📕 مکتب نگارگری هرات
✍ دکتر یعقوب آژند
مکتب نگارگری هرات در زمان زمامداری شاهرخ در هرات پایهگذاری شد و در دوره سلطان حسین بایقرا پیشرفت زیادی کرد. اما رشد آن در سال ۱۵۰۷ میلادی با حمله ازبکها متوقف شد.
سنت کارگاهی که رهاورد ورود ایلخانان به ایران بود در این دوران نیز تداوم یافت و کارگاه بایسنقر میرزا و سپس کارگاه سلطان حسین بایقرا مرکز فعالیت هنرمندان مکتب هرات گردید.
آژند در این کتاب ابتدا با بررسی و ارزیابی مرحلۀ پیشین مکتب هرات در روزگار شاهرخ و بایسنقرمیرزا، خصوصیات خاصی را در نگارگری ایران پیش رو نهاده که میتوان از آن به عهد رشد مکتب هرات تعبیر کرد و سپس به بررسی مرحلۀ پسین مکتب هرات و درواقع عهد بلوغ یا دورۀ مترقی مکتب هرات پرداخته که مرحلۀ کمال فنون نگارگری هم به شمار میآید؛ و در نهایت بخش انتهایی به معرفی و تحلیل آثار دو هنرمند چهرهمند و برجسته ـــ استاد محمد سیاهقلم و استاد کمالالدین بهزاد ـــ اختصاص یافته؛ دو هنرمندی که وسعت اطلاعات و توانایی طبع و باریکبینی آنها مکتب هرات را استوار و دلاویز کرده و از آنها چهرهای اسطورهای میسازد.
خواندن کتاب مکتب نگارگری هرات به پژوهشگران تاریخ هنر ایران اسلامی و باستانشناسان دوره اسلامی پیشنهاد میشود.
@Library_Telegram
✍ دکتر یعقوب آژند
مکتب نگارگری هرات در زمان زمامداری شاهرخ در هرات پایهگذاری شد و در دوره سلطان حسین بایقرا پیشرفت زیادی کرد. اما رشد آن در سال ۱۵۰۷ میلادی با حمله ازبکها متوقف شد.
سنت کارگاهی که رهاورد ورود ایلخانان به ایران بود در این دوران نیز تداوم یافت و کارگاه بایسنقر میرزا و سپس کارگاه سلطان حسین بایقرا مرکز فعالیت هنرمندان مکتب هرات گردید.
آژند در این کتاب ابتدا با بررسی و ارزیابی مرحلۀ پیشین مکتب هرات در روزگار شاهرخ و بایسنقرمیرزا، خصوصیات خاصی را در نگارگری ایران پیش رو نهاده که میتوان از آن به عهد رشد مکتب هرات تعبیر کرد و سپس به بررسی مرحلۀ پسین مکتب هرات و درواقع عهد بلوغ یا دورۀ مترقی مکتب هرات پرداخته که مرحلۀ کمال فنون نگارگری هم به شمار میآید؛ و در نهایت بخش انتهایی به معرفی و تحلیل آثار دو هنرمند چهرهمند و برجسته ـــ استاد محمد سیاهقلم و استاد کمالالدین بهزاد ـــ اختصاص یافته؛ دو هنرمندی که وسعت اطلاعات و توانایی طبع و باریکبینی آنها مکتب هرات را استوار و دلاویز کرده و از آنها چهرهای اسطورهای میسازد.
خواندن کتاب مکتب نگارگری هرات به پژوهشگران تاریخ هنر ایران اسلامی و باستانشناسان دوره اسلامی پیشنهاد میشود.
@Library_Telegram
مکتب نگارگری هرات.pdf
27.2 MB
📕 مکتب نگارگری هرات
✍ دکتر یعقوب آژند
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ دکتر یعقوب آژند
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
👍1
☕️ قطعهای از کتاب
دولت ها زود به زود عوض می شوند ، وعده های تو خالی میدهند ، چمدان هایشان را پر میکنند و میروند پی کارشان؛ پابرهنه ها همچنان مثل سابق اند و با دردها وگرسنگی هاشان میسازند ...
📕#سالهای_ابری
✍#علی_اشرف_درویشیان
@Library_Telegram
دولت ها زود به زود عوض می شوند ، وعده های تو خالی میدهند ، چمدان هایشان را پر میکنند و میروند پی کارشان؛ پابرهنه ها همچنان مثل سابق اند و با دردها وگرسنگی هاشان میسازند ...
📕#سالهای_ابری
✍#علی_اشرف_درویشیان
@Library_Telegram
📕 آواره و سایهاش
✍ فردریش نیچه
كتاب نایاب " آواره و سایهاش " از مهمترین آثار فردریش نیچه بزرگترین فیلسوف دنیای جدید میباشد.
کتاب آواره و سایهاش شرح یک داستان نمادین میان یک مرد آواره و سایه اوست. مباحث مطروحه در اصل یک دیالکتیک فلسفی میان این دو است. سایه در اینجا نمادی از نیمه خاموش یک انسان فراموش شده است که پس از قرنها سکوت، دهان باز کرده و از وضع نابهنجار موجود اظهار شکایت میکند. سپس نیچه شروع به ذکر عقاید و آرای خود در باب اخلاق، هنر، فلسفه، جامعهشناسی و… از زبان سایه میکند.
@Library_Telegram
✍ فردریش نیچه
كتاب نایاب " آواره و سایهاش " از مهمترین آثار فردریش نیچه بزرگترین فیلسوف دنیای جدید میباشد.
