@Original_IR_Music
دایه دایه، حسین فرجی
🔴 «دایه دایه وقت جنگه»
حسین فرجی
هولوکاست لرها در ایران و آلوده کردن عمدی ۳۰۰ زن، کودک و خانواده بیگناه و مظلوم به ویروس ایدز، جنایتی ضد بشری و تاریخی است که تا ابد ننگ آن دامان جمهوری اسلامی را خواهد گرفت.
▪️از امروز ساعت ۱۸ تمامی شهرهای لرنشین در اعتراض به هولوکاست لرها در جمهوری اسلامی به خیابانها میآیند.
💠💠💠
کانال موسیقی اصیل ایرانی
@Original_IR_Music
حسین فرجی
هولوکاست لرها در ایران و آلوده کردن عمدی ۳۰۰ زن، کودک و خانواده بیگناه و مظلوم به ویروس ایدز، جنایتی ضد بشری و تاریخی است که تا ابد ننگ آن دامان جمهوری اسلامی را خواهد گرفت.
▪️از امروز ساعت ۱۸ تمامی شهرهای لرنشین در اعتراض به هولوکاست لرها در جمهوری اسلامی به خیابانها میآیند.
💠💠💠
کانال موسیقی اصیل ایرانی
@Original_IR_Music
☕️ قطعه ای از کتاب
جامعه زن را چنان تربیت میکند که نباید هیچ چیز از مسائلِ عشقی بزرگ بداند، نباید چیزی از مسائل جنسی بداند و هرجا سخنی از مسائل جنسی به میان آمد، باید مضطرب بگریزد و در کل چنان به زن تلقین میشود که سکس مخالف عفت اوست، مسائل جنسی بد است و باید چشم و گوش خود را دربرابر آن بپوشاند.
تا اینکه زن گویی با ضربهی صاعقهای هولناک به درون حقیقت می افتد که نام آن صاعقه ازدواج است. حال زن با حیا و عشق و لذت و... دستبهگریبان میشود. حیران از این مسئله که چطور آنچه تا دیروز پست و حیوانی بود، امروز امری معنوی و انسانی است.
بهراستی روح زن چگونه اینها را تحمل میکند؟!
📕 حکمت شادان
✍️ نیچه
@Library_Telegram
جامعه زن را چنان تربیت میکند که نباید هیچ چیز از مسائلِ عشقی بزرگ بداند، نباید چیزی از مسائل جنسی بداند و هرجا سخنی از مسائل جنسی به میان آمد، باید مضطرب بگریزد و در کل چنان به زن تلقین میشود که سکس مخالف عفت اوست، مسائل جنسی بد است و باید چشم و گوش خود را دربرابر آن بپوشاند.
تا اینکه زن گویی با ضربهی صاعقهای هولناک به درون حقیقت می افتد که نام آن صاعقه ازدواج است. حال زن با حیا و عشق و لذت و... دستبهگریبان میشود. حیران از این مسئله که چطور آنچه تا دیروز پست و حیوانی بود، امروز امری معنوی و انسانی است.
بهراستی روح زن چگونه اینها را تحمل میکند؟!
📕 حکمت شادان
✍️ نیچه
@Library_Telegram
👍1
🔴 کابوس تکراری پردههای سیاه!
▪️پرده اول: دونالد ترامپ، برخلاف روایت غالب امروز و البته برخلاف شعارهای انتخاباتی خودش، پس از روی کار آمدن، به «لغو تحریمهای ایران» که در برجام ذکر شده بود پایبند باقی ماند. او، نه یکبار، بلکه دستکم دو بار (در مجموع بیش از یکسال) توافقی را تمدید کرد که از ابتدا با آن مخالف بود. البته در طول آن مدت نیز به صورت مداوم از ایران درخواست کرد که برای آنچه او «تکمیل برجام» میخواند به پای میز مذاکره بیاید. پیشنهادی که اتفاقا کاملا مورد تایید اروپاییها هم بود. اروپاییها نیز دقیقا در همین راستا «کمیسیون اصلاح برجام» را تدارک دیدند، اما هیچکدام از این درخواستهای مکرر مورد پذیرش ایران قرار نگرفت. پیام ایران در یک کلام خلاصه میشد: «برجام غیرقابل مذاکره است».
حالا ۱۵ماه از پایان مهلت ترامپ برای مذاکره گذشته است. ۱۵ ماه است که تحریمها، بسیار سنگینتر از قبل و احتمالا سنگینتر از هر زمان دیگری بازگشتهاند. صادرات نفت تا سطح «غیرقابل ذکر» سقوط کرده و کشور در بدترین اوضاع اقتصادی خود قرار گرفته است. بالاترین درخواستی که در این شرایط صراحتا از جانب رییسجمهور ما اعلام شده و میتوان گفت پیشتر هم از جانب رهبری به صورت ضمنی تأیید شده بود این است: «ترامپ تحریمها را لغو کند، حاضریم در مورد برجام مذاکره کنیم». یعنی همانکه ۲سال قبل و بدون هیچ یک از این دردسرها امکان تحققاش وجود داشت!
▪️پرده دوم: بهار سال ۹۶، حسن روحانی، سرخوش از به نتیجه رسیدن برجام، از ضرورت تداوم آن در قالب برجامهای دو و سه سخن میگوید. پیش از آن نیز بسیاری هشدار داده بودند که جای خالی رقبای منطقهای ایران در مذاکرات میتواند چالشبرانگیز باشد. بسیاری توصیه میکردند ایران در تداوم سیاستهای تنشزدایی، به سراغ همسایگان نیز برود. جریان «تقابلگرا» اما به کلی مخالف تداوم تنشزدایی بود. آنها با شدیدترین حملات رسانهای خود به کلیدواژه «برجام منطقهای» حمله کردند. حتی رهبری نیز شخصا به هرگونه تلاش برای گسترش برجام به ویژه به موضوعات منطقهای واکنش نشان داد. هرگونه سخن گفتن در باب «برجام منطقهای» خیلی زود از جانب دستگاه پروپاگاندا به صورت «اسم رمز خیانت و وطنفروشی» معرفی شد.
حالا اما دوباره ورق برگشته است. کمر جامعه که زیر بار فشارهای اقتصادی خرد شد و توهم مانور اقتدار و مسدود کردن تنگه هرمز در سطح بازی موش و گربه به شیوه «بزن و تکذیب کن» تقلیل پیدا کرد، بالاخره رویکردها عوض شد. حالا سخنگویان دیپلماتیک کشور، با شور و شعف خبر میدهند که «عربستان پیغام فرستاده که آماده مذاکره است» و گویا معامله تا آنجا جوش خورده که عراق هم به عنوان میزبان و واسطه مشخص شده است. این روزها دیگر کسی به «برجام منطقه»ای اسم خیانت نمیدهد!
▪️تکرار بیپایان پردههای سیاه: در تاریخ ۱۲بهمنماه ۱۳۹۶، درست زمانی که ترامپ یک بار دیگر پایبندی خودش به برجام را تمدید کرده بود، یک کارشناس امور خارجه با انتشار یادداشتی در روزنامه شرق، تمامی تهدیدهایی که امروز بالفعل شدهاند را پیشبینی کرده و نسبت بدانها هشدار داده بود. ما پیشنهاد میکنیم که حتما «این یادداشت» را بخوانید و ببینید که چطور پیشبینیهای آن یکییکی به وقوع پیوسته است. تمامی آن نسخههایی که پیش از وقوع فاجعه پیشنهاد شده بود همان مواردی هستند که امروز نظام ناچار شده یکییکی به آنها تن بدهد. مساله اما، پیشبینیهای یک فرد خاص نیست. مساله اصلی، سیطره یک اندیشه کلان «تقابلگرا»، به جای ذهنیت «منطقی و مصلحتسنج» بر فضای سیاست کشور ماست.
پردههای اول و دوم این یادداشت، میتوانند با دهها نمونه دیگر از پردههای سیاه در تاریخ سیاستخارجی و حتی تصمیمات داخلی کشور تکمیل شوند. هر یک از خوانندگان این نوشته میتوانند چندین نمونه دیگر را به یاد بیاورند که زمانی با تبلیغات فراوان به عنوان «خط قرمز» نظام معرفی شدند و خیلی زود، پس از تحمیل هزینههای گزاف به کشور و معمولا در مفتضحانهترین شرایط قابل تصور به دست فراموشی سپرده شدند. نیمه پر لیوان میتواند این باشد که یک «عقلانیت بقا» در دل نظام وجود دارد که همیشه در آخرین لحظات ترمز قطار بدون فرماناش را میکشد. نکته خالی لیوان اما خیلی تکان دهنده است. مساله فقط در سالها عمر و فرصت و ثروت از دست رفته ایرانیان نیست، مساله درناکتر این است که تکرارکنندگان این پردههای تکراری از شکست و فضاحت، همچنان سیاستپردازان و آیندهسازان این کشور هستند و به نظر نمیرسد هیچیک از این شکستها و هزینهها تغییری در استراتژی کلانشان ایجاد کرده باشد.
✍️ آرمان امیری
@Library_Telegram
▪️پرده اول: دونالد ترامپ، برخلاف روایت غالب امروز و البته برخلاف شعارهای انتخاباتی خودش، پس از روی کار آمدن، به «لغو تحریمهای ایران» که در برجام ذکر شده بود پایبند باقی ماند. او، نه یکبار، بلکه دستکم دو بار (در مجموع بیش از یکسال) توافقی را تمدید کرد که از ابتدا با آن مخالف بود. البته در طول آن مدت نیز به صورت مداوم از ایران درخواست کرد که برای آنچه او «تکمیل برجام» میخواند به پای میز مذاکره بیاید. پیشنهادی که اتفاقا کاملا مورد تایید اروپاییها هم بود. اروپاییها نیز دقیقا در همین راستا «کمیسیون اصلاح برجام» را تدارک دیدند، اما هیچکدام از این درخواستهای مکرر مورد پذیرش ایران قرار نگرفت. پیام ایران در یک کلام خلاصه میشد: «برجام غیرقابل مذاکره است».
حالا ۱۵ماه از پایان مهلت ترامپ برای مذاکره گذشته است. ۱۵ ماه است که تحریمها، بسیار سنگینتر از قبل و احتمالا سنگینتر از هر زمان دیگری بازگشتهاند. صادرات نفت تا سطح «غیرقابل ذکر» سقوط کرده و کشور در بدترین اوضاع اقتصادی خود قرار گرفته است. بالاترین درخواستی که در این شرایط صراحتا از جانب رییسجمهور ما اعلام شده و میتوان گفت پیشتر هم از جانب رهبری به صورت ضمنی تأیید شده بود این است: «ترامپ تحریمها را لغو کند، حاضریم در مورد برجام مذاکره کنیم». یعنی همانکه ۲سال قبل و بدون هیچ یک از این دردسرها امکان تحققاش وجود داشت!
▪️پرده دوم: بهار سال ۹۶، حسن روحانی، سرخوش از به نتیجه رسیدن برجام، از ضرورت تداوم آن در قالب برجامهای دو و سه سخن میگوید. پیش از آن نیز بسیاری هشدار داده بودند که جای خالی رقبای منطقهای ایران در مذاکرات میتواند چالشبرانگیز باشد. بسیاری توصیه میکردند ایران در تداوم سیاستهای تنشزدایی، به سراغ همسایگان نیز برود. جریان «تقابلگرا» اما به کلی مخالف تداوم تنشزدایی بود. آنها با شدیدترین حملات رسانهای خود به کلیدواژه «برجام منطقهای» حمله کردند. حتی رهبری نیز شخصا به هرگونه تلاش برای گسترش برجام به ویژه به موضوعات منطقهای واکنش نشان داد. هرگونه سخن گفتن در باب «برجام منطقهای» خیلی زود از جانب دستگاه پروپاگاندا به صورت «اسم رمز خیانت و وطنفروشی» معرفی شد.
حالا اما دوباره ورق برگشته است. کمر جامعه که زیر بار فشارهای اقتصادی خرد شد و توهم مانور اقتدار و مسدود کردن تنگه هرمز در سطح بازی موش و گربه به شیوه «بزن و تکذیب کن» تقلیل پیدا کرد، بالاخره رویکردها عوض شد. حالا سخنگویان دیپلماتیک کشور، با شور و شعف خبر میدهند که «عربستان پیغام فرستاده که آماده مذاکره است» و گویا معامله تا آنجا جوش خورده که عراق هم به عنوان میزبان و واسطه مشخص شده است. این روزها دیگر کسی به «برجام منطقه»ای اسم خیانت نمیدهد!
▪️تکرار بیپایان پردههای سیاه: در تاریخ ۱۲بهمنماه ۱۳۹۶، درست زمانی که ترامپ یک بار دیگر پایبندی خودش به برجام را تمدید کرده بود، یک کارشناس امور خارجه با انتشار یادداشتی در روزنامه شرق، تمامی تهدیدهایی که امروز بالفعل شدهاند را پیشبینی کرده و نسبت بدانها هشدار داده بود. ما پیشنهاد میکنیم که حتما «این یادداشت» را بخوانید و ببینید که چطور پیشبینیهای آن یکییکی به وقوع پیوسته است. تمامی آن نسخههایی که پیش از وقوع فاجعه پیشنهاد شده بود همان مواردی هستند که امروز نظام ناچار شده یکییکی به آنها تن بدهد. مساله اما، پیشبینیهای یک فرد خاص نیست. مساله اصلی، سیطره یک اندیشه کلان «تقابلگرا»، به جای ذهنیت «منطقی و مصلحتسنج» بر فضای سیاست کشور ماست.
پردههای اول و دوم این یادداشت، میتوانند با دهها نمونه دیگر از پردههای سیاه در تاریخ سیاستخارجی و حتی تصمیمات داخلی کشور تکمیل شوند. هر یک از خوانندگان این نوشته میتوانند چندین نمونه دیگر را به یاد بیاورند که زمانی با تبلیغات فراوان به عنوان «خط قرمز» نظام معرفی شدند و خیلی زود، پس از تحمیل هزینههای گزاف به کشور و معمولا در مفتضحانهترین شرایط قابل تصور به دست فراموشی سپرده شدند. نیمه پر لیوان میتواند این باشد که یک «عقلانیت بقا» در دل نظام وجود دارد که همیشه در آخرین لحظات ترمز قطار بدون فرماناش را میکشد. نکته خالی لیوان اما خیلی تکان دهنده است. مساله فقط در سالها عمر و فرصت و ثروت از دست رفته ایرانیان نیست، مساله درناکتر این است که تکرارکنندگان این پردههای تکراری از شکست و فضاحت، همچنان سیاستپردازان و آیندهسازان این کشور هستند و به نظر نمیرسد هیچیک از این شکستها و هزینهها تغییری در استراتژی کلانشان ایجاد کرده باشد.
✍️ آرمان امیری
@Library_Telegram
👍1
کسی ﻛﻪ ﻭاﻗﻌﺎ ﻭاﻻﺗﺮ اﺳﺖ
ﻫﺮﮔﺰ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺑﺎ اﺣﺪی ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ نمیکند.
اﻭ میداﻧﺪ ﻛﻪ ﻗﻴﺎﺱ ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ اﺳﺖ.
ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ اﻳﻦ ،
ﺑﻠﻜﻪ میداﻧﺪ ﺩﻳﮕﺮاﻥ ﻫﻢ ﺑﻪ اﻧﺪاﺯﻩ او
قیاس ﻧﺎﭘﺬﻳﺮﻧﺪ.
اﻭ ﻧﻪ ﻭاﻻﺗﺮ اﺳﺖ و ﻧﻪ ﺣﻘﻴﺮﺗﺮ
ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺭا ﻛﻨﺎﺭ ﺑﮕﺬاﺭ ،
ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺯندگی ﻭاﻗﻌﺎ ﺯﻳﺒﺎﺳﺖ.
ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺭا ﻛﻨﺎﺭ ﺑﮕﺬاﺭ ،
ﺁﻥﻭﻗﺖ میتوانی بی ﻛﻢ و ﻛﺎﺳﺖ
اﺯ ﺯندگی ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮی.
#اشو
@Library_Telegram
ﻫﺮﮔﺰ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺑﺎ اﺣﺪی ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ نمیکند.
اﻭ میداﻧﺪ ﻛﻪ ﻗﻴﺎﺱ ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ اﺳﺖ.
ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ اﻳﻦ ،
ﺑﻠﻜﻪ میداﻧﺪ ﺩﻳﮕﺮاﻥ ﻫﻢ ﺑﻪ اﻧﺪاﺯﻩ او
قیاس ﻧﺎﭘﺬﻳﺮﻧﺪ.
اﻭ ﻧﻪ ﻭاﻻﺗﺮ اﺳﺖ و ﻧﻪ ﺣﻘﻴﺮﺗﺮ
ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺭا ﻛﻨﺎﺭ ﺑﮕﺬاﺭ ،
ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺯندگی ﻭاﻗﻌﺎ ﺯﻳﺒﺎﺳﺖ.
ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺭا ﻛﻨﺎﺭ ﺑﮕﺬاﺭ ،
ﺁﻥﻭﻗﺖ میتوانی بی ﻛﻢ و ﻛﺎﺳﺖ
اﺯ ﺯندگی ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮی.
#اشو
@Library_Telegram
#یک_دقیقه_مطالعه
حیوانات، زمانی احساس خوبی پیدا میکنند که نیاز جنسی، غذا و امنیتشان تأمین شود و برای آنها، آخر راه پیشرفت همینجاست، در حالی که امید به داشتن احساس بهتر برای ما انسانها هرگز پایانی ندارد. اگر از من بپرسند چه چیزی ما را از دیگر موجودات روی زمین متمایز میکند، خواهم گفت:
"پیشرفت".
📕 ازدواج بدون شکست
✍️ ویلیام گلاسر
@Library_Telegram
حیوانات، زمانی احساس خوبی پیدا میکنند که نیاز جنسی، غذا و امنیتشان تأمین شود و برای آنها، آخر راه پیشرفت همینجاست، در حالی که امید به داشتن احساس بهتر برای ما انسانها هرگز پایانی ندارد. اگر از من بپرسند چه چیزی ما را از دیگر موجودات روی زمین متمایز میکند، خواهم گفت:
"پیشرفت".
📕 ازدواج بدون شکست
✍️ ویلیام گلاسر
@Library_Telegram
ما لاکچری نبودیم، نه خودمان نه زندگیِمان، ما از آن خانواده های متوسط جامعه بودیم که با هم میرفتیم باهم می آمدیم و دلِمان به همین شب نشینی های فامیلانه و پنجشنبه بازارها و جمعه بازارها خوش بود، از آن خانواده ها که سالی یکی دوبار میرفتیم رستوران و دِلِمان برایِ قیمه ها و آبگوشت هایِ مامان بیشتر پَر میکشید تا غذاهایِ بیرونی ...
ما حتی از آن خانواده ها نبودیم که دخترهاش بتوانند تا دیروقت بیرون بمانند، هرجا دلشان میخواهد بروند و شب را جایی جز خانه ی پدری به صبح برسانند که کسی ازمان نَپٌرسد کجا میروی و کِی برمیگردی ...
ما از آن خانواده ها نبودیم که تویِ اینستاگرام خانه هایِ بزرگِ رنگی دارَند و دائم درحال سَفرَند و زندگیشان برایِ دیگران جذاب و دنبال کردنیست ...
ما شبیه خودمان بودیم، شبیهِ یکی از هزاران خانواده ای که تویِ این شهر دارند زندگی میکنند که فرهنگشان شاید با ما فرق میکند و خطِ قرمزهایِ خودشان را دارند که بابا را یکجور صدا میکنند و به مادَرشان میگویَند مامی که مثل همه ی آدمها درگیر مشکلات خودشانند و شادی هایشان برایِ خودشان جذاب است، که رفت و آمدهایشان با ما فرق میکند و دنیایشان را هرجور که برایشان زیباتر است ساخته اند...
ما لاکچری نبودیم، مثلِ شما که شایَد نباشید اما اینستاگرام مقایسه را یادتان داده باشد که هی بگردید تویِ پیج اینستاگرام اینفولوئنسرها و زندگی تان را با هزارو یک نفری که میشناسید مقایسه کنید و غٌصه بخورید و حواستان نباشد هر آدمی تویِ این دٌنیا راهِ خودش را میرَوَد، کارِ خودَش را میکند و زندگیَش را با تلاش و شکرگزاری میسازَد ...
ما لاکچری نیستیم اما میتوانیم ساده زیبا باشیم ...
خیلی ساده / کانال دختر بهار
📕 واقعی باشیم
.
✍️ نازنین عابدین پور
.
@Library_Telegram
ما حتی از آن خانواده ها نبودیم که دخترهاش بتوانند تا دیروقت بیرون بمانند، هرجا دلشان میخواهد بروند و شب را جایی جز خانه ی پدری به صبح برسانند که کسی ازمان نَپٌرسد کجا میروی و کِی برمیگردی ...
ما از آن خانواده ها نبودیم که تویِ اینستاگرام خانه هایِ بزرگِ رنگی دارَند و دائم درحال سَفرَند و زندگیشان برایِ دیگران جذاب و دنبال کردنیست ...
ما شبیه خودمان بودیم، شبیهِ یکی از هزاران خانواده ای که تویِ این شهر دارند زندگی میکنند که فرهنگشان شاید با ما فرق میکند و خطِ قرمزهایِ خودشان را دارند که بابا را یکجور صدا میکنند و به مادَرشان میگویَند مامی که مثل همه ی آدمها درگیر مشکلات خودشانند و شادی هایشان برایِ خودشان جذاب است، که رفت و آمدهایشان با ما فرق میکند و دنیایشان را هرجور که برایشان زیباتر است ساخته اند...
ما لاکچری نبودیم، مثلِ شما که شایَد نباشید اما اینستاگرام مقایسه را یادتان داده باشد که هی بگردید تویِ پیج اینستاگرام اینفولوئنسرها و زندگی تان را با هزارو یک نفری که میشناسید مقایسه کنید و غٌصه بخورید و حواستان نباشد هر آدمی تویِ این دٌنیا راهِ خودش را میرَوَد، کارِ خودَش را میکند و زندگیَش را با تلاش و شکرگزاری میسازَد ...
ما لاکچری نیستیم اما میتوانیم ساده زیبا باشیم ...
خیلی ساده / کانال دختر بهار
📕 واقعی باشیم
.
✍️ نازنین عابدین پور
.
@Library_Telegram
👍1
#اندکی_تفکر
شخصیت شما، نتیجهی مجموعهای از عادتهای شماست.
وقتی اجازه میدهید تا عادتهای بد قدرت بگیرند، این عادتها به شکل موانعی در مسیر موفقیت شما قرار میگیرند.
چالش اصلی اینجاست که عادتهای بد، موذی هستند و به آرامی در وجود شما ریشه میکنند، تا جایی که حتی متوجه زیانی که به شما میرسانند نیز نمیشوید.
زنجیرهای عادت، آنقدر سبک هستند که آنها را حس نمیکنید؛ تا زمانیکه به اندازهای سنگین میشوند که دیگر نمیتوانید آنها را پاره کنید.
📕 اثر مرکب
✍️ دارن هاردی
@Library_Telegram
شخصیت شما، نتیجهی مجموعهای از عادتهای شماست.
وقتی اجازه میدهید تا عادتهای بد قدرت بگیرند، این عادتها به شکل موانعی در مسیر موفقیت شما قرار میگیرند.
چالش اصلی اینجاست که عادتهای بد، موذی هستند و به آرامی در وجود شما ریشه میکنند، تا جایی که حتی متوجه زیانی که به شما میرسانند نیز نمیشوید.
زنجیرهای عادت، آنقدر سبک هستند که آنها را حس نمیکنید؛ تا زمانیکه به اندازهای سنگین میشوند که دیگر نمیتوانید آنها را پاره کنید.
📕 اثر مرکب
✍️ دارن هاردی
@Library_Telegram
👍1
برو به جهنم :
در زمان آقا محمد خان قاجار شخصی از حاکم شهر خود که با صدر اعظم نسبتی داشت پیش صدر اعظم شکایتی برد.
صدر اعظم دانست که حق با شاکی است . گفت : اشکال ندارد می توانی به اصفهان بروی، مرد گفت : اصفهان دست برادر زاده شماست . گفت به شیراز برو . مرد گفت : شیراز دست خواهر زاده شماست . گفت : خوب به تبریز برو . گفت آنجا دست نوه شماست .
صدر اعظم بلند شد و با عصبانیت گفت : چه می دانم. برو به جهنم.
مرد با خونسردی گفت : آنجا هم مرحوم پدر شما حضور دارند ...
حالا ما هر جا بریم آقایان حضور دارند.
@Library_Telegram
در زمان آقا محمد خان قاجار شخصی از حاکم شهر خود که با صدر اعظم نسبتی داشت پیش صدر اعظم شکایتی برد.
صدر اعظم دانست که حق با شاکی است . گفت : اشکال ندارد می توانی به اصفهان بروی، مرد گفت : اصفهان دست برادر زاده شماست . گفت به شیراز برو . مرد گفت : شیراز دست خواهر زاده شماست . گفت : خوب به تبریز برو . گفت آنجا دست نوه شماست .
صدر اعظم بلند شد و با عصبانیت گفت : چه می دانم. برو به جهنم.
مرد با خونسردی گفت : آنجا هم مرحوم پدر شما حضور دارند ...
حالا ما هر جا بریم آقایان حضور دارند.
@Library_Telegram
🤔1
📕 کمبوجیه و دختر فرعون
✍️ گئورگ ابرس
🔃 جواد سيد اشرف
رمان تاریخی و جذاب کمبوجیه و دختر فرعون نوشته گئورگ ابرس که پیرامون ایران باستان در زمان سلطنت کمبوجیه (پادشاه هخامنشی) و حکومت سلسله بیست و ششم فراعنه مصر نگاشته شده، یکی از معدود رمان هاي تاریخی قرن نوزدهم کشور آلمان است که در قرن بیستم نیز مورد استقبال عمومی قرار گرفته است. این کتاب تحت عنوان دختر شاه مصر براي نخستین بار در سال ۱۸۶۴ منتشر شد و بلافاصله مورد استقبال و توجه کم نظیري قرار گرفت. دختر شاه مصر تا سال ۱۸۷۵ و بعد از آن یعنی تا سال ۱۹۲۸ بارها تجدید چاپ شد و خیلی زود به یکی از پرفروش ترین رمان هاي تاریخی زمان خود تبدیل گردید و به عنوان کتاب نمونه مشهور شد. تنها در کشور آلمان بیش از چهارصد هزار نسخه از آن به فروش رفت که با توجه به تیراژهاي رایج در قرن نوزدهم، رکود قابل ملاحظه و کم نظیري است. کتاب در سالهاي بعد به بیست و شش زبان مختلف ترجمه شد که اگر شمارگان ترجمه هاي آن را هم به حساب آوریم، مجموع نسخه هاي منتشر شده آن سر به میلیون می زند.
@Library_Telegram
✍️ گئورگ ابرس
🔃 جواد سيد اشرف
رمان تاریخی و جذاب کمبوجیه و دختر فرعون نوشته گئورگ ابرس که پیرامون ایران باستان در زمان سلطنت کمبوجیه (پادشاه هخامنشی) و حکومت سلسله بیست و ششم فراعنه مصر نگاشته شده، یکی از معدود رمان هاي تاریخی قرن نوزدهم کشور آلمان است که در قرن بیستم نیز مورد استقبال عمومی قرار گرفته است. این کتاب تحت عنوان دختر شاه مصر براي نخستین بار در سال ۱۸۶۴ منتشر شد و بلافاصله مورد استقبال و توجه کم نظیري قرار گرفت. دختر شاه مصر تا سال ۱۸۷۵ و بعد از آن یعنی تا سال ۱۹۲۸ بارها تجدید چاپ شد و خیلی زود به یکی از پرفروش ترین رمان هاي تاریخی زمان خود تبدیل گردید و به عنوان کتاب نمونه مشهور شد. تنها در کشور آلمان بیش از چهارصد هزار نسخه از آن به فروش رفت که با توجه به تیراژهاي رایج در قرن نوزدهم، رکود قابل ملاحظه و کم نظیري است. کتاب در سالهاي بعد به بیست و شش زبان مختلف ترجمه شد که اگر شمارگان ترجمه هاي آن را هم به حساب آوریم، مجموع نسخه هاي منتشر شده آن سر به میلیون می زند.
@Library_Telegram
👍1
کمبوجيه و دختر فرعون.pdf
3.7 MB
📕 کمبوجیه و دختر فرعون
✍️ گئورگ ابرس
🔃 جواد سيد اشرف
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍️ گئورگ ابرس
🔃 جواد سيد اشرف
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
📚 اشتباهی که بنجامین فرانکلین
هرگز فراموش نکرد!
بنجامین فرانکلین در هفتسالگی سخت عاشق یک سوت شده بود. اشتیاق او برای خرید سوت به قدری زیاد بود که یک راست به مغازه اسباببازی فروشی رفت و هرچه سکه در جیبش داشت، روی پیشخوان مغازه ریخت و بدون آنکه قیمت سوت را بپرسد همه سکهها را به فروشنده داد! فرانکلین هفتاد سال بعد برای یک دوست نوشت: سوت را گرفتم و به خانه رفتم و آنقدر سوت زدم که همه کلافه شدن! اما خواهر و برادرهای بزرگم متوجه شدن که برای یک سوت پول فراوان پرداختهام؛ و اساسى به من خندیدند...
اوقاتم عجیب تلخ شده بود، و از ته دل گریه میکردم. سالها بعد که فرانکلین سفیر آمریکا در فرانسه و شخصیت معروف و جهانی شد هنوز آن را فراموش نکرده بود و میگفت: همانطور که بزرگ شدم و قدم به دنیای واقعی گذاشتم، اعمال انسانها را دیدم و متوجه شدم بسیاری از آنها بهای گزافی برای یک سوت میپردازند. بخش اعظم ناراحتی افراد با ارزیابی غلط آنها از ارزش واقعی چیزها فراهم آمده است.
بدبينى، نااميدى، كمتحمل بودن، غصه خوردن، تردیدها و انتخابها، اختلافات خانوادگی، مشاجرهها، بحثوجدال بر سر مسائلی که حتی ارزش فکر کردن ندارند. همه سوتهایی هستند که بیشتر افراد با ندانستن بهای گزافی برایش میپردازند ...
@Library_Telegram
هرگز فراموش نکرد!
بنجامین فرانکلین در هفتسالگی سخت عاشق یک سوت شده بود. اشتیاق او برای خرید سوت به قدری زیاد بود که یک راست به مغازه اسباببازی فروشی رفت و هرچه سکه در جیبش داشت، روی پیشخوان مغازه ریخت و بدون آنکه قیمت سوت را بپرسد همه سکهها را به فروشنده داد! فرانکلین هفتاد سال بعد برای یک دوست نوشت: سوت را گرفتم و به خانه رفتم و آنقدر سوت زدم که همه کلافه شدن! اما خواهر و برادرهای بزرگم متوجه شدن که برای یک سوت پول فراوان پرداختهام؛ و اساسى به من خندیدند...
اوقاتم عجیب تلخ شده بود، و از ته دل گریه میکردم. سالها بعد که فرانکلین سفیر آمریکا در فرانسه و شخصیت معروف و جهانی شد هنوز آن را فراموش نکرده بود و میگفت: همانطور که بزرگ شدم و قدم به دنیای واقعی گذاشتم، اعمال انسانها را دیدم و متوجه شدم بسیاری از آنها بهای گزافی برای یک سوت میپردازند. بخش اعظم ناراحتی افراد با ارزیابی غلط آنها از ارزش واقعی چیزها فراهم آمده است.
بدبينى، نااميدى، كمتحمل بودن، غصه خوردن، تردیدها و انتخابها، اختلافات خانوادگی، مشاجرهها، بحثوجدال بر سر مسائلی که حتی ارزش فکر کردن ندارند. همه سوتهایی هستند که بیشتر افراد با ندانستن بهای گزافی برایش میپردازند ...
@Library_Telegram
👍1
[Forwarded from شادمان]
♦️من کاندیدای ریاست جمهوری هستم
۱۵۰ سال پیش در آمریکا اتفاق بامزه ای افتاد. یک زن در آمریکا، به جرم «کاندیداتوری برای ریاست جمهوری» زندانی شد! «ویکتوریا وودهال» بهعنوان اولین زن در تاریخ آمریکا رسما کاندیدای ریاست جمهوری شد. او زمانی چنین تصمیمی گرفت که حتی زنان حق رای نداشتند.
خانم «وودهال» استدلال جالبی داشت.
طبق قانون (که البته آن هم باید تغییر کند) ما، زنان، حق رای دادن نداریم اما کجای قانون نوشته زنان حق کاندیدا شدن ندارند. سه روز قبل از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، «ویکتوریا وودهال» بازداشت شد.
او پس از آزادی از زندان، همچنان به سخنرانیها و فعالیتهای اجتماعی خود برای دستیابی زنان امریکایی به حقوق سیاسی و اجتماعی برابر با مردان، ادامه داد.
سرانجام «وودهال» توانست در آخرین سالهای عمر خود
«اعطای حق رای به زنان» را ببیند.
نکته اول اینکه آدم های منطقی که وضعیت موجود را می پذیرند، رشد و پیشرفت مدیون آدم های غیرمنطقی است که می زنند زیر میز
نکته دوم اینکه لازم نیست من و شما رییس جمهور شویم، فقط کافیست در هر حوزه ای که هستیم، خط شکن باشیم:
_اولین دختری که تصمیم گرفت پنهانی درس بخواند راهی را باز کرد برای فعال شدن تمام زنان و دختران.
_اولین کاسبی که تصمیم گرفت اعتماد کند و کالای فروخته شده را پس بگیرد
_اولین تولیدکننده ای که تصمیم گرفت از مواد اولیه با کیفیت در محصولاتش استفاده کند.
_اولین کسی که تصمیم گرفت از بیت کوین برای خرید و فروش استفاده کند و آن را جایگزین پول واقعی کند
_اولین پزشکی که تصمیم گرفت مانند همه کارمندان و معلمان مالیات پرداخت کند و بقیه پزشکان را هم به مالیات دادن ترغیب کند.
_اولین کارمندی که به احترام مراجعه کننده (و نه هیچ دلیل دیگری) از وقت ناهارش بگذرد.
_اولین سیاست مداری که مثل بچه آدم تصمیم گرفت غرور را کنار بگذارد و از مردم معذرت خواهی کند.
_اولین مدیری که تصمیم خواهد گرفت نامه ای بنویسد به تمام زیرمجموعه هایش و ابلاغ رسمی کند که هیچ کدام از فرزندان، اطرافیان، هم محلی ها و اقوامش حق ندارند خارج از عرف اداری درخواستی کنند.
_اولین کارخانه داری که تصمیم گرفت به جای گواهی عدم سوء پیشینه، گواهی سوء پیشینه بگیرد و کسانی که زندان رفته اند را استخدام کند.
این ها همه شان کاندیداهای ریاست جمهوری هستند.
این ها قهرمان های توسعه یافتگی هستند.
داستان این «زن قهرمان» نشان می دهد که هر کدام از ما فارغ از سن و سال، فارغ از جنسیت و زبان می توانیم یک کنشگر توسعه باشیم. کافیست از خانه و محله، سازمان و مدرسه خود شروع کنیم یک بهبود و یک تغییر را هدف گیری و پی گیری کنیم. خداوند همه مدیران، پزشکان، و سیاست مداران و زنان و مردان خط شکن را یاری خواهد کرد.
دکتر_مجتبی_لشکربلوکی
@Library_Telegram
♦️من کاندیدای ریاست جمهوری هستم
۱۵۰ سال پیش در آمریکا اتفاق بامزه ای افتاد. یک زن در آمریکا، به جرم «کاندیداتوری برای ریاست جمهوری» زندانی شد! «ویکتوریا وودهال» بهعنوان اولین زن در تاریخ آمریکا رسما کاندیدای ریاست جمهوری شد. او زمانی چنین تصمیمی گرفت که حتی زنان حق رای نداشتند.
خانم «وودهال» استدلال جالبی داشت.
طبق قانون (که البته آن هم باید تغییر کند) ما، زنان، حق رای دادن نداریم اما کجای قانون نوشته زنان حق کاندیدا شدن ندارند. سه روز قبل از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، «ویکتوریا وودهال» بازداشت شد.
او پس از آزادی از زندان، همچنان به سخنرانیها و فعالیتهای اجتماعی خود برای دستیابی زنان امریکایی به حقوق سیاسی و اجتماعی برابر با مردان، ادامه داد.
سرانجام «وودهال» توانست در آخرین سالهای عمر خود
«اعطای حق رای به زنان» را ببیند.
نکته اول اینکه آدم های منطقی که وضعیت موجود را می پذیرند، رشد و پیشرفت مدیون آدم های غیرمنطقی است که می زنند زیر میز
نکته دوم اینکه لازم نیست من و شما رییس جمهور شویم، فقط کافیست در هر حوزه ای که هستیم، خط شکن باشیم:
_اولین دختری که تصمیم گرفت پنهانی درس بخواند راهی را باز کرد برای فعال شدن تمام زنان و دختران.
_اولین کاسبی که تصمیم گرفت اعتماد کند و کالای فروخته شده را پس بگیرد
_اولین تولیدکننده ای که تصمیم گرفت از مواد اولیه با کیفیت در محصولاتش استفاده کند.
_اولین کسی که تصمیم گرفت از بیت کوین برای خرید و فروش استفاده کند و آن را جایگزین پول واقعی کند
_اولین پزشکی که تصمیم گرفت مانند همه کارمندان و معلمان مالیات پرداخت کند و بقیه پزشکان را هم به مالیات دادن ترغیب کند.
_اولین کارمندی که به احترام مراجعه کننده (و نه هیچ دلیل دیگری) از وقت ناهارش بگذرد.
_اولین سیاست مداری که مثل بچه آدم تصمیم گرفت غرور را کنار بگذارد و از مردم معذرت خواهی کند.
_اولین مدیری که تصمیم خواهد گرفت نامه ای بنویسد به تمام زیرمجموعه هایش و ابلاغ رسمی کند که هیچ کدام از فرزندان، اطرافیان، هم محلی ها و اقوامش حق ندارند خارج از عرف اداری درخواستی کنند.
_اولین کارخانه داری که تصمیم گرفت به جای گواهی عدم سوء پیشینه، گواهی سوء پیشینه بگیرد و کسانی که زندان رفته اند را استخدام کند.
این ها همه شان کاندیداهای ریاست جمهوری هستند.
این ها قهرمان های توسعه یافتگی هستند.
داستان این «زن قهرمان» نشان می دهد که هر کدام از ما فارغ از سن و سال، فارغ از جنسیت و زبان می توانیم یک کنشگر توسعه باشیم. کافیست از خانه و محله، سازمان و مدرسه خود شروع کنیم یک بهبود و یک تغییر را هدف گیری و پی گیری کنیم. خداوند همه مدیران، پزشکان، و سیاست مداران و زنان و مردان خط شکن را یاری خواهد کرد.
دکتر_مجتبی_لشکربلوکی
@Library_Telegram
من حاشیه نشین هستم.
ولی معنی کلمه ی حاشیه را نمی دانم.
از معلم پرسیدم: " حاشیه یعنی چه؟"
گفت: " حاشیه یعنی قسمت کناره ی هر چیزی، مثل کناره ی لباس یا کتاب، مثلاً بعضی از کتابها حاشیه دارند و بعضی از کلمات کتاب را در حاشیه می نویسند؛ یا مثل حاشیه ی شهر که زباله ها را در آنجا می ریزند."
من کفتم: " مگر آدمها زباله هستند که بعضی از آنها را در حاشیه ی شهر ریخته اند؟"
معلم چیزی نگفت.
📕 بی بال پریدن
✍️ #قیصر_امین_پور
@Library_Telegram
ولی معنی کلمه ی حاشیه را نمی دانم.
از معلم پرسیدم: " حاشیه یعنی چه؟"
گفت: " حاشیه یعنی قسمت کناره ی هر چیزی، مثل کناره ی لباس یا کتاب، مثلاً بعضی از کتابها حاشیه دارند و بعضی از کلمات کتاب را در حاشیه می نویسند؛ یا مثل حاشیه ی شهر که زباله ها را در آنجا می ریزند."
من کفتم: " مگر آدمها زباله هستند که بعضی از آنها را در حاشیه ی شهر ریخته اند؟"
معلم چیزی نگفت.
📕 بی بال پریدن
✍️ #قیصر_امین_پور
@Library_Telegram
☕️ قطعه ای از کتاب
یکی از خلفای مغرور و بلندپرواز اُمّـوی میگوید : از این ایرانیها شگفت دارم که هزارسال حکومت کردند و ساعتی به ما محتاج نبودند و ما صد سال حکومت کردیم و لحظهای از آنها بینیاز نشدیم !!
📕 دو قرن سکوت
✍️ عبدالحسین زرینکوب
@Library_Telegram
یکی از خلفای مغرور و بلندپرواز اُمّـوی میگوید : از این ایرانیها شگفت دارم که هزارسال حکومت کردند و ساعتی به ما محتاج نبودند و ما صد سال حکومت کردیم و لحظهای از آنها بینیاز نشدیم !!
📕 دو قرن سکوت
✍️ عبدالحسین زرینکوب
@Library_Telegram
تفکر دلفینی چیست؟
دلفین ها نوعی از حیوانات دریایی هستند.
این پستانداران آبزی باهوش،دارای روحیه همکاری هستند ودر ارتباطات خود شیوه برنده – برنده را برگزیدهاند.
دلفین هیچ کمبودی ندارد ومی خواهد که همه چیز را با همگان تقسیم کند.
اگر یک دلفین زخمی شود، ۴ دلفین دیگر او را همراهی می کنند ، تا خود را به گروه برساند.
در همین راستا پژوهشگران تعداد ۹۵ کوسه و ۵ دلفین را به مدت یک هفته در استخر بزرگ رها کرده و به مطالعه حالات رفتاری آنها پرداختند.
کوسهها به یکدیگر حمله کردند و در این تهاجم تعداد زیادی از آنها نابود شدند، سپس به دلفینها حملهور شدند.
دلفینها فقط میخواستند با آنها بازی کنند ولی کوسهها بیوقفه به آنها حمله میکردند.
سرانجام دلفینها به آرامی کوسهها را محاصره کرده و هنگامی که یکی از کوسهها حمله میکرد آنها به ستون فقرات پشت یا دندههایش میکوبیدند و آنها را میشکستند.
به این ترتیب کوسهها یکی پس از دیگری کشته میشدند.
پس از یک هفته ۹۵ کوسه مرده و ۵ دلفین زنده در حالی که با هم زندگی میکردند در استخر دیده شدند.
در دنیای کوسهای، برای برندهشدن؛ دیگران یا باید *بمیرند و یا ببازند.*
اما در دنیای دلفینی، انعطاف وجود دارد و سر شار از تشخیصهای پربار است.
نتیجه گیری:
*دنیای زیباتری داشتیم اگر که ما انسانها نیز دارای چنین تفکر زیبایی میبودیم؛*
*تفکر دلفینی یعنی اینکه:*
۱- غیر از خود به دیگران هم بیاندیشیم؛
۲- با دیگران در زمان بروز مشکلات همزاد پنداری کنیم؛
۳- از خوشحالی دیگران شاد شویم؛
۴- و از ناراحتی و درد دیگران ما هم احساس درد کنیم؛
۵- با دیگران همدلی و همراهی کنیم؛
۶- دست در دست هم و برای موفقیت هم تلاش کنیم.
#عرفان_کیهانی
@Library_Telegram
دلفین ها نوعی از حیوانات دریایی هستند.
این پستانداران آبزی باهوش،دارای روحیه همکاری هستند ودر ارتباطات خود شیوه برنده – برنده را برگزیدهاند.
دلفین هیچ کمبودی ندارد ومی خواهد که همه چیز را با همگان تقسیم کند.
اگر یک دلفین زخمی شود، ۴ دلفین دیگر او را همراهی می کنند ، تا خود را به گروه برساند.
در همین راستا پژوهشگران تعداد ۹۵ کوسه و ۵ دلفین را به مدت یک هفته در استخر بزرگ رها کرده و به مطالعه حالات رفتاری آنها پرداختند.
کوسهها به یکدیگر حمله کردند و در این تهاجم تعداد زیادی از آنها نابود شدند، سپس به دلفینها حملهور شدند.
دلفینها فقط میخواستند با آنها بازی کنند ولی کوسهها بیوقفه به آنها حمله میکردند.
سرانجام دلفینها به آرامی کوسهها را محاصره کرده و هنگامی که یکی از کوسهها حمله میکرد آنها به ستون فقرات پشت یا دندههایش میکوبیدند و آنها را میشکستند.
به این ترتیب کوسهها یکی پس از دیگری کشته میشدند.
پس از یک هفته ۹۵ کوسه مرده و ۵ دلفین زنده در حالی که با هم زندگی میکردند در استخر دیده شدند.
در دنیای کوسهای، برای برندهشدن؛ دیگران یا باید *بمیرند و یا ببازند.*
اما در دنیای دلفینی، انعطاف وجود دارد و سر شار از تشخیصهای پربار است.
نتیجه گیری:
*دنیای زیباتری داشتیم اگر که ما انسانها نیز دارای چنین تفکر زیبایی میبودیم؛*
*تفکر دلفینی یعنی اینکه:*
۱- غیر از خود به دیگران هم بیاندیشیم؛
۲- با دیگران در زمان بروز مشکلات همزاد پنداری کنیم؛
۳- از خوشحالی دیگران شاد شویم؛
۴- و از ناراحتی و درد دیگران ما هم احساس درد کنیم؛
۵- با دیگران همدلی و همراهی کنیم؛
۶- دست در دست هم و برای موفقیت هم تلاش کنیم.
#عرفان_کیهانی
@Library_Telegram
#تلنگر 📚
وقتی کسی مرا ناراحت میکند یا به چالش میکشد یا مشمئز میکند از خود میپرسم این فرستاده شده تا چه درس مهمی را به من یاد بدهد؟
در این لحظه فاقد کدام ویژگی شخصیتی و روانی هستم که باعث شده متحمل درد و رنج شوم؟
انسانهای کندذهن و کمهوش
به شما صبر و بردباری میآموزند
انسانهای عصبانی
آرامش و خونسردی را میآموزند
انسانهای تحقیرگر
عزتنفس و احترام را به شما میآموزند
انسانهای بیاحساس
عشق بی قید و شرط را میآموزند
انسانهای لجباز
انعطاف را به شما میآموزند
@Library_Telegram
وقتی کسی مرا ناراحت میکند یا به چالش میکشد یا مشمئز میکند از خود میپرسم این فرستاده شده تا چه درس مهمی را به من یاد بدهد؟
در این لحظه فاقد کدام ویژگی شخصیتی و روانی هستم که باعث شده متحمل درد و رنج شوم؟
انسانهای کندذهن و کمهوش
به شما صبر و بردباری میآموزند
انسانهای عصبانی
آرامش و خونسردی را میآموزند
انسانهای تحقیرگر
عزتنفس و احترام را به شما میآموزند
انسانهای بیاحساس
عشق بی قید و شرط را میآموزند
انسانهای لجباز
انعطاف را به شما میآموزند
@Library_Telegram
خلقت انسان.
خلقت کورد.
نویسنده.
#حمید سروامان الهی
بنام آنکه عشق را ، آزادی و آزادگی را، شور و شرف را، غرور و شجاعت را، بزرگی و زیبایی را آفرید. و ملتی را از کورد لایق تر برای بدوش کشیدن این امانات بزرگ ندید.
شاید اگر به آن روز بزرگ ، روز خلقت نوع بشر برگردیم.
وقتی خداوند در برابر دیدگان تمام کائنات. در حضور همه مخلوقات امانت ها را به کوه ها و دریا ها پیشنهاد کرد. اما انها پا پس کشیدن و از گرفتن سر باز زدند. هیچ کس را یارای برداشتن نبود. هیچ کس جرأت نزدیک شدن نیز هم به خود نداد!
اما انسان پیش آمد. و درخواست را پذیرفت و برداشت.
همه معترض بودند که ما برتریم ما از جنس نور و آتشیم. اما او از جنس خاک و گِل بدبو.
و خداوند ، بمانند پدری که از زیر چشم به فرزند خود مینگرد. لبخندی زد و رو بسوی تمام جن و انس کرد و گفت. من می دانم آنچه که شما نمی دانید. و بر شجاعت انسان آفرین گفت.
سالهاست نوع بشر به انحراف رفته است. هیچ چیز برای افتخار کردن و نشان دادن برتری نوع بشر وجود نداشت.
تا زمانی که دختران کورد در برابر دژخیمان و جلادان تا دندان مسلح داعش. ( که با نام خدا جنایت میکردند) با تمام وجودشان میجنگیدند.
تکه تکه می شدند. اما با تمام دلاوری و شجاعت ایستادند.
شجاعت را در روی زمین معنی دوباره ای بخشیدند و زنده کردند.
شاید خداوند از ان بالا نگاه میکرد و رو به تمام فرشتگان با افتخاری بسیار، و سرمست و شادمان از پیروزی دوباره میگفت. من می دانستم. آنچه که شما نمی دانید.
و آهسته و با زمزمه . فتبارک الله احسن الخالقین گفت.
مردمانی هستند. که هنوز انسانند. بر سر اصالت خود مانده اند.
سرزمین شان نخستین جایگاه نسل آدم بود.
امروز شاهدیم که دوباره دشمنان خدا و انسان. شیطان و اردوغانیان . دست در دست هم نهاده اند. تا شاید آخرین سنگر انسان و آدم را برای همیشه نابود کنند.
ارتش شیطان و اردوغانیان با نام خدا به جنگ اشرف مخلوقات خدا و ارتش خدا می روند.
اما. زهی خیال باطل!!
و دوباره خداوند نیز از آن بالا. تمام فرشتگان و مخلوقاتش را به تماشا خوانده است.
می داند که افتخاری بزرگ برای خدا و انسان در راه است.
و پیروزی نزدیک.
پایان .
حمید سروامان الهی.
98-7-17
@Library_Telegram
خلقت کورد.
نویسنده.
#حمید سروامان الهی
بنام آنکه عشق را ، آزادی و آزادگی را، شور و شرف را، غرور و شجاعت را، بزرگی و زیبایی را آفرید. و ملتی را از کورد لایق تر برای بدوش کشیدن این امانات بزرگ ندید.
شاید اگر به آن روز بزرگ ، روز خلقت نوع بشر برگردیم.
وقتی خداوند در برابر دیدگان تمام کائنات. در حضور همه مخلوقات امانت ها را به کوه ها و دریا ها پیشنهاد کرد. اما انها پا پس کشیدن و از گرفتن سر باز زدند. هیچ کس را یارای برداشتن نبود. هیچ کس جرأت نزدیک شدن نیز هم به خود نداد!
اما انسان پیش آمد. و درخواست را پذیرفت و برداشت.
همه معترض بودند که ما برتریم ما از جنس نور و آتشیم. اما او از جنس خاک و گِل بدبو.
و خداوند ، بمانند پدری که از زیر چشم به فرزند خود مینگرد. لبخندی زد و رو بسوی تمام جن و انس کرد و گفت. من می دانم آنچه که شما نمی دانید. و بر شجاعت انسان آفرین گفت.
سالهاست نوع بشر به انحراف رفته است. هیچ چیز برای افتخار کردن و نشان دادن برتری نوع بشر وجود نداشت.
تا زمانی که دختران کورد در برابر دژخیمان و جلادان تا دندان مسلح داعش. ( که با نام خدا جنایت میکردند) با تمام وجودشان میجنگیدند.
تکه تکه می شدند. اما با تمام دلاوری و شجاعت ایستادند.
شجاعت را در روی زمین معنی دوباره ای بخشیدند و زنده کردند.
شاید خداوند از ان بالا نگاه میکرد و رو به تمام فرشتگان با افتخاری بسیار، و سرمست و شادمان از پیروزی دوباره میگفت. من می دانستم. آنچه که شما نمی دانید.
و آهسته و با زمزمه . فتبارک الله احسن الخالقین گفت.
مردمانی هستند. که هنوز انسانند. بر سر اصالت خود مانده اند.
سرزمین شان نخستین جایگاه نسل آدم بود.
امروز شاهدیم که دوباره دشمنان خدا و انسان. شیطان و اردوغانیان . دست در دست هم نهاده اند. تا شاید آخرین سنگر انسان و آدم را برای همیشه نابود کنند.
ارتش شیطان و اردوغانیان با نام خدا به جنگ اشرف مخلوقات خدا و ارتش خدا می روند.
اما. زهی خیال باطل!!
و دوباره خداوند نیز از آن بالا. تمام فرشتگان و مخلوقاتش را به تماشا خوانده است.
می داند که افتخاری بزرگ برای خدا و انسان در راه است.
و پیروزی نزدیک.
پایان .
حمید سروامان الهی.
98-7-17
@Library_Telegram
👎2❤1👍1
📕 من گوساله ام
✍️ بزرگمهر حسین پور
کتاب من گوساله ام مجموعهی کمیک استریپهایی از زندگی فلسفی یک گاو و نوه کنجکاوش است. نویسنده معتقد است: «هر گاوی که عمیقا بفهمد چقدر گاو است، در دم آدم خواهد شد و هر گاه آدمی زیادی بفهمد که آدم است، در دم گاو خواهد شد!» کتاب حاضر دارای 63 کمیک استریپ است که در گذشته به شکل هفتگی طی چند سال در هفتهنامهی «چلچراغ»، منتشر میشد. در مقدمهی اثر میخوانیم: «اگر میخواهید مسائل مطرح شده در این کتاب را به آدمها نسبت دهید، اگر میخواهید نکتهها، عقدهها، دغدغههای فکری و ذهنی، اجتماعی و سیاسی بشر امروز را به این کمیکها بچسبانید، عمیقا در اشتباهید و دقیقا شما نیز مانند یک گوساله عمل کردهاید. این کتاب هذیانها و خزعبلات یک گوساله است که مجموعهی پرت و پلاهای پدربزرگش را که مدام عرق ینجه میخورد و دمدمای غروب آفتاب آروغ میزند و یونجه نشخوار میکند به خورد ما داده است.
@Library_Telegram
✍️ بزرگمهر حسین پور
کتاب من گوساله ام مجموعهی کمیک استریپهایی از زندگی فلسفی یک گاو و نوه کنجکاوش است. نویسنده معتقد است: «هر گاوی که عمیقا بفهمد چقدر گاو است، در دم آدم خواهد شد و هر گاه آدمی زیادی بفهمد که آدم است، در دم گاو خواهد شد!» کتاب حاضر دارای 63 کمیک استریپ است که در گذشته به شکل هفتگی طی چند سال در هفتهنامهی «چلچراغ»، منتشر میشد. در مقدمهی اثر میخوانیم: «اگر میخواهید مسائل مطرح شده در این کتاب را به آدمها نسبت دهید، اگر میخواهید نکتهها، عقدهها، دغدغههای فکری و ذهنی، اجتماعی و سیاسی بشر امروز را به این کمیکها بچسبانید، عمیقا در اشتباهید و دقیقا شما نیز مانند یک گوساله عمل کردهاید. این کتاب هذیانها و خزعبلات یک گوساله است که مجموعهی پرت و پلاهای پدربزرگش را که مدام عرق ینجه میخورد و دمدمای غروب آفتاب آروغ میزند و یونجه نشخوار میکند به خورد ما داده است.
@Library_Telegram
من_گوساله_ام.pdf
13.4 MB
📕 من گوساله ام
✍️ بزرگمهر حسین پور
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍️ بزرگمهر حسین پور
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
#تکثیر_مکانیکی_دین
والتر بنیامین، فیلسوف آلمانی قرن بیستم، مقالهای دارد به نام «اثر هنری در عصر تکثیر مکانیکی». در این مقاله میگوید: آثار هنری تا پیش از ساخت دستگاههای تکثیر و کپیهای ماشینی، در هالهای از نور قدسی بودند و به بازدیدکنندگانشان در سالنهای بزرگ و ساکت، الهام دینی و شور و هیجان میبخشیدند. اما در عصر کپیهای ماشینی و تکثیر فراوان آنها با دستگاههای مکانیکی، دیگر آن نیروی الهامبخش و تأثیرگذار را ندارند. تابلوی که بر روی هر دیواری نصب شده است، بیشتر از چند ثانیه کسی را به توقف و دیدن وانمیدارد.
تکثیر مکانیکی دین نیز همین سرنوشت را دارد. وقتی در و دیوار شهر را پر میکنیم از آیات کتابی که باید در خلوت معنوی بخوانیم تا اثری بگذارد، وقتی برنامههای خبری تلویزیون را با درود و صلوات و دعا آغاز میکنند و سپس راست و دروغ را به هم میآمیزند، وقتی در هر مقاله و نوشتاری برای اثبات سادهترین و بدیهیترین گزارهها به آیات و روایات استناد میکنیم، وقتی در آغاز هر جلسهای – ولو اینکه موضوع جلسه، پایین آوردن قیمت مرغ و تخم مرغ باشد – آیاتی از قرآن را میخوانند و وقتی خیابانها و کوچههایمان همنام مقدسترین مردان و زنان تاریخ دین میشود، تنها اتفاقی که میافتد تبدیل امر دینی مقدس به امر عرفی دستمالیشده است.
فقه، بزرگترین دستگاه تکثیر دین و عرفیسازی آن است. فقه، از بازار تا حمام ما را با احکام دینی میآمیزد و از این رهگذر، دین را عرفیترین پدیدۀ زندگی بشر میکند. از سوی دیگر به دلیل بیمهری برخی ادیان با هنرهایی همچون موسیقی و نقاشی و مجسمهسازی، هیچ نیرویی در جامعه برای شورانگیزی و الهامبخشی باقی نمیماند. بدین ترتیب، همه چیز عرفی و خیابانی میشود و هر گونه هیجان و شورمندی و رازآمیزی از جهان رخت برمیبندد. ادیان در نخستین مرحلۀ ظهورشان، چنان رازآمیز و قدسیمآب بودند که پیروانشان را سرشار از امر قدسی میکردند؛ اما اندکاندک همۀ آنها یا جامۀ حکومت بر تن کردند و یا در بازار و خیابان، شمشیر باید و نباید به دست گرفتند. اکنون نیز انسان معاصر اگر به دین نیاز داشته باشد، دینی است که به او هیجان میبخشد و زندگی او را با افقهای دور پیوند میزند و جهان را در نظر او به مثابۀ اثری هنری و رازآمیز و حیرتانگیز میآراید. به قول مولانا: «جز که حیرانی نباشد کار دین.» اما دین عرفیشده و آمیخته با تظاهرات بیرونی و مناسک دشمنشکن، از عهدۀ چنین رسالتی برنمیآید.
✍️ رضا بابایی
@Library_Telegram
والتر بنیامین، فیلسوف آلمانی قرن بیستم، مقالهای دارد به نام «اثر هنری در عصر تکثیر مکانیکی». در این مقاله میگوید: آثار هنری تا پیش از ساخت دستگاههای تکثیر و کپیهای ماشینی، در هالهای از نور قدسی بودند و به بازدیدکنندگانشان در سالنهای بزرگ و ساکت، الهام دینی و شور و هیجان میبخشیدند. اما در عصر کپیهای ماشینی و تکثیر فراوان آنها با دستگاههای مکانیکی، دیگر آن نیروی الهامبخش و تأثیرگذار را ندارند. تابلوی که بر روی هر دیواری نصب شده است، بیشتر از چند ثانیه کسی را به توقف و دیدن وانمیدارد.
تکثیر مکانیکی دین نیز همین سرنوشت را دارد. وقتی در و دیوار شهر را پر میکنیم از آیات کتابی که باید در خلوت معنوی بخوانیم تا اثری بگذارد، وقتی برنامههای خبری تلویزیون را با درود و صلوات و دعا آغاز میکنند و سپس راست و دروغ را به هم میآمیزند، وقتی در هر مقاله و نوشتاری برای اثبات سادهترین و بدیهیترین گزارهها به آیات و روایات استناد میکنیم، وقتی در آغاز هر جلسهای – ولو اینکه موضوع جلسه، پایین آوردن قیمت مرغ و تخم مرغ باشد – آیاتی از قرآن را میخوانند و وقتی خیابانها و کوچههایمان همنام مقدسترین مردان و زنان تاریخ دین میشود، تنها اتفاقی که میافتد تبدیل امر دینی مقدس به امر عرفی دستمالیشده است.
فقه، بزرگترین دستگاه تکثیر دین و عرفیسازی آن است. فقه، از بازار تا حمام ما را با احکام دینی میآمیزد و از این رهگذر، دین را عرفیترین پدیدۀ زندگی بشر میکند. از سوی دیگر به دلیل بیمهری برخی ادیان با هنرهایی همچون موسیقی و نقاشی و مجسمهسازی، هیچ نیرویی در جامعه برای شورانگیزی و الهامبخشی باقی نمیماند. بدین ترتیب، همه چیز عرفی و خیابانی میشود و هر گونه هیجان و شورمندی و رازآمیزی از جهان رخت برمیبندد. ادیان در نخستین مرحلۀ ظهورشان، چنان رازآمیز و قدسیمآب بودند که پیروانشان را سرشار از امر قدسی میکردند؛ اما اندکاندک همۀ آنها یا جامۀ حکومت بر تن کردند و یا در بازار و خیابان، شمشیر باید و نباید به دست گرفتند. اکنون نیز انسان معاصر اگر به دین نیاز داشته باشد، دینی است که به او هیجان میبخشد و زندگی او را با افقهای دور پیوند میزند و جهان را در نظر او به مثابۀ اثری هنری و رازآمیز و حیرتانگیز میآراید. به قول مولانا: «جز که حیرانی نباشد کار دین.» اما دین عرفیشده و آمیخته با تظاهرات بیرونی و مناسک دشمنشکن، از عهدۀ چنین رسالتی برنمیآید.
✍️ رضا بابایی
@Library_Telegram
Forwarded from همه چی، هیچی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM