#تلنگر 📚
وقتی کسی مرا ناراحت میکند یا به چالش میکشد یا مشمئز میکند از خود میپرسم این فرستاده شده تا چه درس مهمی را به من یاد بدهد؟
در این لحظه فاقد کدام ویژگی شخصیتی و روانی هستم که باعث شده متحمل درد و رنج شوم؟
انسانهای کندذهن و کمهوش
به شما صبر و بردباری میآموزند
انسانهای عصبانی
آرامش و خونسردی را میآموزند
انسانهای تحقیرگر
عزتنفس و احترام را به شما میآموزند
انسانهای بیاحساس
عشق بی قید و شرط را میآموزند
انسانهای لجباز
انعطاف را به شما میآموزند
@Library_Telegram
وقتی کسی مرا ناراحت میکند یا به چالش میکشد یا مشمئز میکند از خود میپرسم این فرستاده شده تا چه درس مهمی را به من یاد بدهد؟
در این لحظه فاقد کدام ویژگی شخصیتی و روانی هستم که باعث شده متحمل درد و رنج شوم؟
انسانهای کندذهن و کمهوش
به شما صبر و بردباری میآموزند
انسانهای عصبانی
آرامش و خونسردی را میآموزند
انسانهای تحقیرگر
عزتنفس و احترام را به شما میآموزند
انسانهای بیاحساس
عشق بی قید و شرط را میآموزند
انسانهای لجباز
انعطاف را به شما میآموزند
@Library_Telegram
خلقت انسان.
خلقت کورد.
نویسنده.
#حمید سروامان الهی
بنام آنکه عشق را ، آزادی و آزادگی را، شور و شرف را، غرور و شجاعت را، بزرگی و زیبایی را آفرید. و ملتی را از کورد لایق تر برای بدوش کشیدن این امانات بزرگ ندید.
شاید اگر به آن روز بزرگ ، روز خلقت نوع بشر برگردیم.
وقتی خداوند در برابر دیدگان تمام کائنات. در حضور همه مخلوقات امانت ها را به کوه ها و دریا ها پیشنهاد کرد. اما انها پا پس کشیدن و از گرفتن سر باز زدند. هیچ کس را یارای برداشتن نبود. هیچ کس جرأت نزدیک شدن نیز هم به خود نداد!
اما انسان پیش آمد. و درخواست را پذیرفت و برداشت.
همه معترض بودند که ما برتریم ما از جنس نور و آتشیم. اما او از جنس خاک و گِل بدبو.
و خداوند ، بمانند پدری که از زیر چشم به فرزند خود مینگرد. لبخندی زد و رو بسوی تمام جن و انس کرد و گفت. من می دانم آنچه که شما نمی دانید. و بر شجاعت انسان آفرین گفت.
سالهاست نوع بشر به انحراف رفته است. هیچ چیز برای افتخار کردن و نشان دادن برتری نوع بشر وجود نداشت.
تا زمانی که دختران کورد در برابر دژخیمان و جلادان تا دندان مسلح داعش. ( که با نام خدا جنایت میکردند) با تمام وجودشان میجنگیدند.
تکه تکه می شدند. اما با تمام دلاوری و شجاعت ایستادند.
شجاعت را در روی زمین معنی دوباره ای بخشیدند و زنده کردند.
شاید خداوند از ان بالا نگاه میکرد و رو به تمام فرشتگان با افتخاری بسیار، و سرمست و شادمان از پیروزی دوباره میگفت. من می دانستم. آنچه که شما نمی دانید.
و آهسته و با زمزمه . فتبارک الله احسن الخالقین گفت.
مردمانی هستند. که هنوز انسانند. بر سر اصالت خود مانده اند.
سرزمین شان نخستین جایگاه نسل آدم بود.
امروز شاهدیم که دوباره دشمنان خدا و انسان. شیطان و اردوغانیان . دست در دست هم نهاده اند. تا شاید آخرین سنگر انسان و آدم را برای همیشه نابود کنند.
ارتش شیطان و اردوغانیان با نام خدا به جنگ اشرف مخلوقات خدا و ارتش خدا می روند.
اما. زهی خیال باطل!!
و دوباره خداوند نیز از آن بالا. تمام فرشتگان و مخلوقاتش را به تماشا خوانده است.
می داند که افتخاری بزرگ برای خدا و انسان در راه است.
و پیروزی نزدیک.
پایان .
حمید سروامان الهی.
98-7-17
@Library_Telegram
خلقت کورد.
نویسنده.
#حمید سروامان الهی
بنام آنکه عشق را ، آزادی و آزادگی را، شور و شرف را، غرور و شجاعت را، بزرگی و زیبایی را آفرید. و ملتی را از کورد لایق تر برای بدوش کشیدن این امانات بزرگ ندید.
شاید اگر به آن روز بزرگ ، روز خلقت نوع بشر برگردیم.
وقتی خداوند در برابر دیدگان تمام کائنات. در حضور همه مخلوقات امانت ها را به کوه ها و دریا ها پیشنهاد کرد. اما انها پا پس کشیدن و از گرفتن سر باز زدند. هیچ کس را یارای برداشتن نبود. هیچ کس جرأت نزدیک شدن نیز هم به خود نداد!
اما انسان پیش آمد. و درخواست را پذیرفت و برداشت.
همه معترض بودند که ما برتریم ما از جنس نور و آتشیم. اما او از جنس خاک و گِل بدبو.
و خداوند ، بمانند پدری که از زیر چشم به فرزند خود مینگرد. لبخندی زد و رو بسوی تمام جن و انس کرد و گفت. من می دانم آنچه که شما نمی دانید. و بر شجاعت انسان آفرین گفت.
سالهاست نوع بشر به انحراف رفته است. هیچ چیز برای افتخار کردن و نشان دادن برتری نوع بشر وجود نداشت.
تا زمانی که دختران کورد در برابر دژخیمان و جلادان تا دندان مسلح داعش. ( که با نام خدا جنایت میکردند) با تمام وجودشان میجنگیدند.
تکه تکه می شدند. اما با تمام دلاوری و شجاعت ایستادند.
شجاعت را در روی زمین معنی دوباره ای بخشیدند و زنده کردند.
شاید خداوند از ان بالا نگاه میکرد و رو به تمام فرشتگان با افتخاری بسیار، و سرمست و شادمان از پیروزی دوباره میگفت. من می دانستم. آنچه که شما نمی دانید.
و آهسته و با زمزمه . فتبارک الله احسن الخالقین گفت.
مردمانی هستند. که هنوز انسانند. بر سر اصالت خود مانده اند.
سرزمین شان نخستین جایگاه نسل آدم بود.
امروز شاهدیم که دوباره دشمنان خدا و انسان. شیطان و اردوغانیان . دست در دست هم نهاده اند. تا شاید آخرین سنگر انسان و آدم را برای همیشه نابود کنند.
ارتش شیطان و اردوغانیان با نام خدا به جنگ اشرف مخلوقات خدا و ارتش خدا می روند.
اما. زهی خیال باطل!!
و دوباره خداوند نیز از آن بالا. تمام فرشتگان و مخلوقاتش را به تماشا خوانده است.
می داند که افتخاری بزرگ برای خدا و انسان در راه است.
و پیروزی نزدیک.
پایان .
حمید سروامان الهی.
