ﺑﻪ ﺭﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﺍﮐﺜﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺷﮏ ﮐﻦ،
ﺍﻏﻠﺐ ﻣﺮﺩﻡ ﻓﻘﻂ ﺗﻘﻠﯿﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ .
ﺍﺯ ﻣﺘﻤﺎﯾﺰ ﺑﻮﺩﻥ ﻧﺘﺮﺱ !
ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻧﻤﺎ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﺣﻤﻖ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺳﺖ .
✍ #صادق_هدایت
@Library_Telegram
ﺍﻏﻠﺐ ﻣﺮﺩﻡ ﻓﻘﻂ ﺗﻘﻠﯿﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ .
ﺍﺯ ﻣﺘﻤﺎﯾﺰ ﺑﻮﺩﻥ ﻧﺘﺮﺱ !
ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻧﻤﺎ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﺣﻤﻖ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺳﺖ .
✍ #صادق_هدایت
@Library_Telegram
👍3
✅ دیوار
پس از شکست آلمان نیروهای متفقین هر کدام بخش هایی از آن را تحت کنترل خود در آوردند که نتیجه آن ایجاد دو کشور مستقل جمهوری فدرال آلمان( آلمان غربی) و جمهوری دمکراتیک آلمان( آلمان شرقی) بود.
در این بین شهر برلین هر چند در آلمان شرقی قرار گرفته بود اما به جهت اهمیت ویژه ای که داشت به دو بخش برلین غربی و شرقی تقسیم و دو کشور هر کدام بخش سمت خود را تحت کنترل گرفتند.
در ابتدا زندگی برای مردمان برلین عادی و تردد در دو سمت برای آنان باز و بدون مشکل بود و بر همین مبنا بسیاری از کسب و کارها و ارتباط های مستقل از نوع حاکمیت بخش شرقی یا غربی، در دو طرف ایجاد شد.
به تدریج برای مردمان دو طرف اختلافات سطح زندگی و نوع آزادی فردی مبتنی بر شیوه حکمرانی طرفین آشکار گردید؛ این اختلاف موجب مهاجرت گسترده از سمت شرقی برلین به سمت غربی آن گردید.
حکومت آلمان شرقی برای جلو گیری از مشکلاتی که به دلیل مهاجرت ها به وجود آمده بود، به جای تلاش در ارتقای سطح زندگی و آزادی های مشروع مردمان برلین شرقی، اقدام به مسدود سازی و ایجاد دیوار حائل بین دو طرف برلین کرد، به گونه ای که صبح روز ۱۳ آگوست سال ۱۹۶۱ هنگامی که برلینی ها از خواب بیدار شدند متوجه شدند که سربازان به طور کامل دو بخش شهر را با سیم خاردار از هم تفکیک کرده اند و البته در ادامه و در مدت زمان کوتاهی دیوار معروف برلین احداث و به نماد تفکیک جهان شرق و غرب تبدیل گردید.
در طول حدود بیست و هشت سال مردمان برلین شرقی به شیوه های مختلف از جمله کندن تونل های طولانی و یا استفاده مخفیانه و همراه با خطر جدی از مسیر های زیر زمینی ترن زیر زمینی مربوط به دوران گذشته، اقدام به فرار می کردند.
با اینکه بسیاری از افراد سعی میکردند از این مانع عبور کنند، تبلیغات رسمی ادعا می کرد که دیوار برلین راهی برای حفاظت از آلمانی های شرقی و بیرون نگه داشتن فاشیسم است.
در روز ۲۳ آگوست ۱۹۸۹ مرزهای مجارستان و اتریش باز شد و از آنجا که مهاجرات بین کشورهای بلوک شرق بدون مشکل بود، ساکنان برلین شرقی از طریق مجارستان راهی برای دسترسی به آلمان غربی و سایر کشورهای غربی پیدا کردند؛ در پائیز همان سال با کنار رفتن دولت قبلی آلمان شرقی و بر سرکار آمدن دولت جدید، دولت تصمیم گرفت اجازه محدود تردد به بخش غربی را صادر کند. با هجوم مردم برای اخذ اجازه برای رسیدن به برلین غربی و ناتوانی مامورین در کنترل آنها، سرانجام مامورین مرزها را گشودند و مردم نه تنها از دیوار عبور که آن را تخریب نیز کردند و بدین ترتیب ساخت دیوار برلین به افتضاع تبلیغاتی برای شوروی و آلمان شرقی تبدیل شد.
حال حکایت دیوار برلین بسیار نزدیک به حکایت تلگرام و شبکه های اجتماعی و مردم پشت دیوار فیلتر مانده است. مردمان واقعی دو طرف دیوار مردمانی عادی با زندگی و مراودات روزانه مشخص هستند؛ قطع به یقین هستند کسانی که به قصدهای نا مبارک سعی عبور و ورود را دارند اما چاره کار ایجاد دیوار و مسدود سازی زندگی و ارتباطات مردمان نیست.
در حال حاضر از سنخ های مختلف و افکار متفاوت در بستر شبکه های اجتماعی به مبادله نظرات و افکار پرداخته و گفتگو می کنند. این مراودات فکری چپ و راست نمی شناسد، حتی در بسیاری گروه های تخصصی ایجاد شده تفاوت های فکری و نظری بسیار آشکاری را شاهد هستیم که در نهایت احترام به گفتگو می نشینند.
تاسف آنجاست که بسیاری افراد برای استفاده از شبکه های اجتماعی جهت کسب و کارهای قانونی، مبادلات فکری مقبول، مراودات اجتماعی و سایر نیازهای مشروع در بستر برخی شبکه های اجتماعی اجبار به استفاده از فیلتر شکن و دور زدن الزام نامناسب و غیر ضروری ایجاد شده را دارند.
تبلیغات فعلی ادعای حفاظت از ما مردمان در برابر تهاجمات دشمن را در شیپور می دمد، اما واقعیت این است که آن طرف دیوار نیز مردمانی به مانند خود ما زندگی می کنند همانگونه که ساکنین برلین غربی به همان اندازه ساکنین شرقی دیوار آلمانی بودند.
نمی دانم چگونه و چه زمانی این دیوار نیز فرو می ریزد، اما به فرو ریختن آن به همان میزان باور دارم که طلوع خورشید را در طلیعه صبح اطمینان دارم.
@Library_Telegram
پس از شکست آلمان نیروهای متفقین هر کدام بخش هایی از آن را تحت کنترل خود در آوردند که نتیجه آن ایجاد دو کشور مستقل جمهوری فدرال آلمان( آلمان غربی) و جمهوری دمکراتیک آلمان( آلمان شرقی) بود.
در این بین شهر برلین هر چند در آلمان شرقی قرار گرفته بود اما به جهت اهمیت ویژه ای که داشت به دو بخش برلین غربی و شرقی تقسیم و دو کشور هر کدام بخش سمت خود را تحت کنترل گرفتند.
