#یک_فنجان_تفکر ☕️
گروه بزرگی از هموطنانِ داخل ایران هستند که به شکل مزمن قصد مهاجرت دارند اما نمی روند.
آنها برای مهاجرت خود کار مهمی نمی کنند اما مدتهاست حالت "زندگی موقت" به خود گرفته اند و درمواجهه با مشکلات روزمره با یک "بایدرفت" خود را تسکین می دهند.
گذرنامه های در حالِ صدور، روادیدِ ناکام، شرکت در لاتاری، حسرت، حسرتِ دائم، گپ و گفت و رد و بدل کردنِ اطلاعاتِ پوچ تهی و کرختی، آونگان در حرکتند میانِ زحمتِ فراوانِ ناشی از سختی های مهاجرت یا، ایستادن و در بیم و امیدِ غروب وارهی بلاتکلیفی، منجمد شده.
آنها عمدتا دومی را انتخاب کرده اند
و فکر تصور مهاجرت برای آنها حکم آرامبخش موقتی دارد و دیگر هیچ.
اما در هزار توی "ویزای کاری، وکیل، تحصیل، گذرنامهی جعلی، واسطه هایِ تضمینی، کمپ و اردوگاه و انتظار و انتظار، فرار از مرزِ زمینی، ورود از مرز آبی، توریستی رفتن و دیگر بازنگشتن" مدام ایده عوض میکنند و روزی به این فکر می کنند و روزی آن یکی را سرچ می کنند و "کارهای نیمه کاره"، پروندهی اصلی مهاجرت آن ها راتشکیل می دهد.
یکی می گفت، این حالت نوعی تصورِ شبیه به خودکشی ست. یعنی فرار نهایی ازینجایی که به تنگ آمده ای. اما صبورانه تر و خوشبینانه تر.
وطن ما شده سالن انتظار فرودگاه.
عده ای می پرند می روند.
عده ای بدرقه شان می کنند.
عده ای هم منتظر هواپیمایی هستند که تاخیر کرده و برخواستنش از آشیانه تا ابد به تعویق افتاده است.
به نظر من این شرایط منفعل و پاندولی یک جور واکنش خسته و کلافه به وضعیت "شرایط حساس کنونی" هم هست، که در گفتمان رسمی مسئولان مدام تبلیغ می شود و مردم را به تحمل شرایط موقت!! تشویق می کند.
شرایطی که معلوم نیست کِی سنگینی خود را از روی سینهی میلیون ها نفر ایرانی بر می دارد و مشخص نیست تا چه وقت باید مدام در حالت "تحمل" و "تسکین" به سر ببریم
#صالح_تسبیحی
@Library_Telegram
گروه بزرگی از هموطنانِ داخل ایران هستند که به شکل مزمن قصد مهاجرت دارند اما نمی روند.
آنها برای مهاجرت خود کار مهمی نمی کنند اما مدتهاست حالت "زندگی موقت" به خود گرفته اند و درمواجهه با مشکلات روزمره با یک "بایدرفت" خود را تسکین می دهند.
گذرنامه های در حالِ صدور، روادیدِ ناکام، شرکت در لاتاری، حسرت، حسرتِ دائم، گپ و گفت و رد و بدل کردنِ اطلاعاتِ پوچ تهی و کرختی، آونگان در حرکتند میانِ زحمتِ فراوانِ ناشی از سختی های مهاجرت یا، ایستادن و در بیم و امیدِ غروب وارهی بلاتکلیفی، منجمد شده.
آنها عمدتا دومی را انتخاب کرده اند
و فکر تصور مهاجرت برای آنها حکم آرامبخش موقتی دارد و دیگر هیچ.
اما در هزار توی "ویزای کاری، وکیل، تحصیل، گذرنامهی جعلی، واسطه هایِ تضمینی، کمپ و اردوگاه و انتظار و انتظار، فرار از مرزِ زمینی، ورود از مرز آبی، توریستی رفتن و دیگر بازنگشتن" مدام ایده عوض میکنند و روزی به این فکر می کنند و روزی آن یکی را سرچ می کنند و "کارهای نیمه کاره"، پروندهی اصلی مهاجرت آن ها راتشکیل می دهد.
یکی می گفت، این حالت نوعی تصورِ شبیه به خودکشی ست. یعنی فرار نهایی ازینجایی که به تنگ آمده ای. اما صبورانه تر و خوشبینانه تر.
وطن ما شده سالن انتظار فرودگاه.
عده ای می پرند می روند.
عده ای بدرقه شان می کنند.
عده ای هم منتظر هواپیمایی هستند که تاخیر کرده و برخواستنش از آشیانه تا ابد به تعویق افتاده است.
به نظر من این شرایط منفعل و پاندولی یک جور واکنش خسته و کلافه به وضعیت "شرایط حساس کنونی" هم هست، که در گفتمان رسمی مسئولان مدام تبلیغ می شود و مردم را به تحمل شرایط موقت!! تشویق می کند.
شرایطی که معلوم نیست کِی سنگینی خود را از روی سینهی میلیون ها نفر ایرانی بر می دارد و مشخص نیست تا چه وقت باید مدام در حالت "تحمل" و "تسکین" به سر ببریم
#صالح_تسبیحی
@Library_Telegram
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
جلادان آدمخوار !
شاه عباس صفوی در دربار خود جلادانی به نام چگیـن (کسانی که گوشت خام میخورند) داشت. کار آنها این بود که به امر شـاه بر سر محکـوم ریخته و با دندان تکهای از بدن او را زنده زنده کنده و میخوردند. به روایت مولف «روضهالصفویه»، مورخ رسمی دربار صفوی، آن فرقه آلت سیاست و غضب حکومت بودند که گناهکاران واجبالتعزیر را از یکدیگر ربوده و انف (بینی) و اذن ( گوش) ایشان را به دندان قطع نموده و بلع میفرمودند و همچنین بقیهی اعضای بدن ایشان را به دندان افصال داده (یعنی میکندند) و میخوردند.»
رسم دسته ای از خادمان شاهان صفوی که مجرمان را زنده زنده می خوردند، زنده خواری دشمنان و استفاده از جمجمهٔ دشمنان به عنوان جام بود. در دوران حکومت صفویان دستهٔ جلاد خام خوار وجود داشته است که به فرمان شاه، مقصرین را زنده زنده میخوردند. گاهی شاهان صفوی آنان را احضار کرده و دستور میدادند تا مجرمان را در جلوی چشمانشان بدرند. این دسته از آدمخواران که در دربار شاه عباس نگهداری میشدند «چیک» نام داشتند. نقل است که لشکر چهل نفری آدم خواران شاه عباس همه جا او را همراهی میکردند و قربانیان را میخوردند!
▪نقل از زندگانی شاه عباس اول
@Library_Telegram
جلادان آدمخوار !
شاه عباس صفوی در دربار خود جلادانی به نام چگیـن (کسانی که گوشت خام میخورند) داشت. کار آنها این بود که به امر شـاه بر سر محکـوم ریخته و با دندان تکهای از بدن او را زنده زنده کنده و میخوردند. به روایت مولف «روضهالصفویه»، مورخ رسمی دربار صفوی، آن فرقه آلت سیاست و غضب حکومت بودند که گناهکاران واجبالتعزیر را از یکدیگر ربوده و انف (بینی) و اذن ( گوش) ایشان را به دندان قطع نموده و بلع میفرمودند و همچنین بقیهی اعضای بدن ایشان را به دندان افصال داده (یعنی میکندند) و میخوردند.»
رسم دسته ای از خادمان شاهان صفوی که مجرمان را زنده زنده می خوردند، زنده خواری دشمنان و استفاده از جمجمهٔ دشمنان به عنوان جام بود. در دوران حکومت صفویان دستهٔ جلاد خام خوار وجود داشته است که به فرمان شاه، مقصرین را زنده زنده میخوردند. گاهی شاهان صفوی آنان را احضار کرده و دستور میدادند تا مجرمان را در جلوی چشمانشان بدرند. این دسته از آدمخواران که در دربار شاه عباس نگهداری میشدند «چیک» نام داشتند. نقل است که لشکر چهل نفری آدم خواران شاه عباس همه جا او را همراهی میکردند و قربانیان را میخوردند!
▪نقل از زندگانی شاه عباس اول
@Library_Telegram
بزرگی میگوید
موفقیت نتیجه 3 عبارت است :
۱- تجربه دیروز
۲-استفاده امروز
۳-امید به فردا
ولی اغلب ما با این 3 عبارت زندگی میکنیم :
۱- حسرت دیروز
۲- اتلاف امروز
۳-ترس از فردا
@Library_Telegram
موفقیت نتیجه 3 عبارت است :
۱- تجربه دیروز
۲-استفاده امروز
۳-امید به فردا
ولی اغلب ما با این 3 عبارت زندگی میکنیم :
۱- حسرت دیروز
۲- اتلاف امروز
۳-ترس از فردا
@Library_Telegram
#یک_دقیقه_مطالعه
مردم ما کار خوب را برای خوب بودنِ فی نفسه آن انجام نمیدهند بلکه آن را برای بدست آوردن جایگاهی در بهشت انجام میدهند. این یعنی معامله کردن با خدا.
خدایا من کارهایی که تو گفتی را انجام میدهم و از کارهایی که نهی کردی دوری میکنم, تو هم به جاش یه قصر از طلا تو بهشتت به من بده و باغهایی که توش جوی شیر و عسل روونه و حوری و غلمان و ...!
این طرز تفکریست که در جامعه ی ما وجود دارد. اما آیا ما فقط برای همین است که وجود داریم و چسبیدهایم به این کرهی کوچک که به دور ستارهای کوچک میچرخد در کهکشانی که خود ذره ی غباری بیش نیست از عظمت چیزهایی که در این جهان وجود دارد؟
آیا همهی اینها وجود دارد که ما جاودانه شیر و عسل بخوریم و با حور و پری بپریم و اون هم خالدین فیها؟ آخرش که چی؟
📕 صحرای محشر
✍ محمد علی جمالزاده
@Library_Telegram
مردم ما کار خوب را برای خوب بودنِ فی نفسه آن انجام نمیدهند بلکه آن را برای بدست آوردن جایگاهی در بهشت انجام میدهند. این یعنی معامله کردن با خدا.
خدایا من کارهایی که تو گفتی را انجام میدهم و از کارهایی که نهی کردی دوری میکنم, تو هم به جاش یه قصر از طلا تو بهشتت به من بده و باغهایی که توش جوی شیر و عسل روونه و حوری و غلمان و ...!
این طرز تفکریست که در جامعه ی ما وجود دارد. اما آیا ما فقط برای همین است که وجود داریم و چسبیدهایم به این کرهی کوچک که به دور ستارهای کوچک میچرخد در کهکشانی که خود ذره ی غباری بیش نیست از عظمت چیزهایی که در این جهان وجود دارد؟
آیا همهی اینها وجود دارد که ما جاودانه شیر و عسل بخوریم و با حور و پری بپریم و اون هم خالدین فیها؟ آخرش که چی؟
📕 صحرای محشر
✍ محمد علی جمالزاده
@Library_Telegram
در آمریکا تعداد کتابخانه های عمومی از تعداد فست فودهای مک دونالد بیشتر است!
حال شما در هر شهری هستید، خودتون این مقایسه را انجام بديد!
@Library_Telegeam
حال شما در هر شهری هستید، خودتون این مقایسه را انجام بديد!
@Library_Telegeam
☕️ قطعهای از کتاب
همیشه کسانی هستند که دفاع از خدا را وظیفه ی خود می دانند، انگار که واقعیت مطلق، چهارچوب نگهدارنده ی وجود، چیزی ضعیف و بی دفاع است!
این آدم ها از کنار بیوه ای که بر اثر جذام از شکل افتاده و چند سکه گدایی می کند رد می شوند، از کنار کودکان ژنده پوشی که در خیابان زندگی می کنند رد می شوند اما اگر کمترین چیزی علیه خدا ببینند داستان فرق می کند! چهره هایشان سرخ می شود، سینه هایشان را بیرون می دهند، کلمات خشم آلودی به زبان می آورند. میزان خشمشان حیرت انگیز است؛ نحوه ی برخوردشان هراس آور است. این آدم ها نمی فهمند که باید در درون از خدا دفاع کرد، نه در بیرون. آن ها باید خشمشان را متوجه خودشان کنند..!
📕 زندگیِ پی
✍ یان مارتل
@Library_Telegeam
همیشه کسانی هستند که دفاع از خدا را وظیفه ی خود می دانند، انگار که واقعیت مطلق، چهارچوب نگهدارنده ی وجود، چیزی ضعیف و بی دفاع است!
این آدم ها از کنار بیوه ای که بر اثر جذام از شکل افتاده و چند سکه گدایی می کند رد می شوند، از کنار کودکان ژنده پوشی که در خیابان زندگی می کنند رد می شوند اما اگر کمترین چیزی علیه خدا ببینند داستان فرق می کند! چهره هایشان سرخ می شود، سینه هایشان را بیرون می دهند، کلمات خشم آلودی به زبان می آورند. میزان خشمشان حیرت انگیز است؛ نحوه ی برخوردشان هراس آور است. این آدم ها نمی فهمند که باید در درون از خدا دفاع کرد، نه در بیرون. آن ها باید خشمشان را متوجه خودشان کنند..!
📕 زندگیِ پی
✍ یان مارتل
@Library_Telegeam
#تلنگر
🔻چهل سال پیش نه جمکرانی بود
🔻نه راهپیمایی اربعین
🔻نه شیرخوارگان حسینی
🔻نه راهیان نور٫
🔻نه ایام فاطمیه،
🔸عیسی به دین خود بود موسی به دین خود
🔸هر کی دوست داشت میرفت مسجد
هر کی عشقش میکشد میرفت کافه و کاباره
🔸مردمی داشتیم با احترام
🔸مردمی داشتیم که نسبت به یکدیگر بی تفاوت نبودن
🔹۴۰ سال پیش یک کارمند کار میکردو یک خانواده ۵ نفری رو میچرخوند
🔹۴۰ سال پیش تو لغت و کلمات روزمره مون اختلاس برامون نا آشنا بود
🔹۴۰ سال پیش فقط اراده میکردی با تلاشت و با غرور و سرافرازیت به هر مقامی که میخواستی میرسیدی نه با پارتی بازی و فامیل بازی
🔹۴۰ سال پیش تحصیل میکردی آخرش هم واسه ادامه تحصیل بورسیه میگرفتی و فقط کشور انتخاب میکردی
🔹۴۰ سال پیش چوبه های دار در خیابانها بنا نبود و مردم ما شوق دیدن جان دادن هموطن خود را نداشتن
🔹۴۰ سال پیش تو مدارسمون به بچه هامون بهترین تغذیه رو میدادن که الانش در سال ۲۰۱۹ تو هیچ یک از مدارس دنیا یه همچین قانونی ندارن
🔹۴۰ سال پیش ....
🔹آره ۴۰ سال پیش بود که خودکشی ملیتی و شخصیتی کردیم و دنیا کشور کهن و با فرهنگ مارو الان بنام کشور تروریست پرور مینامند.
🔹چهل سال پیش حجاب اجباری نبود و مقام زن در جامعه به فنا کشیده نمیشد
مردم ایران تنها مردمی هستند که
در حال ابداع خرافات و موهومات هستند!
در عصر علم ...
و منتظر اون قهرمان هستن و حاضر نیستن حرکتی انجام دهند
😏😏
🔸براستی چه شد که اینگونه شد ...
@hychy
🔻چهل سال پیش نه جمکرانی بود
🔻نه راهپیمایی اربعین
🔻نه شیرخوارگان حسینی
🔻نه راهیان نور٫
🔻نه ایام فاطمیه،
🔸عیسی به دین خود بود موسی به دین خود
🔸هر کی دوست داشت میرفت مسجد
هر کی عشقش میکشد میرفت کافه و کاباره
🔸مردمی داشتیم با احترام
🔸مردمی داشتیم که نسبت به یکدیگر بی تفاوت نبودن
🔹۴۰ سال پیش یک کارمند کار میکردو یک خانواده ۵ نفری رو میچرخوند
🔹۴۰ سال پیش تو لغت و کلمات روزمره مون اختلاس برامون نا آشنا بود
🔹۴۰ سال پیش فقط اراده میکردی با تلاشت و با غرور و سرافرازیت به هر مقامی که میخواستی میرسیدی نه با پارتی بازی و فامیل بازی
🔹۴۰ سال پیش تحصیل میکردی آخرش هم واسه ادامه تحصیل بورسیه میگرفتی و فقط کشور انتخاب میکردی
🔹۴۰ سال پیش چوبه های دار در خیابانها بنا نبود و مردم ما شوق دیدن جان دادن هموطن خود را نداشتن
🔹۴۰ سال پیش تو مدارسمون به بچه هامون بهترین تغذیه رو میدادن که الانش در سال ۲۰۱۹ تو هیچ یک از مدارس دنیا یه همچین قانونی ندارن
🔹۴۰ سال پیش ....
🔹آره ۴۰ سال پیش بود که خودکشی ملیتی و شخصیتی کردیم و دنیا کشور کهن و با فرهنگ مارو الان بنام کشور تروریست پرور مینامند.
🔹چهل سال پیش حجاب اجباری نبود و مقام زن در جامعه به فنا کشیده نمیشد
مردم ایران تنها مردمی هستند که
در حال ابداع خرافات و موهومات هستند!
در عصر علم ...
و منتظر اون قهرمان هستن و حاضر نیستن حرکتی انجام دهند
😏😏
🔸براستی چه شد که اینگونه شد ...
@hychy
👍2👎2
💢 *فاضلاب سیاسی*
پیری تعریف میکرد که در زمان قدیم تخلیه چاه به معنای امروزی وجود نداشت. هر وقت چاه فاضلاب پر میشد، تکه ای گوشت یا جگر (به عنوان استارتر) درون آن مینداختند و در چاه را گِل میگرفتند و چاه دیگری برای استفاده روزمره در کنارش حفر میکردند.
استارتر باعث شروع کرم گذاری می شد. با افزایش کرمهای درون چاه، کرمها از فضولات تغذیه میکردند و به دیواره ها نفوذ میکردند و باعث خشک شدن چاه و باز شدن منافذ می شدند تا جاییکه دیگر چیزی برای خوردن باقی نمیماند. پس از آن کرم های قوی تر شروع میکردند به خوردن کرمهای کوچکتر و بدین ترتیب طی یک فرایند چند ساله، هیچ فضله ای در چاه باقی نمی ماند و در نهایت کرمهای بزرگتر هم بدون غذا می ماندند و می مردند و چاه تخلیه میشد.
حالا وضعیت مملکت امروز مانند همون چاهه. تمام منابع را خوردند. حالا افتاده اند به جان هم.
🔺چرخی در اخبار روزمره حاکی از وجود فساد عمیق در لایه های مدیریتی کشور است:
⬅️یکی میگوید در تخصیص ارز برخی افراد سرشناس در قالب شرکتهای صوری وارد شده اند.
⬅️دیگری میگوید در جریان اختلاسها رد پای عوامل درون سازمانی دیده میشود.
⬅️یکی میگوید بانک مرکزی به سلطان سکه میلیونها دلار داده.
⬅️یکی نوشته *هلی کوپتر* قاچاق شناسایی و توقیف شده (دقت فرمودید؟ هلی کوپتر واقعی).
⬅️آن یکی خبر از دستگیری مدیران وزارت بازرگانی در ترخیص غیرقانونی خودروها خبر می دهد.
⬅️پیک بامدادی رادیو میگفت این مدیران دولتی هستند که به خاطر از دست ندادن مزایای متعدد شرکتهای دولتی، خصوصی سازی را معطل کردند و یا آنها را زمین میزدند که اهمیت بودن و نبودنشان مشخص شود.
آقایان !
حاصل مرز بندی بین «خودی» و «ناخودی» و به کار گماردن «مدیران نالایق خودی» بجای «متخصصین دلسوز ناخودی» را امروز درو کنید.
@Library_Telegeam
پیری تعریف میکرد که در زمان قدیم تخلیه چاه به معنای امروزی وجود نداشت. هر وقت چاه فاضلاب پر میشد، تکه ای گوشت یا جگر (به عنوان استارتر) درون آن مینداختند و در چاه را گِل میگرفتند و چاه دیگری برای استفاده روزمره در کنارش حفر میکردند.
استارتر باعث شروع کرم گذاری می شد. با افزایش کرمهای درون چاه، کرمها از فضولات تغذیه میکردند و به دیواره ها نفوذ میکردند و باعث خشک شدن چاه و باز شدن منافذ می شدند تا جاییکه دیگر چیزی برای خوردن باقی نمیماند. پس از آن کرم های قوی تر شروع میکردند به خوردن کرمهای کوچکتر و بدین ترتیب طی یک فرایند چند ساله، هیچ فضله ای در چاه باقی نمی ماند و در نهایت کرمهای بزرگتر هم بدون غذا می ماندند و می مردند و چاه تخلیه میشد.
حالا وضعیت مملکت امروز مانند همون چاهه. تمام منابع را خوردند. حالا افتاده اند به جان هم.
🔺چرخی در اخبار روزمره حاکی از وجود فساد عمیق در لایه های مدیریتی کشور است:
⬅️یکی میگوید در تخصیص ارز برخی افراد سرشناس در قالب شرکتهای صوری وارد شده اند.
⬅️دیگری میگوید در جریان اختلاسها رد پای عوامل درون سازمانی دیده میشود.
⬅️یکی میگوید بانک مرکزی به سلطان سکه میلیونها دلار داده.
⬅️یکی نوشته *هلی کوپتر* قاچاق شناسایی و توقیف شده (دقت فرمودید؟ هلی کوپتر واقعی).
⬅️آن یکی خبر از دستگیری مدیران وزارت بازرگانی در ترخیص غیرقانونی خودروها خبر می دهد.
⬅️پیک بامدادی رادیو میگفت این مدیران دولتی هستند که به خاطر از دست ندادن مزایای متعدد شرکتهای دولتی، خصوصی سازی را معطل کردند و یا آنها را زمین میزدند که اهمیت بودن و نبودنشان مشخص شود.
آقایان !
حاصل مرز بندی بین «خودی» و «ناخودی» و به کار گماردن «مدیران نالایق خودی» بجای «متخصصین دلسوز ناخودی» را امروز درو کنید.
@Library_Telegeam
📕 کوروش خورشید ایران زمین
✍ گی راشه
گی راشه، نویسندۀ فرانسوی این رمان، که کوروش را بزرگترین سدار و بزرگوارترین شهریار عالم میخواند، سالهای عمر خود را با جهانگردی و تحقیق دربارۀ تاریخ مصر و یونان گذرانده، و چندین کتاب معتبر در زمینۀ باستان شناسی و تاریخ مصر و یونان باستان تالیف کرده است، و در کتاب کوروش، تاریخ و افسانه و خیالپردازی را به هم آمیخته، و اثری زنده و پویا و جذاب به وجود آورده است. در این رمان راوی داستان که در زمان خشایارشاه زندگی می کند، همراه کاروانی از سارد به شوش میرود، و هر شب قسمتی از داستان تاریخی کوروش بزرگ را برای گروهی از کاروانیان حکایت میکند، و شنوندگان را مشتاقانه در انتظار میگذارد که شب بعد دنبالۀ داستان را بشنوند. و این طرز داستان سرایی، داستانهای شب رادیو ایران را به یاد میآورد، که مترجم این کتاب در ایام جوانی، ده بیست سالی از نویسندگان آن برنامه بوده است. نویسندۀ این رمان در مقدمۀ کتاب خود مینویسد: «بخشی از وقایع داستان را از هرودوت گرفته ام، که به زمان کوروش نزدیکتر بوده، و به اکبالتن -همدان- و شوش هم سفر کرده است، و بخشی دیگر را از گزنفون، که در پایان قرن پنجم پیش از میلاد میزیسته است.»
نویسنده نه تنها آثار هرودوت و گزنفون، بلکه هر کتاب و نوشته ای را که دربارۀ کوروش بزرگ و اوضاع و احوال آن روزگار نکته ای یا اشارهای داشته، مطالعه کرده و در داستان پردازی خود در نظر داشته است.
@Library_Telegram
✍ گی راشه
گی راشه، نویسندۀ فرانسوی این رمان، که کوروش را بزرگترین سدار و بزرگوارترین شهریار عالم میخواند، سالهای عمر خود را با جهانگردی و تحقیق دربارۀ تاریخ مصر و یونان گذرانده، و چندین کتاب معتبر در زمینۀ باستان شناسی و تاریخ مصر و یونان باستان تالیف کرده است، و در کتاب کوروش، تاریخ و افسانه و خیالپردازی را به هم آمیخته، و اثری زنده و پویا و جذاب به وجود آورده است. در این رمان راوی داستان که در زمان خشایارشاه زندگی می کند، همراه کاروانی از سارد به شوش میرود، و هر شب قسمتی از داستان تاریخی کوروش بزرگ را برای گروهی از کاروانیان حکایت میکند، و شنوندگان را مشتاقانه در انتظار میگذارد که شب بعد دنبالۀ داستان را بشنوند. و این طرز داستان سرایی، داستانهای شب رادیو ایران را به یاد میآورد، که مترجم این کتاب در ایام جوانی، ده بیست سالی از نویسندگان آن برنامه بوده است. نویسندۀ این رمان در مقدمۀ کتاب خود مینویسد: «بخشی از وقایع داستان را از هرودوت گرفته ام، که به زمان کوروش نزدیکتر بوده، و به اکبالتن -همدان- و شوش هم سفر کرده است، و بخشی دیگر را از گزنفون، که در پایان قرن پنجم پیش از میلاد میزیسته است.»
نویسنده نه تنها آثار هرودوت و گزنفون، بلکه هر کتاب و نوشته ای را که دربارۀ کوروش بزرگ و اوضاع و احوال آن روزگار نکته ای یا اشارهای داشته، مطالعه کرده و در داستان پردازی خود در نظر داشته است.
@Library_Telegram
کوروش خورشید ایران زمین.pdf
3.1 MB
📕 کوروش خورشید ایران زمین
✍ گی راشه
🔃 محمد مجلسی
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ گی راشه
🔃 محمد مجلسی
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
بگذارید به نام انسان زندگی کنیم بگذارید آنهایی که در جست و جوی حقیقت طبیعت بودند و هرگز انسان های دیگر را اعدام نکردند را بیاد بیاوریم.
ستاره شناسان و شیمی دان ها هرگز زنجیرهای آهنین به هم نبافتند؟هرگز حفرهٔ تاریک زندان نساختند. زمین شناسان هرگز ابزاری برای شکنجه و آزار ابداع نکردند.
فیلسوفان تئوری های حقیقی و حقیقت را با سوزاندن همسایگانشان به مردم ارائه ندادند. آزاد اندیشان و دگراندیشان برجسته فقط برای نیکی مردمان و انسان ها زیسته اند.
#رابرت_گرین_اینگرسول
@Library_Telegram
ستاره شناسان و شیمی دان ها هرگز زنجیرهای آهنین به هم نبافتند؟هرگز حفرهٔ تاریک زندان نساختند. زمین شناسان هرگز ابزاری برای شکنجه و آزار ابداع نکردند.
فیلسوفان تئوری های حقیقی و حقیقت را با سوزاندن همسایگانشان به مردم ارائه ندادند. آزاد اندیشان و دگراندیشان برجسته فقط برای نیکی مردمان و انسان ها زیسته اند.
#رابرت_گرین_اینگرسول
@Library_Telegram
📕 از کلینی تا خمینی
✍ شجاع الدین شفا
از کلینی تا خمینی نام کتابی است که در سال ۱۳۶۲ شمسی با نام کامل «توضیح المسائل پاسخ هائی به پرسشهای هزارساله از کلینی تا خمینی» توسط شجاع الدین شفانوشته و در پاریس چاپ شدهاست. این کتاب جزء کتابهای ممنوع چاپ در ایران است و نایاب میباشد. این کتاب از کتابهایی است که در نفی و رد ولایت فقیه نوشته شدهاست. نویسنده به نقد و بررسی آموزههای سیاسی و حکومتی آیت الله خمینی پرداختهاست.
@Library_Telegram
✍ شجاع الدین شفا
از کلینی تا خمینی نام کتابی است که در سال ۱۳۶۲ شمسی با نام کامل «توضیح المسائل پاسخ هائی به پرسشهای هزارساله از کلینی تا خمینی» توسط شجاع الدین شفانوشته و در پاریس چاپ شدهاست. این کتاب جزء کتابهای ممنوع چاپ در ایران است و نایاب میباشد. این کتاب از کتابهایی است که در نفی و رد ولایت فقیه نوشته شدهاست. نویسنده به نقد و بررسی آموزههای سیاسی و حکومتی آیت الله خمینی پرداختهاست.
@Library_Telegram
از کلینی تا خمینی شجاع الدین شفا.pdf
3.7 MB
📕 از کلینی تا خمینی
✍ شجاع الدین شفا
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ شجاع الدین شفا
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
سه ابرمرد ایران زمین:
زرتشت، کورش، فردوسی
بر ستیغ افتخارات وطن
می درخشد نام فرمند سه تن
.
نام زرتشت اولین یکتاپرست
افسری بر تارک این قله است
.
راستی و مهر و نیکی، دین اوست
صلح و انسان باوری، آیین اوست
.
مردمان در چشم او یکسان بدند
چون که آنان جملگی انسان بدند
.
با سه اصل جاودان و سرمدی
شد نمادی از فروغ ایزدی
.
بعد از او هم کوروش روشن روان
آن ابرمرد جهان باستان
.
پرچم آزادگی را برفراشت
او حقوق هر کسی را پاس داشت
.
مهرورزی کرد با هرکس که بود
پارسی و ماد و لیدی و یهود
.
لوحه اش بنیان آزادی بود
بذر آزادی برش شادی بود
.
زان سپس فردوسی آزادمرد
خفتگان را در وطن بیدار کرد
.
شعر هایش جان ز نو در تن دمید
شور ملی در تن میهن دمید
.
برد پی بر ریشه ها و بیخ ما
روشنی بخشید بر تاریخ ما
.
داد با شهنامه ایران را توان
آن توان شد آرمانی جاودان
.
گرچه بس ایرانی فرزانه نی
بهر ما هستند پر ارج و عزیز
.
لیک بیتایند در هر روزگار
آن سه انسان باور ایران تبار .
.
#توران_شهریاری
@Library_Telegram
سه ابرمرد ایران زمین:
زرتشت، کورش، فردوسی
بر ستیغ افتخارات وطن
می درخشد نام فرمند سه تن
.
نام زرتشت اولین یکتاپرست
افسری بر تارک این قله است
.
راستی و مهر و نیکی، دین اوست
صلح و انسان باوری، آیین اوست
.
مردمان در چشم او یکسان بدند
چون که آنان جملگی انسان بدند
.
با سه اصل جاودان و سرمدی
شد نمادی از فروغ ایزدی
.
بعد از او هم کوروش روشن روان
آن ابرمرد جهان باستان
.
پرچم آزادگی را برفراشت
او حقوق هر کسی را پاس داشت
.
مهرورزی کرد با هرکس که بود
پارسی و ماد و لیدی و یهود
.
لوحه اش بنیان آزادی بود
بذر آزادی برش شادی بود
.
زان سپس فردوسی آزادمرد
خفتگان را در وطن بیدار کرد
.
شعر هایش جان ز نو در تن دمید
شور ملی در تن میهن دمید
.
برد پی بر ریشه ها و بیخ ما
روشنی بخشید بر تاریخ ما
.
داد با شهنامه ایران را توان
آن توان شد آرمانی جاودان
.
گرچه بس ایرانی فرزانه نی
بهر ما هستند پر ارج و عزیز
.
لیک بیتایند در هر روزگار
آن سه انسان باور ایران تبار .
.
#توران_شهریاری
@Library_Telegram
👍2❤1
🔴 برای خواهرم، «هنگامه شهیدی» (✍️: محمّدآزاد جلالیزاده)
الف: این روزها «همه، اصلاحطلب و اصولگرا»، «ارزشی و غیر ارزشی»، «فعال و غیر فعالها»! در حال مبارزه با فسادند! صداوسیمای جمهوری اسلامی را که نگاه میکنی، انگار در حال تماشای تلویزیونهای آن ور آبی، مجریان و کارشناسانش بیمحابا بر قوهی قضاییه و دست اندرکاران سابقش به جرم فساد میتازند و فضای مجازی پر است از اتهامهای گوناگون علیه افراد مختلفی که بالاخره دامنهی فسادشان معلوم میگردد و در این میان همچون گذشته، عدهای گاندو وار! از مهلکه میگریزند و این داستان نیز فراموش میشود، اما این مقال و مجال کوتاه نه در مورد فساد که در مورد «شجاعت» است.
