کتابخانه تلگرام
102K subscribers
2.89K photos
708 videos
10.5K files
1.97K links
انواع کتاب کمیاب و ممنوعه
رمان، داستان
علمی، تخیلی، آموزشی
تاریخی، سیاسی
مطالب و داستانهای آموزنده و ...

ارتباط با ادمین:⬇️
@Library_Telegram_Bot

صفحه اینستاگرام کانال⬇️
https://www.instagram.com/library_telegram/
Download Telegram
☕️ قطعه‌ای از کتاب

چه دردناك است شرمسار وطن بودن، آنگاه كه وطن در دست مشتى نيرنگ‌بازِ بى‌رگ است كه از سر بى‌تدبيرى و خودخواهى اداره‌اش مى‌كنند،

آنگاه كه در چشم جهانيان چهره‌اى گستاخ، موذى و بى‌ارج دارد، آنگاه كه به‌جاىِ خوراك سالم روحانى، خوراك فاسد پيش رويش مى‌گذارند، آنگاه كه فقر و پريشانى چنان در تار و پود زندگى مردم لانه كرده كه به هيچ روى نمى‌توان چاره‌اش كرد.

احساسى است خفت‌بار كه آدمى را رها نمی‌كند؛ احساسى ماندگار كه خلاف احساسات روزمرهٔ پيش پا افتاده، به آسانى زدوده نمى‌شود.

آرى، اين شكنجه و خفقانى بى‌پايان و هميشگى است كه با آن از خواب برمی‌خيزى، هرساعت از روز را با آن مى‌گذرانى، و شب با آن به بستر مى‌روى.
تنها مرگ، كه از غم و اندوه شخصى رهايت می‌كند، از چنگ اين شرمسارى نجاتت میدهد. امّا تو هنوز در شمار زندگانى و اين شرمسارى همچنان بر تو سايه افكنده.

📕 خرده ريزها

آلكساندر سالژنيتسين

@Library_Telegram
📕 قوم های کهن در قفقاز، ماورای قفقاز و بین النهرین و هلال حاصلخیز

رقیه بهزادی

اثر مصوّر حاضر، نخستین دفتر از مجموعة «کهن‌نامه‌های زبان‌شناسی»، مشتمل بر مهم‌ترین آثار تألیفی و برگردان برجسته‌ترین درس‌نامه‌های حوزة زبان‌شناسی است. موضوع این دفتر، شناخت اقوام کهن، با توجه به ریشه‌های نژادی، خاستگاه و زیستگاه قومیت و جامعه، صنعت و هنر، اقتصاد و تجارت، اساطیر، دین و خدایان است. مطالب اثر در سه بخش کلّی تدوین شده که بخش نخست، به بررسی اقوام «هوریانی»، «متیانی»، «خرزی»، «گرجی»، «ارمنی» و... اختصاص یافته است. در بخش دوم، از اقوام مقیم در بین‌النهرین و هلال حاصلخیز سخن رفته و در بخش سوم، دانش اقوام کهن مورد مطالعه قرار گرفته است. نگارنده، خاستگاه، محلّ زندگی، تقسیمات اجتماعی، تعاملات فرهنگی، هنری و علمی هر قوم را بررسی و تحلیل کرده است.

@Library_Telegram
Ghomhaye kohan irani.pdf
9.1 MB
📕 قوم های کهن در قفقاز، ماورای قفقاز و بین النهرین و هلال حاصلخیز

رقیه بهزادی


@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
1
#یک_فنجان_تفکر ☕️

مهربونی های زیادی توی فرهنگ ما بود و داره کمرنگ میشه.
من چندتا از مهربونی های تصادفی که به ذهنم می رسه رو اینجا می نویسم.
میشه یکی یا چندتا از اونا رو انجام بدیم توی این هفته.
بعد از انجام دادنشون به حس خودمون نگاه کنیم. مهربونی، قبل از دیگران، حال خودمون رو خوب می کنه.

- بار یه کهنسال رو براش حمل کنیم.
- اگه نون خریدیم، به یه بچه تعارف کنیم.
- پول قهوه یا غذای یه نفر ناشناس رو توی کافی شاپ یا رستوران حساب کنیم.

- یه نامه پر از انگیزه بنویسیم و بندازیم توی خونه یا ماشین یه نفر که نمیشناسیم.
-یه تلفن بزنیم به یه فامیلی دوستی کسی که مدتیه ازش بی خبریم.

- بچه کوچیک یه زوج رو دو ساعت نگه داریم که اونا با هم برن سینما یا رستوران.
- یه شغل برای یه نفر که بیکاره پیشنهاد بدیم.
- در ورودی یا در آسانسور رو برای یه نفر باز نگه داریم.

- یه متن خنده دار یا روحیه بخش روی شیشه یه ماشین بذاریم.
- یه کم وقت با یه سالمند صرف کنیم.

- برای یه سالمند یا یه بچه چند صفحه کتاب بخونیم.
- یه پیامک قدردانی برای یه نفر بفرستیم.
- بذاریم یه نفر از جلوی ماشین ما بپیچه توی خروجی

- یه کتاب با یه نوشته انگیزه بخش، توی تاکسی یا مترو یا پارک یا مغازه جا بذاریم.
- عوارض یا پول پارکینگ ماشین پشتی رو حساب کنیم.
- یه نفر رو که در گذشته به ما بدی کرده، ببخشیم.


- به یه نفر که نمیشناسیم لبخند بزنیم.
- برای بچه ی ماشین کناری دست تکون بدیم.
- از یه رفتگر یا آبدارچی یا نظافتچی از صمیم قلب تشکر کنیم

- پول بنزین یه ماشین مدل پایین تر از خودمون رو حساب کنیم.
- خون اهدا کنیم. (آقایون محترم لطفن)
- به دوستمون، همسرمون، رفیقمون... یه نامه کوتاه بنویسیم و بگیم چه چیزی راجع بهش رو خیلی دوست داریم.

- برای پدر و مادرمون گل بخریم و بهشون بگیم چقدر دوستشون داریم.
- داریم با خانواده حرف می زنیم؟ داریم یه دوست رو می بینیم؟ کنار یه عزیزی نشستیم؟ گوشیمون رو بذاریم کنار.

- شاخه درخت های زیر برف رو بتکونیم که نشکنند.
- به یه خیریه مردم نهاد کمی کمک کنیم.
- پیش رییس شرکت، از خوبی های یکی از همکارامون حرف بزنیم.

- یه آشغال رو از روی زمین برداریم.
- یه درخت بکاریم یا یه گل قلمه بزنیم.
- یه بطری آب شیشه ای هدیه بدیم به کسی که می دونیم آب معدنی مصرف می کنه تا بطری پلاستیکی کمتری مصرف بشه.
- یه ربع وقت بذاریم و به حرف یه نفر با همه وجود گوش بدیم.

- یکی از لباس هامون رو ببخشیم.
- برای یه همکار یا یه ناشناس، یه چایی بریزیم.
- به یکی کمک کنیم یه کار جدید رو تجربه کنه.

- یهو، الکی، بی هیچ دلیلی، زنگ بزنیم به مامان! فقط حالش رو بپرسیم.
- صبحانه روز بعد همسرمون رو براش ببریم توی تختخواب.

- پول ویزیت نفر بعدی رو توی مطب دکتر حساب کنیم.
- یه دسته گل کوچیک بفرستیم به بخش پرستاری یه بیمارستان دولتی و ازشون برای اخلاق خوبشون با بیمارها تشکر کنیم.
و...