در ابتدا زندگی برای مردمان برلین عادی و تردد در دو سمت برای آنان باز و بدون مشکل بود و بر همین مبنا بسیاری از کسب و کارها و ارتباط های مستقل از نوع حاکمیت بخش شرقی یا غربی، در دو طرف ایجاد شد.
به تدریج برای مردمان دو طرف اختلافات سطح زندگی و نوع آزادی فردی مبتنی بر شیوه حکمرانی طرفین آشکار گردید؛ این اختلاف موجب مهاجرت گسترده از سمت شرقی برلین به سمت غربی آن گردید.
حکومت آلمان شرقی برای جلو گیری از مشکلاتی که به دلیل مهاجرت ها به وجود آمده بود، به جای تلاش در ارتقای سطح زندگی و آزادی های مشروع مردمان برلین شرقی، اقدام به مسدود سازی و ایجاد دیوار حائل بین دو طرف برلین کرد، به گونه ای که صبح روز ۱۳ آگوست سال ۱۹۶۱ هنگامی که برلینی ها از خواب بیدار شدند متوجه شدند که سربازان به طور کامل دو بخش شهر را با سیم خاردار از هم تفکیک کرده اند و البته در ادامه و در مدت زمان کوتاهی دیوار معروف برلین احداث و به نماد تفکیک جهان شرق و غرب تبدیل گردید.
در طول حدود بیست و هشت سال مردمان برلین شرقی به شیوه های مختلف از جمله کندن تونل های طولانی و یا استفاده مخفیانه و همراه با خطر جدی از مسیر های زیر زمینی ترن زیر زمینی مربوط به دوران گذشته، اقدام به فرار می کردند.
با اینکه بسیاری از افراد سعی میکردند از این مانع عبور کنند، تبلیغات رسمی ادعا می کرد که دیوار برلین راهی برای حفاظت از آلمانی های شرقی و بیرون نگه داشتن فاشیسم است.
در روز ۲۳ آگوست ۱۹۸۹ مرزهای مجارستان و اتریش باز شد و از آنجا که مهاجرات بین کشورهای بلوک شرق بدون مشکل بود، ساکنان برلین شرقی از طریق مجارستان راهی برای دسترسی به آلمان غربی و سایر کشورهای غربی پیدا کردند؛ در پائیز همان سال با کنار رفتن دولت قبلی آلمان شرقی و بر سرکار آمدن دولت جدید، دولت تصمیم گرفت اجازه محدود تردد به بخش غربی را صادر کند. با هجوم مردم برای اخذ اجازه برای رسیدن به برلین غربی و ناتوانی مامورین در کنترل آنها، سرانجام مامورین مرزها را گشودند و مردم نه تنها از دیوار عبور که آن را تخریب نیز کردند و بدین ترتیب ساخت دیوار برلین به افتضاع تبلیغاتی برای شوروی و آلمان شرقی تبدیل شد.
حال حکایت دیوار برلین بسیار نزدیک به حکایت تلگرام و شبکه های اجتماعی و مردم پشت دیوار فیلتر مانده است. مردمان واقعی دو طرف دیوار مردمانی عادی با زندگی و مراودات روزانه مشخص هستند؛ قطع به یقین هستند کسانی که به قصدهای نا مبارک سعی عبور و ورود را دارند اما چاره کار ایجاد دیوار و مسدود سازی زندگی و ارتباطات مردمان نیست.
در حال حاضر از سنخ های مختلف و افکار متفاوت در بستر شبکه های اجتماعی به مبادله نظرات و افکار پرداخته و گفتگو می کنند. این مراودات فکری چپ و راست نمی شناسد، حتی در بسیاری گروه های تخصصی ایجاد شده تفاوت های فکری و نظری بسیار آشکاری را شاهد هستیم که در نهایت احترام به گفتگو می نشینند.
تاسف آنجاست که بسیاری افراد برای استفاده از شبکه های اجتماعی جهت کسب و کارهای قانونی، مبادلات فکری مقبول، مراودات اجتماعی و سایر نیازهای مشروع در بستر برخی شبکه های اجتماعی اجبار به استفاده از فیلتر شکن و دور زدن الزام نامناسب و غیر ضروری ایجاد شده را دارند.
تبلیغات فعلی ادعای حفاظت از ما مردمان در برابر تهاجمات دشمن را در شیپور می دمد، اما واقعیت این است که آن طرف دیوار نیز مردمانی به مانند خود ما زندگی می کنند همانگونه که ساکنین برلین غربی به همان اندازه ساکنین شرقی دیوار آلمانی بودند.
نمی دانم چگونه و چه زمانی این دیوار نیز فرو می ریزد، اما به فرو ریختن آن به همان میزان باور دارم که طلوع خورشید را در طلیعه صبح اطمینان دارم.
@Library_Telegram
👍3
📕 اتوبوس سرگردان
✍ جان اشتاین بک
داستان اتوبوس سرگردان دربارهی برش کوتاهی از زندگی مسافران اتوبوسی است که هریک از آنها از جایی آمدهاند و به جایی متفاوت میروند. اما آنچه آنها را در این اتوبوس به هم نزدیک میکند و پیوند میزند، بدبختی و فلاکت است. شخصیتهای اصلی این داستان را رانندهی خوش مشرب، دختری رقاص در کاباره، فروشندهی دورهگرد، یک پسر جوان، دختری تحصیل کرده همراه با پدر و مادر این دختر تشکیل میدهد.
جان اشتاین بک کتاب اتوبوس سرگردان را در سال 1947 منتشر کرد. این اثر مشابه دیگر آثار او به نظام سرمایهداری و رکود اقتصادی و به دنبال آن بیکاری، فقر و تنگدستی توجه کرده است. او گاهی از چهرهی رنج دیدهی کشاورزان و گاهی دستان پینه بستهی کارگران را محور اصلی داستانهای خود قرارداده است. حال اینبار به سراغ طبقهی فرودست دیگری رفته است که مدتهاست به حال خود رها شدهاند: مهاجران و روسپیان
@Library_Telegram
✍ جان اشتاین بک
داستان اتوبوس سرگردان دربارهی برش کوتاهی از زندگی مسافران اتوبوسی است که هریک از آنها از جایی آمدهاند و به جایی متفاوت میروند. اما آنچه آنها را در این اتوبوس به هم نزدیک میکند و پیوند میزند، بدبختی و فلاکت است. شخصیتهای اصلی این داستان را رانندهی خوش مشرب، دختری رقاص در کاباره، فروشندهی دورهگرد، یک پسر جوان، دختری تحصیل کرده همراه با پدر و مادر این دختر تشکیل میدهد.
