📕#رفیق_آیت_الله ( 10 جلد )
✍#امیر_عباس_فخرآور
نسخه کامل
رفیق آیت الله / امیر عباس فخر آور
یکصد سالی هست که سرنوشت، بازی تلخی را با سرزمین کهن آریایی ما سر گرفته است. بادهای حوادثی غریب ما مردم ایران را در تعلیقی تاریخی نگاه داشتهاند. دردی مشترک که حالا به آن معتاد شدهایم و دست در گریبان ماندن با روزمرگیهایمان، حتی قدرت اینکه به نقطه آغاز این درد مشترک بیاندیشیم را از ما گرفته است. شاید اگر پدرانمان ریشه این درد مشترک را مییافتند، امکان پرداختن به چاره آن نیز پدیدار می شد. آنچه در پیش رو دارید، چکیده دو دهه دویدن به دنبال پاسخ برای پرسشهایی است که نیمی از زندگیام را با آن زیسته بودم. در نهایت چهار سال پیش وقتی نوشتن این کتاب را شروع کردم، انتظار خیلی چیزها را داشتم. انتظار داشتم این کتاب به زندگینامه یک دیکتاتور ستمگر و یا کشف یک شبکه کهنسال جاسوسی برای اتحاد جماهیر شوروی تبدیل شود. ولی اینکه کتاب رفیق آیت الله تبدیل به شاید بزرگترین مجموعه تحقیقاتی برای رمزگشایی از تاریکترین پروندههای سیاسی-جنایی تاریخ ایران شود، حتی در وحشیترین تصوراتم نیز نمی گنجید. امروز با اعتماد به نفس میگویم که درد تاریخی مردم سرزمینمان را شناختهام و در این تردید ندارم همه آنها که تا پایان این کتاب همسفرم باشند، دیدگاهی نوین به آنچه بر ملت ما در یکصد سال گذشته رفته است، خواهند داشت. مشکل اینجا بود که ریشه این درد مشترک را نه در درون سرزمین ما، که فرسنگها دورتر در قلب همسایه شمالی ایران، در کشور پهناور روسیه باید جستجو میکردیم. آنجا که در سال ۱۹۰۵ میلادی برابر با ۱۲۸۴ خورشیدی، جرقههای یک انقلاب در روسیه تزاری زده شد. دوازده سال پس از آن، شعلههای انقلاب بولشویکی ابتدا دامان م��دم این سرزمین پهناور را فراگرفت و سپس به جان ایران کهن و دیگر مناطق کره خاکی افتاد و تاریخ، فرهنگ و هویت آنها را خاکستر کرد. کتاب رفیق آیت الله در ده فصل به بررسی اسناد مربوط به نقش کلیدی سازمان امنیت شوروی در طراحی و اجرای انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ خورشیدی و پس از آن کمکهای آشکار و پنهان این سازمان مخوف برای رسیدن سیدعلی خامنهای به مقام ولی مطلقه فقیه در ایران، میپردازد. در هر یک از فصلهای دهگانه این کتاب با یکی از رازهای سر به مهر و معماهای ترسناک در تاریخ انقلاب اسلامی مواجه خواهید بود که علاوه بر رمزگشایی از آنها تلاش شده است تا امکان تحقیق مستقل و موضوعی برای پژوهشگران در آن زمینه خاص نیز فراهم گردد
✨#در_فصل_نخست
به تاریخچه جنگ سرد پرداخته شده است که ریشه آن در رقابتهای بین دو قدرت بزرگ پیروز در جنگ جهانی اول یعنی روسها و بریتانیاییها برای تصرف هر چه بیشتر قلمرو امپراطوری عثمانی بود. عثمانیها بازنده بزرگ جنگ بودند و ارزشمندترین غنایم به جا مانده از ارتش شکست خورده آنها، سرزمینهای تاریخی خاورمیانه و شمال آفریقا بود. وقوع انقلاب بولشویکی در روسیه که با پایان جنگ جهانی اول همزمان شده بود، این فرصت را در آغاز از روسها گرفت که بتوانند بخشی از این قلمرو ارزشمند را تصاحب کنند و بدین ترتیب انگلستان و فرانسه دو قدرتی بودند که بیشترین سهم را از خاورمیانه بودند. روسها پس از انقلاب ۱۹۱۷ میلادی با تشکیل اتحاد جماهیر شوروی، دوباره نگاهشان به بیرون مرزهای این امپراطوری نوپا افتاد. نفوذ خزنده آنها در قلمروهای امپراطوری عثمانی، از بینالنهرین تا فلسطین و از مراکش تا مصر شتاب گرفت. با شروع جنگ جهانی دوم، به بهانه اینکه ایران حامی آلمان نازی در جنگ بود، ارتشهای شوروی و بریتانیا از شمال و جنوب به ایران وارد شدند و تمام کشور را اشغال کردند. هجوم محرمانه و گسترده جاسوسها و کارشناسان سازمان امنیت شوروی به ایران در پوشش ارتش سرخ شوروی، این فرصت را برای روسها فراهم کرد تا در تمام لایههای اجتماعی در گستره جغرافیایی سرزمین ایران نفوذ کنند. پس از پایان جنگ جهانی دوم ارتش بریتانیا بلافاصله از ایران خارج شد. ارتش سرخ شوروی هم با فشارهای بین المللی و به ویژه فشار ایالات متحده آمریکا مدتی بعد خاک ایران را ترک کرد اما ارتش محرمانه جاسوسهای سازمان امنیت شوروی هیچگاه ایران را ترک نکردند و ثمره سه دهه عملیات آنها برای جذب نیروهای وفادار به شوروی و تربیت آنها برای تغییر رژیم در ایران، انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ خورشیدی بود. آنچه در این دوران تلخ بر ایران، خاورمیانه و شمال آفریقا گذشت، در این فصل تصویر شده است.
