کتاب 📖جمهوری
اثر📝 افلاطون
ترجمه 🔍محمدحسن لطفی
📙«کتاب جمهور اثر سترگ فلسفی افلاطون است که از مشهورترین و تأثیرگذارترین متون کلاسیک فلسفه سیاسی در غرب به شمار میآید. کتاب شامل ۱۰ نمایشنامه به صورت گفتگو میان سقراط و افراد دیگر است و در آن به مسایلی از قبیل عدالت، نوع حکومت و حقیقت پرداخته شدهاست.
مباحثه در خانه ای واقع در نزدیکی دروازه پیرائوس شهر آتن صورت میگیرد. صاحب خانه پیرمردی ثروتمند و آریستوکرات به نام کفالوس است. در میان جمع علاوه بر سقراط، پولمارخوس پسر کفالوس، گلاوکن و آدیمانتوس برادران افلاطون، و تراسیماخوس سوفسطایی نیز حضور دارند. جمهوری با توصیف کفالوس از سن پیری آغاز میشود. او میگوید در سن پیری انسان از هیجانهای جوانی رهایی مییابد و هم چون بردهای است که از بند شهوات آزاد شدهاست. حال روحی هرکس در سن پیری به این بستگی دارد که ایام عمر را چگونه گذراندهاست.
کتاب اول:
مباحثه در خانهای واقع در نزدیکی دروازه پیرائوس شهر آتن صورت میگیرد. صاحبخانه پیرمردی ثروتمند و آریستوکرات به نام کفالوس است. در میان جمع علاوه بر سقراط، پولمارخوس پسر کفالوس، گلاوکن و آدیمانتوس برادران افلاطون، و تراسیماخوس سوفسطایی نیز حضور دارند.
کتاب دوم:
کتاب دوم با سخنان گلاوکن آغاز میشود. او نظر عوامالناس راجع به عدل و ظلم را نقل میکند، و از طرف آنها وظیفهٔ دفاع از ظلم را عهدهدار میشود.
کتاب سوم:
افلاطون در کتاب سوم چگونگی تربیت پاسداران را پی میگیرد. یکی از ابزارهای تربیت در کودکی، داستان است. داستانسرا باید چهرهای نیک از خدا نشان دهد. همچنین است داستانهایی که دربارهٔ آدمیان میگویند.
کتاب چهارم:
دو چیز سبب فساد همهٔ حرفهها میگردد یکی توانگری و دیگری تنگدستی.«توانگری سستی و زیاده روی و بیکارگی بار میآورد، و تنگدستی سبب میشود که حاصل کارها بی ارزش گردد و مردمان فرومایه و ناراضی شوند.»
کتاب پنجم:
افلاطون در کتاب پنجم جمهوری نظر خودش را در بارهٔ زنان و کودکان بیان میکند. و از آنجایی که خود میداند نظر غریبی دارد، میگوید:«کسی باور نخواهد کرد که آنچه میگوییم اولاً قابل اجرا است، و در ثانی، به فرض قابل اجرا بودن، بهتر از روشی است که امروز متداول است.» افلاطون در قابل اجرا بودن نظریهٔ خود تردید دارد، نه در سودمندی آن.
کتاب ششم:
فیلسوفان همواره عاشق شناختن آن هستی یگانهٔ ابدی هستند که دستخوش کون و فساد نیست. چون طالب دانایی هستند لذت روحی را بزرگترین لذتها میدانند و به لذت جسمانی بیاعتنایند. فیلسوف معتدل و خویشتندار است و از فرومایگی و دلبستن به چیزهای کوچک، به کلی بری است.
کتاب هفتم:
در کتاب هفتم، افلاطون مثال معروف تمثیل غار را بیان میکند.
کتاب هشتم:
افلاطون پس از اینکه میگوید کشور عادل کشوری است که در آن طبقات گوناگون نقشهای شایستهٔ خود را انجام میدهند، و نیز فرد عادل کسی است که در او انگیزههای متفاوت در هماهنگی هستند، در کتاب هشتم به سراغ نمونههایی از بیعدالتی در کشور و افراد میرود.
کتاب نهم:
روحیهٔ مناسب با حکومت استبدادی در کسی پیدا میشود که «به سبب استعداد فطری یا روش زندگی، یا به هر دو علت، به میخوارگی گراید یا دچار شهوتی تسکین ناپذیر شود، یا به دیوانگی مبتلا گردد.»
