عضو مجلس شورای اسلامی: نظر مردم اهمیتی ندارد، ما کارمان را خواهیم کرد
مرتضی آقاتهرانی، رییس کمیسیون فرهنگی مجلس، درباره طرح صیانت گفت: « در یک روز ۲۰ هزار فحش به من داده شد. در یک روز ۱۲۰ هزار پیج علیه ما راه انداختند، اگر ۱۰۰ میلیارد پیج هم ساخته می شد ما کار خودمان را خواهیم کرد. چرا که ما به راه خودمان یقین داریم، پای اعتقادات بایستیم کار فناوارانه ما از همه کشورهای جهان بهتر خواهد بود.»
آقاتهرانی همچنین به تجربه زندگی در آمریکا و کانادا اشاره کرد و گفت: «من حدود سه سال کانادا و شش سال آمریکا زندگی کردم و قسمتی از فعالیت علمی من در آن کشورها بوده است، معتقدم تمامی علوم غرب مبتنی بر دو موضوع می باشد، یکی عقل و دیگری تجربه، ولی ما مسلمانان وحی نیز داریم که به هیچ عنوان خطاپذیر نمی باشد، تجربه گاها خطا داشته است ولی وحی اینگونه نیست.»
به نظر شما هدف اصلی این طرح چیست؟
#طرح_صیانت #امنیت #اینترنت
@hychy
مرتضی آقاتهرانی، رییس کمیسیون فرهنگی مجلس، درباره طرح صیانت گفت: « در یک روز ۲۰ هزار فحش به من داده شد. در یک روز ۱۲۰ هزار پیج علیه ما راه انداختند، اگر ۱۰۰ میلیارد پیج هم ساخته می شد ما کار خودمان را خواهیم کرد. چرا که ما به راه خودمان یقین داریم، پای اعتقادات بایستیم کار فناوارانه ما از همه کشورهای جهان بهتر خواهد بود.»
آقاتهرانی همچنین به تجربه زندگی در آمریکا و کانادا اشاره کرد و گفت: «من حدود سه سال کانادا و شش سال آمریکا زندگی کردم و قسمتی از فعالیت علمی من در آن کشورها بوده است، معتقدم تمامی علوم غرب مبتنی بر دو موضوع می باشد، یکی عقل و دیگری تجربه، ولی ما مسلمانان وحی نیز داریم که به هیچ عنوان خطاپذیر نمی باشد، تجربه گاها خطا داشته است ولی وحی اینگونه نیست.»
به نظر شما هدف اصلی این طرح چیست؟
#طرح_صیانت #امنیت #اینترنت
@hychy
👍1👎1
اگر بخواهی به هر چیزی که به تو گفته میشود واکنشی عاطفی نشان بدهی، به رنج بردن ادامه خواهی داد.
قدرت حقیقی در عقب رفتن و مشاهدهگر بودن است. قدرت در خودداری است. اگر اجازه بدهی کلماتِ دیگران تو را کنترل کند، هرچیز دیگری هم تو را زیر سلطه خواهد گرفت. نفس بکش و بگذار بگذرد.
#وارن_بافت
@Library_Telegram
قدرت حقیقی در عقب رفتن و مشاهدهگر بودن است. قدرت در خودداری است. اگر اجازه بدهی کلماتِ دیگران تو را کنترل کند، هرچیز دیگری هم تو را زیر سلطه خواهد گرفت. نفس بکش و بگذار بگذرد.
#وارن_بافت
@Library_Telegram
👍1
📕 #بابا_کوهی (ممنوعه)
✍ #محمد_حجازی
باز بهار آمد و معنای زندگی عوض شد، چشم و گوش دنیا را بشعر ترجمه می کنند و بآواز
میخوانند، در خاطرم غوغاست : یادگارها بیدارشده لبخند زنان زمزمه می کنند و اشک می ریزند،
لذ غم در سینه جا نمی گیرد، چون تنها برای خودم غم نمی خورم، برای هر چه عاشق در ّ دلم از ت
عالم بوده میسوزم، برای آنها که مرده اند گریه می کنم،به درماندگی هر که یار ندارد مینالم، از
اینهمه هوس و غصه که در دلهاست درد میکشم. غمی که به خاطر دیگری باشد لذت دارد. ناله ذرات
وجود که تا یک لحظه با هم انس گرفتند باید ازهم جدائی کنند، بیتابممیکند. غم بهار از اینهاست
هرکه از این غم سرشارشد، زبان کوه و دشت و آب و آسمانرا میفهمد، سعدی و حافظ سر بگوشش
می گذارند و رمزسخن را بدلش می گویند. تا در خاطری بهار نباشد، بوستان شعر، برگ و گل
نمیکند، بلبل نمینالد، نسیم نمیزارد، دخترکان ژولیده مهرو محبت،مستی و شوریدگی نمیکنند. کسیکه
شعر نمی فهمد، در خاطرش زمستان است.
@Library_Telegram
✍ #محمد_حجازی
باز بهار آمد و معنای زندگی عوض شد، چشم و گوش دنیا را بشعر ترجمه می کنند و بآواز
میخوانند، در خاطرم غوغاست : یادگارها بیدارشده لبخند زنان زمزمه می کنند و اشک می ریزند،
لذ غم در سینه جا نمی گیرد، چون تنها برای خودم غم نمی خورم، برای هر چه عاشق در ّ دلم از ت
عالم بوده میسوزم، برای آنها که مرده اند گریه می کنم،به درماندگی هر که یار ندارد مینالم، از
اینهمه هوس و غصه که در دلهاست درد میکشم. غمی که به خاطر دیگری باشد لذت دارد. ناله ذرات
وجود که تا یک لحظه با هم انس گرفتند باید ازهم جدائی کنند، بیتابممیکند. غم بهار از اینهاست
هرکه از این غم سرشارشد، زبان کوه و دشت و آب و آسمانرا میفهمد، سعدی و حافظ سر بگوشش
می گذارند و رمزسخن را بدلش می گویند. تا در خاطری بهار نباشد، بوستان شعر، برگ و گل
نمیکند، بلبل نمینالد، نسیم نمیزارد، دخترکان ژولیده مهرو محبت،مستی و شوریدگی نمیکنند. کسیکه
شعر نمی فهمد، در خاطرش زمستان است.
@Library_Telegram
باباکوهی محمد حجازی.pdf
282.3 KB
📕 #بابا_کوهی (ممنوعه)
✍ #محمد_حجازی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ #محمد_حجازی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
#حکایت ✏️
در گذشته که پزشکی چندان پیشرفت نکرده بود، طبابت به صورت آزمون و خطا انجام می شد و طبیبان بیماری ها را براساس تجربه درمان می کردند و گاهی اوقات برخی از آنها هرگاه با بیماری غیر قابل درمان مواجه می شدند برای آنکه اعتبار خود را از دست ندهد، طوری رفتار می کردند که عدم درمان، ناشی از کوتاهی خانواده در پرستاری بیمار بوده است.
باری روزی یکی از این دست اطبا خود بیمار می شود و نمی تواند بر بالین بیماری حاضر شود در نتیجه پسر کم تجربه خود را به جای خویش می فرستد، اما پیش از رفتن پسر، او را خوب نصیحت می کند که :"جان پدر، اگر دیدی داروهای ما بیمار را درمان نکرد، خوب در اطراف بیمار دقت کن ببین پوست خربزه ای، میوه ای، چیزی که باعث بدتر شدن حال بیمار می شود، در اطراف بالینش ممکن است، وجود داشته باشد، آنوقت قیافه ی حق به جانب به خود بگیر و بگو بیمار ناپرهیزی کرده و مثلا فلان چیز را خورده و گرنه درمان ما که مشکلی ندارد."
پسر بی تجربه نصیحت پدر را آویزه ی گوش کرده و به نزد بیمار می رود، متاسفانه بیمار به هیچ کدام از درمان ها جواب نمی دهد، در نتیجه پسر به یاد نصیحت پدر افتاده و خوب در اطراف بیمار جستجو می کند، اما چیزی جز یک پالان خر نمی یابد در نتیجه رو به خانواده ی بیمار می کند و با اطمینان می گوید :"ناخوش ناپرهیزی کرده"! از جانب خانواده ی بیمار انکار و از جانب پسر طبیب اصرار تا آنکه پسر می گوید :"ناخوش خر خورده!"، برای همین حالش بدتر شده"، اهل خانه با شنیدن این حرف بی معنی نمی دانستند بخندند یا بگریند.
@Library_Telegram
در گذشته که پزشکی چندان پیشرفت نکرده بود، طبابت به صورت آزمون و خطا انجام می شد و طبیبان بیماری ها را براساس تجربه درمان می کردند و گاهی اوقات برخی از آنها هرگاه با بیماری غیر قابل درمان مواجه می شدند برای آنکه اعتبار خود را از دست ندهد، طوری رفتار می کردند که عدم درمان، ناشی از کوتاهی خانواده در پرستاری بیمار بوده است.
باری روزی یکی از این دست اطبا خود بیمار می شود و نمی تواند بر بالین بیماری حاضر شود در نتیجه پسر کم تجربه خود را به جای خویش می فرستد، اما پیش از رفتن پسر، او را خوب نصیحت می کند که :"جان پدر، اگر دیدی داروهای ما بیمار را درمان نکرد، خوب در اطراف بیمار دقت کن ببین پوست خربزه ای، میوه ای، چیزی که باعث بدتر شدن حال بیمار می شود، در اطراف بالینش ممکن است، وجود داشته باشد، آنوقت قیافه ی حق به جانب به خود بگیر و بگو بیمار ناپرهیزی کرده و مثلا فلان چیز را خورده و گرنه درمان ما که مشکلی ندارد."
پسر بی تجربه نصیحت پدر را آویزه ی گوش کرده و به نزد بیمار می رود، متاسفانه بیمار به هیچ کدام از درمان ها جواب نمی دهد، در نتیجه پسر به یاد نصیحت پدر افتاده و خوب در اطراف بیمار جستجو می کند، اما چیزی جز یک پالان خر نمی یابد در نتیجه رو به خانواده ی بیمار می کند و با اطمینان می گوید :"ناخوش ناپرهیزی کرده"! از جانب خانواده ی بیمار انکار و از جانب پسر طبیب اصرار تا آنکه پسر می گوید :"ناخوش خر خورده!"، برای همین حالش بدتر شده"، اهل خانه با شنیدن این حرف بی معنی نمی دانستند بخندند یا بگریند.
@Library_Telegram
👍2
☕️ قطعهای از کتاب
گاهیاوقات گمان میکنم چه خوب است اگر هر فردی برای چند روز در دوران بزرگسالیاش دچار نابینایی و ناشنوایی شود. ظلمت نابینایی، شخص را نسبت به بینایی قدرشناستر خواهد کرد و سکوت، لذت صدا را به او نشان میدهد.
📕 #سه_روز_برای_دیدن
✍ #هلن_کلر
@Library_Telegram
گاهیاوقات گمان میکنم چه خوب است اگر هر فردی برای چند روز در دوران بزرگسالیاش دچار نابینایی و ناشنوایی شود. ظلمت نابینایی، شخص را نسبت به بینایی قدرشناستر خواهد کرد و سکوت، لذت صدا را به او نشان میدهد.
📕 #سه_روز_برای_دیدن
✍ #هلن_کلر
@Library_Telegram
ملتی که در قرن بیست و یکم
هنوز خشونت را مردانگی ،
حماقت رو نجابت،
شادی رو هرزگی،
و دزدی رو زرنگی میداند ،
راه درازی تا تمدن در پیش دارد...
👤 انتوان چخوف
@Library_Telegram
هنوز خشونت را مردانگی ،
حماقت رو نجابت،
شادی رو هرزگی،
و دزدی رو زرنگی میداند ،
راه درازی تا تمدن در پیش دارد...
👤 انتوان چخوف
@Library_Telegram
👍2
ضرب المثل اگر تو کلاغی من بچه کلاغم به فرد یا افرادی می گویند که «خود» را زرنگ و باتجربه میدانند و دیگران را بلانسبت احمق فرض میکنند!
روزی بود، روزگاری بود. کلاغی بود که برای اولین بار جوجه دار شده بود. برای جوجه اش کرم می آورد تا بخورد. جوجه را زیر بالش می گرفت و گرم می کرد. آفتاب که می شد بالش را سایبان جوجه می کرد، و خلاصه کاملا به فکر جوجه ی یکی یکدانه اش بود.جوجه کلاغ هر روز بزرگتر از دیروز می شد و فداکاری های مادرش را می دید.
وقت پرواز جوجه کلاغ که شد، مادرش همه ی راه های پرواز را به او یاد داد. جوجه به خوبی پرواز کردن را یاد گرفت و روز اول پروازش را با موفقیت پشت سر گذاشت. شب که شد،مادر و جوجه هر دو خوشحال بودند که این مرحله را هم پشت سر گذاشتند. کلاغ که هنوز نگران جوجه اش بود به او گفت :«گوش کن عزیزم! آدم ها حیله گر و با هوش اند. مبادا فریب آن ها رابخوری. مواظب خودت باش. پسر بچه ها همیشه به فکر آزار و اذیت جوجه کوچولوهایی مثل تو هستند. با سنگ به پر و بال آنها می زنند و اسیرشان می کنند.»
جوجه کلاغ گفت: «چشم مادر! کاملاً مواظب بچه ها هستم.»کلاغ که فکر می کرد جوجه اش تجربهای ندارد، باور نمی کرد که با دو جمله نصیحت، جوجه اش به خطرهای سر راه پی برده باشد. این بود که گفت: «فقط مواظب بودن کافی نیست. چشم و گوش هایت را خوب باز کن. تا دیدی بچهای قصد دارد به طرف تو سنگ پرتاب کند، فوری پرواز کن و از آنجایی که هستی دور شو.»
بچه کلاغ که خوب به حرفهای مادرش گوش میداد گفت: مادر! اگر این آدمیزاده، سنگ را در آستین پنهان کرده بود، چه؟! کلاغ مادر، از این گفته بچهاش حیرت کرد و گفت: آفرین به تو با این همه هوش و ذکاوتت!
بچه کلاغ گفت: مادر، فراموش نکن که اگر تو کلاغی، من بچه کلاغم!
@Library_Telegram
روزی بود، روزگاری بود. کلاغی بود که برای اولین بار جوجه دار شده بود. برای جوجه اش کرم می آورد تا بخورد. جوجه را زیر بالش می گرفت و گرم می کرد. آفتاب که می شد بالش را سایبان جوجه می کرد، و خلاصه کاملا به فکر جوجه ی یکی یکدانه اش بود.جوجه کلاغ هر روز بزرگتر از دیروز می شد و فداکاری های مادرش را می دید.
وقت پرواز جوجه کلاغ که شد، مادرش همه ی راه های پرواز را به او یاد داد. جوجه به خوبی پرواز کردن را یاد گرفت و روز اول پروازش را با موفقیت پشت سر گذاشت. شب که شد،مادر و جوجه هر دو خوشحال بودند که این مرحله را هم پشت سر گذاشتند. کلاغ که هنوز نگران جوجه اش بود به او گفت :«گوش کن عزیزم! آدم ها حیله گر و با هوش اند. مبادا فریب آن ها رابخوری. مواظب خودت باش. پسر بچه ها همیشه به فکر آزار و اذیت جوجه کوچولوهایی مثل تو هستند. با سنگ به پر و بال آنها می زنند و اسیرشان می کنند.»
جوجه کلاغ گفت: «چشم مادر! کاملاً مواظب بچه ها هستم.»کلاغ که فکر می کرد جوجه اش تجربهای ندارد، باور نمی کرد که با دو جمله نصیحت، جوجه اش به خطرهای سر راه پی برده باشد. این بود که گفت: «فقط مواظب بودن کافی نیست. چشم و گوش هایت را خوب باز کن. تا دیدی بچهای قصد دارد به طرف تو سنگ پرتاب کند، فوری پرواز کن و از آنجایی که هستی دور شو.»
بچه کلاغ که خوب به حرفهای مادرش گوش میداد گفت: مادر! اگر این آدمیزاده، سنگ را در آستین پنهان کرده بود، چه؟! کلاغ مادر، از این گفته بچهاش حیرت کرد و گفت: آفرین به تو با این همه هوش و ذکاوتت!
بچه کلاغ گفت: مادر، فراموش نکن که اگر تو کلاغی، من بچه کلاغم!
@Library_Telegram
👍3
📕 غریزه جنسی و سرکوبی آن در جوامع ابتدایی
✍ برانیسلاو مالینوفسکی
کتاب غریزه جنسی و سرکوبی آن در جوامع ابتدایی حاصل یک تحقیق و کار میدانی است که در جامه تروبریاند گینه نو واقع در اقیانوس آرام به وسیله مالینفسکی انجام میشود. این کتاب در واقع بنوعی مقایسه دو جامعه مادر تبار (در جزایر مذکور) و پدر تبار (جامعه اروپا و امریکا) و نیز مقایسه تفاوتهای طبقات مختلف جوامع کنونی با هم و با جوامع ابتداییاست. همچنین در این کتاب به وضوح ارتباط علومی همچون روانشناسی ٬ روانکاوی ٬ انسان شناسی و جامعه شناسی مورد بررسی قرار میگیرد.
@Library_Telegram
✍ برانیسلاو مالینوفسکی
کتاب غریزه جنسی و سرکوبی آن در جوامع ابتدایی حاصل یک تحقیق و کار میدانی است که در جامه تروبریاند گینه نو واقع در اقیانوس آرام به وسیله مالینفسکی انجام میشود. این کتاب در واقع بنوعی مقایسه دو جامعه مادر تبار (در جزایر مذکور) و پدر تبار (جامعه اروپا و امریکا) و نیز مقایسه تفاوتهای طبقات مختلف جوامع کنونی با هم و با جوامع ابتداییاست. همچنین در این کتاب به وضوح ارتباط علومی همچون روانشناسی ٬ روانکاوی ٬ انسان شناسی و جامعه شناسی مورد بررسی قرار میگیرد.
@Library_Telegram
غریزه جنسی و سرکوبی آن در جوامع ابتدایی.pdf
4.6 MB
📕 غریزه جنسی و سرکوبی آن در جوامع ابتدایی
✍ برانیسلاو مالینوفسکی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ برانیسلاو مالینوفسکی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
چیزی که از شما میخواهم این است که:
برای انسان شدن دانشآموزان تلاش کنید و تلاش شما موجب تربیت «جانورانِ دانشمند» و «بیماران روانیِ ماهر» نشود. خواندن، نوشتن، ریاضیات و... زمانی اهمیت پیدا میکند که به انسان شدن کودکان کمک کنيد و اين كليد انسان بودن كودكان در آينده میباشد.
پزشک شدن، مهندس شدن، متخصص شدن، كار سختی نيست و میشود با چند سال درس خواندن به آن رسيد و چه بسا امروز ما در جامعه هم پزشكان زیادی داريم و هم مهندسين زیادی داريم. اما بزرگترين ثروت ما انسانيت و اخلاق ماست.
📕 #انسان_در_جست_و_جوی_معنا
✍ #ویکتور_فرانکل
@Library_Telegram
برای انسان شدن دانشآموزان تلاش کنید و تلاش شما موجب تربیت «جانورانِ دانشمند» و «بیماران روانیِ ماهر» نشود. خواندن، نوشتن، ریاضیات و... زمانی اهمیت پیدا میکند که به انسان شدن کودکان کمک کنيد و اين كليد انسان بودن كودكان در آينده میباشد.
پزشک شدن، مهندس شدن، متخصص شدن، كار سختی نيست و میشود با چند سال درس خواندن به آن رسيد و چه بسا امروز ما در جامعه هم پزشكان زیادی داريم و هم مهندسين زیادی داريم. اما بزرگترين ثروت ما انسانيت و اخلاق ماست.
📕 #انسان_در_جست_و_جوی_معنا
✍ #ویکتور_فرانکل
@Library_Telegram
لطفا کتابخانه تلگرام را در اینستاگرام دنبال بفرمایید.👇
https://www.instagram.com/library_telegram/
https://www.instagram.com/library_telegram/
https://www.instagram.com/library_telegram/
https://www.instagram.com/library_telegram/
https://www.instagram.com/library_telegram/
https://www.instagram.com/library_telegram/
☕️ قطعهای از کتاب
ما در جامعه ای زندگی می کنیم که
کلمهی نمی دانم و بلد نیستم
کمتر از هر کلمه دیگری به گوشمان می خورد.
چطور جماعتی تا قبل از این که بدانند که نمی دانند،
به دنبال دانستن خواهند رفت ...
مگر ممکن است؟
📕 #جامعه_شناسی_خودمانی
✍ #حسن_نراقی
@Library_Telegram
ما در جامعه ای زندگی می کنیم که
کلمهی نمی دانم و بلد نیستم
کمتر از هر کلمه دیگری به گوشمان می خورد.
چطور جماعتی تا قبل از این که بدانند که نمی دانند،
به دنبال دانستن خواهند رفت ...
مگر ممکن است؟
📕 #جامعه_شناسی_خودمانی
✍ #حسن_نراقی
@Library_Telegram
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺"تا بارون نیاد از اینجا نمی ریم"
تجمع کشاورزان اصفهان در مقابل دفتر نماینده ای که گفت راه حل بی آبی اقامه نماز است
@Library_Telegram
تجمع کشاورزان اصفهان در مقابل دفتر نماینده ای که گفت راه حل بی آبی اقامه نماز است
@Library_Telegram
📕 ارسطو
✍ شارون کاتز کویر
کتابی است از مجموعه شخصیتهای تاثیرگذار که به زندگی اندیشمندان و فیلسوفان یونانی میپردازد. ارسطو شاگردانش را تشویق میکرد که پرسشهایی طرح کنند و سپس با استفاده از مشاهدات خودشان به آنها پاسخ دهند. ارسطو آنها را به دیدن، حس کردن، بوییدن و لمس کردن چیزها در پیرامونشان وا میداشت. به آنها میگفت که مشاهدات خود را تکرار و نتایج را با همشاگردیهایشان بارها مقایسه کنند. در نظر یونانیان باستان، فلسفه به معنی تفکر درباره این بود که بشر چرا و چگونه به وجود آمده است. مقصود از فلسفه، جستجوی حقیقت درباره چگونگی عملکرد جهان بود.
@Library_Telegram
✍ شارون کاتز کویر
کتابی است از مجموعه شخصیتهای تاثیرگذار که به زندگی اندیشمندان و فیلسوفان یونانی میپردازد. ارسطو شاگردانش را تشویق میکرد که پرسشهایی طرح کنند و سپس با استفاده از مشاهدات خودشان به آنها پاسخ دهند. ارسطو آنها را به دیدن، حس کردن، بوییدن و لمس کردن چیزها در پیرامونشان وا میداشت. به آنها میگفت که مشاهدات خود را تکرار و نتایج را با همشاگردیهایشان بارها مقایسه کنند. در نظر یونانیان باستان، فلسفه به معنی تفکر درباره این بود که بشر چرا و چگونه به وجود آمده است. مقصود از فلسفه، جستجوی حقیقت درباره چگونگی عملکرد جهان بود.
@Library_Telegram
کتاب صوتی ارسطو.rar
75.6 MB
📕 ارسطو
✍ شارون کاتز کویر
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ شارون کاتز کویر
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
پرسپولیس باخت
به الهلال عربستان در ریاض
نکات جالبی داشت
کشوری که به گفته مسئولین نظام ، گاو شیرده آمریکاست ...
جالبه در ورزشگاهشون خبری از کرونا نبود
کیپ تا کیپ ، منسجم تماشاگران پرشور و نشاط نشسته بودند
رقص و پایکوبی ...
انگار در کشور ظهور اسلام رقص و شادی کاملا آزاد است و در ایران چهار دهه فقط غم و غصه و عزا ...
بازیکنانش هر کدام به اندازه بودجه کل پرسپولیس ، مزدشان است
پرسپولیس بازیکنان تاثیر گذارش هر کدام ، برای چند میلیارد از این تیم رفتند
احمد نورالهی
شهریار مغانلو
شجاع خلیل زاده
محمد حسین کنعانی زادگان و دیگر
نمیدانم ، اما
احساس میکنم گاوشیر ده باشی و شیر به آمریکا بدهی ، آنوقت کرونا نداشته باشی
ورزشگاهت مملو از تماشاگر
پول نفت در سفرهای مردم
مردمی که غم نان ندارند
و همیشه مشغول عیش و نوش
رفاه برای ملت
ماشینهای آخرین سیستم آلمانی و آمریکایی برای مردمت
و هزار موضوع دیگر
خیلی بهتر است تا شیره جان مردمت را بدهی به چین و روسیه
به بهانه های مختلف ...
آنوقت در بازی تیم ملی با کره ، ورزشگاه خالی از تماشاگر....
عربستان هر چی دارد ما هم داریم
نفت ، گاز و زغال سنگ
اما ما چیزهایی داریم که عربستان ندارد
تحریم به لحاظ سیاستهای غلط
پاسپورت بی ارزش
پول بی ارزش
معدن طلا
معدن مس
معدن سنگ فیروزه
دریا و کشور چهار فصل
پسته
خرما
زمینهای حاصل خیز
اما مسئولینی داریم بی لیاقت
هر از چند گاهی تلویزیون اعلام میکند فلان مسئول یا جاسوس بوده یا مختلس
دزد داریم و مسئولینی که حال مردم برایشان اهمیت ندارد
چرا ؟
چرا به این سرنوشت دچار شدیم ؟
چه کسی مسئول است ...
@Library_Telegram
به الهلال عربستان در ریاض
نکات جالبی داشت
کشوری که به گفته مسئولین نظام ، گاو شیرده آمریکاست ...
جالبه در ورزشگاهشون خبری از کرونا نبود
کیپ تا کیپ ، منسجم تماشاگران پرشور و نشاط نشسته بودند
رقص و پایکوبی ...
انگار در کشور ظهور اسلام رقص و شادی کاملا آزاد است و در ایران چهار دهه فقط غم و غصه و عزا ...
بازیکنانش هر کدام به اندازه بودجه کل پرسپولیس ، مزدشان است
پرسپولیس بازیکنان تاثیر گذارش هر کدام ، برای چند میلیارد از این تیم رفتند
احمد نورالهی
شهریار مغانلو
شجاع خلیل زاده
محمد حسین کنعانی زادگان و دیگر
نمیدانم ، اما
احساس میکنم گاوشیر ده باشی و شیر به آمریکا بدهی ، آنوقت کرونا نداشته باشی
ورزشگاهت مملو از تماشاگر
پول نفت در سفرهای مردم
مردمی که غم نان ندارند
و همیشه مشغول عیش و نوش
رفاه برای ملت
ماشینهای آخرین سیستم آلمانی و آمریکایی برای مردمت
و هزار موضوع دیگر
خیلی بهتر است تا شیره جان مردمت را بدهی به چین و روسیه
به بهانه های مختلف ...
آنوقت در بازی تیم ملی با کره ، ورزشگاه خالی از تماشاگر....
عربستان هر چی دارد ما هم داریم
نفت ، گاز و زغال سنگ
اما ما چیزهایی داریم که عربستان ندارد
تحریم به لحاظ سیاستهای غلط
پاسپورت بی ارزش
پول بی ارزش
معدن طلا
معدن مس
معدن سنگ فیروزه
دریا و کشور چهار فصل
پسته
خرما
زمینهای حاصل خیز
اما مسئولینی داریم بی لیاقت
هر از چند گاهی تلویزیون اعلام میکند فلان مسئول یا جاسوس بوده یا مختلس
دزد داریم و مسئولینی که حال مردم برایشان اهمیت ندارد
چرا ؟
چرا به این سرنوشت دچار شدیم ؟
چه کسی مسئول است ...
@Library_Telegram
👍3
📕 مهندسی انسان (روانشناسی)
✍ هنری پتروسکی
کتاب مهندسی انسان، شامل مباحثی همچون مربی گری، تشکیلات و تربیت، مخاطب شناسی، روش ارتباط با مخاطب، و… به صورت کاملا جزئی و کارآمد بوده و به عنوان یکی از اصلی ترین ابزار شروع کار فرهنگی – تربیتی شناخته می شود.
قسمتی از متن کتاب
جامعه ی نمونه، جامعه ای است که در آن، مربیانی وارد امر تربیت شده و در حال حاضر مشغول تربیت مدیران و مسئولان آینده آن جامعه باشند. بدین سان معلوممان می شود که مربی نیاز جامعه است؛ برای این که بتواند مدیرانی با وجدان و کارآمد برای جامعه فردا تربیت کند.