#درخواستی
https://telegram.me/Library_Telegram
✍#امیر_عباس_فخرآور
نسخه کامل
رفیق آیت الله / امیر عباس فخر آور
یکصد سالی هست که سرنوشت، بازی تلخی را با سرزمین کهن آریایی ما سر گرفته است. بادهای حوادثی غریب ما مردم ایران را در تعلیقی تاریخی نگاه داشتهاند. دردی مشترک که حالا به آن معتاد شدهایم و دست در گریبان ماندن با روزمرگیهایمان، حتی قدرت اینکه به نقطه آغاز این درد مشترک بیاندیشیم را از ما گرفته است. شاید اگر پدرانمان ریشه این درد مشترک را مییافتند، امکان پرداختن به چاره آن نیز پدیدار می شد. آنچه در پیش رو دارید، چکیده دو دهه دویدن به دنبال پاسخ برای پرسشهایی است که نیمی از زندگیام را با آن زیسته بودم. در نهایت چهار سال پیش وقتی نوشتن این کتاب را شروع کردم، انتظار خیلی چیزها را داشتم. انتظار داشتم این کتاب به زندگینامه یک دیکتاتور ستمگر و یا کشف یک شبکه کهنسال جاسوسی برای اتحاد جماهیر شوروی تبدیل شود. ولی اینکه کتاب رفیق آیت الله تبدیل به شاید بزرگترین مجموعه تحقیقاتی برای رمزگشایی از تاریکترین پروندههای سیاسی-جنایی تاریخ ایران شود، حتی در وحشیترین تصوراتم نیز نمی گنجید. امروز با اعتماد به نفس میگویم که درد تاریخی مردم سرزمینمان را شناختهام و در این تردید ندارم همه آنها که تا پایان این کتاب همسفرم باشند، دیدگاهی نوین به آنچه بر ملت ما در یکصد سال گذشته رفته است، خواهند داشت. مشکل اینجا بود که ریشه این درد مشترک را نه در درون سرزمین ما، که فرسنگها دورتر در قلب همسایه شمالی ایران، در کشور پهناور روسیه باید جستجو میکردیم. آنجا که در سال ۱۹۰۵ میلادی برابر با ۱۲۸۴ خورشیدی، جرقههای یک انقلاب در روسیه تزاری زده شد. دوازده سال پس از آن، شعلههای انقلاب بولشویکی ابتدا دامان م��دم این سرزمین پهناور را فراگرفت و سپس به جان ایران کهن و دیگر مناطق کره خاکی افتاد و تاریخ، فرهنگ و هویت آنها را خاکستر کرد. کتاب رفیق آیت الله در ده فصل به بررسی اسناد مربوط به نقش کلیدی سازمان امنیت شوروی در طراحی و اجرای انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ خورشیدی و پس از آن کمکهای آشکار و پنهان این سازمان مخوف برای رسیدن سیدعلی خامنهای به مقام ولی مطلقه فقیه در ایران، میپردازد. در هر یک از فصلهای دهگانه این کتاب با یکی از رازهای سر به مهر و معماهای ترسناک در تاریخ انقلاب اسلامی مواجه خواهید بود که علاوه بر رمزگشایی از آنها تلاش شده است تا امکان تحقیق مستقل و موضوعی برای پژوهشگران در آن زمینه خاص نیز فراهم گردد
✨#در_فصل_نخست
به تاریخچه جنگ سرد پرداخته شده است که ریشه آن در رقابتهای بین دو قدرت بزرگ پیروز در جنگ جهانی اول یعنی روسها و بریتانیاییها برای تصرف هر چه بیشتر قلمرو امپراطوری عثمانی بود. عثمانیها بازنده بزرگ جنگ بودند و ارزشمندترین غنایم به جا مانده از ارتش شکست خورده آنها، سرزمینهای تاریخی خاورمیانه و شمال آفریقا بود. وقوع انقلاب بولشویکی در روسیه که با پایان جنگ جهانی اول همزمان شده بود، این فرصت را در آغاز از روسها گرفت که بتوانند بخشی از این قلمرو