کتاب آواره و سایهاش شرح یک داستان نمادین میان یک مرد آواره و سایه اوست. مباحث مطروحه در اصل یک دیالکتیک فلسفی میان این دو است. سایه در اینجا نمادی از نیمه خاموش یک انسان فراموش شده است که پس از قرنها سکوت، دهان باز کرده و از وضع نابهنجار موجود اظهار شکایت میکند. سپس نیچه شروع به ذکر عقاید و آرای خود در باب اخلاق، هنر، فلسفه، جامعهشناسی و… از زبان سایه میکند.
@Library_Telegram
آواره و سایه اش (نیچه).pdf
2.2 MB
📕 آواره و سایهاش
✍ فردریش نیچه
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ فردریش نیچه
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
👍1
☕️ قطعهای از کتاب
پرسید اینطور که پیداست شما آدم کم حرف و سربهتویی هستید و نظرم را خواست و من در جوابش گفتم: علّتش این است که هیچ وقت چیز مهمی ندارم که بگویم در این صورت خاموش میمانم.
«یک انسان بیشتر به وسیلهٔ چیزهایی که نمیگوید انسان است تا به وسیلهٔ چیزهایی که میگوید.»
📕 بیگانه
✍ آلبر کامو
@Library_Telegram
پرسید اینطور که پیداست شما آدم کم حرف و سربهتویی هستید و نظرم را خواست و من در جوابش گفتم: علّتش این است که هیچ وقت چیز مهمی ندارم که بگویم در این صورت خاموش میمانم.
«یک انسان بیشتر به وسیلهٔ چیزهایی که نمیگوید انسان است تا به وسیلهٔ چیزهایی که میگوید.»
📕 بیگانه
✍ آلبر کامو
@Library_Telegram
❤1👍1
📕 اقتصاد در یک درس
✍ هنری هزلیت
در کتاب میخوانیم:
«هر چند هر گروهی منافع اقتصادی مشخصی دارد که با منافع گروههای دیگر یکسان است، اما تمام آنها منافع دیگری هم دارند که در تعارض با علایق سایر گروهها قرار میگیرد. اگر چه برخی سیاستهای عمومی در بلندمدت به نفع همه هستند، اما سایر سیاستها به یک گروه و تنها به بهای زیان تمام گروههای دیگر نفع میرسانند. گروهی که از این دست سیاستها سود میبرد و چنین نفع مستقیمی در آنها دارد، منطقا به دفاع از آنها برمیخیزد.
این گروه بهترین اذهان خریدنی را به استخدام خود درمیآورد تا همه وقتشان را به دفاع از این سیاستها اختصاص دهند. و دست آخر یا عامه مردم را قانع میکند که دلایلش منطقی است یا این بحث را چنان به آشفتگی میکشاند که تفکر روشن و واضح درباره آن تقریبا غیرممکن میشود.
عامل مهم دیگری هم وجود دارد که هر روزه وهم و خیالهای تازهای را مثل قارچ در زمین باورهای اقتصادی میرویاند. این عامل، گرایش دائمی انسانها به توجه صرف به اثرات بیدرنگ یک سیاست مشخص یا تمرکزِ تنها بر اثرات آن بر یک گروه خاص و غفلت از پرسوجو درباره این نکته است که این سیاست در بلندمدت چه اثراتی را نه تنها بر آن گروه خاص، بلکه بر تمام گروهها به جا خواهد گذاشت. اقتصاددان بد تنها چیزی را میبیند که فورا چشم را میزند، اما اقتصاددان خوب به فراتر از آن هم مینگرد. اقتصاددان بد فقط پیامدهای مستقیم یک روند پیشنهادشده را میبیند، در حالی که اقتصاددان خوب به پیامدهای غیرمستقیم و طولانیتر آن هم چشم میدوزد.»
@Library_Telegram
✍ هنری هزلیت
در کتاب میخوانیم:
«هر چند هر گروهی منافع اقتصادی مشخصی دارد که با منافع گروههای دیگر یکسان است، اما تمام آنها منافع دیگری هم دارند که در تعارض با علایق سایر گروهها قرار میگیرد. اگر چه برخی سیاستهای عمومی در بلندمدت به نفع همه هستند، اما سایر سیاستها به یک گروه و تنها به بهای زیان تمام گروههای دیگر نفع میرسانند. گروهی که از این دست سیاستها سود میبرد و چنین نفع مستقیمی در آنها دارد، منطقا به دفاع از آنها برمیخیزد.
این گروه بهترین اذهان خریدنی را به استخدام خود درمیآورد تا همه وقتشان را به دفاع از این سیاستها اختصاص دهند. و دست آخر یا عامه مردم را قانع میکند که دلایلش منطقی است یا این بحث را چنان به آشفتگی میکشاند که تفکر روشن و واضح درباره آن تقریبا غیرممکن میشود.
عامل مهم دیگری هم وجود دارد که هر روزه وهم و خیالهای تازهای را مثل قارچ در زمین باورهای اقتصادی میرویاند. این عامل، گرایش دائمی انسانها به توجه صرف به اثرات بیدرنگ یک سیاست مشخص یا تمرکزِ تنها بر اثرات آن بر یک گروه خاص و غفلت از پرسوجو درباره این نکته است که این سیاست در بلندمدت چه اثراتی را نه تنها بر آن گروه خاص، بلکه بر تمام گروهها به جا خواهد گذاشت. اقتصاددان بد تنها چیزی را میبیند که فورا چشم را میزند، اما اقتصاددان خوب به فراتر از آن هم مینگرد. اقتصاددان بد فقط پیامدهای مستقیم یک روند پیشنهادشده را میبیند، در حالی که اقتصاددان خوب به پیامدهای غیرمستقیم و طولانیتر آن هم چشم میدوزد.»
@Library_Telegram
👍2
اقتصاد در یک درس.pdf
4.1 MB
📕 اقتصاد در یک درس
✍ هنری هزلیت
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ هنری هزلیت
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
👏1
📕 #درباره_تلویزیون_و_سلطه_ژورنالیسم
✍ #پیر_بوردیو
کتاب حاضر شامل دو درسی است که پیر بوردیو در کلژ دو فرانس ارائه داده است. نخستین درس، سازوکارهای سانسور نامرئی رایج در تلویزیون را از منظر جامعهشناسی نشان داده و برخی از رازهایی را که در ساخت برنامههای تلویزیونی در گفتمان و تصاویر آن به کار میروند بیان میکند. در درس دوم، بوردیو نشان میدهد چگونه تلویزیون که در جهان مطبوعاتی سلطه دارد، به صورت ریشهای کارکرد آن را دگرگون کرده است و افزون بر این، حوزههایی چون هنر، ادبیات، فلسفه، سیاست و حتی حقوق و علوم نیز تحت تأثیر تلویزیون قرار گرفتهاند.
@Library_Telegram
✍ #پیر_بوردیو
کتاب حاضر شامل دو درسی است که پیر بوردیو در کلژ دو فرانس ارائه داده است. نخستین درس، سازوکارهای سانسور نامرئی رایج در تلویزیون را از منظر جامعهشناسی نشان داده و برخی از رازهایی را که در ساخت برنامههای تلویزیونی در گفتمان و تصاویر آن به کار میروند بیان میکند. در درس دوم، بوردیو نشان میدهد چگونه تلویزیون که در جهان مطبوعاتی سلطه دارد، به صورت ریشهای کارکرد آن را دگرگون کرده است و افزون بر این، حوزههایی چون هنر، ادبیات، فلسفه، سیاست و حتی حقوق و علوم نیز تحت تأثیر تلویزیون قرار گرفتهاند.
@Library_Telegram
درباره_تلویزیون_و_سلطه_ژورنالیسم.pdf
2.3 MB
📕 #درباره_تلویزیون_و_سلطه_ژورنالیسم
✍ #پیر_بوردیو
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ #پیر_بوردیو
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
👍1
🔻شش اشتباه انسان از زبان ماركوس توليوس سيسرو؛ سياستمدار و اديب رومى در قرن يك قبل از ميلاد
١- توهم اينكه سود ما از تخريب ديگران حاصل ميشود
٢- نگرانى در مورد چيزهايى كه قابل تغيير يا قابل اصلاح نيستند
٣- اصرار بر اينكه كارى غيرممكن است زيرا كه نميتوانيم آن را انجام دهيم!
٤- امتناع از كنار گذاردن امتيازات جزئى
٥- غفلت از پيشرفت و عدم عادت به مطالعه
٦- تلاش در وارد كردن افراد شبيه به خودمان در زندگی
@Library_Telegram
١- توهم اينكه سود ما از تخريب ديگران حاصل ميشود
٢- نگرانى در مورد چيزهايى كه قابل تغيير يا قابل اصلاح نيستند
٣- اصرار بر اينكه كارى غيرممكن است زيرا كه نميتوانيم آن را انجام دهيم!
٤- امتناع از كنار گذاردن امتيازات جزئى
٥- غفلت از پيشرفت و عدم عادت به مطالعه
٦- تلاش در وارد كردن افراد شبيه به خودمان در زندگی
@Library_Telegram
👍4
اهمیت تغییرات کوچک در بلند مدت زمانی مشخص می شود که آنها را همچون تغییر زاویه یک کشتی در نظر بگیرید که در یک اقیانوس در حال حرکت است،
شاید در ابتدا این تغییرات ناچیز و بی اهمیت به نظر برسند ولی وقتی در بلند مدت در یک مسافت طولانی تغییر را مشاهده میکنیم متوجه میشویم که چقدر می تواند تفاوت ایجاد کند.
بنابراین سعی کنید که هر روز بهتر از روز قبل خود شوید چون با این کار در یک سال میتوانید ۳۷ برابر بهتر از قبل شوید...
@Library_Telegram
شاید در ابتدا این تغییرات ناچیز و بی اهمیت به نظر برسند ولی وقتی در بلند مدت در یک مسافت طولانی تغییر را مشاهده میکنیم متوجه میشویم که چقدر می تواند تفاوت ایجاد کند.
بنابراین سعی کنید که هر روز بهتر از روز قبل خود شوید چون با این کار در یک سال میتوانید ۳۷ برابر بهتر از قبل شوید...
@Library_Telegram
❤2👍1
تولید علم برای ملتی که شکم خالی دارد، بیشتر شبیه یک طنز است .
زندگی با ارضای نیازهای اولیه انسان آغاز می شود، با تولید ثروت ادامه پیدا می کند، با تولید علم توسعه پیدا می کند،و با تکیه به معنویت، غنی می شود.این ترتیب را نمی شود به سادگی تغییر داد !
اما امروز، بخش عمده ای از جامعه انسانی ، قربانی تفکری است که می کوشد این مخروط را وارونه روی زمین قراردهد، یعنی با معنویت آغاز کند، با علم معنویت را تثبیت کند، با ثروت از علم و معنویت دفاع کند و در نهایت پس از مرگ، در بهشت به ارضای نیازهای اولیه خود بپردازد .
@Library_Telegram
زندگی با ارضای نیازهای اولیه انسان آغاز می شود، با تولید ثروت ادامه پیدا می کند، با تولید علم توسعه پیدا می کند،و با تکیه به معنویت، غنی می شود.این ترتیب را نمی شود به سادگی تغییر داد !
اما امروز، بخش عمده ای از جامعه انسانی ، قربانی تفکری است که می کوشد این مخروط را وارونه روی زمین قراردهد، یعنی با معنویت آغاز کند، با علم معنویت را تثبیت کند، با ثروت از علم و معنویت دفاع کند و در نهایت پس از مرگ، در بهشت به ارضای نیازهای اولیه خود بپردازد .
@Library_Telegram
👍2
📕 محکم در آغوشم بگیر
✍ سو جانسن
توضیحات:
این کتاب برای کسانی است که میخواهند ارتباط معنیدار و سازندهای را با همسر خود برقرار کنند؛ زوجهایی که میخواهند رابطهی هماهنگ و سازگاری داشته باشند و دوباره محکمتر از قبل به هم بپیوندند.
@Library_Telegram
✍ سو جانسن
توضیحات:
این کتاب برای کسانی است که میخواهند ارتباط معنیدار و سازندهای را با همسر خود برقرار کنند؛ زوجهایی که میخواهند رابطهی هماهنگ و سازگاری داشته باشند و دوباره محکمتر از قبل به هم بپیوندند.
@Library_Telegram
محکم در آغوشم بگیر.pdf
39 MB
📕 محکم در آغوشم بگیر
✍ سو جانسن
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ سو جانسن
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
#یک_دقیقه_مطالعه
کرکسی به پاهایم منقار می کوبید. پیشاپیش چکمه ها و جورابهایم را جرواجر کرده بود، حالا به خود پاها منقار می زد. بارها به آنها زد، سپس چند بار بیقرار دورم گشت.
آقائی گذشت، مدتی تماشا کرد، سپس ازم پرسید چرا کرکس را بر می تابم.
گفتم:درمانده ام.
وقتی آمد و بنای تاختن بهم گذاشت، البته کوشیدم پس برانمش، حتا خفه اش کنم، ولی این حیوانات بسیار نیرومندند، کم مانده بود به صورتم بجهد، اما ترجیح دادم پاهایم را فدا کنم. حالا آنها تقریبا تکه و پاره شده اند.
آقا گفت:عجب است که می گذارید این طور شکنجه تان کنند. یک گلوله ی تفنگ دخل کرکس را می آورد.
گفتم:راستی ؟ و شما حاضرید آن کار را بکنید؟
آقا گفت: با کمال میل. برگردم خانه و تفنگم را بردارم. نیم ساعتی منتظر می مانید؟
جواب دادم :چه عرض کنم ؟،
و لحظه ای دردزده ایستادم.
سپس گفتم: خواهش می کنم به هر حال این کار را بکنید.
آقا گفت: باشد، زودی بر می گردم.
در طی این گفت و گو کرکس آرام گوش می داد و گاه به من و گاه به آقا می نگریست.
اکنون پی بردم که همه چیز را فهمیده است؛
پر کشید، کوس بست، و سپس، مانند نیزه اندازی، منقارش را از میان دهنم تا اعماقم فرو برد. واپس افتان، آسوده خاطر احساس کردم در خونم غرق می شود که هر گودی را می کند و هر کرانه ای را زیر خود می برد.
✍ فرانتس کافکا
@Library_Telegram
کرکسی به پاهایم منقار می کوبید. پیشاپیش چکمه ها و جورابهایم را جرواجر کرده بود، حالا به خود پاها منقار می زد. بارها به آنها زد، سپس چند بار بیقرار دورم گشت.
آقائی گذشت، مدتی تماشا کرد، سپس ازم پرسید چرا کرکس را بر می تابم.
گفتم:درمانده ام.
وقتی آمد و بنای تاختن بهم گذاشت، البته کوشیدم پس برانمش، حتا خفه اش کنم، ولی این حیوانات بسیار نیرومندند، کم مانده بود به صورتم بجهد، اما ترجیح دادم پاهایم را فدا کنم. حالا آنها تقریبا تکه و پاره شده اند.
آقا گفت:عجب است که می گذارید این طور شکنجه تان کنند. یک گلوله ی تفنگ دخل کرکس را می آورد.
گفتم:راستی ؟ و شما حاضرید آن کار را بکنید؟
آقا گفت: با کمال میل. برگردم خانه و تفنگم را بردارم. نیم ساعتی منتظر می مانید؟
جواب دادم :چه عرض کنم ؟،
و لحظه ای دردزده ایستادم.
سپس گفتم: خواهش می کنم به هر حال این کار را بکنید.
آقا گفت: باشد، زودی بر می گردم.
در طی این گفت و گو کرکس آرام گوش می داد و گاه به من و گاه به آقا می نگریست.
اکنون پی بردم که همه چیز را فهمیده است؛
پر کشید، کوس بست، و سپس، مانند نیزه اندازی، منقارش را از میان دهنم تا اعماقم فرو برد. واپس افتان، آسوده خاطر احساس کردم در خونم غرق می شود که هر گودی را می کند و هر کرانه ای را زیر خود می برد.
✍ فرانتس کافکا
@Library_Telegram
📕 #خانه_مرگ
✍ #آر_ال_استاین
خلاصه داستان:
جاش و آماندا فکر میکنند خانه جدیدشان غیرعادی، مرموز، ترسناک و احتمالاً جنزده است.
شهر "دارک فالز" هم جای عجیب و غریبی است؛ اما والدینشان حرفهای آنها را باور نمیکنند و میگویند:«عادت میکنید! بروید بیرون و دوستان تازهای پیدا کنید.»
بچهها همین کار را میکنند، ولی این دوستان جدید هم مرموز و چندشآورند؛ چون میخواهند دوستیشان ابدی باشد.
مجموعه ترس و لرز واقعاً پشت خواننده را میلرزاند! در هر یک از داستانهای این مجموعه، با چند دختر و پسر کنجکاو و شجاع آشنا میشوید و پابهپای آنها ماجراهای ترسناکی را پشت سر میگذارید. خانه مرگ یکی از کتاب های این مجموعه (ترس و لرز) است.
@Library_Telegram
✍ #آر_ال_استاین
خلاصه داستان:
جاش و آماندا فکر میکنند خانه جدیدشان غیرعادی، مرموز، ترسناک و احتمالاً جنزده است.
شهر "دارک فالز" هم جای عجیب و غریبی است؛ اما والدینشان حرفهای آنها را باور نمیکنند و میگویند:«عادت میکنید! بروید بیرون و دوستان تازهای پیدا کنید.»
بچهها همین کار را میکنند، ولی این دوستان جدید هم مرموز و چندشآورند؛ چون میخواهند دوستیشان ابدی باشد.
مجموعه ترس و لرز واقعاً پشت خواننده را میلرزاند! در هر یک از داستانهای این مجموعه، با چند دختر و پسر کنجکاو و شجاع آشنا میشوید و پابهپای آنها ماجراهای ترسناکی را پشت سر میگذارید. خانه مرگ یکی از کتاب های این مجموعه (ترس و لرز) است.
@Library_Telegram
❤1👍1
محکم در آغوشم بگیر.pdf
39 MB
📕 محکم در آغوشم بگیر
✍ سو جانسن
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ سو جانسن
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
*من گاو هستم*
در یک مدرسه راهنمایی دخترانه چند سالی مدیر بودم. روزی چند دقیقه مانده به زنگتفریح ، مردی باظاهری آراسته وارددفتر مدرسه شد.گفت:با خانم ناصری دبیر کلاس دوم کار دارم.... می خواهم درباره درس و انضباط فرزندم از او سؤال کنم . ازاو خواستم خودش رامعرفی کند....
گفت: *من گاو هستم* !!!!... خانم دبیر بنده را می شناسند*!!!! .. *بفرمایید گاو آمده* !!!!.....
ایشان متوجه می شوند چه کسی آمده ! .. تعجب کردم و موضوع را به خانم ناصری،دبیرکلاس دوم گفتم. او هم تعجب کرد وگفت: *ممکن است این آقا اختلال روانی داشته باشد ....یعنی چه گاو* ؟؟ ... من که چیزی نمیفهمم!ناچارازاو خواستم پیش آن مرد برود. با اکراه پذیرفت و رفت.
مرد آراسته،با احترام به خانم دبیر ماسلام دادو خودش را معرفی کرد: *من گاو هستم* !!!!معلم جواب سلام داد و گفت: خواهش میکنم، ولی ...
مرد ادامه داد شما بنده را به خوبی می شناسید. *من گاو هستم*، پدر گوساله* !!!!...
همان دختر۱۳ ساله ای که شما دیروز در کلاس، او را به همین نام صدازدید...دبیر ما به لکنت افتاد و گفت: آخه، میدونید... مرد گفت: بله، ممکن است واقعاً فرزندم مشکلی داشته باشد و من هم در این مورد به شما حق میدهم . ولی بهتر بود مشکل انضباطی او را با من نیزدرمیان می گذاشتید. قطعاً من هم میتوانستم اندکی به شما کمک کنم. خانم دبیر و پدر دانش آموز مدتی با هم گفتگو کردند...
آن آقا،در خاتمه کارتی را به خانم دبیر ما داد و رفت. وقتی او رفت، کارت را با هم خواندیم روی آن نوشته شده بود:
*دکترفلانی عضو هیأت علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه*.....
چند روز بعد از ایشان خواستم که یک جلسه برای معلمان صحبت کنند، در کمال تواضع خواسته ام روقبول کردند،سخنرانی دلپذیری داشتند...ایشان میگفت:
*خشونت آن گونه كه ما فکر می کنیم فقط محدود به خشونت فيزيكي و بدني نيست. عموما مادرگيري هاي فيزيكي یا تعرض جنسی را خشونت می دانیم.... ولی واقعیت آنست که دامنة خشونت حوزه های گسترده تري دارد از جمله خشونت زبانی.وقتی توهین میکنیم، قومی را مسخره می کنیم. صاحبان یک عقیده را تحقیر می کنیم. وقتی تهمت یا برچسب می زنیم یا تهدید میکنیم همه این ها خشونت است؛ منتهاخشونت زبانی. بدون خون و خونریزی است. خشونت زبانی از درون می کُشد* ....
