#حکایت ✏️
در گذشته که پزشکی چندان پیشرفت نکرده بود، طبابت به صورت آزمون و خطا انجام می شد و طبیبان بیماری ها را براساس تجربه درمان می کردند و گاهی اوقات برخی از آنها هرگاه با بیماری غیر قابل درمان مواجه می شدند برای آنکه اعتبار خود را از دست ندهد، طوری رفتار می کردند که عدم درمان، ناشی از کوتاهی خانواده در پرستاری بیمار بوده است.
باری روزی یکی از این دست اطبا خود بیمار می شود و نمی تواند بر بالین بیماری حاضر شود در نتیجه پسر کم تجربه خود را به جای خویش می فرستد، اما پیش از رفتن پسر، او را خوب نصیحت می کند که :"جان پدر، اگر دیدی داروهای ما بیمار را درمان نکرد، خوب در اطراف بیمار دقت کن ببین پوست خربزه ای، میوه ای، چیزی که باعث بدتر شدن حال بیمار می شود، در اطراف بالینش ممکن است، وجود داشته باشد، آنوقت قیافه ی حق به جانب به خود بگیر و بگو بیمار ناپرهیزی کرده و مثلا فلان چیز را خورده و گرنه درمان ما که مشکلی ندارد."
پسر بی تجربه نصیحت پدر را آویزه ی گوش کرده و به نزد بیمار می رود، متاسفانه بیمار به هیچ کدام از درمان ها جواب نمی دهد، در نتیجه پسر به یاد نصیحت پدر افتاده و خوب در اطراف بیمار جستجو می کند، اما چیزی جز یک پالان خر نمی یابد در نتیجه رو به خانواده ی بیمار می کند و با اطمینان می گوید :"ناخوش ناپرهیزی کرده"! از جانب خانواده ی بیمار انکار و از جانب پسر طبیب اصرار تا آنکه پسر می گوید :"ناخوش خر خورده!"، برای همین حالش بدتر شده"، اهل خانه با شنیدن این حرف بی معنی نمی دانستند بخندند یا بگریند.
@Library_Telegram
در گذشته که پزشکی چندان پیشرفت نکرده بود، طبابت به صورت آزمون و خطا انجام می شد و طبیبان بیماری ها را براساس تجربه درمان می کردند و گاهی اوقات برخی از آنها هرگاه با بیماری غیر قابل درمان مواجه می شدند برای آنکه اعتبار خود را از دست ندهد، طوری رفتار می کردند که عدم درمان، ناشی از کوتاهی خانواده در پرستاری بیمار بوده است.
باری روزی یکی از این دست اطبا خود بیمار می شود و نمی تواند بر بالین بیماری حاضر شود در نتیجه پسر کم تجربه خود را به جای خویش می فرستد، اما پیش از رفتن پسر، او را خوب نصیحت می کند که :"جان پدر، اگر دیدی داروهای ما بیمار را درمان نکرد، خوب در اطراف بیمار دقت کن ببین پوست خربزه ای، میوه ای، چیزی که باعث بدتر شدن حال بیمار می شود، در اطراف بالینش ممکن است، وجود داشته باشد، آنوقت قیافه ی حق به جانب به خود بگیر و بگو بیمار ناپرهیزی کرده و مثلا فلان چیز را خورده و گرنه درمان ما که مشکلی ندارد."
پسر بی تجربه نصیحت پدر را آویزه ی گوش کرده و به نزد بیمار می رود، متاسفانه بیمار به هیچ کدام از درمان ها جواب نمی دهد، در نتیجه پسر به یاد نصیحت پدر افتاده و خوب در اطراف بیمار جستجو می کند، اما چیزی جز یک پالان خر نمی یابد در نتیجه رو به خانواده ی بیمار می کند و با اطمینان می گوید :"ناخوش ناپرهیزی کرده"! از جانب خانواده ی بیمار انکار و از جانب پسر طبیب اصرار تا آنکه پسر می گوید :"ناخوش خر خورده!"، برای همین حالش بدتر شده"، اهل خانه با شنیدن این حرف بی معنی نمی دانستند بخندند یا بگریند.
@Library_Telegram
👍2
☕️ قطعهای از کتاب
گاهیاوقات گمان میکنم چه خوب است اگر هر فردی برای چند روز در دوران بزرگسالیاش دچار نابینایی و ناشنوایی شود. ظلمت نابینایی، شخص را نسبت به بینایی قدرشناستر خواهد کرد و سکوت، لذت صدا را به او نشان میدهد.
📕 #سه_روز_برای_دیدن
✍ #هلن_کلر
@Library_Telegram
گاهیاوقات گمان میکنم چه خوب است اگر هر فردی برای چند روز در دوران بزرگسالیاش دچار نابینایی و ناشنوایی شود. ظلمت نابینایی، شخص را نسبت به بینایی قدرشناستر خواهد کرد و سکوت، لذت صدا را به او نشان میدهد.
📕 #سه_روز_برای_دیدن
✍ #هلن_کلر
@Library_Telegram
ملتی که در قرن بیست و یکم
هنوز خشونت را مردانگی ،
حماقت رو نجابت،
شادی رو هرزگی،
و دزدی رو زرنگی میداند ،
راه درازی تا تمدن در پیش دارد...
👤 انتوان چخوف
@Library_Telegram
هنوز خشونت را مردانگی ،
حماقت رو نجابت،
شادی رو هرزگی،
و دزدی رو زرنگی میداند ،
راه درازی تا تمدن در پیش دارد...
👤 انتوان چخوف
@Library_Telegram
👍2
ضرب المثل اگر تو کلاغی من بچه کلاغم به فرد یا افرادی می گویند که «خود» را زرنگ و باتجربه میدانند و دیگران را بلانسبت احمق فرض میکنند!
روزی بود، روزگاری بود. کلاغی بود که برای اولین بار جوجه دار شده بود. برای جوجه اش کرم می آورد تا بخورد. جوجه را زیر بالش می گرفت و گرم می کرد. آفتاب که می شد بالش را سایبان جوجه می کرد، و خلاصه کاملا به فکر جوجه ی یکی یکدانه اش بود.جوجه کلاغ هر روز بزرگتر از دیروز می شد و فداکاری های مادرش را می دید.
وقت پرواز جوجه کلاغ که شد، مادرش همه ی راه های پرواز را به او یاد داد. جوجه به خوبی پرواز کردن را یاد گرفت و روز اول پروازش را با موفقیت پشت سر گذاشت. شب که شد،مادر و جوجه هر دو خوشحال بودند که این مرحله را هم پشت سر گذاشتند. کلاغ که هنوز نگران جوجه اش بود به او گفت :«گوش کن عزیزم! آدم ها حیله گر و با هوش اند. مبادا فریب آن ها رابخوری. مواظب خودت باش. پسر بچه ها همیشه به فکر آزار و اذیت جوجه کوچولوهایی مثل تو هستند. با سنگ به پر و بال آنها می زنند و اسیرشان می کنند.»
جوجه کلاغ گفت: «چشم مادر! کاملاً مواظب بچه ها هستم.»کلاغ که فکر می کرد جوجه اش تجربهای ندارد، باور نمی کرد که با دو جمله نصیحت، جوجه اش به خطرهای سر راه پی برده باشد. این بود که گفت: «فقط مواظب بودن کافی نیست. چشم و گوش هایت را خوب باز کن. تا دیدی بچهای قصد دارد به طرف تو سنگ پرتاب کند، فوری پرواز کن و از آنجایی که هستی دور شو.»
بچه کلاغ که خوب به حرفهای مادرش گوش میداد گفت: مادر! اگر این آدمیزاده، سنگ را در آستین پنهان کرده بود، چه؟! کلاغ مادر، از این گفته بچهاش حیرت کرد و گفت: آفرین به تو با این همه هوش و ذکاوتت!
بچه کلاغ گفت: مادر، فراموش نکن که اگر تو کلاغی، من بچه کلاغم!
@Library_Telegram
روزی بود، روزگاری بود. کلاغی بود که برای اولین بار جوجه دار شده بود. برای جوجه اش کرم می آورد تا بخورد. جوجه را زیر بالش می گرفت و گرم می کرد. آفتاب که می شد بالش را سایبان جوجه می کرد، و خلاصه کاملا به فکر جوجه ی یکی یکدانه اش بود.جوجه کلاغ هر روز بزرگتر از دیروز می شد و فداکاری های مادرش را می دید.
وقت پرواز جوجه کلاغ که شد، مادرش همه ی راه های پرواز را به او یاد داد. جوجه به خوبی پرواز کردن را یاد گرفت و روز اول پروازش را با موفقیت پشت سر گذاشت. شب که شد،مادر و جوجه هر دو خوشحال بودند که این مرحله را هم پشت سر گذاشتند. کلاغ که هنوز نگران جوجه اش بود به او گفت :«گوش کن عزیزم! آدم ها حیله گر و با هوش اند. مبادا فریب آن ها رابخوری. مواظب خودت باش. پسر بچه ها همیشه به فکر آزار و اذیت جوجه کوچولوهایی مثل تو هستند. با سنگ به پر و بال آنها می زنند و اسیرشان می کنند.»
جوجه کلاغ گفت: «چشم مادر! کاملاً مواظب بچه ها هستم.»کلاغ که فکر می کرد جوجه اش تجربهای ندارد، باور نمی کرد که با دو جمله نصیحت، جوجه اش به خطرهای سر راه پی برده باشد. این بود که گفت: «فقط مواظب بودن کافی نیست. چشم و گوش هایت را خوب باز کن. تا دیدی بچهای قصد دارد به طرف تو سنگ پرتاب کند، فوری پرواز کن و از آنجایی که هستی دور شو.»
بچه کلاغ که خوب به حرفهای مادرش گوش میداد گفت: مادر! اگر این آدمیزاده، سنگ را در آستین پنهان کرده بود، چه؟! کلاغ مادر، از این گفته بچهاش حیرت کرد و گفت: آفرین به تو با این همه هوش و ذکاوتت!
بچه کلاغ گفت: مادر، فراموش نکن که اگر تو کلاغی، من بچه کلاغم!
@Library_Telegram
👍3
📕 غریزه جنسی و سرکوبی آن در جوامع ابتدایی
✍ برانیسلاو مالینوفسکی
کتاب غریزه جنسی و سرکوبی آن در جوامع ابتدایی حاصل یک تحقیق و کار میدانی است که در جامه تروبریاند گینه نو واقع در اقیانوس آرام به وسیله مالینفسکی انجام میشود. این کتاب در واقع بنوعی مقایسه دو جامعه مادر تبار (در جزایر مذکور) و پدر تبار (جامعه اروپا و امریکا) و نیز مقایسه تفاوتهای طبقات مختلف جوامع کنونی با هم و با جوامع ابتداییاست. همچنین در این کتاب به وضوح ارتباط علومی همچون روانشناسی ٬ روانکاوی ٬ انسان شناسی و جامعه شناسی مورد بررسی قرار میگیرد.
@Library_Telegram
✍ برانیسلاو مالینوفسکی
کتاب غریزه جنسی و سرکوبی آن در جوامع ابتدایی حاصل یک تحقیق و کار میدانی است که در جامه تروبریاند گینه نو واقع در اقیانوس آرام به وسیله مالینفسکی انجام میشود. این کتاب در واقع بنوعی مقایسه دو جامعه مادر تبار (در جزایر مذکور) و پدر تبار (جامعه اروپا و امریکا) و نیز مقایسه تفاوتهای طبقات مختلف جوامع کنونی با هم و با جوامع ابتداییاست. همچنین در این کتاب به وضوح ارتباط علومی همچون روانشناسی ٬ روانکاوی ٬ انسان شناسی و جامعه شناسی مورد بررسی قرار میگیرد.
@Library_Telegram
غریزه جنسی و سرکوبی آن در جوامع ابتدایی.pdf
4.6 MB
📕 غریزه جنسی و سرکوبی آن در جوامع ابتدایی
✍ برانیسلاو مالینوفسکی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ برانیسلاو مالینوفسکی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
چیزی که از شما میخواهم این است که:
برای انسان شدن دانشآموزان تلاش کنید و تلاش شما موجب تربیت «جانورانِ دانشمند» و «بیماران روانیِ ماهر» نشود. خواندن، نوشتن، ریاضیات و... زمانی اهمیت پیدا میکند که به انسان شدن کودکان کمک کنيد و اين كليد انسان بودن كودكان در آينده میباشد.
پزشک شدن، مهندس شدن، متخصص شدن، كار سختی نيست و میشود با چند سال درس خواندن به آن رسيد و چه بسا امروز ما در جامعه هم پزشكان زیادی داريم و هم مهندسين زیادی داريم. اما بزرگترين ثروت ما انسانيت و اخلاق ماست.
📕 #انسان_در_جست_و_جوی_معنا
✍ #ویکتور_فرانکل
@Library_Telegram
برای انسان شدن دانشآموزان تلاش کنید و تلاش شما موجب تربیت «جانورانِ دانشمند» و «بیماران روانیِ ماهر» نشود. خواندن، نوشتن، ریاضیات و... زمانی اهمیت پیدا میکند که به انسان شدن کودکان کمک کنيد و اين كليد انسان بودن كودكان در آينده میباشد.
پزشک شدن، مهندس شدن، متخصص شدن، كار سختی نيست و میشود با چند سال درس خواندن به آن رسيد و چه بسا امروز ما در جامعه هم پزشكان زیادی داريم و هم مهندسين زیادی داريم. اما بزرگترين ثروت ما انسانيت و اخلاق ماست.
📕 #انسان_در_جست_و_جوی_معنا
✍ #ویکتور_فرانکل
@Library_Telegram
لطفا کتابخانه تلگرام را در اینستاگرام دنبال بفرمایید.👇
https://www.instagram.com/library_telegram/
https://www.instagram.com/library_telegram/
https://www.instagram.com/library_telegram/
https://www.instagram.com/library_telegram/
https://www.instagram.com/library_telegram/
https://www.instagram.com/library_telegram/
☕️ قطعهای از کتاب
ما در جامعه ای زندگی می کنیم که
کلمهی نمی دانم و بلد نیستم
کمتر از هر کلمه دیگری به گوشمان می خورد.
چطور جماعتی تا قبل از این که بدانند که نمی دانند،
به دنبال دانستن خواهند رفت ...
مگر ممکن است؟
📕 #جامعه_شناسی_خودمانی
✍ #حسن_نراقی
@Library_Telegram
ما در جامعه ای زندگی می کنیم که
کلمهی نمی دانم و بلد نیستم
کمتر از هر کلمه دیگری به گوشمان می خورد.
چطور جماعتی تا قبل از این که بدانند که نمی دانند،
به دنبال دانستن خواهند رفت ...
مگر ممکن است؟
📕 #جامعه_شناسی_خودمانی
✍ #حسن_نراقی
@Library_Telegram
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺"تا بارون نیاد از اینجا نمی ریم"
تجمع کشاورزان اصفهان در مقابل دفتر نماینده ای که گفت راه حل بی آبی اقامه نماز است
@Library_Telegram
تجمع کشاورزان اصفهان در مقابل دفتر نماینده ای که گفت راه حل بی آبی اقامه نماز است
@Library_Telegram
📕 ارسطو
✍ شارون کاتز کویر
کتابی است از مجموعه شخصیتهای تاثیرگذار که به زندگی اندیشمندان و فیلسوفان یونانی میپردازد. ارسطو شاگردانش را تشویق میکرد که پرسشهایی طرح کنند و سپس با استفاده از مشاهدات خودشان به آنها پاسخ دهند. ارسطو آنها را به دیدن، حس کردن، بوییدن و لمس کردن چیزها در پیرامونشان وا میداشت. به آنها میگفت که مشاهدات خود را تکرار و نتایج را با همشاگردیهایشان بارها مقایسه کنند. در نظر یونانیان باستان، فلسفه به معنی تفکر درباره این بود که بشر چرا و چگونه به وجود آمده است. مقصود از فلسفه، جستجوی حقیقت درباره چگونگی عملکرد جهان بود.
@Library_Telegram
✍ شارون کاتز کویر
کتابی است از مجموعه شخصیتهای تاثیرگذار که به زندگی اندیشمندان و فیلسوفان یونانی میپردازد. ارسطو شاگردانش را تشویق میکرد که پرسشهایی طرح کنند و سپس با استفاده از مشاهدات خودشان به آنها پاسخ دهند. ارسطو آنها را به دیدن، حس کردن، بوییدن و لمس کردن چیزها در پیرامونشان وا میداشت. به آنها میگفت که مشاهدات خود را تکرار و نتایج را با همشاگردیهایشان بارها مقایسه کنند. در نظر یونانیان باستان، فلسفه به معنی تفکر درباره این بود که بشر چرا و چگونه به وجود آمده است. مقصود از فلسفه، جستجوی حقیقت درباره چگونگی عملکرد جهان بود.
@Library_Telegram
کتاب صوتی ارسطو.rar
75.6 MB
📕 ارسطو
✍ شارون کاتز کویر
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ شارون کاتز کویر
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
پرسپولیس باخت
به الهلال عربستان در ریاض
نکات جالبی داشت
کشوری که به گفته مسئولین نظام ، گاو شیرده آمریکاست ...
جالبه در ورزشگاهشون خبری از کرونا نبود
کیپ تا کیپ ، منسجم تماشاگران پرشور و نشاط نشسته بودند
رقص و پایکوبی ...
انگار در کشور ظهور اسلام رقص و شادی کاملا آزاد است و در ایران چهار دهه فقط غم و غصه و عزا ...
بازیکنانش هر کدام به اندازه بودجه کل پرسپولیس ، مزدشان است
پرسپولیس بازیکنان تاثیر گذارش هر کدام ، برای چند میلیارد از این تیم رفتند
احمد نورالهی
شهریار مغانلو
شجاع خلیل زاده
محمد حسین کنعانی زادگان و دیگر
نمیدانم ، اما
احساس میکنم گاوشیر ده باشی و شیر به آمریکا بدهی ، آنوقت کرونا نداشته باشی
ورزشگاهت مملو از تماشاگر
پول نفت در سفرهای مردم
مردمی که غم نان ندارند
و همیشه مشغول عیش و نوش
رفاه برای ملت
ماشینهای آخرین سیستم آلمانی و آمریکایی برای مردمت
و هزار موضوع دیگر
خیلی بهتر است تا شیره جان مردمت را بدهی به چین و روسیه
به بهانه های مختلف ...
آنوقت در بازی تیم ملی با کره ، ورزشگاه خالی از تماشاگر....
عربستان هر چی دارد ما هم داریم
نفت ، گاز و زغال سنگ
اما ما چیزهایی داریم که عربستان ندارد
تحریم به لحاظ سیاستهای غلط
پاسپورت بی ارزش
پول بی ارزش
معدن طلا
معدن مس
معدن سنگ فیروزه
دریا و کشور چهار فصل
پسته
خرما
زمینهای حاصل خیز
اما مسئولینی داریم بی لیاقت
هر از چند گاهی تلویزیون اعلام میکند فلان مسئول یا جاسوس بوده یا مختلس
دزد داریم و مسئولینی که حال مردم برایشان اهمیت ندارد
چرا ؟
چرا به این سرنوشت دچار شدیم ؟
چه کسی مسئول است ...
@Library_Telegram
به الهلال عربستان در ریاض
نکات جالبی داشت
کشوری که به گفته مسئولین نظام ، گاو شیرده آمریکاست ...
جالبه در ورزشگاهشون خبری از کرونا نبود
کیپ تا کیپ ، منسجم تماشاگران پرشور و نشاط نشسته بودند
رقص و پایکوبی ...
انگار در کشور ظهور اسلام رقص و شادی کاملا آزاد است و در ایران چهار دهه فقط غم و غصه و عزا ...
بازیکنانش هر کدام به اندازه بودجه کل پرسپولیس ، مزدشان است
پرسپولیس بازیکنان تاثیر گذارش هر کدام ، برای چند میلیارد از این تیم رفتند
احمد نورالهی
شهریار مغانلو
شجاع خلیل زاده
محمد حسین کنعانی زادگان و دیگر
نمیدانم ، اما
احساس میکنم گاوشیر ده باشی و شیر به آمریکا بدهی ، آنوقت کرونا نداشته باشی
ورزشگاهت مملو از تماشاگر
پول نفت در سفرهای مردم
مردمی که غم نان ندارند
و همیشه مشغول عیش و نوش
رفاه برای ملت
ماشینهای آخرین سیستم آلمانی و آمریکایی برای مردمت
و هزار موضوع دیگر
خیلی بهتر است تا شیره جان مردمت را بدهی به چین و روسیه
به بهانه های مختلف ...
آنوقت در بازی تیم ملی با کره ، ورزشگاه خالی از تماشاگر....
عربستان هر چی دارد ما هم داریم
نفت ، گاز و زغال سنگ
اما ما چیزهایی داریم که عربستان ندارد
تحریم به لحاظ سیاستهای غلط
پاسپورت بی ارزش
پول بی ارزش
معدن طلا
معدن مس
معدن سنگ فیروزه
دریا و کشور چهار فصل
پسته
خرما
زمینهای حاصل خیز
اما مسئولینی داریم بی لیاقت
هر از چند گاهی تلویزیون اعلام میکند فلان مسئول یا جاسوس بوده یا مختلس
دزد داریم و مسئولینی که حال مردم برایشان اهمیت ندارد
چرا ؟
چرا به این سرنوشت دچار شدیم ؟
چه کسی مسئول است ...
@Library_Telegram
👍3
📕 مهندسی انسان (روانشناسی)
✍ هنری پتروسکی
کتاب مهندسی انسان، شامل مباحثی همچون مربی گری، تشکیلات و تربیت، مخاطب شناسی، روش ارتباط با مخاطب، و… به صورت کاملا جزئی و کارآمد بوده و به عنوان یکی از اصلی ترین ابزار شروع کار فرهنگی – تربیتی شناخته می شود.
قسمتی از متن کتاب
جامعه ی نمونه، جامعه ای است که در آن، مربیانی وارد امر تربیت شده و در حال حاضر مشغول تربیت مدیران و مسئولان آینده آن جامعه باشند. بدین سان معلوممان می شود که مربی نیاز جامعه است؛ برای این که بتواند مدیرانی با وجدان و کارآمد برای جامعه فردا تربیت کند.
@Library_Telegram
✍ هنری پتروسکی
کتاب مهندسی انسان، شامل مباحثی همچون مربی گری، تشکیلات و تربیت، مخاطب شناسی، روش ارتباط با مخاطب، و… به صورت کاملا جزئی و کارآمد بوده و به عنوان یکی از اصلی ترین ابزار شروع کار فرهنگی – تربیتی شناخته می شود.
قسمتی از متن کتاب
جامعه ی نمونه، جامعه ای است که در آن، مربیانی وارد امر تربیت شده و در حال حاضر مشغول تربیت مدیران و مسئولان آینده آن جامعه باشند. بدین سان معلوممان می شود که مربی نیاز جامعه است؛ برای این که بتواند مدیرانی با وجدان و کارآمد برای جامعه فردا تربیت کند.
@Library_Telegram
mohandesi_ensan.pdf
6.8 MB
📕 مهندسی انسان (روانشناسی)
✍ هنری پتروسکی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ هنری پتروسکی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
#تلنگر
نه آرامشت را به چشمی وابسته كن،
نه دستت را به گرمای دستی دلخوش ...
چشمها بسته میشوند و دستها مشت میشوند ...
و تو میمانی و يک دنيا تنهایی ...
ميليونها درخت در جهان بهطور اتفاقی توسط موشها و سنجابهایی كاشته شدند!
كه دانههايی را مدفون كردند و سپس جای مخفی آن را فراموش كردند ...
خوبی كن و فراموش كن،
"روزی رشد خواهد كرد"
@Library_Telegram
نه آرامشت را به چشمی وابسته كن،
نه دستت را به گرمای دستی دلخوش ...
چشمها بسته میشوند و دستها مشت میشوند ...
و تو میمانی و يک دنيا تنهایی ...
ميليونها درخت در جهان بهطور اتفاقی توسط موشها و سنجابهایی كاشته شدند!
كه دانههايی را مدفون كردند و سپس جای مخفی آن را فراموش كردند ...
خوبی كن و فراموش كن،
"روزی رشد خواهد كرد"
@Library_Telegram
👍3
#آیا_می_دانستید 💡
در روزگار قدیم مثل زمان حال افرادی بودند که به کار گدای مشغول بودند.اینان به هر شیوه ای بود، سعی می کردند، درهم و دیناری از مردم بستانند. یکی از کارهای که می کردند این بود که، در دست راست خود شاخی از گوسفند و در دست چپ خود بخشی از استخوان شانه گوسفند را نگاه می داشتند و هرگاه فردی از دادن پول به آنها خودداری می کرد، شاخ را روی استخوان شانه می کشیدند، که این کار صدای ناموزون و گوشخراشی ایجاد می کرد که شنونده را به ستوه می آورد و شخص برای رهایی از این صدا مجبور می شد چیزی به گدا بدهد، تا گدا کار شاخ بر شانه کشیدن را متوقف کند.
اصطلاح "شاخ و شانه کشیدن " به معنای تهدید و ترساندن کسی است تا شخص از طریق ارعاب به هدف خود برسد، از همین شیوه عجیب گدایی در قدیم ریشه گرفته است.
@Library_Telegram
در روزگار قدیم مثل زمان حال افرادی بودند که به کار گدای مشغول بودند.اینان به هر شیوه ای بود، سعی می کردند، درهم و دیناری از مردم بستانند. یکی از کارهای که می کردند این بود که، در دست راست خود شاخی از گوسفند و در دست چپ خود بخشی از استخوان شانه گوسفند را نگاه می داشتند و هرگاه فردی از دادن پول به آنها خودداری می کرد، شاخ را روی استخوان شانه می کشیدند، که این کار صدای ناموزون و گوشخراشی ایجاد می کرد که شنونده را به ستوه می آورد و شخص برای رهایی از این صدا مجبور می شد چیزی به گدا بدهد، تا گدا کار شاخ بر شانه کشیدن را متوقف کند.
اصطلاح "شاخ و شانه کشیدن " به معنای تهدید و ترساندن کسی است تا شخص از طریق ارعاب به هدف خود برسد، از همین شیوه عجیب گدایی در قدیم ریشه گرفته است.
@Library_Telegram
👍2🤔1
☕️ قطعهای از کتاب
هنگامی که کسی میپرسد: فلسفه به چه کار میآید؟ پاسخ باید ستیزه جویانه باشد، چرا که پرسش کنایهدار و نیشدار است. فلسفه نه به دولت خدمت می کند و نه به کلیسا، فلسفه به خدمتِ هیچ قوهی مستقری در نمیآید. کار فلسفه ناراحت کردن است. فلسفهای که هیچ کس را ناراحت نکند و به هیچ کس ضدیت نورزد فلسفه نیست.
کار فلسفه آزردنِ حماقت است، فلسفه حماقت را به چیزی شرم آور تبدیل میکند. فلسفه کاربردی ندارد جز افشاکردنِ پستیهای اندیشه در تمامی اشکالش.
آیا جز فلسفه رشتهای هست که به نقد تمامیِ راز آمیزگریها، هر خاستگاه و هدفی که داشته باشد، همت گمارد؟
📕 نیچه و فلسفه
✍ ژیل دلوز
@Library_Telegram
هنگامی که کسی میپرسد: فلسفه به چه کار میآید؟ پاسخ باید ستیزه جویانه باشد، چرا که پرسش کنایهدار و نیشدار است. فلسفه نه به دولت خدمت می کند و نه به کلیسا، فلسفه به خدمتِ هیچ قوهی مستقری در نمیآید. کار فلسفه ناراحت کردن است. فلسفهای که هیچ کس را ناراحت نکند و به هیچ کس ضدیت نورزد فلسفه نیست.
کار فلسفه آزردنِ حماقت است، فلسفه حماقت را به چیزی شرم آور تبدیل میکند. فلسفه کاربردی ندارد جز افشاکردنِ پستیهای اندیشه در تمامی اشکالش.
آیا جز فلسفه رشتهای هست که به نقد تمامیِ راز آمیزگریها، هر خاستگاه و هدفی که داشته باشد، همت گمارد؟
📕 نیچه و فلسفه
✍ ژیل دلوز
@Library_Telegram
👍1
#یک_فنجان_تفکر☕️
پرایدسواری حرام است
قریب به هفت سال پیش، علی فلاحیان، وزیر اسبق اطلاعات
با نشریهٔ پنجره مصاحبه کرد و در آنجا گفت که فتوای فقهیاش این است که سوار شدن پراید حرام است.
دلیل ایشان این بود که پراید امنیت جان انسانها را به خطر میاندازد، ضمن اینکه هوا را هم آلوده میکند.
از آن سال همیشه برایم سؤال بود که چرا ایشان سوار شدن پراید را حرام میداند ولی ساختن پراید را نه؟
آن کسیکه پراید سوار میشود عاشق سینهچاک پراید است یا وسعش به بیش از این مقدار نمیرسد؟ آن کسی که پراید میسازد چطور؟
عکسِ بالا پرفروشترین خودروها را در غرب آسیا نشان میدهد. میزان اختلاف قیمت و کیفیت پراید با سایر ماشینها را لحاظ کنید و به این فکر کنید ملتی که پراید، یا محصولات بیکیفیت دیگری که همهمان میشناسیم، سوار شود چه ضربهای به اعتمادبهنفسش خواهد خورد.
حمایت از تولید داخلی زمانی معنا پیدا میکند که منجر به تقویت کیفیت شود.
اگر قرار باشد مردم از محصولات بیکیفیت داخلی استفاده کنند و جیب عدهای پرپولتر شود، در چنین شرایطی عملاً حمایت از تولید داخلی معنای خود را از دست میدهد.
@Library_Telegram
پرایدسواری حرام است
قریب به هفت سال پیش، علی فلاحیان، وزیر اسبق اطلاعات
با نشریهٔ پنجره مصاحبه کرد و در آنجا گفت که فتوای فقهیاش این است که سوار شدن پراید حرام است.
دلیل ایشان این بود که پراید امنیت جان انسانها را به خطر میاندازد، ضمن اینکه هوا را هم آلوده میکند.
از آن سال همیشه برایم سؤال بود که چرا ایشان سوار شدن پراید را حرام میداند ولی ساختن پراید را نه؟
آن کسیکه پراید سوار میشود عاشق سینهچاک پراید است یا وسعش به بیش از این مقدار نمیرسد؟ آن کسی که پراید میسازد چطور؟
عکسِ بالا پرفروشترین خودروها را در غرب آسیا نشان میدهد. میزان اختلاف قیمت و کیفیت پراید با سایر ماشینها را لحاظ کنید و به این فکر کنید ملتی که پراید، یا محصولات بیکیفیت دیگری که همهمان میشناسیم، سوار شود چه ضربهای به اعتمادبهنفسش خواهد خورد.
حمایت از تولید داخلی زمانی معنا پیدا میکند که منجر به تقویت کیفیت شود.
اگر قرار باشد مردم از محصولات بیکیفیت داخلی استفاده کنند و جیب عدهای پرپولتر شود، در چنین شرایطی عملاً حمایت از تولید داخلی معنای خود را از دست میدهد.
@Library_Telegram
وضعیت این گربه از ما بهتره بوده!
ایشون ببری خان، گربه محبوب ناصرالدین شاه قاجار بود که سر سفره دربار مینشست. غذای هر روزش یک دست جوجه کباب مخصوص بود که از قبل هم امتحان میشد که مبادا از سر حسادت تو غذاش سم بریزند...
ببری خان گاهی در تصمیمگیری های اساسی کشور هم اثر میذاشت. میپرسید چجوری؟! درباریان خواستههای خودشون رو روی کاغذ مینوشتند و مینداختن گردن ببری خان! چه عزل و نصبهایی که توسط این عریضه پذیرفته میشد و چه محکومینی توسط این گربه نجات پیدا میکردن...
یک روز ببری خان همراه شاه برای شکار عازم جاجرود شد و بیماری سختی گرفت. ببری را کالسکهای با هشت اسب به دارالخلافه برگرداندند تا بلکه آب و هوای تهران باعث بهبودیاش شود اما ببری خان خوب نشد و مرد و او را مخفیانه در باغ دفن کردند و تا ۱۰ روز کسی جرات نداشت خبر مرگش را برای شاه ببرد...
اینم بگم که ببری خان پرستار مخصوص داشت ...
اینجاست که باید گفت گربه شاه هم نشدیم...
@Library_Telegram
ایشون ببری خان، گربه محبوب ناصرالدین شاه قاجار بود که سر سفره دربار مینشست. غذای هر روزش یک دست جوجه کباب مخصوص بود که از قبل هم امتحان میشد که مبادا از سر حسادت تو غذاش سم بریزند...
ببری خان گاهی در تصمیمگیری های اساسی کشور هم اثر میذاشت. میپرسید چجوری؟! درباریان خواستههای خودشون رو روی کاغذ مینوشتند و مینداختن گردن ببری خان! چه عزل و نصبهایی که توسط این عریضه پذیرفته میشد و چه محکومینی توسط این گربه نجات پیدا میکردن...
یک روز ببری خان همراه شاه برای شکار عازم جاجرود شد و بیماری سختی گرفت. ببری را کالسکهای با هشت اسب به دارالخلافه برگرداندند تا بلکه آب و هوای تهران باعث بهبودیاش شود اما ببری خان خوب نشد و مرد و او را مخفیانه در باغ دفن کردند و تا ۱۰ روز کسی جرات نداشت خبر مرگش را برای شاه ببرد...
اینم بگم که ببری خان پرستار مخصوص داشت ...
اینجاست که باید گفت گربه شاه هم نشدیم...
@Library_Telegram
👍3
خانم از پیرمردِ دستفروش می پرسد:
_این دستمال ها دونه ای چنده؟_
فروشنده پاسخ می دهد: _هر کدوم دو هزار تومن خانم._
خانم می گوید:
_من شش تا برمی دارم و ده هزار تومن می دم یا نمی خرم و می رم._
فروشنده پاسخ می دهد:
_اشکالی نداره خانم. با این که سودی برام نداره ولی این می تونه شروع خوبی برای من باشه چون امروز حتا یه دونه دستمال هم نفروخته ام و برای زنده ماندن به پولِ این ها نیاز دارم._
خانم، دستمال ها رو را با قیمتِ دلخواهِ خودش می خرد و با احساسِ برنده شدن، سوارِ ماشینِ شیکِ خود می شود و با دوستش به رستورانی شیک می رود.
او و دوستش آن چه را که می خواستند سفارش می دهند. آن ها فقط کمی از غذای خود را مس خورند و مقدار زیادی از آن را باقی می گذارند.
صورتحساب را که ۳۵۰ هزار تومان بود ۴۰۰ هزار تومان حساب می کنند و به صاحبِ رستورانِ شیک می گویند که بقیه اش را به عنوانِ انعام نگه دارد...
این داستان ممکن است برای صاحبِ رستورانِ شیک، کاملا عادی به نظر برسد ، اما برای پیرمردِ فروشنده بسیار ناعادلانه است...
_سوالی که مطرح می شود این است:_
*چرا همیشه هنگامِ خرید از نیازمندان، باید نشان* *دهیم که قدرت داریم؟*
*و چرا ما نسبت به کسانی که حتی نیازی به سخاوتِ ما ندارند سخاوتمند* *هستیم؟*
یک بار مطلبی را در جایی خواندم که می گفت:
پدری از افرادِ فقیر، با قیمتِ بالا، اجناس می خرید، هرچند به وسایلِ احتیاج نداشت. گاهی اوقات هزینه بیشتری برای آن ها پرداخت می کرد. پسرش شگفت زده از او می پرسد:
_"چرا این کار را می کنی بابا؟"_
پدر پاسخ می دهد:
*"این خیریه ای است که در عزّت پیچیده شده است، پسر."*
شما جزو افرادی هستید که برای خواندن این پیام وقت گذاشته اید و در صورتِ ارسال به سایرین، تلاشی بیشتر برای " *انسان سازی* " نموده اید...
@Library_Telegram
_این دستمال ها دونه ای چنده؟_
فروشنده پاسخ می دهد: _هر کدوم دو هزار تومن خانم._
خانم می گوید:
_من شش تا برمی دارم و ده هزار تومن می دم یا نمی خرم و می رم._
فروشنده پاسخ می دهد:
_اشکالی نداره خانم. با این که سودی برام نداره ولی این می تونه شروع خوبی برای من باشه چون امروز حتا یه دونه دستمال هم نفروخته ام و برای زنده ماندن به پولِ این ها نیاز دارم._
خانم، دستمال ها رو را با قیمتِ دلخواهِ خودش می خرد و با احساسِ برنده شدن، سوارِ ماشینِ شیکِ خود می شود و با دوستش به رستورانی شیک می رود.
او و دوستش آن چه را که می خواستند سفارش می دهند. آن ها فقط کمی از غذای خود را مس خورند و مقدار زیادی از آن را باقی می گذارند.
صورتحساب را که ۳۵۰ هزار تومان بود ۴۰۰ هزار تومان حساب می کنند و به صاحبِ رستورانِ شیک می گویند که بقیه اش را به عنوانِ انعام نگه دارد...
این داستان ممکن است برای صاحبِ رستورانِ شیک، کاملا عادی به نظر برسد ، اما برای پیرمردِ فروشنده بسیار ناعادلانه است...
_سوالی که مطرح می شود این است:_
*چرا همیشه هنگامِ خرید از نیازمندان، باید نشان* *دهیم که قدرت داریم؟*
*و چرا ما نسبت به کسانی که حتی نیازی به سخاوتِ ما ندارند سخاوتمند* *هستیم؟*
یک بار مطلبی را در جایی خواندم که می گفت:
پدری از افرادِ فقیر، با قیمتِ بالا، اجناس می خرید، هرچند به وسایلِ احتیاج نداشت. گاهی اوقات هزینه بیشتری برای آن ها پرداخت می کرد. پسرش شگفت زده از او می پرسد:
_"چرا این کار را می کنی بابا؟"_
پدر پاسخ می دهد:
*"این خیریه ای است که در عزّت پیچیده شده است، پسر."*
شما جزو افرادی هستید که برای خواندن این پیام وقت گذاشته اید و در صورتِ ارسال به سایرین، تلاشی بیشتر برای " *انسان سازی* " نموده اید...
@Library_Telegram
❤2👍2