کتابخانه تلگرام
102K subscribers
2.89K photos
708 videos
10.5K files
1.97K links
انواع کتاب کمیاب و ممنوعه
رمان، داستان
علمی، تخیلی، آموزشی
تاریخی، سیاسی
مطالب و داستانهای آموزنده و ...

ارتباط با ادمین:⬇️
@Library_Telegram_Bot

صفحه اینستاگرام کانال⬇️
https://www.instagram.com/library_telegram/
Download Telegram
☕️ قطعه‌ای از کتاب

هیچ‌ کس نمی‌تواند گذشته‌ی دیگری را ردیابی کند. اهل کجایی؟ ننه بابات کی هستند؟
هر کدام از این سوال‌های ما ممکن است زخمی باشد که التیام ندارد، زخمی که نمی‌گذارد دوست داشته باشیم و یا دوستمان داشته باشند.

📕 #زندانی_لاس_لوماس

#کارلوس_فوئنتس

@Library_Telegram
📕 ویکتور هوگو در محکمه ی تاریخ

هنری گیمن

کتاب حاضر برگزیده ای از مجموعه تقریبا هشتاد جلدی است که در آن به خصوصیات فردی و افکار درونی یکی از مشاهیر جهان پرداخته شده است. به دلیل شهرت جهانی ویکتور هوگو و ترجمه شدن اغلب آثار وی در ایران،‌ این کتاب از این مجموعه انتخاب و ترجمه شده است. نویسنده این اثر هنری گییه مین،‌ استاد دانشگاه سوربن، با روشن بینی فراوان این اثر را تدوین کرده و تا حد امکان جنبه های مختلف زندگی هوگو (1885 – 1802 م) را نمایان ساخته است. ویکتور هوگو را پدر مکتب رمانتیسم می دانند در حالی که پیش از او هم شاعران دیگر در این سبک پیشگام بوده اند ولی هوگو بود که این مکتب را به اوج رساند. زندگی سخت خانوادگی، از دست دادن برادر،‌ دختر جوان، جنون دختر دیگر و مرگ همسرش خللی در تلاش او برای نوشتن نکرد و او را تبدیل به یکی از چهره های شاخص دنیا کرد. مترجم این کتاب،‌ برای درک بهتر مفاهیم و وقایع کتاب،‌ تاریخچه مختصری از حوادث و وقایع اجتماعی دوران حیات هوگو را شرح داده است. در ترجمه اشعار نیز سعی کرده که کلمه ای از یک بیت به بیت دیگر منتقل نشده باشد که این کار تا حدی از لطف و ظرافت شعر، کاسته است. ترجمه این کتاب را محمود بهفروزی انجام داده و در سال 1377 شمسی به طبع رسانده است.

@Library_Telegram
ویکتور هوگو در محکمه.pdf
9.8 MB
📕 ویکتور هوگو در محکمه ی تاریخ

هنری گیمن


@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
1
#یک_دقیقه_مطالعه

ملتی که هم خدا را می‌خواهد هم خرما؛ نه خدا برایش می‌ماند، نه خرما

یکی از بزرگترین اوهام و ضعف‌های ایرانیان آن است که فکر می‌کنند می‌توانند همه چیزهای خوب را با هم داشته‌ باشند. فکر می‌کنند اگر دو چیز خوب را در یک اصطلاح ترکیب کنند، کار تمام است. یعنی همانطور که آن دو چیز در سطح زبان و گفتار به‌راحتی به هم می‌‌چسبند؛ در جهان خارج و دنیای واقعی هم می‌توانند در کنار هم قرار گیرند. در همین زمینه «لوسین لوی برول» با مطالعه اقوام ابتدایی نشان می‌دهد ذهنیت مردم این جوامع به‌راحتی می‌تواند یک چیز را هم‌خودش و هم غیرخودش تصور کند. این نوع ذهنیت توانایی عجیبی در آمیختن چیزهای متناقض دارد و فردِ صاحب آن هم دچار احساس تناقض نمی‌شود.
نمونه‌هایی از چنین ذهنیت ابتدایی و خیال‌پروری در بین ایرانیان به‌ویژه از عصر مشروطه شروع شده است. برای مثال:

۱. هم می‌خواهند مدرن باشند و به عقل و خرد احترام بگذارند؛ هم می‌خواهند براساس وحی و آموزه‌های دینی جامعه را بسازند. درنتیجه ترکیب من‌درآوردی و متناقضی مانند «روشنفکر دینی» را اختراع می‌کنند و نیم قرن زیر پرچم آن سینه می‌زنند و خود و خلقی را زحمت بیهوده می‌دهند و هیچ احساس نمی‌کنند که چگونه عقل و وحی را می‌توان باهم در‌آمیخت.

۲. هم به‌دنبال خواست و اراده عمومی هستند و می‌خواهند جمهور مردم به آن‌ها مشروعیت دهند؛ هم می‌خواهند در چارچوب اسلامی که فقها ترسیم می‌کنند حرکت کنند‌. در نتیجه «جمهوری اسلامی» و «مردم‌سالاری دینی» را ابداع می‌کنند و بعد از سی سال تضاد بین انتخاب و انتصاب؛ فکر می‌کنند مشکل در جایگاه پست ریاست جمهوریست و باید آن را حذف کرد تا تناقض‌ها برطرف شود.

۳. هم کشورشان را دوست دارند و می‌خواهند از ملیتشان دفاع کنند؛ هم مذهب شیعه را که به آن ایمان دارند در اولویت می‌دانند. درنتیجه جریان «ملی- مذهبی» را تأسیس می‌کنند و مشخص نمی‌کنند تکلیف ارمنی و سنی و بی‌دین‌های ایرانی چه می‌شود؟ ملی بودن یعنی ایرانیِ زرتشتی اولویت دارد و مذهبی بودن یعنی شیعهُ پاکستانی. اینکه چرا برخی افراد در این وضعیت احساس تناقص نمی‌کنند به دلیل همان ذهنیت ابتدایست که دارند؟

۴. در دوران جدید تاسیس بانک اجتناب ناپذیر است؛ اما بانک آمریکایی سودمحورِ نزول خوار نمی‌خواهند. در نتیجه با چسباندن پسوندِ «اسلام» به «بانکداری»؛ الگوی «بانکداری اسلامی» را به جهانیان معرفی می‌کنند که در نهایت میزان رانت و ربا و دلالی و فساد آن لرزه بر تن همه نظام‌های بانکی می‌اندازد. چطور دین اسلام را که مانند سایر ادیان؛ رباخواری را در حد گناه کبیره می‌داند با بانک که بنیادش بر سود پول است جمع می‌کنید؟ فکر نکردید چرا به عقل یهودیان و مسیحیان نرسیده بانکداری یهودی و مسیحی درست کنند؟

۵. «سیاست ما عین دیانت ما؛ و دیانت ما، عین سیاست ماست.» این جمله کاملا متناقض را به مرحوم مدرس نسبت می‌دهند؛ درحالی که کشیش معروف سنت توماس آکویناس آن را در قرن سیزدهم میلادی تئوریزه کرده بود. به هرحال نه آکویناس و نه مدرس هیچکدام نفهمیدند که چرا نتیجه آموزه‌هایشان به سیاست دینی منجر نشد و در نهایت، دین، سیاسی شد؟ البته ماکیاول در قرن پانزدهم نشان داده بود که دین عرصه اخلاق و حقیقت است و سیاست حوزه قدرت و مصلحت و ادعای ترکیب این دو؛ یا نقشه عوامفریبان است یا تخیل سبک مغزان.

۶. اقتصاد برای اداره جامعه ضروریست، اما بدانید و آگاه باشید که ما اقتصاد کاپیتالیستی و سوسیالیستی نمی‌خواهیم. درنتیجه دکترین «اقتصاد اسلامی» را در دانشگاه‌ها ترویج می‌کنیم. البته نمی‌دانیم چرا در عمل، هیچکدام از مدرسان این دکترین حاضر نیستند سرمایه خود را برای خرید زمینی که کنار مسجد است هزینه کنند؟! نمی‌دانیم چرا مدیران مشوق اقتصاد اسلامی، پولشان را در بانکی می‌گذارند که سود بیشتری می‌دهد نه بانکی که کارمندانش مسلمان‌ترند‍؟َ!

دکتر نظام بهرامی کمیل

@Library_Telegram
👍41
شاه تام الاختیار و صدراعظم های بی اختیار

در طول سالیان پس از عزل نهایی مشیرالدوله صدراعظم، ناصرالدین‌شاه در برابر تمامی اصلاحات بنیادی که به نحوی عملکرد متلوّن و بلهوسانه او را مهار می‌کرد، مقاومت ورزید. این تمایل تعمدی به جلوگیری از هرگونه رویه پایدار در اداره امور دولتی، در عمل، باری سنگین بردوش شاه نهاد و وی را مسئول مستقيم جميع تصميمات از بزرگ و کوچک ساخت. کلیه امور مالی، دیوانی، سیاسی، نظامی، و نیز مسائل خصوصی و شخصیت می بایست به عرض ملوکانه می‌رسید و تصميم شخص او در همه سطوح اجرا می‌شد.

وزیران متصدی در دولت غالبا چیزی بیش از ماموران اجرایی نبودند، حدود مسئولیت و اقتدارشان نامشخص بود، ولی هنگام بروز کاستی که بیشتر در نتیجه مداخله همایونی در حوزه وزارتی آنها بود می‌بایست حساب پس می‌دادند. برای رفع نقایص در دستگاه دیوان شاه مرتب دست به اقدامات آنی ولی ناپایدار می‌زد، ولی تلاشهای وی در جهت تعبیه طرق تازه برای چاره ث‌جویی در برابر مشکلات و نارضایی عمومی همه علاج‌های صوری و بی‌ثمر بود. شیوه‌های مختلف برای دریافت عرایض مردم و پاسخگویی به مظالم، مجازات نمایشی مأموران دون رتبه و متوسط الحال، اعلامیه‌های تضمين جان و مال رعايا، حتى تشويق نسبتا محدود سازش و مدارا با اقلیت های مذهبی رسمی نتوانست فتور ریشه دار دستگاه حکومت را چندان دفع کند.

این اقدامات، و نظایر آنها، قادر به ایجاد تشکیلاتی پا برجا نبود که بتواند از جرح و تعدیل و مداخله دائمی شاه مصون بماند. هدف چیزی جز برقراری توازنی بی‌ثبات به دست شاه، متکی به شاه و ما به سود شاه نبود.

وی در طول پنجاه سال سلطنتش هرگز از باریکه یکنواخت صدور دست خط، فرمان، کتابچه دستورالعمل و روزنامچه پا فراتر نگذاشت و از پیچ و خم راه دشواری که در طول عمر سیاسی‌اش به تمهید پشت سر نهاد هیچ‌گاه به درنیامد تا عرصه گسترده دولت مداری را به چشم ببیند.

شاه به نحوی دردناک، حتی در مورد تدابیری که از بار سنگین کار دیوان او میکاست، به شدت فاقد خلاقیت بود. تلقی کلی او از سلطنت و از جامعه به طرزی از شگفت آور همچنان نارسا ونامتحول باقی ماند. ناصرالدین در حقیقت همان وظایفی را انجام میداد که سنت شهریاری دیرین ایران از پادشاهان می‌خواست. سعادت یا مذلت دولت و مملکت کمتر منوط به تشکیلات نهادی دولت و بیشتر وابسته به شخص شاه بود. رأی و رفتار شخصی وی بود که توازن حساس میان دولت و رعیت را حفظ می‌کرد.

📕 قبله عالم

عباس امانت

@Library_Telegram
#حکایت ✏️

یک روز ملا نصر الدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختمانی را بر پشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد. الاغ هم به سختی از پله ها بالا رفت. ملا مصالح ساختمانی را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را بطرف پایین هدایت کرد. ملا نمی دانست که خر از پله بالا می رود، ولی به هیچ وجه از پله پایین نمی آید. هر کاری کرد الاغ از پله پایین نیامد. ملا الاغ را رها کرد و به خانه آمد که استراحت کند. در همین موقع دید الاغ دارد روی پشت بام بالا و پایین می پرد.

وقتی که دوباره به پشت بام رفت، می خواست الاغ را آرام کند که دید الاغ به هیچ وجه آرام نمی شود. بعد از مدتی متوجه شد که سقف اتاق خراب شده و پاهای الاغ از سقف چوبی آویزان شده، بالاخره الاغ از سقف به زمین افتاد و مرد. بعد ملا نصرالدین گفت: لعنت بر من که نمی دانستم که اگر خر به جایگاه رفیع و پست مهمی برسد، هم آنجا را خراب می کند و هم خودش را می کشد.


@Library_Telegram
حاکم مراغه

نمی دانم چرا مرتب داستان قدیمی حاکم مراغه به خاطرم می آید.

می گویند زمانی دوره حاکم موجود مراغه تمام شد و‌حاکم جدید با حکم حکومتی و سوار بر کالسکه از راه رسید.

در محل دروازه ورودی عده ای از رجال شهر و مردم برای استقبال از حاکم جدید تجمع کرده و با سلام و‌صلواة حاکم را به درون شهر می بردند.

حاکم جدید مشاهده کرد که همزمان یک نفر را با کتک و پس گردنی و خفت از شهر بیرون می کنند، پرسید این نگون بخت کیست؟ پاسخ دادند که حاکم قبلی است!!


می گویند گرچه این رخداد هر چند سال تکرار می شد اما هیچ حاکم جدیدی از سرنوشت قبلی درسی نگرفت.

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مُجمل.

✍️ دکتر محمد طبیبیان

@Library_Telegram
👍1
‍ #سه_شکل_بودن_در_دنیا

🍃نخست محیط زیست شناختی. یعنی همان محیط حیوانات و انسانها- سایق ها و غرایز و … این همان محیطی است که فروید درباره آن تحقیق می کرد.

🍃🍃دومین شکل بودن در دنیا، دنیای روابط متقابل است. به طور مثال فهم عشق به عوامل مرتبط با دنیای روابط متقابل از قبیل تصمیمگیری شخصی و تعهد به دیگری بستگی دارد.

🍃🍃🍃سومین شکل بودن در دنیا، دنیای خود است، این دنیا همان رابطه خود با خودش است. دنیای خود شامل خود آگاهی و رابطه با خود است. من وقتی وارد این دنیا می شوم که به تاثیر دیگری بر خودم پی ببرم و بفهمم گل برای من چه معنایی دارد. دنیا بدون این شکل از بودن، بی روح و خشک می شود.

#رولو_می روانشناس وجودگرا معتقد بود انسانها به طور همزمان در هر سه دنیا زندگی می کنند.

@Library_Telegram
کودکت اگر با صداقت زندگی کند، می آموزد حقیقت چیست
کودکت اگر با انصاف زندگی کند، عدالت را می آموزد و به مردم بدی نمیکند!

کودکت اگر رفتار خوب تو با همسرت را ببیند احترام به یک زن را می آموزد!

کودکت اگر با انتقاد زندگی کند، سرزنش کردن را می آموزد!

کودکت اگر با خصومت زندگی کند، جنگیدن را می آموزد!

کودکت اگر با تمسخر زندگی کند، کمرویی را می آموزد...

کودکت اگر با ترس زندگی کند، نگران بودن را می آموزد!

کودکت اگر با پذیرش زندگی کند، عشق ورزیدن را می آموزد!

کودکت اگر با تایید زندگی کند، می آموزد که خودش را دوست بدارد!

@Library_Telegram
جملاتي كوچک، مفاهيمي بزرگ:

_ آنقدر خوب باشيد که ببخشيد، امّا
_آنقدر ساده نباشيد که دوباره اعتماد کنید!

_ اگر احساس افسردگی دارید، درگير گذشته هستید.
_ اگر اضطراب دارید، درگير آینده!
_ و اگر آرامش دارید، در زمان حال به سر مي بريد.
_ پس در لحظه زندگی کنید...!

_ قدر لحظه ها را بدانيد!
_ زمانی می رسد که دیگر شما نمی توانید بگویید جبران می کنم.

_ یک نكته را هرگز فراموش نكنيد:
_ لطف مکرّر، حق مسلّم مي گردد!
_ پس به اندازه لطف کنيد...

_ از کسی که به شما دروغ گفته نپرسيد: چرا؟
_ چون سعي مي كند با دروغ هاي پي در پي، شما را قانع كند!

_غصّه هایتان را با قاف بنویسيد تا هرگز باورشان نکنيد!
_انگار فقط قصّه است و بس...

_هیچ بوسه ای جای زخم زبان را خوب نمی کند!
_پس مراقب گفتارتان باشيد...

_جاده زندگی نبايد صاف و هموار باشد
_وگرنه خوابمان می برد!
_دست اندازها نعمت بزرگی هستند...

_ و نكته آخر :
_ هيچ وقت فراموش نكنيد كه:
_ دنيا تكرار نمی شود...!

@Library_Telegram
👍1
📕 کنیزداری در اسلام (#ممنوعه)

دکتر امیرحسین خنجی
نخستین انتشار: ۲۳ خرداد ۱۳۹۹

در این کتابچه پس از تعریف کنیز و بررسی مفهوم کنیزداری در اسلام، اشاره به گزارش‌هایی از زندگی پیامبر اسلام و اصحاب‌شان دربارۀ کنیزان شده است.
سپس تا حد زیادی تلاش شده است تا زندگی و زمانۀ کنیزان در دو سدۀ نخست هجری (بخوانید بیچارگی‌ها و رنج‌ها و مرارت‌هایشان) از متون اصلی و منابع معتبر تاریخی بیرون برکشیده شود و به تصور آید و با سنت‌ها و رسوم اسلامی که دربارۀ کنیزان وجود داشته است و مسلمانان بدان عمل می‌کرده‌اند آشنا شویم.
پس از این‌ها، بخشی هم به کنیزشدگان نام‌دارِ شهرهای مدینه و مکه و بغداد و کوفه و دیگر شهرهای مؤمنینِ اسلام و نقش‌شان در رشد و توسعۀ هنر رامش‌گری اشاره رفته است.

@Library_Telegram
👍2
Kanizdary.pdf
612.4 KB
📕 کنیزداری در اسلام (#ممنوعه)

دکتر امیرحسین خنجی


@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
👍41
رضاشاه درباره اقبال مردم از برق در تردید بود، در واقع او می‌دانست که بسیاری از تجدد خواهی‌ های حکومت او از سوی مردم با مقاومتی منفی روبرو می‌شود و خواست مشترکی در این زمینه میان مردم و حکومت نمیتوان متصور شد. در نتیجه تصمیم گرفت قانونی از تصویب مجلس بگذراند که طی آن مغازه‌ داران خیابانها را وادار کند که بهای برق مصرفی معابر عمومی را بپردازند تا کارخانه بر اثر ضررهای احتمالی تعطیل نشود شعار چراغ‌ ها را من روشن می‌کنم بثمر نشست تا پایان دوره قاجار، مردم کوچه و بازار، برق را تنها در روشنایی خیابان معنی می‌کردند، اما در اوایل دوره رضاشاه آشنایی مردم شهر نشین با پدیده جدید برق و نیاز اداره‌های نوبنیاد دولتی به برق و روشنایی شهر در ساعت‌های پس از نیمه‌شب، دولت را بر آن داشت که به فکر تامین برق شبانه‌روزی بیفتد و در مرحله اول در مورد برق پایتخت چاره‌ای بیندیشد. در دی‌ماه ۱۳۱۳، محل کارخانه برق تهران انتخاب و نصب نیروگاه و تاسیس شبکه تهران به کارخانه اشکودای چکسلواکی سفارش داده شد

رضاشاه بزرگ در عملیات ساخت نیروگاه و توزیع سراسری برق و ‏زنده‌یاد محمدعلی فروغی
‏⁧
@Library_Telegram
☕️ قطعه‌ای از کتاب

مشکل، عشق نیست؛ بلکه مشکل تاکید بیش از حد بر روی عشق در زندگی است؛
وقتی بیش از حد بر روی جنس مخالف در زندگی تمرکز صرف داریم و میخواهیم به هر ترتیبی به عشق برسیم، حالمون خوب نیست و عشق برامون حکم ماده مخدر رو داره تا دردمونو تسکین بده.
عشق نباید دوای درد های ما باشه و اگر اینطور باشه و حتی اگر هم بهش برسیم، مطمئنا عشق سالمی نیست و بیمار گونه خواهد بود.
هورنای میگوید: در تحلیل روانی بسیاری از زنان به اینجا رسیدیم که این زنان فقط یک فکر را در سر می پروراندند:
" من باید مردی داشته باشم"
یعنی این فکر چنان بر زندگی آنها سایه افکنده که جایی برای افکار دیگر نگذاشته است ، گویی در زندگی دیگر نه فعالیتی وجود دارد و نه هدفی....
فاجعه اینجاست که فرد معنی و جهت و هدف زندگیشو فقط و فقط در عشق جستجو کنه!

📕 #روانشناسی_زنان

#کارن_هورنای

@Library_Telegram
📕 آدم جعبه ای

کوبو آبه

روایت درد و رنج، آن هم به‌شکلی استادانه و کم‌نظیر، فقط از عهده‌ی معدود نویسندگانی برمی‌آید که تسلطی مثال‌زدنی بر ادبیات دارند و نتیجه‌ی کارشان، رشک‌برانگیز است. بی‌شک کوبو آبه نویسنده‌ی رمان مرد جعبه ای، یکی از همان نویسندگان است که این‌بار در این رمان تکان‌دهنده و جذاب، روایتِ زندگی یک کارتن‌خواب را به مدد جادوی کلمات و البته در فضایی سوررئال، تقدیم خواننده می‌کند. آبه با همان طنز تلخ و گزنده‌اش، تلنگری می‌زند به بی‌تفاوتی انسان امروزی نسبت به معیشت آن‌ها که به هر دلیلی پناهگاهی ندارند اما انسان‌اند، زنده‌اند و از بی‌توجهی هم‌نوعان‌شان رنج می‌کشند و این دور تسلسل گویی پایان ندارد.

داستان از این قرار است که یک روز صبح مرد ناشناسی به یک مرد جعبه ای که در خیابان روبه‌روی آپارتمانش زندگی می‌کند، شلیک می‌کند. مدتی می‌گذرد و مرد دچار پارانویا می‌شود. احساس می‌کند صدای گلوله را در سرش می‌شنود. تا اینکه یک روز تصمیم می‌گیرد خودش هم یک جعبه بردارد و در آن زندگی کند. ادامه‌‌ی داستان از زاویه‌ی دید مرد جعبه ای تعریف می‌شود که اتفاقات دور و برش را از پشت دیواره‌های جعبه می‌نویسد…

@Library_Telegram
آدم جعبه ای.pdf
1.9 MB
📕 آدم جعبه ای

کوبو آبه


@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
1
☕️ قطعه‌ای از کتاب

فکرش را بکن، ما زمان جنگ یک کشیش داشتیم که به ما می‌گفت تا می‌توانیم دشمن بکشیم. این حرف از دهان یک کشیش در می‌آمد.
یکی از هم‌قطارهای من به کشیش گفت مسیحی است و وظیفه دارد از ده فرمان خدا تبعیت کند. برگشت به کشیش گفت: فرمان پنجم را شنیده‌اید؟ قتل مکن.
من از آن موقع دیگر به این رداپوش‌ها اعتقاد ندارم.

📕 #وقت_رفتن

#یوزف_وینکلر

📚 @Library_Telegram
👍2
☕️ قطعه‌ای از کتاب

این نوع زندگی که ما امروزه داریم زندگی نیست، رکود است.

مرگ در حال زندگی است. به تمام این خانه‌های لعنتی نگاه کن و همین‌طور به افراد بی‌هدف داخل خانه‌ها!

گاهی اوقات فکر می‌کنم ما همه جسد هستیم، فقط فرقمان با جسد این است که در حالیکه ایستاده‌ایم، درحال پوسیدن هستیم.


📕 همه‌ جا پای پول در میان است

جورج اورول

@Library_Telegram
👍2
📕 عوالم خیال(ابن عربی و مسئله اختلاف ادیان)

ویلیام چیتیک

محیی‌الدین بن عربی، مشهور به شیخ اکبر، به احتمال قوی پرنفوذترین اندیشمند نیمۀ دوم تاریخ اسلام است. او که در سال 560 ه. در شهر مرسیه در اسپانیای مسلمان به دنیا آمد در اوایل عمر موهبتهای عظیم عقلی و معنوی خود را بروز داد. در سال 595، در مکاشفه‌ای به او گفته شد که به شرق برود، و در سال 597 در مکه حج به جای آورد. از آن به بعد در سرزمین‌های مرکزی اسلامی از شهری به شهری سفر می‌کرد تا عاقبت در دمشق اقامت گزید، و همانجا در سال 638 وفات یافت. او در حدود پانصد اثر از خود به جای گذاشت.

@Library_Telegram
👍1
عوالم خیال.pdf
2.3 MB
📕 عوالم خیال(ابن عربی و مسئله اختلاف ادیان)

ویلیام چیتیک


@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
👍1
☕️ قطعه‌ای از کتاب

ما قبل از هر چیز گرفتار فقر اخلاقی، فقر روحی و فقر فکری هستیم. این نفاق و ریا که در محیط ما حکمفرماست نتیجه فقر اخلاقی و روحی ماست. اگر این درد را چاره کنیم، بسیاری از دردهای دیگر ما چاره خواهد شد.

📕 آیین کامیابی

دیل کارنگی

@Library_Telegram