Forwarded from عکس نگار
Standard Music:
پست شماره 17 :
نوع : #بیکلام #تفکر_برانگیز #آرام_بخش
سبک : #Ambieent
سازنده : #نواب_جلیل و ...
نام : Time Travel سفر در زمان
آلبوم : Time Travel
لینک شنیدن :
https://telegram.me/joinchat/Cc2u6z7glH2e0U9ymbiG0Q
@LifeDefender
پست شماره 17 :
نوع : #بیکلام #تفکر_برانگیز #آرام_بخش
سبک : #Ambieent
سازنده : #نواب_جلیل و ...
نام : Time Travel سفر در زمان
آلبوم : Time Travel
لینک شنیدن :
https://telegram.me/joinchat/Cc2u6z7glH2e0U9ymbiG0Q
@LifeDefender
Forwarded from Sound
نکند ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺍﻱ ﭘﺸﺖ ﺻﻠﻴﺒﻢ ﺑﺎﺷﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﻣﻴﮑﺮﻭﻓﻮﻧﻲ ﺩﺍﺧﻞ ﺟﻴﺒﻢ ﺑﺎﺷﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﺍﻳﻦ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺩﺭ ﺟﺎﻳﻲ ﺛﺒﺖ ﺷﻮﺩ
ﻧﮑﻨﺪ ﮔﺮﻳﻪ ﻱ ﭘﺸﺖ ﺗﻠﻔﻦ ﺿﺒﻂ ﺷﻮﺩ
ﻧﮑﻨﺪ ﺷﺎﻫﺪ ﺩﻋﻮﺍﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﺎﺷﻴﻨﻨﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﺩﺍﺧﻞ ﺣﻤّﺎﻡ، ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻨﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﺍﺳﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﻫﻨﺶ ﺑﺨﺶ ﮐﻨﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﺭﺍﺯ ﻣﺮﺍ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻥ ﭘﺨﺶ ﮐﻨﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﺪ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﻢ!
ﻧﮑﻨﺪ ﭘﺲ ﻓﺮﺩﺍ، ﺗﻴﺘﺮ ِ ﻳﮏ ِ ﮐﻴﻬﺎﻧﻢ
ﻧﮑﻨﺪ ﺭﺧﻨﻪ ﮐﻨﺪ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺍﻳﻤﺎﻧﻢ ﺷﮏ
ﻧﮑﻨﺪ ﻟﻮ ﺑﺪﻫﻢ ﺍﺳﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺯﻳﺮ ﮐﺘﮏ
ﻧﮑﻨﺪ ﻧﺎﻣﻪ ﻱ ﺟﻌﻠﻲ ﻣﺮﺍ ﭘُﺴﺖ ﮐﻨﻨﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﺍﻳﻨﻬﻤﻪ ﺑﺪ، ﻗﻠﺐ ﻣﺮﺍ ﺳﺴﺖ ﮐﻨﻨﺪ
ﺗﻠﺨﻢ ﻭ ﺣﻞ ﺷﺪﻩ ﮐﺎﺑﻮﺱ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺩﺭ ﺳﻢ
ﻏﻴﺮ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻱ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻣﻲ ﺗﺮﺳﻢ
ﻫﻤﻪ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﻭ ﻧﺎﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﺟﺎﺳﻮﺳﻨﺪ!
