«هر کس باید هر روز تصمیم بگیرد هیولا باشد یا انسان»
میگوید از همان دوران دبستان تصمیم گرفت که نویسنده شود. دلیلش پاسخی بود که به مدیر مدرسه داد وقتی که در پایان سال قرار شد هر یک از بچهها کلکسیون چیزهای با ارزشی که جمع کردهاند را، به سالن اجتماعات بیاورند.
«یکی تمبر جمع میکرد، یکی تخم پرندگان، یکی کلکسیون پروانه داشت و یکی گلهای خشک شده»
او با دست خالی به نمایشگاه مدرسه میرود. مدیر با تعجب میپرسد مگر نمیخواهی به کلاس بالاتر بروی، کلکسیون تو کو؟
و ویلیام گلدینگ پاسخ میدهد:
«من واژه جمع میکنم آقا!»
میگوید از کودکی شیفتهی کلمات بود و وقتی در ۱۲ سالگی تصمیم گرفت اولین رمانش را بنویسد، در پاسخ خندههای اطرافیان گفت رمانی خواهم نوشت در ۶ جلد!
کتابی که نه تنها هرگز تمام نشد، که حتی از سطر اول هم فراتر نرفت.
گلدینگ اما بعدها پاسخ تمامی سرکوفتهای معلمان و تردیدهای والدینش را با دریافت جایزهی نوبل ادبیات داد.
هر چند کمی دیر!
چون همگی آنها سالها بود که مُرده بودند.
هر چه بود، با تمامی بداقبالیها و دیده نشدنها، راهش را از میان درختان جنگل ناامیدی و تردید، کوبید و پیشرفت.
سالها نوشت!
سالها.
معلم بود و سپس استاد ادبیات دانشگاه. قهرمان جنگجهانی دوم بود و دشمن هر گونه استبدادی…
چهار رمان نوشته بود که هیچ ناشری حاضر به چاپشان نشد.
تا که “سالار مگسها” چشمهای منتقدان را خیره کرد و “برج” تا مدتها پرفروشترین رمان شد.
شاید خودش میدانست که برای آنکس که کلکسیون واژه و گنجینهی کلام جمعآوری میکند، هیچ راهی کوتاه نیست.
و شاید برای همین بود که در مجموعهی “هدف متحرک” نوشت:
«کسی که بر رود نیل میراند باید بادبانهایی بافته شده از صبر داشته باشد»
میگوید از همان دوران دبستان تصمیم گرفت که نویسنده شود. دلیلش پاسخی بود که به مدیر مدرسه داد وقتی که در پایان سال قرار شد هر یک از بچهها کلکسیون چیزهای با ارزشی که جمع کردهاند را، به سالن اجتماعات بیاورند.
«یکی تمبر جمع میکرد، یکی تخم پرندگان، یکی کلکسیون پروانه داشت و یکی گلهای خشک شده»
او با دست خالی به نمایشگاه مدرسه میرود. مدیر با تعجب میپرسد مگر نمیخواهی به کلاس بالاتر بروی، کلکسیون تو کو؟
و ویلیام گلدینگ پاسخ میدهد:
«من واژه جمع میکنم آقا!»
میگوید از کودکی شیفتهی کلمات بود و وقتی در ۱۲ سالگی تصمیم گرفت اولین رمانش را بنویسد، در پاسخ خندههای اطرافیان گفت رمانی خواهم نوشت در ۶ جلد!
کتابی که نه تنها هرگز تمام نشد، که حتی از سطر اول هم فراتر نرفت.
گلدینگ اما بعدها پاسخ تمامی سرکوفتهای معلمان و تردیدهای والدینش را با دریافت جایزهی نوبل ادبیات داد.
هر چند کمی دیر!
چون همگی آنها سالها بود که مُرده بودند.
هر چه بود، با تمامی بداقبالیها و دیده نشدنها، راهش را از میان درختان جنگل ناامیدی و تردید، کوبید و پیشرفت.
سالها نوشت!
سالها.
معلم بود و سپس استاد ادبیات دانشگاه. قهرمان جنگجهانی دوم بود و دشمن هر گونه استبدادی…
چهار رمان نوشته بود که هیچ ناشری حاضر به چاپشان نشد.
تا که “سالار مگسها” چشمهای منتقدان را خیره کرد و “برج” تا مدتها پرفروشترین رمان شد.
شاید خودش میدانست که برای آنکس که کلکسیون واژه و گنجینهی کلام جمعآوری میکند، هیچ راهی کوتاه نیست.
و شاید برای همین بود که در مجموعهی “هدف متحرک” نوشت:
«کسی که بر رود نیل میراند باید بادبانهایی بافته شده از صبر داشته باشد»
❤23
کتابخانه بین المللی
با سلام و احترام به کلیه عزیزان مجموعه کتابخانه بین المللی همانگونه که پیش از این اعلام گردیده، این کانال فاقد هرگونه جهتگیری خاص بوده و از انتشار تبلیغات خودداری مینماید لذا از شما عزیزان محترم درخواست میگردد در صورت تمایل، از طریق لینک زیر اقدام…
اعضای محترم کتابخانه بین المللی
خواستم فقط اعلام کنم از این تعداد نفراتی که پست را مشاهده کردند هیچ عزیزی از ما حمایت نکرد ، این پست صرفا جنبه آزمایشی داشت ، ما تا همیشه کنار شما خواهیم بود موفق باشید🙏
خواستم فقط اعلام کنم از این تعداد نفراتی که پست را مشاهده کردند هیچ عزیزی از ما حمایت نکرد ، این پست صرفا جنبه آزمایشی داشت ، ما تا همیشه کنار شما خواهیم بود موفق باشید🙏
🕊14😭2🆒1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"بروس لیپتون" ذهن شما از همان دوران کودکی ، و در هفت سال ابتدایی توسط خانواده ، مربیان ، آموزش و روابط اجتماعی برای موفقیت یا شکست تغذیه و برنامهریزی می شود
دکتر بروس لیپتون، زیستشناس سلولی در کتاب مشهور «بیولوژی باورها» (The Biology of Belief) ثابت میکند افکار و باورهای ما کنترلکننده ژنها هستند.
این دیدگاه علمی (اپيژنتيک) نشان میدهد که ما قربانی DNA خود نیستیم، بلکه با تغییر ذهنیت میتوانیم سلامت و زندگی خود را متحول کنیم.
╭─►💡⨗@Libraryinternational
╰────────────
دکتر بروس لیپتون، زیستشناس سلولی در کتاب مشهور «بیولوژی باورها» (The Biology of Belief) ثابت میکند افکار و باورهای ما کنترلکننده ژنها هستند.
این دیدگاه علمی (اپيژنتيک) نشان میدهد که ما قربانی DNA خود نیستیم، بلکه با تغییر ذهنیت میتوانیم سلامت و زندگی خود را متحول کنیم.
╭─►💡⨗@Libraryinternational
╰────────────
❤8👍3👎1
کتابخانه بین المللی
با سلام و احترام به کلیه عزیزان مجموعه کتابخانه بین المللی همانگونه که پیش از این اعلام گردیده، این کانال فاقد هرگونه جهتگیری خاص بوده و از انتشار تبلیغات خودداری مینماید لذا از شما عزیزان محترم درخواست میگردد در صورت تمایل، از طریق لینک زیر اقدام…
خوب متوجه شدیم خیلی از عزیزان درخواست کردند واریز ریالی داشته باشید
http://hamibash.com/library_international
شما از این طریق هم می توانید حامی ما باشید و از ما حمایت کنید
http://hamibash.com/library_international
شما از این طریق هم می توانید حامی ما باشید و از ما حمایت کنید
Hamibash
کتابخانه بین المللی
تا زمانی که شما عزیزان حامی ما باشید کنارتان هستیم❤️
❤4👍2🕊1
✨جملاتی کوچک با مفاهیم بزرگ
آنقدر خوب باشيد که ببخشيد، امّا آنقدر ساده نباشيد که دوباره اعتماد کنید!
اگر احساس افسردگی دارید، درگير گذشته هستید.
اگر اضطراب دارید، درگير آینده!
و اگر آرامش دارید، در زمان حال به سر میبرید.
یک نكته را هرگز فراموش نكنيد:
لطف مکرّر، حقّ مسلّم میگردد!
پس به اندازه لطف کنيد...
قدر لحظهها را بدانيد!
زمانی میرسد که دیگر شما نمیتوانید بگوئید جبران میکنم.
از کسی که به شما دروغ گفته نپرسيد: چرا؟
چون سعی میکند با دروغهای پیدرپی، شما را قانع كند!
هیچ بوسهای جای زخمزبان را خوب نمیکند!
پس مراقب گفتارتان باشيد...
جادّهی زندگی نبايد صاف و هموار باشد وگرنه خوابمان میبرد!
دست اندازها نعمت بزرگی هستند...
و نکته آخر هیچ وقت فراموش نکنید که
" دنیا تکرار نمیشود، پس زندگی کنید"
آنقدر خوب باشيد که ببخشيد، امّا آنقدر ساده نباشيد که دوباره اعتماد کنید!
اگر احساس افسردگی دارید، درگير گذشته هستید.
اگر اضطراب دارید، درگير آینده!
و اگر آرامش دارید، در زمان حال به سر میبرید.
یک نكته را هرگز فراموش نكنيد:
لطف مکرّر، حقّ مسلّم میگردد!
پس به اندازه لطف کنيد...
قدر لحظهها را بدانيد!
زمانی میرسد که دیگر شما نمیتوانید بگوئید جبران میکنم.
از کسی که به شما دروغ گفته نپرسيد: چرا؟
چون سعی میکند با دروغهای پیدرپی، شما را قانع كند!
هیچ بوسهای جای زخمزبان را خوب نمیکند!
پس مراقب گفتارتان باشيد...
جادّهی زندگی نبايد صاف و هموار باشد وگرنه خوابمان میبرد!
دست اندازها نعمت بزرگی هستند...
و نکته آخر هیچ وقت فراموش نکنید که
" دنیا تکرار نمیشود، پس زندگی کنید"
👍19🔥5❤2
کتابخانه بین المللی
دوستان عزیز بنده بدلیل شرایط و وضعیت که داشتم مجبور به حذف گروه درخواست کتاب شدم دوستانی که از ابتدا با ما بودند در جریان هستند که گروه در ابتدا بدلیل پیک کرونا شروع به فعالیت کرد و تا امسال هم ادامه داشت ، مجدد تصمیم گرفتم گروه درخواست کتاب به منظور کمک و…
برای درخواست کتاب
داخل گروه زیر محبت بفرمایید پیام بزارید
بدلیل درخواست دوستان مجدد راه اندازی شده است
@FileDarkhasti
پیش از ارسال پیام قوانین گروه مطالعه شود
داخل گروه زیر محبت بفرمایید پیام بزارید
بدلیل درخواست دوستان مجدد راه اندازی شده است
@FileDarkhasti
پیش از ارسال پیام قوانین گروه مطالعه شود
❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر به موضوعات متعددی علاقمندید، احتمالا برای آیندهی «M-شکل» ساخته شدهاید.
╭─►💡⨗@Libraryinternational
╰────────────
╭─►💡⨗@Libraryinternational
╰────────────
❤15
کتابخانه بین المللی pinned «با سلام و احترام به کلیه عزیزان مجموعه کتابخانه بین المللی همانگونه که پیش از این اعلام گردیده، این کانال فاقد هرگونه جهتگیری خاص بوده و از انتشار تبلیغات خودداری مینماید لذا از شما عزیزان محترم درخواست میگردد در صورت تمایل، از طریق لینک زیر اقدام…»
اﻻﻏﯽ، ﭘﻮﺳﺖ ﺷﯿﺮﯼ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭘﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺣﻤﻠﻪ ﻣﯽﮐﺮﺩ ، ﻫﻤﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺑﺖ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﻮﺩ
ﻭ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻧﻌﺮﻩ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯽﮐﺮﺩ.
ﺭﻭﺑﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﻣﺜﻞ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺗﺮﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ
ﻣﺪﺗﯽ ﻣﮑﺚ ﮐﺮﺩ
ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺏ ﮔﻮﺵ ﮐﺮﺩ
ﺩﯾﺪ ﺻﺪﺍﯼ ﺍﻭ ﻓﺮﻕ ﻣﯽﮐﻨﺪ...
ﺑﻪ ﺍﻻﻍ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺷﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ:
«ﺍﮔﺮ ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ ﺷﺎﯾﺪ ﻣﺮﺍ ﻣﯽﺗﺮﺳﺎﻧﺪﯼ ﺍﻣﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻟﻮ ﺩﺍﺩﯼ ﺍﺣﻤﻖ!»
ﯾﮏ ﺍﺣﻤﻖ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻭ ﻇﺎﻫﺮ ﺧﻮﺏ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﯾﺐ ﺩﻫﺪ، اما ﺍﯾﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﺕ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ، ﭼﻮﻥ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﺍﻭ
ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻟﻮ میدهد.
ﻭ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻧﻌﺮﻩ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯽﮐﺮﺩ.
ﺭﻭﺑﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﻣﺜﻞ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺗﺮﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ
ﻣﺪﺗﯽ ﻣﮑﺚ ﮐﺮﺩ
ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺏ ﮔﻮﺵ ﮐﺮﺩ
ﺩﯾﺪ ﺻﺪﺍﯼ ﺍﻭ ﻓﺮﻕ ﻣﯽﮐﻨﺪ...
ﺑﻪ ﺍﻻﻍ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺷﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ:
«ﺍﮔﺮ ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ ﺷﺎﯾﺪ ﻣﺮﺍ ﻣﯽﺗﺮﺳﺎﻧﺪﯼ ﺍﻣﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻟﻮ ﺩﺍﺩﯼ ﺍﺣﻤﻖ!»
ﯾﮏ ﺍﺣﻤﻖ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻭ ﻇﺎﻫﺮ ﺧﻮﺏ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﯾﺐ ﺩﻫﺪ، اما ﺍﯾﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﺕ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ، ﭼﻮﻥ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﺍﻭ
ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻟﻮ میدهد.
1👍39❤5
سکوت می کنی
جیک نمی زنی
می ریزی توی آنجا که بهش می گویند دل!
اما ناگاه
فرو می ریزی
به بهانه ای
خیلی هم مهم نیست چه بهانه ای
مثل اشک
فرو می ریزی ...!
جیک نمی زنی
می ریزی توی آنجا که بهش می گویند دل!
اما ناگاه
فرو می ریزی
به بهانه ای
خیلی هم مهم نیست چه بهانه ای
مثل اشک
فرو می ریزی ...!
❤10👍5😭1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هیتلر و استالین چگونه به قدرت رسیدند؟
از نظر هانا آرنت…
🎙️#علی_هجوانی
╭─►⏳⨗@Libraryinternational
╰───────────
از نظر هانا آرنت…
🎙️#علی_هجوانی
╭─►⏳⨗@Libraryinternational
╰───────────
آیزا برلین شاعر یونانی ،متفکرین را به دو گروه تقسیم می کند، روباه و خارپشت.
روباهی که هزار چیز کوچک می داند و خارپشتی که یک چیز بزرگ.
آدمهایی که می شناسیم هم گاهی به همین دو گروه تقسیم می شوند. آنها که هزار کلک و فریب در آستین دارند و به هر ترتیب و روشی از شاخهای به شاخه ای میپرند، و آنها که حیله ای در کیسه ندارند، آنها که درس
های کمی بلدند و به همانها میچسبند.
پس دسته اول، روباه ها، امروز در کنار یکی هستند و فردا در مقابلش، امروز زیر یک پرچم رژه می روند، فردا زیر پرچم دشمنش، امروز در آغوش یکی هستند، فردا در آغوش رقیبش.
دسته دوم، خارپشت ها، چیزهای کمی می دانند، دانسته هایی که گاهی از جنس راستگویی است، گاهی دلسوزی، و گاهی صمیمیت و مهربانی. هر چه هستند، خارپشتها دست از آن معدود دانسته های بزرگ بر نمی دارند. اگر مهربانند، در بالا و پایین روزگار مهربان می مانند، و اگر دلسوزند، دلسوز می مانند، و اگر صمیمی هستند، صمیمی.
روباه ها، به تناسب روزگار لباس عوض می کنند، بر اساس شرایط زمان لحن و کلماتشان تغییر می کند
یک روز مهربانند
یک روز بی رحم
یک روز صمیمی هستند
یک روز بیگانه.
روباه های تاریخ گاهی نبردی را می برند، گاهی ثروتی به هم می زنند، گاهی به قدرت می رسند، با این همه هرگز به خوشنامی نمیرسند.
آبرو و نام خوش میماند برای خارپشتها.
آنها که بر اصولشان ایستادگی می کنند.
آنها که به معدود دانسته هایشان وفادار می مانند.
روباه ها دیر یا زود فراموش می شوند، خارپشت ها اما در یادها به نیکی می مانند.
روباهی که هزار چیز کوچک می داند و خارپشتی که یک چیز بزرگ.
آدمهایی که می شناسیم هم گاهی به همین دو گروه تقسیم می شوند. آنها که هزار کلک و فریب در آستین دارند و به هر ترتیب و روشی از شاخهای به شاخه ای میپرند، و آنها که حیله ای در کیسه ندارند، آنها که درس
های کمی بلدند و به همانها میچسبند.
پس دسته اول، روباه ها، امروز در کنار یکی هستند و فردا در مقابلش، امروز زیر یک پرچم رژه می روند، فردا زیر پرچم دشمنش، امروز در آغوش یکی هستند، فردا در آغوش رقیبش.
دسته دوم، خارپشت ها، چیزهای کمی می دانند، دانسته هایی که گاهی از جنس راستگویی است، گاهی دلسوزی، و گاهی صمیمیت و مهربانی. هر چه هستند، خارپشتها دست از آن معدود دانسته های بزرگ بر نمی دارند. اگر مهربانند، در بالا و پایین روزگار مهربان می مانند، و اگر دلسوزند، دلسوز می مانند، و اگر صمیمی هستند، صمیمی.
روباه ها، به تناسب روزگار لباس عوض می کنند، بر اساس شرایط زمان لحن و کلماتشان تغییر می کند
یک روز مهربانند
یک روز بی رحم
یک روز صمیمی هستند
یک روز بیگانه.
روباه های تاریخ گاهی نبردی را می برند، گاهی ثروتی به هم می زنند، گاهی به قدرت می رسند، با این همه هرگز به خوشنامی نمیرسند.
آبرو و نام خوش میماند برای خارپشتها.
آنها که بر اصولشان ایستادگی می کنند.
آنها که به معدود دانسته هایشان وفادار می مانند.
روباه ها دیر یا زود فراموش می شوند، خارپشت ها اما در یادها به نیکی می مانند.
❤6👏6💯3