کتابخانه تلگرام
102K subscribers
2.89K photos
708 videos
10.5K files
1.97K links
انواع کتاب کمیاب و ممنوعه
رمان، داستان
علمی، تخیلی، آموزشی
تاریخی، سیاسی
مطالب و داستانهای آموزنده و ...

ارتباط با ادمین:⬇️
@Library_Telegram_Bot

صفحه اینستاگرام کانال⬇️
https://www.instagram.com/library_telegram/
Download Telegram
فوتبال علیه دشمن.pdf
9.4 MB
📕 فوتبال علیه دشمن

سایمون کوپر

🔄 عادل فردوسی پور


@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
1👍1
لطفا کتابخانه تلگرام را در اینستاگرام دنبال بفرمایید.👇

https://www.instagram.com/library_telegram/
https://www.instagram.com/library_telegram/
https://www.instagram.com/library_telegram/
1
📚 ﺩﺯﺩﯼ ﺍﻧﺮﮊﯼ روانی چیست؟

بسياری از ما ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻢ می آوريم ، در واقع دچار ﮐﻤﺒﻮﺩ ﺍﻧﺮﮊﯼ هستيم اما ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺗﻤﯿﺰ ﺍﺯ ﻏﺬﺍﻫﺎ، ﻃﺒﯿﻌﺖ، ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ، نور ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ، ﻭﺭﺯﺵ، ﻣﺪﯾﺘﯿﺸﻦ ﻭ ... ناخودآگاه ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﺯﺩﯼ ﺍﻧﺮﮊﯼ می زنيم ﻭ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺮﮊﯼ می گیرﯾﻢ .

ﺭﺍﻫﻬﺎﯼ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﭘﺎﮎ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﻗﻌﯽ ﮐﻪ ﮐﻤﺒﻮﺩ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺩﺍﺭﯾﻢ :

١ - ﺧﻮﺍﺏ
٢ - غذاى ﺳﺎﻟﻢ ﻭ ﺗﺎﺯﻩ
٣ - ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ
٤ - ﺗﻔﺮﯾﺢ
٥ - ﻣﺪﯾﺘﯿﺸﻦ
٦ - ﻃﺒﯿﻌﺖ ، ﻧﻮﺭﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ، ﮔﯿﺎﻫﺎﻥ ، ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ

ﺭﻭﺵ ﺩﺭﺳﺖ، ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻫﺴﺖ ﻭﻟﯽ ﮔﺎﻫﯽ ﺳﻌﯽ میکنیم از دیگران، ﺩﺯﺩﯼِ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﮐﻨﯿﻢ .

معمولا ﭼﻬﺎﺭ ﻃﺮﯾﻖ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺯﺩﯼ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻫﺴﺖ و ﭼﻬﺎﺭ نوع ﺭﻓﺘﺎﺭ را شامل می شود :
١ - ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻇﺎﻟﻢ :
ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺘﻪ ﺑﺎ تهديد و ﺍﺭﻋﺎﺏ ﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻭ ﺗﺮساندن ديگران ﻭ رفتارهاي پرخاشگرانه ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺮﮊﯼ میگیرﻧﺪ .

٢ - ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻈﻠﻮﻡ :
ﺑﺎ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﻧﻤﺎﯾﯽ ﻭ ﺩﺭﺩﻝ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ گفتن ﺍﺯ ﻏﺼﻪ ها و ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﯾﻬﺎی خود ، ﻣﺎ ﺭا ﻭﺍﺩﺍﺭ ﺑﻪ ﺩﻟﺴﻮﺯﯼ می كنند و در پايان می گويند : ﺳﺒﮏ ﺷﺪﻡ ﺑﺎ تو ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻡ . هدف ﺍﯾن افراد ﺍﺯ ﺑﺎﺯﮔﻮ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺸﮑﻼﺕ، ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﻭ ﮐﻤﮏ گرﻓﺘﻦ ﻧﯿﺴﺖ. زيرا ﺷﻤﺎ ﻫﺮچه بگوييد ، آنها ﮐﺎﺭ ﺧﻮد را خواهند كرد و فقط می خوﺍهند ﮐﻤﺒﻮﺩ ﺍﻧﺮﮊی خود را ﺑﺎ ﺟﻠﺐ ﺩﻟﺴﻮﺯﯼ ﺷﻤﺎ ﺟﺒﺮﺍﻥ كنند .

٣ - ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻏﺮﻏﺮﻭ :
ﺑﺎ ﻧﻖ ﺯﺩﻥ ، ﺍﯾﺮﺍﺩﮔﯿﺮﯼ ، ﺑﻬﺎﻧﻪ ﮔﯿﺮﯼ ﻭ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﮐﺮﺩﻥ ، ﺩﺯﺩﯼ ﺍﻧﺮﮊﯼ مي كنند ﻭ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺘﻪ ﻫﻢ نظير ﺩﻭ گروه ﻗﺒﻠﯽ بسيار است.

٤ - ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻨﺰﻭﯼ :
ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻗﻮﯼ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﺯﺩﺍﻥ ﺍﻧﺮﮊی هستند ﻭ معمولا ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﺁﺳﯿﺐ ﺭﻭ ﻣﯿﺘﻮانند ﺑﺰنند. ﻗﻬﺮ می کنند ﻭ سكوت می كنند ﻭ ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻩ می خواهند ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﺎﺭ ﺗﻮﺟﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺟﻠﺐ کنند ﻭ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺑﮕﯿﺮند.

@Library_Telegram
👍2
#تلنگر 📚

داشتم به میهمانم میگفتم اگر راحت تر است رویه نایلونی روی مبل های سفید را بردارم؛ البته اراده کرده بودم قبل از رسیدنشان برشان دارم؛ او تعارف کرد و گفت:
راحت است؛ من اما گرمم شد و برش داشتم؛ بعد یک دفعه حس کردم چقدر راحت تر است!
سه سالی می شد خریدمشان اما هیچ لک و ضربه ای بر آنها نیفتاده... اگرچه بیشتر اوقات بدلیل ماندن همین روپوش نایلونی بر رویشان از لذت راحتی شان محروم مانده ام.
بعد یاد همه روکش های زندگی خودم و اطرافیانم افتادم؛ روکش روی...
موبایل ها
شیشه ها
صندلی های ماشین
کنترل های تلویزیون
روکش روی لباس های کمد و...

که همه این روکش ها دال بر دو نکته است:
یا بر نالایقی خود باور داریم
یا اینکه قرار است چنین چیزهای بی ارزشی را به ارث بگذاریم

هر روز در روابط روزمره امان انواع روکش ها را بر رفتارمان می گذاریم
تا فلانی نفهمد عصبانی هستیم
تا فلانی نفهمد چقدر خوشحالیم
تا فلانی نفهمد چقدر شکست خورده ایم

نقاب ها و روکش ها را استفاده می کنیم برای اینکه اعتقاد داریم؛ اینگونه شخصیت اجتماعی ما برای یک روز مبادا بهتر است
کدام روز مبادا؟!
زندگی همین امروز است.

@Library_Telegram
👍21
📕 آمریکا در سراشیب

ریموند لونا، فرانک شانون

این کتاب در مورد فروپاشی اقتصادی امریکا نوشته شده است .
نکات بسیار مهمی و اساسی در مورد این اثر حائز اهمیت می باشد باید آنها را مطالعه نمود. در اول این اثر در اوایل دهه هزار و نهصد و هشتاد میلادی نوشته شده است. یعنی در زمانی که اتحاد شوروی دیگر یک کشور سوسیالیستی نبوده است و بر آن نظام سرمایه داری حکومت می نمود .دوم آنکه تیترهای فرعی که در آغاز هر قسمت خواهید دید در متون و مطالب مهم و اساسی موجود نبوده و به دست ترجمه کننده اضافه گشته است.اثر فوق دارای مطالبی چون سرمایه داری و قانون ارزش و کالا و بازار و تضاد اساسی سرمایه داری و بحران سرمایه داری و گرایش نزولی نرخ سود و انحصار و سرمایه مالی و سرمایه داری جهانی و ساختار قدرت بین‌المللی و امپریالیسم و کشورهای تحت سلطه و سرمایه‌های متعدد و رقابت و تئوری بحران عمومی می باشد که مطالعه کردن آنها بسیار به خواننده کمک میکند. و اطلاعات زیادی در دست مطالعه کننده می گذارد. 


@Library_Telegram
آمریکا_در_سراشیب_از_ریموند_لوتا_و_فرانک_شانون.pdf
2.8 MB
📕 آمریکا در سراشیب

ریموند لونا، فرانک شانون


@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
☕️ قطعه‌ای از کتاب

هنر برقراری ارتباطات تجاری را یاد بگیرید

شما باید با آدم‌های باهوش و سخت‌کوش که ارتباطات قوی دارند، ارتباط برقرار کنید. با آدم‌هایی سروکار داشته باشید که «به نسبت» صادق و قابل اعتماد هستند.

برای ایجاد رابطه با متخصصان رشته‌ی مورد نظرتان، چه راهی بهتر از تمجید دانش‌شان؟ چطور این کار را بکنید؟

مودبانه و محترمانه، با دست خط خودتان نامه‌ای بنویسید و نظرتان را بگویید. حاشیه نروید بروید سر اصل مطلب. با تلاشی برای ایجاد یک ارتباط، نامه را تمام کنید.

دو راه برای ایجاد یک تاثیر آنی و خوب روی هر فردی وجود دارد. خوش‌آمدگویی، به اضافه‌ی سوال کردن درباره‌ی چیزی که درباره‌اش زیاد می‌داند.

📕 #تبدیل_رویا_به_ثروت

#مایکل_مسترسون

@Library_Telegram
☕️ قطعه‌ای از کتاب

صحبت کردن درباره تجریبات مثبت با دیگران آن تجربه را تقویت می‌کند.

انسان‌ها اجتماعی‌ترین موجودات کائنات هستند، بنابراین ما شبکه عصبی بسیار پیشرفته‌ای برای همدلی و درک متقابل داریم و می‌توانیم خود را جای دیگران بگذاریم.

مادام که دو یا چند نفر تجربه مثبت مشترکی دارند، احساس مثبت تولید شده در این شبکه‌های همدلی دوباره خود را نشان میدهد و به صورت زنجیروار در عکس‌العمل نمایان می‌شود. همانطور که جان میلتون در کتاب «بهشت گمشده» خود می‌نویسد: «هرچه از خوبی بیشتر یاد کنید، بیشتر رشد می‌کنند.»

📕 #شادکامی_ماندگار

#ریک_هانسون

@Library_Telegram
بین خودشیفتگی و خودکم‌بینی یک منطقه امنی است به اسم خودباوری که تحقق و حفظش سخت است. ولی یادمان باشد بزرگترین سرمایه‌گذاری انسان روی خودش است.
خودباوری احساس باارزش بودن است و قطعا ارزشش را دارد به خاطرش تلاش کرد.

@Library_Telegram
1
☕️ قطعه‌ای از کتاب

زندگی همینه که هست. اگه سخت بگیری، اونم بهت سخت میگذرونه. این ماییم که بهش ارزش میدیم. با همه ی کمبودهایی که این دنیا داره، زیبایی های خودش رو هم داره. نباید از زندگی زیاد انتظار داشته باشیم. نمیشه باهاش جنگید! بهتر اینه که نیمه‌ی پر لیوان رو ببینیم. حالا اون تفنگ و طناب رو پس بده ...

📕 #مغازه_خودکشی

#ژان_تولی

@Library_Telegram
📕 #ایستادگی_در_برابر_نولیبرالیسم

#پی‌یر_بوردیو

اجرای سیاست‌های نولیبرالی در سال‌های اخیر، یعنی پایان یافتن نهادهای رفاه همگانی، و پیش‌بینی ناپذیری بازار و رقابت‌های جهانی، بر رنج طبقات فقیر جامعه افزوده است. نویسنده با تحلیل این وضعیت و اعتراض علیه نولیبرالیسم و مدافعان آن صندوق بین‌الملی پول، سردمداران بنگاه‌های مالی و برخی سیاستمداران یا تحلیل‌گران تلاش می‌کند تا صدای افراد و گروه‌ها و جنبش‌های اجتماعی ناشناس را به گوش دیگران برساند. کتاب مجموعه‌ای از یادداشت‌هاست که برخی از آنها پیش از این در نشریات مختلف به چاپ رسیده‌اند. نویسنده امیدوار است این مقالات سلاحی سودمند برای همة آنانی باشد که می‌کوشند در برابر تازیانة نولیبرالیسم بایستند. اسطورة جهانی‌سازی و دولت رفاه اروپایی، گروه‌های چپ و راست در دولت، علم اقتصاد و جنبش اجتماعی، عدم امنیت شغلی و... از جمله مباحث کتاب به شمار می‌رود. نویسنده آیندة اروپا را تا اندازة زیادی به قدرت نیروهای پیشرو در آلمان مثل اتحادیه‌های کارگری، حزب سوسیال‌دموکرات و سبزها و اراده و توانایی ایشان در ایستادگی در برابر سیاست یوروی قدرتمند وابسته می‌داند.

@Library_Telegram
☕️ قطعه‌ای از کتاب

با ظهور شهرها و تخصص واقعی، وضع جهان که همیشه بازی کم‌بازده یا حتی بازی مجموع صفر بود، که در آن منفعت هر کس فقط بهای زیان دیگران حاصل میشد، تغییر کرد. تخصص این امکان را به وجود آورد که اندازه کیک بزرگ‌تر شود، چون چیزهای تازه‌ای می‌شد ساخت که به همه نفع برساند.

اوروک در شرق عراق، ممکن است همان نقطه‌ای باشد که شش هزار سال پیش، کیک شروع کرد به بزرگ شدن. رم را یک روز نساختند، اوروک را هم همینطور، اما پنج هزار سال پیش ده‌ها هزار نفر را در خود جا می‌داد و خط و سفالگری و مصنوعات و کالاهای تجاری از اوروک قدیم در سرتاسر خاورمیانه گسترش یافت .

وقتی اوروک و به دنبال آن سایر شهرها پدید آمدند، جهان به تدریج مکان بسیار غنی‌تر و بهتری شد. به ندرت پیش می‌آید که تغییر بدون بها باشد، و شکل‌گیری شهرها نیز از این قاعده مستثنا نبود.

📕 جهش اجتماعی

ویلیام فون هیپل

@Library_Telegram
👍1🤔1
📕 چشم های سیمونه

گراتزیا دلددا

سیمونه گذشتهٔ دردآلوده دارد، در نوجوانی پدرش بیمار شد؛ مادرش بـا آن‌که زیاد کار می‌کرد باز هم برای ادارهٔ خانواده پول نداشت. خواهرهای زیبای سـیمونه در مقابل مزد کم در خـیاطی مـی‌کردند، بدون این‌که امیدی به خواستگار داشته باشند. سیمونه مدتی نزد مردی چوپانی می‌کند. بعد خدمت کار کشیش می‌شود، اما خانواده‌اش از فقر نجات نمی‌یابند.

در ۱۸ سالگی به کوه می‌رود و با مردی بـه نام کستانتینو آشنا می‌شود و همراه او دست به دزدی‌های کوچک می‌زند، اما مرتکب جنایت نمی‌شود. در آن سوی محور رمان، ماریانا قرار ددارد راد که دختری مطیع است و به درخواست والدینش از کودکی نزد عموی کشیش‌اش مـی‌رود تـا مصاحب او و در آینده وارثش شود.

پس از مرگ کشیش، آن قدر از پرستاری او احساس خستگی و پیری می‌کند که برای استراحت به دهکده‌اش می‌رود. در این زمان سی سال دارد و هنوز با عشق آشنا نشده است. با تـوجه بـه ثروتی که به او رسیده است، خود را اشراف زاده‌ای خدمتکار می‌داند که همیشه مطیع فرمان پدر، ارباب (کشیش) و خدمتکاران بالاتر از خود بوده است.

@Library_Telegram
👍2
چشم های سیمونه.pdf
2.8 MB
📕 چشم های سیمونه

گراتزیا دلددا


@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
دین یهود در چه زمانی پدیدار شد؟ خود یهودیان تاریخ های بسیار دوری را بیان میکنند. آیا قدیمی تر از دین زرتشت است؟

دکتر شروین وکیلی:

مورخان یهودی، اغلب موسی را در زمان رامسس دوم قرار می‌دهند که تقریبا با زرتشت (قرن ۱۲ پیش از میلاد) مصادف می‌شود. باستان‌شناسان معتقدند نخستین نشانه‌های جوامع یهودی یکجانشین (مثلا در حبرون و اورشلیم) در قرن نهم و دهم پیش از میلاد شکل گرفته است.
با این همه داده‌های روشنی داریم که نشان می‌دهد این مردم در آن دوران همچنان کنعانی و چند خدا انگار بوده و یکتاپرست و یهودی نبوده‌اند.
تاریخ تدوین بدنه‌ی تورات، نیمه‌ی اول عصر هخامنشی و چند دهه‌ی پیش از آن است. هرچند بخشهایی از تورات احتمالا به قرن هشتم تا دهم پیش از میلاد ارجاع دهد.

@Library_Telegram
👍1👎1
☕️قطعه‌ای از کتاب

آسمان لاجوردی، باغچه سبز و گلهای روی تپه باز شده، نسیم آرامی بوی گلها را تا اینجا می‌آورد. ولی چه فایده؟ من دیگر از چیزی نمیتوانم کیف بکنم، همه اینها برای شاعرها و بچه‌ها و کسانی که تا آخر عمرشان بچه می‌مانند خوبست.

📕 #سه_قطره_خون

#صادق_هدایت

@Library_Telegram
🤔1
📕 #یک_مشت_تمشک

#اینیاتسیو_سیلونه

یک مشت تمشک از جمله آخرین رمان‌هایی است که اینیاتسیو سیلونه – نویسنده ایتالیایی – در زندگی خود نوشته است. این رمان مشابه تمام کتاب‌های ترجمه شده از این نویسنده به نقد ایدئولوژی می‌پردازد و تلاش دارد که توجه خواننده را به روابط انسانی جلب کند.
در ابتدای کتاب با شخصیت «مهندس روکو دوناتیس» آشنا می‌شویم که به شکل عجیبی سرخورده است. انگار دیگر هیچ چیزی در دنیا برای او اهمیت ندارد یا بهتر است بگوییم روکو از زندگی بریده است. حتی حالت چهره او عادی نیست: «چهره‌اش سرد و درهم رفته بود. دیدگان وحشتزده‌اش گویی از شیشه ساخته شده بود. چهره‌اش، مانده مرده بیرنگ بود.» کتاب را که بیشتر می‌خوانیم متوجه می‌شویم او از وضعیتی که حزب کمونیست ایجاد کرده ناراضی است و حتی نشان شجاعت و افتخار را از طرف آن‌ها قبول نمی‌کند.
از نظر روکو حزب زمانی اهمیت داشت که «سّری بود. آن موقع اعضایش را یک عده محکومین تشکل می‌دادند اما حالا ما هم به نوبه خود داریم عده‌ای را محکوم می‌کنیم.» و این عده‌ای که از طرف حزب محکوم می‌شوند تنها برای عدالت مبارزه کرده‌اند. بنابراین روکو از حزب استعفاء می‌دهد اما دوستانش همچنان در حزب می‌مانند.

@Library_Telegram
👍1
سیلونه، اینیاتسیو - یک مشت تمشک.pdf
27.7 MB
📕 #یک_مشت_تمشک

#اینیاتسیو_سیلونه


@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
👍1
#تلنگر۰۰۰


دانمارک و سوئد در قرن هفده میلادی درگیر جنگ دامنه داری با یکدیگر بودند.

در یکی از این جنگ ها و پس از عقب نشینی سوئدی ها، یکی از سربازان دانمارکی که جراحت مختصری برداشته بود احساس تشنگی کرد. وقتی دست به قمقه برد تا آب بنوشد، صدایی ضعیف به گوشش رسید. این صدای یک سرباز مجروح سوئدی بود که تقاضای آب می کرد.

سرباز دانمارکی به سویش رفت، کنارش زانو زد تا از آب قمقمۀ خود به او بدهد. درست در همین لحظه سرباز سوئدی به روی سرباز دانمارکی شلیک کرد. گلوله مختصر خراشی در شانه اش ایجاد کرد. او گفت: می خواستم به تو آب بدهم ولی تو خواستی مرا به قتل برسانی. آیا پاداش من این بود؟
من قصد داشتم تمام آب قمقمه را به تو بدهم. ولی حالا که این کار را کردی فقط نصف آن را به تو می دهم.

یکی از افسران ارتش دانمارک که از نزدیک شاهد این ماجرا بود پادشاه دانمارک را از آنچه دیده بود آگاه ساخت. پادشاه، سرباز را به حضور طلبید.

- چرا نیمی از آب قمقمه ی خود را به دشمنی دادی که قصد کشتن تو را داشت؟
سرباز پاسخ داد: هر چند او قصد جان مرا کرده بود ولی به هر حال، انسانی مجروح بود و انسانیت به من حکم می کرد که به یک فرد تشنه و مجروح آب برسانم.

پادشاه گفت: تو لایق آن هستی که سردار ارتش من باشی.

نکته: با هرکس مطابق شأن خود رفتار کن نه شأن مخاطبت. این اصل که با هر کس مطابق آنچه او عمل کرده رفتار کنید، شما را تبدیل به یک اثرپذیر مطلق و بی اراده می کند.

📕 به دنیا آمده‌ایم تا آن را تغییر دهیم

مسعود لعلی

@Library_Telegram
👍4
☕️ قطعه‌ای از کتاب

مرگ خیلی آسان می‌تواند الان به سراغ من بیاید، اما من تا می‌توانم زندگی کنم نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبه‌رو شدم - که می‌شوم - مهم نیست، مهم این است که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد.

📕 ماهی سیاه کوچولو

صمد بهرنگی

@Library_Telegram