LifeDefender
592 subscribers
2.12K photos
1.04K videos
43 files
1.8K links
انتشار هر آنچه خوب است

نخستین پست:
t.me/LifeDefender/1

کانال دوم:
@LDplus
Download Telegram
اولین نسل کامپیوتر که وارد کشور شد و در شرکت نفت مسجد سلیمان از آنها استفاده می شد. این کامپیوتر هم اکنون در موزه نفت مسجد سلیمان نگهداری می شود.
#کامپیوتر

@LifeDefender
قسمت اول #کتاب_صوتی پدر پول دار ، پدر بی پول رابرت کیوساکی درباره "کسب و کار" را از Standard Music بشنوید.
لینک مشاهده:

https://telegram.me/joinchat/Cc2u6z7glH2e0U9ymbiG0Q

@LifeDefender
خلاقیت و نوآوری:
استفاده از بطری یکبار مصرف
@LifeDefender
خلاقیت و نوآوری :
میز جالب...

@LifeDefender
دیالوگ فیلم:
سنت که بالا میره، میفهمی تنها چیزهایی که حسرتشون رو میخوری
کار هایی هستن که انجام ندادی.
" Mildred Pierce "
@LifeDefender
شهري قديمي در کردستان عراق با ٥٠٠٠ سال قدمت و فقط ١٢٠٠ خانه كه راهي براي افزودن خانه بيش از اين تعداد وجود ندارد.

متاسفانه نام این شهر را نمی دانیم.
@LifeDefender
خلاقیت و نوآوری :
تبلیغ شرکت معماری ...
@LifeDefender
Forwarded from عکس نگار
❤️قصد داریم امشب چند قطعه موسیقی از گروه آلمانی شیلر (بر گرفته از نویسنده و شاعر بزرگ آلمانی)برای شما در بخش اختصاصی LifeDefender یعنی Standard Music به اشتراک بگذاریم. قبل از آن اندکی با این نویسنده آشنا شوید.

یوهان کریستوف فریدریش فون شیلر (به آلمانی: Johann Christoph Friedrich von Schiller) (زادهٔ ۱۰ نوامبر ۱۷۵۹ در مارباخ آم نکا - درگذشتهٔ ۹ مهٔ ۱۸۰۵ در وایمار) فقط 46 سال! شاعر، نمایشنامه‌نویس، فیلسوف و مورخ آلمانی بود.

زندگی فریدریش شیلر (۱۷۵۹−۱۸۰۵) کوتاه اما پر فراز و نشیب بود. بیش از دو قرن از مرگ شیلر می‌گذرد
و در این دوران طولانی، فرهنگ و ادبیات آلمان، هیچ سالی را بدون حضور شیلر پشت سر نگذاشته؛ از شکوفاترین دوران‌ها تا تاریک ترین سال‌های جنگ دوم جهانی.

کودکی و نوجوانی او در محرومیت و فشار گذشت، جوانی‌اش با در به دری و فقر همراه بود و در میانسالی، هنگامی که عشق و شهرت و رفاه را تجربه می‌کرد، بارها به شدت بیمار شد تا سرانجام در ۴۶ سالگی درگذشت. شیلر خیلی پیش از مرگ زودهنگامش اعتبار و افتخاری برای ادبیات و فرهنگ آلمان به شمار می‌رفت و در همان سال های نابسامان جوانی آثاری خلق کرد که همچنان خوانده و اجرا می شوند.

پس از دورة ادبی روشنگری در آلمان، نهضتی ادبی پدید آمد که آن را توفان و طغیان نامیدند. ویژگی اصلی این دوره، نبوغ بود و بسیاری در این دوره اعتقاد داشتند که ادیب و نویسنده را نمی‌توان در کتابخانه‌ها و یا دانشگاه‌ها یافت؛ بلکه نابغه خود راه خویش را می‌گشاید و از نبوغ خود بهره می‌جوید و شاهکارهای ادبی می‌آفریند. تردیدی نیست که فریدریش شیلر از نمونه‌های این نبوغ است. او در شهر لورش دیده به جهان گشود و چون پدرش سمتی در دربار آن منطقه داشت، پسر ناگزیر به مدرسة شبانه‌روزی حاکم آن ناحیه رفت و به تحصیل پزشکی پرداخت، اما پنهانی آثاری را نگاشت که در اوان جوانی باعث شد شیلر از خدمت بگریزد و مدت‌ها مخفیانه زندگی کند. بعدها، در سیر تکامل آثار شیلر، همسویی و همکاری با گوته نیز پدید می‌آید و این‌چنین گوته، تا لحظة مرگ شیلر، دوست صمیمی او می‌ماند.

پرداختن شیلر به مفاهیمی چون آزادی، برابری و برادری و ستایش ارزش‌های والای انسانی که در اغلب آثار او محور اصلی را تشکیل می‌دهد، او را در جایگاهی قرار داده که مورد توجه صاحبان منش‌ها و رفتارهای سیاسی گوناگون است.

برای اطلاعات بیشتر منابع زیر را بخوانید :
http://www.hamshahrionline.ir/details/94888

http://www.ensani.ir/fa/content/28466/default.aspx

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%B4_%D8%B4%DB%8C%D9%84%D8%B1
Forwarded from عکس نگار
لبخند یا همان Smile موسیقی زیبا از گروه آلمانی Schiller «شیلر» (همنام شاعر، فیلسوف و نویسنده بزرگ آلمانی) است که در آن از سازهای ایرانی دف و ضرب استفاده شده است.

موسیقی الکترونیک تقریبا ظرفیتی نامحدود را در اختیار قرار می‌دهد تا نواها و فضاسازی‌های گوناگونی را پدید آورد و با هم تلفیق کرد، این ترکیبات در کنار صدای دلنشین "سارا برایتمن" باعث می‌شود تا لبخند، تجربه‌ای متفاوت برای گوش آشنای ایرانی به سازهای سنتی خود مثل ضرب و دف باشد.

ترجمه قسمتی از شعر بدین صورت است:

لبخندی‌ست،
لبخندی بر چهره‌ات؛
من حیرانم،
حیران ز سبب بخشش سرشار تو؛
می‌خواهم نهان شوم،
در آغوش تو پنهان شوم.

برای شنیدن آهنگ لبخند لینک زیرا لمس کنید.

https://telegram.me/joinchat/Cc2u6z7glH2e0U9ymbiG0Q

@LifeDefender
پرسش پنجشنبه شب :







به مهمترین افرادی که در زندگیتان ( خانوادگی، شغلی و ... ) حضور دارند فکر کنید و آنها را به ترتیب اهمیت از ۱ تا ۱۰ فهرست بندی کنید. اکنون برای بهبود روابط خود با نفر نخست، چه اقدامات موثری می‌توانید انجام دهید؟






#پرسش_پنجشنبه_شب
#omidnotes
Forwarded from عکس نگار
اگر برای نخستین بار هویج را بدین شکل دیده بودیم و در طول زندگیمان تمام هویج ها به این شکل بودند امروز با مشاهده تصویر هویجی کشیده تعجب می کردیم و غیراردادی سعی می نمودیم در خاطرمان مشابهتی برای آن بیابیم.
در اینجا اولین تصوری که خودکار در ذهن ما ایجاد می شود انسانی نیم تنه است که دو پایش را در هم پیچانده است و علاوه بر اینکه خنده دار است حتی ممکن است سکسوال هم به نظر برسد.❗️

دراین باره هر تصوری خودکار و بر اساس زندگی ، تجارب، شیوه تفکر و ... در. ذهن ما شکل می گیرد که ما کنترلی روی آن نداریم و فقط نظاره گرش هستیم.

هر کدام از ما چقدر آگاهانه به این ذهنیت ها می‌اندیشیم و آنها را واکاوی می‌کنیم. ممکن است بپرسید چه لزومی دارد درباره این هویج خاص 1 ساعت بیندیشم؟ گرچه تا اندازه ای حق با شماست ولی پرداختن به آن نیز خالی از رسیدن به نکات جالبی نیست.

از تفکر درباره این هویج! می گذریم. به تصویر پست بعد نگاه کنید و به اولین برداشتهای خود توجه کنید. چنین مواردی ارزش آن را دارد حداقل دقایقی درباره چگونگی و چیستی ذهنیتمان فکر کنیم.

با خود راحت و روراست باشید. خیلی از اوقات ما در تنهایی نیز سعی در فریب خویش داریم و خودمان را آنگونه جلوه می دهیم که دوست داریم باشیم یا با تصویری که سالها جامعه در ناخودآگاه ما کاشته و ما قادر به تحققش نیستیم نزدیک می‌کنیم.

🅾تصویر را لمس کنید تا آن را کامل ببینید

@LifeDefender
در صورتیکه که پست مرتبط را نخوانده اید ابتدا آنرا بخوانید. ( پست هویج 😊 )

لینک :
http://telegram.me/LifeDefender/1297

بعد از مشاهده تصویر زیر یا موارد مشابه در زندگی مان حداقل می توان به بررسی 3 مورد پرداخت :

👈1. اولویت و تقدم تصاویر ذهنی :
یعنی به عنوان نمونه چرا من نوعی، بعد از اولین نگاه برداشتهایشم به این ترتیب است؟ :
1. انسانی مشکل دارد و ناراحت است. 2. توجه به جنسیت زن با جذابیت های زنانه اش معطوف می‌شود. 3. تصور می‌کنم از اون جور زنهاست که قیافه و زندگی و ... با ما فرق داره و ...

👈 2. میزان یا شدت هر تصویر ذهنی :
به عنوان نمونه چرا در نمونه بالا شدت و میزان تاثیر مورد دوم خیلی بیشتر از مورد سوم بود و مورد اول خیلی ناچیز و فقط در حد یک لحظه بود؟

👈 3.چقدر تقدم و شدت هر تصویر ذهنی فقط به جغرافیای محل تولد من و طرز تفکر اولیه ام برمی‌گردد؟ من نوعی، چه تصوراتی در ذهنم شکل میگرفت که اگر خودم چندین سال بعد با دیدی واقع گرایانه تر به آن نگاه می‌کردم به انسانی انسان‌تر نزدیک بود؟


و در پایان به این توجه داشته باشید که اغلب افراد عامی در هر جای دنیا ناآگاهانه و خودکار عمرشان را صرف دفاع از تفکرات ، عقایدی و تصوراتی می‌کنند که خودشان به هیچ وجه در انتخابشان نقشی نداشته‌اند ولی به دلیل تکرار چون بدان عادت کرده‌اند آن را معمول و جزیی از خود یا انتخاب خود می‌دانند.

@LifeDefender
خلاقیت و نوآوری :
طراحي ساده و مينيمال...

سيگار انسان را ميكشد...

@LifeDefender
یک نوشته بر روی یک بیلبورد تبلیغاتی در پاریس:

اگه از آخرین کتابی که خوانده‌اید،
یا آخرین باری که مسواک زده‌اید
24 ساعت می‌گذرد؛ لطفا دهانتان را ببندید...!!!"

@LifeDefender
مهم نيست که چه می‌کنيد يا به کجا می‌رويد، شما تمام عمر خويش را در چارچوب ذهنی‌تان زندگی می‌کنيد!
تری جوزفسون.

*دره ای در نروژ به نام پریکستولن

@LifeDefender
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خلاقیت و نوآوری :
یه بازی مردمی شاد.
شادی های جمعی ما چیست ...؟

@LifeDefender
عکسی زیبا از سهراب امانی
@LifeDefender
پیرو پست
http://telegram.me/LifeDefender/1309
هم اکنون به توضیح تمثیل غار افلاطون می پردازیم.

واقعيت چيست؟ دانش چيست؟ زندگي چه معنايي دارد؟ اينها موضوعات بزرگي هستند که شايد شما به طور تمثيلي با آنها درگير شويد؛ موضوعاتي که زندگي را سفري مي‌دانند در امتداد يک جاده يا در گذر از يک اقيانوس، يک کوه‌نوردي، يک جنگ، يک کتاب، يک نخ، يک بازي، يک دريچه‌ي فرصت يا يک شعله‌ي لرزان.با عمري بسيار کوتاه.

۲۴۰۰ سال پیش، يکي از متفکرين مطرح تاريخ گفته «زندگي شبيه به زنجيرشدن در غار است و ما در آن مجبور به تماشاي سايه‌هايي هستيم که به سرعت بر روي ديوار حرکت مي‌کنند.» خيلي سرخوشانه‌ است، نه؟ اين دقيقاً چيزي است که افلاطون در تمثيل غارش که در جلد هفتم کتاب جمهوري آورده بيان کرده.

فيلسوف يوناني، در اين کتاب، جامعه‌ي آرماني را با بررسيِ مفاهيمي چون عدالت، حقيقت و زيبايي تجسم کرده. در اين تمثيل، گروهي از زندانيان از زمان تولد در يک غار حبس شده‌اند. آنها پشت به راه ورودي ايستاده‌اند، نمي‌توانند سرهايشان را برگردانند و هيچ شناختي از دنياي بيروني ندارند.

با اين حال، گاهي آدم‌ها و موجودات ديگري از جلوي درگاهِ غار عبور مي‌کنند و سايه‌ها و صداهايشان بر ديوار مقابل اسيران منعکس مي‌شود. زنداني‌ها اين خيالات را نام‌گذاري و دسته‌بندي مي‌کنند و بر اين باورند که دارند موجوداتي واقعي را مي‌بينند.

به ناگاه، يک زنداني آزاد شد و براي اولين بار به بيرون از غار آمد. نور چشمانش را اذيت مي‌کند و محيط جديد برايش گيج‌کننده است. هنگامي که به او گفته مي‌شود اشياء پيرامونش واقعي هستند و سايه‌ها تنها انعکاس بوده‌اند او باور نمي‌کند. سايه‌ها برايش بسيار واضح‌تر بودند اما رفته رفته، چشمان او خود را تطبيق مي‌دهند تا اين که او مي‌تواند به انعکاسات موجود در آب بنگرد، اشياء را مستقيماً ببيند و در نهايت به خورشيد نگاه کند؛ خورشيدي که نورش منبع غاييِ همه چيزهايي است که او ديده.

زنداني به غار باز مي‌گردد تا اکتشافاتش را با بقيه در ميان بگذارد. اما او ديگر به تاريکي عادت ندارد و به سختي مي‌تواند سايه‌هاي روي ديوار را ببيند. باقي زندانيان گمان مي‌کنند که اين سفر او را ابله و کور ساخته و به هر تلاشي براي آزادشدن‌شان واکنش شديد نشان مي‌دهند.

افلاطون اين قطعه از کتابش را به عنوان قياسي از تلاش فيلسوف براي تربيت عموم مطرح مي‌کند. اکثر مردم نه تنها مشکلي با ناداني‌شان ندارند بلکه در برابر هر کس که آنرا مطرح کند نيز رفتاري خصمانه پيش مي‌گيرند. در واقع، سقراط که يک شخصيت حقيقي است توسط حکومت آتن به جرم بر هم زدنِ نظم اجتماعي محکوم به مرگ شد و شاگرد او، افلاطون، در بخش عمده‌اي از کتاب جمهوري به بي‌اعتبار کردنِ دموکراسي آتني پرداخته و نظريه‌ي حکومت فيلسوف‌شاه‌ها را ترويج مي‌دهد.

با حکايت غار، شايد افلاطون مي‌خواهد بگويد که توده‌ها کله‌شق‌تر و نادان‌تر از آن هستند که بتوانند بر خودشان حکومت کنند اما ۲۴۰۰ سال است که اين تمثيل ذهن‌هاي بسياري را درگير خود کرده چرا که خوانش‌هاي بسياري را مي‌توان از آن ارائه داد.

يک نکته مهم درباره اين تمثيل ارتباطش با نظريه‌ي مُثُل (فرم‌ها) است. اين نظريه در مباحث ديگرِ افلاطون شکل گرفته و بيان مي‌کند که مانند سايه‌هاي روي ديوار، اشياء در دنياي واقعي انعکاس‌هاي ناقصي از فرم‌هاي ايده‌آل مانند گردي يا زيبايي هستند. بدين ترتيب، غار افلاطون به پرسش‌هاي بنيادين بسياري از قبيل منشاء دانش، مسأله‌ي بازنمايي و ماهيت خودِ واقعيت منتهي مي‌شود.

براي الهياتي‌ها، فرم‌هاي ايده‌آل در ذهن خالق وجود دارند. براي فيلسوفان زبان که فرم‌ها را به عنوان مفاهيم زباني مي‌بينند اين نظريه نمايانگر مسأله‌ي دسته‌بندي چيزهاي عيني تحت نام‌هاي ذهني است و بقيه هنوز در عجب‌اند که آيا ما واقعاً مي‌توانيم بفهميم که چيزهاي خارج از غار واقعي‌تر از سايه‌ها هستند يا نه؟ آيا ما در مسير زندگي‌مان مي‌توانيم به آنچه که فکر مي‌کنيم مي‌دانيم اطمينان داشته باشيم؟

شايد روزي، يک سوسوي روشنايي بتواند در ابتدايي‌ترين فرضيات ما حفره‌اي ايجاد کند. آيا شما از موانع عبور مي‌کنيد تا به روشنايي برسيد؟ حتي اگر به قيمت از دست دادنِ دوستان و خانواده‌تان تمام شود؟ يا اين که ترجيح مي‌دهيد با توهمات قديمي‌تان به زندگي ادامه دهيد؟ حقيقت يا عادت؟ روشنايي يا سايه؟ انتخاب‌هاي سختي هستند، اما اگر اين دلگرمتان مي‌کند، بدانيد که تنها نيستيد. بسياري از ما در اين وضعيت به سر مي‌بريم.

#فلسفه #افلاطون #حقیقت

❤️ در ادامه می توانید متن بالا را بصورت انیمیشن در قالب یک فایل ویدیویی ببینید
👇👇👇👇👇

@LifeDefender
یکی از جالب ترین ماهی های دنیا بنام اکسولوتل با صورت خندانش می باشد که دست و پا دارد و دو زیست است. این ماهی عجیب و جالب بین 20 تا 40 سانتیمتر رشد کرده همچنین بین 10 تا 15 سال عمر کند.
@LifeDefender