#ارسالی
یکی رفت - یکی آمد
[ دیو چو بیرون رود ]
✅ اونی که میرفت
گفت بعد از رفتن من ایران میرود - خاور میانه میرود
و جهان را وحشتی بزرگ فرا میگیرد و چنین شد
❎ اونی که اومد
گفت آب - برق - بلیت اتوبوس را مجانی میکنم
شما را صاحب خانه میکنم و چنین نشد
✅ اونی که میرفت
قرار بود مردم را به صف اول ملل مترقی جهان ببرد
❎ اونی که آمد
میخواست مردم را به 1400 سال پیش ببرد
✅ اونی که رفت
روادید سفر به هفتاد کشور جهان را حذف کرده بود
❎ اونی که آمد
اثر انگشت را هم به پاس و ویزا اضافه کرد
و امروزه حتی رئیس جمهور به سختی ویزا
برای رفتن به مجالس بین المللی میگیرد!
✅ کسی که رفت
یک بار ارتش عراق ساعت شش بامداد به کشورش حمله کرد و سه ساعت بعد یعنی نه بامداد نماینده عراق در سازمان ملل از ایران شکایت کرد
و گفت پنج کیلومتر از خاک عراق را تصاحب کرده
❎ کسی که آمد
دوباره ارتش عراق به همان جا حمله کرد
و هشت سال طول کشبد تا بیرونش کردند
✅ کسی که رفت
پنجمین ارتش مقتدر جهان را داشت
ولی تجهیزات ضد شورش نداشت
❎ کسی که اومد
سی درصد تجهیزات نظامیش برای سرکوب مردم است
✅ کسی که رفت
به حق انتخاب مردم احترام میگذاشت
و مردم را در چگونه پوشیدن و نوشیدن و چگونه زیستن آزاد گذاشته بود
❎ کسی که آمد
حق انتخاب را از مردم گرفت و برای چگونه پوشیدن نوشیدن و غیره قانون وضع کرد
✅ کسی که رفت
آموزش و پروش و دانشگاهش مجانی بود
❎ کسی که آمد همه را پولی کرد
✅ کسی که رفت ......
❎ کسی که آمد .....
✅ کسی که .....
❎ کسی که ...
✅ کسی که رفت
همه شادیها و اعتبار ما را با خودش برد
❎ و کسی که آمد
برای ما جز رنج و گرفتاری و غم چیزی نیاورد
✅ خلاصه کسی که رفت عاشق ایران و ایرانی بود
❎ و کسی که آمد عاشق اعراب و...
@Library_Telegram
یکی رفت - یکی آمد
[ دیو چو بیرون رود ]
✅ اونی که میرفت
گفت بعد از رفتن من ایران میرود - خاور میانه میرود
و جهان را وحشتی بزرگ فرا میگیرد و چنین شد
❎ اونی که اومد
گفت آب - برق - بلیت اتوبوس را مجانی میکنم
شما را صاحب خانه میکنم و چنین نشد
✅ اونی که میرفت
قرار بود مردم را به صف اول ملل مترقی جهان ببرد
❎ اونی که آمد
میخواست مردم را به 1400 سال پیش ببرد
✅ اونی که رفت
روادید سفر به هفتاد کشور جهان را حذف کرده بود
❎ اونی که آمد
اثر انگشت را هم به پاس و ویزا اضافه کرد
و امروزه حتی رئیس جمهور به سختی ویزا
برای رفتن به مجالس بین المللی میگیرد!
✅ کسی که رفت
یک بار ارتش عراق ساعت شش بامداد به کشورش حمله کرد و سه ساعت بعد یعنی نه بامداد نماینده عراق در سازمان ملل از ایران شکایت کرد
و گفت پنج کیلومتر از خاک عراق را تصاحب کرده
❎ کسی که آمد
دوباره ارتش عراق به همان جا حمله کرد
و هشت سال طول کشبد تا بیرونش کردند
✅ کسی که رفت
پنجمین ارتش مقتدر جهان را داشت
ولی تجهیزات ضد شورش نداشت
❎ کسی که اومد
سی درصد تجهیزات نظامیش برای سرکوب مردم است
✅ کسی که رفت
به حق انتخاب مردم احترام میگذاشت
و مردم را در چگونه پوشیدن و نوشیدن و چگونه زیستن آزاد گذاشته بود
❎ کسی که آمد
حق انتخاب را از مردم گرفت و برای چگونه پوشیدن نوشیدن و غیره قانون وضع کرد
✅ کسی که رفت
آموزش و پروش و دانشگاهش مجانی بود
❎ کسی که آمد همه را پولی کرد
✅ کسی که رفت ......
❎ کسی که آمد .....
✅ کسی که .....
❎ کسی که ...
✅ کسی که رفت
همه شادیها و اعتبار ما را با خودش برد
❎ و کسی که آمد
برای ما جز رنج و گرفتاری و غم چیزی نیاورد
✅ خلاصه کسی که رفت عاشق ایران و ایرانی بود
❎ و کسی که آمد عاشق اعراب و...
@Library_Telegram
👍1
#حكايت 📖
میگویند روزی برای سلطان محمود غزنوی كبكی را آوردند كه لنگ بود.
فروشنده برای فروشش قیمت زياد میخواست.
سلطان محمود حكمت قيمت زياد كبک لنگ را جويا شد.
فروشنده گفت: «وقتی دام پهن میكنيم برای كبکها، اين كبک را نزديک دامها رها میكنم. آواز خوش سر میدهد و كبکهای ديگر به سراغش میآيند و در اين وقت در دام گرفتار میشوند.
هر بار كه كبک را برای شكار ببريم، حتما تعدادی زياد كبک گرفتار دام میشوند.»
سلطان محمود امر به خريدن كرد و خواستار كبک شد.
چون قیمت به فروشنده دادند و كبک به سلطان، سلطان تيغی بر گردن كبک لنگ زد و سرش را جدا كرد.
فروشنده كه ناباوارنه سر قطع شده و تن بیجان كبک را میديد، گفت اين كبک را چرا سر بريديد؟
سلطان محمود گفت: «هر كس ملت و قوم خود را بفروشد، بايد سرش جدا شود!
@Library_Telegram
میگویند روزی برای سلطان محمود غزنوی كبكی را آوردند كه لنگ بود.
فروشنده برای فروشش قیمت زياد میخواست.
سلطان محمود حكمت قيمت زياد كبک لنگ را جويا شد.
فروشنده گفت: «وقتی دام پهن میكنيم برای كبکها، اين كبک را نزديک دامها رها میكنم. آواز خوش سر میدهد و كبکهای ديگر به سراغش میآيند و در اين وقت در دام گرفتار میشوند.
هر بار كه كبک را برای شكار ببريم، حتما تعدادی زياد كبک گرفتار دام میشوند.»
سلطان محمود امر به خريدن كرد و خواستار كبک شد.
چون قیمت به فروشنده دادند و كبک به سلطان، سلطان تيغی بر گردن كبک لنگ زد و سرش را جدا كرد.
فروشنده كه ناباوارنه سر قطع شده و تن بیجان كبک را میديد، گفت اين كبک را چرا سر بريديد؟
سلطان محمود گفت: «هر كس ملت و قوم خود را بفروشد، بايد سرش جدا شود!
@Library_Telegram
#یک_فنجان_تفکر ☕️
هنوز هم همان حرفها را میزنیم
عین الدوله یا همان “اتابک” مشهور نوه ی فتحعلیشاه قاجار، متولد سنه ۱۲۲۴ هجری شمسی در دارالفنون تحصیل کرد.
به یاد دارید که دارالفنون اولین مؤسسه ی شبیه به دانشگاه در ایران است که در زمان ناصرالدین شاه در خیابان ناصرخسرو تأسیس شد.
ایده ی اولیه ی ایجاد این مؤسسه توسط امیرکبیر با هدف ارتقاء سطح علمی ایرانیان برای جبران کمبودی که در زمینه ی آموزش عالی می دید بنا نهاده شد. بعد از سفر به روسیه، امیرکبیر فکر کرده بود سطح علم که بالا برود بالطبع فرهنگ هم بهبود خواهد یافت.
غافل از اینکه از همان زمان به تجربه گفته شده علم لزوماً شعور و فرهنگ به ارمغان نمی آورد.
با توجه به کمالات و شجره نامه ی درخشانش، عین الدوله چند سالی حاکم تهران بود. حکایت است روزی مردی شکایت به نزد وی برد که جوانی به دخترش تجاوز به عنف کرده است.
عین الدوله دستور داد چند تکه زیورآلات طلا به دختر آویخته و آوردندش. چهار تن از فراشان گردن کلفت خود را فرمان داد به دختر حمله کرده و سعی در ربودن زیورآلات نمایند. حالا اینکه چطور را نمی دانیم ولی گویا این اجداد شعبان بی مخ “موفق” به باز کردن هیچکدام از زیورآلات نمی شوند.
عین الدوله، حاکم شهر و مجری عدل رو به پدر دختر کرده و افاضه می فرماید “مرغ اگه خودش نخواد نوک به پشت خروس نمی زنه!
این که توانست از پس چهار نفر برآید چطور نتوانسته مقابل یک نفر مقاومت کند تا دست به نهانگاه اش نکند!” قریب به یک قرن و نیم از آن روزگار می گذرد.
نمی دانم چگونه است که نه فقط اروپا، بلکه همه ی دنیا ترقی می کنند و ما وا می ترقیم!
#مژده_بهرنگ
@Library_Telegram
هنوز هم همان حرفها را میزنیم
عین الدوله یا همان “اتابک” مشهور نوه ی فتحعلیشاه قاجار، متولد سنه ۱۲۲۴ هجری شمسی در دارالفنون تحصیل کرد.
به یاد دارید که دارالفنون اولین مؤسسه ی شبیه به دانشگاه در ایران است که در زمان ناصرالدین شاه در خیابان ناصرخسرو تأسیس شد.
ایده ی اولیه ی ایجاد این مؤسسه توسط امیرکبیر با هدف ارتقاء سطح علمی ایرانیان برای جبران کمبودی که در زمینه ی آموزش عالی می دید بنا نهاده شد. بعد از سفر به روسیه، امیرکبیر فکر کرده بود سطح علم که بالا برود بالطبع فرهنگ هم بهبود خواهد یافت.
غافل از اینکه از همان زمان به تجربه گفته شده علم لزوماً شعور و فرهنگ به ارمغان نمی آورد.
با توجه به کمالات و شجره نامه ی درخشانش، عین الدوله چند سالی حاکم تهران بود. حکایت است روزی مردی شکایت به نزد وی برد که جوانی به دخترش تجاوز به عنف کرده است.
عین الدوله دستور داد چند تکه زیورآلات طلا به دختر آویخته و آوردندش. چهار تن از فراشان گردن کلفت خود را فرمان داد به دختر حمله کرده و سعی در ربودن زیورآلات نمایند. حالا اینکه چطور را نمی دانیم ولی گویا این اجداد شعبان بی مخ “موفق” به باز کردن هیچکدام از زیورآلات نمی شوند.
عین الدوله، حاکم شهر و مجری عدل رو به پدر دختر کرده و افاضه می فرماید “مرغ اگه خودش نخواد نوک به پشت خروس نمی زنه!
این که توانست از پس چهار نفر برآید چطور نتوانسته مقابل یک نفر مقاومت کند تا دست به نهانگاه اش نکند!” قریب به یک قرن و نیم از آن روزگار می گذرد.
نمی دانم چگونه است که نه فقط اروپا، بلکه همه ی دنیا ترقی می کنند و ما وا می ترقیم!
#مژده_بهرنگ
@Library_Telegram
📕 داشتن و نداشتن
✍️ ارنست همینگوی
🔃 پرویز داریوش
هری مورگان ماهیگر فقیری است که به خاطر گذران زندگی خود و خانواده اش به قاچاق جنس و انسان روی می آورد ...
همون سبک ساده و غنی همینگوی . کتاب خوبی بود در کل عالی نه اما ارزش خوندن رو داره . فاکنر از روی این کتاب فیلم نامه ای می نویسه و هاوکز اون را به فیلم تبدیل می کنه که چون ظاهرا شباهتی به داستان همینگوی نداشته زیاد مورد توجه قرار نمی گیره اما در سال های بعدی مورد تقدیر بیشتری قرار می گیره .
اما «داشتن و نداشتن» بیش از آنکه میدانی برای قدرتنمایی نویسنده باشد، جاییست برای به تصویر کشیدن زندگی مردمی که گرفتار اشتباهات و یا جاهطلبیهای عدهای از سیاستمداران شدهاند. شاید مشهودترین موضوع در «داشتن و نداشتن» همان تأثیر سیاست و اقتصاد بر زندگی مردم است. همینگوی در این کتاب نشان میدهد که در جامعهای که پیدا کردن کار خلاف قانون، حتا از دست آدم کری که نمیتواند درست حرف بزند، در عرض چند ساعت بر میآید، برای جنایت نیازی نیست به این که بیماری روحی داشته باشی و یا این که در کودکی رنج بسیار کشیده باشی و یا اینکه شیطان در روحت حلول کرده باشد! او نشان میدهد که چگونه مردی با جربزه که نمیخواهد با دست خالی پیش زن و فرزندانش برگردد به یک آدمکش بدل می شود.
@Library_Telegram
✍️ ارنست همینگوی
🔃 پرویز داریوش
هری مورگان ماهیگر فقیری است که به خاطر گذران زندگی خود و خانواده اش به قاچاق جنس و انسان روی می آورد ...
همون سبک ساده و غنی همینگوی . کتاب خوبی بود در کل عالی نه اما ارزش خوندن رو داره . فاکنر از روی این کتاب فیلم نامه ای می نویسه و هاوکز اون را به فیلم تبدیل می کنه که چون ظاهرا شباهتی به داستان همینگوی نداشته زیاد مورد توجه قرار نمی گیره اما در سال های بعدی مورد تقدیر بیشتری قرار می گیره .
اما «داشتن و نداشتن» بیش از آنکه میدانی برای قدرتنمایی نویسنده باشد، جاییست برای به تصویر کشیدن زندگی مردمی که گرفتار اشتباهات و یا جاهطلبیهای عدهای از سیاستمداران شدهاند. شاید مشهودترین موضوع در «داشتن و نداشتن» همان تأثیر سیاست و اقتصاد بر زندگی مردم است. همینگوی در این کتاب نشان میدهد که در جامعهای که پیدا کردن کار خلاف قانون، حتا از دست آدم کری که نمیتواند درست حرف بزند، در عرض چند ساعت بر میآید، برای جنایت نیازی نیست به این که بیماری روحی داشته باشی و یا این که در کودکی رنج بسیار کشیده باشی و یا اینکه شیطان در روحت حلول کرده باشد! او نشان میدهد که چگونه مردی با جربزه که نمیخواهد با دست خالی پیش زن و فرزندانش برگردد به یک آدمکش بدل می شود.
@Library_Telegram
داشتن و نداشتن.pdf
2.3 MB
📕 داشتن و نداشتن
✍️ ارنست همینگوی
🔃 پرویز داریوش
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍️ ارنست همینگوی
🔃 پرویز داریوش
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
@Original_IR_Music
دایه دایه، حسین فرجی
🔴 «دایه دایه وقت جنگه»
حسین فرجی
هولوکاست لرها در ایران و آلوده کردن عمدی ۳۰۰ زن، کودک و خانواده بیگناه و مظلوم به ویروس ایدز، جنایتی ضد بشری و تاریخی است که تا ابد ننگ آن دامان جمهوری اسلامی را خواهد گرفت.
▪️از امروز ساعت ۱۸ تمامی شهرهای لرنشین در اعتراض به هولوکاست لرها در جمهوری اسلامی به خیابانها میآیند.
💠💠💠
کانال موسیقی اصیل ایرانی
@Original_IR_Music
حسین فرجی
هولوکاست لرها در ایران و آلوده کردن عمدی ۳۰۰ زن، کودک و خانواده بیگناه و مظلوم به ویروس ایدز، جنایتی ضد بشری و تاریخی است که تا ابد ننگ آن دامان جمهوری اسلامی را خواهد گرفت.
▪️از امروز ساعت ۱۸ تمامی شهرهای لرنشین در اعتراض به هولوکاست لرها در جمهوری اسلامی به خیابانها میآیند.
💠💠💠
کانال موسیقی اصیل ایرانی
@Original_IR_Music
☕️ قطعه ای از کتاب
جامعه زن را چنان تربیت میکند که نباید هیچ چیز از مسائلِ عشقی بزرگ بداند، نباید چیزی از مسائل جنسی بداند و هرجا سخنی از مسائل جنسی به میان آمد، باید مضطرب بگریزد و در کل چنان به زن تلقین میشود که سکس مخالف عفت اوست، مسائل جنسی بد است و باید چشم و گوش خود را دربرابر آن بپوشاند.
تا اینکه زن گویی با ضربهی صاعقهای هولناک به درون حقیقت می افتد که نام آن صاعقه ازدواج است. حال زن با حیا و عشق و لذت و... دستبهگریبان میشود. حیران از این مسئله که چطور آنچه تا دیروز پست و حیوانی بود، امروز امری معنوی و انسانی است.
بهراستی روح زن چگونه اینها را تحمل میکند؟!
📕 حکمت شادان
✍️ نیچه
@Library_Telegram
جامعه زن را چنان تربیت میکند که نباید هیچ چیز از مسائلِ عشقی بزرگ بداند، نباید چیزی از مسائل جنسی بداند و هرجا سخنی از مسائل جنسی به میان آمد، باید مضطرب بگریزد و در کل چنان به زن تلقین میشود که سکس مخالف عفت اوست، مسائل جنسی بد است و باید چشم و گوش خود را دربرابر آن بپوشاند.
تا اینکه زن گویی با ضربهی صاعقهای هولناک به درون حقیقت می افتد که نام آن صاعقه ازدواج است. حال زن با حیا و عشق و لذت و... دستبهگریبان میشود. حیران از این مسئله که چطور آنچه تا دیروز پست و حیوانی بود، امروز امری معنوی و انسانی است.
بهراستی روح زن چگونه اینها را تحمل میکند؟!
📕 حکمت شادان
✍️ نیچه
@Library_Telegram
👍1
🔴 کابوس تکراری پردههای سیاه!
▪️پرده اول: دونالد ترامپ، برخلاف روایت غالب امروز و البته برخلاف شعارهای انتخاباتی خودش، پس از روی کار آمدن، به «لغو تحریمهای ایران» که در برجام ذکر شده بود پایبند باقی ماند. او، نه یکبار، بلکه دستکم دو بار (در مجموع بیش از یکسال) توافقی را تمدید کرد که از ابتدا با آن مخالف بود. البته در طول آن مدت نیز به صورت مداوم از ایران درخواست کرد که برای آنچه او «تکمیل برجام» میخواند به پای میز مذاکره بیاید. پیشنهادی که اتفاقا کاملا مورد تایید اروپاییها هم بود. اروپاییها نیز دقیقا در همین راستا «کمیسیون اصلاح برجام» را تدارک دیدند، اما هیچکدام از این درخواستهای مکرر مورد پذیرش ایران قرار نگرفت. پیام ایران در یک کلام خلاصه میشد: «برجام غیرقابل مذاکره است».
حالا ۱۵ماه از پایان مهلت ترامپ برای مذاکره گذشته است. ۱۵ ماه است که تحریمها، بسیار سنگینتر از قبل و احتمالا سنگینتر از هر زمان دیگری بازگشتهاند. صادرات نفت تا سطح «غیرقابل ذکر» سقوط کرده و کشور در بدترین اوضاع اقتصادی خود قرار گرفته است. بالاترین درخواستی که در این شرایط صراحتا از جانب رییسجمهور ما اعلام شده و میتوان گفت پیشتر هم از جانب رهبری به صورت ضمنی تأیید شده بود این است: «ترامپ تحریمها را لغو کند، حاضریم در مورد برجام مذاکره کنیم». یعنی همانکه ۲سال قبل و بدون هیچ یک از این دردسرها امکان تحققاش وجود داشت!
▪️پرده دوم: بهار سال ۹۶، حسن روحانی، سرخوش از به نتیجه رسیدن برجام، از ضرورت تداوم آن در قالب برجامهای دو و سه سخن میگوید. پیش از آن نیز بسیاری هشدار داده بودند که جای خالی رقبای منطقهای ایران در مذاکرات میتواند چالشبرانگیز باشد. بسیاری توصیه میکردند ایران در تداوم سیاستهای تنشزدایی، به سراغ همسایگان نیز برود. جریان «تقابلگرا» اما به کلی مخالف تداوم تنشزدایی بود. آنها با شدیدترین حملات رسانهای خود به کلیدواژه «برجام منطقهای» حمله کردند. حتی رهبری نیز شخصا به هرگونه تلاش برای گسترش برجام به ویژه به موضوعات منطقهای واکنش نشان داد. هرگونه سخن گفتن در باب «برجام منطقهای» خیلی زود از جانب دستگاه پروپاگاندا به صورت «اسم رمز خیانت و وطنفروشی» معرفی شد.
حالا اما دوباره ورق برگشته است. کمر جامعه که زیر بار فشارهای اقتصادی خرد شد و توهم مانور اقتدار و مسدود کردن تنگه هرمز در سطح بازی موش و گربه به شیوه «بزن و تکذیب کن» تقلیل پیدا کرد، بالاخره رویکردها عوض شد. حالا سخنگویان دیپلماتیک کشور، با شور و شعف خبر میدهند که «عربستان پیغام فرستاده که آماده مذاکره است» و گویا معامله تا آنجا جوش خورده که عراق هم به عنوان میزبان و واسطه مشخص شده است. این روزها دیگر کسی به «برجام منطقه»ای اسم خیانت نمیدهد!
▪️تکرار بیپایان پردههای سیاه: در تاریخ ۱۲بهمنماه ۱۳۹۶، درست زمانی که ترامپ یک بار دیگر پایبندی خودش به برجام را تمدید کرده بود، یک کارشناس امور خارجه با انتشار یادداشتی در روزنامه شرق، تمامی تهدیدهایی که امروز بالفعل شدهاند را پیشبینی کرده و نسبت بدانها هشدار داده بود. ما پیشنهاد میکنیم که حتما «این یادداشت» را بخوانید و ببینید که چطور پیشبینیهای آن یکییکی به وقوع پیوسته است. تمامی آن نسخههایی که پیش از وقوع فاجعه پیشنهاد شده بود همان مواردی هستند که امروز نظام ناچار شده یکییکی به آنها تن بدهد. مساله اما، پیشبینیهای یک فرد خاص نیست. مساله اصلی، سیطره یک اندیشه کلان «تقابلگرا»، به جای ذهنیت «منطقی و مصلحتسنج» بر فضای سیاست کشور ماست.
پردههای اول و دوم این یادداشت، میتوانند با دهها نمونه دیگر از پردههای سیاه در تاریخ سیاستخارجی و حتی تصمیمات داخلی کشور تکمیل شوند. هر یک از خوانندگان این نوشته میتوانند چندین نمونه دیگر را به یاد بیاورند که زمانی با تبلیغات فراوان به عنوان «خط قرمز» نظام معرفی شدند و خیلی زود، پس از تحمیل هزینههای گزاف به کشور و معمولا در مفتضحانهترین شرایط قابل تصور به دست فراموشی سپرده شدند. نیمه پر لیوان میتواند این باشد که یک «عقلانیت بقا» در دل نظام وجود دارد که همیشه در آخرین لحظات ترمز قطار بدون فرماناش را میکشد. نکته خالی لیوان اما خیلی تکان دهنده است. مساله فقط در سالها عمر و فرصت و ثروت از دست رفته ایرانیان نیست، مساله درناکتر این است که تکرارکنندگان این پردههای تکراری از شکست و فضاحت، همچنان سیاستپردازان و آیندهسازان این کشور هستند و به نظر نمیرسد هیچیک از این شکستها و هزینهها تغییری در استراتژی کلانشان ایجاد کرده باشد.
✍️ آرمان امیری
@Library_Telegram
▪️پرده اول: دونالد ترامپ، برخلاف روایت غالب امروز و البته برخلاف شعارهای انتخاباتی خودش، پس از روی کار آمدن، به «لغو تحریمهای ایران» که در برجام ذکر شده بود پایبند باقی ماند. او، نه یکبار، بلکه دستکم دو بار (در مجموع بیش از یکسال) توافقی را تمدید کرد که از ابتدا با آن مخالف بود. البته در طول آن مدت نیز به صورت مداوم از ایران درخواست کرد که برای آنچه او «تکمیل برجام» میخواند به پای میز مذاکره بیاید. پیشنهادی که اتفاقا کاملا مورد تایید اروپاییها هم بود. اروپاییها نیز دقیقا در همین راستا «کمیسیون اصلاح برجام» را تدارک دیدند، اما هیچکدام از این درخواستهای مکرر مورد پذیرش ایران قرار نگرفت. پیام ایران در یک کلام خلاصه میشد: «برجام غیرقابل مذاکره است».
حالا ۱۵ماه از پایان مهلت ترامپ برای مذاکره گذشته است. ۱۵ ماه است که تحریمها، بسیار سنگینتر از قبل و احتمالا سنگینتر از هر زمان دیگری بازگشتهاند. صادرات نفت تا سطح «غیرقابل ذکر» سقوط کرده و کشور در بدترین اوضاع اقتصادی خود قرار گرفته است. بالاترین درخواستی که در این شرایط صراحتا از جانب رییسجمهور ما اعلام شده و میتوان گفت پیشتر هم از جانب رهبری به صورت ضمنی تأیید شده بود این است: «ترامپ تحریمها را لغو کند، حاضریم در مورد برجام مذاکره کنیم». یعنی همانکه ۲سال قبل و بدون هیچ یک از این دردسرها امکان تحققاش وجود داشت!
▪️پرده دوم: بهار سال ۹۶، حسن روحانی، سرخوش از به نتیجه رسیدن برجام، از ضرورت تداوم آن در قالب برجامهای دو و سه سخن میگوید. پیش از آن نیز بسیاری هشدار داده بودند که جای خالی رقبای منطقهای ایران در مذاکرات میتواند چالشبرانگیز باشد. بسیاری توصیه میکردند ایران در تداوم سیاستهای تنشزدایی، به سراغ همسایگان نیز برود. جریان «تقابلگرا» اما به کلی مخالف تداوم تنشزدایی بود. آنها با شدیدترین حملات رسانهای خود به کلیدواژه «برجام منطقهای» حمله کردند. حتی رهبری نیز شخصا به هرگونه تلاش برای گسترش برجام به ویژه به موضوعات منطقهای واکنش نشان داد. هرگونه سخن گفتن در باب «برجام منطقهای» خیلی زود از جانب دستگاه پروپاگاندا به صورت «اسم رمز خیانت و وطنفروشی» معرفی شد.
حالا اما دوباره ورق برگشته است. کمر جامعه که زیر بار فشارهای اقتصادی خرد شد و توهم مانور اقتدار و مسدود کردن تنگه هرمز در سطح بازی موش و گربه به شیوه «بزن و تکذیب کن» تقلیل پیدا کرد، بالاخره رویکردها عوض شد. حالا سخنگویان دیپلماتیک کشور، با شور و شعف خبر میدهند که «عربستان پیغام فرستاده که آماده مذاکره است» و گویا معامله تا آنجا جوش خورده که عراق هم به عنوان میزبان و واسطه مشخص شده است. این روزها دیگر کسی به «برجام منطقه»ای اسم خیانت نمیدهد!
▪️تکرار بیپایان پردههای سیاه: در تاریخ ۱۲بهمنماه ۱۳۹۶، درست زمانی که ترامپ یک بار دیگر پایبندی خودش به برجام را تمدید کرده بود، یک کارشناس امور خارجه با انتشار یادداشتی در روزنامه شرق، تمامی تهدیدهایی که امروز بالفعل شدهاند را پیشبینی کرده و نسبت بدانها هشدار داده بود. ما پیشنهاد میکنیم که حتما «این یادداشت» را بخوانید و ببینید که چطور پیشبینیهای آن یکییکی به وقوع پیوسته است. تمامی آن نسخههایی که پیش از وقوع فاجعه پیشنهاد شده بود همان مواردی هستند که امروز نظام ناچار شده یکییکی به آنها تن بدهد. مساله اما، پیشبینیهای یک فرد خاص نیست. مساله اصلی، سیطره یک اندیشه کلان «تقابلگرا»، به جای ذهنیت «منطقی و مصلحتسنج» بر فضای سیاست کشور ماست.
پردههای اول و دوم این یادداشت، میتوانند با دهها نمونه دیگر از پردههای سیاه در تاریخ سیاستخارجی و حتی تصمیمات داخلی کشور تکمیل شوند. هر یک از خوانندگان این نوشته میتوانند چندین نمونه دیگر را به یاد بیاورند که زمانی با تبلیغات فراوان به عنوان «خط قرمز» نظام معرفی شدند و خیلی زود، پس از تحمیل هزینههای گزاف به کشور و معمولا در مفتضحانهترین شرایط قابل تصور به دست فراموشی سپرده شدند. نیمه پر لیوان میتواند این باشد که یک «عقلانیت بقا» در دل نظام وجود دارد که همیشه در آخرین لحظات ترمز قطار بدون فرماناش را میکشد. نکته خالی لیوان اما خیلی تکان دهنده است. مساله فقط در سالها عمر و فرصت و ثروت از دست رفته ایرانیان نیست، مساله درناکتر این است که تکرارکنندگان این پردههای تکراری از شکست و فضاحت، همچنان سیاستپردازان و آیندهسازان این کشور هستند و به نظر نمیرسد هیچیک از این شکستها و هزینهها تغییری در استراتژی کلانشان ایجاد کرده باشد.
✍️ آرمان امیری
@Library_Telegram
👍1
کسی ﻛﻪ ﻭاﻗﻌﺎ ﻭاﻻﺗﺮ اﺳﺖ
ﻫﺮﮔﺰ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺑﺎ اﺣﺪی ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ نمیکند.
اﻭ میداﻧﺪ ﻛﻪ ﻗﻴﺎﺱ ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ اﺳﺖ.
ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ اﻳﻦ ،
ﺑﻠﻜﻪ میداﻧﺪ ﺩﻳﮕﺮاﻥ ﻫﻢ ﺑﻪ اﻧﺪاﺯﻩ او
قیاس ﻧﺎﭘﺬﻳﺮﻧﺪ.
اﻭ ﻧﻪ ﻭاﻻﺗﺮ اﺳﺖ و ﻧﻪ ﺣﻘﻴﺮﺗﺮ
ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺭا ﻛﻨﺎﺭ ﺑﮕﺬاﺭ ،
ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺯندگی ﻭاﻗﻌﺎ ﺯﻳﺒﺎﺳﺖ.
ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺭا ﻛﻨﺎﺭ ﺑﮕﺬاﺭ ،
ﺁﻥﻭﻗﺖ میتوانی بی ﻛﻢ و ﻛﺎﺳﺖ
اﺯ ﺯندگی ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮی.
#اشو
@Library_Telegram
ﻫﺮﮔﺰ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺑﺎ اﺣﺪی ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ نمیکند.
اﻭ میداﻧﺪ ﻛﻪ ﻗﻴﺎﺱ ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ اﺳﺖ.
ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ اﻳﻦ ،
ﺑﻠﻜﻪ میداﻧﺪ ﺩﻳﮕﺮاﻥ ﻫﻢ ﺑﻪ اﻧﺪاﺯﻩ او
قیاس ﻧﺎﭘﺬﻳﺮﻧﺪ.
اﻭ ﻧﻪ ﻭاﻻﺗﺮ اﺳﺖ و ﻧﻪ ﺣﻘﻴﺮﺗﺮ
ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺭا ﻛﻨﺎﺭ ﺑﮕﺬاﺭ ،
ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺯندگی ﻭاﻗﻌﺎ ﺯﻳﺒﺎﺳﺖ.
ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺭا ﻛﻨﺎﺭ ﺑﮕﺬاﺭ ،
ﺁﻥﻭﻗﺖ میتوانی بی ﻛﻢ و ﻛﺎﺳﺖ
اﺯ ﺯندگی ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮی.
#اشو
@Library_Telegram
#یک_دقیقه_مطالعه
حیوانات، زمانی احساس خوبی پیدا میکنند که نیاز جنسی، غذا و امنیتشان تأمین شود و برای آنها، آخر راه پیشرفت همینجاست، در حالی که امید به داشتن احساس بهتر برای ما انسانها هرگز پایانی ندارد. اگر از من بپرسند چه چیزی ما را از دیگر موجودات روی زمین متمایز میکند، خواهم گفت:
"پیشرفت".
📕 ازدواج بدون شکست
✍️ ویلیام گلاسر
@Library_Telegram
حیوانات، زمانی احساس خوبی پیدا میکنند که نیاز جنسی، غذا و امنیتشان تأمین شود و برای آنها، آخر راه پیشرفت همینجاست، در حالی که امید به داشتن احساس بهتر برای ما انسانها هرگز پایانی ندارد. اگر از من بپرسند چه چیزی ما را از دیگر موجودات روی زمین متمایز میکند، خواهم گفت:
"پیشرفت".
📕 ازدواج بدون شکست
✍️ ویلیام گلاسر
@Library_Telegram
ما لاکچری نبودیم، نه خودمان نه زندگیِمان، ما از آن خانواده های متوسط جامعه بودیم که با هم میرفتیم باهم می آمدیم و دلِمان به همین شب نشینی های فامیلانه و پنجشنبه بازارها و جمعه بازارها خوش بود، از آن خانواده ها که سالی یکی دوبار میرفتیم رستوران و دِلِمان برایِ قیمه ها و آبگوشت هایِ مامان بیشتر پَر میکشید تا غذاهایِ بیرونی ...
ما حتی از آن خانواده ها نبودیم که دخترهاش بتوانند تا دیروقت بیرون بمانند، هرجا دلشان میخواهد بروند و شب را جایی جز خانه ی پدری به صبح برسانند که کسی ازمان نَپٌرسد کجا میروی و کِی برمیگردی ...
ما از آن خانواده ها نبودیم که تویِ اینستاگرام خانه هایِ بزرگِ رنگی دارَند و دائم درحال سَفرَند و زندگیشان برایِ دیگران جذاب و دنبال کردنیست ...
ما شبیه خودمان بودیم، شبیهِ یکی از هزاران خانواده ای که تویِ این شهر دارند زندگی میکنند که فرهنگشان شاید با ما فرق میکند و خطِ قرمزهایِ خودشان را دارند که بابا را یکجور صدا میکنند و به مادَرشان میگویَند مامی که مثل همه ی آدمها درگیر مشکلات خودشانند و شادی هایشان برایِ خودشان جذاب است، که رفت و آمدهایشان با ما فرق میکند و دنیایشان را هرجور که برایشان زیباتر است ساخته اند...
ما لاکچری نبودیم، مثلِ شما که شایَد نباشید اما اینستاگرام مقایسه را یادتان داده باشد که هی بگردید تویِ پیج اینستاگرام اینفولوئنسرها و زندگی تان را با هزارو یک نفری که میشناسید مقایسه کنید و غٌصه بخورید و حواستان نباشد هر آدمی تویِ این دٌنیا راهِ خودش را میرَوَد، کارِ خودَش را میکند و زندگیَش را با تلاش و شکرگزاری میسازَد ...
ما لاکچری نیستیم اما میتوانیم ساده زیبا باشیم ...
خیلی ساده / کانال دختر بهار
📕 واقعی باشیم
.
✍️ نازنین عابدین پور
.
@Library_Telegram
ما حتی از آن خانواده ها نبودیم که دخترهاش بتوانند تا دیروقت بیرون بمانند، هرجا دلشان میخواهد بروند و شب را جایی جز خانه ی پدری به صبح برسانند که کسی ازمان نَپٌرسد کجا میروی و کِی برمیگردی ...
ما از آن خانواده ها نبودیم که تویِ اینستاگرام خانه هایِ بزرگِ رنگی دارَند و دائم درحال سَفرَند و زندگیشان برایِ دیگران جذاب و دنبال کردنیست ...
ما شبیه خودمان بودیم، شبیهِ یکی از هزاران خانواده ای که تویِ این شهر دارند زندگی میکنند که فرهنگشان شاید با ما فرق میکند و خطِ قرمزهایِ خودشان را دارند که بابا را یکجور صدا میکنند و به مادَرشان میگویَند مامی که مثل همه ی آدمها درگیر مشکلات خودشانند و شادی هایشان برایِ خودشان جذاب است، که رفت و آمدهایشان با ما فرق میکند و دنیایشان را هرجور که برایشان زیباتر است ساخته اند...
ما لاکچری نبودیم، مثلِ شما که شایَد نباشید اما اینستاگرام مقایسه را یادتان داده باشد که هی بگردید تویِ پیج اینستاگرام اینفولوئنسرها و زندگی تان را با هزارو یک نفری که میشناسید مقایسه کنید و غٌصه بخورید و حواستان نباشد هر آدمی تویِ این دٌنیا راهِ خودش را میرَوَد، کارِ خودَش را میکند و زندگیَش را با تلاش و شکرگزاری میسازَد ...
ما لاکچری نیستیم اما میتوانیم ساده زیبا باشیم ...
خیلی ساده / کانال دختر بهار
📕 واقعی باشیم
.
✍️ نازنین عابدین پور
.
@Library_Telegram
👍1
#اندکی_تفکر
شخصیت شما، نتیجهی مجموعهای از عادتهای شماست.
وقتی اجازه میدهید تا عادتهای بد قدرت بگیرند، این عادتها به شکل موانعی در مسیر موفقیت شما قرار میگیرند.
چالش اصلی اینجاست که عادتهای بد، موذی هستند و به آرامی در وجود شما ریشه میکنند، تا جایی که حتی متوجه زیانی که به شما میرسانند نیز نمیشوید.
زنجیرهای عادت، آنقدر سبک هستند که آنها را حس نمیکنید؛ تا زمانیکه به اندازهای سنگین میشوند که دیگر نمیتوانید آنها را پاره کنید.
📕 اثر مرکب
✍️ دارن هاردی
@Library_Telegram
شخصیت شما، نتیجهی مجموعهای از عادتهای شماست.
وقتی اجازه میدهید تا عادتهای بد قدرت بگیرند، این عادتها به شکل موانعی در مسیر موفقیت شما قرار میگیرند.
چالش اصلی اینجاست که عادتهای بد، موذی هستند و به آرامی در وجود شما ریشه میکنند، تا جایی که حتی متوجه زیانی که به شما میرسانند نیز نمیشوید.
زنجیرهای عادت، آنقدر سبک هستند که آنها را حس نمیکنید؛ تا زمانیکه به اندازهای سنگین میشوند که دیگر نمیتوانید آنها را پاره کنید.
📕 اثر مرکب
✍️ دارن هاردی
@Library_Telegram
👍1
برو به جهنم :
در زمان آقا محمد خان قاجار شخصی از حاکم شهر خود که با صدر اعظم نسبتی داشت پیش صدر اعظم شکایتی برد.
صدر اعظم دانست که حق با شاکی است . گفت : اشکال ندارد می توانی به اصفهان بروی، مرد گفت : اصفهان دست برادر زاده شماست . گفت به شیراز برو . مرد گفت : شیراز دست خواهر زاده شماست . گفت : خوب به تبریز برو . گفت آنجا دست نوه شماست .
صدر اعظم بلند شد و با عصبانیت گفت : چه می دانم. برو به جهنم.
مرد با خونسردی گفت : آنجا هم مرحوم پدر شما حضور دارند ...
حالا ما هر جا بریم آقایان حضور دارند.
@Library_Telegram
در زمان آقا محمد خان قاجار شخصی از حاکم شهر خود که با صدر اعظم نسبتی داشت پیش صدر اعظم شکایتی برد.
صدر اعظم دانست که حق با شاکی است . گفت : اشکال ندارد می توانی به اصفهان بروی، مرد گفت : اصفهان دست برادر زاده شماست . گفت به شیراز برو . مرد گفت : شیراز دست خواهر زاده شماست . گفت : خوب به تبریز برو . گفت آنجا دست نوه شماست .
صدر اعظم بلند شد و با عصبانیت گفت : چه می دانم. برو به جهنم.
مرد با خونسردی گفت : آنجا هم مرحوم پدر شما حضور دارند ...
حالا ما هر جا بریم آقایان حضور دارند.
@Library_Telegram
🤔1
📕 کمبوجیه و دختر فرعون
✍️ گئورگ ابرس
🔃 جواد سيد اشرف
رمان تاریخی و جذاب کمبوجیه و دختر فرعون نوشته گئورگ ابرس که پیرامون ایران باستان در زمان سلطنت کمبوجیه (پادشاه هخامنشی) و حکومت سلسله بیست و ششم فراعنه مصر نگاشته شده، یکی از معدود رمان هاي تاریخی قرن نوزدهم کشور آلمان است که در قرن بیستم نیز مورد استقبال عمومی قرار گرفته است. این کتاب تحت عنوان دختر شاه مصر براي نخستین بار در سال ۱۸۶۴ منتشر شد و بلافاصله مورد استقبال و توجه کم نظیري قرار گرفت. دختر شاه مصر تا سال ۱۸۷۵ و بعد از آن یعنی تا سال ۱۹۲۸ بارها تجدید چاپ شد و خیلی زود به یکی از پرفروش ترین رمان هاي تاریخی زمان خود تبدیل گردید و به عنوان کتاب نمونه مشهور شد. تنها در کشور آلمان بیش از چهارصد هزار نسخه از آن به فروش رفت که با توجه به تیراژهاي رایج در قرن نوزدهم، رکود قابل ملاحظه و کم نظیري است. کتاب در سالهاي بعد به بیست و شش زبان مختلف ترجمه شد که اگر شمارگان ترجمه هاي آن را هم به حساب آوریم، مجموع نسخه هاي منتشر شده آن سر به میلیون می زند.
@Library_Telegram
✍️ گئورگ ابرس
🔃 جواد سيد اشرف
رمان تاریخی و جذاب کمبوجیه و دختر فرعون نوشته گئورگ ابرس که پیرامون ایران باستان در زمان سلطنت کمبوجیه (پادشاه هخامنشی) و حکومت سلسله بیست و ششم فراعنه مصر نگاشته شده، یکی از معدود رمان هاي تاریخی قرن نوزدهم کشور آلمان است که در قرن بیستم نیز مورد استقبال عمومی قرار گرفته است. این کتاب تحت عنوان دختر شاه مصر براي نخستین بار در سال ۱۸۶۴ منتشر شد و بلافاصله مورد استقبال و توجه کم نظیري قرار گرفت. دختر شاه مصر تا سال ۱۸۷۵ و بعد از آن یعنی تا سال ۱۹۲۸ بارها تجدید چاپ شد و خیلی زود به یکی از پرفروش ترین رمان هاي تاریخی زمان خود تبدیل گردید و به عنوان کتاب نمونه مشهور شد. تنها در کشور آلمان بیش از چهارصد هزار نسخه از آن به فروش رفت که با توجه به تیراژهاي رایج در قرن نوزدهم، رکود قابل ملاحظه و کم نظیري است. کتاب در سالهاي بعد به بیست و شش زبان مختلف ترجمه شد که اگر شمارگان ترجمه هاي آن را هم به حساب آوریم، مجموع نسخه هاي منتشر شده آن سر به میلیون می زند.
@Library_Telegram
👍1
کمبوجيه و دختر فرعون.pdf
3.7 MB
📕 کمبوجیه و دختر فرعون
✍️ گئورگ ابرس
🔃 جواد سيد اشرف
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍️ گئورگ ابرس
🔃 جواد سيد اشرف
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
📚 اشتباهی که بنجامین فرانکلین
هرگز فراموش نکرد!
بنجامین فرانکلین در هفتسالگی سخت عاشق یک سوت شده بود. اشتیاق او برای خرید سوت به قدری زیاد بود که یک راست به مغازه اسباببازی فروشی رفت و هرچه سکه در جیبش داشت، روی پیشخوان مغازه ریخت و بدون آنکه قیمت سوت را بپرسد همه سکهها را به فروشنده داد! فرانکلین هفتاد سال بعد برای یک دوست نوشت: سوت را گرفتم و به خانه رفتم و آنقدر سوت زدم که همه کلافه شدن! اما خواهر و برادرهای بزرگم متوجه شدن که برای یک سوت پول فراوان پرداختهام؛ و اساسى به من خندیدند...
اوقاتم عجیب تلخ شده بود، و از ته دل گریه میکردم. سالها بعد که فرانکلین سفیر آمریکا در فرانسه و شخصیت معروف و جهانی شد هنوز آن را فراموش نکرده بود و میگفت: همانطور که بزرگ شدم و قدم به دنیای واقعی گذاشتم، اعمال انسانها را دیدم و متوجه شدم بسیاری از آنها بهای گزافی برای یک سوت میپردازند. بخش اعظم ناراحتی افراد با ارزیابی غلط آنها از ارزش واقعی چیزها فراهم آمده است.
بدبينى، نااميدى، كمتحمل بودن، غصه خوردن، تردیدها و انتخابها، اختلافات خانوادگی، مشاجرهها، بحثوجدال بر سر مسائلی که حتی ارزش فکر کردن ندارند. همه سوتهایی هستند که بیشتر افراد با ندانستن بهای گزافی برایش میپردازند ...
@Library_Telegram
هرگز فراموش نکرد!
بنجامین فرانکلین در هفتسالگی سخت عاشق یک سوت شده بود. اشتیاق او برای خرید سوت به قدری زیاد بود که یک راست به مغازه اسباببازی فروشی رفت و هرچه سکه در جیبش داشت، روی پیشخوان مغازه ریخت و بدون آنکه قیمت سوت را بپرسد همه سکهها را به فروشنده داد! فرانکلین هفتاد سال بعد برای یک دوست نوشت: سوت را گرفتم و به خانه رفتم و آنقدر سوت زدم که همه کلافه شدن! اما خواهر و برادرهای بزرگم متوجه شدن که برای یک سوت پول فراوان پرداختهام؛ و اساسى به من خندیدند...
اوقاتم عجیب تلخ شده بود، و از ته دل گریه میکردم. سالها بعد که فرانکلین سفیر آمریکا در فرانسه و شخصیت معروف و جهانی شد هنوز آن را فراموش نکرده بود و میگفت: همانطور که بزرگ شدم و قدم به دنیای واقعی گذاشتم، اعمال انسانها را دیدم و متوجه شدم بسیاری از آنها بهای گزافی برای یک سوت میپردازند. بخش اعظم ناراحتی افراد با ارزیابی غلط آنها از ارزش واقعی چیزها فراهم آمده است.
بدبينى، نااميدى، كمتحمل بودن، غصه خوردن، تردیدها و انتخابها، اختلافات خانوادگی، مشاجرهها، بحثوجدال بر سر مسائلی که حتی ارزش فکر کردن ندارند. همه سوتهایی هستند که بیشتر افراد با ندانستن بهای گزافی برایش میپردازند ...
@Library_Telegram
👍1
[Forwarded from شادمان]
♦️من کاندیدای ریاست جمهوری هستم
۱۵۰ سال پیش در آمریکا اتفاق بامزه ای افتاد. یک زن در آمریکا، به جرم «کاندیداتوری برای ریاست جمهوری» زندانی شد! «ویکتوریا وودهال» بهعنوان اولین زن در تاریخ آمریکا رسما کاندیدای ریاست جمهوری شد. او زمانی چنین تصمیمی گرفت که حتی زنان حق رای نداشتند.
خانم «وودهال» استدلال جالبی داشت.
طبق قانون (که البته آن هم باید تغییر کند) ما، زنان، حق رای دادن نداریم اما کجای قانون نوشته زنان حق کاندیدا شدن ندارند. سه روز قبل از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، «ویکتوریا وودهال» بازداشت شد.
او پس از آزادی از زندان، همچنان به سخنرانیها و فعالیتهای اجتماعی خود برای دستیابی زنان امریکایی به حقوق سیاسی و اجتماعی برابر با مردان، ادامه داد.
سرانجام «وودهال» توانست در آخرین سالهای عمر خود
«اعطای حق رای به زنان» را ببیند.
نکته اول اینکه آدم های منطقی که وضعیت موجود را می پذیرند، رشد و پیشرفت مدیون آدم های غیرمنطقی است که می زنند زیر میز
نکته دوم اینکه لازم نیست من و شما رییس جمهور شویم، فقط کافیست در هر حوزه ای که هستیم، خط شکن باشیم:
_اولین دختری که تصمیم گرفت پنهانی درس بخواند راهی را باز کرد برای فعال شدن تمام زنان و دختران.
_اولین کاسبی که تصمیم گرفت اعتماد کند و کالای فروخته شده را پس بگیرد
_اولین تولیدکننده ای که تصمیم گرفت از مواد اولیه با کیفیت در محصولاتش استفاده کند.
_اولین کسی که تصمیم گرفت از بیت کوین برای خرید و فروش استفاده کند و آن را جایگزین پول واقعی کند
_اولین پزشکی که تصمیم گرفت مانند همه کارمندان و معلمان مالیات پرداخت کند و بقیه پزشکان را هم به مالیات دادن ترغیب کند.
_اولین کارمندی که به احترام مراجعه کننده (و نه هیچ دلیل دیگری) از وقت ناهارش بگذرد.
_اولین سیاست مداری که مثل بچه آدم تصمیم گرفت غرور را کنار بگذارد و از مردم معذرت خواهی کند.
_اولین مدیری که تصمیم خواهد گرفت نامه ای بنویسد به تمام زیرمجموعه هایش و ابلاغ رسمی کند که هیچ کدام از فرزندان، اطرافیان، هم محلی ها و اقوامش حق ندارند خارج از عرف اداری درخواستی کنند.
_اولین کارخانه داری که تصمیم گرفت به جای گواهی عدم سوء پیشینه، گواهی سوء پیشینه بگیرد و کسانی که زندان رفته اند را استخدام کند.
این ها همه شان کاندیداهای ریاست جمهوری هستند.
این ها قهرمان های توسعه یافتگی هستند.
داستان این «زن قهرمان» نشان می دهد که هر کدام از ما فارغ از سن و سال، فارغ از جنسیت و زبان می توانیم یک کنشگر توسعه باشیم. کافیست از خانه و محله، سازمان و مدرسه خود شروع کنیم یک بهبود و یک تغییر را هدف گیری و پی گیری کنیم. خداوند همه مدیران، پزشکان، و سیاست مداران و زنان و مردان خط شکن را یاری خواهد کرد.
دکتر_مجتبی_لشکربلوکی
@Library_Telegram
♦️من کاندیدای ریاست جمهوری هستم
۱۵۰ سال پیش در آمریکا اتفاق بامزه ای افتاد. یک زن در آمریکا، به جرم «کاندیداتوری برای ریاست جمهوری» زندانی شد! «ویکتوریا وودهال» بهعنوان اولین زن در تاریخ آمریکا رسما کاندیدای ریاست جمهوری شد. او زمانی چنین تصمیمی گرفت که حتی زنان حق رای نداشتند.
خانم «وودهال» استدلال جالبی داشت.
طبق قانون (که البته آن هم باید تغییر کند) ما، زنان، حق رای دادن نداریم اما کجای قانون نوشته زنان حق کاندیدا شدن ندارند. سه روز قبل از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، «ویکتوریا وودهال» بازداشت شد.
او پس از آزادی از زندان، همچنان به سخنرانیها و فعالیتهای اجتماعی خود برای دستیابی زنان امریکایی به حقوق سیاسی و اجتماعی برابر با مردان، ادامه داد.
سرانجام «وودهال» توانست در آخرین سالهای عمر خود
«اعطای حق رای به زنان» را ببیند.
نکته اول اینکه آدم های منطقی که وضعیت موجود را می پذیرند، رشد و پیشرفت مدیون آدم های غیرمنطقی است که می زنند زیر میز
نکته دوم اینکه لازم نیست من و شما رییس جمهور شویم، فقط کافیست در هر حوزه ای که هستیم، خط شکن باشیم:
_اولین دختری که تصمیم گرفت پنهانی درس بخواند راهی را باز کرد برای فعال شدن تمام زنان و دختران.
_اولین کاسبی که تصمیم گرفت اعتماد کند و کالای فروخته شده را پس بگیرد
_اولین تولیدکننده ای که تصمیم گرفت از مواد اولیه با کیفیت در محصولاتش استفاده کند.
_اولین کسی که تصمیم گرفت از بیت کوین برای خرید و فروش استفاده کند و آن را جایگزین پول واقعی کند
_اولین پزشکی که تصمیم گرفت مانند همه کارمندان و معلمان مالیات پرداخت کند و بقیه پزشکان را هم به مالیات دادن ترغیب کند.
_اولین کارمندی که به احترام مراجعه کننده (و نه هیچ دلیل دیگری) از وقت ناهارش بگذرد.
_اولین سیاست مداری که مثل بچه آدم تصمیم گرفت غرور را کنار بگذارد و از مردم معذرت خواهی کند.
_اولین مدیری که تصمیم خواهد گرفت نامه ای بنویسد به تمام زیرمجموعه هایش و ابلاغ رسمی کند که هیچ کدام از فرزندان، اطرافیان، هم محلی ها و اقوامش حق ندارند خارج از عرف اداری درخواستی کنند.
_اولین کارخانه داری که تصمیم گرفت به جای گواهی عدم سوء پیشینه، گواهی سوء پیشینه بگیرد و کسانی که زندان رفته اند را استخدام کند.
این ها همه شان کاندیداهای ریاست جمهوری هستند.
این ها قهرمان های توسعه یافتگی هستند.
داستان این «زن قهرمان» نشان می دهد که هر کدام از ما فارغ از سن و سال، فارغ از جنسیت و زبان می توانیم یک کنشگر توسعه باشیم. کافیست از خانه و محله، سازمان و مدرسه خود شروع کنیم یک بهبود و یک تغییر را هدف گیری و پی گیری کنیم. خداوند همه مدیران، پزشکان، و سیاست مداران و زنان و مردان خط شکن را یاری خواهد کرد.
دکتر_مجتبی_لشکربلوکی
@Library_Telegram
من حاشیه نشین هستم.
ولی معنی کلمه ی حاشیه را نمی دانم.
از معلم پرسیدم: " حاشیه یعنی چه؟"
گفت: " حاشیه یعنی قسمت کناره ی هر چیزی، مثل کناره ی لباس یا کتاب، مثلاً بعضی از کتابها حاشیه دارند و بعضی از کلمات کتاب را در حاشیه می نویسند؛ یا مثل حاشیه ی شهر که زباله ها را در آنجا می ریزند."
من کفتم: " مگر آدمها زباله هستند که بعضی از آنها را در حاشیه ی شهر ریخته اند؟"
معلم چیزی نگفت.
📕 بی بال پریدن
✍️ #قیصر_امین_پور
@Library_Telegram
ولی معنی کلمه ی حاشیه را نمی دانم.
از معلم پرسیدم: " حاشیه یعنی چه؟"
گفت: " حاشیه یعنی قسمت کناره ی هر چیزی، مثل کناره ی لباس یا کتاب، مثلاً بعضی از کتابها حاشیه دارند و بعضی از کلمات کتاب را در حاشیه می نویسند؛ یا مثل حاشیه ی شهر که زباله ها را در آنجا می ریزند."
من کفتم: " مگر آدمها زباله هستند که بعضی از آنها را در حاشیه ی شهر ریخته اند؟"
معلم چیزی نگفت.
📕 بی بال پریدن
✍️ #قیصر_امین_پور
@Library_Telegram
☕️ قطعه ای از کتاب
یکی از خلفای مغرور و بلندپرواز اُمّـوی میگوید : از این ایرانیها شگفت دارم که هزارسال حکومت کردند و ساعتی به ما محتاج نبودند و ما صد سال حکومت کردیم و لحظهای از آنها بینیاز نشدیم !!
📕 دو قرن سکوت
✍️ عبدالحسین زرینکوب
@Library_Telegram
یکی از خلفای مغرور و بلندپرواز اُمّـوی میگوید : از این ایرانیها شگفت دارم که هزارسال حکومت کردند و ساعتی به ما محتاج نبودند و ما صد سال حکومت کردیم و لحظهای از آنها بینیاز نشدیم !!
📕 دو قرن سکوت
✍️ عبدالحسین زرینکوب
@Library_Telegram
تفکر دلفینی چیست؟
دلفین ها نوعی از حیوانات دریایی هستند.
این پستانداران آبزی باهوش،دارای روحیه همکاری هستند ودر ارتباطات خود شیوه برنده – برنده را برگزیدهاند.
دلفین هیچ کمبودی ندارد ومی خواهد که همه چیز را با همگان تقسیم کند.
اگر یک دلفین زخمی شود، ۴ دلفین دیگر او را همراهی می کنند ، تا خود را به گروه برساند.
در همین راستا پژوهشگران تعداد ۹۵ کوسه و ۵ دلفین را به مدت یک هفته در استخر بزرگ رها کرده و به مطالعه حالات رفتاری آنها پرداختند.
کوسهها به یکدیگر حمله کردند و در این تهاجم تعداد زیادی از آنها نابود شدند، سپس به دلفینها حملهور شدند.
دلفینها فقط میخواستند با آنها بازی کنند ولی کوسهها بیوقفه به آنها حمله میکردند.
سرانجام دلفینها به آرامی کوسهها را محاصره کرده و هنگامی که یکی از کوسهها حمله میکرد آنها به ستون فقرات پشت یا دندههایش میکوبیدند و آنها را میشکستند.
به این ترتیب کوسهها یکی پس از دیگری کشته میشدند.
پس از یک هفته ۹۵ کوسه مرده و ۵ دلفین زنده در حالی که با هم زندگی میکردند در استخر دیده شدند.
در دنیای کوسهای، برای برندهشدن؛ دیگران یا باید *بمیرند و یا ببازند.*
اما در دنیای دلفینی، انعطاف وجود دارد و سر شار از تشخیصهای پربار است.
نتیجه گیری:
*دنیای زیباتری داشتیم اگر که ما انسانها نیز دارای چنین تفکر زیبایی میبودیم؛*
*تفکر دلفینی یعنی اینکه:*
۱- غیر از خود به دیگران هم بیاندیشیم؛
۲- با دیگران در زمان بروز مشکلات همزاد پنداری کنیم؛
۳- از خوشحالی دیگران شاد شویم؛
۴- و از ناراحتی و درد دیگران ما هم احساس درد کنیم؛
۵- با دیگران همدلی و همراهی کنیم؛
۶- دست در دست هم و برای موفقیت هم تلاش کنیم.
#عرفان_کیهانی
@Library_Telegram
دلفین ها نوعی از حیوانات دریایی هستند.
این پستانداران آبزی باهوش،دارای روحیه همکاری هستند ودر ارتباطات خود شیوه برنده – برنده را برگزیدهاند.
دلفین هیچ کمبودی ندارد ومی خواهد که همه چیز را با همگان تقسیم کند.
اگر یک دلفین زخمی شود، ۴ دلفین دیگر او را همراهی می کنند ، تا خود را به گروه برساند.
در همین راستا پژوهشگران تعداد ۹۵ کوسه و ۵ دلفین را به مدت یک هفته در استخر بزرگ رها کرده و به مطالعه حالات رفتاری آنها پرداختند.
کوسهها به یکدیگر حمله کردند و در این تهاجم تعداد زیادی از آنها نابود شدند، سپس به دلفینها حملهور شدند.
دلفینها فقط میخواستند با آنها بازی کنند ولی کوسهها بیوقفه به آنها حمله میکردند.
سرانجام دلفینها به آرامی کوسهها را محاصره کرده و هنگامی که یکی از کوسهها حمله میکرد آنها به ستون فقرات پشت یا دندههایش میکوبیدند و آنها را میشکستند.
به این ترتیب کوسهها یکی پس از دیگری کشته میشدند.
پس از یک هفته ۹۵ کوسه مرده و ۵ دلفین زنده در حالی که با هم زندگی میکردند در استخر دیده شدند.
در دنیای کوسهای، برای برندهشدن؛ دیگران یا باید *بمیرند و یا ببازند.*
اما در دنیای دلفینی، انعطاف وجود دارد و سر شار از تشخیصهای پربار است.
نتیجه گیری:
*دنیای زیباتری داشتیم اگر که ما انسانها نیز دارای چنین تفکر زیبایی میبودیم؛*
*تفکر دلفینی یعنی اینکه:*
۱- غیر از خود به دیگران هم بیاندیشیم؛
۲- با دیگران در زمان بروز مشکلات همزاد پنداری کنیم؛
۳- از خوشحالی دیگران شاد شویم؛
۴- و از ناراحتی و درد دیگران ما هم احساس درد کنیم؛
۵- با دیگران همدلی و همراهی کنیم؛
۶- دست در دست هم و برای موفقیت هم تلاش کنیم.
#عرفان_کیهانی
@Library_Telegram
#تلنگر 📚
وقتی کسی مرا ناراحت میکند یا به چالش میکشد یا مشمئز میکند از خود میپرسم این فرستاده شده تا چه درس مهمی را به من یاد بدهد؟
در این لحظه فاقد کدام ویژگی شخصیتی و روانی هستم که باعث شده متحمل درد و رنج شوم؟
انسانهای کندذهن و کمهوش
به شما صبر و بردباری میآموزند
انسانهای عصبانی
آرامش و خونسردی را میآموزند
انسانهای تحقیرگر
عزتنفس و احترام را به شما میآموزند
انسانهای بیاحساس
عشق بی قید و شرط را میآموزند
انسانهای لجباز
انعطاف را به شما میآموزند
@Library_Telegram
وقتی کسی مرا ناراحت میکند یا به چالش میکشد یا مشمئز میکند از خود میپرسم این فرستاده شده تا چه درس مهمی را به من یاد بدهد؟
در این لحظه فاقد کدام ویژگی شخصیتی و روانی هستم که باعث شده متحمل درد و رنج شوم؟
انسانهای کندذهن و کمهوش
به شما صبر و بردباری میآموزند
انسانهای عصبانی
آرامش و خونسردی را میآموزند
انسانهای تحقیرگر
عزتنفس و احترام را به شما میآموزند
انسانهای بیاحساس
عشق بی قید و شرط را میآموزند
انسانهای لجباز
انعطاف را به شما میآموزند
@Library_Telegram