LifeDefender
592 subscribers
2.12K photos
1.04K videos
43 files
1.79K links
انتشار هر آنچه خوب است

نخستین پست:
t.me/LifeDefender/1

کانال دوم:
@LDplus
Download Telegram
LifeDefender
باید گریه کرد – بی احترامی به ناموس بشریت باید گریه کرد
⭕️ابتذال و فساد در دانشگاه های ما

این بی‌احترامی است به ناموس #علم و #اخلاق و بشریت که به بسیاری از اساتید #دانشگاه‌ می‌گوییم #استاد و #دکتر.
👈بیش از ۵۰% استادان دانشگاه ما سواد آکادمیک ندارند!
دزدی در دانشگاه یک هنجار است. استثمار #دانشجو یک قانون است. استادی که سهمی در مقاله نداشته در نهایت بی شرمی اسم خودش رو در #کتاب و #مقاله می آره.
خاک بر سر اون استاد دانشگاهی که #ظلم و #نابرابری را می بیند، #فساد را می بیند و دلش خوش است که توانسته پست بگیره و ارتقایش را به موقع بگیرد. و خاک بر سر اون سیستم دانشگاهی.
چرا همه ما ساکتیم؟ این فاجعه است این ابتذاله! باید گریه کنیم

آنچه در بالا خواندید، بغضی بود که ترکید! چندی پیش در مراسم نکوداشت یکی از دانشگاهیان، دکتر نعمت‌الله فاضلی نکاتی را گفت که از سر درد بود؛ عریان، بی محابا و رسا. این سخنرانی منجر به واکنش از طرف جامعه دانشگاهی شد و همین باعث شد که دکتر نعمت الله فاضلی مجبور به تفسیر بخشی از سخنانش شود. اما اصل حرفش را پس نگرفت و گفت بر همان نکاتی که گفته همچنان پای می فشارد.

او در بخشی از سخنانش گفته بود: اگر از بسیاری از اساتیدی که کتاب نوشته‌اند بخواهیم یک صفحه خلاقانه بنویسند، توانش را ندارند. چرا لقب استاد و دکتر را رایگان به این و آن اهدا‌ می‌کنیم؟ آنهایی که این القاب را گرفته‌اند مقصر نیستند. سیستمی باید پاسخگو باشد که کُرور کُرور دکتر و استاد تولید‌ می‌کند.

تحلیل و تجویز راهبردی:
اولین گام این است که نظام آموزش عالی بپذیرد که #مریض است. دانشگاهیانی که برای عالم و آدم نسخه می نویسند بپذیرند که باید بیش از هر چیزی برای آنان نسخه نوشته شود و چه بهتر که خود نسخه بپیچند. نشانه های مریضی این سیستم بسیار زیاد است از جمله به دو مورد اشاره می کنم:
▫️تولید کارشناسان بی مهارت؛ متاسفانه #لیسانس در کشور ما معادل شد با کلمه کارشناسی!! و در رشته های مهندسی هم دانش آموختگان « #مهندس » نامیده می شوند. حالا جالب است که این به اصطلاح مهندسان و کارشناسان فاقد مهارت های لازم برای جذب در محیط کاری هستند. نظام آموزش عالی رسما بیکار تولید می کند اولا با فارغ التحصیل کردن افراد در رشته های بدون تقاضا و دوما با فارغ التحصیل کردن افراد بی مهارت در رشته های با تقاضا.
▫️مرض دیگر، تولید #علم بی تقاضاست. مانند تولید کالای بی‌تقاضا. درست مثل این است که میلیاردها تومان خرج کنی و ماشینی تولید کنی که نه هیچ کس نیاز دارد و نه هیچ کس آن را می خرد. تولید علم بی‌تقاضا تولید علمی بدون تاثیر معنادار بر معیشت و صنعت و توسعه. یعنی تولید علم بی خاصیت. تولید علم بدون تقاضا به تدریج خودش به هدف بدل می‌شود و می شود مسابقه مقاله نویسی!! و رزومه پر کردن.

دومین گام این است که هاله #قداست باید از دانشگاه (نظام آموزش عالی) و همچنین حوزه زدوده شود. هر چیزی که در هاله قداست فرو رفت، فسادش کلید خواهد خورد. هیچ کس و هیچ سیستمی در این دنیا نباید فراتر از نقد باشد و مقدس دانسته شود. بنابراین دانشگاه خود باید فرش قرمز پهن کند برای منتقدان و قداست زدایی.

سومین گام این است که راه برای طرح ایده های کاملا متفاوت و غیرمتعارف در نظام آموزش عالی باز شود. به دو ایده معمولی (ونه خلاقانه) توجه کنید:
بسیاری از کلاس های آموزشی تبدیل شده به یک پروسه تکراری بی روح که نه استاد ذوق و شوقی دارد برای تدریس چندصدباره مطالب تکراری و نه دانشجویان نیازی به شنیدن آن دارند، چرا 50 درصد از کل دروس دانشگاهی را به صورت الکترونیکی ارایه نمی کنیم؟ هم دسترسی و برابری آموزشی برای هشتاد میلیون فراهم خواهد شد، هم رفت و آمد و ترافیک و آلودگی هوا کاهش پیدا خواهد کرد و هم ...
👈👈👈وظیفه دانشگاه تولید ماشین هایی بدون روح، بدون ادراک عمیق و بدون افق بلند نیست. پس تمام دانشجویان موظف شوند درس های زیر را بگذارند:
❤️فلسفه علم و تکنولوژی،
❤️اخلاق حرفه‌ای،
❤️آینده پژوهی،
❤️سواد مالی،
❤️سواد رسانه ای،
❤️سواد جنسی،
❤️حل مساله و تصمیم گیری
❤️حقوق شهروندی،
❤️تاریخ تمدن و توسعه یافتگی
❤️مهارت ارتباطات حرفه ای (گزارش نویسی و ارایه مطلب علمی-فنی). هر کدام از این ده درس به دقت و عامدانه توصیه شده است (این جا فرصت توضیح و توجیه نیست).
ارتقا اساتید منوط شود به حل یک مساله واقعی اجتماعی یا اقتصادی و نه مقاله. نه خود را گول بزنیم و نه مدیران ارشد را و نه جامعه را. افزایش تعداد مقالات علمی به توسعه ختم شده یا خواهد شد؟

چهارم این است که شروع کنیم به ایجاد تفاهم، توافق، تغییر و اجرای ایده ها در عمل و دریافت بازخورد، خلق ایده های جدیدتر و پیش رفتن.

نوشته مجتبی لشکربلوکی
@LifeDefender
به اندازه رنج‌های آدمی فرصت لبخند وجود دارد.


@LifeDefender
LifeDefender
به اندازه رنج‌های آدمی فرصت لبخند وجود دارد. @LifeDefender
به اندازه رنج‌های آدمی فرصت لبخند وجود دارد، اگر بجای انتخاب «ماندن» در درد، نگرانی، استرس، خشم، خجالت، شرمندگی، تحقیر، یاس، ناامیدی و ... در کل رنج، «کنجکاوی» را انتخاب کنیم و یک بار بپرسیم چرا؟ و بارها بپرسیم چگونه؟

۲۸ فروردین ۱۳۹۸

@LifeDefender
در حوزه #رهبری، #نلسون_ماندلا یک مورد خاص است چرا که او را در سراسر جهان بلااستثناء به عنوان یک رهبر عالی می شناسند. او در واقع پسر رئیس یک قبیله بود!
یک روز از او پرسیدند مهارت این سبک رهبری را از کجا آموختی؟ در پاسخ گفت وقتی با پدرش به جلسات قبیله ای می رفته و در این جلسات که پدرش با افراد مسن تر از خود می نشسته دو چیز را به یاد می آورد:
اول اینکه آنها همیشه دایره وار می نشستند.
دوم اینکه پدرش همیشه آخرین نفری بود که صحبت می‌کرد!
👈در تمام عمر به ما می‌گویند باید یاد بگیریم خوب #گوش بدهیم اما مهمتر از آن این است که باید یاد بگیریم همیشه آخرین نفر صحبت کنیم. خیلی وقتها در جلسات می‌بینیم افرادی که در رهبری نسبتا خوب هستند وارد یک جلسه می‌شوند و بدون مقدمه شروع به حرف زدن می‌کنند که مشکل آن است و راه حل این است! مهارت نگه داشتن نظر خود تا تمام شدن سخن همه؛ دو کار می کند! اول اینکه همه حس می‌کنند که شنیده می‌شوند و در جلسه نقشی ایفا کرده‌اند، دوم اینکه قبل از ابراز نظر خود از شنیدن نقطه نظرات دیگران بهره‌مند شده و نظرتان قبل از بیان، پخته‌تر می شود! تمرین کنید آخرین نفری باشید که سخن می‌گوید!

نوشته سایمون سینک
@LifeDefender
👍1
۱. #کارل_یونگ مدت‌ها به این فکر می‌کرد که چرا موضوع «تولد دوباره» اینقدر برایش جذاب است، بعد ناگهان جواب را پیدا کرد: نام خانوادگی او، یونگ، به معنای جوان است و به همین خاطر موضوعاتی مثل تولد، جوانی، سالخوردگی و زایش دوباره همیشه برای او مهم بوده است

۲. یونگ در ادامه متوجه شد معنی نام #فروید نیز در زبان آلمانی «لذت» است و همین توضیح می‌دهد که چرا اصل لذت برای فروید اساس همه‌چیز است

۳. این قاعده درباره سومین روان‌شناس بزرگ قرن هم مصداق داشت: معنی نام #آدلر، عقاب است و به همین خاطر او مدافع میل به قدرت است

۴. یونگ فکر می‌کرد نام‌هایی که در بدو تولد روی ما می‌گذارند همچون مشعلی بر مسیر تقدیرمان پرتو می‌افکنند

۵. آیا این حرف واقعیت دارد؟ آیا ما شکل نام‌هایمان می‌شویم و اگر پدر و مادرمان اسم دیگری برایمان انتخاب کرده بودند، سرنوشت دیگری پیدا می‌کردیم؟ این سوال دست‌آویز #آدام_آلتر برای فصل اول #کتاب #بازداشتگاه_صورتی است. کتابی درباره چیزهایی که بر ما اثر می‌گذارند، بدون اینکه خودمان بدانیم. ادامه 👇

@LifeDefender
LifeDefender
Photo
📕 بازداشتگاه صورتی: نیروهای پنهانی که طرز #فکر، #احساس و #رفتار ما را شکل می‌دهند

▫️اغلب ما گمان می‌کنیم انتخاب‌هایمان در #زندگی تماماً به اختیار خودمان شکل می‌گیرد؛ گمان می‌کنیم مستقل از جهان پیرامونمان می‌اندیشیم و رفتار می‌کنیم.

▫️اما رنگ‌ها حالات درونی ما را دگرگون می‌کنند. نام‌هایمان تا حدی سرنوشت ما را رقم می‌زنند و بر قضاوت دیگران دربارۀ ما تأثیر می‌گذارند. آب‌وهوای هر روز نگرش کلی ما در آن روز را جهت می‌دهد و این فهرست عوامل پنهان مفصل و دراز است.

▫️کتاب بازداشتگاه صورتی توضیح می‌دهد که چگونه محیط اطراف ما و صدها عامل پنهان دیگر افکار و اعمالمان را بی‌آنکه بدانیم شکل می‌دهد. #آدام_آلتر برای اثبات حرف خود آزمایش‌های اعجاب‌آور بسیاری انجام داده است و آن‌ها را با زبانی ساده و گیرا و گاهی طنزآمیز توضیح می‌دهد. #کتاب او هم برای تأثیرگذاشتن بر دیگران به کار می‌آید و هم برای آگاه‌شدن به اینکه چقدر تحت‌تأثیر عوامل بیرونی هستیم.

این کتاب را انتشارات ترجمان منتشر کرده است و در نمایشگاه ۹۸، در راهرو ۲۵، غرفۀ ۳۰، منتظر علاقه‌مندان است.

@LifeDefender
#نژاد، #دین، #غرور_قومی و #ناسیونالیزم
و غیره هیچ کاری نمی‌کنند
به جز اینکه یاد می‌دهند
تا از مردمی که هیچ وقت ملاقات
نکرده‌اید #متنفر باشید.

#داگ_استنهوب

@LifeDefender
👍1
امروز روز تولد #مریم_میرزاخانی و روز جهانی #زن در #ریاضیات است. از سوی اتحادیه بین‌المللی انجمن‌های ریاضی جهان با پیشنهاد کمیته بانوان انجمن ریاضی ایران ۳م می به عنوان روز جهانی زن در ریاضیات نامگذاری شده است.

مریم میرزاخانی (۱۳۵۶ تا ۱۳۹۶) برنده دو مدال طلای المپیاد جهان ریاضی دانش آموخته رشته ریاضی از دانشگاه #صنعتی_شریف و دانشگاه #هاروارد در سال ۲۰۱۴ به خاطر کار بر «دینامیک و هندسه سطوح ریمانی و فضاهای پیمانه‌ای آنها» برنده #مدال_فیلدز شد که بالاترین جایزه در ریاضیات است.

میرزاخانی، ریاضیدان نابغه ایرانی و استاد دانشگاه #استنفورد متولد ۱۳ اردیبهشت ۱۳۵۶ در شهر #تهران است. وی پس از اتمام تحصیلات متوسطه در دبیرستان فرزانگان تهران، تحصیلات کارشناسی خود را در رشته ریاضی در دانشگاه صنعتی شریف به پایان برد.
وی بعد از دریافت مدرک دکترای خود از دانشگاه #استنفورد به عنوان استادیار وارد دانشگاه #پرینستون شد و سپس بعد از مدتی تدریس در آن دانشگاه وارد دانشگاه استنفورد شد. وی پس از بستری شدن در بیمارستان به دلیل بیماری سرطان، در روز ۲۴ تیرماه سال ۱۳۹۶ درگذشت.

@LifeDefender
جهان تا پایان قرن حاضر چگونه خواهد بود؟

« #ری_کورزویل » نویسنده، مخترع و آینده‌‌پژوه #آمریکایی، وضعیت جهان را تا پایان قرن بیست‌ویکم پیش‌بینی کرده است. او کسی است که باور دارد نامیرایی انسان تا سال ۲۰۵۰ دست‌یافتنی می‌شود.

رِی کورزویل (Ray Kurzweil) متولد ۱۲ فوریه ۱۹۴۸ در #نیویورک است. او قطعاً یک دیوانه نیست! بلکه یک تکنولوژیست بزرگ جهانی است که از قابلیت‌های رو به رشد تکنولوژی به خوبی آگاه است، تا جایی‌که #بیل‌گیتس، او را بهترین پیش‌بینی ‌کنندۀ آیندۀ #هوش_مصنوعی معرفی می‌کند.
او تاکنون ۲۰ دکترای افتخاری دریافت کرده، ۷ #کتاب مهم و پرفروش در زمینه #تکنولوژی دارد و اختراعاتی مثل اسکنرهای مسطح و ماشین‌های تبدیل چاپ به گفتار را در کارنامه خود دارد. او یکی از بنیان‌گذاران #دانشگاه #تکینگی (Singularity) است و مستقیماً توسط « #لری_پیج » برای توسعۀ هوش مصنوعی شرکت #گوگل انتخاب شده است.
ری‌کورزویل تأکید می‌کند که ما در برهۀ هیجان‌انگیزی از تاریخ بشر زندگی می‌کنیم و پیش‌بینی‌های شگفت‌انگیزی از آینده دارد. پیش‌بینی‌های او حاصل درکی است که از قدرت « #قانون_مور » و به‌ویژه قانون بازده شتاب دارد. این قوانین بیان می‌کنند که فناوری اطلاعات خط سیر پیش‌بینی‌پذیری را دنبال می‌کند.
قانون بازده ‌شتاب ری‌کورزویل می‌گوید که رشد بی‌امان، پیش‌بینی‌پذیر و نمایی‌ فناوری، انسان‌ها را به دورانی می‌برد که کورزویل آن را سینگولاریتی ( #تکینگی ) می‌نامد.
بسیاری از ما آن ‌چه را که ری‌کورزویل می‌بیند، نمی‌بینیم چراکه هنوز در مراحل آغازین این رشدِ نمایی هستیم. شاید خیلی از افراد نسبت به پیش‌بینی‌های کورزویل نگران باشند، اما خود او نسبت به دوران پیشِ رو امیدوار است و آینده خوبی را پیش‌بینی می‌کند.
حال نگاهی می‌کنیم بر پیش‌بینی‌های "ری کورزویل" در مورد آیندۀ تکنولوژی:

سال ۲۰۱۹: خداحافظی کامپیوترهای شخصی و لوازم جانبی آن‌ها با کابل و سیم
سال ۲۰۲۰: افزایش قدرت کامپیوترهای شخصی با امکان مقایسه آن‌ها با توان مغز انسان
سال ۲۰۲۱: امکان دسترسی به اینترنت بی‌سیم در ۸۵ درصد از نقاط کره زمین
سال ۲۰۲۲: وضع قانون رفتار انسان‌ها و ربات‌ها در آمریکا و اروپا (تعیین وظایف و حوزه فعالیت ربات‌ها)
سال ۲۰۲۴: اجباری شدن هوش کامپیوتری در خودروها (قانون منع استفاده از خودروهای فاقد هوش مصنوعی)
سال ۲۰۲۵: تشکیل بازارهای بزرگ عضوهای مصنوعی بدن انسان
سال ۲۰۲۶: تمدید عمر به ازاء هر ثانیه به کمک پیشرفت علم
سال ۲۰۲۷: تبدیل ربات‌های خدمتکار با توان انجام کارهای سخت، به یک ابزار و دستگاه معمولی در زندگی روزمره انسان
سال ۲۰۲۸: ارزان شدن و در دسترس قرار گرفتن انرژی خورشیدی برای مصرف ساکنان زمین
سال ۲۰۲۹: هوشمند شدن کامپیوترها در چارچوب مدل‌سازی کامپیوتری مغز انسان
سال ۲۰۳۰: گسترش استفاده از نانوفناوری در صنعت
سال ۲۰۳۱: استفاده از چاپگرهای سه‌ بعدی اعضاء بدن در تمام بیمارستان‌ها
سال ۲۰۳۲: استفاده از نانوربات‌ها در علم پزشکی (حذف مواد زائد از بدن و اسکن مغز برای کشف اسرار آن)
سال ۲۰۳۴: نخستین دیدار انسان با هوش مصنوعی
سال ۲۰۳۶: استفاده از روش‌های برنامه‌نویسی برای برنامه‌نویسی سلول‌ها و درمان بیماری‌ها
سال ۲۰۳۸: ظهور ربات‌های انسان‌نما (مجهز به هوش مضاعف)
سال ۲۰۳۹: کاشت مستقیم نانوماشین‌ها در مغز (غوطه‌ وری کامل انسان در دنیای مجازی بدون هیچ دستگاهی)
سال ۲۰۴۰: کاشت موتور جستجو در بدن انسان (مشاهده نتیجه آن روی لنز یا عینک مخصوص)
سال ۲۰۴۱: افزایش توان اینترنت به میزان ۵۰۰ برابر امروز
سال ۲۰۴۲: نخستین مورد جاودانگی انسان چ، ارتش نانوربات‌ها به کمک سامانۀ دفاعی بدن آمده و انواع بیماری‌ها را درمان می‌کند.
سال ۲۰۴۳: بدن انسان می‌تواند به کمک نانوربات‌ها به هر شکلی که بخواهد دربیاید.
سال ۲۰۴۴: توانایی هوش غیربیولوژیکی، میلیاردها برابر هوش انسان
سال ۲۰۴۵: آغاز عصر تکینگی یا برگشت‌ناپذیری فناوری، کره زمین به یک ابررایانه تبدیل خواهد شد.
سال ۲۰۹۹: تکینگی فناوری سراسر کره زمین را فرا خواهد گرفت.
گفتنی است که پیش‌بینی‌های گذشتۀ ری کورزویل نیز در زمینه پیشرفت تکنولوژی تاکنون با دقت زیادی به وقوع پیوسته است.

@LifeDefender
⭕️ترکیبات کرم‌ #ضدآفتاب وارد جریان #خون می‌شود

سازمان غذا و داروی آمریکا در گزارشی اعلام کرد:

◀️ میزان نفوذ ترکیب‌های موجود در کرم‌های ضد آفتاب به جریان خون به اندازه‌ای زیاد است که کارشناسان سلامت را نسبت به اثرات مسموم کننده آن نگران ساخته‌ است. ادامه 👇

@LifeDefender
LifeDefender
⭕️ترکیبات کرم‌ #ضدآفتاب وارد جریان #خون می‌شود سازمان غذا و داروی آمریکا در گزارشی اعلام کرد: ◀️ میزان نفوذ ترکیب‌های موجود در کرم‌های ضد آفتاب به جریان خون به اندازه‌ای زیاد است که کارشناسان سلامت را نسبت به اثرات مسموم کننده آن نگران ساخته‌ است. ادامه…
به نقل از ایرنا، این مطالعه که توسط محققان اداره نظارت بر دارو و غذای #آمریکا انجام شد، نشان می‌دهد که ماده شیمیایی « #اکسی_بنزن » که اشعه‌های UVA و UVB را جذب می‌کند، با غلظت‌هایی بیش از ۲۰۹.۶ نانوگرم در میلی‌لیتر وارد پلاسما می‌شود.

این میزان بسیار بیشتر از ۰.۵ نانوگرم در میلی‌لیتر توصیه شده اداره نظارت بر دارو و غذای آمریکا برای پیشگیری از #سرطان است.
اکسی بنزن علاوه بر اینکه بالقوه سرطان‌زا است، در هورمون‌های بدن اختلال ایجاد کرده و باعث ایجاد مسمومیت‌های جنینی نیز می‌شود.
بیشتر کرم‌های ضد آفتاب برای جلوگیری از رسیدن اشعه‌های مضر نور خورشید به پوست، از مواد شیمیایی مانند اکسی بنزن، آووبنزن (avobenzone) و اکتوکریلن (octocrylen) استفاده می‌کنند. این مواد شیمیایی آلی، اشعه ماورا بنفش را جذب و آن را به میزان کمی حرارت تبدیل می‌کنند.
مطالعات انجام‌شده بر روی حیوانات، نگرانی‌ها در مورد این مواد شیمیایی به‌ویژه اکسی بنزن را افزایش داده‌اند؛ این مواد شیمیایی می‌توانند الگوهای عادی هورمونی را در انسان‌ها مختل سازند.

محققان اداره نظارت بر غذا و داروی آمریکا در این مطالعه از ۲۳ فرد داوطلب خواستند که چهار کرم مختلف ضد آفتاب را به‌صورت اسپری، لوسیون و کرم چهار بار در روز در چهار روز پیاپی در ۷۵ درصد از سطح بدنشان استفاده کنند.
این مطالعه نشان داد که محتویاتی نظیر آووبنزن، اکسی بنزن، اکتوکریلن octocrylene موجود در این کرم‌های ضد آفتاب بسیار بیشتر از حد پیش‌بینی‌شده وارد پلاسمای خون این افراد شده است.

محققان سپس خون آن‌ها را برای بررسی میزان جذب این مواد شیمیایی در عرض هفت روز آزمایش کردند.
براساس نتایج این آزمایش، میزان این مواد شیمیایی بسیار بیشتر از مقدار توصیه‌شده ۰.۵ نانوگرم در میلی‌لیتر اداره نظارت بر دارو و غذای آمریکا است.
این مطالعه نشان داد که اکسی بنزن در #شیر_مادر، #مایع_امنیوتیک، #ادرار و #خون وجود داشته است.


👈👈👈با این حال محققان تاکید کردند که پیامدهای مطالعه آن‌ها هنوز مشخص نیست و مردم نباید استفاده از کرم‌های ضد آفتاب را متوقف سازند.

👈👈👈آن‌ها خاطرنشان کردند که در این مرحله خطرات شناخته‌شده اشعه‌های نور خورشید از خطر احتمالی این مواد شیمیایی بیشتر است و افرادی که نگران خطر مواد شیمیایی کرم‌های ضد آفتاب برای سلامتی هستند می‌توانند از کرم‌های ضد آفتاب معدنی استفاده کنند.

برخلاف کرم‌های ضد آفتاب شیمیایی که نور خورشید را جذب می‌کنند، کرم‌های ضد آفتاب معدنی با استفاده از اکسید روی و دی‌اکسید تیتانیوم، نور خورشید را از سطح پوست منعکس می‌کنند.


@LifeDefender
آشنایی با چند آزمایش مهم روانشناسی و نتیجه آن : 👇
⭕️ آزمایش میلگرام: فرمانبرداری از مراجع قدرت


مردی که برای آزمایش آمده بود، دستش را در کاسه‌ای کرد که در آن کاغذهای مختلف به صورت تا شده قرار گرفته بود. قرار بود با چیزی شبیه قرعه کشی، مشخص شود که او "آزمایشگر" خواهد بود یا "آزمایش شونده". برگه را درآورد و دید: نقش او "آزمایشگر" بود.

هیچ کس به مرد نگفت که روی تمام کاغذ‌های داخل آن کاسه، نوشته شده: "آزمایشگر". به همین دلیل، در تمام مدت آزمایش، آن فرد فکر می‌کرد که در اتاق مجاور، مرد دیگری نشسته است که قرعه‌ "آزمایش شونده" به نامش درآمده.

ژنراتور را روشن کردند. هدف از آزمایش،‌ "ارزیابی اثر تنبیه بر روی حافظه و کارکرد آن" بود. به آزمایشگر لیستی از کلمات و معانی آن ها داده می‌شد تا آن ها را با میکروفونی که داخل اتاقش بود برای آزمایش شونده اتاق مجاور بخواند و سپس سوالاتی چهار جوابی را برای او می خواند تا ببیند آیا می تواند گزینه‌ درست را انتخاب کند؟

آزمایش شونده، با انتخاب یکی از چهار کلیدی که پیش روی او قرار داده بودند، گزینه مورد نظرش را اعلام می کرد. گاهی درست و گاهی نادرست.

هر بار که پاسخ نادرستی داده می‌شد، با فشار یک دکمه #شوک_الکتریکی به مردی که در اتاق مجاور بود وارد می شد. میزان شوک با توجه به تعداد خطاها افزایش پیدا می‌کرد. طبیعی است که با افزایش شدت #ولتاژ، صدای #فریاد مردی که در اتاق مجاور بود به گوش می رسید.

👈بعضی وقت ها، #نگرانی و #ناراحتی در چهره "آزمایشگر" دیده می‌شد. گاهی می پرسید: "واقعاً اینقدر زجر دادن لازم است؟ اصلا انسانی است؟" و مردی که با لباس سفید آزمایشگاه، بالای سرش ایستاده بود توضیح می داد که: "بله. باید ادامه دهیم. چاره دیگری نداریم."

به آزمایشگر گفته نشد که صداهایی که می شنود، صداهای ضبط شده است و واقعاً شوکی در کار نیست. او در مقابل خودش ژنراتوری را می‌دید که هر بار، ولتاژش را بالا می برد و با فشار یک دکمه، شوکی را به مرد دیگری که در اتاق مجاور است وارد می کند.

این آزمایش ۴۰ بار و با ۴۰ نفر مختلف انجام شد. از این ۴۰ نفر، هیچکدام وقتی شنیدند که طرف مقابل می‌گوید: من مشکل قلبی پیدا کردم، آزمایش را متوقف نکردند. ۲۵ نفر از آن ها، حاضر شدند تا ۴۵۰ ولت شوک به طرف مقابل وارد کنند. این در حالی است که از ۳۴۵ ولت به بالا، صدای جیغ و اعتراض قطع می شد و به نظر می آمد که آزمایش شونده، یا مرده یا از هوش رفته است!

👈👈👈نکته دردناک آزمایش این بود که: این مردها، شوک را به یک غریبه وارد نمی‌کردند. آن ها در زمان قرعه کشی، طرف مقابل را دیده بودند و کاملاً باور داشتند که یک تصادف، آن ها را به "آزمایشگر" تبدیل کرده و ممکن بود خودشان روی صندلی اتاق مجاور نشسته باشند.

#آزمایش_میلگرام در سال های بعد به شکل‌های مختلف تکرار شد و در هیچ آزمایشی، تعداد کسانی که اعمال این شوک‌ها را متوقف کرده و به آزمایش اعتراض کردند از یک سوم جمعیت بیشتر نشد.

👈👈👈 میلگرام، در تفسیر آزمایش خود، به نکته مهمی اشاره می‌کند: رفتار ما انسان‌ها به دو دسته تقسیم می شود. زمان هایی که بر اساس " #مسئولیت_شخصی " تصمیم می‌گیریم و زمان هایی که بر اساس " #ماموریت_شغلی " رفتار می‌کنیم.

زمانی که بر اساس "مسئولیت شخصی" رفتار می‌کنیم، #وجدان خود را دخالت می دهیم. از #منطق خود استفاده می کنیم و به پیامدهای تصمیم و رفتار خود فکر می کنیم. اما زمانی که بر اساس "ماموریت شغلی" رفتار می‌کنیم، نیازی نمی‌بینیم که به #منطقی بودن یا #اخلاقی بودن کاری که انجام می دهیم فکر کنیم. اصطلاح " #مامور_هستم_و_معذور "، بیان دیگری از تجربه میلگرام است که در فرهنگ ما هم شنیده می‌شود.

پی نوشت:
یکی از سوءگیری‌های ذهن انسان، گرایش به پیروی از #آتوریته هاست. یعنی کسانی که از نوعی مرجعیت یا اقتدار در جامعه برخوردارند. انسان ها گاه حتی اصول اخلاقی خودشان را زیر پا می گذارند و از آتوریته ها پیروی می کنند. نوشته محمدرضا شعبانعلی

@LifeDefender
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎞 آزمایش اطاعت میلگرام

دکتر Stanley Milgram روانشناس اجتماعی، استاد فقید #دانشگاه #Yale #آمریکا مبدع چندین آزمایش کلاسیک تاریخ روانشناسی است منجمله:

۱- #آزمایش_اطاعت (Obedience to authority)

۲- #آزمایش_آسانسور (Conformity experiment) در خصوص همنوایی با دیگران که پیشتر توسط Solomon Asch مطرح شده بود.

۳- #آزمایش_دنیای_کوچک (Small-world experiment) که زمینه ساز نظریه ۶ درجه آزادی شد.

اولین آزمایش مصداق مثل فارسی معروف " #مامور_هستم_و_معذور " و دومی مصداق مثل " #خواهی_نشوی_رسوا_همرنگ_جماعت_شو" می‌باشد.

@LifeDefender
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎞 آزمایش آسانسور میلگرام توضیح می‌دهد که چگونه #ترس ما از #قضاوت شدن، ما را به سمت هم رنگی و همنوایی (Conformity) با دیگران سوق می‌دهد و ما را از #تفکر_مستقل باز می‌دارد.

@LifeDefender
⭕️ روانشناسی «بی‌تفاوتی اجتماعی»

Martin Seligman Theory:
Learned Helplessness:
Hopeless and Worthless:

دکتر #مارتین_سلیگمن #روانشناس #آمریکایی ساکن #نیویورک با طرح این تئوری و انجام آزمایش آن بر روی سگ‌ها، علت و ریشه «بی‌تفاوتی اجتماعی»، «احساس درماندگی و ناامیدی» و حس «بی‌ارزشی شخصی و اجتماعی» را بیان کرده است.

او در یک محفظه آزمایشگاهی، با وارد کردن شوک به یک #سگ، باعث جهش سگ از مانع به منطقه بی‌خطر شد.

در مرحله دوم ارتفاع مانع را چنان بالا برد که با وارد کردن شوک، سگ تلاش به فرار از شوک کرد اما به لحاظ مانع بلند، جهش مکرر سگ بی‌اثر و ناموفق بود.

در مرحله سوم مانع را به حالت اولیه بازگرداند و دوباره شوک را وارد کرد، اما این‌بار سگ تکان نخورد. چون دیگر او یاد گرفت (و فکر کرد) تکان و جهش بی‌فایده است!

در مرحله چهارم، کاملا مانع را برداشت و شوک را وارد کرد، و در کمال ناباوری دید سگ حتی دیگر تکان هم نمی‌خورد و درد شوک الکتریکی را به راحتی تحمل و عادت کرده است!

تئوری « #درماندگی_آموخته_شده » نشان می‌دهد که انسان‌ها بر طبق تجربیات گذشته خود، مانند #سرکوفت‌ها، #ناکامی‌های مستمر و طولانی و مداوم، به این نتیجه می‌رسند که کوشش و تلاش با #پیشرفت و #تغییر ارتباطی ندارد و هرگونه جنبش، حرکت و قیام هم بی‌نتیجه بوده و ثمربخش نیست. نوشته دکتر نورالدین پیرمؤذن

@LifeDefender
چه منظره‌ی غم‌انگیزی است،
تماشای مردمی که منتظرند خدا کارها را درست کند.

#کامیلو_خوزه_سلا

@LifeDefender
این تصور که دو نفر در عشق «یک» می‌شوند، با وجود ظاهر فریبنده‌ و #رومانتیک‌اش، خطایی بس عظیم است. در یک شدنِ دو یار، باید حتما یکی‌شان #قربانی گردد و یا هر دو نفر به کوچک‌ترین مخرج مشترک ممکن میان‌شان، خود را تقلیل دهند که این بالواقع بهای گزافی برای نیل به تفاهم است. یک رابطه به‌ این‌ شکل نه تنها به رشد و گسترش شخصیت و تعالی طرفین کمکی نمی‌کند که بالعکس منجر به تباهی آن‌ها شده، گور آنان است.

👈#ئی_چینگ، #کتاب خرد چین باستان، موقعیت به هم‌پیوستگی و همکاری را این‌چنین توصیف می‌کند:

«هنگامی که دو عنصر، با رسیدن به یکدیگر، چنان برخورد کنند که دامنه‌ی آن‌چه می‌توانند به دست آورند، از آن‌چه تک‌تک می‌توانستند به‌دست آورند، بس فراتر رود، آن‌گاه می‌توان گفت که آن‌ها در حال #همکاری با هم هستند.»

رابطه‌ی عاطفی نیز از این قاعده‌ی کلی مستثناء نیست؛ در واقع اگر در رابطه‌ای پارتنرها قوای یکدیگر را خنثی و حتی بدتر سرکوب می‌کنند، آن رابطه تعریف همکاری را به خود نمی‌گیرد. چنین رابطه‌ای تنها پوسته‌ی بی‌مغز یک رابطه است. اسم رابطه بر آن است و رسم رابطه در آن جریانی ندارد. رابطه‌‌ای که #سینرژی یا #هم_افزایی نداشته باشد، چیزی بیشتر از اصواتی که از حلق خارج می‌شود یا جوهری که بر کاغذ رد می‌گذارد نیست!

👈در یک رابطه‌ی حقیقی، حاصل پیوستن دو کس به هم، «سه» می‌شود و نه یک! یعنی هر دو نفر #فردیت خویش را حفظ می‌کنند و در عین حال یک «ما»ی جدید که حاصل همکاری آن‌هاست نیز به وجود می‌آید. رابطه زایاست، از این‌رو فرزندی می‌زاید. این فرزند نمادین می‌تواند فرزندی واقعی هم باشد، لیکن پیش از هر چیز فرصت تعالی نفس‌های ایشان است، فرصتی مغتنم برای رشد.

👈یک رابطه‌ی موفق رابطه‌ای‌ست که در خانه‌ای نمادین با دو اتاق خواب حاصل می‌شود! هر یک از پارتنرها فضای شخصی خود را دارند و مابقی فضا را به اشتراک می‌گذارند.
👈👈👈چنین زوجی همواره به یاد می‌آورند که در هم‌آغوشی یار میهمان اویند نه صاحب‌خانه! من نمی‌توانم هیچ‌زمان او را «داشته» باشم زیرا هیچ موجود زنده‌ای را نمی‌توان متملک شد، و آن‌چه به تملک در آید از زندگی تهی شده است. پس باید از «بودن» در این لحظه سپاس‌گزار باشم. شبی و روزی میهمان اویم، شب و روزی دگر او میهمان من، و شب و روزی هم هر یک میهمان #خویشتن خویش‌‌ایم. که اگر این آخری نباشد، هرگز نمی‌توانیم میهمان و میزبان نیکویی نیز برای دیگری باشیم.

👈👈👈 اگر خلوت خویش را از دست بدهید، در وجودتان حیواناتِ وحشی سرک می‌کشند و بوی نامطبوعی به خود می‌گیرید. وقتی از خود بی‌خبرید #سایه شخصیت متورم می‌شود و ترشحات نامطبوعی ایجاد می‌کند. راه پالایش خویش تنها شدن با #ناخودآگاه است. یک زندگی که همه‌ی دقایق و فضاهای‌اش اشتراکی‌ست با خودکشی فرقی ندارد، یک کُمون در ابعادی کوچک‌تر است، #قاتل فردیت و در نتیجه مسئولیت است. چراکه این تنها فرد است که مسئول است. باید پیوسته به یاد داشت که غایی‌ترین #تعهد اصیل انسان متحقق کردن خویش است. همه‌چیز در خدمت این هدف است و رابطه در معنای عام خود و به خصوص رابطه‌ی عاطفی در شکل خاص آن از مهمترین امکانات رشد فردیت است. هدف می‌تواند و باید روش و وسیله‌ی نیل به آن نیز باشد لیکن وارونه نه! مراقب باشیم وسیله به هدف‌مان بدل نشود. از رابطه #سعادت نخواهیم که یارای بخشیدن‌اش را نیست. رابطه را پاس داریم که باغ شکوفه‌ دادن ماست.

وحیدشاهرضا، گروه روانشناسی ژرف

@LifeDefender