Forwarded from همه چی، هیچی
💢 چرا مدافعان حرم به جنگ با ترکیه نمیروند؟
✍️ م. مرادی
طی چند سال گذشته سپاه پاسداران نیروهای تحت امر خود را برای دفاع از رژیم اسد و پیشبرد سیاستهای منطقهای خود راهی این کشور کرد.
برای کم کردن فشار اینکه چرا باید جوانان ایرانی و با چه هدفی در سوریه کشته شوند، سپاه ابتکار به خرج داد و نام این نیروها را مدافعان حرم گذاشت.
اما کدام حرم؟ حرم حضرت زینبی که شیعه معتقد است این خاندان حامی مظلومان و دشمن ظالمان است.
مگر میشود کسی که خود را مدافع حرم زینب میداند در مقابل ظلمی که به مردم کرد میشود، سکوت کند؟کردهایی که بیشتر آنها حتی مسلمان هستند. کردهایی که در هر کشوری هستند به آنها ظلم میشود. گویی در پیشانیشان نوشته شده باشد مفلوکان تاریخ!
اما امروز روز امتحان کسانی است که نام مدافع حرم به خود نهادهاند و مدعی مرام و مسلک علی و اولاد علی هستند.
آنها یا باید به دفاع از مردم کرد سوریه که ترکیه آنها را قتل و عام میکند رفته و یا اینکه نام خود را از مدافع حرم به مدافع اسد تغییر دهند.
@hychy
✍️ م. مرادی
طی چند سال گذشته سپاه پاسداران نیروهای تحت امر خود را برای دفاع از رژیم اسد و پیشبرد سیاستهای منطقهای خود راهی این کشور کرد.
برای کم کردن فشار اینکه چرا باید جوانان ایرانی و با چه هدفی در سوریه کشته شوند، سپاه ابتکار به خرج داد و نام این نیروها را مدافعان حرم گذاشت.
اما کدام حرم؟ حرم حضرت زینبی که شیعه معتقد است این خاندان حامی مظلومان و دشمن ظالمان است.
مگر میشود کسی که خود را مدافع حرم زینب میداند در مقابل ظلمی که به مردم کرد میشود، سکوت کند؟کردهایی که بیشتر آنها حتی مسلمان هستند. کردهایی که در هر کشوری هستند به آنها ظلم میشود. گویی در پیشانیشان نوشته شده باشد مفلوکان تاریخ!
اما امروز روز امتحان کسانی است که نام مدافع حرم به خود نهادهاند و مدعی مرام و مسلک علی و اولاد علی هستند.
آنها یا باید به دفاع از مردم کرد سوریه که ترکیه آنها را قتل و عام میکند رفته و یا اینکه نام خود را از مدافع حرم به مدافع اسد تغییر دهند.
@hychy
Forwarded from موسیقی اصیل ایرانی
متن غزل حضرت عجل حافظ با آواز استاد شجریان
سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
به فتراک جفا دلها چو بربندند بربندند
ز زلف عنبرین جانها چو بگشایند بفشانند
به عمری یک نفس با ما چو بنشینند برخیزند
نهال شوق در خاطر چو برخیزند بنشانند
سرشک گوشه گیران را چو دریابند در یابند
رخ مهر از سحرخیزان نگردانند اگر دانند
ز چشمم لعل رمانی چو میخندند میبارند
ز رویم راز پنهانی چو میبینند میخوانند
دوای درد عاشق را کسی کو سهل پندارد
ز فکر آنان که در تدبیر درمانند در مانند
چو منصور از مراد آنان که بردارند بر دارند
بدین درگاه حافظ را چو میخوانند میرانند
در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
که با این درد اگر دربند درمانند درمانند
💠💠💠
کانال موسیقی اصیل ایرانی
@Original_IR_Music
سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
به فتراک جفا دلها چو بربندند بربندند
ز زلف عنبرین جانها چو بگشایند بفشانند
به عمری یک نفس با ما چو بنشینند برخیزند
نهال شوق در خاطر چو برخیزند بنشانند
سرشک گوشه گیران را چو دریابند در یابند
رخ مهر از سحرخیزان نگردانند اگر دانند
ز چشمم لعل رمانی چو میخندند میبارند
ز رویم راز پنهانی چو میبینند میخوانند
دوای درد عاشق را کسی کو سهل پندارد
ز فکر آنان که در تدبیر درمانند در مانند
چو منصور از مراد آنان که بردارند بر دارند
بدین درگاه حافظ را چو میخوانند میرانند
در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
که با این درد اگر دربند درمانند درمانند
💠💠💠
کانال موسیقی اصیل ایرانی
@Original_IR_Music
☕️ قطعه ای از کتاب
مورسو، به اعدام محکوم می شود این محکومیت برای کاری نیست که انجام داده بلکه برای وجود خودش است. پس چه اعتراض می توان به او داشت؟
در جامعه ما هر مردی که در تدفین مادرش گریه نکند٬ این خطر را می کند که به مرگ محکوم شود. مورسو دروغ نمی گوید، به قوانین بازی های اجتماعی احترام نمی گذارد وهمین، دلیلی است کافی تا جامعه او را حذف کند.
📕 بیگانه
✍️ آلبر کامو
@Library_Telegram
مورسو، به اعدام محکوم می شود این محکومیت برای کاری نیست که انجام داده بلکه برای وجود خودش است. پس چه اعتراض می توان به او داشت؟
در جامعه ما هر مردی که در تدفین مادرش گریه نکند٬ این خطر را می کند که به مرگ محکوم شود. مورسو دروغ نمی گوید، به قوانین بازی های اجتماعی احترام نمی گذارد وهمین، دلیلی است کافی تا جامعه او را حذف کند.
📕 بیگانه
✍️ آلبر کامو
@Library_Telegram
📕خدا احمق ها را دوست دارد (#ممنوعه)
✍️ مجید محمدی
تاملاتی در چارچوب دین شناسی تحلیلی و انتقادی ادیان ادعا می کنند که خدایشان همه را دوست دارد، اما پندار، گفتار و کردار آنها نشان می دهد که برخی را بیش از همه دوست دارد و از برخی نیز دل خوشی ندارد. در این میان احمق ها جایگاه ویژه ای دارند. احمق ها به راحتی به سخنان رهبران دینی اعتماد می کنند، علم تجربی و عقل را برای سرراست نگاه داشتن ایمان به حالت تعطیل یا نیمه تعطیل در می آورند و اخلاق را به مرخصی فرستاده و به جایش شریعت را می نشانند. آنها منتقدان را برای همیشه اخراج و از دین برگشتگان را حذف می کنند. احمق ها چند هزار سال است که باور می کنند چون با خرد نمی خواند، ادعاهای توخالی را مورد پرسش قرار نمی دهند، افسانه ها را به جای حقیقت می خرند، امور عادی و زمینی را مقدس می شمارند و در برابر سوار شدن قدرت بر اسب دین خود هلهله می کنند. آنها چشم خود را بر این واقعیت می بندند که دین و خدا و ایمان هم مخلوقات بشری و مشمول سموم و آفات آنها هستند. با این حال چرا خدا نباید عاشق احمق ها باشد؟
@Library_Telegram
✍️ مجید محمدی
تاملاتی در چارچوب دین شناسی تحلیلی و انتقادی ادیان ادعا می کنند که خدایشان همه را دوست دارد، اما پندار، گفتار و کردار آنها نشان می دهد که برخی را بیش از همه دوست دارد و از برخی نیز دل خوشی ندارد. در این میان احمق ها جایگاه ویژه ای دارند. احمق ها به راحتی به سخنان رهبران دینی اعتماد می کنند، علم تجربی و عقل را برای سرراست نگاه داشتن ایمان به حالت تعطیل یا نیمه تعطیل در می آورند و اخلاق را به مرخصی فرستاده و به جایش شریعت را می نشانند. آنها منتقدان را برای همیشه اخراج و از دین برگشتگان را حذف می کنند. احمق ها چند هزار سال است که باور می کنند چون با خرد نمی خواند، ادعاهای توخالی را مورد پرسش قرار نمی دهند، افسانه ها را به جای حقیقت می خرند، امور عادی و زمینی را مقدس می شمارند و در برابر سوار شدن قدرت بر اسب دین خود هلهله می کنند. آنها چشم خود را بر این واقعیت می بندند که دین و خدا و ایمان هم مخلوقات بشری و مشمول سموم و آفات آنها هستند. با این حال چرا خدا نباید عاشق احمق ها باشد؟
@Library_Telegram
👍2
khoda-ahmaghha-ra-dost-darad.pdf
5.4 MB
📕خدا احمق ها را دوست دارد (#ممنوعه)
✍️ مجید محمدی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍️ مجید محمدی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
👍2
من که نابینا هستم،
شما بینایان را پند میدهم:
از چشمان خود آنچنان بهره بگیرید که گويى فردا بهیکباره کور خواهید شد.
موسیقی نهفته در صداها،
نغمهی پرندگان و آهنگ نوازندگان را
آنگونه گوش دهید،
گویی فردا بهیکباره کر خواهید شد.
آنچه را میخواهید، چنان لمس کنید،
گویی فردا بهیکباره لامسهی خود را از دست خواهید داد.
رایحهی گلها را ببوئید
و هر لقمه را چنان مزه مزه کنید،
گویی فردا بهیکباره شامه و ذائقهی خود را از کف میدهید ...
👤 #هلن_کلر
@Library_Telegram
شما بینایان را پند میدهم:
از چشمان خود آنچنان بهره بگیرید که گويى فردا بهیکباره کور خواهید شد.
موسیقی نهفته در صداها،
نغمهی پرندگان و آهنگ نوازندگان را
آنگونه گوش دهید،
گویی فردا بهیکباره کر خواهید شد.
آنچه را میخواهید، چنان لمس کنید،
گویی فردا بهیکباره لامسهی خود را از دست خواهید داد.
رایحهی گلها را ببوئید
و هر لقمه را چنان مزه مزه کنید،
گویی فردا بهیکباره شامه و ذائقهی خود را از کف میدهید ...
👤 #هلن_کلر
@Library_Telegram
Forwarded from موسیقی اصیل ایرانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مصاحبه جالب استاد شجریان:
شناسنامه جعلی برای مولانای بلخی توسط ترکیه ای ها
این روزهام که ترکهای ترکیه و اردوغان دیکتاتور به کردهای بی گناه سوریه رحم نمی کند و می خوان هویت کردها رو از بین ببرند. دزد و غارتگر همین دیگه
@hychy
شناسنامه جعلی برای مولانای بلخی توسط ترکیه ای ها
این روزهام که ترکهای ترکیه و اردوغان دیکتاتور به کردهای بی گناه سوریه رحم نمی کند و می خوان هویت کردها رو از بین ببرند. دزد و غارتگر همین دیگه
@hychy
☕️ قطعه ای از کتاب
محمد علی اسلامی ندوشن: کافه فضایی است که آدم میتواند ساعتی را با دوستانش و یا تنها در آن بگذراند. اینجا گاهی رایج بوده و گاهی رایج نبوده اما در پاریس این طور نبوده و نیست. ما هم دنبالهروی داشتیم از سنت موجودی که در فرانسه بود. وقتی در پاریس بودیم، ما هم گاهی با دوستان و آشنایان به کافهها میرفتیم و آنجا مینشستیم. در منطقه دانشجویی کارتیهلاتن، که سوربن و نهادهای دانشجویی در اطراف آن است، کافهها پر میشد. عصرها گاهی به باغ لوگزامبورگ سری میزدم، باغ بسیار زیبایی بود. گاهی هم به تئاتر و سینما میرفتم. آن زمان، ژان پل سارتر و آلبر کامو هم در اوج شهرت بودند. هر دو از مشهورترین نویسندگان فرانسه بودند. من قبل از اینکه به فرانسه بروم کتاب "غریبه" نوشته آلبر کامو را که به زبان فارسی ترجمه شده بود خوانده بودم و بعد آن را به زبان فرانسه هم خواندم. به نظرم نثرِ کامو شیرینتر از سارتر بود.
📕 گفتگو با روشنفکران
✍️ محمدعلی اسلامی ندوشن
@Library_Telegram
محمد علی اسلامی ندوشن: کافه فضایی است که آدم میتواند ساعتی را با دوستانش و یا تنها در آن بگذراند. اینجا گاهی رایج بوده و گاهی رایج نبوده اما در پاریس این طور نبوده و نیست. ما هم دنبالهروی داشتیم از سنت موجودی که در فرانسه بود. وقتی در پاریس بودیم، ما هم گاهی با دوستان و آشنایان به کافهها میرفتیم و آنجا مینشستیم. در منطقه دانشجویی کارتیهلاتن، که سوربن و نهادهای دانشجویی در اطراف آن است، کافهها پر میشد. عصرها گاهی به باغ لوگزامبورگ سری میزدم، باغ بسیار زیبایی بود. گاهی هم به تئاتر و سینما میرفتم. آن زمان، ژان پل سارتر و آلبر کامو هم در اوج شهرت بودند. هر دو از مشهورترین نویسندگان فرانسه بودند. من قبل از اینکه به فرانسه بروم کتاب "غریبه" نوشته آلبر کامو را که به زبان فارسی ترجمه شده بود خوانده بودم و بعد آن را به زبان فرانسه هم خواندم. به نظرم نثرِ کامو شیرینتر از سارتر بود.
📕 گفتگو با روشنفکران
✍️ محمدعلی اسلامی ندوشن
@Library_Telegram
#تا_انتها_بخوانید 📚
توصیه های این زن 83 ساله را جدی بگیرید❗️
در این جا نامه ای آورده ام که یک زن ۸۳ ساله به یکی از دوستانش نوشته است. نامه را بخوانید و توصیه های او را قبل از این که دیر شود جدی بگیرید.
آخرین سطر نامه را که بسیار تاثیربرانگیز است روی کاغذ بنویسید و جایی جلوی چشمتان بگذارید.
“برتای عزیز”
مدتی است بیشتر مطالعه می کنم و کمتر گردگیری می کنم.
در حیاط نشسته ام و بدون این که نگران علف های هرز باغچه باشم از منظره باغچه لذت می برم.
وقت بیشتری را با خانواده و دوستانم می گذرانم و کمتر کار می کنم.
زندگی باید الگوی تجربیات برای دوست داشتن باشد نه برای تحمل کردن.