کتاب دهم:
از هر چیز سه نوع وجود دارد؛ مثلاً در مورد تختخواب، یک نوع تختخوابیست که خدا میسازد و بنا بر ضرورت بیش از یکی هم نمیسازد. نوع دوم تختی است که نجار و درودگر میسازد و روگرفتی سایهوار از تختخواب خداست، و نوع سوم یعنی تخت هنرمند نقاش، روگرفتی به تصویر کشیده شده از روگرفت نجار است؛ یعنی نقاش از تخت درودگر تقلید میکند. پس تقلیدِ تقلید است.»
@Library_Telegram
اثر📝 افلاطون
ترجمه 🔍محمدحسن لطفی
📙«کتاب جمهور اثر سترگ فلسفی افلاطون است که از مشهورترین و تأثیرگذارترین متون کلاسیک فلسفه سیاسی در غرب به شمار میآید. کتاب شامل ۱۰ نمایشنامه به صورت گفتگو میان سقراط و افراد دیگر است و در آن به مسایلی از قبیل عدالت، نوع حکومت و حقیقت پرداخته شدهاست.
مباحثه در خانه ای واقع در نزدیکی دروازه پیرائوس شهر آتن صورت میگیرد. صاحب خانه پیرمردی ثروتمند و آریستوکرات به نام کفالوس است. در میان جمع علاوه بر سقراط، پولمارخوس پسر کفالوس، گلاوکن و آدیمانتوس برادران افلاطون، و تراسیماخوس سوفسطایی نیز حضور دارند. جمهوری با توصیف کفالوس از سن پیری آغاز میشود. او میگوید در سن پیری انسان از هیجانهای جوانی رهایی مییابد و هم چون بردهای است که از بند شهوات آزاد شدهاست. حال روحی هرکس در سن پیری به این بستگی دارد که ایام عمر را چگونه گذراندهاست.
کتاب اول:
مباحثه در خانهای واقع در نزدیکی دروازه پیرائوس شهر آتن صورت میگیرد. صاحبخانه پیرمردی ثروتمند و آریستوکرات به نام کفالوس است. در میان جمع علاوه بر سقراط، پولمارخوس پسر کفالوس، گلاوکن و آدیمانتوس برادران افلاطون، و تراسیماخوس سوفسطایی نیز حضور دارند.
کتاب دوم:
کتاب دوم با سخنان گلاوکن آغاز میشود. او نظر عوامالناس راجع به عدل و ظلم را نقل میکند، و از طرف آنها وظیفهٔ دفاع از ظلم را عهدهدار میشود.
کتاب سوم:
افلاطون در کتاب سوم چگونگی تربیت پاسداران را پی میگیرد. یکی از ابزارهای تربیت در کودکی، داستان است. داستانسرا باید چهرهای نیک از خدا نشان دهد. همچنین است داستانهایی که دربارهٔ آدمیان میگویند.
کتاب چهارم:
دو چیز سبب فساد همهٔ حرفهها میگردد یکی توانگری و دیگری تنگدستی.«توانگری سستی و زیاده روی و بیکارگی بار میآورد، و تنگدستی سبب میشود که حاصل کارها بی ارزش گردد و مردمان فرومایه و ناراضی شوند.»
کتاب پنجم:
افلاطون در کتاب پنجم جمهوری نظر خودش را در بارهٔ زنان و کودکان بیان میکند. و از آنجایی که خود میداند نظر غریبی دارد، میگوید:«کسی باور نخواهد کرد که آنچه میگوییم اولاً قابل اجرا است، و در ثانی، به فرض قابل اجرا بودن، بهتر از روشی است که امروز متداول است.» افلاطون در قابل اجرا بودن نظریهٔ خود تردید دارد، نه در سودمندی آن.
کتاب ششم:
فیلسوفان همواره عاشق شناختن آن هستی یگانهٔ ابدی هستند که دستخوش کون و فساد نیست. چون طالب دانایی هستند لذت روحی را بزرگترین لذتها میدانند و به لذت جسمانی بیاعتنایند. فیلسوف معتدل و خویشتندار است و از فرومایگی و دلبستن به چیزهای کوچک، به کلی بری است.
کتاب هفتم:
در کتاب هفتم، افلاطون مثال معروف تمثیل غار را بیان میکند.
کتاب هشتم:
افلاطون پس از اینکه میگوید کشور عادل کشوری است که در آن طبقات گوناگون نقشهای شایستهٔ خود را انجام میدهند، و نیز فرد عادل کسی است که در او انگیزههای متفاوت در هماهنگی هستند، در کتاب هشتم به سراغ نمونههایی از بیعدالتی در کشور و افراد میرود.