تا حالا هیچ کس را دیده اید که به دلیل اینکه مسخره شده و یا فحش خورده باشد به اورژانس مراجعه کند؟ یا به پلیس شکایت کند؟ قربانیان خشونت زبانی، اثری از جای زخم بر بدنشان یا مدرک دیگری ندارند.خشونت ابتدا در ذهن شكل مي گيرد بعد خود را در زبان نشان می دهد و سپس زمینه ساز خشونت فیزیکی میشود....
*وقتی رهبریک گروه سیاسی در جامعه،افراد طرف مقابل رااحمق،مغرض و فاسد معرفی میکند،ما به عنوان طرفداران اوآمادگی لازم را پیدا می کنیم که در زمان مناسب با ماشین از روی آنها رد شویم* ..... *چرا؟ چون دیگر آنها را شایسته زندگی نمی دانیم* !!!!!
وقتی در یک ورزشگاه صد هزار نفری،طرفداران تیم مقابل را با ده ها فحش آبدار و ناموسی می نوازیم، زمینه را برای زد و خورد بعد از بازی فراهم میکنیم.وقتی ما جریان رقیب را فریب خورده و عامل دست دشمن معرفی میکنیم، آنگاه حذف سیاسی و فیزیکی رقیب مشروعیت پیدا می کند...
وقتی دختر همسایه را داف خطاب می کنم، راننده کناری را یابو، مشتری را گاو، دانش آموزم راخنگ و فردقانون مداررا اُسکُل، همه اینها خشونت های زبانی یعنی آمادگی برای خشونت رفتاری در آینده؛ از تعرض جنسی بگیرید تا صدمه فیزیکی.
*چه باید کرد* ؟؟؟؟.....
اولین کار این است:
*که مهارت گفتگو را بیاموزیم. فقدان مهارتهای گفتوگو باعث می شود افراد نتوانند آنچه که مدنظر دارند را بهزبان روشن بیان کنند و ایده و احساس خود را در یک کلام خشن و تندتخلیه میکنند. تمرین گفتگو تمرین تخلیه ذهن و قلب به شیوه ای غیرخشونت آمیز است* ......*
*دومین کار این است* :
که به خودمان بارها و بارها یادآوری کنیم کشتن آدم ها فقط به فرو کردن چاقو در سینه آنان نیست. دختر یا پسر، زن یا مردی که شخصیت اش تخریب شده، شرافت اش لکه دار شده، عزت نفس اش لگدمال شده دیگر زندگی نرمال نخواهد داشت. به خودم یادآوری کنم که جریان رقیب من،تیم مقابل،صاحبان دین و مذهب و اندیشه متفاوت از من، نه بی شعور هستند نه فاسدنه احمق نه هوس باز نه فریب خورده نه ... آن ها فقط انسان هستند،درست ودقیقا مانند من!آنگاه یاد خواهم گرفت.
*کلمه گاو را فقط و فقط برای خود گاو بکار بگیرم نه کمتر و نه بیشتر* ....
@Library_Telegram
در یک مدرسه راهنمایی دخترانه چند سالی مدیر بودم. روزی چند دقیقه مانده به زنگتفریح ، مردی باظاهری آراسته وارددفتر مدرسه شد.گفت:با خانم ناصری دبیر کلاس دوم کار دارم.... می خواهم درباره درس و انضباط فرزندم از او سؤال کنم . ازاو خواستم خودش رامعرفی کند....
گفت: *من گاو هستم* !!!!... خانم دبیر بنده را می شناسند*!!!! .. *بفرمایید گاو آمده* !!!!.....
ایشان متوجه می شوند چه کسی آمده ! .. تعجب کردم و موضوع را به خانم ناصری،دبیرکلاس دوم گفتم. او هم تعجب کرد وگفت: *ممکن است این آقا اختلال روانی داشته باشد ....یعنی چه گاو* ؟؟ ... من که چیزی نمیفهمم!ناچارازاو خواستم پیش آن مرد برود. با اکراه پذیرفت و رفت.
مرد آراسته،با احترام به خانم دبیر ماسلام دادو خودش را معرفی کرد: *من گاو هستم* !!!!معلم جواب سلام داد و گفت: خواهش میکنم، ولی ...
مرد ادامه داد شما بنده را به خوبی می شناسید. *من گاو هستم*، پدر گوساله* !!!!...
همان دختر۱۳ ساله ای که شما دیروز در کلاس، او را به همین نام صدازدید...دبیر ما به لکنت افتاد و گفت: آخه، میدونید... مرد گفت: بله، ممکن است واقعاً فرزندم مشکلی داشته باشد و من هم در این مورد به شما حق میدهم . ولی بهتر بود مشکل انضباطی او را با من نیزدرمیان می گذاشتید. قطعاً من هم میتوانستم اندکی به شما کمک کنم. خانم دبیر و پدر دانش آموز مدتی با هم گفتگو کردند...
آن آقا،در خاتمه کارتی را به خانم دبیر ما داد و رفت. وقتی او رفت، کارت را با هم خواندیم روی آن نوشته شده بود:
*دکترفلانی عضو هیأت علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه*.....
چند روز بعد از ایشان خواستم که یک جلسه برای معلمان صحبت کنند، در کمال تواضع خواسته ام روقبول کردند،سخنرانی دلپذیری داشتند...ایشان میگفت:
*خشونت آن گونه كه ما فکر می کنیم فقط محدود به خشونت فيزيكي و بدني نيست. عموما مادرگيري هاي فيزيكي یا تعرض جنسی را خشونت می دانیم.... ولی واقعیت آنست که دامنة خشونت حوزه های گسترده تري دارد از جمله خشونت زبانی.وقتی توهین میکنیم، قومی را مسخره می کنیم. صاحبان یک عقیده را تحقیر می کنیم. وقتی تهمت یا برچسب می زنیم یا تهدید میکنیم همه این ها خشونت است؛ منتهاخشونت زبانی. بدون خون و خونریزی است. خشونت زبانی از درون می کُشد* ....
