☕️ قطعهای از کتاب
به خیال خودشان میتوانند مردم را قانع کنند که اوضاع روبهراه میشود، و هر وقت رژیم یک کم عقبنشینی میکند، میگویند «دیدی؟ دارند شرشان را کم میکنند.» امّا آنها شرشان را کم نمیکنند، اگرچه استادیومها پر از آدمهایی بشود که وسط مسابقهٔ فوتبال باهم دم بگیرند «خواهد فرو افتاد».
هر جنایتی، هر افتضاحی فوری فراموش میشود و همهچیز مثل سابق باقی میماند، دستهبندیشده و یکپارچه، فقط گاهی اوقات تَرَکی اینجا و آنجا میافتد که نتیجهاش عوضشدن این سیاستمدار با یکی دیگر است که دقیقاً مثل سَلَف خودش است.
📕 حکومت نظامی
✍ خوسه دونوسو
@Library_Telegram
به خیال خودشان میتوانند مردم را قانع کنند که اوضاع روبهراه میشود، و هر وقت رژیم یک کم عقبنشینی میکند، میگویند «دیدی؟ دارند شرشان را کم میکنند.» امّا آنها شرشان را کم نمیکنند، اگرچه استادیومها پر از آدمهایی بشود که وسط مسابقهٔ فوتبال باهم دم بگیرند «خواهد فرو افتاد».
هر جنایتی، هر افتضاحی فوری فراموش میشود و همهچیز مثل سابق باقی میماند، دستهبندیشده و یکپارچه، فقط گاهی اوقات تَرَکی اینجا و آنجا میافتد که نتیجهاش عوضشدن این سیاستمدار با یکی دیگر است که دقیقاً مثل سَلَف خودش است.
📕 حکومت نظامی
✍ خوسه دونوسو
@Library_Telegram
Forwarded from موسیقی اصیل ایرانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«میهن»
ایران خورشیدی تابان دارد
با جان پیوندی پنهان دارد
آهنگساز: #حسین_علیزاده
بازخوانی: #سارنگ_سیفی_زاده
شعر: #احسان_طبری
تار: #ارژنگ_سیفی_زاده
تنبک: #پدرام_خاورزمینی
💠💠💠
کانال موسیقی اصیل ایرانی
@Original_IR_Music
ایران خورشیدی تابان دارد
با جان پیوندی پنهان دارد
آهنگساز: #حسین_علیزاده
بازخوانی: #سارنگ_سیفی_زاده
شعر: #احسان_طبری
تار: #ارژنگ_سیفی_زاده
تنبک: #پدرام_خاورزمینی
💠💠💠
کانال موسیقی اصیل ایرانی
@Original_IR_Music
📚 لیست عادت های خوبی که اگر به زندگی اضافه کنیم حالمون رو بهتر میکنه:
۱- هر هفته یک کتاب بخونیم
۲- هر روز نیم ساعت ورزش کنیم
۳- هر شب لیست کارهای فردامون رو بنویسیم
۴- هر شب چند دقیقه روزانه نویسی کنیم
۵- هر روز بیست دقیقه برای یاد گیری یک زبان غیر زبان اصلی مون زمان بذاریم
۶- هر روز ده دقیقه نیایش یا مدیتیشن کنیم
۷- هر روز غذای خونگی و سالم بخوریم
۸- هر روز صبح زودتر بیدار شیم
۹- هر روز حداقل به یک نفر کمک کنیم یا حالش رو خوبتر کنیم
۱۰- تیکه کلام های نامناسبمون رو از صحبت هامون حذف کنیم ...