@Library_Telegram
✍ هنری پتروسکی
کتاب مهندسی انسان، شامل مباحثی همچون مربی گری، تشکیلات و تربیت، مخاطب شناسی، روش ارتباط با مخاطب، و… به صورت کاملا جزئی و کارآمد بوده و به عنوان یکی از اصلی ترین ابزار شروع کار فرهنگی – تربیتی شناخته می شود.
قسمتی از متن کتاب
جامعه ی نمونه، جامعه ای است که در آن، مربیانی وارد امر تربیت شده و در حال حاضر مشغول تربیت مدیران و مسئولان آینده آن جامعه باشند. بدین سان معلوممان می شود که مربی نیاز جامعه است؛ برای این که بتواند مدیرانی با وجدان و کارآمد برای جامعه فردا تربیت کند.
@Library_Telegram
mohandesi_ensan.pdf
6.8 MB
📕 مهندسی انسان (روانشناسی)
✍ هنری پتروسکی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ هنری پتروسکی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
#تلنگر
نه آرامشت را به چشمی وابسته كن،
نه دستت را به گرمای دستی دلخوش ...
چشمها بسته میشوند و دستها مشت میشوند ...
و تو میمانی و يک دنيا تنهایی ...
ميليونها درخت در جهان بهطور اتفاقی توسط موشها و سنجابهایی كاشته شدند!
كه دانههايی را مدفون كردند و سپس جای مخفی آن را فراموش كردند ...
خوبی كن و فراموش كن،
"روزی رشد خواهد كرد"
@Library_Telegram
نه آرامشت را به چشمی وابسته كن،
نه دستت را به گرمای دستی دلخوش ...
چشمها بسته میشوند و دستها مشت میشوند ...
و تو میمانی و يک دنيا تنهایی ...
ميليونها درخت در جهان بهطور اتفاقی توسط موشها و سنجابهایی كاشته شدند!
كه دانههايی را مدفون كردند و سپس جای مخفی آن را فراموش كردند ...
خوبی كن و فراموش كن،
"روزی رشد خواهد كرد"
@Library_Telegram
👍3
#آیا_می_دانستید 💡
در روزگار قدیم مثل زمان حال افرادی بودند که به کار گدای مشغول بودند.اینان به هر شیوه ای بود، سعی می کردند، درهم و دیناری از مردم بستانند. یکی از کارهای که می کردند این بود که، در دست راست خود شاخی از گوسفند و در دست چپ خود بخشی از استخوان شانه گوسفند را نگاه می داشتند و هرگاه فردی از دادن پول به آنها خودداری می کرد، شاخ را روی استخوان شانه می کشیدند، که این کار صدای ناموزون و گوشخراشی ایجاد می کرد که شنونده را به ستوه می آورد و شخص برای رهایی از این صدا مجبور می شد چیزی به گدا بدهد، تا گدا کار شاخ بر شانه کشیدن را متوقف کند.
اصطلاح "شاخ و شانه کشیدن " به معنای تهدید و ترساندن کسی است تا شخص از طریق ارعاب به هدف خود برسد، از همین شیوه عجیب گدایی در قدیم ریشه گرفته است.
@Library_Telegram
در روزگار قدیم مثل زمان حال افرادی بودند که به کار گدای مشغول بودند.اینان به هر شیوه ای بود، سعی می کردند، درهم و دیناری از مردم بستانند. یکی از کارهای که می کردند این بود که، در دست راست خود شاخی از گوسفند و در دست چپ خود بخشی از استخوان شانه گوسفند را نگاه می داشتند و هرگاه فردی از دادن پول به آنها خودداری می کرد، شاخ را روی استخوان شانه می کشیدند، که این کار صدای ناموزون و گوشخراشی ایجاد می کرد که شنونده را به ستوه می آورد و شخص برای رهایی از این صدا مجبور می شد چیزی به گدا بدهد، تا گدا کار شاخ بر شانه کشیدن را متوقف کند.
اصطلاح "شاخ و شانه کشیدن " به معنای تهدید و ترساندن کسی است تا شخص از طریق ارعاب به هدف خود برسد، از همین شیوه عجیب گدایی در قدیم ریشه گرفته است.
@Library_Telegram
👍2🤔1