کتابخانه تلگرام
101K subscribers
2.89K photos
708 videos
10.5K files
1.97K links
انواع کتاب کمیاب و ممنوعه
رمان، داستان
علمی، تخیلی، آموزشی
تاریخی، سیاسی
مطالب و داستانهای آموزنده و ...

ارتباط با ادمین:⬇️
@Library_Telegram_Bot

صفحه اینستاگرام کانال⬇️
https://www.instagram.com/library_telegram/
Download Telegram
tarix-ebardegi .pdf
2.8 MB
📕 تاریخ بردگی

یدالله نیازمند


@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
ما را در اینستاگرام دنبال کنید👇

https://www.instagram.com/library_telegram/
#تلنگر

95 درصد قتل‌ها، در پی درگیری‌های کوتاه و ناگهانی لفظی صورت می‌گیرد: "چرا ماشینت را جلوی در ما پارک کردی؟"، "بوی قورمه‌سبزی واحد شما در کل ساختمان پیچیده"، "آینه ماشینت به آینه ماشین من خورد"، "حواست کجاست؟ به من تنه زدی" و ... .

ما - تقریباً همه ما - مهارتی به نام "کنترل خشم" نداریم. بی‌هیچ تعارفی، سر همین یک مورد هم ممکن است روزی، ناخواسته، قاتل یا مقتول شویم.

عجالتاً همین نکته را به یاد داشته باشیم و تمرین کنیم: هرگاه خشمگین شدیم، یا با فرد خشمگینی مواجه شدیم، دقایقی را صبر و سکوت کنیم. حتی بعضی‌ها می‌گویند تا 100 بشمارید.

عصبانیت، مانند رگباری است که زود می‌آید و زود می‌گذرد. آن مدت کوتاه را باید مدیریت کنیم و از حالا برای خودمان تعریف کنیم که اگر در موقعیت خشم قرار گرفتیم، چه کاری خواهیم کرد؟

@Library_Telegram
☕️ قطعه ای از کتاب

در این دنیا، همه چیز دست خود آدم است، حتی عشق، حتی جنون، حتی ترس ... آدمیزاد می‌تواند اگر بخواهد کوه ها را جا به جا کند ... می‌تواند آب‌ها را بخشکاند ... می‌تواند چرخ و فلک را به هم بریزد ...
آدمیزاد حکایتی است.
می‌تواند همه جور حکایتی باشد: حکایت شیرین، حکایت تلخ، حکایت زشت ... و حکایت پهلوانی!
بدن آدمیزاد شکننده است، اما هیچ نیرویی در این دنیا، به قدرت نیروی روحی او نمی‌رسد، به شرطی که اراده و وقوف داشته باشد!

📕 سووشون
✍️ #سیمین_دانشور

@Library_Telegram
#دکتر_محمود_سریع‌القلم

چند سال پیش وقتی مهمان یک دانشگاه نروژی بودم یک استاد ایرانی الاصل آن دانشگاه بازدیدی از دانشگاه را به من پیشنهاد کرد و طی ٣ ساعت بازدید پیاده ، او با اشتیاق بسیار زیادی برای من دربارۀ دانشگاه ، کتابخانه ، اهداف و سایر چیزها توضیح داد . در انتهای بازدید که به ناهار ختم شد از او دلیل این همه اشتیاقش را جویا شدم گفت : راستش محیط و فضای آموزشی این دانشگاه به من آرامش می‌دهد ، با آنکه ایرانی‌ الاصل هستم اما همه به من احترام می گذارند ، دانشگاه مرا در سه کمیته عضو کرده‌ تا مشارکت کنم ، دانشجو و استاد می‌خواهند بیاموزند ، نمی‌خواهم بگویم ایران وطنم نیست اما اینجا خانۀ اصلی من است

محبت می‌کنم محبت می‌‌بینم ، راست می‌گویم راست می‌گویند ، بد کسی را نمی‌خواهم بد مرا نمی‌خواهند ، وظایفم را انجام می‌دهم وظایفشان را انجام می‌دهند ، مشورت می‌کنم مشورت می‌کنند ، خیانت نمیکنم خیانت نمیکنند ، منظم هستم منظم هستند ، بدگویی نمی‌کنم بدگویی نمی‌کنند ، با حرفم آزارشان نمی‌دهم با حرفشان آزارم نمی‌دهند ، همکاری می‌کنم و همکاری میکنند

تلقی و حسی که از این گفت‌وگو پیدا کردم این بود که چقدر این انسان نرمال است . فرد نرمال خوبی ببیند خوبی میکند اما اگر همان فرد یک بار #حذف شد دیگر احتیاط می‌کند ، وقتی به او خیانت شد فاصله می‌گیرد ، وقتی دروغ گفتند بدبین می‌شود ، وقتی از او سوء استفاده کردند درمحبت کردن تردید می‌کند ، اگر شخصی در قبال محبت کردن ، احترام گذاشتن و وظیفه شناس بودن واکنش‌های منفی و مخرب ببیند چه روحیه‌ای برای همکاری خواهد داشت ؟ همکاری و یا عدم همکاری معمولا در مقام عکس‌العمل به رفتارهای دیگران انجام می‌پذیرد

تابه حال تجربه کرده‌اید که وقتی در ترافیک آرام رانندگی میکنید ناگهان اتومبیلی در شانۀ خاکی جاده سعی میکند از دیگران سبقت بگیرد ، معمولا در آن لحظه در ذهن انسان نرمال این اندیشه شکل میگیرد که چرا من باید ساعت‌ها در ترافیک قانون را رعایت کنم اما دیگری این کار را نمی‌کند ؟ افراد در برابر رفتارهای بدی که انجام می‌دهند نباید مصونیت داشته باشند ، در چارچوبی که شایسته سالاری نباشد دروغ گفتن بدون مجازات بماند و غرور برتر از مصلحت باشد نرمال‌ها فرار می‌کنند

بحران‌ها در جامعه انباشته می‌شود ، وقتی عده‌ای نور چشمی از حاشیۀ خاکی حرکت میکنند و بدون ترس از مجازات حقوق سایرین را نادیده میگیرند !!

@Library_Telegram
👍1👎1
با مسجد و مناره شهر اسلامی نمیشود!

شهرهای اسلامی در درجۀ اول یک تعریف عدالت محور دارند شهری که طلاق در آن زیاد باشد اسلامی نیست

شهری که خانۀ میلیاردی در آن ساخته شود اما آن طرف هزاران نفر حتی توانایی اجارۀ یک اتاق را نداشته باشند آن شهر اسلامی نیست حتی اگر در روز عاشورا همه جای آن سیاه پوش باشد

شهری که در آن رباخواری زیاد باشد آن شهر اسلامی نیست حتی اگر همه جایش گنبد و مناره باشد

شهری که در آن دو نفر عاشق نتوانند اتاقی اجاره کنند و ازدواج کنند آن شهر اسلامی نیست !

مدام می‌گوییم که بنیاد خانواده در غرب فروپاشیده اما تا چند سال دیگر خودمان روی غرب را سفید خواهیم کرد یک عده فکر می‌کنند تفریح و شادی عملی غیر دینی‌ست و انسان فقط باید در دین خلاصه شود

انسان بدن دارد ، نیاز مادی دارد ، روح دارد ، عقل دارد ، باید نیازش را بشناسیم ، حقوقش را بشناسیم . بین دین و زندگی دیوار کشیدیم و خیال می‌کنیم حالا که جوانان تفریح ندارند می‌آیند پای منبر می‌نشینند ، یک چیزهایی در زیر پوست شهرها در حال اتفاق افتادن است که اگر زودتر نفهمیم به زودی پوسته را می‌شکنند و مثل آتشفشان بیرون می‌زنند

#دکتر_یوسف_اباذری

@Library_Telegram
چهار قانون ساده :

۱. زود از خواب بیدار شید
۲. سخت‌تر از اونچه دیروز کار کردید کارکنید
۳. هیچوقت بیش از سه روز رو بدون ورزش کردن نگذرونید
۴. هر روز برای مطالعه تون زمان ایجاد کنید

@Library_Telegram
یک_فنجان_تفکر ☕️

بهشت بازنشسته ها_ ۱۷ کشوری که بهترین شرایط را برای دوران بازنشستگی دارند

چهار عاملی که بر اساس آن ها میزان رفاه در دوران بازنشستگی سنجیده می شود:
رفاه مادی_سلامت_کیفیت زندگی_ امور مالی دوران بازنشستگی

۱۷- آمریکا
شاخص کیفیت زندگی: ۷۶ درصد
۱۶- بریتانیا
شاخص کیفیت زندگی: ۸۵ درصد
۱۵- اتریش
شاخص کیفیت زندگی: ۸۷ درصد

۱۴- جمهوری چک
شاخص کیفیت زندگی: ۷۵ درصد

۱۳- آلمان
شاخص کیفیت زندگی: ۸۲ درصد

۱۲- فنلاند
شاخص کیفیت زندگی: ۹۲ درصد

۱۱- هلند
شاخص کیفیت زندگی: ۸۲ درصد
۱۰- لوکزامبورگ
شاخص کیفیت زندگی: ۸۳ درصد
۹- استرالیا
شاخص کیفیت زندگی: ۸۱ درصد

۸- کانادا
شاخص کیفیت زندگی: ۸۲ درصد
۷- دانمارک
شاخص کیفیت زندگی: ۹۳ درصد
۶- سوئد
شاخص کیفیت زندگی: ۸۹ درصد

۵- نیوزلند
شاخص کیفیت زندگی: ۸۹ درصد
۴- ایرلند
شاخص کیفیت زندگی: ۸۳ درصد
۳- نروژ
شاخص کیفیت زندگی: ۹۰ درصد

۲- سوئیس
شاخص کیفیت زندگی: ۹۱ درصد
۱- ایسلند
شاخص کیفیت زندگی: ۸۶ درصد
این کشور در هر چهار بخش کیفیت زندگی، امور مالی دوران بازنشستگی، سلامت و رفاه مادی در جمع ۱۰ جایگاه برتر قرار دارد.

@Library_Telegram
☕️ قطعه ای از کتاب

با زن ها نباید به زبانی که فهم آن برایشان مشکل است صحبت نمود؛ زن برای تخیلات آفریده گشته است، افکار وی اغلب در مسیر منفی حرکت میکند و اگر کلمه ای نامناسب بی اختیار بر زبان آورده شود، تمام زحمات را به هدر می دهد.

گاهی بدون آنکه کسی بعلت آن پی ببرد؛ حرفی که از زبان بر آمده، چون تیری بر دل طرف قرار می گیرد و به خوشبختی عاشق و معشوق صدمه می زند !

📕 مردی که میخندد

✍️ #ویکتور_هوگو

@Library_Telegram
#اندکی_تفکر

در اوايل انقلاب فرانسه سه نفر
محكوم به اعدام با گيوتين شدند
سه نفر عبارت بودند از: یک روحانى،
یک وكيل دادگسترى و يك فيزيكدان.

ابتدا سر روحانی را زير گيوتين گذاشتند و از او سؤال شد حرف آخرت چيست؟
روحانی گفت: خدا خدا او مرا نجات خواهد داد.
تيغ گيوتين پايين آمد و نزديك گردن او متوقف شد.
مردم با تعجب فرياد زدند آزادش كنيد!
خدا حرفش را زد!
به اين ترتيب نجات يافت.

نوبت وكيل رسيد؛
پرسيدند آخرين حرفت چيست؟
گفت: من مثل روحانى خدا را نمى شناسم، درباره عدالت بيشتر مى دانم.
عدالت عدالت مرا نجات خواهد داد.
گيوتين پايين رفت اما نزديك گردن وكيل ايستاد.
اينبار هم مردم متعجب فرياد زدند آزادش كنيد!
عدالت حرف خودش را زد! وكيل هم نجات پيدا كرد.

در آخر نوبت به فيزيكدان رسيد؛
از او سؤال شد؛ آخرين حرفت چيست؟
گفت: من نه خدا را مى شناسم و نه
عدالت را اما من اين را مى دانم كه
روى طناب گيوتين گره اى هست كه
مانع پايين آمدن تيغه مى شود !
طناب را بررسى كردند و مشكل را
يافتند، گره را باز كردند و تيغ برّان
بر گردن فيزيكدان فرود آمد و آن را
از تن جدا كرد ...

☑️ چه فرجام تلخى دارند كسانى
كه به «گره ها» اشاره مى كنند !

@Library_Telegram
👍1
#کنفوسیوس

مردی را که آمادۀ آموختن است تعلیم ندادن ، انسانی را به هدر دادن است .

مردی را که آمادۀ آموختن نیست تعلیم دادن ، سخن به هدر دادن است .

خردمند نه انسان را به هدر میدهد
نه سخن را ...

@Library_Telegram
#داستانک

بخون خیلی قشنگه

مردی بازاری خلافی کرد و حاکم او را به زندان انداخت. زنش پیش یکی از یارانش رفت و گفت چه نشسته ای که دوستت پنج سال به محبس افتادندی! برخیز و مرامی به خرج بده همی!

مرد هم خراب مرام شد و یکشب از دیوار قلعه بالا رفت و از لای نگهبانان گذشت و خودش را به سلول رفیق رساند. مرد زندانی خوشحال شد و گفت ایول داداش!دمت گرم. زود باش زنجیرها را باز کن که الان نگهبان ها می رسند.

ولی دوستش گفت: میدانی چه خطرها کرده ام؟از دیوار قلعه بالا آمدم، از لای نگهبان ها گذشتم، برای نجات تو خودم را به خطر انداختم.

بعد زنجیرها را باز کرد. به طرف در که رفتند مرد گفت: میدونی چه خطری کرده ام؟ از دیوار قلعه بالا آمدم، از لای نگهبان ها گذشتم، برای نجات تو خودم را به خطر انداختم.

رفتند پای دیوار قلعه که با طناب خودشان را بالا بکشند. مرد گفت: میدونی چه خطری کرده ام؟ از دیوار قلعه بالا آمدم، از لای نگهبان ها گذشتم، برای نجات تو خودم را به خطر انداختم.

با دردسر خودشان را بالا کشیدند. همین که خواستند از دیوار به پایین بپرند. مرد گفت: میدونی چه خطری کرده ام؟ از دیوار قلعه بالا آمدم، از لای نگهبان ها گذشتم، برای نجات تو خودم را به خطر انداختم.

مرد زندانی فریاد زد: نگهبان ها! نگهبان ها! بیایید این مرد می خواهد من را فراری بدهد!

تا نگهبان ها آمدند مرد فرار کرده بود. از زندانی پرسیدند چرا سر و صدا کردی و با او فرار نکردی؟

مرد گفت: پنج سال در حبس شما باشم بهتر است که یک عمر زندانی منت او باشم!

در زندگی از گرسنگی بمیرید، فقر را تحمل کنید، تن به دشواری بدهید اما زیر بار منت هیچکس نروید. هیچکس. هیچکس.

بار حمالان به دوش خود کشيدن سخت نيست زير بار منت نامرد رفتن ، مشکل است

@Library_Telegram
👍3
#ارسالی

یکی رفت - یکی آمد

[ دیو چو بیرون رود ]

اونی که میرفت
گفت بعد از رفتن من ایران میرود - خاور میانه میرود
و جهان را وحشتی بزرگ فرا میگیرد و چنین شد

اونی که اومد
گفت آب - برق - بلیت اتوبوس را مجانی میکنم
شما را صاحب خانه میکنم و چنین نشد

اونی که میرفت
قرار بود مردم را به صف اول ملل مترقی جهان ببرد

اونی که آمد
میخواست مردم را به 1400 سال پیش ببرد

اونی که رفت
روادید سفر به هفتاد کشور جهان را حذف کرده بود

اونی که آمد
اثر انگشت را هم به پاس و ویزا اضافه کرد
و امروزه حتی رئیس جمهور به سختی ویزا
برای رفتن به مجالس بین المللی میگیرد!

کسی که رفت
یک بار ارتش عراق ساعت شش بامداد به کشورش حمله کرد و سه ساعت بعد یعنی نه بامداد نماینده عراق در سازمان ملل از ایران شکایت کرد
و گفت پنج کیلومتر از خاک عراق را تصاحب کرده

کسی که آمد
دوباره ارتش عراق به همان جا حمله کرد
و هشت سال طول کشبد تا بیرونش کردند

کسی که رفت
پنجمین ارتش مقتدر جهان را داشت
ولی تجهیزات ضد شورش نداشت

کسی که اومد
سی درصد تجهیزات نظامیش برای سرکوب مردم است

کسی که رفت
به حق انتخاب مردم احترام میگذاشت
و مردم را در چگونه پوشیدن و نوشیدن و چگونه زیستن آزاد گذاشته بود

کسی که آمد
حق انتخاب را از مردم گرفت و برای چگونه پوشیدن نوشیدن و غیره قانون وضع کرد

کسی که رفت
آموزش و پروش و دانشگاهش مجانی بود

کسی که آمد همه را پولی کرد

کسی که رفت ......
کسی که آمد .....
کسی که .....
کسی که ...

کسی که رفت
همه شادیها و اعتبار ما را با خودش برد

و کسی که آمد
برای ما جز رنج و گرفتاری و غم چیزی نیاورد

خلاصه کسی که رفت عاشق ایران و ایرانی بود
و کسی که آمد عاشق اعراب و..‌.



@Library_Telegram
👍1
#حكايت 📖

می‌گویند روزی برای سلطان محمود غزنوی كبكی را آوردند كه لنگ بود.
فروشنده برای فروشش قیمت زياد می‌خواست.
سلطان محمود حكمت قيمت زياد كبک لنگ را جويا شد.
فروشنده گفت: «وقتی دام پهن می‌كنيم برای كبک‌ها، اين كبک را نزديک دام‌ها رها می‌كنم. آواز خوش سر می‌دهد و كبک‌های ديگر به سراغش می‌آيند و در اين وقت در دام گرفتار می‌شوند.
هر بار كه كبک را برای شكار ببريم، حتما تعدادی زياد كبک گرفتار دام می‌شوند.»

سلطان محمود امر به خريدن كرد و خواستار كبک شد.
چون قیمت به فروشنده دادند و كبک به سلطان، سلطان تيغی بر گردن كبک لنگ زد و سرش را جدا كرد.
فروشنده كه ناباوارنه سر قطع شده و تن بی‌جان كبک را می‌ديد، گفت اين كبک را چرا سر بريديد؟

سلطان محمود گفت: «هر كس ملت و قوم خود را بفروشد، بايد سرش جدا شود!

@Library_Telegram
#یک_فنجان_تفکر ☕️

هنوز هم همان حرفها را میزنیم

عین الدوله یا همان “اتابک” مشهور نوه ی فتحعلیشاه قاجار، متولد سنه ۱۲۲۴ هجری شمسی در دارالفنون تحصیل کرد. ‌

به یاد دارید که دارالفنون اولین مؤسسه ی شبیه به دانشگاه در ایران است که در زمان ناصرالدین شاه در خیابان ناصرخسرو تأسیس شد.

ایده ی اولیه ی ایجاد این مؤسسه توسط امیرکبیر با هدف ارتقاء سطح علمی ایرانیان برای جبران کمبودی که در زمینه ی آموزش عالی می دید بنا نهاده شد. بعد از سفر به روسیه، امیرکبیر فکر کرده بود سطح علم که بالا برود بالطبع فرهنگ‌ هم بهبود خواهد یافت.

غافل از اینکه از همان زمان به تجربه گفته شده علم لزوماً شعور و فرهنگ به ارمغان نمی آورد.

با توجه به کمالات و شجره نامه ی درخشانش، عین الدوله چند سالی حاکم تهران بود. حکایت است روزی مردی شکایت به نزد وی برد که جوانی به دخترش تجاوز به عنف کرده است.

عین الدوله دستور داد چند تکه زیورآلات طلا به دختر آویخته و آوردندش. چهار تن از فراشان گردن کلفت خود را فرمان داد به دختر حمله کرده و سعی در ربودن زیورآلات نمایند. حالا اینکه چطور را نمی دانیم ولی گویا این اجداد شعبان بی مخ “موفق” به باز کردن هیچکدام از زیورآلات نمی شوند.
عین الدوله، حاکم شهر و مجری عدل رو به پدر دختر کرده و افاضه می فرماید “مرغ اگه خودش نخواد نوک به پشت خروس نمی زنه!

این که توانست از پس چهار نفر برآید چطور نتوانسته مقابل یک نفر مقاومت کند تا دست به نهانگاه اش نکند!” قریب به یک قرن و نیم از آن روزگار می گذرد.
نمی دانم چگونه است که نه فقط اروپا، بلکه همه ی دنیا ترقی می کنند و ما وا می ترقیم!

#مژده_بهرنگ

@Library_Telegram
📕 داشتن و نداشتن

✍️ ارنست همینگوی

🔃 پرویز داریوش


هری مورگان ماهیگر فقیری است که به خاطر گذران زندگی خود و خانواده اش به قاچاق جنس و انسان روی می آورد ...

همون سبک ساده و غنی همینگوی . کتاب خوبی بود در کل عالی نه اما ارزش خوندن رو داره . فاکنر از روی این کتاب فیلم نامه ای می نویسه و هاوکز اون را به فیلم تبدیل می کنه که چون ظاهرا شباهتی به داستان همینگوی نداشته زیاد مورد توجه قرار نمی گیره اما در سال های بعدی مورد تقدیر بیشتری قرار می گیره .

اما «داشتن و نداشتن» بیش از آن‌که میدانی برای قدرت‌نمایی نویسنده باشد، جایی‌ست برای به تصویر کشیدن زندگی مردمی که گرفتار اشتباهات و یا جاه‌طلبی‌های عده‌ای از سیاستمداران شده‌اند. شاید مشهودترین موضوع در «داشتن و نداشتن» همان تأثیر سیاست و اقتصاد بر زندگی مردم است. همینگوی در این کتاب نشان می‌دهد که در جامعه‌ای که پیدا کردن کار خلاف قانون، حتا از دست آدم کری که نمی‌تواند درست حرف بزند، در عرض چند ساعت بر می‌آید، برای جنایت نیازی نیست به این که بیماری روحی داشته باشی و یا این که در کودکی رنج بسیار کشیده باشی و یا این‌که شیطان در روحت حلول کرده باشد! او نشان می‌دهد که چگونه مردی با جربزه که نمی‌خواهد با دست خالی پیش زن و فرزندانش برگردد به یک آدم‌کش بدل می شود.

@Library_Telegram
داشتن و نداشتن.pdf
2.3 MB
📕 داشتن و نداشتن

✍️ ارنست همینگوی

🔃 پرویز داریوش


@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
@Original_IR_Music
دایه دایه، حسین فرجی
🔴 «دایه دایه وقت جنگه»
حسین فرجی

هولوکاست لرها در ایران و آلوده کردن عمدی ۳۰۰ زن، کودک و خانواده بی‌گناه و مظلوم به ویروس ایدز، جنایتی ضد بشری و تاریخی است که تا ابد ننگ آن دامان جمهوری اسلامی را خواهد گرفت.

▪️از امروز ساعت ۱۸ تمامی شهرهای لرنشین در اعتراض به هولوکاست لرها در جمهوری اسلامی به خیابان‌ها می‌آیند.

💠💠💠
کانال موسیقی اصیل ایرانی
@Original_IR_Music
☕️ قطعه ای از کتاب

جامعه زن را چنان تربیت می‌کند که نباید هیچ چیز از مسائلِ عشقی بزرگ بداند، نباید چیزی از مسائل جنسی بداند و هرجا سخنی از مسائل جنسی به میان آمد، باید مضطرب بگریزد و در کل چنان به زن تلقین می‌شود که سکس مخالف عفت اوست، مسائل جنسی بد است و باید چشم و گوش خود را دربرابر آن بپوشاند.

تا اینکه زن گویی با ضربه‌ی صاعقه‌ای هولناک به درون حقیقت می افتد که نام آن صاعقه ازدواج است. حال زن با حیا و عشق و لذت و... دست‌به‌گریبان می‌شود. حیران از این مسئله که چطور آنچه تا دیروز پست و حیوانی بود، امروز امری معنوی و انسانی است.

به‌راستی روح زن چگونه اینها را تحمل می‌کند؟!

📕 حکمت شادان

✍️ نیچه

@Library_Telegram
👍1
🔴 کابوس تکراری پرده‌های سیاه!

▪️پرده اول: دونالد ترامپ، برخلاف روایت غالب امروز و البته برخلاف شعارهای انتخاباتی خودش، پس از روی کار آمدن‌، به «لغو تحریم‌های ایران» که در برجام ذکر شده بود پایبند باقی ماند. او، نه یک‌بار، بلکه دست‌کم دو بار (در مجموع بیش از یک‌سال) توافقی را تمدید کرد که از ابتدا با آن مخالف بود. البته در طول آن مدت نیز به صورت مداوم از ایران درخواست کرد که برای آنچه او «تکمیل برجام» می‌خواند به پای میز مذاکره بیاید. پیشنهادی که اتفاقا کاملا مورد تایید اروپایی‌ها هم بود. اروپایی‌ها نیز دقیقا در همین راستا «کمیسیون اصلاح برجام» را تدارک دیدند، اما هیچ‌کدام از این درخواست‌های مکرر مورد پذیرش ایران قرار نگرفت. پیام ایران در یک کلام خلاصه می‌شد: «برجام غیرقابل مذاکره است».

حالا ۱۵ماه از پایان مهلت ترامپ برای مذاکره گذشته است. ۱۵ ماه است که تحریم‌ها، بسیار سنگین‌تر از قبل و احتمالا سنگین‌تر از هر زمان دیگری بازگشته‌اند. صادرات نفت تا سطح «غیرقابل ذکر» سقوط کرده و کشور در بدترین اوضاع اقتصادی خود قرار گرفته است. بالاترین درخواستی که در این شرایط صراحتا از جانب رییس‌جمهور ما اعلام شده و می‌توان گفت پیشتر هم از جانب رهبری به صورت ضمنی تأیید شده بود این است: «ترامپ تحریم‌ها را لغو کند، حاضریم در مورد برجام مذاکره کنیم». یعنی همان‌که ۲سال قبل و بدون هیچ یک از این دردسرها امکان تحقق‌اش وجود داشت!

▪️پرده دوم: بهار سال ۹۶، حسن روحانی، سرخوش از به نتیجه رسیدن برجام، از ضرورت تداوم آن در قالب برجام‌های دو و سه سخن می‌گوید. پیش از آن نیز بسیاری هشدار داده بودند که جای خالی رقبای منطقه‌ای ایران در مذاکرات می‌تواند چالش‌برانگیز باشد. بسیاری توصیه می‌کردند ایران در تداوم سیاست‌های تنش‌زدایی، به سراغ همسایگان نیز برود. جریان «تقابل‌گرا» اما به کلی مخالف تداوم تنش‌زدایی بود. آن‌ها با شدیدترین حملات رسانه‌ای خود به کلیدواژه «برجام منطقه‌ای» حمله کردند. حتی رهبری نیز شخصا به هرگونه تلاش برای گسترش برجام به ویژه به موضوعات منطقه‌ای واکنش نشان داد. هرگونه سخن گفتن در باب «برجام منطقه‌ای» خیلی زود از جانب دستگاه پروپاگاندا به صورت «اسم رمز خیانت و وطن‌فروشی» معرفی شد.

حالا اما دوباره ورق برگشته است. کمر جامعه که زیر بار فشارهای اقتصادی خرد شد و توهم مانور اقتدار و مسدود کردن تنگه هرمز در سطح بازی موش و گربه به شیوه «بزن و تکذیب کن» تقلیل پیدا کرد، بالاخره رویکردها عوض شد. حالا سخن‌گویان دیپلماتیک کشور، با شور و شعف خبر می‌دهند که «عربستان پیغام فرستاده که آماده مذاکره است» و گویا معامله تا آنجا جوش خورده که عراق هم به عنوان میزبان و واسطه مشخص شده است. این روزها دیگر کسی به «برجام منطقه‌»ای اسم خیانت نمی‌دهد!

▪️تکرار بی‌پایان پرده‌های سیاه: در تاریخ ۱۲بهمن‌ماه ۱۳۹۶، درست زمانی که ترامپ یک بار دیگر پایبندی خودش به برجام را تمدید کرده بود، یک کارشناس امور خارجه با انتشار یادداشتی در روزنامه شرق، تمامی تهدیدهایی که امروز بالفعل شده‌اند را پیش‌بینی کرده و نسبت بدان‌ها هشدار داده بود. ما پیشنهاد می‌کنیم که حتما «این یادداشت» را بخوانید و ببینید که چطور پیش‌بینی‌های آن یکی‌یکی به وقوع پیوسته است. تمامی آن نسخه‌هایی که پیش از وقوع فاجعه پیشنهاد شده بود همان مواردی هستند که امروز نظام ناچار شده یکی‌یکی به آن‌ها تن بدهد. مساله اما، پیش‌بینی‌های یک فرد خاص نیست. مساله اصلی، سیطره یک اندیشه کلان «تقابل‌گرا»، به جای ذهنیت «منطقی و مصلحت‌سنج» بر فضای سیاست کشور ماست.

پرده‌های اول و دوم این یادداشت، می‌توانند با ده‌ها نمونه دیگر از پرده‌های سیاه در تاریخ سیاست‌خارجی و حتی تصمیمات داخلی کشور تکمیل شوند. هر یک از خوانندگان این نوشته می‌توانند چندین نمونه دیگر را به یاد بیاورند که زمانی با تبلیغات فراوان به عنوان «خط قرمز» نظام معرفی شدند و خیلی زود، پس از تحمیل هزینه‌های گزاف به کشور و معمولا در مفتضحانه‌ترین شرایط قابل تصور به دست فراموشی سپرده شدند. نیمه پر لیوان می‌تواند این باشد که یک «عقلانیت بقا» در دل نظام وجود دارد که همیشه در آخرین لحظات ترمز قطار بدون فرمان‌اش را می‌کشد. نکته خالی لیوان اما خیلی تکان دهنده است. مساله فقط در سال‌ها عمر و فرصت و ثروت از دست رفته ایرانیان نیست، مساله درناک‌تر این است که تکرارکنندگان این پرده‌های تکراری از شکست و فضاحت، همچنان سیاست‌پردازان و آینده‌سازان این کشور هستند و به نظر نمی‌رسد هیچ‌یک از این شکست‌ها و هزینه‌ها تغییری در استراتژی کلان‌شان ایجاد کرده باشد.

✍️ آرمان امیری

@Library_Telegram
👍1
کسی ﻛﻪ ﻭاﻗﻌﺎ ﻭاﻻﺗﺮ اﺳﺖ
ﻫﺮﮔﺰ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺑﺎ اﺣﺪی ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ نمی‌کند.
اﻭ میداﻧﺪ ﻛﻪ ﻗﻴﺎﺱ ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ اﺳﺖ.
ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ اﻳﻦ ،
ﺑﻠﻜﻪ میداﻧﺪ ﺩﻳﮕﺮاﻥ ﻫﻢ ﺑﻪ اﻧﺪاﺯﻩ او
قیاس ﻧﺎﭘﺬﻳﺮﻧﺪ.
اﻭ ﻧﻪ ﻭاﻻﺗﺮ اﺳﺖ و ﻧﻪ ﺣﻘﻴﺮﺗﺮ
ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺭا ﻛﻨﺎﺭ ﺑﮕﺬاﺭ ،
ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺯندگی ﻭاﻗﻌﺎ ﺯﻳﺒﺎﺳﺖ.
ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺭا ﻛﻨﺎﺭ ﺑﮕﺬاﺭ ،
ﺁﻥﻭﻗﺖ میتوانی بی ﻛﻢ و ﻛﺎﺳﺖ
اﺯ ﺯندگی ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮی.

#اشو

@Library_Telegram