@Library_Telegram
۱- هر هفته یک کتاب بخونیم
۲- هر روز نیم ساعت ورزش کنیم
۳- هر شب لیست کارهای فردامون رو بنویسیم
۴- هر شب چند دقیقه روزانه نویسی کنیم
۵- هر روز بیست دقیقه برای یاد گیری یک زبان غیر زبان اصلی مون زمان بذاریم
۶- هر روز ده دقیقه نیایش یا مدیتیشن کنیم
۷- هر روز غذای خونگی و سالم بخوریم
۸- هر روز صبح زودتر بیدار شیم
۹- هر روز حداقل به یک نفر کمک کنیم یا حالش رو خوبتر کنیم
۱۰- تیکه کلام های نامناسبمون رو از صحبت هامون حذف کنیم ...
@Library_Telegram
👍2❤1
📕 مردگان زرخرید
✍ نیکولای گوگول
«مردگان زرخرید»، زبان طنز دارد. گوگول نه فقط طبقه مالکان و یا دستگاه اداری روسیه، بلکه دهاتیها، رعایا، طبقات فرودست، نظامی ها و حتی معماری و شهرسازی روسی را هم از نیش و کنایه های خود بی نصیب نگذاشته است.گوگول در این کتاب، از طرفی آلمان زدگی و فرانسه زدگی طبقه مالک و اشرافی روسیه عصر خود را هجو می کند (چیزی که بعدها در کتابهای داستایوسکی هم دیده می شود) و از طرف دیگر در چند موضع از کتاب می بینیم که خودش دچار آلمان زدگی و اروپازدگی است و به وضوح از فرهنگ روسی در برابر فرهنگ اروپایی شرمسار است...
@Library_Telegram
✍ نیکولای گوگول
«مردگان زرخرید»، زبان طنز دارد. گوگول نه فقط طبقه مالکان و یا دستگاه اداری روسیه، بلکه دهاتیها، رعایا، طبقات فرودست، نظامی ها و حتی معماری و شهرسازی روسی را هم از نیش و کنایه های خود بی نصیب نگذاشته است.گوگول در این کتاب، از طرفی آلمان زدگی و فرانسه زدگی طبقه مالک و اشرافی روسیه عصر خود را هجو می کند (چیزی که بعدها در کتابهای داستایوسکی هم دیده می شود) و از طرف دیگر در چند موضع از کتاب می بینیم که خودش دچار آلمان زدگی و اروپازدگی است و به وضوح از فرهنگ روسی در برابر فرهنگ اروپایی شرمسار است...
@Library_Telegram
مردگان زر خرید.pdf
4.9 MB
📕 مردگان زرخرید
✍ نیکولای گوگول
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ نیکولای گوگول
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
🔺 طالبان و نظام افلیج بینالمللی!
نوشته بودم طالبان درد بیدرمان است و عدهای بدشان آمد! این نوع بدآمدنها معمولاً علامت خوبی نیست. نشانهای بر اصرار به تحمیل علایق و تمایلات درونی خود به واقعیت و به عبارتی کتمان واقعیت است.
کسی که واقعیات صحنۀ اجتماع را نمیبیند و یا اگر میبیند لفاظی را جایگزین برخورد عملی با آن واقعیت میکند، امید خیری از او نمیرود.
در مورد افغانستان، لفاظیهای بیپایان، نه انگیزه و قدرت ارتش سیصد هزار نفری آن کشور را برای دفاع از شهرها افزایش میدهد، نه از عصبیت جنگجویانۀ طالبان میکاهد و نه آمریکا و اعضای ناتو را به فدا کردن جان سربازان خود برای حفظ افغانستان از شر طالبان برمیانگیزد.
در افغانستان نیرویی که باید در برابر طالبان ایستادگی کند ارتش ملی افغانستان است و نهادی که باید این نیرو را بسیج و تجهیز کند، دولت محمد اشرف غنی است. اما ظاهراً نه ارتش سیصد هزار نفری انگیزه و استحکام لازم را برای جنگ با طالبان دارد و نه دولت اشرف غنی از توانایی بسیج آن برخوردار است.
بنابراین، استانهای افغانستان یکی پس از دیگری به دست طالبان سقوط میکنند تا نوبت به کابل برسد.
در حالِ حاضر، تنها اهرم فشارِ جامعۀ جهانی بر روی طالبان تهدید به عدم به رسمیت شناختن آنان در صورتِ سلطه بر تمام افغانستان از طریق زور است. طالبان گویا در مورد شناسایی بینالمللیِ دولت آیندۀ خود حساس است، اما آیا درجۀ این حساسیت، به اندازهای بالاست که از خیر تصرف کابل از طریق جنگ بگذرد و در صدد امضای توافقی برای تقسیم قدرت با سایر گروهها برآید؟
پاسخ قاطعی به این پرسش نمیتوان داد. شاید طالبان برای جلب نظر جامعۀ بینالمللی و تحت فشار متحدان نزدیک خود، در پشت دروازههای کابل متوقف شود و بقیۀ داستان را به مذاکره و توافق موکول کند. شاید برای تهدید عدم شناسایی بینالمللی تره هم خرد نکند و با تصرف کابل، نظام جهانی را در مقابل واقعیتی غیر قابلِ تغییر و انکار قرار دهد!
به هر حال، رهبر طالبان با خود میاندیشد که به فرضِ تسخیرِ کاملِ خاک افغانستان توسط جنگجویانِ تحت رهبری او، چه کاری از جامعۀ جهانی بر میآید؟ هیچ! اگر از آن کاری برمیآمد که بعد از بیست سال آزگار، افغانستان را با این وضعیت به حال خود رها و آن را دو دستی تقدیم جنگجویان وی نمیکرد! بنابراین، نظام بینالملل ممکن است چند صباحی، غرولندی بکند و یا حداکثر قطعنامهای را در شورای امنیت از تصویب بگذراند. این نوع کارها اما چه تأثیری بر طالبان دارد؟ نیرویی که به رغم حضور لشکرهای ناتو در افغانستان، سالهای سال در غارهای سرد وبی امکاناتِ کوههای تورابورا دوام آورده است چگونه ممکن است با یک قطعنامۀ شورای امنیت از پا در آید؟ بخصوص آنکه نه نفتی برای صادرات دارد که تحریمِ آن، اقتصادش را ویران کند و نه تعهدی برای توسعه و رفاه مردم خود دارد که در انجام آن ناکام بماند!
از این گذشه، رهبر طالبان به این میاندیشد که او هم اهرم های خاص خود را برای اعمال فشار بر جامعۀ بینالملل در دست دارد. او میتواند با افزایش نامحدود کشت خشخاش و قاچاق افیون به تمام کشورها، دردسر بزرگی برای آنها ایجاد کند. به میزبانی القاعده و حتی داعش بیاندیشد و ایالات متحده و دیگر کشورها را به وحشت اندازد. نقض حقوق زنان و اقلیتهای دینی را به اوج برساند و از این طریق روی اعصاب مردم جهان تازیانه زند. در واقع همۀ اینها قدرتهای جهانی را برای گشودن باب تازهای از مذاکره با طالبان و ترغیب آنها به رفتاری "آرامتر" و "مسئولانهتر" به صرافت خواهد انداخت. در نهایت نتیجه این خواهد شد که در ازای شناسایی بینالمللی، طالبان رفتار خود را کمی تعدیل کند!
برای اینکه وضع به آن نقطه نرسد، لازم است ارتش افغانستان با تمام قوای خود از کابل دفاع کند و جنگندههای ناتو بخصوص آمریکا نیز مواضع طالبان را بیامان بمباران کنند. آیا ارادۀ این کار وجود دارد؟ من تردید دارم. در آن صورت از کابل چیزی هم باقی میماند؟ در این باره تردید چندانی وجود ندارد.
متأسفانه نظام بینالملل به دلیل اختلافات عمیقی که در بین قدرتهای اصلی آن رخ داده به چنان ضعفی دچار شده است که دیگر قادر به حل اغلب بحرانهای منطقهای نیست و فقط در موارد بسیاری محدودی که منافع همۀ آنها به خطر میافتد از خود اجماع و اراده نشان میدهند.
در چنین شرایطی 70 هزار جنگجوی نترس و متعصب، میتوانند کل نظام حاکم بر جهان را به ریشخند بگیرند و به رغم اظهار نگرانی هر روزۀ قدرتهای بزرگ، به ریشِ نداشتۀ تمامی آنها بخندند!
این است اوضاع روزگار ما. برخی پنداری اصلاً آن را درک نمیکنند و توقعات عجیبی از این نظام جهانی دارند!
#طالبان
#افغانستان
✍️ احمد زیدآبادی
@Library_Telegram
نوشته بودم طالبان درد بیدرمان است و عدهای بدشان آمد! این نوع بدآمدنها معمولاً علامت خوبی نیست. نشانهای بر اصرار به تحمیل علایق و تمایلات درونی خود به واقعیت و به عبارتی کتمان واقعیت است.
کسی که واقعیات صحنۀ اجتماع را نمیبیند و یا اگر میبیند لفاظی را جایگزین برخورد عملی با آن واقعیت میکند، امید خیری از او نمیرود.
در مورد افغانستان، لفاظیهای بیپایان، نه انگیزه و قدرت ارتش سیصد هزار نفری آن کشور را برای دفاع از شهرها افزایش میدهد، نه از عصبیت جنگجویانۀ طالبان میکاهد و نه آمریکا و اعضای ناتو را به فدا کردن جان سربازان خود برای حفظ افغانستان از شر طالبان برمیانگیزد.
در افغانستان نیرویی که باید در برابر طالبان ایستادگی کند ارتش ملی افغانستان است و نهادی که باید این نیرو را بسیج و تجهیز کند، دولت محمد اشرف غنی است. اما ظاهراً نه ارتش سیصد هزار نفری انگیزه و استحکام لازم را برای جنگ با طالبان دارد و نه دولت اشرف غنی از توانایی بسیج آن برخوردار است.
بنابراین، استانهای افغانستان یکی پس از دیگری به دست طالبان سقوط میکنند تا نوبت به کابل برسد.
در حالِ حاضر، تنها اهرم فشارِ جامعۀ جهانی بر روی طالبان تهدید به عدم به رسمیت شناختن آنان در صورتِ سلطه بر تمام افغانستان از طریق زور است. طالبان گویا در مورد شناسایی بینالمللیِ دولت آیندۀ خود حساس است، اما آیا درجۀ این حساسیت، به اندازهای بالاست که از خیر تصرف کابل از طریق جنگ بگذرد و در صدد امضای توافقی برای تقسیم قدرت با سایر گروهها برآید؟
پاسخ قاطعی به این پرسش نمیتوان داد. شاید طالبان برای جلب نظر جامعۀ بینالمللی و تحت فشار متحدان نزدیک خود، در پشت دروازههای کابل متوقف شود و بقیۀ داستان را به مذاکره و توافق موکول کند. شاید برای تهدید عدم شناسایی بینالمللی تره هم خرد نکند و با تصرف کابل، نظام جهانی را در مقابل واقعیتی غیر قابلِ تغییر و انکار قرار دهد!
به هر حال، رهبر طالبان با خود میاندیشد که به فرضِ تسخیرِ کاملِ خاک افغانستان توسط جنگجویانِ تحت رهبری او، چه کاری از جامعۀ جهانی بر میآید؟ هیچ! اگر از آن کاری برمیآمد که بعد از بیست سال آزگار، افغانستان را با این وضعیت به حال خود رها و آن را دو دستی تقدیم جنگجویان وی نمیکرد! بنابراین، نظام بینالملل ممکن است چند صباحی، غرولندی بکند و یا حداکثر قطعنامهای را در شورای امنیت از تصویب بگذراند. این نوع کارها اما چه تأثیری بر طالبان دارد؟ نیرویی که به رغم حضور لشکرهای ناتو در افغانستان، سالهای سال در غارهای سرد وبی امکاناتِ کوههای تورابورا دوام آورده است چگونه ممکن است با یک قطعنامۀ شورای امنیت از پا در آید؟ بخصوص آنکه نه نفتی برای صادرات دارد که تحریمِ آن، اقتصادش را ویران کند و نه تعهدی برای توسعه و رفاه مردم خود دارد که در انجام آن ناکام بماند!
از این گذشه، رهبر طالبان به این میاندیشد که او هم اهرم های خاص خود را برای اعمال فشار بر جامعۀ بینالملل در دست دارد. او میتواند با افزایش نامحدود کشت خشخاش و قاچاق افیون به تمام کشورها، دردسر بزرگی برای آنها ایجاد کند. به میزبانی القاعده و حتی داعش بیاندیشد و ایالات متحده و دیگر کشورها را به وحشت اندازد. نقض حقوق زنان و اقلیتهای دینی را به اوج برساند و از این طریق روی اعصاب مردم جهان تازیانه زند. در واقع همۀ اینها قدرتهای جهانی را برای گشودن باب تازهای از مذاکره با طالبان و ترغیب آنها به رفتاری "آرامتر" و "مسئولانهتر" به صرافت خواهد انداخت. در نهایت نتیجه این خواهد شد که در ازای شناسایی بینالمللی، طالبان رفتار خود را کمی تعدیل کند!
برای اینکه وضع به آن نقطه نرسد، لازم است ارتش افغانستان با تمام قوای خود از کابل دفاع کند و جنگندههای ناتو بخصوص آمریکا نیز مواضع طالبان را بیامان بمباران کنند. آیا ارادۀ این کار وجود دارد؟ من تردید دارم. در آن صورت از کابل چیزی هم باقی میماند؟ در این باره تردید چندانی وجود ندارد.
متأسفانه نظام بینالملل به دلیل اختلافات عمیقی که در بین قدرتهای اصلی آن رخ داده به چنان ضعفی دچار شده است که دیگر قادر به حل اغلب بحرانهای منطقهای نیست و فقط در موارد بسیاری محدودی که منافع همۀ آنها به خطر میافتد از خود اجماع و اراده نشان میدهند.
در چنین شرایطی 70 هزار جنگجوی نترس و متعصب، میتوانند کل نظام حاکم بر جهان را به ریشخند بگیرند و به رغم اظهار نگرانی هر روزۀ قدرتهای بزرگ، به ریشِ نداشتۀ تمامی آنها بخندند!
این است اوضاع روزگار ما. برخی پنداری اصلاً آن را درک نمیکنند و توقعات عجیبی از این نظام جهانی دارند!
#طالبان
#افغانستان
✍️ احمد زیدآبادی
@Library_Telegram
👍1
☕️ قطعهای از کتاب
خشم انباشته شده در وجودتان را جستجو کنید
اگر از یافتن احساس خشم در خود هراس دارید، به یاد آورید که همراه با خشم، توان شما نیز دفن شده است. خشم فقط هنگامی احساسی منفی به شمار می آید که سرکوب شده باشد و یا به گونهای نادرست با آن برخورد شود. هنگامی که نسبت به خود مهر و عطوفت داشته باشید به آسانی میتوانید اجازه دهید تمامی جنبه های وجود شما، اعم از عشق و خشم کنار هم در وجودتان جا بگیرند. هرگاه خود یا دیگران را پیش داوری می کنم، متوجه میشوم که به تعابیری منفی از ویژگی یا رویدادی چنگ انداخته ام. در چنین مواردی مهم است که اجازه دهم احساساتم به شیوه درستی ابراز شوند.
📕 نیمه تاریک وجود
✍ دبی فورد
@Library_Telegram
خشم انباشته شده در وجودتان را جستجو کنید
اگر از یافتن احساس خشم در خود هراس دارید، به یاد آورید که همراه با خشم، توان شما نیز دفن شده است. خشم فقط هنگامی احساسی منفی به شمار می آید که سرکوب شده باشد و یا به گونهای نادرست با آن برخورد شود. هنگامی که نسبت به خود مهر و عطوفت داشته باشید به آسانی میتوانید اجازه دهید تمامی جنبه های وجود شما، اعم از عشق و خشم کنار هم در وجودتان جا بگیرند. هرگاه خود یا دیگران را پیش داوری می کنم، متوجه میشوم که به تعابیری منفی از ویژگی یا رویدادی چنگ انداخته ام. در چنین مواردی مهم است که اجازه دهم احساساتم به شیوه درستی ابراز شوند.
📕 نیمه تاریک وجود
✍ دبی فورد
@Library_Telegram
👍1
☕️ قطعهای از کتاب
در انتظار، چشمها آیندهای نیامدنی را میکاود. چشم از نگاه کردن و ندیدن خاموش میشود، دلش سرد میشود امّا باز نگاه میکند. در انتظار همیشه یک عامل ناشناخته وجود دارد، نمیدانیم چیست، باید زمانی رخ بنماید، شاید لبخند مرگ باشد، شاید دست دوست باشد.
📕 #روزها_در_راه
✍ #شاهرخ_مسکوب
@Library_Telegram
در انتظار، چشمها آیندهای نیامدنی را میکاود. چشم از نگاه کردن و ندیدن خاموش میشود، دلش سرد میشود امّا باز نگاه میکند. در انتظار همیشه یک عامل ناشناخته وجود دارد، نمیدانیم چیست، باید زمانی رخ بنماید، شاید لبخند مرگ باشد، شاید دست دوست باشد.
📕 #روزها_در_راه
✍ #شاهرخ_مسکوب
@Library_Telegram
👍1
📕 آن چهار سوار
✍ مجمع نویسندگان
🔄 امیر منیعی
▪️خداناباوری جدید در فضای تبآلود پس از یازده سپتامبر به وجود آمد، در زمانی که به نظر برخی، عقیده به خدا خطری آنی برای تمدن غربی بود. سَم هریس بلافاصله بعد از وقوع حملات به «مرکز تجارت جهانی» به نگارش پایان ایمان (2004) پرداخت، که به کتابی پرفروش تبدیل شد. پس از آن، کتابهای شکستن طلسم (دَنیل دِنِت)، توهم خدا (ریچارد داوکینز) و خدا بزرگ نیست (کریستوفر هیچِنز) منتشر شد. این چهار نفر برای تبلیغ آثار خود با شدت و حدت به این سو و آن سو سفر کردند اما فقط یک بار همگی دور هم جمع شدند و این کتاب، رونوشت بحثی است که در آن دیدار درگرفت.
@Library_Telegram
✍ مجمع نویسندگان
🔄 امیر منیعی
▪️خداناباوری جدید در فضای تبآلود پس از یازده سپتامبر به وجود آمد، در زمانی که به نظر برخی، عقیده به خدا خطری آنی برای تمدن غربی بود. سَم هریس بلافاصله بعد از وقوع حملات به «مرکز تجارت جهانی» به نگارش پایان ایمان (2004) پرداخت، که به کتابی پرفروش تبدیل شد. پس از آن، کتابهای شکستن طلسم (دَنیل دِنِت)، توهم خدا (ریچارد داوکینز) و خدا بزرگ نیست (کریستوفر هیچِنز) منتشر شد. این چهار نفر برای تبلیغ آثار خود با شدت و حدت به این سو و آن سو سفر کردند اما فقط یک بار همگی دور هم جمع شدند و این کتاب، رونوشت بحثی است که در آن دیدار درگرفت.
@Library_Telegram
👍1
The Four Horsemen.pdf
1.7 MB
📕 آن چهار سوار
✍ مجمع نویسندگان
🔄 امیر منیعی
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ مجمع نویسندگان
🔄 امیر منیعی
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
☕️ قطعهای از کتاب
بی تردید همه چیزها نیز میگذرد، چرخهها میآیند و میروند، اما هنگامی که وابستگی شما قطع شده باشد دیگر ترسی از نداشتن ندارید.
در این حالت زندگی به راحتی جریان دارد. شاید شاد نباشید اما آرامش دارید.
📕 #تمرین_نیروی_حال
✍ #اکهارت_تله
@Library_Telegram
بی تردید همه چیزها نیز میگذرد، چرخهها میآیند و میروند، اما هنگامی که وابستگی شما قطع شده باشد دیگر ترسی از نداشتن ندارید.
در این حالت زندگی به راحتی جریان دارد. شاید شاد نباشید اما آرامش دارید.
📕 #تمرین_نیروی_حال
✍ #اکهارت_تله
@Library_Telegram
📕 سیاحتنامه شاردن(#ده_جلد)
✍ ژان شاردن
کتاب سیاحتنامه شاردن اثرژان شاردن 10جلدی بوده که آن را محمد عباسی ترجمه کرده است . در میان آثار برگزیده سیاحان دانشمند و محققان اروپایی، تألیفات سیاح فرانسوی، ژان شادرن 1643میلادی تا 1713میلادی مقام و منزلت ویژه ای دارد که از چند حیث بی نظیر است: اول به دلیل اینکه درباره دوره درخشان صفویه است، دوم اینکه به زبان پارسی و ترکی آشنا بوده و بر زبان محاوره فارسی تسلط کامل داشته، سوم به دلیل معاشرت و مجاورت چند ساله با مردم و طبقات مختلف جامعه در دو دوره زندگی در ایران، عشق به تمدن ایران، به دلیل مشاهیر بودن در فلسفه، سیاحتنامه وی مرجع متفکرین بزرگی نظیر ادوارد براون، روسو، گیبون دیدرو شده و در زمان خود نویسنده به زبانهای دیگر دنیا ترجمه شده. همچنین خصوصیات تاریخی، نژادی، اجتماعی و مذهبی ملل و مردم امپراطوری باستانی ایران و نیز دوران باشکوه دولت صفوی را با موازین علمی تشریح کرده است. مجلد اول این دایره المعارف تمدن سه هزار ساله، شامل مشاهدات شاردن از پاریس تا کلشید مجاور گرجستان است. محمد محمد لوی عباسی کار ترجمه و تصحیح این کتاب ارزشمند را طی سالهای 1345 - 1335 شمسی به پایان رساند و آن را به زیور طبع آراست. وی مطالب موثق غربی و شرقی را ضمیمه مطالب کتاب کرده و فهرستی از مصطلحات و لغات، اعلام جغرافیایی و تاریخی ترتیب داده و در پایان جلد دهم به فهرستهای تحلیلی جداگانه هر جلد ضمیمه کرده است.در قسمتی از متن این کتاب می خوانیم : " در اصفهان عوام الناس نمی توانستند نام من شاردن را تلفظ کنند و مرا شیرده می خواندند،زیرا تلفظ شیرده به مناسبت گاو یا گاومیش شیرده برای آنها آسان بود.در یکی از روزهای پاییز کنار یکی از آبادی های اصفهان در صحرا گردش می کردم که یک روستایی با اینکه می دانست من فرنگی و مسیحی هستم مرا بخانه خود برد و نشنانید و چند لحظه ی دیگر یک سینی مقابل من نهاد که در آن چند نان لواش و چند خوشه ی انگور بود. چند روستایی دیگر هم برای اینکه مرا ببینند وارد آن خانه شدند و به من تعارف کردند که نان لواش و انگور بخورم.من دیده بودم که ایرانیان پنیر را لای نان می گذارند و می خورند،بنابراین حبه های انگور را لای یک قطعه از نان لواش گذاشتم و هنگامی که می خواستم به دهان ببرم،حبه های انگور در نان شکست و آب انگور فرو ریخت و روستائیان خندیدند اما خنده آنها از شادی بود نه از روی تمسخر و من حس می کردم که قصد ندارند مرا مورد مسخره قرار بدهند بلکه از ناشی بودن من تفریح می نمایند و سپس میزبان رسم غذا خوردن نان و انگور را به من آموخت و گفت : اول باید نان را به دهان برد و بعد حبه های انگور را..."
@Library_Telegram
✍ ژان شاردن
کتاب سیاحتنامه شاردن اثرژان شاردن 10جلدی بوده که آن را محمد عباسی ترجمه کرده است . در میان آثار برگزیده سیاحان دانشمند و محققان اروپایی، تألیفات سیاح فرانسوی، ژان شادرن 1643میلادی تا 1713میلادی مقام و منزلت ویژه ای دارد که از چند حیث بی نظیر است: اول به دلیل اینکه درباره دوره درخشان صفویه است، دوم اینکه به زبان پارسی و ترکی آشنا بوده و بر زبان محاوره فارسی تسلط کامل داشته، سوم به دلیل معاشرت و مجاورت چند ساله با مردم و طبقات مختلف جامعه در دو دوره زندگی در ایران، عشق به تمدن ایران، به دلیل مشاهیر بودن در فلسفه، سیاحتنامه وی مرجع متفکرین بزرگی نظیر ادوارد براون، روسو، گیبون دیدرو شده و در زمان خود نویسنده به زبانهای دیگر دنیا ترجمه شده. همچنین خصوصیات تاریخی، نژادی، اجتماعی و مذهبی ملل و مردم امپراطوری باستانی ایران و نیز دوران باشکوه دولت صفوی را با موازین علمی تشریح کرده است. مجلد اول این دایره المعارف تمدن سه هزار ساله، شامل مشاهدات شاردن از پاریس تا کلشید مجاور گرجستان است. محمد محمد لوی عباسی کار ترجمه و تصحیح این کتاب ارزشمند را طی سالهای 1345 - 1335 شمسی به پایان رساند و آن را به زیور طبع آراست. وی مطالب موثق غربی و شرقی را ضمیمه مطالب کتاب کرده و فهرستی از مصطلحات و لغات، اعلام جغرافیایی و تاریخی ترتیب داده و در پایان جلد دهم به فهرستهای تحلیلی جداگانه هر جلد ضمیمه کرده است.در قسمتی از متن این کتاب می خوانیم : " در اصفهان عوام الناس نمی توانستند نام من شاردن را تلفظ کنند و مرا شیرده می خواندند،زیرا تلفظ شیرده به مناسبت گاو یا گاومیش شیرده برای آنها آسان بود.در یکی از روزهای پاییز کنار یکی از آبادی های اصفهان در صحرا گردش می کردم که یک روستایی با اینکه می دانست من فرنگی و مسیحی هستم مرا بخانه خود برد و نشنانید و چند لحظه ی دیگر یک سینی مقابل من نهاد که در آن چند نان لواش و چند خوشه ی انگور بود. چند روستایی دیگر هم برای اینکه مرا ببینند وارد آن خانه شدند و به من تعارف کردند که نان لواش و انگور بخورم.من دیده بودم که ایرانیان پنیر را لای نان می گذارند و می خورند،بنابراین حبه های انگور را لای یک قطعه از نان لواش گذاشتم و هنگامی که می خواستم به دهان ببرم،حبه های انگور در نان شکست و آب انگور فرو ریخت و روستائیان خندیدند اما خنده آنها از شادی بود نه از روی تمسخر و من حس می کردم که قصد ندارند مرا مورد مسخره قرار بدهند بلکه از ناشی بودن من تفریح می نمایند و سپس میزبان رسم غذا خوردن نان و انگور را به من آموخت و گفت : اول باید نان را به دهان برد و بعد حبه های انگور را..."
@Library_Telegram
❤1👍1