ﺩﺳﺘﺸﺎﻥ ﺣﻠﻘﻪ ﻱ ﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺑﻮﺳﻨﺪ
ﻟﺨﺖ ﺩﺭ ﺟﻴﻎ ﺗﺮﻳﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﻱ ﺗﺨﺘﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﻓﮑﺮ ِ ﺩﺭ ﺭﻓﺘﻦ ِ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺷﺐ ِ ﺳﺨﺘﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺍﺯ ﺷﺐ ﻧﻔﺮﻳﻦ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺑﻲ ﺭﺣﻤﻲ
ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ... ﻣﻲ ﺗﺮﺳﻢ... ﻭ ﺗﻮ ﻓﻘﻂ ﻣﻲ ﻓﻬﻤﻲ!... ﮐﺎﺷﮑﻲ ﺁﺧﺮ ﺍﻳﻦ ﺳﻮﺯ، ﺑﻬﺎﺭﻱ ﺑﺎﺷﺪ
ﮐﺎﺷﮑﻲ ﺩﺭ ﺑﻐﻠﺖ ﺭﺍﻩ ﻓﺮﺍﺭﻱ ﺑﺎﺷﺪ
ﮐﺎﺷﮑﻲ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﺨﻔﻲ ﺑﺸﻮﺩ ﺍﻳﻦ ﺷﺎﺩﻱ
ﮐﺎﺷﮑﻲ ﻭﺻﻞ ﺷﻮﺩ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺁﺯﺍﺩﻱ
ﮐﺎﺷﮑﻲ ﺑﺪ ﻧﺸﻮﺩ ﺁﺧﺮ ِ ﺍﻳﻦ ﻗﺼّﻪ ﻱ ﺑﺪ
ﮐﺎﺷﮑﻲ ﺑﺎﺯ ﺑﺨﻮﺍﺑﻴﻢ... ﻭﻟﻲ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﺑﺪ... ﻧﮑﻨﺪ ﺩﺍﺭ، ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺭﺧﺘﻢ ﺑﺎﺷﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﻣﻴﮑﺮﻭﻓﻮﻧﻲ ﺩﺍﺧﻞ ﺗﺨﺘﻢ ﺑﺎﺷﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻥ ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻨﺪ... #سید_مهدی_موسوی
@asprin23
ﻧﮑﻨﺪ ﻣﻴﮑﺮﻭﻓﻮﻧﻲ ﺩﺍﺧﻞ ﺟﻴﺒﻢ ﺑﺎﺷﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﺍﻳﻦ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺩﺭ ﺟﺎﻳﻲ ﺛﺒﺖ ﺷﻮﺩ
ﻧﮑﻨﺪ ﮔﺮﻳﻪ ﻱ ﭘﺸﺖ ﺗﻠﻔﻦ ﺿﺒﻂ ﺷﻮﺩ
ﻧﮑﻨﺪ ﺷﺎﻫﺪ ﺩﻋﻮﺍﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﺎﺷﻴﻨﻨﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﺩﺍﺧﻞ ﺣﻤّﺎﻡ، ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻨﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﺍﺳﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﻫﻨﺶ ﺑﺨﺶ ﮐﻨﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﺭﺍﺯ ﻣﺮﺍ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻥ ﭘﺨﺶ ﮐﻨﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﺪ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﻢ!
ﻧﮑﻨﺪ ﭘﺲ ﻓﺮﺩﺍ، ﺗﻴﺘﺮ ِ ﻳﮏ ِ ﮐﻴﻬﺎﻧﻢ
ﻧﮑﻨﺪ ﺭﺧﻨﻪ ﮐﻨﺪ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺍﻳﻤﺎﻧﻢ ﺷﮏ
ﻧﮑﻨﺪ ﻟﻮ ﺑﺪﻫﻢ ﺍﺳﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺯﻳﺮ ﮐﺘﮏ
ﻧﮑﻨﺪ ﻧﺎﻣﻪ ﻱ ﺟﻌﻠﻲ ﻣﺮﺍ ﭘُﺴﺖ ﮐﻨﻨﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﺍﻳﻨﻬﻤﻪ ﺑﺪ، ﻗﻠﺐ ﻣﺮﺍ ﺳﺴﺖ ﮐﻨﻨﺪ
ﺗﻠﺨﻢ ﻭ ﺣﻞ ﺷﺪﻩ ﮐﺎﺑﻮﺱ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺩﺭ ﺳﻢ
ﻏﻴﺮ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻱ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻣﻲ ﺗﺮﺳﻢ
ﻫﻤﻪ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﻭ ﻧﺎﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﺟﺎﺳﻮﺳﻨﺪ!
