📕 رژیم کیتو سالم
✍ اریک برگ
🔄 فرنوش حضرتی
طرحِ کیتوی سالم لزوماً برای افرادی که میخواهند وزن کم کنند نیست. این کتاب میتواند دیدگاه شما را نسبت به غذا تغییر دهد. مردم به غذا به عنوان چیزی برای لذت بردن مینگرند و برای اینکه خلقوخوی بهتری داشته باشند غذاهایی میخورند که برای سلامتیشان ضرر دارد اما هدف از خوردنِ غذا تامین انرژی و ترمیم بافتهای بدن است. در این کتاب از عوامل آسیبزا مانند تعدد و تکرار وعدههای غذایی و راهبردهای سلامت مانند اهمیت توجه به نوع بدن هر فرد صحبت شده است.
@Library_Telegram
✍ اریک برگ
🔄 فرنوش حضرتی
طرحِ کیتوی سالم لزوماً برای افرادی که میخواهند وزن کم کنند نیست. این کتاب میتواند دیدگاه شما را نسبت به غذا تغییر دهد. مردم به غذا به عنوان چیزی برای لذت بردن مینگرند و برای اینکه خلقوخوی بهتری داشته باشند غذاهایی میخورند که برای سلامتیشان ضرر دارد اما هدف از خوردنِ غذا تامین انرژی و ترمیم بافتهای بدن است. در این کتاب از عوامل آسیبزا مانند تعدد و تکرار وعدههای غذایی و راهبردهای سلامت مانند اهمیت توجه به نوع بدن هر فرد صحبت شده است.
@Library_Telegram
👍1
رژیم کیتو سالم.pdf
4.7 MB
📕 رژیم کیتو سالم
✍ اریک برگ
🔄 فرنوش حضرتی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ اریک برگ
🔄 فرنوش حضرتی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
📚بیست کاری که نباید اجازه بدهید کسی شما را وادار به انجام آنها کند
_نگذارید دیگران شما را به بحثهای غیرضروری بکشند.
_نگذارید دیگران منفیبافی خود را به شما منتقل کنند.
_نگذارید دیگران نقاط تاریک و زخمهای زندگی شما را مدام به یاد شما بیاورند و شما را خجالتزده کنند.
_نگذارید دیگران مدام اشتباهات شما را شما را فهرست کنند و اعتماد به نفس شما را مختل کنند. هیچ کس بدون اشتباه کردن، بزرگ نمیشود.
_نگذارید دیگران راستیهای حقیقی را در پیش شما کژ جلوه دهند.
_نگذارید کسی به شما زور بگوید.
_با دوستانی که صادق نیستند، دمخور نشوید.
_با کسانی که کارشان دروغگویی است، هم کلام نشوید
_با کسانی که تنها هدفشان از معاشرت با شما، سود جستن از تواناییها و امکانات شماست، نگردید.
_کسانی را که تنها به خاطر سرگرمی و یا ناچاری با شما طرح دوستی میریزند، جدی نگیرید.
_نگذارید کسی بین شما و افراد شایسته و صادق قرار بگیرد.
_نگذارید کسانی که از شما متنفرند، شما را به وادی نفرت بکشند.
_نگذارید مردم تخم کینه را در دل شما بکارند.
_نگذارید کسی با آگاهی از گذشته شما، حالای شما را تباه کند.
_نگذارید ترسوها شما را متقاعد کنند که تغییر چیز بدی است.
_نگذارید شما را از تعقیب اهدافتان دور کنند.
_نگذارید کسی رؤیاهایتان را مسخره کند.
_نگذارید کسی شما را از تلاش بیشتر، دلسرد کند.
_نگذارید کسی شما را به چیزهای سطح پایین قانع کند.
_نگذارید کسی بهانه شادی را حتی به خاطر خوشیهای کوچک از شما دریغ کند.
فهرست کردن و تأیید این نبایدها ساده است، اما در مقام عمل، اجرای آنها محتاج تجربه و نیز تیزهوشی است.
@Library_Telegram
_نگذارید دیگران شما را به بحثهای غیرضروری بکشند.
_نگذارید دیگران منفیبافی خود را به شما منتقل کنند.
_نگذارید دیگران نقاط تاریک و زخمهای زندگی شما را مدام به یاد شما بیاورند و شما را خجالتزده کنند.
_نگذارید دیگران مدام اشتباهات شما را شما را فهرست کنند و اعتماد به نفس شما را مختل کنند. هیچ کس بدون اشتباه کردن، بزرگ نمیشود.
_نگذارید دیگران راستیهای حقیقی را در پیش شما کژ جلوه دهند.
_نگذارید کسی به شما زور بگوید.
_با دوستانی که صادق نیستند، دمخور نشوید.
_با کسانی که کارشان دروغگویی است، هم کلام نشوید
_با کسانی که تنها هدفشان از معاشرت با شما، سود جستن از تواناییها و امکانات شماست، نگردید.
_کسانی را که تنها به خاطر سرگرمی و یا ناچاری با شما طرح دوستی میریزند، جدی نگیرید.
_نگذارید کسی بین شما و افراد شایسته و صادق قرار بگیرد.
_نگذارید کسانی که از شما متنفرند، شما را به وادی نفرت بکشند.
_نگذارید مردم تخم کینه را در دل شما بکارند.
_نگذارید کسی با آگاهی از گذشته شما، حالای شما را تباه کند.
_نگذارید ترسوها شما را متقاعد کنند که تغییر چیز بدی است.
_نگذارید شما را از تعقیب اهدافتان دور کنند.
_نگذارید کسی رؤیاهایتان را مسخره کند.
_نگذارید کسی شما را از تلاش بیشتر، دلسرد کند.
_نگذارید کسی شما را به چیزهای سطح پایین قانع کند.
_نگذارید کسی بهانه شادی را حتی به خاطر خوشیهای کوچک از شما دریغ کند.
فهرست کردن و تأیید این نبایدها ساده است، اما در مقام عمل، اجرای آنها محتاج تجربه و نیز تیزهوشی است.
@Library_Telegram
👍1
🔹قانون اساسی هر کشوری، هر چند سال یکبار باید عوض و بازنویسی شود؛ چون هیچ نسلی حق ندارد و نباید برای نسلهای بعدی تعیین تکلیف کند.
#توماس_جفرسون
🔹تا دلتان بخواهد ابزار و وسایل ارتباطی داریم، اما ارتباطی با هم نداریم ، فقط اطلاعات به هم منتقل می کنیم.
#کیشلوفسکی
🔹مفهوم زندگی ، تلاش دائمی است، پس هیچ گاه آرام و ساکن ننشین.
#چارلز_داروین
🔹ذهنهای پیر مانند اسب های پیرند ، اگر می خواهید آنها را سرزنده نگاه دارید؛ باید آنها را ورزش دهید.
#جان_آدامز
🔹نداشتن نظر همیشه بهتر از داشتن نظرات نادرست است؛ ناباوری بهتر از باور به خطاست.
#تامس_جفرسون
🔹آیا زنان باهوش همسران خوبی هم هستند؟!
پاسخ: زنان باهوش اصلا ازدواج نمیکنند.
#جرج_برنارد_شاو
🔹تا ما با هم متحد نباشیم حال و روزمان همین است. راه راست یکی است ، هزار تا که نیست !
#صادق_هدایت
🔹سياره ما ديگر نيازى به آدمهاى موفق ندارد ، اين سياره به شدت نيازمند افراد صلح جو ، درمانگر ، ناجى ، قصه گو و بخشنده است.
#دالایی_لاما
🔹اگر مواظب نباشید تلوزیون و روزنامه و رسانه ها کاری خواهند کرد که از مظلومان متنفر شوید و ظالمان را بستایید !
#مالکوم_ایکس
@Library_Telegram
#توماس_جفرسون
🔹تا دلتان بخواهد ابزار و وسایل ارتباطی داریم، اما ارتباطی با هم نداریم ، فقط اطلاعات به هم منتقل می کنیم.
#کیشلوفسکی
🔹مفهوم زندگی ، تلاش دائمی است، پس هیچ گاه آرام و ساکن ننشین.
#چارلز_داروین
🔹ذهنهای پیر مانند اسب های پیرند ، اگر می خواهید آنها را سرزنده نگاه دارید؛ باید آنها را ورزش دهید.
#جان_آدامز
🔹نداشتن نظر همیشه بهتر از داشتن نظرات نادرست است؛ ناباوری بهتر از باور به خطاست.
#تامس_جفرسون
🔹آیا زنان باهوش همسران خوبی هم هستند؟!
پاسخ: زنان باهوش اصلا ازدواج نمیکنند.
#جرج_برنارد_شاو
🔹تا ما با هم متحد نباشیم حال و روزمان همین است. راه راست یکی است ، هزار تا که نیست !
#صادق_هدایت
🔹سياره ما ديگر نيازى به آدمهاى موفق ندارد ، اين سياره به شدت نيازمند افراد صلح جو ، درمانگر ، ناجى ، قصه گو و بخشنده است.
#دالایی_لاما
🔹اگر مواظب نباشید تلوزیون و روزنامه و رسانه ها کاری خواهند کرد که از مظلومان متنفر شوید و ظالمان را بستایید !
#مالکوم_ایکس
@Library_Telegram
👍2
📕 #نسیم
✍ #محمد_حجازی
رمان نسیم عنوان کتابی است نوشته محمد حجازی که برگرفته ۲۵ مقاله می باشد که چاپ اول آن
در سال ۱۳۳۹ هجری خورشیدی منتشر شده است. مقالاتی که در این کتاب آمده، به ترتیب به قرار زیر می باشند:
مولوی – جام می – ساز و آواز – حمله قلبی – غم یادگار – آرزوی دل – آرزوی بدبختی – دل من – آزادی فرهنگ –
کمال الملک – ماه من – ماجرای سفر دماوند – باز آ – زن فرشته است اما – غم هجر – دلخوشی –
می پرسی اگر روزنامه نویس بودم چه می نوشتم – چهلچراغ – جواب سؤالات شما – آرایش –
دیر آمدی – ویرانه – عیدی – خانه خدا – خانم مدیر.
کتاب نسیم اثر محمد حجازی که در سال 1342 در انتشارات فرانکلین (کله اسبی) به چاپ رسیده است. این محصول یک رمان کلکسیونی و دست دوم می باشد.
@Library_Telegram
✍ #محمد_حجازی
رمان نسیم عنوان کتابی است نوشته محمد حجازی که برگرفته ۲۵ مقاله می باشد که چاپ اول آن
در سال ۱۳۳۹ هجری خورشیدی منتشر شده است. مقالاتی که در این کتاب آمده، به ترتیب به قرار زیر می باشند:
مولوی – جام می – ساز و آواز – حمله قلبی – غم یادگار – آرزوی دل – آرزوی بدبختی – دل من – آزادی فرهنگ –
کمال الملک – ماه من – ماجرای سفر دماوند – باز آ – زن فرشته است اما – غم هجر – دلخوشی –
می پرسی اگر روزنامه نویس بودم چه می نوشتم – چهلچراغ – جواب سؤالات شما – آرایش –
دیر آمدی – ویرانه – عیدی – خانه خدا – خانم مدیر.
کتاب نسیم اثر محمد حجازی که در سال 1342 در انتشارات فرانکلین (کله اسبی) به چاپ رسیده است. این محصول یک رمان کلکسیونی و دست دوم می باشد.
@Library_Telegram
👍1
نسیم.pdf
4.7 MB
📕 #نسیم
✍ #محمد_حجازی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ #محمد_حجازی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
👏1
📕 #آشنایی_با_مکتبهای_ادبی
✍ #منصور_ثروت
نویسنده در این کتاب در شش فصل مجزا به بررسی هفت مکتب از مکاتب ادبی مورد نیاز دانشجویان می پردازد. در ابتدا به معرفی هر مکتب پرداخته و سپش با ارائه تاریخچه آنها به بررسی علل شکل گیریشان در دوره و زمان خاص اشاره می کند. و سپس به بررسی اصول و ویژگی های ان مکتب می پردازد. کتاب فوق را به علاقه مندان به آشنایی با مکاتب ادبی به دلیل همه فهم بودن زبان کتاب توصیه می کنم.
@Library_Telegram
✍ #منصور_ثروت
نویسنده در این کتاب در شش فصل مجزا به بررسی هفت مکتب از مکاتب ادبی مورد نیاز دانشجویان می پردازد. در ابتدا به معرفی هر مکتب پرداخته و سپش با ارائه تاریخچه آنها به بررسی علل شکل گیریشان در دوره و زمان خاص اشاره می کند. و سپس به بررسی اصول و ویژگی های ان مکتب می پردازد. کتاب فوق را به علاقه مندان به آشنایی با مکاتب ادبی به دلیل همه فهم بودن زبان کتاب توصیه می کنم.
@Library_Telegram
آشنایی_با_مکتب_های_ادبی_منصور_ثرو.pdf
9.9 MB
📕 #آشنایی_با_مکتبهای_ادبی
✍ #منصور_ثروت
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ #منصور_ثروت
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
وقتی حافظ به یزد تبعید شد!
ماجرای سکونت حافظ در محله شیخداد یزد
«شاه شجاع» که مخالفین حافظ را سرسخت و اوضاع را بسیار بد میبیند، سرانجام با هماهنگی وزیر خود «توران شاه» تصمیم میگیرد حافظ را به شهریزد تبعید کند تا با این تنبیه، هم دوست دیرین خود(حافظ) را از دست دشمنان برهاند، هم با دورشدن او از شیراز، سر و صدای مخالفین خاموش گردد(بیرون راندن حافظ از شیراز و سفر اجباری او به یزد، بین سال های 770 تا 772 هجری قمری بوده است).
وقتی حافظ وارد یزد می شود، یکراست به خانقاه» شیخ تقی الدین محمد دادا» می رود.
«شیخ تقی الدین محمد دادا» عارف کامل و از مشایخ زمان خود بود، اما در زمان تبعید حافظ این خانقاه توسط پسرِ شیخ اداره میشد، زیرا خود شیخ، مدتها پیش از این فوت کرده بود.
حافظ تقریباً 2 سال در این خانقاه و زیر نظر «شاه یحیی» که پسرِ برادرِ «شاه شجاع» و حاکم محلّی یزد بود، به سربرد.
اگرچه امروزه از خانقاه «شیخ تقی الدین محمد دادا»(تبعیدگاه حافظ در یزد) اثری باقی نمانده، اما محلّه ای که خانقاه در آن بوده است، هنوز در یزد محل زندگی مردم است و در بین یزديها به محلّۀ «شیخ داد» معروف است.
📕 حافظ شیرین سخن،
✍ به کوشش حسین معلم و آزاد معلم
@Library_Telegram
ماجرای سکونت حافظ در محله شیخداد یزد
«شاه شجاع» که مخالفین حافظ را سرسخت و اوضاع را بسیار بد میبیند، سرانجام با هماهنگی وزیر خود «توران شاه» تصمیم میگیرد حافظ را به شهریزد تبعید کند تا با این تنبیه، هم دوست دیرین خود(حافظ) را از دست دشمنان برهاند، هم با دورشدن او از شیراز، سر و صدای مخالفین خاموش گردد(بیرون راندن حافظ از شیراز و سفر اجباری او به یزد، بین سال های 770 تا 772 هجری قمری بوده است).
وقتی حافظ وارد یزد می شود، یکراست به خانقاه» شیخ تقی الدین محمد دادا» می رود.
«شیخ تقی الدین محمد دادا» عارف کامل و از مشایخ زمان خود بود، اما در زمان تبعید حافظ این خانقاه توسط پسرِ شیخ اداره میشد، زیرا خود شیخ، مدتها پیش از این فوت کرده بود.
حافظ تقریباً 2 سال در این خانقاه و زیر نظر «شاه یحیی» که پسرِ برادرِ «شاه شجاع» و حاکم محلّی یزد بود، به سربرد.
اگرچه امروزه از خانقاه «شیخ تقی الدین محمد دادا»(تبعیدگاه حافظ در یزد) اثری باقی نمانده، اما محلّه ای که خانقاه در آن بوده است، هنوز در یزد محل زندگی مردم است و در بین یزديها به محلّۀ «شیخ داد» معروف است.
📕 حافظ شیرین سخن،
✍ به کوشش حسین معلم و آزاد معلم
@Library_Telegram
Forwarded from کتابخانه تلگرام
لطفا کتابخانه تلگرام را در اینستاگرام دنبال بفرمایید.👇
https://www.instagram.com/library_telegram/
https://www.instagram.com/library_telegram/
https://www.instagram.com/library_telegram/
https://www.instagram.com/library_telegram/
https://www.instagram.com/library_telegram/
https://www.instagram.com/library_telegram/
👍1
چه زیبا گفت فروغ فرخزاد...
دلت را بتکان...
اشتباهاتت وقتی افـتاد روی زمین...
بگذار همانجا بماند...
فقط از لابه لای اشتباه هایت،
یک تجربه را بیرون بکش
قاب کن ... و بزن به دیوار دلت
اشتباه کردن اشتباه نیست ؛
در اشتباه ماندن اشتباه است!
@Library_Telegram
دلت را بتکان...
اشتباهاتت وقتی افـتاد روی زمین...
بگذار همانجا بماند...
فقط از لابه لای اشتباه هایت،
یک تجربه را بیرون بکش
قاب کن ... و بزن به دیوار دلت
اشتباه کردن اشتباه نیست ؛
در اشتباه ماندن اشتباه است!
@Library_Telegram
👍2
📕 #بگذار_سخن_بگویم(شهادتی ست از دمیتیلا,
زنی از معادن بولیوی)
✍ #دومیتیلا_باریوس_د_چونگارا
«...هنگامی که شما از همه نعمتهای زندگی استفاده میبرید ؛ کارگران در اعماق بدبختی دست و پا میزنند,استخوانهاشان از سوء تغذیه به هم میپیچد و سیلی کوز ریه هاشان را پاره پاره میکند؛ و حالا, سینیورها !شما تشریف آورده اید سر آنها را هم با تفنگهایتان نشانه گرفته اید...ما کارگریم,برده نیستیم...
آیا لحظه ای اندیشیده اید که کار معدن به چه چیزی شباهت دارد؟آیا به عمق اندوه و بدبختی طبقه زحمتکش پی برده اید؟
نه سینیورها!
تنها کاری که از دست شما بر می آید این است که مردم را بکشید...و اولین کاری که از دست شما ساخته نیست این است که در اقتصاد کشورتان سهمی داشته باشید.آیا میتوانید این «توانستن» و «نتوانستن » را با هم مقایسه کنید و از آن نتیجه ای بگیرید؟...»
این مطالب گزیده ایست از کتاب «بگذار سخن بگویم» اثر یک زن کارگر بولیویایی ترجمه احمد شاملو .
زبان دمیتیلا زبان زنی عامی ست که با آن ,از طریق تجارب شخصی و سوابق مبارزاتی خویش_از
آغاز تا رهبری_به تحلیل بنیادی نهضتها و جنبش های خلق بولیوی میپردازد.
@Library_Telegram
زنی از معادن بولیوی)
✍ #دومیتیلا_باریوس_د_چونگارا
«...هنگامی که شما از همه نعمتهای زندگی استفاده میبرید ؛ کارگران در اعماق بدبختی دست و پا میزنند,استخوانهاشان از سوء تغذیه به هم میپیچد و سیلی کوز ریه هاشان را پاره پاره میکند؛ و حالا, سینیورها !شما تشریف آورده اید سر آنها را هم با تفنگهایتان نشانه گرفته اید...ما کارگریم,برده نیستیم...
آیا لحظه ای اندیشیده اید که کار معدن به چه چیزی شباهت دارد؟آیا به عمق اندوه و بدبختی طبقه زحمتکش پی برده اید؟
نه سینیورها!
تنها کاری که از دست شما بر می آید این است که مردم را بکشید...و اولین کاری که از دست شما ساخته نیست این است که در اقتصاد کشورتان سهمی داشته باشید.آیا میتوانید این «توانستن» و «نتوانستن » را با هم مقایسه کنید و از آن نتیجه ای بگیرید؟...»
این مطالب گزیده ایست از کتاب «بگذار سخن بگویم» اثر یک زن کارگر بولیویایی ترجمه احمد شاملو .
زبان دمیتیلا زبان زنی عامی ست که با آن ,از طریق تجارب شخصی و سوابق مبارزاتی خویش_از
آغاز تا رهبری_به تحلیل بنیادی نهضتها و جنبش های خلق بولیوی میپردازد.
@Library_Telegram
👍2
بگذار سخن بگویم.pdf
9.8 MB
📕 #بگذار_سخن_بگویم(شهادتی ست از دمیتیلا,
زنی از معادن بولیوی)
✍ #دومیتیلا_باریوس_د_چونگارا
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
زنی از معادن بولیوی)
✍ #دومیتیلا_باریوس_د_چونگارا
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
خوشبختی از نگاه آلفرد هیچکاک
آقای هیچکاک؛ تعریف شما از خوشبختی چیست؟
_شاید خوشبختی در خودآگاهی باشد. اینکه استعدادها و تواناییهای خویش را بشناسی و بتوانی خود را در مسیر موفقیت قرار دهی و کاری کنی که زمان به نفعت بگذرد نه به ضررت.
