کتابخانه تلگرام
101K subscribers
2.89K photos
708 videos
10.5K files
1.97K links
انواع کتاب کمیاب و ممنوعه
رمان، داستان
علمی، تخیلی، آموزشی
تاریخی، سیاسی
مطالب و داستانهای آموزنده و ...

ارتباط با ادمین:⬇️
@Library_Telegram_Bot

صفحه اینستاگرام کانال⬇️
https://www.instagram.com/library_telegram/
Download Telegram
غم زمانه خورم یا فراق یار کشم

به طاقتی که ندارم کدام بار کشم

نه قوتی که توانم کناره جستن از او

نه قدرتی که به شوخیش در کنار کشم

نه دست صبر که در آستین عقل برم

نه پای عقل که در دامن قرار کشم

ز دوستان به جفا سیرگشت مردی نیست

جفای دوست زنم گر نه مردوار کشم

چو می‌توان به صبوری کشید جور عدو

چرا صبور نباشم که جور یار کشم

شراب خورده ساقی ز جام صافی وصل

ضرورت است که درد سر خمار کشم

گلی چو روی تو گر در چمن به دست آید

کمینه دیده سعدیش پیش خار کشم

#سعدی_شیرازی

@Library_Telegram
#عکس_را_باز_کنید

فرض کنید شما آدم ترسویی هستید و از هر نوع خلاف کردن می‌ترسید و نمی‌خواهید مورد اتهام قرار بگیرید ، زندان بروید یا تحت فشار امنیتی قرار داشته باشید و ضمنا میخواهید به ایران بروید و از خانوادۀ‌تان بازدید کنید . چکار میکنید ؟ اول اینکه با هیچ گروه سیاسی تماس نمی‌گیرید به هیچ جمع فرهنگی یا نشست سیاسی نمی‌روید و هیچ نوشته‌ای که رنگ و بوی سیاسی داشته باشد منتشر نمی‌کنید در عوض به مهمانی خانوادگی میروید ، فیلم می‌بینید ، کنسرت موسیقی میروید ، در مهمانی خانوادگی با آهنگ «باباکرم» یا «مهوش پریوش» می‌رقصید و بعد یک دفعه سپاه شما را دستگیر میکند و متهم میشوید به اینکه «سرشبکۀ اصلی وابسته به بیگانه» هستید .... باور نمی‌کنید بهتر است خبرهای #کیومرث_مرزبان را بخوانید تا ببینید که حق با من است ...

این مطلب یکی از آخرین مطالب کیومرث مرزبان است که در صفحۀ اینستاگرام او منتشر شده و خوب به کامنت نوشته شده زیر آن دقت کنید بعد همین آدم را گرفته‌اند و به جرم اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام و محکوم شده به ٢٣ سال زندان و ظاهرا مجموعه فعالیت‌های او برای سایت‌های مختلف و نوشته‌های طنزش مبنای صدور چنین حکمی بوده است .

راستش جمهوری اسلامی چهل سال است که دارد شریف‌ترین انسان‌ها را با چنین احکامی از هست و نیست خود ساقط می‌کند ، از مرحوم امیرانتظام بگیرید تا هدی صابر و بقیه ، کسانی که احتمالا آخرین گروهی هستند که دلسوزانه و مشفقانه معتقدند که این نظام نیاز به اصلاحات ، تغییرات و تعمیرات دارد و بعد از آنها کسانی خواهند آمد که خشت خشت این ساختار را بر سر سازندگان آن خراب میکنند.

@hychy
#معینی_کرمانشاهی

ما وقار كوه را گاهی به كاهی ديده ايم
ماوراءِ آنچه می‌بينيد گاهی ديده ايم ...
از نوای بينوايان ايـنـقـدر غافل مباش
بارها تاثير صـد آتش به آهی ديده ايم ...


#طبل_بی_عاری

بعد از هزار و چهارصد سال همچنان طبل حسین می غرد اما آیا صدای طبل حسین عدالت را بیدار می‌کند یا عدالت را خفه می‌کند ؟ آیا طبل حسین باعث شده است که مداحان با عرق جبین ارتزاق کنند یا با تولید خرافه و گسترش دروغ دکان‌داری کنند ؟ بیست و پنج میلیون نفر از جمعیت ایران زیر خط فقر زندگی میکنند و حقوق بازنشستگان فرهنگی کمتر از دو میلیون تومان است و طبل حسین همچنان می‌غرد ، دریای خزر به روسیه واگذار شده و تنها سهم اندکی بجا مانده و طبل حسین همچنان می‌غرد ، از ‌صد و پنجاه میلیارد دلار درآمد کشور فقط بیست میلیارد دلارش برای ایران هزینه شده و بقیۀ آن به حساب‌ بانکی بعضی‌ ریخته شده و طبل حسین همچنان می‌غرد ...

خون‌بهای مردم ایران برای کشورهایی مانند یمن ، سوریه ، عراق ، لبنان ، فلسطین ، بحرین و سومالی هزینه می‌شود در صورتی ‌كه مردم خودمان باید با فروش کلیه و اعضای بدن‌شان زندگی کنند و طبل حسین همچنان می‌غرد ، آوای اختلاس حکومتیان رکوردهای گینس را شکسته است ولی مسئولین کشور همچنان در ایام محرم عزادارند و پیراهن سیاه و انگشتر عقیق را تبلیغ می‌کنند و طبل حسین همچنان می‌غرد ، دو سوم مدارس ایران ناامن هستند و با کوچکترین زلزله با خاک یکسان خواهند شد اما حوزه‌های علمیه با بالاترین ضریب استحکام ساخته میشوند و طبل حسین همچنان می‌غرد و این طبل همچنان می‌غرد ‌...

@Library_Telegram
پدرم هرگز ما را کتک نزد و همواره تنبیه خلاقه‌اي در کف داشت. مثلاً اگر فحش بد مي‌داديم، باید می‌رفتیم و دهان‌مان را سه بار زير شير آشپزخانه مي‌شستيم و اگر فحش خوب می‌دادیم، یک بار. من روزهای پرفحش کودکی‌ام را یادم است که هر چند دقیقه یک بار بالای روشویی توالت ایستاده‌ام و دارم آب می‌گردانم توی دهانم. هم‌زمان، نبردهای مرگباری را هم یادم است که بین خواهران و برادرانم به راه می‌افتاد و میادینی که کم از رینگ خونین نداشت. تنبیه پدرم در این مورد، بستن طرفین دعوا به همدیگر بود. البته سفت نمي‌بست اما شل هم نمی‌بست. طنابِ زردي داشت كه از بالاي كمد مي‌آورد و دو طرف متنفر از هم را به هم مي‌بست. زجر این تنبیه به این صورت است که شما حالاتي از آزار رواني تدریجی و مدام را تجربه می‌کنید چون طناب‌پیچ شده‌اید دقيقا به كسي كه چند ثانيه پيش با او كتك‌كاري كرده‌ايد. یک بار هم که در خانه فوتبال بازی می‌کردم و پنجره را با ضربه‌ای كات‌دار، خاکشیر کردم، پدرم چیزی نگفت. نگاهش کردم که آرام و با طمأنینه قندشکن را از داخل کابینت آشپزخانه برمی‌دارد و می‌رود به اتاق. داخل پذیرایی ایستادم و چند دقیقه بعد صدای ضربه‌هایی را شنیدم که از اتاق می‌آمد. آهسته سمت اتاق رفتم و پدرم را دیدم که مشغول شکستن قلّک‌م است. اسکناس‌های قلّکی را که یک سال برای جمع آوری پول‌هایش دندان روی جگر گذاشته بودم، می‌شمرد. وقتی آن‌ها را گرفته بود و دسته می‌کرد، پوزخند به لب داشت. فردا هم شیشه‌بُر آورد و همان پول‌ها را هزینه‌ي ساخت و ساز شیشه‌ي پنجره کرد.
تنبیه والدینِ دیگر در چنین مواردی، سیلی و چَک‌های افسری بود اما پدرم در مقابل این سنّت ایستاد و دست به ابداعات بدیع زد. خاطرم هست در ایام سیزده یا چهارده سالگی یک باری که کیف پولش را گذاشته بود روی طاقچه، دستم لغزید و دویست تومانی کش رفتم. اما فردای آن روز در کمال ناباوری دیدم که برخی وسائل کیف مدرسه‌ام نیست. پدرم در اقدامی مشابه، از غفلتم استفاده کرده بود و دقیقا مثل خودم به اموالم دست‌بُرد زده بود. البته تمام اين‌ها به خاطر هيبتي بود كه در آن سال‌ها از «بزرگ تر» در ذهن مان می‌ساختند و به خاطر احترامي كه ناخواسته در چشم‌مان داشتند. در عوض، ديروز وقتي به بچه‌ام گوشزد كردم نبايد دوستان مدرسه‌اش را به القاب زشت بخواند، چیزی نگفت. سرش توی تَبلِت بود و مشغول بازی‌های خونبار. با لحن محکم‌تری گفتم: «هیچ خوشم نمیاد پسرم از این حرف ها بزنه!» اما دیدم همان القاب را دارد حواله می‌دهد به یکی از شخصیت‌های بازی. باخته بود و از دست آدمکش‌های رایانه دمق بود. رفتم بالای سرش ایستادم و گفتم: «اگه یه بار دیگه حرف زشت بزنی، باید بری دهنت رو آب بکشی!» سرش را از روی تبلت بلند کرد و با تعجب گفت: «هان؟!» نگاهم می‌کرد. حرفم را دوباره تکرار کردم و دیدمش که تبلت را رها کرده روی مبل. روی پا می‌زد و بلند بلند قهقهه می‌زد. در نفس نفس زدن‌های بین خنده‌هایش گفت:

«یعنی این حرفت صد تا لایک داشت بابا!»

چاپ شده در روزنامه «هفت صبح»

@Library_Telegram
نه به صورت قدیم خود باقی ماندیم و نه به شکل جدید دنیا درآمده‌ایم و حاصل وجودیمان تلفیقی شده از آنجا و اینجا ، از گذشتۀ خود و اکنون دیگران ، از سنت و مدرنیته ، چیزی شبیه شترگاوپلنگ که از کیلومترها دورتر ناسازگاری و ناهمسازی از ریخت و قیافه‌اش می‌بارد ...

ملغمه‌ای از اجتماع سنتی و جامعۀ مدنی

📘 تمرین مدارا

محمد مختاری

@Library_Telegram
☕️ قطعه ای از کتاب

ما هميشه زندگى را بديهى فرض مى‌كنيم، نه؟ فكر مى‌كنيم سال‌هاى زيادى پيشِ رو داريم و براى تمام كارهايى كه قرار است در آينده انجام دهيم برنامه ريزى مى‌كنيم، به اين فكر كردم كه هر كدام از ما چه زمان زيادى را با ناراحتى تلف مى‌كنيم، كارهايى را كه نمى‌خواهيم انجام مى‌دهيم و هرگز خودمان را راضى نمى‌كنيم؛ چرا كه فكر مى كنيم براى آنكه بالاخره، كارى را كه مى‌خواهيم انجام بدهيم، وقت زيادى باقى مانده است، اما اين طور نيست، زندگى ممكن است در يك ثانيه تغيير كند، ممكن است در يك لحظه متلاشى شود و در هم بريزد و آن وقت، براى انجام دادن كارهايى كه به تاخير انداخته ايم، خيلى دير است. ديگر خيلى دير است كه بخواهيم بر اساس روياهايى كه تمام اين مدت در سر مى‌پرورانده ايم، زندگى كنيم.

📕 وقتى خاطرات دروغ مى گويند

#سى_بل_هاگ

@Library_Telegram
1
☕️قطعه ای از کتاب

در ﻣﻴﺎﻥ ﻫﻤﻪ‌ی ﺁﺭﻣﺎﻥﻫﺎی ﺳﻴﺎسی ، ﺁﻧﮑﻪ ﺍﺩﻋﺎی ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺸﺮی ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ ، ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺧﻄﺮﻧﺎﮎﺗﺮ ﺍﺳﺖ
ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺍﻱ ﺑﺮ ﭘﺎیی ﺑﻬﺸﺖ ﺑﺮ ﺭﻭی ﺯﻣﻴﻦ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﻪ ﺟﻬﻨﻢ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ؛ ﮐﺴﺎﻧﻲ ﮐﻪ میﭘﻨﺪﺍﺭﻧﺪ ﻗﺎﺩﺭﻧﺪ ﺑﺸﺮﻳﺖ ﺭﺍ ﺳﻌﺎﺩﺗﻤﻨﺪ ﮐﻨﻨﺪ ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎی ﺧﻄﺮﻧﺎکی ﻫﺴﺘﻨﺪ .
ﺍﺳﺎﺳﺎً ﺭﺅﻳﺎی ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﺮ ﺭﻭی ﺯﻣﻴﻦ ؛ ﺭﻭﻳﺎی ﺧﻄﺮﻧﺎکی ﺍﺳﺖ ...!؟ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪتی ﺑﺎﻭﺭ می کنند ﮐﻪ ﺣﻖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺑﻴﺸﻤﺎﺭی ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺷﺮﻭﺭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﺑﺮﺩﺍﺭﻧﺪ ﺗﺎ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺻﻄﻼﺡ ﺳﻌﺎﺩﺗﻤﻨﺪ ﮐﻨﻨﺪ .