ارزشمند را تصاحب کنند و بدین ترتیب انگلستان و فرانسه دو قدرتی بودند که بیشترین سهم را از خاورمیانه بودند. روسها پس از انقلاب ۱۹۱۷ میلادی با تشکیل اتحاد جماهیر شوروی، دوباره نگاهشان به بیرون مرزهای این امپراطوری نوپا افتاد. نفوذ خزنده آنها در قلمروهای امپراطوری عثمانی، از بینالنهرین تا فلسطین و از مراکش تا مصر شتاب گرفت. با شروع جنگ جهانی دوم، به بهانه اینکه ایران حامی آلمان نازی در جنگ بود، ارتشهای شوروی و بریتانیا از شمال و جنوب به ایران وارد شدند و تمام کشور را اشغال کردند. هجوم محرمانه و گسترده جاسوسها و کارشناسان سازمان امنیت شوروی به ایران در پوشش ارتش سرخ شوروی، این فرصت را برای روسها فراهم کرد تا در تمام لایههای اجتماعی در گستره جغرافیایی سرزمین ایران نفوذ کنند. پس از پایان جنگ جهانی دوم ارتش بریتانیا بلافاصله از ایران خارج شد. ارتش سرخ شوروی هم با فشارهای بین المللی و به ویژه فشار ایالات متحده آمریکا مدتی بعد خاک ایران را ترک کرد اما ارتش محرمانه جاسوسهای سازمان امنیت شوروی هیچگاه ایران را ترک نکردند و ثمره سه دهه عملیات آنها برای جذب نیروهای وفادار به شوروی و تربیت آنها برای تغییر رژیم در ایران، انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ خورشیدی بود. آنچه در این دوران تلخ بر ایران، خاورمیانه و شمال آفریقا گذشت، در این فصل تصویر شده است.
#درخواستی
https://telegram.me/Library_Telegram
Telegram
کتابخانه تلگرام
انواع کتاب کمیاب و ممنوعه
رمان، داستان
علمی، تخیلی، آموزشی
تاریخی، سیاسی
مطالب و داستانهای آموزنده و ...
ارتباط با ادمین:⬇️
@Library_Telegram_Bot
صفحه اینستاگرام کانال⬇️
https://www.instagram.com/library_telegram/
رمان، داستان
علمی، تخیلی، آموزشی
تاریخی، سیاسی
مطالب و داستانهای آموزنده و ...
ارتباط با ادمین:⬇️
@Library_Telegram_Bot
صفحه اینستاگرام کانال⬇️
https://www.instagram.com/library_telegram/
Forwarded from کتابخانه تلگرام
🔊#کتاب_صوتی
📘#شور_و_شوق
✍#آلیس_مونرو
🎤#سما_مهرجو
شور و شوق / آلیس مونرو
وقتی گریس در دره اتاوا دنبال خانه تابستانی خانواده تراورس میگردد سالها از آخرین باری که گذرش به آن ناحیه از کشور افتاده میگذرد و همه چیز خیلی فرق کرده است . بزرگ راه شماره هفت حالا خارج از شهری که قبلا راست از وسط آن رد میشد افتاده و در جاهایی که قبلا پیچ درپیچ بود صاف و مستقیم شده است . آن قسمت از کانادا آن قدر دریاچه دارد که هیچ نقشهای تمام آنها را نشان نمیدهد . وقتی گریس بالاخره جای تقریبی دریاچه سبوت را پیدا میکند، یا دستکم فکر میکند که حدود آن را به یاد آورده است، یک عالمه راه از جاده اصلی به آن طرف میرود و وقتی یکی از آنها را انتخاب میکند باز هم چند جا به دوراهیهایی میرسد که هر کدام از راههاشان اسمهای ناآشنایی دارند که او هیچ یک را به یاد ندارد، چون چهل سال قبل که او در آنجا زندگی میکرد خیابانها اسم نداشتند و هیچ کدام اسفالت نبودند و فقط راه باریکی به طرف دریاچه میرفت که آنهم انگار تصادفی از کنار دریاچه گذشته بود.
