریلن octocrylene موجود در این کرم‌های ضد آفتاب بسیار بیشتر از حد پیش‌بینی‌شده وارد پلاسمای خون این افراد شده است.

محققان سپس خون آن‌ها را برای بررسی میزان جذب این مواد شیمیایی در عرض هفت روز آزمایش کردند.
براساس نتایج این آزمایش، میزان این مواد شیمیایی بسیار بیشتر از مقدار توصیه‌شده ۰.۵ نانوگرم در میلی‌لیتر اداره نظارت بر دارو و غذای آمریکا است.
این مطالعه نشان داد که اکسی بنزن در #شیر_مادر، #مایع_امنیوتیک، #ادرار و #خون وجود داشته است.


👈👈👈با این حال محققان تاکید کردند که پیامدهای مطالعه آن‌ها هنوز مشخص نیست و مردم نباید استفاده از کرم‌های ضد آفتاب را متوقف سازند.

👈👈👈آن‌ها خاطرنشان کردند که در این مرحله خطرات شناخته‌شده اشعه‌های نور خورشید از خطر احتمالی این مواد شیمیایی بیشتر است و افرادی که نگران خطر مواد شیمیایی کرم‌های ضد آفتاب برای سلامتی هستند می‌توانند از کرم‌های ضد آفتاب معدنی استفاده کنند.

برخلاف کرم‌های ضد آفتاب شیمیایی که نور خورشید را جذب می‌کنند، کرم‌های ضد آفتاب معدنی با استفاده از اکسید روی و دی‌اکسید تیتانیوم، نور خورشید را از سطح پوست منعکس می‌کنند.


@LifeDefender
آشنایی با چند آزمایش مهم روانشناسی و نتیجه آن : 👇
⭕️ آزمایش میلگرام: فرمانبرداری از مراجع قدرت


مردی که برای آزمایش آمده بود، دستش را در کاسه‌ای کرد که در آن کاغذهای مختلف به صورت تا شده قرار گرفته بود. قرار بود با چیزی شبیه قرعه کشی، مشخص شود که او "آزمایشگر" خواهد بود یا "آزمایش شونده". برگه را درآورد و دید: نقش او "آزمایشگر" بود.

هیچ کس به مرد نگفت که روی تمام کاغذ‌های داخل آن کاسه، نوشته شده: "آزمایشگر". به همین دلیل، در تمام مدت آزمایش، آن فرد فکر می‌کرد که در اتاق مجاور، مرد دیگری نشسته است که قرعه‌ "آزمایش شونده" به نامش درآمده.

ژنراتور را روشن کردند. هدف از آزمایش،‌ "ارزیابی اثر تنبیه بر روی حافظه و کارکرد آن" بود. به آزمایشگر لیستی از کلمات و معانی آن ها داده می‌شد تا آن ها را با میکروفونی که داخل اتاقش بود برای آزمایش شونده اتاق مجاور بخواند و سپس سوالاتی چهار جوابی را برای او می خواند تا ببیند آیا می تواند گزینه‌ درست را انتخاب کند؟

آزمایش شونده، با انتخاب یکی از چهار کلیدی که پیش روی او قرار داده بودند، گزینه مورد نظرش را اعلام می کرد. گاهی درست و گاهی نادرست.

هر بار که پاسخ نادرستی داده می‌شد، با فشار یک دکمه #شوک_الکتریکی به مردی که در اتاق مجاور بود وارد می شد. میزان شوک با توجه به تعداد خطاها افزایش پیدا می‌کرد. طبیعی است که با افزایش شدت #ولتاژ، صدای #فریاد مردی که در اتاق مجاور بود به گوش می رسید.

👈بعضی وقت ها، #نگرانی و #ناراحتی در چهره "آزمایشگر" دیده می‌شد. گاهی می پرسید: "واقعاً اینقدر زجر دادن لازم است؟ اصلا انسانی است؟" و مردی که با لباس سفید آزمایشگاه، بالای سرش ایستاده بود توضیح می داد که: "بله. باید ادامه دهیم. چاره دیگری نداریم."

