کتابخانه تلگرام
102K subscribers
2.89K photos
708 videos
10.5K files
1.97K links
انواع کتاب کمیاب و ممنوعه
رمان، داستان
علمی، تخیلی، آموزشی
تاریخی، سیاسی
مطالب و داستانهای آموزنده و ...

ارتباط با ادمین:⬇️
@Library_Telegram_Bot

صفحه اینستاگرام کانال⬇️
https://www.instagram.com/library_telegram/
Download Telegram
باستان_شناسی_و_تاریخ_سیستان_و_بلوچستان.pdf
5.3 MB
📕 باستان‌شناسی و تاریخ سیستان و بلوچستان

دکتر منصور سید سجادی


@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
👍1
#اندکی_تفکر

هرگز حاضر نیستم به خاطر عقایدم بمیرم ، چرا که ممکن است عقایدم اشتباه باشند

👤برتراند راسل

این جمله رو اولین بار که شنیدم زندگیمو عوض کرد
از اون موقع کمتر نظر میدم و بحث میکنم، و وقتی همه دارن سر یه موضوعی همدیگرو جر میدن، من همونیم که یه گوشه دارم چای میخورم و سیگار میکشم :)


م۰اشک

@Library_Telegram
👏3
#یک_فنجان_تفکر

✍️ ماجرای ترس از اجاق‌گازِ مفت و بازار سهام!

💢 سال گذشته، خانواده‌ی همسرم قصد اسباب‌کشی و رفتن به خانه‌ی جدید خودشان را داشتند، که بعد از ده، دوازده سال بالاخره آماده شده بود. توی خانه‌ی جدید، مثالِ اغلب خانه‌های نوساز، وسایلی چون اجاق‌گاز رومیزی تعبیه شده بود و این یعنی آن‌ها باید قید اجاق‌گاز ایتالیایی پنج‌شعله‌ای را که داشتند، می‌زدند. مادرخانمم از من خواست که آن را به آدم نیازمندی، اگر می‌شناسم، ببخشم. من هم راستش کسی به ذهنم نرسید. این بود که آن را توی سایت دیوار آگهی کردم تا پولش را بگیرم و بعد صرف کار خیری بکنم. قیمت اجاق‌گاز را، که از قضا خیلی هم تمیز و بی‌نقص بود، شصت هفتاد درصد زیر قیمت آگهی کردم. چند نفر بلافاصله تماس گرفتند و از لحن‌شان پیدا بود که برای مصرف خودشان نمی‌خواهند و فقط می‌خواهند بزخری کنند. بعد از آن‌ها، یک آقای جاافتاده‌ای زنگ زد و خیلی محترمانه خواست که تخفیفی بدهم. گفتم که جا ندارد، چون حداقل قیمت را تعیین کرده‌ام. گفت برای کار خیر می‌خواهد. پرسیدم چه کاری؟ گفت برای یک خانواده‌‌ی فقیر. پرسیدم چقدر تخفیف می‌خواهد؟ گفت دویست هزار تومان. گفتم مشکلی نیست، من سیصد هزار تومان تخفیف می‌دهم. تشکر کرد و پرسید اجاق‌گاز کجاست؟ گفتم شهرک اکباتان و اضافه کردم هر وقت راحت هستید بگویید که آنجا باشم و اجاق را تحویل‌تان بدهم. گفت ما شرق تهران هستیم. گفتم خب می‌خواهید برایتان پیک بگیرم و بفرستم؟ تشکر کرد و پرسید چقدر هزینه‌ی پیک می‌شود؟ گفتم احتمالاً شصت هفتاد هزار تومانی می‌شود. کمی من و من کرد. گفتم نگران نباشید، چون کارتان خیر است، کرایه هم با من. طرف کمی تعجب کرد. مادرخانمم که بخشی از مکالمه‌ی مرا شنیده بود، تا اسم کار خیر شنید، ماجرا را پرسید. خیلی خلاصه برایش گفتم که زیاد توی مکالمه وقفه نیفتد. او هم گفت اگر برای آدم نیازمندی می‌خواهد، لازم نیست، اصلا پولی بدهد. این را که به آن فرد گفتم، ضمن تشکر، انگار بیشتر تعجب کرد. تعجب از اینکه حاضر شده‌ام از دو میلیون تومان پول اجاق‌گاز بگذرم. این بود که اجازه خواست چند دقیقه دیگر دوباره بهم زنگ بزند. که نزد. که تا فردا شب هم نزد. من هم که آگهی را حذف کرده بودم، متعجب از آن لحن محترمانه و این رفتار عجیب، قید آگهی دوباره را زدم و فردای آن روز اجاق‌گاز را به نگهبان ساختمان بخشیدم. بعد که ماجرا را برای یکی از دوستانم تعریف کردم، ابتدا کلی به قیافه‌ی حیرت‌زده‌ی من خندید و بعد گفت ای بابا، مگر نمی‌دانی ما ایرانی‌ها تا چیزی گران و نایاب نشود، سراغش نمی‌رویم؟ تو آن‌قدر با طرف ساده و بی‌ریا برخورد کرده‌ای که ترسیده مشکلی در کار باشد یا احیانا بلایی سرش بیاید! اینجا بود که دیدم حق با دوستم است و خودم هم زدم زیر خنده. این را گفتم که برسم به بازار سرمایه. به بازاری که قیمت سهم‌ها در آن به قدری پایین آمده و ارزان شده، که انگار خیلی‌ها می‌ترسند خریدار آن‌ها باشند! شاید هم حق با آن‌ها باشد و می‌ترسند بلایی سرشان بیاید!


نقل از کانال تفکر جانبی

@Library_Telegram
👍1
#تلنگر

پنج راز طلایی آرامش :

_ قضاوت دیگری تاثیری بر زندگی من ندارد .

_مردم وظیفه ندارند مرا درک کنند .

_از کسی در برابر لطفی که به او میکنم توقعی ندارم وگرنه این لطف را در حق او نمیکنم .

_ کسانی که رفتار ناجوانمردانه با من داشته اند توسط کائنات مجازات خواهند شد هر چند من هرگز متوجه نشوم .

_ دنیا سخاوتمندتر از آن است که موفقیت کسی ، راه موفقیت مرا تنگ کند.

@Library_Telegram
👍2
#اندکی_تفکر

روزی بود و روزگاری. در دیاری پادشاهی زندگی می کرد. روزی از راهی می گذشت و هیزم شکنی را دید. پادشاه به هیزم شکن گفت داری چه کار می کنی؟ گفت: در حال شکستن هیزم هستم برای به دست آوردن مخارج زندگیم. هیزم شکن به پادشاه گفت: شما در حال انجام چه کاری هستی؟ پادشاه گفت: در حال پادشاهی.

هیزم شکن مودبانه در پاسخ گفت: تا کی می خواهی به پادشاهی ادامه بدهی؟ آخر روزی به پایان خواهد رسید. بهتر است کاری را یاد بگیری و همیشه متکی به مردم نباشی، از فکر خود استفاده کنی نه از زور بازوی دیگران.

پادشاه از هیزم شکن جدا شد و به راه خود ادامه داد و به حرف های هیزم شکن خوب فکر کرد و از روز بعد شروع کرد به یاد گرفتن حرفه های مختلف.

تا این که روزی در راهی گرفتار دزدان و راهزنان شد و او را به اسارت بردند.و هرچه همراه داشت از او گرفتند و خواستند که او را بکشند.

اما پادشاه گفت مرا نکشید و به من مجال دهید من می توانم برایتان کار کنم دزد ها از او پرسیدند چه کاری می توانی انجام دهی؟ پادشاه گفت: در قالی بافی مهارت دارم.

دزدان وسایل مورد نیاز را در اختیار پادشاه قرار دادند و او شروع به قالی بافی کرد. روز ها پشت سر هم می گذشت و پادشاه مشغول قالی بافی بود و هیچ یک از خانواده ی او هم از محل اسارتش خبر نداشت تا به کمکش بیایند. بعد از گذشت چند ماه پادشاه توانست قالی را ببافد او با زیرکی نشانی محل اختفای خود را بر روی قالی نوشته بود. قالی را به دست دزدان داد و گفت این را اگر به قصر پادشاه ببرید با قیمت خوبی از شما می خرند.

دزدان که سواد نداشتند نوشته های روی قالی را بخوانند قالی را به قصر برده و فروختند. همسر پادشاه وقتی قالی را نگاه کرد فهمید که شوهرش را کجا پنهان کرده اند و سربازان فراوانی را به سوی محل فرستاد و پادشاه را نجات دادند.

پس از آزادی پادشاه به یاد هیزم شکن افتاد که عمل کردن به نصیحت او باعث شده بود زندگیش نجات پیدا کند. هیزم شکن گفته بود:

"از فکر خود استفاده کن نه از زور بازوی دیگران"

@Library_Telegram
☕️ قطعه‌ای از کتاب

در یک روز، در یک ساعت، همه‌چیز ممکن است درست شود! نکته اصلی این است که دیگران را مثل خودتان دوست بدارید. این نکته‌ی اصلی است، همه‌چیز است. به هیچ‌ چیز دیگری احتیاج نیست. آن‌وقت بلافاصله خواهید فهمید که چطور می‌شود همه‌چیز را درست کرد. این حقیقتی است قدیمی. حقیقتی که بارها و بارها گفته شده، ولی بازهم بین انسان‌ها ریشه ندوانده!

📕 #رؤیای_آدم_مضحک

#فئودور_داستایفسکی

@Library_Telegram
💎 17عادت گفتاری افراد خیلی دوست داشتنی:

1. هرجا که می‌توانند مودب باشند، هستند
2.قدردان محبت‌های کوچک هستند
3.تعریف‌شان واقعی است
4. از ته دل همدردی می‌کنند
می‌گذارند.
5.اطلاعات مفید‌را با دیگران به اشتراک می گذارند
6. به دیگران پیشنهاد کمک می‌دهند
7. با اعتماد به نفسِ به‌جا صحبت می‌کنند
8. از اسامی و عناوینِ محترمانه استفاده می‌کنند
9. یادشان نمی‌رود که عضوی از تیم هستند
10. دیگران را به هم معرفی می‌کنند
11. نوبت‌شان را فراموش نمی‌کنند
12. به دیگران می‌گویند که به آنها اعتماد دارند
13. به دیگران اجازه می‌دهند برای خودشان تصمیم بگیرند
14. گوش می‌دهند و می‌خواهند بیشتر بدانند
15. مسئولیت‌پذیر هستند
16. حمایت‌شان را اعلام می‌کنند
17. همیشه می‌پرسند: «چرا که نه؟»
آدم‌ های دوست داشتنی اغلب آدم‌هایی رویاپرداز، مثبت‌نگر و عمل‌گرا هستند.

💎 17عادت گفتاری افراد خیلی دوست داشتنی:

1. هرجا که می‌توانند مودب باشند، هستند
2.قدردان محبت‌های کوچک هستند
3.تعریف‌شان واقعی است
4. از ته دل همدردی می‌کنند
می‌گذارند.
5.اطلاعات مفید‌را با دیگران به اشتراک می گذارند
6. به دیگران پیشنهاد کمک می‌دهند
7. با اعتماد به نفسِ به‌جا صحبت می‌کنند
8. از اسامی و عناوینِ محترمانه استفاده می‌کنند
9. یادشان نمی‌رود که عضوی از تیم هستند
10. دیگران را به هم معرفی می‌کنند
11. نوبت‌شان را فراموش نمی‌کنند
12. به دیگران می‌گویند که به آنها اعتماد دارند
13. به دیگران اجازه می‌دهند برای خودشان تصمیم بگیرند
14. گوش می‌دهند و می‌خواهند بیشتر بدانند
15. مسئولیت‌پذیر هستند
16. حمایت‌شان را اعلام می‌کنند
17. همیشه می‌پرسند: «چرا که نه؟»
آدم‌ های دوست داشتنی اغلب آدم‌هایی رویاپرداز، مثبت‌نگر و عمل‌گرا هستند.۰۰۰

@Library_Telegram
👍1
📕 #فرزندان_یخ

#جک_لندن

کتاب فرزندان یخ اثری از جک لندن می باشد
که همانند بسیاری از آثار او در رابطه با قطب و سرمای آن و ماجراجویی های آن می باشد.
این اثر برای اولین بار توسط خشایار قائم مقامی در سال 1361 ترجمه شده است.

خلاصه کتاب:

در زیر چنین فشاری که آن همه جوانان را به زانو در آورده بود تارواتر پیر نیز رفته رفته درهم می شکست.
سرفه هاییش وحشتناک شده بود
و اگر همراهان ناامیدش شبها تا صبح بیدار نگه نمی داشت.
رفته رفته مبتلا به سرمازدگی شد.
به طوری که با تمام لباس هایی که داشت به بستر می رفت و در کیسه لباس هایش دیگر چیزی برای پوشیدن نبود.
تمام لباس هایی را که داشت به جسم لاغر خود پیچیده بود.
بیل بزرگ می گفت: اگر او حالا که حرارت سنج بیش از بیست درجه فارنهایت نیست تمام لباس هایش را می پوشد
پس وقتی 50 یا 60 درجه زیر صفر باشد چه خواهد کرد

@Library_Telegram
👍1
فرزندان یخ - جک لندن.pdf
4.1 MB
📕 #فرزندان_یخ

#جک_لندن


@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
👏1
☕️ قطعه‌ای از کتاب

آیا تا به حال متوجه شده‌اید که ما گاه خود را وادار به تحمل کسانی می‌کنیم که هر نامی می‌توان به آنها نهاد جز دوست!؟

آنچه مهم است این است که این افراد برای ما حاصلی جز احساس بی‌اعتمادی، ناامنی، سرخوردگی، درد و رنج ندارند چرا که یا همواره ما را در مواقع نیاز تنها گذاشته‌اند یا اعتماد به نفس ما را خدشه‌دار کرده‌اند، گاه حس می‌کنیم با ما در رقابت یا حسادتی پنهان هستند.


📕 #آدم‌های_سمی

#لیلیان_گلاس

@Library_Telegram
ازين مارخوار اهرمن چهرگان
ز دانایی و شرم بی بهرگان
نه گنج و نه نام و نه تخت و نژاد
همی داد خواهند گيتی بباد
بسی گنج و گوهر پراگنده شد
بسی سر به خاک اندر آگنده شد
چنين گشت پرگار چرخ بلند
که آيد بدين پادشاهی گزند
ازين زاغ ساران بی آب و رنگ
نه هوش و نه دانش نه نام و نه ننگ
که نوشين روان ديده بود اين به خواب
کزين تخت به پراگند رنگ و آب
چنان ديد کز تازيان صد هزار
هيونان مست و گسسته مهار
گذر يافتندی با روند رود
نماندی برين بوم بر تار و پود
به ايران و بابل نه کشت و درود
به چرخ زحل برشدی تيره دود
هم آتش به مردی به آتشکده
شدی تيره نوروز و جشن سده
از ايوان شاه جهان کنگره
فتادی به ميدان او يکسره
کنون خواب را پاسخ آمد پديد
ز ما بخت گردن بخواهد کشيد
شود خوار هرکس که هست ارجمند
فرومايه را بخت گردد بلند
پراکنده گردد بدی در جهان
گزند آشکارا و خوبی نهان
بهر کشوری در ستمگاره يی
پديد آيد و زشت پتياره یی
نشان شب تيره آمد پديد
همی روشنایی بخواهد پريد

#ابوالقاسم_فردوسی

@Library_Telegram
1👍1
ضرب المثل اگر تو کلاغی من بچه کلاغم به فرد یا افرادی می گویند که «خود» را زرنگ و باتجربه می‌دانند و دیگران را بلانسبت احمق فرض می‌کنند!

روزی بود، روزگاری بود. کلاغی بود که برای اولین بار جوجه دار شده بود. برای جوجه اش کرم می آورد تا بخورد. جوجه را زیر بالش می گرفت و گرم می کرد. آفتاب که می شد بالش را سایبان جوجه می کرد، و خلاصه کاملا به فکر جوجه ی یکی یکدانه اش بود.جوجه کلاغ هر روز بزرگتر از دیروز می شد و فداکاری های مادرش را می دید.
 
وقت پرواز جوجه کلاغ که شد، مادرش همه ی راه های پرواز را به او یاد داد. جوجه به خوبی پرواز کردن را یاد گرفت و روز اول پروازش را با موفقیت پشت سر گذاشت. شب که شد،مادر و جوجه هر دو خوشحال بودند که این مرحله را هم پشت سر گذاشتند. کلاغ که هنوز نگران جوجه اش بود به او گفت‌ :«گوش کن عزیزم! آدم ها حیله گر و با هوش اند. مبادا فریب آن ها رابخوری. مواظب خودت باش. پسر بچه ها همیشه به فکر آزار و اذیت جوجه کوچولوهایی مثل تو هستند. با سنگ به پر و بال آنها می زنند و اسیرشان می کنند.»

جوجه کلاغ گفت: «چشم مادر! کاملاً مواظب بچه ها هستم.»کلاغ که فکر می کرد جوجه اش تجربه‌ای ندارد، باور نمی کرد که با دو جمله نصیحت، جوجه اش به خطرهای سر راه پی برده باشد. این بود که گفت: «فقط مواظب بودن کافی نیست. چشم و گوش هایت را خوب باز کن. تا دیدی بچه‌ای قصد دارد به طرف تو سنگ پرتاب کند، فوری پرواز کن و از آنجایی که هستی دور شو.»
 
بچه کلاغ که خوب به حرف‌های مادرش گوش می‌داد گفت: مادر! اگر این آدمی‌زاده، سنگ را در آستین پنهان کرده بود، چه؟! کلاغ مادر، از این گفته بچه‌اش حیرت کرد و گفت: آفرین به تو با این همه هوش و ذکاوتت!
بچه کلاغ گفت: مادر، فراموش نکن که اگر تو کلاغی، من بچه کلاغم!

@Library_Telegram
هر نفسی که فرو می‌بریم،
مرگی را که مدام به ما
دست‌اندازی می‌کند، پس می‌زند

در نهایت، این مرگ است
که باید پیروز شود؛
زیرا از هنگام تولّد،
بخشی از سرنوشت ما شده
و فقط مدّت کوتاهی پیش از
بلعیدن طعمه‌اش، با آن بازی می‌کند

با این‌همه، ما تا آنجا که ممکن است،
با علاقه‌ی فراوان و دلواپسی زیاد
به زندگی ادامه می دهیم،
همان‌طور که تا آنجا که ممکن است
طولانی‌تر در یک حباب صابون می‌دمیم
تا بزرگ‌تر شود، گرچه با قطعیتی تمام
می‌دانیم که خواهد ترکید...

آرتور شوپنهاور

@Library_Telegram
☕️ قطعه‌ای از کتاب

کاش می توانستم بر فراز برجی بلند بایستم.
چندان که بر همه ی ولایت های آلمانی چشم انداز می یافتم
و با صدایی به رسایی رعد
در این توفان ، پر خروش تر از توفان فریاد می زدم : تا کی می خواهی بر زیر چرخ فخر دشمن
چون کِرم به خود بپیچی ؟!
آیا این همه زخم که او بر پوست بی عار تو زده است ، هنوزت به خشم نیاورده است.

حتی کوه ها هم اگر زبان داشتند ، به فریاد می گفتند ما دیری است که بر پشت بی احساس خود درد سم اسب دشمن را احساس می کنیم .

حتی صبر سنگ هم درهم می شکند از این درد . اگرچه برای لگد کوب شدن آفریده شده است آن .

هان ای ملت! آیا باید تا کی تو را بیش از سنگ لگد کوب کنند ؟


📕#چکامه_خفتان_پوش

#فریدریش_روکرت

@Library_Telegram
👍1
📚 الفباى زندگى

✍🏻 از نگاه سافار، روانشناس بزرگ ایتالیایی

▪️ A
▫️ Accept
▫️پذیرا باشید

دیگران را همان‌گونه که هستند بپذیرید، حتی اگر برایتان مشکل باشد عقاید، رفتارها و نظرات آنها را درک کنید.

▪️ B
▫️ Break away
▫️خودتان را جدا سازید

خود را از تمام چیزهایی که مانع رسیدن شما به اهدافتان می‌شود جدا سازید.

▪️C: Create
▫️خلق کنید

خانواده‌ای از آشنایان تشکیل دهید و با آنها امیدها، آرزوها، ناراحتی‌ها و شادی‌هایتان را شریک شوید.

▪️D: Decide
▫️تصمیم بگیرید

تصمیم بگیرید در زندگی موفق باشید. در آن صورت شادی راهش را به طرف شما پیدا می‌کند و اتفاقات خوشایند و دلپذیری برای شما رخ خواهد داد.

▪️E: Explore
▫️کاوشگر باشید

جستجو و آزمایش کنید. دنیا چیزهای زیادی برای ارائه دارد و شما هم قادرید چیزهای زیادی ارائه دهید. هر زمان که کار جدیدی را آزمایش می‌کنید خودتان را بیشتر می‌شناسید.

▪️F: Forgive
▫️ببخشید

ببخشید و فراموش کنید. کینه فقط بارتان را سنگین‌تر می‌کند و الهام‌بخش ناخوشایندی است. از بالا به موضوع نگاه کنید و به خاطر داشته باشید که هرکسی امکان دارد اشتباه کند.

ادامه دارد ...

@Library_Telegram
👍6
📚 الفباى زندگی

✍🏻 از نگاه سافار، روانشناس بزرگ ایتالیایی

▪️G: Grow
▫️رشد کنید

عادات و احساسات نادرست خود را ترک کنید تا نتوانند مانع و سد راه شما برای رسیدن به اهدافتان شوند.

▪️H: Hope
▫️امیدوار باشید

به بهترین چیزها امید داشته باشید و هرگز فراموش نکنید که هر چیزی امکان‌پذیر است، البته اگر در کارهایتان پشتکار داشته باشید و از خدا کمک بخواهید.

▪️I: Ignore
▫️نادیده بگیرید

امواج منفی را نادیده بگیرید. روی اهدافتان تمرکز کنید و موفقیت‌های گذشته را به خاطر بسپارید. پیروزی‌های گذشته نشانه و رابطی برای موفقیت‌های آینده خواهد بود.

▪️J: Journey
▫️سفر

به جاهای جدید سر بزنید و با فکر روشن، امکانات جدید را آزمایش کنید. سعی کنید هر روز چیزهای جدیدی را بیاموزید، بدین صورت رشد خواهید کرد و احساس زنده بودن می‌کنید.

@Library_Telegram
👍2
📚 الفباى زندگى

✍🏻 از نگاه سافار، روانشناس بزرگ ایتالیایی

▪️K: Know
▫️بدانید

بدانید که هر مسئله‌ای هرچقدر هم که سخت و دشوار باشد در نهایت حل خواهد شد. همان‌طور که گرمای مطبوع و دلپذیر بهار پس از سرمای طاقت‌فرسای زمستان می‌آید.

▪️L: Love
▫️دوست بدارید

اجازه دهید که عشق به جای نفرت، قلبتان را پر کند. زمانی که نفرت در قلب شما ساکن است هیچ فضای خالی برای عشق وجود ندارد، اما موقعی که عشق در قلبتان ساکن است، تمام خوشبختی و شادی در وجودتان قرار دارد.

▪️M: Manage
▫️مدیریت کنید

بر زمان مدیریت داشته باشید، تا نگرانی کمتری شما را رنج دهد.

▪️N: Notice
▫️توجه کنید

هرگز افراد فقیر، ناامید، رنج‌کشیده و ضعیف را نادیده نگیرید و هر نوع کمکی را که قادرید به این افراد ارائه دهید، از آنان دریغ نکنید.

@Library_Telegram
👍1
#تلنگر

امروز هرگاه خواستید کلمه ای ناخوشایند به زبان آورید؛ به کسانی فکر کنید که قادر به تکلّم نیستند.

قبل از اینکه بخواهید از مزّه ی غذای تان شکایت کنید، به کسی فکر کنید که اصلاً چیزی برای خوردن ندارد.

امروز پیش از آنکه از زندگی تان شکایت کنید، به کسی فکر کنید که خیلی زود هنگام، از دنیا رفته

قبل از آنکه از فرزندان تان شکایت کنی، به کسی فکر کنید که آرزوی بچّه دار شدن دارد

پیش از نالیدن از مسافتی که مجبورید رانندگی کنید، به کسی فکر کنید که مجبور است همان مسیر را پیاده طی کند.

و پیش از آنکه از شغل تان خسته شوید
و از آن شکایت کنید، به افراد بیکار و ناتوان و کسانی که در آرزوی داشتن شغل شما هستند فکر کنید.

زندگی، یک نعمت است با غر زدن و نالیدن به کام خودتان و اطرافیان تلخش نکنید.

@Library_Telegram
👏2👍1👎1
📔 متفکران بزرگ مدرسه زندگی
60 ابزار ساده که زندگی شما را بهبود می­‌بخشند

در کتاب پیش رو آثار برگزیدهٔ مدرسهٔ زندگی گرد هم آمده است: کتاب گزیده‌ای از بزرگترین متفکران حوزهٔ فلسفه، تئوری سیاسی، جامعه شناسی، روانکاوی، هنر، معماری و ادبیات است؛ متفکرانی که به باور ما آموختنی‌های بسیاری برای اکنونِ ما دارند.

متفکرانی همچون زیگموند فروید در زمینه روان درمانی، افلاطون در زمینه فلسفه، ماکیاولی در حوزه سیاست، بودا نماینده فلسفه شرق، سند بندیکت در زمینه جامعه‌شناسی، آندرا پالادیو در حوزه معماری و جین آستین در عرصه ادبیات در این کتاب معرفی شده‌اند و تاریخچه و اساس تفکر و اندیشه‌شان برای خواننده به گونه‌ای جذاب بیان شده است.

خواندن کتاب متفکران بزرگ را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم :

اگر دوست دارید با اندیشه و بینش متفکران بزرگ در حوزه‌های مختلف آشنا شوید، خواندن این کتاب را به شما پیشنهاد می‌کنیم.

@Library_Telegram
👍3
#تلنگر

ميخواهم اينطوری باشم!

حوالي سی تا چهل سالگی ؛ فهمیدم هرچه زیستم اشتباه بود!
حالا میفهمم چیزی بالاتر از سلامتی، چیزی بهتر از لحظهء حال، بااهمیت تر از شادی، باارزش تر از تخیل و در صدر ِ همه، نفس هایی که نفهمیده دَم و بازدَم می شدند !

حالا میفهمم: استرس، تشویش، دلهره، ترس ِ آزمون، ترس ِ نتیجه، ترس ِ کنکور، اضطراب ِ سربازی، ترس از آینده، وحشت از عقب ماندن، دلهرهء تنهایی، تردیدهای ِ مستاصل کننده،
نگرانی از غربت، وحشت از غریبی، غصه های ِ عصر ِ جمعه، اول ِ مهر، ۱۴ فروردین، بیکاری هرگز نه ماندگار بودند نه ارزش ِ لحظه های ِ هَدَررفته اَم را داشتند.

حالا میفهمم یک کبد ِ سالم چندبرابر ِ لیسانسم ارزشمند است. کلیه هایم از تمامی ِ کارهایم، دیسک کمرم از متراژ ِ خانه، تراکم ِ استخوانم از غروب های ِ جمعه،روحم از تمام ِ نگرانیهایم، زمانم از همهء ناشناخته‌های ِ آینده های ِ نیامده اَم، شادیم از تمام ِ لحظه های ِ عبوسم، امیدم از همهء یاس هایم باارزش تر بودند.

حالا میفهمم چقدر موهایم قیمتی بودند و چقدر یک ثانیه بیشتر کنار ِ فرزندم زنده بمانم ارزش ِ تمام ِ شغل های ِ دنیا را دارد.

یقین دارم آدم هایی که به معنی ِ تمام ِ کلمه، لحظهء بودنشان را میفهمند با غبار ِ غم و تردید و غصه و ترس و اضطراب و چه شَوَدها نیالودند.
در حال، ماندند و ذهن ِ شان را خالی، حِسِّ شان را چون ابر در حرکت، روحشان را با آموزه های ِ درست و حقیقی تزیین و اندیشه هایشان را آزاد و تخیل شان را سرشار می کنند.

به معنی ِ حقیقی ِ کلمه زنده اند و زندگی می کنند و به معنی ِ واقعی ِ کلمه در آرامش میمیرند:

سرخوش، همچون فصلی از زندگی،
جزیی از زندگی و در مسیر زندگی.

@Library_Telegram
👍4
☕️ قطعه‌ای از کتاب

سعادت انسان را می‌توان با درختان مقایسه نمود. هر هنگام که از دور به تماشای آن‌ها می‌نشینی بسیار زیبا و دلنشین به نظر میرسند، امّا وقتی به میان آن‌ها می‌روی این زیبایی محو می‌شود و دیگر قادر به تماشای آن نیستی. دلیل حسادت ورزیدن ما به دیگران نیز همین است.

📕 #ترس‌ها_و_مزخرفات_ذهنی

#آرتور_شوپنهاور

@Library_Telegram
👍2