📕 نظریه جامعه باز

کارل پوپر

@Library_Telegram
📝 احسان شجاعی

‍ انگلیسی ها ضرب‌المثلی دارند به این مضمون که : عزای عمومی و همگانی در حقیقت یک فستیوال ، جشن و کارناوال بزرگ است ...

دهۀ محرم هم در حقیقت برای ما ایرانیان به نوعی یک جشن و دورهمی لذت‌بخش است ، یک عده از نذری دادن و نذری گرفتن لذت می‌برند ، یک عده از خواندن و سینه زدن ، یک عده از طبل یاماها و زنجیر و علم ، یک عده میروند برای دختربازی و یک عده از خانم‌ها هم دنبال خواستگار می‌گردند ، حتی یک عده‌ای هم واقعا پای روضه و منبر گریه میکنند و با این کار خودشان را به آرامش و تخلیۀ روحی میرسانند

خلاصه میشود به هر چیزی نگاه مثبت داشت ، تنها موضوعی که قابل دفاع نیست مزاحمت برای بقیه است ، مراسمی که موجب مزاحمت دیگران میشود نبودش بهتر از بودنش است ...

@Library_Telegram
دایی‌ بزرگ من که امروز ساکن آلمان است در سال ١٣۴٩ دانشجوی داروسازی دانشگاه تبریز بود و در آذر ماه همان سال مرحوم پدربزرگم نامه‌ای برای دایی می‌فرستد که من آن را ندیده و از محتوایش هم خبری ندارم ولی اصل پاسخ دایی به آن نامه را که با خط خوش و خودنویس سبز نوشته شده به یادگار نگه داشته‌ام که دو صفحۀ آن شامل صورت خرج و مخارج دایی در تبریز در ٢ ماه آبان و آذر است که من برخی از اقلام را در زیر نوشته‌ام :

ثبت نام در دانشکده ۱۱۰۵ ریال

عکس جهت ثبت‌نام ۵۰ ریال

چراغ اطریشی (بخاری) ۳۵۰ ریال

کرایه منزل (مهر، آبان، آذر) ۶۶۰ ریال

گوشت (ماهی ٣ کیلو ) ۱۶۰ ریال

برنج (ماهی ۳ کیلو) ۱۲۰ ریال

نفت (هفته‌یی ۳ من) ۲۰۰ ریال

نان (هفته‌یی یک من) ۲۰۸ ریال

تخم‌مرغ (هفته ای ۸ عدد) ۱۲۸ ریال

صابون حمام ۳۰ ریال

نمک ۳ ریال

خمیر دندان ۳۰ ریال

شانه (۲ عدد) ۱۵ ریال

پیت نفت ۳۰ ریال

کیف ۴۵۰ ریال

کتاب شیمی آلی ۱۲۰ ریال

کتاب شیمی تجزیه ۵۰ ریال

کتاب گیاه شناسی ۱۰۰ ریال

تمبر پست ۱۰ ریال

چهارنامه به خارجه : ۲۴ ریال { ۲ نامه به جلیل آقا آلمان و ۲ تا به یکی از رفقا آمریکا }

ماهی دو بار سینما ۴۰ ریال

جمع مخارج دو ماهه : ۵۸۷۳ ریال


با مدیریت و درایت مسئولان مملکت امام زمان امروز همین رقم احتمالا (۵٠,٧٨٣,٠٠٠ ریال) است که میشود پنج میلیون و هفتصد و هشتاد و سه هزار تومان ...!!

@Library_Telegram
شیخ بهایی

خود گنه کاریم و از دنیا شکایت می کنیم
غافل از خود دیگری را هم قضاوت می کنیم

کودکی جان میدهد از درد و فقر و ما هنوز
چشم می بندیم و هر شب خواب راحت می کنیم

@Library_Telegram
در میان زرتشتیان چند همسری موسوم نیست، بی وفایی نسبت به پیمان زناشویی هم تقریبا دیده نمیشود💞
هرزگی میان زنان پارسی وجود ندارد👏

پروفسور جکسن

@hychy
#خلیل_جوادی

حاجی آقا شما که با خدایی
اهل حدیث و قرآن و اینایی

شما که دستتون تو کار خیره
مثل جهاز ِ وام و نذر و غیره

سر درتون یه پرچم سیاهه
هیئت و سور و ساتتون به راهه

یه عالمه سینه زن و نوحه خون
میان ردیف میشن سر سفره تون

میون بوی گند ِ پا و عرق
نذر شما قبول ِ درگاه حق

درسته قیمه نذری ِ غالبه
واست یه پیشنهاد دارم جالبه

وقتی جماعت اومدن بشینن
بگید سر سفره کتاب بچینن

قیمه خورا گفتن اگه این چیه ؟
بشون بگید که نذر فرهنگیه

اونایی که زیادی زنجیر زدن
بعضیاشون ممکنه فحشم بدن

قیمه خورای حرفه ای همینن
دوس ندارن جایی کتاب ببینن

حاجی آقا شکم صداش کلفته
گشنه بشه به قار و قور میفته

اما مخش چون که صدا نداره
پا نمیشه براش غذا بیاره

اگه  بگی مخت داره میگنده
بهت میگه مخ مگه کیلو چنده ؟

حاجی آقا شما یه ذرّه فک کن
مسیر قیمه رو دقیقاً چک کن

فردا اگه ببینی قیمه‌ت کجاس
قبول میکنی که حرفام به جاس

اما کتاب کنارشه همیشه
تازه با خوندنم تموم نمیشه

کلۀ مردم اگـه کار بیفته
گرسنه موندن دیگـه حرف مفته

خلاصه عرض بنده یادت نره
کتاب ثوابش از قیمه هم بیشتره ...

@Library_Telegram
#چقدر_بخندیم_خوب_است؟

پرفسور باربارا فردریکسون، روان‌شناسی که به خاطر پژوهش‌هایش درباره هیجان‌های مثبت شهرت جهانی دارد،  می‌گوید: ما برای اینکه حالمان خوب باشد و بتوانیم در مسیر رشد و شکوفایی گام برداریم، باید میزان هیجانات مثبتمان از هیجانات منفی‌مان بیشتر باشد.

فردریکسون برای اینکه بفهمد میزان هیجانات مثبت دقیقا باید چه مقدار از هیجانات منفی بیشتر باشد تا فرد در مسیر رشد و بالندگی قرار گیرد، از ریاضیدانی به نام مایکل لوزادا کمک گرفت.

لوزادا با استفاده ازروش‌های دقیق ریاضی و آمار به نتایج جالبی رسید:

بر اساس نتایج این پژوهش‌ها برای اینکه رشد و پیشرفت اتفاق بیفتد، میزان هیجان‌های مثبت فرد حداقل باید سه برابر هیجان‌های منفی‌ای باشد که او تجربه می‌کند.

به عبارت دیگر فرد باید به ازای هر هیجان منفی سه هیجان مثبت تجربه کند.

فردریکسون و لوزادا نام این نسبت را نسبت مثبت‌گرایی گذاشتند. اما به دلیل اینکه لوزادا این نسبت را به دست آورده، به نسبت لوزادا هم معروف شده است.

شایان ذکر است که این نسبت (۳ به ۱) حداقل نسبت لازم برای حرکت در مسیر شکوفایی است و هرچه این نسبت بالاتر رود، میزان شادکامی، رشد و شکوفایی فرد نیز بیشتر می‌شود.

شاید این سوال برای شما پیش بیاید، که این وضعیت تا کجا ادامه دارد؟ آیا حداکثری برای این نسبت وجود دارد؟ یا اینکه هرچه نسبت تجربه هیجانات مثبت به هیجانات منفی افزایش پیدا کند، فرد وضعیت بهتری خواهد داشت؟

جواب این سوال منفی است و دلیل آن هم مشخص است ما برای ادامه بقا باید هیجانات منفی را هم تجربه کنیم.

اگر فردی از هیچ چیزی نترسد، ممکن است به فعالیت‌های خطرناکی بپردازد و جانش را از دست بدهد و یا اگر ما موقع امتحانات کمی اضطراب نداشته باشیم، درس نمی‌خوانیم و پیشرفتی هم نمی‌کنیم.

پس افزایش نامحدود هیجانات مثبت و حذف هیجانات منفی نه تنها تاثیر مثبتی بر روی سلامت روان ما نمی‌گذارد، بلکه ممکن است تبعات منفی جبران‌ناپذیری برایمان داشته باشد.

فردریکسون و لوزادا بر این عقیده‌اند که حداکثر نسبت مثبت‌گرایی یازده به یک است. یعنی حالتی که در آن فرد به ازای هر هیجان منفی، یازده هیجان مثبت را تجربه می‌کند.

به طور کلی نسبت لوزادای بین ۳:۱ تا ۱۱:۱ نسبت مثبت‌گرایی بهنجار است. نسبت پایین‌تر یا بالاتر از این طیف می‌تواند  نشانگر اختلال روانی در فرد باشد (شیدایی در صورت بالاتر بودن از حد بهنجار و اضطراب و افسردگی در صورت پایین‌تر بودن از حد بهنجار)

👤به کوشش دکتر زهره قربانی مدرس و پژوهشگر

@Library_Telegram
📕 22عادت برای شادی

ایوب حقی

به جرات می توان گفت که منبع شادی واقعی در درون هر فردی است و خطایی بزرگ است که اگر بخواهیم شادی را خارج از خودمان پیدا کنیم . شادی به داشتن چیزهایی که بیرون از ما هستند ، مثل تمکن مالی یا جایگاه شغل و ... وابسته نیست . ما انسان ها در انتخاب این که تمام لحظه های زندگیمان را پر از آرامش ، شادی و عشق کنیم و یا این که با یاس و ناامیدی پیش برویم ، صددرصد مختاریم . به عبارتی کلید شادی یا ناامیدی در دستان ماست و این به ما بستگی دارد که تمایل داشته باشیم که کدام کلید را بفشاریم.

@Library_Telegram
22عادت برای شادی.pdf
658 KB
📕 22عادت برای شادی

ایوب حقی


@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
ما را در اینستاگرام دنبال کنید👇

https://www.instagram.com/library_telegram/
📕 استاد عشق

ایرج حسابی

استاد عشق نگاهی به زندگی و تلاش‌های پروفسور سید محمود حسابی پدر علم فیزیک و مهندسی نوین ایران دارد. سیدمحمودحسابی درسال۱۲۸۱(ه .ش)ازپدرومادری تفریشی درتهران زاده شدند.پس ازسپری نمودن چهارسال ازدوران کودکی درتهران،به همراه خانواده(پدر،مادر،وبرادر)،عازم شامات گردیدند.درهفت سالگی،تحصیلات ابتدایی خودرا،دربیروت، باتنگدستی ومرارت های دوراز وطن،درمدرسه ی کشیش های فرانسوی،آغازکردند،وهمزمان،توسط مادرفداکار، متدین و فاضله ی خود(خانم گوهر شاد حسابی)، تحت آموزش تعلیمات مذهبی وادبیات فارسی، قرار گرفتند.

@Library_Telegram
استاد عشق - دکتر حسابی.pdf
5.2 MB
📕 استاد عشق

ایرج حسابی


@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
کاسی‌ها قومی باستانی بوده‌اند که محل سکونتشان، در مرکز و نیمه غربی ایران کنونی بوده‌ است.
در سال ۱۷۵۰ پیش از میلاد، گانداش، پیشوای کاسی از طریق دشت‌ذهاب و شمال خوزستان، به بابِل (بخشی از عراق کنونی) حمله کرد و آنجا را فتح نمود. حکومت کاسیها بر بابِل، ۵۰۰ سال ادامه داشت.
آن‌ها در نیمه دوّمِ هزارهٔ یکم پیش از میلاد، تا حاشیه کویر مرکزی و نواحی اصفهان و کاشان و حتی نواحی استان تهران و مرکزی نفوذ کردند.
نام شهر کاشان، برگرفته از قوم کاسی است که در زبان اکدی، کاشی هم نام داشتند و ساکنان فعلی آن، ادامه مستقیم کاسیهای باستانی هستند.

@Library_Telegram
💢 نامه‌ای به امانوئل ماکرون درباره سفر محمدجواد ظریف به فرانسه

سه شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۸ برابر با ۰۳ سپتامبر ۲۰۱۹

آقای ماکرون، شما اظهارات رئیس جمهور برزیل درباره همسرتان را «بسیار بی‌ادبانه» و برای مردم برزیل «غم‌انگیز» خواندید، حتی کمی ‌فراتر رفته و گفتید: »فکر می‌‌کنم زنان برزیلی احتمالا از خواندن نوشته رئیس جمهورشان خجالت بکشند.»

من احساس و خشم شما را به خوبی درک می‌‌کنم! تحمل توهین به عزیزان بسیار سخت است، و گاهی چنان زخمی‌‌ بر روح و روان انسان وارد می‌‌کند که کنترل خشم دشوار می‌‌شود، تا جایی که گاهی دوست داری در ذهن خود دنیا را به آتش بکشی. من احساس شما را به خوبی درک کردم!

من یک زن ایرانی هستم. مجبور به ترک کشورم شدم. کشوری که در آن تمام حقوق فردی من به صورت سیستماتیک، توسط حاکمانی که چهل سال پیش به صورتی نامشروع قدرت را غصب کردند، نقض می‌‌شود. چهل سال است که این رژیم دیکتاتوری حقوق هموطنان مرا نقض می‌‌کند. مادران، خواهران و دختران من به بهانه‌های مختلف مورد توهین و تعرض قرار گرفته و به حبس‌های طولانی محکوم می‌‌شوند. چهار تن از خواهران من به جرم اهدای گل در مترو به تحمل هفتاد و چهار سال حبس محکوم شدند. ریحانه را خوب می‌‌شناسید! در نهایت اعدام شد، جرمش دفاع از خود بود!

هموطنان بهایی مرا حتی از گور هم بیرون می‌‌کشند. ورای اینکه محل کارشان را پلمپ و راه تحصیل‌شان را سد می‌‌کنند. هر روز تعدادی را دستگیر، شکنجه و به حبس‌های طولانی محکوم می‌‌کنند و خانه سالمندانشان را می‌‌بندند.

ما کشور ثروتمندی داریم. اما هموطنانم روز خود را به سختی به شب می‌‌رسانند، و هر سال تعداد زیادی از دانش‌آموزان به دلیل فقر مجبور به ترک تحصیل می‌‌شوند.

از تجاوز و شکنجه‌هایی که به خواهران و برادرانم در زندان‌های این رژیم دیکتاتوری صورت می‌‌گیرد نمی‌‌گویم زیرا بسیار «غم‌انگیز» است و شکی ندارم که شما خود همه چیز را می‌‌دانید.

در لحظه‌ای که من این نامه را می‌نویسم اطمینان دارم که عزیزانی در زندان‌های ایران شکنجه می‌‌شوند. عزیزانی را به تجاوز و کشتن عزیزانشان تهدید می‌‌کنند. عزیزانی در انفرادی هستند، کارگرانی مورد ضرب و شتم توسط مأموران رژیم هستند، به صورت زیبای عزیزانی به بهانه مبارزه با بدحجابی اسید پاشیده می‌‌شود و زنانی تن می‌‌فروشند تا نانی برای فرزندانشان ببرند!

و شما وزیر خارجه دروغگوی این رژیم نامشروع کشتارگر را که مسبب همه این جرایم است برای مذاکره به کشور خود دعوت می‌‌کنید و زمینه ملاقات او را با رهبران «جی هفت» فراهم می‌‌کنید! آیا فکر نمی‌‌کنید ندیده گرفتن رنج هر روزه هشتاد میلیون ایرانی از سوی شما «غم‌انگیز» باشد؟ آیا فکر نمی‌‌کنید «زنان فرانسوی احتمالا از مذاکره رئیس جمهورشان با قاتلان خجالت بکشند»؟

از نظر من هم غم‌انگیز و خجالت‌آور است. من خشم شما را درک کردم، امیدوارم شما هم خشم مرا درک کنید.
bit.ly/2lDyYmM
✍️ سفیده سامی و زهرا عزیزی
پ.ن.: یک کپی از نامه به سفارت فرانسه در نروژ و کپی دیگر به کاخ الیزه فرستاده شد. /کیهان لندن

@hychy
Jaddeh
Googoosh
جاده
گوگوش

💠💠💠
کانال موسیقی اصیل ایرانی
@Original_IR_Music