به آزمایشگر گفته نشد که صداهایی که می شنود، صداهای ضبط شده است و واقعاً شوکی در کار نیست. او در مقابل خودش ژنراتوری را می‌دید که هر بار، ولتاژش را بالا می برد و با فشار یک دکمه، شوکی را به مرد دیگری که در اتاق مجاور است وارد می کند.

این آزمایش ۴۰ بار و با ۴۰ نفر مختلف انجام شد. از این ۴۰ نفر، هیچکدام وقتی شنیدند که طرف مقابل می‌گوید: من مشکل قلبی پیدا کردم، آزمایش را متوقف نکردند. ۲۵ نفر از آن ها، حاضر شدند تا ۴۵۰ ولت شوک به طرف مقابل وارد کنند. این در حالی است که از ۳۴۵ ولت به بالا، صدای جیغ و اعتراض قطع می شد و به نظر می آمد که آزمایش شونده، یا مرده یا از هوش رفته است!

👈👈👈نکته دردناک آزمایش این بود که: این مردها، شوک را به یک غریبه وارد نمی‌کردند. آن ها در زمان قرعه کشی، طرف مقابل را دیده بودند و کاملاً باور داشتند که یک تصادف، آن ها را به "آزمایشگر" تبدیل کرده و ممکن بود خودشان روی صندلی اتاق مجاور نشسته باشند.

#آزمایش_میلگرام در سال های بعد به شکل‌های مختلف تکرار شد و در هیچ آزمایشی، تعداد کسانی که اعمال این شوک‌ها را متوقف کرده و به آزمایش اعتراض کردند از یک سوم جمعیت بیشتر نشد.

👈👈👈 میلگرام، در تفسیر آزمایش خود، به نکته مهمی اشاره می‌کند: رفتار ما انسان‌ها به دو دسته تقسیم می شود. زمان هایی که بر اساس " #مسئولیت_شخصی " تصمیم می‌گیریم و زمان هایی که بر اساس " #ماموریت_شغلی " رفتار می‌کنیم.

زمانی که بر اساس "مسئولیت شخصی" رفتار می‌کنیم، #وجدان خود را دخالت می دهیم. از #منطق خود استفاده می کنیم و به پیامدهای تصمیم و رفتار خود فکر می کنیم. اما زمانی که بر اساس "ماموریت شغلی" رفتار می‌کنیم، نیازی نمی‌بینیم که به #منطقی بودن یا #اخلاقی بودن کاری که انجام می دهیم فکر کنیم. اصطلاح " #مامور_هستم_و_معذور "، بیان دیگری از تجربه میلگرام است که در فرهنگ ما هم شنیده می‌شود.

پی نوشت:
یکی از سوءگیری‌های ذهن انسان، گرایش به پیروی از #آتوریته هاست. یعنی کسانی که از نوعی مرجعیت یا اقتدار در جامعه برخوردارند. انسان ها گاه حتی اصول اخلاقی خودشان را زیر پا می گذارند و از آتوریته ها پیروی می کنند. نوشته محمدرضا شعبانعلی

@LifeDefender
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎞 آزمایش اطاعت میلگرام

دکتر Stanley Milgram روانشناس اجتماعی، استاد فقید #دانشگاه #Yale #آمریکا مبدع چندین آزمایش کلاسیک تاریخ روانشناسی است منجمله:

۱- #آزمایش_اطاعت (Obedience to authority)

۲- #آزمایش_آسانسور (Conformity experiment) در خصوص همنوایی با دیگران که پیشتر توسط Solomon Asch مطرح شده بود.

۳- #آزمایش_دنیای_کوچک (Small-world experiment) که زمینه ساز نظریه ۶ درجه آزادی شد.

اولین آزمایش مصداق مثل فارسی معروف " #مامور_هستم_و_معذور " و دومی مصداق مثل " #خواهی_نشوی_رسوا_همرنگ_جماعت_شو" می‌باشد.

@LifeDefender
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎞 آزمایش آسانسور میلگرام توضیح می‌دهد که چگونه #ترس ما از #قضاوت شدن، ما را به سمت هم رنگی و همنوایی (Conformity) با دیگران سوق می‌دهد و ما را از #تفکر_مستقل باز می‌دارد.

@LifeDefender
⭕️ روانشناسی «بی‌تفاوتی اجتماعی»

Martin Seligman Theory:
Learned Helplessness:
Hopeless and Worthless:

دکتر #مارتین_سلیگمن #روانشناس #آمریکایی ساکن #نیویورک با طرح این تئوری و انجام آزمایش آن بر روی سگ‌ها، علت و ریشه «بی‌تفاوتی اجتماعی»، «احساس درماندگی و ناامیدی» و حس «بی‌ارزشی شخصی و اجتماعی» را بیان کرده است.

او در یک محفظه آزمایشگاهی، با وارد کردن شوک به یک #سگ، باعث جهش سگ از مانع به منطقه بی‌خطر شد.

در مرحله دوم ارتفاع مانع را چنان بالا برد که با وارد کردن شوک، سگ تلاش به فرار از شوک کرد اما به لحاظ مانع بلند، جهش مکرر سگ بی‌اثر و ناموفق بود.

در مرحله سوم مانع را به حالت اولیه بازگرداند و دوباره شوک را وارد کرد، اما این‌بار سگ تکان نخورد. چون دیگر او یاد گرفت (و فکر کرد) تکان و جهش بی‌فایده است!

در مرحله چهارم، کاملا مانع را برداشت و شوک را وارد کرد، و در کمال ناباوری دید سگ حتی دیگر تکان هم نمی‌خورد و درد شوک الکتریکی را به راحتی تحمل و عادت کرده است!

تئوری « #درماندگی_آموخته_شده » نشان می‌دهد که انسان‌ها بر طبق تجربیات گذشته خود، مانند #سرکوفت‌ها، #ناکامی‌های مستمر و طولانی و مداوم، به این نتیجه می‌رسند که کوشش و تلاش با #پیشرفت و #تغییر ارتباطی ندارد و هرگونه جنبش، حرکت و قیام هم بی‌نتیجه بوده و ثمربخش نیست. نوشته دکتر نورالدین پیرمؤذن

@LifeDefender
چه منظره‌ی غم‌انگیزی است،
تماشای مردمی که منتظرند خدا کارها را درست کند.

#کامیلو_خوزه_سلا

@LifeDefender
این تصور که دو نفر در عشق «یک» می‌شوند، با وجود ظاهر فریبنده‌ و #رومانتیک‌اش، خطایی بس عظیم است. در یک شدنِ دو یار، باید حتما یکی‌شان #قربانی گردد و یا هر دو نفر به کوچک‌ترین مخرج مشترک ممکن میان‌شان، خود را تقلیل دهند که این بالواقع بهای گزافی برای نیل به تفاهم است. یک رابطه به‌ این‌ شکل نه تنها به رشد و گسترش شخصیت و تعالی طرفین کمکی نمی‌کند که بالعکس منجر به تباهی آن‌ها شده، گور آنان است.

👈#ئی_چینگ، #کتاب خرد چین باستان، موقعیت به هم‌پیوستگی و همکاری را این‌چنین توصیف می‌کند:

«هنگامی که دو عنصر، با رسیدن به یکدیگر، چنان برخورد کنند که دامنه‌ی آن‌چه می‌توانند به دست آورند، از آن‌چه تک‌تک می‌توانستند به‌دست آورند، بس فراتر رود، آن‌گاه می‌توان گفت که آن‌ها در حال #همکاری با هم هستند.»

رابطه‌ی عاطفی نیز از این قاعده‌ی کلی مستثناء نیست؛ در واقع اگر در رابطه‌ای پارتنرها قوای یکدیگر را خنثی و حتی بدتر سرکوب می‌کنند، آن رابطه تعریف همکاری را به خود نمی‌گیرد. چنین رابطه‌ای تنها پوسته‌ی بی‌مغز یک رابطه است. اسم رابطه بر آن است و رسم رابطه در آن جریانی ندارد. رابطه‌‌ای که #سینرژی یا #هم_افزایی نداشته باشد، چیزی بیشتر از اصواتی که از حلق خارج می‌شود یا جوهری که بر کاغذ رد می‌گذارد نیست!

👈در یک رابطه‌ی حقیقی، حاصل پیوستن دو کس به هم، «سه» می‌شود و نه یک! یعنی هر دو نفر #فردیت خویش را حفظ می‌کنند و در عین حال یک «ما»ی جدید که حاصل همکاری آن‌هاست نیز به وجود می‌آید. رابطه زایاست، از این‌رو فرزندی می‌زاید. این فرزند نمادین می‌تواند فرزندی واقعی هم باشد، لیکن پیش از هر چیز فرصت تعالی نفس‌های ایشان است، فرصتی مغتنم برای رشد.

👈یک رابطه‌ی موفق رابطه‌ای‌ست که در خانه‌ای نمادین با دو اتاق خواب حاصل می‌شود! هر یک از پارتنرها فضای شخصی خود را دارند و مابقی فضا را به اشتراک می‌گذارند.
👈👈👈چنین زوجی همواره به یاد می‌آورند که در هم‌آغوشی یار میهمان اویند نه صاحب‌خانه! من نمی‌توانم هیچ‌زمان او را «داشته» باشم زیرا هیچ موجود زنده‌ای را نمی‌توان متملک شد، و آن‌چه به تملک در آید از زندگی تهی شده است. پس باید از «بودن» در این لحظه سپاس‌گزار باشم. شبی و روزی میهمان اویم، شب و روزی دگر او میهمان من، و شب و روزی هم هر یک میهمان #خویشتن خویش‌‌ایم. که اگر این آخری نباشد، هرگز نمی‌توانیم میهمان و میزبان نیکویی نیز برای دیگری باشیم.

👈👈👈 اگر خلوت خویش را از دست بدهید، در وجودتان حیواناتِ وحشی سرک می‌کشند و بوی نامطبوعی به خود می‌گیرید. وقتی از خود بی‌خبرید #سایه شخصیت متورم می‌شود و ترشحات نامطبوعی ایجاد می‌کند. راه پالایش خویش تنها شدن با #ناخودآگاه است. یک زندگی که همه‌ی دقایق و فضاهای‌اش اشتراکی‌ست با خودکشی فرقی ندارد، یک کُمون در ابعادی کوچک‌تر است، #قاتل فردیت و در نتیجه مسئولیت است. چراکه این تنها فرد است که مسئول است. باید پیوسته به یاد داشت که غایی‌ترین #تعهد اصیل انسان متحقق کردن خویش است. همه‌چیز در خدمت این هدف است و رابطه در معنای عام خود و به خصوص رابطه‌ی عاطفی در شکل خاص آن از مهمترین امکانات رشد فردیت است. هدف می‌تواند و باید روش و وسیله‌ی نیل به آن نیز باشد لیکن وارونه نه! مراقب باشیم وسیله به هدف‌مان بدل نشود. از رابطه #سعادت نخواهیم که یارای بخشیدن‌اش را نیست. رابطه را پاس داریم که باغ شکوفه‌ دادن ماست.

وحیدشاهرضا، گروه روانشناسی ژرف

@LifeDefender
بعد از ظهرها به ملاقات پزشک خود نروید!

این عنوان مقاله ای در #نیویورک_تایمز است که بررسی روند تجویز آنتی بیوتیک در ساعات مختلف روز می‌پردازد.

💡 این مقاله به اصلاح خستگی تصمیم یا #Decisio_fatigue اشاره کرده است که به معنای افت کیفیت تصمیمات در اثر تصمیم گیری پیاپی است.

اولین بار این عنوان در تحقیقی که روی #قاضی هایی که برای عفو #زندانی ها تصمیم می گرفتن نشان داد قضات بعد از هر وعده غذایی با عفوهای بیشتری موافقت می‌کردند و در زمان نزدیک شدن به وعده غذایی بعدی احتمال موافقت با عفو به صفر می‌رسید.

#پزشک ها ساعت ۴ بعد از ظهر ۲۶ درصد بیشتر از ساعت ۸ صبح آنتی بیوتیک تجویز می‌کنن.