- وقتی یه صدای دلسرد کننده توی سر خودمون شنیدیم، سریع یه حرف انگیزشی به خومون بگیم.
ما هم به مهربونی تصادفی خودمون نیاز داریم. ❤️


نیلوفر تسلیم

@Library_Telegram
1
☕️ قطعه‌ای از کتاب

از اشتباهات بی‌پایه مردم یکی این است که خیال می‌کنند هر کس دارای خصوصیاتی است تغییر‌ناپذیر؛ یکی بد است و دیگری خوب، این هشیار است و آن احمق؛ این فعال است و آن تنبل.
حال آن که اینجور نیست. آدم‌ها مثل رودخانه‌اند، اگر چه همه یک‌شکل و یک‌جورند ولی رودخانه را که دیده‌اید، همچنان‌که پیش می رود، گاهی آهسته حرکت می‌کند، گاهی تند، گاه که به کوهسار می‌رسد باریک می‌شود، گاهی که به دشت می‌رسد پهن می شود و وسعت پیدا می‌کند؛ در جایی آبش سرد است و چند فرسنگ آن طرف‌تر آبش گرم می‌شود. یک زمان آرام است و یک زمان طغیان می‌کند.

هر انسانی در خود عناصر خوب و بد را دارد، گاهی روی خوبش را نشان می‌دهد
و گاهی روی بدش را ...!

📕 #رستاخیز

#لئو_تولستوی

@Library_Telegram
کسانی که نان‌شان آماده است نمی‌خواهند بدانند که نان چگونه پخت می‌شود.
آنها ترجیح می‌دهند شکرگزار خداوند باشند تا نانوا.
اما کسانی که نان می‌پزند می‌دانند، تا چیزی را حرکت ندهی تکان نمی‌خورد.

📕 زندگی گالیله

برتولت برشت

@Library_Telegram
2
#یک_دقیقه_مطالعه

نکاتی جهت شناختن بیشعورها : آنها از شما انتظار دارند همیشه به خاطر داشته باشی دوستی با آنها یک افتخار بزرگ محسوب می شود. افتخاری که باید هر هفته برای حفظ آن رنج و زحمت تازه ای را تحمل کنید.

دوستی آنها هیچ قاعده و قانونی ندارد به جز یکی: نفعی به حال آنها داشته باشد.
آنها حق دارند که هر قاعده ای را بنا به مسائل خود تغییر دهند. شما حق ندارید.

این حق برای آنها محفوظ است که هر زمانی و به هر دلیلی که صلاح بدانند با شما تماس بگیرند از قرض گرفتن پول تا نگه داشتن بچه هایشان و پنهان کردن آنها از چنگال قانون تا گرفتن کلیدهای خانه شما. اگر یک دوست واقعی برای آنها باشید هرگز نباید بپرسید که به چه حقی این خواسته ها را دارند و البته چیزی هم از آنها نباید طلب کرد.

آنها حق دارند که تمام مشکلات بدبختی هایشان را با شما در میان بگذارند و انتظار دارند که در نهایت ملاطفت و همدردی با آنها برخورد کنید. مهم نیست مشکلات چه باشند، به هر حال از شما انتظار می رود که در کنار آنها باشید و دائما به آنها اطمینان بدهید که کاملا حق با ایشان است...

شما باید از تمام دشمنان آنها متنفر باشید. اگر بخواهید با کسانی که خوششان نمی آید و یا ترکشان کرده اند دوستی کنید، پاچه تان را خواهند گرفت.

شما باید همیشه ستایش، مهربانی، حمایت و دلگرمی به پای آنها نثار کنید. هر چیزی که در محدوده ارادت و هواخواهی مطلق نگنجد، به پای سست عنصری و بی وفایی تان نوشته می شود.

📕 #بیشعوری

#خاویر_کرمنت

@Library_Telegram
👍2
Forwarded from همه چی، هیچی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 صرفاً جهت تجدیدقوای هموطنان عزیز در این ایام سخت مبارزه با ویروس منحوس وارداتی کرونا

@hychy
در جهان سوم، شعور ملت از دولت بیشتر است!

📌 در جوامع توسعه نیافته ما با عدم رشد اجتماعی-سیاسی جامعه روبرو هستیم چنانکه طبقه نخبه و الیت جامعه نمی‌تواند در فرایندی شایسته سالار وارد گفتمان قدرت شود و چرخش نخبگان زیر آوار الیگارشی افراد نزدیک و رانتجو و عموماً بی صلاحیت، که معیار انتخابشان دایره تنگ مجیزگویی ایدئولوژی بوده است، مدفون گشته.

📌 هر که بله قربانگوتر و تابع منویات ایدئولوژی حاکمیت باشد مقام بالاتری می‌یابد. پس نه شایسته سالاری، بلکه پیروی و اطاعت و وفاداریِ صرف، معیار برگزیدن مسئولان است. یعنی تعهد، مقدم بر تخصص است.

📌 پس در این ساختار، با قطع رابطۀ جامعۀ نخبگان از حاکمیت مواجه می‌شویم. همین اتفاق در شوراهای محلی و پارلمان نیز استمرار یافته، قدرت را بالا و مجزا نگه داشته از سرریز آن به بخشهای بزرگی از جامعۀ مدنی (مردم در مقابل دولت) جلوگیری میکند.

📌 دایره قدرت از بالا تنگ و از پایین عاجز از بکارگیری پتانسیل نخبگان است. فرار نخبگان و انزوای آنان از نتایج این ساختار سیاسی است. در نتیجه، این امکانِ دموکراسی که الیت ملت بتواند اکثریت را احراز کند و اعتماد عمومی کسب کند و راهی پیش پای مردم قرار دهد مسدود میشود به تعدادی نخبه و ضد نخبه دستچین شده و مداح و مجیزگوی هسته گفتمان قدرت و ایدئولوگها.

📌 بنابراین در اینجا در واقع امکان بالا رفتن از نردبان قدرت توسط جامعه مدنی و مردم از بین رفته متوسط شعور حاکمان از محکومان پایینتر قرار میگیرد..
زیرا نخبه ملی در کار نیست که شعور ملی را نمایندگی کند. از آن مهمتر امکان چرخش نخبگان ملت و تصحیح اشتباه آنان فراهم نمی شود.رکود و فساد ویژگی اول چنین ساختار ضد دموکراتی است.

📌 پس به واقع شعور دولت معطوف و محدود به یکسری فرمان ایدئولوژیک برای بقا و دوام سیستم به هر قیمت می شود و مجرایی برای راهیابی نخبگان ملت که ویژگی دموکراسی است نیافته، فسادها بر هم تلنبار می شود و امکان اصلاح بصورت ساختاری مسدود می‌گردد.

📌 پس در جوامع بسته جهان سوم و ماقبل دموکراسی، نخبه ملت عاطل و باطل در مقام اپوزیسیون که در توتالیتاریسم بر خلاف دموکراسی نخبه خارج از دولت و نظام قرار دارد!به هدر می رود. اصولا جامعه مدنی به رسمیت شناخته نشده و فاقد حق است تا بتواند در معادلات وزنه ایی را به دوش گیرد.

📌 پس شعور ملت در نخبگان مطرودش،قطعا از شعور دولت و پخمگانش بالاتر قرار می گیرد.
دایره بستۀ قدرت اجازه بهره‌گیری از شعور ملت را نمی‌دهد.

📌 این حکومتها همیشه آماج انتقادات سنگین نخبگان مطرود و محروم و سرکوب شده هستند، انتقادتی بدیهی و حتی ساده که ایدئولوژی حاکم چشمان اصحاب قدرت را از دیدن ساده ترین اشکالات و دلایلش کور کرده است.

📌 موج تمسخر رفتارهای سبکسرانه حکومت توسط مردم بدان علت است که که چون فردمحور است و تصمیمات بدون مشورت با گروه‌های متکثر با منافع متکثر اتخاذ می‌گردد و تنها نفع خود و اطرافیان در راستای ایدئولوژی محوری در نظر گرفته می‌شود و به همان میزان از عقلانیت نفع عمومی نیز دور می‌گردد.

📌 یک فرق مهم ساختار دموکراتیک با یک الیگارشی رانتی و ایدئولوگ در همین عدم امکان و تجمیع شعور مغزها و بلا استفاده ماندن نخبگان و در نتیجه کاهش شعور و فهم دستگاه حاکم و رکود و فساد آن است. این خلع سلاح جامعۀ مدنی در مقابل قدرت مطلقه و کم خِردی مرسوم دولتی بوده است.

✍️ کارل ریموند پوپر ۱۹۰۲-۱۹۹۴
🔹 فیلسوف اتریشی

@Library_Telegram
👍3
📕 جنایت بی عقوبت؛ - شکنجه جنسی زندانیان زن در دهه ۶۰. (دو بخش)

عدالت برای ایران

عدالت برای ایران هم زمان با ده دسامبر، روز جهانی حقوق بشر،اولین گزارش تحقیق پیرامون شکنجه و خشونت جنسی علیه زندانیان سیاسی زن را منتشر کرد. در این گزارش، موارد متعدد تجاوز، شکنجه جنسی و خشونت های مبتنی بر جنسیت در زندانهای ایران در دهه ۶۰ شمسی مورد بررسی قرار گرفته است.

@Library_Telegram
☕️ قطعه‌ای از کتاب

هیچ‌ کس نمی‌تواند گذشته‌ی دیگری را ردیابی کند. اهل کجایی؟ ننه بابات کی هستند؟
هر کدام از این سوال‌های ما ممکن است زخمی باشد که التیام ندارد، زخمی که نمی‌گذارد دوست داشته باشیم و یا دوستمان داشته باشند.

📕 #زندانی_لاس_لوماس

#کارلوس_فوئنتس

@Library_Telegram
📕 ویکتور هوگو در محکمه ی تاریخ

هنری گیمن

کتاب حاضر برگزیده ای از مجموعه تقریبا هشتاد جلدی است که در آن به خصوصیات فردی و افکار درونی یکی از مشاهیر جهان پرداخته شده است. به دلیل شهرت جهانی ویکتور هوگو و ترجمه شدن اغلب آثار وی در ایران،‌ این کتاب از این مجموعه انتخاب و ترجمه شده است. نویسنده این اثر هنری گییه مین،‌ استاد دانشگاه سوربن، با روشن بینی فراوان این اثر را تدوین کرده و تا حد امکان جنبه های مختلف زندگی هوگو (1885 – 1802 م) را نمایان ساخته است. ویکتور هوگو را پدر مکتب رمانتیسم می دانند در حالی که پیش از او هم شاعران دیگر در این سبک پیشگام بوده اند ولی هوگو بود که این مکتب را به اوج رساند. زندگی سخت خانوادگی، از دست دادن برادر،‌ دختر جوان، جنون دختر دیگر و مرگ همسرش خللی در تلاش او برای نوشتن نکرد و او را تبدیل به یکی از چهره های شاخص دنیا کرد. مترجم این کتاب،‌ برای درک بهتر مفاهیم و وقایع کتاب،‌ تاریخچه مختصری از حوادث و وقایع اجتماعی دوران حیات هوگو را شرح داده است. در ترجمه اشعار نیز سعی کرده که کلمه ای از یک بیت به بیت دیگر منتقل نشده باشد که این کار تا حدی از لطف و ظرافت شعر، کاسته است. ترجمه این کتاب را محمود بهفروزی انجام داده و در سال 1377 شمسی به طبع رسانده است.

@Library_Telegram
ویکتور هوگو در محکمه.pdf
9.8 MB
📕 ویکتور هوگو در محکمه ی تاریخ

هنری گیمن


@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
1
#یک_دقیقه_مطالعه

ملتی که هم خدا را می‌خواهد هم خرما؛ نه خدا برایش می‌ماند، نه خرما

یکی از بزرگترین اوهام و ضعف‌های ایرانیان آن است که فکر می‌کنند می‌توانند همه چیزهای خوب را با هم داشته‌ باشند. فکر می‌کنند اگر دو چیز خوب را در یک اصطلاح ترکیب کنند، کار تمام است. یعنی همانطور که آن دو چیز در سطح زبان و گفتار به‌راحتی به هم می‌‌چسبند؛ در جهان خارج و دنیای واقعی هم می‌توانند در کنار هم قرار گیرند. در همین زمینه «لوسین لوی برول» با مطالعه اقوام ابتدایی نشان می‌دهد ذهنیت مردم این جوامع به‌راحتی می‌تواند یک چیز را هم‌خودش و هم غیرخودش تصور کند. این نوع ذهنیت توانایی عجیبی در آمیختن چیزهای متناقض دارد و فردِ صاحب آن هم دچار احساس تناقض نمی‌شود.
نمونه‌هایی از چنین ذهنیت ابتدایی و خیال‌پروری در بین ایرانیان به‌ویژه از عصر مشروطه شروع شده است. برای مثال:

۱. هم می‌خواهند مدرن باشند و به عقل و خرد احترام بگذارند؛ هم می‌خواهند براساس وحی و آموزه‌های دینی جامعه را بسازند. درنتیجه ترکیب من‌درآوردی و متناقضی مانند «روشنفکر دینی» را اختراع می‌کنند و نیم قرن زیر پرچم آن سینه می‌زنند و خود و خلقی را زحمت بیهوده می‌دهند و هیچ احساس نمی‌کنند که چگونه عقل و وحی را می‌توان باهم در‌آمیخت.

۲. هم به‌دنبال خواست و اراده عمومی هستند و می‌خواهند جمهور مردم به آن‌ها مشروعیت دهند؛ هم می‌خواهند در چارچوب اسلامی که فقها ترسیم می‌کنند حرکت کنند‌. در نتیجه «جمهوری اسلامی» و «مردم‌سالاری دینی» را ابداع می‌کنند و بعد از سی سال تضاد بین انتخاب و انتصاب؛ فکر می‌کنند مشکل در جایگاه پست ریاست جمهوریست و باید آن را حذف کرد تا تناقض‌ها برطرف شود.

۳. هم کشورشان را دوست دارند و می‌خواهند از ملیتشان دفاع کنند؛ هم مذهب شیعه را که به آن ایمان دارند در اولویت می‌دانند. درنتیجه جریان «ملی- مذهبی» را تأسیس می‌کنند و مشخص نمی‌کنند تکلیف ارمنی و سنی و بی‌دین‌های ایرانی چه می‌شود؟ ملی بودن یعنی ایرانیِ زرتشتی اولویت دارد و مذهبی بودن یعنی شیعهُ پاکستانی. اینکه چرا برخی افراد در این وضعیت احساس تناقص نمی‌کنند به دلیل همان ذهنیت ابتدایست که دارند؟

۴. در دوران جدید تاسیس بانک اجتناب ناپذیر است؛ اما بانک آمریکایی سودمحورِ نزول خوار نمی‌خواهند. در نتیجه با چسباندن پسوندِ «اسلام» به «بانکداری»؛ الگوی «بانکداری اسلامی» را به جهانیان معرفی می‌کنند که در نهایت میزان رانت و ربا و دلالی و فساد آن لرزه بر تن همه نظام‌های بانکی می‌اندازد. چطور دین اسلام را که مانند سایر ادیان؛ رباخواری را در حد گناه کبیره می‌داند با بانک که بنیادش بر سود پول است جمع می‌کنید؟ فکر نکردید چرا به عقل یهودیان و مسیحیان نرسیده بانکداری یهودی و مسیحی درست کنند؟

۵. «سیاست ما عین دیانت ما؛ و دیانت ما، عین سیاست ماست.» این جمله کاملا متناقض را به مرحوم مدرس نسبت می‌دهند؛ درحالی که کشیش معروف سنت توماس آکویناس آن را در قرن سیزدهم میلادی تئوریزه کرده بود. به هرحال نه آکویناس و نه مدرس هیچکدام نفهمیدند که چرا نتیجه آموزه‌هایشان به سیاست دینی منجر نشد و در نهایت، دین، سیاسی شد؟ البته ماکیاول در قرن پانزدهم نشان داده بود که دین عرصه اخلاق و حقیقت است و سیاست حوزه قدرت و مصلحت و ادعای ترکیب این دو؛ یا نقشه عوامفریبان است یا تخیل سبک مغزان.

۶. اقتصاد برای اداره جامعه ضروریست، اما بدانید و آگاه باشید که ما اقتصاد کاپیتالیستی و سوسیالیستی نمی‌خواهیم. درنتیجه دکترین «اقتصاد اسلامی» را در دانشگاه‌ها ترویج می‌کنیم. البته نمی‌دانیم چرا در عمل، هیچکدام از مدرسان این دکترین حاضر نیستند سرمایه خود را برای خرید زمینی که کنار مسجد است هزینه کنند؟! نمی‌دانیم چرا مدیران مشوق اقتصاد اسلامی، پولشان را در بانکی می‌گذارند که سود بیشتری می‌دهد نه بانکی که کارمندانش مسلمان‌ترند‍؟َ!

دکتر نظام بهرامی کمیل

@Library_Telegram
👍41
شاه تام الاختیار و صدراعظم های بی اختیار

در طول سالیان پس از عزل نهایی مشیرالدوله صدراعظم، ناصرالدین‌شاه در برابر تمامی اصلاحات بنیادی که به نحوی عملکرد متلوّن و بلهوسانه او را مهار می‌کرد، مقاومت ورزید. این تمایل تعمدی به جلوگیری از هرگونه رویه پایدار در اداره امور دولتی، در عمل، باری سنگین بردوش شاه نهاد و وی را مسئول مستقيم جميع تصميمات از بزرگ و کوچک ساخت. کلیه امور مالی، دیوانی، سیاسی، نظامی، و نیز مسائل خصوصی و شخصیت می بایست به عرض ملوکانه می‌رسید و تصميم شخص او در همه سطوح اجرا می‌شد.

وزیران متصدی در دولت غالبا چیزی بیش از ماموران اجرایی نبودند، حدود مسئولیت و اقتدارشان نامشخص بود، ولی هنگام بروز کاستی که بیشتر در نتیجه مداخله همایونی در حوزه وزارتی آنها بود می‌بایست حساب پس می‌دادند. برای رفع نقایص در دستگاه دیوان شاه مرتب دست به اقدامات آنی ولی ناپایدار می‌زد، ولی تلاشهای وی در جهت تعبیه طرق تازه برای چاره ث‌جویی در برابر مشکلات و نارضایی عمومی همه علاج‌های صوری و بی‌ثمر بود. شیوه‌های مختلف برای دریافت عرایض مردم و پاسخگویی به مظالم، مجازات نمایشی مأموران دون رتبه و متوسط الحال، اعلامیه‌های تضمين جان و مال رعايا، حتى تشويق نسبتا محدود سازش و مدارا با اقلیت های مذهبی رسمی نتوانست فتور ریشه دار دستگاه حکومت را چندان دفع کند.

این اقدامات، و نظایر آنها، قادر به ایجاد تشکیلاتی پا برجا نبود که بتواند از جرح و تعدیل و مداخله دائمی شاه مصون بماند. هدف چیزی جز برقراری توازنی بی‌ثبات به دست شاه، متکی به شاه و ما به سود شاه نبود.

وی در طول پنجاه سال سلطنتش هرگز از باریکه یکنواخت صدور دست خط، فرمان، کتابچه دستورالعمل و روزنامچه پا فراتر نگذاشت و از پیچ و خم راه دشواری که در طول عمر سیاسی‌اش به تمهید پشت سر نهاد هیچ‌گاه به درنیامد تا عرصه گسترده دولت مداری را به چشم ببیند.

شاه به نحوی دردناک، حتی در مورد تدابیری که از بار سنگین کار دیوان او میکاست، به شدت فاقد خلاقیت بود. تلقی کلی او از سلطنت و از جامعه به طرزی از شگفت آور همچنان نارسا ونامتحول باقی ماند. ناصرالدین در حقیقت همان وظایفی را انجام میداد که سنت شهریاری دیرین ایران از پادشاهان می‌خواست. سعادت یا مذلت دولت و مملکت کمتر منوط به تشکیلات نهادی دولت و بیشتر وابسته به شخص شاه بود. رأی و رفتار شخصی وی بود که توازن حساس میان دولت و رعیت را حفظ می‌کرد.

📕 قبله عالم

عباس امانت

@Library_Telegram
#حکایت ✏️

یک روز ملا نصر الدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختمانی را بر پشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد. الاغ هم به سختی از پله ها بالا رفت. ملا مصالح ساختمانی را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را بطرف پایین هدایت کرد. ملا نمی دانست که خر از پله بالا می رود، ولی به هیچ وجه از پله پایین نمی آید. هر کاری کرد الاغ از پله پایین نیامد. ملا الاغ را رها کرد و به خانه آمد که استراحت کند. در همین موقع دید الاغ دارد روی پشت بام بالا و پایین می پرد.

وقتی که دوباره به پشت بام رفت، می خواست الاغ را آرام کند که دید الاغ به هیچ وجه آرام نمی شود. بعد از مدتی متوجه شد که سقف اتاق خراب شده و پاهای الاغ از سقف چوبی آویزان شده، بالاخره الاغ از سقف به زمین افتاد و مرد. بعد ملا نصرالدین گفت: لعنت بر من که نمی دانستم که اگر خر به جایگاه رفیع و پست مهمی برسد، هم آنجا را خراب می کند و هم خودش را می کشد.


@Library_Telegram
حاکم مراغه

نمی دانم چرا مرتب داستان قدیمی حاکم مراغه به خاطرم می آید.

می گویند زمانی دوره حاکم موجود مراغه تمام شد و‌حاکم جدید با حکم حکومتی و سوار بر کالسکه از راه رسید.

در محل دروازه ورودی عده ای از رجال شهر و مردم برای استقبال از حاکم جدید تجمع کرده و با سلام و‌صلواة حاکم را به درون شهر می بردند.

حاکم جدید مشاهده کرد که همزمان یک نفر را با کتک و پس گردنی و خفت از شهر بیرون می کنند، پرسید این نگون بخت کیست؟ پاسخ دادند که حاکم قبلی است!!


می گویند گرچه این رخداد هر چند سال تکرار می شد اما هیچ حاکم جدیدی از سرنوشت قبلی درسی نگرفت.

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مُجمل.

✍️ دکتر محمد طبیبیان

@Library_Telegram
👍1
‍ #سه_شکل_بودن_در_دنیا

🍃نخست محیط زیست شناختی. یعنی همان محیط حیوانات و انسانها- سایق ها و غرایز و … این همان محیطی است که فروید درباره آن تحقیق می کرد.

🍃🍃دومین شکل بودن در دنیا، دنیای روابط متقابل است. به طور مثال فهم عشق به عوامل مرتبط با دنیای روابط متقابل از قبیل تصمیمگیری شخصی و تعهد به دیگری بستگی دارد.

🍃🍃🍃سومین شکل بودن در دنیا، دنیای خود است، این دنیا همان رابطه خود با خودش است. دنیای خود شامل خود آگاهی و رابطه با خود است. من وقتی وارد این دنیا می شوم که به تاثیر دیگری بر خودم پی ببرم و بفهمم گل برای من چه معنایی دارد. دنیا بدون این شکل از بودن، بی روح و خشک می شود.

#رولو_می روانشناس وجودگرا معتقد بود انسانها به طور همزمان در هر سه دنیا زندگی می کنند.

@Library_Telegram
کودکت اگر با صداقت زندگی کند، می آموزد حقیقت چیست
کودکت اگر با انصاف زندگی کند، عدالت را می آموزد و به مردم بدی نمیکند!

کودکت اگر رفتار خوب تو با همسرت را ببیند احترام به یک زن را می آموزد!

کودکت اگر با انتقاد زندگی کند، سرزنش کردن را می آموزد!

کودکت اگر با خصومت زندگی کند، جنگیدن را می آموزد!

کودکت اگر با تمسخر زندگی کند، کمرویی را می آموزد...

کودکت اگر با ترس زندگی کند، نگران بودن را می آموزد!

کودکت اگر با پذیرش زندگی کند، عشق ورزیدن را می آموزد!

کودکت اگر با تایید زندگی کند، می آموزد که خودش را دوست بدارد!

@Library_Telegram