📕 آنجا که عقل حاکم است
✍ ارون بک
آنجا که عقل حاکم است به شما یاد میدهد که افکار، حالتهای خلقی، رفتارها و واکنش های جسمی خود را در موقعیتهای کوچک و نیز در رویدادهای بزرگ زندگی، تشخیص دهید.
یاد میگیرید که معنا و اهمیت افکار مختلف را در که طول روز به ذهنتان میرسد، مورد آزمون قرار دهیدو آن الگوهای فکری را که در ارتباط تنگاتنگ با حالتهای خلقی، رفتارها و یا روابط میان فردی ناکارآمد، قرار میگیرند، تغییر دهید.
@Library_Telegram
✍ ارون بک
آنجا که عقل حاکم است به شما یاد میدهد که افکار، حالتهای خلقی، رفتارها و واکنش های جسمی خود را در موقعیتهای کوچک و نیز در رویدادهای بزرگ زندگی، تشخیص دهید.
یاد میگیرید که معنا و اهمیت افکار مختلف را در که طول روز به ذهنتان میرسد، مورد آزمون قرار دهیدو آن الگوهای فکری را که در ارتباط تنگاتنگ با حالتهای خلقی، رفتارها و یا روابط میان فردی ناکارآمد، قرار میگیرند، تغییر دهید.
@Library_Telegram
آنجا که عقل حاکم است.pdf
4 MB
📕 خلاصه کتاب آنجا که عقل حاکم است
✍ ارون بک
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ ارون بک
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
📕 تپه مارلیک
✍ عادل ابراهیمی لویه
در این کتاب به موقعیت جغرافیایی تپه مارلیک و پیشینه تاریخی و فرهنگی آن، پژوهشهای باستانشناسی انجام شده و یافتههای آن در تپه مارلیک پرداخته شده است.
@Library_Telegram
✍ عادل ابراهیمی لویه
در این کتاب به موقعیت جغرافیایی تپه مارلیک و پیشینه تاریخی و فرهنگی آن، پژوهشهای باستانشناسی انجام شده و یافتههای آن در تپه مارلیک پرداخته شده است.
@Library_Telegram
تپه مارلیک.pdf
19 MB
📕 تپه مارلیک
✍ عادل ابراهیمی لویه
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ عادل ابراهیمی لویه
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
❤1
تعداد دنبال کننده های صفحه اینستاگرام کتابخانه به بیش از 12K رسید.
لطفا کتابخانه تلگرام را در اینستاگرام دنبال بفرمایید.👇
https://www.instagram.com/library_telegram/
https://www.instagram.com/library_telegram/
https://www.instagram.com/library_telegram/
لطفا کتابخانه تلگرام را در اینستاگرام دنبال بفرمایید.👇
https://www.instagram.com/library_telegram/
https://www.instagram.com/library_telegram/
https://www.instagram.com/library_telegram/
خرافات چیست؟.pdf
15.6 MB
📕 خرافات چیست؟
💢مجموعه مقالات
🔄 رضوان صدقی نژاد
▪️این کتاب شامل مجموعه ای از مقالات در رابطه با خرافات در نقاط مختلف جهان و ریشههای آن است.
@Library_Telegram
💢مجموعه مقالات
🔄 رضوان صدقی نژاد
▪️این کتاب شامل مجموعه ای از مقالات در رابطه با خرافات در نقاط مختلف جهان و ریشههای آن است.
@Library_Telegram
👍3
📕 ریکی
✍ چارمیان وینسر
نيروى شفابخش براى فكر ، بدن و روان
🔹اصول ريكى .
🔹درمان .
🔹حركات دست .
🔹 و ...
@Library_Telegram
✍ چارمیان وینسر
نيروى شفابخش براى فكر ، بدن و روان
🔹اصول ريكى .
🔹درمان .
🔹حركات دست .
🔹 و ...
@Library_Telegram
ریکی.pdf
8.4 MB
📕 ریکی
✍ چارمیان وینسر
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ چارمیان وینسر
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
👍1
📕#ضربان_قلب_مطلق
✍ #اشو
🔄 #مرضیه_شنکایی
ضربان قلب حقیقت 'مطلق/تفسیری از ایشاباش اوپانیشاد /اشو
در این کتاب, مجموعه سخنرانیها و یادداشتهای اشو ( 1930ـ 1990) عارف و فیلسوف هندی, درباره 'اپتکهت ایشاباش اوپانیشاد 'به طبع رسیده است .در بخشی از کتاب آمده است' :اکثر متن و معانی ایشاباش اوپانیشاد که جوهره عرفان شرقی (خصوصا هندوئیسم) است .هم اکنون در دسترسی نیست .اوپانیشادهای فعلی, دست نوشتههای اسرارآمیز ریشیها و حکمای کهن هند است که در کتاب حاضر, اشو به شرح و تفسیر آنها پرداخته است .گفتنی است بخش مهمی از اپانیشاد (که برگرفته از حجر بید است) به مطالبی درباره ذات خدا و وحدت وجود اختصاص دارد .مخاطبان کتاب را با این موضوعات مطالعه میکنند' :وجود یکی است', 'فقط معرفت باقی میماند', 'آینه شوید', 'آرزوی حقیقی', 'حقیقت بی معنی است', 'سامان دهی ذهن', 'همه چیز از آن خداست, نه مال من است و نه مال شما 'و 'جهالت و نادانی .'
@Library_Telegram
✍ #اشو
🔄 #مرضیه_شنکایی
ضربان قلب حقیقت 'مطلق/تفسیری از ایشاباش اوپانیشاد /اشو
در این کتاب, مجموعه سخنرانیها و یادداشتهای اشو ( 1930ـ 1990) عارف و فیلسوف هندی, درباره 'اپتکهت ایشاباش اوپانیشاد 'به طبع رسیده است .در بخشی از کتاب آمده است' :اکثر متن و معانی ایشاباش اوپانیشاد که جوهره عرفان شرقی (خصوصا هندوئیسم) است .هم اکنون در دسترسی نیست .اوپانیشادهای فعلی, دست نوشتههای اسرارآمیز ریشیها و حکمای کهن هند است که در کتاب حاضر, اشو به شرح و تفسیر آنها پرداخته است .گفتنی است بخش مهمی از اپانیشاد (که برگرفته از حجر بید است) به مطالبی درباره ذات خدا و وحدت وجود اختصاص دارد .مخاطبان کتاب را با این موضوعات مطالعه میکنند' :وجود یکی است', 'فقط معرفت باقی میماند', 'آینه شوید', 'آرزوی حقیقی', 'حقیقت بی معنی است', 'سامان دهی ذهن', 'همه چیز از آن خداست, نه مال من است و نه مال شما 'و 'جهالت و نادانی .'
@Library_Telegram
ضربان قلب یک حقیقت.pdf
8.4 MB
📕 ضربان قلب مطلق
✍ اشو
🔄 مرضیه شنکایی
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ اشو
🔄 مرضیه شنکایی
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
فرهنگ و سنت حاکم بر ما نمیتواند در مردم ایجاد احساس خوشبختی کند،
فرهنگ ما درسهای غلطی به مردم میآموزد و باید آنقدر قوی باشی و جسارت داشته باشی که بگویی اگر این فرهنگ کارایی ندارد، از آن حمایت نمیکنم.
خودت یک فرهنگ ایجاد کن!
#میچ_آلبوم
@Library_Telegram
فرهنگ ما درسهای غلطی به مردم میآموزد و باید آنقدر قوی باشی و جسارت داشته باشی که بگویی اگر این فرهنگ کارایی ندارد، از آن حمایت نمیکنم.
خودت یک فرهنگ ایجاد کن!
#میچ_آلبوم
@Library_Telegram
👍3
📕 #قانون_مدنی_در_نظم_حقوقی_کنونی
✍ #ناصر_کاتوزیان
قانون مدنی هر کشور محور اصلی نظام حقوقی آن کشور است که اساسیترین قواعد قانونی حاکم بر ارتباطات اشخاص با یکدیگر را در جامعه بیان میکنند. وظیفه اصلی این قانون تنظیم روابط قراردادی و خارج از قرارداد اشخاص جامعه است. مجموعهی کهنی را که امروز قانون مدنی مینامیم تنها محدود به 1335 مادهی اصلی نیست؛ بلکه در گذر دورههای مختلف قانونگذاری، دارای متفرعات و شاخه و برگ بسیاری شده است، که از این درخت تنومند، قانون مدنی، تنها ریشه آن را دربرگرفته است.
کتاب قانون مدنی در نظم حقوق کنونی، که بدون تردید یکی از برجستهترین و ماندگارترین آثار زنده یاد پرفسور ناصر کاتوزیان قلمداد میشود، با هدف در دسترس قراردادن مجموعهای منظم و منسجم از قوانین مدنی تحریر یافته است. در این اثر گرانمایه، که به جرأت میتوان گفت اغلب حقوقدانان آن را تورّق و مطالعه نمودهاند، جهت فهم صحیح متن قانون از شیوهی تفسیر ماده به ماده استفاده شده است. قلم استاد، در عین ایجاز و اختصار از جامعیت لازم برخوردار بوده، به گونهای که هر مخاطبی با اندکی تدقیق میتواند جان مطلب و جوهرهی کلام را دریابد. ارائه نظریات و اندیشههای بیبدیل نسبت به مسائل مستحدثه و موضوعاتی که قانونگذار در آن خصوص سکوت نموده است و همچنین استدلالهای حقوقی و منطقی در حل تعارض قوانین، ارزش این کتاب را دو چندان نموده است.
@Library_Telegram
✍ #ناصر_کاتوزیان
قانون مدنی هر کشور محور اصلی نظام حقوقی آن کشور است که اساسیترین قواعد قانونی حاکم بر ارتباطات اشخاص با یکدیگر را در جامعه بیان میکنند. وظیفه اصلی این قانون تنظیم روابط قراردادی و خارج از قرارداد اشخاص جامعه است. مجموعهی کهنی را که امروز قانون مدنی مینامیم تنها محدود به 1335 مادهی اصلی نیست؛ بلکه در گذر دورههای مختلف قانونگذاری، دارای متفرعات و شاخه و برگ بسیاری شده است، که از این درخت تنومند، قانون مدنی، تنها ریشه آن را دربرگرفته است.
کتاب قانون مدنی در نظم حقوق کنونی، که بدون تردید یکی از برجستهترین و ماندگارترین آثار زنده یاد پرفسور ناصر کاتوزیان قلمداد میشود، با هدف در دسترس قراردادن مجموعهای منظم و منسجم از قوانین مدنی تحریر یافته است. در این اثر گرانمایه، که به جرأت میتوان گفت اغلب حقوقدانان آن را تورّق و مطالعه نمودهاند، جهت فهم صحیح متن قانون از شیوهی تفسیر ماده به ماده استفاده شده است. قلم استاد، در عین ایجاز و اختصار از جامعیت لازم برخوردار بوده، به گونهای که هر مخاطبی با اندکی تدقیق میتواند جان مطلب و جوهرهی کلام را دریابد. ارائه نظریات و اندیشههای بیبدیل نسبت به مسائل مستحدثه و موضوعاتی که قانونگذار در آن خصوص سکوت نموده است و همچنین استدلالهای حقوقی و منطقی در حل تعارض قوانین، ارزش این کتاب را دو چندان نموده است.
@Library_Telegram
👍1
قانون مدنی در نظم کنونی.pdf
12.9 MB
📕 قانون مدنی در نظم حقوقی کنونی
✍ ناصر کاتوزیان
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ ناصر کاتوزیان
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
☕️ قطعهای از کتاب
ژاپنیها رسمی باستانی دارند بهنامِ "کینتزوگی" که در آن ظروف شکسته را در عوض دورانداختن، با آب طلا، نقره یا پلاتین بند میزنند و ظرفی با شمایل جدید میسازند تا رد گذشته را بشود در آن دید و ستود.
معتقدند تاریخچه هرچیز بخشی جدانشدنی از آن و قابل احترام است.
این ظرفها که میشود آنها را استعارهای از روانمان دید، امکان گمشدن در زمان را به آدم میدهند و به یادمان میآورند گاهی نقص میتواند بزرگترین فضیلت باشد.
📕 نقشههایی برای گم شدن
✍ ربکا سولنیت
@Library_Telegram
ژاپنیها رسمی باستانی دارند بهنامِ "کینتزوگی" که در آن ظروف شکسته را در عوض دورانداختن، با آب طلا، نقره یا پلاتین بند میزنند و ظرفی با شمایل جدید میسازند تا رد گذشته را بشود در آن دید و ستود.
معتقدند تاریخچه هرچیز بخشی جدانشدنی از آن و قابل احترام است.
این ظرفها که میشود آنها را استعارهای از روانمان دید، امکان گمشدن در زمان را به آدم میدهند و به یادمان میآورند گاهی نقص میتواند بزرگترین فضیلت باشد.
📕 نقشههایی برای گم شدن
✍ ربکا سولنیت
@Library_Telegram
☕️ قطعهای از کتاب
همهی رویدادهای زندگیِتان بر مبنای این حقیقت اتفاق میافتد که چه ارتعاشاتی را با اندیشهها و احساساتتان به کائنات فرستادهاید. فرقی نمیکند که خودتان از این موضوع آگاه باشید یا نباشید.
زندگی به صورت تصادفی برای شما اتفاق نمیافتد. زندگی به دنبال شما میآید. سرنوشت شما در دستان خودتان است. اندیشهها و احساسات شما بهراستی زندگیتان را میسازند.
📕 قدرت
✍ راندا برن
@Library_Telegram
همهی رویدادهای زندگیِتان بر مبنای این حقیقت اتفاق میافتد که چه ارتعاشاتی را با اندیشهها و احساساتتان به کائنات فرستادهاید. فرقی نمیکند که خودتان از این موضوع آگاه باشید یا نباشید.
زندگی به صورت تصادفی برای شما اتفاق نمیافتد. زندگی به دنبال شما میآید. سرنوشت شما در دستان خودتان است. اندیشهها و احساسات شما بهراستی زندگیتان را میسازند.
📕 قدرت
✍ راندا برن
@Library_Telegram
#تلنگر
تا دیر نشده سراغ انجام کاری برو که مدت هاست از آن طفره میروی!
موضوع انتخاب نشده همان چیزى است که باعث بروز مشکل مى شود. اگر کارى با موضوع انتخاب نشده نکنید، جایى در ضمیر ناخودآگاه تان عفونتى جزئى ایجاد مى کند و بعدآ از شما انتقام مى گیرد. شما قرار است چه کاری انجام بدهید که مدام از زیر آن شانه خالی می کنید؟
زندگى نزیسته در اثر عدم استفاده به سادگى «راهش را نمى گیرد برود»، یا به صِرفِ اینکه دورش بیندازیم و فکر کنیم دیگر به دردمان نمى خورد از بین نمى رود. برعکس، زندگى نزیسته آتش زیر خاکستر است که با افزایش سنّمان سربرمى آورد و مشکل ساز مى شود و حتى گاهى خیلى مشکل ساز.
البته هیچکس نمى تواند تمام امکانات زندگى را در اختیار داشته باشد و با آنها زندگى کند، اما جوانب اساسى اى از وجود شما هست که باید وارد زندگى تان شود وگرنه هرگز احساس رضایت خاطر نخواهید کرد.
وقتى در دوران میانسالى افسرده مى شویم و ناگهان از همسرمان، شغلمان، و زندگى مان متنفر مى شویم مى توانیم مطمئن باشیم که زندگى نزیسته مان در پى جلب توجه ماست. وقتى احساس بى قرارى، ملال یا پوچى مى کنیم و به رغم اینکه زندگى بیرونى مان سرشار از ثروت است زندگى مان را توخالى مى بینیم، زندگى نزیسته از ما طلب مشارکت مى کند. انجام ندادن این کار شیره وجودمان را مى کشد و دلسردمان مى کند و احساسى منفى از ملال یا شکست وجودمان را فرامى گیرد. همانطور که شاید قبلا کشف کرده باشید، بیشتر کار کردن یا بیشتر کسب کردن هم ناراحتى یا نارضایتى تان را فرو نمى نشاند. سرکوب کردن این احساسات سرکش یا انجام دادن کارها با احساس وظیفه شناسى هم کافى نیست. «مراقبه کردن روى نور» یا تلاش براى فراتر رفتن از رنج و درد زندگى زمینى هم مؤثر نیست.
تنها آگاهى از خصوصیات سایه مى تواند کمک تان کند تا جایگاه مناسبى براى تاریکى پنهان درونتان بیابید و به این ترتیب تجربه رضایت بخش ترى خلق کنید. انجام ندادن این کار یعنى به جاى بیدار شدن و دعوتِ زندگى والا را لبیک گفتن، در دام ملال، تنهایى، برافروختگى و نارضایتى هاى زندگىِ محدود باقى ماندن.
📕 #زندگی_نزیسته_ات_را_زندگی_کن
✍🏻 #رابرت_جانسون
@Library_Telegram
تا دیر نشده سراغ انجام کاری برو که مدت هاست از آن طفره میروی!
موضوع انتخاب نشده همان چیزى است که باعث بروز مشکل مى شود. اگر کارى با موضوع انتخاب نشده نکنید، جایى در ضمیر ناخودآگاه تان عفونتى جزئى ایجاد مى کند و بعدآ از شما انتقام مى گیرد. شما قرار است چه کاری انجام بدهید که مدام از زیر آن شانه خالی می کنید؟
زندگى نزیسته در اثر عدم استفاده به سادگى «راهش را نمى گیرد برود»، یا به صِرفِ اینکه دورش بیندازیم و فکر کنیم دیگر به دردمان نمى خورد از بین نمى رود. برعکس، زندگى نزیسته آتش زیر خاکستر است که با افزایش سنّمان سربرمى آورد و مشکل ساز مى شود و حتى گاهى خیلى مشکل ساز.
البته هیچکس نمى تواند تمام امکانات زندگى را در اختیار داشته باشد و با آنها زندگى کند، اما جوانب اساسى اى از وجود شما هست که باید وارد زندگى تان شود وگرنه هرگز احساس رضایت خاطر نخواهید کرد.
وقتى در دوران میانسالى افسرده مى شویم و ناگهان از همسرمان، شغلمان، و زندگى مان متنفر مى شویم مى توانیم مطمئن باشیم که زندگى نزیسته مان در پى جلب توجه ماست. وقتى احساس بى قرارى، ملال یا پوچى مى کنیم و به رغم اینکه زندگى بیرونى مان سرشار از ثروت است زندگى مان را توخالى مى بینیم، زندگى نزیسته از ما طلب مشارکت مى کند. انجام ندادن این کار شیره وجودمان را مى کشد و دلسردمان مى کند و احساسى منفى از ملال یا شکست وجودمان را فرامى گیرد. همانطور که شاید قبلا کشف کرده باشید، بیشتر کار کردن یا بیشتر کسب کردن هم ناراحتى یا نارضایتى تان را فرو نمى نشاند. سرکوب کردن این احساسات سرکش یا انجام دادن کارها با احساس وظیفه شناسى هم کافى نیست. «مراقبه کردن روى نور» یا تلاش براى فراتر رفتن از رنج و درد زندگى زمینى هم مؤثر نیست.
تنها آگاهى از خصوصیات سایه مى تواند کمک تان کند تا جایگاه مناسبى براى تاریکى پنهان درونتان بیابید و به این ترتیب تجربه رضایت بخش ترى خلق کنید. انجام ندادن این کار یعنى به جاى بیدار شدن و دعوتِ زندگى والا را لبیک گفتن، در دام ملال، تنهایى، برافروختگى و نارضایتى هاى زندگىِ محدود باقى ماندن.
📕 #زندگی_نزیسته_ات_را_زندگی_کن
✍🏻 #رابرت_جانسون
@Library_Telegram
❤1
یکی از ويژگیهای ما آدمها مرز گذاشتن است
بدیهی است که اولین مرزی که به ذهن میآید، مرز جغرافیایی است. اگر دو متر این طرفتر دنیا بیایی میشوی ایرانی و دو متر آن طرفتر میشود ترک یا عراقی یا ...
اما ای کاش مرزهای انسانی، همین مرزها بود. ما بین خیلی چیزها مرز می گذاریم.
مرز بین رییس و کارمند
مرز بین پدر و فرزند
مرز بین صاحب خانه و نگهبان
مرز بین پولدار و بی پول ها
مرز بین لر و ترک
خب ممکن است بپرسید که چه ایرادی دارد؟
بزرگ ترین ایرادش این است که ما زندانی می شویم.
ما آزادی خود را از دست می دهیم. بگذارید مثال بزنم: چون من ثروتمندم پس نمی توانم، ساندویچی معمولی و ارزان بخرم و بنشینم لب جوب و آن را بخورم.
چون من رییس اداره هستم نمی شود که ماشین من ساده باشد و ماشین تمام کارمندان من های کلاس!
چون من صاحب خانه ام نمی توانم با نگهبانم سر یک سفره بنشینم و با هم کلی بخندیم. او به تنهایی غذا می خورد و من به تنهایی! چرا؟ چون قرار است مرزها شکسته نشود.
من تشنه ام می شود به بوفه دانشجویان نمی روم و آن جا نمی نشینم، چرا؟ چون قرار است مرزها رعایت شود. شان استادی چه می شود؟
و بدین ترتیب قواعد، پروتکل ها، مرزها، باید و نبایدها آنقدر دور و بر ما هستند که ما دیگر خودمان نیستیم.
ما می شویم یک زندانی که باید درون "چهارمتری مرزهای مصنوعی" فقط قدم بزنیم. خندیدن، خوردن، پوشیدن، حتی فکر کردمان، بسته، تکراری و مصنوعی شده است.
تجویز راهبردی:
مرزها را ما گذاشته ایم. خودمان هم می توانیم برداریم. برای رهایی از این چهارمتری مصنوعی راهش این است که از "چهار کلمه قدرتمند" استفاده کنیم.
"چرا؟"و "چرا که نه؟ "
بعضی واژه ها قدرت تخریب گری بالایی دارند مانند "چرا؟ "
بگذارید با یک مثال آنرا تشریح کنم:
از خودتان بپرسید چرا من به عنوان مدیر انتظار دارم که همیشه افرادی که در چارت سازمانی در رده پایین تر هستند به دیدن من بیایند؟
و تصور کنید که شما به اتاق آن ها بروید و از خود بپرسید "چرا که نه؟"
پس این مرزها را بشکنید
👤دکتر مجتبی لشکربلوکی
@Library_Telegram
بدیهی است که اولین مرزی که به ذهن میآید، مرز جغرافیایی است. اگر دو متر این طرفتر دنیا بیایی میشوی ایرانی و دو متر آن طرفتر میشود ترک یا عراقی یا ...
اما ای کاش مرزهای انسانی، همین مرزها بود. ما بین خیلی چیزها مرز می گذاریم.
مرز بین رییس و کارمند
مرز بین پدر و فرزند
مرز بین صاحب خانه و نگهبان
مرز بین پولدار و بی پول ها
مرز بین لر و ترک
خب ممکن است بپرسید که چه ایرادی دارد؟
بزرگ ترین ایرادش این است که ما زندانی می شویم.
ما آزادی خود را از دست می دهیم. بگذارید مثال بزنم: چون من ثروتمندم پس نمی توانم، ساندویچی معمولی و ارزان بخرم و بنشینم لب جوب و آن را بخورم.
چون من رییس اداره هستم نمی شود که ماشین من ساده باشد و ماشین تمام کارمندان من های کلاس!
چون من صاحب خانه ام نمی توانم با نگهبانم سر یک سفره بنشینم و با هم کلی بخندیم. او به تنهایی غذا می خورد و من به تنهایی! چرا؟ چون قرار است مرزها شکسته نشود.
من تشنه ام می شود به بوفه دانشجویان نمی روم و آن جا نمی نشینم، چرا؟ چون قرار است مرزها رعایت شود. شان استادی چه می شود؟
و بدین ترتیب قواعد، پروتکل ها، مرزها، باید و نبایدها آنقدر دور و بر ما هستند که ما دیگر خودمان نیستیم.
ما می شویم یک زندانی که باید درون "چهارمتری مرزهای مصنوعی" فقط قدم بزنیم. خندیدن، خوردن، پوشیدن، حتی فکر کردمان، بسته، تکراری و مصنوعی شده است.
تجویز راهبردی:
مرزها را ما گذاشته ایم. خودمان هم می توانیم برداریم. برای رهایی از این چهارمتری مصنوعی راهش این است که از "چهار کلمه قدرتمند" استفاده کنیم.
"چرا؟"و "چرا که نه؟ "
بعضی واژه ها قدرت تخریب گری بالایی دارند مانند "چرا؟ "
بگذارید با یک مثال آنرا تشریح کنم:
از خودتان بپرسید چرا من به عنوان مدیر انتظار دارم که همیشه افرادی که در چارت سازمانی در رده پایین تر هستند به دیدن من بیایند؟
و تصور کنید که شما به اتاق آن ها بروید و از خود بپرسید "چرا که نه؟"
پس این مرزها را بشکنید
👤دکتر مجتبی لشکربلوکی
@Library_Telegram
👍2
📕 فرگشت انسان
✍ شروین وکیلی
کتاب فرگشت انسان اثر شروین وکیلی، روایتی زیستشناختی از ظهور و دگردیسی گونهی انسان است. جریانهای این کتاب به تاریخی بسیار دورتر از ظهور تمدن ایرانی باز میگردند. بنابراین باید آن را بنیادی دانست که ظهور و تکامل انسانِ هوشمند و عناصر اصلی سازندهی تمدن را روایت میکند.
امروز نیز، همچون همیشه، انسان مسأله است. انسان مسألهای است علمی که باید در پرتو شواهد تجربی و قواعد منطقی بدان پرداخت و فهمش کرد؛ و در ضمن مسألهای است فلسفی که باید همچون کلیدواژهای انباشته از جنبههای بحثبرانگیز بدان اندیشید. انسان، به همین شکل، مسألهای اخلاقی و زیباییشناسانه نیز هست.
انسان، پیچیدهترین جانداری است که امروز بر روی زمین زندگی میکند. موجودی که، از زوایای گوناگون، میتوان جنبههای زیبا یا زشت سرشت بغرنجش را دید و آن را همچون ابن سینا «اشرف مخلوقات» یا مانند پاسکال «کِرمِ احمقِ زمین» نامید.
پرسش مرکزی کتاب فرگشت انسان این است: انسان، به عنوان گونهای از جانداران، چه جایگاهی را در تاریخ تکامل زندگی بر زمین اشغال میکند؟ و چه شده که گونهی انسان ویژگیهای کنونیاش را به دست آورده است؟
هدف این کتاب، به دست دادن تصویری عقلانی و سازگار از انسان به مثابه سیستمی زنده است. تصویری که با شواهد تجربی و یافتههای علمی دهههای اخیر پشتیبانی شود، و فرزانگی لازم برای تحلیل شرایط کنونی خودمان را نیز برایمان فراهم آورد. دستیابی به این هدف تنها زمانی ممکن میشود که قلمروی مورد توجهمان در زمینهی دانشهای انسانمحور مشخص باشد، و راهی برای میانبر زدن از میان شواهد و دادههای غیرمهم را در دست داشته باشیم.
کتاب فرگشت انسان، برای نخستین بار ده سال پیش نوشته شده است. مخاطب آن دانشجویانِ کلاس تکامل دانشگاه تهران بودند که با فقر منابع جدیدِ فارسی در این زمینه روبهرو بودند. کوششهای ارزندهی استادان پیشکسوت ایرانی برای تدوین و انتشار نظریههای جدید دربارهی سیر تکامل زیستی انسان، که در دوران خود سزاوار و شایسته بود، در حال و هوای امروزین بسنده نمینمود. از این رو، این کتاب نگاشته شد تا شواهد انسانشناسانه و رفتارشناسانهی مربوط به تکامل گونهی انسان در متنی فشرده به دانشجویان منتقل شود. دانشجویان در آن زمان این کتاب را به نام «نسل هیولا» میشناختند؛ چرا که در گفتاری مولف گونهی انسان را نوعی هیولا خوانده بود.
چند سال بعد این کتاب بازنویسی شد و این بار با نام «تبارشناسی انسان» مشهور شد و دو بار با پیشقدم شدنِ ناشرانی نامدار تا پای چاپ نیز رفت. اما باز دست روزگار و واگرایی خواستهای آدمیان از این مهم جلوگیری کرد. تا آنکه، در نهایت، آن را به عنوان متنی آغازین برای مجموعه کتابهایی که به تاریخ ایرانزمین میپردازد توسط نشر شورآفرین منتشر شد.
اما گنجانده شدنِ کتاب فرگشت انسان در مجموعهای که به تاریخ اختصاص یافته، و آغاز شدن دورهی تاریخ ایرانزمین با کتابی که به تکامل زیستی گونهی آدم میپردازد، نیازمند توضیحی است. حقیقت آن است که پژوهشهای تاریخی در کل، و به ویژه پژوهشهای تاریخی انجامشده در کشورمان و آنچه به نام تاریخ ایرانزمین اعتبار و حیثیت یافته، در خلأ علمی و بیخبری کاملی از دستاوردهای علوم تجربی تحول یافته و به جایگاه امروزین رسیده است. این بدان معناست که در کتابهای تاریخی بسیار به گزارهها و برداشتها و باورهایی برمیخوریم که تنها با نیمنگاهی به علوم تجربی و دانشهای دقیق، مردود بودنشان نمایان و بدیهی مینماید.
@Library_Telegram
✍ شروین وکیلی
کتاب فرگشت انسان اثر شروین وکیلی، روایتی زیستشناختی از ظهور و دگردیسی گونهی انسان است. جریانهای این کتاب به تاریخی بسیار دورتر از ظهور تمدن ایرانی باز میگردند. بنابراین باید آن را بنیادی دانست که ظهور و تکامل انسانِ هوشمند و عناصر اصلی سازندهی تمدن را روایت میکند.
امروز نیز، همچون همیشه، انسان مسأله است. انسان مسألهای است علمی که باید در پرتو شواهد تجربی و قواعد منطقی بدان پرداخت و فهمش کرد؛ و در ضمن مسألهای است فلسفی که باید همچون کلیدواژهای انباشته از جنبههای بحثبرانگیز بدان اندیشید. انسان، به همین شکل، مسألهای اخلاقی و زیباییشناسانه نیز هست.
انسان، پیچیدهترین جانداری است که امروز بر روی زمین زندگی میکند. موجودی که، از زوایای گوناگون، میتوان جنبههای زیبا یا زشت سرشت بغرنجش را دید و آن را همچون ابن سینا «اشرف مخلوقات» یا مانند پاسکال «کِرمِ احمقِ زمین» نامید.
پرسش مرکزی کتاب فرگشت انسان این است: انسان، به عنوان گونهای از جانداران، چه جایگاهی را در تاریخ تکامل زندگی بر زمین اشغال میکند؟ و چه شده که گونهی انسان ویژگیهای کنونیاش را به دست آورده است؟
هدف این کتاب، به دست دادن تصویری عقلانی و سازگار از انسان به مثابه سیستمی زنده است. تصویری که با شواهد تجربی و یافتههای علمی دهههای اخیر پشتیبانی شود، و فرزانگی لازم برای تحلیل شرایط کنونی خودمان را نیز برایمان فراهم آورد. دستیابی به این هدف تنها زمانی ممکن میشود که قلمروی مورد توجهمان در زمینهی دانشهای انسانمحور مشخص باشد، و راهی برای میانبر زدن از میان شواهد و دادههای غیرمهم را در دست داشته باشیم.
کتاب فرگشت انسان، برای نخستین بار ده سال پیش نوشته شده است. مخاطب آن دانشجویانِ کلاس تکامل دانشگاه تهران بودند که با فقر منابع جدیدِ فارسی در این زمینه روبهرو بودند. کوششهای ارزندهی استادان پیشکسوت ایرانی برای تدوین و انتشار نظریههای جدید دربارهی سیر تکامل زیستی انسان، که در دوران خود سزاوار و شایسته بود، در حال و هوای امروزین بسنده نمینمود. از این رو، این کتاب نگاشته شد تا شواهد انسانشناسانه و رفتارشناسانهی مربوط به تکامل گونهی انسان در متنی فشرده به دانشجویان منتقل شود. دانشجویان در آن زمان این کتاب را به نام «نسل هیولا» میشناختند؛ چرا که در گفتاری مولف گونهی انسان را نوعی هیولا خوانده بود.
چند سال بعد این کتاب بازنویسی شد و این بار با نام «تبارشناسی انسان» مشهور شد و دو بار با پیشقدم شدنِ ناشرانی نامدار تا پای چاپ نیز رفت. اما باز دست روزگار و واگرایی خواستهای آدمیان از این مهم جلوگیری کرد. تا آنکه، در نهایت، آن را به عنوان متنی آغازین برای مجموعه کتابهایی که به تاریخ ایرانزمین میپردازد توسط نشر شورآفرین منتشر شد.
اما گنجانده شدنِ کتاب فرگشت انسان در مجموعهای که به تاریخ اختصاص یافته، و آغاز شدن دورهی تاریخ ایرانزمین با کتابی که به تکامل زیستی گونهی آدم میپردازد، نیازمند توضیحی است. حقیقت آن است که پژوهشهای تاریخی در کل، و به ویژه پژوهشهای تاریخی انجامشده در کشورمان و آنچه به نام تاریخ ایرانزمین اعتبار و حیثیت یافته، در خلأ علمی و بیخبری کاملی از دستاوردهای علوم تجربی تحول یافته و به جایگاه امروزین رسیده است. این بدان معناست که در کتابهای تاریخی بسیار به گزارهها و برداشتها و باورهایی برمیخوریم که تنها با نیمنگاهی به علوم تجربی و دانشهای دقیق، مردود بودنشان نمایان و بدیهی مینماید.
@Library_Telegram
👍5
Sherwin-Vakili-Fargasht-Ensan.pdf
11.7 MB
📕 فرگشت انسان
✍ شروین وکیلی
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ شروین وکیلی
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
👍6
☕️ قطعهای از کتاب
زندگی خوب زندگیای است که با دیگران سپری شود. این نزد یونانیان باستان امری بدیهی بود. تعریفی که ارسطو از نوع بشر به دست میدهد آن است که بشر «حیوانی سیاسی» است، یعنی مخلوقی است که برای زندگی در اجتماع خلق شده است. همهفهمترش میتواند این باشد که «من هستم چون ما هستیم.» به گمان من، میتوان این انگاره را بهعنوان حقیقتی مسلَّم پذیرفت.
ارسطو همچنین میگوید که شاید شما کسی را بشناسید که همه چیز دارد: پول، شغل، موفقیت، دانش، استعداد، زیبایی. امّا همین فرد اگر دوستی نداشته باشد، حس میکنید زندگیاش چیزی کم دارد.
📕 #زندگی_خوب
✍ #مارک_ورنون
@Library_Telegram
زندگی خوب زندگیای است که با دیگران سپری شود. این نزد یونانیان باستان امری بدیهی بود. تعریفی که ارسطو از نوع بشر به دست میدهد آن است که بشر «حیوانی سیاسی» است، یعنی مخلوقی است که برای زندگی در اجتماع خلق شده است. همهفهمترش میتواند این باشد که «من هستم چون ما هستیم.» به گمان من، میتوان این انگاره را بهعنوان حقیقتی مسلَّم پذیرفت.
ارسطو همچنین میگوید که شاید شما کسی را بشناسید که همه چیز دارد: پول، شغل، موفقیت، دانش، استعداد، زیبایی. امّا همین فرد اگر دوستی نداشته باشد، حس میکنید زندگیاش چیزی کم دارد.
📕 #زندگی_خوب
✍ #مارک_ورنون
@Library_Telegram
👍1
#تلنگر
گاوچرانی وارد شهر شد و برای نوشيدن چيزی، كنار یک مهمانخانه ايستاد.
بدبختانه، كسانی كه در آن شهر زندگی میكردند عادت بدی داشتند كه سر به سر غريبهها میگذاشتند.
وقتی او نوشيدنیاش را تمام كرد، متوجه شد كه اسبش دزديده شده است.
او به كافه برگشت، و ماهرانه اسلحهاش را درآورد و سمت بالا گرفت و بالای سرش گرفت بدون هيچ نگاهی به سقف يه گلوله شليک كرد و خيلی مقتدرانه فرياد زد:
«كدام يك از شما اسب من رو دزديده؟!»
كسی پاسخی نداد.
«بسيار خوب، من يك نوشیدنی ديگه ميخورم، و تا وقتی آن را تمام میكنم اسبم برنگردد، كاری را كه در تگزاس انجام دادم انجام میدهم! و اصلن دوست ندارم آن كاری رو كه در تگزاس انجام دادم رو انجام بدم!»
بعضی از افراد خودشون جمع و جور كردن. آن مرد، بر طبق حرفش، نوشیدنی ديگری نوشيد، بيرون رفت، و اسبش به سرجايش برگشته بود. اسبش رو زين كرد و آمادهی حرکت شد .
كافه چی به آرامی از كافه بيرون آمد و پرسيد: هی رفيق قبل از اينكه بروی بگو، در تگزاس چه اتفاقی افتاد؟
گاوچران برگشت و گفت: مجبور شدم پیاده برم خونه ...!
«آرامش داشته باش و با اقتدار ابراز وجود كن ؛ نتيجه خواهی گرفت»
@Library_Telegram
گاوچرانی وارد شهر شد و برای نوشيدن چيزی، كنار یک مهمانخانه ايستاد.
بدبختانه، كسانی كه در آن شهر زندگی میكردند عادت بدی داشتند كه سر به سر غريبهها میگذاشتند.
وقتی او نوشيدنیاش را تمام كرد، متوجه شد كه اسبش دزديده شده است.
او به كافه برگشت، و ماهرانه اسلحهاش را درآورد و سمت بالا گرفت و بالای سرش گرفت بدون هيچ نگاهی به سقف يه گلوله شليک كرد و خيلی مقتدرانه فرياد زد:
«كدام يك از شما اسب من رو دزديده؟!»
كسی پاسخی نداد.
«بسيار خوب، من يك نوشیدنی ديگه ميخورم، و تا وقتی آن را تمام میكنم اسبم برنگردد، كاری را كه در تگزاس انجام دادم انجام میدهم! و اصلن دوست ندارم آن كاری رو كه در تگزاس انجام دادم رو انجام بدم!»
بعضی از افراد خودشون جمع و جور كردن. آن مرد، بر طبق حرفش، نوشیدنی ديگری نوشيد، بيرون رفت، و اسبش به سرجايش برگشته بود. اسبش رو زين كرد و آمادهی حرکت شد .
كافه چی به آرامی از كافه بيرون آمد و پرسيد: هی رفيق قبل از اينكه بروی بگو، در تگزاس چه اتفاقی افتاد؟
گاوچران برگشت و گفت: مجبور شدم پیاده برم خونه ...!
«آرامش داشته باش و با اقتدار ابراز وجود كن ؛ نتيجه خواهی گرفت»
@Library_Telegram