علت این رخداد این هست که پزشک ها در زمانی که خسته میشن ، سعی می‌کنن که انتخاب های راحت تری انجام بدن و در این مورد تجویز #انتی_بیوتیک راحت تر از تجویز نکردن اون هست.

لینک مقاله :
https://www.nytimes.com/2019/05/14/opinion/dont-visit-your-doctor-in-the-afternoon.html

منبع: کانال مجله اقتصاد رفتاری

@LifeDefender
هم برادر بزرگتر و هم برادر کوچکتر آقای #یلا_سوبارو در نتیجه بیماریهای استوایی #مرده بودند و در نتیجه تخصصش رو در بیماریهای استوایی گرفته بود. حدود صد سال پیش هم از دانشکده مطالعات استوایی #هاروارد پذیرش گرفت و تا درباره بیماریهای مناطق استوایی تحقیق کنه، ولی به شهر #بوستون و #دانشگاه هاروارد که رسید، فهمید که توی این زمهریر چندان بازاری برای متخصص بیماریهای استوایی نیست و کار پیدا نمی‌شه. شبها توی یک #بیمارستان به عنوان #باربر کار می‌کرد و روزها درس می‌خوند و به سرنوشت و زندگیش فکر می‌کرد. بالاخره تونست توی دانشکده زیست‌شیمی کار بگیره. یه چیزی مثل کمک استاد امروز. در طول مطالعات دکتراش هم مولکول #ای‌تی‌پی و راه تغذیه سلولی رو کشف کرد و هم مولکول #کریتین. اگر امروز بود با هر کدوم این تحقیقات، اسم آقای سوبارو در جهان علم می‌درخشید ولی امروز نبود و صد سال پیش بود و رنگ پوست و لهجه از شایستگی خیلی مهمتر بود و آقای سوبارو حتی استاد تمام‌وقت هم نشد. یک چیزی شبیه داستان آن ستاره‌شناس ترک داستان شازده کوچولوی آقای #اگزوپری که کسی حرفش را به خاطر لباس محلی باور نمی‌کرد.

از هاروارد که بیرونش کردند، آقای سوبارو رفت یک شرکت خصوصی در #نیویورک. هدف این بود که #اسید_فولیک رو که در پیشگیری از #کم‌خونی نقش اساسی داره تولید کنه و به #قرص تبدیل کنه و به ملت بفروشه. تمام سعی و تلاشش رو می‌کرد و توی این سعی و تلاش مواد شیمیایی مختلفی رو هم سنتز کرد اما اسید فولیک سنتز نمی‌شد. از اون طرف داستان، آقای #سیدنی_فاربر در حال مطالعه بر روی #سرطان_خون #کودکان بود و طی یک سری آزمایش خطرناک، فهمیده بود که اسید فولیک سرعت لوسمی رو به شدت زیاد می‌کنه. به فکرش رسید که اگر ماده شیمیایی پیدا کنه که خواص مخالف اسید فولیک داشته باشه، شاید سرعت بیماری کم بشه. یاد مرد #هندی ساکت و سختکوش آزمایشگاه کناری افتاد. نامه‌ای نوشت که «یلا جان، ازت بخوام یک ماده شیمیایی برام بفرستی که خواصی کاملا مخالف اسید فولیک داشته باشه، چی می‌فرستی؟» و آقای سوبارو دو ماده مختلف فرستاد، اولی جواب نداد، اما دومی، #آمینوپترین، هنوز در کنترل لوسمی استفاده می‌شه. اولین شیمی‌درمانی تاریخ، با همکاری این دو نفر انجام شد. نام آقای فاربر در عالم پزشکی جاودان موند، اما از آقای سوبارو که چند ماهی بعد از این داستان قلبش ناگهان تصمیم به ایستادن گرفت خیلی اسمی نمونده. این دو روزه به آقای سوبارو زیاد فکر کردم. به شب‌های بار بردن در بیمارستان و به تبعیض‌های آشکار و به استقامت و علاقه‌اش به علم. از یک سری آدمها باید یاد کرد، آقای سوبارو یکی از اونهاست.
نوشته علی فرنود.


پ.ن.۱. بیشتر متن از #کتاب بی‌نظیر «امپراطور بیماریها - تاریخ سرطان» نوشته آقای #سیدارتا_موکرجی گرفته شده، که گویا به فارسی هم ترجمه شده. از کیفیت ترجمه بی‌خبرم، ولی متن اصلی فوق‌العاده روان و خوب نوشته شده.

پ.ن.۲. توضیح واضحات بدم که تردیدی در اینکه در دنیای امروز هم تبعیض وجود داره نیست. صرفا میزانش نسبت به صد سال پیش خیلی کمتره.

@LifeDefender
#خلاقیت_و_نوآوری :

هر مشکل بذری برای موفقیت و ثروت در خود دارد. مهم این است که ما در برابر هر مشکل چه تصمیمی اتخاذ می‌کنیم. تحملش کنیم و بنالیم یا سعی کنیم حلش کنیم.
افراد زیادی تخت‌خواب، میز، راه‌پله را همیشه به یه یک شیوه می‌سازند اما برای رفع هر کدام از این نیاز بیشمار طرح مختلف وجود دارد.

@LifeDefender
⭕️ نان سبوس دار نخرید

دکتر اسماعیل اکبری مشاور عالی وزیر بهداشت در نشست خبری با اصحاب رسانه گفت:
آنچه به عنوان #سبوس بر روی #نان ها استفاده می شود مانند زغال می ماند‌. #نباید سبوس را از آرد جدا کنبم. سبوس باید همراه #گندم #آرد شود سبوسی که روی نان ریخته می شود ضرر دارد و شرکت های صنایع آرد تجارت جدیدی را راه انداخته‌اند و این کار فقط یک کار تجاری است و علمی نیست.
@LifeDefender
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ خشونت علیه زنان!

🔶 این کلیپ تبلیغاتی یکی از آرایشگاه‌های معروف #تهران است که این روزها دست به دست می‌شود.

🔶 حرف من اما چیز دیگری است و آن ترویج بی‌رحمانه ترین خشونت علیه زنان است. خشونتی به نام #مسابقه_زیبایی.

🔶رقابت خشنی که بسیاری از زنان و دختران برای جلب توجه مردان، و برای آنکه تنها مردان آنها را بیشتر تحسین کنند، با همجنسان خود، دهه‌هاست که آغاز کرده‌اند. و هر زنی که بهتر بتواند #شهوت #مردان را تحریک کند، در آن پیروز است.

🔶و برای نائل آمدن به این هدف، زن باید از صبح تا شب، در #استرس #زیبا بنظر آمدن و زیبا شدن به سر ببرد و حاضر باشد حتی بدنش را زیر تیغ جراحی ببرد یا آن را ورطه آزمایش ده‌ها مواد آرایشی مضر کند و عاقبت بی‌نتیجه و #سرخورده و #افسرده، حسرت از خود زیباتر را بخورد و #رنج بکشد. رقابتی که گاه به #خودکشی می‌رسد.

🔶و جالب این است که تمام مراجع علمی و رسانه ای و تبلیغاتی مدرن، خشونت را ضرب و جرح مردانه یا صرفا آزار جنسی معرفی می‌کنند.

🔶 و به راستی چه خشونتی بالاتر از این علیه زنان وجود دارد ؟ چه جنایتی بالاتر که #زن را برابر با #تن معرفی کنند ؟
سلمان کدیور

@LifeDefender
مریم میرزاخانی در کتاب‌های آموزشی آمریکا

وزارت آموزش #آمریکا در راستای فرهنگ سازی برای دانش‌آموزان خود، یک بخش را به معرفی #مریم_میرزاخانی اختصاص داده است!
منبع: خبرگزاری ایمنا

نام #کتاب:
"داستانهای شب برای دختران سرکش"

مفاهیم: کلیشه های جنسیتی، برابری، هویت، ارزشگذاری، جنسیت، قهرمان، سرکشی و ...

پ.ن:
🔺 در حکومت ظلم، پرفسور مریم میرزاخانی حتی از ورود به کشور خود نیز منع شده بود و پس از مرگش، یک مراسم یادبود نیز برای وی برگزار نشد

@LifeDefender
چهارده سال پیش، استیو اینجا ایستاد و به فارغ‌التحصیلان قبل از شما گفت:

«زمان شما محدوده. اون رو صرف زیستن زندگی کس دیگه نکنید.»