کتاب نهم:
روحیهٔ مناسب با حکومت استبدادی در کسی پیدا میشود که «به سبب استعداد فطری یا روش زندگی، یا به هر دو علت، به میخوارگی گراید یا دچار شهوتی تسکین ناپذیر شود، یا به دیوانگی مبتلا گردد.»
کتاب دهم:
از هر چیز سه نوع وجود دارد؛ مثلاً در مورد تختخواب، یک نوع تختخوابیست که خدا میسازد و بنا بر ضرورت بیش از یکی هم نمیسازد. نوع دوم تختی است که نجار و درودگر میسازد و روگرفتی سایهوار از تختخواب خداست، و نوع سوم یعنی تخت هنرمند نقاش، روگرفتی به تصویر کشیده شده از روگرفت نجار است؛ یعنی نقاش از تخت درودگر تقلید میکند. پس تقلیدِ تقلید است.»
@Library_Telegram
👍1
اعترافات یک پرچمدار شکست خورده
نویسنده: آندره مکین
مترجم: نجمه موسوی
"راوی این داستان که قهرمان اصلی آن نیز به شمار میآید، نوجوانی است که در دوران جنگ سرد در اردوهای جوانان کمونیست شرکت میجوید، اما در آن جا اتفاقات ناگواری را مشاهده میکند که در نتیجه آن اعتماد و اعتقادش را به حزب در قدرت، از دست میدهد .با این همه بعد از چند سال، او به دانشکده افسری میرود، تا این بار، به شکلی دیگر، مدافع حاکمیت در قدرت باشد و حافظ منافع آن گردد ."
@Library_Telegram
نویسنده: آندره مکین
مترجم: نجمه موسوی
"راوی این داستان که قهرمان اصلی آن نیز به شمار میآید، نوجوانی است که در دوران جنگ سرد در اردوهای جوانان کمونیست شرکت میجوید، اما در آن جا اتفاقات ناگواری را مشاهده میکند که در نتیجه آن اعتماد و اعتقادش را به حزب در قدرت، از دست میدهد .با این همه بعد از چند سال، او به دانشکده افسری میرود، تا این بار، به شکلی دیگر، مدافع حاکمیت در قدرت باشد و حافظ منافع آن گردد ."
@Library_Telegram
استاد نازنینی داشتیم در دوران دانشجویی، تلاش میکرد حرفهای درشت اجتماعی را به گونهای با شوخی و خنده بیان کند که آدم لذت ببرد.
روز اول کلاس، آمد روی صندلی نشست و بیمقدمه و بدون حالواحوالپرسی رو به یکی از پسرهای کلاس کرد و گفت:
"اگه امروز که از خونه اومدی بیرون، اولین نفر تو خیابون بهت میگفت زیپت بازه، چی کار میکردی؟"
👤پسره گفت: "زود چکاش میکردم."
👤استاد گفت:
"اگر نفر دوم هم میگفت زیپت بازه، چطور؟"
👤پسره گفت: "با شک، دوباره زیپم رو چک میکردم."
👤استاد پرسید: "اگر تا نفر دهمی که میدیدی، میگفت زیپت بازه، چطور؟"
👤پسره گفت: "شاید دیگه محل نمیذاشتم."
👤استاد ادامه داد: "فرض کن از یه جا به بعد، دیگه هرکی از جلوت رد میشد، یه نگاه به زیپت میانداخت و میخندید. اون موقع چیکار میکردی؟"
👤پسره هاج و واج گفت:
"شاید لباسم رو میانداختم روی شلوارم."
👤استاد با پرسش بعدی، تیر خلاص رو زد :
"حالا اگر شب، عروسی دعوت باشی، حاضری بری؟"
👤پسره گفت: "نه! ترجیح میدم جایی نرم تا بفهمم چه مرگمه."
👤استاد یهو برگشت با حالتی خندهدار گفت:
"دِ لامصبا! انسان اینجوریه که اگر هی بهش بگن داری گند میزنی، حالا هرچی باشه، باورش میشه داره گند میزنه.
امروز صبح سوار تاکسی شدم، راننده از کنار هر زن راننده ای رد میشد، کلی بوق و چراغ میزد. آخر سر هم با صدای بلند داد میزد که: "بتمرگ تو خونهات با این دست فرمونت."
خب این زن بدبخت روزی ده بار این رو از این و اون بشنوه، دستفرمونش خوب هم که باشه، اعتماد به نفسش به فنا میره!
