☕️قطعهای از کتاب
آسمان لاجوردی، باغچه سبز و گلهای روی تپه باز شده، نسیم آرامی بوی گلها را تا اینجا میآورد. ولی چه فایده؟ من دیگر از چیزی نمیتوانم کیف بکنم، همه اینها برای شاعرها و بچهها و کسانی که تا آخر عمرشان بچه میمانند خوبست.
📕 #سه_قطره_خون
✍ #صادق_هدایت
@Library_Telegram
آسمان لاجوردی، باغچه سبز و گلهای روی تپه باز شده، نسیم آرامی بوی گلها را تا اینجا میآورد. ولی چه فایده؟ من دیگر از چیزی نمیتوانم کیف بکنم، همه اینها برای شاعرها و بچهها و کسانی که تا آخر عمرشان بچه میمانند خوبست.
📕 #سه_قطره_خون
✍ #صادق_هدایت
@Library_Telegram
🤔1
📕 #یک_مشت_تمشک
✍ #اینیاتسیو_سیلونه
یک مشت تمشک از جمله آخرین رمانهایی است که اینیاتسیو سیلونه – نویسنده ایتالیایی – در زندگی خود نوشته است. این رمان مشابه تمام کتابهای ترجمه شده از این نویسنده به نقد ایدئولوژی میپردازد و تلاش دارد که توجه خواننده را به روابط انسانی جلب کند.
در ابتدای کتاب با شخصیت «مهندس روکو دوناتیس» آشنا میشویم که به شکل عجیبی سرخورده است. انگار دیگر هیچ چیزی در دنیا برای او اهمیت ندارد یا بهتر است بگوییم روکو از زندگی بریده است. حتی حالت چهره او عادی نیست: «چهرهاش سرد و درهم رفته بود. دیدگان وحشتزدهاش گویی از شیشه ساخته شده بود. چهرهاش، مانده مرده بیرنگ بود.» کتاب را که بیشتر میخوانیم متوجه میشویم او از وضعیتی که حزب کمونیست ایجاد کرده ناراضی است و حتی نشان شجاعت و افتخار را از طرف آنها قبول نمیکند.
از نظر روکو حزب زمانی اهمیت داشت که «سّری بود. آن موقع اعضایش را یک عده محکومین تشکل میدادند اما حالا ما هم به نوبه خود داریم عدهای را محکوم میکنیم.» و این عدهای که از طرف حزب محکوم میشوند تنها برای عدالت مبارزه کردهاند. بنابراین روکو از حزب استعفاء میدهد اما دوستانش همچنان در حزب میمانند.
@Library_Telegram
✍ #اینیاتسیو_سیلونه
یک مشت تمشک از جمله آخرین رمانهایی است که اینیاتسیو سیلونه – نویسنده ایتالیایی – در زندگی خود نوشته است. این رمان مشابه تمام کتابهای ترجمه شده از این نویسنده به نقد ایدئولوژی میپردازد و تلاش دارد که توجه خواننده را به روابط انسانی جلب کند.
در ابتدای کتاب با شخصیت «مهندس روکو دوناتیس» آشنا میشویم که به شکل عجیبی سرخورده است. انگار دیگر هیچ چیزی در دنیا برای او اهمیت ندارد یا بهتر است بگوییم روکو از زندگی بریده است. حتی حالت چهره او عادی نیست: «چهرهاش سرد و درهم رفته بود. دیدگان وحشتزدهاش گویی از شیشه ساخته شده بود. چهرهاش، مانده مرده بیرنگ بود.» کتاب را که بیشتر میخوانیم متوجه میشویم او از وضعیتی که حزب کمونیست ایجاد کرده ناراضی است و حتی نشان شجاعت و افتخار را از طرف آنها قبول نمیکند.
از نظر روکو حزب زمانی اهمیت داشت که «سّری بود. آن موقع اعضایش را یک عده محکومین تشکل میدادند اما حالا ما هم به نوبه خود داریم عدهای را محکوم میکنیم.» و این عدهای که از طرف حزب محکوم میشوند تنها برای عدالت مبارزه کردهاند. بنابراین روکو از حزب استعفاء میدهد اما دوستانش همچنان در حزب میمانند.
@Library_Telegram
👍1
سیلونه، اینیاتسیو - یک مشت تمشک.pdf
27.7 MB
📕 #یک_مشت_تمشک
✍ #اینیاتسیو_سیلونه
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ #اینیاتسیو_سیلونه
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
👍1
#تلنگر۰۰۰
دانمارک و سوئد در قرن هفده میلادی درگیر جنگ دامنه داری با یکدیگر بودند.
در یکی از این جنگ ها و پس از عقب نشینی سوئدی ها، یکی از سربازان دانمارکی که جراحت مختصری برداشته بود احساس تشنگی کرد. وقتی دست به قمقه برد تا آب بنوشد، صدایی ضعیف به گوشش رسید. این صدای یک سرباز مجروح سوئدی بود که تقاضای آب می کرد.
سرباز دانمارکی به سویش رفت، کنارش زانو زد تا از آب قمقمۀ خود به او بدهد. درست در همین لحظه سرباز سوئدی به روی سرباز دانمارکی شلیک کرد. گلوله مختصر خراشی در شانه اش ایجاد کرد. او گفت: می خواستم به تو آب بدهم ولی تو خواستی مرا به قتل برسانی. آیا پاداش من این بود؟
من قصد داشتم تمام آب قمقمه را به تو بدهم. ولی حالا که این کار را کردی فقط نصف آن را به تو می دهم.
یکی از افسران ارتش دانمارک که از نزدیک شاهد این ماجرا بود پادشاه دانمارک را از آنچه دیده بود آگاه ساخت. پادشاه، سرباز را به حضور طلبید.
- چرا نیمی از آب قمقمه ی خود را به دشمنی دادی که قصد کشتن تو را داشت؟
سرباز پاسخ داد: هر چند او قصد جان مرا کرده بود ولی به هر حال، انسانی مجروح بود و انسانیت به من حکم می کرد که به یک فرد تشنه و مجروح آب برسانم.
پادشاه گفت: تو لایق آن هستی که سردار ارتش من باشی.
نکته: با هرکس مطابق شأن خود رفتار کن نه شأن مخاطبت. این اصل که با هر کس مطابق آنچه او عمل کرده رفتار کنید، شما را تبدیل به یک اثرپذیر مطلق و بی اراده می کند.
📕 به دنیا آمدهایم تا آن را تغییر دهیم
✍ مسعود لعلی
@Library_Telegram
دانمارک و سوئد در قرن هفده میلادی درگیر جنگ دامنه داری با یکدیگر بودند.
در یکی از این جنگ ها و پس از عقب نشینی سوئدی ها، یکی از سربازان دانمارکی که جراحت مختصری برداشته بود احساس تشنگی کرد. وقتی دست به قمقه برد تا آب بنوشد، صدایی ضعیف به گوشش رسید. این صدای یک سرباز مجروح سوئدی بود که تقاضای آب می کرد.
سرباز دانمارکی به سویش رفت، کنارش زانو زد تا از آب قمقمۀ خود به او بدهد. درست در همین لحظه سرباز سوئدی به روی سرباز دانمارکی شلیک کرد. گلوله مختصر خراشی در شانه اش ایجاد کرد. او گفت: می خواستم به تو آب بدهم ولی تو خواستی مرا به قتل برسانی. آیا پاداش من این بود؟
من قصد داشتم تمام آب قمقمه را به تو بدهم. ولی حالا که این کار را کردی فقط نصف آن را به تو می دهم.
یکی از افسران ارتش دانمارک که از نزدیک شاهد این ماجرا بود پادشاه دانمارک را از آنچه دیده بود آگاه ساخت. پادشاه، سرباز را به حضور طلبید.
- چرا نیمی از آب قمقمه ی خود را به دشمنی دادی که قصد کشتن تو را داشت؟
سرباز پاسخ داد: هر چند او قصد جان مرا کرده بود ولی به هر حال، انسانی مجروح بود و انسانیت به من حکم می کرد که به یک فرد تشنه و مجروح آب برسانم.
پادشاه گفت: تو لایق آن هستی که سردار ارتش من باشی.
نکته: با هرکس مطابق شأن خود رفتار کن نه شأن مخاطبت. این اصل که با هر کس مطابق آنچه او عمل کرده رفتار کنید، شما را تبدیل به یک اثرپذیر مطلق و بی اراده می کند.
📕 به دنیا آمدهایم تا آن را تغییر دهیم
✍ مسعود لعلی
@Library_Telegram
👍4
☕️ قطعهای از کتاب
مرگ خیلی آسان میتواند الان به سراغ من بیاید، اما من تا میتوانم زندگی کنم نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبهرو شدم - که میشوم - مهم نیست، مهم این است که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد.
📕 ماهی سیاه کوچولو
✍ صمد بهرنگی
@Library_Telegram
مرگ خیلی آسان میتواند الان به سراغ من بیاید، اما من تا میتوانم زندگی کنم نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبهرو شدم - که میشوم - مهم نیست، مهم این است که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد.
📕 ماهی سیاه کوچولو
✍ صمد بهرنگی
@Library_Telegram
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
روباهی به فرزندش گفت؛ فرزندم از تمام این باغها میتونی انگور بخوری، غیر از آن باغی که متعلق به ملای ده است! حتی اگر گرسنه هم ماندی به سراغ آن باغ نرو! روباه کوچک از مادرش پرسید؛ چرا مگر انگور آن باغ سمی است؟
روباه به فرزنش پاسخ داد؛ نه فرزندم اگر او بفهمد که ما از انگور باغش خوردهایم، فتوا میدهد و گوشت روباه را حلال میکند و دودمانمان را به باد میدهد! با این جماعت که قدرتشان بر جهل مردم استوار است، هیچ وقت در نیفت!
#عبید_زاکانی
@Library_Telegram
روباهی به فرزندش گفت؛ فرزندم از تمام این باغها میتونی انگور بخوری، غیر از آن باغی که متعلق به ملای ده است! حتی اگر گرسنه هم ماندی به سراغ آن باغ نرو! روباه کوچک از مادرش پرسید؛ چرا مگر انگور آن باغ سمی است؟
روباه به فرزنش پاسخ داد؛ نه فرزندم اگر او بفهمد که ما از انگور باغش خوردهایم، فتوا میدهد و گوشت روباه را حلال میکند و دودمانمان را به باد میدهد! با این جماعت که قدرتشان بر جهل مردم استوار است، هیچ وقت در نیفت!
#عبید_زاکانی
@Library_Telegram
👍3
📕 آشغالدونی
✍ غلامحسین ساعدی
"آشغالدونی" داستانی است به قلم "غلامحسین ساعدی" که از دریچه ی نگاه اول شخص بیان می شود. این شخص علی است که پسری نوجوان و شهرستانی بوده و همراه پدرش به تکدی گری می پردازد.
شخصیت دیگر داستان یک دلال خون فروش است که علی و پدرش حین گدایی به طور اتفاقی با او برخورد می کنند. او خون فقرا را در ازای پول دریافت می کند و حالا علی که حدودا هفده سال دارد، به همراه پدر بیمارش به محل خونگیری می رود تا خونشان را بفروشند. علی خون می دهد اما پدرش به دلیل بیماری نمی تواند و به پیشنهاد همان دلال به بیمارستانی می روند که همه چیز را برایشان تغییر خواهد داد. علی پس از ورود به محیط بیمارستان و آشنایی با پرسنل آنجا، کارهایی برای خودش دست و پا می کند که هر روز بیشتر او را از آن نوجوان فقیر و ساده به فردی تبهکار تبدیل می کند. او به دختری به نام زهرا دل می بازد و کم کم با فروش غذای دزدیده شده از بیمارستان، بردن فقرا برای فروختن خون و خبرچینی برای مامورهای امنیتی، روز به روز بیشتر در این منجلاب که نامش "آشغالدونی" است فرو می رود.
علی تا اواخر داستان که دیگر از شخصیت گیج و ساده اش فاصله گرفته و برای خودش جایگاهی یافته، اسمی ندارد. او ذاتا شخصیت شروری ندارد اما قرار گرفتن در محیطی که استعاره ی "آشغالدونی" برای آن به کار رفته، سبب رشد سرطان وار خصوصیات منفی در او می شود. بیمارستان در این قصه ، در واقع نماد یک شهر و اوضاع فرهنگی حاکم بر اجتماع آن روزهای ایران است؛ فرهنگی که بقا و بدست آوردن پول در آن باید به هر قیمتی صورت بگیرد
@Library_Telegram
✍ غلامحسین ساعدی
"آشغالدونی" داستانی است به قلم "غلامحسین ساعدی" که از دریچه ی نگاه اول شخص بیان می شود. این شخص علی است که پسری نوجوان و شهرستانی بوده و همراه پدرش به تکدی گری می پردازد.
شخصیت دیگر داستان یک دلال خون فروش است که علی و پدرش حین گدایی به طور اتفاقی با او برخورد می کنند. او خون فقرا را در ازای پول دریافت می کند و حالا علی که حدودا هفده سال دارد، به همراه پدر بیمارش به محل خونگیری می رود تا خونشان را بفروشند. علی خون می دهد اما پدرش به دلیل بیماری نمی تواند و به پیشنهاد همان دلال به بیمارستانی می روند که همه چیز را برایشان تغییر خواهد داد. علی پس از ورود به محیط بیمارستان و آشنایی با پرسنل آنجا، کارهایی برای خودش دست و پا می کند که هر روز بیشتر او را از آن نوجوان فقیر و ساده به فردی تبهکار تبدیل می کند. او به دختری به نام زهرا دل می بازد و کم کم با فروش غذای دزدیده شده از بیمارستان، بردن فقرا برای فروختن خون و خبرچینی برای مامورهای امنیتی، روز به روز بیشتر در این منجلاب که نامش "آشغالدونی" است فرو می رود.
علی تا اواخر داستان که دیگر از شخصیت گیج و ساده اش فاصله گرفته و برای خودش جایگاهی یافته، اسمی ندارد. او ذاتا شخصیت شروری ندارد اما قرار گرفتن در محیطی که استعاره ی "آشغالدونی" برای آن به کار رفته، سبب رشد سرطان وار خصوصیات منفی در او می شود. بیمارستان در این قصه ، در واقع نماد یک شهر و اوضاع فرهنگی حاکم بر اجتماع آن روزهای ایران است؛ فرهنگی که بقا و بدست آوردن پول در آن باید به هر قیمتی صورت بگیرد
@Library_Telegram
👍1
Ashghalduni.pdf
3.6 MB
📕 آشغالدونی
✍ غلامحسین ساعدی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ غلامحسین ساعدی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#معرفی_فیلم
◾️فیلم گوشههایی از زندگی فرانسیس دِ گویا، نقاش اسپانیایی را در دوران تفتیش عقاید نشان میدهد که دقیقا شبیه همه حکومتهای توتالیتر است.
◾️قربانی دختری به نام اینِس، از خانوادهیی سرشناس است. اینس مدل نقاشیهای فرانسیس د گویا-ست.
◾️کلیسا دخترک را دستگیر و زیر شکنجه اعتراف میگیرند یهودی است. به سیاهچال فرستاده میشود. تلاشهای خانواده برای نجاتش نتیجه نمیدهد. کشیشی به نام لورنزو از فرصت استفاده میکند و با سوءاستفاده از درماندگی دختر، به او در سیاهچال تجاوز میکند.
◾️خانوادهٔ دخترک توسط "گویا" کشیش را دعوت میکنند به خانه. کشیش لورنزو میگوید: ترس از خدا باعث میشود اعترافی به دروغ نکنید. اگر بیگناه باشید خدا بهتان نیرو میده تا درد را تحمل کنید. هر کس به چیزی زیر شکنجه اعتراف کند، راست است.
◾️پدر دخترک، پدر لورنزو را به همان شیوۀ گزمگان تفتیش عقاید شکنجه میدهد و لورنزو به سادگی اعتراف و امضاء میکند «شامپانزه» است.
#فیلم_زندگی_گویا
ساختهی #میلوش_فورمن
@Library_Telegram
◾️فیلم گوشههایی از زندگی فرانسیس دِ گویا، نقاش اسپانیایی را در دوران تفتیش عقاید نشان میدهد که دقیقا شبیه همه حکومتهای توتالیتر است.
◾️قربانی دختری به نام اینِس، از خانوادهیی سرشناس است. اینس مدل نقاشیهای فرانسیس د گویا-ست.
◾️کلیسا دخترک را دستگیر و زیر شکنجه اعتراف میگیرند یهودی است. به سیاهچال فرستاده میشود. تلاشهای خانواده برای نجاتش نتیجه نمیدهد. کشیشی به نام لورنزو از فرصت استفاده میکند و با سوءاستفاده از درماندگی دختر، به او در سیاهچال تجاوز میکند.