تا حالا هیچ کس را دیده اید که به دلیل اینکه مسخره شده و یا فحش خورده باشد به اورژانس مراجعه کند؟ یا به پلیس شکایت کند؟ قربانیان خشونت زبانی، اثری از جای زخم بر بدنشان یا مدرک دیگری ندارند.خشونت ابتدا در ذهن شكل مي گيرد بعد خود را در زبان نشان می دهد و سپس زمینه ساز خشونت فیزیکی میشود....
*وقتی رهبریک گروه سیاسی در جامعه،افراد طرف مقابل رااحمق،مغرض و فاسد معرفی میکند،ما به عنوان طرفداران اوآمادگی لازم را پیدا می کنیم که در زمان مناسب با ماشین از روی آنها رد شویم* ..... *چرا؟ چون دیگر آنها را شایسته زندگی نمی دانیم* !!!!!
وقتی در یک ورزشگاه صد هزار نفری،طرفداران تیم مقابل را با ده ها فحش آبدار و ناموسی می نوازیم، زمینه را برای زد و خورد بعد از بازی فراهم میکنیم.وقتی ما جریان رقیب را فریب خورده و عامل دست دشمن معرفی میکنیم، آنگاه حذف سیاسی و فیزیکی رقیب مشروعیت پیدا می کند...
وقتی دختر همسایه را داف خطاب می کنم، راننده کناری را یابو، مشتری را گاو، دانش آموزم راخنگ و فردقانون مداررا اُسکُل، همه اینها خشونت های زبانی یعنی آمادگی برای خشونت رفتاری در آینده؛ از تعرض جنسی بگیرید تا صدمه فیزیکی.
*چه باید کرد* ؟؟؟؟.....
اولین کار این است:
*که مهارت گفتگو را بیاموزیم. فقدان مهارتهای گفتوگو باعث می شود افراد نتوانند آنچه که مدنظر دارند را بهزبان روشن بیان کنند و ایده و احساس خود را در یک کلام خشن و تندتخلیه میکنند. تمرین گفتگو تمرین تخلیه ذهن و قلب به شیوه ای غیرخشونت آمیز است* ......*
*دومین کار این است* :
که به خودمان بارها و بارها یادآوری کنیم کشتن آدم ها فقط به فرو کردن چاقو در سینه آنان نیست. دختر یا پسر، زن یا مردی که شخصیت اش تخریب شده، شرافت اش لکه دار شده، عزت نفس اش لگدمال شده دیگر زندگی نرمال نخواهد داشت. به خودم یادآوری کنم که جریان رقیب من،تیم مقابل،صاحبان دین و مذهب و اندیشه متفاوت از من، نه بی شعور هستند نه فاسدنه احمق نه هوس باز نه فریب خورده نه ... آن ها فقط انسان هستند،درست ودقیقا مانند من!آنگاه یاد خواهم گرفت.
*کلمه گاو را فقط و فقط برای خود گاو بکار بگیرم نه کمتر و نه بیشتر* ....
@Library_Telegram
👍11❤1
در نهایت، باید نشان داد که
هیچ تناسب مستقیمی بین غم و عقلانیت وجود ندارد. و اگر هم وجود داشته باشد غالبأ برعکس
است. افسردگی في نفسه، نه ارزش، بلکه روی دیگر سکه ی انفعال است که دقیقا بر ضد خلاقیت،
هوشمندی و خردورزی عمل می کند. اسپینوزا در کتاب اخلاق صراحتا نشان می دهد که اندوه همان شر است که تحت تاثیر نوسانات شدید عواطف
و دقیقا در تضاد با عقلانیت عمل می کند. یا به تعبیری هگلی، می توان نشان داد که آگاهی ناشاد،
دقیقا برخلاف ژست «روشنفکر دانای غمگین»، افسردگی و ناشادی اش را به عنوان تمهیدی برای عدم مواجهه با تعارضات خود و فرار از حقیقت اش برمی گزیند و برای مخفی کردن این مساله مجبور
می شود این ناشادی را به صورت های مختلف توجیه کند و ضعفش را فضیلت و افسردگی اش را دانایی جلوه دهد. اگر نیچه بود، شاید افسردگی را یکی از نمونه های متاخرتر «اخلاق بردگان»
می نامید هدف از انتشار این یادداشت کوتاه به هیچ وجه دفاع از هرگونه خوش باشی و عافیت طلبی نیست، بلکه اتفاقا تلاشی است برای شکستن اسطوره «فضیلت سازی از غم» و نشان دادن این حقیقت که اتفاقا افسردگی، آن هم در وضعیت سیاسی-اقتصادی-اجتماعی نابسامان ما، خود یکی از نمونه های همین عافیت طلبی و عین خیانت به «امید» است. علاوه بر این باید از این اسطورة یهودی-مسیحی برآمده از گناه اولیه فراتر رفت که شاد بودن را معادل خیانت به آرمانها یا فراموشی رنج کشان می داند. رنج کشان جهان به اندوه ما | نیازی ندارند، بلکه بیشتر به هوشمندی، خلاقیت، پویایی و حرکت ما برای تغییر جهان محتاجند. البته این نوشته در عین حال قصد ندارد اندوه یا غم غمگینان را مورد تمسخر قرار دهد، یا آن را كم ارزش جلوه دهد. بلکه فقط «کاسبی کردن با غم» یا ارتزاق اجتماعی از طریق غصه خوردن را مد نظر قرار داده است. نمی توان کتمان کرد که همواره نوعی نارضایتی یا غم برای انسان هبوط کرده، انسان آرمان خواه و دغدغه مند وجود دارد، اما نکته اصلی در این است که این غم و نارضایتی باید خود را نه در افسردگی و کناره گیری، بلکه در پویایی و فعالیت نشان دهد و بدل به انگیزه ای برای تغییر وضعیت شود. بنابراین دو راهی ای که ما باید بین آن دست به انتخاب بزنیم، نه دوراهی غم و شادی، بلکه دوراهی زیستن فعالانه و منفعلانه است.
@Library_Telegram
هیچ تناسب مستقیمی بین غم و عقلانیت وجود ندارد. و اگر هم وجود داشته باشد غالبأ برعکس
است. افسردگی في نفسه، نه ارزش، بلکه روی دیگر سکه ی انفعال است که دقیقا بر ضد خلاقیت،
هوشمندی و خردورزی عمل می کند. اسپینوزا در کتاب اخلاق صراحتا نشان می دهد که اندوه همان شر است که تحت تاثیر نوسانات شدید عواطف
و دقیقا در تضاد با عقلانیت عمل می کند. یا به تعبیری هگلی، می توان نشان داد که آگاهی ناشاد،
دقیقا برخلاف ژست «روشنفکر دانای غمگین»، افسردگی و ناشادی اش را به عنوان تمهیدی برای عدم مواجهه با تعارضات خود و فرار از حقیقت اش برمی گزیند و برای مخفی کردن این مساله مجبور
می شود این ناشادی را به صورت های مختلف توجیه کند و ضعفش را فضیلت و افسردگی اش را دانایی جلوه دهد. اگر نیچه بود، شاید افسردگی را یکی از نمونه های متاخرتر «اخلاق بردگان»
می نامید هدف از انتشار این یادداشت کوتاه به هیچ وجه دفاع از هرگونه خوش باشی و عافیت طلبی نیست، بلکه اتفاقا تلاشی است برای شکستن اسطوره «فضیلت سازی از غم» و نشان دادن این حقیقت که اتفاقا افسردگی، آن هم در وضعیت سیاسی-اقتصادی-اجتماعی نابسامان ما، خود یکی از نمونه های همین عافیت طلبی و عین خیانت به «امید» است. علاوه بر این باید از این اسطورة یهودی-مسیحی برآمده از گناه اولیه فراتر رفت که شاد بودن را معادل خیانت به آرمانها یا فراموشی رنج کشان می داند. رنج کشان جهان به اندوه ما | نیازی ندارند، بلکه بیشتر به هوشمندی، خلاقیت، پویایی و حرکت ما برای تغییر جهان محتاجند. البته این نوشته در عین حال قصد ندارد اندوه یا غم غمگینان را مورد تمسخر قرار دهد، یا آن را كم ارزش جلوه دهد. بلکه فقط «کاسبی کردن با غم» یا ارتزاق اجتماعی از طریق غصه خوردن را مد نظر قرار داده است. نمی توان کتمان کرد که همواره نوعی نارضایتی یا غم برای انسان هبوط کرده، انسان آرمان خواه و دغدغه مند وجود دارد، اما نکته اصلی در این است که این غم و نارضایتی باید خود را نه در افسردگی و کناره گیری، بلکه در پویایی و فعالیت نشان دهد و بدل به انگیزه ای برای تغییر وضعیت شود. بنابراین دو راهی ای که ما باید بین آن دست به انتخاب بزنیم، نه دوراهی غم و شادی، بلکه دوراهی زیستن فعالانه و منفعلانه است.
@Library_Telegram
☕️ قطعهای از کتاب
اگر رسالت شعر بیدارکردن ما میبود، هرآینه میبایست از سالها پیش بیدار شده باشیم. تنی چند بیدار شدهاند، نباید منکر این امر بود. اما اکنون موضوع این است که همهی مردم بیدرنگ بیدار شوند، اگر چه خطر نابودشدنشان در میان باشد... بیشک، انسان هرگز از میان نخواهد رفت، اما فرهنگ، تمدن و طرز زندگی از میان خواهد رفت و هنگامیکه این مردگان بیدار شوند، چونانکه باید این واقعه رخ دهد، شعر موضوع و جوهر زندگی خواهد شد...
📕 #عصر_آدمکش_ها
✍ #هنری_میلر
@Library_Telegram
اگر رسالت شعر بیدارکردن ما میبود، هرآینه میبایست از سالها پیش بیدار شده باشیم. تنی چند بیدار شدهاند، نباید منکر این امر بود. اما اکنون موضوع این است که همهی مردم بیدرنگ بیدار شوند، اگر چه خطر نابودشدنشان در میان باشد... بیشک، انسان هرگز از میان نخواهد رفت، اما فرهنگ، تمدن و طرز زندگی از میان خواهد رفت و هنگامیکه این مردگان بیدار شوند، چونانکه باید این واقعه رخ دهد، شعر موضوع و جوهر زندگی خواهد شد...
📕 #عصر_آدمکش_ها
✍ #هنری_میلر
@Library_Telegram