#تلنگر
نه آرامشت را به چشمی وابسته كن،
نه دستت را به گرمای دستی دلخوش ...
چشمها بسته میشوند و دستها مشت میشوند ...
و تو میمانی و يک دنيا تنهایی ...
ميليونها درخت در جهان بهطور اتفاقی توسط موشها و سنجابهایی كاشته شدند!
كه دانههايی را مدفون كردند و سپس جای مخفی آن را فراموش كردند ...
خوبی كن و فراموش كن،
"روزی رشد خواهد كرد"
@Library_Telegram
نه آرامشت را به چشمی وابسته كن،
نه دستت را به گرمای دستی دلخوش ...
چشمها بسته میشوند و دستها مشت میشوند ...
و تو میمانی و يک دنيا تنهایی ...
ميليونها درخت در جهان بهطور اتفاقی توسط موشها و سنجابهایی كاشته شدند!
كه دانههايی را مدفون كردند و سپس جای مخفی آن را فراموش كردند ...
خوبی كن و فراموش كن،
"روزی رشد خواهد كرد"
@Library_Telegram
👍3
#آیا_می_دانستید 💡
در روزگار قدیم مثل زمان حال افرادی بودند که به کار گدای مشغول بودند.اینان به هر شیوه ای بود، سعی می کردند، درهم و دیناری از مردم بستانند. یکی از کارهای که می کردند این بود که، در دست راست خود شاخی از گوسفند و در دست چپ خود بخشی از استخوان شانه گوسفند را نگاه می داشتند و هرگاه فردی از دادن پول به آنها خودداری می کرد، شاخ را روی استخوان شانه می کشیدند، که این کار صدای ناموزون و گوشخراشی ایجاد می کرد که شنونده را به ستوه می آورد و شخص برای رهایی از این صدا مجبور می شد چیزی به گدا بدهد، تا گدا کار شاخ بر شانه کشیدن را متوقف کند.
اصطلاح "شاخ و شانه کشیدن " به معنای تهدید و ترساندن کسی است تا شخص از طریق ارعاب به هدف خود برسد، از همین شیوه عجیب گدایی در قدیم ریشه گرفته است.
@Library_Telegram
در روزگار قدیم مثل زمان حال افرادی بودند که به کار گدای مشغول بودند.اینان به هر شیوه ای بود، سعی می کردند، درهم و دیناری از مردم بستانند. یکی از کارهای که می کردند این بود که، در دست راست خود شاخی از گوسفند و در دست چپ خود بخشی از استخوان شانه گوسفند را نگاه می داشتند و هرگاه فردی از دادن پول به آنها خودداری می کرد، شاخ را روی استخوان شانه می کشیدند، که این کار صدای ناموزون و گوشخراشی ایجاد می کرد که شنونده را به ستوه می آورد و شخص برای رهایی از این صدا مجبور می شد چیزی به گدا بدهد، تا گدا کار شاخ بر شانه کشیدن را متوقف کند.
اصطلاح "شاخ و شانه کشیدن " به معنای تهدید و ترساندن کسی است تا شخص از طریق ارعاب به هدف خود برسد، از همین شیوه عجیب گدایی در قدیم ریشه گرفته است.
@Library_Telegram
👍2🤔1
☕️ قطعهای از کتاب
هنگامی که کسی میپرسد: فلسفه به چه کار میآید؟ پاسخ باید ستیزه جویانه باشد، چرا که پرسش کنایهدار و نیشدار است. فلسفه نه به دولت خدمت می کند و نه به کلیسا، فلسفه به خدمتِ هیچ قوهی مستقری در نمیآید. کار فلسفه ناراحت کردن است. فلسفهای که هیچ کس را ناراحت نکند و به هیچ کس ضدیت نورزد فلسفه نیست.
کار فلسفه آزردنِ حماقت است، فلسفه حماقت را به چیزی شرم آور تبدیل میکند. فلسفه کاربردی ندارد جز افشاکردنِ پستیهای اندیشه در تمامی اشکالش.
آیا جز فلسفه رشتهای هست که به نقد تمامیِ راز آمیزگریها، هر خاستگاه و هدفی که داشته باشد، همت گمارد؟
📕 نیچه و فلسفه
✍ ژیل دلوز
@Library_Telegram
هنگامی که کسی میپرسد: فلسفه به چه کار میآید؟ پاسخ باید ستیزه جویانه باشد، چرا که پرسش کنایهدار و نیشدار است. فلسفه نه به دولت خدمت می کند و نه به کلیسا، فلسفه به خدمتِ هیچ قوهی مستقری در نمیآید. کار فلسفه ناراحت کردن است. فلسفهای که هیچ کس را ناراحت نکند و به هیچ کس ضدیت نورزد فلسفه نیست.
کار فلسفه آزردنِ حماقت است، فلسفه حماقت را به چیزی شرم آور تبدیل میکند. فلسفه کاربردی ندارد جز افشاکردنِ پستیهای اندیشه در تمامی اشکالش.
آیا جز فلسفه رشتهای هست که به نقد تمامیِ راز آمیزگریها، هر خاستگاه و هدفی که داشته باشد، همت گمارد؟
📕 نیچه و فلسفه
✍ ژیل دلوز
@Library_Telegram
👍1
#یک_فنجان_تفکر☕️
پرایدسواری حرام است
قریب به هفت سال پیش، علی فلاحیان، وزیر اسبق اطلاعات
با نشریهٔ پنجره مصاحبه کرد و در آنجا گفت که فتوای فقهیاش این است که سوار شدن پراید حرام است.
دلیل ایشان این بود که پراید امنیت جان انسانها را به خطر میاندازد، ضمن اینکه هوا را هم آلوده میکند.
از آن سال همیشه برایم سؤال بود که چرا ایشان سوار شدن پراید را حرام میداند ولی ساختن پراید را نه؟
آن کسیکه پراید سوار میشود عاشق سینهچاک پراید است یا وسعش به بیش از این مقدار نمیرسد؟ آن کسی که پراید میسازد چطور؟
عکسِ بالا پرفروشترین خودروها را در غرب آسیا نشان میدهد. میزان اختلاف قیمت و کیفیت پراید با سایر ماشینها را لحاظ کنید و به این فکر کنید ملتی که پراید، یا محصولات بیکیفیت دیگری که همهمان میشناسیم، سوار شود چه ضربهای به اعتمادبهنفسش خواهد خورد.
حمایت از تولید داخلی زمانی معنا پیدا میکند که منجر به تقویت کیفیت شود.
اگر قرار باشد مردم از محصولات بیکیفیت داخلی استفاده کنند و جیب عدهای پرپولتر شود، در چنین شرایطی عملاً حمایت از تولید داخلی معنای خود را از دست میدهد.
@Library_Telegram
پرایدسواری حرام است
قریب به هفت سال پیش، علی فلاحیان، وزیر اسبق اطلاعات
با نشریهٔ پنجره مصاحبه کرد و در آنجا گفت که فتوای فقهیاش این است که سوار شدن پراید حرام است.
دلیل ایشان این بود که پراید امنیت جان انسانها را به خطر میاندازد، ضمن اینکه هوا را هم آلوده میکند.
از آن سال همیشه برایم سؤال بود که چرا ایشان سوار شدن پراید را حرام میداند ولی ساختن پراید را نه؟
آن کسیکه پراید سوار میشود عاشق سینهچاک پراید است یا وسعش به بیش از این مقدار نمیرسد؟ آن کسی که پراید میسازد چطور؟
عکسِ بالا پرفروشترین خودروها را در غرب آسیا نشان میدهد. میزان اختلاف قیمت و کیفیت پراید با سایر ماشینها را لحاظ کنید و به این فکر کنید ملتی که پراید، یا محصولات بیکیفیت دیگری که همهمان میشناسیم، سوار شود چه ضربهای به اعتمادبهنفسش خواهد خورد.
حمایت از تولید داخلی زمانی معنا پیدا میکند که منجر به تقویت کیفیت شود.
اگر قرار باشد مردم از محصولات بیکیفیت داخلی استفاده کنند و جیب عدهای پرپولتر شود، در چنین شرایطی عملاً حمایت از تولید داخلی معنای خود را از دست میدهد.
@Library_Telegram
وضعیت این گربه از ما بهتره بوده!
ایشون ببری خان، گربه محبوب ناصرالدین شاه قاجار بود که سر سفره دربار مینشست. غذای هر روزش یک دست جوجه کباب مخصوص بود که از قبل هم امتحان میشد که مبادا از سر حسادت تو غذاش سم بریزند...
ببری خان گاهی در تصمیمگیری های اساسی کشور هم اثر میذاشت. میپرسید چجوری؟! درباریان خواستههای خودشون رو روی کاغذ مینوشتند و مینداختن گردن ببری خان! چه عزل و نصبهایی که توسط این عریضه پذیرفته میشد و چه محکومینی توسط این گربه نجات پیدا میکردن...
یک روز ببری خان همراه شاه برای شکار عازم جاجرود شد و بیماری سختی گرفت. ببری را کالسکهای با هشت اسب به دارالخلافه برگرداندند تا بلکه آب و هوای تهران باعث بهبودیاش شود اما ببری خان خوب نشد و مرد و او را مخفیانه در باغ دفن کردند و تا ۱۰ روز کسی جرات نداشت خبر مرگش را برای شاه ببرد...
اینم بگم که ببری خان پرستار مخصوص داشت ...
اینجاست که باید گفت گربه شاه هم نشدیم...
@Library_Telegram
ایشون ببری خان، گربه محبوب ناصرالدین شاه قاجار بود که سر سفره دربار مینشست. غذای هر روزش یک دست جوجه کباب مخصوص بود که از قبل هم امتحان میشد که مبادا از سر حسادت تو غذاش سم بریزند...
ببری خان گاهی در تصمیمگیری های اساسی کشور هم اثر میذاشت. میپرسید چجوری؟! درباریان خواستههای خودشون رو روی کاغذ مینوشتند و مینداختن گردن ببری خان! چه عزل و نصبهایی که توسط این عریضه پذیرفته میشد و چه محکومینی توسط این گربه نجات پیدا میکردن...
یک روز ببری خان همراه شاه برای شکار عازم جاجرود شد و بیماری سختی گرفت. ببری را کالسکهای با هشت اسب به دارالخلافه برگرداندند تا بلکه آب و هوای تهران باعث بهبودیاش شود اما ببری خان خوب نشد و مرد و او را مخفیانه در باغ دفن کردند و تا ۱۰ روز کسی جرات نداشت خبر مرگش را برای شاه ببرد...
اینم بگم که ببری خان پرستار مخصوص داشت ...
اینجاست که باید گفت گربه شاه هم نشدیم...
@Library_Telegram
👍3
خانم از پیرمردِ دستفروش می پرسد:
_این دستمال ها دونه ای چنده؟_
فروشنده پاسخ می دهد: _هر کدوم دو هزار تومن خانم._
خانم می گوید:
_من شش تا برمی دارم و ده هزار تومن می دم یا نمی خرم و می رم._
فروشنده پاسخ می دهد:
_اشکالی نداره خانم. با این که سودی برام نداره ولی این می تونه شروع خوبی برای من باشه چون امروز حتا یه دونه دستمال هم نفروخته ام و برای زنده ماندن به پولِ این ها نیاز دارم._
خانم، دستمال ها رو را با قیمتِ دلخواهِ خودش می خرد و با احساسِ برنده شدن، سوارِ ماشینِ شیکِ خود می شود و با دوستش به رستورانی شیک می رود.
او و دوستش آن چه را که می خواستند سفارش می دهند. آن ها فقط کمی از غذای خود را مس خورند و مقدار زیادی از آن را باقی می گذارند.
صورتحساب را که ۳۵۰ هزار تومان بود ۴۰۰ هزار تومان حساب می کنند و به صاحبِ رستورانِ شیک می گویند که بقیه اش را به عنوانِ انعام نگه دارد...
این داستان ممکن است برای صاحبِ رستورانِ شیک، کاملا عادی به نظر برسد ، اما برای پیرمردِ فروشنده بسیار ناعادلانه است...
_سوالی که مطرح می شود این است:_
*چرا همیشه هنگامِ خرید از نیازمندان، باید نشان* *دهیم که قدرت داریم؟*
*و چرا ما نسبت به کسانی که حتی نیازی به سخاوتِ ما ندارند سخاوتمند* *هستیم؟*
یک بار مطلبی را در جایی خواندم که می گفت:
پدری از افرادِ فقیر، با قیمتِ بالا، اجناس می خرید، هرچند به وسایلِ احتیاج نداشت. گاهی اوقات هزینه بیشتری برای آن ها پرداخت می کرد. پسرش شگفت زده از او می پرسد:
_"چرا این کار را می کنی بابا؟"_
پدر پاسخ می دهد:
*"این خیریه ای است که در عزّت پیچیده شده است، پسر."*
شما جزو افرادی هستید که برای خواندن این پیام وقت گذاشته اید و در صورتِ ارسال به سایرین، تلاشی بیشتر برای " *انسان سازی* " نموده اید...
@Library_Telegram
_این دستمال ها دونه ای چنده؟_
فروشنده پاسخ می دهد: _هر کدوم دو هزار تومن خانم._
خانم می گوید:
_من شش تا برمی دارم و ده هزار تومن می دم یا نمی خرم و می رم._
فروشنده پاسخ می دهد:
_اشکالی نداره خانم. با این که سودی برام نداره ولی این می تونه شروع خوبی برای من باشه چون امروز حتا یه دونه دستمال هم نفروخته ام و برای زنده ماندن به پولِ این ها نیاز دارم._
خانم، دستمال ها رو را با قیمتِ دلخواهِ خودش می خرد و با احساسِ برنده شدن، سوارِ ماشینِ شیکِ خود می شود و با دوستش به رستورانی شیک می رود.
او و دوستش آن چه را که می خواستند سفارش می دهند. آن ها فقط کمی از غذای خود را مس خورند و مقدار زیادی از آن را باقی می گذارند.
صورتحساب را که ۳۵۰ هزار تومان بود ۴۰۰ هزار تومان حساب می کنند و به صاحبِ رستورانِ شیک می گویند که بقیه اش را به عنوانِ انعام نگه دارد...
این داستان ممکن است برای صاحبِ رستورانِ شیک، کاملا عادی به نظر برسد ، اما برای پیرمردِ فروشنده بسیار ناعادلانه است...
_سوالی که مطرح می شود این است:_
*چرا همیشه هنگامِ خرید از نیازمندان، باید نشان* *دهیم که قدرت داریم؟*
*و چرا ما نسبت به کسانی که حتی نیازی به سخاوتِ ما ندارند سخاوتمند* *هستیم؟*
یک بار مطلبی را در جایی خواندم که می گفت:
پدری از افرادِ فقیر، با قیمتِ بالا، اجناس می خرید، هرچند به وسایلِ احتیاج نداشت. گاهی اوقات هزینه بیشتری برای آن ها پرداخت می کرد. پسرش شگفت زده از او می پرسد:
_"چرا این کار را می کنی بابا؟"_
پدر پاسخ می دهد:
*"این خیریه ای است که در عزّت پیچیده شده است، پسر."*
شما جزو افرادی هستید که برای خواندن این پیام وقت گذاشته اید و در صورتِ ارسال به سایرین، تلاشی بیشتر برای " *انسان سازی* " نموده اید...
@Library_Telegram
❤2👍2
📚 چه کارهایی را میتوانی به تنهایی انجام دهی و لذت ببری؟
۱. پیادهروی طولانی
۲. رفتن به یک کنسرت
۳. برنامهریزی مسافرت و تعطیلات
۴. گلف
۵. تماشای رویدادهای ورزشی
۶. رفتن به مسابقات
۷. خواندن داستان، رمان، نمایشنامه یا شعر
۸. رفتن به سخنرانیها
۹. صرف نهار در رستوران
۱۰. کاوشگری
۱۱. میهمانی رفتن
۱۲. شرکت در یک عمل مذهبی (اجتماعی، طبقاتی، خیریه)
۱۳. رفتن به جلسه دعا، باشگاه اجتماعی
۱۴. اسکی بازی
۱۵. بیلیارد بازی کردن
۱۶. بولینگ بازی کردن
۱۷. آفتاب گرفتن
۱۸. رفتن به نمایشگاه، سیرک، باغ وحش یا شهربازی
۱۹. برنامهریزی یا سازماندهی یک چیز
۲۰. رفتن به گردهماییهای آموزشی
۲۱. جمعآوری اشیای طبیعی
۲۲. تماشای یک منظره زیبا
۲۳. غذاخوردن در خانه
۲۴. پیادهروی
۲۵. رفتن به موزه یا نمایشگاه
۲۶. ماهیگیری
۲۷. رفتن به باشگاههای حفظ سلامت یا سونا
۲۸. تماشای مناظر
۲۹. ملاقات با یک فرد تازه آشنای همجنس
۳۰. پرتاب کاغذ بهطرف زبالهدان
۳۱. یادگیری کارهای جدید
۳۲. رفتن به رستوران
۳۳. کالسکهسواری
۳۴. رفتن به سینما
۳۵. دویدن، قدمرو رفتن
۳۶. کتابخانه رفتن
۳۷. رفتن به لباسفروشی
۳۸. تماشای بچه ها در پارک
۳۹. رفتن به ضیافتها و میهمانیهای رسمی گروهی
۴۰. دوچرخهسواری
۴۱. خوردن چای، قهوه یا آبمیوه
۴۲. رفتن به مزایدهها یا حراجهای خانگی
۴۳. گوش کردن به موسیقی
۴۴. ملاقات با فردی تازه آشنا از جنس مخالف
۴۵. شرکت در مسابقات تلویزیونی
۴۶. رفتن به تئاتر
۴۷. بقالی رفتن
۴۸. تمرین تیراندازی
۴۹. رفتن به کوه
۵۰. تماشای ویترین مغازهها
#اندور_اساپینگتون
@Library_Telegram
۱. پیادهروی طولانی
۲. رفتن به یک کنسرت
۳. برنامهریزی مسافرت و تعطیلات
۴. گلف
۵. تماشای رویدادهای ورزشی
۶. رفتن به مسابقات
۷. خواندن داستان، رمان، نمایشنامه یا شعر
۸. رفتن به سخنرانیها
۹. صرف نهار در رستوران
۱۰. کاوشگری
۱۱. میهمانی رفتن
۱۲. شرکت در یک عمل مذهبی (اجتماعی، طبقاتی، خیریه)
۱۳. رفتن به جلسه دعا، باشگاه اجتماعی
۱۴. اسکی بازی
۱۵. بیلیارد بازی کردن
۱۶. بولینگ بازی کردن
۱۷. آفتاب گرفتن
۱۸. رفتن به نمایشگاه، سیرک، باغ وحش یا شهربازی
۱۹. برنامهریزی یا سازماندهی یک چیز
۲۰. رفتن به گردهماییهای آموزشی
۲۱. جمعآوری اشیای طبیعی
۲۲. تماشای یک منظره زیبا
۲۳. غذاخوردن در خانه
۲۴. پیادهروی
۲۵. رفتن به موزه یا نمایشگاه
۲۶. ماهیگیری
۲۷. رفتن به باشگاههای حفظ سلامت یا سونا
۲۸. تماشای مناظر
۲۹. ملاقات با یک فرد تازه آشنای همجنس
۳۰. پرتاب کاغذ بهطرف زبالهدان
۳۱. یادگیری کارهای جدید
۳۲. رفتن به رستوران
۳۳. کالسکهسواری
۳۴. رفتن به سینما
۳۵. دویدن، قدمرو رفتن
۳۶. کتابخانه رفتن
۳۷. رفتن به لباسفروشی
۳۸. تماشای بچه ها در پارک
۳۹. رفتن به ضیافتها و میهمانیهای رسمی گروهی
۴۰. دوچرخهسواری
۴۱. خوردن چای، قهوه یا آبمیوه
۴۲. رفتن به مزایدهها یا حراجهای خانگی
۴۳. گوش کردن به موسیقی
۴۴. ملاقات با فردی تازه آشنا از جنس مخالف
۴۵. شرکت در مسابقات تلویزیونی
۴۶. رفتن به تئاتر
۴۷. بقالی رفتن
۴۸. تمرین تیراندازی
۴۹. رفتن به کوه
۵۰. تماشای ویترین مغازهها
#اندور_اساپینگتون
@Library_Telegram
📕 فرهنگ ادیان جهان
✍ جان آر. هینلز
کتاب حاضر مفاهیم، واژهها و اصطلاحات ادیان مختلفی را که در جهان وجود دارد به صورت الفبایی در خود گردآورده است. در مقدمه کتاب به اجمال از محتوا و مندرجات کتاب و شیوه کار مولف سخن رفته است. در حروف (آ) و (الف) که صفحات نخست کتاب را به خود اختصاص داده نام پیامبر بزرگ حضرت ابراهیم و فیلسوفان و عارفانی چون ابنسینا و ابنعربی و شخصیتهای بزرگ دینی ادیان شرقی و هندو، اماکن جغرافیایی و رجال سیاسی به چشم میخورد. واژههایی چون آتش، آخرتشناسی، اثباتگرایی، آریایی، الهیات و انجمنهای بینالمللی و دینی هر یک ذیل عناوین جداگانهای گنجانده شده است. مولف ذیل حرف (ب) و (ت) خوانندگان را با یک سلسله واژهها و مفاهیم، نامهای رجال و اماکن جدیدتری آشنا میسازد. سبک و سیاق نویسنده در تدوین این دایرةالمعارف که همه مدخلها به اختصار معرفی شده به گونهای است که مخاطبان و علاقمندان به حوزه دینپژوهی به آگاهیهای مقدماتی مفیدی در زمینه ادیان دست یابند.
@Library_Telegram
✍ جان آر. هینلز
کتاب حاضر مفاهیم، واژهها و اصطلاحات ادیان مختلفی را که در جهان وجود دارد به صورت الفبایی در خود گردآورده است. در مقدمه کتاب به اجمال از محتوا و مندرجات کتاب و شیوه کار مولف سخن رفته است. در حروف (آ) و (الف) که صفحات نخست کتاب را به خود اختصاص داده نام پیامبر بزرگ حضرت ابراهیم و فیلسوفان و عارفانی چون ابنسینا و ابنعربی و شخصیتهای بزرگ دینی ادیان شرقی و هندو، اماکن جغرافیایی و رجال سیاسی به چشم میخورد. واژههایی چون آتش، آخرتشناسی، اثباتگرایی، آریایی، الهیات و انجمنهای بینالمللی و دینی هر یک ذیل عناوین جداگانهای گنجانده شده است. مولف ذیل حرف (ب) و (ت) خوانندگان را با یک سلسله واژهها و مفاهیم، نامهای رجال و اماکن جدیدتری آشنا میسازد. سبک و سیاق نویسنده در تدوین این دایرةالمعارف که همه مدخلها به اختصار معرفی شده به گونهای است که مخاطبان و علاقمندان به حوزه دینپژوهی به آگاهیهای مقدماتی مفیدی در زمینه ادیان دست یابند.
@Library_Telegram
👍1
فرهنگ ادیان جهان جان آر هیلنز.pdf
76.2 MB
📕 فرهنگ ادیان جهان
✍ جان آر. هینلز
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ جان آر. هینلز
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سفر یعنی اینکه تو با دیدن یک درخت احساس کنی برای اولین بار است آن درخت را میبینی، وگرنه اینهمه خلبان و راننده شب و روز از جایی میروند به جای دیگر. هیچ درختی براشان تازگی ندارد. این که سفر نیست.
سفر یعنی دور شدن از یکنواختی. وسعت دید نسبت مستقیم دارد به بُعد مسافت؛ هرچه دورتر، وسعت دید بیشتر. و من این را پیش از سفر نمیدانستم. سفر یعنی اینکه وقتی صبح از خواب بیدار شدی تعجب کنی، و از خودت بپرسی من اینجا چه میکنم.
👤 #عباس_معروفی
@Library_Telegram
سفر یعنی دور شدن از یکنواختی. وسعت دید نسبت مستقیم دارد به بُعد مسافت؛ هرچه دورتر، وسعت دید بیشتر. و من این را پیش از سفر نمیدانستم. سفر یعنی اینکه وقتی صبح از خواب بیدار شدی تعجب کنی، و از خودت بپرسی من اینجا چه میکنم.
👤 #عباس_معروفی
@Library_Telegram
👍2
☕️ قطعهای از کتاب
شاگردان اصلی یکی پس از دیگری از بین رفتند و بدنهای سردشان به جا ماند. مرغان دریایی گرد آنها جمع میشدند، مراسم سوزناکی برایشان برپا میکردند. پس از مراسم رسمی و طولانی عزاداری، هر پرنده روی بدن پرندهٔ مرده کمی خاک و سنگریزه میریخت و آنها را زیر سنگریزههای سنگ یادبود دفن میکردند. سنگهای یادبود مقدس شدند و شرکت در مراسم تشریفاتی برای تمام مرغانی که در آرزوی یگانگی بودند اجباری شد.
📕 جاناتان مرغ دریایی
✍ ریچارد باخ (Richard Bach)
@Library_Telegram
شاگردان اصلی یکی پس از دیگری از بین رفتند و بدنهای سردشان به جا ماند. مرغان دریایی گرد آنها جمع میشدند، مراسم سوزناکی برایشان برپا میکردند. پس از مراسم رسمی و طولانی عزاداری، هر پرنده روی بدن پرندهٔ مرده کمی خاک و سنگریزه میریخت و آنها را زیر سنگریزههای سنگ یادبود دفن میکردند. سنگهای یادبود مقدس شدند و شرکت در مراسم تشریفاتی برای تمام مرغانی که در آرزوی یگانگی بودند اجباری شد.
📕 جاناتان مرغ دریایی
✍ ریچارد باخ (Richard Bach)
@Library_Telegram
شیخی پای منبر در مورد حلال و حرام صحبت میکرد و می گفت :
روزی سه تا دزد به خونه یک تاجر دینداری زدند و کلی پول و سکه رو روی خر صاحبخونه گذاشتن و زدن بیرون!!
تو مسیر دوتاشون دسیسه چیدن که سومی رو بکشن تا سهمشون بیشتر بشه و همین کارو هم کردن!!
بعدش آب و غذایی خوردن و باز راه افتادن که یه دفعه یکیشون خنجر کشید و رفیق دومیش رو هم کشت!!
شب که شد دزد آخر دلدرد شدیدی گرفت و بر اثر سمی که شریک قبلیش در غذایش ریخته بود، مُرد!!
الاغ که تنها مانده بود ، راه صاحبخونه را در پیش گرفت و بهمراه مال به خانه تاجر دیندار برگشت...
این یعنی مال حلال به صاحبش برمیگردد!!
مردم پای منبر صلواتی بلند فرستادند که، شخصى بلند شد و گفت:
ای شیخ!
تمام دزدا که مردند، پس جریان رو کی واستون تعریف کرده!؟؟ خره؟!
بعد از آنروز دیگر کسی شیخ را ندید...
@Library_Telegram
روزی سه تا دزد به خونه یک تاجر دینداری زدند و کلی پول و سکه رو روی خر صاحبخونه گذاشتن و زدن بیرون!!
تو مسیر دوتاشون دسیسه چیدن که سومی رو بکشن تا سهمشون بیشتر بشه و همین کارو هم کردن!!
بعدش آب و غذایی خوردن و باز راه افتادن که یه دفعه یکیشون خنجر کشید و رفیق دومیش رو هم کشت!!
شب که شد دزد آخر دلدرد شدیدی گرفت و بر اثر سمی که شریک قبلیش در غذایش ریخته بود، مُرد!!
الاغ که تنها مانده بود ، راه صاحبخونه را در پیش گرفت و بهمراه مال به خانه تاجر دیندار برگشت...
این یعنی مال حلال به صاحبش برمیگردد!!
مردم پای منبر صلواتی بلند فرستادند که، شخصى بلند شد و گفت:
ای شیخ!
تمام دزدا که مردند، پس جریان رو کی واستون تعریف کرده!؟؟ خره؟!
بعد از آنروز دیگر کسی شیخ را ندید...
@Library_Telegram
👏3👍2❤1
☕️ قطعهای از کتاب
میل ما به شک کردن ممکن است به وسیلهی این احساس درونی تضعیف شود که رسوم اجتماعی حتماً پایه و اساس درستی دارند،
حتی اگر دقیقاً ندانیم این پایه و اساس چیست، زیرا بسیاری از مردم مدتی طولانی به آنها پایبند بودهاند.
نامعقول به نظر میرسد که جامعه ما به شدت درباره عقایدش دچار اشتباه باشد و فقط ما از این امر آگاه باشیم.
ما شکهای خود را فرو میخوریم
و از گله پیروی میکنیم،
زیرا نمیتوانیم خود را پیشگام حقایق دشواری بدانیم که پیش از این ناشناخته بوده است...!
📕 #تسلی_بخشهای_فلسفه
✍ #آلن_دوباتن
@Library_Telegram
میل ما به شک کردن ممکن است به وسیلهی این احساس درونی تضعیف شود که رسوم اجتماعی حتماً پایه و اساس درستی دارند،
حتی اگر دقیقاً ندانیم این پایه و اساس چیست، زیرا بسیاری از مردم مدتی طولانی به آنها پایبند بودهاند.
نامعقول به نظر میرسد که جامعه ما به شدت درباره عقایدش دچار اشتباه باشد و فقط ما از این امر آگاه باشیم.
ما شکهای خود را فرو میخوریم
و از گله پیروی میکنیم،
زیرا نمیتوانیم خود را پیشگام حقایق دشواری بدانیم که پیش از این ناشناخته بوده است...!
📕 #تسلی_بخشهای_فلسفه
✍ #آلن_دوباتن
@Library_Telegram
👍2
بردگی اختیاری !
در زمانی که برده داری در آمریکا قانونی و رایج بود ، زن سیاهپوستی بنام هاریت توبمن ، که خود یک برده فراری بود ، به همراه جمع دیگری از انسانهای شریف و سفید پوست آمریکایی گروهی مخفی را راه انداخته بودند بنام خط نجات .
خط نجات، بردگان سیاهپوست را از روی مزارع برده داران فراری میداد و مخفیانه بسوی کانادا و ایالات شمالی میبرد که در آنجا برده داری نبود .
عملیات نجات بردگان بسیار پیچیده و خطرناک بود و در هر مرحله ای اگر لو میرفت ، هاریت توبمن و یارانش همگی دستگیر و تیرباران میشدند .
سالها بعد که بردگی در آمریکا ملغی شد و بردگان آزاد شدند ، از هاریت توبمن پرسیدند سخت ترین مرحلۀ کار و عملیات شما برای نجات بردگان چه بود؟
ایشان عمیقا به فکر فرو رفت و گفت :
قانع کردن یک برده به اینکه تو برده نیستی و باید آزاد باشی !
@Library_Telegram
در زمانی که برده داری در آمریکا قانونی و رایج بود ، زن سیاهپوستی بنام هاریت توبمن ، که خود یک برده فراری بود ، به همراه جمع دیگری از انسانهای شریف و سفید پوست آمریکایی گروهی مخفی را راه انداخته بودند بنام خط نجات .
خط نجات، بردگان سیاهپوست را از روی مزارع برده داران فراری میداد و مخفیانه بسوی کانادا و ایالات شمالی میبرد که در آنجا برده داری نبود .
عملیات نجات بردگان بسیار پیچیده و خطرناک بود و در هر مرحله ای اگر لو میرفت ، هاریت توبمن و یارانش همگی دستگیر و تیرباران میشدند .
سالها بعد که بردگی در آمریکا ملغی شد و بردگان آزاد شدند ، از هاریت توبمن پرسیدند سخت ترین مرحلۀ کار و عملیات شما برای نجات بردگان چه بود؟
ایشان عمیقا به فکر فرو رفت و گفت :
قانع کردن یک برده به اینکه تو برده نیستی و باید آزاد باشی !
@Library_Telegram
👏2
📕 #نبرد_افغانی_استالین
✍ #یوری_تیخانف
دیباچه جنگ افغانستان برای شوروی نه به سال ۱۹۷۹ - هنگامی که سپاهیان شوروی به این کشور سرازیر گردیدند، بل شصت سال پیش از آن- در ۱۹۱۹ آغاز شده بود. درآن هنگام، لینن این کشور را «کلید آسیای میانه»[(و نیز «کانال سویز انقلاب به سوی هند»)-گ.] می خواند [ و کمینترن هم- «جهبه خاوری انقلاب جهانی آسیا»-گ.]. ترتسکی بر آن بود که راه «ستوران سرخ» به سوی اروپا از افغانستان و هند می گذرد و استالین از هیچ چیزی- نه از نیرو و نه از پول؛ برای پاسداری از منافع شوروی در این منطقه دریغ نمی کرد. پیکار بر سر افغانستان- ستیز کبیر پنهانی بود که در آن افزون بر شوروی (که پای آن در سراسر سده بیستم به این نبرد کشانیده شده بود)، بریتانیا، رایش سوم و امریکا دست داشتند. این جنگ تا کنون نیز نه تنها پایان پایان نیافته است، بل با نیروی تازه یی ادامه دارد. ...
@Library_Telegram
✍ #یوری_تیخانف
دیباچه جنگ افغانستان برای شوروی نه به سال ۱۹۷۹ - هنگامی که سپاهیان شوروی به این کشور سرازیر گردیدند، بل شصت سال پیش از آن- در ۱۹۱۹ آغاز شده بود. درآن هنگام، لینن این کشور را «کلید آسیای میانه»[(و نیز «کانال سویز انقلاب به سوی هند»)-گ.] می خواند [ و کمینترن هم- «جهبه خاوری انقلاب جهانی آسیا»-گ.]. ترتسکی بر آن بود که راه «ستوران سرخ» به سوی اروپا از افغانستان و هند می گذرد و استالین از هیچ چیزی- نه از نیرو و نه از پول؛ برای پاسداری از منافع شوروی در این منطقه دریغ نمی کرد. پیکار بر سر افغانستان- ستیز کبیر پنهانی بود که در آن افزون بر شوروی (که پای آن در سراسر سده بیستم به این نبرد کشانیده شده بود)، بریتانیا، رایش سوم و امریکا دست داشتند. این جنگ تا کنون نیز نه تنها پایان پایان نیافته است، بل با نیروی تازه یی ادامه دارد. ...
@Library_Telegram
نبرد افغانی استالین.pdf
4.2 MB
📕 #نبرد_افغانی_استالین
✍ #یوری_تیخانف
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ #یوری_تیخانف
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
👍1
✅ دورهمی هفتگی با عباس هویدا
تابستانهای دهه پنجاه همه هفته، شبهای جمعه هویدا جلسات اقتصادی با جمعی از کارآفرینان داشت. این جمع حدودا ۵۰ نفر میشدند از جمله برادران خیامی، حاج محمد تقی برخوردار، مدیران بانک ها و بانک مرکزی مهدی سمیعی، برادران رضایی، مدیر گروه صنعتی بهشهر، لاجوردیها و کازرونی بزرگ سرمایه دار از اصفهان ، نمازی ها از شیراز، آقای خسرو شاهی صاحب شرکت مینو، مدیران ارج و آزمایش، آقایان هژبر یزدانی، وزرای دارایی، صنایع، معادن و کشاورزی، برادران ابتهاج و ..
در انتهای باغ باشگاه وزارت خارجه درخت بید مجنونی بود بسیار زیبا، در سایه این درخت وسایل پذیرایی نه چندان تشریفاتی درست کرده بودم. سکاندار این پذیرائی و کل امور از صفر تا صد با بنده بود. برای تهیه مایحتاج ضیافت، صبح ۵شنبه می رفتم بازار تجریش، بنا به تعداد جمع چند کیلو دل و قلوه و گوشت فیله، مرغ تازه ، سبزی خوردن و ماست چکیده، مقداری میوه فصل، نان سنگگ دوآتیشه خریداری می کردم . در این ضیافت مشروبات الکی سرو نمی شد
هویدا غروب نشده زودتر از همه وارد می شد، بدون تشریفات با همان پیکان معروف با پیپ و لباس اسپرت، سلام و احوال پرسی گرمی می کرد، یه خدا قوتی می گفت و گوشه ای می نشست، بیشتر خوراکش سبزیجات و نان پنیر و گردو بود و با غذای پختنی میانه ای نداشت و زمانیکه دو سیخ قلوه و خوش گوشت براش سرو می کردم با خنده می گفت جمشیدی تو آخر مرا از راه بدر می کنی
کم کم سرصحبت ها باز میشد و اغلب حضار با اشتیاق و پر حرارت حرف از سرمایه گذاری و تولید، اشتغال، رونق اقتصادی کشور و کمک به صنعت کشاورزی می زدند. حاج برخوردار گاهی به شوخی تیکه می انداخت به هویدا می گفت: *این رئیس دولت میگه “نه زن دارم نه بچه تو که داری بمن چه!!” خودش هست و یک پیپ هرکجا آفتاب غروب کرد و خوابش گرفت پیکانشو میزنه به کناری و تخت میخوابه ..دائم هم میگه اعلیحضرت همه چیز مرتبه، خبر نداره که بار توسعه اقتصادی کشور بر دوش ماست* با این حرف کل حضار زدند زیر خنده هویدا هم چون با اکثر آنان رفیق بود عین خیالش نبود و به می خندید. نبض جلسه به دستان خیامی ها و حاج برخوردار بود، این سه بزرگ مرد بیشتر از همه درفکر پیشرفت وعمران و آبادانی کشور بودند و بارها هویدا را به محاصره خود در میآوردند و در تنگنا قرارش می دادند.
در یکی از دورهمی ها شخصی بنام نراقی مقیم امریکا پنجمین کشاورز نمونه در آمریکا از طرف شاه از ایشان دعوت بعمل آمده بود. از بدشانسی ایشان در بدو ورود به مهرآباد بخاطر تشابه اسمی توسط ساواک دستگیر میشود.نماینده دولت هرچی منتظر میشوند خبری از ایشان نمیشود و بعد از پرس و جو خبرش از اوین می رسد!! که توسط سازمان امنیت دستگیر شده!! خبر بگوش شاه میرسه و با عصبانیت نصیری را احضار می کنه، باچند فحش ناسزا که این چه کاریه زود آزادش کنید و با معذرت خواهی رسمی مستقیما” دعوتش کنید دفتر من و …
این فرد در آن جلسات هم دعوت بود و تعریف میکرد زمینی داشتم ۴۰ هکتار در آن بادام زمینی کاشته بودم پشت زمینم رودخانه بزرگی بود. روزی در جمعی گفتم اگر اینجا سدی زده شود، در پشت آن سد میتوان پرورش ماهی بزرگی ساخت و هم با ذخیره آب در پشت این سد میشه هزاران هکتار مزرعه را آبیاری کرد
به چند روز نرسید دیدم دهها مهندس نقشه بردار امدند و شروع کردند به ساختن سد!!! .. و به سال نکشید سد زده شد، پس از بالا آمدن آب سد، پرورش ماهی در اطراف سد ساخته شد، جالب اینکه نیمی از زمینهای من با آب همان سد، کشت آبی شد محصول آن سال من چند برابر شدفکر کردم نکند بخاطر استفاده از آب سد دولت مالیات سنگینی برام وضع کند!! رفتم نزد مسئول اداره کشاورزی تا خودم را معرفی کردم به یکبار رئیس اداره کشاورزی از پشت میزش بلند شد مرا بغل کرد و گفت ما این رونق اقتصادی منطقه را مدیون شما هستیم مدتیه درفکر شما هستیم تا در یک مراسم رسمی از شما تقدیر و تشکر شود. سخن ایشان که به اینجا رسید حضار با کف و هورا دیگر نگذاشتن ادامه دهد. جلسات اقتصادی بعضا تا پاسی از شب ادامه داشت و حضار یادشان می رفت حتی آبی بنوشند و به بوفه سری بزنن!! بعد از اعلام پایان نشست هویدا به شوخی می گفت میهمان کم خرج هم نعمتی هست.
هدف از نگارش این خاطره یادی بود از آن سه بزرگ مرد خیامی ها و حاج برخوردار، هرگز نمی پنداشتند که چه سرنوشت تاریکی درانتظارشان هست. آنها کلیه اموالشان توقیف و بدور از وطن جان سپردند و آرزوهایشان باخود بگور بردند. آنها را ازدست دادیم تا شهرام جزایری ها، خاوری ها و بابک زنجانی ها را بدست آوریم!
راست گفت فریدون مشیری “ایران همیشه دوزخ ارباب غیرت است”.
✍️ ابوالفضل جمشیدی فرد
@Library_Telegram
تابستانهای دهه پنجاه همه هفته، شبهای جمعه هویدا جلسات اقتصادی با جمعی از کارآفرینان داشت. این جمع حدودا ۵۰ نفر میشدند از جمله برادران خیامی، حاج محمد تقی برخوردار، مدیران بانک ها و بانک مرکزی مهدی سمیعی، برادران رضایی، مدیر گروه صنعتی بهشهر، لاجوردیها و کازرونی بزرگ سرمایه دار از اصفهان ، نمازی ها از شیراز، آقای خسرو شاهی صاحب شرکت مینو، مدیران ارج و آزمایش، آقایان هژبر یزدانی، وزرای دارایی، صنایع، معادن و کشاورزی، برادران ابتهاج و ..
در انتهای باغ باشگاه وزارت خارجه درخت بید مجنونی بود بسیار زیبا، در سایه این درخت وسایل پذیرایی نه چندان تشریفاتی درست کرده بودم. سکاندار این پذیرائی و کل امور از صفر تا صد با بنده بود. برای تهیه مایحتاج ضیافت، صبح ۵شنبه می رفتم بازار تجریش، بنا به تعداد جمع چند کیلو دل و قلوه و گوشت فیله، مرغ تازه ، سبزی خوردن و ماست چکیده، مقداری میوه فصل، نان سنگگ دوآتیشه خریداری می کردم . در این ضیافت مشروبات الکی سرو نمی شد
هویدا غروب نشده زودتر از همه وارد می شد، بدون تشریفات با همان پیکان معروف با پیپ و لباس اسپرت، سلام و احوال پرسی گرمی می کرد، یه خدا قوتی می گفت و گوشه ای می نشست، بیشتر خوراکش سبزیجات و نان پنیر و گردو بود و با غذای پختنی میانه ای نداشت و زمانیکه دو سیخ قلوه و خوش گوشت براش سرو می کردم با خنده می گفت جمشیدی تو آخر مرا از راه بدر می کنی
کم کم سرصحبت ها باز میشد و اغلب حضار با اشتیاق و پر حرارت حرف از سرمایه گذاری و تولید، اشتغال، رونق اقتصادی کشور و کمک به صنعت کشاورزی می زدند. حاج برخوردار گاهی به شوخی تیکه می انداخت به هویدا می گفت: *این رئیس دولت میگه “نه زن دارم نه بچه تو که داری بمن چه!!” خودش هست و یک پیپ هرکجا آفتاب غروب کرد و خوابش گرفت پیکانشو میزنه به کناری و تخت میخوابه ..دائم هم میگه اعلیحضرت همه چیز مرتبه، خبر نداره که بار توسعه اقتصادی کشور بر دوش ماست* با این حرف کل حضار زدند زیر خنده هویدا هم چون با اکثر آنان رفیق بود عین خیالش نبود و به می خندید. نبض جلسه به دستان خیامی ها و حاج برخوردار بود، این سه بزرگ مرد بیشتر از همه درفکر پیشرفت وعمران و آبادانی کشور بودند و بارها هویدا را به محاصره خود در میآوردند و در تنگنا قرارش می دادند.
در یکی از دورهمی ها شخصی بنام نراقی مقیم امریکا پنجمین کشاورز نمونه در آمریکا از طرف شاه از ایشان دعوت بعمل آمده بود. از بدشانسی ایشان در بدو ورود به مهرآباد بخاطر تشابه اسمی توسط ساواک دستگیر میشود.نماینده دولت هرچی منتظر میشوند خبری از ایشان نمیشود و بعد از پرس و جو خبرش از اوین می رسد!! که توسط سازمان امنیت دستگیر شده!! خبر بگوش شاه میرسه و با عصبانیت نصیری را احضار می کنه، باچند فحش ناسزا که این چه کاریه زود آزادش کنید و با معذرت خواهی رسمی مستقیما” دعوتش کنید دفتر من و …
این فرد در آن جلسات هم دعوت بود و تعریف میکرد زمینی داشتم ۴۰ هکتار در آن بادام زمینی کاشته بودم پشت زمینم رودخانه بزرگی بود. روزی در جمعی گفتم اگر اینجا سدی زده شود، در پشت آن سد میتوان پرورش ماهی بزرگی ساخت و هم با ذخیره آب در پشت این سد میشه هزاران هکتار مزرعه را آبیاری کرد
به چند روز نرسید دیدم دهها مهندس نقشه بردار امدند و شروع کردند به ساختن سد!!! .. و به سال نکشید سد زده شد، پس از بالا آمدن آب سد، پرورش ماهی در اطراف سد ساخته شد، جالب اینکه نیمی از زمینهای من با آب همان سد، کشت آبی شد محصول آن سال من چند برابر شدفکر کردم نکند بخاطر استفاده از آب سد دولت مالیات سنگینی برام وضع کند!! رفتم نزد مسئول اداره کشاورزی تا خودم را معرفی کردم به یکبار رئیس اداره کشاورزی از پشت میزش بلند شد مرا بغل کرد و گفت ما این رونق اقتصادی منطقه را مدیون شما هستیم مدتیه درفکر شما هستیم تا در یک مراسم رسمی از شما تقدیر و تشکر شود. سخن ایشان که به اینجا رسید حضار با کف و هورا دیگر نگذاشتن ادامه دهد. جلسات اقتصادی بعضا تا پاسی از شب ادامه داشت و حضار یادشان می رفت حتی آبی بنوشند و به بوفه سری بزنن!! بعد از اعلام پایان نشست هویدا به شوخی می گفت میهمان کم خرج هم نعمتی هست.
هدف از نگارش این خاطره یادی بود از آن سه بزرگ مرد خیامی ها و حاج برخوردار، هرگز نمی پنداشتند که چه سرنوشت تاریکی درانتظارشان هست. آنها کلیه اموالشان توقیف و بدور از وطن جان سپردند و آرزوهایشان باخود بگور بردند. آنها را ازدست دادیم تا شهرام جزایری ها، خاوری ها و بابک زنجانی ها را بدست آوریم!
راست گفت فریدون مشیری “ایران همیشه دوزخ ارباب غیرت است”.
✍️ ابوالفضل جمشیدی فرد
@Library_Telegram
👍9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از دست رفتن جایگاه ایران در میان کشورهای ثروتمند آسیا
نمودار فوق کشورهای ثروتمند آسیا را از سال ۱۹۶۱ تا ۲۰۲۰ نشان میدهد. بر طبق این شاخص، در قاره آسیا کشور ژاپن، هند و چین همواره بیشترین ثروت را داشتند.
جالب توجه است که رتبه ایران در سال ۱۹۷۷ با افزایش فروش و قیمت نفت به رتبه ۴ ثروتمندترین کشور آسیا ارتقا پیدا میکند و ایران از کشورهای کره جنوبی، اندونزی، عربستان و ترکیه و... ثروتمندتر بوده است. اما بعد مدتی با انقلاب، جنگ و تحریم ایران ثروت و منابع مالیش به شدت سقوط کرده و جایگاهش را از دست میدهد. در حال حاضر ایران در میان ۱۰ کشور ثروتمند آسیا هم قرار ندارد.
@Library_Telegram
نمودار فوق کشورهای ثروتمند آسیا را از سال ۱۹۶۱ تا ۲۰۲۰ نشان میدهد. بر طبق این شاخص، در قاره آسیا کشور ژاپن، هند و چین همواره بیشترین ثروت را داشتند.
جالب توجه است که رتبه ایران در سال ۱۹۷۷ با افزایش فروش و قیمت نفت به رتبه ۴ ثروتمندترین کشور آسیا ارتقا پیدا میکند و ایران از کشورهای کره جنوبی، اندونزی، عربستان و ترکیه و... ثروتمندتر بوده است. اما بعد مدتی با انقلاب، جنگ و تحریم ایران ثروت و منابع مالیش به شدت سقوط کرده و جایگاهش را از دست میدهد. در حال حاضر ایران در میان ۱۰ کشور ثروتمند آسیا هم قرار ندارد.
@Library_Telegram
#یک_فنجان_تفکر ☕️
بی سوادی دوگونه است:
بی سوادی سیاه :
شکلی از بی سوادی است که در نخستین نگاه، دیده می شود
اینکه چه کسی نمیتواند اسم خود را روی برگهی کاغذ بنویسد یا تابلوی یک خیابان را بخواند
ارزانترین نوع بی سوادی است، که میتوان با آن مبارزه کرد
اما موضوع هراسناک بی سوادی سفید است
کسانی که در ظاهر توانایی خواندن و نوشتن دارند
هر روز در فضای حقیقی و مجازی،مینویسند و حرف میزنند
کسانی که انبوهی از مدارک آموزشی و درجات و گواهینامههارا در کیف خود جابجا می کنند
اما، هنوز در سادهترین تعامل ها و ارتباط هاو خوانش ونگارش کلمات دچار چالشهای جدی هستند وچنته اشان از موهومات و شبه علم پراست
این شکل از بی سوادی "بی سوادی سفید" است
چرا که در نگاه اول، دیده نمیشود
این بی سوادی به سادگی قابل سنجش نیست و در آمارها ثبت نمیشود
این نوع بی سوادی ، وقتی با انواع مدارک رنگارنگ دانشگاهی ، تاییدو تقویت شود
ندانستن مرکب را باعث میشود
حالا فرد به ابزارهایی جدید برای تقویت بی سوادی خود و دفاع از باورهای نادرست خود مجهز گشته است
و متاسفانه درد امروز جامعه ما از نوع بیسوادی سفید است.
روشنفکر نماهای پرمدعا
@Library_Telegram
بی سوادی دوگونه است:
بی سوادی سیاه :
شکلی از بی سوادی است که در نخستین نگاه، دیده می شود
اینکه چه کسی نمیتواند اسم خود را روی برگهی کاغذ بنویسد یا تابلوی یک خیابان را بخواند
ارزانترین نوع بی سوادی است، که میتوان با آن مبارزه کرد
اما موضوع هراسناک بی سوادی سفید است
کسانی که در ظاهر توانایی خواندن و نوشتن دارند
هر روز در فضای حقیقی و مجازی،مینویسند و حرف میزنند
کسانی که انبوهی از مدارک آموزشی و درجات و گواهینامههارا در کیف خود جابجا می کنند
اما، هنوز در سادهترین تعامل ها و ارتباط هاو خوانش ونگارش کلمات دچار چالشهای جدی هستند وچنته اشان از موهومات و شبه علم پراست
این شکل از بی سوادی "بی سوادی سفید" است
چرا که در نگاه اول، دیده نمیشود
این بی سوادی به سادگی قابل سنجش نیست و در آمارها ثبت نمیشود
این نوع بی سوادی ، وقتی با انواع مدارک رنگارنگ دانشگاهی ، تاییدو تقویت شود
ندانستن مرکب را باعث میشود
حالا فرد به ابزارهایی جدید برای تقویت بی سوادی خود و دفاع از باورهای نادرست خود مجهز گشته است
و متاسفانه درد امروز جامعه ما از نوع بیسوادی سفید است.
روشنفکر نماهای پرمدعا
@Library_Telegram
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کشف گنجینهای در آوگسبورگ آلمان؛ هزاران سکه رومیها از دل خاک بیرون آمد/یورونیوز
+ الان یارو پیامک میزنه "من و برادرم چوپان هستیم. وقتی دنبال گوسفندها توی آوگسبورگ آلمان بودیم چندتا سکه پیدا کردیم، شماره شما رو هم با استخاره گرفتیم. اگه میتونی این سکه ها رو برامون بفروش"
@Library_Telegram
+ الان یارو پیامک میزنه "من و برادرم چوپان هستیم. وقتی دنبال گوسفندها توی آوگسبورگ آلمان بودیم چندتا سکه پیدا کردیم، شماره شما رو هم با استخاره گرفتیم. اگه میتونی این سکه ها رو برامون بفروش"
@Library_Telegram
👍2
☕️ قطعهای از کتاب
تندیسهایی از جاناتان با چشمان درشت و بنفش صدفیشکل که مغموم به نظر میرسید، با شن و ماسه ساخته شد و در جایجای خط ساحلی بر روی تمام سنگهای یادبود و بناهای مشابه آن گذارده شد و بسیار مهمتر از سنگهای یادبود، مرکز پرستش تلقی شد.
📕 جاناتان مرغ دریایی
✍ ریچارد باخ (Richard Bach)
@Library_Telegram
تندیسهایی از جاناتان با چشمان درشت و بنفش صدفیشکل که مغموم به نظر میرسید، با شن و ماسه ساخته شد و در جایجای خط ساحلی بر روی تمام سنگهای یادبود و بناهای مشابه آن گذارده شد و بسیار مهمتر از سنگهای یادبود، مرکز پرستش تلقی شد.
📕 جاناتان مرغ دریایی
✍ ریچارد باخ (Richard Bach)
@Library_Telegram