آدم جعبه ای.pdf
1.9 MB
📕 آدم جعبه ای
✍ کوبو آبه
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ کوبو آبه
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
❤1
☕️ قطعهای از کتاب
فکرش را بکن، ما زمان جنگ یک کشیش داشتیم که به ما میگفت تا میتوانیم دشمن بکشیم. این حرف از دهان یک کشیش در میآمد.
یکی از همقطارهای من به کشیش گفت مسیحی است و وظیفه دارد از ده فرمان خدا تبعیت کند. برگشت به کشیش گفت: فرمان پنجم را شنیدهاید؟ قتل مکن.
من از آن موقع دیگر به این رداپوشها اعتقاد ندارم.
📕 #وقت_رفتن
✍ #یوزف_وینکلر
📚 @Library_Telegram
فکرش را بکن، ما زمان جنگ یک کشیش داشتیم که به ما میگفت تا میتوانیم دشمن بکشیم. این حرف از دهان یک کشیش در میآمد.
یکی از همقطارهای من به کشیش گفت مسیحی است و وظیفه دارد از ده فرمان خدا تبعیت کند. برگشت به کشیش گفت: فرمان پنجم را شنیدهاید؟ قتل مکن.
من از آن موقع دیگر به این رداپوشها اعتقاد ندارم.
📕 #وقت_رفتن
✍ #یوزف_وینکلر
📚 @Library_Telegram
👍2
☕️ قطعهای از کتاب
این نوع زندگی که ما امروزه داریم زندگی نیست، رکود است.
مرگ در حال زندگی است. به تمام این خانههای لعنتی نگاه کن و همینطور به افراد بیهدف داخل خانهها!
گاهی اوقات فکر میکنم ما همه جسد هستیم، فقط فرقمان با جسد این است که در حالیکه ایستادهایم، درحال پوسیدن هستیم.
📕 همه جا پای پول در میان است
✍ جورج اورول
@Library_Telegram
این نوع زندگی که ما امروزه داریم زندگی نیست، رکود است.
مرگ در حال زندگی است. به تمام این خانههای لعنتی نگاه کن و همینطور به افراد بیهدف داخل خانهها!
گاهی اوقات فکر میکنم ما همه جسد هستیم، فقط فرقمان با جسد این است که در حالیکه ایستادهایم، درحال پوسیدن هستیم.
📕 همه جا پای پول در میان است
✍ جورج اورول
@Library_Telegram
👍2
📕 عوالم خیال(ابن عربی و مسئله اختلاف ادیان)
✍ ویلیام چیتیک
محییالدین بن عربی، مشهور به شیخ اکبر، به احتمال قوی پرنفوذترین اندیشمند نیمۀ دوم تاریخ اسلام است. او که در سال 560 ه. در شهر مرسیه در اسپانیای مسلمان به دنیا آمد در اوایل عمر موهبتهای عظیم عقلی و معنوی خود را بروز داد. در سال 595، در مکاشفهای به او گفته شد که به شرق برود، و در سال 597 در مکه حج به جای آورد. از آن به بعد در سرزمینهای مرکزی اسلامی از شهری به شهری سفر میکرد تا عاقبت در دمشق اقامت گزید، و همانجا در سال 638 وفات یافت. او در حدود پانصد اثر از خود به جای گذاشت.
@Library_Telegram
✍ ویلیام چیتیک
محییالدین بن عربی، مشهور به شیخ اکبر، به احتمال قوی پرنفوذترین اندیشمند نیمۀ دوم تاریخ اسلام است. او که در سال 560 ه. در شهر مرسیه در اسپانیای مسلمان به دنیا آمد در اوایل عمر موهبتهای عظیم عقلی و معنوی خود را بروز داد. در سال 595، در مکاشفهای به او گفته شد که به شرق برود، و در سال 597 در مکه حج به جای آورد. از آن به بعد در سرزمینهای مرکزی اسلامی از شهری به شهری سفر میکرد تا عاقبت در دمشق اقامت گزید، و همانجا در سال 638 وفات یافت. او در حدود پانصد اثر از خود به جای گذاشت.
@Library_Telegram
👍1
عوالم خیال.pdf
2.3 MB
📕 عوالم خیال(ابن عربی و مسئله اختلاف ادیان)
✍ ویلیام چیتیک
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ ویلیام چیتیک
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
👍1
☕️ قطعهای از کتاب
ما قبل از هر چیز گرفتار فقر اخلاقی، فقر روحی و فقر فکری هستیم. این نفاق و ریا که در محیط ما حکمفرماست نتیجه فقر اخلاقی و روحی ماست. اگر این درد را چاره کنیم، بسیاری از دردهای دیگر ما چاره خواهد شد.
📕 آیین کامیابی
✍ دیل کارنگی
@Library_Telegram
ما قبل از هر چیز گرفتار فقر اخلاقی، فقر روحی و فقر فکری هستیم. این نفاق و ریا که در محیط ما حکمفرماست نتیجه فقر اخلاقی و روحی ماست. اگر این درد را چاره کنیم، بسیاری از دردهای دیگر ما چاره خواهد شد.
📕 آیین کامیابی
✍ دیل کارنگی
@Library_Telegram
Forwarded from کتابخانه تلگرام
تعداد دنبال کننده های صفحه اینستاگرام کتابخانه به بیش از 12K رسید.
لطفا کتابخانه تلگرام را در اینستاگرام دنبال بفرمایید.👇
https://www.instagram.com/library_telegram/
https://www.instagram.com/library_telegram/
https://www.instagram.com/library_telegram/
لطفا کتابخانه تلگرام را در اینستاگرام دنبال بفرمایید.👇
https://www.instagram.com/library_telegram/
https://www.instagram.com/library_telegram/
https://www.instagram.com/library_telegram/
#یک_دقیقه_مطالعه
تنها چیزى که مىشود از یک انسان توقع داشت
و بهترین تحسینى که میشود از یک انسان کرد
این است که او همنوعى خیرخواه باشد،
بتواند با دیگران دوستى برقرار کند
و در عشق و ازدواج شریکى حقیقى باشد.
لازم نیست مصلح اجتماعى باشید
که بتوانید دنیاى بهترى بسازید،
بلکه همین که دنیاى خصوصى خودتان را بهتر کنید،
خدمت بزرگى کردهاید.
📕 #شناخت_طبیعت_انسان
✍ #آلفرد_آدلر
@Library_Telegram
تنها چیزى که مىشود از یک انسان توقع داشت
و بهترین تحسینى که میشود از یک انسان کرد
این است که او همنوعى خیرخواه باشد،
بتواند با دیگران دوستى برقرار کند
و در عشق و ازدواج شریکى حقیقى باشد.
لازم نیست مصلح اجتماعى باشید
که بتوانید دنیاى بهترى بسازید،
بلکه همین که دنیاى خصوصى خودتان را بهتر کنید،
خدمت بزرگى کردهاید.
📕 #شناخت_طبیعت_انسان
✍ #آلفرد_آدلر
@Library_Telegram
❤2
☕️ قطعهای از کتاب
من فکر میکنم موقعیتهایی در زندگی پیش میآید که انسان باید سکان کشتی خود را به دست جریان سرنوشت بسپارد،
درست مثل اینکه قدرت مقابله
در برابر امواج آن را ندارد.
