#دایره_شایستگی
این عبارت جالب را وارن بافت استفاده میکند. داخل این دایره تواناییهایی هستند که در آنها مهارت زیادی دارید. بیرون از آن، مسائلی هستند که یا فقط بخشی از آنها را متوجه میشوید یا اصلا چیزی از آنها نمیدانید.
شعار وارن بافت در زندگی این است:
دایره شایستگیتان را بشناسید و به آن پایبند بمانید. اندازه این دایره اهمیت زیادی ندارد. اما شناختن مرزهای آن بسیار حیاتی است.
تام واتسون، موسس شرکت آی بی ام، در مورد خودش میگوید:
من نابغه نیستم. در بعضی موارد شایستگی دارم؛ اما خودم را اطراف آن موارد نگه میدارم.
تمرکز روی دایره شایستگیتان، علاوه بر مزایای مادی، برای شما مسائل احساسی خوبی هم بهدنبال خواهد داشت. احساس ارزشمند استادی، احساس خوبی است که کارایی شما را نیز بالا خواهد برد و همچنین دردسرهای تصمیمگیری در مورد پذیرفتن یا نپذیرفتن یک مسئولیت را از بین خواهد برد.
در دایره شایستگی است که صرفهجویی خوبی نسبت به دیگران، در زمان دارید.
در این دایره است که کمتر اسیر توهم و اشتباه میشوید. بهعلاوه ریسکپذیری شما در این محدوده بهتر انجام خواهد شد، زیرا اطلاعات کافی از اوضاع دارید و میتوانید پیشبینی کنید که تقریبا قرار است چه اتفاقی بیفتد.
نتیجه اینکه خودتان را بابت نقطه ضعفهایتان سرزنش نکنید. اگر دست و پا چلفتی هستید، یادگرفتن رقص باله را فراموش کنید!
اگر ملاقات با عمهتان برایتان سخت است، فکر بازکردن رستوران را از سرتان بیرون کنید!
اینکه در چند حوزه متوسط یا زیرمتوسط هستید، اصلا اهمیتی ندارد. مهم اینست که حداقل در یک حوزه بسیار بالاتر از میانگین و در حالت ایدهآل بهترین باشید. بهمحض رسیدن به این مهم، سنگبنای محکمی برای زندگی خوب خواهید داشت.
هرساعتی که روی دایره شایستگی خود وقت بگذارید، معادل هزاران ساعتی که در جاهای دیگر صرف کنید، ارزش دارد.
📕 #هنر_خوب_زندگی_کردن
✍ #رولف_دوبلی
@Library_Telegram
این عبارت جالب را وارن بافت استفاده میکند. داخل این دایره تواناییهایی هستند که در آنها مهارت زیادی دارید. بیرون از آن، مسائلی هستند که یا فقط بخشی از آنها را متوجه میشوید یا اصلا چیزی از آنها نمیدانید.
شعار وارن بافت در زندگی این است:
دایره شایستگیتان را بشناسید و به آن پایبند بمانید. اندازه این دایره اهمیت زیادی ندارد. اما شناختن مرزهای آن بسیار حیاتی است.
تام واتسون، موسس شرکت آی بی ام، در مورد خودش میگوید:
من نابغه نیستم. در بعضی موارد شایستگی دارم؛ اما خودم را اطراف آن موارد نگه میدارم.
تمرکز روی دایره شایستگیتان، علاوه بر مزایای مادی، برای شما مسائل احساسی خوبی هم بهدنبال خواهد داشت. احساس ارزشمند استادی، احساس خوبی است که کارایی شما را نیز بالا خواهد برد و همچنین دردسرهای تصمیمگیری در مورد پذیرفتن یا نپذیرفتن یک مسئولیت را از بین خواهد برد.
در دایره شایستگی است که صرفهجویی خوبی نسبت به دیگران، در زمان دارید.
در این دایره است که کمتر اسیر توهم و اشتباه میشوید. بهعلاوه ریسکپذیری شما در این محدوده بهتر انجام خواهد شد، زیرا اطلاعات کافی از اوضاع دارید و میتوانید پیشبینی کنید که تقریبا قرار است چه اتفاقی بیفتد.
نتیجه اینکه خودتان را بابت نقطه ضعفهایتان سرزنش نکنید. اگر دست و پا چلفتی هستید، یادگرفتن رقص باله را فراموش کنید!
اگر ملاقات با عمهتان برایتان سخت است، فکر بازکردن رستوران را از سرتان بیرون کنید!
اینکه در چند حوزه متوسط یا زیرمتوسط هستید، اصلا اهمیتی ندارد. مهم اینست که حداقل در یک حوزه بسیار بالاتر از میانگین و در حالت ایدهآل بهترین باشید. بهمحض رسیدن به این مهم، سنگبنای محکمی برای زندگی خوب خواهید داشت.
هرساعتی که روی دایره شایستگی خود وقت بگذارید، معادل هزاران ساعتی که در جاهای دیگر صرف کنید، ارزش دارد.
📕 #هنر_خوب_زندگی_کردن
✍ #رولف_دوبلی
@Library_Telegram
☕️ قطعهای از کتاب
افتخار میكنم درين چاهک خلا كه به قول خودتان درست كردهايد و همهچيز با سنگ دزدها و طرارها و جاسوسها سنجيده میشود و لغات مفهوم و معانی خود را گم كرده، درين چاهک هيچكارهام. توی اين چاهک فقط شماها حق داريد كه بخوريد و كلفت بشويد. اين چاهک به شما ارزانی! اما من محكومم كه از گند شماها خفه بشوم.