در کنار دریاچه دهکدهای است یا شاید هم بتوان گفت شهرکی مسکونی، چون نه اداره پست دارد و نه مغازه خرت و پرت فروشی سوت وکوری که در تمام دهکدههای آن ناحیه هست . خانههای شهرک همه کنار چهار یا پنج خیابان ساحل دریاچه ساخته شدهاند و پارکینگهای جلوشان تمام پیاده رو را گرفته است . انگار بیشتر خانههای شهرک خانههایی ییلاقی هستند که صاحبانشان فقط تابستانها در آنها میمانند و از همین الان پنجرههاشان را برای زمستان تخته کوبی کرده اند . اما از وسایل بدنسازی، اجاق های کباب پزی، دوچرخه ها، موتورسیکلت ها و میزهای سفری که در بعضی از حیاطها است میتوان فهمید که کسانی هم تمام سال در آن شهرک زندگی میکنند . توی تک وتوکی از حیاطها مردم نشستهاند و در این روز گرم تابستانی ناهار یا آبجو میخوردند . معلوم است که پشت پنجرههای دیگری که با پرچم و یا کرکرههای فلزی پوشیده شدهاند هم دانشآموزان و هیپیهای قدیمی تنها زندگی میکنند، چون خانههاشان وسایل گرمایی برای زمستان دارد .
چیزی نمانده است که گریس راه اش را کج کند و برگردد که چشمش به خانهای هشت ضلعی میافتد که کنارههای بام و روی درهایش نقشهایی برجسته دارد . آنجا قبلا خانه خانواده وود بود . گریس همیشه فکر میکرد که آن خانه هشت در دارد اما حالا میدید که فقط چهار تا در دارد . هیچ وقت داخل خانه نرفته بود تا سر در بیاورد که این فضای چندضلعی چهطور به اتاق تبدیل شده است . خانم و آقای وود آن موقع همسن و سال حالای گریس بودند و هیچ کدام از بچهها یا دوستهاشان به دیدنشان نمی رفت . از آن ساختمان زیبا و مجلل حالا خرابهای به جامانده است که همسایههای شلخته وسایل کهنه و اسباب بازیهای بچههاشان را تو حیاط آن ریختهاند .
گریس که میداند خانه خانواده تراورس هم باید همان حوالی باشد بالاخره آن را پیدا میکند . اما اوضاع خانه تراورسها هم چندان تعریفی ندارد . راه ماشین رویی که به دریاچه میرود از کنار خانه می گذرد و درست چسبیده به ایوانهای دور تا دور آن، ساختمانهای جدیدی ساخته شده است .
https://telegram.me/Library_Telegram
📘#شور_و_شوق
✍#آلیس_مونرو
🎤#سما_مهرجو
شور و شوق / آلیس مونرو
وقتی گریس در دره اتاوا دنبال خانه تابستانی خانواده تراورس میگردد سالها از آخرین باری که گذرش به آن ناحیه از کشور افتاده میگذرد و همه چیز خیلی فرق کرده است . بزرگ راه شماره هفت حالا خارج از شهری که قبلا راست از وسط آن رد میشد افتاده و در جاهایی که قبلا پیچ درپیچ بود صاف و مستقیم شده است . آن قسمت از کانادا آن قدر دریاچه دارد که هیچ نقشهای تمام آنها را نشان نمیدهد . وقتی گریس بالاخره جای تقریبی دریاچه سبوت را پیدا میکند، یا دستکم فکر میکند که حدود آن را به یاد آورده است، یک عالمه راه از جاده اصلی به آن طرف میرود و وقتی یکی از آنها را انتخاب میکند باز هم چند جا به دوراهیهایی میرسد که هر کدام از راههاشان اسمهای ناآشنایی دارند که او هیچ یک را به یاد ندارد، چون چهل سال قبل که او در آنجا زندگی میکرد خیابانها اسم نداشتند و هیچ کدام اسفالت نبودند و فقط راه باریکی به طرف دریاچه میرفت که آنهم انگار تصادفی از کنار دریاچه گذشته بود.
در کنار دریاچه دهکدهای است یا شاید هم بتوان گفت شهرکی مسکونی، چون نه اداره پست دارد و نه مغازه خرت و پرت فروشی سوت وکوری که در تمام دهکدههای آن ناحیه هست . خانههای شهرک همه کنار چهار یا پنج خیابان ساحل دریاچه ساخته شدهاند و پارکینگهای جلوشان تمام پیاده رو را گرفته است . انگار بیشتر خانههای شهرک خانههایی ییلاقی هستند که صاحبانشان فقط تابستانها در آنها میمانند و از همین الان پنجرههاشان را برای زمستان تخته کوبی کرده اند . اما از وسایل بدنسازی، اجاق های کباب پزی، دوچرخه ها، موتورسیکلت ها و میزهای سفری که در بعضی از حیاطها است میتوان فهمید که کسانی هم تمام سال در آن شهرک زندگی میکنند . توی تک وتوکی از حیاطها مردم نشستهاند و در این روز گرم تابستانی ناهار یا آبجو میخوردند . معلوم است که پشت پنجرههای دیگری که با پرچم و یا کرکرههای فلزی پوشیده شدهاند هم دانشآموزان و هیپیهای قدیمی تنها زندگی میکنند، چون خانههاشان وسایل گرمایی برای زمستان دارد .
چیزی نمانده است که گریس راه اش را کج کند و برگردد که چشمش به خانهای هشت ضلعی میافتد که کنارههای بام و روی درهایش نقشهایی برجسته دارد . آنجا قبلا خانه خانواده وود بود . گریس همیشه فکر میکرد که آن خانه هشت در دارد اما حالا میدید که فقط چهار تا در دارد . هیچ وقت داخل خانه نرفته بود تا سر در بیاورد که این فضای چندضلعی چهطور به اتاق تبدیل شده است . خانم و آقای وود آن موقع همسن و سال حالای گریس بودند و هیچ کدام از بچهها یا دوستهاشان به دیدنشان نمی رفت . از آن ساختمان زیبا و مجلل حالا خرابهای به جامانده است که همسایههای شلخته وسایل کهنه و اسباب بازیهای بچههاشان را تو حیاط آن ریختهاند .
گریس که میداند خانه خانواده تراورس هم باید همان حوالی باشد بالاخره آن را پیدا میکند . اما اوضاع خانه تراورسها هم چندان تعریفی ندارد . راه ماشین رویی که به دریاچه میرود از کنار خانه می گذرد و درست چسبیده به ایوانهای دور تا دور آن، ساختمانهای جدیدی ساخته شده است .
https://telegram.me/Library_Telegram
Telegram
کتابخانه تلگرام
انواع کتاب کمیاب و ممنوعه
رمان، داستان
علمی، تخیلی، آموزشی
تاریخی، سیاسی
مطالب و داستانهای آموزنده و ...
ارتباط با ادمین:⬇️
@Library_Telegram_Bot
صفحه اینستاگرام کانال⬇️
https://www.instagram.com/library_telegram/
رمان، داستان
علمی، تخیلی، آموزشی
تاریخی، سیاسی
مطالب و داستانهای آموزنده و ...
ارتباط با ادمین:⬇️
@Library_Telegram_Bot
صفحه اینستاگرام کانال⬇️
https://www.instagram.com/library_telegram/
👍1
تو همانی که می اندیشی (صوتی)
جیمز آلن، ناشر کتاب تو همانی که می اندیشی، آن را اثری سرشار از مفهوم راستین، اقتدار و سحر و جادو می خواند. تو همانی که می اندیشی نزدیک صد سال تمام کتابی پرفروش بوده است. تو همانی که می اندیشی با استواری هر چه تمام تر به اثبات رسانده است که با وجود جثۀ کوچکش در زمینۀ تحول خویشتن یا خودیاری، ابزاری نیرومند بوده است. شاید به این دلیل که همواره می توان حقیقت را به زبانی ساده گفت، اما چون حقیقت بر زبان آید تأثیرش شگفت و شگرف و ژرف خواهد بود. اندیشه و قصد مادامی که اندیشه به قصد نپیوسته باشد، هیچ توفیق هوشمندانه ای به دست نمی آید. اکثریت مردم اجازه می دهند که پیوسته اندیشه بر اقیانوس زندگی شناور باشد. بی هدفی شرارت است، و آن کس که خواهان فاجعه و نابودی نیست، نباید بی مقصد پیش براند. آنان که در زندگی شان قصدی کانونی ندارند، دستخوش نگرانی ها و ترس ها و مشکلات و ترحم
به حال خود می شوند، که جمیعاً نشانه های سستی است – که قطعاً مانند گناهان سنجیده و برنامه ریزی شده – (اگرچه در مسیری متفاوت) به شکست و ناکامی وپ بدبختی و فقدان می انجامد، زیرا سستی نمی تواند در کائناتی محاط در قدرت بقا یابد.
آدمی باید قصدی مشروع را در دلش محفوظ نگاه دارد، و عزم به انجام دادنش کند. باید این قصد را نقطۀ کانونی اندیشه هایش سازد. این قصد می تواند سیمای آرمانی معنوی یا هدفی دنیوی – بسته به طبیعت انسان در لحظۀ
موجود – به خود بگیرد. هر چه که هست، آدمی باید پیوسته نیروهای اندیشه اش را بر هدفی که برگزیده است متمرکز کند. باید این قصد را وظیفۀ متعالی خود، و خویشتن را وقف حصول آن کند، و نگذارد اندیشه هایش در خیالات و آرزوها و رؤیاهای جانبی و پراکنده پرسه بزند. این است آن شاهراهی که به خویشتن داری و تمرکز راستین می انجامد. حتی اگر بارها و بارها در به انجام رساندن قصدش شکست بخورد (و مادامی که بر سستی اش غلبه نکرده است باید نیز چنین باشد)، نیروی منش حاصل معیار کامیابی راستین او خواهد بود، و نقطۀ آغازی تازه برای اقتدار و پیروزی آتی او. آنان که برای ادراک قصدی عظیم آماده نیستند، باید اندیشه ها را بر انجام دادن بی نقص وظیفه شان – هر اندازه نیز که ناچیز بنماید – متمرکز سازند. تنها به این شیوه اندیشه ها می توانند جمع و متمرکز شوند، و عزم و نیرو پرورش یابد. با این کار، هیچ چیز نیست که به سرانجام نرسد. در ادامه می توانید توضیحات تکمیلی و لینک های دانلود را مشاهده کنید.
سست ترین جان، که از سستی اش باخبر و به این حقیقت معتقد باشد؛ با این اعتقاد، می تواند بی درنگ ابراز وجود کند، و تلاش بر تلاش و صبر بر صبر و نیرو بر نیرو بیفزاید، و هیچگاه از پیشرفت بازنایستد و سر انجام به شیوه ای الهی ببالد و نیرومند شود. و آن نیرو فقط زاییدۀ تلاش و ممارست اوست. همان گونه که انسانی دارای جسمی ضعیف می تواند با آموزش دقیق و صبورانه نیرومند شود، انسانی صاحب اندیشه های سست نیز می تواند با ممارست در درست اندیشیدن، اندیشه هایش را نیرومند سازد. کنار گذاشتن بی هدفی و سستی، و آغاز اندیشیدن با هدف، یعنی ورود به دستۀ نیرومندانی که شکست را تنها یکی از راه های توفیق می انگارند، همۀ اوضاع و شرایط را وا می دارند تا خادم آن ها باشند، و نیرومندانه می اندیشند و بی باکانه دست به عمل می زنند و ماهرانه به مقصود می رسند. انسان با خبر از قصدش، باید ذهناً راه مستقیم رسیدن به آن را مشخص کند، بی آنکه به راست یا چپ بنگرد. تردیدها و ترس ها باید با شدتی هرچه تمام تر حذف شوند، آن ها عناصری متلاشی کننده اند که خط مستقیم تلاش را در هم می شکنند و آن را منحرف و بی اثر و خنثی می سازند. اندیشه های تردید و ترس هیچگاه کاری را به انجام نمی رسانند و قادر به انجام دادنش نیز نیستند و همواره به شکست می انجامند. قصد و نیرو و قدرت انجام دادن کار و همۀ اندیشه های نیرومند، به محض درون خزیدن ترس و تردید باز می ایستند.
از این آگاهی برمی خیزد که می توانیم به انجام برسانیم. ترس و تردید دشمنان بزرگ آگاهی اند، و کسی که آن ها را بپروراند، آن ها را به هلاکت نمی رساند، خود را هلاک می کند.کسی که بر تردید و ترس غلبه کرده است، بر شکست فائق آمده است. هر اندیشه اش با اقتدار متفق است، و دلیرانه با همۀ مشکلات کنار می آید و خردمندانه بر آن ها غلبه می کند. مقاصدش را در فصل مناسب می کارد، و آن ها شکوفا می شوند و میوه هایی به بار می آورند که پیش از موقع به زمین نمی افتند.اندیشه هایی که بی باکانه با قصد متفق شده باشند، به نیرویی خلاق بدل می شوند. کسی که این را می داند، آماده است که چیزی برتر و نیرومندتر از مَشتی اندیشه های پراکنده و حس های گذرا شود. و کسی که به این امر می پردازد، حکمران آگاه و هوشمند قدرت های ذهنی اش شده است.
حجم: ۱۳٫۳MB
فرمت: Mp3 👇👇👇
https://telegram.me/Library_Telegram
جیمز آلن، ناشر کتاب تو همانی که می اندیشی، آن را اثری سرشار از مفهوم راستین، اقتدار و سحر و جادو می خواند. تو همانی که می اندیشی نزدیک صد سال تمام کتابی پرفروش بوده است. تو همانی که می اندیشی با استواری هر چه تمام تر به اثبات رسانده است که با وجود جثۀ کوچکش در زمینۀ تحول خویشتن یا خودیاری، ابزاری نیرومند بوده است. شاید به این دلیل که همواره می توان حقیقت را به زبانی ساده گفت، اما چون حقیقت بر زبان آید تأثیرش شگفت و شگرف و ژرف خواهد بود. اندیشه و قصد مادامی که اندیشه به قصد نپیوسته باشد، هیچ توفیق هوشمندانه ای به دست نمی آید. اکثریت مردم اجازه می دهند که پیوسته اندیشه بر اقیانوس زندگی شناور باشد. بی هدفی شرارت است، و آن کس که خواهان فاجعه و نابودی نیست، نباید بی مقصد پیش براند. آنان که در زندگی شان قصدی کانونی ندارند، دستخوش نگرانی ها و ترس ها و مشکلات و ترحم
به حال خود می شوند، که جمیعاً نشانه های سستی است – که قطعاً مانند گناهان سنجیده و برنامه ریزی شده – (اگرچه در مسیری متفاوت) به شکست و ناکامی وپ بدبختی و فقدان می انجامد، زیرا سستی نمی تواند در کائناتی محاط در قدرت بقا یابد.
آدمی باید قصدی مشروع را در دلش محفوظ نگاه دارد، و عزم به انجام دادنش کند. باید این قصد را نقطۀ کانونی اندیشه هایش سازد. این قصد می تواند سیمای آرمانی معنوی یا هدفی دنیوی – بسته به طبیعت انسان در لحظۀ
موجود – به خود بگیرد. هر چه که هست، آدمی باید پیوسته نیروهای اندیشه اش را بر هدفی که برگزیده است متمرکز کند. باید این قصد را وظیفۀ متعالی خود، و خویشتن را وقف حصول آن کند، و نگذارد اندیشه هایش در خیالات و آرزوها و رؤیاهای جانبی و پراکنده پرسه بزند. این است آن شاهراهی که به خویشتن داری و تمرکز راستین می انجامد. حتی اگر بارها و بارها در به انجام رساندن قصدش شکست بخورد (و مادامی که بر سستی اش غلبه نکرده است باید نیز چنین باشد)، نیروی منش حاصل معیار کامیابی راستین او خواهد بود، و نقطۀ آغازی تازه برای اقتدار و پیروزی آتی او. آنان که برای ادراک قصدی عظیم آماده نیستند، باید اندیشه ها را بر انجام دادن بی نقص وظیفه شان – هر اندازه نیز که ناچیز بنماید – متمرکز سازند. تنها به این شیوه اندیشه ها می توانند جمع و متمرکز شوند، و عزم و نیرو پرورش یابد. با این کار، هیچ چیز نیست که به سرانجام نرسد. در ادامه می توانید توضیحات تکمیلی و لینک های دانلود را مشاهده کنید.
سست ترین جان، که از سستی اش باخبر و به این حقیقت معتقد باشد؛ با این اعتقاد، می تواند بی درنگ ابراز وجود کند، و تلاش بر تلاش و صبر بر صبر و نیرو بر نیرو بیفزاید، و هیچگاه از پیشرفت بازنایستد و سر انجام به شیوه ای الهی ببالد و نیرومند شود. و آن نیرو فقط زاییدۀ تلاش و ممارست اوست. همان گونه که انسانی دارای جسمی ضعیف می تواند با آموزش دقیق و صبورانه نیرومند شود، انسانی صاحب اندیشه های سست نیز می تواند با ممارست در درست اندیشیدن، اندیشه هایش را نیرومند سازد. کنار گذاشتن بی هدفی و سستی، و آغاز اندیشیدن با هدف، یعنی ورود به دستۀ نیرومندانی که شکست را تنها یکی از راه های توفیق می انگارند، همۀ اوضاع و شرایط را وا می دارند تا خادم آن ها باشند، و نیرومندانه می اندیشند و بی باکانه دست به عمل می زنند و ماهرانه به مقصود می رسند. انسان با خبر از قصدش، باید ذهناً راه مستقیم رسیدن به آن را مشخص کند، بی آنکه به راست یا چپ بنگرد. تردیدها و ترس ها باید با شدتی هرچه تمام تر حذف شوند، آن ها عناصری متلاشی کننده اند که خط مستقیم تلاش را در هم می شکنند و آن را منحرف و بی اثر و خنثی می سازند. اندیشه های تردید و ترس هیچگاه کاری را به انجام نمی رسانند و قادر به انجام دادنش نیز نیستند و همواره به شکست می انجامند. قصد و نیرو و قدرت انجام دادن کار و همۀ اندیشه های نیرومند، به محض درون خزیدن ترس و تردید باز می ایستند.
از این آگاهی برمی خیزد که می توانیم به انجام برسانیم. ترس و تردید دشمنان بزرگ آگاهی اند، و کسی که آن ها را بپروراند، آن ها را به هلاکت نمی رساند، خود را هلاک می کند.کسی که بر تردید و ترس غلبه کرده است، بر شکست فائق آمده است. هر اندیشه اش با اقتدار متفق است، و دلیرانه با همۀ مشکلات کنار می آید و خردمندانه بر آن ها غلبه می کند. مقاصدش را در فصل مناسب می کارد، و آن ها شکوفا می شوند و میوه هایی به بار می آورند که پیش از موقع به زمین نمی افتند.اندیشه هایی که بی باکانه با قصد متفق شده باشند، به نیرویی خلاق بدل می شوند. کسی که این را می داند، آماده است که چیزی برتر و نیرومندتر از مَشتی اندیشه های پراکنده و حس های گذرا شود. و کسی که به این امر می پردازد، حکمران آگاه و هوشمند قدرت های ذهنی اش شده است.
حجم: ۱۳٫۳MB
فرمت: Mp3 👇👇👇
https://telegram.me/Library_Telegram
Telegram
کتابخانه تلگرام
انواع کتاب کمیاب و ممنوعه
رمان، داستان
علمی، تخیلی، آموزشی
تاریخی، سیاسی
مطالب و داستانهای آموزنده و ...
ارتباط با ادمین:⬇️
@Library_Telegram_Bot
صفحه اینستاگرام کانال⬇️
https://www.instagram.com/library_telegram/
رمان، داستان
علمی، تخیلی، آموزشی
تاریخی، سیاسی
مطالب و داستانهای آموزنده و ...
ارتباط با ادمین:⬇️
@Library_Telegram_Bot
صفحه اینستاگرام کانال⬇️
https://www.instagram.com/library_telegram/
📕#پادشاهان_سربریده
✍#فواد_فاروقی
پادشاهان سربریده در تاریخ ایران / فواد فاروقی
من برای کتاب پادشاهان سربریده در تاریخ ایران عنوان پادشاهان سربریده شده در تاریخ ایران را برگزیده ام، هرچند که تمامی این کتاب درباره شاهانی نیست که در آخرین لحظاتشان با یکدیگر سرنوشت مشترکی داشته اند و خوشبختانه یا شوربختانه سرشان از تن جدا افتاده است. این عنوان را من به اجبار و نه به اختیار انتخاب کرده ام زیرا گاه از سردارانی هم یاد کرده ام که در آخرین لحظات زندگیشان با چنین مرگی رویارو شده اند و نیز از یحی پیامبر که او هم به چنین سرنوشتی گرفتار امده است.
اگر میخواستم در عنوان کتاب پادشاهان سربریده در تاریخ ایران از سرداران و کسانی که سرشان از تن جدا شده است یاد کنم ناگزیر میشدم جمله ای را به کار برم که بر اثر طولانی بودنش به ناچار زیباییش را از دست میداد به همین خاطر عنوان پادشاهان سربریده شده اکتفا کردم. ( بخشی از مقدمه نویسنده ) مطالب و موضوع مقالات عبارتاند از : در آستان سخن, رقص هفت پرنده, سری در دریای خون, زن شوهر کش, خشم مردم, پیشنهاد زعفران, سر پسر شمشیر, سر انجام دو دوست, عشق های نا متعارف در تاریخ ایران, ماجرای ملیجک, بازی سیاسی ناصرالدین شاه, گوشت انسان, فداکاری دختر فرعون, قصه های شاعرانه, رسوایی, منابع مآخذ می باشد
#درخواستی
https://telegram.me/Library_Telegram
✍#فواد_فاروقی
پادشاهان سربریده در تاریخ ایران / فواد فاروقی
من برای کتاب پادشاهان سربریده در تاریخ ایران عنوان پادشاهان سربریده شده در تاریخ ایران را برگزیده ام، هرچند که تمامی این کتاب درباره شاهانی نیست که در آخرین لحظاتشان با یکدیگر سرنوشت مشترکی داشته اند و خوشبختانه یا شوربختانه سرشان از تن جدا افتاده است. این عنوان را من به اجبار و نه به اختیار انتخاب کرده ام زیرا گاه از سردارانی هم یاد کرده ام که در آخرین لحظات زندگیشان با چنین مرگی رویارو شده اند و نیز از یحی پیامبر که او هم به چنین سرنوشتی گرفتار امده است.
اگر میخواستم در عنوان کتاب پادشاهان سربریده در تاریخ ایران از سرداران و کسانی که سرشان از تن جدا شده است یاد کنم ناگزیر میشدم جمله ای را به کار برم که بر اثر طولانی بودنش به ناچار زیباییش را از دست میداد به همین خاطر عنوان پادشاهان سربریده شده اکتفا کردم. ( بخشی از مقدمه نویسنده ) مطالب و موضوع مقالات عبارتاند از : در آستان سخن, رقص هفت پرنده, سری در دریای خون, زن شوهر کش, خشم مردم, پیشنهاد زعفران, سر پسر شمشیر, سر انجام دو دوست, عشق های نا متعارف در تاریخ ایران, ماجرای ملیجک, بازی سیاسی ناصرالدین شاه, گوشت انسان, فداکاری دختر فرعون, قصه های شاعرانه, رسوایی, منابع مآخذ می باشد
#درخواستی
https://telegram.me/Library_Telegram
Telegram
کتابخانه تلگرام
انواع کتاب کمیاب و ممنوعه
رمان، داستان
علمی، تخیلی، آموزشی
تاریخی، سیاسی
مطالب و داستانهای آموزنده و ...
ارتباط با ادمین:⬇️
@Library_Telegram_Bot
صفحه اینستاگرام کانال⬇️
https://www.instagram.com/library_telegram/
رمان، داستان
علمی، تخیلی، آموزشی
تاریخی، سیاسی
مطالب و داستانهای آموزنده و ...
ارتباط با ادمین:⬇️
@Library_Telegram_Bot
صفحه اینستاگرام کانال⬇️
https://www.instagram.com/library_telegram/
👍1