98-7-17
@Library_Telegram
👎2❤1👍1
📕 من گوساله ام
✍️ بزرگمهر حسین پور
کتاب من گوساله ام مجموعهی کمیک استریپهایی از زندگی فلسفی یک گاو و نوه کنجکاوش است. نویسنده معتقد است: «هر گاوی که عمیقا بفهمد چقدر گاو است، در دم آدم خواهد شد و هر گاه آدمی زیادی بفهمد که آدم است، در دم گاو خواهد شد!» کتاب حاضر دارای 63 کمیک استریپ است که در گذشته به شکل هفتگی طی چند سال در هفتهنامهی «چلچراغ»، منتشر میشد. در مقدمهی اثر میخوانیم: «اگر میخواهید مسائل مطرح شده در این کتاب را به آدمها نسبت دهید، اگر میخواهید نکتهها، عقدهها، دغدغههای فکری و ذهنی، اجتماعی و سیاسی بشر امروز را به این کمیکها بچسبانید، عمیقا در اشتباهید و دقیقا شما نیز مانند یک گوساله عمل کردهاید. این کتاب هذیانها و خزعبلات یک گوساله است که مجموعهی پرت و پلاهای پدربزرگش را که مدام عرق ینجه میخورد و دمدمای غروب آفتاب آروغ میزند و یونجه نشخوار میکند به خورد ما داده است.
@Library_Telegram
✍️ بزرگمهر حسین پور
کتاب من گوساله ام مجموعهی کمیک استریپهایی از زندگی فلسفی یک گاو و نوه کنجکاوش است. نویسنده معتقد است: «هر گاوی که عمیقا بفهمد چقدر گاو است، در دم آدم خواهد شد و هر گاه آدمی زیادی بفهمد که آدم است، در دم گاو خواهد شد!» کتاب حاضر دارای 63 کمیک استریپ است که در گذشته به شکل هفتگی طی چند سال در هفتهنامهی «چلچراغ»، منتشر میشد. در مقدمهی اثر میخوانیم: «اگر میخواهید مسائل مطرح شده در این کتاب را به آدمها نسبت دهید، اگر میخواهید نکتهها، عقدهها، دغدغههای فکری و ذهنی، اجتماعی و سیاسی بشر امروز را به این کمیکها بچسبانید، عمیقا در اشتباهید و دقیقا شما نیز مانند یک گوساله عمل کردهاید. این کتاب هذیانها و خزعبلات یک گوساله است که مجموعهی پرت و پلاهای پدربزرگش را که مدام عرق ینجه میخورد و دمدمای غروب آفتاب آروغ میزند و یونجه نشخوار میکند به خورد ما داده است.
@Library_Telegram
من_گوساله_ام.pdf
13.4 MB
📕 من گوساله ام
✍️ بزرگمهر حسین پور
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍️ بزرگمهر حسین پور
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
#تکثیر_مکانیکی_دین
والتر بنیامین، فیلسوف آلمانی قرن بیستم، مقالهای دارد به نام «اثر هنری در عصر تکثیر مکانیکی». در این مقاله میگوید: آثار هنری تا پیش از ساخت دستگاههای تکثیر و کپیهای ماشینی، در هالهای از نور قدسی بودند و به بازدیدکنندگانشان در سالنهای بزرگ و ساکت، الهام دینی و شور و هیجان میبخشیدند. اما در عصر کپیهای ماشینی و تکثیر فراوان آنها با دستگاههای مکانیکی، دیگر آن نیروی الهامبخش و تأثیرگذار را ندارند. تابلوی که بر روی هر دیواری نصب شده است، بیشتر از چند ثانیه کسی را به توقف و دیدن وانمیدارد.
تکثیر مکانیکی دین نیز همین سرنوشت را دارد. وقتی در و دیوار شهر را پر میکنیم از آیات کتابی که باید در خلوت معنوی بخوانیم تا اثری بگذارد، وقتی برنامههای خبری تلویزیون را با درود و صلوات و دعا آغاز میکنند و سپس راست و دروغ را به هم میآمیزند، وقتی در هر مقاله و نوشتاری برای اثبات سادهترین و بدیهیترین گزارهها به آیات و روایات استناد میکنیم، وقتی در آغاز هر جلسهای – ولو اینکه موضوع جلسه، پایین آوردن قیمت مرغ و تخم مرغ باشد – آیاتی از قرآن را میخوانند و وقتی خیابانها و کوچههایمان همنام مقدسترین مردان و زنان تاریخ دین میشود، تنها اتفاقی که میافتد تبدیل امر دینی مقدس به امر عرفی دستمالیشده است.
فقه، بزرگترین دستگاه تکثیر دین و عرفیسازی آن است. فقه، از بازار تا حمام ما را با احکام دینی میآمیزد و از این رهگذر، دین را عرفیترین پدیدۀ زندگی بشر میکند. از سوی دیگر به دلیل بیمهری برخی ادیان با هنرهایی همچون موسیقی و نقاشی و مجسمهسازی، هیچ نیرویی در جامعه برای شورانگیزی و الهامبخشی باقی نمیماند. بدین ترتیب، همه چیز عرفی و خیابانی میشود و هر گونه هیجان و شورمندی و رازآمیزی از جهان رخت برمیبندد. ادیان در نخستین مرحلۀ ظهورشان، چنان رازآمیز و قدسیمآب بودند که پیروانشان را سرشار از امر قدسی میکردند؛ اما اندکاندک همۀ آنها یا جامۀ حکومت بر تن کردند و یا در بازار و خیابان، شمشیر باید و نباید به دست گرفتند. اکنون نیز انسان معاصر اگر به دین نیاز داشته باشد، دینی است که به او هیجان میبخشد و زندگی او را با افقهای دور پیوند میزند و جهان را در نظر او به مثابۀ اثری هنری و رازآمیز و حیرتانگیز میآراید. به قول مولانا: «جز که حیرانی نباشد کار دین.» اما دین عرفیشده و آمیخته با تظاهرات بیرونی و مناسک دشمنشکن، از عهدۀ چنین رسالتی برنمیآید.
✍️ رضا بابایی
@Library_Telegram
والتر بنیامین، فیلسوف آلمانی قرن بیستم، مقالهای دارد به نام «اثر هنری در عصر تکثیر مکانیکی». در این مقاله میگوید: آثار هنری تا پیش از ساخت دستگاههای تکثیر و کپیهای ماشینی، در هالهای از نور قدسی بودند و به بازدیدکنندگانشان در سالنهای بزرگ و ساکت، الهام دینی و شور و هیجان میبخشیدند. اما در عصر کپیهای ماشینی و تکثیر فراوان آنها با دستگاههای مکانیکی، دیگر آن نیروی الهامبخش و تأثیرگذار را ندارند. تابلوی که بر روی هر دیواری نصب شده است، بیشتر از چند ثانیه کسی را به توقف و دیدن وانمیدارد.
تکثیر مکانیکی دین نیز همین سرنوشت را دارد. وقتی در و دیوار شهر را پر میکنیم از آیات کتابی که باید در خلوت معنوی بخوانیم تا اثری بگذارد، وقتی برنامههای خبری تلویزیون را با درود و صلوات و دعا آغاز میکنند و سپس راست و دروغ را به هم میآمیزند، وقتی در هر مقاله و نوشتاری برای اثبات سادهترین و بدیهیترین گزارهها به آیات و روایات استناد میکنیم، وقتی در آغاز هر جلسهای – ولو اینکه موضوع جلسه، پایین آوردن قیمت مرغ و تخم مرغ باشد – آیاتی از قرآن را میخوانند و وقتی خیابانها و کوچههایمان همنام مقدسترین مردان و زنان تاریخ دین میشود، تنها اتفاقی که میافتد تبدیل امر دینی مقدس به امر عرفی دستمالیشده است.