📕حاجی آقا
✍صادق هدایت
@Library_Telegram
افتخار میكنم درين چاهک خلا كه به قول خودتان درست كردهايد و همهچيز با سنگ دزدها و طرارها و جاسوسها سنجيده میشود و لغات مفهوم و معانی خود را گم كرده، درين چاهک هيچكارهام. توی اين چاهک فقط شماها حق داريد كه بخوريد و كلفت بشويد. اين چاهک به شما ارزانی! اما من محكومم كه از گند شماها خفه بشوم.
📕حاجی آقا
✍صادق هدایت
@Library_Telegram
👍2
📕 حکایت دختران قوچان
✍ افسانه نجم آبادی
فروش دختران قوچانی به ترکمانان و ارامنه عشق آباد در بهار 1323 هجری قمری در دوران حکومت آصف الدوله در خراسان و به اسارت رفتن زنان باشقانلو، در رمضان همان سال در حمله ترکمانان به ناحیه بجنورد در زمان حکومت سالارمفخم رخ داد. اگرچه فقررعیت و ظلم حکومت وحتی دخترفروشی واقعه بی سابقه ای نبود. اما شرایط سیاسی زمان وقوع، این دو حادثه را تبدیل به یکی از داستان ها مهم تظلم «ملت» علیه «دولت» کرد .
داستان فروش «دختران قوچانی» حکایتی شد که دهان به دهان گشت، از سرمنبرها نقل شد، در شبنامه ها و انتباه نامه ها، رساله های «سیوال وجواب» و مناظرات، کاریکاتورها و تصنیف های سیاسی به شعر و طنز و طرح بازنگاری شد .
@Library_Telegram
✍ افسانه نجم آبادی
فروش دختران قوچانی به ترکمانان و ارامنه عشق آباد در بهار 1323 هجری قمری در دوران حکومت آصف الدوله در خراسان و به اسارت رفتن زنان باشقانلو، در رمضان همان سال در حمله ترکمانان به ناحیه بجنورد در زمان حکومت سالارمفخم رخ داد. اگرچه فقررعیت و ظلم حکومت وحتی دخترفروشی واقعه بی سابقه ای نبود. اما شرایط سیاسی زمان وقوع، این دو حادثه را تبدیل به یکی از داستان ها مهم تظلم «ملت» علیه «دولت» کرد .
داستان فروش «دختران قوچانی» حکایتی شد که دهان به دهان گشت، از سرمنبرها نقل شد، در شبنامه ها و انتباه نامه ها، رساله های «سیوال وجواب» و مناظرات، کاریکاتورها و تصنیف های سیاسی به شعر و طنز و طرح بازنگاری شد .
@Library_Telegram
👍3
حکایت دختران قوچان.pdf
90.7 MB
📕 حکایت دختران قوچان
✍ افسانه نجم آبادی
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ افسانه نجم آبادی
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
📕 تخت پولاد #ممنوعه
✍ علی دشتی
کتاب «تخت پولاد» تصویر خیالی از مباحثه ای است میان سید محمد باقر درچه ای، با عده ای از طلبه های برگزیده خود. مباحثه بر خلاف معمول در حجره های تنگ و تاریک مدارس دینی انجام نمی گیرد، بلکه مجتهد درچه ای و طلابش به خارج شهر اصفهان می روند تا از چشم جهلا و قشریون مذهبی در امان باشند. از انسانها فقط دو طبقه در این مملکت راحت و آسوده اند. یکی طبقه حکام و دیوانیان و دیگر طبقه علما و روحانیون. این دو طبقه هیچ کار و زحمتی را متحمل نمی شوند. بهتر زندگی می کنند و بیشتر پول دارند. ورود در سلک روحانیت آسان تر است زیرا مستلزم رفتن به عتبات و چند سالی تحصیل عربی و فقه و حدیث است. همین قدر انسان چند سالی در نجف مانده، بعد شکمی بزرگ کند و عمامه ای قطور و ریشی بلند و نعلینی زرد و قبایی دراز بپوشد کافی است که محترم و معزز زندگی کند و مردم هم به او وجوهات بدهند
@Library_Telegram
✍ علی دشتی
کتاب «تخت پولاد» تصویر خیالی از مباحثه ای است میان سید محمد باقر درچه ای، با عده ای از طلبه های برگزیده خود. مباحثه بر خلاف معمول در حجره های تنگ و تاریک مدارس دینی انجام نمی گیرد، بلکه مجتهد درچه ای و طلابش به خارج شهر اصفهان می روند تا از چشم جهلا و قشریون مذهبی در امان باشند. از انسانها فقط دو طبقه در این مملکت راحت و آسوده اند. یکی طبقه حکام و دیوانیان و دیگر طبقه علما و روحانیون. این دو طبقه هیچ کار و زحمتی را متحمل نمی شوند. بهتر زندگی می کنند و بیشتر پول دارند. ورود در سلک روحانیت آسان تر است زیرا مستلزم رفتن به عتبات و چند سالی تحصیل عربی و فقه و حدیث است. همین قدر انسان چند سالی در نجف مانده، بعد شکمی بزرگ کند و عمامه ای قطور و ریشی بلند و نعلینی زرد و قبایی دراز بپوشد کافی است که محترم و معزز زندگی کند و مردم هم به او وجوهات بدهند
@Library_Telegram
👍3
تخت پولاد - علی دشتی.pdf
4.1 MB
📕 تخت پولاد #ممنوعه
✍ علی دشتی
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ علی دشتی
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
👍2🤔1
☕️ قطعهای از کتاب
و دوست داشتن كلمه است. و كلمه سمّی است كه شيطان بر انگورهای باغ بهشت حيات پاشانده است تا مسموممان كند. تا آلودهیمان كند. اينقدر آلوده که مستوجب عقوبت تكرار تجربهها شويم و شدهايم.
و حالا بی هيچ اميدی به تداوم، دوست داشتن را مثل مسواك زدن بچهها هر شب بايد به ما و ديگران تذكر دهند.
و تذكر يعنی يادآوری.
و يادآوری يعنی تكرار.
و در كتاب گناهان كبيره برای انسان چه گناهی را سراغ داری كه بزرگتر از تكرار تجربههايش باشد؟!
📕 چيزی شبيه زندگی
✍ حسين پناهی
@Library_Telegram
و دوست داشتن كلمه است. و كلمه سمّی است كه شيطان بر انگورهای باغ بهشت حيات پاشانده است تا مسموممان كند. تا آلودهیمان كند. اينقدر آلوده که مستوجب عقوبت تكرار تجربهها شويم و شدهايم.
و حالا بی هيچ اميدی به تداوم، دوست داشتن را مثل مسواك زدن بچهها هر شب بايد به ما و ديگران تذكر دهند.
و تذكر يعنی يادآوری.
و يادآوری يعنی تكرار.
و در كتاب گناهان كبيره برای انسان چه گناهی را سراغ داری كه بزرگتر از تكرار تجربههايش باشد؟!
📕 چيزی شبيه زندگی
✍ حسين پناهی
@Library_Telegram
تَوَهم دانایی در مسلمانان افراطی چیست؟*
به مثال زیر توجه کنید:
ﻧﻤﻮﻧﻪﺍﯼ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺪﻻﻝ ﯾﮏ ﻓﺮﺩ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺑﺸﺮ ﻭ ﭘﺎﺳﺦ یک غیر مسلمان (ﮐﻔﺎﺭ)
"ﻣﺸﮑﻞ: ﺗﻮﻟﺪ ﯾﮏ ﻧﻮﺯﺍﺩ ﻧﺎﻗﺺ ﺍﻟﺨﻠﻘﻪ"
ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ: ﮐﺎﺭ ﺧﺪﺍﺳﺖ
ﮐﺎﻓﺮ: ﺍﺧﺘﻼﻝ ﮊﻧﺘﯿﮏ ﺍﺳﺖ
ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ: ﺣﮑﻤﺘﯽ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ
ﮐﺎﻓﺮ: ﻋﺎﻣﻠﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺸﻒ ﺷﻮﺩ
ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ: ﻓﻘﻂ ﺧﺪﺍ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﺷﻔﺎﺵ ﺑﺪﻩ
ﮐﺎﻓﺮ: ﺑﺎ ﮐﺸﻒ ﻋﺎﻣﻞ ﺁﻥ ﻣﯿﺸﻪ ﺟﻠﻮﯼ ﺑﺮﻭﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺭﻭ ﺩﺭ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﮔﺮﻓﺖ
"ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ﺩﺭ ﺧﺒﺮﻫﺎ: ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﮊﻧﯽ ﮐﻪ ﻋﺎﻣﻞ ﺍﺧﺘﻼﻝ ﺩﺭ ﺳﻼﻣﺖ ﻧﻮﺯﺍﺩﻥ ﺍﺳﺖ ﺭﺍ ﮐﺸﻒ ﮐﺮﺩﻧﺪ"
ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ: ﺍﯾﻦ ﮐﺸﻒ ۱۴۰۰ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﺁﻣﺪﻩ در فلان آیه و فلان حدیث، ضمناً "ﺍﺑﻦ ﻓﻼﻥ" ﻫﻢ ﺩﺭ ﺣﻮﺯﻩ ﻋﻠﻤﯿﻪ ﻧﺠﻒ ۸۰۰ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﺑﻬﺶ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩﻩ!
ﮐﺎﻓﺮ: ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﮐﻪ ﺣﺮﻓﯽ ﺍﺯ ﮊﻥ ﻭ ﺩﯼ.ﺍﻥ.ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖ!
ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ: ﺗﻮ ﺳﻮﺍﺩ ﻧﺪﺍﺭﯼ، ﻗﺮﺁﻥ ﺭﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻔﺴﯿﺮﺵ ﺭﻭ ﺑﺨﻮﻧﯽ، ﻫﺮ ﺁﯾﻪ ﻗﺮﺁﻥ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﺎ ﻣﻌﻨﯽ ﺩﺍﺭﻩ، ﻓﻘﻂ ﺑﺴﻢ ﺍﻟﻠﻪ به اندازه ﺻﺪ ﺗﺎ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﻌﻨﯽ ﺩﺍﺭﻩ .
ﻭ ﺍﯾﻦ تَوَهوم دانایی ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ در مسلمانان ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺭﺩ……
*⛔️مسمومیت به جهل و خرافات درمان ندارد...☝️*
*✅پیشگیری بهترین درمان است👉*
*باید به بچه ها آموزش "شناخت خرافات" بدهیم و مواظب باشیم که ذهنشان توسط مبلغین ریاکار مذهبی مسموم نشود...🔞*
*✍️گذر از خرافات*
@Library_Telegram
به مثال زیر توجه کنید:
ﻧﻤﻮﻧﻪﺍﯼ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺪﻻﻝ ﯾﮏ ﻓﺮﺩ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺑﺸﺮ ﻭ ﭘﺎﺳﺦ یک غیر مسلمان (ﮐﻔﺎﺭ)
"ﻣﺸﮑﻞ: ﺗﻮﻟﺪ ﯾﮏ ﻧﻮﺯﺍﺩ ﻧﺎﻗﺺ ﺍﻟﺨﻠﻘﻪ"
ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ: ﮐﺎﺭ ﺧﺪﺍﺳﺖ
ﮐﺎﻓﺮ: ﺍﺧﺘﻼﻝ ﮊﻧﺘﯿﮏ ﺍﺳﺖ
ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ: ﺣﮑﻤﺘﯽ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ
ﮐﺎﻓﺮ: ﻋﺎﻣﻠﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺸﻒ ﺷﻮﺩ
ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ: ﻓﻘﻂ ﺧﺪﺍ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﺷﻔﺎﺵ ﺑﺪﻩ
ﮐﺎﻓﺮ: ﺑﺎ ﮐﺸﻒ ﻋﺎﻣﻞ ﺁﻥ ﻣﯿﺸﻪ ﺟﻠﻮﯼ ﺑﺮﻭﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺭﻭ ﺩﺭ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﮔﺮﻓﺖ
"ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ﺩﺭ ﺧﺒﺮﻫﺎ: ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﮊﻧﯽ ﮐﻪ ﻋﺎﻣﻞ ﺍﺧﺘﻼﻝ ﺩﺭ ﺳﻼﻣﺖ ﻧﻮﺯﺍﺩﻥ ﺍﺳﺖ ﺭﺍ ﮐﺸﻒ ﮐﺮﺩﻧﺪ"
ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ: ﺍﯾﻦ ﮐﺸﻒ ۱۴۰۰ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﺁﻣﺪﻩ در فلان آیه و فلان حدیث، ضمناً "ﺍﺑﻦ ﻓﻼﻥ" ﻫﻢ ﺩﺭ ﺣﻮﺯﻩ ﻋﻠﻤﯿﻪ ﻧﺠﻒ ۸۰۰ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﺑﻬﺶ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩﻩ!
ﮐﺎﻓﺮ: ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﮐﻪ ﺣﺮﻓﯽ ﺍﺯ ﮊﻥ ﻭ ﺩﯼ.ﺍﻥ.ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖ!
ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ: ﺗﻮ ﺳﻮﺍﺩ ﻧﺪﺍﺭﯼ، ﻗﺮﺁﻥ ﺭﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻔﺴﯿﺮﺵ ﺭﻭ ﺑﺨﻮﻧﯽ، ﻫﺮ ﺁﯾﻪ ﻗﺮﺁﻥ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﺎ ﻣﻌﻨﯽ ﺩﺍﺭﻩ، ﻓﻘﻂ ﺑﺴﻢ ﺍﻟﻠﻪ به اندازه ﺻﺪ ﺗﺎ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﻌﻨﯽ ﺩﺍﺭﻩ .
ﻭ ﺍﯾﻦ تَوَهوم دانایی ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ در مسلمانان ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺭﺩ……
*⛔️مسمومیت به جهل و خرافات درمان ندارد...☝️*
*✅پیشگیری بهترین درمان است👉*
*باید به بچه ها آموزش "شناخت خرافات" بدهیم و مواظب باشیم که ذهنشان توسط مبلغین ریاکار مذهبی مسموم نشود...🔞*
*✍️گذر از خرافات*
@Library_Telegram
👍8❤1👎1
❌آیت الله صافی گلپایگانی:
برای ساخت داروی کرونا، مقام معظم رهبری باید به حضور امام زمان برسد....!
👈عارف قزوینی:
هر آخوند یک کارخانه خرسازیست....
❌آیت الله مکارم شیرازی:
برای مقابله با کرونا، زیارت عاشورا و حدیث کسا بخوانید...!
👈هنری فیلدینگ:
هیچ دسته ای از حیوانات، مزخرف تر و مسخره تر از روحانیون نیستند...
❌آیت الله تبریزیان، پدر خودخوانده طب اسلامی:
برای پیشگیری از بیماری های مسری از جمله کرونا، موقع خواب یک پنبه آغشته به روغن بنفشه در مقعد بگذارید...!
👈احمد کسروی:
آخوندها دسته ای در این کشور هستند که مفت می خورند، و تنها کاری که از دستشان بر می آید، ایستادگی در مقابل پیشرفت است....
❌آیت الله علم الهدی:
اگر اینترنت قطع بود امکان نداشت کرونا وارد ایران شود...!
👈آلبرت انیشتن:
دو چیز را پایانی نیست. یکی جهان هستی و دیگری حماقت بشر. اما در مورد اولى شك دارم.
❌حسن روحانی، ریاست جمهوری:
امسال در آمریکا شانزده هزار نفر بر اثر ابتلا به آنفلوآنزا فوت کرده اند....!
👈رضا شاه بزرگ:
به ایرانی ها بگویید که از آخوندها بیشتر بترسند تا روس ها و انگلیسی ها...
❌حجت الاسلام سعیدی، امام جمعه قم:
ترامپ با کرونا قم را هدف قرار داده...!
👈فردریش نیچه:
روحانیون یعنی انگل های مقدس. معتقد یعنی کسی که از آن خود نیست، و ابزاری است که روحانیون از او بهره می گیرند...
❌و دوباره اراجیفی از علم الهدی:
ویروس کرونا امتحان الهی است، و واکسن آن حمایت از ولایت فقیه و رعایت حجاب اسلامی است....!
👈ولتر:
در سیاره کوچک ما، عقاید بیشتر از طاعون و وبا موجب بلا شده اند...
❌آیت الله وحید خراسانی:
هر روز دست خود را روی قلبتان بگذارید و هفت مرتبه سوره حمد را قرائت کنید. و نیز هر روز صبح و شب، هفت مرتبه آیت الکرسی را تا " و هو العلی العظیم " قرائت کنید...!
👈ریچارد داوکینز:
فرایند فکر نکردن، ایمان نامیده می شود...
❌و آخوندی که نمیشناختم روی منبر می گفت:
تربت امام حسین مانند آنتی بیوتیک عمل می کند، کافی است هر شش یا هشت ساعت مقداری از آن را بخورید...!
👈برای این یکی دیگه کم آوردم....!!
به قول یکی از دوستان، دارم به الاغ سهراب فکر می کنم که یونجه را می فهمید...!
@hychy
برای ساخت داروی کرونا، مقام معظم رهبری باید به حضور امام زمان برسد....!
👈عارف قزوینی:
هر آخوند یک کارخانه خرسازیست....
❌آیت الله مکارم شیرازی:
برای مقابله با کرونا، زیارت عاشورا و حدیث کسا بخوانید...!
👈هنری فیلدینگ:
هیچ دسته ای از حیوانات، مزخرف تر و مسخره تر از روحانیون نیستند...
❌آیت الله تبریزیان، پدر خودخوانده طب اسلامی:
برای پیشگیری از بیماری های مسری از جمله کرونا، موقع خواب یک پنبه آغشته به روغن بنفشه در مقعد بگذارید...!
👈احمد کسروی:
آخوندها دسته ای در این کشور هستند که مفت می خورند، و تنها کاری که از دستشان بر می آید، ایستادگی در مقابل پیشرفت است....
❌آیت الله علم الهدی:
اگر اینترنت قطع بود امکان نداشت کرونا وارد ایران شود...!
👈آلبرت انیشتن:
دو چیز را پایانی نیست. یکی جهان هستی و دیگری حماقت بشر. اما در مورد اولى شك دارم.
❌حسن روحانی، ریاست جمهوری:
امسال در آمریکا شانزده هزار نفر بر اثر ابتلا به آنفلوآنزا فوت کرده اند....!
👈رضا شاه بزرگ:
به ایرانی ها بگویید که از آخوندها بیشتر بترسند تا روس ها و انگلیسی ها...
❌حجت الاسلام سعیدی، امام جمعه قم:
ترامپ با کرونا قم را هدف قرار داده...!
👈فردریش نیچه:
روحانیون یعنی انگل های مقدس. معتقد یعنی کسی که از آن خود نیست، و ابزاری است که روحانیون از او بهره می گیرند...
❌و دوباره اراجیفی از علم الهدی:
ویروس کرونا امتحان الهی است، و واکسن آن حمایت از ولایت فقیه و رعایت حجاب اسلامی است....!
👈ولتر:
در سیاره کوچک ما، عقاید بیشتر از طاعون و وبا موجب بلا شده اند...
❌آیت الله وحید خراسانی:
هر روز دست خود را روی قلبتان بگذارید و هفت مرتبه سوره حمد را قرائت کنید. و نیز هر روز صبح و شب، هفت مرتبه آیت الکرسی را تا " و هو العلی العظیم " قرائت کنید...!
👈ریچارد داوکینز:
فرایند فکر نکردن، ایمان نامیده می شود...
❌و آخوندی که نمیشناختم روی منبر می گفت:
تربت امام حسین مانند آنتی بیوتیک عمل می کند، کافی است هر شش یا هشت ساعت مقداری از آن را بخورید...!
👈برای این یکی دیگه کم آوردم....!!
به قول یکی از دوستان، دارم به الاغ سهراب فکر می کنم که یونجه را می فهمید...!
@hychy
👍9❤1👎1
.
#بخوانیم
اولین چیز بدن است
بدن پایه ی توست ، زمینت است ،
جایی است که در آن ریشه داری
ضد بدن بودن ، تو را نابود می کند ، شیزوفرنیکت می کند ،
بدبختت می کند ،
جهنم می آفریند
تو بدنی
مطمئناً تو بیشتر از بدنی ،
اما آن بیشتر بعداً پدیدار می شود
اول تو بدن هستی. بدن حقیقت پایه ای تو است ، پس هرگز برعلیه بدن نباش. هرگاه بر علیه بدن باشی ، بر علیه خدا هستی
هرگاه به بدنت بی احترامی کنی ، ارتباطت را با هستی از دست می دهی ، زیرا بدنت وسیله ارتباطی تو است. بدنت پل تو است
بدنت معبد تو است
تانترا احترام و عشق و قدردانی به بدن را می آموزد
بدن حیرت انگیز است
بدن بزرگترینِ رازها است.
#اشو
@Library_Telegram
#بخوانیم
اولین چیز بدن است
بدن پایه ی توست ، زمینت است ،
جایی است که در آن ریشه داری
ضد بدن بودن ، تو را نابود می کند ، شیزوفرنیکت می کند ،
بدبختت می کند ،
جهنم می آفریند
تو بدنی
مطمئناً تو بیشتر از بدنی ،
اما آن بیشتر بعداً پدیدار می شود
اول تو بدن هستی. بدن حقیقت پایه ای تو است ، پس هرگز برعلیه بدن نباش. هرگاه بر علیه بدن باشی ، بر علیه خدا هستی
هرگاه به بدنت بی احترامی کنی ، ارتباطت را با هستی از دست می دهی ، زیرا بدنت وسیله ارتباطی تو است. بدنت پل تو است
بدنت معبد تو است
تانترا احترام و عشق و قدردانی به بدن را می آموزد
بدن حیرت انگیز است
بدن بزرگترینِ رازها است.
#اشو
@Library_Telegram
👍4
📕 ذهنیت ضد سرمایه داری
✍ لودویگ فان
🔄 سعيد قاسمي نژاد و ليونا عيسي قليان
«ذهنیت ضد سرمایهداری» نوشته لودویگ فون میزس(۱۸۸۱-۱۹۷۳) است. نام لودویگ فون میزس با مکتب اقتصادی اتریش گره خوردهاست، او یکی از مطرحترین نظریهپردازان در زمینه محاسبه اقتصادی، مباحث پولی و معرفتشناسی است. در این کتاب سعی بر بررسی ذهنیت نظام سرمایهداری و تاثیر آن بر اقتصاد و جامعه اروپایی است.
@Library_Telegram
✍ لودویگ فان
🔄 سعيد قاسمي نژاد و ليونا عيسي قليان
«ذهنیت ضد سرمایهداری» نوشته لودویگ فون میزس(۱۸۸۱-۱۹۷۳) است. نام لودویگ فون میزس با مکتب اقتصادی اتریش گره خوردهاست، او یکی از مطرحترین نظریهپردازان در زمینه محاسبه اقتصادی، مباحث پولی و معرفتشناسی است. در این کتاب سعی بر بررسی ذهنیت نظام سرمایهداری و تاثیر آن بر اقتصاد و جامعه اروپایی است.
@Library_Telegram
ذهنیت ضدسرمایه دارانه.pdf
1.8 MB
📕 ذهنیت ضد سرمایه داری
✍ لودویگ فان
🔄 سعيد قاسمي نژاد و ليونا عيسي قليان
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ لودویگ فان
🔄 سعيد قاسمي نژاد و ليونا عيسي قليان
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
وقتی میتوانستم صحبت کنم ،
گفتند : گوش کن...!
وقتی میتوانستم بازی کنم ،
مرا کار کردن آموختند..!
وقتی کاری پیدا کردم ،
ازدواج کردم..!
وقتی ازدواج کردم ،
بچهها آمدند..!
وقتی آنها را درک کردم ،
مرا ترک کردند...!
وقتی یاد گرفتم چگونه زندگی کنم ،
زندگی تمام شد..!
《 زیبا زندگی کنید... 》
✍ #ویلیام_شکسپیر
@Library_Telegram
گفتند : گوش کن...!
وقتی میتوانستم بازی کنم ،
مرا کار کردن آموختند..!
وقتی کاری پیدا کردم ،
ازدواج کردم..!
وقتی ازدواج کردم ،
بچهها آمدند..!
وقتی آنها را درک کردم ،
مرا ترک کردند...!
وقتی یاد گرفتم چگونه زندگی کنم ،
زندگی تمام شد..!
《 زیبا زندگی کنید... 》
✍ #ویلیام_شکسپیر
@Library_Telegram
👍7
☕️ قطعهای از کتاب
بعضی مشکلات چنان عمومیت دارند
و گریبانگیر جامعه هستند
که مردم آنها را احساس نمیکنند و نمیبینند.
در حقیقت میبینند
ولی آنها را عادی میپندارند
و تصور میکنند که باید چنان باشند.
از آن جمله، مسئله «خواندن» است
یا بهتر بگوییم این است که مردم
تصور میکنند میدانند چگونه بخوانند،
در حالی که اکثرا این هنر را ندارند
و خواندن آنها در حد خواندن ابتدایی است.
📕 #چگونه_کتاب_بخوانیم
✍ #ژوزف_برادسکی
@Library_Telegram
بعضی مشکلات چنان عمومیت دارند
و گریبانگیر جامعه هستند
که مردم آنها را احساس نمیکنند و نمیبینند.
در حقیقت میبینند
ولی آنها را عادی میپندارند
و تصور میکنند که باید چنان باشند.
از آن جمله، مسئله «خواندن» است
یا بهتر بگوییم این است که مردم
تصور میکنند میدانند چگونه بخوانند،
در حالی که اکثرا این هنر را ندارند
و خواندن آنها در حد خواندن ابتدایی است.
📕 #چگونه_کتاب_بخوانیم
✍ #ژوزف_برادسکی
@Library_Telegram
👍5
📕 راهی بهسوی بهشت
✍ ماریو وارگاس یوسا
🔄 حمید یزدانپناه
کتاب راهی به سوی بهشت، رمانی نوشتهی برندهی جایزهی نوبل، ماریو بارگاس یوسا است که در سال ۲۰۰۳ انتشار یافت. فلورا تریستان، فرزند نامشروع خانوادهای ثروتمند، با فقر و تنگدستی بزرگ میشود برای مطالبهی ارث و میراث خود به پرو سفر میکند. در سال ۱۸۹۱ نوهی فلورا، نقاشی بااستعداد اما لجوج به نام پل گوگن، همسر و پنج فرزندش را به امید زندگی بهتر در حاشیهی جنوبی اقیانوس آرام ترک میگوید. گرچه گوگن برخی از بزرگترین آثارش را در این منطقه خلق میکند اما تصورات او از زندگی در بهشتی زمینی به خاطر وجود مسائلی چون بیماری سفلیس، نیروهای استعمارگر فرانسوی و نبود همیشگی پول و سرمایهی مناسب رنگ میبازد.
@Library_Telegram
✍ ماریو وارگاس یوسا
🔄 حمید یزدانپناه
کتاب راهی به سوی بهشت، رمانی نوشتهی برندهی جایزهی نوبل، ماریو بارگاس یوسا است که در سال ۲۰۰۳ انتشار یافت. فلورا تریستان، فرزند نامشروع خانوادهای ثروتمند، با فقر و تنگدستی بزرگ میشود برای مطالبهی ارث و میراث خود به پرو سفر میکند. در سال ۱۸۹۱ نوهی فلورا، نقاشی بااستعداد اما لجوج به نام پل گوگن، همسر و پنج فرزندش را به امید زندگی بهتر در حاشیهی جنوبی اقیانوس آرام ترک میگوید. گرچه گوگن برخی از بزرگترین آثارش را در این منطقه خلق میکند اما تصورات او از زندگی در بهشتی زمینی به خاطر وجود مسائلی چون بیماری سفلیس، نیروهای استعمارگر فرانسوی و نبود همیشگی پول و سرمایهی مناسب رنگ میبازد.
@Library_Telegram
👍4
راهی به سوی بهشت.pdf
5.9 MB
📕 راهی بهسوی بهشت
✍ ماریو وارگاس یوسا
🔄 حمید یزدانپناه
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ ماریو وارگاس یوسا
🔄 حمید یزدانپناه
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
❤2👍1
📕 پیانیستی در تاریکی
✍ میشل پتین
🎙راوی : افسانه بایگان (ایران صدا)
#رمان
اگر علاقهمندید دربارهی ریشههای پیدایش روانشناسی و بهویژه روانکاوی و «مغناطیسدرمانی» بدانید، این اثر قالب جذابِ رمان را برای این منظور به کار گرفته است.
ماریا دختر یکی از مقامات کشوری است که در سه سالگی نابینا شده است. همهی روشهای درمانی آن روزگار از درمان ماریا عاجز میمانند.
در دورهی جوانی ماریا، خانوادهاش با پزشک معروفی به نام «فرانز آنتوان مسمر» آشنا
میشوند. این پزشک روش ویژهای برای درمان ابداع کرده است. روش او برای جامعهی پزشکی آن زمان پذیرفتنی نیست؛ اما مسمر با روش خود به درمان ماریا اقدام میکند.
نتایج اولیه خوب است، اما مخالفتها پزشکان دربار و نیرنگهای آنها باعث میشود مسمر از ترس موقعیت خود، درمان ماریا را رها کند. ماریا نیز در مدتِ کوتاهی که بینا شده، از دیدن برخی وقایع تلخ، انگیزهی بینایی را از دست داده است و خودخواسته، اندک بهبودی ایجادشده در چشمش را از بین میبرد و به نابینایی کامل بازمیگردد.
ماریا در نواختن پیانو و موسیقی بسیار موفق است..
@Library_Telegram
✍ میشل پتین
🎙راوی : افسانه بایگان (ایران صدا)
#رمان
اگر علاقهمندید دربارهی ریشههای پیدایش روانشناسی و بهویژه روانکاوی و «مغناطیسدرمانی» بدانید، این اثر قالب جذابِ رمان را برای این منظور به کار گرفته است.
ماریا دختر یکی از مقامات کشوری است که در سه سالگی نابینا شده است. همهی روشهای درمانی آن روزگار از درمان ماریا عاجز میمانند.
در دورهی جوانی ماریا، خانوادهاش با پزشک معروفی به نام «فرانز آنتوان مسمر» آشنا
میشوند. این پزشک روش ویژهای برای درمان ابداع کرده است. روش او برای جامعهی پزشکی آن زمان پذیرفتنی نیست؛ اما مسمر با روش خود به درمان ماریا اقدام میکند.
نتایج اولیه خوب است، اما مخالفتها پزشکان دربار و نیرنگهای آنها باعث میشود مسمر از ترس موقعیت خود، درمان ماریا را رها کند. ماریا نیز در مدتِ کوتاهی که بینا شده، از دیدن برخی وقایع تلخ، انگیزهی بینایی را از دست داده است و خودخواسته، اندک بهبودی ایجادشده در چشمش را از بین میبرد و به نابینایی کامل بازمیگردد.
ماریا در نواختن پیانو و موسیقی بسیار موفق است..
@Library_Telegram
👍2
پیانیستی در تاریكی
🎧 فایل صوتی کامل
📕 پیانیستی در تاریکی
( پیانیست نابینا)
✍ میشل پتین
🎙افسانه بایگان
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
📕 پیانیستی در تاریکی
( پیانیست نابینا)
✍ میشل پتین
🎙افسانه بایگان
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
👍2🤔1
📕 سايه مغول (نایاب)
✍️ صادق هدايت
كتاب سايه مغول داستانی است بینظير از صادق هدايت در حال و هوای روزگاری كه مغولان به ايران تاخته و از كشور جز ويرانهای باقینمانده بود. شاهرخ شخصيت اصلی اين داستان است كه پس از كشته شدن نامزدش گلشاد توسط مغولان، از آنها انتقام گرفته و سرانجام در دل طبيعت، از دنيا میرود. سايه مغول علاوه بر داشتن موضوعی ادبی/تاريخی، دارای وجهه فلسفی نيز میباشد و بازگشت انسان به طبيعت را به شكل محسوسی به مخاطب القا میكند.
@Library_Telegram
✍️ صادق هدايت
كتاب سايه مغول داستانی است بینظير از صادق هدايت در حال و هوای روزگاری كه مغولان به ايران تاخته و از كشور جز ويرانهای باقینمانده بود. شاهرخ شخصيت اصلی اين داستان است كه پس از كشته شدن نامزدش گلشاد توسط مغولان، از آنها انتقام گرفته و سرانجام در دل طبيعت، از دنيا میرود. سايه مغول علاوه بر داشتن موضوعی ادبی/تاريخی، دارای وجهه فلسفی نيز میباشد و بازگشت انسان به طبيعت را به شكل محسوسی به مخاطب القا میكند.
@Library_Telegram
سایه مغول.pdf
189.8 KB
📕 سايه مغول (نایاب)
✍️ صادق هدايت
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍️ صادق هدايت
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
#یک_فنجان_تفکر ☕️
آرزو داشتم برقصیم. اما ما، یعنی من و مادرم هیچوقت نمیرقصیدیم.
من وقت تماشای رقصیدن آدمها، نوعی رهایی آمیخته با لذت میدیدم که حسرتش را میخوردم و خودم از تجربه اش محروم بودم.
اعتماد به نفسش را نداشتم و دلیل اصلیاش برمیگشت به مادرم که زنی ساده بود از یک خانوادهی ساده که شادی را نیاموخته بود و حتی در خانوادهی پدری هم که به عیاشی و رقاصی شهرت داشتند، اجازه شادی نداشت.
بعدها شادی در ذهن من همانی تعریف شد که از چهرهی رقصندهها دیده بودم.
نوعی رهایی همزمان ذهن و جسم که این چیزی نبود جز رقصیدن.
رقصیدن را نه در کنار دیگران و به شیوهی مرسوم بلکه در خفا آموختم.
روبروی آینه، توی آشپزخانه، زیر دوش آب گرم و هرجایی که کسی نباشد و بشود دستهایم را تا آنجا که میشد کش بدهم و روی پنجهی پاهایم بچرخم.
این چرخش شگفتانگیز، این درآمیختگی روح و جسم، این مستی کوتاه و شنیدن نفسهای آرامم و ماندن رد رطوبت روی پیشانی، همان چیزی بود که لابلای روزمرگیها از زندگی میخواستم.
من در خفا، ناشیانه و مکرر میرقصیدم و از این تکرار پر طراوت خسته نمیشدم که جان میگرفتم.
مادرم اما نمیرقصید. نمیتوانست که برقصد. تا آن روز که بیهوا و بیخواهش و تمنا، مقابل دهان باز و چشمان خندان من رقصید.
آن روز وقتی لابلای کوهها و روبروی آتش نشسته بودیم، همراه با موسیقی محلی که از تلفن همراهم پخش میشد، چهرهی دردمندش به آرامی خندید و بعد انگشتهای بلندش در هوا چرخید و انگار این چرخش انگشتان بلندش در هوا، خستگی سالیان دراز را از جان من و خودش میتکاند.
دلم میخواست ساکن تنش شوم. ساکن رگهای کبود شده از سِرُمها که حالا همان لکههای سیاه روی دستش در پسزمینهی کوههای به هم پیوسته، زیباترین تصویر جهان را میساخت.
او روبروی من میرقصید و زبانش از ذکرهایی که همیشه به تکرار میگفت، باز نمیایستاد.
برایم مهم نبود کسی که یک عمر نرقصیده، چطور میرقصد، از اینکه چند جرعه شراب در لیوانش ریخته بودم، هیچ احساس پشیمانی نمیکردم.
کسی چه میدانست، شاید آن روز من پیرمغان مادرم بودم، که رفته بودم سجادهاش را با می رنگین کنم.*
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید/ که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها
#رقص_رنجهایش
@Library_Telegram
آرزو داشتم برقصیم. اما ما، یعنی من و مادرم هیچوقت نمیرقصیدیم.
من وقت تماشای رقصیدن آدمها، نوعی رهایی آمیخته با لذت میدیدم که حسرتش را میخوردم و خودم از تجربه اش محروم بودم.
اعتماد به نفسش را نداشتم و دلیل اصلیاش برمیگشت به مادرم که زنی ساده بود از یک خانوادهی ساده که شادی را نیاموخته بود و حتی در خانوادهی پدری هم که به عیاشی و رقاصی شهرت داشتند، اجازه شادی نداشت.
بعدها شادی در ذهن من همانی تعریف شد که از چهرهی رقصندهها دیده بودم.
نوعی رهایی همزمان ذهن و جسم که این چیزی نبود جز رقصیدن.
رقصیدن را نه در کنار دیگران و به شیوهی مرسوم بلکه در خفا آموختم.
روبروی آینه، توی آشپزخانه، زیر دوش آب گرم و هرجایی که کسی نباشد و بشود دستهایم را تا آنجا که میشد کش بدهم و روی پنجهی پاهایم بچرخم.
این چرخش شگفتانگیز، این درآمیختگی روح و جسم، این مستی کوتاه و شنیدن نفسهای آرامم و ماندن رد رطوبت روی پیشانی، همان چیزی بود که لابلای روزمرگیها از زندگی میخواستم.
من در خفا، ناشیانه و مکرر میرقصیدم و از این تکرار پر طراوت خسته نمیشدم که جان میگرفتم.
مادرم اما نمیرقصید. نمیتوانست که برقصد. تا آن روز که بیهوا و بیخواهش و تمنا، مقابل دهان باز و چشمان خندان من رقصید.
آن روز وقتی لابلای کوهها و روبروی آتش نشسته بودیم، همراه با موسیقی محلی که از تلفن همراهم پخش میشد، چهرهی دردمندش به آرامی خندید و بعد انگشتهای بلندش در هوا چرخید و انگار این چرخش انگشتان بلندش در هوا، خستگی سالیان دراز را از جان من و خودش میتکاند.
دلم میخواست ساکن تنش شوم. ساکن رگهای کبود شده از سِرُمها که حالا همان لکههای سیاه روی دستش در پسزمینهی کوههای به هم پیوسته، زیباترین تصویر جهان را میساخت.
او روبروی من میرقصید و زبانش از ذکرهایی که همیشه به تکرار میگفت، باز نمیایستاد.
برایم مهم نبود کسی که یک عمر نرقصیده، چطور میرقصد، از اینکه چند جرعه شراب در لیوانش ریخته بودم، هیچ احساس پشیمانی نمیکردم.
کسی چه میدانست، شاید آن روز من پیرمغان مادرم بودم، که رفته بودم سجادهاش را با می رنگین کنم.*
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید/ که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها
#رقص_رنجهایش
@Library_Telegram
👍5