#تلنگر
امروز هرگاه خواستید کلمه ای ناخوشایند به زبان آورید؛ به کسانی فکر کنید که قادر به تکلّم نیستند.
قبل از اینکه بخواهید از مزّه ی غذای تان شکایت کنید، به کسی فکر کنید که اصلاً چیزی برای خوردن ندارد.
امروز پیش از آنکه از زندگی تان شکایت کنید، به کسی فکر کنید که خیلی زود هنگام، از دنیا رفته
قبل از آنکه از فرزندان تان شکایت کنی، به کسی فکر کنید که آرزوی بچّه دار شدن دارد
پیش از نالیدن از مسافتی که مجبورید رانندگی کنید، به کسی فکر کنید که مجبور است همان مسیر را پیاده طی کند.
و پیش از آنکه از شغل تان خسته شوید
و از آن شکایت کنید، به افراد بیکار و ناتوان و کسانی که در آرزوی داشتن شغل شما هستند فکر کنید.
زندگی، یک نعمت است با غر زدن و نالیدن به کام خودتان و اطرافیان تلخش نکنید.
@Library_Telegram
امروز هرگاه خواستید کلمه ای ناخوشایند به زبان آورید؛ به کسانی فکر کنید که قادر به تکلّم نیستند.
قبل از اینکه بخواهید از مزّه ی غذای تان شکایت کنید، به کسی فکر کنید که اصلاً چیزی برای خوردن ندارد.
امروز پیش از آنکه از زندگی تان شکایت کنید، به کسی فکر کنید که خیلی زود هنگام، از دنیا رفته
قبل از آنکه از فرزندان تان شکایت کنی، به کسی فکر کنید که آرزوی بچّه دار شدن دارد
پیش از نالیدن از مسافتی که مجبورید رانندگی کنید، به کسی فکر کنید که مجبور است همان مسیر را پیاده طی کند.
و پیش از آنکه از شغل تان خسته شوید
و از آن شکایت کنید، به افراد بیکار و ناتوان و کسانی که در آرزوی داشتن شغل شما هستند فکر کنید.
زندگی، یک نعمت است با غر زدن و نالیدن به کام خودتان و اطرافیان تلخش نکنید.
@Library_Telegram
👏2👍1👎1
📔 متفکران بزرگ مدرسه زندگی
60 ابزار ساده که زندگی شما را بهبود میبخشند
در کتاب پیش رو آثار برگزیدهٔ مدرسهٔ زندگی گرد هم آمده است: کتاب گزیدهای از بزرگترین متفکران حوزهٔ فلسفه، تئوری سیاسی، جامعه شناسی، روانکاوی، هنر، معماری و ادبیات است؛ متفکرانی که به باور ما آموختنیهای بسیاری برای اکنونِ ما دارند.
متفکرانی همچون زیگموند فروید در زمینه روان درمانی، افلاطون در زمینه فلسفه، ماکیاولی در حوزه سیاست، بودا نماینده فلسفه شرق، سند بندیکت در زمینه جامعهشناسی، آندرا پالادیو در حوزه معماری و جین آستین در عرصه ادبیات در این کتاب معرفی شدهاند و تاریخچه و اساس تفکر و اندیشهشان برای خواننده به گونهای جذاب بیان شده است.
خواندن کتاب متفکران بزرگ را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم :
اگر دوست دارید با اندیشه و بینش متفکران بزرگ در حوزههای مختلف آشنا شوید، خواندن این کتاب را به شما پیشنهاد میکنیم.
@Library_Telegram
60 ابزار ساده که زندگی شما را بهبود میبخشند
در کتاب پیش رو آثار برگزیدهٔ مدرسهٔ زندگی گرد هم آمده است: کتاب گزیدهای از بزرگترین متفکران حوزهٔ فلسفه، تئوری سیاسی، جامعه شناسی، روانکاوی، هنر، معماری و ادبیات است؛ متفکرانی که به باور ما آموختنیهای بسیاری برای اکنونِ ما دارند.
متفکرانی همچون زیگموند فروید در زمینه روان درمانی، افلاطون در زمینه فلسفه، ماکیاولی در حوزه سیاست، بودا نماینده فلسفه شرق، سند بندیکت در زمینه جامعهشناسی، آندرا پالادیو در حوزه معماری و جین آستین در عرصه ادبیات در این کتاب معرفی شدهاند و تاریخچه و اساس تفکر و اندیشهشان برای خواننده به گونهای جذاب بیان شده است.
خواندن کتاب متفکران بزرگ را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم :
اگر دوست دارید با اندیشه و بینش متفکران بزرگ در حوزههای مختلف آشنا شوید، خواندن این کتاب را به شما پیشنهاد میکنیم.
@Library_Telegram
👍3
#تلنگر
ميخواهم اينطوری باشم!
حوالي سی تا چهل سالگی ؛ فهمیدم هرچه زیستم اشتباه بود!
حالا میفهمم چیزی بالاتر از سلامتی، چیزی بهتر از لحظهء حال، بااهمیت تر از شادی، باارزش تر از تخیل و در صدر ِ همه، نفس هایی که نفهمیده دَم و بازدَم می شدند !
حالا میفهمم: استرس، تشویش، دلهره، ترس ِ آزمون، ترس ِ نتیجه، ترس ِ کنکور، اضطراب ِ سربازی، ترس از آینده، وحشت از عقب ماندن، دلهرهء تنهایی، تردیدهای ِ مستاصل کننده،
نگرانی از غربت، وحشت از غریبی، غصه های ِ عصر ِ جمعه، اول ِ مهر، ۱۴ فروردین، بیکاری هرگز نه ماندگار بودند نه ارزش ِ لحظه های ِ هَدَررفته اَم را داشتند.
حالا میفهمم یک کبد ِ سالم چندبرابر ِ لیسانسم ارزشمند است. کلیه هایم از تمامی ِ کارهایم، دیسک کمرم از متراژ ِ خانه، تراکم ِ استخوانم از غروب های ِ جمعه،روحم از تمام ِ نگرانیهایم، زمانم از همهء ناشناختههای ِ آینده های ِ نیامده اَم، شادیم از تمام ِ لحظه های ِ عبوسم، امیدم از همهء یاس هایم باارزش تر بودند.
حالا میفهمم چقدر موهایم قیمتی بودند و چقدر یک ثانیه بیشتر کنار ِ فرزندم زنده بمانم ارزش ِ تمام ِ شغل های ِ دنیا را دارد.
یقین دارم آدم هایی که به معنی ِ تمام ِ کلمه، لحظهء بودنشان را میفهمند با غبار ِ غم و تردید و غصه و ترس و اضطراب و چه شَوَدها نیالودند.
در حال، ماندند و ذهن ِ شان را خالی، حِسِّ شان را چون ابر در حرکت، روحشان را با آموزه های ِ درست و حقیقی تزیین و اندیشه هایشان را آزاد و تخیل شان را سرشار می کنند.
به معنی ِ حقیقی ِ کلمه زنده اند و زندگی می کنند و به معنی ِ واقعی ِ کلمه در آرامش میمیرند:
سرخوش، همچون فصلی از زندگی،
جزیی از زندگی و در مسیر زندگی.
@Library_Telegram
ميخواهم اينطوری باشم!
حوالي سی تا چهل سالگی ؛ فهمیدم هرچه زیستم اشتباه بود!
حالا میفهمم چیزی بالاتر از سلامتی، چیزی بهتر از لحظهء حال، بااهمیت تر از شادی، باارزش تر از تخیل و در صدر ِ همه، نفس هایی که نفهمیده دَم و بازدَم می شدند !