فقه، بزرگترین دستگاه تکثیر دین و عرفیسازی آن است. فقه، از بازار تا حمام ما را با احکام دینی میآمیزد و از این رهگذر، دین را عرفیترین پدیدۀ زندگی بشر میکند. از سوی دیگر به دلیل بیمهری برخی ادیان با هنرهایی همچون موسیقی و نقاشی و مجسمهسازی، هیچ نیرویی در جامعه برای شورانگیزی و الهامبخشی باقی نمیماند. بدین ترتیب، همه چیز عرفی و خیابانی میشود و هر گونه هیجان و شورمندی و رازآمیزی از جهان رخت برمیبندد. ادیان در نخستین مرحلۀ ظهورشان، چنان رازآمیز و قدسیمآب بودند که پیروانشان را سرشار از امر قدسی میکردند؛ اما اندکاندک همۀ آنها یا جامۀ حکومت بر تن کردند و یا در بازار و خیابان، شمشیر باید و نباید به دست گرفتند. اکنون نیز انسان معاصر اگر به دین نیاز داشته باشد، دینی است که به او هیجان میبخشد و زندگی او را با افقهای دور پیوند میزند و جهان را در نظر او به مثابۀ اثری هنری و رازآمیز و حیرتانگیز میآراید. به قول مولانا: «جز که حیرانی نباشد کار دین.» اما دین عرفیشده و آمیخته با تظاهرات بیرونی و مناسک دشمنشکن، از عهدۀ چنین رسالتی برنمیآید.
✍️ رضا بابایی
@Library_Telegram
Forwarded from همه چی، هیچی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#زیبا_سخن_بگوییم
بگوییم : از اینکه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم.
نگوییم : ببخشید که مزاحمتان شدم.
بگوییم : در فرصت مناسب کنار شما خواهم بود.
نگوییم : گرفتارم.
بگوییم : راست میگی؟ راستی؟
نگوییم : دروغ نگو.
بگوییم : خدا سلامتی بده.
نگوییم : خدا بد نده.
بگوییم : هدیه برای شما.
نگوییم : قابل ندارد.
بگوییم : با تجربه شده.
نگوییم : شکست خورده.
بگوییم : مناسب من نیست.
نگوییم : به درد من نمیخورد.
بگوییم : با این کار چه لذتی میبری؟
نگوییم : چرا اذیت میکنی؟
بگوییم : شاد و پر انرژی باشید خدا قوت.
نگوییم : خسته نباشید.
بگوییم: من.
نگوییم: اینجانب.
بگوییم: دوست ندارم.
نگوییم: متنفرم.
بگوییم: آسان نیست.
نگوییم: دشوار است.
بگوییم : بفرمایید.
نگوییم : در خدمت هستم.
بگوییم : خیلی راحت نبود.
نگوییم : جانم به لبم رسید.
بگوییم : مسئله را خودم حل میکنم.
نگوییم : مسئله ربطی به تو ندارد.
@Library_Telegram
بگوییم : از اینکه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم.
نگوییم : ببخشید که مزاحمتان شدم.
بگوییم : در فرصت مناسب کنار شما خواهم بود.
نگوییم : گرفتارم.
بگوییم : راست میگی؟ راستی؟
نگوییم : دروغ نگو.
بگوییم : خدا سلامتی بده.
نگوییم : خدا بد نده.
بگوییم : هدیه برای شما.
نگوییم : قابل ندارد.
بگوییم : با تجربه شده.
نگوییم : شکست خورده.
بگوییم : مناسب من نیست.
نگوییم : به درد من نمیخورد.
بگوییم : با این کار چه لذتی میبری؟
نگوییم : چرا اذیت میکنی؟
بگوییم : شاد و پر انرژی باشید خدا قوت.
نگوییم : خسته نباشید.
بگوییم: من.
نگوییم: اینجانب.
بگوییم: دوست ندارم.
نگوییم: متنفرم.
بگوییم: آسان نیست.
نگوییم: دشوار است.
بگوییم : بفرمایید.
نگوییم : در خدمت هستم.
بگوییم : خیلی راحت نبود.
نگوییم : جانم به لبم رسید.
بگوییم : مسئله را خودم حل میکنم.
نگوییم : مسئله ربطی به تو ندارد.
@Library_Telegram
شماره 46664 شاید برای ما تنها یک عدد باشد، اما یادآور انسانی است که زندگی خود را وقف آن کرد تا جهان را به مکانی بهتری تبدیل کند.
در جزیره روبن، در آفریقای جنوبی زندانی ها به شماره خوانده می شدند و شماره پنج رقمی که به ماندلا داده شد، 466/64 بود
سه رقم اول این شماره به آن خاطر بود که ماندلا، چهارصد و شصت و ششمین زندانی جزیره روبن بود و دو رقم آخر، یادآور سالی است که وی به این زندان وارد شد.(سال1964) ، او بیست و هفت سال بخاطر مبارزه با تبعیض نژادی در زندان سپری کرد!
او در سلول تنهایی خود به این نتیجه رسید که بخشش را جایگزین انتقام نماید.
کما آنکه پس از آزادی گفت : "هنگامیکه از زندان آزاد شدم می دانستم که اگر خشم و نفرت را از خود دور نکنم کماکان یک زندانی خواهم بود"
ماندلا، پس از 27 سال حبس، دشمنان سابق خود را بخشید و به مقام رئیس جمهوری رسید. او به عنوان رئیس جمهور وقت از تمام نژادها خواست برای دستیابی به آشتی ملی همکاری کنند
و شماره 46664 نام بنیادی شد که ماندلا برای مبارزه با ایدز در آفریقا تاسیس کرد.
@Library_Telegram
در جزیره روبن، در آفریقای جنوبی زندانی ها به شماره خوانده می شدند و شماره پنج رقمی که به ماندلا داده شد، 466/64 بود
سه رقم اول این شماره به آن خاطر بود که ماندلا، چهارصد و شصت و ششمین زندانی جزیره روبن بود و دو رقم آخر، یادآور سالی است که وی به این زندان وارد شد.(سال1964) ، او بیست و هفت سال بخاطر مبارزه با تبعیض نژادی در زندان سپری کرد!
او در سلول تنهایی خود به این نتیجه رسید که بخشش را جایگزین انتقام نماید.
کما آنکه پس از آزادی گفت : "هنگامیکه از زندان آزاد شدم می دانستم که اگر خشم و نفرت را از خود دور نکنم کماکان یک زندانی خواهم بود"
ماندلا، پس از 27 سال حبس، دشمنان سابق خود را بخشید و به مقام رئیس جمهوری رسید. او به عنوان رئیس جمهور وقت از تمام نژادها خواست برای دستیابی به آشتی ملی همکاری کنند
و شماره 46664 نام بنیادی شد که ماندلا برای مبارزه با ایدز در آفریقا تاسیس کرد.
@Library_Telegram
🌐 شلاق جهالت ، تلخ اما واقعی
🖋وقتی غربی ها در قرون هیجده و نوزده با سرعت سرسام آوری در حال درنوردیدن افق های جدید فکری، اجتماعی، سیاسی و علمی بودند ایران در جهل مرکب خود پا سفت کرده و چنان به تعطیلات و خواب زمستانی رفته بود که هیچ دلسوخته ای دلش نمی خواست بیدارش کند.
ایران با شاه بنگی و هپروتی نظام صفوی (سلطان حسین) وارد قرن هیجده شد و با تلی از چشمان از حدقه در آمده مردم کرمان توسط خواجه عقده ای قاجار این قرن پر آشوب را به اتمام رساند.
قرنی که همزمان در آن سوی دنیا شوریده هایی مانند ولتر و دیدرو و روسو در حال پروردن نهال بزرگترین انقلاب تاریخ بودند و در کونیگسبرگ آلمانی مردی با قد صد و شصت سانتی در حال نوشتن سخت ترین و عمیق ترین کتب فلسفی بود.
ایران به قرن نوزده با فتحعلی شاه و اروپا با ناپلئون سردار سوار بر اسب خوش آمد گفت.
اروپای قرن نوزده بود اروپای هگل و مارکس ، انقلابهای همه گیر، کمون پاریس و جاه طلبی های ناپلئون و بیسمارک بود و قرن نوزده ایران قرن کشتن مقام فراهانی، امیر کبیر، میرزا سپهسالار، آقاخان کرمانی....
میرزا یوسفخان مستشارالدوله که با نوشتن «رسالۀ یوسفی» و «یک کلمه» ، میخواست قانون را جایگزین سلطنت مطلقۀ ناصری کند ماهها در سیاه چال قجری ، کتک خورد.. شکنجهگر او موظف بود که او را با کتابش کتک بزند. آنقدر کتاب «یک کلمه» را بر سر میرزا یوسف کوبید که کور شد و در همان حال در گوشۀ زندان ، در نهایت غربت و مظلومیت درگذشت.
محمدعلی شاه ، روزنامهنگارانی همچون صوراسرافیل و ملکالمتکلمین را همراه قاضی ارداقی ، آنقدر در باغ شاه و در جلو چشم شاه ، شکنجه کردند که وقتی مُردند ، شکنجهگران خوشحال شدند ؛ چون دیگر توان و نیرویی برای ادامۀ شکنجه نداشتند.
قرن نوزده اروپا قرن استعمار و دزدی ثروت ملل دیگر بود و ایران قرن نوزده، ایران مظفر الدین شاهی که می گفت در زندگی جز جماع، شکار و خوردن همه چیز بیهوده است.
حال انتظار داریم امروز اقتصادمان را با فرانسه، رفاه اجتماعی مان را با انگلیس، صنعت مان را با امریکا، فرهنگ مان را با سوییس، علوم انسانی مان را با آلمان و سیاست مدارنمان را با سیاست مداران اسکاندیناوی بسنجیم.
واقعیتی که باید بپذیریم این است که فاصله فرهنگ ما با انگلیس به همان میزان فاصله تماشاگر ما و آنها با زمین فوتبال است (تماشاگر ما از فاصله پنجاه متری با زمین و در حضور صدهها مامور چماق به دست، نارنجک و سنگ و بطری و صندلی به زمین پرت می کند و در انگلیس تماشاگر حاضر در یک متری زمین و بدون حضور مامور و باتوم هیچ شی ای به زمین پرتاپ نمی شود)
واقعیت این است که فاصله صنعت ما با آنها همان فاصله موتور گازی با پورشه و فاصله توسعه انسانی ما همان میزان تفاوت پاکی هوای تهران و مونیخ است.
خشکسالی می شود آنها به این نتیجه می رسند كه آب و هوا تغییر کرده و برای آن باید راه و چاره ای بیابند و
اندیشمندان ما به این نتیجه می رسند كه *موی زنان بیرون بوده و خدا از آنان انتقام گرفته است*!
جامعه کافران وقتی یک بیماری همه گیر شود، علت بیماری را کشف کرده و برای درمان آن واکسن و آنتی ویروس و دارو اختراع می کنند.
جامعه ما تصور می کنند بلای آسمانی نازل شده است!
آنها نان آگاهی شان را می خورند و ما ،
شلاق جهالت مان را...
آری ای هم وطن،
جهل نرمترین بالشتی است که انسان میتواند به راحتی سر خود را بر روی آن بگذارد..
ما خسته تر و پریشان تر از آنیم که فکر کنیم،
و این است که به خرافات پناه می بریم ...!
مغز ما هنوز همان مغز شاه سلطان حسین و مظفر الدین شاه ، عمل و کردار و نگاه ما همان نگاه شبان و رعیتی هزار ساله است با این تفاوت که به واسطه واردات کالاهای مصرفی غرب صاحب موبایل، وای فای و خودرو و کت شلوار شده ایم.
راستش فرهنگ ما هنوز فرهنگ الاغ سوارانی ست که الاغشان را با پورشه معامله کرده اند.
#ارسالی
@Library_Telegram
🖋وقتی غربی ها در قرون هیجده و نوزده با سرعت سرسام آوری در حال درنوردیدن افق های جدید فکری، اجتماعی، سیاسی و علمی بودند ایران در جهل مرکب خود پا سفت کرده و چنان به تعطیلات و خواب زمستانی رفته بود که هیچ دلسوخته ای دلش نمی خواست بیدارش کند.
ایران با شاه بنگی و هپروتی نظام صفوی (سلطان حسین) وارد قرن هیجده شد و با تلی از چشمان از حدقه در آمده مردم کرمان توسط خواجه عقده ای قاجار این قرن پر آشوب را به اتمام رساند.
قرنی که همزمان در آن سوی دنیا شوریده هایی مانند ولتر و دیدرو و روسو در حال پروردن نهال بزرگترین انقلاب تاریخ بودند و در کونیگسبرگ آلمانی مردی با قد صد و شصت سانتی در حال نوشتن سخت ترین و عمیق ترین کتب فلسفی بود.
ایران به قرن نوزده با فتحعلی شاه و اروپا با ناپلئون سردار سوار بر اسب خوش آمد گفت.
اروپای قرن نوزده بود اروپای هگل و مارکس ، انقلابهای همه گیر، کمون پاریس و جاه طلبی های ناپلئون و بیسمارک بود و قرن نوزده ایران قرن کشتن مقام فراهانی، امیر کبیر، میرزا سپهسالار، آقاخان کرمانی....
میرزا یوسفخان مستشارالدوله که با نوشتن «رسالۀ یوسفی» و «یک کلمه» ، میخواست قانون را جایگزین سلطنت مطلقۀ ناصری کند ماهها در سیاه چال قجری ، کتک خورد.. شکنجهگر او موظف بود که او را با کتابش کتک بزند. آنقدر کتاب «یک کلمه» را بر سر میرزا یوسف کوبید که کور شد و در همان حال در گوشۀ زندان ، در نهایت غربت و مظلومیت درگذشت.
محمدعلی شاه ، روزنامهنگارانی همچون صوراسرافیل و ملکالمتکلمین را همراه قاضی ارداقی ، آنقدر در باغ شاه و در جلو چشم شاه ، شکنجه کردند که وقتی مُردند ، شکنجهگران خوشحال شدند ؛ چون دیگر توان و نیرویی برای ادامۀ شکنجه نداشتند.
قرن نوزده اروپا قرن استعمار و دزدی ثروت ملل دیگر بود و ایران قرن نوزده، ایران مظفر الدین شاهی که می گفت در زندگی جز جماع، شکار و خوردن همه چیز بیهوده است.
حال انتظار داریم امروز اقتصادمان را با فرانسه، رفاه اجتماعی مان را با انگلیس، صنعت مان را با امریکا، فرهنگ مان را با سوییس، علوم انسانی مان را با آلمان و سیاست مدارنمان را با سیاست مداران اسکاندیناوی بسنجیم.
واقعیتی که باید بپذیریم این است که فاصله فرهنگ ما با انگلیس به همان میزان فاصله تماشاگر ما و آنها با زمین فوتبال است (تماشاگر ما از فاصله پنجاه متری با زمین و در حضور صدهها مامور چماق به دست، نارنجک و سنگ و بطری و صندلی به زمین پرت می کند و در انگلیس تماشاگر حاضر در یک متری زمین و بدون حضور مامور و باتوم هیچ شی ای به زمین پرتاپ نمی شود)
واقعیت این است که فاصله صنعت ما با آنها همان فاصله موتور گازی با پورشه و فاصله توسعه انسانی ما همان میزان تفاوت پاکی هوای تهران و مونیخ است.
خشکسالی می شود آنها به این نتیجه می رسند كه آب و هوا تغییر کرده و برای آن باید راه و چاره ای بیابند و
اندیشمندان ما به این نتیجه می رسند كه *موی زنان بیرون بوده و خدا از آنان انتقام گرفته است*!
جامعه کافران وقتی یک بیماری همه گیر شود، علت بیماری را کشف کرده و برای درمان آن واکسن و آنتی ویروس و دارو اختراع می کنند.
جامعه ما تصور می کنند بلای آسمانی نازل شده است!
آنها نان آگاهی شان را می خورند و ما ،
شلاق جهالت مان را...
آری ای هم وطن،
جهل نرمترین بالشتی است که انسان میتواند به راحتی سر خود را بر روی آن بگذارد..
ما خسته تر و پریشان تر از آنیم که فکر کنیم،
و این است که به خرافات پناه می بریم ...!
مغز ما هنوز همان مغز شاه سلطان حسین و مظفر الدین شاه ، عمل و کردار و نگاه ما همان نگاه شبان و رعیتی هزار ساله است با این تفاوت که به واسطه واردات کالاهای مصرفی غرب صاحب موبایل، وای فای و خودرو و کت شلوار شده ایم.
راستش فرهنگ ما هنوز فرهنگ الاغ سوارانی ست که الاغشان را با پورشه معامله کرده اند.
#ارسالی
@Library_Telegram
👍1
Audio
#روز_بزرگداشت_حافظ ❤️
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند
چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند ؟
گوییا باور نمیدارند روز داوری
کاین همه قلب و دغل در کار داور میکنند
یا رب این نودولتان را با خر خودْشان نشان
کـاندر آن جا طـینت ِ آدم مخمر میکنند
صبحدم از عرش میآمد خروشی عقل گفت
قدسیان گویی که شعر حافظ از بر میکنند ..
@Original_IR_Music
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند
چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند ؟
گوییا باور نمیدارند روز داوری
کاین همه قلب و دغل در کار داور میکنند
یا رب این نودولتان را با خر خودْشان نشان
کـاندر آن جا طـینت ِ آدم مخمر میکنند
صبحدم از عرش میآمد خروشی عقل گفت
قدسیان گویی که شعر حافظ از بر میکنند ..
@Original_IR_Music
Forwarded from همه چی، هیچی
🔴 توفان توئیتری مردم ایران در حمایت از مردم کُرد در برابر جنایت اردغان دیکتاتور ترکیه
▪️شنبه ۱۱ اکتبر ۲۰۱۹ ساعت ۱۹:۰۰ به وقت ایران
▪️هشتگ متعاقبا اعلام میگردد
#فصل_همبستگی
#شورای_هماهنگی_رسانههای_مردمی_و_مبارز
@hychy
▪️شنبه ۱۱ اکتبر ۲۰۱۹ ساعت ۱۹:۰۰ به وقت ایران
▪️هشتگ متعاقبا اعلام میگردد
#فصل_همبستگی
#شورای_هماهنگی_رسانههای_مردمی_و_مبارز
@hychy
📕 استقرار شریعت در مذهب مسیح
✍️ هگل
🔃 باقر پرهام
هگل دستگاه رسمی کلیسا را متهم میکند که تعالیم اخلاقی مسیحیت نخستین را از جامه سترگش بیرون آورده و آن را با شریعت ساختگی خود از جلوه انداخته است. جوهرهی ساده و انسانی تعالیم مسیح را در پس آداب و رسوم خشک و بیروح و اندیشهکش خویش پنهان کرده است. هگل در میان مفهوم کلیسای ناپیدای خویش میکوشد تا دین مسیحیت معصوم را به خواننده تفهیم کند و آن را در شکل آرمانی به بارگاه عقل عملی نزدیک و ریشههای اخلاقیاش را نشان دهد. ریشههای اخلاقی آرمانی که به باور هگل میتواند به شکوفایی روحی و معنوی انسان یاری رساند.
به نظر هگل تعالیمی چون اشتراک اموال و برابری اجتماعی که شعار و عمل پیروان نخستین مذهب مسیح بود با گسترش قلمرو مسیحیت و به حاکمیت رسیدن شریعت کلیسا، کنار گذاشته شد و آیین و مراسم پوچ، جایگزین آنها شدند.با مطالعهی ژرف کتاب «استقرار شریعت در مذهب مسیح» میتوان نتیجه گرفت که هرگونه پوستهسازی و شریعتسازی برای آموزههای مصلحین اجتماعی سرانجام به فاجعهی اجتماعی کشیده خواهد شد؛ فاجعه ای که انسان آزاد را در قفس احکام جزمی و تابووار خود حبس میکند و مانع شکوفاییاش میشود.
@Library+Telegram
✍️ هگل
🔃 باقر پرهام
هگل دستگاه رسمی کلیسا را متهم میکند که تعالیم اخلاقی مسیحیت نخستین را از جامه سترگش بیرون آورده و آن را با شریعت ساختگی خود از جلوه انداخته است. جوهرهی ساده و انسانی تعالیم مسیح را در پس آداب و رسوم خشک و بیروح و اندیشهکش خویش پنهان کرده است. هگل در میان مفهوم کلیسای ناپیدای خویش میکوشد تا دین مسیحیت معصوم را به خواننده تفهیم کند و آن را در شکل آرمانی به بارگاه عقل عملی نزدیک و ریشههای اخلاقیاش را نشان دهد. ریشههای اخلاقی آرمانی که به باور هگل میتواند به شکوفایی روحی و معنوی انسان یاری رساند.
به نظر هگل تعالیمی چون اشتراک اموال و برابری اجتماعی که شعار و عمل پیروان نخستین مذهب مسیح بود با گسترش قلمرو مسیحیت و به حاکمیت رسیدن شریعت کلیسا، کنار گذاشته شد و آیین و مراسم پوچ، جایگزین آنها شدند.با مطالعهی ژرف کتاب «استقرار شریعت در مذهب مسیح» میتوان نتیجه گرفت که هرگونه پوستهسازی و شریعتسازی برای آموزههای مصلحین اجتماعی سرانجام به فاجعهی اجتماعی کشیده خواهد شد؛ فاجعه ای که انسان آزاد را در قفس احکام جزمی و تابووار خود حبس میکند و مانع شکوفاییاش میشود.
@Library+Telegram
هگل استقرار شریعت در مذهب مسیح.pdf
4.8 MB
📕 استقرار شریعت در مذهب مسیح
✍️ هگل
🔃 باقر پرهام
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍️ هگل
🔃 باقر پرهام
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
☕️ قطعه ای از کتاب
شبهعلم با اشتباه علمی تفاوت دارد. علم، با خطا کردن و برچیدن یکایک آنها شکوفا میشود. در همهی دورهها استنتاجهای نادرست، ما را مجذوب خود میکند، اما این نتیجهگیری بهصورت آزمایشی توجه ما را به خود جلب میکند. فرضیهها بهگونهای طرحریزی شدند که توانایی رد آنها وجود دارد. مجموعهای از فرضیههای جایگزین ارایه و با آزمایش و مشاهده سنجیده میشوند. علم تجربی در تاریکی گمراهکننده، لنگلنگان در پی درک بهتر [جهان] است. البته هر زمان که یک فرضیهی علمی رد میشد، احساسات حاکی از تعلق خاطر نیز جریحهدار میشدند. اما چنین رد و ابطالهایی، برای هر گونه تحقیقات علمی حیاتی به شمار میروند.
شبهعلم در جبههی مقابل آن است. فرضیههایش اغلب بسیار دقیق طرحریزی شدهاند. بنابراین، در برابر هر آزمایشی که چشماندازی از باطل بودن آنها را ابراز کند، شکستناپذیرند، آنها حتی در اصول هم غیرقابل انکار هستند. دستاندرکاران این حیطه بسیار تدافعی و محتاط هستند. درمقابل بررسیهای موشکافانه، موضعگیری میکنند. هر زمان که فرضیههای شبهعلم در جذب دانشمندان با شکست مواجه شدند، نظریههای توطیه را برای عقبراندن [دانشمندان] ارایه دادند.
📕 جهان در تسخیر اهریمن
✍️ کارل ساگان
@Library_Telegram
شبهعلم با اشتباه علمی تفاوت دارد. علم، با خطا کردن و برچیدن یکایک آنها شکوفا میشود. در همهی دورهها استنتاجهای نادرست، ما را مجذوب خود میکند، اما این نتیجهگیری بهصورت آزمایشی توجه ما را به خود جلب میکند. فرضیهها بهگونهای طرحریزی شدند که توانایی رد آنها وجود دارد. مجموعهای از فرضیههای جایگزین ارایه و با آزمایش و مشاهده سنجیده میشوند. علم تجربی در تاریکی گمراهکننده، لنگلنگان در پی درک بهتر [جهان] است. البته هر زمان که یک فرضیهی علمی رد میشد، احساسات حاکی از تعلق خاطر نیز جریحهدار میشدند. اما چنین رد و ابطالهایی، برای هر گونه تحقیقات علمی حیاتی به شمار میروند.
شبهعلم در جبههی مقابل آن است. فرضیههایش اغلب بسیار دقیق طرحریزی شدهاند. بنابراین، در برابر هر آزمایشی که چشماندازی از باطل بودن آنها را ابراز کند، شکستناپذیرند، آنها حتی در اصول هم غیرقابل انکار هستند. دستاندرکاران این حیطه بسیار تدافعی و محتاط هستند. درمقابل بررسیهای موشکافانه، موضعگیری میکنند. هر زمان که فرضیههای شبهعلم در جذب دانشمندان با شکست مواجه شدند، نظریههای توطیه را برای عقبراندن [دانشمندان] ارایه دادند.
📕 جهان در تسخیر اهریمن
✍️ کارل ساگان
@Library_Telegram
📕 امپراتوری های اصول عقاید (#ممنوعه)
✍️ استوارت سیم
🔃 بهمنیار
کوشش این کتاب این است که باورهای بدون چون و چرا بر فرهنگ جهانی چیره شده و کارآمدترین راه برای رویارویی با آن بکارگیری شک گرایی، روشن اندیشی و پیوسته پرسیدن و با دودلی کاویدن می باشد. تا هنگامی که در این راه پیش نرویم زندگی دموکراتیک ما از سوی خشک مغزان پخش کننده باورهای جزمی و بدون چون و چرا تهدید می شوند. در نظم کنونی جهان، ما در برابر گونه ای آرایش نظامی هستیم که میتوان آنرا امپراتوری های باور یا اعتقادات نامید. این امپراتوری ها، سازمان ها و گروهای چیره و سلطه گر با رهبرانی نیرومند و تمرین فرمانروایی بر مردم عادی، با نیرو و زمان فراوان و گسترده ای سرمایه گذاری نموده تا بتوانند فرمان دهند که انسان ها چگونه باید اندیشیده، مصرف کرده و رفتار کنند.
@Library_Telegram
✍️ استوارت سیم
🔃 بهمنیار
کوشش این کتاب این است که باورهای بدون چون و چرا بر فرهنگ جهانی چیره شده و کارآمدترین راه برای رویارویی با آن بکارگیری شک گرایی، روشن اندیشی و پیوسته پرسیدن و با دودلی کاویدن می باشد. تا هنگامی که در این راه پیش نرویم زندگی دموکراتیک ما از سوی خشک مغزان پخش کننده باورهای جزمی و بدون چون و چرا تهدید می شوند. در نظم کنونی جهان، ما در برابر گونه ای آرایش نظامی هستیم که میتوان آنرا امپراتوری های باور یا اعتقادات نامید. این امپراتوری ها، سازمان ها و گروهای چیره و سلطه گر با رهبرانی نیرومند و تمرین فرمانروایی بر مردم عادی، با نیرو و زمان فراوان و گسترده ای سرمایه گذاری نموده تا بتوانند فرمان دهند که انسان ها چگونه باید اندیشیده، مصرف کرده و رفتار کنند.
@Library_Telegram
empires-of-belief.pdf
2.8 MB
📕 امپراتوری های اصول عقاید (#ممنوعه)
✍️ استوارت سیم
🔃 بهمنیار
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍️ استوارت سیم
🔃 بهمنیار
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
#یک_فنجان_تفکر ☕️
10 تمرینی که به شما کمک میکند حریم شخصی خود را حفظ نمایید
«حرمت امامزاده به متولیاش است»
با استفاده از همین استعارهی مفهومی، میتوان گفت که امامزاده عزت نفس ما و متولی آن، عادات و رفتارهای ماست که در کلام، معاشرت و بهطورکلی در شخصیتمان قابل مشاهده است.
_نمونههایی از شکسته شدن حریم شخصی
و راهکارهایی برای مقابله با آنها
1. مهمان سرزده، مشتری بینوبت و …
هنگامی که وقت کاری شما تمام شده یا در حال استراحت هستید، اختیار استفاده از تکتک ثانیههای این بازهی زمانی، صددرصد متعلق به شماست، اما اگر با مهمان سرزده، مشتریای که وقت قبلی نگرفته است و … مواجه شوید چه؟
میتوانید از آن شخص بخواهید وقت دیگری مراجعه کند. اگر احتمال میدهید با باز کردن دَر گیر میافتید، میتوانید بدون توضیح و توجیه در را به روی مهمان سرزده باز نکنید، این حق مسلم شماست.میتوانید مشتری بینوبت را در وقت دیگری ملاقات کنید. شما در این اوقات، مجبور نیستید پاسخگوی مردم باشید. آنها ملزم به مراعات حال شما هستند.
2. دریافت تماسها و پیامکهای کاری بعد از پایان ساعات کار
به مخاطب خود پیامکی ارسال کنید و بگویید که پیام شما را دیدهام، الان وقت کاری ما نیست، اما در اولین فرصت مناسب، خودم با شما تماس میگیرم.
3. عضویت بدون هماهنگی در شبکههای اجتماعی و پیامرسان
اگر واقعا نمیخواهید در گروه مجازی دوست یا آشنای خود عضو باشید، برای مدیر گروه یا کسیکه شما را دعوت کرده ، یک پیام مختصر و محترمانه بفرستید. عنوان کنید که خوشحال شدید از اینکه بهعنوان یک عضو گروه، مورد توجه قرار گرفتهاید، اما فعلا به دلیل مشغلههای متعدد شخصی، فرصت و فراغت لازم را ندارید تا در گروه مشارکت داشته باشید
4. ورود مأمور برق، آب، گاز و … به ساختمان
مأمور سازمانهای دولتی مثل سازمان آب، برق و … تنها میتواند بهاندازهی فضای محدود دم در وارد منزل شود آن هم با اجازهی صاحبخانه، غیر از این تخلف است. بررسی مسائلِ دیگر، به عهدهی او نیست.
شما هرگز مجبور نیستید که درب منزل را به روی او باز کنید. میتوانید از طریق سامانهی تلفنی یا اینترنتی از مقدار مصرف دوره و بهای پرداختی آن مطلع شوید. از این گذشته، مأمور برق در صورتی که به هر دلیلی نتواند کنتور را ببیند، موظف است برگهی اخطار فوری را درون خانه بیندازد. در همان برگه روشهای متعدد پرداخت مبلغ، معرفی و آموزش داده شده
5. ورود صاحبخانه به ملک مستأجر
هرگونه اقدام صاحبخانه باید با هماهنگی و تحت نظارت مجری قانون انجام شود، نه خودسر و همراه با قیلوقال.