من سعی دارم این لحظات را دریابم و آن ها را گرامی بدارم.
هیچ چیزی را ذخیره یا پس انداز نمی کنم
و از ظروف گران قیمتم در هر مناسبتی استفاده می کنم.
بهترین لباسم را در فروشگاه میپوشم. نظر من این است که هر چه ظاهر بهتری داشته باشم فروش بهتری هم خواهم داشت.
عطر خاصم را برای مناسبت های خاص کنار نمی گذارم بلکه آن را در محیط کار و فروشگاه ها هم استفاده می کنم.
یکی از این روزها کنترلم را روی توانایی هایم از دست می دهم.
پس اگر چیزی امروز ارزش گفتن، شنیدن و عمل کردن دارد می خواهم امروز بگویم، بشنوم و عمل کنم.
اگر مردم بدانند که شاید فردا وجود نداشته باشند امروز چه کارهایی انجام می دهند؟
فکر می کنم به یکی از اعضای خانواده یا یکی از دوستانشان زنگ می زنند.
شاید هم با یکی از دوستان قدیمی تماس بگیرند و از او بابت کدورت ها عذرخواهی کرده و صلح کنند.
شاید هم به یک رستوران چینی بروند و بهترین غذای مورد علاقه شان را سفارش دهند. نمی دانم این ها فقط حدس و گمان من است.
اگر می دانستم وقتم محدود است انجام ندادن همین چیزهای کوچک مرا عصبانی می کرد.
عصبانی برای ننوشتن نامه ای که همیشه دوست داشتم بنویسم.
عصبانی برای نگفتن جمله “دوستت دارم” به همسر و فرزندانم.
من سخت تلاش میکنم، نه برای این که چیزی را برگردانم یا ذخیره کنم، بلکه برای این که خنده و شادی را به زندگی ام بیاورم.
هر صبح که چشم هایم را باز می کنم به خودم می گویم امروز همه چیز خاص است. هر روز، هر دقیقه و هر نفسی که میکشم هدیه ای از طرف خداوند به من است.
شاید زندگی ما آن موسیقی که می خواستیم نباشد اما تا زمانی که زنده هستیم می توانیم با موسیقی زندگی برقصیم.
آیا شما هم به زندگی به دید رقابت نگاه می کنید؟
@Library_Telegram
توصیه های این زن 83 ساله را جدی بگیرید❗️
در این جا نامه ای آورده ام که یک زن ۸۳ ساله به یکی از دوستانش نوشته است. نامه را بخوانید و توصیه های او را قبل از این که دیر شود جدی بگیرید.
آخرین سطر نامه را که بسیار تاثیربرانگیز است روی کاغذ بنویسید و جایی جلوی چشمتان بگذارید.
“برتای عزیز”
مدتی است بیشتر مطالعه می کنم و کمتر گردگیری می کنم.
در حیاط نشسته ام و بدون این که نگران علف های هرز باغچه باشم از منظره باغچه لذت می برم.
وقت بیشتری را با خانواده و دوستانم می گذرانم و کمتر کار می کنم.
زندگی باید الگوی تجربیات برای دوست داشتن باشد نه برای تحمل کردن.
من سعی دارم این لحظات را دریابم و آن ها را گرامی بدارم.
هیچ چیزی را ذخیره یا پس انداز نمی کنم
و از ظروف گران قیمتم در هر مناسبتی استفاده می کنم.
بهترین لباسم را در فروشگاه میپوشم. نظر من این است که هر چه ظاهر بهتری داشته باشم فروش بهتری هم خواهم داشت.
عطر خاصم را برای مناسبت های خاص کنار نمی گذارم بلکه آن را در محیط کار و فروشگاه ها هم استفاده می کنم.
یکی از این روزها کنترلم را روی توانایی هایم از دست می دهم.
پس اگر چیزی امروز ارزش گفتن، شنیدن و عمل کردن دارد می خواهم امروز بگویم، بشنوم و عمل کنم.
اگر مردم بدانند که شاید فردا وجود نداشته باشند امروز چه کارهایی انجام می دهند؟
فکر می کنم به یکی از اعضای خانواده یا یکی از دوستانشان زنگ می زنند.
شاید هم با یکی از دوستان قدیمی تماس بگیرند و از او بابت کدورت ها عذرخواهی کرده و صلح کنند.
شاید هم به یک رستوران چینی بروند و بهترین غذای مورد علاقه شان را سفارش دهند. نمی دانم این ها فقط حدس و گمان من است.
اگر می دانستم وقتم محدود است انجام ندادن همین چیزهای کوچک مرا عصبانی می کرد.
عصبانی برای ننوشتن نامه ای که همیشه دوست داشتم بنویسم.
عصبانی برای نگفتن جمله “دوستت دارم” به همسر و فرزندانم.
من سخت تلاش میکنم، نه برای این که چیزی را برگردانم یا ذخیره کنم، بلکه برای این که خنده و شادی را به زندگی ام بیاورم.
هر صبح که چشم هایم را باز می کنم به خودم می گویم امروز همه چیز خاص است. هر روز، هر دقیقه و هر نفسی که میکشم هدیه ای از طرف خداوند به من است.
شاید زندگی ما آن موسیقی که می خواستیم نباشد اما تا زمانی که زنده هستیم می توانیم با موسیقی زندگی برقصیم.
آیا شما هم به زندگی به دید رقابت نگاه می کنید؟
@Library_Telegram
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کودکان قبل از حرف زدن، آواز خواندن را یاد میگیرند. قبل از اینکه بتوانند بنویسند، طراحی میکنند. به محض اینکه روی پاهایشان می ایستند رقصیدن را آغاز میکنند. هنر اساسی ترین شکل بروز انسانیت است.
#فیلشیا_رشاد
@Library_Telegram
#فیلشیا_رشاد
@Library_Telegram
🔴 پزشکان سهمیه ای چه بلایی سر مردم می آورند؟
دکتر قاچاقچی پروتزهای تقلبی جانبازی بود که همه مراحل پزشکی را با سهمیه رد کرد. کاسه زیر نیم کاسه استعفای وزیر بهداشت این بود.
جانقربان یک تراشکار در اصفهان بود وی با شروع جنگ به جبهه میرود و بعد با سهمیه رزمندگان و درصد جانبازی وارد دانشگاه میشود و پزشکی عمومی میخواند و سپس با همان سهمیه تخصص جراحی مغز و اعصاب میگیرد.
با یک دانشجوی پزشکی که او هم تخصص پوست میخوانده آشنا شده و ازدواج میکنند.
بعد از پایان تحصیلات با همان سهمیه استخدام هیات علمی دانشگاه اصفهان و رییس بیمارستان امین میشود.
یک شرکت به اسم اریا گستر تاسیس میکند که نمایندگی شرکت زیمر سویس که سازنده اصلی پروتزهای ستون فقرات است را برمیدارد.
با استفاده از دانش ترشکاری که از قبل داشته بعد به ذهنش میزنه با استفاده از دانش قبلی پروتزها را در کارگاه خودش کپی برداری کنه و با برند سویسی پروتزهای تقلبی به بازار عرضه میکند. سپس سطح تولید را به قدر افزایش میدهد که تمام ایران را پوشش میداده است.