اینکه اشتباهات خود را بدانی و سعی کنی از آنها درس بگیری و تکرارشان نکنی. اینکه از آدمهای پوشالی و دروغین زندگی دور شوی و قدر انسانهای واقعی را بدانی. اینکه درون خود را خالص کنی و بهفکر چیزهای مثبت باشی. خوداگاهی شاید بزرگترین نعمت زندگی است.
@Library_Telegram
آقای هیچکاک؛ تعریف شما از خوشبختی چیست؟
_شاید خوشبختی در خودآگاهی باشد. اینکه استعدادها و تواناییهای خویش را بشناسی و بتوانی خود را در مسیر موفقیت قرار دهی و کاری کنی که زمان به نفعت بگذرد نه به ضررت.
اینکه اشتباهات خود را بدانی و سعی کنی از آنها درس بگیری و تکرارشان نکنی. اینکه از آدمهای پوشالی و دروغین زندگی دور شوی و قدر انسانهای واقعی را بدانی. اینکه درون خود را خالص کنی و بهفکر چیزهای مثبت باشی. خوداگاهی شاید بزرگترین نعمت زندگی است.
@Library_Telegram
👍1
📕 #غزل_ها
✍ #رهی_معیری
شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع) منصوب گردید. پس از بازنشستگی در کتابخانهی سلطنتی اشتغال داشت. وی همچنین در انجمن موسیقی ایران عضویت داشت. رهی علاوه بر شاعری، در ساختن تصنیف نیز مهارت کامل داشت. وی در سالهای آخر عمر در برنامهی گلهای رنگارنگ رادیو در انتخاب شعر با داوود پیرنیا همکاری داشت و پس از او نیز تا پایان زندگی آن برنامه را سرپرستی میکرد. رهی در طول حیات خود سفرهایی به خارج از ایران داشت که از آن جمله است: سفر به ترکیه در سال ۱۳۳۶، سفر به اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۳۳۷ برای شرکت در جشن چهلمین سالگرد انقلاب اکتبر، سفر به ایتالیا و فرانسه در سال ۱۳۳۸ و دو بار سفر به افغانستان، یک بار در سال ۱۳۴۱ برای شرکت در مراسم یادبود نهصدمین سال در گذشت خواجه عبدالله انصاری و دیگربار در سال ۱۳۴۵، عزیمت به انگلستان در سال ۱۳۴۶ برای عمل جراحی، آخرین سفر وی بود. رهی معیری که تا آخر عمر مجرد زیست، در بیست و چهارم آبان سال ۱۳۴۷ شمسی پس از رنجی طولانی از بیماری سرطان معده بدرود زندگانی گفت و در مقبرهی ظهیرالدولهی شمیران به خاک سپرده شد.
@Library_Telegram
✍ #رهی_معیری
شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع) منصوب گردید. پس از بازنشستگی در کتابخانهی سلطنتی اشتغال داشت. وی همچنین در انجمن موسیقی ایران عضویت داشت. رهی علاوه بر شاعری، در ساختن تصنیف نیز مهارت کامل داشت. وی در سالهای آخر عمر در برنامهی گلهای رنگارنگ رادیو در انتخاب شعر با داوود پیرنیا همکاری داشت و پس از او نیز تا پایان زندگی آن برنامه را سرپرستی میکرد. رهی در طول حیات خود سفرهایی به خارج از ایران داشت که از آن جمله است: سفر به ترکیه در سال ۱۳۳۶، سفر به اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۳۳۷ برای شرکت در جشن چهلمین سالگرد انقلاب اکتبر، سفر به ایتالیا و فرانسه در سال ۱۳۳۸ و دو بار سفر به افغانستان، یک بار در سال ۱۳۴۱ برای شرکت در مراسم یادبود نهصدمین سال در گذشت خواجه عبدالله انصاری و دیگربار در سال ۱۳۴۵، عزیمت به انگلستان در سال ۱۳۴۶ برای عمل جراحی، آخرین سفر وی بود. رهی معیری که تا آخر عمر مجرد زیست، در بیست و چهارم آبان سال ۱۳۴۷ شمسی پس از رنجی طولانی از بیماری سرطان معده بدرود زندگانی گفت و در مقبرهی ظهیرالدولهی شمیران به خاک سپرده شد.
@Library_Telegram
👍2
رهی معیری.pdf
424.6 KB
📕 #غزل_ها
✍ #رهی_معیری
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ #رهی_معیری
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
📕 باستانشناسی و تاریخ سیستان و بلوچستان
✍ دکتر منصور سید سجادی
گرچه نزدیک به یک سده از نخستین کاوش های باستان شناختی در سیستان و بلوچستان گذشته، اما داده های باستان شناختی از این منطقه در مقایسه با سایر مناطق ایران و مناطق همجوار، همچنان بر پژوهش های چند دهه ی گذشته استوار است. این کتاب حاصل مطالعات میدانی و کتابخانه ای مؤلف آن درباره ی تاریخ بلوچستان و کاوش های پیوسته ی او در شهر سوخته ی سیستان است؛ تحقیقاتی که به پیش از دهه ی هفتاد و سال های پس از آن باز می گردد. این کتاب بازخوانی دو متن تاریخی درباره ی جغرافیا و تاریخ بلوچستان را نیز در بردارد.
مطالب در هشت گفتار به خوانندگان ارائه گردیده است:
گفتار نخست: جغرافیای بلوچستان در مرآت البلدان نوشته ی اعتمادالسلطنه و میرزا مهدی خان سرتیپ - این گفتار شامل دو پاره است؛ بخشی که اعتمادالسلطنه نگاشته و بخش دوم که گزارش میرزا مهدی خان سرتیپ قاینی را منعکس کرده است. این گزارش که به سفارش محمد اسماعیل خان نوری وکیل الملک، والی کرمان و بلوچستان در آن دوران تدوین شده، نخستین بار در روزنامه ی ایران اعتماد السلطنه به چاپ رسیده و بار دیگر در مرآت البلدان به طبع رسیده است. مرآت البلدان به معنای آینه ی شهرها که به مرآت بلدان ناصری نیز شناخته می شود، به تقلید از معجم البلدان حموی، فرهنگ جغرافیای ایران در دوره ی قاجار بوده است.
گفتار دوم: تاریخ بلوچستان در مرآت البلدان از زبان نئارک، نوشته و ترجمه ی اعتمادالسلطنه - این قسمت نیز از مرآت البلدان نقل شده و شامل ورایت آریان مورخ یونانی از سفر نئارک، دریاسالار اسکندر مقدونی است. نئارک به عنوان سرپرست ناوگان دریایی اسکندر و به دستور او در 326 پیش از میلاد به خلیج فارسی سفر می کند و گزارشی درباره ی ویژگی های سیاسی و اجتماعی و آبادی های آن در دوره ی هخامنشیان می نویسد. گزارش نئارک از نخستین اسناد دریانوردی در خلیج فارسی نیز به شمار می آید.
گفتار سوم: بلوچستان باستانی از آغاز تا اسلام
گفتار چهارم: کاوش در شهر سوخته
گفتار پنجم: جامعه ی شهر سوخته
گفتار ششم: توزیع آن در سیستان وبلوچستان
گفتار هفتم: تاریخ قوم کوچ در دوران اسلام
گفتار هشتم: یادداشتی کوتاه بر فراز و نشیب تیس
(گفتار سوم تا هشتم حاصل کار و تحقیق نویسنده در ده سال اخیر در زمینه ی باستان شناسی و تاریخ بلوچستان است)
@Library_Telegram
✍ دکتر منصور سید سجادی
گرچه نزدیک به یک سده از نخستین کاوش های باستان شناختی در سیستان و بلوچستان گذشته، اما داده های باستان شناختی از این منطقه در مقایسه با سایر مناطق ایران و مناطق همجوار، همچنان بر پژوهش های چند دهه ی گذشته استوار است. این کتاب حاصل مطالعات میدانی و کتابخانه ای مؤلف آن درباره ی تاریخ بلوچستان و کاوش های پیوسته ی او در شهر سوخته ی سیستان است؛ تحقیقاتی که به پیش از دهه ی هفتاد و سال های پس از آن باز می گردد. این کتاب بازخوانی دو متن تاریخی درباره ی جغرافیا و تاریخ بلوچستان را نیز در بردارد.
مطالب در هشت گفتار به خوانندگان ارائه گردیده است:
گفتار نخست: جغرافیای بلوچستان در مرآت البلدان نوشته ی اعتمادالسلطنه و میرزا مهدی خان سرتیپ - این گفتار شامل دو پاره است؛ بخشی که اعتمادالسلطنه نگاشته و بخش دوم که گزارش میرزا مهدی خان سرتیپ قاینی را منعکس کرده است. این گزارش که به سفارش محمد اسماعیل خان نوری وکیل الملک، والی کرمان و بلوچستان در آن دوران تدوین شده، نخستین بار در روزنامه ی ایران اعتماد السلطنه به چاپ رسیده و بار دیگر در مرآت البلدان به طبع رسیده است. مرآت البلدان به معنای آینه ی شهرها که به مرآت بلدان ناصری نیز شناخته می شود، به تقلید از معجم البلدان حموی، فرهنگ جغرافیای ایران در دوره ی قاجار بوده است.
گفتار دوم: تاریخ بلوچستان در مرآت البلدان از زبان نئارک، نوشته و ترجمه ی اعتمادالسلطنه - این قسمت نیز از مرآت البلدان نقل شده و شامل ورایت آریان مورخ یونانی از سفر نئارک، دریاسالار اسکندر مقدونی است. نئارک به عنوان سرپرست ناوگان دریایی اسکندر و به دستور او در 326 پیش از میلاد به خلیج فارسی سفر می کند و گزارشی درباره ی ویژگی های سیاسی و اجتماعی و آبادی های آن در دوره ی هخامنشیان می نویسد. گزارش نئارک از نخستین اسناد دریانوردی در خلیج فارسی نیز به شمار می آید.
گفتار سوم: بلوچستان باستانی از آغاز تا اسلام
گفتار چهارم: کاوش در شهر سوخته
گفتار پنجم: جامعه ی شهر سوخته
گفتار ششم: توزیع آن در سیستان وبلوچستان
گفتار هفتم: تاریخ قوم کوچ در دوران اسلام
گفتار هشتم: یادداشتی کوتاه بر فراز و نشیب تیس
(گفتار سوم تا هشتم حاصل کار و تحقیق نویسنده در ده سال اخیر در زمینه ی باستان شناسی و تاریخ بلوچستان است)
@Library_Telegram
👍3
باستان_شناسی_و_تاریخ_سیستان_و_بلوچستان.pdf
5.3 MB
📕 باستانشناسی و تاریخ سیستان و بلوچستان
✍ دکتر منصور سید سجادی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ دکتر منصور سید سجادی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
👍1
#اندکی_تفکر
هرگز حاضر نیستم به خاطر عقایدم بمیرم ، چرا که ممکن است عقایدم اشتباه باشند
👤برتراند راسل
این جمله رو اولین بار که شنیدم زندگیمو عوض کرد
از اون موقع کمتر نظر میدم و بحث میکنم، و وقتی همه دارن سر یه موضوعی همدیگرو جر میدن، من همونیم که یه گوشه دارم چای میخورم و سیگار میکشم :)
✍ م۰اشک
@Library_Telegram
هرگز حاضر نیستم به خاطر عقایدم بمیرم ، چرا که ممکن است عقایدم اشتباه باشند
👤برتراند راسل
این جمله رو اولین بار که شنیدم زندگیمو عوض کرد
از اون موقع کمتر نظر میدم و بحث میکنم، و وقتی همه دارن سر یه موضوعی همدیگرو جر میدن، من همونیم که یه گوشه دارم چای میخورم و سیگار میکشم :)
✍ م۰اشک
@Library_Telegram
👏3
#یک_فنجان_تفکر
✍️ ماجرای ترس از اجاقگازِ مفت و بازار سهام!
💢 سال گذشته، خانوادهی همسرم قصد اسبابکشی و رفتن به خانهی جدید خودشان را داشتند، که بعد از ده، دوازده سال بالاخره آماده شده بود. توی خانهی جدید، مثالِ اغلب خانههای نوساز، وسایلی چون اجاقگاز رومیزی تعبیه شده بود و این یعنی آنها باید قید اجاقگاز ایتالیایی پنجشعلهای را که داشتند، میزدند. مادرخانمم از من خواست که آن را به آدم نیازمندی، اگر میشناسم، ببخشم. من هم راستش کسی به ذهنم نرسید. این بود که آن را توی سایت دیوار آگهی کردم تا پولش را بگیرم و بعد صرف کار خیری بکنم. قیمت اجاقگاز را، که از قضا خیلی هم تمیز و بینقص بود، شصت هفتاد درصد زیر قیمت آگهی کردم. چند نفر بلافاصله تماس گرفتند و از لحنشان پیدا بود که برای مصرف خودشان نمیخواهند و فقط میخواهند بزخری کنند. بعد از آنها، یک آقای جاافتادهای زنگ زد و خیلی محترمانه خواست که تخفیفی بدهم. گفتم که جا ندارد، چون حداقل قیمت را تعیین کردهام. گفت برای کار خیر میخواهد. پرسیدم چه کاری؟ گفت برای یک خانوادهی فقیر. پرسیدم چقدر تخفیف میخواهد؟ گفت دویست هزار تومان. گفتم مشکلی نیست، من سیصد هزار تومان تخفیف میدهم. تشکر کرد و پرسید اجاقگاز کجاست؟ گفتم شهرک اکباتان و اضافه کردم هر وقت راحت هستید بگویید که آنجا باشم و اجاق را تحویلتان بدهم. گفت ما شرق تهران هستیم. گفتم خب میخواهید برایتان پیک بگیرم و بفرستم؟ تشکر کرد و پرسید چقدر هزینهی پیک میشود؟ گفتم احتمالاً شصت هفتاد هزار تومانی میشود. کمی من و من کرد. گفتم نگران نباشید، چون کارتان خیر است، کرایه هم با من. طرف کمی تعجب کرد. مادرخانمم که بخشی از مکالمهی مرا شنیده بود، تا اسم کار خیر شنید، ماجرا را پرسید. خیلی خلاصه برایش گفتم که زیاد توی مکالمه وقفه نیفتد. او هم گفت اگر برای آدم نیازمندی میخواهد، لازم نیست، اصلا پولی بدهد. این را که به آن فرد گفتم، ضمن تشکر، انگار بیشتر تعجب کرد. تعجب از اینکه حاضر شدهام از دو میلیون تومان پول اجاقگاز بگذرم. این بود که اجازه خواست چند دقیقه دیگر دوباره بهم زنگ بزند. که نزد. که تا فردا شب هم نزد. من هم که آگهی را حذف کرده بودم، متعجب از آن لحن محترمانه و این رفتار عجیب، قید آگهی دوباره را زدم و فردای آن روز اجاقگاز را به نگهبان ساختمان بخشیدم. بعد که ماجرا را برای یکی از دوستانم تعریف کردم، ابتدا کلی به قیافهی حیرتزدهی من خندید و بعد گفت ای بابا، مگر نمیدانی ما ایرانیها تا چیزی گران و نایاب نشود، سراغش نمیرویم؟ تو آنقدر با طرف ساده و بیریا برخورد کردهای که ترسیده مشکلی در کار باشد یا احیانا بلایی سرش بیاید! اینجا بود که دیدم حق با دوستم است و خودم هم زدم زیر خنده. این را گفتم که برسم به بازار سرمایه. به بازاری که قیمت سهمها در آن به قدری پایین آمده و ارزان شده، که انگار خیلیها میترسند خریدار آنها باشند! شاید هم حق با آنها باشد و میترسند بلایی سرشان بیاید!
نقل از کانال تفکر جانبی
@Library_Telegram
✍️ ماجرای ترس از اجاقگازِ مفت و بازار سهام!
💢 سال گذشته، خانوادهی همسرم قصد اسبابکشی و رفتن به خانهی جدید خودشان را داشتند، که بعد از ده، دوازده سال بالاخره آماده شده بود. توی خانهی جدید، مثالِ اغلب خانههای نوساز، وسایلی چون اجاقگاز رومیزی تعبیه شده بود و این یعنی آنها باید قید اجاقگاز ایتالیایی پنجشعلهای را که داشتند، میزدند. مادرخانمم از من خواست که آن را به آدم نیازمندی، اگر میشناسم، ببخشم. من هم راستش کسی به ذهنم نرسید. این بود که آن را توی سایت دیوار آگهی کردم تا پولش را بگیرم و بعد صرف کار خیری بکنم. قیمت اجاقگاز را، که از قضا خیلی هم تمیز و بینقص بود، شصت هفتاد درصد زیر قیمت آگهی کردم. چند نفر بلافاصله تماس گرفتند و از لحنشان پیدا بود که برای مصرف خودشان نمیخواهند و فقط میخواهند بزخری کنند. بعد از آنها، یک آقای جاافتادهای زنگ زد و خیلی محترمانه خواست که تخفیفی بدهم. گفتم که جا ندارد، چون حداقل قیمت را تعیین کردهام. گفت برای کار خیر میخواهد. پرسیدم چه کاری؟ گفت برای یک خانوادهی فقیر. پرسیدم چقدر تخفیف میخواهد؟ گفت دویست هزار تومان. گفتم مشکلی نیست، من سیصد هزار تومان تخفیف میدهم. تشکر کرد و پرسید اجاقگاز کجاست؟ گفتم شهرک اکباتان و اضافه کردم هر وقت راحت هستید بگویید که آنجا باشم و اجاق را تحویلتان بدهم. گفت ما شرق تهران هستیم. گفتم خب میخواهید برایتان پیک بگیرم و بفرستم؟ تشکر کرد و پرسید چقدر هزینهی پیک میشود؟ گفتم احتمالاً شصت هفتاد هزار تومانی میشود. کمی من و من کرد. گفتم نگران نباشید، چون کارتان خیر است، کرایه هم با من. طرف کمی تعجب کرد. مادرخانمم که بخشی از مکالمهی مرا شنیده بود، تا اسم کار خیر شنید، ماجرا را پرسید. خیلی خلاصه برایش گفتم که زیاد توی مکالمه وقفه نیفتد. او هم گفت اگر برای آدم نیازمندی میخواهد، لازم نیست، اصلا پولی بدهد. این را که به آن فرد گفتم، ضمن تشکر، انگار بیشتر تعجب کرد. تعجب از اینکه حاضر شدهام از دو میلیون تومان پول اجاقگاز بگذرم. این بود که اجازه خواست چند دقیقه دیگر دوباره بهم زنگ بزند. که نزد. که تا فردا شب هم نزد. من هم که آگهی را حذف کرده بودم، متعجب از آن لحن محترمانه و این رفتار عجیب، قید آگهی دوباره را زدم و فردای آن روز اجاقگاز را به نگهبان ساختمان بخشیدم. بعد که ماجرا را برای یکی از دوستانم تعریف کردم، ابتدا کلی به قیافهی حیرتزدهی من خندید و بعد گفت ای بابا، مگر نمیدانی ما ایرانیها تا چیزی گران و نایاب نشود، سراغش نمیرویم؟ تو آنقدر با طرف ساده و بیریا برخورد کردهای که ترسیده مشکلی در کار باشد یا احیانا بلایی سرش بیاید! اینجا بود که دیدم حق با دوستم است و خودم هم زدم زیر خنده. این را گفتم که برسم به بازار سرمایه. به بازاری که قیمت سهمها در آن به قدری پایین آمده و ارزان شده، که انگار خیلیها میترسند خریدار آنها باشند! شاید هم حق با آنها باشد و میترسند بلایی سرشان بیاید!
نقل از کانال تفکر جانبی
@Library_Telegram
👍1
#تلنگر
پنج راز طلایی آرامش :
_ قضاوت دیگری تاثیری بر زندگی من ندارد .
_مردم وظیفه ندارند مرا درک کنند .
_از کسی در برابر لطفی که به او میکنم توقعی ندارم وگرنه این لطف را در حق او نمیکنم .
_ کسانی که رفتار ناجوانمردانه با من داشته اند توسط کائنات مجازات خواهند شد هر چند من هرگز متوجه نشوم .
_ دنیا سخاوتمندتر از آن است که موفقیت کسی ، راه موفقیت مرا تنگ کند.
@Library_Telegram
پنج راز طلایی آرامش :
_ قضاوت دیگری تاثیری بر زندگی من ندارد .
_مردم وظیفه ندارند مرا درک کنند .
_از کسی در برابر لطفی که به او میکنم توقعی ندارم وگرنه این لطف را در حق او نمیکنم .
_ کسانی که رفتار ناجوانمردانه با من داشته اند توسط کائنات مجازات خواهند شد هر چند من هرگز متوجه نشوم .
_ دنیا سخاوتمندتر از آن است که موفقیت کسی ، راه موفقیت مرا تنگ کند.
@Library_Telegram
👍2