قصر قورباغه ها.pdf
1.2 MB
📕 #قصر_قورباغه_ها
✍ #یوستین_گوردر
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ #یوستین_گوردر
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
کودکت اگر با صداقت زندگی کند، میآموزد حقیقت چیست!
کودکت اگر با انصاف زندگی کند، عدالت را میآموزد و به مردم بدی نمیکند!
کودکت اگر رفتار خوب تو با همسرت را ببیند احترام به یک زن را میآموزد!
کودکت اگر با انتقاد زندگی کند، سرزنش کردن را میآموزد!
کودکت اگر با خصومت زندگی کند، جنگیدن را میآموزد!
کودکت اگر با تمسخر زندگی کند، کمرویی را میآموزد...
کودکت اگر با ترس زندگی کند، نگران بودن را میآموزد!
کودکت اگر با پذیرش زندگی کند، عشق ورزیدن را میآموزد!
کودکت اگر با تایید زندگی کند، میآموزد که خودش را دوست بدارد!
@Library_Telegram
کودکت اگر با انصاف زندگی کند، عدالت را میآموزد و به مردم بدی نمیکند!
کودکت اگر رفتار خوب تو با همسرت را ببیند احترام به یک زن را میآموزد!
کودکت اگر با انتقاد زندگی کند، سرزنش کردن را میآموزد!
کودکت اگر با خصومت زندگی کند، جنگیدن را میآموزد!
کودکت اگر با تمسخر زندگی کند، کمرویی را میآموزد...
کودکت اگر با ترس زندگی کند، نگران بودن را میآموزد!
کودکت اگر با پذیرش زندگی کند، عشق ورزیدن را میآموزد!
کودکت اگر با تایید زندگی کند، میآموزد که خودش را دوست بدارد!
@Library_Telegram
📕 بازگشت بومی
✍ تامس هاردی
"یوستاشیا "شخصیت اصلی این رمان، زنی که در آرزوی عشقی پر شر و شور روزگار میگذراند، معتقد است که رهاییاش از سرزمین افسرده سیمای "اگدن هیث "تنها و تنها در گروه ازدواج با "کلایم یوبرایت "است که از طرفی "کلایم "به علت ناخرسندی از کارش در پاریس، به خانه و کاشانهاش در "اگدن هیث "باز آمده است .همین خواهش یوستاشیا است که وی را با همسرش به مخالفت بر میانگیزد و" ...بازگشت بومی "نمونه کلاسیک یک تراژدی تمام عیار است که زندگی و عشق نافرجام "کلایم یوبرایت "و "یوستاشیا "را در پیش چشم مینهد .
@Library_Telegram
✍ تامس هاردی
"یوستاشیا "شخصیت اصلی این رمان، زنی که در آرزوی عشقی پر شر و شور روزگار میگذراند، معتقد است که رهاییاش از سرزمین افسرده سیمای "اگدن هیث "تنها و تنها در گروه ازدواج با "کلایم یوبرایت "است که از طرفی "کلایم "به علت ناخرسندی از کارش در پاریس، به خانه و کاشانهاش در "اگدن هیث "باز آمده است .همین خواهش یوستاشیا است که وی را با همسرش به مخالفت بر میانگیزد و" ...بازگشت بومی "نمونه کلاسیک یک تراژدی تمام عیار است که زندگی و عشق نافرجام "کلایم یوبرایت "و "یوستاشیا "را در پیش چشم مینهد .
@Library_Telegram
بازگشت بومی.pdf
10.3 MB
📕 بازگشت بومی
✍ تامس هاردی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ تامس هاردی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
👍1
#تلنگر 📚
زمانی که کافکا به دلیل بیماری به برلین نقل مکان میکنه در پارک دختر کوچکی رو میبینه که عروسک مورد علاقهش را گم کرده و گریه میکنه کافکا با دخترک تمام پارک را برای پیدا کردن عروسک میگرده اما پیداش نمیکنن و به دخترک میگه، فردا به پارک بیا تا با هم به دنبالش بگردیم.
فردا کافکا نامهای را به دخترک میده که توسط عروسک نوشته شده و به دخترک گفته، گریه نکن، من به سفر دور دنیا رفتم و برایت از ماجراهایی که در سفر دارم مینویسم. کافکا هر روز نامهای برای دخترک میآورد و دخترک از شنیدن ماجراها لذت میبرد
تا روزی که کافکا عروسکی را با خودش میاره و دخترک با دیدنش شروع به گریه میکنه و به کافکا میگه این شبیه عروسک من نیست، همونجا کافکا نامه دیگری به دخترک میده که در آن عروسک به دخترک نوشته که مسافرت سبب تغییرش شده.
دخترک عروسک را با خوشحالی بغل میکنه و به خانه ش میره . یک سال بعد کافکا میمیره و دخترک سالها بعد زمانی که یه دختر جوان شده داخل عروسک نامهای با امضای کافکا پیدا میکنه که نوشته
هر چیزی را که بدان عشق میورزی، احتمالا زمانی از دست خواهی داد اما عشق به طریق دیگری به تو باز خواهد گشت.
@Library_Telegram
زمانی که کافکا به دلیل بیماری به برلین نقل مکان میکنه در پارک دختر کوچکی رو میبینه که عروسک مورد علاقهش را گم کرده و گریه میکنه کافکا با دخترک تمام پارک را برای پیدا کردن عروسک میگرده اما پیداش نمیکنن و به دخترک میگه، فردا به پارک بیا تا با هم به دنبالش بگردیم.
فردا کافکا نامهای را به دخترک میده که توسط عروسک نوشته شده و به دخترک گفته، گریه نکن، من به سفر دور دنیا رفتم و برایت از ماجراهایی که در سفر دارم مینویسم. کافکا هر روز نامهای برای دخترک میآورد و دخترک از شنیدن ماجراها لذت میبرد
تا روزی که کافکا عروسکی را با خودش میاره و دخترک با دیدنش شروع به گریه میکنه و به کافکا میگه این شبیه عروسک من نیست، همونجا کافکا نامه دیگری به دخترک میده که در آن عروسک به دخترک نوشته که مسافرت سبب تغییرش شده.
دخترک عروسک را با خوشحالی بغل میکنه و به خانه ش میره . یک سال بعد کافکا میمیره و دخترک سالها بعد زمانی که یه دختر جوان شده داخل عروسک نامهای با امضای کافکا پیدا میکنه که نوشته
هر چیزی را که بدان عشق میورزی، احتمالا زمانی از دست خواهی داد اما عشق به طریق دیگری به تو باز خواهد گشت.
@Library_Telegram
👍6
لطفا کتابخانه تلگرام را در اینستاگرام دنبال بفرمایید.👇
https://www.instagram.com/library_telegram/
https://www.instagram.com/library_telegram/
https://www.instagram.com/library_telegram/
https://www.instagram.com/library_telegram/
https://www.instagram.com/library_telegram/
https://www.instagram.com/library_telegram/
Forwarded from همه چی، هیچی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 به یاد فروغ فرخزاد در زادروز این ستاره درخشنده شعر امروز
۸ دی, ۱۴۰۰
نگاه کن که غم درون دیدهام
چگونه قطره قطره آب میشود
چگونه
سایهی سیاه و سرکشم
اسیر دست آفتاب میشود
فروغ فرخزاد
فروغ فرخزاد؛ شاعر عصیانی روزگار اسارت زن
با صدای حبیب غراب
احمد شاملو درباره فروغ میگوید: «شاعری که پس از تولد دوباره خویش بیش از پنج یا شش سال نزیست، اما با مجالی که بیرحمانه اندک بود توانست به صورت یکی از درخشانترین چهرههای شعر امروز تثبیت شود».
نام فروغ فرخزاد با کلمه عصیان در ادبیات زبان فارسی به ثبت رسیده است. عصیان زنی بر علیه همه ظلمها و تبعیضها بر علیه زن ایرانی. کتاب عصیان فروغ فرخزاد، نمایه تلاش و کوششی نفسگیر زنی است، که میخواهد غل و زنجیرهای یک فرهنگ و زنستیز مردسالارانه را از دست و پای خود باز کند. میخواهد که مانند پرندهای آزاد و رها بر بلندای زمان پرواز نموده و روح تشنه خود را با عشق به زندگی و تعالی انسانی سیراب نماید....
@hychy
۸ دی, ۱۴۰۰
نگاه کن که غم درون دیدهام
چگونه قطره قطره آب میشود
چگونه
سایهی سیاه و سرکشم
اسیر دست آفتاب میشود
فروغ فرخزاد
فروغ فرخزاد؛ شاعر عصیانی روزگار اسارت زن
با صدای حبیب غراب
احمد شاملو درباره فروغ میگوید: «شاعری که پس از تولد دوباره خویش بیش از پنج یا شش سال نزیست، اما با مجالی که بیرحمانه اندک بود توانست به صورت یکی از درخشانترین چهرههای شعر امروز تثبیت شود».
نام فروغ فرخزاد با کلمه عصیان در ادبیات زبان فارسی به ثبت رسیده است. عصیان زنی بر علیه همه ظلمها و تبعیضها بر علیه زن ایرانی. کتاب عصیان فروغ فرخزاد، نمایه تلاش و کوششی نفسگیر زنی است، که میخواهد غل و زنجیرهای یک فرهنگ و زنستیز مردسالارانه را از دست و پای خود باز کند. میخواهد که مانند پرندهای آزاد و رها بر بلندای زمان پرواز نموده و روح تشنه خود را با عشق به زندگی و تعالی انسانی سیراب نماید....
@hychy
❤2👍1
#تفاوت_ما_و_غرب!
دکتر محمد ابراهيم باسنانی پاریزی
راز موفقیت غرب در تداوم فرهنگی آن است. هرکس یک قدمی برداشت این قدم دیگر محو نمیشود بلکه دیگری پس از آن که پا جای پای اوّلی گذاشت یک قدم هم جلوتر میگذارد. بدین طریق است که بعد از صد یا دویست سال میبینیم قومی که روزگاری تنها یک قدم جلو گذاشته بود، امروز پانصد قدم در همان راه جلو افتاده.
ما هزارسال پیش زکریا و جابر داشتیم که آزمایش شیمی و پزشکی میکردند اما این آزمایشها نه تنها با مرگ آنها متوقف شد بلکه کتابهایشان گَرد خورد و سطری بر آن نیفزودند.
ما ابن مقفَّع داشتیم، یکایک اعضایش را با قیچی بریدیم و در تنور انداختیم. به یکی گفتیم زندیق، به یکی قرمطی، به یکی مزدکی. سلطان محمود در ری خیابانی از دار ساخت و علمای شهر را که معتزلی و قرمطی بودند به دار زد. خلیفه دیگری آمد و همه را از نظامیه بیرون کرد و آنجا را طویله ساخت.
هر چیز کم و کاستی یافت جز بنایِ ظلم! که در اول اندک بود، به قول سعدی: هر کس آمد چیزی بدان افزود.
یکروز از خواب برخاستیم که دنیا صدها سال از ما پیشتر بود.
📕 از پاریز تا پاریس
✍ باستانی پاریزی
@Library_Telegram
دکتر محمد ابراهيم باسنانی پاریزی
راز موفقیت غرب در تداوم فرهنگی آن است. هرکس یک قدمی برداشت این قدم دیگر محو نمیشود بلکه دیگری پس از آن که پا جای پای اوّلی گذاشت یک قدم هم جلوتر میگذارد. بدین طریق است که بعد از صد یا دویست سال میبینیم قومی که روزگاری تنها یک قدم جلو گذاشته بود، امروز پانصد قدم در همان راه جلو افتاده.
ما هزارسال پیش زکریا و جابر داشتیم که آزمایش شیمی و پزشکی میکردند اما این آزمایشها نه تنها با مرگ آنها متوقف شد بلکه کتابهایشان گَرد خورد و سطری بر آن نیفزودند.
ما ابن مقفَّع داشتیم، یکایک اعضایش را با قیچی بریدیم و در تنور انداختیم. به یکی گفتیم زندیق، به یکی قرمطی، به یکی مزدکی. سلطان محمود در ری خیابانی از دار ساخت و علمای شهر را که معتزلی و قرمطی بودند به دار زد. خلیفه دیگری آمد و همه را از نظامیه بیرون کرد و آنجا را طویله ساخت.
هر چیز کم و کاستی یافت جز بنایِ ظلم! که در اول اندک بود، به قول سعدی: هر کس آمد چیزی بدان افزود.
یکروز از خواب برخاستیم که دنیا صدها سال از ما پیشتر بود.
📕 از پاریز تا پاریس
✍ باستانی پاریزی
@Library_Telegram
👍4❤1
✍ زنگوله خرافات
میگویند آقامحمدخان قاجار که ازساعت ۴ صبح تا طلوع آفتاب نماز میخواند، علاقه زیادی به شکار روباه داشت...
تمام روز را درپی یک روباه با اسبش می تاخت تا زمانیکه حیوان از فرط خستگی نقش برزمین شود، بعد روباه را میگرفت و بر گردنش زنگوله ای میبست و درنهایت رهایش میکرد....
تا اینجای داستان مشکلی نیست. درست است، روباه مسافت زیادی را دویده و وحشت کرده ولی حداقل هنوز زنده و سالم است و هم دُمش را دارد، هم سرش را و هم پوستش را نکنده اند،فقط میماند آن زنگوله...
از اینجای داستان مصیبت روباه شروع میشود...
هرجا که میرود یک زنگوله بر گردنش صدا میکند....
دیگر نمیتواند شکار کند چون مرغ و خروس ها با شنیدن صدای زنگوله فرار میکنند. صدای زنگوله جفتش را هم میترساند و فراری میدهد،
از همه اینها بدتر صدای زنگوله خودش را هم پریشان و عصبی و آرامشش را مختل میکند، روباه بیچاره درنهایت، گرسنه و تنها در گوشه ای میمیرد...
متاسفانه این همان بلائیست که بر سر ما آمده است!
در بُرهه ای از تاریخ اسیر شده ایم و زنگوله ای از خرافات، توهمات، باورها و عقاید غلط برگردمان آویزان است.
قرنهاست که این زنگوله با ماست و متاسفانه هرجا که میرویم آنرا با خود میبریم... فکر میکنیم آزادیم ولی نیستیم در بندیم در بند خرافات خرافاتی که قرنهاست هیچ حاصلی نداشته ... برده افکار منفی و غلط خود شده ایم و آنها را بهمراهمان اینطرف و آنطرف میبریم، آنهم باچه سر و صدایی...
تو آسمون دنبال خدا می گردیم،
درون چاه دنبال امام زمان،
تو امام زاده دنبال شفا...!
تمام مصیبت های این سرزمین، دلیلش زنگوله ای است که نامش خرافات است و همواره همراه و در افکار ماست و این ماده ی مخدر با خون ما اجین شده است. و برای رهایی از این زنگوله باید از خرافات دل بکنیم و خرد و اندیش و عقل را جایگزین کنیم والا در حصار جهل و نادانی خواهیم مُرد ...
✍ تلخیص م۰اشک
@Library_Telegram
میگویند آقامحمدخان قاجار که ازساعت ۴ صبح تا طلوع آفتاب نماز میخواند، علاقه زیادی به شکار روباه داشت...
تمام روز را درپی یک روباه با اسبش می تاخت تا زمانیکه حیوان از فرط خستگی نقش برزمین شود، بعد روباه را میگرفت و بر گردنش زنگوله ای میبست و درنهایت رهایش میکرد....
تا اینجای داستان مشکلی نیست. درست است، روباه مسافت زیادی را دویده و وحشت کرده ولی حداقل هنوز زنده و سالم است و هم دُمش را دارد، هم سرش را و هم پوستش را نکنده اند،فقط میماند آن زنگوله...
از اینجای داستان مصیبت روباه شروع میشود...
هرجا که میرود یک زنگوله بر گردنش صدا میکند....
دیگر نمیتواند شکار کند چون مرغ و خروس ها با شنیدن صدای زنگوله فرار میکنند. صدای زنگوله جفتش را هم میترساند و فراری میدهد،
از همه اینها بدتر صدای زنگوله خودش را هم پریشان و عصبی و آرامشش را مختل میکند، روباه بیچاره درنهایت، گرسنه و تنها در گوشه ای میمیرد...
متاسفانه این همان بلائیست که بر سر ما آمده است!
در بُرهه ای از تاریخ اسیر شده ایم و زنگوله ای از خرافات، توهمات، باورها و عقاید غلط برگردمان آویزان است.
قرنهاست که این زنگوله با ماست و متاسفانه هرجا که میرویم آنرا با خود میبریم... فکر میکنیم آزادیم ولی نیستیم در بندیم در بند خرافات خرافاتی که قرنهاست هیچ حاصلی نداشته ... برده افکار منفی و غلط خود شده ایم و آنها را بهمراهمان اینطرف و آنطرف میبریم، آنهم باچه سر و صدایی...
تو آسمون دنبال خدا می گردیم،
درون چاه دنبال امام زمان،
تو امام زاده دنبال شفا...!
تمام مصیبت های این سرزمین، دلیلش زنگوله ای است که نامش خرافات است و همواره همراه و در افکار ماست و این ماده ی مخدر با خون ما اجین شده است. و برای رهایی از این زنگوله باید از خرافات دل بکنیم و خرد و اندیش و عقل را جایگزین کنیم والا در حصار جهل و نادانی خواهیم مُرد ...
✍ تلخیص م۰اشک
@Library_Telegram
👍2❤1
☕️ قطعهای از کتاب
◾️رابطهی خداوند و جهان تابع تصور و تعریف ما از خداوند است. در تعریف برگرفته از خداوند در ادیان ابراهیمی، خداوند و جهان به لحاظ هستیشناختی دو مقولهی منفک و جدا از یکدیگرند و خداوند جهان را از عدم آفریده است که این ایده را خداباوری {Theism} میگویند.
◾️تعریفها و تصورات دیگری نیز از خداوند و رابطه و ربط او به واقعیت وجود دارد. در دیگر تعریفهای مرسوم از خداوند، او و هستی از یکدیگر منفک نیستند. در تعریفی دیگر از خداوند، از آنجا که برای هستی جوهری واحد در نظر گرفته میشود، خدا و جهان یکی در نظر گرفته میشوند و جهان با خداوند یکی است. این ایده را همهخدایی {Pantheism} مینامند.
◾️در حالی که برخی خداوند را بیشتر از واقعیت موجود در نظر میگیرند و جهان ما را نه برابر با خداوند، که تنها بخشی از او برمیشمارند. این دیدگاه را خدافراگیردانی {Panentheism} مینامند.
◾️و دیگر تعریف چنین است که واقعیت بزرگتر از خداوند است و خداوند در فرآیندی درون هستی پدیدار شده و بخشی از آن است. این ایده را پدیدار-گرایی {Emergentism} میگویند.
◽️این چهار تصور عمده از وجود و چیستی خداوند است. ولی تصورات دیگری نیز وجود دارد. به عنوان مثال:
◾️دادارباوری {Deism} تصوری رایج از خالق هستی میان برخی از اندیشمندان و روشنگران دوران نو بود.
◾️یا ایدهی همهدادارباوری {Pandeism} که ترکیبی از همهخدایی و دادارباوری است.
◾️بهرغم تعریفهای ارائهشده از چهار تصور عمده از خداوند توسط گوکه، نباید تصور کرد این مفاهیم تنها به همین صورت که مطرح شده، توسط همهی باورمندان به این صورت به کار گرفته میشود. در میان خداباوران نیز بهرغم توافقی کلی بر سر مفهوم خداوند، تفاوتهایی نیز وجود دارد...
📕 #تأملی_در_مفهوم_خداوند
✍ دیوید لوئیس، مت مککورمیک، دیوید بلومنفلد، دیوید کلارک
@Library_Telegram
◾️رابطهی خداوند و جهان تابع تصور و تعریف ما از خداوند است. در تعریف برگرفته از خداوند در ادیان ابراهیمی، خداوند و جهان به لحاظ هستیشناختی دو مقولهی منفک و جدا از یکدیگرند و خداوند جهان را از عدم آفریده است که این ایده را خداباوری {Theism} میگویند.
◾️تعریفها و تصورات دیگری نیز از خداوند و رابطه و ربط او به واقعیت وجود دارد. در دیگر تعریفهای مرسوم از خداوند، او و هستی از یکدیگر منفک نیستند. در تعریفی دیگر از خداوند، از آنجا که برای هستی جوهری واحد در نظر گرفته میشود، خدا و جهان یکی در نظر گرفته میشوند و جهان با خداوند یکی است. این ایده را همهخدایی {Pantheism} مینامند.
◾️در حالی که برخی خداوند را بیشتر از واقعیت موجود در نظر میگیرند و جهان ما را نه برابر با خداوند، که تنها بخشی از او برمیشمارند. این دیدگاه را خدافراگیردانی {Panentheism} مینامند.
◾️و دیگر تعریف چنین است که واقعیت بزرگتر از خداوند است و خداوند در فرآیندی درون هستی پدیدار شده و بخشی از آن است. این ایده را پدیدار-گرایی {Emergentism} میگویند.
◽️این چهار تصور عمده از وجود و چیستی خداوند است. ولی تصورات دیگری نیز وجود دارد. به عنوان مثال:
◾️دادارباوری {Deism} تصوری رایج از خالق هستی میان برخی از اندیشمندان و روشنگران دوران نو بود.
◾️یا ایدهی همهدادارباوری {Pandeism} که ترکیبی از همهخدایی و دادارباوری است.
◾️بهرغم تعریفهای ارائهشده از چهار تصور عمده از خداوند توسط گوکه، نباید تصور کرد این مفاهیم تنها به همین صورت که مطرح شده، توسط همهی باورمندان به این صورت به کار گرفته میشود. در میان خداباوران نیز بهرغم توافقی کلی بر سر مفهوم خداوند، تفاوتهایی نیز وجود دارد...
📕 #تأملی_در_مفهوم_خداوند
✍ دیوید لوئیس، مت مککورمیک، دیوید بلومنفلد، دیوید کلارک
@Library_Telegram
📕 جنبشهای فاشیستی
✍ ارنست نولته
🔄 مهدی تدینی
نولته در این کتاب سرتاسر اروپا را بین سال های ۱۹۱۸ تا ۱۹۴۵ ( دوره ای که او آن را « دوران فاشیسم » می نامد ) زیر ذره بین نظری خود می گیرد و تک تک مصادیق یا شبه مصادیق همان پدیده ای را که در کتاب نخست خود تعریف کرده بود در کل اروپا شناسایی می کند.
کتاب جنبش های فاشیستی، که سال ۱۹۶۶ در مونیخ در قطع جیبی به چاپ رسید، ضمن خودداری از تمرکز بر جزئیات، به جنبش های فاشیستی کوچک تری پرداخته که خود را اغلب « فاشیستی » می نامیدند. برخلاف کتاب فاشیسم در دوران آن، که زمینه ی پیدایش آن تصمیمی فردی بود، این کتاب ثمره ی پیشنهاد « انتشارات کتاب های جیبی آلمان » بود که طرح جامعی داشت برای تدوین مجموعه آثاری درباره تاریخ معاصر با عنوان « دی.تی.وی، تاریخ جهان در قرن بیستم » . این کتاب چهارمین مجلد آن مجموعه است. این تکاپوی فکری گرایش به این هدف دارد که فاشیسم نیز « فهمیده »شود و، به همین دلیل، در چشم بسیاری از « چپ ها » « مدافعه جویانه » به نظر می رسد.
کتاب جنبش های فاشیستی از 4 فصل تشکیل شده است. فصل های این کتاب عبارتند از :
فصل اول: مقدمات بلافصل فاشیسم
فصل دوم: سرآغاز جنبش های فاشیستی
فصل سوم: فاشیسم و آنتی فاشیسم از سال 1933
فصل چهارم: جنگ و اضمحلال فاشیسم
@Library_Telegram
✍ ارنست نولته
🔄 مهدی تدینی
نولته در این کتاب سرتاسر اروپا را بین سال های ۱۹۱۸ تا ۱۹۴۵ ( دوره ای که او آن را « دوران فاشیسم » می نامد ) زیر ذره بین نظری خود می گیرد و تک تک مصادیق یا شبه مصادیق همان پدیده ای را که در کتاب نخست خود تعریف کرده بود در کل اروپا شناسایی می کند.
کتاب جنبش های فاشیستی، که سال ۱۹۶۶ در مونیخ در قطع جیبی به چاپ رسید، ضمن خودداری از تمرکز بر جزئیات، به جنبش های فاشیستی کوچک تری پرداخته که خود را اغلب « فاشیستی » می نامیدند. برخلاف کتاب فاشیسم در دوران آن، که زمینه ی پیدایش آن تصمیمی فردی بود، این کتاب ثمره ی پیشنهاد « انتشارات کتاب های جیبی آلمان » بود که طرح جامعی داشت برای تدوین مجموعه آثاری درباره تاریخ معاصر با عنوان « دی.تی.وی، تاریخ جهان در قرن بیستم » . این کتاب چهارمین مجلد آن مجموعه است. این تکاپوی فکری گرایش به این هدف دارد که فاشیسم نیز « فهمیده »شود و، به همین دلیل، در چشم بسیاری از « چپ ها » « مدافعه جویانه » به نظر می رسد.
کتاب جنبش های فاشیستی از 4 فصل تشکیل شده است. فصل های این کتاب عبارتند از :
فصل اول: مقدمات بلافصل فاشیسم
فصل دوم: سرآغاز جنبش های فاشیستی
فصل سوم: فاشیسم و آنتی فاشیسم از سال 1933
فصل چهارم: جنگ و اضمحلال فاشیسم
@Library_Telegram
👍3
فاشیستی.pdf
6.4 MB
📕 جنبشهای فاشیستی
✍ ارنست نولته
🔄 مهدی تدینی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ ارنست نولته
🔄 مهدی تدینی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
☕️ قطعهای از کتاب
دخترها و پسرها تفاوتهای بیولوژیکی غیرقابل انکاری دارند، اما تفاوتهای مبالغهآمیز اجتماعی شدن چیز دیگری است که مورد پیشداوری قرار میگیرد؛ برای مثال آشپزی. امروزه زنان خیلی بیشتر از مردان تمایل به انجام دادن کارهای خانه دارند؛ کارهایی مثل پختوپز و نظافت، اما چرا؟ آیا به این دلیل است که زنها با ژنی به نام ژن پختوپز به دنیا آمدهاند یا اینکه سالهای سال به این کار به عنوان یک نقش نگاه کردهاند؟ دلم میخواست بگویم که شاید زنها با ژنی به نام ژن آشپزی به دنیا آمدهاند تا اینکه به یاد آوردم اکثریت آشپزهای مشهور جهان که ما به آنها سرآشپز میگوییم مردان هستند.
📕 ما همه باید فمینیست باشیم (صفحهٔ ۳۹ و ۴۰)
✍ چیماماندا انگوزی آدیشی
(Chimamanda Ngozi Adichie)
🔄 مریم طباطباییها
@Library_Telegram
دخترها و پسرها تفاوتهای بیولوژیکی غیرقابل انکاری دارند، اما تفاوتهای مبالغهآمیز اجتماعی شدن چیز دیگری است که مورد پیشداوری قرار میگیرد؛ برای مثال آشپزی. امروزه زنان خیلی بیشتر از مردان تمایل به انجام دادن کارهای خانه دارند؛ کارهایی مثل پختوپز و نظافت، اما چرا؟ آیا به این دلیل است که زنها با ژنی به نام ژن پختوپز به دنیا آمدهاند یا اینکه سالهای سال به این کار به عنوان یک نقش نگاه کردهاند؟ دلم میخواست بگویم که شاید زنها با ژنی به نام ژن آشپزی به دنیا آمدهاند تا اینکه به یاد آوردم اکثریت آشپزهای مشهور جهان که ما به آنها سرآشپز میگوییم مردان هستند.
📕 ما همه باید فمینیست باشیم (صفحهٔ ۳۹ و ۴۰)
✍ چیماماندا انگوزی آدیشی
(Chimamanda Ngozi Adichie)
🔄 مریم طباطباییها
@Library_Telegram
👍2
سه گروه را هرگز فراموش نكن:
آنها كه در شرایط دشوار كمكت كردند
آنها كه در شرایط دشوار رهایت كردند
آنها كه در شرایط دشوار قرارت دادند.
#ارنست_همینگوی
یادش امروز گرامی
@Library_Telegram
آنها كه در شرایط دشوار كمكت كردند
آنها كه در شرایط دشوار رهایت كردند
آنها كه در شرایط دشوار قرارت دادند.
#ارنست_همینگوی
یادش امروز گرامی
@Library_Telegram
👍6👏1
📕 #فلسفه_هنر_هایدگر
✍ #جولیان_یانگ
"در این کتاب برای بررسی فلسفه هنر هایدگر صرفا به رساله مشهور "منشا اثر هنری" اکتفا نشده بلکه دیگر نوشته ها و یادداشتهای فیلسوف خصوصا گفتارهای مربوط به "هولدرلین" و ملاحظات هایدگر در باب هنرمندان معاصر نظیر "کله و سژان" و نظرات او راجع به هنر آسیای شرقی مد نظر بوده است. نویسنده همه ی این آرا را با توجه به کلیت اندیشه ی فلسفی هایدگر و مراحل تحول فکری او تفسیر و تحلیل کرده است". "اندیشه هایدگر در نیمه دهه 1930 تحت الشعاع بر نهاده ی معروف هگل در باب "مرگ هنر" بوده هایدگر نیز با هگل موافق است که هنر "بزرگ" و نه هنر کوچک از زمان یونان، یا در بهترین صورت، از پایان قرون میانه امری درگذشته است. اگر چه هایدگر بر خلاف هگل معتقد است که هنر بزرگ روزی ممکن است برگردد و معتقد است که به جد باید در طلب چنین بازگشتی بود (بازگشتی که در واقع "نجات" غرب را شکل میبخشد)، اما در این امر با هگل موافق است که عصر حاضر ذاتا "بی هنر" است".
@Library_Telegram
✍ #جولیان_یانگ
"در این کتاب برای بررسی فلسفه هنر هایدگر صرفا به رساله مشهور "منشا اثر هنری" اکتفا نشده بلکه دیگر نوشته ها و یادداشتهای فیلسوف خصوصا گفتارهای مربوط به "هولدرلین" و ملاحظات هایدگر در باب هنرمندان معاصر نظیر "کله و سژان" و نظرات او راجع به هنر آسیای شرقی مد نظر بوده است. نویسنده همه ی این آرا را با توجه به کلیت اندیشه ی فلسفی هایدگر و مراحل تحول فکری او تفسیر و تحلیل کرده است". "اندیشه هایدگر در نیمه دهه 1930 تحت الشعاع بر نهاده ی معروف هگل در باب "مرگ هنر" بوده هایدگر نیز با هگل موافق است که هنر "بزرگ" و نه هنر کوچک از زمان یونان، یا در بهترین صورت، از پایان قرون میانه امری درگذشته است. اگر چه هایدگر بر خلاف هگل معتقد است که هنر بزرگ روزی ممکن است برگردد و معتقد است که به جد باید در طلب چنین بازگشتی بود (بازگشتی که در واقع "نجات" غرب را شکل میبخشد)، اما در این امر با هگل موافق است که عصر حاضر ذاتا "بی هنر" است".
@Library_Telegram
فلسفه هنر هایدیگر.pdf
3.6 MB
📕 #فلسفه_هنر_هایدگر
✍ #جولیان_یانگ
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ #جولیان_یانگ
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
📕 جهان های موازی
✍ میچیو کاکو
جهانهای موازی یکی از بهترین کتابهای علمی است که در سال 2005 توسط «میچیو کاکو» (Michio Kaku) نوشته شد. طبق گفتهی کاکو جهانهای موازی ممکن که در فیزیک نظری مطرح هستند در ۳ دسته با مفاهیم کاملاً مجزا قرار میگیرند که برای هیچیک هنوز شواهد تجربی به دست نیامده است. این جهانها شامل جهانهای موازی تورمی، جهانهای موازی کوانتومی و جهانهای موازی فرا فضا میشوند. کتاب به سه بخش کلی تقسیمبندی شده است. بخش اول: جهان، بخش دوم: جهان چندگانه و بخش سوم: فرار به فضا نام دارد.
نویسنده در این کتاب استعداد شگرف خود را به خدمت گرفته تا به یکی از عجیبترین و هیجانانگیزترین دستاوردهای احتمالی فیزیک مدرن بپردازد. اینکه ممکن است جهان ما تنها جهانی در بین جهانهای متعدد باشد؛ شاید بینهایت جهان در شبکهی گستردهی کیهانی وجود داشته باشند که کل جهان ما فقط یکی از آنها است. کاکو با استفادهی استادانه از شوخطبعی و تمثیل، صبورانه خواننده را با نظریات متفاوت موجود در جهانهای موازی آشنا میسازد؛ نظریاتی که همگی از مکانیک کوانتومی، کیهانشناسی و تئوری جدید (M) نشاءت میگیرند.
این کتاب را چون سفری شگفتانگیز مطالعه کنید. سفر در کیهانی که نیروهای واقعی آن، ما را مجبور میسازند تا به سمت مرزهای تخیل کشیده شویم. کاکو نشان میدهد که ظاهر آشنای جهان فیزیکی، سرزمین عجایبی پر از شگفتیها را پنهان میسازد؛ ماده و انرژی تاریک، ابعاد مخفی فضا و حلقههای کوچک ریسمانهای لرزان که کیهان را میسازند. به گفتهی کاکو، واقعیت جهان همانقدر حیرتانگیز است که خارقالعادهترین داستان علمی تخیلی. بیشک خرید کتاب جهانهای موازی و خواندن آن برای طرفداران کتابهای علمی و فیزیک کوانتوم رضایتبخش خواهد بود.
@Library_Telegram
✍ میچیو کاکو
جهانهای موازی یکی از بهترین کتابهای علمی است که در سال 2005 توسط «میچیو کاکو» (Michio Kaku) نوشته شد. طبق گفتهی کاکو جهانهای موازی ممکن که در فیزیک نظری مطرح هستند در ۳ دسته با مفاهیم کاملاً مجزا قرار میگیرند که برای هیچیک هنوز شواهد تجربی به دست نیامده است. این جهانها شامل جهانهای موازی تورمی، جهانهای موازی کوانتومی و جهانهای موازی فرا فضا میشوند. کتاب به سه بخش کلی تقسیمبندی شده است. بخش اول: جهان، بخش دوم: جهان چندگانه و بخش سوم: فرار به فضا نام دارد.
نویسنده در این کتاب استعداد شگرف خود را به خدمت گرفته تا به یکی از عجیبترین و هیجانانگیزترین دستاوردهای احتمالی فیزیک مدرن بپردازد. اینکه ممکن است جهان ما تنها جهانی در بین جهانهای متعدد باشد؛ شاید بینهایت جهان در شبکهی گستردهی کیهانی وجود داشته باشند که کل جهان ما فقط یکی از آنها است. کاکو با استفادهی استادانه از شوخطبعی و تمثیل، صبورانه خواننده را با نظریات متفاوت موجود در جهانهای موازی آشنا میسازد؛ نظریاتی که همگی از مکانیک کوانتومی، کیهانشناسی و تئوری جدید (M) نشاءت میگیرند.
این کتاب را چون سفری شگفتانگیز مطالعه کنید. سفر در کیهانی که نیروهای واقعی آن، ما را مجبور میسازند تا به سمت مرزهای تخیل کشیده شویم. کاکو نشان میدهد که ظاهر آشنای جهان فیزیکی، سرزمین عجایبی پر از شگفتیها را پنهان میسازد؛ ماده و انرژی تاریک، ابعاد مخفی فضا و حلقههای کوچک ریسمانهای لرزان که کیهان را میسازند. به گفتهی کاکو، واقعیت جهان همانقدر حیرتانگیز است که خارقالعادهترین داستان علمی تخیلی. بیشک خرید کتاب جهانهای موازی و خواندن آن برای طرفداران کتابهای علمی و فیزیک کوانتوم رضایتبخش خواهد بود.
@Library_Telegram
👍4
JahanhayeMovazi.pdf
8.6 MB
📕 جهان های موازی
✍ میچیو کاکو
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ میچیو کاکو
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
👍6
☕️ قطعهای از کتاب
چیزی از آن مرد دریافت میکردم که تا آن وقت نداشتم. من بوتهی سرسختی بودم که ریشههایش را دراز میکند تا به رطوبت خاک تازه برسد. و چه تغذیهای میکردم! مثل برگهای پر از سبزینه که توی آفتاب پهن میشوند از این تغذیه لذت میبردم، مثل ریشهای که به جسدی متلاشی میرسد لذت میبردم، مثل بیماری تازه برخاسته از بستر که با قدمهایی ترسان و لرزان پا به صبح بهاری آکنده از نور میگذارد لذت میبردم، مثل کودکی که به پستانهایی پربرکت میچسبد و وقتی سیر شد در رؤیای آن پستانهای برفگون لبخند به لب میآرد، لذت میبردم. په! همهی چیزهایی که در جای خود کامل هستند همان لذت را دارند. روزی میرسد که خدا چیزی نخواهد بود مگر غذایی برای ما، چیزی که برای زنده ماندن به آن نیاز داریم. لبخند کودکان و جوانها، وقتی با شکمی سیر دست از غذا میکشند از همین است.
📕#از_داستان_مردی_شبیه_اسب
✍ #رافائل_آروالو_مارتینس
@Library_Telegram
چیزی از آن مرد دریافت میکردم که تا آن وقت نداشتم. من بوتهی سرسختی بودم که ریشههایش را دراز میکند تا به رطوبت خاک تازه برسد. و چه تغذیهای میکردم! مثل برگهای پر از سبزینه که توی آفتاب پهن میشوند از این تغذیه لذت میبردم، مثل ریشهای که به جسدی متلاشی میرسد لذت میبردم، مثل بیماری تازه برخاسته از بستر که با قدمهایی ترسان و لرزان پا به صبح بهاری آکنده از نور میگذارد لذت میبردم، مثل کودکی که به پستانهایی پربرکت میچسبد و وقتی سیر شد در رؤیای آن پستانهای برفگون لبخند به لب میآرد، لذت میبردم. په! همهی چیزهایی که در جای خود کامل هستند همان لذت را دارند. روزی میرسد که خدا چیزی نخواهد بود مگر غذایی برای ما، چیزی که برای زنده ماندن به آن نیاز داریم. لبخند کودکان و جوانها، وقتی با شکمی سیر دست از غذا میکشند از همین است.
📕#از_داستان_مردی_شبیه_اسب
✍ #رافائل_آروالو_مارتینس
@Library_Telegram
☕️ قطعهای از کتاب
دنیایی را تصور کنید که در آن هر دختری که متولد میشود، عاشق خود است و در آن عشق باقی میماند. دنیایی که در آن هیچ دختری هیچگاه خود را جدا شده از عشق به خود نمیداند و به ریسمانی از عشق متصل است که به او احساس امنیت، توجه و خاصبودن میدهد.
هر دختر به جای اینکه از دریچۀ نگاه دیگران خود را قضاوت کند، به جای اینکه تحت تأثیر «تو کافی نیستی» قرار بگیرد، با این باور رشد میکند که صرف نظر از موفقیتها، شکل بدن، زندگی عشقی یا وضعیت مالی، او بیش از اندازه کافی است، زیرا خودش است.
این فکر که روح منحصر به فردش را میتوان با روح فردی دیگری یا یک ایدهآل بیرونی مقایسه کرد، هرگز به ذهنش خطور نمیکند. او باور دارد که اگر جز این بیاندیشد، کمال حماقت و جنون است.
📕 #دیوانهوار_عاشق_خودتان_باشید
✍ #کریستین_آریلو
@Library_Telegram
دنیایی را تصور کنید که در آن هر دختری که متولد میشود، عاشق خود است و در آن عشق باقی میماند. دنیایی که در آن هیچ دختری هیچگاه خود را جدا شده از عشق به خود نمیداند و به ریسمانی از عشق متصل است که به او احساس امنیت، توجه و خاصبودن میدهد.
هر دختر به جای اینکه از دریچۀ نگاه دیگران خود را قضاوت کند، به جای اینکه تحت تأثیر «تو کافی نیستی» قرار بگیرد، با این باور رشد میکند که صرف نظر از موفقیتها، شکل بدن، زندگی عشقی یا وضعیت مالی، او بیش از اندازه کافی است، زیرا خودش است.
این فکر که روح منحصر به فردش را میتوان با روح فردی دیگری یا یک ایدهآل بیرونی مقایسه کرد، هرگز به ذهنش خطور نمیکند. او باور دارد که اگر جز این بیاندیشد، کمال حماقت و جنون است.
📕 #دیوانهوار_عاشق_خودتان_باشید
✍ #کریستین_آریلو
@Library_Telegram
☕️ قطعهای از کتاب
عزتنفس و اعتمادبهنفس باهم مرتبط هستند، امّا دقیقاً یکسان نیستند. عزتنفس میگوید که شما در مورد خودتان چه احساسی دارید. اعتمادبهنفس میگوید که شما چقدر باور دارید که توانایی انجام کارهای موجود را دارید. اگر عزتنفس پایینی داشته باشید احتمالاً اعتمادبهنفس کمی هم خواهید داشت.
احساس میکنید که خیلی ارزشمند نیستید و بنابراین آرزوهای زیاد و انگیزه لازم برای رسیدن به اهدافتان را ندارید. تفکرات درون ذهن شما ازجمله 《من خوب نیستم》 ، 《من کار خیلی بدی انجام میدهم》 و 《خودم را دوست ندارم》 باعث میشوند باور و ایمان کمی به خودتان داشته باشید.
📕 #عزت_نفس_به_زبان_ساده
✍ #رنی_اسميت #ويويان_هارت
@Library_Telegram
عزتنفس و اعتمادبهنفس باهم مرتبط هستند، امّا دقیقاً یکسان نیستند. عزتنفس میگوید که شما در مورد خودتان چه احساسی دارید. اعتمادبهنفس میگوید که شما چقدر باور دارید که توانایی انجام کارهای موجود را دارید. اگر عزتنفس پایینی داشته باشید احتمالاً اعتمادبهنفس کمی هم خواهید داشت.
احساس میکنید که خیلی ارزشمند نیستید و بنابراین آرزوهای زیاد و انگیزه لازم برای رسیدن به اهدافتان را ندارید. تفکرات درون ذهن شما ازجمله 《من خوب نیستم》 ، 《من کار خیلی بدی انجام میدهم》 و 《خودم را دوست ندارم》 باعث میشوند باور و ایمان کمی به خودتان داشته باشید.
📕 #عزت_نفس_به_زبان_ساده
✍ #رنی_اسميت #ويويان_هارت
@Library_Telegram