برای فروش هم به تمام دانشگاههای دولتی و مسیولین وزارتخانه ای رشوه میداده تا فقط و فقط از شرکت اون خریداری کنند.
بتدریج پروتزها مشکل دار میشوند بیماران با برگه گارانتی از شرکت سویسی شکایت میکنند. شرکت طی بررسی اعلام میکند شماره سریالها تقلبی است و ساخت آنها نیست.
پرونده ۷ سال قبل لو میرود اما چون مسولین رده بالای وزارتخانه و استانها درگیر بودند مسکوت میماند تا اینکه هفته قبل حکم اعدام دکتر جانقربان قاچاقچی صادر میشود.
در دیوانعالی کشور با توجه به اینکه دکتر قاچاقچی پروتزهای تقلبی رزمنده و جانباز بودند تبدیل به بیست سال حبس میشود.
در این پرونده وزیر بهداشت و معاوناش سهیم هستند. دلیل استعفای وزیر بهداشت این بود نه محملاتی که سر بودجه میبافت.
متهم ردیف اول این پرونده، حمیدرضا جان قربان معرفی شده که به اتهام «اخلال در نظام اقتصادی کشور از طریق قاچاق تجهیزات پزشکی، ایمپلنتهای اسکلتی و پروتز به ٢٠ سال حبس قطعی و پرداخت یکهزار و ٢٠٠ میلیارد ریال جزای نقدی» محکوم شد.
آزاده سجادیه، همسر وی که پزشک متخصص پوست و مو معرفی شده نیز به عنوان متهم ردیف دوم با همین اتهام به ١٠ سال حبس قطعی محکوم شد.
جزئیات اتهامات علیه این دو نفر عبارتند از «قاچاق قطعات بیکیفیت و تقلبی پزشکی و واردات غیرقانونی از چین، چاپ برچسب ساخت کشورهای اروپایی و نصب بر روی قطعات تقلبی و پرداخت پورسانت به پزشکان برای نصب این قطعات در گردن و ستون فقرات بیماران».
این دو پزشک همچنین متهم به «فروش بیش از ۶۰۷ هزار و ۵۰۰ قطعه ایمپلنت و پروتز تقلبی و کشف ۶۰ هزار قطعه از این قطعات، تشکیل شرکتهای جعلی متعدد برای واردات و فروش قطعات، گرانفروشی اجناس نامرغوب به بیماران از سه تا ۹ برابر قیمت و اخلال در نظام اقتصادی با تشکیل باندهای قاچاق حرفهای سازمانیافته» هستند.
اگر کسی را میشناسید که به تازگی عمل جراحی داشته است واحتمال کاربرد ایمپلنت در او زیاد بوده است اورا آگاه سازید.
@Library_Telegram
دکتر قاچاقچی پروتزهای تقلبی جانبازی بود که همه مراحل پزشکی را با سهمیه رد کرد. کاسه زیر نیم کاسه استعفای وزیر بهداشت این بود.
جانقربان یک تراشکار در اصفهان بود وی با شروع جنگ به جبهه میرود و بعد با سهمیه رزمندگان و درصد جانبازی وارد دانشگاه میشود و پزشکی عمومی میخواند و سپس با همان سهمیه تخصص جراحی مغز و اعصاب میگیرد.
با یک دانشجوی پزشکی که او هم تخصص پوست میخوانده آشنا شده و ازدواج میکنند.
بعد از پایان تحصیلات با همان سهمیه استخدام هیات علمی دانشگاه اصفهان و رییس بیمارستان امین میشود.
یک شرکت به اسم اریا گستر تاسیس میکند که نمایندگی شرکت زیمر سویس که سازنده اصلی پروتزهای ستون فقرات است را برمیدارد.
با استفاده از دانش ترشکاری که از قبل داشته بعد به ذهنش میزنه با استفاده از دانش قبلی پروتزها را در کارگاه خودش کپی برداری کنه و با برند سویسی پروتزهای تقلبی به بازار عرضه میکند. سپس سطح تولید را به قدر افزایش میدهد که تمام ایران را پوشش میداده است.
برای فروش هم به تمام دانشگاههای دولتی و مسیولین وزارتخانه ای رشوه میداده تا فقط و فقط از شرکت اون خریداری کنند.
بتدریج پروتزها مشکل دار میشوند بیماران با برگه گارانتی از شرکت سویسی شکایت میکنند. شرکت طی بررسی اعلام میکند شماره سریالها تقلبی است و ساخت آنها نیست.
پرونده ۷ سال قبل لو میرود اما چون مسولین رده بالای وزارتخانه و استانها درگیر بودند مسکوت میماند تا اینکه هفته قبل حکم اعدام دکتر جانقربان قاچاقچی صادر میشود.
در دیوانعالی کشور با توجه به اینکه دکتر قاچاقچی پروتزهای تقلبی رزمنده و جانباز بودند تبدیل به بیست سال حبس میشود.
در این پرونده وزیر بهداشت و معاوناش سهیم هستند. دلیل استعفای وزیر بهداشت این بود نه محملاتی که سر بودجه میبافت.
متهم ردیف اول این پرونده، حمیدرضا جان قربان معرفی شده که به اتهام «اخلال در نظام اقتصادی کشور از طریق قاچاق تجهیزات پزشکی، ایمپلنتهای اسکلتی و پروتز به ٢٠ سال حبس قطعی و پرداخت یکهزار و ٢٠٠ میلیارد ریال جزای نقدی» محکوم شد.
آزاده سجادیه، همسر وی که پزشک متخصص پوست و مو معرفی شده نیز به عنوان متهم ردیف دوم با همین اتهام به ١٠ سال حبس قطعی محکوم شد.
جزئیات اتهامات علیه این دو نفر عبارتند از «قاچاق قطعات بیکیفیت و تقلبی پزشکی و واردات غیرقانونی از چین، چاپ برچسب ساخت کشورهای اروپایی و نصب بر روی قطعات تقلبی و پرداخت پورسانت به پزشکان برای نصب این قطعات در گردن و ستون فقرات بیماران».
این دو پزشک همچنین متهم به «فروش بیش از ۶۰۷ هزار و ۵۰۰ قطعه ایمپلنت و پروتز تقلبی و کشف ۶۰ هزار قطعه از این قطعات، تشکیل شرکتهای جعلی متعدد برای واردات و فروش قطعات، گرانفروشی اجناس نامرغوب به بیماران از سه تا ۹ برابر قیمت و اخلال در نظام اقتصادی با تشکیل باندهای قاچاق حرفهای سازمانیافته» هستند.
اگر کسی را میشناسید که به تازگی عمل جراحی داشته است واحتمال کاربرد ایمپلنت در او زیاد بوده است اورا آگاه سازید.
@Library_Telegram
👍1
📕 رساله درباره سه شیاد موسی، مسیح، محمد (#ممنوعه)
✍️ پل هانری تیری، بارون دولباخ
🔃 حمید محوی
ترسی که در انسان ها محرک و مولد اعتقاد به خدا بود دین را نیز به وجود آورد و سپس حضور فرشتگان ناپیدا به ذهنشان راه یافت و تصور کردند که این موجودات مسئول خوشبختی و یا بدبختی آنان هستند. با چنین تخیلاتی بود که از واقعیت عینی و خرد صرفنظر کردند و خدایانی را که زاییده توهماتشان بود مسئول سرنوشت خود پنداشتند. بذر دین به معنای ترس و امید در آرزومندی ها و اعتقادات متنوع نزد انسانها جوانه زد و به گسترش اعتقادات عجیب و غریب بیشماری انجامید که سبب الاسباب بسیاری از دردها و رنجها و بسیاری از انقلاب هایی است که در کشورها به وقوع می پیوندد. احترامات و درآمدهای کلانی که به روحانیت کلیسایی یا وزارتخانه های خدا اختصاص داده اند، بلند پروازی ها و خست مردان حیله گری را برانگیخته است که می دانند چگونه از ناآگاهی مردم سوء استفاده کنند و مردم به اندازه ای در دام آنان افتاده اند که روحانیت حیله گر خیلی ساده و راحت دروغهایشان را در دود عود می پیچند و حقیقت را به چشم حقارت می نگرند.
@Library_Telegram
✍️ پل هانری تیری، بارون دولباخ
🔃 حمید محوی
ترسی که در انسان ها محرک و مولد اعتقاد به خدا بود دین را نیز به وجود آورد و سپس حضور فرشتگان ناپیدا به ذهنشان راه یافت و تصور کردند که این موجودات مسئول خوشبختی و یا بدبختی آنان هستند. با چنین تخیلاتی بود که از واقعیت عینی و خرد صرفنظر کردند و خدایانی را که زاییده توهماتشان بود مسئول سرنوشت خود پنداشتند. بذر دین به معنای ترس و امید در آرزومندی ها و اعتقادات متنوع نزد انسانها جوانه زد و به گسترش اعتقادات عجیب و غریب بیشماری انجامید که سبب الاسباب بسیاری از دردها و رنجها و بسیاری از انقلاب هایی است که در کشورها به وقوع می پیوندد. احترامات و درآمدهای کلانی که به روحانیت کلیسایی یا وزارتخانه های خدا اختصاص داده اند، بلند پروازی ها و خست مردان حیله گری را برانگیخته است که می دانند چگونه از ناآگاهی مردم سوء استفاده کنند و مردم به اندازه ای در دام آنان افتاده اند که روحانیت حیله گر خیلی ساده و راحت دروغهایشان را در دود عود می پیچند و حقیقت را به چشم حقارت می نگرند.
@Library_Telegram
👍3
3-shayyad.pdf
782.2 KB
📕 رساله درباره سه شیاد موسی، مسیح، محمد (#ممنوعه)
✍️ پل هانری تیری، بارون دولباخ
🔃 حمید محوی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍️ پل هانری تیری، بارون دولباخ
🔃 حمید محوی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
👍5
☕️ قطعه ای از کتاب
زندگی همینه که هست. اگه سخت بگیری، اونم بهت سخت میگذرونه. این ماییم که بهش ارزش میدیم. با همه ی کمبودهایی که این دنیا داره، زیبایی های خودش رو هم داره. نباید از زندگی زیاد انتظار داشته باشیم. نمیشه باهاش جنگید! بهتر اینه که نیمهی پر لیوان رو ببینیم. حالا اون تفنگ و طناب رو پس بده ...
📕 مغازه خودکشی
✍️ #ژان_تولی
@Library_Telegram
زندگی همینه که هست. اگه سخت بگیری، اونم بهت سخت میگذرونه. این ماییم که بهش ارزش میدیم. با همه ی کمبودهایی که این دنیا داره، زیبایی های خودش رو هم داره. نباید از زندگی زیاد انتظار داشته باشیم. نمیشه باهاش جنگید! بهتر اینه که نیمهی پر لیوان رو ببینیم. حالا اون تفنگ و طناب رو پس بده ...
📕 مغازه خودکشی
✍️ #ژان_تولی
@Library_Telegram
#یک_دقیقه_مطالعه
این اتفاقات فقط در دنیایی امکان وقوع دارند که مرد خودش رو برتر از زن میدونه. در دنیایی که آمریکاییها بهش میگن "دنیای مردان".
دنیایی که با نیرویی حیوانی اداره میشه، با نخوت خشک، پرستیژ موهوم و حماقت بَدوی. مردها به جنگ عشق میورزند چون بهشون اجازه میده خودشون رو جدی جلوه بدند. چون تنها چیزیه که باعث میشه زنها دیگه بهشون نخندند. توی وضعیت جنگی میتونند زنها رو تقلیل بدند به یه شئ. این وجه افتراق بزرگ بین دو جنسه. مردها شئ میبینند و زنها ارتباطِ بین اشیا. نیاز اشیا به هم، عشقشون، جور بودنشون. این یه بُعد حسی اضافه است که ما مردها فاقدشیم و همین بُعده که جنگ رو برای تمام زنانِ واقعی نفرتانگیز میکنه، و پوچ.
من به تو میگم جنگ چیه. جنگ بیماری روانی حاصل از ناتوانی در مشاهدهی نسبتهاست. نسبت ما با همتایانمون. نسبت ما با موقعیت اقتصادی و تاریخیمون. و بالاتر از همه نسبت ما با نیستی، با مرگ.
📕 مجوس
✍️ #جان_فاولز
@Library_Telegram
این اتفاقات فقط در دنیایی امکان وقوع دارند که مرد خودش رو برتر از زن میدونه. در دنیایی که آمریکاییها بهش میگن "دنیای مردان".
دنیایی که با نیرویی حیوانی اداره میشه، با نخوت خشک، پرستیژ موهوم و حماقت بَدوی. مردها به جنگ عشق میورزند چون بهشون اجازه میده خودشون رو جدی جلوه بدند. چون تنها چیزیه که باعث میشه زنها دیگه بهشون نخندند. توی وضعیت جنگی میتونند زنها رو تقلیل بدند به یه شئ. این وجه افتراق بزرگ بین دو جنسه. مردها شئ میبینند و زنها ارتباطِ بین اشیا. نیاز اشیا به هم، عشقشون، جور بودنشون. این یه بُعد حسی اضافه است که ما مردها فاقدشیم و همین بُعده که جنگ رو برای تمام زنانِ واقعی نفرتانگیز میکنه، و پوچ.
من به تو میگم جنگ چیه. جنگ بیماری روانی حاصل از ناتوانی در مشاهدهی نسبتهاست. نسبت ما با همتایانمون. نسبت ما با موقعیت اقتصادی و تاریخیمون. و بالاتر از همه نسبت ما با نیستی، با مرگ.
📕 مجوس
✍️ #جان_فاولز
@Library_Telegram
☕️ قطعه ای از کتاب
فردی که در سکوت، در میان بیداد، فریبکاری دولتی و فساد انجام وظیفه کند، هیچ اقدامی برای تغییر انجام نداده و این درحالیست که ساختار نادرست در سکوت افراد است که ادامه مییابد. برای پایاندادن به زندگی در دروغ و نیرنگ، میبایست که فرد دست از سازش و کنارآمدن با دستگاه استبداد بردارد. زیستن در حقیقت، انسانیت را به شهروندان باز میگرداند و مسئولیت را به عهده آنها واگذار میکند.
برگرفته از کتاب "آری صدا را باید بالا برد" ترجمه بیتا عظیمینژادان، شرکت سهامی انتشار، چاپ دوم.
📕 #آری_صدا_را_باید_بالا_برد
✍️ بیتا عظیمی نژادان
@Library_Telegram
فردی که در سکوت، در میان بیداد، فریبکاری دولتی و فساد انجام وظیفه کند، هیچ اقدامی برای تغییر انجام نداده و این درحالیست که ساختار نادرست در سکوت افراد است که ادامه مییابد. برای پایاندادن به زندگی در دروغ و نیرنگ، میبایست که فرد دست از سازش و کنارآمدن با دستگاه استبداد بردارد. زیستن در حقیقت، انسانیت را به شهروندان باز میگرداند و مسئولیت را به عهده آنها واگذار میکند.
برگرفته از کتاب "آری صدا را باید بالا برد" ترجمه بیتا عظیمینژادان، شرکت سهامی انتشار، چاپ دوم.
📕 #آری_صدا_را_باید_بالا_برد
✍️ بیتا عظیمی نژادان
@Library_Telegram
Forwarded from همه چی، هیچی
🔴خبر فوری: روحالله زم را 'دستگاه اطلاعاتی عراق بازداشت کرد و تحویل ایران داد'
منبعی آگاه در دولت عراق به بیبیسی فارسی گفت روحالله زم را دستگاه اطلاعاتی عراق بازداشت کرده و تحویل ایران داده است.
این خبر تکمیل میشود.
پس نفوذ و قدرت دستگاه امنیتی اطلاعاتی برادر سپاهی کجا رفت؟
@hychy
منبعی آگاه در دولت عراق به بیبیسی فارسی گفت روحالله زم را دستگاه اطلاعاتی عراق بازداشت کرده و تحویل ایران داده است.
این خبر تکمیل میشود.
پس نفوذ و قدرت دستگاه امنیتی اطلاعاتی برادر سپاهی کجا رفت؟
@hychy
👍1
داستان جالب "قمپز در کردن" را می دانید؟
قمپز در کردن به گفته علامه دهخدا به معنی :" دعاوی دروغین کردن ، بالیدن نابجا و فخر و مباهات بی مورد کردن " است .
آدمی ذاتا خوش دارد که از خود تعریف کند و به بعضی از اعمال و رفتار خود جنبه شاهکار و پهلوانی بدهد و گمان می برد اگر حرفهای گنده بزند و کارهای مهمی را بر خلاف حقیقت به خود نسبت دهد حقیقت مطلب همیشه مکتوم می ماند و رازش از پرده بیرون نمی افتد در حالی که چنین نیست
و قیافه حقیقی این گونه افراد مغرور خودخواه به زودی نمودار میگردد.
اینجاست که حاضران مجلس و شنوندگان به یکدیگر چشم می زنند و می گویند : یارو قمپز در می کند . یعنی حرفهایش توخالی است ، پایه و اساسی ندارد . بشنو وباور مکن .
خلاصه قمپز در کردن به گفته علامه دهخدا به معنی :" دعاوی دروغین کردن ، بالیدن نابجا و فخر و مباهات بی مورد کردن " است .
اگرچه قمپوز لغت ترکی است و در لغتنامه دهخدا به معنی آلتی موسیقی از ذوات الاوتار است اما بر اثر تحقیقات ومطالعات کافی ، قمپوز توپی بود کوهستانی و سرپر به نام قمپوز کوهی که دولت امپراطوری عثمانی در جنگهای با ایران مورد استفاده قرار میداد .
این توپ اثر تخریبی نداشت زیرا گلوله در آن به کار نمی رفت بلکه مقدار زیادی باروت در آن می ریختند و پارچه های کهنه و مستعمل را با سنبه در آن به فشار جای می دادند و می کوبیدند تا کاملا سفت و محکم شود .
سپس این توپها را در مناطق کوهستانی که موجب انعکاس و تقویت صدا می شد به طرف دشمن آتش می کردند . صدایی آنچنان مهیب و هولناک داشت که تمام کوهستان را به لرزه در می آورد و تا مدتی صحنه جنگ را تحت الشعاع قرار می داد ولی کاری صورت نمی داد زیرا گلوله نداشت .
در جنگهای اولیه بین ایران و عثمانی صدای عجیب و مهیب آن در روحیه سربازان ایرانیان اثر می گذاشت و از پیشروی آنان تا حدود موثری جلوگیری می کرد ولی بعدها که ایرانیان به ماهیت و توخالی بودن آن پی بردند هرگاه صدای گوشخراشش را می شنیدند به یکدیگر می گفتند :" نترسید قمپوز درمی کنند." یعنی تو خالی است وگلوله ندارد .
https://t.me/Library_Telegram/42160
کلمه قمپوز مانند بسیاری از کلمات تحریف و تصحیف شده رفته رفته به صورت قمپز تغییر شکل داده ضرب المثل شده است .
@Library_Telegram
قمپز در کردن به گفته علامه دهخدا به معنی :" دعاوی دروغین کردن ، بالیدن نابجا و فخر و مباهات بی مورد کردن " است .
آدمی ذاتا خوش دارد که از خود تعریف کند و به بعضی از اعمال و رفتار خود جنبه شاهکار و پهلوانی بدهد و گمان می برد اگر حرفهای گنده بزند و کارهای مهمی را بر خلاف حقیقت به خود نسبت دهد حقیقت مطلب همیشه مکتوم می ماند و رازش از پرده بیرون نمی افتد در حالی که چنین نیست
و قیافه حقیقی این گونه افراد مغرور خودخواه به زودی نمودار میگردد.
اینجاست که حاضران مجلس و شنوندگان به یکدیگر چشم می زنند و می گویند : یارو قمپز در می کند . یعنی حرفهایش توخالی است ، پایه و اساسی ندارد . بشنو وباور مکن .
خلاصه قمپز در کردن به گفته علامه دهخدا به معنی :" دعاوی دروغین کردن ، بالیدن نابجا و فخر و مباهات بی مورد کردن " است .
اگرچه قمپوز لغت ترکی است و در لغتنامه دهخدا به معنی آلتی موسیقی از ذوات الاوتار است اما بر اثر تحقیقات ومطالعات کافی ، قمپوز توپی بود کوهستانی و سرپر به نام قمپوز کوهی که دولت امپراطوری عثمانی در جنگهای با ایران مورد استفاده قرار میداد .
این توپ اثر تخریبی نداشت زیرا گلوله در آن به کار نمی رفت بلکه مقدار زیادی باروت در آن می ریختند و پارچه های کهنه و مستعمل را با سنبه در آن به فشار جای می دادند و می کوبیدند تا کاملا سفت و محکم شود .
سپس این توپها را در مناطق کوهستانی که موجب انعکاس و تقویت صدا می شد به طرف دشمن آتش می کردند . صدایی آنچنان مهیب و هولناک داشت که تمام کوهستان را به لرزه در می آورد و تا مدتی صحنه جنگ را تحت الشعاع قرار می داد ولی کاری صورت نمی داد زیرا گلوله نداشت .
در جنگهای اولیه بین ایران و عثمانی صدای عجیب و مهیب آن در روحیه سربازان ایرانیان اثر می گذاشت و از پیشروی آنان تا حدود موثری جلوگیری می کرد ولی بعدها که ایرانیان به ماهیت و توخالی بودن آن پی بردند هرگاه صدای گوشخراشش را می شنیدند به یکدیگر می گفتند :" نترسید قمپوز درمی کنند." یعنی تو خالی است وگلوله ندارد .
https://t.me/Library_Telegram/42160
کلمه قمپوز مانند بسیاری از کلمات تحریف و تصحیف شده رفته رفته به صورت قمپز تغییر شکل داده ضرب المثل شده است .
@Library_Telegram
Telegram
کتابخانه تلگرام
🔴خبر فوری: روحالله زم را 'دستگاه اطلاعاتی عراق بازداشت کرد و تحویل ایران داد'
منبعی آگاه در دولت عراق به بیبیسی فارسی گفت روحالله زم را دستگاه اطلاعاتی عراق بازداشت کرده و تحویل ایران داده است.
این خبر تکمیل میشود.
پس نفوذ و قدرت دستگاه امنیتی اطلاعاتی…
منبعی آگاه در دولت عراق به بیبیسی فارسی گفت روحالله زم را دستگاه اطلاعاتی عراق بازداشت کرده و تحویل ایران داده است.
این خبر تکمیل میشود.
پس نفوذ و قدرت دستگاه امنیتی اطلاعاتی…
در میان بازجویان رژیم #پهلوی دو تن از شکنجهگران ساواک گوی سبقت را از دیگران ربوده بودند و کمتر زندانی سیاسی بود که طعم شکنجههای آن دو را نچشیده باشد : بهمن تهرانی و فریدون توانگر که سالها صادقانه در خدمت ساواک و شاه بودند
#تهرانی بعد از انقلاب دستگیر شد و حدود ۶۰۰ صفحه ، نوشته و بازجویی دارد من بخشهایی از آن را امروز خواندم به ویژه وقتی زندانبانهای #جدید تلاش میکنند حرفهای خود را به دهان او بگذارند و از او حرف بکِشند ، اما شکنجهگر سابق ساواک بسیار باتجربهتر از آنها در اعترافگیریست و پاسخ جالبی به آنها میدهد
بازجوی تهرانی در این پرونده یکی از همان زندانیان سیاسی پیش از انقلاب است که توسط وی شکنجه شده بود ، او از تهرانی میپرسد : آیا منو بجا میآری ؟ تهرانی پاسخ میدهد : البته و ادامه میدهد خوب حالا نوبت توست و میتونی مقابله به مثل کنی اما این را بدان که اکثر جوانانی که به ساواک آمدند قصد خدمت به مملکت را داشتند همان طور که تو امروز این قصد را داری ولی بر اثر شستوشوی مغزی و تحت تأثیر جو حاکم بر ساواک آن چنان غرق میشدند که راه بازگشت نداشتند همان طور که تو غرق خواهی شد و حالا هم اگر میخواهی بزنی حتما این کار را بکن ولی همین کار روزی سر تو را به باد میدهد همان طور که ما سرمان به باد رفت
من و سایر افراد ساواک خودمان را نفروخته بودیم و با کسی هم قرار و مدار نگذاشته بودیم با هیچکس ... ما برای دوستان بهترین دوست و برای خانواده بهترین پدر بودیم اما متاسفانه برای ساواک هم بهترین جلاد ... پس حالا اگر میخواهی بزن ولی سرنوشت من #پیشدرآمد حال و آیندۀ خود توست.
@Library_Telegram
#تهرانی بعد از انقلاب دستگیر شد و حدود ۶۰۰ صفحه ، نوشته و بازجویی دارد من بخشهایی از آن را امروز خواندم به ویژه وقتی زندانبانهای #جدید تلاش میکنند حرفهای خود را به دهان او بگذارند و از او حرف بکِشند ، اما شکنجهگر سابق ساواک بسیار باتجربهتر از آنها در اعترافگیریست و پاسخ جالبی به آنها میدهد
بازجوی تهرانی در این پرونده یکی از همان زندانیان سیاسی پیش از انقلاب است که توسط وی شکنجه شده بود ، او از تهرانی میپرسد : آیا منو بجا میآری ؟ تهرانی پاسخ میدهد : البته و ادامه میدهد خوب حالا نوبت توست و میتونی مقابله به مثل کنی اما این را بدان که اکثر جوانانی که به ساواک آمدند قصد خدمت به مملکت را داشتند همان طور که تو امروز این قصد را داری ولی بر اثر شستوشوی مغزی و تحت تأثیر جو حاکم بر ساواک آن چنان غرق میشدند که راه بازگشت نداشتند همان طور که تو غرق خواهی شد و حالا هم اگر میخواهی بزنی حتما این کار را بکن ولی همین کار روزی سر تو را به باد میدهد همان طور که ما سرمان به باد رفت
من و سایر افراد ساواک خودمان را نفروخته بودیم و با کسی هم قرار و مدار نگذاشته بودیم با هیچکس ... ما برای دوستان بهترین دوست و برای خانواده بهترین پدر بودیم اما متاسفانه برای ساواک هم بهترین جلاد ... پس حالا اگر میخواهی بزن ولی سرنوشت من #پیشدرآمد حال و آیندۀ خود توست.
@Library_Telegram
👎1
پسر آیت اللهی که می خواست مهندس شود
پسر آیت الله می خواست مهندس بشه
ولی آیت الله سخت مخالف بود
و مایل بود که فرزندش راه او و اجدادش رو ادامه بدهد!
اصرار پدر و انکار پسر تا اینکه آیت الله فواید عینی و عملی آخوندی را به پسر گفت بشنوید:
پدر: پسرجان کار مال الاغه من هشتاد سالمه و
عرق پیشانی نمیدانم چیه
پسرجان سربازی نمیری - مالیات نمیدی - دانشگاه شهریه میدی ولی حوزه شهریه میگیری - جنگ بشه - سیل بیاد
خشکسالی بیاد برای ما فرقی نمیکنه
مردم خمس میدن - زکات میدن - نذر میکنن - صدقه میدن و همش کجا میره؟
توی شکم نازنین بابات و شرکا
گوشت بشه کیلویی پانصدهزارتومان برای ما چه فرقی میکنه؟ خرج خونهی ما با امام زمانه
هرچه که لازم باشه ما از پول خمس برمیداریم
و هزینه مون باید تامین باشه مردم به ما احتیاج دارند
برای عروسی - برای عزا - برای عاشورا برای تاسوعا
برای وفات - برای زیارت مارا میبرند
خونه برامون میخرن آبرو و احترام داریم
تو هم که اهل صفایی
میدانی چقدر زن صیغه ای و غیره میتونی داشته باشی؟
تو خونه اندرونی و بیرونی داریم زنامون تو اندرونی اند
و با ما که آقاییم نمیتونند یک به دو بکنند
زیرا ما زود زن دوم میگیریم
حرفی هم بزنند انها را طلاق میدیم تا آقا را اذیت نکنند
پسر: آخه پدر جان الان عصر اینترنت و اطلاعات هست
و بالاخره مردم از خودشون میپرسند این آخوندها چه نفعی دارن؟
پدر: فکر میکردم زرنگ تر از اینها باشی پسرجان
یه سر برو چاه جمکران!
تا ببینی فایده های آخوند شدن را
پسرجان گوش بگیر
فقط و فقط یک چیز رو یادت باشه
اگه عاقل شدی و به حوزه رفتی
تمام اون چیزهائی که توی حوزه یاد میگیری
فقط و فقط ابزار کار هستن
یک وقت نکنه باورت بشه که...!
پسر: که چی؟ ها؟!
پدر: تو دیدی آخوند برا امام حسین گریه کنه
[ مگر برا فیلم بازی کردن ]
تو دیدی آخوندی بره مشهد وخودش رو به ضریح طناب کنه و شفا بخواد؟
تو دیدی آخوندی بره چاه جمکران؟
تو دیدی آخوندی صدقه بده؟
خلاصه کلام پسر جان همش داستان بافی هست و بس
اگر کسی هم فهمید قضیه چیه
رو منبر میگی طرف مرتده و کارش تمومه
امروز هم که حکومت مال خودمونه
و کسی نمیتونه بگه بالای چشمت ابروه
دوکلمه که تو حوزه خواندی میری قاضی میشی
امام جمعه میشی - رئیس جمهور و نماینده میشی
و دیگه هم از آخور میخوری و هم از توبره
جنگ هم بشه تو فقط برو منبر
و از فیض شهادت بگو و از بهشت
خودت که نمیخوای بری جنگ و بجنگی
فقط دیگران را تشویق کن برن جنگ
ثوابش به تو هم میرسه
مگه هشت سال جنگ داشتیم
چندتا آخوند کله گنده شهید شدند؟!!
پسرم کدوم آخوند مسئول تا حالا دیدی شهید بشه
تازه آقازاده های اونا هم میروند خارج درس میخونند
با پول دولت و برمیگردن مدیر و رئیس میشن
وقتی هم بمیریم مستقیم میریم بهشت
و حوریان در انتظارمونند
تازه ببین همین مردم در عصر اینترنت چطور در عاشورا تاسوعا خودشونو برای داستانهای ما جر میدن
و به سر و صورت خودشون میزنند
پس فکر نکن که در ۵۰ یا ۱۰۰ سال آینده این مردم خواهند
فهمید همش داستان بوده
خلاصه پسره فهمید که پدر بد و بیراه نمیگه...
روز بعد پسر روانه حوزه شد و ما همواره خمس میدیم
زکات میدیم - شفاعت می خواهیم - صدقه میدیم
نذری میدیم در عاشورا و تاسوعا براشون سنگ تمام میذاریم و...
دست آقا را هم میبوسیم و آقا هم حال میکنه...
اینو میگن زندگی - نه زندگی ما
#ارسالی
@Library_Telegram
پسر آیت الله می خواست مهندس بشه
ولی آیت الله سخت مخالف بود
و مایل بود که فرزندش راه او و اجدادش رو ادامه بدهد!
اصرار پدر و انکار پسر تا اینکه آیت الله فواید عینی و عملی آخوندی را به پسر گفت بشنوید:
پدر: پسرجان کار مال الاغه من هشتاد سالمه و
عرق پیشانی نمیدانم چیه
پسرجان سربازی نمیری - مالیات نمیدی - دانشگاه شهریه میدی ولی حوزه شهریه میگیری - جنگ بشه - سیل بیاد
خشکسالی بیاد برای ما فرقی نمیکنه
مردم خمس میدن - زکات میدن - نذر میکنن - صدقه میدن و همش کجا میره؟
توی شکم نازنین بابات و شرکا
گوشت بشه کیلویی پانصدهزارتومان برای ما چه فرقی میکنه؟ خرج خونهی ما با امام زمانه
هرچه که لازم باشه ما از پول خمس برمیداریم
و هزینه مون باید تامین باشه مردم به ما احتیاج دارند
برای عروسی - برای عزا - برای عاشورا برای تاسوعا
برای وفات - برای زیارت مارا میبرند
خونه برامون میخرن آبرو و احترام داریم
تو هم که اهل صفایی
میدانی چقدر زن صیغه ای و غیره میتونی داشته باشی؟
تو خونه اندرونی و بیرونی داریم زنامون تو اندرونی اند
و با ما که آقاییم نمیتونند یک به دو بکنند
زیرا ما زود زن دوم میگیریم
حرفی هم بزنند انها را طلاق میدیم تا آقا را اذیت نکنند
پسر: آخه پدر جان الان عصر اینترنت و اطلاعات هست
و بالاخره مردم از خودشون میپرسند این آخوندها چه نفعی دارن؟
پدر: فکر میکردم زرنگ تر از اینها باشی پسرجان
یه سر برو چاه جمکران!
تا ببینی فایده های آخوند شدن را
پسرجان گوش بگیر
فقط و فقط یک چیز رو یادت باشه
اگه عاقل شدی و به حوزه رفتی
تمام اون چیزهائی که توی حوزه یاد میگیری
فقط و فقط ابزار کار هستن
یک وقت نکنه باورت بشه که...!
پسر: که چی؟ ها؟!
پدر: تو دیدی آخوند برا امام حسین گریه کنه
[ مگر برا فیلم بازی کردن ]
تو دیدی آخوندی بره مشهد وخودش رو به ضریح طناب کنه و شفا بخواد؟
تو دیدی آخوندی بره چاه جمکران؟
تو دیدی آخوندی صدقه بده؟
خلاصه کلام پسر جان همش داستان بافی هست و بس
اگر کسی هم فهمید قضیه چیه
رو منبر میگی طرف مرتده و کارش تمومه
امروز هم که حکومت مال خودمونه
و کسی نمیتونه بگه بالای چشمت ابروه
دوکلمه که تو حوزه خواندی میری قاضی میشی
امام جمعه میشی - رئیس جمهور و نماینده میشی
و دیگه هم از آخور میخوری و هم از توبره
جنگ هم بشه تو فقط برو منبر
و از فیض شهادت بگو و از بهشت
خودت که نمیخوای بری جنگ و بجنگی
فقط دیگران را تشویق کن برن جنگ
ثوابش به تو هم میرسه
مگه هشت سال جنگ داشتیم
چندتا آخوند کله گنده شهید شدند؟!!
پسرم کدوم آخوند مسئول تا حالا دیدی شهید بشه
تازه آقازاده های اونا هم میروند خارج درس میخونند
با پول دولت و برمیگردن مدیر و رئیس میشن
وقتی هم بمیریم مستقیم میریم بهشت
و حوریان در انتظارمونند
تازه ببین همین مردم در عصر اینترنت چطور در عاشورا تاسوعا خودشونو برای داستانهای ما جر میدن
و به سر و صورت خودشون میزنند
پس فکر نکن که در ۵۰ یا ۱۰۰ سال آینده این مردم خواهند
فهمید همش داستان بوده
خلاصه پسره فهمید که پدر بد و بیراه نمیگه...
روز بعد پسر روانه حوزه شد و ما همواره خمس میدیم
زکات میدیم - شفاعت می خواهیم - صدقه میدیم
نذری میدیم در عاشورا و تاسوعا براشون سنگ تمام میذاریم و...
دست آقا را هم میبوسیم و آقا هم حال میکنه...
اینو میگن زندگی - نه زندگی ما
#ارسالی
@Library_Telegram
👍2