LifeDefender
هر چه جمعیت عظیمتر باشد، فرد ناچیزتر و بیاهمیتتر میشود. #کارل_گوستاو_یونگ @LifeDefender 👇
☝️
#جماعت_و_فردیت
تودهی مردم منشی غیراخلاقی و غیرعقلانی دارد. میتوان این حقیقت را در سادهترین شکل آن مشاهده کرد؛ حتما همه متوجه این صحنه شدهاید و یا خودتان وقتی به خاطرات دوران تحصیل مراجعه کنید آن را به یاد میآورید که وقتی یک بچه مدرسهای در مسیر رفت و آمدش از خانه به مدرسه تنهاست فردی موجه و به خوبی اجتماعی شده به نظر میرسد و به اصطلاح «آهسته میرود و آهسته میآید»، ولی همین نوجوان سر به راه وقتی که در کنار دوستش قرار میگیرد، روی دیگری از شخصیت خود را به نمایش میگذارد. دو دوست با هم میگویند و میخندند و در خیابان شلنگ تخته میاندازند، جسارت بیشتری پیدا کرده تا دیگران را دست بیاندارند و تحقیر کنند، توجه جنس مخالف را به خود جلب کرده و به رفتارهای پر خطر مبادرت ورزند؛ آنها در بهترین حالت رفتارهای غیرهنجار، و در بدترین حالت ضدهنجار بسیاری را به نمایش میگذارند. کمیت و کیفیت این رفتارها نیز با تعداد دوستانی که کنار هم قرار گرفتهاند نسبت مستقیم دارد.
نکتهی جالب اینجاست که همینکه یک به دو بدل میشود قادریم خاصیتهای تودهای را مشاهده کنیم: تقسیم شدن مسئولیت فردی بین افراد و #فرافکنی سهم خود به دیگری. البته نوجوان هنوز در ابتدای راه پیوستن به جامعه به عنوان فردی بزرگسال با مسئولیتها و تعهدات مشخص است، ولی این امر به هیج وجه در سالهای بعدی نیز تغییر چندانی نمیکند، فقط گویی شکل آن دستخوش تغییر میشود و نهادهای اجتماعی که منجر به کنار هم قرار گرفتن افراد و در نتیجه پدید آوردن روان جمعی (تودهای) میگردند تغییر میکنند.
اما دلیل این پدیده چیست؟ به زبان روانشناسی باید گفت که اکثر افراد جامعه هنوز در وضعیت #نوجوانی به سر میبرند، یعنی بالواقع هنوز «فرد» نشدهاند. مشخصهی بارز دوران نوجوانی بحران #هویت است، یعنی پاسخ به این سئوالات که من کیستم، ارزشهایم چیست و جایگاهم در اجتماع بزرگتر کجاست. اکثر آدم بزرگهایی که ما میشناسیم به این سئوالات پاسخهای کلیشهای دادهاند، خوراکهای آمادهی بر گرفته از فرهنگِ خانواده، قوم و قبیله و نژادشان یا امروز بیشتر از هر زمان دیگر جامعهی رسانهای. در نتیجه آنها از بیرون معنی پیدا میکنند و کنترل میشوند و نه از درون و با انگیزشهای شخصی و فردی. پس وقتی سازماندهی و نظم بیرونی تغییر میکند، نظم درونی آنها نیز دستخوش تغییر میشود. به محض اینکه نظارت و کنترل نهاد بالاسر سست میشود وجدان اخلاقی فرد در کثرت جمعیت هیجانزده ذوب گشته و مسئولیت فردی به دیگری فرافکنی میگردد، در چنین شرایطیست که بار سنگین تمدن از روی دوش فرد برداشته میشود و انسان بدوی درون او، یعنی وجه #سایه شخصیتاش، آزاد میگردد تا هر کاری را که از انجام آن محروم بوده اینک انجام دهد. اینجاست که شاهد تخریب اموال عمومی، دزدی، خشونت، تجاوز و بینزاکتیهای گروهی هستیم.
در واقع تودهی مردم عمیقا تحت تاثیر #ناخودآگاه و محتویات آن یعنی هیجانات، امیال و آرزوهای #سرکوب شده در طول فرایند اجتماعی شدن است، از اینرو به یک غول یا هیولای در بند میماند که از زنجیر گسسته است. #یونگ دولت را نیز یک هیولای فاقد اخلاق میداند، زیرا تنها یک هیولا میتواند در برابر هیولای دیگر بایستد. واقعیت این است که هر چه بیشتر سرنوشت نوع بشر به دست دولتها و گروههای بزرگ مردمی سپرده شود بیشتر شاهد فردیتزدایی شدن خواهیم بود. یونگ معتقد است که تنها انسانی میتواند در برابر چنین هجمهی سازمان یافتهای دوام بیاورد که در درون خود از همین سازمان و نظم برخوردار باشد. از اینرو هر که آگاهانه در مسیر #فردیت خویش پای گذاشته باشد و همت مواجه شدن با سایههای شخصیتاش را داشته باشد از گزند حل شدن اراده و خودآگاهیاش در درون جمعیت بر امان است. اوست که به تجربه -نه به صورت عقلانی صرف- دریافته است جامعه یا دولت تنها یک انتزاع است و آنچه حقیقت دارد فرد انسانیست و هر گروهی حاصل کنار هم قرار گرفتن این افراد است. در نتیجه سعادت یا شقاوت نهایی نیز مسئولیتی فردی است و نمیتوان آن را به هیچ نهادی در بیرون از خود -دولت، کلیسا یا سازمان تامین اجتماعی- فرافکنی کرد.
#وحیدشاهرضا، گروه روانشناسی ژرف
@LifeDefender
#جماعت_و_فردیت
تودهی مردم منشی غیراخلاقی و غیرعقلانی دارد. میتوان این حقیقت را در سادهترین شکل آن مشاهده کرد؛ حتما همه متوجه این صحنه شدهاید و یا خودتان وقتی به خاطرات دوران تحصیل مراجعه کنید آن را به یاد میآورید که وقتی یک بچه مدرسهای در مسیر رفت و آمدش از خانه به مدرسه تنهاست فردی موجه و به خوبی اجتماعی شده به نظر میرسد و به اصطلاح «آهسته میرود و آهسته میآید»، ولی همین نوجوان سر به راه وقتی که در کنار دوستش قرار میگیرد، روی دیگری از شخصیت خود را به نمایش میگذارد. دو دوست با هم میگویند و میخندند و در خیابان شلنگ تخته میاندازند، جسارت بیشتری پیدا کرده تا دیگران را دست بیاندارند و تحقیر کنند، توجه جنس مخالف را به خود جلب کرده و به رفتارهای پر خطر مبادرت ورزند؛ آنها در بهترین حالت رفتارهای غیرهنجار، و در بدترین حالت ضدهنجار بسیاری را به نمایش میگذارند. کمیت و کیفیت این رفتارها نیز با تعداد دوستانی که کنار هم قرار گرفتهاند نسبت مستقیم دارد.
نکتهی جالب اینجاست که همینکه یک به دو بدل میشود قادریم خاصیتهای تودهای را مشاهده کنیم: تقسیم شدن مسئولیت فردی بین افراد و #فرافکنی سهم خود به دیگری. البته نوجوان هنوز در ابتدای راه پیوستن به جامعه به عنوان فردی بزرگسال با مسئولیتها و تعهدات مشخص است، ولی این امر به هیج وجه در سالهای بعدی نیز تغییر چندانی نمیکند، فقط گویی شکل آن دستخوش تغییر میشود و نهادهای اجتماعی که منجر به کنار هم قرار گرفتن افراد و در نتیجه پدید آوردن روان جمعی (تودهای) میگردند تغییر میکنند.
اما دلیل این پدیده چیست؟ به زبان روانشناسی باید گفت که اکثر افراد جامعه هنوز در وضعیت #نوجوانی به سر میبرند، یعنی بالواقع هنوز «فرد» نشدهاند. مشخصهی بارز دوران نوجوانی بحران #هویت است، یعنی پاسخ به این سئوالات که من کیستم، ارزشهایم چیست و جایگاهم در اجتماع بزرگتر کجاست. اکثر آدم بزرگهایی که ما میشناسیم به این سئوالات پاسخهای کلیشهای دادهاند، خوراکهای آمادهی بر گرفته از فرهنگِ خانواده، قوم و قبیله و نژادشان یا امروز بیشتر از هر زمان دیگر جامعهی رسانهای. در نتیجه آنها از بیرون معنی پیدا میکنند و کنترل میشوند و نه از درون و با انگیزشهای شخصی و فردی. پس وقتی سازماندهی و نظم بیرونی تغییر میکند، نظم درونی آنها نیز دستخوش تغییر میشود. به محض اینکه نظارت و کنترل نهاد بالاسر سست میشود وجدان اخلاقی فرد در کثرت جمعیت هیجانزده ذوب گشته و مسئولیت فردی به دیگری فرافکنی میگردد، در چنین شرایطیست که بار سنگین تمدن از روی دوش فرد برداشته میشود و انسان بدوی درون او، یعنی وجه #سایه شخصیتاش، آزاد میگردد تا هر کاری را که از انجام آن محروم بوده اینک انجام دهد. اینجاست که شاهد تخریب اموال عمومی، دزدی، خشونت، تجاوز و بینزاکتیهای گروهی هستیم.
در واقع تودهی مردم عمیقا تحت تاثیر #ناخودآگاه و محتویات آن یعنی هیجانات، امیال و آرزوهای #سرکوب شده در طول فرایند اجتماعی شدن است، از اینرو به یک غول یا هیولای در بند میماند که از زنجیر گسسته است. #یونگ دولت را نیز یک هیولای فاقد اخلاق میداند، زیرا تنها یک هیولا میتواند در برابر هیولای دیگر بایستد. واقعیت این است که هر چه بیشتر سرنوشت نوع بشر به دست دولتها و گروههای بزرگ مردمی سپرده شود بیشتر شاهد فردیتزدایی شدن خواهیم بود. یونگ معتقد است که تنها انسانی میتواند در برابر چنین هجمهی سازمان یافتهای دوام بیاورد که در درون خود از همین سازمان و نظم برخوردار باشد. از اینرو هر که آگاهانه در مسیر #فردیت خویش پای گذاشته باشد و همت مواجه شدن با سایههای شخصیتاش را داشته باشد از گزند حل شدن اراده و خودآگاهیاش در درون جمعیت بر امان است. اوست که به تجربه -نه به صورت عقلانی صرف- دریافته است جامعه یا دولت تنها یک انتزاع است و آنچه حقیقت دارد فرد انسانیست و هر گروهی حاصل کنار هم قرار گرفتن این افراد است. در نتیجه سعادت یا شقاوت نهایی نیز مسئولیتی فردی است و نمیتوان آن را به هیچ نهادی در بیرون از خود -دولت، کلیسا یا سازمان تامین اجتماعی- فرافکنی کرد.
#وحیدشاهرضا، گروه روانشناسی ژرف
@LifeDefender
هرگز داروها را داخل خودرو نگذارید! گرمای داخل خودرو ایجاد واکنش شیمیایی با داروها میکند و مصرف آن خطر مسمومیت در پی دارد!
@LifeDefender
@LifeDefender
LifeDefender
به این تصویر خوب نگاه کنید. ادامه در پست بعد 👇 @LifeDefender
در تصویر بالا آنچه بیش از همه جلب نظر میکند جوانیست که نشسته و کتاب میخواند. به سایرین نگاه کنید و سگی که ان گوشه دارد راحت نفس میکشد.
پیرمردی که نیاز نیست جوان باشد تا از فشار زیاد جمعیت بتواند وارد اتوبوس شود.
مردانی که باشرافت فرض شدهاند تا اتوبوس مختلط باشد و زنانی که می توانند به مردان اعتماد کنند همگی و همگی مدیون «کتابی» ست که در دست آن جوان است.
قبل از اینکه به کوروش و تاریخ سه هزار ساله و هفت هزارساله و نادرشاه و باقرخان و ستارخان و مصدق و امثال اینها افتخار کنم باید تاریخ سرزمینم را بخوانم و ببینم چه بر آن گذشته که امروز چنین نیستیم. نه اینکه به کوروش و تاریخ چندهزارساله افتخار کنم اما تاریخ یک دهه پیش و فقط یک دههی پیش زادگاهم را از یاد برده باشم.
با اندکی تغییر از صفحه اینستاگرام محمدرضا فرجی
https://www.instagram.com/farparak/
@LifeDefender
پیرمردی که نیاز نیست جوان باشد تا از فشار زیاد جمعیت بتواند وارد اتوبوس شود.
مردانی که باشرافت فرض شدهاند تا اتوبوس مختلط باشد و زنانی که می توانند به مردان اعتماد کنند همگی و همگی مدیون «کتابی» ست که در دست آن جوان است.
قبل از اینکه به کوروش و تاریخ سه هزار ساله و هفت هزارساله و نادرشاه و باقرخان و ستارخان و مصدق و امثال اینها افتخار کنم باید تاریخ سرزمینم را بخوانم و ببینم چه بر آن گذشته که امروز چنین نیستیم. نه اینکه به کوروش و تاریخ چندهزارساله افتخار کنم اما تاریخ یک دهه پیش و فقط یک دههی پیش زادگاهم را از یاد برده باشم.
با اندکی تغییر از صفحه اینستاگرام محمدرضا فرجی
https://www.instagram.com/farparak/
@LifeDefender
Instagram
mohammadrezafaraji (@farparak) • Instagram photos and videos
Master of science in industrial engineering
I hate lie and hypocrites.
مجهز به آنفالویاب
I hate lie and hypocrites.
مجهز به آنفالویاب
ما ایرانی ها چقدر غذا دور می ریزیم؟ با هر دورریز، چه مقدار از ذخایر آب و خاک کشور که مصروف تهیه این غذا شده هدر می رود؟ و چه مقدار صدمه به طبیعت بخاطر پسماند این غذاها وارد می شود؟
@LifeDefender
@LifeDefender
از ۱۸ هزار میلیارد تومان پول مردم در بانکها فقط ۱۲ درصد آن در گردش است
محمدباقر الفت، معاون قوه قضائیه: با وجود اینکه دولت نرخ سپردهها را از ۲۱ درصد به ۱۵ درصد رسانده، باز هم ۲۵ درصد به سپردهگذاری مردم افزوده شده و این نشان میدهد مردم به سرمایهگذاری در صنعت اعتماد ندارند.
@LifeDefender
محمدباقر الفت، معاون قوه قضائیه: با وجود اینکه دولت نرخ سپردهها را از ۲۱ درصد به ۱۵ درصد رسانده، باز هم ۲۵ درصد به سپردهگذاری مردم افزوده شده و این نشان میدهد مردم به سرمایهگذاری در صنعت اعتماد ندارند.
@LifeDefender
چرا دردهایمان را به مضحکه می کشیم؟
اگر هم اکنون صفحات تلگرام و واتس اپ را نگاهی بیندازیم پر است از جک هایی در مورد ماجرای «سعید طوسی». جک هایی که خنده را بر لبان می نشاند اما قطعا در پشت این خنده های اجباری! تاسف بزرگی هم وجود دارد. می توان کمی به گذشته برگشت و ماجرای اسید پاشی اصفهان را نیز به یاد آورد. در آنجا بر صورت دخترانمان اسید پاشیدند اما بزرگترین واکنش ما به مضحکه کشاندن این اتفاق بود. چه جک هایی که در مورد این اتفاق فاجعه بار ساخته نشد. در مورد هر مسئله و معضل اجتماعی و سیاسی جک می سازیم. این جک سازی تبدیل به یک مد شده و همه برای به مضحکه کشاندن معضلات و دغدغه های اجتماعی و سیاسی از یکدیگر سبقت می گیریم.
برخی ها می گویند این جک سازی ها واکنشی مثبت نسبت به این معضلات است و آن را در قالب طنز اجتماعی تعریف می کنند. اما من تصور می کنم اینطور نیست و این جک سازی ها ناشی از ناتوانی، ضعف و بی تفاوتی اجتماعی است. وقتی به این نتیجه برسیم که نمی توانیم در مورد مسئله ای که اتفاق افتاده کاری کنیم در موردش جک می سازیم. پس از آنکه خنده هایمان درباره یک مسئله ای فروکش کرد، سری هم به نشانه تاسف تکان می دهیم که: «ببین، در چه مملکتی زندگی می کنیم. هیچ چیزش سر جایش نیست.»
حادترین مشکلات سیاسی مان را به مضحکه می کشیم، سیاست مداران را به مضحکه می کشیم (به جای نقد جدی) و همچنین اندیشه ها و عقاید سیاسی یکدیگر را. من فکر میکنم این مورد ناشی از فاصله میان جامعه و نظام سیاسی است.