در این صورت ممکن است خیلی زود متوجه شود که جریان آب رودخانه، به نفع او بوده است...
این موقعیت را تنها خود او درک میکند
ممکن است شخص دیگری صحنه را ببیند
و فکر کند که کشتی در حال غرق شدن است،
غافل از اینکه هرگز آن کشتی چنین
ناخدای استوار و محکمی نداشته است...
📕 #دخمه
✍ #ژوزه_ساراماگو
@Library_Telegram
من فکر میکنم موقعیتهایی در زندگی پیش میآید که انسان باید سکان کشتی خود را به دست جریان سرنوشت بسپارد،
درست مثل اینکه قدرت مقابله
در برابر امواج آن را ندارد.
در این صورت ممکن است خیلی زود متوجه شود که جریان آب رودخانه، به نفع او بوده است...
این موقعیت را تنها خود او درک میکند
ممکن است شخص دیگری صحنه را ببیند
و فکر کند که کشتی در حال غرق شدن است،
غافل از اینکه هرگز آن کشتی چنین
ناخدای استوار و محکمی نداشته است...
📕 #دخمه
✍ #ژوزه_ساراماگو
@Library_Telegram
#یک_دقیقه_مطالعه
من در میان آنانی که، بمثل، در آلمان برکنار از دین زندگی می کنند، کماتی را از انواع ایل و تبارهای «آزاداندیش» یافته ام که غریزه دینی در بیشترشان، نسل اندر نسل، به علت پر کاری از میان رفته است؛ تا به جائی که دیگر نمی دانند دین به چه کار می آید و فقط با نوعی حیرانی احمقانه حضورشان را در جهان به ثبت می رسانند. این مردمان شریف خود را سخت در کار احساس می کنند: درگیر کسب و کار یا درگیر سر گرمیهای خویش، علاوه بر درگیریهائی که با «میهن» و روزنامه و «وظایف خانوادگی» دارند: گویا دیگر وقتی برایشان نمانده باشد که به کار دین بپردازند، بویژه از این جهت که بر ایشان روشن نیست که این کار، کسب و کار تازه ای است یا سرگرمی تازهای - و با خود می گویند: آخر آدم برای چه به کلیسا برود؟ برای این برود که خلق خوش خود را خراب کند؟ آنان با مراسم دینی دشمنی ندارند و اگر گاهی از آنان بخواهند که در چنین مراسمی شرکت کنند، مثلا دولت بخواهد، کاری را که از آنان خواستهاند، مثل همه کارهای دیگر، کمابیش با حوصله و جدیت و بدون کنجکاوی و ناراحتی زیادی می کنند: زیرا چنان برکنار و بیرون از این ماجرا زندگی می کنند که در این گونه امور نیازی به موافقت یا مخالفت حس نمی کنند. امروزه بیشینه پروتستانهای آلمانی از طبقه میانه، بویژه در مراکز کار و کوشش بازرگانی و دادوستد، از زمره این مردم بی تفاوتند؛ همچنین بیشینه دانشمندان پر کار و تمامی دم و دستگاه دانشگاهی (بجز اهل الاهیات، که وجود و امکان وجودشان در آنجا معمایی است برای روانشناسان که پیوسته بزرگتر و پیچیده تر می شود.) مردم دیندار و يا آنهائی که جز با کلیسا با چیزی سروکار ندارند، نمی توانند گمان کنند که چه اندازه خیر خواهی - یا بهتر است بگوئیم، خودرأیی - لازم است تا يك دانشمند آلمانی مساله دین را جدی بگیرد. گرایش او بر اساس پیشه اش
و چنانکه گفتیم، بر اساس پر کاری پیشه ورانه ای که وجدان جدید وی را بدان در گیر کرده است به این است که دین را از بالا بنگرد و ور رفتن با آن را سرگرمی خوشایندی بینگارد. و این دید، نسبت به کسانی که هنوز با کلیسا سر و کاری دارند، باحالت تحقیری نسبت به «ناپاکی» روح آنان آمیخته است. دانشمند تنها به یاری تاریخ (نه با تجربه شخص خویش) می تواند نسبت به دین حالت جدی احترام آمیز و توجه فروتنانه داشته باشد. اما اگر او احساس خود را نسبت به دین به پایه قدردانی از دین نیز بالا ببرد، باز به آنچه هنوز از کلسیا و دینداری مانده است، نه تنها گامی نیز نزديك نخواهد شد، بلکه بعکس، آن بی تفاوتی عملی در برابر امور دینی، که او در دامانش زاده و پرورده شده، در وجود او به چنان پایه ای از پروا و پرهيز از دین بالا رفته که او را از دست زدن به اهل دین و امور دینی برحذر می دارد. و شاید همان عمق رواداری و انسانیت او باشد که وی را از بیچارگی های ظریفی که رواداری بار می آورد، دور میدارد.
هر زمانه نوعی خدایی از ساده لوحی خاص خودش دارد که سزاست زمانه های دیگر به خاطر ابداع آن بر او رشك برند. چقدر ساده لوحی، چقدر ساده لوحی احترام انگیز و کودکانه و بینهایت خام در این ایمان دانشمند به برتری خود و در آسودگی وجدان رواداری او، و در اطمینان ساده بی کم و کاست او نهفته است که غريزه او به یاری آن می تواند با انسان دینی همچون نوعی کم ارجتر و پستتر رفتار کند، چنانکه گوئی از او بر گذشته و فراتر رفته و بالاتر سر افراخته است . این گورزاد کوچك خود پسند و غوغامرد، این کارگر یدی و فکری چست و چالاك «ایده های نوین»!