ﺩﺳﺘﺸﺎﻥ ﺣﻠﻘﻪ ﻱ ﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺑﻮﺳﻨﺪ
ﻟﺨﺖ ﺩﺭ ﺟﻴﻎ ﺗﺮﻳﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﻱ ﺗﺨﺘﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﻓﮑﺮ ِ ﺩﺭ ﺭﻓﺘﻦ ِ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺷﺐ ِ ﺳﺨﺘﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺍﺯ ﺷﺐ ﻧﻔﺮﻳﻦ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺑﻲ ﺭﺣﻤﻲ
ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ... ﻣﻲ ﺗﺮﺳﻢ... ﻭ ﺗﻮ ﻓﻘﻂ ﻣﻲ ﻓﻬﻤﻲ!... ﮐﺎﺷﮑﻲ ﺁﺧﺮ ﺍﻳﻦ ﺳﻮﺯ، ﺑﻬﺎﺭﻱ ﺑﺎﺷﺪ
ﮐﺎﺷﮑﻲ ﺩﺭ ﺑﻐﻠﺖ ﺭﺍﻩ ﻓﺮﺍﺭﻱ ﺑﺎﺷﺪ
ﮐﺎﺷﮑﻲ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﺨﻔﻲ ﺑﺸﻮﺩ ﺍﻳﻦ ﺷﺎﺩﻱ
ﮐﺎﺷﮑﻲ ﻭﺻﻞ ﺷﻮﺩ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺁﺯﺍﺩﻱ
ﮐﺎﺷﮑﻲ ﺑﺪ ﻧﺸﻮﺩ ﺁﺧﺮ ِ ﺍﻳﻦ ﻗﺼّﻪ ﻱ ﺑﺪ
ﮐﺎﺷﮑﻲ ﺑﺎﺯ ﺑﺨﻮﺍﺑﻴﻢ... ﻭﻟﻲ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﺑﺪ... ﻧﮑﻨﺪ ﺩﺍﺭ، ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺭﺧﺘﻢ ﺑﺎﺷﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﻣﻴﮑﺮﻭﻓﻮﻧﻲ ﺩﺍﺧﻞ ﺗﺨﺘﻢ ﺑﺎﺷﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻥ ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻨﺪ... #سید_مهدی_موسوی
@asprin23
آدمی که نمیخواند، یا کم میخواند، یا فقط پرت و پلا میخواند، بیگمان اختلالی در بیان خواهد داشت.
این آدم بسیار حرف میزند، اما اندک میگوید، زیرا واژگانش برای بیان آنچه در دل دارد، بسنده نیست. اما مسئله تنها محدودیت کلامی نیست، محدودیت فکر و تخیل نیز در میان است. مسئله، مسئله ی فقر تفکر نیز هست؛ چرا که افکار و مفاهیم که ما به واسطه ی آن ها به رمز و راز وضعیت خود پی می بریم جدا از کلمات وجود ندارند.
ما سخن گفتن درست، پر مغز، سنجیده و زیرکانه را از ادبیات و تنها از ادبیات خوب می آموزیم...!
چرا #ادبیات؟ ، #ماريوس_بارگاس_يوسا، ترجمه عبدالله کوثری، نشر لوح فکر
@LifeDefender
این آدم بسیار حرف میزند، اما اندک میگوید، زیرا واژگانش برای بیان آنچه در دل دارد، بسنده نیست. اما مسئله تنها محدودیت کلامی نیست، محدودیت فکر و تخیل نیز در میان است. مسئله، مسئله ی فقر تفکر نیز هست؛ چرا که افکار و مفاهیم که ما به واسطه ی آن ها به رمز و راز وضعیت خود پی می بریم جدا از کلمات وجود ندارند.
ما سخن گفتن درست، پر مغز، سنجیده و زیرکانه را از ادبیات و تنها از ادبیات خوب می آموزیم...!
چرا #ادبیات؟ ، #ماريوس_بارگاس_يوسا، ترجمه عبدالله کوثری، نشر لوح فکر
@LifeDefender
نکات روزمره حقوقی:
تعهدات سازمان تامین اجتماعی در قبال بیمه شدگان، به دو دسته کلی قابل تقسیم است.
1⃣ تعهدات کوتاه مدت:
شامل غرامت دستمزد، مرخصی ایام بارداری، بیمه بیکاری، پروتز و اروتز، صدور دفترچه درمان و برخی کمکهای مقطعی دیگر.
2⃣ تعهدات بلند مدت:
شامل بازنشستگی، نقص عضو منجر به برقراری مستمری، از کارافتادگی، فوت و فوت بعد از بازنشستگی
#بیمه
@LegalPoint
@LifeDefender
تعهدات سازمان تامین اجتماعی در قبال بیمه شدگان، به دو دسته کلی قابل تقسیم است.
1⃣ تعهدات کوتاه مدت:
شامل غرامت دستمزد، مرخصی ایام بارداری، بیمه بیکاری، پروتز و اروتز، صدور دفترچه درمان و برخی کمکهای مقطعی دیگر.