◾️خانوادهٔ دخترک توسط "گویا" کشیش را دعوت میکنند به خانه. کشیش لورنزو میگوید: ترس از خدا باعث میشود اعترافی به دروغ نکنید. اگر بیگناه باشید خدا بهتان نیرو میده تا درد را تحمل کنید. هر کس به چیزی زیر شکنجه اعتراف کند، راست است.
◾️پدر دخترک، پدر لورنزو را به همان شیوۀ گزمگان تفتیش عقاید شکنجه میدهد و لورنزو به سادگی اعتراف و امضاء میکند «شامپانزه» است.
#فیلم_زندگی_گویا
ساختهی #میلوش_فورمن
@Library_Telegram
👍2
☕️ قطعهای از کتاب
با ساکن شدن در گذشته، انرژی را از خودمان میرباییم.
وقتی در ذهنمان، اوضاع، شرایط و رویدادهایی را مرور میکنیم که هیچ قدرتی برای تغییر آنها نداریم، بی درنگ از توانایی خویش برای حضور در اینجا و لحظهٔ اکنون میکاهیم.
هر بار به آنچه پدر و مادرتان به شما ندادند، بدرفتاریهای محبوبِ پیشین خود یا خیانت بهترین دوستتان میاندیشید، بر گذشته متمرکز میشوید؛ به سرزمینی میروید که هیچ راه بازگشتی ندارد و نیروی حیاتی شما تخلیه میشود.
📕 #سوالهای_درست
✍ #دبی_فورد
@Library_Telegram
با ساکن شدن در گذشته، انرژی را از خودمان میرباییم.
وقتی در ذهنمان، اوضاع، شرایط و رویدادهایی را مرور میکنیم که هیچ قدرتی برای تغییر آنها نداریم، بی درنگ از توانایی خویش برای حضور در اینجا و لحظهٔ اکنون میکاهیم.
هر بار به آنچه پدر و مادرتان به شما ندادند، بدرفتاریهای محبوبِ پیشین خود یا خیانت بهترین دوستتان میاندیشید، بر گذشته متمرکز میشوید؛ به سرزمینی میروید که هیچ راه بازگشتی ندارد و نیروی حیاتی شما تخلیه میشود.
📕 #سوالهای_درست
✍ #دبی_فورد
@Library_Telegram
❤2👍2
☕️ قطعهای از کتاب
از دروغ بپرهیز، از همهی دروغها، مخصوصا دروغ به خودت. مراقب دروغ خودت باش و هر ساعت، هر دقیقه، آن را وارسی کن.
و از سرزنش بپرهیز، هم سرزنش خودت و هم سرزنش دیگران: آنچه در تو بد مینماید به صرف این حقیقت که آن را در خودت مشاهده کردهای پالایش مییابد.
و از ترس دوری کن، گرچه ترس صرفا پیآمد هر دروغی است. از کمدلی خودت در دستیابی به عشق نهراس، و در عین حال حتی از کارهای بد خودت هم نهراس.
📕 برادران کارامازوف
✍ #داستایوفسکی
@Library_Telegram
از دروغ بپرهیز، از همهی دروغها، مخصوصا دروغ به خودت. مراقب دروغ خودت باش و هر ساعت، هر دقیقه، آن را وارسی کن.
و از سرزنش بپرهیز، هم سرزنش خودت و هم سرزنش دیگران: آنچه در تو بد مینماید به صرف این حقیقت که آن را در خودت مشاهده کردهای پالایش مییابد.
و از ترس دوری کن، گرچه ترس صرفا پیآمد هر دروغی است. از کمدلی خودت در دستیابی به عشق نهراس، و در عین حال حتی از کارهای بد خودت هم نهراس.
📕 برادران کارامازوف
✍ #داستایوفسکی
@Library_Telegram
👍5
📕 مکتب نگارگری هرات
✍ دکتر یعقوب آژند
مکتب نگارگری هرات در زمان زمامداری شاهرخ در هرات پایهگذاری شد و در دوره سلطان حسین بایقرا پیشرفت زیادی کرد. اما رشد آن در سال ۱۵۰۷ میلادی با حمله ازبکها متوقف شد.
سنت کارگاهی که رهاورد ورود ایلخانان به ایران بود در این دوران نیز تداوم یافت و کارگاه بایسنقر میرزا و سپس کارگاه سلطان حسین بایقرا مرکز فعالیت هنرمندان مکتب هرات گردید.
آژند در این کتاب ابتدا با بررسی و ارزیابی مرحلۀ پیشین مکتب هرات در روزگار شاهرخ و بایسنقرمیرزا، خصوصیات خاصی را در نگارگری ایران پیش رو نهاده که میتوان از آن به عهد رشد مکتب هرات تعبیر کرد و سپس به بررسی مرحلۀ پسین مکتب هرات و درواقع عهد بلوغ یا دورۀ مترقی مکتب هرات پرداخته که مرحلۀ کمال فنون نگارگری هم به شمار میآید؛ و در نهایت بخش انتهایی به معرفی و تحلیل آثار دو هنرمند چهرهمند و برجسته ـــ استاد محمد سیاهقلم و استاد کمالالدین بهزاد ـــ اختصاص یافته؛ دو هنرمندی که وسعت اطلاعات و توانایی طبع و باریکبینی آنها مکتب هرات را استوار و دلاویز کرده و از آنها چهرهای اسطورهای میسازد.
خواندن کتاب مکتب نگارگری هرات به پژوهشگران تاریخ هنر ایران اسلامی و باستانشناسان دوره اسلامی پیشنهاد میشود.
@Library_Telegram
✍ دکتر یعقوب آژند
مکتب نگارگری هرات در زمان زمامداری شاهرخ در هرات پایهگذاری شد و در دوره سلطان حسین بایقرا پیشرفت زیادی کرد. اما رشد آن در سال ۱۵۰۷ میلادی با حمله ازبکها متوقف شد.
سنت کارگاهی که رهاورد ورود ایلخانان به ایران بود در این دوران نیز تداوم یافت و کارگاه بایسنقر میرزا و سپس کارگاه سلطان حسین بایقرا مرکز فعالیت هنرمندان مکتب هرات گردید.
آژند در این کتاب ابتدا با بررسی و ارزیابی مرحلۀ پیشین مکتب هرات در روزگار شاهرخ و بایسنقرمیرزا، خصوصیات خاصی را در نگارگری ایران پیش رو نهاده که میتوان از آن به عهد رشد مکتب هرات تعبیر کرد و سپس به بررسی مرحلۀ پسین مکتب هرات و درواقع عهد بلوغ یا دورۀ مترقی مکتب هرات پرداخته که مرحلۀ کمال فنون نگارگری هم به شمار میآید؛ و در نهایت بخش انتهایی به معرفی و تحلیل آثار دو هنرمند چهرهمند و برجسته ـــ استاد محمد سیاهقلم و استاد کمالالدین بهزاد ـــ اختصاص یافته؛ دو هنرمندی که وسعت اطلاعات و توانایی طبع و باریکبینی آنها مکتب هرات را استوار و دلاویز کرده و از آنها چهرهای اسطورهای میسازد.
خواندن کتاب مکتب نگارگری هرات به پژوهشگران تاریخ هنر ایران اسلامی و باستانشناسان دوره اسلامی پیشنهاد میشود.
@Library_Telegram
مکتب نگارگری هرات.pdf
27.2 MB
📕 مکتب نگارگری هرات
✍ دکتر یعقوب آژند
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ دکتر یعقوب آژند
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
👍1
☕️ قطعهای از کتاب
دولت ها زود به زود عوض می شوند ، وعده های تو خالی میدهند ، چمدان هایشان را پر میکنند و میروند پی کارشان؛ پابرهنه ها همچنان مثل سابق اند و با دردها وگرسنگی هاشان میسازند ...
📕#سالهای_ابری
✍#علی_اشرف_درویشیان
@Library_Telegram
دولت ها زود به زود عوض می شوند ، وعده های تو خالی میدهند ، چمدان هایشان را پر میکنند و میروند پی کارشان؛ پابرهنه ها همچنان مثل سابق اند و با دردها وگرسنگی هاشان میسازند ...
📕#سالهای_ابری
✍#علی_اشرف_درویشیان
@Library_Telegram
📕 آواره و سایهاش
✍ فردریش نیچه
كتاب نایاب " آواره و سایهاش " از مهمترین آثار فردریش نیچه بزرگترین فیلسوف دنیای جدید میباشد.
کتاب آواره و سایهاش شرح یک داستان نمادین میان یک مرد آواره و سایه اوست. مباحث مطروحه در اصل یک دیالکتیک فلسفی میان این دو است. سایه در اینجا نمادی از نیمه خاموش یک انسان فراموش شده است که پس از قرنها سکوت، دهان باز کرده و از وضع نابهنجار موجود اظهار شکایت میکند. سپس نیچه شروع به ذکر عقاید و آرای خود در باب اخلاق، هنر، فلسفه، جامعهشناسی و… از زبان سایه میکند.
@Library_Telegram
✍ فردریش نیچه
كتاب نایاب " آواره و سایهاش " از مهمترین آثار فردریش نیچه بزرگترین فیلسوف دنیای جدید میباشد.
کتاب آواره و سایهاش شرح یک داستان نمادین میان یک مرد آواره و سایه اوست. مباحث مطروحه در اصل یک دیالکتیک فلسفی میان این دو است. سایه در اینجا نمادی از نیمه خاموش یک انسان فراموش شده است که پس از قرنها سکوت، دهان باز کرده و از وضع نابهنجار موجود اظهار شکایت میکند. سپس نیچه شروع به ذکر عقاید و آرای خود در باب اخلاق، هنر، فلسفه، جامعهشناسی و… از زبان سایه میکند.
@Library_Telegram
آواره و سایه اش (نیچه).pdf
2.2 MB
📕 آواره و سایهاش
✍ فردریش نیچه
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ فردریش نیچه
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
👍1
☕️ قطعهای از کتاب
پرسید اینطور که پیداست شما آدم کم حرف و سربهتویی هستید و نظرم را خواست و من در جوابش گفتم: علّتش این است که هیچ وقت چیز مهمی ندارم که بگویم در این صورت خاموش میمانم.
«یک انسان بیشتر به وسیلهٔ چیزهایی که نمیگوید انسان است تا به وسیلهٔ چیزهایی که میگوید.»
📕 بیگانه
✍ آلبر کامو
@Library_Telegram
پرسید اینطور که پیداست شما آدم کم حرف و سربهتویی هستید و نظرم را خواست و من در جوابش گفتم: علّتش این است که هیچ وقت چیز مهمی ندارم که بگویم در این صورت خاموش میمانم.
«یک انسان بیشتر به وسیلهٔ چیزهایی که نمیگوید انسان است تا به وسیلهٔ چیزهایی که میگوید.»
📕 بیگانه
✍ آلبر کامو
@Library_Telegram
❤1👍1
📕 اقتصاد در یک درس
✍ هنری هزلیت
در کتاب میخوانیم:
«هر چند هر گروهی منافع اقتصادی مشخصی دارد که با منافع گروههای دیگر یکسان است، اما تمام آنها منافع دیگری هم دارند که در تعارض با علایق سایر گروهها قرار میگیرد. اگر چه برخی سیاستهای عمومی در بلندمدت به نفع همه هستند، اما سایر سیاستها به یک گروه و تنها به بهای زیان تمام گروههای دیگر نفع میرسانند. گروهی که از این دست سیاستها سود میبرد و چنین نفع مستقیمی در آنها دارد، منطقا به دفاع از آنها برمیخیزد.
این گروه بهترین اذهان خریدنی را به استخدام خود درمیآورد تا همه وقتشان را به دفاع از این سیاستها اختصاص دهند. و دست آخر یا عامه مردم را قانع میکند که دلایلش منطقی است یا این بحث را چنان به آشفتگی میکشاند که تفکر روشن و واضح درباره آن تقریبا غیرممکن میشود.
عامل مهم دیگری هم وجود دارد که هر روزه وهم و خیالهای تازهای را مثل قارچ در زمین باورهای اقتصادی میرویاند. این عامل، گرایش دائمی انسانها به توجه صرف به اثرات بیدرنگ یک سیاست مشخص یا تمرکزِ تنها بر اثرات آن بر یک گروه خاص و غفلت از پرسوجو درباره این نکته است که این سیاست در بلندمدت چه اثراتی را نه تنها بر آن گروه خاص، بلکه بر تمام گروهها به جا خواهد گذاشت. اقتصاددان بد تنها چیزی را میبیند که فورا چشم را میزند، اما اقتصاددان خوب به فراتر از آن هم مینگرد. اقتصاددان بد فقط پیامدهای مستقیم یک روند پیشنهادشده را میبیند، در حالی که اقتصاددان خوب به پیامدهای غیرمستقیم و طولانیتر آن هم چشم میدوزد.»
@Library_Telegram
✍ هنری هزلیت
در کتاب میخوانیم:
«هر چند هر گروهی منافع اقتصادی مشخصی دارد که با منافع گروههای دیگر یکسان است، اما تمام آنها منافع دیگری هم دارند که در تعارض با علایق سایر گروهها قرار میگیرد. اگر چه برخی سیاستهای عمومی در بلندمدت به نفع همه هستند، اما سایر سیاستها به یک گروه و تنها به بهای زیان تمام گروههای دیگر نفع میرسانند. گروهی که از این دست سیاستها سود میبرد و چنین نفع مستقیمی در آنها دارد، منطقا به دفاع از آنها برمیخیزد.
این گروه بهترین اذهان خریدنی را به استخدام خود درمیآورد تا همه وقتشان را به دفاع از این سیاستها اختصاص دهند. و دست آخر یا عامه مردم را قانع میکند که دلایلش منطقی است یا این بحث را چنان به آشفتگی میکشاند که تفکر روشن و واضح درباره آن تقریبا غیرممکن میشود.
عامل مهم دیگری هم وجود دارد که هر روزه وهم و خیالهای تازهای را مثل قارچ در زمین باورهای اقتصادی میرویاند. این عامل، گرایش دائمی انسانها به توجه صرف به اثرات بیدرنگ یک سیاست مشخص یا تمرکزِ تنها بر اثرات آن بر یک گروه خاص و غفلت از پرسوجو درباره این نکته است که این سیاست در بلندمدت چه اثراتی را نه تنها بر آن گروه خاص، بلکه بر تمام گروهها به جا خواهد گذاشت. اقتصاددان بد تنها چیزی را میبیند که فورا چشم را میزند، اما اقتصاددان خوب به فراتر از آن هم مینگرد. اقتصاددان بد فقط پیامدهای مستقیم یک روند پیشنهادشده را میبیند، در حالی که اقتصاددان خوب به پیامدهای غیرمستقیم و طولانیتر آن هم چشم میدوزد.»
@Library_Telegram
👍2
اقتصاد در یک درس.pdf
4.1 MB
📕 اقتصاد در یک درس
✍ هنری هزلیت
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ هنری هزلیت
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
👏1
📕 #درباره_تلویزیون_و_سلطه_ژورنالیسم
✍ #پیر_بوردیو
کتاب حاضر شامل دو درسی است که پیر بوردیو در کلژ دو فرانس ارائه داده است. نخستین درس، سازوکارهای سانسور نامرئی رایج در تلویزیون را از منظر جامعهشناسی نشان داده و برخی از رازهایی را که در ساخت برنامههای تلویزیونی در گفتمان و تصاویر آن به کار میروند بیان میکند. در درس دوم، بوردیو نشان میدهد چگونه تلویزیون که در جهان مطبوعاتی سلطه دارد، به صورت ریشهای کارکرد آن را دگرگون کرده است و افزون بر این، حوزههایی چون هنر، ادبیات، فلسفه، سیاست و حتی حقوق و علوم نیز تحت تأثیر تلویزیون قرار گرفتهاند.
@Library_Telegram
✍ #پیر_بوردیو
کتاب حاضر شامل دو درسی است که پیر بوردیو در کلژ دو فرانس ارائه داده است. نخستین درس، سازوکارهای سانسور نامرئی رایج در تلویزیون را از منظر جامعهشناسی نشان داده و برخی از رازهایی را که در ساخت برنامههای تلویزیونی در گفتمان و تصاویر آن به کار میروند بیان میکند. در درس دوم، بوردیو نشان میدهد چگونه تلویزیون که در جهان مطبوعاتی سلطه دارد، به صورت ریشهای کارکرد آن را دگرگون کرده است و افزون بر این، حوزههایی چون هنر، ادبیات، فلسفه، سیاست و حتی حقوق و علوم نیز تحت تأثیر تلویزیون قرار گرفتهاند.
@Library_Telegram
درباره_تلویزیون_و_سلطه_ژورنالیسم.pdf
2.3 MB
📕 #درباره_تلویزیون_و_سلطه_ژورنالیسم
✍ #پیر_بوردیو
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ #پیر_بوردیو
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
👍1