دنباله‌ این حرف رو من اینجا می‌گم: مربی‌های شما ممکنه شما رو مجهز به دانش لازم بکنن، ولی نمی‌تونن برای کار «آماده»تون کنن. وقتی استیو مریض شد، من به زور به خودم قبولونده بودم که بهتر می‌شه. نه تنها فکر می‌کردم زنده خواهد موند، بلکه باور داشتم که سالها بعد از #مرگ من هم #اپل رو خواهد چرخوند. بعد یه روز به من گفت برم خونه‌اش و بهم گفت از این خبرها نیست. حتی اون موقع هم فکر می‌کردم مدیرعامل نخواهد بود ولی رییس هیئت مدیره می‌شه. کارهای روزانه دیگه با اون نخواهد بود ولی حداقل هست که حرفها و تصمیم‌های من رو بشنوه و نظر بده. ولی این باور من دلیلی نداشت. هرگز نباید حتی اینطور فکر می‌کردم. همه واقعیتها تمام این مدت جلوی روم بود.

👈وقتی استیو رفت، واقعا رفت، من تفاوت بین «آماده شدن» و «آماده بودن» رو با تمام وجود درک کردم.

قبلا هم احساس تنهایی کرده بودم ولی این یکی از اون قبلیها ده بار بدتر بود‌. یکی از اون موقعها بود که کلی آدم دورت هست، ولی نه می‌بینیشون، نه صداشون رو‌ می‌شنوی، نه وجودشون رو احساس می‌کنی. 👈تنها چیزی که احساس می‌کنی وزن توقعاتشون روی شونه‌هاته.
👈گرد و خاک که فرو نشست، تنها چیزی که می‌دونستم این بود که من باید بهترین نسخه وجود خودم باشم. می‌دونستم که اگر صبحها بیدار شی و ساعتت رو بر اساس توقعات و انتظارات دیگران تنظیم کنی، به جز دیوونه شدن چیز دیگه‌ای تهش نیست‌‌. اونچه اون روز درست بود، امروز هم درسته. وقتتون رو برای زیستن زندگی کس دیگه تلف نکنید. ادای اونها که قبل از شما اومدن در نیارید تا جایی که تمام شرایط و قابلیتهای شخصی خودتون رو نادیده بگیرید. خودتون رو به زور کج و معوج نکنید تا توی یه قالب جا بگیرید که برای شما ساخته نشده بود. این کار تلاش ذهنی زیادی می‌طلبه. تلاشی که باید صرف ساخت و آفرینش بشه. وقتتون رو تلف می‌کنید که ذهنتون رو از اول سیم‌کشی کنید و همه هم می‌فهمند که دارید ادا در میارید. دوستان فارغ‌التحصیل، واقعیت اینه که نوبت شما که رسید، و بهتون قول می‌دم که خواهد رسید، شما هرگز «آماده» نخواهید بود. اما قرار هم نیست که باشید. در اتفاقات غیرمنتظره به دنبال امید بگردید، در چالشها به دنبال شجاعت، و در جاده تنهایی هدف بلندمدتتون رو پیدا کنید. تمرکزتون رو از دست ندید.
👈👈👈خیلی آدمها توی این دنیا می‌خوان بدون قبول هیچ مسوولیتی اعتبار کار انجام‌شده رو کسب کنن.

خیلی‌ها هستند که برای قیچی کردن روبان افتتاح میان و هیچ چیزی که به پشیزی بیاره نساختند. شما متفاوت باشید‌. یک چیز باارزش از خودتون به جا بذارید. 👈 و همیشه هم یادتون باشه که اونچه ساختید با خودتون نمی‌تونید ببرید. باید بگذاریدش برای دیگرانی که بعد از شما خواهند اومد. -- سخنرانی آقای #تیم_کوک، مدیرعامل شرکت اپل، در جمع فارغ‌التحصیلان سال ۲۰۱۹ #دانشگاه #استنفورد. ترجمه از علی فرنود

@LifeDefender