اما به مضحکه کشاندن قومیت ها و جنسیت (زنان و دخترانمان ) که بسیار قابل تامل تر است را چگونه باید تحلیل کنیم؟ این مسئله ناشی از فاصله مردم با یکدیگر است. جامعه ما جامعه ای از هم گسیخته شده است که افرادش هیچ توافق عامی بر سر مسائل و معضلات و اتفاقات مشترک و عمومی ندارند. من فکر میکنم این عدم توافق یکی از دلایل احساس ناتونی در برخورد با مسائل مختلف است. در واقع این جک سازی و احساس ضعف و ناتوانی بیش از آنکه ناشی از فاصله میان مردم و نظام سیاسی باشد ناشی شکاف در میان خود مردم و جامعه است. مردمی که برای مقابله با معضلات و دغدغه های مشترک نمی توانند گردهم آیند و جامعه مشترک را یاری کنند.
فقط در ایران اینگونه جک ها ساخته نمی شوند اما تنها در ایران است که جک سازان تصور می کنند فعال اجتماعی یا سیاسی هستند. تنها در ایران است که از سر ناتوانی و فرار از معضلاتمان جک ها ساخته می شود. ما به تضادهایمان می خندیم، به تناقضاتمان می خندیم، به خمودگی مان می خندیم و به ناتوانی مان. خنده هایمان به سوژه هایی مربوط است که خودمان نیستیم، نقد خودمان و رفتارهایمان نیست، نمی توانیم کاری درباره شان انجام دهیم و به همین خاطر جایگزین رفتارها و کنش های مثبت،جدی و فعالانه اجتماعی مان می شوند. به همین خاطر است که علی رغم اینکه در مورد همه چیز جک می سازیم و می خندیم،اما احساس یاس، خمودگی و ناتوانی همیشه همراهمان است.
خندیدن و به مضحکه کشاندن دردهایمان در حال تبدیل شدن به یک رویه اجتماعی است. رویه ای که بیش از هر چیز می توان منجر به یک سرخوردگی بزرگ اجتماعی شود. بدون شک طنز می تواند بخشی از کنش های اجتماعی ما باشد اما اینکه همه چیز را به استهزا بگیریم نمی تواند دردی از دردهای انباشته شده این جامعه و مملکت را درمان کند. طنزهای ما باید متعهدانه و معطوف به تغییر باشد در غیر این صورت طنز را نیز به مضحکه کشیده ایم!
نوشته #مصطفی_نجفی
@LifeDefender
اگر هم اکنون صفحات تلگرام و واتس اپ را نگاهی بیندازیم پر است از جک هایی در مورد ماجرای «سعید طوسی». جک هایی که خنده را بر لبان می نشاند اما قطعا در پشت این خنده های اجباری! تاسف بزرگی هم وجود دارد. می توان کمی به گذشته برگشت و ماجرای اسید پاشی اصفهان را نیز به یاد آورد. در آنجا بر صورت دخترانمان اسید پاشیدند اما بزرگترین واکنش ما به مضحکه کشاندن این اتفاق بود. چه جک هایی که در مورد این اتفاق فاجعه بار ساخته نشد. در مورد هر مسئله و معضل اجتماعی و سیاسی جک می سازیم. این جک سازی تبدیل به یک مد شده و همه برای به مضحکه کشاندن معضلات و دغدغه های اجتماعی و سیاسی از یکدیگر سبقت می گیریم.
برخی ها می گویند این جک سازی ها واکنشی مثبت نسبت به این معضلات است و آن را در قالب طنز اجتماعی تعریف می کنند. اما من تصور می کنم اینطور نیست و این جک سازی ها ناشی از ناتوانی، ضعف و بی تفاوتی اجتماعی است. وقتی به این نتیجه برسیم که نمی توانیم در مورد مسئله ای که اتفاق افتاده کاری کنیم در موردش جک می سازیم. پس از آنکه خنده هایمان درباره یک مسئله ای فروکش کرد، سری هم به نشانه تاسف تکان می دهیم که: «ببین، در چه مملکتی زندگی می کنیم. هیچ چیزش سر جایش نیست.»
حادترین مشکلات سیاسی مان را به مضحکه می کشیم، سیاست مداران را به مضحکه می کشیم (به جای نقد جدی) و همچنین اندیشه ها و عقاید سیاسی یکدیگر را. من فکر میکنم این مورد ناشی از فاصله میان جامعه و نظام سیاسی است.
اما به مضحکه کشاندن قومیت ها و جنسیت (زنان و دخترانمان ) که بسیار قابل تامل تر است را چگونه باید تحلیل کنیم؟ این مسئله ناشی از فاصله مردم با یکدیگر است. جامعه ما جامعه ای از هم گسیخته شده است که افرادش هیچ توافق عامی بر سر مسائل و معضلات و اتفاقات مشترک و عمومی ندارند. من فکر میکنم این عدم توافق یکی از دلایل احساس ناتونی در برخورد با مسائل مختلف است. در واقع این جک سازی و احساس ضعف و ناتوانی بیش از آنکه ناشی از فاصله میان مردم و نظام سیاسی باشد ناشی شکاف در میان خود مردم و جامعه است. مردمی که برای مقابله با معضلات و دغدغه های مشترک نمی توانند گردهم آیند و جامعه مشترک را یاری کنند.
فقط در ایران اینگونه جک ها ساخته نمی شوند اما تنها در ایران است که جک سازان تصور می کنند فعال اجتماعی یا سیاسی هستند. تنها در ایران است که از سر ناتوانی و فرار از معضلاتمان جک ها ساخته می شود. ما به تضادهایمان می خندیم، به تناقضاتمان می خندیم، به خمودگی مان می خندیم و به ناتوانی مان. خنده هایمان به سوژه هایی مربوط است که خودمان نیستیم، نقد خودمان و رفتارهایمان نیست، نمی توانیم کاری درباره شان انجام دهیم و به همین خاطر جایگزین رفتارها و کنش های مثبت،جدی و فعالانه اجتماعی مان می شوند. به همین خاطر است که علی رغم اینکه در مورد همه چیز جک می سازیم و می خندیم،اما احساس یاس، خمودگی و ناتوانی همیشه همراهمان است.
خندیدن و به مضحکه کشاندن دردهایمان در حال تبدیل شدن به یک رویه اجتماعی است. رویه ای که بیش از هر چیز می توان منجر به یک سرخوردگی بزرگ اجتماعی شود. بدون شک طنز می تواند بخشی از کنش های اجتماعی ما باشد اما اینکه همه چیز را به استهزا بگیریم نمی تواند دردی از دردهای انباشته شده این جامعه و مملکت را درمان کند. طنزهای ما باید متعهدانه و معطوف به تغییر باشد در غیر این صورت طنز را نیز به مضحکه کشیده ایم!
نوشته #مصطفی_نجفی
@LifeDefender
🅾هر 5 دقیقه یک ایرانی سکته مغزی میکند.
-سکته مغزی در زمان حاضر تبدیل به دومین عامل مرگ و میر در ایران شده است و حتی بیشتر از سوانح و تصادفات باعث مرگ ومیر هموطنان شده است؛ چرا؟ چون که هر پنج دقیقه ای که می گذرد، یک تن در کشور به آن مبتلا می کند.
-چگونه سکته مغزی را از خود دور کنیم که در این خصوص، دبیر انجمن سکته مغزی به کنترل دیابت، ورزش منظم، پایین نگاه داشتن فشار خون ، رژیم غذایی سالم، درمان خروپف و وقفه تنفسی در خواب را از نکات قابل توجه برای دوری از سکته مغزی عنوان می کند که باید آنها را رعایت کرد.
-همچنین ترک سیگار، قلیان و الکل، کنترل چربی خون، درمان بیماری های قلبی زمینه ای و کنترل وزن هم از دیگر نکاتی است که مهر پور، رعایت آنها را برای پیشگیری از سکته مغزی ، ضروری دانست.
منبع: ایرنا
@LifeDefender
-سکته مغزی در زمان حاضر تبدیل به دومین عامل مرگ و میر در ایران شده است و حتی بیشتر از سوانح و تصادفات باعث مرگ ومیر هموطنان شده است؛ چرا؟ چون که هر پنج دقیقه ای که می گذرد، یک تن در کشور به آن مبتلا می کند.
-چگونه سکته مغزی را از خود دور کنیم که در این خصوص، دبیر انجمن سکته مغزی به کنترل دیابت، ورزش منظم، پایین نگاه داشتن فشار خون ، رژیم غذایی سالم، درمان خروپف و وقفه تنفسی در خواب را از نکات قابل توجه برای دوری از سکته مغزی عنوان می کند که باید آنها را رعایت کرد.
-همچنین ترک سیگار، قلیان و الکل، کنترل چربی خون، درمان بیماری های قلبی زمینه ای و کنترل وزن هم از دیگر نکاتی است که مهر پور، رعایت آنها را برای پیشگیری از سکته مغزی ، ضروری دانست.
