داریوش یکم پادشاه پارسها.pdf
5.2 MB
📕داریوش یکم پادشاه پارسها
✍ پیتر یولیوس یونگه
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ پیتر یولیوس یونگه
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
👍1
📕#دیوان_حکیم_نزاری_قهستانی
به اهتمام : دکتر مظاهر مصفا
اشعار نزاری، سرشار از اصطلاحات دینی، علمی و فلسفی، عرفانی و صوفیانه میباشد که آنها را در جایگاههای مناسب و در معانی درست خود به کاربرده است. بسیاری از شعرا و نویسندگان از آن جمله جامی، شاعر و عارف نامدار سده نهم برخی از اشعار حافظ را متأثر از اشعار حکیم نزاری میدانند و به عبارت دیگر معتقدند که حافظ از شیوه نزاری پیروی کردهاست.از اسماعیلیان این دوران تنها آثار نزاری به دست رسیدهاست..
بر اساس ده نسخه - سه نسخه معتبر كهن سال و متن ماشين شده رساله دكتري سيدعلي رضا مجتهدزاده تدوين و مقابله و حاشيه : مظاهر مصفا حکیم سعدالدین نزارى قهستانى (۷۲۱-۶۴۵ ه ق مطابق با ۶۹۹-۶۲۶ شمسى) از سرایندگان بزرگ نیمه دوم سده هفتم و آغاز قرن هشتم است. اغلب تذکره نویسان از او بهنام نزارى فوداجى بیرجندى یاد کردهاند. نزارى سه پسر به اسامى محمد، شهنشاه و نصرت داشته است. فرزند اول او محمد میباشد که شعر نیز میسروده و در عنفوان جوانى در گذشته است. بسیارى از شعرا و نویسندگان از آن جمله جامى شاعر و عارف نامدار سده نهم برخى از اشعار حافظ را متأثر از اشعار حکیم نزارى میدانند و یا به عبارت دیگر معتقدند که حافظ از شیوه نزارى پیروى کرده است. نزارى هم عصر سعدى بوده است.
@Library_Telegram
به اهتمام : دکتر مظاهر مصفا
اشعار نزاری، سرشار از اصطلاحات دینی، علمی و فلسفی، عرفانی و صوفیانه میباشد که آنها را در جایگاههای مناسب و در معانی درست خود به کاربرده است. بسیاری از شعرا و نویسندگان از آن جمله جامی، شاعر و عارف نامدار سده نهم برخی از اشعار حافظ را متأثر از اشعار حکیم نزاری میدانند و به عبارت دیگر معتقدند که حافظ از شیوه نزاری پیروی کردهاست.از اسماعیلیان این دوران تنها آثار نزاری به دست رسیدهاست..
بر اساس ده نسخه - سه نسخه معتبر كهن سال و متن ماشين شده رساله دكتري سيدعلي رضا مجتهدزاده تدوين و مقابله و حاشيه : مظاهر مصفا حکیم سعدالدین نزارى قهستانى (۷۲۱-۶۴۵ ه ق مطابق با ۶۹۹-۶۲۶ شمسى) از سرایندگان بزرگ نیمه دوم سده هفتم و آغاز قرن هشتم است. اغلب تذکره نویسان از او بهنام نزارى فوداجى بیرجندى یاد کردهاند. نزارى سه پسر به اسامى محمد، شهنشاه و نصرت داشته است. فرزند اول او محمد میباشد که شعر نیز میسروده و در عنفوان جوانى در گذشته است. بسیارى از شعرا و نویسندگان از آن جمله جامى شاعر و عارف نامدار سده نهم برخى از اشعار حافظ را متأثر از اشعار حکیم نزارى میدانند و یا به عبارت دیگر معتقدند که حافظ از شیوه نزارى پیروى کرده است. نزارى هم عصر سعدى بوده است.
@Library_Telegram
❤1👍1
اگر چیزی خارج از قاعده گران شود
در جوامع متمدن :
مردم خردمندانه آن را تحریم میکنند
در جوامع عصبی :
مردم شورش میکنند
ودر جوامع احساساتی :
مردم #حریصانه میخرند و انبار میکنند
بعید میدانم در تاریخ چندهزارساله بشریت هیچکس به دلیل نخوردن #پسته در شب یلدا از دنیا رفته باشد ، آجیل نه کسی را سیر میکند و نه کسی از نخوردنش دچار سوءهاضمه میشود پس میتوانیم به جای اینکه در صفهای طولانی بایستیم تا پستۀ کیلویی ٢۵٠ هزارتومانی را به خانه ببریم خشکبار نخریم و به مهمانانمان بگوییم که : نه از سر نداری و فقر بلکه به خاطر اعتراض به گرانی بیقاعده آن را نخریدیم چون ما بخشی از همین جامعه هستیم و قرار نیست هر طور که خواستند با ما رفتار کنند و اجناسشان را به هر قیمتی که تحمیل کردند بخریم !!
می توانیم برای گرم شدن محفل شب یلدا تعریف کنیم که یکبار در آلمان #شیر را بیش از حد متعارف گران کردند و پاسخ مردم به جای شورش این بود که دو روز شیشههای شیر توزیع کنندگان را از پشت در خانههایشان برنداشتند . به همین راحتی ٣ روز بعد قیمتها به روال سابق برگشت
در ادامه می توانیم این #رفتار_متمدنانه را با #رفتار سودانیها مقایسه کنیم که در اعتراض به گرانی بنزین پمپ بنزینها را آتش زدند و میلیونها دلار به کشورشان آسیب رسانند و باز میشود آنرا با #رفتار خودمان مقایسه کنیم که وقتی چیزی گران میشود خریدمان را چند برابر میکنیم تا به گران کنندگان جایزه هم بدهیم مانند فلان خود رو . این در حالیست که قطع موقتی خرید خیلی از اقلام ضرری به زندگی ما نمیزند همان طور که در آلمان هیچکس از نخوردن و هیچ اتفاقی نیافتاد
میشود علت نداشتن آجیل در شب یلدای امسال #فقر نباشد بلکه احساس مسئولیت یک شهروند در قبال جامعهاش باشد ، در این صورت مهمانان هم نه تنها ما را فقیر نخواهند پنداشت بلکه تحسینمان هم میکنند زیرا آنقدر شعور دارند که بفهمند مسئولیت اجتماعی بسیار ارزشمندتر از شکستن چند تخمه و خوردن چند پسته است
🏷 آیا وقت آن نرسیده که در مواجه با گرانیها اندکی خردمندانه عمل کنیم
۰یادمان باشد۰کتابی کوچک به فر زندان وکودکان هدیه بدهیم۰تابخوانند وبیدار بمانند۰ودراین شب بخواب نروند۰
اگر چه هوا بس ناجوانمردانه سرد است۰کانون خانواده گرم ودلتون شاد لبتون خندان صبح نزدیک است۰۰
پیشاپیش شب یلدا مبارک
✍ م۰اشک
@Library_Telegram
در جوامع متمدن :
مردم خردمندانه آن را تحریم میکنند
در جوامع عصبی :
مردم شورش میکنند
ودر جوامع احساساتی :
مردم #حریصانه میخرند و انبار میکنند
بعید میدانم در تاریخ چندهزارساله بشریت هیچکس به دلیل نخوردن #پسته در شب یلدا از دنیا رفته باشد ، آجیل نه کسی را سیر میکند و نه کسی از نخوردنش دچار سوءهاضمه میشود پس میتوانیم به جای اینکه در صفهای طولانی بایستیم تا پستۀ کیلویی ٢۵٠ هزارتومانی را به خانه ببریم خشکبار نخریم و به مهمانانمان بگوییم که : نه از سر نداری و فقر بلکه به خاطر اعتراض به گرانی بیقاعده آن را نخریدیم چون ما بخشی از همین جامعه هستیم و قرار نیست هر طور که خواستند با ما رفتار کنند و اجناسشان را به هر قیمتی که تحمیل کردند بخریم !!
می توانیم برای گرم شدن محفل شب یلدا تعریف کنیم که یکبار در آلمان #شیر را بیش از حد متعارف گران کردند و پاسخ مردم به جای شورش این بود که دو روز شیشههای شیر توزیع کنندگان را از پشت در خانههایشان برنداشتند . به همین راحتی ٣ روز بعد قیمتها به روال سابق برگشت
در ادامه می توانیم این #رفتار_متمدنانه را با #رفتار سودانیها مقایسه کنیم که در اعتراض به گرانی بنزین پمپ بنزینها را آتش زدند و میلیونها دلار به کشورشان آسیب رسانند و باز میشود آنرا با #رفتار خودمان مقایسه کنیم که وقتی چیزی گران میشود خریدمان را چند برابر میکنیم تا به گران کنندگان جایزه هم بدهیم مانند فلان خود رو . این در حالیست که قطع موقتی خرید خیلی از اقلام ضرری به زندگی ما نمیزند همان طور که در آلمان هیچکس از نخوردن و هیچ اتفاقی نیافتاد
میشود علت نداشتن آجیل در شب یلدای امسال #فقر نباشد بلکه احساس مسئولیت یک شهروند در قبال جامعهاش باشد ، در این صورت مهمانان هم نه تنها ما را فقیر نخواهند پنداشت بلکه تحسینمان هم میکنند زیرا آنقدر شعور دارند که بفهمند مسئولیت اجتماعی بسیار ارزشمندتر از شکستن چند تخمه و خوردن چند پسته است
🏷 آیا وقت آن نرسیده که در مواجه با گرانیها اندکی خردمندانه عمل کنیم
۰یادمان باشد۰کتابی کوچک به فر زندان وکودکان هدیه بدهیم۰تابخوانند وبیدار بمانند۰ودراین شب بخواب نروند۰
اگر چه هوا بس ناجوانمردانه سرد است۰کانون خانواده گرم ودلتون شاد لبتون خندان صبح نزدیک است۰۰
پیشاپیش شب یلدا مبارک
✍ م۰اشک
@Library_Telegram
❤1
✅ شش اشتباه مرگبار قذافی
موقع ترجمه کتاب ظهور و سقوط قذافی، ذهنم متوجه این موضوع بود که چه عواملی باعث سقوط این دیکتاتور شد.به طور خلاصه شش عامل زیر را می توان عنوان کرد.
یک) قذافی زمانی در لیبی به قدرت رسید که جمعیت این کشور یک و نیم میلیون نفر بود و تولید نفت خامش روزی سه میلیون بشکه.با این جمعیت کم و این پول هنگفت می شد لیبی را به بهشت روی زمین تبدیل کرد اما قذافی ترجیح داد که تقریبا همه این درآمد هنگفت را صرف حمایت از گروه های تروریستی در چهار گوشه جهان کند.
دو) اوج قساوت قذافی، قتل عام تقریبا سه هزار زندانی سیاسی در زندان ابوسلیم طرابلس بود.اینها زندانیانی بودند که مشغول گذراندن احکام زندانشان بودند.سال ها بعد، دادخواهی خانواده های همین قربانیان جرقه انقلاب علیه قذافی را زد و دودمان او را بر باد داد.
سه)قذافی برای بیش از چهل سال مشغول مهندسی اجتماعی در کشورش بود.مردم لیبی عملا در حکم خوکچه های آزمایشگاهی او بودند.هیچ دیکتاتوری به اندازه قذافی بنیان ها و ساختارهای متعارف سیاسی و اجتماعی را زیر و رو نکرد.این تجربیات احمقانه که زیر نام انقلاب انجام می شد جز مصیبت و فاجعه چیز دیگری به دنبال نیاورد.
چهار) قذافی به دلیل حمایتش از تروریسم بین الملل و عدم تحویل بمب گذار هواپیمای پان آمریکن، که موجب مرگ حدود دویست انسان بیگناه شده بود، مردم لیبی را وادار به تحمل تحریم های بین المللی کرد.این دوره تحریم ها حدود ده سال طول کشید که ماحصل آن پایین آمدن سطح رفاه عمومی، فقیر تر شدن مردم و افزایش نارضایتی عمومی از رژیم بود.
پنج)قذافی گرچه پی برده بود که بدون اصلاحات اقتصادی و سیاسی رژیمش دوام پیدا نمی کند و به جناح اصلاح طلب رژیمش هم اجازه فعالیت داده بود اما از پشت پرده چوب لای چرخ آنها می گذاشت و نهایتا هم بساط آنها را کاملا برچید و با این کار بر شدت نومیدی و نارضایتی عمومی افزود.
شش)قذافی عاقبت پس از چهل و دو سال حکمرانی با مردمی روبرو شد که علیه او به پا خاسته بودند.او تصمیم به سرکوب آنها گرفت.او چنین ارزیابی کرده بود که آمریکا و انگلستان به دلیل تجربیات ناگوار در افغانستان و عراق حاضر به دخالت نظامی در لیبی نخواهند شد و لذا او می تواند با خیال راحت مردم لیبی را سرکوب کند.اما این ارزیابی اش کاملا غلط از کار درآمد و شورای امنیت سازمان ملل متحد ضمن اعلام منطقه پرواز ممنوع بر فراز خاک لیبی به دولت های غربی اجازه دخالت نظامی در لیبی را داد.مردم لیبی هم تحت حمایت قوای نظامی غربی ها توانستند قذافی را ساقط کنند.
هر چند که سقوط دیکتاتور هنوز نتوانسته آرامش و صلح را به لیبی برگرداند.
✍️ بیژن اشتری
@Library_Telegram
موقع ترجمه کتاب ظهور و سقوط قذافی، ذهنم متوجه این موضوع بود که چه عواملی باعث سقوط این دیکتاتور شد.به طور خلاصه شش عامل زیر را می توان عنوان کرد.
یک) قذافی زمانی در لیبی به قدرت رسید که جمعیت این کشور یک و نیم میلیون نفر بود و تولید نفت خامش روزی سه میلیون بشکه.با این جمعیت کم و این پول هنگفت می شد لیبی را به بهشت روی زمین تبدیل کرد اما قذافی ترجیح داد که تقریبا همه این درآمد هنگفت را صرف حمایت از گروه های تروریستی در چهار گوشه جهان کند.
دو) اوج قساوت قذافی، قتل عام تقریبا سه هزار زندانی سیاسی در زندان ابوسلیم طرابلس بود.اینها زندانیانی بودند که مشغول گذراندن احکام زندانشان بودند.سال ها بعد، دادخواهی خانواده های همین قربانیان جرقه انقلاب علیه قذافی را زد و دودمان او را بر باد داد.
سه)قذافی برای بیش از چهل سال مشغول مهندسی اجتماعی در کشورش بود.مردم لیبی عملا در حکم خوکچه های آزمایشگاهی او بودند.هیچ دیکتاتوری به اندازه قذافی بنیان ها و ساختارهای متعارف سیاسی و اجتماعی را زیر و رو نکرد.این تجربیات احمقانه که زیر نام انقلاب انجام می شد جز مصیبت و فاجعه چیز دیگری به دنبال نیاورد.
چهار) قذافی به دلیل حمایتش از تروریسم بین الملل و عدم تحویل بمب گذار هواپیمای پان آمریکن، که موجب مرگ حدود دویست انسان بیگناه شده بود، مردم لیبی را وادار به تحمل تحریم های بین المللی کرد.این دوره تحریم ها حدود ده سال طول کشید که ماحصل آن پایین آمدن سطح رفاه عمومی، فقیر تر شدن مردم و افزایش نارضایتی عمومی از رژیم بود.
پنج)قذافی گرچه پی برده بود که بدون اصلاحات اقتصادی و سیاسی رژیمش دوام پیدا نمی کند و به جناح اصلاح طلب رژیمش هم اجازه فعالیت داده بود اما از پشت پرده چوب لای چرخ آنها می گذاشت و نهایتا هم بساط آنها را کاملا برچید و با این کار بر شدت نومیدی و نارضایتی عمومی افزود.
شش)قذافی عاقبت پس از چهل و دو سال حکمرانی با مردمی روبرو شد که علیه او به پا خاسته بودند.او تصمیم به سرکوب آنها گرفت.او چنین ارزیابی کرده بود که آمریکا و انگلستان به دلیل تجربیات ناگوار در افغانستان و عراق حاضر به دخالت نظامی در لیبی نخواهند شد و لذا او می تواند با خیال راحت مردم لیبی را سرکوب کند.اما این ارزیابی اش کاملا غلط از کار درآمد و شورای امنیت سازمان ملل متحد ضمن اعلام منطقه پرواز ممنوع بر فراز خاک لیبی به دولت های غربی اجازه دخالت نظامی در لیبی را داد.مردم لیبی هم تحت حمایت قوای نظامی غربی ها توانستند قذافی را ساقط کنند.
هر چند که سقوط دیکتاتور هنوز نتوانسته آرامش و صلح را به لیبی برگرداند.
✍️ بیژن اشتری
@Library_Telegram
👏5❤1👍1
📕 امپراطوری زرد، چنگیز خان و فرزندانش
✍ یواخیم بارکهاوزن
این کتاب یکی از مهمترین منابع پژوهشی درباره نقد و بررسی تاریخ مغولان میباشد.
چنگیز و فرزندانش با قساوت و خونریزی توانستند در مدت کوتاهی بزرگترین امپراطوری تاریخ را ایجاد کنند.
هر چند با مرگ چنگیز این امپراطوری پاره پاره شد و با خونریزیهای وحشتناکی که چنگیز و فرزندانش انجام دادند،
دنیا به چشم منفی به آنها مینگرد،
باری به دلیل اهمیت این خاندان در تاریخ جهان، پژوهشهای زیادی درمورد آنها انجام یافته که کتاب حاضر یکی از همانهاست.
🔹در مقدمه می خوانیم:
در سال های اخیر کتاب هایی در باره چنگیز خان نوشته شده است.
در این کتاب ها که عموما به شیوه داستانی نوشته شده است.
تنها سخن از شخصیت اصلی بنیانگذار حکومت مغول یعنی خود چنگیز خان بحث شده است.
حال آنکه به نظر ما لازم است تاریخی نیز درباره ی مجموعه این عجیب ترین و پهن آور ترین امپراتوری های روی زمین نوشته شود.
و در صور فرهنگی و اقتصادی و نظامی این دولت به دقت و توجهی که شایستگی آن را دارد ، نشان داده شود.
@Library_Telegram
✍ یواخیم بارکهاوزن
این کتاب یکی از مهمترین منابع پژوهشی درباره نقد و بررسی تاریخ مغولان میباشد.
چنگیز و فرزندانش با قساوت و خونریزی توانستند در مدت کوتاهی بزرگترین امپراطوری تاریخ را ایجاد کنند.
هر چند با مرگ چنگیز این امپراطوری پاره پاره شد و با خونریزیهای وحشتناکی که چنگیز و فرزندانش انجام دادند،
دنیا به چشم منفی به آنها مینگرد،
باری به دلیل اهمیت این خاندان در تاریخ جهان، پژوهشهای زیادی درمورد آنها انجام یافته که کتاب حاضر یکی از همانهاست.
🔹در مقدمه می خوانیم:
در سال های اخیر کتاب هایی در باره چنگیز خان نوشته شده است.
در این کتاب ها که عموما به شیوه داستانی نوشته شده است.
تنها سخن از شخصیت اصلی بنیانگذار حکومت مغول یعنی خود چنگیز خان بحث شده است.
حال آنکه به نظر ما لازم است تاریخی نیز درباره ی مجموعه این عجیب ترین و پهن آور ترین امپراتوری های روی زمین نوشته شود.
و در صور فرهنگی و اقتصادی و نظامی این دولت به دقت و توجهی که شایستگی آن را دارد ، نشان داده شود.
@Library_Telegram
امپراتوری_زرد_چنگیزخان_و_فرزندانش.pdf
6.1 MB
📕 امپراطوری زرد، چنگیز خان و فرزندانش
✍ یواخیم بارکهاوزن
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ یواخیم بارکهاوزن
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
ریشه ی تاریخی ضرب المثل ﺧﺮ ﮐﺮﯾﻢ ﺭﺍ ﻧﻌﻞ ﮐﺮﺩ!
کریم ﺩﺭ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﻣﻌﺎﻭﻥ ﻭ ﻧﻘﺎﺭﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﺑﯿﻮﺗﺎﺕ ﮐﻪ ﻧﻘﺎﺭﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺣﻘﻮﻕ ﻭ ﻣﻘﺮﺭﯼ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺖ. ﮐﺮﯾﻢ ﺑﻪ ﺍﻗﺘﻀﺎﯼ ﺷﻐﻠﺶ ﺑﺮ ﭼﻨﺪ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﺯ ﻣﻄﺮﺑﻬﺎﯼ ﺷﻬﺮ ﻫﻢ ﺭﯾﺎﺳﺖ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺒﻠﻐﯽ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﻣﯽ ﻧﻤﻮﺩ .
ﮐﺮﯾﻢ ﺷﯿﺮﻩ ﺍﯼ ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﺿﺮ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﻭ ﺑﺬﻟﻪ ﮔﻮﯾﯽ ﯾﺪ ﻃﻮﻻﯾﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﭘﺲ ﺍﺯ ﭼﻨﺪﯼ ﻃﺮﻑ ﺗﻮﺟﻪ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﺎﻩ ﻭﺍﻗﻊ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺩﺭﺑﺎﺭ ﻭ ﺧﻠﻮﺕ ﺷﺎﻩ ﻧﻔﻮﺫ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ.
ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﺎﻩ ﺯﯾﺎﺩ ﺍﻫﻞ ﺷﻮﺧﯽ ﻧﺒﻮﺩ ﺑﻠﮑﻪ ﮐﺮﯾﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﻬﺖ ﺩﻟﻘﮏ ﺩﺭﺑﺎﺭ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﻗﺘﻀﺎﯼ ﻣﻮﻗﻊ ﻭ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺭﻭﺯ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺑﻌﺾ ﺭﺟﺎﻝ ﻭ ﺩﺭﺑﺎﺭﯾﺎﻥ ﻣﺘﻨﻔﺬ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻧﯿﺶ ﺯﺑﺎﻥ ﻭ ﻣﺘﻠﮑﻬﺎﯾﺶ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﻭ ﺗﺨﻔﯿﻒ ﻧﻤﺎﯾﺪ. ﮐﺮﯾﻢ ﺷﯿﺮﻩ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ ﺷﻐﻞ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﺍﺵ ﮐﻪ ﻧﺎﯾﺐ ﺭﯾﯿﺲ ﻧﻘﺎﺭﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩ ﻧﺎﯾﺐ ﺭﯾﯿﺲ ﻧﻘﺎﺭﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩ ﻧﺎﯾﺐ ﮐﺮﯾﻢ ﻫﻢ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ.
ﻧﺎﯾﺐ ﮐﺮﯾﻢ ﺧﺮﯼ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭ ﯾﺎ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﺁﺷﻨﺎﯾﺎﻥ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ .
ﺧﺮ ﮐﺮﯾﻢ ﺑﻪ ﺧﻼﻑ ﺳﺎﯾﺮ ﺧﺮﻫﺎ ﺷﮑﻞ ﻭ ﺭﯾﺨﺖ ﻣﺴﺨﺮﻩﺍﯼ ﺩﺍﺷﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﮐﺮﯾﻢ ﻃﻮﺭﯼ ﺟﻞ ﻭ ﭘﺎﻻﻥ ﺑﺮ ﭘﺸﺘﺶ ﻣﯽﮔﺬﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﺪ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺷﮑﻞ ﻭ ﻫﯿﺌﺖ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪﻧﺪ. ﮐﺮﯾﻢ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﺑﻪ ﭼﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺘﻠﮏ ﻭ ﻟﯿﭽﺎﺭ ﺑﮕﻮﯾﺪ . ﭘﯿﺪﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻮﺟﻪ ﺷﺎﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑﯽ ﺍﺩﺑﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩ . ﺩﺭﺑﺎﺭﯾﺎﻥ ﻭ ﺳﺎﯾﺮ ﺭﺟﺎﻝ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻧﮑﻪ ﺍﺯ ﻧﯿﺶ ﺯﺑﺎﻧﺶ ﺩﺭ ﺍﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺑﺎﺝ ﻭ ﺭﺷﻮﻩ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ. ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻟﻘﮏ ﺑﺎﺯﯼ ﺧﻮﺷﺸﺎﻥ ﻧﻤﯽ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﮐﺮﯾﻢ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﺑﻪ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﺎﻩ ﻣﯽ ﺑﺮﺩﻧﺪ.
ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﺎﻩ ﻗﺒﻼً ﺟﺮﯾﺎﻥ ﻗﻀﯿﻪ ﻭ ﻣﺘﻠﮏ ﮐﺮﯾﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﻗﻬﻘﻬﻪ ﻣﯽ ﺯﺩ . ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺷﺎﮐﯽ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ ": ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﮔﻠﻪ ﻭ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﺑﺮﻭ ﺧﺮ ﮐﺮﯾﻢ ﺭﺍ ﻧﻌﻞ ﮐﻦ "! ﯾﻌﻨﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺷﺮ ﺯﺑﺎﻧﺶ ﺩﺭﺍﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﯽ . ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺑﺎﻻ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﻫﻤﯿﻦ ؛ ﮐﺮﯾﻢ ﻭ ﺧﺮﺵ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺿﺮﺏ ﺍﻟﻤﺜﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
@Library_Telegram
کریم ﺩﺭ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﻣﻌﺎﻭﻥ ﻭ ﻧﻘﺎﺭﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﺑﯿﻮﺗﺎﺕ ﮐﻪ ﻧﻘﺎﺭﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺣﻘﻮﻕ ﻭ ﻣﻘﺮﺭﯼ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺖ. ﮐﺮﯾﻢ ﺑﻪ ﺍﻗﺘﻀﺎﯼ ﺷﻐﻠﺶ ﺑﺮ ﭼﻨﺪ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﺯ ﻣﻄﺮﺑﻬﺎﯼ ﺷﻬﺮ ﻫﻢ ﺭﯾﺎﺳﺖ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺒﻠﻐﯽ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﻣﯽ ﻧﻤﻮﺩ .
ﮐﺮﯾﻢ ﺷﯿﺮﻩ ﺍﯼ ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﺿﺮ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﻭ ﺑﺬﻟﻪ ﮔﻮﯾﯽ ﯾﺪ ﻃﻮﻻﯾﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﭘﺲ ﺍﺯ ﭼﻨﺪﯼ ﻃﺮﻑ ﺗﻮﺟﻪ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﺎﻩ ﻭﺍﻗﻊ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺩﺭﺑﺎﺭ ﻭ ﺧﻠﻮﺕ ﺷﺎﻩ ﻧﻔﻮﺫ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ.
ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﺎﻩ ﺯﯾﺎﺩ ﺍﻫﻞ ﺷﻮﺧﯽ ﻧﺒﻮﺩ ﺑﻠﮑﻪ ﮐﺮﯾﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﻬﺖ ﺩﻟﻘﮏ ﺩﺭﺑﺎﺭ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﻗﺘﻀﺎﯼ ﻣﻮﻗﻊ ﻭ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺭﻭﺯ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺑﻌﺾ ﺭﺟﺎﻝ ﻭ ﺩﺭﺑﺎﺭﯾﺎﻥ ﻣﺘﻨﻔﺬ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻧﯿﺶ ﺯﺑﺎﻥ ﻭ ﻣﺘﻠﮑﻬﺎﯾﺶ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﻭ ﺗﺨﻔﯿﻒ ﻧﻤﺎﯾﺪ. ﮐﺮﯾﻢ ﺷﯿﺮﻩ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ ﺷﻐﻞ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﺍﺵ ﮐﻪ ﻧﺎﯾﺐ ﺭﯾﯿﺲ ﻧﻘﺎﺭﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩ ﻧﺎﯾﺐ ﺭﯾﯿﺲ ﻧﻘﺎﺭﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩ ﻧﺎﯾﺐ ﮐﺮﯾﻢ ﻫﻢ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ.
ﻧﺎﯾﺐ ﮐﺮﯾﻢ ﺧﺮﯼ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭ ﯾﺎ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﺁﺷﻨﺎﯾﺎﻥ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ .
ﺧﺮ ﮐﺮﯾﻢ ﺑﻪ ﺧﻼﻑ ﺳﺎﯾﺮ ﺧﺮﻫﺎ ﺷﮑﻞ ﻭ ﺭﯾﺨﺖ ﻣﺴﺨﺮﻩﺍﯼ ﺩﺍﺷﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﮐﺮﯾﻢ ﻃﻮﺭﯼ ﺟﻞ ﻭ ﭘﺎﻻﻥ ﺑﺮ ﭘﺸﺘﺶ ﻣﯽﮔﺬﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﺪ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺷﮑﻞ ﻭ ﻫﯿﺌﺖ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪﻧﺪ. ﮐﺮﯾﻢ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﺑﻪ ﭼﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺘﻠﮏ ﻭ ﻟﯿﭽﺎﺭ ﺑﮕﻮﯾﺪ . ﭘﯿﺪﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻮﺟﻪ ﺷﺎﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑﯽ ﺍﺩﺑﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩ . ﺩﺭﺑﺎﺭﯾﺎﻥ ﻭ ﺳﺎﯾﺮ ﺭﺟﺎﻝ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻧﮑﻪ ﺍﺯ ﻧﯿﺶ ﺯﺑﺎﻧﺶ ﺩﺭ ﺍﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺑﺎﺝ ﻭ ﺭﺷﻮﻩ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ. ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻟﻘﮏ ﺑﺎﺯﯼ ﺧﻮﺷﺸﺎﻥ ﻧﻤﯽ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﮐﺮﯾﻢ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﺑﻪ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﺎﻩ ﻣﯽ ﺑﺮﺩﻧﺪ.
ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﺎﻩ ﻗﺒﻼً ﺟﺮﯾﺎﻥ ﻗﻀﯿﻪ ﻭ ﻣﺘﻠﮏ ﮐﺮﯾﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﻗﻬﻘﻬﻪ ﻣﯽ ﺯﺩ . ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺷﺎﮐﯽ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ ": ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﮔﻠﻪ ﻭ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﺑﺮﻭ ﺧﺮ ﮐﺮﯾﻢ ﺭﺍ ﻧﻌﻞ ﮐﻦ "! ﯾﻌﻨﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺷﺮ ﺯﺑﺎﻧﺶ ﺩﺭﺍﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﯽ . ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺑﺎﻻ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﻫﻤﯿﻦ ؛ ﮐﺮﯾﻢ ﻭ ﺧﺮﺵ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺿﺮﺏ ﺍﻟﻤﺜﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
@Library_Telegram
👍1
☕️ قطعهای از کتاب
اغلب از خود میپرسم که چرا ترس بر شب غالب میشود؟ فکر میکنم که شب زاییدهی تاریکی نیست. شب همواره هست، فقط در نورِ روز قابل رویت نیست!
من آدمهای زیادی را دیدهام که از خودشان متنفرند و با مطبوع جلوه دادن خود در نظر دیگران، آن تنفر را جبران میکنند. فقط در این صورت میتوانند نسبت به خود حس بهتری داشته باشند. جالب اینجاست که در سخن نیچه "تنفر از خود" جای شب را میگیرد و "مطبوع جلوه دادن خود"، جای روز را و آن وقت؛ این جمله را دوباره باید خواند: "شب همواره هست، فقط در نورِ روز قابل رویت نیست."
📕 #و_نیچه_گریه_کرد
✍ #اروین_د_یالوم
@Library_Telegram
اغلب از خود میپرسم که چرا ترس بر شب غالب میشود؟ فکر میکنم که شب زاییدهی تاریکی نیست. شب همواره هست، فقط در نورِ روز قابل رویت نیست!
من آدمهای زیادی را دیدهام که از خودشان متنفرند و با مطبوع جلوه دادن خود در نظر دیگران، آن تنفر را جبران میکنند. فقط در این صورت میتوانند نسبت به خود حس بهتری داشته باشند. جالب اینجاست که در سخن نیچه "تنفر از خود" جای شب را میگیرد و "مطبوع جلوه دادن خود"، جای روز را و آن وقت؛ این جمله را دوباره باید خواند: "شب همواره هست، فقط در نورِ روز قابل رویت نیست."
📕 #و_نیچه_گریه_کرد
✍ #اروین_د_یالوم
@Library_Telegram
👍2
☕️ قطعهای از کتاب
گذر زمان به چیزی که عقربههای ساعت نشان میدهند، هیچ ربطی ندارد. این زمانسنجها فقط روی چرخ دندههایی استوارند که فکر نمیکنند، احساسی ندارند و بر پیچ و مهرههایی بیروح تکیه کردهاند. آنها نمیدانند که پنج ثانیه یعنی چه و فقط شمارش میکنند: یک، دو، سه، چهار و پنج. این مساله هم یک شکنجهٔ دردآلود و هم لذتی بیانتها است.
📕 #بینایی
✍ #ژوزه_ساراماگو
@Library_Telegram
گذر زمان به چیزی که عقربههای ساعت نشان میدهند، هیچ ربطی ندارد. این زمانسنجها فقط روی چرخ دندههایی استوارند که فکر نمیکنند، احساسی ندارند و بر پیچ و مهرههایی بیروح تکیه کردهاند. آنها نمیدانند که پنج ثانیه یعنی چه و فقط شمارش میکنند: یک، دو، سه، چهار و پنج. این مساله هم یک شکنجهٔ دردآلود و هم لذتی بیانتها است.
📕 #بینایی
✍ #ژوزه_ساراماگو
@Library_Telegram
👍2
☕️ قطعهای از کتاب
میگویند وقتی آدم سقوط می کند مغزش سریع تر کار میکند، جوری که می تواند در کسری از ثانیه به هزار چیزی فکر کند. از وقتی "اوه" چهار پایه را از زیر پایش کنار زد تا لحظه ای که سقوط کرد و با یک صدای وحشتناک کف زمین ولو شد، توانست به خیلی چیزها فکر کند. حالا بی دفاع به پشت دراز کشیده و مدت مدیدی به قلابش نگاه می کند که مانند صخره ای که در مقابل امواج سهمگین مقاومت می کند، به سقف چسبیده است.
سپس با انزجار به طنابی نگاه میکند که از وسط دو نیم شده است. با خودش فکر میکند عجب جامعه ای!
اینها حتی نمی توانند یک طناب درست و حسابی تولید کنند.
درحالی که سعی می کند پایش را از هم باز کند،بی صدا لعنت می فرستد. چطور ممکن است که تولید طناب تا این حد با شکست مواجه شود، چه طور؟! با خودش فکر می کند این هم نمونه بارز اینکه آدم نمی تواند جان خودش را به صورت محترمانه بگیرد..!
📕 #مردی_به_نام_اوه
✍ #فردریک_بکمن
@Library_Telegram
میگویند وقتی آدم سقوط می کند مغزش سریع تر کار میکند، جوری که می تواند در کسری از ثانیه به هزار چیزی فکر کند. از وقتی "اوه" چهار پایه را از زیر پایش کنار زد تا لحظه ای که سقوط کرد و با یک صدای وحشتناک کف زمین ولو شد، توانست به خیلی چیزها فکر کند. حالا بی دفاع به پشت دراز کشیده و مدت مدیدی به قلابش نگاه می کند که مانند صخره ای که در مقابل امواج سهمگین مقاومت می کند، به سقف چسبیده است.
سپس با انزجار به طنابی نگاه میکند که از وسط دو نیم شده است. با خودش فکر میکند عجب جامعه ای!
اینها حتی نمی توانند یک طناب درست و حسابی تولید کنند.
درحالی که سعی می کند پایش را از هم باز کند،بی صدا لعنت می فرستد. چطور ممکن است که تولید طناب تا این حد با شکست مواجه شود، چه طور؟! با خودش فکر می کند این هم نمونه بارز اینکه آدم نمی تواند جان خودش را به صورت محترمانه بگیرد..!
📕 #مردی_به_نام_اوه
✍ #فردریک_بکمن
@Library_Telegram
👍2❤1
اگر انسانِ قرن بیست و یکم به این نتیجه رسید که یک جنگِ بزرگ او را به نابودی خواهد کشانید، و در آن برندهای نخواهد بود، و یا حتّی در صورتِ «صلحِ مسلّح» زندگی را غیرقابل تحمّل خواهد کرد، در این صورت ممکن است به دنیای بیجنگ تن دهد. برای این منظور اگر بشود تصوّرش را کرد _زیرا دنیایی که طیّ چند ده هزار سال با جنگ عادت کرده، چگونه بتواند آن را کنار بگذارد؟_ باید تمدّنهای صلحزای را به میدان آورد، و پشتوانهی پذیرشِ آنها را حدّاقل توازنِ اقتصادی و اجتماعی قرار داد.
با ایجاد ارتباط و سرعت، هیچ ملّتی اکنون نمیتواند در خانهی خود احساس آرامش و آسودگی کند، مگر آنکه حدّاقل آرامش و آسودگی بر سایر قسمتهای جهان حکمروا باشد. باید اکسیری به دست آید که اطمینان بدهد که بیش از یک راه در پیش نیست و آن مسالمت است. به این حساب، ادامهی صلح در گرو آن میشود که همبستگیِ جهانی، نزاعِ موضعی را در حکم نزاعِ جهانی بشناسد، و آن را از سرچشمه ببندد. موضوع، مستلزم نظم تازهای در تمشیّت گیتی است.
آیا تجربههای بشری، تاریخ، شاهکارهای ادبی، چکیدهی «خِرَد جهانی»، قادر هستند که این اکسیر را در اختیار بگذارند؟
#ایران_چه_حرفی_برای_گفتن_دارد
💎کانال دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
@Library_Telegram
با ایجاد ارتباط و سرعت، هیچ ملّتی اکنون نمیتواند در خانهی خود احساس آرامش و آسودگی کند، مگر آنکه حدّاقل آرامش و آسودگی بر سایر قسمتهای جهان حکمروا باشد. باید اکسیری به دست آید که اطمینان بدهد که بیش از یک راه در پیش نیست و آن مسالمت است. به این حساب، ادامهی صلح در گرو آن میشود که همبستگیِ جهانی، نزاعِ موضعی را در حکم نزاعِ جهانی بشناسد، و آن را از سرچشمه ببندد. موضوع، مستلزم نظم تازهای در تمشیّت گیتی است.
آیا تجربههای بشری، تاریخ، شاهکارهای ادبی، چکیدهی «خِرَد جهانی»، قادر هستند که این اکسیر را در اختیار بگذارند؟
#ایران_چه_حرفی_برای_گفتن_دارد
💎کانال دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
@Library_Telegram
❤1
ماهارشی به همه جویندگان جدی حقیقت میگوید :
"شما هر مرحلهای و برای هر چیزی میگویید " من "، " من "؛ " من میخواهم این را بدانم"، "من این احساس را میکنم "، " من این فکر را میکنم "، و الی آخر. از خودتان بپرسید این " من " کیست، این فکر "من" از کجا صادر میشود، سرچشمه او چیست ؛ ذهن خودتان را محکم بر این فکر به قیمت حذف همه فکرهای دیگر متمرکز کنید، و آن فرایند شما را زودتر یا دیرتر به درک واقعیت خویش خودتان هدایت خواهد کرد."
روش خیلیساده این است: شما از خودتان میپرسید " من کیستم؟ " و سعی میکنید تا سرتاسر ذهن خودتان را متمرکز در بدست آوردن پاسخی برای آن سؤال حفظ کنید. بله ، این حقیقت دارد که فکرهای ناخوانده دیگری نیز در درون شما برخواهند خواست و به شما هجوم میآورند و سعی میکنند که توجه شما را منحرف کنند. اما به هر حال برای همه این فکرها، فکر "من" سرچشمه و مبنا (مصدر) است. پس بدین ترتیب هر فکری که برمیخیزد، بیآنکه اجازه دهید به رشد خودش ادامه دهد، بپرسید چه کسی این فکر را به دست میآورد. پاسخ " من " خواهد بود. سپس از خودتان بپرسید، " این " من " کیست و از کجا میآید؟ "
ماهارشی میگویند ، " بوسیله تنوع و تعدد فکرهایی که تلاش میکنند که شما را منحرف کنند دلسردشده نباشید. روش بالا را با ایمان و امید دنبال کنید و به طور قطع موفق خواهید شد."
نقل از مرید : Devaraja Mudaliar
@Library_Telegram
"شما هر مرحلهای و برای هر چیزی میگویید " من "، " من "؛ " من میخواهم این را بدانم"، "من این احساس را میکنم "، " من این فکر را میکنم "، و الی آخر. از خودتان بپرسید این " من " کیست، این فکر "من" از کجا صادر میشود، سرچشمه او چیست ؛ ذهن خودتان را محکم بر این فکر به قیمت حذف همه فکرهای دیگر متمرکز کنید، و آن فرایند شما را زودتر یا دیرتر به درک واقعیت خویش خودتان هدایت خواهد کرد."
روش خیلیساده این است: شما از خودتان میپرسید " من کیستم؟ " و سعی میکنید تا سرتاسر ذهن خودتان را متمرکز در بدست آوردن پاسخی برای آن سؤال حفظ کنید. بله ، این حقیقت دارد که فکرهای ناخوانده دیگری نیز در درون شما برخواهند خواست و به شما هجوم میآورند و سعی میکنند که توجه شما را منحرف کنند. اما به هر حال برای همه این فکرها، فکر "من" سرچشمه و مبنا (مصدر) است. پس بدین ترتیب هر فکری که برمیخیزد، بیآنکه اجازه دهید به رشد خودش ادامه دهد، بپرسید چه کسی این فکر را به دست میآورد. پاسخ " من " خواهد بود. سپس از خودتان بپرسید، " این " من " کیست و از کجا میآید؟ "
ماهارشی میگویند ، " بوسیله تنوع و تعدد فکرهایی که تلاش میکنند که شما را منحرف کنند دلسردشده نباشید. روش بالا را با ایمان و امید دنبال کنید و به طور قطع موفق خواهید شد."
نقل از مرید : Devaraja Mudaliar
@Library_Telegram
👍3
در مورد صدای لطفعلی خان زند گویند که صدایی داشت گرم و با تُنی غمناک که دیگران را تحت تاثیر قرار میداد. آغامحمدخان قاجار قبل از به قتل رساندن او به خاطر حسادت به صدایش، دستور داد حین شکنجه در حلقش سرب داغ بریزند. بخاطر تحمل شکنجه های اغامحمدخان مقامش را در تاریخ شرق همچون شهید میدانند.
سر هارفورد جونز نویسنده بریتانیایی در کتابش درباره او چنین نوشته: «لطفعلیخان به وقت نعمت جوانمرد، خوشایند و دست و دلباز و به وقت سختترین مصیبتهایی که بتوان بر آدمی روی آورد، باوقار و خوددار و با عزم بود.»
@Library_Telegram
سر هارفورد جونز نویسنده بریتانیایی در کتابش درباره او چنین نوشته: «لطفعلیخان به وقت نعمت جوانمرد، خوشایند و دست و دلباز و به وقت سختترین مصیبتهایی که بتوان بر آدمی روی آورد، باوقار و خوددار و با عزم بود.»
@Library_Telegram
ایرانیان قدیم، زنان را کانون مهرورزی و باروری میدانستند ازینروی همواره آنان را مورد تکریم قرار میدادند.
تحولی که در فرهنگ ایران به وجود آورد، بانوان ایرانی را در تمام امور هم تراز مردان کرد که در دیگر تمدن ها دیده نمیشد، در آن زمان یونانی ها با زنان مانند برده رفتار می کردند و ارسطو میگفت زن نمیتواند روح داشته باشد!
@Library_Telegram
تحولی که در فرهنگ ایران به وجود آورد، بانوان ایرانی را در تمام امور هم تراز مردان کرد که در دیگر تمدن ها دیده نمیشد، در آن زمان یونانی ها با زنان مانند برده رفتار می کردند و ارسطو میگفت زن نمیتواند روح داشته باشد!
@Library_Telegram
👍2
#تلنگر
زمين بهشت میشود روزی كه مردم بفهمند:
_ هيچ چيز عيب نيست، جز قضاوت و مسخره كردن ديگران
_ هيچ چيز گناه نيست، جز ضایع کردن حق مردم
_ هيچ چيز ثواب نيست، جز خدمت به ديگران
_ هيچكس اسطوره نيست، الا در مهربانى و انسانيت
_ هيچ چيز جاودانه نمیماند، جز عشق
_ هيچ چيز ماندگار نيست، جز خوبى ...
#پائولو_کوئلیو
@Library_Telegram
زمين بهشت میشود روزی كه مردم بفهمند:
_ هيچ چيز عيب نيست، جز قضاوت و مسخره كردن ديگران
_ هيچ چيز گناه نيست، جز ضایع کردن حق مردم
_ هيچ چيز ثواب نيست، جز خدمت به ديگران
_ هيچكس اسطوره نيست، الا در مهربانى و انسانيت
_ هيچ چيز جاودانه نمیماند، جز عشق
_ هيچ چيز ماندگار نيست، جز خوبى ...
#پائولو_کوئلیو
@Library_Telegram
👍4👏1
📚چرا کتابخوانها جذابتریناند؟
📙 کتابخوانها بسیار از سنشان عاقلترند.
تحقیقی در سال ۲۰۱۰ ثابت کرده که هر چهقدر بیشتر برای کودکان کتاب بخوانیم، «تئوری ذهن» در آنها قویتر میشود و در نهایت باعث میشود این بچهها واقعا عاقلتر شوند، با محیطشان بیشتر انطباق پیدا کنند و قدرت درکشان بالاتر برود.
تجربههای قهرمانهای داستانها تبدیل به تجربههای خود خوانندهها میشود. هر درد و رنجی که شخصیت داستان میکشد، تبدیل به باری میشود که خواننده باید تحمل کند. خوانندههای کتابها هزاران بار زندگی میکنند و از هر کدام از این تجربهها چیزی یاد میگیرند.
اگر دنبال کسی هستید که شما را تکمیل کند و فضای خالی قلبتان را پر کند، میتوانید این کتابخوانها را در کافیشاپها، پارکها و متروها پیدا کنید. چند دقیقه که صحبت کنید، آنها را به جا خواهید آورد.
📕کتابخوانها با شما حرف نمیزنند، با شما رابطه برقرار میکنند.
آنها در نامهها یا مسجهایشان انگار برایتان شعر مینویسند. صرفا به سوالاتتان جواب نمیدهند یا بیانیه صادر نمیکنند، بلکه با عمیقترین فکرها و تئوریها پاسخ شما را میدهند. شما را با دانش بالای کلمات و ایدههایشان مسحور خواهند کرد.
تحقیقات دیگری در دانشگاه برکلی نشان داده، کتاب خواندن برای کودکان باعث میشود آنها کلماتی را یاد بگیرند که هرگز در مدرسه به آنها یاد نمیدهند.
به خودتان لطف کنید و با کسی قرار بگذارید که میداند چهطور از زباناش استفاده کند.
@Library_Telegram
📙 کتابخوانها بسیار از سنشان عاقلترند.
تحقیقی در سال ۲۰۱۰ ثابت کرده که هر چهقدر بیشتر برای کودکان کتاب بخوانیم، «تئوری ذهن» در آنها قویتر میشود و در نهایت باعث میشود این بچهها واقعا عاقلتر شوند، با محیطشان بیشتر انطباق پیدا کنند و قدرت درکشان بالاتر برود.
تجربههای قهرمانهای داستانها تبدیل به تجربههای خود خوانندهها میشود. هر درد و رنجی که شخصیت داستان میکشد، تبدیل به باری میشود که خواننده باید تحمل کند. خوانندههای کتابها هزاران بار زندگی میکنند و از هر کدام از این تجربهها چیزی یاد میگیرند.
اگر دنبال کسی هستید که شما را تکمیل کند و فضای خالی قلبتان را پر کند، میتوانید این کتابخوانها را در کافیشاپها، پارکها و متروها پیدا کنید. چند دقیقه که صحبت کنید، آنها را به جا خواهید آورد.
📕کتابخوانها با شما حرف نمیزنند، با شما رابطه برقرار میکنند.
آنها در نامهها یا مسجهایشان انگار برایتان شعر مینویسند. صرفا به سوالاتتان جواب نمیدهند یا بیانیه صادر نمیکنند، بلکه با عمیقترین فکرها و تئوریها پاسخ شما را میدهند. شما را با دانش بالای کلمات و ایدههایشان مسحور خواهند کرد.
تحقیقات دیگری در دانشگاه برکلی نشان داده، کتاب خواندن برای کودکان باعث میشود آنها کلماتی را یاد بگیرند که هرگز در مدرسه به آنها یاد نمیدهند.
به خودتان لطف کنید و با کسی قرار بگذارید که میداند چهطور از زباناش استفاده کند.
@Library_Telegram
👍2
زمستان میرود و روسیاهی به ذغال میماند.
در ایام قدیم عمده ترین سوخت منازل ذغال بود و تهیه آن دشوار. مردم حتی خاکه ذغالی را که در کف انبار میماند برای گرم کردن کرسی استفاده میکردند. قبل از زمستان باید ذغال تهیه و انبار میشد چون در زمستان تهیه ذغال سخت بود و افراد سودجو ذغال را گران میفروختند. اما به هر حال زمستان و سختیهایش تمام شده و میگذشت.
این ضربالمثل که یک مثل فارسی است،
در مواقعی به کار میرود که کسی به دیگری بدی کرده و یا امیدش را ناامید کرده باشد و به این فکر نکند که روزی اوضاع عوض شده و شخص گرفتار خلاص میشود.
به این معنی که بالاخره هر چه بود گذشت و یا هر طور بود مسئله حل و کار انجام شد امّا فقط سرافکندگی و خجالت برای آن شخصی که بدی کرده باقی خواهد ماند. ⛄️
م۰اشک
@Library_Telegram
در ایام قدیم عمده ترین سوخت منازل ذغال بود و تهیه آن دشوار. مردم حتی خاکه ذغالی را که در کف انبار میماند برای گرم کردن کرسی استفاده میکردند. قبل از زمستان باید ذغال تهیه و انبار میشد چون در زمستان تهیه ذغال سخت بود و افراد سودجو ذغال را گران میفروختند. اما به هر حال زمستان و سختیهایش تمام شده و میگذشت.
این ضربالمثل که یک مثل فارسی است،
در مواقعی به کار میرود که کسی به دیگری بدی کرده و یا امیدش را ناامید کرده باشد و به این فکر نکند که روزی اوضاع عوض شده و شخص گرفتار خلاص میشود.
به این معنی که بالاخره هر چه بود گذشت و یا هر طور بود مسئله حل و کار انجام شد امّا فقط سرافکندگی و خجالت برای آن شخصی که بدی کرده باقی خواهد ماند. ⛄️
م۰اشک
@Library_Telegram
قاپ کسی را دزدیدن !
عبارت مثلی بالا کنایه از این است که کسی را به لطایف الحیل تحت تاثیر قرار دهند و آنچنان نظر مساعدش را به خود جلب کنند که :" هر چه از او بخواهند بکند و هرحرفی به او بگویند باور نماید و مخصوصا در مورد قسمت دوم بیشتر موقع استعمال دارد ."
قاپ به معنی : استخوانی خرد در پاچه گوسفند و غیره آمده وآن را قاپ مورد نظر استخوان پاشنه و سر زانوی گوسفند است که با آن قاپ بازی میکنند .
این بازی اختصاص به افراد و جوانان طبقه سوم دارد و با آن چند نوع بازی می کنند که اهم آنها عبارت از قاپ سرپا که به دوطریقه تیلی و پئی که امروزه رواج چندانی ندارد ، و سه قاپ وچهارقاپ و جز اینهاست .
بازی سه قاپ همان طوری که از اسمش پیداست ازسه قاپ تشکیل شده وراجع به طرز و کیفیت این نوع بازی در مقاله نقش آوردن تعريف خواهد شد.
قاپ بازی به این ترتیب است که مقداری قاپ معمولی را در وسط دایره ای به شکل افقی میچینند . هر یک از بازیکنان یک شاه قاپ در میان دو انگشت دست دارند و در خارج دایره متن و پشت سر هم با شاه قاپها به قاپهای وسط دایره میزنند . هر کس توانست قاپهای بیشتری را بزند و از دایره خارج کند برنده شناخته می شود .
مطلب و موضوع مقاله بر سر همین شاه قاپ است . شاه قاپ بزرگتر از قاپهای معمولی است . و برای آنکه سنگین باشد معمولا قسمت مقعر وفرو رفته آن را که جیک میگویند با سرب پر می کنند و یا به طور کلی آنرا سوراخ کرده درونش را سرب می ریزند تا به علت ثقل وسنگینی بتواند قاپها را از وسط دایره خارج کند . این عمل را بارزدن قاپ و آن قاپ را قاپ پر یا قاپ بارزده می گویند .
به قول دانشمند معاصرآقای جمال زاده :" مردم کهنه قالتاق وکاربر و آزموده و ناقلا را نیز میگویند : فلانی قاپش پراست ."
پیداست هرکس قاپش از نظر سنگینی خوشدست و آماده تر باشد در بازی موفقتر است . در بازیهای دیگر هم بعضیها با قاپهای مخصوص خودشان که قبلا آن را پر کرده اند بازی می کنند تا هر نقشی را که بخواهند بر زمین بنشیند .
این قاپها در نزد اهل فن خیلی قیمت دارد و اگراین قاپها دزدیده شود سارق و رباینده آن هر چه از صاحب قاپ بخواهد ناچار است تمکین کند و قاپش را پس بگیرد . درازمنه واعصار گذشته که بازیها و تفریحات سالم به قدر کفایت وجود نداشت قاپ بازی در نزد جوانان وحتی پیران و سالمندان فارغ البال کاملا رایج بوده است .
@Library_Telegram
عبارت مثلی بالا کنایه از این است که کسی را به لطایف الحیل تحت تاثیر قرار دهند و آنچنان نظر مساعدش را به خود جلب کنند که :" هر چه از او بخواهند بکند و هرحرفی به او بگویند باور نماید و مخصوصا در مورد قسمت دوم بیشتر موقع استعمال دارد ."
قاپ به معنی : استخوانی خرد در پاچه گوسفند و غیره آمده وآن را قاپ مورد نظر استخوان پاشنه و سر زانوی گوسفند است که با آن قاپ بازی میکنند .
این بازی اختصاص به افراد و جوانان طبقه سوم دارد و با آن چند نوع بازی می کنند که اهم آنها عبارت از قاپ سرپا که به دوطریقه تیلی و پئی که امروزه رواج چندانی ندارد ، و سه قاپ وچهارقاپ و جز اینهاست .
بازی سه قاپ همان طوری که از اسمش پیداست ازسه قاپ تشکیل شده وراجع به طرز و کیفیت این نوع بازی در مقاله نقش آوردن تعريف خواهد شد.
قاپ بازی به این ترتیب است که مقداری قاپ معمولی را در وسط دایره ای به شکل افقی میچینند . هر یک از بازیکنان یک شاه قاپ در میان دو انگشت دست دارند و در خارج دایره متن و پشت سر هم با شاه قاپها به قاپهای وسط دایره میزنند . هر کس توانست قاپهای بیشتری را بزند و از دایره خارج کند برنده شناخته می شود .
مطلب و موضوع مقاله بر سر همین شاه قاپ است . شاه قاپ بزرگتر از قاپهای معمولی است . و برای آنکه سنگین باشد معمولا قسمت مقعر وفرو رفته آن را که جیک میگویند با سرب پر می کنند و یا به طور کلی آنرا سوراخ کرده درونش را سرب می ریزند تا به علت ثقل وسنگینی بتواند قاپها را از وسط دایره خارج کند . این عمل را بارزدن قاپ و آن قاپ را قاپ پر یا قاپ بارزده می گویند .
به قول دانشمند معاصرآقای جمال زاده :" مردم کهنه قالتاق وکاربر و آزموده و ناقلا را نیز میگویند : فلانی قاپش پراست ."
پیداست هرکس قاپش از نظر سنگینی خوشدست و آماده تر باشد در بازی موفقتر است . در بازیهای دیگر هم بعضیها با قاپهای مخصوص خودشان که قبلا آن را پر کرده اند بازی می کنند تا هر نقشی را که بخواهند بر زمین بنشیند .
این قاپها در نزد اهل فن خیلی قیمت دارد و اگراین قاپها دزدیده شود سارق و رباینده آن هر چه از صاحب قاپ بخواهد ناچار است تمکین کند و قاپش را پس بگیرد . درازمنه واعصار گذشته که بازیها و تفریحات سالم به قدر کفایت وجود نداشت قاپ بازی در نزد جوانان وحتی پیران و سالمندان فارغ البال کاملا رایج بوده است .
@Library_Telegram
👍1
📕 #قصر_قورباغه_ها
✍ #یوستین_گوردر
قصر قورباغهها نام کتابیست نوشتهٔ یوستین گردر نویسنده نروژی که در سال ۱۹۸۸ میلادی در نروژ منتشر شدهاست.این کتاب در سال ۱۳۷۷ توسط مهرداد بازیاری ترجمه شد و نشر هرمس (کیمیا) آن را منتشر کرد.قصرقورباغهها یک داستان ویژهٔ کودکان و نوجوانان است.
کریستوفر پسر کوچکیست که دلتنگ پدربزرگ فوت شدهاش است، شبی کوتولهای در مقابل او ظاهر میشود و کریستوفر را به یک سرزمینرویایی که یک قصر آنجاست میبرد در حالی که خدمتکارها مارمولکاند و قورباغههایی آنجاست که حالت جادویی دارند و..
@Library_Telegram
✍ #یوستین_گوردر
قصر قورباغهها نام کتابیست نوشتهٔ یوستین گردر نویسنده نروژی که در سال ۱۹۸۸ میلادی در نروژ منتشر شدهاست.این کتاب در سال ۱۳۷۷ توسط مهرداد بازیاری ترجمه شد و نشر هرمس (کیمیا) آن را منتشر کرد.قصرقورباغهها یک داستان ویژهٔ کودکان و نوجوانان است.
کریستوفر پسر کوچکیست که دلتنگ پدربزرگ فوت شدهاش است، شبی کوتولهای در مقابل او ظاهر میشود و کریستوفر را به یک سرزمینرویایی که یک قصر آنجاست میبرد در حالی که خدمتکارها مارمولکاند و قورباغههایی آنجاست که حالت جادویی دارند و..
@Library_Telegram