جان اشتاین بک کتاب اتوبوس سرگردان را در سال 1947 منتشر کرد. این اثر مشابه دیگر آثار او به نظام سرمایهداری و رکود اقتصادی و به دنبال آن بیکاری، فقر و تنگدستی توجه کرده است. او گاهی از چهرهی رنج دیدهی کشاورزان و گاهی دستان پینه بستهی کارگران را محور اصلی داستانهای خود قرارداده است. حال اینبار به سراغ طبقهی فرودست دیگری رفته است که مدتهاست به حال خود رها شدهاند: مهاجران و روسپیان
@Library_Telegram
👍1
اتوبوس سرگردان - جان اشتاین بک.pdf
7.4 MB
📕 اتوبوس سرگردان
✍ جان اشتاین بک
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ جان اشتاین بک
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
❤1
سه قدم برای یک زندگی شاد:
۱. خود را به خاطر افراد بی فایده ای که لایق داشتن هیچ جایگاهی در زندگی تان نیستند، دچار استرس نکنید.
۲. هیچگاه احساسات خود را، بیش از حد صرف چیزی نکنید. چون در غیر این صورت صدمه خواهید دید.
۳. بیاموزید بدون نگرانی زندگی کنید. چون خدا در همه حال هوایتان را خواهد داشت. اعتماد کنید و ایمان داشته باشید...
حال بهتری خواهیم داشت،
اگر دست برداریم از فردی که لیاقت محبت ندارد،
دشمنی که ارزش جنگیدن ندارد،
حقی که ارزش گرفتن ندارد،
و فکری که ارزش اندیشیدن.
@Library_Telegram
۱. خود را به خاطر افراد بی فایده ای که لایق داشتن هیچ جایگاهی در زندگی تان نیستند، دچار استرس نکنید.
۲. هیچگاه احساسات خود را، بیش از حد صرف چیزی نکنید. چون در غیر این صورت صدمه خواهید دید.
۳. بیاموزید بدون نگرانی زندگی کنید. چون خدا در همه حال هوایتان را خواهد داشت. اعتماد کنید و ایمان داشته باشید...
حال بهتری خواهیم داشت،
اگر دست برداریم از فردی که لیاقت محبت ندارد،
دشمنی که ارزش جنگیدن ندارد،
حقی که ارزش گرفتن ندارد،
و فکری که ارزش اندیشیدن.
@Library_Telegram
☕️ قطعهای از کتاب
این بهترین دلیل برای آموختن تاریخ است: خودداری از پیشبینی آینده،
آزاد کردن خود از گذشته
و انتخاب انواع دیگری از تقدیر...
آزادی کامل طبعا وجود ندارد.
ما نمیتوانیم از تاثیرات گذشته
به دور باشیم.
اما مقداری آزادی بهتر از فقدان آن است...
📕 #انسان_خداگونه
✍ #یووال_نوحهراری
@Library_Telegram
این بهترین دلیل برای آموختن تاریخ است: خودداری از پیشبینی آینده،
آزاد کردن خود از گذشته
و انتخاب انواع دیگری از تقدیر...
آزادی کامل طبعا وجود ندارد.
ما نمیتوانیم از تاثیرات گذشته
به دور باشیم.
اما مقداری آزادی بهتر از فقدان آن است...
📕 #انسان_خداگونه
✍ #یووال_نوحهراری
@Library_Telegram
📕 سرگذشتهای نگهبانان سید ماهی
✍ جک لندن
کتاب سرگذشت های نگهبانان صید ماهی (Tales of the Fish Patrol) اثری است از جک لندن نویسنده برجسته آمریکایی که درباره خاطرات و تجربیات خود درباره صید ماهی از بندر سانفرانسیسکو به صورت داستان به رشته تحریر درآورده است.
این کتاب در هفت بخش مجزا و با داستانی به هم پیوسته منتشر شده است.
خلاصه کتاب:
ما او را سریعا به کشتی رساندیم و این کار را خیلی بهتر و سریعتر از او هنگامی که از کشتی به ساحل پارو می کشید
انجام دادیم. هنگامی که ما پا به عرشه کشتی نهادیم ناتوانی مسافرین را برای العین دیدیم.
آنها در حدود 12 نفر زن و مرد بودند و به قدری رنج می کشیدند که حتی نمی توانستند به خوبی به مناسبت ورودمان شادی کنند.
کشتی شدیدا تکان می خورد و مالک هنگامی که پا روی عرشه آن گذاشت فورا شریک بیماری عمومی گردید
@Library_Telegram
✍ جک لندن
کتاب سرگذشت های نگهبانان صید ماهی (Tales of the Fish Patrol) اثری است از جک لندن نویسنده برجسته آمریکایی که درباره خاطرات و تجربیات خود درباره صید ماهی از بندر سانفرانسیسکو به صورت داستان به رشته تحریر درآورده است.
این کتاب در هفت بخش مجزا و با داستانی به هم پیوسته منتشر شده است.
خلاصه کتاب:
ما او را سریعا به کشتی رساندیم و این کار را خیلی بهتر و سریعتر از او هنگامی که از کشتی به ساحل پارو می کشید
انجام دادیم. هنگامی که ما پا به عرشه کشتی نهادیم ناتوانی مسافرین را برای العین دیدیم.
آنها در حدود 12 نفر زن و مرد بودند و به قدری رنج می کشیدند که حتی نمی توانستند به خوبی به مناسبت ورودمان شادی کنند.
کشتی شدیدا تکان می خورد و مالک هنگامی که پا روی عرشه آن گذاشت فورا شریک بیماری عمومی گردید
@Library_Telegram
سرگذشتهای نگهبانان سید ماهی - جک لندن.pdf
1.9 MB
📕 سرگذشتهای نگهبانان سید ماهی
✍ جک لندن
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ جک لندن
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
❤1
شاسوسا خلوتگاه سهراب سپهری در آران و بیدگل
شاسوسا که شاید در آن زمان به شاه ساسان هم معروف بوده، در میان اراضی زراعی دشت ملا حبیب محدوده شهرستان آران و بیدگل و همچنین در مسیر جاده قدیم آران و بیدگل به کاشان واقع شده است.
این مکان تاریخی خلوتگاه سهراب سپهری بوده که مورد بیتوجهی و بی مهری واقع شده است و هروز بیشتر در حال تخریب است به گونهای که برای بسیاری از دوستداران سهراب و همچنین هواداران میراث فرهنگی هنوز ناشناخته است.
در کنار این خلوتگاه، باغهایی ﺑﻮﺩه ﮐﻪ ﺍﮐﻨﻮﻥ ویرانهای ﺍﺯ آنها بهجامانده است. ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺤﺪﻭﺩه ﺑﻨﺎﯾﯽ ﺧﺸﺘﯽ ﺩﺭ ﺣﺼﺎﺭﯼ ﺍﺯ چینههای گِلی قرارگرفته ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ این بنا آنچنان ﺟﺎﻟﺐ ﺑﻮﺩه و بیننده را به خود جذب میکرده است ﮐﻪ، ﺳﻬﺮﺍﺏ ﺳﭙﻬﺮﯼ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﻌﺮﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺑﻨﺎ ﻭ ظاهراً ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ ﺍﯾﻦ ﺑﻨﺎ ﺳﺮﻭﺩﻩ ﺍﺳﺖ:
ﻟﺒﺨﻨﺪ « ﺷﺎﺳﻮﺳﺎ » ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﻣﯽ ﺭﯾﺰﺩ
ﻭ ﺍﻧﮕﺸﺘﺶ ﺟﺎﯼ ﮔﻤﺸﺪﻩ ﺍﯼ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ.
بنای تاریخی شاسوسا که به خلوتگاه سهراب سپهری مشهور است در تاریخ 25 مردادماه سال 1379 به شماره ثبت 3623 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.
@Library_Telegram
شاسوسا که شاید در آن زمان به شاه ساسان هم معروف بوده، در میان اراضی زراعی دشت ملا حبیب محدوده شهرستان آران و بیدگل و همچنین در مسیر جاده قدیم آران و بیدگل به کاشان واقع شده است.
این مکان تاریخی خلوتگاه سهراب سپهری بوده که مورد بیتوجهی و بی مهری واقع شده است و هروز بیشتر در حال تخریب است به گونهای که برای بسیاری از دوستداران سهراب و همچنین هواداران میراث فرهنگی هنوز ناشناخته است.
در کنار این خلوتگاه، باغهایی ﺑﻮﺩه ﮐﻪ ﺍﮐﻨﻮﻥ ویرانهای ﺍﺯ آنها بهجامانده است. ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺤﺪﻭﺩه ﺑﻨﺎﯾﯽ ﺧﺸﺘﯽ ﺩﺭ ﺣﺼﺎﺭﯼ ﺍﺯ چینههای گِلی قرارگرفته ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ این بنا آنچنان ﺟﺎﻟﺐ ﺑﻮﺩه و بیننده را به خود جذب میکرده است ﮐﻪ، ﺳﻬﺮﺍﺏ ﺳﭙﻬﺮﯼ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﻌﺮﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺑﻨﺎ ﻭ ظاهراً ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ ﺍﯾﻦ ﺑﻨﺎ ﺳﺮﻭﺩﻩ ﺍﺳﺖ:
ﻟﺒﺨﻨﺪ « ﺷﺎﺳﻮﺳﺎ » ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﻣﯽ ﺭﯾﺰﺩ
ﻭ ﺍﻧﮕﺸﺘﺶ ﺟﺎﯼ ﮔﻤﺸﺪﻩ ﺍﯼ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ.
بنای تاریخی شاسوسا که به خلوتگاه سهراب سپهری مشهور است در تاریخ 25 مردادماه سال 1379 به شماره ثبت 3623 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.
@Library_Telegram
❤1
☕️ قطعهای از کتاب
چه دردناك است شرمسار وطن بودن، آنگاه كه وطن در دست مشتى نيرنگبازِ بىرگ است كه از سر بىتدبيرى و خودخواهى ادارهاش مىكنند،
آنگاه كه در چشم جهانيان چهرهاى گستاخ، موذى و بىارج دارد، آنگاه كه بهجاىِ خوراك سالم روحانى، خوراك فاسد پيش رويش مىگذارند، آنگاه كه فقر و پريشانى چنان در تار و پود زندگى مردم لانه كرده كه به هيچ روى نمىتوان چارهاش كرد.
احساسى است خفتبار كه آدمى را رها نمیكند؛ احساسى ماندگار كه خلاف احساسات روزمرهٔ پيش پا افتاده، به آسانى زدوده نمىشود.
آرى، اين شكنجه و خفقانى بىپايان و هميشگى است كه با آن از خواب برمیخيزى، هرساعت از روز را با آن مىگذرانى، و شب با آن به بستر مىروى.
تنها مرگ، كه از غم و اندوه شخصى رهايت میكند، از چنگ اين شرمسارى نجاتت میدهد. امّا تو هنوز در شمار زندگانى و اين شرمسارى همچنان بر تو سايه افكنده.
📕 خرده ريزها
✍ آلكساندر سالژنيتسين
@Library_Telegram
چه دردناك است شرمسار وطن بودن، آنگاه كه وطن در دست مشتى نيرنگبازِ بىرگ است كه از سر بىتدبيرى و خودخواهى ادارهاش مىكنند،
آنگاه كه در چشم جهانيان چهرهاى گستاخ، موذى و بىارج دارد، آنگاه كه بهجاىِ خوراك سالم روحانى، خوراك فاسد پيش رويش مىگذارند، آنگاه كه فقر و پريشانى چنان در تار و پود زندگى مردم لانه كرده كه به هيچ روى نمىتوان چارهاش كرد.
احساسى است خفتبار كه آدمى را رها نمیكند؛ احساسى ماندگار كه خلاف احساسات روزمرهٔ پيش پا افتاده، به آسانى زدوده نمىشود.
آرى، اين شكنجه و خفقانى بىپايان و هميشگى است كه با آن از خواب برمیخيزى، هرساعت از روز را با آن مىگذرانى، و شب با آن به بستر مىروى.
تنها مرگ، كه از غم و اندوه شخصى رهايت میكند، از چنگ اين شرمسارى نجاتت میدهد. امّا تو هنوز در شمار زندگانى و اين شرمسارى همچنان بر تو سايه افكنده.
📕 خرده ريزها
✍ آلكساندر سالژنيتسين
@Library_Telegram
📕 قوم های کهن در قفقاز، ماورای قفقاز و بین النهرین و هلال حاصلخیز
✍ رقیه بهزادی
اثر مصوّر حاضر، نخستین دفتر از مجموعة «کهننامههای زبانشناسی»، مشتمل بر مهمترین آثار تألیفی و برگردان برجستهترین درسنامههای حوزة زبانشناسی است. موضوع این دفتر، شناخت اقوام کهن، با توجه به ریشههای نژادی، خاستگاه و زیستگاه قومیت و جامعه، صنعت و هنر، اقتصاد و تجارت، اساطیر، دین و خدایان است. مطالب اثر در سه بخش کلّی تدوین شده که بخش نخست، به بررسی اقوام «هوریانی»، «متیانی»، «خرزی»، «گرجی»، «ارمنی» و... اختصاص یافته است. در بخش دوم، از اقوام مقیم در بینالنهرین و هلال حاصلخیز سخن رفته و در بخش سوم، دانش اقوام کهن مورد مطالعه قرار گرفته است. نگارنده، خاستگاه، محلّ زندگی، تقسیمات اجتماعی، تعاملات فرهنگی، هنری و علمی هر قوم را بررسی و تحلیل کرده است.
@Library_Telegram
✍ رقیه بهزادی
اثر مصوّر حاضر، نخستین دفتر از مجموعة «کهننامههای زبانشناسی»، مشتمل بر مهمترین آثار تألیفی و برگردان برجستهترین درسنامههای حوزة زبانشناسی است. موضوع این دفتر، شناخت اقوام کهن، با توجه به ریشههای نژادی، خاستگاه و زیستگاه قومیت و جامعه، صنعت و هنر، اقتصاد و تجارت، اساطیر، دین و خدایان است. مطالب اثر در سه بخش کلّی تدوین شده که بخش نخست، به بررسی اقوام «هوریانی»، «متیانی»، «خرزی»، «گرجی»، «ارمنی» و... اختصاص یافته است. در بخش دوم، از اقوام مقیم در بینالنهرین و هلال حاصلخیز سخن رفته و در بخش سوم، دانش اقوام کهن مورد مطالعه قرار گرفته است. نگارنده، خاستگاه، محلّ زندگی، تقسیمات اجتماعی، تعاملات فرهنگی، هنری و علمی هر قوم را بررسی و تحلیل کرده است.
@Library_Telegram
Ghomhaye kohan irani.pdf
9.1 MB
📕 قوم های کهن در قفقاز، ماورای قفقاز و بین النهرین و هلال حاصلخیز
✍ رقیه بهزادی
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ رقیه بهزادی
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
❤1
#یک_فنجان_تفکر ☕️
مهربونی های زیادی توی فرهنگ ما بود و داره کمرنگ میشه.
من چندتا از مهربونی های تصادفی که به ذهنم می رسه رو اینجا می نویسم.
میشه یکی یا چندتا از اونا رو انجام بدیم توی این هفته.
بعد از انجام دادنشون به حس خودمون نگاه کنیم. مهربونی، قبل از دیگران، حال خودمون رو خوب می کنه.
- بار یه کهنسال رو براش حمل کنیم.
- اگه نون خریدیم، به یه بچه تعارف کنیم.
- پول قهوه یا غذای یه نفر ناشناس رو توی کافی شاپ یا رستوران حساب کنیم.
- یه نامه پر از انگیزه بنویسیم و بندازیم توی خونه یا ماشین یه نفر که نمیشناسیم.
-یه تلفن بزنیم به یه فامیلی دوستی کسی که مدتیه ازش بی خبریم.
- بچه کوچیک یه زوج رو دو ساعت نگه داریم که اونا با هم برن سینما یا رستوران.
- یه شغل برای یه نفر که بیکاره پیشنهاد بدیم.
- در ورودی یا در آسانسور رو برای یه نفر باز نگه داریم.
- یه متن خنده دار یا روحیه بخش روی شیشه یه ماشین بذاریم.
- یه کم وقت با یه سالمند صرف کنیم.
- برای یه سالمند یا یه بچه چند صفحه کتاب بخونیم.
- یه پیامک قدردانی برای یه نفر بفرستیم.
- بذاریم یه نفر از جلوی ماشین ما بپیچه توی خروجی
- یه کتاب با یه نوشته انگیزه بخش، توی تاکسی یا مترو یا پارک یا مغازه جا بذاریم.
- عوارض یا پول پارکینگ ماشین پشتی رو حساب کنیم.
- یه نفر رو که در گذشته به ما بدی کرده، ببخشیم.
- به یه نفر که نمیشناسیم لبخند بزنیم.
- برای بچه ی ماشین کناری دست تکون بدیم.
- از یه رفتگر یا آبدارچی یا نظافتچی از صمیم قلب تشکر کنیم
- پول بنزین یه ماشین مدل پایین تر از خودمون رو حساب کنیم.
- خون اهدا کنیم. (آقایون محترم لطفن)
- به دوستمون، همسرمون، رفیقمون... یه نامه کوتاه بنویسیم و بگیم چه چیزی راجع بهش رو خیلی دوست داریم.
- برای پدر و مادرمون گل بخریم و بهشون بگیم چقدر دوستشون داریم.
- داریم با خانواده حرف می زنیم؟ داریم یه دوست رو می بینیم؟ کنار یه عزیزی نشستیم؟ گوشیمون رو بذاریم کنار.
- شاخه درخت های زیر برف رو بتکونیم که نشکنند.
- به یه خیریه مردم نهاد کمی کمک کنیم.
- پیش رییس شرکت، از خوبی های یکی از همکارامون حرف بزنیم.
- یه آشغال رو از روی زمین برداریم.
- یه درخت بکاریم یا یه گل قلمه بزنیم.
- یه بطری آب شیشه ای هدیه بدیم به کسی که می دونیم آب معدنی مصرف می کنه تا بطری پلاستیکی کمتری مصرف بشه.
- یه ربع وقت بذاریم و به حرف یه نفر با همه وجود گوش بدیم.
- یکی از لباس هامون رو ببخشیم.
- برای یه همکار یا یه ناشناس، یه چایی بریزیم.
- به یکی کمک کنیم یه کار جدید رو تجربه کنه.
- یهو، الکی، بی هیچ دلیلی، زنگ بزنیم به مامان! فقط حالش رو بپرسیم.
- صبحانه روز بعد همسرمون رو براش ببریم توی تختخواب.
- پول ویزیت نفر بعدی رو توی مطب دکتر حساب کنیم.
- یه دسته گل کوچیک بفرستیم به بخش پرستاری یه بیمارستان دولتی و ازشون برای اخلاق خوبشون با بیمارها تشکر کنیم.
و...
- وقتی یه صدای دلسرد کننده توی سر خودمون شنیدیم، سریع یه حرف انگیزشی به خومون بگیم.
ما هم به مهربونی تصادفی خودمون نیاز داریم. ❤️
نیلوفر تسلیم
@Library_Telegram
مهربونی های زیادی توی فرهنگ ما بود و داره کمرنگ میشه.
من چندتا از مهربونی های تصادفی که به ذهنم می رسه رو اینجا می نویسم.
میشه یکی یا چندتا از اونا رو انجام بدیم توی این هفته.
بعد از انجام دادنشون به حس خودمون نگاه کنیم. مهربونی، قبل از دیگران، حال خودمون رو خوب می کنه.
- بار یه کهنسال رو براش حمل کنیم.
- اگه نون خریدیم، به یه بچه تعارف کنیم.
- پول قهوه یا غذای یه نفر ناشناس رو توی کافی شاپ یا رستوران حساب کنیم.
- یه نامه پر از انگیزه بنویسیم و بندازیم توی خونه یا ماشین یه نفر که نمیشناسیم.
-یه تلفن بزنیم به یه فامیلی دوستی کسی که مدتیه ازش بی خبریم.
- بچه کوچیک یه زوج رو دو ساعت نگه داریم که اونا با هم برن سینما یا رستوران.
- یه شغل برای یه نفر که بیکاره پیشنهاد بدیم.
- در ورودی یا در آسانسور رو برای یه نفر باز نگه داریم.
- یه متن خنده دار یا روحیه بخش روی شیشه یه ماشین بذاریم.
- یه کم وقت با یه سالمند صرف کنیم.
- برای یه سالمند یا یه بچه چند صفحه کتاب بخونیم.
- یه پیامک قدردانی برای یه نفر بفرستیم.
- بذاریم یه نفر از جلوی ماشین ما بپیچه توی خروجی
- یه کتاب با یه نوشته انگیزه بخش، توی تاکسی یا مترو یا پارک یا مغازه جا بذاریم.
- عوارض یا پول پارکینگ ماشین پشتی رو حساب کنیم.
- یه نفر رو که در گذشته به ما بدی کرده، ببخشیم.
- به یه نفر که نمیشناسیم لبخند بزنیم.
- برای بچه ی ماشین کناری دست تکون بدیم.
- از یه رفتگر یا آبدارچی یا نظافتچی از صمیم قلب تشکر کنیم
- پول بنزین یه ماشین مدل پایین تر از خودمون رو حساب کنیم.
- خون اهدا کنیم. (آقایون محترم لطفن)
- به دوستمون، همسرمون، رفیقمون... یه نامه کوتاه بنویسیم و بگیم چه چیزی راجع بهش رو خیلی دوست داریم.
- برای پدر و مادرمون گل بخریم و بهشون بگیم چقدر دوستشون داریم.
- داریم با خانواده حرف می زنیم؟ داریم یه دوست رو می بینیم؟ کنار یه عزیزی نشستیم؟ گوشیمون رو بذاریم کنار.
- شاخه درخت های زیر برف رو بتکونیم که نشکنند.
- به یه خیریه مردم نهاد کمی کمک کنیم.
- پیش رییس شرکت، از خوبی های یکی از همکارامون حرف بزنیم.
- یه آشغال رو از روی زمین برداریم.
- یه درخت بکاریم یا یه گل قلمه بزنیم.
- یه بطری آب شیشه ای هدیه بدیم به کسی که می دونیم آب معدنی مصرف می کنه تا بطری پلاستیکی کمتری مصرف بشه.
- یه ربع وقت بذاریم و به حرف یه نفر با همه وجود گوش بدیم.
- یکی از لباس هامون رو ببخشیم.
- برای یه همکار یا یه ناشناس، یه چایی بریزیم.
- به یکی کمک کنیم یه کار جدید رو تجربه کنه.
- یهو، الکی، بی هیچ دلیلی، زنگ بزنیم به مامان! فقط حالش رو بپرسیم.
- صبحانه روز بعد همسرمون رو براش ببریم توی تختخواب.
- پول ویزیت نفر بعدی رو توی مطب دکتر حساب کنیم.
- یه دسته گل کوچیک بفرستیم به بخش پرستاری یه بیمارستان دولتی و ازشون برای اخلاق خوبشون با بیمارها تشکر کنیم.
و...
- وقتی یه صدای دلسرد کننده توی سر خودمون شنیدیم، سریع یه حرف انگیزشی به خومون بگیم.
ما هم به مهربونی تصادفی خودمون نیاز داریم. ❤️
نیلوفر تسلیم
@Library_Telegram
❤1
☕️ قطعهای از کتاب
از اشتباهات بیپایه مردم یکی این است که خیال میکنند هر کس دارای خصوصیاتی است تغییرناپذیر؛ یکی بد است و دیگری خوب، این هشیار است و آن احمق؛ این فعال است و آن تنبل.
حال آن که اینجور نیست. آدمها مثل رودخانهاند، اگر چه همه یکشکل و یکجورند ولی رودخانه را که دیدهاید، همچنانکه پیش می رود، گاهی آهسته حرکت میکند، گاهی تند، گاه که به کوهسار میرسد باریک میشود، گاهی که به دشت میرسد پهن می شود و وسعت پیدا میکند؛ در جایی آبش سرد است و چند فرسنگ آن طرفتر آبش گرم میشود. یک زمان آرام است و یک زمان طغیان میکند.
هر انسانی در خود عناصر خوب و بد را دارد، گاهی روی خوبش را نشان میدهد
و گاهی روی بدش را ...!
📕 #رستاخیز
✍ #لئو_تولستوی
@Library_Telegram
از اشتباهات بیپایه مردم یکی این است که خیال میکنند هر کس دارای خصوصیاتی است تغییرناپذیر؛ یکی بد است و دیگری خوب، این هشیار است و آن احمق؛ این فعال است و آن تنبل.
حال آن که اینجور نیست. آدمها مثل رودخانهاند، اگر چه همه یکشکل و یکجورند ولی رودخانه را که دیدهاید، همچنانکه پیش می رود، گاهی آهسته حرکت میکند، گاهی تند، گاه که به کوهسار میرسد باریک میشود، گاهی که به دشت میرسد پهن می شود و وسعت پیدا میکند؛ در جایی آبش سرد است و چند فرسنگ آن طرفتر آبش گرم میشود. یک زمان آرام است و یک زمان طغیان میکند.
هر انسانی در خود عناصر خوب و بد را دارد، گاهی روی خوبش را نشان میدهد
و گاهی روی بدش را ...!
📕 #رستاخیز
✍ #لئو_تولستوی
@Library_Telegram
کسانی که نانشان آماده است نمیخواهند بدانند که نان چگونه پخت میشود.
آنها ترجیح میدهند شکرگزار خداوند باشند تا نانوا.
اما کسانی که نان میپزند میدانند، تا چیزی را حرکت ندهی تکان نمیخورد.
📕 زندگی گالیله
✍برتولت برشت
@Library_Telegram
آنها ترجیح میدهند شکرگزار خداوند باشند تا نانوا.
اما کسانی که نان میپزند میدانند، تا چیزی را حرکت ندهی تکان نمیخورد.
📕 زندگی گالیله
✍برتولت برشت
@Library_Telegram
❤2
#یک_دقیقه_مطالعه
نکاتی جهت شناختن بیشعورها : آنها از شما انتظار دارند همیشه به خاطر داشته باشی دوستی با آنها یک افتخار بزرگ محسوب می شود. افتخاری که باید هر هفته برای حفظ آن رنج و زحمت تازه ای را تحمل کنید.
دوستی آنها هیچ قاعده و قانونی ندارد به جز یکی: نفعی به حال آنها داشته باشد.
آنها حق دارند که هر قاعده ای را بنا به مسائل خود تغییر دهند. شما حق ندارید.
این حق برای آنها محفوظ است که هر زمانی و به هر دلیلی که صلاح بدانند با شما تماس بگیرند از قرض گرفتن پول تا نگه داشتن بچه هایشان و پنهان کردن آنها از چنگال قانون تا گرفتن کلیدهای خانه شما. اگر یک دوست واقعی برای آنها باشید هرگز نباید بپرسید که به چه حقی این خواسته ها را دارند و البته چیزی هم از آنها نباید طلب کرد.
آنها حق دارند که تمام مشکلات بدبختی هایشان را با شما در میان بگذارند و انتظار دارند که در نهایت ملاطفت و همدردی با آنها برخورد کنید. مهم نیست مشکلات چه باشند، به هر حال از شما انتظار می رود که در کنار آنها باشید و دائما به آنها اطمینان بدهید که کاملا حق با ایشان است...
شما باید از تمام دشمنان آنها متنفر باشید. اگر بخواهید با کسانی که خوششان نمی آید و یا ترکشان کرده اند دوستی کنید، پاچه تان را خواهند گرفت.
شما باید همیشه ستایش، مهربانی، حمایت و دلگرمی به پای آنها نثار کنید. هر چیزی که در محدوده ارادت و هواخواهی مطلق نگنجد، به پای سست عنصری و بی وفایی تان نوشته می شود.
📕 #بیشعوری
✍ #خاویر_کرمنت
@Library_Telegram
نکاتی جهت شناختن بیشعورها : آنها از شما انتظار دارند همیشه به خاطر داشته باشی دوستی با آنها یک افتخار بزرگ محسوب می شود. افتخاری که باید هر هفته برای حفظ آن رنج و زحمت تازه ای را تحمل کنید.
دوستی آنها هیچ قاعده و قانونی ندارد به جز یکی: نفعی به حال آنها داشته باشد.
آنها حق دارند که هر قاعده ای را بنا به مسائل خود تغییر دهند. شما حق ندارید.
این حق برای آنها محفوظ است که هر زمانی و به هر دلیلی که صلاح بدانند با شما تماس بگیرند از قرض گرفتن پول تا نگه داشتن بچه هایشان و پنهان کردن آنها از چنگال قانون تا گرفتن کلیدهای خانه شما. اگر یک دوست واقعی برای آنها باشید هرگز نباید بپرسید که به چه حقی این خواسته ها را دارند و البته چیزی هم از آنها نباید طلب کرد.
آنها حق دارند که تمام مشکلات بدبختی هایشان را با شما در میان بگذارند و انتظار دارند که در نهایت ملاطفت و همدردی با آنها برخورد کنید. مهم نیست مشکلات چه باشند، به هر حال از شما انتظار می رود که در کنار آنها باشید و دائما به آنها اطمینان بدهید که کاملا حق با ایشان است...
شما باید از تمام دشمنان آنها متنفر باشید. اگر بخواهید با کسانی که خوششان نمی آید و یا ترکشان کرده اند دوستی کنید، پاچه تان را خواهند گرفت.
شما باید همیشه ستایش، مهربانی، حمایت و دلگرمی به پای آنها نثار کنید. هر چیزی که در محدوده ارادت و هواخواهی مطلق نگنجد، به پای سست عنصری و بی وفایی تان نوشته می شود.
📕 #بیشعوری
✍ #خاویر_کرمنت
@Library_Telegram
👍2
✅ در جهان سوم، شعور ملت از دولت بیشتر است!
📌 در جوامع توسعه نیافته ما با عدم رشد اجتماعی-سیاسی جامعه روبرو هستیم چنانکه طبقه نخبه و الیت جامعه نمیتواند در فرایندی شایسته سالار وارد گفتمان قدرت شود و چرخش نخبگان زیر آوار الیگارشی افراد نزدیک و رانتجو و عموماً بی صلاحیت، که معیار انتخابشان دایره تنگ مجیزگویی ایدئولوژی بوده است، مدفون گشته.
📌 هر که بله قربانگوتر و تابع منویات ایدئولوژی حاکمیت باشد مقام بالاتری مییابد. پس نه شایسته سالاری، بلکه پیروی و اطاعت و وفاداریِ صرف، معیار برگزیدن مسئولان است. یعنی تعهد، مقدم بر تخصص است.
📌 پس در این ساختار، با قطع رابطۀ جامعۀ نخبگان از حاکمیت مواجه میشویم. همین اتفاق در شوراهای محلی و پارلمان نیز استمرار یافته، قدرت را بالا و مجزا نگه داشته از سرریز آن به بخشهای بزرگی از جامعۀ مدنی (مردم در مقابل دولت) جلوگیری میکند.
📌 دایره قدرت از بالا تنگ و از پایین عاجز از بکارگیری پتانسیل نخبگان است. فرار نخبگان و انزوای آنان از نتایج این ساختار سیاسی است. در نتیجه، این امکانِ دموکراسی که الیت ملت بتواند اکثریت را احراز کند و اعتماد عمومی کسب کند و راهی پیش پای مردم قرار دهد مسدود میشود به تعدادی نخبه و ضد نخبه دستچین شده و مداح و مجیزگوی هسته گفتمان قدرت و ایدئولوگها.
📌 بنابراین در اینجا در واقع امکان بالا رفتن از نردبان قدرت توسط جامعه مدنی و مردم از بین رفته متوسط شعور حاکمان از محکومان پایینتر قرار میگیرد..
زیرا نخبه ملی در کار نیست که شعور ملی را نمایندگی کند. از آن مهمتر امکان چرخش نخبگان ملت و تصحیح اشتباه آنان فراهم نمی شود.رکود و فساد ویژگی اول چنین ساختار ضد دموکراتی است.
📌 پس به واقع شعور دولت معطوف و محدود به یکسری فرمان ایدئولوژیک برای بقا و دوام سیستم به هر قیمت می شود و مجرایی برای راهیابی نخبگان ملت که ویژگی دموکراسی است نیافته، فسادها بر هم تلنبار می شود و امکان اصلاح بصورت ساختاری مسدود میگردد.
📌 پس در جوامع بسته جهان سوم و ماقبل دموکراسی، نخبه ملت عاطل و باطل در مقام اپوزیسیون که در توتالیتاریسم بر خلاف دموکراسی نخبه خارج از دولت و نظام قرار دارد!به هدر می رود. اصولا جامعه مدنی به رسمیت شناخته نشده و فاقد حق است تا بتواند در معادلات وزنه ایی را به دوش گیرد.
📌 پس شعور ملت در نخبگان مطرودش،قطعا از شعور دولت و پخمگانش بالاتر قرار می گیرد.
دایره بستۀ قدرت اجازه بهرهگیری از شعور ملت را نمیدهد.
📌 این حکومتها همیشه آماج انتقادات سنگین نخبگان مطرود و محروم و سرکوب شده هستند، انتقادتی بدیهی و حتی ساده که ایدئولوژی حاکم چشمان اصحاب قدرت را از دیدن ساده ترین اشکالات و دلایلش کور کرده است.
📌 موج تمسخر رفتارهای سبکسرانه حکومت توسط مردم بدان علت است که که چون فردمحور است و تصمیمات بدون مشورت با گروههای متکثر با منافع متکثر اتخاذ میگردد و تنها نفع خود و اطرافیان در راستای ایدئولوژی محوری در نظر گرفته میشود و به همان میزان از عقلانیت نفع عمومی نیز دور میگردد.
📌 یک فرق مهم ساختار دموکراتیک با یک الیگارشی رانتی و ایدئولوگ در همین عدم امکان و تجمیع شعور مغزها و بلا استفاده ماندن نخبگان و در نتیجه کاهش شعور و فهم دستگاه حاکم و رکود و فساد آن است. این خلع سلاح جامعۀ مدنی در مقابل قدرت مطلقه و کم خِردی مرسوم دولتی بوده است.
✍️ کارل ریموند پوپر ۱۹۰۲-۱۹۹۴
🔹 فیلسوف اتریشی
@Library_Telegram
📌 در جوامع توسعه نیافته ما با عدم رشد اجتماعی-سیاسی جامعه روبرو هستیم چنانکه طبقه نخبه و الیت جامعه نمیتواند در فرایندی شایسته سالار وارد گفتمان قدرت شود و چرخش نخبگان زیر آوار الیگارشی افراد نزدیک و رانتجو و عموماً بی صلاحیت، که معیار انتخابشان دایره تنگ مجیزگویی ایدئولوژی بوده است، مدفون گشته.
📌 هر که بله قربانگوتر و تابع منویات ایدئولوژی حاکمیت باشد مقام بالاتری مییابد. پس نه شایسته سالاری، بلکه پیروی و اطاعت و وفاداریِ صرف، معیار برگزیدن مسئولان است. یعنی تعهد، مقدم بر تخصص است.
📌 پس در این ساختار، با قطع رابطۀ جامعۀ نخبگان از حاکمیت مواجه میشویم. همین اتفاق در شوراهای محلی و پارلمان نیز استمرار یافته، قدرت را بالا و مجزا نگه داشته از سرریز آن به بخشهای بزرگی از جامعۀ مدنی (مردم در مقابل دولت) جلوگیری میکند.
📌 دایره قدرت از بالا تنگ و از پایین عاجز از بکارگیری پتانسیل نخبگان است. فرار نخبگان و انزوای آنان از نتایج این ساختار سیاسی است. در نتیجه، این امکانِ دموکراسی که الیت ملت بتواند اکثریت را احراز کند و اعتماد عمومی کسب کند و راهی پیش پای مردم قرار دهد مسدود میشود به تعدادی نخبه و ضد نخبه دستچین شده و مداح و مجیزگوی هسته گفتمان قدرت و ایدئولوگها.
📌 بنابراین در اینجا در واقع امکان بالا رفتن از نردبان قدرت توسط جامعه مدنی و مردم از بین رفته متوسط شعور حاکمان از محکومان پایینتر قرار میگیرد..
زیرا نخبه ملی در کار نیست که شعور ملی را نمایندگی کند. از آن مهمتر امکان چرخش نخبگان ملت و تصحیح اشتباه آنان فراهم نمی شود.رکود و فساد ویژگی اول چنین ساختار ضد دموکراتی است.
📌 پس به واقع شعور دولت معطوف و محدود به یکسری فرمان ایدئولوژیک برای بقا و دوام سیستم به هر قیمت می شود و مجرایی برای راهیابی نخبگان ملت که ویژگی دموکراسی است نیافته، فسادها بر هم تلنبار می شود و امکان اصلاح بصورت ساختاری مسدود میگردد.
📌 پس در جوامع بسته جهان سوم و ماقبل دموکراسی، نخبه ملت عاطل و باطل در مقام اپوزیسیون که در توتالیتاریسم بر خلاف دموکراسی نخبه خارج از دولت و نظام قرار دارد!به هدر می رود. اصولا جامعه مدنی به رسمیت شناخته نشده و فاقد حق است تا بتواند در معادلات وزنه ایی را به دوش گیرد.
📌 پس شعور ملت در نخبگان مطرودش،قطعا از شعور دولت و پخمگانش بالاتر قرار می گیرد.
دایره بستۀ قدرت اجازه بهرهگیری از شعور ملت را نمیدهد.
📌 این حکومتها همیشه آماج انتقادات سنگین نخبگان مطرود و محروم و سرکوب شده هستند، انتقادتی بدیهی و حتی ساده که ایدئولوژی حاکم چشمان اصحاب قدرت را از دیدن ساده ترین اشکالات و دلایلش کور کرده است.
📌 موج تمسخر رفتارهای سبکسرانه حکومت توسط مردم بدان علت است که که چون فردمحور است و تصمیمات بدون مشورت با گروههای متکثر با منافع متکثر اتخاذ میگردد و تنها نفع خود و اطرافیان در راستای ایدئولوژی محوری در نظر گرفته میشود و به همان میزان از عقلانیت نفع عمومی نیز دور میگردد.
📌 یک فرق مهم ساختار دموکراتیک با یک الیگارشی رانتی و ایدئولوگ در همین عدم امکان و تجمیع شعور مغزها و بلا استفاده ماندن نخبگان و در نتیجه کاهش شعور و فهم دستگاه حاکم و رکود و فساد آن است. این خلع سلاح جامعۀ مدنی در مقابل قدرت مطلقه و کم خِردی مرسوم دولتی بوده است.
✍️ کارل ریموند پوپر ۱۹۰۲-۱۹۹۴
🔹 فیلسوف اتریشی
@Library_Telegram
👍3
📕 جنایت بی عقوبت؛ - شکنجه جنسی زندانیان زن در دهه ۶۰. (دو بخش)
✍ عدالت برای ایران
عدالت برای ایران هم زمان با ده دسامبر، روز جهانی حقوق بشر،اولین گزارش تحقیق پیرامون شکنجه و خشونت جنسی علیه زندانیان سیاسی زن را منتشر کرد. در این گزارش، موارد متعدد تجاوز، شکنجه جنسی و خشونت های مبتنی بر جنسیت در زندانهای ایران در دهه ۶۰ شمسی مورد بررسی قرار گرفته است.
@Library_Telegram
✍ عدالت برای ایران
عدالت برای ایران هم زمان با ده دسامبر، روز جهانی حقوق بشر،اولین گزارش تحقیق پیرامون شکنجه و خشونت جنسی علیه زندانیان سیاسی زن را منتشر کرد. در این گزارش، موارد متعدد تجاوز، شکنجه جنسی و خشونت های مبتنی بر جنسیت در زندانهای ایران در دهه ۶۰ شمسی مورد بررسی قرار گرفته است.
@Library_Telegram