6. حل مسائل و مشکلات دیگران
زمان، انرژی و سایر سرمایههای ما محدودند. هرکس در ابتدا موظف است به حل مسائل خود مشغول شود.
به عبارت دیگر، بهتر است طوری و بهاندازهای به دیگران کمک کنیم که یادآوری آن، لذتبخش باشد نه عذابآور. نمیارزد که بهازای خوشبختی دیگران، خود را بدبخت کنیم.
اگر توقع دارید دیگران کمکهایتان را جبران کنند، یا کمک نکنید یا بهاندازهای کمک کنید
7. انتخاب شغل، انتخاب همسر و تعیین محل زندگی توسط والدین
در خصوص ازدواج بهوضوح پیداست که همسر شما کسی است که تا پایان زندگی مشترکتان، همراه و شریک شماست. این شما هستید که باید با او به توافق نهایی برسید، نه والدینتان.
با کسب تجربه و آگاهی و با بهرهمندی از مهارت ابراز وجود و طرح درخواست به شکل معقول، تا حد قابل ملاحظهای میتوانید به اینگونه قضایا پایان بدهید.
8. عدم رعایت حق تقدم
نوبت متعلق به شماست، اگر او کار دارد، به معنای آن نیست که بقیه بیکارند. اگر او حریم شخصی شما را به رسمیت نمیشناسد، شما با شجاعت و قاطعیت او را متوجه اشتباهش کنید.
9. گرفتن بقیهی پول از راننده تاکسی، مغازهدار و …
این مهم نیست که ارزش ریالی باقیماندهی خرید شما چقدر است، مهم احترامی است که باید به شما گذاشته شود. اگر راننده بقیهی پول شما را نداد، صحیح نیست که بدون نشان دادن واکنش، پشت سر او دشنام بدهید و او را به حرامخواری متهم کنید. اگر واقعا دریافت بقیهی پول برای شما اهمیت دارد، باید واکنش نشان بدهید.
10. سروصدا در کتابخانه، سینما، راهروی آپارتمان و سایر اماکن عمومی
مکانهای عمومی متعلق به همه هستند و همه باید به قوانین آن احترام بگذارند. سکوت در برابر قانونشکنی صحیح نیست. این سکوت نوعی پاداش برای فرد خاطی محسوب میشود
چطور_سعید تارم
@Library_Telegram
10 تمرینی که به شما کمک میکند حریم شخصی خود را حفظ نمایید
«حرمت امامزاده به متولیاش است»
با استفاده از همین استعارهی مفهومی، میتوان گفت که امامزاده عزت نفس ما و متولی آن، عادات و رفتارهای ماست که در کلام، معاشرت و بهطورکلی در شخصیتمان قابل مشاهده است.
_نمونههایی از شکسته شدن حریم شخصی
و راهکارهایی برای مقابله با آنها
1. مهمان سرزده، مشتری بینوبت و …
هنگامی که وقت کاری شما تمام شده یا در حال استراحت هستید، اختیار استفاده از تکتک ثانیههای این بازهی زمانی، صددرصد متعلق به شماست، اما اگر با مهمان سرزده، مشتریای که وقت قبلی نگرفته است و … مواجه شوید چه؟
میتوانید از آن شخص بخواهید وقت دیگری مراجعه کند. اگر احتمال میدهید با باز کردن دَر گیر میافتید، میتوانید بدون توضیح و توجیه در را به روی مهمان سرزده باز نکنید، این حق مسلم شماست.میتوانید مشتری بینوبت را در وقت دیگری ملاقات کنید. شما در این اوقات، مجبور نیستید پاسخگوی مردم باشید. آنها ملزم به مراعات حال شما هستند.
2. دریافت تماسها و پیامکهای کاری بعد از پایان ساعات کار
به مخاطب خود پیامکی ارسال کنید و بگویید که پیام شما را دیدهام، الان وقت کاری ما نیست، اما در اولین فرصت مناسب، خودم با شما تماس میگیرم.
3. عضویت بدون هماهنگی در شبکههای اجتماعی و پیامرسان
اگر واقعا نمیخواهید در گروه مجازی دوست یا آشنای خود عضو باشید، برای مدیر گروه یا کسیکه شما را دعوت کرده ، یک پیام مختصر و محترمانه بفرستید. عنوان کنید که خوشحال شدید از اینکه بهعنوان یک عضو گروه، مورد توجه قرار گرفتهاید، اما فعلا به دلیل مشغلههای متعدد شخصی، فرصت و فراغت لازم را ندارید تا در گروه مشارکت داشته باشید
4. ورود مأمور برق، آب، گاز و … به ساختمان
مأمور سازمانهای دولتی مثل سازمان آب، برق و … تنها میتواند بهاندازهی فضای محدود دم در وارد منزل شود آن هم با اجازهی صاحبخانه، غیر از این تخلف است. بررسی مسائلِ دیگر، به عهدهی او نیست.
شما هرگز مجبور نیستید که درب منزل را به روی او باز کنید. میتوانید از طریق سامانهی تلفنی یا اینترنتی از مقدار مصرف دوره و بهای پرداختی آن مطلع شوید. از این گذشته، مأمور برق در صورتی که به هر دلیلی نتواند کنتور را ببیند، موظف است برگهی اخطار فوری را درون خانه بیندازد. در همان برگه روشهای متعدد پرداخت مبلغ، معرفی و آموزش داده شده
5. ورود صاحبخانه به ملک مستأجر
هرگونه اقدام صاحبخانه باید با هماهنگی و تحت نظارت مجری قانون انجام شود، نه خودسر و همراه با قیلوقال.
6. حل مسائل و مشکلات دیگران
زمان، انرژی و سایر سرمایههای ما محدودند. هرکس در ابتدا موظف است به حل مسائل خود مشغول شود.
به عبارت دیگر، بهتر است طوری و بهاندازهای به دیگران کمک کنیم که یادآوری آن، لذتبخش باشد نه عذابآور. نمیارزد که بهازای خوشبختی دیگران، خود را بدبخت کنیم.
اگر توقع دارید دیگران کمکهایتان را جبران کنند، یا کمک نکنید یا بهاندازهای کمک کنید
7. انتخاب شغل، انتخاب همسر و تعیین محل زندگی توسط والدین
در خصوص ازدواج بهوضوح پیداست که همسر شما کسی است که تا پایان زندگی مشترکتان، همراه و شریک شماست. این شما هستید که باید با او به توافق نهایی برسید، نه والدینتان.
با کسب تجربه و آگاهی و با بهرهمندی از مهارت ابراز وجود و طرح درخواست به شکل معقول، تا حد قابل ملاحظهای میتوانید به اینگونه قضایا پایان بدهید.
8. عدم رعایت حق تقدم
نوبت متعلق به شماست، اگر او کار دارد، به معنای آن نیست که بقیه بیکارند. اگر او حریم شخصی شما را به رسمیت نمیشناسد، شما با شجاعت و قاطعیت او را متوجه اشتباهش کنید.
9. گرفتن بقیهی پول از راننده تاکسی، مغازهدار و …
این مهم نیست که ارزش ریالی باقیماندهی خرید شما چقدر است، مهم احترامی است که باید به شما گذاشته شود. اگر راننده بقیهی پول شما را نداد، صحیح نیست که بدون نشان دادن واکنش، پشت سر او دشنام بدهید و او را به حرامخواری متهم کنید. اگر واقعا دریافت بقیهی پول برای شما اهمیت دارد، باید واکنش نشان بدهید.
10. سروصدا در کتابخانه، سینما، راهروی آپارتمان و سایر اماکن عمومی
مکانهای عمومی متعلق به همه هستند و همه باید به قوانین آن احترام بگذارند. سکوت در برابر قانونشکنی صحیح نیست. این سکوت نوعی پاداش برای فرد خاطی محسوب میشود
چطور_سعید تارم
@Library_Telegram
👍1
📕از مدینه تا تیسفون (#ممنوعه)
✍️ فرود فولادوند
در این کتاب ریشه های رویدادهای گذشته میهنمان از نسکها و نگاشته های نویسندگانی که نامشان آورده میشود بررسی و گردآوری شده است. الواقدی، البلاذری، جرجی زیدان، ابن خلدون، یاقوت ابن عبدالحکم، طبری، ابن الثیر، عبدالله السبیتی، ابن قتیبه، مسعوی، محمود شلبی، دکتر احمد شلبی. و سبب های شکست ارتش توانمند ایران از نیروهای تازیان مورد بررسی قرار گرفته است که چگونه قومی برهنه از پیراهن تمدن، خونخواره و بربری آمدند و میهن ما را چپاول کردند و زن و فرزند و مال و منال ما را به غارت بردند آنگاه نشستند و بر سر سفره خیراتی که از آب و خاک ما چپاول کرده بودند با یکدیگر جنگیدند. گاهی این گروه سر آن دسته و یارانش را طبق سنت تازیان بریدند و گاهی آن گروه سر این گروه و دستگانش را به پیروی از همان سنت دیرینه خود بریدند. در این گیر و دار از مردم ایران که فرهنگ و خرد و مال و ناموس و هستی خود را باخته بودند موجود عجیب الخلقه ای پدید آمد که برای بدست آوردن لقمه ای نان صدقه، می بایست امروز نوکری این گروه را بکند و برای مرگ و میر آنها به سرو سینه بکوبد.
@Library_Telegram
✍️ فرود فولادوند
در این کتاب ریشه های رویدادهای گذشته میهنمان از نسکها و نگاشته های نویسندگانی که نامشان آورده میشود بررسی و گردآوری شده است. الواقدی، البلاذری، جرجی زیدان، ابن خلدون، یاقوت ابن عبدالحکم، طبری، ابن الثیر، عبدالله السبیتی، ابن قتیبه، مسعوی، محمود شلبی، دکتر احمد شلبی. و سبب های شکست ارتش توانمند ایران از نیروهای تازیان مورد بررسی قرار گرفته است که چگونه قومی برهنه از پیراهن تمدن، خونخواره و بربری آمدند و میهن ما را چپاول کردند و زن و فرزند و مال و منال ما را به غارت بردند آنگاه نشستند و بر سر سفره خیراتی که از آب و خاک ما چپاول کرده بودند با یکدیگر جنگیدند. گاهی این گروه سر آن دسته و یارانش را طبق سنت تازیان بریدند و گاهی آن گروه سر این گروه و دستگانش را به پیروی از همان سنت دیرینه خود بریدند. در این گیر و دار از مردم ایران که فرهنگ و خرد و مال و ناموس و هستی خود را باخته بودند موجود عجیب الخلقه ای پدید آمد که برای بدست آوردن لقمه ای نان صدقه، می بایست امروز نوکری این گروه را بکند و برای مرگ و میر آنها به سرو سینه بکوبد.
@Library_Telegram
❤1👍1
از مدینه تا تیسفون.pdf
9.8 MB
📕از مدینه تا تیسفون (#ممنوعه)
✍️ فرود فولادوند
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍️ فرود فولادوند
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
📕 خداسالاری و درماندگی
✍️ امیرحسین لادن
شمار ایرانیانی که آرزوی سرنگونی رژیم را دارند به دهها میلیون میرسد؛ از این عده، شمار آنهاییکه در این راه قدمی بر میدارند، قلمی میزنند و یا درمی (پول) میگذارند، به چند میلیون تقلیل میآبد؛ شمار ایرانیانی که رهایی مردم و نجات ایران را در آگاهی و شناخت شرایط میدانند همواره بسیار ناچیز بوده ولی خوشبختانه طی چند سال اخیر روز بروز افزایش یافته است. به جرات می توان ادعا کرد که امروز، هم میهنانی که به یک «انقلاب فرهنگی» باور دارند به چند صد هزار تن برسد! در اینجا روی سخن با این گروه از هم میهنان میباشد: چرا کشوری که تمدن بشریت را پایه ریزی کرد هچنین خوار و ضعیف است؟ چرا ملتی که فلسفه پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک یعنی اوج انسانیت را قرن ها پیش الگوی زندگی اش قرار داد، امروز در جهل و خرافات مذهب غوطه ور می باشد؟ چرا ملتی که اولین منشور حقوق بشر و تحمل دگراندیش را 2500 سال پیش پیاده کرد، امروز از تمامی این حقوق بی بهره است؟ کتاب “خداسالاری و درماندگی” تلاشی است در راستای این پرسش ها و کنکاشی است برای دستیابی به پاسخ های احتمالی؛ این کتاب برای تمام کسانی است که قادرند حقیقت را با تمام زشتی هایش ببینند؛ برای کسانی است که نمیخواهند با شعار تو خالی «هنر نزد ایرانیان است و بس» الکی خوش باشند؛ برای کسانی است که شجاعت پذیرفتن کاستی های فرهنگی مان را داشته باشند و برای کسانی است که هم به «پندار نیک، کردار نیک و گفتار نیک» الگوی زندگی اجدادمان افتخار میکنند و هم از جهل و خرافات مذهبی امروزمان آگاهند.
@Library_Telegram
✍️ امیرحسین لادن
شمار ایرانیانی که آرزوی سرنگونی رژیم را دارند به دهها میلیون میرسد؛ از این عده، شمار آنهاییکه در این راه قدمی بر میدارند، قلمی میزنند و یا درمی (پول) میگذارند، به چند میلیون تقلیل میآبد؛ شمار ایرانیانی که رهایی مردم و نجات ایران را در آگاهی و شناخت شرایط میدانند همواره بسیار ناچیز بوده ولی خوشبختانه طی چند سال اخیر روز بروز افزایش یافته است. به جرات می توان ادعا کرد که امروز، هم میهنانی که به یک «انقلاب فرهنگی» باور دارند به چند صد هزار تن برسد! در اینجا روی سخن با این گروه از هم میهنان میباشد: چرا کشوری که تمدن بشریت را پایه ریزی کرد هچنین خوار و ضعیف است؟ چرا ملتی که فلسفه پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک یعنی اوج انسانیت را قرن ها پیش الگوی زندگی اش قرار داد، امروز در جهل و خرافات مذهب غوطه ور می باشد؟ چرا ملتی که اولین منشور حقوق بشر و تحمل دگراندیش را 2500 سال پیش پیاده کرد، امروز از تمامی این حقوق بی بهره است؟ کتاب “خداسالاری و درماندگی” تلاشی است در راستای این پرسش ها و کنکاشی است برای دستیابی به پاسخ های احتمالی؛ این کتاب برای تمام کسانی است که قادرند حقیقت را با تمام زشتی هایش ببینند؛ برای کسانی است که نمیخواهند با شعار تو خالی «هنر نزد ایرانیان است و بس» الکی خوش باشند؛ برای کسانی است که شجاعت پذیرفتن کاستی های فرهنگی مان را داشته باشند و برای کسانی است که هم به «پندار نیک، کردار نیک و گفتار نیک» الگوی زندگی اجدادمان افتخار میکنند و هم از جهل و خرافات مذهبی امروزمان آگاهند.
@Library_Telegram
khoda-salari-va-darmandegi.pdf
8.2 MB
📕 خداسالاری و درماندگی (#ممنوعه)
✍️ امیرحسین لادن
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍️ امیرحسین لادن
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot