This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🇮🇷 هفته #دفاع_مقدس مبارک :
🌹 تعداد روزهای جنگ : 2 هزار 888 روز
🌹 آمار شهدای ایران : 300 هزار و 591 نفر
🌼 شهدای همچنان مفقودالاثر : 6 هزار نفر
🌹 جانبازان 50% به بالا : 520 هزارنفر
🌹 شهدای شیمیایی : 10 هزارنفر
🌹 زنان شهید : 6 هزار و 400 نفر
🌹 شهدای متاهل : 56 هزار نفر
🌹 شهدای 16 تا 25 ساله : 155 هزار نفر
🌹 تعداد جانبازان ریوی : 1100 نفر
🛑 خسارات اقتصادی جنگ که نه عراق و نه سایر نهادهای بینالمللی هیچ غرامتی به ایران نپرداختند از سال ١٣۵٩ تا ١٣۶٧ رقمی حدود ۳ هزار و ۸۱ میلیارد تومان است که به نرخ امروز معادل ١٢ #تریلیون_دلار میشود این در حالیست که کل درآمد نفتی ایران از سال ۵۹ تا امروز یک و نیم میلیارد دلار بوده یعنی کل درآمدهای نفتی نیمی از خسارات را هم جبران نکرده است
واقعا ۸ سال جنگ ویرانگر ، خرابی دهها شهر و هزاران روستا ، یک میلیون کشته و چند میلیون معلول و آواره و صدها میلیارد دلار خسارت برای این بود که در هفته #دفاع_مقدس پیاده راه بیفتیم رو به عراق ؟؟ اگر قرار بر این بود اصلا چرا جنگی را که در همان سال اول میشد تمام کرد هشت سال کــِش دادید ؟؟
@Library_Telegram
🌹 تعداد روزهای جنگ : 2 هزار 888 روز
🌹 آمار شهدای ایران : 300 هزار و 591 نفر
🌼 شهدای همچنان مفقودالاثر : 6 هزار نفر
🌹 جانبازان 50% به بالا : 520 هزارنفر
🌹 شهدای شیمیایی : 10 هزارنفر
🌹 زنان شهید : 6 هزار و 400 نفر
🌹 شهدای متاهل : 56 هزار نفر
🌹 شهدای 16 تا 25 ساله : 155 هزار نفر
🌹 تعداد جانبازان ریوی : 1100 نفر
🛑 خسارات اقتصادی جنگ که نه عراق و نه سایر نهادهای بینالمللی هیچ غرامتی به ایران نپرداختند از سال ١٣۵٩ تا ١٣۶٧ رقمی حدود ۳ هزار و ۸۱ میلیارد تومان است که به نرخ امروز معادل ١٢ #تریلیون_دلار میشود این در حالیست که کل درآمد نفتی ایران از سال ۵۹ تا امروز یک و نیم میلیارد دلار بوده یعنی کل درآمدهای نفتی نیمی از خسارات را هم جبران نکرده است
واقعا ۸ سال جنگ ویرانگر ، خرابی دهها شهر و هزاران روستا ، یک میلیون کشته و چند میلیون معلول و آواره و صدها میلیارد دلار خسارت برای این بود که در هفته #دفاع_مقدس پیاده راه بیفتیم رو به عراق ؟؟ اگر قرار بر این بود اصلا چرا جنگی را که در همان سال اول میشد تمام کرد هشت سال کــِش دادید ؟؟
@Library_Telegram
#اندکی_تفکر
۴٠ سال پیش #خاورمیانه آنقدر ثروتمند بود که همۀ دنیا حتی آمریکا و انگلیس حسرت آن را میخوردند ... عربستان ۱۵۰ میلیارد #دلار ذخیره ارزی داشت ، عراق ۵٠ میلیارد ، ایران ۶۰ میلیارد ، لیبی ۴۵ میلیارد و الی آخر ...
قطر آنقدر درآمد از سرمایهگذاری های خارجی داشت که میگفت دیگر نیازی به صادرات نفت و گاز ندارد ، حاکمان عرب اصلا نمیدانستند با آن همه دلار نفتی چه کنند ، از نمونه ولخرجیها مثلا این بود که شیوخ کویت در یکی از گرمترین نقاط کره زمین پیست اسکی ساختند ، حاکمان آن زمان ایران هم میگفتند که بزودی دیگر نفت صادر نمیکنیم و تنها محصولات پتروشیمی صادر خواهیم کرد چون نفت حیف است که بسوزد و برق اتمی را جایگزینش میکنیم
قدرتهای غربی و شاه ، به شدت نگران نفوذ کمونیست بودند در نتیجه میخواستند ایران به هر قیمتی برای تقابل احتمالی با شوروی آماده باشد در نتیجه بخش قابل توجهی از پول نفت صرف خرید سلاح از اروپا و آمریکا میشد و ایران عملا به انبار پیشرفتهترین سلاحهایی تبدیل شده بود که نمونۀ آنها را فقط آمریکا در اختیار داشت ، از انواع ناوهای پیشرفته دریایی تا هواپیماهای F14 و F4 که فقط در اختیار ایران قرار گرفته بود که البته هیچکدام در زمان حکومت پهلوی به کار نیامد
جنگ #ایران و #عراق آغاز شد و صدام بزرگترین خریدار سلاح از غرب لقب گرفت ، پولهای حاصل از فروش نفت هر دو کشور به صورت مستقیم و غیرمستقیم به جیب شرکتهای مهماتسازی غربی سرازیر شد ... ایران و عراق ویران شدند
بعد از مدتی جنگ عراق و #کویت راه افتاد و بخش دیگری از پولهای نفت اینبار توسط عربستان و کویت صرف خرید سلاح و پرداخت به آمریکا برای بیرون راندن صدام از کویت و بازسازی این کشور شد
بعد #مصر دچار بیثباتی شد و صنعت توریسم و رشد اقتصادی 7 درصدی آن به کل نابود و متوقف گردید ، بعد هم حمله #ناتو به #لیبی باعث ویرانی و جنگ داخلی در این کشور شد
حمایت ایران از #بشار_اسد و حمایت غرب از مخالفان اسد در سوریه باعث جنگهای داخلی و خانمانسوز قومی و مذهبی شد که فضا را برای جولان حیوانات داعش فراهم کرد ، #سوریه شد بهشت تروریستها و از عروس خاورمیانه چیزی جز ویرانه باقی نماند
‼️ این سیاست همیشگی #غربیهاست : تفرقه بینداز و حکومت کن ، میلیاردرهای دیروز ، امروز نفت خود را برای تأمین هزینههای جنگ همسایه با همسایه و مسلمان با مسلمان به پایینترین قیمت ممکن به حراج گذاشتهاند ... کشورهای غربی هم روز به روز درحال پیشرفت در عرصههای مختلف هستند و در خلوت قاهقاه به ریش کشورهای نفتی میخندند و این ماجرا ادامه خواهد داشت تا آن روز که شاید این #طلای_سیاه نفرین شده ته بکشد...!!
@Library_Telegram
۴٠ سال پیش #خاورمیانه آنقدر ثروتمند بود که همۀ دنیا حتی آمریکا و انگلیس حسرت آن را میخوردند ... عربستان ۱۵۰ میلیارد #دلار ذخیره ارزی داشت ، عراق ۵٠ میلیارد ، ایران ۶۰ میلیارد ، لیبی ۴۵ میلیارد و الی آخر ...
قطر آنقدر درآمد از سرمایهگذاری های خارجی داشت که میگفت دیگر نیازی به صادرات نفت و گاز ندارد ، حاکمان عرب اصلا نمیدانستند با آن همه دلار نفتی چه کنند ، از نمونه ولخرجیها مثلا این بود که شیوخ کویت در یکی از گرمترین نقاط کره زمین پیست اسکی ساختند ، حاکمان آن زمان ایران هم میگفتند که بزودی دیگر نفت صادر نمیکنیم و تنها محصولات پتروشیمی صادر خواهیم کرد چون نفت حیف است که بسوزد و برق اتمی را جایگزینش میکنیم
قدرتهای غربی و شاه ، به شدت نگران نفوذ کمونیست بودند در نتیجه میخواستند ایران به هر قیمتی برای تقابل احتمالی با شوروی آماده باشد در نتیجه بخش قابل توجهی از پول نفت صرف خرید سلاح از اروپا و آمریکا میشد و ایران عملا به انبار پیشرفتهترین سلاحهایی تبدیل شده بود که نمونۀ آنها را فقط آمریکا در اختیار داشت ، از انواع ناوهای پیشرفته دریایی تا هواپیماهای F14 و F4 که فقط در اختیار ایران قرار گرفته بود که البته هیچکدام در زمان حکومت پهلوی به کار نیامد
جنگ #ایران و #عراق آغاز شد و صدام بزرگترین خریدار سلاح از غرب لقب گرفت ، پولهای حاصل از فروش نفت هر دو کشور به صورت مستقیم و غیرمستقیم به جیب شرکتهای مهماتسازی غربی سرازیر شد ... ایران و عراق ویران شدند
بعد از مدتی جنگ عراق و #کویت راه افتاد و بخش دیگری از پولهای نفت اینبار توسط عربستان و کویت صرف خرید سلاح و پرداخت به آمریکا برای بیرون راندن صدام از کویت و بازسازی این کشور شد
بعد #مصر دچار بیثباتی شد و صنعت توریسم و رشد اقتصادی 7 درصدی آن به کل نابود و متوقف گردید ، بعد هم حمله #ناتو به #لیبی باعث ویرانی و جنگ داخلی در این کشور شد
حمایت ایران از #بشار_اسد و حمایت غرب از مخالفان اسد در سوریه باعث جنگهای داخلی و خانمانسوز قومی و مذهبی شد که فضا را برای جولان حیوانات داعش فراهم کرد ، #سوریه شد بهشت تروریستها و از عروس خاورمیانه چیزی جز ویرانه باقی نماند
‼️ این سیاست همیشگی #غربیهاست : تفرقه بینداز و حکومت کن ، میلیاردرهای دیروز ، امروز نفت خود را برای تأمین هزینههای جنگ همسایه با همسایه و مسلمان با مسلمان به پایینترین قیمت ممکن به حراج گذاشتهاند ... کشورهای غربی هم روز به روز درحال پیشرفت در عرصههای مختلف هستند و در خلوت قاهقاه به ریش کشورهای نفتی میخندند و این ماجرا ادامه خواهد داشت تا آن روز که شاید این #طلای_سیاه نفرین شده ته بکشد...!!
@Library_Telegram
👎1
#اندکی_تفکر
خاورمیانه: منطقه ای پیغمبر خیز و بدبختی خیز ،
گویی آفتابِ تیز، مغزها را تکان داده است.
ﻣﻦ ﻧﻤﯽﻓﻬﻤﻢ، ﻧﻮﺡ اینجا، ﻣﻮﺳﯽ ﺍﯾﻨﺠﺎ، ﻋﯿﺴﯽ ﺍﯾﻨﺠﺎ، ﻣﺤﻤﺪ اﯾﻨﺠﺎ، ﯾﻮﺳﻒ ﻭ ﯾﻮﻧﺲ ﻭ ﻟﻮﻁ ﻭ ﺍﺳﺤﺎﻕ ﻭ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﻭ ... ﻫﻢ ﺍﯾﻨﺠﺎ !!
ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﻧﺒﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻮ ﮐﺎﻧﺎﺩﺍ ﯾﺎ ﺑﻠﮋﯾﮏ ﯾﺎ مثلأ ﻧﯿﻮﺯﯾﻠﻨﺪ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﻫﺪﺍیت ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ؟
ﻫﻤﻪ ﺍﺵ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺎﻫﺎ ﺭﻭ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ؟!
۱۲۴۰۰۰ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﻫﻤﺸﻮﻥ ﺩﺭ ﺧﺎﻭﺭﻣﯿﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩﻥ جالب تر اینکه طبق گفته کتاب های آسمانی ۷۰۰۰ سال از خلقت انسان میگذره، بعد ۱۴۰۰ سال هست که آخرین پیامبر اومده، میشه ۵۶۰۰ سال ,
اگه تعداد پیامبرها رو بر ۵۶۰۰ تقسیم کنی میشه هر دو هفته یک پیامبر!!!؟
ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻫﻤﯿﻨﻪ ﮐﻪ ﻣﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﺧﺎﻭﺭﻣﯿﺎﻧﻪ ﺭﺍﻩ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺭﻭ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﺩﺭ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻭ ﺧﻮﺷﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﻮﻧﻮ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ و ﻣﺮﺩﻡ ﻏﺮﺏ ﻭ ﺧﺎﻭﺭ ﺩﻭﺭ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺑﺪﺑﺨﺖ ﻭ ﻋﻘﺐ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﺧﺎﮎ ﺑﺮ سرن!!!!
كمى به عمق كلام كارل پوپر توجه كنيد:
" آن کس که بهشتِ زندگی را برایت جهنم کرده، مجبور است متقاعدت کند که « بهشت جای دیگری است » "
@Library_Telegram
خاورمیانه: منطقه ای پیغمبر خیز و بدبختی خیز ،
گویی آفتابِ تیز، مغزها را تکان داده است.
ﻣﻦ ﻧﻤﯽﻓﻬﻤﻢ، ﻧﻮﺡ اینجا، ﻣﻮﺳﯽ ﺍﯾﻨﺠﺎ، ﻋﯿﺴﯽ ﺍﯾﻨﺠﺎ، ﻣﺤﻤﺪ اﯾﻨﺠﺎ، ﯾﻮﺳﻒ ﻭ ﯾﻮﻧﺲ ﻭ ﻟﻮﻁ ﻭ ﺍﺳﺤﺎﻕ ﻭ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﻭ ... ﻫﻢ ﺍﯾﻨﺠﺎ !!
ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﻧﺒﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻮ ﮐﺎﻧﺎﺩﺍ ﯾﺎ ﺑﻠﮋﯾﮏ ﯾﺎ مثلأ ﻧﯿﻮﺯﯾﻠﻨﺪ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﻫﺪﺍیت ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ؟
ﻫﻤﻪ ﺍﺵ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺎﻫﺎ ﺭﻭ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ؟!
۱۲۴۰۰۰ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﻫﻤﺸﻮﻥ ﺩﺭ ﺧﺎﻭﺭﻣﯿﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩﻥ جالب تر اینکه طبق گفته کتاب های آسمانی ۷۰۰۰ سال از خلقت انسان میگذره، بعد ۱۴۰۰ سال هست که آخرین پیامبر اومده، میشه ۵۶۰۰ سال ,
اگه تعداد پیامبرها رو بر ۵۶۰۰ تقسیم کنی میشه هر دو هفته یک پیامبر!!!؟
ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻫﻤﯿﻨﻪ ﮐﻪ ﻣﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﺧﺎﻭﺭﻣﯿﺎﻧﻪ ﺭﺍﻩ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺭﻭ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﺩﺭ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻭ ﺧﻮﺷﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﻮﻧﻮ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ و ﻣﺮﺩﻡ ﻏﺮﺏ ﻭ ﺧﺎﻭﺭ ﺩﻭﺭ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺑﺪﺑﺨﺖ ﻭ ﻋﻘﺐ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﺧﺎﮎ ﺑﺮ سرن!!!!
كمى به عمق كلام كارل پوپر توجه كنيد:
" آن کس که بهشتِ زندگی را برایت جهنم کرده، مجبور است متقاعدت کند که « بهشت جای دیگری است » "
@Library_Telegram
👍1
☕️ قطعه ای از کتاب
باید همیشه مست بود. همه چیز در این است. یگانه مطلب این است، تا بار هولناک زمان را که شانههای شما را درهم میشکند و پشت شما را خم میکند، احساس نکنید، باید همواره مست باشید. از چه؟ از شراب، از شعر، از تقوی، هرگونه دلخواه شماست. اما مست شوید...
و اگر گاهی، بر پلکان قصری، یا بر علف سبز گودالی، یا در غربت اندوه بار اتاق تان، بیدار شدید و دیدید که مستی کاهش یافته یا از سرتان پریده، بپرسید؛ از باد، از موج، از ستاره، از پرنده، از ساعت، از هرچه می گریزد، از هرچه می نالد، از هرچه میچرخد، از هرچه سرود می خواند، از هرچه سخن می گوید، بپرسید چه وقت است؟
و باد، موج، ستاره، پرنده، ساعت به شما پاسخ خواهند داد: «وقت آن است که مست شوید! برای آن که بردهٔ ذلیل زمان نباشید مست شوید، پیوسته مست باشید! از شراب، از شعر، یا از تقوی، هرگونه دلخواه شماست.»
📕 ملال پاریس و برگزیدهای از گل های بدی
✍ شارل بودلر
@Library_Telegram
باید همیشه مست بود. همه چیز در این است. یگانه مطلب این است، تا بار هولناک زمان را که شانههای شما را درهم میشکند و پشت شما را خم میکند، احساس نکنید، باید همواره مست باشید. از چه؟ از شراب، از شعر، از تقوی، هرگونه دلخواه شماست. اما مست شوید...
و اگر گاهی، بر پلکان قصری، یا بر علف سبز گودالی، یا در غربت اندوه بار اتاق تان، بیدار شدید و دیدید که مستی کاهش یافته یا از سرتان پریده، بپرسید؛ از باد، از موج، از ستاره، از پرنده، از ساعت، از هرچه می گریزد، از هرچه می نالد، از هرچه میچرخد، از هرچه سرود می خواند، از هرچه سخن می گوید، بپرسید چه وقت است؟
و باد، موج، ستاره، پرنده، ساعت به شما پاسخ خواهند داد: «وقت آن است که مست شوید! برای آن که بردهٔ ذلیل زمان نباشید مست شوید، پیوسته مست باشید! از شراب، از شعر، یا از تقوی، هرگونه دلخواه شماست.»
📕 ملال پاریس و برگزیدهای از گل های بدی
✍ شارل بودلر
@Library_Telegram
#اندکی_تفکر
برای انجام یک ماموریت کاری همراه تعدادی از دوستان عازم شهری بودیم ، راه دور بود و ناچار به استفاده از هواپیماهای #فرسوده ، چند دقیقه از برخاستن هواپیما نگذشته بود که هواپیما شروع به خوردن تکانهای شدید کرد و بلافاصله چراغ بستن کمربندهای ایمنی هم روشن شد ، مهماندارها و کارکنان هواپیما به تکاپو افتادند و همهچیز حاکی از این بود که مشکلی به وجود آمده انگار که هواپیما دارد سقوط میکند ، خلاصه بعد از چند دقیقه گفتند که وارد چالههای هوایی شده بودیم و اوضاع به حالت عادی برگشته است ... بعد از این تجربه با یکی از همسفران بحث جالبی داشتیم .
گفتم : من شنیدهام وقتی هواپیمایی در حال سقوط است سرنشینان هواپیما قبل از آنکه هواپیما به زمین بخورد معمولا دچار سکته و ایست قلبی شده و میمیرند یعنی اصلا تجربۀ برخورد به زمین و قاعدتاً مرگ در اثر انفجار را حس نمیکنند
گفت : معمولا در چنین شرایطی آرایش سلولی بدن به هم میخورد یعنی وقتی دیگر روح انسان قادر نیست هیچ آیندۀ نزدیک و امیدبخشی را برای ثانیههای بعد از زمان حال متصور باشد اصطلاحا دست به انهدام میزند و جسم را ترک میکند ، آن مسافری که در داخل یک هواپیمای در حال سقوط نشسته هم دچار همین وضعیت میشود و چون میداند که آیندهای بعد از این لحظه برایش وجود ندارد آرایش سلولی بدنش را از دست داده و روح «جسم» را ترک میکند و این به معنای مرگ است حالا اسماش ممکن است سکته باشد یا ایست قلبی یا هر چیز دیگر
در زندگی نیر مشابه این اتفاق را داریم ، مثلا بارها پیش آمده که بیماری رو به مرگ است اما با وجود وخامت حال نمیمیرد یعنی روح از تن جدا نمیشود ، در این مواقع میگویند این بیمار منتظر «اتفاقی»ست تا جان بدهد ، این «اتفاق» شاید دیدار با فرزندی باشد که سالها دور از این بیمار بوده و وقتی این «اتفاق» حادث شد و بیمار موفق به دیدار مجدد فرزندش میشود آنگاه روح او از تناش خارج شده و میمیرد
نکتۀ جالبی بود که به نظرم منطقی آمد
@Library_Telegram
برای انجام یک ماموریت کاری همراه تعدادی از دوستان عازم شهری بودیم ، راه دور بود و ناچار به استفاده از هواپیماهای #فرسوده ، چند دقیقه از برخاستن هواپیما نگذشته بود که هواپیما شروع به خوردن تکانهای شدید کرد و بلافاصله چراغ بستن کمربندهای ایمنی هم روشن شد ، مهماندارها و کارکنان هواپیما به تکاپو افتادند و همهچیز حاکی از این بود که مشکلی به وجود آمده انگار که هواپیما دارد سقوط میکند ، خلاصه بعد از چند دقیقه گفتند که وارد چالههای هوایی شده بودیم و اوضاع به حالت عادی برگشته است ... بعد از این تجربه با یکی از همسفران بحث جالبی داشتیم .
گفتم : من شنیدهام وقتی هواپیمایی در حال سقوط است سرنشینان هواپیما قبل از آنکه هواپیما به زمین بخورد معمولا دچار سکته و ایست قلبی شده و میمیرند یعنی اصلا تجربۀ برخورد به زمین و قاعدتاً مرگ در اثر انفجار را حس نمیکنند
گفت : معمولا در چنین شرایطی آرایش سلولی بدن به هم میخورد یعنی وقتی دیگر روح انسان قادر نیست هیچ آیندۀ نزدیک و امیدبخشی را برای ثانیههای بعد از زمان حال متصور باشد اصطلاحا دست به انهدام میزند و جسم را ترک میکند ، آن مسافری که در داخل یک هواپیمای در حال سقوط نشسته هم دچار همین وضعیت میشود و چون میداند که آیندهای بعد از این لحظه برایش وجود ندارد آرایش سلولی بدنش را از دست داده و روح «جسم» را ترک میکند و این به معنای مرگ است حالا اسماش ممکن است سکته باشد یا ایست قلبی یا هر چیز دیگر
در زندگی نیر مشابه این اتفاق را داریم ، مثلا بارها پیش آمده که بیماری رو به مرگ است اما با وجود وخامت حال نمیمیرد یعنی روح از تن جدا نمیشود ، در این مواقع میگویند این بیمار منتظر «اتفاقی»ست تا جان بدهد ، این «اتفاق» شاید دیدار با فرزندی باشد که سالها دور از این بیمار بوده و وقتی این «اتفاق» حادث شد و بیمار موفق به دیدار مجدد فرزندش میشود آنگاه روح او از تناش خارج شده و میمیرد
نکتۀ جالبی بود که به نظرم منطقی آمد
@Library_Telegram
❤1
📕 تاریخ بردگی
✍ یدالله نیازمند
برده گیری در میان اعراب رایج بوده است. بازرگانان برده که آنها را نخاس می خواندند، از نواحی گوناکون بردگان را به مکه می آوردند و می فروختند. مشهورترین تاجر برده، عبدالله جدعان تمیمی نام داشت.
جرجی زیدان می نویسد: اگر کسی برده ای خریداری می کرد، ریسمانی را به گردنش می افکند و چون حیوانی او را به خانه اش میکشید.
راه های برده گیری در میان اعراب گوناگون بود. در کتاب تاریخ بردگی این گونه آمده است: اعراب که همواره مشغول جنگ و جدال و غارت و چپاول اموال یکدیگر بودند، زنان و مردان و کودکان قبیلهی مغلوب را اسیر و بنده کرده و آنها را در بازارهای متعدد بنده فروشی که مهمترین آنها بازار عکاظ بود به معرض خرید و فروش میگذاشتند. بردگی نخست در مصر باستان، در بابل، در آشور و در چین و هندوستان پدید گشت ولی در یونان و روم باستان به شکل کلاسیک خود تکامل حاصل کرد. در شرق و از آن جمله در ایران باستان بردگی بیشتر خصلت پدر شاهی و خانوادگی داشت.
بر اثر تشدید تضادهای طبقاتی که قیامهای بزرگ بردگان نمونه آنست، شالوده برده داری متزلزل شد. به جای دوران برده داری، صورت بندی اجتماعی اقتصادی دیگر، که آن هم بر شالوده استثمار و استعمار بود دوران فئودالیسم، مستقر شد که به نوبه خود و به نسبت دوران قبل مترقی تر بود و میدان وسیع تری برای رشد نیروهای تولیدی پدیدار شد.
اگر چه صورت بندی اجتماعی، اقتصادی بردگی به مثابه یک مرحله تاریخی تکامل اجتماعی از بین رفت ولی وجود برده به شکلهای مختلف در دوران فئودالیسم حتی تا زمان ما نیز باقی ماند. مثلاً تا یکصد سال پیش در ایالات متحده آمریکا و یا در برخی سرزمینهای مستعمره تا قرن بیستم..!
@Library_Telegram
✍ یدالله نیازمند
برده گیری در میان اعراب رایج بوده است. بازرگانان برده که آنها را نخاس می خواندند، از نواحی گوناکون بردگان را به مکه می آوردند و می فروختند. مشهورترین تاجر برده، عبدالله جدعان تمیمی نام داشت.
جرجی زیدان می نویسد: اگر کسی برده ای خریداری می کرد، ریسمانی را به گردنش می افکند و چون حیوانی او را به خانه اش میکشید.
راه های برده گیری در میان اعراب گوناگون بود. در کتاب تاریخ بردگی این گونه آمده است: اعراب که همواره مشغول جنگ و جدال و غارت و چپاول اموال یکدیگر بودند، زنان و مردان و کودکان قبیلهی مغلوب را اسیر و بنده کرده و آنها را در بازارهای متعدد بنده فروشی که مهمترین آنها بازار عکاظ بود به معرض خرید و فروش میگذاشتند. بردگی نخست در مصر باستان، در بابل، در آشور و در چین و هندوستان پدید گشت ولی در یونان و روم باستان به شکل کلاسیک خود تکامل حاصل کرد. در شرق و از آن جمله در ایران باستان بردگی بیشتر خصلت پدر شاهی و خانوادگی داشت.
بر اثر تشدید تضادهای طبقاتی که قیامهای بزرگ بردگان نمونه آنست، شالوده برده داری متزلزل شد. به جای دوران برده داری، صورت بندی اجتماعی اقتصادی دیگر، که آن هم بر شالوده استثمار و استعمار بود دوران فئودالیسم، مستقر شد که به نوبه خود و به نسبت دوران قبل مترقی تر بود و میدان وسیع تری برای رشد نیروهای تولیدی پدیدار شد.
اگر چه صورت بندی اجتماعی، اقتصادی بردگی به مثابه یک مرحله تاریخی تکامل اجتماعی از بین رفت ولی وجود برده به شکلهای مختلف در دوران فئودالیسم حتی تا زمان ما نیز باقی ماند. مثلاً تا یکصد سال پیش در ایالات متحده آمریکا و یا در برخی سرزمینهای مستعمره تا قرن بیستم..!
@Library_Telegram
tarix-ebardegi .pdf
2.8 MB
📕 تاریخ بردگی
✍ یدالله نیازمند
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ یدالله نیازمند
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
#تلنگر
95 درصد قتلها، در پی درگیریهای کوتاه و ناگهانی لفظی صورت میگیرد: "چرا ماشینت را جلوی در ما پارک کردی؟"، "بوی قورمهسبزی واحد شما در کل ساختمان پیچیده"، "آینه ماشینت به آینه ماشین من خورد"، "حواست کجاست؟ به من تنه زدی" و ... .
ما - تقریباً همه ما - مهارتی به نام "کنترل خشم" نداریم. بیهیچ تعارفی، سر همین یک مورد هم ممکن است روزی، ناخواسته، قاتل یا مقتول شویم.
عجالتاً همین نکته را به یاد داشته باشیم و تمرین کنیم: هرگاه خشمگین شدیم، یا با فرد خشمگینی مواجه شدیم، دقایقی را صبر و سکوت کنیم. حتی بعضیها میگویند تا 100 بشمارید.
عصبانیت، مانند رگباری است که زود میآید و زود میگذرد. آن مدت کوتاه را باید مدیریت کنیم و از حالا برای خودمان تعریف کنیم که اگر در موقعیت خشم قرار گرفتیم، چه کاری خواهیم کرد؟
@Library_Telegram
95 درصد قتلها، در پی درگیریهای کوتاه و ناگهانی لفظی صورت میگیرد: "چرا ماشینت را جلوی در ما پارک کردی؟"، "بوی قورمهسبزی واحد شما در کل ساختمان پیچیده"، "آینه ماشینت به آینه ماشین من خورد"، "حواست کجاست؟ به من تنه زدی" و ... .
ما - تقریباً همه ما - مهارتی به نام "کنترل خشم" نداریم. بیهیچ تعارفی، سر همین یک مورد هم ممکن است روزی، ناخواسته، قاتل یا مقتول شویم.
عجالتاً همین نکته را به یاد داشته باشیم و تمرین کنیم: هرگاه خشمگین شدیم، یا با فرد خشمگینی مواجه شدیم، دقایقی را صبر و سکوت کنیم. حتی بعضیها میگویند تا 100 بشمارید.
عصبانیت، مانند رگباری است که زود میآید و زود میگذرد. آن مدت کوتاه را باید مدیریت کنیم و از حالا برای خودمان تعریف کنیم که اگر در موقعیت خشم قرار گرفتیم، چه کاری خواهیم کرد؟
@Library_Telegram
☕️ قطعه ای از کتاب
در این دنیا، همه چیز دست خود آدم است، حتی عشق، حتی جنون، حتی ترس ... آدمیزاد میتواند اگر بخواهد کوه ها را جا به جا کند ... میتواند آبها را بخشکاند ... میتواند چرخ و فلک را به هم بریزد ...
آدمیزاد حکایتی است.
میتواند همه جور حکایتی باشد: حکایت شیرین، حکایت تلخ، حکایت زشت ... و حکایت پهلوانی!
بدن آدمیزاد شکننده است، اما هیچ نیرویی در این دنیا، به قدرت نیروی روحی او نمیرسد، به شرطی که اراده و وقوف داشته باشد!
📕 سووشون
✍️ #سیمین_دانشور
@Library_Telegram
در این دنیا، همه چیز دست خود آدم است، حتی عشق، حتی جنون، حتی ترس ... آدمیزاد میتواند اگر بخواهد کوه ها را جا به جا کند ... میتواند آبها را بخشکاند ... میتواند چرخ و فلک را به هم بریزد ...
آدمیزاد حکایتی است.
میتواند همه جور حکایتی باشد: حکایت شیرین، حکایت تلخ، حکایت زشت ... و حکایت پهلوانی!
بدن آدمیزاد شکننده است، اما هیچ نیرویی در این دنیا، به قدرت نیروی روحی او نمیرسد، به شرطی که اراده و وقوف داشته باشد!
📕 سووشون
✍️ #سیمین_دانشور
@Library_Telegram
#دکتر_محمود_سریعالقلم
چند سال پیش وقتی مهمان یک دانشگاه نروژی بودم یک استاد ایرانی الاصل آن دانشگاه بازدیدی از دانشگاه را به من پیشنهاد کرد و طی ٣ ساعت بازدید پیاده ، او با اشتیاق بسیار زیادی برای من دربارۀ دانشگاه ، کتابخانه ، اهداف و سایر چیزها توضیح داد . در انتهای بازدید که به ناهار ختم شد از او دلیل این همه اشتیاقش را جویا شدم گفت : راستش محیط و فضای آموزشی این دانشگاه به من آرامش میدهد ، با آنکه ایرانی الاصل هستم اما همه به من احترام می گذارند ، دانشگاه مرا در سه کمیته عضو کرده تا مشارکت کنم ، دانشجو و استاد میخواهند بیاموزند ، نمیخواهم بگویم ایران وطنم نیست اما اینجا خانۀ اصلی من است
محبت میکنم محبت میبینم ، راست میگویم راست میگویند ، بد کسی را نمیخواهم بد مرا نمیخواهند ، وظایفم را انجام میدهم وظایفشان را انجام میدهند ، مشورت میکنم مشورت میکنند ، خیانت نمیکنم خیانت نمیکنند ، منظم هستم منظم هستند ، بدگویی نمیکنم بدگویی نمیکنند ، با حرفم آزارشان نمیدهم با حرفشان آزارم نمیدهند ، همکاری میکنم و همکاری میکنند
✅ تلقی و حسی که از این گفتوگو پیدا کردم این بود که چقدر این انسان نرمال است . فرد نرمال خوبی ببیند خوبی میکند اما اگر همان فرد یک بار #حذف شد دیگر احتیاط میکند ، وقتی به او خیانت شد فاصله میگیرد ، وقتی دروغ گفتند بدبین میشود ، وقتی از او سوء استفاده کردند درمحبت کردن تردید میکند ، اگر شخصی در قبال محبت کردن ، احترام گذاشتن و وظیفه شناس بودن واکنشهای منفی و مخرب ببیند چه روحیهای برای همکاری خواهد داشت ؟ همکاری و یا عدم همکاری معمولا در مقام عکسالعمل به رفتارهای دیگران انجام میپذیرد
تابه حال تجربه کردهاید که وقتی در ترافیک آرام رانندگی میکنید ناگهان اتومبیلی در شانۀ خاکی جاده سعی میکند از دیگران سبقت بگیرد ، معمولا در آن لحظه در ذهن انسان نرمال این اندیشه شکل میگیرد که چرا من باید ساعتها در ترافیک قانون را رعایت کنم اما دیگری این کار را نمیکند ؟ افراد در برابر رفتارهای بدی که انجام میدهند نباید مصونیت داشته باشند ، در چارچوبی که شایسته سالاری نباشد دروغ گفتن بدون مجازات بماند و غرور برتر از مصلحت باشد نرمالها فرار میکنند
✅ بحرانها در جامعه انباشته میشود ، وقتی عدهای نور چشمی از حاشیۀ خاکی حرکت میکنند و بدون ترس از مجازات حقوق سایرین را نادیده میگیرند !!
@Library_Telegram
چند سال پیش وقتی مهمان یک دانشگاه نروژی بودم یک استاد ایرانی الاصل آن دانشگاه بازدیدی از دانشگاه را به من پیشنهاد کرد و طی ٣ ساعت بازدید پیاده ، او با اشتیاق بسیار زیادی برای من دربارۀ دانشگاه ، کتابخانه ، اهداف و سایر چیزها توضیح داد . در انتهای بازدید که به ناهار ختم شد از او دلیل این همه اشتیاقش را جویا شدم گفت : راستش محیط و فضای آموزشی این دانشگاه به من آرامش میدهد ، با آنکه ایرانی الاصل هستم اما همه به من احترام می گذارند ، دانشگاه مرا در سه کمیته عضو کرده تا مشارکت کنم ، دانشجو و استاد میخواهند بیاموزند ، نمیخواهم بگویم ایران وطنم نیست اما اینجا خانۀ اصلی من است
محبت میکنم محبت میبینم ، راست میگویم راست میگویند ، بد کسی را نمیخواهم بد مرا نمیخواهند ، وظایفم را انجام میدهم وظایفشان را انجام میدهند ، مشورت میکنم مشورت میکنند ، خیانت نمیکنم خیانت نمیکنند ، منظم هستم منظم هستند ، بدگویی نمیکنم بدگویی نمیکنند ، با حرفم آزارشان نمیدهم با حرفشان آزارم نمیدهند ، همکاری میکنم و همکاری میکنند
✅ تلقی و حسی که از این گفتوگو پیدا کردم این بود که چقدر این انسان نرمال است . فرد نرمال خوبی ببیند خوبی میکند اما اگر همان فرد یک بار #حذف شد دیگر احتیاط میکند ، وقتی به او خیانت شد فاصله میگیرد ، وقتی دروغ گفتند بدبین میشود ، وقتی از او سوء استفاده کردند درمحبت کردن تردید میکند ، اگر شخصی در قبال محبت کردن ، احترام گذاشتن و وظیفه شناس بودن واکنشهای منفی و مخرب ببیند چه روحیهای برای همکاری خواهد داشت ؟ همکاری و یا عدم همکاری معمولا در مقام عکسالعمل به رفتارهای دیگران انجام میپذیرد
تابه حال تجربه کردهاید که وقتی در ترافیک آرام رانندگی میکنید ناگهان اتومبیلی در شانۀ خاکی جاده سعی میکند از دیگران سبقت بگیرد ، معمولا در آن لحظه در ذهن انسان نرمال این اندیشه شکل میگیرد که چرا من باید ساعتها در ترافیک قانون را رعایت کنم اما دیگری این کار را نمیکند ؟ افراد در برابر رفتارهای بدی که انجام میدهند نباید مصونیت داشته باشند ، در چارچوبی که شایسته سالاری نباشد دروغ گفتن بدون مجازات بماند و غرور برتر از مصلحت باشد نرمالها فرار میکنند
✅ بحرانها در جامعه انباشته میشود ، وقتی عدهای نور چشمی از حاشیۀ خاکی حرکت میکنند و بدون ترس از مجازات حقوق سایرین را نادیده میگیرند !!
@Library_Telegram
👍1👎1
با مسجد و مناره شهر اسلامی نمیشود!
شهرهای اسلامی در درجۀ اول یک تعریف عدالت محور دارند شهری که طلاق در آن زیاد باشد اسلامی نیست
شهری که خانۀ میلیاردی در آن ساخته شود اما آن طرف هزاران نفر حتی توانایی اجارۀ یک اتاق را نداشته باشند آن شهر اسلامی نیست حتی اگر در روز عاشورا همه جای آن سیاه پوش باشد
شهری که در آن رباخواری زیاد باشد آن شهر اسلامی نیست حتی اگر همه جایش گنبد و مناره باشد
شهری که در آن دو نفر عاشق نتوانند اتاقی اجاره کنند و ازدواج کنند آن شهر اسلامی نیست !
مدام میگوییم که بنیاد خانواده در غرب فروپاشیده اما تا چند سال دیگر خودمان روی غرب را سفید خواهیم کرد یک عده فکر میکنند تفریح و شادی عملی غیر دینیست و انسان فقط باید در دین خلاصه شود
انسان بدن دارد ، نیاز مادی دارد ، روح دارد ، عقل دارد ، باید نیازش را بشناسیم ، حقوقش را بشناسیم . بین دین و زندگی دیوار کشیدیم و خیال میکنیم حالا که جوانان تفریح ندارند میآیند پای منبر مینشینند ، یک چیزهایی در زیر پوست شهرها در حال اتفاق افتادن است که اگر زودتر نفهمیم به زودی پوسته را میشکنند و مثل آتشفشان بیرون میزنند
#دکتر_یوسف_اباذری
@Library_Telegram
شهرهای اسلامی در درجۀ اول یک تعریف عدالت محور دارند شهری که طلاق در آن زیاد باشد اسلامی نیست
شهری که خانۀ میلیاردی در آن ساخته شود اما آن طرف هزاران نفر حتی توانایی اجارۀ یک اتاق را نداشته باشند آن شهر اسلامی نیست حتی اگر در روز عاشورا همه جای آن سیاه پوش باشد
شهری که در آن رباخواری زیاد باشد آن شهر اسلامی نیست حتی اگر همه جایش گنبد و مناره باشد
شهری که در آن دو نفر عاشق نتوانند اتاقی اجاره کنند و ازدواج کنند آن شهر اسلامی نیست !
مدام میگوییم که بنیاد خانواده در غرب فروپاشیده اما تا چند سال دیگر خودمان روی غرب را سفید خواهیم کرد یک عده فکر میکنند تفریح و شادی عملی غیر دینیست و انسان فقط باید در دین خلاصه شود
انسان بدن دارد ، نیاز مادی دارد ، روح دارد ، عقل دارد ، باید نیازش را بشناسیم ، حقوقش را بشناسیم . بین دین و زندگی دیوار کشیدیم و خیال میکنیم حالا که جوانان تفریح ندارند میآیند پای منبر مینشینند ، یک چیزهایی در زیر پوست شهرها در حال اتفاق افتادن است که اگر زودتر نفهمیم به زودی پوسته را میشکنند و مثل آتشفشان بیرون میزنند
#دکتر_یوسف_اباذری
@Library_Telegram
چهار قانون ساده :
۱. زود از خواب بیدار شید
۲. سختتر از اونچه دیروز کار کردید کارکنید
۳. هیچوقت بیش از سه روز رو بدون ورزش کردن نگذرونید
۴. هر روز برای مطالعه تون زمان ایجاد کنید
@Library_Telegram
۱. زود از خواب بیدار شید
۲. سختتر از اونچه دیروز کار کردید کارکنید
۳. هیچوقت بیش از سه روز رو بدون ورزش کردن نگذرونید
۴. هر روز برای مطالعه تون زمان ایجاد کنید
@Library_Telegram
یک_فنجان_تفکر ☕️
بهشت بازنشسته ها_ ۱۷ کشوری که بهترین شرایط را برای دوران بازنشستگی دارند
چهار عاملی که بر اساس آن ها میزان رفاه در دوران بازنشستگی سنجیده می شود:
رفاه مادی_سلامت_کیفیت زندگی_ امور مالی دوران بازنشستگی
۱۷- آمریکا
شاخص کیفیت زندگی: ۷۶ درصد
۱۶- بریتانیا
شاخص کیفیت زندگی: ۸۵ درصد
۱۵- اتریش
شاخص کیفیت زندگی: ۸۷ درصد
۱۴- جمهوری چک
شاخص کیفیت زندگی: ۷۵ درصد
۱۳- آلمان
شاخص کیفیت زندگی: ۸۲ درصد
۱۲- فنلاند
شاخص کیفیت زندگی: ۹۲ درصد
۱۱- هلند
شاخص کیفیت زندگی: ۸۲ درصد
۱۰- لوکزامبورگ
شاخص کیفیت زندگی: ۸۳ درصد
۹- استرالیا
شاخص کیفیت زندگی: ۸۱ درصد
۸- کانادا
شاخص کیفیت زندگی: ۸۲ درصد
۷- دانمارک
شاخص کیفیت زندگی: ۹۳ درصد
۶- سوئد
شاخص کیفیت زندگی: ۸۹ درصد
۵- نیوزلند
شاخص کیفیت زندگی: ۸۹ درصد
۴- ایرلند
شاخص کیفیت زندگی: ۸۳ درصد
۳- نروژ
شاخص کیفیت زندگی: ۹۰ درصد
۲- سوئیس
شاخص کیفیت زندگی: ۹۱ درصد
۱- ایسلند
شاخص کیفیت زندگی: ۸۶ درصد
این کشور در هر چهار بخش کیفیت زندگی، امور مالی دوران بازنشستگی، سلامت و رفاه مادی در جمع ۱۰ جایگاه برتر قرار دارد.
@Library_Telegram
بهشت بازنشسته ها_ ۱۷ کشوری که بهترین شرایط را برای دوران بازنشستگی دارند
چهار عاملی که بر اساس آن ها میزان رفاه در دوران بازنشستگی سنجیده می شود:
رفاه مادی_سلامت_کیفیت زندگی_ امور مالی دوران بازنشستگی
۱۷- آمریکا
شاخص کیفیت زندگی: ۷۶ درصد
۱۶- بریتانیا
شاخص کیفیت زندگی: ۸۵ درصد
۱۵- اتریش
شاخص کیفیت زندگی: ۸۷ درصد
۱۴- جمهوری چک
شاخص کیفیت زندگی: ۷۵ درصد
۱۳- آلمان
شاخص کیفیت زندگی: ۸۲ درصد
۱۲- فنلاند
شاخص کیفیت زندگی: ۹۲ درصد
۱۱- هلند
شاخص کیفیت زندگی: ۸۲ درصد
۱۰- لوکزامبورگ
شاخص کیفیت زندگی: ۸۳ درصد
۹- استرالیا
شاخص کیفیت زندگی: ۸۱ درصد
۸- کانادا
شاخص کیفیت زندگی: ۸۲ درصد
۷- دانمارک
شاخص کیفیت زندگی: ۹۳ درصد
۶- سوئد
شاخص کیفیت زندگی: ۸۹ درصد
۵- نیوزلند
شاخص کیفیت زندگی: ۸۹ درصد
۴- ایرلند
شاخص کیفیت زندگی: ۸۳ درصد
۳- نروژ
شاخص کیفیت زندگی: ۹۰ درصد
۲- سوئیس
شاخص کیفیت زندگی: ۹۱ درصد
۱- ایسلند
شاخص کیفیت زندگی: ۸۶ درصد
این کشور در هر چهار بخش کیفیت زندگی، امور مالی دوران بازنشستگی، سلامت و رفاه مادی در جمع ۱۰ جایگاه برتر قرار دارد.
@Library_Telegram
☕️ قطعه ای از کتاب
با زن ها نباید به زبانی که فهم آن برایشان مشکل است صحبت نمود؛ زن برای تخیلات آفریده گشته است، افکار وی اغلب در مسیر منفی حرکت میکند و اگر کلمه ای نامناسب بی اختیار بر زبان آورده شود، تمام زحمات را به هدر می دهد.
گاهی بدون آنکه کسی بعلت آن پی ببرد؛ حرفی که از زبان بر آمده، چون تیری بر دل طرف قرار می گیرد و به خوشبختی عاشق و معشوق صدمه می زند !
📕 مردی که میخندد
✍️ #ویکتور_هوگو
@Library_Telegram
با زن ها نباید به زبانی که فهم آن برایشان مشکل است صحبت نمود؛ زن برای تخیلات آفریده گشته است، افکار وی اغلب در مسیر منفی حرکت میکند و اگر کلمه ای نامناسب بی اختیار بر زبان آورده شود، تمام زحمات را به هدر می دهد.
گاهی بدون آنکه کسی بعلت آن پی ببرد؛ حرفی که از زبان بر آمده، چون تیری بر دل طرف قرار می گیرد و به خوشبختی عاشق و معشوق صدمه می زند !
📕 مردی که میخندد
✍️ #ویکتور_هوگو
@Library_Telegram
#اندکی_تفکر
در اوايل انقلاب فرانسه سه نفر
محكوم به اعدام با گيوتين شدند
سه نفر عبارت بودند از: یک روحانى،
یک وكيل دادگسترى و يك فيزيكدان.
ابتدا سر روحانی را زير گيوتين گذاشتند و از او سؤال شد حرف آخرت چيست؟
روحانی گفت: خدا خدا او مرا نجات خواهد داد.
تيغ گيوتين پايين آمد و نزديك گردن او متوقف شد.
مردم با تعجب فرياد زدند آزادش كنيد!
خدا حرفش را زد!
به اين ترتيب نجات يافت.
نوبت وكيل رسيد؛
پرسيدند آخرين حرفت چيست؟
گفت: من مثل روحانى خدا را نمى شناسم، درباره عدالت بيشتر مى دانم.
عدالت عدالت مرا نجات خواهد داد.
گيوتين پايين رفت اما نزديك گردن وكيل ايستاد.
اينبار هم مردم متعجب فرياد زدند آزادش كنيد!
عدالت حرف خودش را زد! وكيل هم نجات پيدا كرد.
در آخر نوبت به فيزيكدان رسيد؛
از او سؤال شد؛ آخرين حرفت چيست؟
گفت: من نه خدا را مى شناسم و نه
عدالت را اما من اين را مى دانم كه
روى طناب گيوتين گره اى هست كه
مانع پايين آمدن تيغه مى شود !
طناب را بررسى كردند و مشكل را
يافتند، گره را باز كردند و تيغ برّان
بر گردن فيزيكدان فرود آمد و آن را
از تن جدا كرد ...
☑️ چه فرجام تلخى دارند كسانى
كه به «گره ها» اشاره مى كنند !
@Library_Telegram
در اوايل انقلاب فرانسه سه نفر
محكوم به اعدام با گيوتين شدند
سه نفر عبارت بودند از: یک روحانى،
یک وكيل دادگسترى و يك فيزيكدان.
ابتدا سر روحانی را زير گيوتين گذاشتند و از او سؤال شد حرف آخرت چيست؟
روحانی گفت: خدا خدا او مرا نجات خواهد داد.
تيغ گيوتين پايين آمد و نزديك گردن او متوقف شد.
مردم با تعجب فرياد زدند آزادش كنيد!
خدا حرفش را زد!
به اين ترتيب نجات يافت.
نوبت وكيل رسيد؛
پرسيدند آخرين حرفت چيست؟
گفت: من مثل روحانى خدا را نمى شناسم، درباره عدالت بيشتر مى دانم.
عدالت عدالت مرا نجات خواهد داد.
گيوتين پايين رفت اما نزديك گردن وكيل ايستاد.
اينبار هم مردم متعجب فرياد زدند آزادش كنيد!
عدالت حرف خودش را زد! وكيل هم نجات پيدا كرد.
در آخر نوبت به فيزيكدان رسيد؛
از او سؤال شد؛ آخرين حرفت چيست؟
گفت: من نه خدا را مى شناسم و نه
عدالت را اما من اين را مى دانم كه
روى طناب گيوتين گره اى هست كه
مانع پايين آمدن تيغه مى شود !
طناب را بررسى كردند و مشكل را
يافتند، گره را باز كردند و تيغ برّان
بر گردن فيزيكدان فرود آمد و آن را
از تن جدا كرد ...
☑️ چه فرجام تلخى دارند كسانى
كه به «گره ها» اشاره مى كنند !
@Library_Telegram
👍1
#کنفوسیوس
مردی را که آمادۀ آموختن است تعلیم ندادن ، انسانی را به هدر دادن است .
مردی را که آمادۀ آموختن نیست تعلیم دادن ، سخن به هدر دادن است .
خردمند نه انسان را به هدر میدهد
نه سخن را ...
@Library_Telegram
مردی را که آمادۀ آموختن است تعلیم ندادن ، انسانی را به هدر دادن است .
مردی را که آمادۀ آموختن نیست تعلیم دادن ، سخن به هدر دادن است .
خردمند نه انسان را به هدر میدهد
نه سخن را ...
@Library_Telegram
#داستانک
بخون خیلی قشنگه
مردی بازاری خلافی کرد و حاکم او را به زندان انداخت. زنش پیش یکی از یارانش رفت و گفت چه نشسته ای که دوستت پنج سال به محبس افتادندی! برخیز و مرامی به خرج بده همی!
مرد هم خراب مرام شد و یکشب از دیوار قلعه بالا رفت و از لای نگهبانان گذشت و خودش را به سلول رفیق رساند. مرد زندانی خوشحال شد و گفت ایول داداش!دمت گرم. زود باش زنجیرها را باز کن که الان نگهبان ها می رسند.
ولی دوستش گفت: میدانی چه خطرها کرده ام؟از دیوار قلعه بالا آمدم، از لای نگهبان ها گذشتم، برای نجات تو خودم را به خطر انداختم.
بعد زنجیرها را باز کرد. به طرف در که رفتند مرد گفت: میدونی چه خطری کرده ام؟ از دیوار قلعه بالا آمدم، از لای نگهبان ها گذشتم، برای نجات تو خودم را به خطر انداختم.
رفتند پای دیوار قلعه که با طناب خودشان را بالا بکشند. مرد گفت: میدونی چه خطری کرده ام؟ از دیوار قلعه بالا آمدم، از لای نگهبان ها گذشتم، برای نجات تو خودم را به خطر انداختم.
با دردسر خودشان را بالا کشیدند. همین که خواستند از دیوار به پایین بپرند. مرد گفت: میدونی چه خطری کرده ام؟ از دیوار قلعه بالا آمدم، از لای نگهبان ها گذشتم، برای نجات تو خودم را به خطر انداختم.
مرد زندانی فریاد زد: نگهبان ها! نگهبان ها! بیایید این مرد می خواهد من را فراری بدهد!
تا نگهبان ها آمدند مرد فرار کرده بود. از زندانی پرسیدند چرا سر و صدا کردی و با او فرار نکردی؟
مرد گفت: پنج سال در حبس شما باشم بهتر است که یک عمر زندانی منت او باشم!
در زندگی از گرسنگی بمیرید، فقر را تحمل کنید، تن به دشواری بدهید اما زیر بار منت هیچکس نروید. هیچکس. هیچکس.
بار حمالان به دوش خود کشيدن سخت نيست زير بار منت نامرد رفتن ، مشکل است
@Library_Telegram
بخون خیلی قشنگه
مردی بازاری خلافی کرد و حاکم او را به زندان انداخت. زنش پیش یکی از یارانش رفت و گفت چه نشسته ای که دوستت پنج سال به محبس افتادندی! برخیز و مرامی به خرج بده همی!
مرد هم خراب مرام شد و یکشب از دیوار قلعه بالا رفت و از لای نگهبانان گذشت و خودش را به سلول رفیق رساند. مرد زندانی خوشحال شد و گفت ایول داداش!دمت گرم. زود باش زنجیرها را باز کن که الان نگهبان ها می رسند.
ولی دوستش گفت: میدانی چه خطرها کرده ام؟از دیوار قلعه بالا آمدم، از لای نگهبان ها گذشتم، برای نجات تو خودم را به خطر انداختم.
بعد زنجیرها را باز کرد. به طرف در که رفتند مرد گفت: میدونی چه خطری کرده ام؟ از دیوار قلعه بالا آمدم، از لای نگهبان ها گذشتم، برای نجات تو خودم را به خطر انداختم.
رفتند پای دیوار قلعه که با طناب خودشان را بالا بکشند. مرد گفت: میدونی چه خطری کرده ام؟ از دیوار قلعه بالا آمدم، از لای نگهبان ها گذشتم، برای نجات تو خودم را به خطر انداختم.
با دردسر خودشان را بالا کشیدند. همین که خواستند از دیوار به پایین بپرند. مرد گفت: میدونی چه خطری کرده ام؟ از دیوار قلعه بالا آمدم، از لای نگهبان ها گذشتم، برای نجات تو خودم را به خطر انداختم.
مرد زندانی فریاد زد: نگهبان ها! نگهبان ها! بیایید این مرد می خواهد من را فراری بدهد!
تا نگهبان ها آمدند مرد فرار کرده بود. از زندانی پرسیدند چرا سر و صدا کردی و با او فرار نکردی؟
مرد گفت: پنج سال در حبس شما باشم بهتر است که یک عمر زندانی منت او باشم!
در زندگی از گرسنگی بمیرید، فقر را تحمل کنید، تن به دشواری بدهید اما زیر بار منت هیچکس نروید. هیچکس. هیچکس.
بار حمالان به دوش خود کشيدن سخت نيست زير بار منت نامرد رفتن ، مشکل است
@Library_Telegram
👍3
#ارسالی
یکی رفت - یکی آمد
[ دیو چو بیرون رود ]
✅ اونی که میرفت
گفت بعد از رفتن من ایران میرود - خاور میانه میرود
و جهان را وحشتی بزرگ فرا میگیرد و چنین شد
❎ اونی که اومد
گفت آب - برق - بلیت اتوبوس را مجانی میکنم
شما را صاحب خانه میکنم و چنین نشد
✅ اونی که میرفت
قرار بود مردم را به صف اول ملل مترقی جهان ببرد
❎ اونی که آمد
میخواست مردم را به 1400 سال پیش ببرد
✅ اونی که رفت
روادید سفر به هفتاد کشور جهان را حذف کرده بود
❎ اونی که آمد
اثر انگشت را هم به پاس و ویزا اضافه کرد
و امروزه حتی رئیس جمهور به سختی ویزا
برای رفتن به مجالس بین المللی میگیرد!
✅ کسی که رفت
یک بار ارتش عراق ساعت شش بامداد به کشورش حمله کرد و سه ساعت بعد یعنی نه بامداد نماینده عراق در سازمان ملل از ایران شکایت کرد
و گفت پنج کیلومتر از خاک عراق را تصاحب کرده
❎ کسی که آمد
دوباره ارتش عراق به همان جا حمله کرد
و هشت سال طول کشبد تا بیرونش کردند
✅ کسی که رفت
پنجمین ارتش مقتدر جهان را داشت
ولی تجهیزات ضد شورش نداشت
❎ کسی که اومد
سی درصد تجهیزات نظامیش برای سرکوب مردم است
✅ کسی که رفت
به حق انتخاب مردم احترام میگذاشت
و مردم را در چگونه پوشیدن و نوشیدن و چگونه زیستن آزاد گذاشته بود
❎ کسی که آمد
حق انتخاب را از مردم گرفت و برای چگونه پوشیدن نوشیدن و غیره قانون وضع کرد
✅ کسی که رفت
آموزش و پروش و دانشگاهش مجانی بود
❎ کسی که آمد همه را پولی کرد
✅ کسی که رفت ......
❎ کسی که آمد .....
✅ کسی که .....
❎ کسی که ...
✅ کسی که رفت
همه شادیها و اعتبار ما را با خودش برد
❎ و کسی که آمد
برای ما جز رنج و گرفتاری و غم چیزی نیاورد
✅ خلاصه کسی که رفت عاشق ایران و ایرانی بود
❎ و کسی که آمد عاشق اعراب و...
@Library_Telegram
یکی رفت - یکی آمد
[ دیو چو بیرون رود ]
✅ اونی که میرفت
گفت بعد از رفتن من ایران میرود - خاور میانه میرود
و جهان را وحشتی بزرگ فرا میگیرد و چنین شد
❎ اونی که اومد
گفت آب - برق - بلیت اتوبوس را مجانی میکنم
شما را صاحب خانه میکنم و چنین نشد
✅ اونی که میرفت
قرار بود مردم را به صف اول ملل مترقی جهان ببرد
❎ اونی که آمد
میخواست مردم را به 1400 سال پیش ببرد
✅ اونی که رفت
روادید سفر به هفتاد کشور جهان را حذف کرده بود
❎ اونی که آمد
اثر انگشت را هم به پاس و ویزا اضافه کرد
و امروزه حتی رئیس جمهور به سختی ویزا
برای رفتن به مجالس بین المللی میگیرد!
✅ کسی که رفت
یک بار ارتش عراق ساعت شش بامداد به کشورش حمله کرد و سه ساعت بعد یعنی نه بامداد نماینده عراق در سازمان ملل از ایران شکایت کرد
و گفت پنج کیلومتر از خاک عراق را تصاحب کرده
❎ کسی که آمد
دوباره ارتش عراق به همان جا حمله کرد
و هشت سال طول کشبد تا بیرونش کردند
✅ کسی که رفت
پنجمین ارتش مقتدر جهان را داشت
ولی تجهیزات ضد شورش نداشت
❎ کسی که اومد
سی درصد تجهیزات نظامیش برای سرکوب مردم است
✅ کسی که رفت
به حق انتخاب مردم احترام میگذاشت
و مردم را در چگونه پوشیدن و نوشیدن و چگونه زیستن آزاد گذاشته بود
❎ کسی که آمد
حق انتخاب را از مردم گرفت و برای چگونه پوشیدن نوشیدن و غیره قانون وضع کرد
✅ کسی که رفت
آموزش و پروش و دانشگاهش مجانی بود
❎ کسی که آمد همه را پولی کرد
✅ کسی که رفت ......
❎ کسی که آمد .....
✅ کسی که .....
❎ کسی که ...
✅ کسی که رفت
همه شادیها و اعتبار ما را با خودش برد
❎ و کسی که آمد
برای ما جز رنج و گرفتاری و غم چیزی نیاورد
✅ خلاصه کسی که رفت عاشق ایران و ایرانی بود
❎ و کسی که آمد عاشق اعراب و...
@Library_Telegram
👍1
#حكايت 📖
میگویند روزی برای سلطان محمود غزنوی كبكی را آوردند كه لنگ بود.
فروشنده برای فروشش قیمت زياد میخواست.
سلطان محمود حكمت قيمت زياد كبک لنگ را جويا شد.
فروشنده گفت: «وقتی دام پهن میكنيم برای كبکها، اين كبک را نزديک دامها رها میكنم. آواز خوش سر میدهد و كبکهای ديگر به سراغش میآيند و در اين وقت در دام گرفتار میشوند.
هر بار كه كبک را برای شكار ببريم، حتما تعدادی زياد كبک گرفتار دام میشوند.»
سلطان محمود امر به خريدن كرد و خواستار كبک شد.
چون قیمت به فروشنده دادند و كبک به سلطان، سلطان تيغی بر گردن كبک لنگ زد و سرش را جدا كرد.
فروشنده كه ناباوارنه سر قطع شده و تن بیجان كبک را میديد، گفت اين كبک را چرا سر بريديد؟
سلطان محمود گفت: «هر كس ملت و قوم خود را بفروشد، بايد سرش جدا شود!
@Library_Telegram
میگویند روزی برای سلطان محمود غزنوی كبكی را آوردند كه لنگ بود.
فروشنده برای فروشش قیمت زياد میخواست.
سلطان محمود حكمت قيمت زياد كبک لنگ را جويا شد.
فروشنده گفت: «وقتی دام پهن میكنيم برای كبکها، اين كبک را نزديک دامها رها میكنم. آواز خوش سر میدهد و كبکهای ديگر به سراغش میآيند و در اين وقت در دام گرفتار میشوند.
هر بار كه كبک را برای شكار ببريم، حتما تعدادی زياد كبک گرفتار دام میشوند.»
سلطان محمود امر به خريدن كرد و خواستار كبک شد.
چون قیمت به فروشنده دادند و كبک به سلطان، سلطان تيغی بر گردن كبک لنگ زد و سرش را جدا كرد.
فروشنده كه ناباوارنه سر قطع شده و تن بیجان كبک را میديد، گفت اين كبک را چرا سر بريديد؟
سلطان محمود گفت: «هر كس ملت و قوم خود را بفروشد، بايد سرش جدا شود!
@Library_Telegram
#یک_فنجان_تفکر ☕️
هنوز هم همان حرفها را میزنیم
عین الدوله یا همان “اتابک” مشهور نوه ی فتحعلیشاه قاجار، متولد سنه ۱۲۲۴ هجری شمسی در دارالفنون تحصیل کرد.
به یاد دارید که دارالفنون اولین مؤسسه ی شبیه به دانشگاه در ایران است که در زمان ناصرالدین شاه در خیابان ناصرخسرو تأسیس شد.
ایده ی اولیه ی ایجاد این مؤسسه توسط امیرکبیر با هدف ارتقاء سطح علمی ایرانیان برای جبران کمبودی که در زمینه ی آموزش عالی می دید بنا نهاده شد. بعد از سفر به روسیه، امیرکبیر فکر کرده بود سطح علم که بالا برود بالطبع فرهنگ هم بهبود خواهد یافت.
غافل از اینکه از همان زمان به تجربه گفته شده علم لزوماً شعور و فرهنگ به ارمغان نمی آورد.
با توجه به کمالات و شجره نامه ی درخشانش، عین الدوله چند سالی حاکم تهران بود. حکایت است روزی مردی شکایت به نزد وی برد که جوانی به دخترش تجاوز به عنف کرده است.
عین الدوله دستور داد چند تکه زیورآلات طلا به دختر آویخته و آوردندش. چهار تن از فراشان گردن کلفت خود را فرمان داد به دختر حمله کرده و سعی در ربودن زیورآلات نمایند. حالا اینکه چطور را نمی دانیم ولی گویا این اجداد شعبان بی مخ “موفق” به باز کردن هیچکدام از زیورآلات نمی شوند.
عین الدوله، حاکم شهر و مجری عدل رو به پدر دختر کرده و افاضه می فرماید “مرغ اگه خودش نخواد نوک به پشت خروس نمی زنه!
این که توانست از پس چهار نفر برآید چطور نتوانسته مقابل یک نفر مقاومت کند تا دست به نهانگاه اش نکند!” قریب به یک قرن و نیم از آن روزگار می گذرد.
نمی دانم چگونه است که نه فقط اروپا، بلکه همه ی دنیا ترقی می کنند و ما وا می ترقیم!
#مژده_بهرنگ
@Library_Telegram
هنوز هم همان حرفها را میزنیم
عین الدوله یا همان “اتابک” مشهور نوه ی فتحعلیشاه قاجار، متولد سنه ۱۲۲۴ هجری شمسی در دارالفنون تحصیل کرد.
به یاد دارید که دارالفنون اولین مؤسسه ی شبیه به دانشگاه در ایران است که در زمان ناصرالدین شاه در خیابان ناصرخسرو تأسیس شد.
ایده ی اولیه ی ایجاد این مؤسسه توسط امیرکبیر با هدف ارتقاء سطح علمی ایرانیان برای جبران کمبودی که در زمینه ی آموزش عالی می دید بنا نهاده شد. بعد از سفر به روسیه، امیرکبیر فکر کرده بود سطح علم که بالا برود بالطبع فرهنگ هم بهبود خواهد یافت.
غافل از اینکه از همان زمان به تجربه گفته شده علم لزوماً شعور و فرهنگ به ارمغان نمی آورد.
با توجه به کمالات و شجره نامه ی درخشانش، عین الدوله چند سالی حاکم تهران بود. حکایت است روزی مردی شکایت به نزد وی برد که جوانی به دخترش تجاوز به عنف کرده است.
عین الدوله دستور داد چند تکه زیورآلات طلا به دختر آویخته و آوردندش. چهار تن از فراشان گردن کلفت خود را فرمان داد به دختر حمله کرده و سعی در ربودن زیورآلات نمایند. حالا اینکه چطور را نمی دانیم ولی گویا این اجداد شعبان بی مخ “موفق” به باز کردن هیچکدام از زیورآلات نمی شوند.
عین الدوله، حاکم شهر و مجری عدل رو به پدر دختر کرده و افاضه می فرماید “مرغ اگه خودش نخواد نوک به پشت خروس نمی زنه!
این که توانست از پس چهار نفر برآید چطور نتوانسته مقابل یک نفر مقاومت کند تا دست به نهانگاه اش نکند!” قریب به یک قرن و نیم از آن روزگار می گذرد.
نمی دانم چگونه است که نه فقط اروپا، بلکه همه ی دنیا ترقی می کنند و ما وا می ترقیم!
#مژده_بهرنگ
@Library_Telegram