روز دانش اموز یا روز مرگ بر امریکا
🔗 دانشآموزان همانند پزشکان، نظامیان، معلمان و کارگران، حقوق و مطالباتی دارند اما بچهها صنف خاصی ندارند و بدون کمک بزرگترها نمیتوانند از حقوق خود دفاع کنند. همچنانکه مشکلات صنف پزشکان، معلمان و نظامیان با شعار مرگ بر آمریکا، حل نمی شود، در روز دانشآموز نیز باید به مسائل این صنف توجه شود نه آنکه مسائل و حقوق آنها در حاشیه شعارها گم شود. بهترین خدمت به آمریکا و استکبار جهانی، فراموش کردن صنف دانشآموز و اتلاف این بهترین سرمایهها و ارزشمندترین گنجهاست.
1. روز مرگ آمریکا روزی است که دانشآموزان ما صبحانه میخورند و بدون دغدغه و نگرانی و با شوق و ذوق به سمت مدرسه و معلم و کتاب میروند و با کولهباری از معرفت و تربیت به خانه برمیگردند.
2. روزی که معلمان بدون دغدغه کرایه خانه و نگرانی خرجی خانواده، با ظاهری آراسته و با طرح و برنامه به کلاس درس بروند روز مرگ آمریکاست.
3. روزی که مردم مدرسه را همانند خانه بدانند و مادران بچههای کلاس 103 پردهای برای پنجره کلاس فرزندانشان نصب میکنند تا جلوی آفتاب نسوزند روز مرگ آمریکاست.
4. روزی که مشکل بینایی دانشآموز محمد گودرزی با یک عینک رفع میشود تا او کلمات کتاب و نوشتههای تابلو کلاس را بخواند و بفهمد در جهان چه خبر است، روز مرگ آمریکاست.
5. روزی که دختران و پسران این مرز و بوم بدون دغدغه گزینش و نگرانی آینده شغلی، در کلاس درس آزادانه نظرات خود را مطرح کنند و سوالات دینی و سیاسی بپرسند و معلمان بدون ترس و ریا پاسخ دهند، روز مرگ آمریکاست.
6. روزی که پدری به موقع به خانه میآید و بدون نگرانی بابت خرجی این ماه، کتاب مورد علاقه خود و دخترش را میخرد و کنار هم آن کتاب را میخوانند، روز مرگ آمریکاست.
7. اما روزی که معلمان و دانشآموزان در کلاس مجازی بخاطر قطع شدنهای مکرر برنامه شاد درمانده و عصبیاند، و بناچار بدنبال فیلترشکن برای ورود به تلگرام میروند، روز خوب آمریکاست.
8. روزی که هوا گرم است و تنها کولر مدرسه جلوی اتاق مدیر ارزشی و انقلابی است و بچهها در کلاس ریاضی عرق میریزند و شهامت اعتراض را هم نیاموختهاند، قطعاً روز مرگ آمریکا نیست.
9. روزی که معلم ناچار شود برای تامین خرجی خانواده اش به دنبال شغل دوم بگردد و مسافرکشی کند و ماشین خود را سرویس مدرسه کند و از شاگرد خود پول بگیرد، روز پیروزی ما نیست.
10. اما روزی که رئیس جمهور ما آمریکای درونش را سرکوب میکند و وزیر آموزش و پرورش را نه بر مبنای توهمات ایدئولوژیک جناحی، بلکه به هدف رفع مشکلات دانشآموزان و معلمان انتخاب می کند، روز مرگ شیطان بزرگ آمریکاست.
11. روزی که مدیران مدارس بر اساس عملکرد واقعی خود قضاوت شوند نه بر اساس چاپلوسی و میزان ریش و ریا و پوشیدن چپیه، روز مرگ آمریکاست.
12. روزی که شور و نشاط بر مدرسه حاکم شود و تیم فوتبال معلمان در مسابقه با تیم منتخب دانشآموزان دبیرستان، شکست میخورد، روز مرگ آمریکاست.
13. روزی که مسئولان جمهوری اسلامی بجای اولویت توهمات ایدئولوژیک برای نابودسازی فلان کشور، آموزش و پرورش و تربیت نسل جوان را اولویت قرار دهند و گنجهای واقعی درون کشور را ببینند، روز مرگ آمریکاست.
🔗 در سیزده آبان، رسالت مرگ آمریکا را بر گرده ضعیف و نحیف دانشآموزان میگذاریم و آنها را با مشکلاتشان تنها رها میکنیم. روز دانشآموز، نه با شعار، بلکه با عمل و تلاش و برنامه به روز مرگ استکبار تبدیل خواهد شد.
دانش آموز دیروز ۰۰۰ معلم امروز
@Library_Telegram
🔗 دانشآموزان همانند پزشکان، نظامیان، معلمان و کارگران، حقوق و مطالباتی دارند اما بچهها صنف خاصی ندارند و بدون کمک بزرگترها نمیتوانند از حقوق خود دفاع کنند. همچنانکه مشکلات صنف پزشکان، معلمان و نظامیان با شعار مرگ بر آمریکا، حل نمی شود، در روز دانشآموز نیز باید به مسائل این صنف توجه شود نه آنکه مسائل و حقوق آنها در حاشیه شعارها گم شود. بهترین خدمت به آمریکا و استکبار جهانی، فراموش کردن صنف دانشآموز و اتلاف این بهترین سرمایهها و ارزشمندترین گنجهاست.
1. روز مرگ آمریکا روزی است که دانشآموزان ما صبحانه میخورند و بدون دغدغه و نگرانی و با شوق و ذوق به سمت مدرسه و معلم و کتاب میروند و با کولهباری از معرفت و تربیت به خانه برمیگردند.
2. روزی که معلمان بدون دغدغه کرایه خانه و نگرانی خرجی خانواده، با ظاهری آراسته و با طرح و برنامه به کلاس درس بروند روز مرگ آمریکاست.
3. روزی که مردم مدرسه را همانند خانه بدانند و مادران بچههای کلاس 103 پردهای برای پنجره کلاس فرزندانشان نصب میکنند تا جلوی آفتاب نسوزند روز مرگ آمریکاست.
4. روزی که مشکل بینایی دانشآموز محمد گودرزی با یک عینک رفع میشود تا او کلمات کتاب و نوشتههای تابلو کلاس را بخواند و بفهمد در جهان چه خبر است، روز مرگ آمریکاست.
5. روزی که دختران و پسران این مرز و بوم بدون دغدغه گزینش و نگرانی آینده شغلی، در کلاس درس آزادانه نظرات خود را مطرح کنند و سوالات دینی و سیاسی بپرسند و معلمان بدون ترس و ریا پاسخ دهند، روز مرگ آمریکاست.
6. روزی که پدری به موقع به خانه میآید و بدون نگرانی بابت خرجی این ماه، کتاب مورد علاقه خود و دخترش را میخرد و کنار هم آن کتاب را میخوانند، روز مرگ آمریکاست.
7. اما روزی که معلمان و دانشآموزان در کلاس مجازی بخاطر قطع شدنهای مکرر برنامه شاد درمانده و عصبیاند، و بناچار بدنبال فیلترشکن برای ورود به تلگرام میروند، روز خوب آمریکاست.
8. روزی که هوا گرم است و تنها کولر مدرسه جلوی اتاق مدیر ارزشی و انقلابی است و بچهها در کلاس ریاضی عرق میریزند و شهامت اعتراض را هم نیاموختهاند، قطعاً روز مرگ آمریکا نیست.
9. روزی که معلم ناچار شود برای تامین خرجی خانواده اش به دنبال شغل دوم بگردد و مسافرکشی کند و ماشین خود را سرویس مدرسه کند و از شاگرد خود پول بگیرد، روز پیروزی ما نیست.
10. اما روزی که رئیس جمهور ما آمریکای درونش را سرکوب میکند و وزیر آموزش و پرورش را نه بر مبنای توهمات ایدئولوژیک جناحی، بلکه به هدف رفع مشکلات دانشآموزان و معلمان انتخاب می کند، روز مرگ شیطان بزرگ آمریکاست.
11. روزی که مدیران مدارس بر اساس عملکرد واقعی خود قضاوت شوند نه بر اساس چاپلوسی و میزان ریش و ریا و پوشیدن چپیه، روز مرگ آمریکاست.
12. روزی که شور و نشاط بر مدرسه حاکم شود و تیم فوتبال معلمان در مسابقه با تیم منتخب دانشآموزان دبیرستان، شکست میخورد، روز مرگ آمریکاست.
13. روزی که مسئولان جمهوری اسلامی بجای اولویت توهمات ایدئولوژیک برای نابودسازی فلان کشور، آموزش و پرورش و تربیت نسل جوان را اولویت قرار دهند و گنجهای واقعی درون کشور را ببینند، روز مرگ آمریکاست.
🔗 در سیزده آبان، رسالت مرگ آمریکا را بر گرده ضعیف و نحیف دانشآموزان میگذاریم و آنها را با مشکلاتشان تنها رها میکنیم. روز دانشآموز، نه با شعار، بلکه با عمل و تلاش و برنامه به روز مرگ استکبار تبدیل خواهد شد.
دانش آموز دیروز ۰۰۰ معلم امروز
@Library_Telegram
❤2👍2
📕 #عشقنامه_ملیک_مطران
✍ #قاسم_هاشمی_نژاد
تصویر از چند پسر بچه که گردوهایشان را روی زمین صافی کاشته اند. از میان آنها، پسرکی که از بقیه بزرگتر است شاه گردوئی در دست دارد و در سه چهار قدمی گردوهای کاشته ایستاده و به آن نشانه رفته. پسر بچه ئی کوچکتر که توی بازی نیست، روی تخته سنگی نشسته و کوره راه را می پاید. پیداست منتظر کسی ست.
@Library_Telegram
✍ #قاسم_هاشمی_نژاد
تصویر از چند پسر بچه که گردوهایشان را روی زمین صافی کاشته اند. از میان آنها، پسرکی که از بقیه بزرگتر است شاه گردوئی در دست دارد و در سه چهار قدمی گردوهای کاشته ایستاده و به آن نشانه رفته. پسر بچه ئی کوچکتر که توی بازی نیست، روی تخته سنگی نشسته و کوره راه را می پاید. پیداست منتظر کسی ست.
@Library_Telegram
👍2❤1
قاسم_هاشمی_نژاد_عشقنامه_ی_ملیک_مطران.pdf
2.9 MB
📕 #عشقنامه_ملیک_مطران
✍ #قاسم_هاشمی_نژاد
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ #قاسم_هاشمی_نژاد
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
☕️ قطعهای از کتاب
رفتار خوب و مهربانانه با انسانها درخور تحسین و پاداش نیست. ما هرگز نمیتوانیم با قاطعیت بگوییم که روابط ما با دیگران تا چه حدی از احساسات ما، از عشق ما، از فقدان عشق ما، از لطف و مهربانی ما، و یا از کینه و نفرت ما، سرچشمه میگیرد و تا چه حد از قدرت و ضعف درمیان افراد تأثیر میپذیرد.
نیکی حقیقی انسان درکمال خلوص و صفا و بی هیچگونه قید و تکلف فقط در مورد موجوداتی آشکار میشود که هیچ نیرویی را به نمایش نمیگذارند.
آزمون حقیقی اخلاق بشریت 《 اساسیترین آزمونی که به سبب ماهیت عمیق آن، هنوز برای ما به خوبی محسوس نیست 》 چگونگی روابط انسان با حیوانات است، بهخصوص حیواناتی که دراختیار و تحت تسلط او هستند. و اینجاست که بزرگترین ورشکستگی بشر تحقق یافته است. آنهم ورشکستگی بنیادی که ناکامیهای دیگر نیز از آن ناشی میشود.
📕 #بار_هستی
✍ #میلان_کوندرا
@Library_Telegram
رفتار خوب و مهربانانه با انسانها درخور تحسین و پاداش نیست. ما هرگز نمیتوانیم با قاطعیت بگوییم که روابط ما با دیگران تا چه حدی از احساسات ما، از عشق ما، از فقدان عشق ما، از لطف و مهربانی ما، و یا از کینه و نفرت ما، سرچشمه میگیرد و تا چه حد از قدرت و ضعف درمیان افراد تأثیر میپذیرد.
نیکی حقیقی انسان درکمال خلوص و صفا و بی هیچگونه قید و تکلف فقط در مورد موجوداتی آشکار میشود که هیچ نیرویی را به نمایش نمیگذارند.
آزمون حقیقی اخلاق بشریت 《 اساسیترین آزمونی که به سبب ماهیت عمیق آن، هنوز برای ما به خوبی محسوس نیست 》 چگونگی روابط انسان با حیوانات است، بهخصوص حیواناتی که دراختیار و تحت تسلط او هستند. و اینجاست که بزرگترین ورشکستگی بشر تحقق یافته است. آنهم ورشکستگی بنیادی که ناکامیهای دیگر نیز از آن ناشی میشود.
📕 #بار_هستی
✍ #میلان_کوندرا
@Library_Telegram
این متن خوب تمام روز من رو رنگ داد
به سوی عقلانیت با تردید!
«ﻋﻘﻼﻧﻴﺖ» ﺑﺎ «ﻋﻠﻢ و داﻧﺶ» ﻣﺘﻔﺎوت اﺳﺖ.
«ﻋﻠﻢ و داﻧﺶ»، «ﻣﺤﺘﻮﻳﺎت ﺣﺎﻓﻈﻪي اﻧﺴﺎن» را درﺑﺮ ﻣﻲﮔﻴﺮد.
ﻛﺴﻲﻛﻪ ﭘﺰﺷﻜﻲ ﺧﻮاﻧﺪه اﺳﺖ، ﺣﺠﻢ زﻳﺎدي از ﻣﻄﺎﻟﺐ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺑﺪن اﻧﺴﺎن و ﺣﺎﻻت ﺳﻼﻣﺖ و ﺑﻴﻤﺎري آن را در ﺣﺎﻓﻈﻪ دارد و ﻓﺮدي ﻛﻪ ﻫﻨﺮ ﺧﻮاﻧﺪه اﺳﺖ، ﺣﺠﻢ زﻳﺎدي از ﻣﻄﺎﻟﺐ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ زﻳﺒﺎﻳﻲﺷﻨﺎﺳﻲ، ادراك ﺑﺼﺮي، ﺗﺎرﻳﺦ، ﻫﻨﺮ و... را در ﺣﺎﻓﻈﻪ دارد.
اﻣﺎ «ﻋﻘﻼﻧﻴﺖ» ﻣﻮﺿﻮع ﻣﺤﺘﻮﻳﺎت ﺣﺎﻓﻈﻪي اﻧﺴﺎن ﻧﻴﺴﺖ، ﺑﻠﻜﻪ «ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﺗﻔﻜﺮ» را ﻣﺪﻧﻈﺮ دارد.
اﻧﺴﺎن ﺧﺮدﻣﻨﺪ ﻛﺴﻲ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ در ﺣﺎﻓﻈﻪاش ﻣﻄﺎﻟﺐ زﻳﺎدي در ﻣﻮرد ﺗﺎرﻳﺦ ﺧﺮدﻣﻨﺪي ﻳﺎ ﻣﻌﻠﻮﻣﺎت دﻳﮕﺮي اﻧﺒﺎﺷﺘﻪ ﺷﺪه ﺑﺎﺷﺪ؛
ﺧﺮدﻣﻨﺪ، ﻛﺴﻲﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﺤﻮه ي ارزﻳﺎﺑﻲ و ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮي ﺧﺎﺻﻲ دارد.
ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻲﺗﻮان ﺧﺮدﻣﻨﺪ ﺷﺪ؟
در ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ اﻳﻦ ﺳﺆال، «ﻓﻠﺴﻔﻪ» اﻳﺠﺎد ﺷﺪ.
ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺑﻪ زﺑﺎن ﻳﻮﻧﺎﻧﻲ ﺑﻪﻣﻌﻨﺎي «ﺟﻮﻳﺎيِ ﺧﺮد» ﺑﻮدن اﺳﺖ.
ﻓﻴﻠﺴﻮﻓﺎن، ﺟﺴﺘﺠﻮﮔﺮان و ﻣﻌﻠﻤﺎﻧﻲ وﺟﻮد دارﻧﺪ ﻛﻪ درﭘﻲ ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ اﻳﻦ ﺳﺆال ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ؛
ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻲﺗﻮان ﺧﺮدﻣﻨﺪاﻧﻪ زﻧﺪگی ﻛﺮد.
«ﺳﻘﺮاط» ﻳﻜﻲ از اﺳﻄﻮرهﻫﺎي ﻓﻠﺴﻔﻪ اﺳﺖ. او ﺻﺪﻫﺎ ﺳﺎل ﭘﻴﺶ از ﻣﻴﻼد ﻣﺴﻴﺢ در «آﺗﻦ» ﻣﻲزﻳﺴﺖ.
ﺳﻘﺮاط ﺑﻪ اﻳﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ رﺳﻴﺪه ﺑﻮد ﻛﻪ ﻳﻜﻲ از ﭘﺎﻳﻪﻫﺎي ﻋﻘﻼﻧﻴﺖ، «ﭘﺮﺳﺶﮔﺮي» اﺳﺖ.
اﻧﺴﺎن ﺑﻪاﻧﺪازه ا ي ﻛﻪ ﭘﺮﺳﺶ، ﻧﻘﺪ و ﺷﻚ ﻣﻲﻛﻨﺪ،ﺧﺮدﻣﻨﺪ اﺳﺖ.
ﺑﻪﻫﻤﻴﻦ دﻟﻴﻞ، «ﺳﻘﺮاط» ﺑﺮاي ﺧﺮدﻣﻨﺪ ﻛﺮدن ﻣﺮدم، ﺑﻪ آﻧﺎن ﻳﺎد ﻣﻲداد ﻛﻪ ﺑﻪ داﻧﺴﺘﻪﻫﺎي ﺧﻮد ﻳﺎ اﺧﺒﺎري ﻛﻪ دﻳﮕﺮان ﺑﻪ آﻧﺎن ﻣﻨﺘﻘﻞ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ، ﺗﺮدﻳﺪ ﻛﻨﻨﺪ و درﺳﺘﻲ آن را ﺑﻪ ﻧﻘﺪ ﺑﻜﺸﻨﺪ.
از ﻧﻈﺮ ﺳﻘﺮاط، ﻫﺮ ﺑﺎوري ﻛﻪ در ذﻫﻦ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ و آن را ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶ ﻧﻜﺸﻴﻢ و از ﻏﺮﺑﺎل ﻧﻘﺪ ﻧﮕﺬراﻧﻴﻢ، ﻫﺴﺘﻪاي ﻣﻲﮔﺮدد ﺑﺮاي زﻧﺪﮔﻲ اﺑﻠﻬﺎﻧﻪ و ﻣﺎﻧﻌﻲﺳﺖ در ﺑﺮاﺑﺮ زﻧﺪﮔﻲ ﻋﺎﻗﻼﻧﻪ.
ﭼﻨﺪ ﻫﺰار ﺳﺎل ﺑﻌﺪ از ﺳﻘﺮاط، روانﺷﻨﺎﺳﺎن ﺑﺰرﮔﻲ ﻫﻢﭼﻮن «آﻟﺒﺮت اﻟﻴﺲ» و «آﻟﻮرن ﺑﻚ» ﻧﻴﺰ ﺑﻪﻫﻤﻴﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ رﺳﻴﺪﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﺴﻴﺎري از ﺣﺎﻻت ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﻳﻨﺪ رواﻧﻲ، ﻧﺎﺷﻲ از ﻃﺮز ﺗﻔﻜﺮ ﻧﺎدرﺳﺖ اﺳﺖ.
آﻧﺎن ﻧﻴﺰ در روشﻫﺎي روان درﻣﺎﻧﻲ ﺧﻮد از «روﻳﻜﺮد ﺳﻘﺮاﻃﻲ» ﺳﻮد ﺑﺮدﻧﺪ و ﺑﺎورﻫﺎ را ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶ و ﻧﻘﺪ ﻛﺸﻴﺪﻧﺪ.
«ﺳﻘﺮاط» ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺎورﻫﺎ را ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶ ﻣﻲﻛﺸﻴﺪ؟
ﺳﻘﺮاط در ﺷﻬﺮ راه ﻣﻲرﻓﺖ، در ﺑﺎزار ﻣﻲﮔﺸﺖ و ﺑﻪ ﺟﻠﺴﺎت ﻣﺮدم آﻣﺪ و ﺷﺪ ﻣﻲﻛﺮد و ﻫﺮﮔﺎه ﻣﻲدﻳﺪ ﻛﻪ آﻧﺎن ﺑﺎ اﻃﻤﻴﻨﺎن درﺑﺎره ي ﭼﻴﺰي ﺻﺤﺒﺖ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ، آﻧﺎن را ﻣﻮرد ﺳﺆال ﻗﺮارﻣﻲ داد .
ﺑﺮاي ﻧﻤﻮﻧﻪ اﮔﺮ ﻣﻲﺷﻨﻴﺪ ﻛﻪ در ﻣﺠﻠﺲ ﺷﻮراي آﺗﻦ، ﺳﺨﻨﻮري ﻣﻲﮔﻮﻳﺪ :
«ﺷﺮاﻓﺖ ﻣﻠﻲ ﻣﺎ ﺣﻜﻢ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺎ دﺷﻤﻦ ﺑﺠﻨﮕﻴﻢ» او را ﻣﻮرد ﺳﺆال ﻗﺮارﻣﻲداد:
- «ﺷﺮاﻓﺖ» ﭼﻴﺴﺖ؟
- ﻣﻼك ﺷﺮاﻓﺖ ﭼﻴﺴﺖ و اﻳﻦ ﻣﻼك را ﭼﻪ ﻛﺴﺎﻧﻲ وﺿﻊ ﻛﺮده اﻧﺪ؟!
- ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻲﺗﻮاﻧﻲ اﻓﺮاد ﺷﺮﻳﻒ را از اﻓﺮاد ﻓﺎﻗﺪ ﺷﺮاﻓﺖ ﺗﺸﺨﻴﺺ دﻫﻲ؟!
- آﻳﺎ ﺷﺮاﻓﺖ ﻣﻮﺿﻮﻋﻲﺳﺖ ﻛﻪ «ﻳﺎ ﻫﺴﺖ و ﻳﺎ ﻧﻴﺴﺖ» ﻳﺎ ﺷﺮاﻓﺖ ﻫﻢ درﺟﺎﺗﻲ دارد و ﻣﻲﺗﻮان اﻓﺮاد را ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎي درﺟﻪي ﺷﺮاﻓﺖﺷﺎن ردهﺑﻨﺪي ﻛﺮد؟!
- «ﺷﺮاﻓﺖ ﻣﻠﻲ» ﭼﻴﺴﺖ؟!
- اﮔﺮ ﺷﺮاﻓﺖ، ﻳﻚ ﻣﻮﺿﻮعِ ﺑﺸﺮي و ﺟﻬﺎنﻣﺸﻤﻮل اﺳﺖ، آﻳﺎ ﻣﻲﺗﻮان ﻗﻴﺪ ﻣﻠﻴﺖ را ﺑﻪ آن اﻓﺰود؟!
- «دﺷﻤﻦ» را ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻲﻛﻨﻴﺪ؟!
- آﻳﺎ ﻫﺮﻛﺲ ﻣﺘﻔﺎوت ﺑﺎ ﻣﺎ ﺑﻴﻨﺪﻳﺸﺪ، دﺷﻤﻦ اﺳﺖ ﻳﺎ ﻫﺮﻛﺲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺗﺠﺎوز ﻛﻨﺪ دﺷﻤﻦ اﺳﺖ؟!
- ﺗﺠﺎوز را ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻲﻛﻨﻴﺪ؟!
«ﺳﻘﺮاط» ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﺳﺆال اﻛﺘﻔﺎ ﻧﻤﻲﻛﺮد.
او دهﻫﺎ ﺳﺆال ﻣﻲﭘﺮﺳﻴﺪ و اﻓﺮاد را ﺑﻪ ﺗﺮدﻳﺪ و ﺗﺄﻣﻞ ﻣﻲاﻓﻜﻨﺪ؛ آنﭼﻨﺎن ﻛﻪ آﻧﺎن ﻧﻤﻲﺗﻮاﻧﺴﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ و ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎي اﺣﺴﺎﺳﺎتﺷﺎن ﺗﺼﻤﻴﻢﺑﮕﻴﺮﻧﺪ.
درواﻗﻊ، آﻧﺎن را از «ﺗﻮﻫﻢ داﻧﺎﻳﻲ» ﺑﻪ «ﺗﺤﻴﺮ و ﭘﺮﺳﺶﮔﺮي» ﻣﻲ ﺑﺮد.
ﻓﻜﺮ ﻣﻲﻛﻨﻴﺪ ﻳﻮﻧﺎﻧﻴﺎن ﺳﻘﺮاط را دوﺳﺖداﺷﺘﻨﺪ؟!
ﻧﻤﻲ داﻧﻴﻢ! ﻫﻴﭻ آﻣﺎر ﻗﺎﺑﻞ اﻋﺘﻤﺎدي از رأي ﻣﺮدمِ آن روزِ آﺗﻦ در دﺳﺖ نیست!
اﻣﺎ ﺳﻘﺮاط، ﭘﺎﻳﺎن ﻏﻢاﻧﮕﻴﺰي داﺷﺖ!
«ﺑﺰرﮔﺎن آﺗﻦ» ﺗﺸﺨﻴﺺدادﻧﺪ ﻛﻪ ﺳﻘﺮاط، «ﻋﻤﻞ ﻣجرﻣﺎﻧﻪاي» را ﻣﺮﺗﻜﺐ ﻣﻲﺷﻮد.
از دﻳﺪﮔﺎه «ﺑﺰرﮔﺎن آﺗﻦ» ﻛﺎر ﺳﻘﺮاط، «ﺗﺸﻮﻳﺶ اﻓﻜﺎر ﻋﻤﻮﻣﻲ» ﺑﻮد.
آﻧﺎن اﻋﺘﻘﺎد داﺷﺘﻨﺪ ﻛﻪ اﻓﻜﺎر ﺳﻘﺮاط، ﺟﻮاﻧﺎنِ «آﺗﻦ» را ﮔﻤﺮاه ﻣﻲ ﻛﻨد.
ﺳﻘﺮاط ﻣﺤﻜﻮم ﺑﻪ اﻋﺪام ﺷﺪ!
@Library_Telegram
به سوی عقلانیت با تردید!
«ﻋﻘﻼﻧﻴﺖ» ﺑﺎ «ﻋﻠﻢ و داﻧﺶ» ﻣﺘﻔﺎوت اﺳﺖ.
«ﻋﻠﻢ و داﻧﺶ»، «ﻣﺤﺘﻮﻳﺎت ﺣﺎﻓﻈﻪي اﻧﺴﺎن» را درﺑﺮ ﻣﻲﮔﻴﺮد.
ﻛﺴﻲﻛﻪ ﭘﺰﺷﻜﻲ ﺧﻮاﻧﺪه اﺳﺖ، ﺣﺠﻢ زﻳﺎدي از ﻣﻄﺎﻟﺐ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺑﺪن اﻧﺴﺎن و ﺣﺎﻻت ﺳﻼﻣﺖ و ﺑﻴﻤﺎري آن را در ﺣﺎﻓﻈﻪ دارد و ﻓﺮدي ﻛﻪ ﻫﻨﺮ ﺧﻮاﻧﺪه اﺳﺖ، ﺣﺠﻢ زﻳﺎدي از ﻣﻄﺎﻟﺐ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ زﻳﺒﺎﻳﻲﺷﻨﺎﺳﻲ، ادراك ﺑﺼﺮي، ﺗﺎرﻳﺦ، ﻫﻨﺮ و... را در ﺣﺎﻓﻈﻪ دارد.
اﻣﺎ «ﻋﻘﻼﻧﻴﺖ» ﻣﻮﺿﻮع ﻣﺤﺘﻮﻳﺎت ﺣﺎﻓﻈﻪي اﻧﺴﺎن ﻧﻴﺴﺖ، ﺑﻠﻜﻪ «ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﺗﻔﻜﺮ» را ﻣﺪﻧﻈﺮ دارد.
اﻧﺴﺎن ﺧﺮدﻣﻨﺪ ﻛﺴﻲ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ در ﺣﺎﻓﻈﻪاش ﻣﻄﺎﻟﺐ زﻳﺎدي در ﻣﻮرد ﺗﺎرﻳﺦ ﺧﺮدﻣﻨﺪي ﻳﺎ ﻣﻌﻠﻮﻣﺎت دﻳﮕﺮي اﻧﺒﺎﺷﺘﻪ ﺷﺪه ﺑﺎﺷﺪ؛
ﺧﺮدﻣﻨﺪ، ﻛﺴﻲﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﺤﻮه ي ارزﻳﺎﺑﻲ و ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮي ﺧﺎﺻﻲ دارد.
ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻲﺗﻮان ﺧﺮدﻣﻨﺪ ﺷﺪ؟
در ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ اﻳﻦ ﺳﺆال، «ﻓﻠﺴﻔﻪ» اﻳﺠﺎد ﺷﺪ.
ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺑﻪ زﺑﺎن ﻳﻮﻧﺎﻧﻲ ﺑﻪﻣﻌﻨﺎي «ﺟﻮﻳﺎيِ ﺧﺮد» ﺑﻮدن اﺳﺖ.
ﻓﻴﻠﺴﻮﻓﺎن، ﺟﺴﺘﺠﻮﮔﺮان و ﻣﻌﻠﻤﺎﻧﻲ وﺟﻮد دارﻧﺪ ﻛﻪ درﭘﻲ ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ اﻳﻦ ﺳﺆال ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ؛
ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻲﺗﻮان ﺧﺮدﻣﻨﺪاﻧﻪ زﻧﺪگی ﻛﺮد.
«ﺳﻘﺮاط» ﻳﻜﻲ از اﺳﻄﻮرهﻫﺎي ﻓﻠﺴﻔﻪ اﺳﺖ. او ﺻﺪﻫﺎ ﺳﺎل ﭘﻴﺶ از ﻣﻴﻼد ﻣﺴﻴﺢ در «آﺗﻦ» ﻣﻲزﻳﺴﺖ.
ﺳﻘﺮاط ﺑﻪ اﻳﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ رﺳﻴﺪه ﺑﻮد ﻛﻪ ﻳﻜﻲ از ﭘﺎﻳﻪﻫﺎي ﻋﻘﻼﻧﻴﺖ، «ﭘﺮﺳﺶﮔﺮي» اﺳﺖ.
اﻧﺴﺎن ﺑﻪاﻧﺪازه ا ي ﻛﻪ ﭘﺮﺳﺶ، ﻧﻘﺪ و ﺷﻚ ﻣﻲﻛﻨﺪ،ﺧﺮدﻣﻨﺪ اﺳﺖ.
ﺑﻪﻫﻤﻴﻦ دﻟﻴﻞ، «ﺳﻘﺮاط» ﺑﺮاي ﺧﺮدﻣﻨﺪ ﻛﺮدن ﻣﺮدم، ﺑﻪ آﻧﺎن ﻳﺎد ﻣﻲداد ﻛﻪ ﺑﻪ داﻧﺴﺘﻪﻫﺎي ﺧﻮد ﻳﺎ اﺧﺒﺎري ﻛﻪ دﻳﮕﺮان ﺑﻪ آﻧﺎن ﻣﻨﺘﻘﻞ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ، ﺗﺮدﻳﺪ ﻛﻨﻨﺪ و درﺳﺘﻲ آن را ﺑﻪ ﻧﻘﺪ ﺑﻜﺸﻨﺪ.
از ﻧﻈﺮ ﺳﻘﺮاط، ﻫﺮ ﺑﺎوري ﻛﻪ در ذﻫﻦ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ و آن را ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶ ﻧﻜﺸﻴﻢ و از ﻏﺮﺑﺎل ﻧﻘﺪ ﻧﮕﺬراﻧﻴﻢ، ﻫﺴﺘﻪاي ﻣﻲﮔﺮدد ﺑﺮاي زﻧﺪﮔﻲ اﺑﻠﻬﺎﻧﻪ و ﻣﺎﻧﻌﻲﺳﺖ در ﺑﺮاﺑﺮ زﻧﺪﮔﻲ ﻋﺎﻗﻼﻧﻪ.
ﭼﻨﺪ ﻫﺰار ﺳﺎل ﺑﻌﺪ از ﺳﻘﺮاط، روانﺷﻨﺎﺳﺎن ﺑﺰرﮔﻲ ﻫﻢﭼﻮن «آﻟﺒﺮت اﻟﻴﺲ» و «آﻟﻮرن ﺑﻚ» ﻧﻴﺰ ﺑﻪﻫﻤﻴﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ رﺳﻴﺪﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﺴﻴﺎري از ﺣﺎﻻت ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﻳﻨﺪ رواﻧﻲ، ﻧﺎﺷﻲ از ﻃﺮز ﺗﻔﻜﺮ ﻧﺎدرﺳﺖ اﺳﺖ.
آﻧﺎن ﻧﻴﺰ در روشﻫﺎي روان درﻣﺎﻧﻲ ﺧﻮد از «روﻳﻜﺮد ﺳﻘﺮاﻃﻲ» ﺳﻮد ﺑﺮدﻧﺪ و ﺑﺎورﻫﺎ را ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶ و ﻧﻘﺪ ﻛﺸﻴﺪﻧﺪ.
«ﺳﻘﺮاط» ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺎورﻫﺎ را ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶ ﻣﻲﻛﺸﻴﺪ؟
ﺳﻘﺮاط در ﺷﻬﺮ راه ﻣﻲرﻓﺖ، در ﺑﺎزار ﻣﻲﮔﺸﺖ و ﺑﻪ ﺟﻠﺴﺎت ﻣﺮدم آﻣﺪ و ﺷﺪ ﻣﻲﻛﺮد و ﻫﺮﮔﺎه ﻣﻲدﻳﺪ ﻛﻪ آﻧﺎن ﺑﺎ اﻃﻤﻴﻨﺎن درﺑﺎره ي ﭼﻴﺰي ﺻﺤﺒﺖ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ، آﻧﺎن را ﻣﻮرد ﺳﺆال ﻗﺮارﻣﻲ داد .
ﺑﺮاي ﻧﻤﻮﻧﻪ اﮔﺮ ﻣﻲﺷﻨﻴﺪ ﻛﻪ در ﻣﺠﻠﺲ ﺷﻮراي آﺗﻦ، ﺳﺨﻨﻮري ﻣﻲﮔﻮﻳﺪ :
«ﺷﺮاﻓﺖ ﻣﻠﻲ ﻣﺎ ﺣﻜﻢ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺎ دﺷﻤﻦ ﺑﺠﻨﮕﻴﻢ» او را ﻣﻮرد ﺳﺆال ﻗﺮارﻣﻲداد:
- «ﺷﺮاﻓﺖ» ﭼﻴﺴﺖ؟
- ﻣﻼك ﺷﺮاﻓﺖ ﭼﻴﺴﺖ و اﻳﻦ ﻣﻼك را ﭼﻪ ﻛﺴﺎﻧﻲ وﺿﻊ ﻛﺮده اﻧﺪ؟!
- ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻲﺗﻮاﻧﻲ اﻓﺮاد ﺷﺮﻳﻒ را از اﻓﺮاد ﻓﺎﻗﺪ ﺷﺮاﻓﺖ ﺗﺸﺨﻴﺺ دﻫﻲ؟!
- آﻳﺎ ﺷﺮاﻓﺖ ﻣﻮﺿﻮﻋﻲﺳﺖ ﻛﻪ «ﻳﺎ ﻫﺴﺖ و ﻳﺎ ﻧﻴﺴﺖ» ﻳﺎ ﺷﺮاﻓﺖ ﻫﻢ درﺟﺎﺗﻲ دارد و ﻣﻲﺗﻮان اﻓﺮاد را ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎي درﺟﻪي ﺷﺮاﻓﺖﺷﺎن ردهﺑﻨﺪي ﻛﺮد؟!
- «ﺷﺮاﻓﺖ ﻣﻠﻲ» ﭼﻴﺴﺖ؟!
- اﮔﺮ ﺷﺮاﻓﺖ، ﻳﻚ ﻣﻮﺿﻮعِ ﺑﺸﺮي و ﺟﻬﺎنﻣﺸﻤﻮل اﺳﺖ، آﻳﺎ ﻣﻲﺗﻮان ﻗﻴﺪ ﻣﻠﻴﺖ را ﺑﻪ آن اﻓﺰود؟!
- «دﺷﻤﻦ» را ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻲﻛﻨﻴﺪ؟!
- آﻳﺎ ﻫﺮﻛﺲ ﻣﺘﻔﺎوت ﺑﺎ ﻣﺎ ﺑﻴﻨﺪﻳﺸﺪ، دﺷﻤﻦ اﺳﺖ ﻳﺎ ﻫﺮﻛﺲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺗﺠﺎوز ﻛﻨﺪ دﺷﻤﻦ اﺳﺖ؟!
- ﺗﺠﺎوز را ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻲﻛﻨﻴﺪ؟!
«ﺳﻘﺮاط» ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﺳﺆال اﻛﺘﻔﺎ ﻧﻤﻲﻛﺮد.
او دهﻫﺎ ﺳﺆال ﻣﻲﭘﺮﺳﻴﺪ و اﻓﺮاد را ﺑﻪ ﺗﺮدﻳﺪ و ﺗﺄﻣﻞ ﻣﻲاﻓﻜﻨﺪ؛ آنﭼﻨﺎن ﻛﻪ آﻧﺎن ﻧﻤﻲﺗﻮاﻧﺴﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ و ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎي اﺣﺴﺎﺳﺎتﺷﺎن ﺗﺼﻤﻴﻢﺑﮕﻴﺮﻧﺪ.
درواﻗﻊ، آﻧﺎن را از «ﺗﻮﻫﻢ داﻧﺎﻳﻲ» ﺑﻪ «ﺗﺤﻴﺮ و ﭘﺮﺳﺶﮔﺮي» ﻣﻲ ﺑﺮد.
ﻓﻜﺮ ﻣﻲﻛﻨﻴﺪ ﻳﻮﻧﺎﻧﻴﺎن ﺳﻘﺮاط را دوﺳﺖداﺷﺘﻨﺪ؟!
ﻧﻤﻲ داﻧﻴﻢ! ﻫﻴﭻ آﻣﺎر ﻗﺎﺑﻞ اﻋﺘﻤﺎدي از رأي ﻣﺮدمِ آن روزِ آﺗﻦ در دﺳﺖ نیست!
اﻣﺎ ﺳﻘﺮاط، ﭘﺎﻳﺎن ﻏﻢاﻧﮕﻴﺰي داﺷﺖ!
«ﺑﺰرﮔﺎن آﺗﻦ» ﺗﺸﺨﻴﺺدادﻧﺪ ﻛﻪ ﺳﻘﺮاط، «ﻋﻤﻞ ﻣجرﻣﺎﻧﻪاي» را ﻣﺮﺗﻜﺐ ﻣﻲﺷﻮد.
از دﻳﺪﮔﺎه «ﺑﺰرﮔﺎن آﺗﻦ» ﻛﺎر ﺳﻘﺮاط، «ﺗﺸﻮﻳﺶ اﻓﻜﺎر ﻋﻤﻮﻣﻲ» ﺑﻮد.
آﻧﺎن اﻋﺘﻘﺎد داﺷﺘﻨﺪ ﻛﻪ اﻓﻜﺎر ﺳﻘﺮاط، ﺟﻮاﻧﺎنِ «آﺗﻦ» را ﮔﻤﺮاه ﻣﻲ ﻛﻨد.
ﺳﻘﺮاط ﻣﺤﻜﻮم ﺑﻪ اﻋﺪام ﺷﺪ!
@Library_Telegram
☕️ قطعهای از کتاب
به محض اینکه فرزندانمان شروع می کنند به مدرسه رفتن، اگر خوب درس بخوانند ما بلافاصله قول می دهیم به آن ها پول جایزه بدهیم. این کار اشتباه است. ما به این ترتیب پول را که چیز بی اصالتی است با چیزی قابل تحسین و با ارزش که همان تحصیل و لذت از آگاهی است می آمیزیم.
پولی را که به فرزندانمان می دهیم باید بدون موردی داده شود. باید با بی تفاوتی داده شود، تا یاد بگیرند با بی تفاوتی دریافتش کنند. و باید داده شود نه برای اینکه یاد بگیرند دوستش داشته باشند. بلکه یاد بگیرند که دوستش نداشته باشند و خصلت واقعی اش را و اهمیتش را برای بر آوردن واقعی ترین آرزوهایی که جنبه روحانی دارد درک کنند.
📕 #فضیلت_های_ناچیز
✍ #ناتالیا_گینز_بورگ
@Library_Telegram
به محض اینکه فرزندانمان شروع می کنند به مدرسه رفتن، اگر خوب درس بخوانند ما بلافاصله قول می دهیم به آن ها پول جایزه بدهیم. این کار اشتباه است. ما به این ترتیب پول را که چیز بی اصالتی است با چیزی قابل تحسین و با ارزش که همان تحصیل و لذت از آگاهی است می آمیزیم.
پولی را که به فرزندانمان می دهیم باید بدون موردی داده شود. باید با بی تفاوتی داده شود، تا یاد بگیرند با بی تفاوتی دریافتش کنند. و باید داده شود نه برای اینکه یاد بگیرند دوستش داشته باشند. بلکه یاد بگیرند که دوستش نداشته باشند و خصلت واقعی اش را و اهمیتش را برای بر آوردن واقعی ترین آرزوهایی که جنبه روحانی دارد درک کنند.
📕 #فضیلت_های_ناچیز
✍ #ناتالیا_گینز_بورگ
@Library_Telegram
👏1
قوانین منطقی
۱. با گذشته خود کنار بیائید تا حال شما را خراب نکند.
۲. آنچه دیگران در مورد شما فکر میکنند به شما ارتباطی ندارد.
۳. گذشت زمان تقریبا داروی هر دردی است؛ به زمان کمی فرصت دهید.
۴. کسی دلیل و مسئول خوشبختی شما نیست؛ خودتان مسئولید.
۵. زندگی خود را با دیگران مقایسه نکنید؛ ما هیچ خبر نداریم که زندگی آنها برای چه و چگونه است.
۶. زیاد فکر نکنید؛ اشکالی ندارد که جواب بعضی چیزها را ندانیم.
۷. لبخند بزنید؛ شما مسول حل تمام مشکلات دنیا نیستید
@Library_Telegram
۱. با گذشته خود کنار بیائید تا حال شما را خراب نکند.
۲. آنچه دیگران در مورد شما فکر میکنند به شما ارتباطی ندارد.
۳. گذشت زمان تقریبا داروی هر دردی است؛ به زمان کمی فرصت دهید.
۴. کسی دلیل و مسئول خوشبختی شما نیست؛ خودتان مسئولید.
۵. زندگی خود را با دیگران مقایسه نکنید؛ ما هیچ خبر نداریم که زندگی آنها برای چه و چگونه است.
۶. زیاد فکر نکنید؛ اشکالی ندارد که جواب بعضی چیزها را ندانیم.
۷. لبخند بزنید؛ شما مسول حل تمام مشکلات دنیا نیستید
@Library_Telegram
👍4
📕 ایران در عصر آهن 1
✍ یانا مدودسکایا
🔄 علی اکبر وحدتی
کتاب ایران در عصر آهن 1 به بررسی یکی از حیاتیترین و سرنوشتسازترین ادوار تاریخ ایرانزمین پرداخته؛ دورهای که در ادبیات باستانشناختی به «عصر آهن 1» نامبردار گشته و به عقیدۀ بسیاری از پژوهشگران سرآغاز ورود قبایل ایرانی به فلات ایران است. به طور کلی «عصر آهن» در ایران از نظر زمانی از نیمۀ هزارۀ دوم پم آغاز شده و تا برآمدن نخستین امپراتوری جهانی به دست توانمند شاهنشاهان پارسی هخامنشی ادامه مییابد. باستانشناسان این دوره را به سه مرحلۀ کوتاهتر (عصر آهن 1-3) تقسیم کردهاند.
کتاب حاضر پس از ارزیابی و بازنگری عقاید پیشین در باب فرگشتها و دگرگشتهای فرهنگی پایان عصر مفرغ و آغاز عصر آهن در ایران، تفسیر دیگرگونهای از شواهد باستانشناختی این دوره ارائه کرده است.
@Library_Telegram
✍ یانا مدودسکایا
🔄 علی اکبر وحدتی
کتاب ایران در عصر آهن 1 به بررسی یکی از حیاتیترین و سرنوشتسازترین ادوار تاریخ ایرانزمین پرداخته؛ دورهای که در ادبیات باستانشناختی به «عصر آهن 1» نامبردار گشته و به عقیدۀ بسیاری از پژوهشگران سرآغاز ورود قبایل ایرانی به فلات ایران است. به طور کلی «عصر آهن» در ایران از نظر زمانی از نیمۀ هزارۀ دوم پم آغاز شده و تا برآمدن نخستین امپراتوری جهانی به دست توانمند شاهنشاهان پارسی هخامنشی ادامه مییابد. باستانشناسان این دوره را به سه مرحلۀ کوتاهتر (عصر آهن 1-3) تقسیم کردهاند.
کتاب حاضر پس از ارزیابی و بازنگری عقاید پیشین در باب فرگشتها و دگرگشتهای فرهنگی پایان عصر مفرغ و آغاز عصر آهن در ایران، تفسیر دیگرگونهای از شواهد باستانشناختی این دوره ارائه کرده است.
@Library_Telegram
ایران در عصر آهن I.pdf
87.7 MB
📕 ایران در عصر آهن 1
✍ یانا مدودسکایا
🔄 علی اکبر وحدتی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ یانا مدودسکایا
🔄 علی اکبر وحدتی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
👍1
#تلنگر
زنی به مشاور خانواده گفت:
من و همسرم زندگی کم نظیری داریم ؛
همه حسرت زندگی ما رو میخورند.
سراسر محبّت, شادی, توجّه, گذشت و هماهنگی.
امّا سؤالی از شوهرم پرسیدم که جواب او مرا سخت نگران کرده است.
پرسیدم اگر من و مادرت در دریا همزمان در حال غرق شدن باشیم
چه کسی را نجات خواهی داد؟
و او بیدرنگ جواب داد: معلوم است, مادرم را ؛
چون مرا زاییده و بزرگ کرده و زحمتهای زیادی برایم کشیده!
از آن روز تا حالا خیلی عصبی و ناراحتم به من بگویید چکار کنم؟
مشاور جواب داد:
شنا یاد بگیرید!
همیشه در زندگی روی پای خود بایستید حتی با داشتن همسر خوب!
به جای بالا بردن انتظار خود از دیگران، توانایی خود را افزایش دهید ...
#کاترین_پاندر
@Library_Telegram
زنی به مشاور خانواده گفت:
من و همسرم زندگی کم نظیری داریم ؛
همه حسرت زندگی ما رو میخورند.
سراسر محبّت, شادی, توجّه, گذشت و هماهنگی.
امّا سؤالی از شوهرم پرسیدم که جواب او مرا سخت نگران کرده است.
پرسیدم اگر من و مادرت در دریا همزمان در حال غرق شدن باشیم
چه کسی را نجات خواهی داد؟
و او بیدرنگ جواب داد: معلوم است, مادرم را ؛
چون مرا زاییده و بزرگ کرده و زحمتهای زیادی برایم کشیده!
از آن روز تا حالا خیلی عصبی و ناراحتم به من بگویید چکار کنم؟
مشاور جواب داد:
شنا یاد بگیرید!
همیشه در زندگی روی پای خود بایستید حتی با داشتن همسر خوب!
به جای بالا بردن انتظار خود از دیگران، توانایی خود را افزایش دهید ...
#کاترین_پاندر
@Library_Telegram
👍2
📕 اعترافات گوستین
✍ مارکوس اورلیوس اوگوستینوس
اعترافات کتابی است که مارکوس اورلیوس اوگوستینوس، مشهور به آگوستین قدیس متفکر و فیلسوف اهل کارتاژ در شمال آفریقا آن را در سال ۴۰۰ میلادی به زبان لاتین نوشته است. این کتاب شامل ۱۳ قسمت مجزا بوده و مجموعهای از شرح احوال و افکار و اعتراف به گناههای نویسنده را در بر میگیرد.
باآنکه وی کتاب اعترافات را در زمانی که یک اسقف عالیمقام بوده نوشته است، شدت پشیمانی او و اعتراف و طلب بخشایش حتی از گناهان کوچک حیرتآور است. اعترافات که از دوران نوجوانی به صورت خودزندگینامه شروع شده و با اعتراف به دوری از عشق به پروردگار علیه نفس و هواهای نفسانی اقامه دعوا مینماید. او عشق الهی را با تاروپود مطالب فلسفی و کلامی درمیآمیزد و بزرگترین گناه را دوری از عشق پروردگار و عدم درک توحید میداند. مناجات او در این کتاب، پرسوزوگداز و از زبان عاشقی دردمند است.
@Library_Telegram
✍ مارکوس اورلیوس اوگوستینوس
اعترافات کتابی است که مارکوس اورلیوس اوگوستینوس، مشهور به آگوستین قدیس متفکر و فیلسوف اهل کارتاژ در شمال آفریقا آن را در سال ۴۰۰ میلادی به زبان لاتین نوشته است. این کتاب شامل ۱۳ قسمت مجزا بوده و مجموعهای از شرح احوال و افکار و اعتراف به گناههای نویسنده را در بر میگیرد.
باآنکه وی کتاب اعترافات را در زمانی که یک اسقف عالیمقام بوده نوشته است، شدت پشیمانی او و اعتراف و طلب بخشایش حتی از گناهان کوچک حیرتآور است. اعترافات که از دوران نوجوانی به صورت خودزندگینامه شروع شده و با اعتراف به دوری از عشق به پروردگار علیه نفس و هواهای نفسانی اقامه دعوا مینماید. او عشق الهی را با تاروپود مطالب فلسفی و کلامی درمیآمیزد و بزرگترین گناه را دوری از عشق پروردگار و عدم درک توحید میداند. مناجات او در این کتاب، پرسوزوگداز و از زبان عاشقی دردمند است.
@Library_Telegram
👍1
اعترافات آگوستین.pdf
62.9 MB
📕 اعترافات گوستین
✍ مارکوس اورلیوس اوگوستینوس
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ مارکوس اورلیوس اوگوستینوس
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
👍2
#شکارچی....
مردی از کنار جنگلی رد می شد، شیری را دید که برای شغالی خط و نشان می کشد. شغال به خانه رفت و در را بست ولی شیر همچنان به حرکات رزمی اش ادامه داد و شغال را به جدال فرا خواند . مرد سرگرم تماشای آنان بود که کلاغی از بالای درخت از او پرسید چه چیز تو را این چنین متعجب کرده است؟
مرد گفت: به خط و نشانهای شیر فکر می کنم ،شغال هم بی توجه به خانه اش رفته بیرون نمی آید!
کلاغ گفت ای نادان آنها تو را سرگرم کرده اند تا روباه بتواند غذایت رابخورد!
مرد دید غذایش از دستش رفته از کلاغه پرسید روباه غذایم را برد شیر و شغال را چه حاصل؟
کلاغه چنین توضیح داد: روباه گرسنه بود توان حمله نداشت، غذایت را خورد و نیرو گرفت، شیرهم بدنش کوفته بود خودش را گرم کرد تا هنگام حمله آماده باشد و شغال هم خسته بود رفت خانه تا نیرویی تازه کند تا آن زمان که جلوتر رفتی هرسه به تو حمله کنند و تو را بخورند!؟
مردپرسید: از اطلاعاتی که به من دادی تو را چه حاصل؟
کلاغ گفت: آنها کیسه زر تو را به من وعده داده بودند تا تو را سرگرم کنم...
@Library_Telegram
مردی از کنار جنگلی رد می شد، شیری را دید که برای شغالی خط و نشان می کشد. شغال به خانه رفت و در را بست ولی شیر همچنان به حرکات رزمی اش ادامه داد و شغال را به جدال فرا خواند . مرد سرگرم تماشای آنان بود که کلاغی از بالای درخت از او پرسید چه چیز تو را این چنین متعجب کرده است؟
مرد گفت: به خط و نشانهای شیر فکر می کنم ،شغال هم بی توجه به خانه اش رفته بیرون نمی آید!
کلاغ گفت ای نادان آنها تو را سرگرم کرده اند تا روباه بتواند غذایت رابخورد!
مرد دید غذایش از دستش رفته از کلاغه پرسید روباه غذایم را برد شیر و شغال را چه حاصل؟
کلاغه چنین توضیح داد: روباه گرسنه بود توان حمله نداشت، غذایت را خورد و نیرو گرفت، شیرهم بدنش کوفته بود خودش را گرم کرد تا هنگام حمله آماده باشد و شغال هم خسته بود رفت خانه تا نیرویی تازه کند تا آن زمان که جلوتر رفتی هرسه به تو حمله کنند و تو را بخورند!؟
مردپرسید: از اطلاعاتی که به من دادی تو را چه حاصل؟
کلاغ گفت: آنها کیسه زر تو را به من وعده داده بودند تا تو را سرگرم کنم...
@Library_Telegram
👍5
از دوست مسنی پرسیدم:
به نظر تو این وضعیت نابهنجار ایران از کجا شروع شد؟
گفت: برای چه میخوای بدونی؟
گفتم: تا برای اصلاح آن تلاش کنیم و یا لااقل جلوی تکرار چنین آغازی را بگیریم.
گفت: از این جا شروع شد که؛ خودمون کسی را انتخاب کردیم و دنبال او انقلاب کردیم که در قرن بیستم:
هرگز به پارک نرفته بود ...
تاتر و سینما و استخر و تفریح نرفته بود ...
بانک نرفته بود ...
رستوران نرفته بود ...
ورزش نکرده بود ...
به اداره و بیمه و شهرداری و دارائی مراجعه نکرده بود ...
مالیات نداده بود ...
عوارض نداده بود ...
دبستان نرفته بود ... حتی کلمات فارسی رو با لهجه غیر ایرانی بزور از روی برگه میخواند ...
در هیچ کنکوری شرکت نکرده بود ...
نه هنری داشت و نه حرفه ای بلد بود ...
هرگز کشاورزی نکرده و اقتصاد را هم مال خر میدونست ...
هرگز برای کسب روزی کار نکرده بود ...
از دست کسی دستمزد نگرفته بود ...
قبض آب و برق ندیده و پرداخت نکرده بود ...
اصلاً نمی دانست که تولید برق هزینه دارد ...
آبرسانی هزینه دارد.
دوچرخه سواری بلد نبود.
گواهینامه رانندگی نداشت ...
برای اولین بار سوار هواپیما شد و به پاریس رفت ...
و برای اخرین بار سوار هواپیما شد و به ایران آمد ...
برای حفظ مملکت خدمت مقدس سربازی نرفته بود و پس از سالها دوری برای ورود به آن هیچ حسی نداشت!
با تمام اینها به تشکیل جامعه ای فکر میکرد که آرمانشهرش همان ۱۴۰۰ سال پیش هم یک جامعه وحشی، عقب افتاده، بربر، خون آشام، زن ستیز و غیر متمدن بود!
@Library_Telegram
به نظر تو این وضعیت نابهنجار ایران از کجا شروع شد؟
گفت: برای چه میخوای بدونی؟
گفتم: تا برای اصلاح آن تلاش کنیم و یا لااقل جلوی تکرار چنین آغازی را بگیریم.
گفت: از این جا شروع شد که؛ خودمون کسی را انتخاب کردیم و دنبال او انقلاب کردیم که در قرن بیستم:
هرگز به پارک نرفته بود ...
تاتر و سینما و استخر و تفریح نرفته بود ...
بانک نرفته بود ...
رستوران نرفته بود ...
ورزش نکرده بود ...
به اداره و بیمه و شهرداری و دارائی مراجعه نکرده بود ...
مالیات نداده بود ...
عوارض نداده بود ...
دبستان نرفته بود ... حتی کلمات فارسی رو با لهجه غیر ایرانی بزور از روی برگه میخواند ...
در هیچ کنکوری شرکت نکرده بود ...
نه هنری داشت و نه حرفه ای بلد بود ...
هرگز کشاورزی نکرده و اقتصاد را هم مال خر میدونست ...
هرگز برای کسب روزی کار نکرده بود ...
از دست کسی دستمزد نگرفته بود ...
قبض آب و برق ندیده و پرداخت نکرده بود ...
اصلاً نمی دانست که تولید برق هزینه دارد ...
آبرسانی هزینه دارد.
دوچرخه سواری بلد نبود.
گواهینامه رانندگی نداشت ...
برای اولین بار سوار هواپیما شد و به پاریس رفت ...
و برای اخرین بار سوار هواپیما شد و به ایران آمد ...
برای حفظ مملکت خدمت مقدس سربازی نرفته بود و پس از سالها دوری برای ورود به آن هیچ حسی نداشت!
با تمام اینها به تشکیل جامعه ای فکر میکرد که آرمانشهرش همان ۱۴۰۰ سال پیش هم یک جامعه وحشی، عقب افتاده، بربر، خون آشام، زن ستیز و غیر متمدن بود!
@Library_Telegram
👍6❤1
ممکن است که لباس و زبان و رسوم و آداب و معتقدات مردم عوض شود ولی حماقت آنها عوض نخواهد شد و در تمام اعصار میتوان به وسیلهی گفتهها و نوشتههای دروغ مردم را فریفت. زیرا همانطور که مگس، عسل را دوست دارد، مردم هم دروغ و ریا و وعدههای پوچ را که هرگز عملی نخواهد شد دوست میدارند.
📕 #سینوهه (پرشک مخصوص فرعون)
✍ #میکا_والتاری
@Library_Telegram
📕 #سینوهه (پرشک مخصوص فرعون)
✍ #میکا_والتاری
@Library_Telegram
از تولد تا مرگ، نیازهای تغییر ناپذیری در ژن های ما نهفته است و اگر این نیازها برآورده نشوند باعث رنج ما و دیگران خواهد شد، ولی توانایی و روش ارضا و برآوردن این نیازها به طور طبیعی در ما برنامه ریزی نشده است. اگر توانایی ارضای نیازها همانند خود نیازها در انسان تعبیه شده بود، دیگر مساله ای به نام مشکلات روان شناختی وجود نداشت، اما این توانایی باید آموخته شود.
📕 #واقعیت_درمانی
✍ #ویلیام_گلسر
@Library_Telegram
📕 #واقعیت_درمانی
✍ #ویلیام_گلسر
@Library_Telegram
📕#وزن_و_جسم_و_جان
✍#دیپاک_چوپرا
در پزشکی نوین روزبه روز بیشتر به اهمیت و نقش ذهن، هوشیاری وشعور در سلامتی پی برده می شود و دکتر دیپاک چوپرا نیز که تاکنون آثار ارزشمندی را در زمینه ی بهداشت و سلامت جسم و جان نگاشته است، در این کتاب به مساله ی اضافه وزن می پردازد و روش هایی ساده و عملی را برای دست یابی به وزن دلخواه از راه تعادل بخشیدن به جسم و ذهن ارائه می نماید. او ابتدا شما را راهنمایی می کند تا نوع بدن خود را براساس طب آیورودا شناسایی کنید و سپس راه های رسیدن به سلامتی و وزن مناسب را (براساس نوع بدن تان) به شما می آموزد.
@Library_Telegram
✍#دیپاک_چوپرا
در پزشکی نوین روزبه روز بیشتر به اهمیت و نقش ذهن، هوشیاری وشعور در سلامتی پی برده می شود و دکتر دیپاک چوپرا نیز که تاکنون آثار ارزشمندی را در زمینه ی بهداشت و سلامت جسم و جان نگاشته است، در این کتاب به مساله ی اضافه وزن می پردازد و روش هایی ساده و عملی را برای دست یابی به وزن دلخواه از راه تعادل بخشیدن به جسم و ذهن ارائه می نماید. او ابتدا شما را راهنمایی می کند تا نوع بدن خود را براساس طب آیورودا شناسایی کنید و سپس راه های رسیدن به سلامتی و وزن مناسب را (براساس نوع بدن تان) به شما می آموزد.
@Library_Telegram
4_5764629925583650960.pdf
11.1 MB
📕 وزن و جسم و جان
✍ دیپاک چوپرا
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ دیپاک چوپرا
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای درک رشد کردن، کافیست به یک درخت نگاه کنی. هنگامی که درخت رشد میکند، ریشههایش در عمق پیش میروند. اینجا تعادل برقرار است: هر چه درخت بلندتر شود، ریشههایش عمیقتر میشوند.
رشد کردن یعنی اینکه در عمق وجودت فرو روی، جایی که ریشههایت قرار دارند.
📕 #عشق_رقص_زندگی
✍ #اشو
@Library_Telegram
رشد کردن یعنی اینکه در عمق وجودت فرو روی، جایی که ریشههایت قرار دارند.
📕 #عشق_رقص_زندگی
✍ #اشو
@Library_Telegram
📕 دین و سیاست در دولت عثمانی
✍ داود دورسون
در کتاب حاضر , نهاد های سیاسی و اداری دولت عثمانی , به عنوان « نظام » مورد بررسی قرار گرفته و سعی شده است جایگاه و کارکرد دین در درون این نظام مشخص شود . روابط دین و دولت عموما , باالگوی حاکمیت های دینی ( تئوکراتیک ) و لائیک « Laic در لغت به معنای فرد غیر متعصب نسبت به باورهای مذهبی خود امده است ـ که طبیعتا چنین فردی به باورهای مذهبی دیگران نیز بی اعتنا خواهد بود » تبیین می شود . با بهره گرفتن از این فرضیه ها , سعی در اثبات این ادعا داریم که روابط دین و سیاست در دولت عثمانی نه منطبق برالگوی دولت دینی است و نه دولت لائیک , بلکه الگوی « نظام نیمه دینی » مطرح است .
@Library_Telegram
✍ داود دورسون
در کتاب حاضر , نهاد های سیاسی و اداری دولت عثمانی , به عنوان « نظام » مورد بررسی قرار گرفته و سعی شده است جایگاه و کارکرد دین در درون این نظام مشخص شود . روابط دین و دولت عموما , باالگوی حاکمیت های دینی ( تئوکراتیک ) و لائیک « Laic در لغت به معنای فرد غیر متعصب نسبت به باورهای مذهبی خود امده است ـ که طبیعتا چنین فردی به باورهای مذهبی دیگران نیز بی اعتنا خواهد بود » تبیین می شود . با بهره گرفتن از این فرضیه ها , سعی در اثبات این ادعا داریم که روابط دین و سیاست در دولت عثمانی نه منطبق برالگوی دولت دینی است و نه دولت لائیک , بلکه الگوی « نظام نیمه دینی » مطرح است .
@Library_Telegram