2⃣ تعهدات بلند مدت:
شامل بازنشستگی، نقص عضو منجر به برقراری مستمری، از کارافتادگی، فوت و فوت بعد از بازنشستگی
#بیمه
@LegalPoint
@LifeDefender
6 آوريل 1972 درجريان اعتصاب كارگران كارخانه اى در منطقه بريتنى فرانسه يكى از معترضين، دوست دوران كودكى خود را در ميان افراد پليس ضدشورش می شناسد.
عكاس: ژاك گُرمولن
@LifeDefender
عكاس: ژاك گُرمولن
@LifeDefender
Forwarded from عکس نگار
معرفی #کتاب:
اگر اهل کتاب باشید، قطعا متوجه شدهاید که پیمان خاکسار، کتابِ بد انتخاب نمیکند. از این مترجم پیش از این کتابهای خوب برفک (دان دلیلو)، هالیوود (بوکوفسکی) شاگرد قصاب (پاتریک مک کیب) و اتحادیه ابهان (جان کندی) و ... ترجمه و چاپ شده است. برای مشاهده فهرست کامل تری از کتابهایی که ایشان ترجمه کرده است به لینک yon.ir/5sGG مراجعه کنید.
خاکسار دربارهی ترجمهی این اثر میگوید: "یکی از دلایلی که این کتاب را برای ترجمه انتخاب کردم این است که این کتاب یک تقارن شگفت دارد. من همیشه عاشق جولین بارنز بودم و آرزو داشتم یکی از کتابهای او را ترجمه کنم. از طرف دیگر شوستاکوویچ یکی از آهنگسازان محبوب من است که از دوران نوجوانی همراهم بوده و در طول یک هفته بارها و بارها به آثارش گوش میدهم."
"وقتی دیدم نویسندهی مورد علاقهام دربارهی آهنگساز محبوبم کتابی نوشته درنگ نکردم. آن موقع مشغول ترجمهی “شن روان” نوشتهی “استیو تولتز” بودم. با این حال ترجمهی کتاب را نیمه رها کردم و به ترجمهی کتاب بارنز پرداختم"
می توانید مصاحبه ب پیمان خاکسار درباره این کتاب را از لینک yon.ir/79nL مشاهده کنید.
کتاب درباره دمیتری #دمیترییویچ_شوستاکوویچ (به روسی: Дмитрий Дмитриевич Шостакович) (۲۵ سپتامبر ۱۹۰۶ در سنت پترزبورگ - ۹ اوت ۱۹۷۵) آهنگساز روس دوره شوروی بود. او چه در زمان حیات خود و چه بعد از آن به عنوان یکی از بزرگترین آهنگسازان سده بیستم شناخته میشد. شوستاکوویچ در بیشتر طول زندگی خود رابطه پر فراز و نشیبی با حزب کمونیست اتحاد شوروی و دستگاههای دولتی شوروی داشت. او از معدود هنرمندان شوروی است که شخص استالین بر آثارش نقد نوشت. موسیقی او به طور رسمی دو بار در سال ۱۹۳۶ و ۱۹۴۸ و به صورت دورهای ممنوع اعلام شد.
مشخصات کتاب :
عنوان: هیاهوی زمان
موضوع: رمان خارجی
نویسنده : جولین بارنز
مترجم : پیمان خاکسار
ناشر: چشمه
سال انتشار: ۱۳۹۵
تعداد صفحات: ۱۸۳
قیمت: ۱۴۰,۰۰۰ ریال
لینک خرید : yon.ir/5sGG
❤️در پست بعدی قسمتی از کتاب را می خوانیم. این قسمت به اجرای سمفونی او توسط الیازبرگ در جنگ جهانی دوم در جبهه لنینگراد می پردازد.❤️
@LifeDefender
اگر اهل کتاب باشید، قطعا متوجه شدهاید که پیمان خاکسار، کتابِ بد انتخاب نمیکند. از این مترجم پیش از این کتابهای خوب برفک (دان دلیلو)، هالیوود (بوکوفسکی) شاگرد قصاب (پاتریک مک کیب) و اتحادیه ابهان (جان کندی) و ... ترجمه و چاپ شده است. برای مشاهده فهرست کامل تری از کتابهایی که ایشان ترجمه کرده است به لینک yon.ir/5sGG مراجعه کنید.
خاکسار دربارهی ترجمهی این اثر میگوید: "یکی از دلایلی که این کتاب را برای ترجمه انتخاب کردم این است که این کتاب یک تقارن شگفت دارد. من همیشه عاشق جولین بارنز بودم و آرزو داشتم یکی از کتابهای او را ترجمه کنم. از طرف دیگر شوستاکوویچ یکی از آهنگسازان محبوب من است که از دوران نوجوانی همراهم بوده و در طول یک هفته بارها و بارها به آثارش گوش میدهم."
"وقتی دیدم نویسندهی مورد علاقهام دربارهی آهنگساز محبوبم کتابی نوشته درنگ نکردم. آن موقع مشغول ترجمهی “شن روان” نوشتهی “استیو تولتز” بودم. با این حال ترجمهی کتاب را نیمه رها کردم و به ترجمهی کتاب بارنز پرداختم"
می توانید مصاحبه ب پیمان خاکسار درباره این کتاب را از لینک yon.ir/79nL مشاهده کنید.
کتاب درباره دمیتری #دمیترییویچ_شوستاکوویچ (به روسی: Дмитрий Дмитриевич Шостакович) (۲۵ سپتامبر ۱۹۰۶ در سنت پترزبورگ - ۹ اوت ۱۹۷۵) آهنگساز روس دوره شوروی بود. او چه در زمان حیات خود و چه بعد از آن به عنوان یکی از بزرگترین آهنگسازان سده بیستم شناخته میشد. شوستاکوویچ در بیشتر طول زندگی خود رابطه پر فراز و نشیبی با حزب کمونیست اتحاد شوروی و دستگاههای دولتی شوروی داشت. او از معدود هنرمندان شوروی است که شخص استالین بر آثارش نقد نوشت. موسیقی او به طور رسمی دو بار در سال ۱۹۳۶ و ۱۹۴۸ و به صورت دورهای ممنوع اعلام شد.
مشخصات کتاب :
عنوان: هیاهوی زمان
موضوع: رمان خارجی
نویسنده : جولین بارنز
مترجم : پیمان خاکسار
ناشر: چشمه
سال انتشار: ۱۳۹۵
تعداد صفحات: ۱۸۳
قیمت: ۱۴۰,۰۰۰ ریال
لینک خرید : yon.ir/5sGG
❤️در پست بعدی قسمتی از کتاب را می خوانیم. این قسمت به اجرای سمفونی او توسط الیازبرگ در جنگ جهانی دوم در جبهه لنینگراد می پردازد.❤️
@LifeDefender
Forwarded from عکس نگار
قستمی از کتاب هیاهوی زمان نوشته جولین بارنز درباره زندگی دمیترییویچ شوستاکوویچ :
در تابستان سال ۱۹۴۲، لنینگراد در قحطی بود. نزدیک به یک سال بود که آلمانها این شهرها تحت محاصره و بمباران قرار داده بود. با این وجود، یک ارکستر موفق شد تا یک سمفونی تازه را که دیمیتری شوستاکوویچ ساخته بود را اجرا و در شهر پخش کند.
وقتی که کارل الیازبرگ دستور گرفت تا سمفونی هفتم شوستاکوویچ را اجرا کند، متوجه شد که مشکلی وجود دارد: تنها ارکستر باقیماندۀ شهر یعنی ارکستر رادیو لنینگراد تعطیل شده بود و اعضای آن پراکنده شده بودند یا بیمار بودند یا اصلا درگذشته بودند.
وقتی که الیازبرگ نوازندگانش را برای تمرین خبر کرد، فقط سروکلۀ ۱۵ نفر پیدا شد. یکی از آنها کزنیا ماتوس، نوازندۀ فلوت بود. او آن دوران را اینگونه به خاطر دارد:
“وقتی که تمرین را برای اجرا شروع کردیم، من باید فلوتم را برای تعمیر میبردم. وقتی برای تحویل گرفتنش رفتم، پرسیدم که هزینۀ تعمیرش چقدر شده. تعمیرکار گفت: “برایم یک گربه بیاور!”
آخر ورود مایحتاج به شهر قطع شده بود و لنینگرادیهای مجبور به خوردن موشها، اسبها، گربهها و سگها شده بودند!
اولین جلسۀ تمرین بعد از تنها ۱۵ دقیقه دچار وقفه شد. چرا که گروه کوچکی که برای تمرین آمده بودند، رمقی در بدن نداشتند.
این گروه ارکستر از نوازندگانی تشکیل شده بود که قربانی بمباران، گرسنگی و قحطی بودند و به زحمت میتوانستند سازهایشان را در دست نگه دارند.”
نیاز به نیروی کمکی بود. مسئولان شوروی دستوری را به جبهههای نبرد فرستادند و دستور دادند که هر نوازندهای که در جبهه حضور دارد خود را برای تمرین معرفی کند. مردان از اردوگاههای نظامی میآمدند و میان ماموریتهایشان تمرین میکردند.
الیازبرگ نظم سفت و سختی را در پیش گرفت تا نوازندگانش را روی فرم بیاورد. نوازندگان سازهای بادی، به خصوص دچار مشکل میشدند و وقتی که مینواختند سرشان خالی میشد. اما با این وجود، او از جیرۀ نان هر نوازندهای که خوب اجرا نمیکرد یا دیر به تمرین میآمد کم میکرد. حتی اگر علت تاخیر او، تدفین یکی از اعضای خانوادهاش بود.
نوازندگان، شش روز در هفته با هم کار میکردند و کم کم سمفونی شکل گرفت. تا فرارسیدن روز اجرا، یعنی ۹ آگوست ۱۹۴۲، گروه ارکستر تنها یکبار فرصت یافته بود تا سمفونی را به صورت کامل تمرین کند. آن هم تنها سه روز پیش از اجرای اصلی.
کمی پیش از اجرا، ارتش شوروی به شدت خطوط ارتش آلمان را بمباران کرد تا اسلحههای آلمانی را خاموش کند و کنسرت دچار وقفه نشود. بلندگوها در سراسر شهر نصب شده بودند تا صدای کنسرت نه فقط به اهالی شهر که به نیروهای آلمانی نیز برسد.
تنها ترسی که وجود داشت این بود که آلمانها دوباره بمباران کنند. وقتی الیازبرگ بیرون آمد، اعضای گروه ارکستر ایستادند و سپس شروع به نواختن کردند. همه گرسنه بودند، اما همه با لباس رسمی و پاپیون اجرا میکردند.
شوستاکوویچ این سمفونی را به مردم لنینگراد تقدیم کرده بود. مردمی که مجبور بودند یک سال و نیم دیگر محاصره را تحمل کنند، تا اینکه ارتش شوروی نهایتاً در ژانویۀ ۱۹۴۴ توانست محاصره را بشکند. تخمین زده میشود که تا آن زمان، حدود ۷۵۰۰۰۰ شهروند غیرنظامی در لنینگراد مرده بود.
در دهۀ ۱۹۵۰، گروهی از گردشگران آلمان شرقی به دیدار الیازبرگ آمدند. آنها میخواستند او را ببینند و به او گفتند که آنها جزو سربازان آلمانیای بودهاند که در آن زمان در آستانۀ شهر بودند. آنها به پخش رادیویی کنسرت ارکستر، از جمله سمفونی هفتم شوستاکوویچ گوش میدادند. آنها نیز گرسنه بودند. آنها هم ترسیده بودند. خیلی از آنها دلشان نمیخواست آنجا باشند، اما چارهای نداشتند. خیلیهایشان کشته شدند. آن مردان به الیازبرگ گفتند که وقتی اجرای سمفونی شوستاکوویچ را میشنیدند، فهمیدند که شهری که مردمش چنین روحیهای از خود نشان میدهد، تسلیم نخواهد شد. طبق گزارشها، یکی از آنان گفته است که وقتی دوستانش آن سمفونی را میشنیدند، اشک در چشمانشان حلقه میزد.
الیازبرگ سمفونیاش را در چند مناسبت دیگر در لنینگراد اجرا کرد. اما کنسرت دوران جنگ او، او را بدل به ستارۀ عرصۀ رهبری ارکستر نکرد و حتی باعث نشد که قهرمان فرهنگی شوروی بدل شود. در عوض در سال ۱۹۷۸، در میان فراموشی از جهان رفت.
درباره کتاب : https://telegram.me/LifeDefender/1373
@LifeDefender
در تابستان سال ۱۹۴۲، لنینگراد در قحطی بود. نزدیک به یک سال بود که آلمانها این شهرها تحت محاصره و بمباران قرار داده بود. با این وجود، یک ارکستر موفق شد تا یک سمفونی تازه را که دیمیتری شوستاکوویچ ساخته بود را اجرا و در شهر پخش کند.
وقتی که کارل الیازبرگ دستور گرفت تا سمفونی هفتم شوستاکوویچ را اجرا کند، متوجه شد که مشکلی وجود دارد: تنها ارکستر باقیماندۀ شهر یعنی ارکستر رادیو لنینگراد تعطیل شده بود و اعضای آن پراکنده شده بودند یا بیمار بودند یا اصلا درگذشته بودند.
وقتی که الیازبرگ نوازندگانش را برای تمرین خبر کرد، فقط سروکلۀ ۱۵ نفر پیدا شد. یکی از آنها کزنیا ماتوس، نوازندۀ فلوت بود. او آن دوران را اینگونه به خاطر دارد:
“وقتی که تمرین را برای اجرا شروع کردیم، من باید فلوتم را برای تعمیر میبردم. وقتی برای تحویل گرفتنش رفتم، پرسیدم که هزینۀ تعمیرش چقدر شده. تعمیرکار گفت: “برایم یک گربه بیاور!”
آخر ورود مایحتاج به شهر قطع شده بود و لنینگرادیهای مجبور به خوردن موشها، اسبها، گربهها و سگها شده بودند!
اولین جلسۀ تمرین بعد از تنها ۱۵ دقیقه دچار وقفه شد. چرا که گروه کوچکی که برای تمرین آمده بودند، رمقی در بدن نداشتند.
این گروه ارکستر از نوازندگانی تشکیل شده بود که قربانی بمباران، گرسنگی و قحطی بودند و به زحمت میتوانستند سازهایشان را در دست نگه دارند.”
نیاز به نیروی کمکی بود. مسئولان شوروی دستوری را به جبهههای نبرد فرستادند و دستور دادند که هر نوازندهای که در جبهه حضور دارد خود را برای تمرین معرفی کند. مردان از اردوگاههای نظامی میآمدند و میان ماموریتهایشان تمرین میکردند.
الیازبرگ نظم سفت و سختی را در پیش گرفت تا نوازندگانش را روی فرم بیاورد. نوازندگان سازهای بادی، به خصوص دچار مشکل میشدند و وقتی که مینواختند سرشان خالی میشد. اما با این وجود، او از جیرۀ نان هر نوازندهای که خوب اجرا نمیکرد یا دیر به تمرین میآمد کم میکرد. حتی اگر علت تاخیر او، تدفین یکی از اعضای خانوادهاش بود.
نوازندگان، شش روز در هفته با هم کار میکردند و کم کم سمفونی شکل گرفت. تا فرارسیدن روز اجرا، یعنی ۹ آگوست ۱۹۴۲، گروه ارکستر تنها یکبار فرصت یافته بود تا سمفونی را به صورت کامل تمرین کند. آن هم تنها سه روز پیش از اجرای اصلی.
کمی پیش از اجرا، ارتش شوروی به شدت خطوط ارتش آلمان را بمباران کرد تا اسلحههای آلمانی را خاموش کند و کنسرت دچار وقفه نشود. بلندگوها در سراسر شهر نصب شده بودند تا صدای کنسرت نه فقط به اهالی شهر که به نیروهای آلمانی نیز برسد.
تنها ترسی که وجود داشت این بود که آلمانها دوباره بمباران کنند. وقتی الیازبرگ بیرون آمد، اعضای گروه ارکستر ایستادند و سپس شروع به نواختن کردند. همه گرسنه بودند، اما همه با لباس رسمی و پاپیون اجرا میکردند.
شوستاکوویچ این سمفونی را به مردم لنینگراد تقدیم کرده بود. مردمی که مجبور بودند یک سال و نیم دیگر محاصره را تحمل کنند، تا اینکه ارتش شوروی نهایتاً در ژانویۀ ۱۹۴۴ توانست محاصره را بشکند. تخمین زده میشود که تا آن زمان، حدود ۷۵۰۰۰۰ شهروند غیرنظامی در لنینگراد مرده بود.
در دهۀ ۱۹۵۰، گروهی از گردشگران آلمان شرقی به دیدار الیازبرگ آمدند. آنها میخواستند او را ببینند و به او گفتند که آنها جزو سربازان آلمانیای بودهاند که در آن زمان در آستانۀ شهر بودند. آنها به پخش رادیویی کنسرت ارکستر، از جمله سمفونی هفتم شوستاکوویچ گوش میدادند. آنها نیز گرسنه بودند. آنها هم ترسیده بودند. خیلی از آنها دلشان نمیخواست آنجا باشند، اما چارهای نداشتند. خیلیهایشان کشته شدند. آن مردان به الیازبرگ گفتند که وقتی اجرای سمفونی شوستاکوویچ را میشنیدند، فهمیدند که شهری که مردمش چنین روحیهای از خود نشان میدهد، تسلیم نخواهد شد. طبق گزارشها، یکی از آنان گفته است که وقتی دوستانش آن سمفونی را میشنیدند، اشک در چشمانشان حلقه میزد.
الیازبرگ سمفونیاش را در چند مناسبت دیگر در لنینگراد اجرا کرد. اما کنسرت دوران جنگ او، او را بدل به ستارۀ عرصۀ رهبری ارکستر نکرد و حتی باعث نشد که قهرمان فرهنگی شوروی بدل شود. در عوض در سال ۱۹۷۸، در میان فراموشی از جهان رفت.
درباره کتاب : https://telegram.me/LifeDefender/1373
@LifeDefender
پنجمین پرسش پنجشنبه شب :
عادت چیست؟ نسبت به کدامیک از عادتهایتان احساس بدی دارید؟
#پرسش_پنجشنبه_شب
#omidnotes
عادت چیست؟ نسبت به کدامیک از عادتهایتان احساس بدی دارید؟
#پرسش_پنجشنبه_شب
#omidnotes
خیلی نزدیک
خیلی دور
چند سالی کنار هم
قرنها، تنها در گور
با اشکها، لبخندها
و حرفهایی که از هم پنهان کردیم.
#omidnotes
خیلی دور
چند سالی کنار هم
قرنها، تنها در گور
با اشکها، لبخندها
و حرفهایی که از هم پنهان کردیم.
#omidnotes
Forwarded from عکس نگار
دکتر کامران وفا استاد ایرانی-آمریکایی فیزیک در دانشگاه هاروارد است. او از فیزیکدانان برجسته در زمینه نظریه ریسمان میباشد. نظريه F كه توسط دكتر وفا ارائه شد، نظريه ابر ريسمان را كامل كرد و جهان داراي 12 بُعد شد!
وی در سال ۲۰۰۸ میلادی موفق به دریافت مدال دیراک شد و جوایز علمی معتبر دیگری را نیز از ان خود کرده است.
درباره دکتر کامران وفا :
https://www.physics.harvard.edu/people/facpages/vafa
جستجو در گوگل با
عبارت dr kumrun vafa :
yon.ir/W65a
جستجو در گوگل با عبارت
دکتر کامران وفا :
yon.ir/Apqg
@LifeDefender
وی در سال ۲۰۰۸ میلادی موفق به دریافت مدال دیراک شد و جوایز علمی معتبر دیگری را نیز از ان خود کرده است.
درباره دکتر کامران وفا :
https://www.physics.harvard.edu/people/facpages/vafa
جستجو در گوگل با
عبارت dr kumrun vafa :
yon.ir/W65a
جستجو در گوگل با عبارت
دکتر کامران وفا :
yon.ir/Apqg
@LifeDefender
نام این #گل به پارسی "فراموشم نکن" و به انگلیسی forget me not میباشد. نام علمی آن نیز myostis scorpioides است.
@LifeDefender
@LifeDefender
مشاوره های ژنتیک پیش از ازدواج در کشور اجباری شد.
🅾رئیس سازمان بهزیستی با اعلام این خبر گفت: هم اکنون به علت اجباری نبودن آزمایش ژنتیک، سالانه 25 تا 30 هزار نوزاد معلول در کشور متولد می شوند.
✅ برای جلوگیری از این وضعیت در برنامه ششم توسعه کشور آزمایش ژنتیک و مشاره های ژنتیک پیش از ازدواج در کشور اجباری خواهد شد.
@LifeDefender
🅾رئیس سازمان بهزیستی با اعلام این خبر گفت: هم اکنون به علت اجباری نبودن آزمایش ژنتیک، سالانه 25 تا 30 هزار نوزاد معلول در کشور متولد می شوند.
✅ برای جلوگیری از این وضعیت در برنامه ششم توسعه کشور آزمایش ژنتیک و مشاره های ژنتیک پیش از ازدواج در کشور اجباری خواهد شد.
@LifeDefender