کتابخانه تلگرام
101K subscribers
2.89K photos
708 videos
10.5K files
1.97K links
انواع کتاب کمیاب و ممنوعه
رمان، داستان
علمی، تخیلی، آموزشی
تاریخی، سیاسی
مطالب و داستانهای آموزنده و ...

ارتباط با ادمین:⬇️
@Library_Telegram_Bot

صفحه اینستاگرام کانال⬇️
https://www.instagram.com/library_telegram/
Download Telegram
با خواندن تاریخ،
دوران ها،
جنگ ها،
کتیبه ها
جملات قصار
و متون مقدس؛

من هیچ چیز نمی بینم
جز دستانـی پینه بسته
از آن کارگران،
آهنگران،
معدنچیان،
دوزندگان
و بردگان،

در کار آفریدن شگفتی ها
و زیبایی های جهان.
آنها مرده اند،
اما ناخنهای ‌دستشان
همچنان می‌روید.

@Library_Telegram
📕 نهری از عدن

ریچارد داوکینز

🔃 بنیاد داوکینز


کتاب نهری از عدن نوشته‌ی ریچارد داوکینز، به بررسی این مسئله می‌پردازد که چگونه و کجای هستی بمب همتاسازی زندگی شکل گرفت یا به عبارت دیگر، زندگی در جهان به کدامین سمت حرکت می‌کند.
نویسنده با ذکاوتی خاص و توانمندی نوشتاری در ساده کردن پدیده‌های پیچیده در این اثر با معمایی دیرینه روبرو می‌شود. نیویورک تایمز شیوه‌ی او را این گونه توصیف می‌کند: «نوعی از شرح علمی که به خواننده حس نابغه بودن می‌دهد.»

در بخشی از کتاب نهری از عدن می‌خوانیم:
در فن‌آوری انسانی هیچ دلیلی وجود ندارد که یک دستگاه ذاتاً نباید شکننده باشد. روی تخته رسم، مهندسان آزادند دستگاهی طراحی کنند که در صورت نیمه کامل بودن به هیچ عنوان کار نکند. با این حال حتی در رشته مهندسی، پیدا کردن دستگاهی به معنای واقعی شکننده برای ما دشوار است. به عقیده من این مسئله در مورد مکانیزم‌های زنده بیشتر صادق است.

@Library_Telegram
NAHRIazADAN-AVAYeBUF-Wordpress-Com.pdf
1.9 MB
📕 نهری از عدن

ریچارد داوکینز

🔃 بنیاد داوکینز


@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
🔴 با «گِزگِز سوختن وجدان» چه می‌کنند؟

(✍️: بابک‌ داد)

دختر معصوم شش روز تمام زجر کشیده! حتماً تاول‌هایش، زیر باندپیچی‌ها می‌ترکیدند و خون و عفونت از نازکی باندها بیرون می‌زده‌اند…! نود درصد سوختگی یعنی مقدار زیادی از پوست «ور آمده» و جاهایی حتی تا «استخوان» هم رسیده و آن را خمیر و سیاه کرده است. یعنی لایه‌های خیس و لزج سیاهی به اسم «پوست»، ورقه ورقه وَر می‌آیند و جسم را آب می‌کنند تا… تمام شود!

شش روز؛ یعنی حدود ۱۴۰ ساعت! ۱۴۰ ساعت، کمتر یا بیشتر «درد کشیدن» و «ضجّه زدن»! از ظهر دوشنبه تا بامداد یکشنبه! راستی؛ حنجره و گلو هم در این سطح از سوختگی سالم نمی‌مانند که حتی درست ناله کرده باشد. چه رسد که حرفی بزند. نهایتش، صدای خش‌داری از گلو بیرون می‌آمده… و زبان، فقط تکه گوشتی بی‌اختیار می‌شود که نمی‌تواند حتی کلمه‌ای سر هم کند!

این شب‌ها، دیوانه‌وار «روز» را بر «ساعت» و آن را بر «دقیقه» و دقایق را بر «ثانیه» ضرب می‌کنم! و هر عدد این محاسبه، «درصد سوختگی دلم» را بیشتر و بیشتر می‌کند.
من سوگوار دختر ۲۹ ساله‌ای هستم که همسن فرزندم بود. در فصل شکوفایی و درخشندگی‌اش؛ «سحر خدایاری» خود را به آتش کشید! «او برای تماشای فوتبال این کار را نکرد»! فشار قضایی او را به جنون رساند.

دختر آبی ۲۹ ساله، مدتها زیر «فشار روانی تشکیل یک پرونده‌ی قضایی!» بود؛ آن هم فقط به خاطر رفتن به استادیوم و تماشای فوتبال! در این مدت، سحر با وثیقه از «زندان مخوف ورامین» آزاد شده بود و دوشنبه برای پس گرفتن وسایل خود به دادسرا رفته بود که شنید «باید شش ماه دیگر حبس بکشد»! در همان زندانی که برایش مخوف‌ترین جای دنیا بود! دخترم ترسیده بود. عجیب است؟

سحر «از ترس حکم حبس» و بعد از ماهها فشار روحی بابت این پرونده، دوشنبه خود را به آتش کشید و حدود «هشت هزار دقیقه» با سوختگی نود درصدی‌اش جان کَند! فقط به دلیل تماشای فوتبال هم در کشور نفرین شده‌ی ما «برای زنان ممنوع است!» شش روز! حدود ۱۴۰ ساعت! یا هشت هزار دقیقه! و هر دقیقه، «شصت ثانیه‌ی کشدار»! خدایا!

دیده‌ام آدم با آن حد از سوختگی، چه «تندتند» نفس می‌زند و هُرم نفسش چه داغ و سوزان است! او «۵۱۸ هزار ثانیه» را تندتند نفس زده و داغی درونش را بیرون فرستاده. ۵۱۸ هزار ثانیه ضرب در نفس‌های تند! لعنت بر ثانیه‌ها؛ وقتی بخواهند راوی سوختگی باشند!

سحر بعد از آن شش روز سیاه یا آن «۵۱۸ هزار ثانیه‌ی عذاب‌آور»، آخرین نفس داغش را سحرگاه یکشنبه به بیرون «تف» کرد… و رفت! نفس آخرش حتماً تندتند نبوده. «این آخری را عمیق هم نفس نمی‌کشند». انگار تمام خودش را از عمق جان جمع کند، و با آن نفس آخر، تمام خودش را بیرون بریزد! گویی او تمام دردها، ممنوعیت‌ها و «قدغن‌»های این دیار نفرین شده را تف کرد و رفت: «نخواستم! این زندگی پر از قدغن، ارزانیِ خودتان لعنتی‌ها!»

این روزها وقتی پوست تنم به لباسم ساییده می‌شود، می‌سوزد! حس می‌کنم «ورقه‌ای از پوستم» وَر می‌آید. لباسهایم، با پوست تنم غریبه شده‌اند و انگار هر بار پوستم را می‌سایند و می‌سوزانند! گویی به همراه آن دخترک معصوم، من هم سوخته‌ام!

من با ندا آقاسلطان هم، این گونه نفس به نفس مُرده‌ام! قبل‌تر با مهدی.ا که چند روز بعد از بازگشتم از جبهه‌ی جنوب، با شلیک مستقیم عراقی‌ها شهید شد! و بعدتر از ندا، با هاله سحابی، رضا صابر، ستار بهشتی، علیرضا شیرمحمدعلی و… من نفس به نفس با «مظلومان زمانم» جان کَنده‌ام!

چرا داغدار سحر نباشم؟ برای تمام بچه‌های وطنم، من یا برادرم، یا پدر! و تمام سلول‌هایم، پر از عشق به انسان و احترام به «حق انتخاب» اوست. چگونه می‌توانم از حق #دختر_آبی روی برگردانم؟ گفتم که؛ این چند روزه پوست تنم گِزگِز می‌کند و هر بار به لباسم می‌ساید، پوستم می‌سوزد! این روزها و شب‌ها، نجواهای سحر را به وضوح می‌شنیدم! آن گاه که او با حنجره‌ای سوخته و صدایی خش‌دار نفس‌نفس می‌زد و جان می‌کَند، «خیلی از ما داشتیم با او جان می‌کَندیم»!

انگار در یک قدمی‌ام بود آن دختر مظلوم، که نفس آخرش را با آن «هُرم داغ» بیرون ریخت و رفت! انگار «سوز جانش» را تف کرد توی صورت دنیا! توی تمام «قدغن‌ها و ممنوعیت‌های ناروا»! به صورت تمام کسانی که به نام «خدا»، زندگی او را پر از «قدغن» کرده‌اند و به آتش کشیده‌اند.

حالا او در آغوش پروردگار آرام گرفته! اینک نوبت گِزگِز سوختن، به «وجدان ما» رسیده! به وجدان تمام مردانی که باز هم بدون سحرها به استادیوم می‌روند!

داغ سحر خیلی سنگین است. آنقدری که می‌تواند شروع یک کار بزرگ باشد؛ نه فقط «رفع ممنوعیت ورود زنان به ورزشگاهها»! خیلی بزرگ‌تر! داغ او می‌تواند شروع یک نهضت مردمی باشد، تا تمام «قدغن‌ها علیه زنان» را لغو کنیم و برداریم! در میان شما «آیا یاری کننده‌ای هست»؟

@Library_Telegram
👎1
#یک_دقیقه_مطالعه

ایجاد روابط موثر یعنی بالا بردن کیفیت رابطه، امری مهم در زندگی شخصی و اجتماعی محسوب می شود. از طریق ادب و نزاکت و تواضع، مهربانی و توجه، صداقت، احساس تعهد و خوش قول بودن می توانیم پشتوانه عاطفی معتبری برای روابط خود ایجاد کنیم . از شش راه می توان کیفیت هر رابطه ای را اعتبار و تعالی بخشید.

این شش طریق عبارتند از :
1- مهربانیهای ساده کوچک: تشکر و قدردانی و احوالپرسی و تحسین و نزاکت و ادب.

2- صداقت: به همین سادگی، کافی است انسان صادقی باشید.

3- تصریح و تشریح توقعات: یا مدیریت انتظارات.

4- وفاداری: فرض کنید همکار هستیم و داریم درباره سرپرست خود حرف می زنیم و من پشت سر او بد گویی می کنم. آیا این فکر برایتان پیش نخواهد که در غیاب شما نیز همین کار را خواهم کرد؟ کسانی که نسبت به غایبان وفادارند، به حاضران نیز وفادار خواهند بود.

5- تمامیت وجود: یعنی حس تعهد نسبت به اصول، انطباق اندیشه و گفتار، با قصد و عمل و توجه مدام به استحکام منش خویش و در نظر گرفتن همه جنبه های روابط خود.

6- صمیمانه پوزش بطلبید: هرگاه یکی از پنج مورد بالا را رعایت نکردید، بیاموزید به اشتباه خود اقرار و عذرخواهی کنید.

📕 هفت عادت مردمان مؤثر

استفان كاوی

@Library_Telegram
اولین نذری در ایران توسط سفارت انگلیس راه اندازی شد.

ماجرای نذری سفارت انگلیس از زبان زن سفیر
ماجرای نذری از این قرار است که سفیر انگلیس (همان کسی که در برکناری امیرکبیر دست داشت) تصور می کرد می تواند از راه مذهب و خرافات به مردم ایران نزدیک شود. با این اندیشه (درست) روزی را برای پخش نذری و اطعام فقرا تعیین نمود و بزرگترین دیگها و بیشترین غذا را تهیه کرد. درب سفارت انگلیس مکان این تدارک و نمایش خنده دار بود. در این روز جمعیتی بسیار زیاد از مردم ایران زن و مرد با دیگ به درب سفارت هجوم آوردند تا هر چه می توانند غذا ببرند! هجوم چنان بی نظم و مغول وار بود که درب سفارت کنده شد و سربازان انگلیسی را وادار به شلیک هوایی و درگیری با مردم گرسنه کرد. چیزی از این ماجرا که اندوهناک است آن که پس از ۲۰۰ سال مردم ما همین رفتار را دارند. با دیگ به نذری حمله می کنند و دست آخر هم دیگ را می اندازند! گویی قرنهاست در قحطی هستند.

#منابع اولین نذری در ایران
-تاریخ انقلاب مشروطیت ایران،۱۳۷۱
-تاریخ مشروطیت ایران نوشته احمد کسروی
-واقعات اتفاقیه در روزگار به کوشش منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان جلد اول ۱۳۶۲

@Library_Telegram
🔴 روند پيدايش و گسترش اسلام:

تاریخ ها به میلادی

570 – تولد محمد در عربستان، در قبیله عربستان
577 – مادر محمد فوت می‌شود
580 – عبدلمطلب پدربزرگ محمد فوت می‌شود
583 – اولین مسافرت محمد به سوریه با اهداف تجاری
595 – محمد با خدیجه ازدواج می‌کند
595 – مسافرت دوم به سوریه
598 – پسرش، قاسم بدنیا می آید
600 – دخترش زینب بدنیا می آید
603 – دخترش ام کلثوم بدنیا می آید
604 – دخترش رقیه بدنیا می آید
605 – حجر الاسود در کنار کعبه قرار میگیرد
605 – دخترش فاطمه بدنیا می آید
610 – محمد در غار حرا جبرئیل را ملاقات می‌کند
613 – محمد ادعای پیامبری اش را بطور عمومی اعلام می‌کند
615 – مسلمانان توسط قریش مورد آزار قرار میگیرند
619 – با سوده و عایشه ازدواج می‌کند
620 – نمازهای پنجگانه اجباری میشوند
622 – محمد از مکه به مدینه مهاجرت می‌کند
623 – جنگ ودان
623 – جنگ صفوان
623 – جنگ ذوالعشير
624 – محمد و اطرافیانش آغاز به حملات پی در پی به کاروانهای تجارتی برای غارت ثروت آنها می‌کنند
624 – زکات اجباری می‌شود
624 – جنگ بدر
624 – جنگ بنی سلیم
624 – جنگ بنی قینقاع
624 – جنگ سویق
624 – جنگ بنی قطفان
624 – جنگ بحران
625 – جنگ احد
625 – جنگ حمراء الاسد
625 – جنگ بنی النضیر
625 – جنگ ذات الرقاع
626 – جنگ بدر الاخره
626 – جنگ دومه الجندل
626 – جنگ بنی المصطلق
627 – جنگ خندق
627 – جنگ بنی قریظه
627 – جنگ بنی لحیان
627 – جنگ غیبه
627 – جنگ خیبر
628 – محمد معاهده ای را با قریش امضا می‌کند
630 – محمد مکه را فتح می‌کند
630 – جنگ حنین.
630 – جنگ تبوک
632 – محمد میمیرد.

632 – ابوبکر، پدرزن محمد، و عمر حرکتی نظامی را آغاز می‌کنند تا اسلام را در عربستان تحمیل کنند
633 – جنگ در عمان
633 – جنگ حضرموت.
633 – جنگ کازیما
633 – جنگ ولاجه
633 – جنگ اولیس
633 – جنگ عنبر
634 – جنگ بصره,
634 – جنگ دمشق
634 – جنگ اجنادین.
634 – مرگ ابوبکر و به خلافت رسیدن عمر

634 – جنگ نمارق
634 – جنگ سقطیه.
635 – جنگ جسر.
635 – جنگ بویب.
635 – فتح دمشق.
635 – جنگ فحل.
636 – جنگ یرموک.
636 – جنگ قادسیه.
636 – فتح مدائن.
637 – جنگ جلولاء.
638 – جنگ یرموک.
638 – مسلمانان رومی ها را شکست می‌دهند و وارد جارالسلام میشوند
638 – فتح جزیره.
639 – فتح خوزستان و حرکت به سوی مصر.
641 – جنگ نهاوند
642 – جنگ ری در ایران
643 – فتح آذربایجان
644 – فتح فارس
644 – فتح خاران.
644 – عمر کشته می‌شود، عثمان خلیفه می‌شود

647 – فتح جزایر قبرس
648 – حمله به بیزانسی ها
651 – جنگ دریایی علیه بیزانسی ها
654 – اسلام در شمال افریقا پخش می‌شود
656 – عثمان کشته می‌شود، علی خلیفه میگردد

658 – جنگ نهران.
659 – فتح مصر
661 – علی کشته می‌شود.
662 – مصر به دست اسلامگرایان می افتد.
666 – مسلمانان به سیسیل ایتالیا حمله می‌کنند
677 – محاصره قسطنطنیه
687 – جنگ کوفه
691 – جنگ دیر الجلیغ
700 – حملات نظامی به شمال افریقا انجام میگیرد
702 – جنگ دیر الجمیرا
711 – مسلمانان به جبل الطارق حمله می‌کنند
711 – فتح اسپانیا
713 – فتح ملتان (منطقه ای در پاکستان)
716 – حمله به قسطنطنیه
732 – جنگ در فرانسه.
740 – جنگ نوبلز.
741 – جنگ بگدورا در شمال افریقا
744 – جنگ عین الجر
746 – جنگ روپار ثوثا
748 – جنگ ری.
749 – جنگ اصفهان
749 – جنگ نهاوند
750 – جنگ زب
772 – جنگ حنبی در شمال افریقا
777 – جنگ ساراگوسا در اسپانیا

اسلام دین صلح و دوستی است!!!!!!
با دوستی وارد ایران و دیگر کشورها شده!!!!!!
همه با آغوش باز اسلام را پذیرفتند!!!!!

@Library_Telegram
👍9🤔1
#تلنگر

زمانی که دانشجوی سال دوم دانشگاه بودم، یک روز سر جلسه امتحان وقتی چشمم به سوال آخرافتاد خنده ام گرفت! فکر کردم استاد حتما قصد شوخی کردن داشته است، چون سوال این بود:

نام زنی که محوطه دانشکده را نظافت می کند چیست؟
من آن زن نظافت چی را بارها دیده بودم. زنی قدبلند، با موهای جوگندمی و حدودا شصت ساله، اما نام او را از کجا باید می دانستم؟!

من برگه امتحانی خودم را تحویل دادم و سوال آخر را بی جواب گذاشتم. درست قبل از آن که از کلاس خارج شوم، دانشجویی از استاد سوال کرد: آیا سوال آخر هم در بارم بندی نمرات، محسوب می شود؟

استاد گفت: حتما...
و ادامه داد: شما در حرفه خود با آدم های بسیاری ملاقات خواهید کرد و همه آنها مهم هستند و شایسته توجه و ملاحظه شما می باشند، حتی اگر تنها کاری که می کنید لبخند زدن و سلام کردن به آن ها باشد ...

@Library_Telegram
👍2👎1
☕️ قطعه‌ای از کتاب

در این دنیا همه اتفاقات مسیری وارونه دارند. دست تقدیر به یک نفر یک جفت اسب زیبا می‌بخشد و او با بی‌تفاوتی آن‌ها را سوار می‌شود و نسبت به زیباییشان کاملا بی‌اعتنا است، در حالیکه فرد دیگری، که قلبش در آتش عشق به اسب‌ها می‌سوزد، مجبور است پیاده برود و خود را تنها با به صدا درآوردن زبانش هنگام تماشای اسب‌هایی که می‌گذرند، اقناع کند.

📕 یادداشت‌های یک دیوانه

نیکلای گوگول

@Library_Telegram
👍2
Forwarded from همه چی، هیچی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«فیلم آموزشی»: از نسخه اصلی تلگرام استفاده کنید، آن را آپدیت و با استفاده از پروکسی، فیلترینگ تلگرام را دور بزنید.

این فیلم به شما آموزش می‌دهد که چگونه با پراکسی به تلگرام وصل شوید.

از جاسوس‌افزارهای ساخته‌ی نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی استفاده نکنید تا امنیت شما و خانواده شما به خطر نیفتد.

لطفا پس از بهره‌برداری از این فیلم و برای حمایت از گردش آزاد اطلاع‌رسانی، آن را برای سایر دوستان خود که نمی‌توانند به تلگرام وصل شوند، ارسال کنید.

@hychy
این ویرانه‌ای که میبینید بزرگترین بنای سنگی ایران بعد از تخت‌جمشید است. اینجا معبد آناهیتایِ کنگاور یادگاری از اشکانیان در کرمانشاه‌ست که برای بسیاری از ما ایرانیان ناشناخته است....

این معبد منسوب به آناهیتا، ایزد بانوی آب، زیبایی و برکت در ایران باستان است که در زمان اشکانیان ساخته شد و سپس در زمان ساسانیان مورد مرمت قرار گرفت. در ساخت این معبد از قوی‌ترین و بادوام‌ترین سنگ‌های آن زمان استفاده شده است

@Library_Telegram
#آیا_می_دانستند💡

اصطلاح "چو فردا شود فکر فردا کنیم" زمانی به کار می رود که شخصی به دنبال تفریحات و سرگرمی‌های لحظه ای باشد و آینده ی خود را به طور کامل فراموش کند و وقتی دیگران به این رفتار او اعتراض کنند او در جواب آنها این مصرع را به کار می برد. این مصرع بخشی از شعری است که "نظامی گنجوی" شاعر بزرگ پارسی در کتاب" اسکندرنامه ی" خود آورده است اما آنچه که باعث معروف شدن آن در بین عوام شده است مربوط به یک واقعه ی تاریخی است که آنرا به طور خلاصه در اینجا بیان می کنیم.


"جمال الدین ابواسحاق اینجو" از امیرزادگان دولت چنگیزی بود که در قرن هشتم هجری به علت 
ضعف دولت مرکزی بر قسمت جنوبی ایران دست یافت و در شهر شیراز به نام شاه ابواسحاق به سلطنت نشست. ابواسحاق پادشاهی خوش خلق
بود و به شعر و شاعری علاقه ی فراوانی داشت اما از طرفی مردی عشرت طلب بود و به امور پادشاهی توجه چندانی نشان نمی داد و حاضر نبود در هیچ شرایطی عیش خود را بر هم زند .


در سال 754 هجری "محمد مظفر"از رقبای ابو اسحاق از یزد به شیراز لشکر کشی کرد . شاه ابواسحاق طبق معمول به عیش و عشرت مشغول بود و هر چه بزرگان گفتند که :" اینک دشمن رسیده است " خود را به نادانی می زد و می گفت :" هرکس از این نوع سخن در مجلس من بگوید اورا سیاست کنم " به همین جهت هیچ کس جرئت نمی کرد دیگر خبری از دشمن به او دهد تا اینکه مظفر امیرمبارزالدین و سپاهیانش به دروازه شیراز رسیدند .در این شرایط حساس" شیخ امین الدوله جهرمی" ندیم و مقرب شاه ابواسحاق برای اینکه شاه را از شرایط به نحوی آگاه کند، از شاه خواست که بر بام قصر رود زیرا تماشای بهار در جای بلند و مرتفع بیشتر نشاط انگیز است.

خلاصه با این تدبیر شاه را بر بام قصر بردند . شاه ابواسحاق دید که دریای لشکر در بیرون شهر موج می زند . پرسید که :" این چه آشوب است ؟" گفتند :" صدای کوس محمد مظفر است " فرمود که :" این مردک ستیزه روی هنوز اینجاست ؟" و یا به روایت دیگر تبسمی کرد و گفت :" عجب ابله مردکی است محمد مظفر ، که در چنین نوبهاری خود را و ما را از عیش دور می گرداند !" و این بیت از اسکندرنامه را خواند و از بام فرود آمد : 

همان به که امشب تماشا کنیم 
چو فردا شود فکر فردا کنیم 

در نهایت محمد مظفر شهر شیراز را بدون زحمت و درگیری فتح کرد و شاه ابواسحاق متواری گردید و سرانجام پس از سه سال در به دری و سرگردانی در سال 757 هجری در اصفهان دستگیر شد . او را به شیراز بردند و به دستورامیرمحمدمظفر یعنی همان ابله مردک کشتند.

@Library_Telegram
☕️ قطعه ای از کتاب

ممکن است فرهنگ و اعتقادات مردم عوض شود ولی حماقت آنها عوض نخواهد شد و در تمام اعصار می‌توان به وسیله گفته‌ها و نوشته‌های دروغ، مردم را فریفت. زیرا همانطور که مگس، عسل را دوست دارد، مردم هم دروغ و ریا و وعده‌های پوچ را که هرگز عملی نخواهند شد دوست می‌دارند..


📕 سینوهه، پزشک مخصوص فرعون

میکا والتاری

‌ ‌‌@Library_Telegram
☕️ قطعه ای از کتاب

پدرم به من گفته بود برو سراغ جایی که اول بهت پول می‌دهند و بعد امیدِ این که می‌توانی پول را برگردانی. این یعنی بانکداری و بیمه. آن چیزی را که واقعی است ازشان بگیر و به‌جایش یک تکه کاغذ تحویل‌شان بده. پول‌شان را خرج کن. باز هم خواهد رسید.
دو چیز محرکِ آن‌هاست: طمع و ترس.
یک چیز محرکِ توست: فرصت.
به نظر نصیحت خوبی می‌رسید. فقط مسئله این بود که پدرم وقتی مُرد کاملاً ورشکسته بود! 

📕 عامه پسند

چارلز بوکفسکی

@Library_Telegram
به یاد بسپار،
اگر چیزی تو را رنجاند بر آن مراقبه کن.
احتمالا حقیقتی در آن هست.
اگر چیزی تو را رنجاند
به آن احترام بگذار
و در آن عمیق شو.
علت رنجش را کشف کن ،
نتیجه اش پاداش به همراه خواهد داشت.
اینگونه رشد میکنی.
دروغها شیرینند ، نمی رنجانند.
مواظب دروغهای شیرین باش.
وقتی چیزی تو را نمی رنجاند
نمی تواند انگیزه ای برای رشد باشد،
بی فایده است، تو را درگیر نمیکند.
تمام توجهت را روی رنج بگذار
و عصبانی نشو.
تو برای درک کردن اینجا هستی
نه برای عصبانی شدن ...

#اشو

@Library_Telegram
#یک_فنجان_تفکر ☕️

✍️ نوع دانشی که یک استاد نیاز دارد:

دانش، پی بردن به آن چیزی است که از پیش می‌دانستی.

انجام دادن، نشان دادن چیزی است که می‌دانی.

تعلیم، یادآوری به دیگران است که خود آن‌ها به همان حد خوبی که تو می‌دانی، می‌دانند.

شما همگی یادگیرنده، انجام دهنده و معلمین هستید.
تنها وظیفه‌ی شما در هر دوره‌ی زندگی، حقیقی بودن با خودتان است.
آسان‌ترین پرسش‌ها، عمیق‌ترین آن است.
کجا به دنیا آمده‌ای؟ خانه‌ات کجاست؟
به کجا می‌روی؟
چه‌کار می‌کنی؟
گاهی در این باره بیاندیش و ببین که پاسخ‌ها تغییر می‌کنند.

آنچه را که بیش از هر چیز به یادگیری‌اش نیازمندی، بهتر تدریس می‌کنی.

📕 پندار

ریچارد باخ

@Library_Telegram
☕️ قطعه ای از کتاب

دنیا مملو از آدم های تنها، ناکام، عصبانی و ناخشنودی است که نمی توانند به هیچ آدم خشنود و شادمانی نزدیک و با او صمیمی شوند.
عمده ترین مهارت های اجتماعی آنان نیز شکایت، سرزنش و انتقاد است
که به سختی می توان با چنین مهارت هایی با دیگران کنار آمد...


📗 تئوری انتخاب

ویلیام گلاسر

@Library_Telegram
1
☕️ قطعه ای از کتاب

ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ ﺗﻮ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺧﯿﻠﯽ ﺭﻧﺞ ﺑﮑﺸﯽ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻋﻤﺮﺕ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮐﻤﯽ ﺭﻧﺞ ﺑﮑﺸﯽ … ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ ﮐﻪ ﮐﻤﯽ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﻓﻘﻂ ﮐﻤﯽ، ﺍﻣﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﮐﻢ ﮐﺎﻓﯽ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺗﺒﺎﻩ ﺷﻮﺩ، ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ … ﺑﺎ ﺳﻦ ﻭ ﺳﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ ...

ﻣﺮﺩ ﻭ ﺯﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، ﮔﻮﯾﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽِ ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻭ ﺑﯽ ﻧﻮﺭﺷﺎﻥ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﭼﻔﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﺍﺻﻠﻦ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﯿﺴﺖ. ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﺁﻣﺪﻥ، ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺗﻌﺎﺭﺽ.. ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ: ﺁﻓﺮﯾﻦ! ﺁﻓﺮﯾﻦ ! ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺧﺎﮎ ﮐﺮﺩﯾﻢ، ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻣﺎﻥ، ﺭﻭﯾﺎﻫﺎﻣﺎﻥ، ﻭ ﻋﺸﻖ ﻫﺎﻣﺎﻥ...

📕 ﻣﻦ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ

#ﺁﻧﺎ_ﮔﺎﻭﺍﻟﺪا

پ.ن: حکایت ما ایرانی ها در این شرایط خفت بارمون هستش.

@Library_Telegram
‍ .


پرفسور ماشینسکی یکی از اساتید بزرگ ادبیات شوروی برای سخنرانی به دانشگاه آکسفورد در انگلستان آمده بود و خطاب به دانشجویان انگلیسی گفت : مردم شوروی بزرگترین و آزادترین نویسندگان را در سراسر جهان دارند

دانشجویی دست بلند کرد و پرسید : اگر چنین است که میگویید پس چرا همین حالا دو نویسندۀ بزرگ روس #دنیل و #سینیافسکی در زندان های شما هستند؟

پرفسور لبخند فخرفروشانه‌ای زد و با لحنی معلم‌وار جواب داد : ببین پسرم این دو نویسنده در آثارشان به لنین توهین کرده بودند و همانطور که میدانی برای مردم شوروی نام #لنین بسیار مقدس است و این یک چیز کاملا طبیعی‌ست .

دانشجو باز پرسید : یعنی اگر فردی از مردم شوروی با دیگران تفاوت داشت و برحسب اتفاق نام لنین برایش مقدس نبود مجرم است ؟؟

پروفسور : ببین پسر هر کشوری برای خودش چیزهای مقدسی دارد که نباید به آنها توهین کرد در برخی کشورها پرچم مقدس است و یا یک مکان خاص اصلا چرا راه دور برویم ؟ در همین انگلستان هیچکس نباید به ملکه توهین کند ...

دانشجو گفت : پرفسور یعنی شما دارید میگویید که من نمیتوانم به ملکه توهین کنم ؟ من الان همین جا در برابر همین جمع فریاد میزنم : ملکه یک فاحشه است که دوست دارم او را پای دیوار بگذارم و تیربارانش کنم ... دانشجو کمی مکث کرد و ادامه داد : بفرمائید توهینم را به ملکه کردم هم به او افترا زدم و هم او را تهدید به مرگ کردم اما ملاحظه میکنی که هیچ پلیسی برای دستگیر کردنم نیامد و مطمئن باش که نه علیه من شکایت میشود و نه هیچ اتفاقی برایم میفتد چون اینجا الزامی نیست اعتقادی که برای تو مقدس است برای من هم حتما مقدس باشد


نتیجه گیری داستان را واگذار میکنم به خودتان

@Library_Telegram
👍1
#یک_دقیقه_مطالعه


حتی اگر پذیرش یک پندار بیهوده فوایدی هم داشته باشد، به معنای این نیست که رابطه‌ای قانونمند میان آن پندار و واقعیت بیرونی وجود دارد، بلکه تنها به این معناست که آن پنداشت در بعضی موقعیّت‌ها از نظر اجتماعی مفید است.پیامدها را بر حقیقت ترجیح ‌دادن، راه را به روی باور داشتن به هر چه دل‌مان بخواهد باز می‌کند. اثر مجموع این خواهد بود که ما از واقعیت فاصله بیشتری می‌گیریم و احتمال کمتری دارد که بفهمیم آنچه انجام داده‌ایم به بهروزی بشر انجامیده است.

💠فقدان گفتگوی صادقانه یکی از دلایلی است همه جنبه‌های زندگی روزمره ما با سیلابی از بی‌منطقی مواجه شده است. بسیاری ایده‌ها احمقانه و خطرناک هستند و ما نبایستی در اینگونه نامیدن‌شان تردید داشته باشیم.وقتی دغدغه‌مان به جای توصیفات دقیق، توجه به احساسات دیگران می‌شود، افکار خطرناک تکثیر پیدا می‌کنند. ما بایستی بیش از نگرانی از حساسیّت‌های دیگران، به دقّت در به کارگیری واژگان توجه بکنیم.

پیتر بوغوسیان، فیلسوف ارمنی_آمریکایی

@Library_Telegram
‏اعتماد به نفس این نیست که وارد اتاقی بشی و فکر کنی از همه بهتری، اینه که وارد بشی و اصلا خودت رو با کسی مقایسه نکنی.

@Library_Telegram