حالا میفهمم: استرس، تشویش، دلهره، ترس ِ آزمون، ترس ِ نتیجه، ترس ِ کنکور، اضطراب ِ سربازی، ترس از آینده، وحشت از عقب ماندن، دلهرهء تنهایی، تردیدهای ِ مستاصل کننده،
نگرانی از غربت، وحشت از غریبی، غصه های ِ عصر ِ جمعه، اول ِ مهر، ۱۴ فروردین، بیکاری هرگز نه ماندگار بودند نه ارزش ِ لحظه های ِ هَدَررفته اَم را داشتند.
حالا میفهمم یک کبد ِ سالم چندبرابر ِ لیسانسم ارزشمند است. کلیه هایم از تمامی ِ کارهایم، دیسک کمرم از متراژ ِ خانه، تراکم ِ استخوانم از غروب های ِ جمعه،روحم از تمام ِ نگرانیهایم، زمانم از همهء ناشناختههای ِ آینده های ِ نیامده اَم، شادیم از تمام ِ لحظه های ِ عبوسم، امیدم از همهء یاس هایم باارزش تر بودند.
حالا میفهمم چقدر موهایم قیمتی بودند و چقدر یک ثانیه بیشتر کنار ِ فرزندم زنده بمانم ارزش ِ تمام ِ شغل های ِ دنیا را دارد.
یقین دارم آدم هایی که به معنی ِ تمام ِ کلمه، لحظهء بودنشان را میفهمند با غبار ِ غم و تردید و غصه و ترس و اضطراب و چه شَوَدها نیالودند.
در حال، ماندند و ذهن ِ شان را خالی، حِسِّ شان را چون ابر در حرکت، روحشان را با آموزه های ِ درست و حقیقی تزیین و اندیشه هایشان را آزاد و تخیل شان را سرشار می کنند.
به معنی ِ حقیقی ِ کلمه زنده اند و زندگی می کنند و به معنی ِ واقعی ِ کلمه در آرامش میمیرند:
سرخوش، همچون فصلی از زندگی،
جزیی از زندگی و در مسیر زندگی.
@Library_Telegram
👍4
☕️ قطعهای از کتاب
سعادت انسان را میتوان با درختان مقایسه نمود. هر هنگام که از دور به تماشای آنها مینشینی بسیار زیبا و دلنشین به نظر میرسند، امّا وقتی به میان آنها میروی این زیبایی محو میشود و دیگر قادر به تماشای آن نیستی. دلیل حسادت ورزیدن ما به دیگران نیز همین است.
📕 #ترسها_و_مزخرفات_ذهنی
✍ #آرتور_شوپنهاور
@Library_Telegram
سعادت انسان را میتوان با درختان مقایسه نمود. هر هنگام که از دور به تماشای آنها مینشینی بسیار زیبا و دلنشین به نظر میرسند، امّا وقتی به میان آنها میروی این زیبایی محو میشود و دیگر قادر به تماشای آن نیستی. دلیل حسادت ورزیدن ما به دیگران نیز همین است.
📕 #ترسها_و_مزخرفات_ذهنی
✍ #آرتور_شوپنهاور
@Library_Telegram
👍2
✍خودتو به حالِ خودش رها نکن. زندگی خیلی وقتها به سازت نمیرقصه اما دلیل نمیشه توام بندازی رو دنده لج و به سازش نرقصی! یه رقصندهی ماهر باش که روزگار هر سازی زد، برقصی باهاش. اصلا سازم نزد تو برقصی! هرجا دیدی رو پاهات بند نمیشی دستِ خودتو بگیر و امیدو عصای دستت کن و با تکیه بهش بازم قدم بردار و جلو برو.. اما نشین ... وانستا ... از رویاها و اهدافت دست نکش! اونجا که مایوس و زمین خورده چشماتو از اشک بستی، قبل اینکه چشماتو وا کنی رویاتو بغل کن. با رویات برقص ... هر روز بگیرش تو آغوشت و باهاش برقص!
زندگی نمیتونه رقصِ تو و رویاهاتو تماشا کنه و پانشه برات دست بزنه. نمیتونه دیگه سازشو برات کوک نکنه. دلِ زندگیو ببر! مخشو بزن با لبخند و حرفای قشنگ و بذار عاشقت شه. زندگیتو اهلی کن. باهاش طرحِ رفاقت بریز. بهش وعده بده که باهاش میرقصی.. اونوقت مجبوره دستاتو بگیره و باهات راه بیاد و بهت لبخند بزنه و با آهنگِ دلت هماهنگ شه. رقصنده باش! زندگی یه رقص شاد و طولانی میتونه باشه جای یه جنگِ نابرابر و بیپایان! نه؟
شب۰۰۰
@Library_Telegram
زندگی نمیتونه رقصِ تو و رویاهاتو تماشا کنه و پانشه برات دست بزنه. نمیتونه دیگه سازشو برات کوک نکنه. دلِ زندگیو ببر! مخشو بزن با لبخند و حرفای قشنگ و بذار عاشقت شه. زندگیتو اهلی کن. باهاش طرحِ رفاقت بریز. بهش وعده بده که باهاش میرقصی.. اونوقت مجبوره دستاتو بگیره و باهات راه بیاد و بهت لبخند بزنه و با آهنگِ دلت هماهنگ شه. رقصنده باش! زندگی یه رقص شاد و طولانی میتونه باشه جای یه جنگِ نابرابر و بیپایان! نه؟
شب۰۰۰
@Library_Telegram
❤2👍1
تلنگر
تا وقتی کسی در کنارت هست ،
خوب نگاهش کن !!!
گاهی آدم هاآنقدر سریع میروند که
'حسرت یک نگاه سرسری را هم به دلت میگذارند ...
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻳﺮ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﻴﻢ ، ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾﺮ . . . !
ﮐﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪﻥ ﺍﺳﺖ :
گاهي ﻳﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺩﺭ ﻫﻮﺍﯼ ﺳﺮﺩ ﻏﻨﻴﻤﺖ ﻣﯽﺷﻮﺩ . . . !
ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﻗﻊ ﺳﺨﺘﻴﻬﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﭘﻨﺎﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ . . . !
ﺩﯾﺪﻥ ﯾﮏ ﺩﻭﺳﺖ ﻭ ﺁﺷﻨﺎ ﺩﺭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻭ ﻏﺮﺑﺖ ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯽﺷﻮﺩ
ﻳﮏ ﻋﺰﻳﺰ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻫﻤﻪ ﺭﻓﺖ ﻋﺰﯾﺰﻣﯽ ﺷﻮﺩ . . . !
ﯾﮏ ﺩﻭﺳﺖ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺮﻭﺩ ،
ﺧﻮﺑﯿﻬﺎﯾﺶ ﻋﯿﺎﻥ ﻣﯿﺸﻮﺩ . . . !
ﭘﺎﻳﻴﺰ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ ٬ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻗﺸﻨﮓ ﻭ
ﻗﺸﻨﮓ ﺗﺮﻣﯽ ﺷﻮﺩ . . . !
ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯿﺸﻮﺩ ..!
ﯾﮏ ﻟﺒﺨﻨﺪ ، ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﻟﺸﮑﺴﺘﻪ ﺍی ﺭﻭﯾﺎ ﻣﯿﺸﻮﺩ . . . !
تا ميتوانيم
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﭼﻴﺰﻫﺎ ﻭ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺍﻃﺮﺍﻓﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﯿﻢﻭ ﻗﺪﺭﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻧﯿﻢ . . .!
ﺯﻧﺪﮔﯽ آنقدرها هم طولانی نیست ...
هر روزی که در جوار عزیزانمان به شب می رسانیم قدرش را بدانیم۰
همیشه شاداب وبا نشاط باشید۰
✍ م۰اشک
@Library_Telegram
تا وقتی کسی در کنارت هست ،
خوب نگاهش کن !!!
گاهی آدم هاآنقدر سریع میروند که
'حسرت یک نگاه سرسری را هم به دلت میگذارند ...
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻳﺮ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﻴﻢ ، ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾﺮ . . . !
ﮐﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪﻥ ﺍﺳﺖ :
گاهي ﻳﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺩﺭ ﻫﻮﺍﯼ ﺳﺮﺩ ﻏﻨﻴﻤﺖ ﻣﯽﺷﻮﺩ . . . !
ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﻗﻊ ﺳﺨﺘﻴﻬﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﭘﻨﺎﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ . . . !
ﺩﯾﺪﻥ ﯾﮏ ﺩﻭﺳﺖ ﻭ ﺁﺷﻨﺎ ﺩﺭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻭ ﻏﺮﺑﺖ ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯽﺷﻮﺩ
ﻳﮏ ﻋﺰﻳﺰ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻫﻤﻪ ﺭﻓﺖ ﻋﺰﯾﺰﻣﯽ ﺷﻮﺩ . . . !
ﯾﮏ ﺩﻭﺳﺖ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺮﻭﺩ ،
ﺧﻮﺑﯿﻬﺎﯾﺶ ﻋﯿﺎﻥ ﻣﯿﺸﻮﺩ . . . !
ﭘﺎﻳﻴﺰ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ ٬ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻗﺸﻨﮓ ﻭ
ﻗﺸﻨﮓ ﺗﺮﻣﯽ ﺷﻮﺩ . . . !
ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯿﺸﻮﺩ ..!
ﯾﮏ ﻟﺒﺨﻨﺪ ، ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﻟﺸﮑﺴﺘﻪ ﺍی ﺭﻭﯾﺎ ﻣﯿﺸﻮﺩ . . . !
تا ميتوانيم
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﭼﻴﺰﻫﺎ ﻭ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺍﻃﺮﺍﻓﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﯿﻢﻭ ﻗﺪﺭﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻧﯿﻢ . . .!
ﺯﻧﺪﮔﯽ آنقدرها هم طولانی نیست ...
هر روزی که در جوار عزیزانمان به شب می رسانیم قدرش را بدانیم۰
همیشه شاداب وبا نشاط باشید۰
✍ م۰اشک
@Library_Telegram
📕داریوش یکم پادشاه پارسها
✍ پیتر یولیوس یونگه
موضوع نوشتار حاضر، تحلیل و شرح زندگی، شخصیت و اقدامات «داریوش اوّل هخامنشی» است. نویسندة اثر، در سالهای 1937 و 1938 در کاوشهای باستانشناسی جنوب ایران حضور داشته و نتیجة مطالعات و تحقیقات خود را در این مجموعه گردآوری کرده است. «داریوش اوّل» به عنوان یکی از بزرگترین مظاهر رهبری بشریت همواره مورد توجه تاریخ نگاران بوده است. از نظر نگارنده، «داریوش یکم» نخستین کسی است که با تغییر ارزشهای دنیای قدیم جنوب، مردم خود را بر دنیای آن زمان مسلط کرده است.
@Library_Telegram
✍ پیتر یولیوس یونگه
موضوع نوشتار حاضر، تحلیل و شرح زندگی، شخصیت و اقدامات «داریوش اوّل هخامنشی» است. نویسندة اثر، در سالهای 1937 و 1938 در کاوشهای باستانشناسی جنوب ایران حضور داشته و نتیجة مطالعات و تحقیقات خود را در این مجموعه گردآوری کرده است. «داریوش اوّل» به عنوان یکی از بزرگترین مظاهر رهبری بشریت همواره مورد توجه تاریخ نگاران بوده است. از نظر نگارنده، «داریوش یکم» نخستین کسی است که با تغییر ارزشهای دنیای قدیم جنوب، مردم خود را بر دنیای آن زمان مسلط کرده است.
@Library_Telegram
👍1
داریوش یکم پادشاه پارسها.pdf
5.2 MB
📕داریوش یکم پادشاه پارسها
✍ پیتر یولیوس یونگه
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ پیتر یولیوس یونگه
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
👍1
📕#دیوان_حکیم_نزاری_قهستانی
به اهتمام : دکتر مظاهر مصفا
اشعار نزاری، سرشار از اصطلاحات دینی، علمی و فلسفی، عرفانی و صوفیانه میباشد که آنها را در جایگاههای مناسب و در معانی درست خود به کاربرده است. بسیاری از شعرا و نویسندگان از آن جمله جامی، شاعر و عارف نامدار سده نهم برخی از اشعار حافظ را متأثر از اشعار حکیم نزاری میدانند و به عبارت دیگر معتقدند که حافظ از شیوه نزاری پیروی کردهاست.از اسماعیلیان این دوران تنها آثار نزاری به دست رسیدهاست..
بر اساس ده نسخه - سه نسخه معتبر كهن سال و متن ماشين شده رساله دكتري سيدعلي رضا مجتهدزاده تدوين و مقابله و حاشيه : مظاهر مصفا حکیم سعدالدین نزارى قهستانى (۷۲۱-۶۴۵ ه ق مطابق با ۶۹۹-۶۲۶ شمسى) از سرایندگان بزرگ نیمه دوم سده هفتم و آغاز قرن هشتم است. اغلب تذکره نویسان از او بهنام نزارى فوداجى بیرجندى یاد کردهاند. نزارى سه پسر به اسامى محمد، شهنشاه و نصرت داشته است. فرزند اول او محمد میباشد که شعر نیز میسروده و در عنفوان جوانى در گذشته است. بسیارى از شعرا و نویسندگان از آن جمله جامى شاعر و عارف نامدار سده نهم برخى از اشعار حافظ را متأثر از اشعار حکیم نزارى میدانند و یا به عبارت دیگر معتقدند که حافظ از شیوه نزارى پیروى کرده است. نزارى هم عصر سعدى بوده است.
@Library_Telegram
به اهتمام : دکتر مظاهر مصفا
اشعار نزاری، سرشار از اصطلاحات دینی، علمی و فلسفی، عرفانی و صوفیانه میباشد که آنها را در جایگاههای مناسب و در معانی درست خود به کاربرده است. بسیاری از شعرا و نویسندگان از آن جمله جامی، شاعر و عارف نامدار سده نهم برخی از اشعار حافظ را متأثر از اشعار حکیم نزاری میدانند و به عبارت دیگر معتقدند که حافظ از شیوه نزاری پیروی کردهاست.از اسماعیلیان این دوران تنها آثار نزاری به دست رسیدهاست..
بر اساس ده نسخه - سه نسخه معتبر كهن سال و متن ماشين شده رساله دكتري سيدعلي رضا مجتهدزاده تدوين و مقابله و حاشيه : مظاهر مصفا حکیم سعدالدین نزارى قهستانى (۷۲۱-۶۴۵ ه ق مطابق با ۶۹۹-۶۲۶ شمسى) از سرایندگان بزرگ نیمه دوم سده هفتم و آغاز قرن هشتم است. اغلب تذکره نویسان از او بهنام نزارى فوداجى بیرجندى یاد کردهاند. نزارى سه پسر به اسامى محمد، شهنشاه و نصرت داشته است. فرزند اول او محمد میباشد که شعر نیز میسروده و در عنفوان جوانى در گذشته است. بسیارى از شعرا و نویسندگان از آن جمله جامى شاعر و عارف نامدار سده نهم برخى از اشعار حافظ را متأثر از اشعار حکیم نزارى میدانند و یا به عبارت دیگر معتقدند که حافظ از شیوه نزارى پیروى کرده است. نزارى هم عصر سعدى بوده است.
@Library_Telegram
❤1👍1
اگر چیزی خارج از قاعده گران شود
در جوامع متمدن :
مردم خردمندانه آن را تحریم میکنند
در جوامع عصبی :
مردم شورش میکنند
ودر جوامع احساساتی :
مردم #حریصانه میخرند و انبار میکنند
بعید میدانم در تاریخ چندهزارساله بشریت هیچکس به دلیل نخوردن #پسته در شب یلدا از دنیا رفته باشد ، آجیل نه کسی را سیر میکند و نه کسی از نخوردنش دچار سوءهاضمه میشود پس میتوانیم به جای اینکه در صفهای طولانی بایستیم تا پستۀ کیلویی ٢۵٠ هزارتومانی را به خانه ببریم خشکبار نخریم و به مهمانانمان بگوییم که : نه از سر نداری و فقر بلکه به خاطر اعتراض به گرانی بیقاعده آن را نخریدیم چون ما بخشی از همین جامعه هستیم و قرار نیست هر طور که خواستند با ما رفتار کنند و اجناسشان را به هر قیمتی که تحمیل کردند بخریم !!
می توانیم برای گرم شدن محفل شب یلدا تعریف کنیم که یکبار در آلمان #شیر را بیش از حد متعارف گران کردند و پاسخ مردم به جای شورش این بود که دو روز شیشههای شیر توزیع کنندگان را از پشت در خانههایشان برنداشتند . به همین راحتی ٣ روز بعد قیمتها به روال سابق برگشت
در ادامه می توانیم این #رفتار_متمدنانه را با #رفتار سودانیها مقایسه کنیم که در اعتراض به گرانی بنزین پمپ بنزینها را آتش زدند و میلیونها دلار به کشورشان آسیب رسانند و باز میشود آنرا با #رفتار خودمان مقایسه کنیم که وقتی چیزی گران میشود خریدمان را چند برابر میکنیم تا به گران کنندگان جایزه هم بدهیم مانند فلان خود رو . این در حالیست که قطع موقتی خرید خیلی از اقلام ضرری به زندگی ما نمیزند همان طور که در آلمان هیچکس از نخوردن و هیچ اتفاقی نیافتاد
میشود علت نداشتن آجیل در شب یلدای امسال #فقر نباشد بلکه احساس مسئولیت یک شهروند در قبال جامعهاش باشد ، در این صورت مهمانان هم نه تنها ما را فقیر نخواهند پنداشت بلکه تحسینمان هم میکنند زیرا آنقدر شعور دارند که بفهمند مسئولیت اجتماعی بسیار ارزشمندتر از شکستن چند تخمه و خوردن چند پسته است
🏷 آیا وقت آن نرسیده که در مواجه با گرانیها اندکی خردمندانه عمل کنیم
۰یادمان باشد۰کتابی کوچک به فر زندان وکودکان هدیه بدهیم۰تابخوانند وبیدار بمانند۰ودراین شب بخواب نروند۰
اگر چه هوا بس ناجوانمردانه سرد است۰کانون خانواده گرم ودلتون شاد لبتون خندان صبح نزدیک است۰۰
پیشاپیش شب یلدا مبارک
✍ م۰اشک
@Library_Telegram
در جوامع متمدن :
مردم خردمندانه آن را تحریم میکنند
در جوامع عصبی :
مردم شورش میکنند
ودر جوامع احساساتی :
مردم #حریصانه میخرند و انبار میکنند
بعید میدانم در تاریخ چندهزارساله بشریت هیچکس به دلیل نخوردن #پسته در شب یلدا از دنیا رفته باشد ، آجیل نه کسی را سیر میکند و نه کسی از نخوردنش دچار سوءهاضمه میشود پس میتوانیم به جای اینکه در صفهای طولانی بایستیم تا پستۀ کیلویی ٢۵٠ هزارتومانی را به خانه ببریم خشکبار نخریم و به مهمانانمان بگوییم که : نه از سر نداری و فقر بلکه به خاطر اعتراض به گرانی بیقاعده آن را نخریدیم چون ما بخشی از همین جامعه هستیم و قرار نیست هر طور که خواستند با ما رفتار کنند و اجناسشان را به هر قیمتی که تحمیل کردند بخریم !!
می توانیم برای گرم شدن محفل شب یلدا تعریف کنیم که یکبار در آلمان #شیر را بیش از حد متعارف گران کردند و پاسخ مردم به جای شورش این بود که دو روز شیشههای شیر توزیع کنندگان را از پشت در خانههایشان برنداشتند . به همین راحتی ٣ روز بعد قیمتها به روال سابق برگشت
در ادامه می توانیم این #رفتار_متمدنانه را با #رفتار سودانیها مقایسه کنیم که در اعتراض به گرانی بنزین پمپ بنزینها را آتش زدند و میلیونها دلار به کشورشان آسیب رسانند و باز میشود آنرا با #رفتار خودمان مقایسه کنیم که وقتی چیزی گران میشود خریدمان را چند برابر میکنیم تا به گران کنندگان جایزه هم بدهیم مانند فلان خود رو . این در حالیست که قطع موقتی خرید خیلی از اقلام ضرری به زندگی ما نمیزند همان طور که در آلمان هیچکس از نخوردن و هیچ اتفاقی نیافتاد
میشود علت نداشتن آجیل در شب یلدای امسال #فقر نباشد بلکه احساس مسئولیت یک شهروند در قبال جامعهاش باشد ، در این صورت مهمانان هم نه تنها ما را فقیر نخواهند پنداشت بلکه تحسینمان هم میکنند زیرا آنقدر شعور دارند که بفهمند مسئولیت اجتماعی بسیار ارزشمندتر از شکستن چند تخمه و خوردن چند پسته است
🏷 آیا وقت آن نرسیده که در مواجه با گرانیها اندکی خردمندانه عمل کنیم
۰یادمان باشد۰کتابی کوچک به فر زندان وکودکان هدیه بدهیم۰تابخوانند وبیدار بمانند۰ودراین شب بخواب نروند۰
اگر چه هوا بس ناجوانمردانه سرد است۰کانون خانواده گرم ودلتون شاد لبتون خندان صبح نزدیک است۰۰
پیشاپیش شب یلدا مبارک
✍ م۰اشک
@Library_Telegram
❤1
✅ شش اشتباه مرگبار قذافی
موقع ترجمه کتاب ظهور و سقوط قذافی، ذهنم متوجه این موضوع بود که چه عواملی باعث سقوط این دیکتاتور شد.به طور خلاصه شش عامل زیر را می توان عنوان کرد.
یک) قذافی زمانی در لیبی به قدرت رسید که جمعیت این کشور یک و نیم میلیون نفر بود و تولید نفت خامش روزی سه میلیون بشکه.با این جمعیت کم و این پول هنگفت می شد لیبی را به بهشت روی زمین تبدیل کرد اما قذافی ترجیح داد که تقریبا همه این درآمد هنگفت را صرف حمایت از گروه های تروریستی در چهار گوشه جهان کند.
دو) اوج قساوت قذافی، قتل عام تقریبا سه هزار زندانی سیاسی در زندان ابوسلیم طرابلس بود.اینها زندانیانی بودند که مشغول گذراندن احکام زندانشان بودند.سال ها بعد، دادخواهی خانواده های همین قربانیان جرقه انقلاب علیه قذافی را زد و دودمان او را بر باد داد.
سه)قذافی برای بیش از چهل سال مشغول مهندسی اجتماعی در کشورش بود.مردم لیبی عملا در حکم خوکچه های آزمایشگاهی او بودند.هیچ دیکتاتوری به اندازه قذافی بنیان ها و ساختارهای متعارف سیاسی و اجتماعی را زیر و رو نکرد.این تجربیات احمقانه که زیر نام انقلاب انجام می شد جز مصیبت و فاجعه چیز دیگری به دنبال نیاورد.
چهار) قذافی به دلیل حمایتش از تروریسم بین الملل و عدم تحویل بمب گذار هواپیمای پان آمریکن، که موجب مرگ حدود دویست انسان بیگناه شده بود، مردم لیبی را وادار به تحمل تحریم های بین المللی کرد.این دوره تحریم ها حدود ده سال طول کشید که ماحصل آن پایین آمدن سطح رفاه عمومی، فقیر تر شدن مردم و افزایش نارضایتی عمومی از رژیم بود.
پنج)قذافی گرچه پی برده بود که بدون اصلاحات اقتصادی و سیاسی رژیمش دوام پیدا نمی کند و به جناح اصلاح طلب رژیمش هم اجازه فعالیت داده بود اما از پشت پرده چوب لای چرخ آنها می گذاشت و نهایتا هم بساط آنها را کاملا برچید و با این کار بر شدت نومیدی و نارضایتی عمومی افزود.
شش)قذافی عاقبت پس از چهل و دو سال حکمرانی با مردمی روبرو شد که علیه او به پا خاسته بودند.او تصمیم به سرکوب آنها گرفت.او چنین ارزیابی کرده بود که آمریکا و انگلستان به دلیل تجربیات ناگوار در افغانستان و عراق حاضر به دخالت نظامی در لیبی نخواهند شد و لذا او می تواند با خیال راحت مردم لیبی را سرکوب کند.اما این ارزیابی اش کاملا غلط از کار درآمد و شورای امنیت سازمان ملل متحد ضمن اعلام منطقه پرواز ممنوع بر فراز خاک لیبی به دولت های غربی اجازه دخالت نظامی در لیبی را داد.مردم لیبی هم تحت حمایت قوای نظامی غربی ها توانستند قذافی را ساقط کنند.
هر چند که سقوط دیکتاتور هنوز نتوانسته آرامش و صلح را به لیبی برگرداند.
✍️ بیژن اشتری
@Library_Telegram
موقع ترجمه کتاب ظهور و سقوط قذافی، ذهنم متوجه این موضوع بود که چه عواملی باعث سقوط این دیکتاتور شد.به طور خلاصه شش عامل زیر را می توان عنوان کرد.
یک) قذافی زمانی در لیبی به قدرت رسید که جمعیت این کشور یک و نیم میلیون نفر بود و تولید نفت خامش روزی سه میلیون بشکه.با این جمعیت کم و این پول هنگفت می شد لیبی را به بهشت روی زمین تبدیل کرد اما قذافی ترجیح داد که تقریبا همه این درآمد هنگفت را صرف حمایت از گروه های تروریستی در چهار گوشه جهان کند.
دو) اوج قساوت قذافی، قتل عام تقریبا سه هزار زندانی سیاسی در زندان ابوسلیم طرابلس بود.اینها زندانیانی بودند که مشغول گذراندن احکام زندانشان بودند.سال ها بعد، دادخواهی خانواده های همین قربانیان جرقه انقلاب علیه قذافی را زد و دودمان او را بر باد داد.
سه)قذافی برای بیش از چهل سال مشغول مهندسی اجتماعی در کشورش بود.مردم لیبی عملا در حکم خوکچه های آزمایشگاهی او بودند.هیچ دیکتاتوری به اندازه قذافی بنیان ها و ساختارهای متعارف سیاسی و اجتماعی را زیر و رو نکرد.این تجربیات احمقانه که زیر نام انقلاب انجام می شد جز مصیبت و فاجعه چیز دیگری به دنبال نیاورد.
چهار) قذافی به دلیل حمایتش از تروریسم بین الملل و عدم تحویل بمب گذار هواپیمای پان آمریکن، که موجب مرگ حدود دویست انسان بیگناه شده بود، مردم لیبی را وادار به تحمل تحریم های بین المللی کرد.این دوره تحریم ها حدود ده سال طول کشید که ماحصل آن پایین آمدن سطح رفاه عمومی، فقیر تر شدن مردم و افزایش نارضایتی عمومی از رژیم بود.
پنج)قذافی گرچه پی برده بود که بدون اصلاحات اقتصادی و سیاسی رژیمش دوام پیدا نمی کند و به جناح اصلاح طلب رژیمش هم اجازه فعالیت داده بود اما از پشت پرده چوب لای چرخ آنها می گذاشت و نهایتا هم بساط آنها را کاملا برچید و با این کار بر شدت نومیدی و نارضایتی عمومی افزود.
شش)قذافی عاقبت پس از چهل و دو سال حکمرانی با مردمی روبرو شد که علیه او به پا خاسته بودند.او تصمیم به سرکوب آنها گرفت.او چنین ارزیابی کرده بود که آمریکا و انگلستان به دلیل تجربیات ناگوار در افغانستان و عراق حاضر به دخالت نظامی در لیبی نخواهند شد و لذا او می تواند با خیال راحت مردم لیبی را سرکوب کند.اما این ارزیابی اش کاملا غلط از کار درآمد و شورای امنیت سازمان ملل متحد ضمن اعلام منطقه پرواز ممنوع بر فراز خاک لیبی به دولت های غربی اجازه دخالت نظامی در لیبی را داد.مردم لیبی هم تحت حمایت قوای نظامی غربی ها توانستند قذافی را ساقط کنند.
هر چند که سقوط دیکتاتور هنوز نتوانسته آرامش و صلح را به لیبی برگرداند.
✍️ بیژن اشتری
@Library_Telegram
👏5❤1👍1
📕 امپراطوری زرد، چنگیز خان و فرزندانش
✍ یواخیم بارکهاوزن
این کتاب یکی از مهمترین منابع پژوهشی درباره نقد و بررسی تاریخ مغولان میباشد.
چنگیز و فرزندانش با قساوت و خونریزی توانستند در مدت کوتاهی بزرگترین امپراطوری تاریخ را ایجاد کنند.
هر چند با مرگ چنگیز این امپراطوری پاره پاره شد و با خونریزیهای وحشتناکی که چنگیز و فرزندانش انجام دادند،
دنیا به چشم منفی به آنها مینگرد،
باری به دلیل اهمیت این خاندان در تاریخ جهان، پژوهشهای زیادی درمورد آنها انجام یافته که کتاب حاضر یکی از همانهاست.
🔹در مقدمه می خوانیم:
در سال های اخیر کتاب هایی در باره چنگیز خان نوشته شده است.
در این کتاب ها که عموما به شیوه داستانی نوشته شده است.
تنها سخن از شخصیت اصلی بنیانگذار حکومت مغول یعنی خود چنگیز خان بحث شده است.
حال آنکه به نظر ما لازم است تاریخی نیز درباره ی مجموعه این عجیب ترین و پهن آور ترین امپراتوری های روی زمین نوشته شود.
و در صور فرهنگی و اقتصادی و نظامی این دولت به دقت و توجهی که شایستگی آن را دارد ، نشان داده شود.
@Library_Telegram
✍ یواخیم بارکهاوزن
این کتاب یکی از مهمترین منابع پژوهشی درباره نقد و بررسی تاریخ مغولان میباشد.
چنگیز و فرزندانش با قساوت و خونریزی توانستند در مدت کوتاهی بزرگترین امپراطوری تاریخ را ایجاد کنند.
هر چند با مرگ چنگیز این امپراطوری پاره پاره شد و با خونریزیهای وحشتناکی که چنگیز و فرزندانش انجام دادند،
دنیا به چشم منفی به آنها مینگرد،
باری به دلیل اهمیت این خاندان در تاریخ جهان، پژوهشهای زیادی درمورد آنها انجام یافته که کتاب حاضر یکی از همانهاست.
🔹در مقدمه می خوانیم:
در سال های اخیر کتاب هایی در باره چنگیز خان نوشته شده است.
در این کتاب ها که عموما به شیوه داستانی نوشته شده است.
تنها سخن از شخصیت اصلی بنیانگذار حکومت مغول یعنی خود چنگیز خان بحث شده است.
حال آنکه به نظر ما لازم است تاریخی نیز درباره ی مجموعه این عجیب ترین و پهن آور ترین امپراتوری های روی زمین نوشته شود.
و در صور فرهنگی و اقتصادی و نظامی این دولت به دقت و توجهی که شایستگی آن را دارد ، نشان داده شود.
@Library_Telegram
امپراتوری_زرد_چنگیزخان_و_فرزندانش.pdf
6.1 MB
📕 امپراطوری زرد، چنگیز خان و فرزندانش
✍ یواخیم بارکهاوزن
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ یواخیم بارکهاوزن
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
ریشه ی تاریخی ضرب المثل ﺧﺮ ﮐﺮﯾﻢ ﺭﺍ ﻧﻌﻞ ﮐﺮﺩ!
کریم ﺩﺭ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﻣﻌﺎﻭﻥ ﻭ ﻧﻘﺎﺭﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﺑﯿﻮﺗﺎﺕ ﮐﻪ ﻧﻘﺎﺭﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺣﻘﻮﻕ ﻭ ﻣﻘﺮﺭﯼ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺖ. ﮐﺮﯾﻢ ﺑﻪ ﺍﻗﺘﻀﺎﯼ ﺷﻐﻠﺶ ﺑﺮ ﭼﻨﺪ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﺯ ﻣﻄﺮﺑﻬﺎﯼ ﺷﻬﺮ ﻫﻢ ﺭﯾﺎﺳﺖ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺒﻠﻐﯽ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﻣﯽ ﻧﻤﻮﺩ .
ﮐﺮﯾﻢ ﺷﯿﺮﻩ ﺍﯼ ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﺿﺮ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﻭ ﺑﺬﻟﻪ ﮔﻮﯾﯽ ﯾﺪ ﻃﻮﻻﯾﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﭘﺲ ﺍﺯ ﭼﻨﺪﯼ ﻃﺮﻑ ﺗﻮﺟﻪ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﺎﻩ ﻭﺍﻗﻊ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺩﺭﺑﺎﺭ ﻭ ﺧﻠﻮﺕ ﺷﺎﻩ ﻧﻔﻮﺫ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ.
ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﺎﻩ ﺯﯾﺎﺩ ﺍﻫﻞ ﺷﻮﺧﯽ ﻧﺒﻮﺩ ﺑﻠﮑﻪ ﮐﺮﯾﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﻬﺖ ﺩﻟﻘﮏ ﺩﺭﺑﺎﺭ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﻗﺘﻀﺎﯼ ﻣﻮﻗﻊ ﻭ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺭﻭﺯ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺑﻌﺾ ﺭﺟﺎﻝ ﻭ ﺩﺭﺑﺎﺭﯾﺎﻥ ﻣﺘﻨﻔﺬ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻧﯿﺶ ﺯﺑﺎﻥ ﻭ ﻣﺘﻠﮑﻬﺎﯾﺶ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﻭ ﺗﺨﻔﯿﻒ ﻧﻤﺎﯾﺪ. ﮐﺮﯾﻢ ﺷﯿﺮﻩ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ ﺷﻐﻞ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﺍﺵ ﮐﻪ ﻧﺎﯾﺐ ﺭﯾﯿﺲ ﻧﻘﺎﺭﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩ ﻧﺎﯾﺐ ﺭﯾﯿﺲ ﻧﻘﺎﺭﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩ ﻧﺎﯾﺐ ﮐﺮﯾﻢ ﻫﻢ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ.
ﻧﺎﯾﺐ ﮐﺮﯾﻢ ﺧﺮﯼ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭ ﯾﺎ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﺁﺷﻨﺎﯾﺎﻥ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ .
ﺧﺮ ﮐﺮﯾﻢ ﺑﻪ ﺧﻼﻑ ﺳﺎﯾﺮ ﺧﺮﻫﺎ ﺷﮑﻞ ﻭ ﺭﯾﺨﺖ ﻣﺴﺨﺮﻩﺍﯼ ﺩﺍﺷﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﮐﺮﯾﻢ ﻃﻮﺭﯼ ﺟﻞ ﻭ ﭘﺎﻻﻥ ﺑﺮ ﭘﺸﺘﺶ ﻣﯽﮔﺬﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﺪ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺷﮑﻞ ﻭ ﻫﯿﺌﺖ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪﻧﺪ. ﮐﺮﯾﻢ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﺑﻪ ﭼﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺘﻠﮏ ﻭ ﻟﯿﭽﺎﺭ ﺑﮕﻮﯾﺪ . ﭘﯿﺪﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻮﺟﻪ ﺷﺎﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑﯽ ﺍﺩﺑﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩ . ﺩﺭﺑﺎﺭﯾﺎﻥ ﻭ ﺳﺎﯾﺮ ﺭﺟﺎﻝ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻧﮑﻪ ﺍﺯ ﻧﯿﺶ ﺯﺑﺎﻧﺶ ﺩﺭ ﺍﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺑﺎﺝ ﻭ ﺭﺷﻮﻩ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ. ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻟﻘﮏ ﺑﺎﺯﯼ ﺧﻮﺷﺸﺎﻥ ﻧﻤﯽ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﮐﺮﯾﻢ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﺑﻪ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﺎﻩ ﻣﯽ ﺑﺮﺩﻧﺪ.
ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﺎﻩ ﻗﺒﻼً ﺟﺮﯾﺎﻥ ﻗﻀﯿﻪ ﻭ ﻣﺘﻠﮏ ﮐﺮﯾﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﻗﻬﻘﻬﻪ ﻣﯽ ﺯﺩ . ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺷﺎﮐﯽ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ ": ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﮔﻠﻪ ﻭ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﺑﺮﻭ ﺧﺮ ﮐﺮﯾﻢ ﺭﺍ ﻧﻌﻞ ﮐﻦ "! ﯾﻌﻨﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺷﺮ ﺯﺑﺎﻧﺶ ﺩﺭﺍﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﯽ . ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺑﺎﻻ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﻫﻤﯿﻦ ؛ ﮐﺮﯾﻢ ﻭ ﺧﺮﺵ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺿﺮﺏ ﺍﻟﻤﺜﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
@Library_Telegram
کریم ﺩﺭ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﻣﻌﺎﻭﻥ ﻭ ﻧﻘﺎﺭﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﺑﯿﻮﺗﺎﺕ ﮐﻪ ﻧﻘﺎﺭﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺣﻘﻮﻕ ﻭ ﻣﻘﺮﺭﯼ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺖ. ﮐﺮﯾﻢ ﺑﻪ ﺍﻗﺘﻀﺎﯼ ﺷﻐﻠﺶ ﺑﺮ ﭼﻨﺪ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﺯ ﻣﻄﺮﺑﻬﺎﯼ ﺷﻬﺮ ﻫﻢ ﺭﯾﺎﺳﺖ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺒﻠﻐﯽ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﻣﯽ ﻧﻤﻮﺩ .
ﮐﺮﯾﻢ ﺷﯿﺮﻩ ﺍﯼ ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﺿﺮ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﻭ ﺑﺬﻟﻪ ﮔﻮﯾﯽ ﯾﺪ ﻃﻮﻻﯾﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﭘﺲ ﺍﺯ ﭼﻨﺪﯼ ﻃﺮﻑ ﺗﻮﺟﻪ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﺎﻩ ﻭﺍﻗﻊ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺩﺭﺑﺎﺭ ﻭ ﺧﻠﻮﺕ ﺷﺎﻩ ﻧﻔﻮﺫ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ.
ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﺎﻩ ﺯﯾﺎﺩ ﺍﻫﻞ ﺷﻮﺧﯽ ﻧﺒﻮﺩ ﺑﻠﮑﻪ ﮐﺮﯾﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﻬﺖ ﺩﻟﻘﮏ ﺩﺭﺑﺎﺭ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﻗﺘﻀﺎﯼ ﻣﻮﻗﻊ ﻭ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺭﻭﺯ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺑﻌﺾ ﺭﺟﺎﻝ ﻭ ﺩﺭﺑﺎﺭﯾﺎﻥ ﻣﺘﻨﻔﺬ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻧﯿﺶ ﺯﺑﺎﻥ ﻭ ﻣﺘﻠﮑﻬﺎﯾﺶ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﻭ ﺗﺨﻔﯿﻒ ﻧﻤﺎﯾﺪ. ﮐﺮﯾﻢ ﺷﯿﺮﻩ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ ﺷﻐﻞ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﺍﺵ ﮐﻪ ﻧﺎﯾﺐ ﺭﯾﯿﺲ ﻧﻘﺎﺭﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩ ﻧﺎﯾﺐ ﺭﯾﯿﺲ ﻧﻘﺎﺭﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩ ﻧﺎﯾﺐ ﮐﺮﯾﻢ ﻫﻢ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ.
ﻧﺎﯾﺐ ﮐﺮﯾﻢ ﺧﺮﯼ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭ ﯾﺎ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﺁﺷﻨﺎﯾﺎﻥ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ .
ﺧﺮ ﮐﺮﯾﻢ ﺑﻪ ﺧﻼﻑ ﺳﺎﯾﺮ ﺧﺮﻫﺎ ﺷﮑﻞ ﻭ ﺭﯾﺨﺖ ﻣﺴﺨﺮﻩﺍﯼ ﺩﺍﺷﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﮐﺮﯾﻢ ﻃﻮﺭﯼ ﺟﻞ ﻭ ﭘﺎﻻﻥ ﺑﺮ ﭘﺸﺘﺶ ﻣﯽﮔﺬﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﺪ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺷﮑﻞ ﻭ ﻫﯿﺌﺖ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪﻧﺪ. ﮐﺮﯾﻢ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﺑﻪ ﭼﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺘﻠﮏ ﻭ ﻟﯿﭽﺎﺭ ﺑﮕﻮﯾﺪ . ﭘﯿﺪﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻮﺟﻪ ﺷﺎﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑﯽ ﺍﺩﺑﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩ . ﺩﺭﺑﺎﺭﯾﺎﻥ ﻭ ﺳﺎﯾﺮ ﺭﺟﺎﻝ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻧﮑﻪ ﺍﺯ ﻧﯿﺶ ﺯﺑﺎﻧﺶ ﺩﺭ ﺍﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺑﺎﺝ ﻭ ﺭﺷﻮﻩ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ. ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻟﻘﮏ ﺑﺎﺯﯼ ﺧﻮﺷﺸﺎﻥ ﻧﻤﯽ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﮐﺮﯾﻢ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﺑﻪ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﺎﻩ ﻣﯽ ﺑﺮﺩﻧﺪ.
ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﺎﻩ ﻗﺒﻼً ﺟﺮﯾﺎﻥ ﻗﻀﯿﻪ ﻭ ﻣﺘﻠﮏ ﮐﺮﯾﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﻗﻬﻘﻬﻪ ﻣﯽ ﺯﺩ . ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺷﺎﮐﯽ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ ": ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﮔﻠﻪ ﻭ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﺑﺮﻭ ﺧﺮ ﮐﺮﯾﻢ ﺭﺍ ﻧﻌﻞ ﮐﻦ "! ﯾﻌﻨﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺷﺮ ﺯﺑﺎﻧﺶ ﺩﺭﺍﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﯽ . ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺑﺎﻻ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﻫﻤﯿﻦ ؛ ﮐﺮﯾﻢ ﻭ ﺧﺮﺵ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺿﺮﺏ ﺍﻟﻤﺜﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
@Library_Telegram
👍1
☕️ قطعهای از کتاب
اغلب از خود میپرسم که چرا ترس بر شب غالب میشود؟ فکر میکنم که شب زاییدهی تاریکی نیست. شب همواره هست، فقط در نورِ روز قابل رویت نیست!
من آدمهای زیادی را دیدهام که از خودشان متنفرند و با مطبوع جلوه دادن خود در نظر دیگران، آن تنفر را جبران میکنند. فقط در این صورت میتوانند نسبت به خود حس بهتری داشته باشند. جالب اینجاست که در سخن نیچه "تنفر از خود" جای شب را میگیرد و "مطبوع جلوه دادن خود"، جای روز را و آن وقت؛ این جمله را دوباره باید خواند: "شب همواره هست، فقط در نورِ روز قابل رویت نیست."
📕 #و_نیچه_گریه_کرد
✍ #اروین_د_یالوم
@Library_Telegram
اغلب از خود میپرسم که چرا ترس بر شب غالب میشود؟ فکر میکنم که شب زاییدهی تاریکی نیست. شب همواره هست، فقط در نورِ روز قابل رویت نیست!
من آدمهای زیادی را دیدهام که از خودشان متنفرند و با مطبوع جلوه دادن خود در نظر دیگران، آن تنفر را جبران میکنند. فقط در این صورت میتوانند نسبت به خود حس بهتری داشته باشند. جالب اینجاست که در سخن نیچه "تنفر از خود" جای شب را میگیرد و "مطبوع جلوه دادن خود"، جای روز را و آن وقت؛ این جمله را دوباره باید خواند: "شب همواره هست، فقط در نورِ روز قابل رویت نیست."
📕 #و_نیچه_گریه_کرد
✍ #اروین_د_یالوم
@Library_Telegram
👍2
☕️ قطعهای از کتاب
گذر زمان به چیزی که عقربههای ساعت نشان میدهند، هیچ ربطی ندارد. این زمانسنجها فقط روی چرخ دندههایی استوارند که فکر نمیکنند، احساسی ندارند و بر پیچ و مهرههایی بیروح تکیه کردهاند. آنها نمیدانند که پنج ثانیه یعنی چه و فقط شمارش میکنند: یک، دو، سه، چهار و پنج. این مساله هم یک شکنجهٔ دردآلود و هم لذتی بیانتها است.
📕 #بینایی
✍ #ژوزه_ساراماگو
@Library_Telegram
گذر زمان به چیزی که عقربههای ساعت نشان میدهند، هیچ ربطی ندارد. این زمانسنجها فقط روی چرخ دندههایی استوارند که فکر نمیکنند، احساسی ندارند و بر پیچ و مهرههایی بیروح تکیه کردهاند. آنها نمیدانند که پنج ثانیه یعنی چه و فقط شمارش میکنند: یک، دو، سه، چهار و پنج. این مساله هم یک شکنجهٔ دردآلود و هم لذتی بیانتها است.
📕 #بینایی
✍ #ژوزه_ساراماگو
@Library_Telegram
👍2
☕️ قطعهای از کتاب
میگویند وقتی آدم سقوط می کند مغزش سریع تر کار میکند، جوری که می تواند در کسری از ثانیه به هزار چیزی فکر کند. از وقتی "اوه" چهار پایه را از زیر پایش کنار زد تا لحظه ای که سقوط کرد و با یک صدای وحشتناک کف زمین ولو شد، توانست به خیلی چیزها فکر کند. حالا بی دفاع به پشت دراز کشیده و مدت مدیدی به قلابش نگاه می کند که مانند صخره ای که در مقابل امواج سهمگین مقاومت می کند، به سقف چسبیده است.
سپس با انزجار به طنابی نگاه میکند که از وسط دو نیم شده است. با خودش فکر میکند عجب جامعه ای!
اینها حتی نمی توانند یک طناب درست و حسابی تولید کنند.
درحالی که سعی می کند پایش را از هم باز کند،بی صدا لعنت می فرستد. چطور ممکن است که تولید طناب تا این حد با شکست مواجه شود، چه طور؟! با خودش فکر می کند این هم نمونه بارز اینکه آدم نمی تواند جان خودش را به صورت محترمانه بگیرد..!
📕 #مردی_به_نام_اوه
✍ #فردریک_بکمن
@Library_Telegram
میگویند وقتی آدم سقوط می کند مغزش سریع تر کار میکند، جوری که می تواند در کسری از ثانیه به هزار چیزی فکر کند. از وقتی "اوه" چهار پایه را از زیر پایش کنار زد تا لحظه ای که سقوط کرد و با یک صدای وحشتناک کف زمین ولو شد، توانست به خیلی چیزها فکر کند. حالا بی دفاع به پشت دراز کشیده و مدت مدیدی به قلابش نگاه می کند که مانند صخره ای که در مقابل امواج سهمگین مقاومت می کند، به سقف چسبیده است.
سپس با انزجار به طنابی نگاه میکند که از وسط دو نیم شده است. با خودش فکر میکند عجب جامعه ای!
اینها حتی نمی توانند یک طناب درست و حسابی تولید کنند.
درحالی که سعی می کند پایش را از هم باز کند،بی صدا لعنت می فرستد. چطور ممکن است که تولید طناب تا این حد با شکست مواجه شود، چه طور؟! با خودش فکر می کند این هم نمونه بارز اینکه آدم نمی تواند جان خودش را به صورت محترمانه بگیرد..!
📕 #مردی_به_نام_اوه
✍ #فردریک_بکمن
@Library_Telegram
👍2❤1
اگر انسانِ قرن بیست و یکم به این نتیجه رسید که یک جنگِ بزرگ او را به نابودی خواهد کشانید، و در آن برندهای نخواهد بود، و یا حتّی در صورتِ «صلحِ مسلّح» زندگی را غیرقابل تحمّل خواهد کرد، در این صورت ممکن است به دنیای بیجنگ تن دهد. برای این منظور اگر بشود تصوّرش را کرد _زیرا دنیایی که طیّ چند ده هزار سال با جنگ عادت کرده، چگونه بتواند آن را کنار بگذارد؟_ باید تمدّنهای صلحزای را به میدان آورد، و پشتوانهی پذیرشِ آنها را حدّاقل توازنِ اقتصادی و اجتماعی قرار داد.
با ایجاد ارتباط و سرعت، هیچ ملّتی اکنون نمیتواند در خانهی خود احساس آرامش و آسودگی کند، مگر آنکه حدّاقل آرامش و آسودگی بر سایر قسمتهای جهان حکمروا باشد. باید اکسیری به دست آید که اطمینان بدهد که بیش از یک راه در پیش نیست و آن مسالمت است. به این حساب، ادامهی صلح در گرو آن میشود که همبستگیِ جهانی، نزاعِ موضعی را در حکم نزاعِ جهانی بشناسد، و آن را از سرچشمه ببندد. موضوع، مستلزم نظم تازهای در تمشیّت گیتی است.
آیا تجربههای بشری، تاریخ، شاهکارهای ادبی، چکیدهی «خِرَد جهانی»، قادر هستند که این اکسیر را در اختیار بگذارند؟
#ایران_چه_حرفی_برای_گفتن_دارد
💎کانال دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
@Library_Telegram
با ایجاد ارتباط و سرعت، هیچ ملّتی اکنون نمیتواند در خانهی خود احساس آرامش و آسودگی کند، مگر آنکه حدّاقل آرامش و آسودگی بر سایر قسمتهای جهان حکمروا باشد. باید اکسیری به دست آید که اطمینان بدهد که بیش از یک راه در پیش نیست و آن مسالمت است. به این حساب، ادامهی صلح در گرو آن میشود که همبستگیِ جهانی، نزاعِ موضعی را در حکم نزاعِ جهانی بشناسد، و آن را از سرچشمه ببندد. موضوع، مستلزم نظم تازهای در تمشیّت گیتی است.
آیا تجربههای بشری، تاریخ، شاهکارهای ادبی، چکیدهی «خِرَد جهانی»، قادر هستند که این اکسیر را در اختیار بگذارند؟
#ایران_چه_حرفی_برای_گفتن_دارد
💎کانال دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن
@Library_Telegram
❤1
ماهارشی به همه جویندگان جدی حقیقت میگوید :
"شما هر مرحلهای و برای هر چیزی میگویید " من "، " من "؛ " من میخواهم این را بدانم"، "من این احساس را میکنم "، " من این فکر را میکنم "، و الی آخر. از خودتان بپرسید این " من " کیست، این فکر "من" از کجا صادر میشود، سرچشمه او چیست ؛ ذهن خودتان را محکم بر این فکر به قیمت حذف همه فکرهای دیگر متمرکز کنید، و آن فرایند شما را زودتر یا دیرتر به درک واقعیت خویش خودتان هدایت خواهد کرد."
روش خیلیساده این است: شما از خودتان میپرسید " من کیستم؟ " و سعی میکنید تا سرتاسر ذهن خودتان را متمرکز در بدست آوردن پاسخی برای آن سؤال حفظ کنید. بله ، این حقیقت دارد که فکرهای ناخوانده دیگری نیز در درون شما برخواهند خواست و به شما هجوم میآورند و سعی میکنند که توجه شما را منحرف کنند. اما به هر حال برای همه این فکرها، فکر "من" سرچشمه و مبنا (مصدر) است. پس بدین ترتیب هر فکری که برمیخیزد، بیآنکه اجازه دهید به رشد خودش ادامه دهد، بپرسید چه کسی این فکر را به دست میآورد. پاسخ " من " خواهد بود. سپس از خودتان بپرسید، " این " من " کیست و از کجا میآید؟ "
ماهارشی میگویند ، " بوسیله تنوع و تعدد فکرهایی که تلاش میکنند که شما را منحرف کنند دلسردشده نباشید. روش بالا را با ایمان و امید دنبال کنید و به طور قطع موفق خواهید شد."
نقل از مرید : Devaraja Mudaliar
@Library_Telegram
"شما هر مرحلهای و برای هر چیزی میگویید " من "، " من "؛ " من میخواهم این را بدانم"، "من این احساس را میکنم "، " من این فکر را میکنم "، و الی آخر. از خودتان بپرسید این " من " کیست، این فکر "من" از کجا صادر میشود، سرچشمه او چیست ؛ ذهن خودتان را محکم بر این فکر به قیمت حذف همه فکرهای دیگر متمرکز کنید، و آن فرایند شما را زودتر یا دیرتر به درک واقعیت خویش خودتان هدایت خواهد کرد."
روش خیلیساده این است: شما از خودتان میپرسید " من کیستم؟ " و سعی میکنید تا سرتاسر ذهن خودتان را متمرکز در بدست آوردن پاسخی برای آن سؤال حفظ کنید. بله ، این حقیقت دارد که فکرهای ناخوانده دیگری نیز در درون شما برخواهند خواست و به شما هجوم میآورند و سعی میکنند که توجه شما را منحرف کنند. اما به هر حال برای همه این فکرها، فکر "من" سرچشمه و مبنا (مصدر) است. پس بدین ترتیب هر فکری که برمیخیزد، بیآنکه اجازه دهید به رشد خودش ادامه دهد، بپرسید چه کسی این فکر را به دست میآورد. پاسخ " من " خواهد بود. سپس از خودتان بپرسید، " این " من " کیست و از کجا میآید؟ "
ماهارشی میگویند ، " بوسیله تنوع و تعدد فکرهایی که تلاش میکنند که شما را منحرف کنند دلسردشده نباشید. روش بالا را با ایمان و امید دنبال کنید و به طور قطع موفق خواهید شد."
نقل از مرید : Devaraja Mudaliar
@Library_Telegram
👍3