📕 فراسوی نیک و بد
✍ فریدریش نیچه
@Library_Telegram
من در میان آنانی که، بمثل، در آلمان برکنار از دین زندگی می کنند، کماتی را از انواع ایل و تبارهای «آزاداندیش» یافته ام که غریزه دینی در بیشترشان، نسل اندر نسل، به علت پر کاری از میان رفته است؛ تا به جائی که دیگر نمی دانند دین به چه کار می آید و فقط با نوعی حیرانی احمقانه حضورشان را در جهان به ثبت می رسانند. این مردمان شریف خود را سخت در کار احساس می کنند: درگیر کسب و کار یا درگیر سر گرمیهای خویش، علاوه بر درگیریهائی که با «میهن» و روزنامه و «وظایف خانوادگی» دارند: گویا دیگر وقتی برایشان نمانده باشد که به کار دین بپردازند، بویژه از این جهت که بر ایشان روشن نیست که این کار، کسب و کار تازه ای است یا سرگرمی تازهای - و با خود می گویند: آخر آدم برای چه به کلیسا برود؟ برای این برود که خلق خوش خود را خراب کند؟ آنان با مراسم دینی دشمنی ندارند و اگر گاهی از آنان بخواهند که در چنین مراسمی شرکت کنند، مثلا دولت بخواهد، کاری را که از آنان خواستهاند، مثل همه کارهای دیگر، کمابیش با حوصله و جدیت و بدون کنجکاوی و ناراحتی زیادی می کنند: زیرا چنان برکنار و بیرون از این ماجرا زندگی می کنند که در این گونه امور نیازی به موافقت یا مخالفت حس نمی کنند. امروزه بیشینه پروتستانهای آلمانی از طبقه میانه، بویژه در مراکز کار و کوشش بازرگانی و دادوستد، از زمره این مردم بی تفاوتند؛ همچنین بیشینه دانشمندان پر کار و تمامی دم و دستگاه دانشگاهی (بجز اهل الاهیات، که وجود و امکان وجودشان در آنجا معمایی است برای روانشناسان که پیوسته بزرگتر و پیچیده تر می شود.) مردم دیندار و يا آنهائی که جز با کلیسا با چیزی سروکار ندارند، نمی توانند گمان کنند که چه اندازه خیر خواهی - یا بهتر است بگوئیم، خودرأیی - لازم است تا يك دانشمند آلمانی مساله دین را جدی بگیرد. گرایش او بر اساس پیشه اش
و چنانکه گفتیم، بر اساس پر کاری پیشه ورانه ای که وجدان جدید وی را بدان در گیر کرده است به این است که دین را از بالا بنگرد و ور رفتن با آن را سرگرمی خوشایندی بینگارد. و این دید، نسبت به کسانی که هنوز با کلیسا سر و کاری دارند، باحالت تحقیری نسبت به «ناپاکی» روح آنان آمیخته است. دانشمند تنها به یاری تاریخ (نه با تجربه شخص خویش) می تواند نسبت به دین حالت جدی احترام آمیز و توجه فروتنانه داشته باشد. اما اگر او احساس خود را نسبت به دین به پایه قدردانی از دین نیز بالا ببرد، باز به آنچه هنوز از کلسیا و دینداری مانده است، نه تنها گامی نیز نزديك نخواهد شد، بلکه بعکس، آن بی تفاوتی عملی در برابر امور دینی، که او در دامانش زاده و پرورده شده، در وجود او به چنان پایه ای از پروا و پرهيز از دین بالا رفته که او را از دست زدن به اهل دین و امور دینی برحذر می دارد. و شاید همان عمق رواداری و انسانیت او باشد که وی را از بیچارگی های ظریفی که رواداری بار می آورد، دور میدارد.
هر زمانه نوعی خدایی از ساده لوحی خاص خودش دارد که سزاست زمانه های دیگر به خاطر ابداع آن بر او رشك برند. چقدر ساده لوحی، چقدر ساده لوحی احترام انگیز و کودکانه و بینهایت خام در این ایمان دانشمند به برتری خود و در آسودگی وجدان رواداری او، و در اطمینان ساده بی کم و کاست او نهفته است که غريزه او به یاری آن می تواند با انسان دینی همچون نوعی کم ارجتر و پستتر رفتار کند، چنانکه گوئی از او بر گذشته و فراتر رفته و بالاتر سر افراخته است . این گورزاد کوچك خود پسند و غوغامرد، این کارگر یدی و فکری چست و چالاك «ایده های نوین»!
📕 فراسوی نیک و بد
✍ فریدریش نیچه
@Library_Telegram
📕 مانیفست سایبرگ
✍ دانا هاراوی
کتاب مانیفست سایبرگ فمینیسم را در روابط اجتماعیِ علم و فنآوری مورد توجه خود قرار داده است. نویسنده کتاب دانا هاراوی متولد 1944 است و در زمینههای مطالعاتی همچون فلسفه و جانورشناسی و در عین حال مطالعات جنسیت و زنان فعال است. او در سال 2000 جایزهای را برای مطالعات اجتماعی در علم، دریافت کرد. پس از آن تمرکز عمده هاراوی نیز بر همین موضوع شکل گرفته و بیشتر عمر خود را در این حوزه صرف کرده است.
@Library_Telegram
✍ دانا هاراوی
کتاب مانیفست سایبرگ فمینیسم را در روابط اجتماعیِ علم و فنآوری مورد توجه خود قرار داده است. نویسنده کتاب دانا هاراوی متولد 1944 است و در زمینههای مطالعاتی همچون فلسفه و جانورشناسی و در عین حال مطالعات جنسیت و زنان فعال است. او در سال 2000 جایزهای را برای مطالعات اجتماعی در علم، دریافت کرد. پس از آن تمرکز عمده هاراوی نیز بر همین موضوع شکل گرفته و بیشتر عمر خود را در این حوزه صرف کرده است.
@Library_Telegram
مانیفست سایبرگ.pdf
2 MB
📕 مانیفست سایبرگ
✍ دانا هاراوی
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ دانا هاراوی
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
☕️ قطعهای از کتاب
عشق نه آن بوسههای آتشین سینمایی است و نه این غزلهای سوزان شیدایی، و نه راز و نیازهایی که از زبان دلدادگان شنیدهایم.
اگر ما بتوانیم عشق را درست معنی کنیم، مجبور نیستیم زیاد به خود دردسر بدهیم و ضمناً روابط عاشقانه و زناشویی را نیز از بسیاری توهمات و اشتباهات که موجب شکستها، ناکامیها و جداییها میشود نجات دادهایم.
عشق حقیقی، آن میل و رغبت درونی و عاطفی است که در دو جنس مختلف پدید میآید تا حالات و شرایط و محیط واحدی را به کمک یکدیگر به وجود آورند و در سایه این حالات و شرایط و محیط واحد بتوانند "حقیقت خود" را به همدیگر نشان دهند.
📕 #آیین_کامیابی
✍ #دیل_کارنگی
@Library_Telegram
عشق نه آن بوسههای آتشین سینمایی است و نه این غزلهای سوزان شیدایی، و نه راز و نیازهایی که از زبان دلدادگان شنیدهایم.
اگر ما بتوانیم عشق را درست معنی کنیم، مجبور نیستیم زیاد به خود دردسر بدهیم و ضمناً روابط عاشقانه و زناشویی را نیز از بسیاری توهمات و اشتباهات که موجب شکستها، ناکامیها و جداییها میشود نجات دادهایم.
عشق حقیقی، آن میل و رغبت درونی و عاطفی است که در دو جنس مختلف پدید میآید تا حالات و شرایط و محیط واحدی را به کمک یکدیگر به وجود آورند و در سایه این حالات و شرایط و محیط واحد بتوانند "حقیقت خود" را به همدیگر نشان دهند.
📕 #آیین_کامیابی
✍ #دیل_کارنگی
@Library_Telegram
📕 مبانی تاریخ پارتی
✍ کلاوس شیپمن
کلاوس شیپمان باستانشناس خاورمیانه است. او تحقیقات باستانشناسی وسیعی در زمینهٔ پارتها و تاریخ ساسانیان انجام داد و متون گوناگونی را به چاپ رسانده است. او در این کتاب جنبههای مختلف تاریخ و تمدن پارتیان (اشکانیان) را به تصویر کشیده است. چارچوب پژوهش از نظر زمانی آنقدر گسترده است که نخستین حضور پارتها در تاریخ در اواسط سدهی سوم پیش از میلاد را دربرمیگیرد. در کتاب نشان داده میشود پارتها را که بعد از یونانیها و اسکندر مقدونی بر ایران حکومت کردند، نمیتوان دیگر یوناندوست شمرد بلکه باید آنها را همچون پیشینیانشان که هخامنشیان بودند و چون ساسانیان که جانشین آنها بودند، ایرانی بدانیم. افزون بر تاریخ سیاسی و ساختار شاهنشاهی پارتیان، جنبههای مختلف تمدنی این سلسله چون اقتصاد، سپاه، دین، هنر و... نیز در کتاب بررسی شده است. بخش آغازین به معرفی و تحلیل منابع موجود اختصاص دارد.
@Library_Telegram
✍ کلاوس شیپمن
کلاوس شیپمان باستانشناس خاورمیانه است. او تحقیقات باستانشناسی وسیعی در زمینهٔ پارتها و تاریخ ساسانیان انجام داد و متون گوناگونی را به چاپ رسانده است. او در این کتاب جنبههای مختلف تاریخ و تمدن پارتیان (اشکانیان) را به تصویر کشیده است. چارچوب پژوهش از نظر زمانی آنقدر گسترده است که نخستین حضور پارتها در تاریخ در اواسط سدهی سوم پیش از میلاد را دربرمیگیرد. در کتاب نشان داده میشود پارتها را که بعد از یونانیها و اسکندر مقدونی بر ایران حکومت کردند، نمیتوان دیگر یوناندوست شمرد بلکه باید آنها را همچون پیشینیانشان که هخامنشیان بودند و چون ساسانیان که جانشین آنها بودند، ایرانی بدانیم. افزون بر تاریخ سیاسی و ساختار شاهنشاهی پارتیان، جنبههای مختلف تمدنی این سلسله چون اقتصاد، سپاه، دین، هنر و... نیز در کتاب بررسی شده است. بخش آغازین به معرفی و تحلیل منابع موجود اختصاص دارد.
@Library_Telegram
مبانی تاریخ پارتی.pdf
15.6 MB
📕 مبانی تاریخ پارتی
✍ کلاوس شیپمن
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ کلاوس شیپمن
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
تفاوت تخصص و تملّق؛ درسهایی از کشتار کرونا در ایران
با پیروزی انقلاب ۵۷؛ بحث اولویت «تعهد» بر «تخصص» توسط انقلابیون مطرح شد و با همین استدلال بسیاری از نیروهای متخصص در حوزههای مختلف اداری و مدیریتی کشور اخراج شدند. این سیاست نادرست، با نام مسخره «پاکسازی»، از ارتش تا آموزش و پرورش و حتی حوزه پزشکی را هم تضعیف کرد.
بهمرور زمان آنچه از «تعهد» باقی ماند چیزی نبود جز مجموعهای از رذایل اخلاقی مانند دروغ و ریا و چاپلوسی و تملّق. هرکس صادقتر و راستگوتر و وارستهتر بود با اَنگ تعهد نداشتن کنار گذاشته شد و عدهای متظاهرِ فرصتطلب همه کاره شدند.
برای درک بهتر پیامدهایی این وضعیت بهتر است بخشی از نامه استعفای دکتر ملکزاده خطاب به دکتر نمکی را که چهارده ماه پیش منتشر شد بازخوانی کنیم تا بفهمیم اولویت تخصص بر تعهد یا بهتر بگویم «تملّق» چه بلای سر ما آورد.
آقای دکتر نمکی
وزیر محترم بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
با سلام و احترام
بدین وسیله مراتب استعفای خود از مسوولیت معاونت تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت را به دلایل زیر اعلام میدارم:
مدیریت بسیار غلط و پرنقص در پاندمی کرونا که بهدلیل عدم مشورت و توجه شما به توصیهها و هشدارهای متخصصان و محققان نظام سلامت؛ موجب تلفات انسانی بسیار در ایران شده است و در عین حال مدعی درس «مدیریت بحران کرونا» دادن به سایر کشورها هستید.
اظهارات غیرعلمی و ناشی از شتابزدگی جناب عالی در مورد تولید واکسن ایرانی کرونا که هنوز در حال طی مراحل اولیه بوده و شما مدعی معرکه گرفتن برای تولید آن شدهاید.
ادعاهای بیاساس جنابعالی و سازمان غذا و دارو در خصوص موثر بودن داروهای گیاهی که به اعتقاد اینجانب بدون هیچ مبنای علمی و پژوهشی و مطالعات بالینی کافی صورت گرفته و همچنین دفاع و اقدام جنابعالی از ادغام طب سنتی در نظام شبکه بهداشت و درمان کشور که میتواند شبکه بهداشت و درمان ایران را ناپایدار و در درازمدت تضعیف کرده و مردم را از حقوق خود در بهرهمندی از درمانهای پیشرفته پزشکی مدرن محروم سازد.
عدم درک درست شما از تحقیق و پژوهش و اهمیت آن و نیز نادیده گرفتن تمام فعالیتهای علمی و پژوهشی.
دکتر رضا ملکزاده
استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران
۲۹ خرداد ۱۳۹۹
✍ دکتر نظام بهرامی کمیل
@Library_Telegram
با پیروزی انقلاب ۵۷؛ بحث اولویت «تعهد» بر «تخصص» توسط انقلابیون مطرح شد و با همین استدلال بسیاری از نیروهای متخصص در حوزههای مختلف اداری و مدیریتی کشور اخراج شدند. این سیاست نادرست، با نام مسخره «پاکسازی»، از ارتش تا آموزش و پرورش و حتی حوزه پزشکی را هم تضعیف کرد.
بهمرور زمان آنچه از «تعهد» باقی ماند چیزی نبود جز مجموعهای از رذایل اخلاقی مانند دروغ و ریا و چاپلوسی و تملّق. هرکس صادقتر و راستگوتر و وارستهتر بود با اَنگ تعهد نداشتن کنار گذاشته شد و عدهای متظاهرِ فرصتطلب همه کاره شدند.
برای درک بهتر پیامدهایی این وضعیت بهتر است بخشی از نامه استعفای دکتر ملکزاده خطاب به دکتر نمکی را که چهارده ماه پیش منتشر شد بازخوانی کنیم تا بفهمیم اولویت تخصص بر تعهد یا بهتر بگویم «تملّق» چه بلای سر ما آورد.
آقای دکتر نمکی
وزیر محترم بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
با سلام و احترام
بدین وسیله مراتب استعفای خود از مسوولیت معاونت تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت را به دلایل زیر اعلام میدارم:
مدیریت بسیار غلط و پرنقص در پاندمی کرونا که بهدلیل عدم مشورت و توجه شما به توصیهها و هشدارهای متخصصان و محققان نظام سلامت؛ موجب تلفات انسانی بسیار در ایران شده است و در عین حال مدعی درس «مدیریت بحران کرونا» دادن به سایر کشورها هستید.
اظهارات غیرعلمی و ناشی از شتابزدگی جناب عالی در مورد تولید واکسن ایرانی کرونا که هنوز در حال طی مراحل اولیه بوده و شما مدعی معرکه گرفتن برای تولید آن شدهاید.
ادعاهای بیاساس جنابعالی و سازمان غذا و دارو در خصوص موثر بودن داروهای گیاهی که به اعتقاد اینجانب بدون هیچ مبنای علمی و پژوهشی و مطالعات بالینی کافی صورت گرفته و همچنین دفاع و اقدام جنابعالی از ادغام طب سنتی در نظام شبکه بهداشت و درمان کشور که میتواند شبکه بهداشت و درمان ایران را ناپایدار و در درازمدت تضعیف کرده و مردم را از حقوق خود در بهرهمندی از درمانهای پیشرفته پزشکی مدرن محروم سازد.
عدم درک درست شما از تحقیق و پژوهش و اهمیت آن و نیز نادیده گرفتن تمام فعالیتهای علمی و پژوهشی.
دکتر رضا ملکزاده
استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران
۲۹ خرداد ۱۳۹۹
✍ دکتر نظام بهرامی کمیل
@Library_Telegram
✅قربانیان کرونا بیشتر از جنگ هشتساله.
حکمرانان مسئولند.
متاسفانه با تصمیمی غیرمسئولانه و ضدشفافیت، آمار ثبت احوال بعد از شیوع کرونا منتشر نمیشود و نمیتوان برآورد دقیقی از تعداد واقعی مرگهای کرونا داشت. با این حال، بر اساس پارهای از مطالعات، تصریح تعدادی از مسئولان و آمار پراکندهای که از بهشت زهرا و آرامستانهای کشور در دسترس است، آمار واقعی فوتهای ناشی از کرونا حدود ۲.۵ برابر آمار رسمی برآورد شده است.
تا امروز بر اساس آمار رسمی ۹۴۶۰۳ نفر در ایران در اثر کرونا جان باختهاند. ۲.۵ برابرش میشود ۲۳۶۵۰۷ نفر. یعنی حدود دویستوسیهزار نفر در ایران در اثر کرونا جان عزیزشان را از دست دادهاند. یعنی ۴۶ هزار نفر بیشتر از کل شهدای جنگ تحمیلی هشتسالهٔ عراق علیه ایران (۱۹۰ هزار)، آنهم در حدود تنها ۱۸ ماهی که از شیوع کرونا در ایران گذشته است. اینها عدد سرد نیست. هر واحد این اعداد بزرگ نشانهٔ از دست رفتن زندگی گرم عزیزی است که خانواده و دوستانی را داغدار و جهانشان را از حضور او خالی کرده است.
همانطور که با گذشت چند دهه از جنگ ایران و عراق، هنوز افکار عمومی و کارشناسان از خطاهای فرماندهی جنگ میپرسند و مثلا سوال میکنند چرا عملیات لورفتهٔ کربلای ۴ اجرا شد و به شهادت بیش از ۶ هزار نفر انجامید، در آیندهٔ نزدیک و دور تصمیمگیرانی که خطاهای اجتنابپذیرشان قربانیان کرونا در ایران را بیش از قربانیان جنگ ایران و عراق کرد باید پاسخگو باشند.
سازمان تبلیغات اسلامیای که در بدترین شرایط شیوع کرونای دلتا مانع برگزاری دهها هزار برنامه و تجمع حضوری محرم امسال (حتی در فضاهای مسقف) نمیشود، مسئولانی که به علل سیاسی و موقعیتهای تعارض منافع مانع پیشخرید و واردات فوری و کافی واکسنهای معتبر میشوند و صلاحیت و توانایی تسریع واردات را ندارند، وزیری که سبکسرانه میگوید «منع پدرانهٔ ورود واکسن غوغا ندارد!» و «موش آزمایشگاهی دیگران نمیشویم» (و عملا با شرکت ندادن ایران در فاز سوم کارآزمایی واکسنهای معتبر ایران را از دهها میلیون سهمیهٔ سریع و ارزانی محروم میکند که میتوانست از هزاران مرگ پیشگیری کند) همه در خلق این فاجعه و از دست رفتن بیش از دویست هزار جانِ عزیز مسئولند.
همچنین ۲۵۰۰ پزشکی که برخلاف پیشنهادهای کارشناسانه از منع واردات واکسن حمایت کردند، اعضای ستاد ملی مدیریت کرونا که علیرغم اجماع کارشناسان در شرایط حاد و قرمز هم دستور شهربندان (لاکداون) و حتی ممنوعیت کامل تجمع مذهبی و غیرمذهبی نمیدهند و در همهٔ مداخلههای ضروری برای مهار کرونا تاخیرهای پرهزینه دارند، عاملان غیرایرانیِ تروریسم اقتصادیِ تحریمهای حداکثری و مرگبار علیه ایران (که باعث افزایش قربانیان کرونا در ایران شد) و مسئولان ایرانیای که برای تسریع رفع تحریمها تلاش کافی نکردند همه در این فاجعه سهیماند.
بسیاری از مرگهای کرونا در ایران با حکمرانی بهتر قابل اجتناب بودند. اقدامهای فوق ضرورت داشتهاند و مسئولانی که تعلل کردهاند بر اساس مادهٔ ۲۹۵ قانون مجازات اسلامی و قاعدهٔ تسبیب در مرگ اجتنابپذیرِ هزاران شهروند در اثر کرونا سهیم و دخیلاند و به خاطر ترک فعلشان هم قابل تعقیب قانونیاند. اگر عملا هم اجازهٔ این تعقیب قانونی داده نشود، در پیشگاه افکار عمومی و قضاوت متخصصان و شهروندان امروز و فردا محکوم میشوند.
سوء حکمرانی فاجعهبار کرونا را متوقف کنید. مسئولید. محمدعلی اقاربپرستهایی که این روزها از دست میروند، میتوانستند زنده بمانند، اگر بخشی از خطاهای پرهزینهٔ سوءحکمرانی شما نبود.
✍️ محمدرضا جلائیپور
@Library_Telegram
حکمرانان مسئولند.
متاسفانه با تصمیمی غیرمسئولانه و ضدشفافیت، آمار ثبت احوال بعد از شیوع کرونا منتشر نمیشود و نمیتوان برآورد دقیقی از تعداد واقعی مرگهای کرونا داشت. با این حال، بر اساس پارهای از مطالعات، تصریح تعدادی از مسئولان و آمار پراکندهای که از بهشت زهرا و آرامستانهای کشور در دسترس است، آمار واقعی فوتهای ناشی از کرونا حدود ۲.۵ برابر آمار رسمی برآورد شده است.
تا امروز بر اساس آمار رسمی ۹۴۶۰۳ نفر در ایران در اثر کرونا جان باختهاند. ۲.۵ برابرش میشود ۲۳۶۵۰۷ نفر. یعنی حدود دویستوسیهزار نفر در ایران در اثر کرونا جان عزیزشان را از دست دادهاند. یعنی ۴۶ هزار نفر بیشتر از کل شهدای جنگ تحمیلی هشتسالهٔ عراق علیه ایران (۱۹۰ هزار)، آنهم در حدود تنها ۱۸ ماهی که از شیوع کرونا در ایران گذشته است. اینها عدد سرد نیست. هر واحد این اعداد بزرگ نشانهٔ از دست رفتن زندگی گرم عزیزی است که خانواده و دوستانی را داغدار و جهانشان را از حضور او خالی کرده است.
همانطور که با گذشت چند دهه از جنگ ایران و عراق، هنوز افکار عمومی و کارشناسان از خطاهای فرماندهی جنگ میپرسند و مثلا سوال میکنند چرا عملیات لورفتهٔ کربلای ۴ اجرا شد و به شهادت بیش از ۶ هزار نفر انجامید، در آیندهٔ نزدیک و دور تصمیمگیرانی که خطاهای اجتنابپذیرشان قربانیان کرونا در ایران را بیش از قربانیان جنگ ایران و عراق کرد باید پاسخگو باشند.
سازمان تبلیغات اسلامیای که در بدترین شرایط شیوع کرونای دلتا مانع برگزاری دهها هزار برنامه و تجمع حضوری محرم امسال (حتی در فضاهای مسقف) نمیشود، مسئولانی که به علل سیاسی و موقعیتهای تعارض منافع مانع پیشخرید و واردات فوری و کافی واکسنهای معتبر میشوند و صلاحیت و توانایی تسریع واردات را ندارند، وزیری که سبکسرانه میگوید «منع پدرانهٔ ورود واکسن غوغا ندارد!» و «موش آزمایشگاهی دیگران نمیشویم» (و عملا با شرکت ندادن ایران در فاز سوم کارآزمایی واکسنهای معتبر ایران را از دهها میلیون سهمیهٔ سریع و ارزانی محروم میکند که میتوانست از هزاران مرگ پیشگیری کند) همه در خلق این فاجعه و از دست رفتن بیش از دویست هزار جانِ عزیز مسئولند.
همچنین ۲۵۰۰ پزشکی که برخلاف پیشنهادهای کارشناسانه از منع واردات واکسن حمایت کردند، اعضای ستاد ملی مدیریت کرونا که علیرغم اجماع کارشناسان در شرایط حاد و قرمز هم دستور شهربندان (لاکداون) و حتی ممنوعیت کامل تجمع مذهبی و غیرمذهبی نمیدهند و در همهٔ مداخلههای ضروری برای مهار کرونا تاخیرهای پرهزینه دارند، عاملان غیرایرانیِ تروریسم اقتصادیِ تحریمهای حداکثری و مرگبار علیه ایران (که باعث افزایش قربانیان کرونا در ایران شد) و مسئولان ایرانیای که برای تسریع رفع تحریمها تلاش کافی نکردند همه در این فاجعه سهیماند.
بسیاری از مرگهای کرونا در ایران با حکمرانی بهتر قابل اجتناب بودند. اقدامهای فوق ضرورت داشتهاند و مسئولانی که تعلل کردهاند بر اساس مادهٔ ۲۹۵ قانون مجازات اسلامی و قاعدهٔ تسبیب در مرگ اجتنابپذیرِ هزاران شهروند در اثر کرونا سهیم و دخیلاند و به خاطر ترک فعلشان هم قابل تعقیب قانونیاند. اگر عملا هم اجازهٔ این تعقیب قانونی داده نشود، در پیشگاه افکار عمومی و قضاوت متخصصان و شهروندان امروز و فردا محکوم میشوند.
سوء حکمرانی فاجعهبار کرونا را متوقف کنید. مسئولید. محمدعلی اقاربپرستهایی که این روزها از دست میروند، میتوانستند زنده بمانند، اگر بخشی از خطاهای پرهزینهٔ سوءحکمرانی شما نبود.
✍️ محمدرضا جلائیپور
@Library_Telegram
👍2
بنگلادش هم پریدن آموخت
در نگاه ایرانیان از دیرباز بنگلادش چونان آنگولا ، بیافرا و بلکه "کل افریقا" ، به عنوان نمادهای فقر و محرومیت و کمتر توسعه یافتگی جا گرفته اند. برای مردم ایران با شنیدن نام های آنگولایی ، بنگلادشی و گینه ای ، نداری ، بیچارگی و دربدری تداعی می شود. ولی داشتن چنین سیمایی برای امروز و فردای نزدیک بنگلادش بس نادرست و اشتباه است. چرا؟! چونبنگلادشی ها هم مانند بسیاری ملت ها پرش و جهش در اقتصاد و توسعه انسانی را آموخته اند. چرا و چگونه؟
1- مساحت بنگلادش کمتر از یک دوازدهم ایران است. کمی بیش از پهنه استان کرمان و از این منظر ۹۴ امین کشور جهان ؛ ولی با ۱۶۵ میلیون ، هشتمین کشور پر جمعیت و در شمار متراکمترین کشورهای جهان از دیدگاه تراکم و جمعیت نسبی است؛
2- بنگلادش به جز اندکی ذخایر گاز ، فاقد هرگونه منابع تجدید ناپذیر برای صادرات است. نه نفت دارد و نه مس و آهن و...
بر عکس ، سیل و توفان های پیاپی محصولات مردم را از بین برده و همه چیز را برباد می دهد. با هر سانتی متر بالا آمدن آب دریا ، زندگی صدها هزار بنگالی به خطر می افتد؛
۳- ولی با این همه ، امروزه روز، بنگلادش با تداوم رشد شگفت آور 8 ، 9 و گاه 10 درصدی، در بالای لیست پیشتازان اقتصادهای جهان است. به گمان بسیاری از اقتصاددانان، از این کشور تا 18 سال دیگر، به عنوان ملتی پیشرفته یاد خواهد شد؛
4- طی چند سال گذشته با کارکرد شگفت انگیز بانکداری و به ویژه بانک "گرامین"(برنده جایزه نوبل اقتصاد) ، ۱۰ میلیون شهروند به بالای خط فقر پریده اند . هم چنین طی تنها ۱۰ سال ، درآمد سرانه بنگلادشی ها، 300% افزایش داشته است.
5- با مدیریت شگفت انگیز خانم شیخ حسینه به عنوان نخست وزیر ، بنگلادش دومین تولید و صادرکننده پوشاک (نساجی)جهان تبدیل شده است. امروزه بیش از 90% کنف دنیا در بنگلاش به دست می اید.
خانم حسینه با بهره برداری از جمعیت جوان ، بنگلادش را به یکی از کارگاه های جهان از جمله در زمینه IT تبدیل کرده و میزان بیکاری را با استراتژی تنوع اقتصادی ، در سطح کمتر از یک درصد ثابت نگاه داشته است.
با چنین روندی، شاید بنگلادش تا چند سال دیگر به قطبی برای جذب نیروی کار تبدیل شود.
یاداوری می شود زبانرسمی اینکشور بنگالی است که بیش از ۶۵٪ واژگان آن دارای ریشه نزدیک فارسی است.
برگرفته از کانال تلگرامی #یدالله_کریمی_پور
@Library_Telegram
در نگاه ایرانیان از دیرباز بنگلادش چونان آنگولا ، بیافرا و بلکه "کل افریقا" ، به عنوان نمادهای فقر و محرومیت و کمتر توسعه یافتگی جا گرفته اند. برای مردم ایران با شنیدن نام های آنگولایی ، بنگلادشی و گینه ای ، نداری ، بیچارگی و دربدری تداعی می شود. ولی داشتن چنین سیمایی برای امروز و فردای نزدیک بنگلادش بس نادرست و اشتباه است. چرا؟! چونبنگلادشی ها هم مانند بسیاری ملت ها پرش و جهش در اقتصاد و توسعه انسانی را آموخته اند. چرا و چگونه؟
1- مساحت بنگلادش کمتر از یک دوازدهم ایران است. کمی بیش از پهنه استان کرمان و از این منظر ۹۴ امین کشور جهان ؛ ولی با ۱۶۵ میلیون ، هشتمین کشور پر جمعیت و در شمار متراکمترین کشورهای جهان از دیدگاه تراکم و جمعیت نسبی است؛
2- بنگلادش به جز اندکی ذخایر گاز ، فاقد هرگونه منابع تجدید ناپذیر برای صادرات است. نه نفت دارد و نه مس و آهن و...
بر عکس ، سیل و توفان های پیاپی محصولات مردم را از بین برده و همه چیز را برباد می دهد. با هر سانتی متر بالا آمدن آب دریا ، زندگی صدها هزار بنگالی به خطر می افتد؛
۳- ولی با این همه ، امروزه روز، بنگلادش با تداوم رشد شگفت آور 8 ، 9 و گاه 10 درصدی، در بالای لیست پیشتازان اقتصادهای جهان است. به گمان بسیاری از اقتصاددانان، از این کشور تا 18 سال دیگر، به عنوان ملتی پیشرفته یاد خواهد شد؛
4- طی چند سال گذشته با کارکرد شگفت انگیز بانکداری و به ویژه بانک "گرامین"(برنده جایزه نوبل اقتصاد) ، ۱۰ میلیون شهروند به بالای خط فقر پریده اند . هم چنین طی تنها ۱۰ سال ، درآمد سرانه بنگلادشی ها، 300% افزایش داشته است.
5- با مدیریت شگفت انگیز خانم شیخ حسینه به عنوان نخست وزیر ، بنگلادش دومین تولید و صادرکننده پوشاک (نساجی)جهان تبدیل شده است. امروزه بیش از 90% کنف دنیا در بنگلاش به دست می اید.
خانم حسینه با بهره برداری از جمعیت جوان ، بنگلادش را به یکی از کارگاه های جهان از جمله در زمینه IT تبدیل کرده و میزان بیکاری را با استراتژی تنوع اقتصادی ، در سطح کمتر از یک درصد ثابت نگاه داشته است.
با چنین روندی، شاید بنگلادش تا چند سال دیگر به قطبی برای جذب نیروی کار تبدیل شود.
یاداوری می شود زبانرسمی اینکشور بنگالی است که بیش از ۶۵٪ واژگان آن دارای ریشه نزدیک فارسی است.
برگرفته از کانال تلگرامی #یدالله_کریمی_پور
@Library_Telegram
Forwarded from همه چی، هیچی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#اندکی_تفکر
🔴 علی اکبر رائفی پور
از بیانات امام حسین:
ما از تبار قریش هستیم هواخواهان ما عرب و دشمنان ما ایرانیان هستند، روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر است، (خودش میگوید واضح است) و بالاتر و هر ایرانی از بدترین دشمنانان ما هم بدتر است، ایرانیها را باید دستگیر کرد و به مدینه آورد زنانشان را به کنیزی اعراب به فروش رساند و مردانشان را به غلامی و بردگی اعراب گماشت.
سفینه البحار شیخ عباس قمی صفحه 164
@hychy
🔴 علی اکبر رائفی پور
از بیانات امام حسین:
ما از تبار قریش هستیم هواخواهان ما عرب و دشمنان ما ایرانیان هستند، روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر است، (خودش میگوید واضح است) و بالاتر و هر ایرانی از بدترین دشمنانان ما هم بدتر است، ایرانیها را باید دستگیر کرد و به مدینه آورد زنانشان را به کنیزی اعراب به فروش رساند و مردانشان را به غلامی و بردگی اعراب گماشت.
سفینه البحار شیخ عباس قمی صفحه 164
@hychy
❤2👍1👎1
🔅اگر خدایی در کار باشد و شما اشتباه کنید چه؟ شما از جهنم نمیترسید؟
🔸پاسخ آستین کلاین:
▪️اینجور سئوالها مبتنی بر یک برهان رایج الهیاتی است که برهان قمارباز پاسکال خوانده میشود: اگر مؤمن برخطا باشد و خدا وجود نداشته باشد، آنگاه او هیچ چیز از دست نمیدهد؛ برعکس، اگر بیخدا برخطا باشد و خدا وجود داشته باشد، آنگاه بیخدا در معرض خطر افتادن به جهنم است. بنابراین، عاقلانهتر آن است که روی باورداشتن شرط ببندیم نه روی بیباوری، پس بیخدایی قمار خطرناکی است.
▪️این برهان مشکلات چندی دارد. یکی اینکه، فرض میکند که باور داشتن یا نداشتن انتخابی و اختیاری هستند که شخص میتواند خود انجام دهد، نه اینکه اوضاع و شرایط، شواهد، عقل و تجربه او را وادار به باور داشتن کنند. قمار کردن مستلزم داشتن قدرت انتخاب ارادی است، و به نظر نمیرسد که باور داشتن را بتوان بطور ارادی انتخاب کرد. من، به عنوان یک بیخدا، نمیتوانم بدون وجود دلایل خوب چیزی را باور کنم و، در حال حاضر، فاقد دلایل خوبی برای باور به وجود هرگونه خدایی هستم. بیخدایی انتخابی نیست، بلکه پیامد خودکار وضعیت فهم من است.
▪️مشکل دیگر این است که برهان پاسکال فرض میگیرد که تنها دو گزینه هست: یا مؤمن برخطاست و یا بیخدا. اما در حقیقت، هر دو میتوانند برخطا باشند، چون ممکن است خدایی باشد، اما این خدا مطابق تصور شخص مؤمن نباشد. شاید خدایی سراسر متفاوت باشد. در حقیقت، ممکن است خدایی باشد که مردم را به خاطر باور داشتن برپایهی برهانی مانند برهان پاسکال مجازات کند، اما شک و تردید بیخدا مایهی رنجش خاطرش نگردد. شاید هر دوی ما در خطر باشیم . شاید هم خطری پیش روی هیچ کداممان نباشد.
▪️این مطلب ما را به برهان قمارباز بیخدا میرساند: اصلا چرا شما بیخدا نمیشوید؟ اگر خدایی باشد، خدایی که اخلاقی، نیک و شایستهی احترام باشد، آنگاه از اینکه مردم به دلایل عقلانی در وجودش شک دارند دلگیر نمیشود.
▪️چنین خدایی مردم را به خاطر به کارگیری مهارتهای اندیشهورزی انتقادی و شکاکانهشان جهت بررسی مدعاهای دیگر انسانهای ممکنالخطا مجازات نمیکند. پس، شما چیزی از دست نخواهید داد. و اگر خدایی باشد که مردم را به خاطر شکیّات عقلانیشان مجازات میکند، چرا میخواهید به هر قیمت تا ابد در محضرش حاضر باشید؟ چنین خدای هوسبازِ خودخواهِ نامطبوعی چندان به دل نمینشیند. اگر نمیتوانید به اخلاقی بودن این خدا مطمئن باشید، نخواهید توانست به وعدههایش در مورد بهشت و دوزخ هم مطمئن باشید. از دست دادن مصاحبت چنین خدایی چندان هم ضایعهای محسوب نمی شود.
▪️من از شما نمیخواهم که بیخدایی را انتخاب کنید چنین خواستی آشکارا بیمعناست. اما از شما میخواهم که بیخدایی را جدی بگیرید. من از شما میخواهم که ملاحظه کنید که بیخدایی میتواند دست کم به اندازهی تئیسم معقول باشد، و در حقیقت بسیار عاقلانهتر است. من از شما میخواهم که در مورد دین شکاکتر باشید و سئوالهای سختتر و انتقادیتری، در مورد باورهای سنتی بپرسید، بدون اینکه نگران پیامدهای این پرسشگری باشید.
▪️شاید برخی جزئیات باورهایتان تغییر نکند اما پس از پرسشگری باید باورهایتان قویتر شوند. شاید برخی از باورهایتان تغییر کنند، اما همچنان تئیست بمانید اما این موضع جدیدتان باید قویتر باشد. و اگر سرانجام به خاطر نداشتن دلایل خوبی برای مؤمن ماندن به دین و یا تئیسمتان، بیخدا شدید، چه از دست میدهید؟
@Library_Telegram
🔸پاسخ آستین کلاین:
▪️اینجور سئوالها مبتنی بر یک برهان رایج الهیاتی است که برهان قمارباز پاسکال خوانده میشود: اگر مؤمن برخطا باشد و خدا وجود نداشته باشد، آنگاه او هیچ چیز از دست نمیدهد؛ برعکس، اگر بیخدا برخطا باشد و خدا وجود داشته باشد، آنگاه بیخدا در معرض خطر افتادن به جهنم است. بنابراین، عاقلانهتر آن است که روی باورداشتن شرط ببندیم نه روی بیباوری، پس بیخدایی قمار خطرناکی است.
▪️این برهان مشکلات چندی دارد. یکی اینکه، فرض میکند که باور داشتن یا نداشتن انتخابی و اختیاری هستند که شخص میتواند خود انجام دهد، نه اینکه اوضاع و شرایط، شواهد، عقل و تجربه او را وادار به باور داشتن کنند. قمار کردن مستلزم داشتن قدرت انتخاب ارادی است، و به نظر نمیرسد که باور داشتن را بتوان بطور ارادی انتخاب کرد. من، به عنوان یک بیخدا، نمیتوانم بدون وجود دلایل خوب چیزی را باور کنم و، در حال حاضر، فاقد دلایل خوبی برای باور به وجود هرگونه خدایی هستم. بیخدایی انتخابی نیست، بلکه پیامد خودکار وضعیت فهم من است.
▪️مشکل دیگر این است که برهان پاسکال فرض میگیرد که تنها دو گزینه هست: یا مؤمن برخطاست و یا بیخدا. اما در حقیقت، هر دو میتوانند برخطا باشند، چون ممکن است خدایی باشد، اما این خدا مطابق تصور شخص مؤمن نباشد. شاید خدایی سراسر متفاوت باشد. در حقیقت، ممکن است خدایی باشد که مردم را به خاطر باور داشتن برپایهی برهانی مانند برهان پاسکال مجازات کند، اما شک و تردید بیخدا مایهی رنجش خاطرش نگردد. شاید هر دوی ما در خطر باشیم . شاید هم خطری پیش روی هیچ کداممان نباشد.
▪️این مطلب ما را به برهان قمارباز بیخدا میرساند: اصلا چرا شما بیخدا نمیشوید؟ اگر خدایی باشد، خدایی که اخلاقی، نیک و شایستهی احترام باشد، آنگاه از اینکه مردم به دلایل عقلانی در وجودش شک دارند دلگیر نمیشود.
▪️چنین خدایی مردم را به خاطر به کارگیری مهارتهای اندیشهورزی انتقادی و شکاکانهشان جهت بررسی مدعاهای دیگر انسانهای ممکنالخطا مجازات نمیکند. پس، شما چیزی از دست نخواهید داد. و اگر خدایی باشد که مردم را به خاطر شکیّات عقلانیشان مجازات میکند، چرا میخواهید به هر قیمت تا ابد در محضرش حاضر باشید؟ چنین خدای هوسبازِ خودخواهِ نامطبوعی چندان به دل نمینشیند. اگر نمیتوانید به اخلاقی بودن این خدا مطمئن باشید، نخواهید توانست به وعدههایش در مورد بهشت و دوزخ هم مطمئن باشید. از دست دادن مصاحبت چنین خدایی چندان هم ضایعهای محسوب نمی شود.
▪️من از شما نمیخواهم که بیخدایی را انتخاب کنید چنین خواستی آشکارا بیمعناست. اما از شما میخواهم که بیخدایی را جدی بگیرید. من از شما میخواهم که ملاحظه کنید که بیخدایی میتواند دست کم به اندازهی تئیسم معقول باشد، و در حقیقت بسیار عاقلانهتر است. من از شما میخواهم که در مورد دین شکاکتر باشید و سئوالهای سختتر و انتقادیتری، در مورد باورهای سنتی بپرسید، بدون اینکه نگران پیامدهای این پرسشگری باشید.
▪️شاید برخی جزئیات باورهایتان تغییر نکند اما پس از پرسشگری باید باورهایتان قویتر شوند. شاید برخی از باورهایتان تغییر کنند، اما همچنان تئیست بمانید اما این موضع جدیدتان باید قویتر باشد. و اگر سرانجام به خاطر نداشتن دلایل خوبی برای مؤمن ماندن به دین و یا تئیسمتان، بیخدا شدید، چه از دست میدهید؟
@Library_Telegram
❤3👍1
☕️ قطعهای از کتاب
اگر من رئیس دانشگاه بودم واحدی اجباری با عنوان "چطور از بیناییتان استفاده کنید"، ایجاد میکردم تا استاد با تلاش فراوان به دانشجویانش نشان دهد چطور با دیدن واقعی چیزهایی که بیتوجه از کارشان میگذریم میتوانند شادی را به زندگیشان بیفزایند و همچنین سعی کند قابلیتهای بیرونق و نهفته دانشجویانش را بیدار کند.
📕 #سه_روز_برای_دیدن
✍ #هلن_کلر
@Library_Telegram
اگر من رئیس دانشگاه بودم واحدی اجباری با عنوان "چطور از بیناییتان استفاده کنید"، ایجاد میکردم تا استاد با تلاش فراوان به دانشجویانش نشان دهد چطور با دیدن واقعی چیزهایی که بیتوجه از کارشان میگذریم میتوانند شادی را به زندگیشان بیفزایند و همچنین سعی کند قابلیتهای بیرونق و نهفته دانشجویانش را بیدار کند.
📕 #سه_روز_برای_دیدن
✍ #هلن_کلر
@Library_Telegram