پسفردا میخواین ازدواج کنین،
دوست دارین شریک زندگیتون یه دختر بیاعتمادبهنفس باشه یا یکی که اعتمادبهنفسش به شما انرژی بده؟"
بعد برگشت رو به همه کلاس و گفت:
"حواستون باشه! اگر امنیت هر آدمی رو از میون ببرین، نه تنها دنيا طعم شیرین زندگی رو بهتون حروم میکنه، جهانی رو که توش قراره زندگی کنین رو هم خراب میکنید."
دنيايى که برای زنان جای بهتری باشد، آن دنيا برای مردان نیز جای بهتری خواهد بود. 👇👇👇
https://telegram.me/Library_Telegram
روز اول کلاس، آمد روی صندلی نشست و بیمقدمه و بدون حالواحوالپرسی رو به یکی از پسرهای کلاس کرد و گفت:
"اگه امروز که از خونه اومدی بیرون، اولین نفر تو خیابون بهت میگفت زیپت بازه، چی کار میکردی؟"
👤پسره گفت: "زود چکاش میکردم."
👤استاد گفت:
"اگر نفر دوم هم میگفت زیپت بازه، چطور؟"
👤پسره گفت: "با شک، دوباره زیپم رو چک میکردم."
👤استاد پرسید: "اگر تا نفر دهمی که میدیدی، میگفت زیپت بازه، چطور؟"
👤پسره گفت: "شاید دیگه محل نمیذاشتم."
👤استاد ادامه داد: "فرض کن از یه جا به بعد، دیگه هرکی از جلوت رد میشد، یه نگاه به زیپت میانداخت و میخندید. اون موقع چیکار میکردی؟"
👤پسره هاج و واج گفت:
"شاید لباسم رو میانداختم روی شلوارم."
👤استاد با پرسش بعدی، تیر خلاص رو زد :
"حالا اگر شب، عروسی دعوت باشی، حاضری بری؟"
👤پسره گفت: "نه! ترجیح میدم جایی نرم تا بفهمم چه مرگمه."
👤استاد یهو برگشت با حالتی خندهدار گفت:
"دِ لامصبا! انسان اینجوریه که اگر هی بهش بگن داری گند میزنی، حالا هرچی باشه، باورش میشه داره گند میزنه.
امروز صبح سوار تاکسی شدم، راننده از کنار هر زن راننده ای رد میشد، کلی بوق و چراغ میزد. آخر سر هم با صدای بلند داد میزد که: "بتمرگ تو خونهات با این دست فرمونت."
خب این زن بدبخت روزی ده بار این رو از این و اون بشنوه، دستفرمونش خوب هم که باشه، اعتماد به نفسش به فنا میره!
پسفردا میخواین ازدواج کنین،
دوست دارین شریک زندگیتون یه دختر بیاعتمادبهنفس باشه یا یکی که اعتمادبهنفسش به شما انرژی بده؟"
بعد برگشت رو به همه کلاس و گفت:
"حواستون باشه! اگر امنیت هر آدمی رو از میون ببرین، نه تنها دنيا طعم شیرین زندگی رو بهتون حروم میکنه، جهانی رو که توش قراره زندگی کنین رو هم خراب میکنید."
دنيايى که برای زنان جای بهتری باشد، آن دنيا برای مردان نیز جای بهتری خواهد بود. 👇👇👇
https://telegram.me/Library_Telegram
Telegram
کتابخانه تلگرام
انواع کتاب کمیاب و ممنوعه
رمان، داستان
علمی، تخیلی، آموزشی
تاریخی، سیاسی
مطالب و داستانهای آموزنده و ...
ارتباط با ادمین:⬇️
@Library_Telegram_Bot
صفحه اینستاگرام کانال⬇️
https://www.instagram.com/library_telegram/
رمان، داستان
علمی، تخیلی، آموزشی
تاریخی، سیاسی
مطالب و داستانهای آموزنده و ...
ارتباط با ادمین:⬇️
@Library_Telegram_Bot
صفحه اینستاگرام کانال⬇️
https://www.instagram.com/library_telegram/
👍6
Forwarded from Deleted Account
روزی که استالین مرد دوریس لسینگ.pdf
144.5 KB
Forwarded from Deleted Account
شرح_حال_من_ژوزف_استالین_کتابخونه_یوبوک.pdf
6.1 MB
جلد اول از مجموعه تاریخ فلسفه با عنوان از یونان و روم، به شرح فلسفه های باستان مربوط می شود. این مجلد در پنج بخش کلی نوشته و تدوین شده است. عناوین این بخشها به ترتیب عبارتند از:
• فلسفه پیش از سقراط
• دوره سقراطی
• افلاطون
• ارسطو
• فلسفه بعد از ارسطویی
سرفصلهای بخش نخست کتاب به این شرح است: «مهد فکر غربی: ایونیا»، «پیشگامان: نخستین فلاسفه ایونی»، «جمعیت فیثاغوریان»، «پیام هراکلیتس»، «واحد پارمنیدس و ملیسوس»، «دیالکتیک زنون»، «پیشرفت آنکساگوراس» و …
مهمترین سرفصلهای بخش دوم کتاب نیز از این قرار است: «سوفسطائیان»، «سقراط» و «حوزههای کوچک سقراطی».
همچنین «زندگی افلاطون»، «آثار افلاطون»، «نظریه معرفت»، «نظریه مُثُل»، «نظریه اخلاقی»، «نظریه هنر»، «فیزیک افلاطون» و «آکادمی قدیم» عناوین مهمترین سرفصلهای بخش سوم کتاب است.
کاپلستون در بخش چهارم کتاب نیز در هفت فصل به معرفی و شرح و بررسی منظومه فکری ارسطو پرداخته است. عناوین این فصول به ترتیب عبارتند از: «زندگی و آثار ارسطو»، «منطق ارسطو»، «مابعدالطبیعه ارسطو»، «فلسفه طبیعت و روانشناسی»، «علم اخلاق ارسطو»، «سیاست»، «زیبایی شناسی ارسطو» و «افلاطون و ارسطو».
در بخش انتهایی کتاب نیز مباحثی چون «مذهب رواقی قدیم»، «حوزه اپیکوری»، «شکاکان قدیم و آکادمیهای متوسط و جدید»، «حوزه رواقی متوسط»، «حوزه رواقی متاخر»، «حوزه نوفیثاغوری»، «حوزه افلاطونی متوسط»، «فلسفه یهودی ــ یونانی»، «مذهب نو افلاطونی فلوطینی»، «دیگر حوزههای نو افلاطونی» و… طرح شدهاند.
کاپلستون در مقدمه کتاب خود نیز به طرح مباحثی چون چرایی اهمیت مطالعه تاریخ فلسفه، ماهیت تاریخ فلسفه، چگونگی مطالعه تاریخ فلسفه و همینطور چیستی فلسفه باستان پرداخته است.
@Library_Telegram
• فلسفه پیش از سقراط
• دوره سقراطی
• افلاطون
• ارسطو
• فلسفه بعد از ارسطویی
سرفصلهای بخش نخست کتاب به این شرح است: «مهد فکر غربی: ایونیا»، «پیشگامان: نخستین فلاسفه ایونی»، «جمعیت فیثاغوریان»، «پیام هراکلیتس»، «واحد پارمنیدس و ملیسوس»، «دیالکتیک زنون»، «پیشرفت آنکساگوراس» و …
مهمترین سرفصلهای بخش دوم کتاب نیز از این قرار است: «سوفسطائیان»، «سقراط» و «حوزههای کوچک سقراطی».
همچنین «زندگی افلاطون»، «آثار افلاطون»، «نظریه معرفت»، «نظریه مُثُل»، «نظریه اخلاقی»، «نظریه هنر»، «فیزیک افلاطون» و «آکادمی قدیم» عناوین مهمترین سرفصلهای بخش سوم کتاب است.
کاپلستون در بخش چهارم کتاب نیز در هفت فصل به معرفی و شرح و بررسی منظومه فکری ارسطو پرداخته است. عناوین این فصول به ترتیب عبارتند از: «زندگی و آثار ارسطو»، «منطق ارسطو»، «مابعدالطبیعه ارسطو»، «فلسفه طبیعت و روانشناسی»، «علم اخلاق ارسطو»، «سیاست»، «زیبایی شناسی ارسطو» و «افلاطون و ارسطو».
در بخش انتهایی کتاب نیز مباحثی چون «مذهب رواقی قدیم»، «حوزه اپیکوری»، «شکاکان قدیم و آکادمیهای متوسط و جدید»، «حوزه رواقی متوسط»، «حوزه رواقی متاخر»، «حوزه نوفیثاغوری»، «حوزه افلاطونی متوسط»، «فلسفه یهودی ــ یونانی»، «مذهب نو افلاطونی فلوطینی»، «دیگر حوزههای نو افلاطونی» و… طرح شدهاند.
کاپلستون در مقدمه کتاب خود نیز به طرح مباحثی چون چرایی اهمیت مطالعه تاریخ فلسفه، ماهیت تاریخ فلسفه، چگونگی مطالعه تاریخ فلسفه و همینطور چیستی فلسفه باستان پرداخته است.
@Library_Telegram
👍1