منبع: ایرنا
@LifeDefender
#ایرانگردی:
ییلاق اولسبلنگاه, در ۲۵ کیلومتری جنوب #ماسال, استان #گیلان.
نام اولسبلنگاه در زبان تالشی به معنی درختی است که بر ارتفاعات میروید.
عکس: حسین صفری
@LifeDefender
ییلاق اولسبلنگاه, در ۲۵ کیلومتری جنوب #ماسال, استان #گیلان.
نام اولسبلنگاه در زبان تالشی به معنی درختی است که بر ارتفاعات میروید.
عکس: حسین صفری
@LifeDefender
نکات روزمره حقوقی:
برای فردی که مشمول دریافت بیمه بیکاری است، طول دوره ای که حقوق بیکاری دریافت می کند، جزو سوابق بیمه ای او لحاظ می شود. این شخص، از امکانات دفترچه بیمه درمانی نیز می تواند استفاده کند.
#بیمه
@LegalPoint
@LifeDefender
برای فردی که مشمول دریافت بیمه بیکاری است، طول دوره ای که حقوق بیکاری دریافت می کند، جزو سوابق بیمه ای او لحاظ می شود. این شخص، از امکانات دفترچه بیمه درمانی نیز می تواند استفاده کند.
#بیمه
@LegalPoint
@LifeDefender
عادت کردهایم هر روز دوش بگیریم، اما یادمان میرود که ذهنمان هم به دوش نیاز دارد.
گاهی با یک غزل حافظ میتوان دوش ذهنی گرفت و خوابید. یک شعر از فروغ، تکه ای از بیهقی، صفحهای از مزامیر، عبارتی از گراهام گرین، جملهای از شکسپیر، خطی از نیما.
ولی غافلیم، شبانه روز چقدر خبر و گزارش و مطلب آشغال میتپانیم توی کلهمان؟ بعد هم با همان کلهی بادکرده به رختخواب میرویم و توقع داریم در خواب پدربزرگمان را ببینیم که یک گلابی پوست کنده و با لبخند میگوید بفرما!!!
عباس معروفی
@LifeDefender
گاهی با یک غزل حافظ میتوان دوش ذهنی گرفت و خوابید. یک شعر از فروغ، تکه ای از بیهقی، صفحهای از مزامیر، عبارتی از گراهام گرین، جملهای از شکسپیر، خطی از نیما.
ولی غافلیم، شبانه روز چقدر خبر و گزارش و مطلب آشغال میتپانیم توی کلهمان؟ بعد هم با همان کلهی بادکرده به رختخواب میرویم و توقع داریم در خواب پدربزرگمان را ببینیم که یک گلابی پوست کنده و با لبخند میگوید بفرما!!!
عباس معروفی
@LifeDefender
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حل مشکل پارک ماشین در سال ۱۹۲۷ . آمریکا.
@LifeDefender
@LifeDefender
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾نابرابری توزیع #ثروت در جهان
⚠️آیا می دانید 300 ثروتمند اول جهان به اندازه ثروت 3 میلیارد آدم روی زمین ثروت دارند؟!!!!.
@LifeDefender
⚠️آیا می دانید 300 ثروتمند اول جهان به اندازه ثروت 3 میلیارد آدم روی زمین ثروت دارند؟!!!!.
@LifeDefender
دمنوش جعفری و درمان فشارخون:
٥٠٠ ميلي ليتر آب را جوشانده و 5 قاشق غذاخوری از برگ تازه جعفری ریز خرد شده و را به همراه ریشه آن در آب جوش ريخته و اجازه دهيد پنج دقيقه بجوشد.
@LifeDefendr
٥٠٠ ميلي ليتر آب را جوشانده و 5 قاشق غذاخوری از برگ تازه جعفری ریز خرد شده و را به همراه ریشه آن در آب جوش ريخته و اجازه دهيد پنج دقيقه بجوشد.
@LifeDefendr
Forwarded from National Geographic TV
How brave a ladybug must be!
Each drop of rain is big as she.
Can you imagine what you'd do,
If raindrops fell as big as you?
Aileen Fisher
instagram.com/National.Geographic.TV
@NationalGeographicTV
Each drop of rain is big as she.
Can you imagine what you'd do,
If raindrops fell as big as you?
Aileen Fisher
instagram.com/National.Geographic.TV
@NationalGeographicTV