ب: بر آن باورم که شجاعت نه اکتسابی که ژنتیکی و ذاتی است و ما گونهی انسانهای خردمند روانشناسیمان به طور عام به گونهای برنامهریزی شده که هر چه سن تقویمان بالاتر میرود، محافظه کارتر، ساکتتر و عادتمندتر میشویم. اما در این میان هستند کسانی که شجاعت را تعریف عملیاتی کردهاند و آنگونه میزیند که باور دارند و هیچگاه باورهایشان را به قربانگه زر و زور و تزویر مدرن نمیبرند و اخلاق مبارزه و سیاست را گامهایی به جلو میبرند و تعالی میبخشند.
ج: هنگامی که همگان در برابر فساد در قوهای که به گفتهی رهبری خود مسئول مبارزه با فساد است، صم بکم عمی گرفته بودند و کسی از اصلاحطلب و اصولگرا گرفته تا همهی فعالان از جمله نگارنده، نای نفس کشیدن و جرأت فریاد برآوردن نداشت و نهادهای امنیتی گوناگون فضای عمومی را آنقدر امنیتی کرده بودند که روسای قوا و دیگر مقامها، به عنوان کل نظام در نظر گرفته میشدند و انتقاد از آنها طرف را مفسد فی الارض میکرد، خواهر بزرگواری از جنس شجاعت به نام هنگامه شهیدی فریادها برآورد و از ظلم و فساد در دستگاه قضا گفت و افشاگریها نمود، اما به جای دست مریزاد گفتن به او و کسانی چون او و بر صدر نشاندن و قدرشان را دانستن که پاشنه آشیل مملکت را نه جنگ و نه تحریم و... بلکه وجود فساد سیستماتیک میدانستند، وی را پس از تحمل آزارهای جسمی و روانی به حکم یازده سال حبس مهمانی کردند! و بر آلامش بسی افزودند.
د: هنگامه؛ خواهر بزرگوارم شرمنده که شجاعت تو را نداشتیم و شیرزنی تو در وجودمان گم گشته، اما با پیش آمدن شرایط کنونی که همه پسر شجاع!؟ شدهاند، مطمئن باش شجاعت تو در زمانی که کمتر کسی جرات برافروختن چراغی داشت در تاریخ این مرز و بوم فراموش نخواهد شد، چرا که تاریخ داوری کهنسال کم تحرک و افتان و خیزان اما به شدت دقیق و بیرحم و کاردان است. امثال چون تویی از این داوریهای تاریخی سربلند بیرون خواهند آمد.
@Library_Telegram
الف: این روزها «همه، اصلاحطلب و اصولگرا»، «ارزشی و غیر ارزشی»، «فعال و غیر فعالها»! در حال مبارزه با فسادند! صداوسیمای جمهوری اسلامی را که نگاه میکنی، انگار در حال تماشای تلویزیونهای آن ور آبی، مجریان و کارشناسانش بیمحابا بر قوهی قضاییه و دست اندرکاران سابقش به جرم فساد میتازند و فضای مجازی پر است از اتهامهای گوناگون علیه افراد مختلفی که بالاخره دامنهی فسادشان معلوم میگردد و در این میان همچون گذشته، عدهای گاندو وار! از مهلکه میگریزند و این داستان نیز فراموش میشود، اما این مقال و مجال کوتاه نه در مورد فساد که در مورد «شجاعت» است.
ب: بر آن باورم که شجاعت نه اکتسابی که ژنتیکی و ذاتی است و ما گونهی انسانهای خردمند روانشناسیمان به طور عام به گونهای برنامهریزی شده که هر چه سن تقویمان بالاتر میرود، محافظه کارتر، ساکتتر و عادتمندتر میشویم. اما در این میان هستند کسانی که شجاعت را تعریف عملیاتی کردهاند و آنگونه میزیند که باور دارند و هیچگاه باورهایشان را به قربانگه زر و زور و تزویر مدرن نمیبرند و اخلاق مبارزه و سیاست را گامهایی به جلو میبرند و تعالی میبخشند.
ج: هنگامی که همگان در برابر فساد در قوهای که به گفتهی رهبری خود مسئول مبارزه با فساد است، صم بکم عمی گرفته بودند و کسی از اصلاحطلب و اصولگرا گرفته تا همهی فعالان از جمله نگارنده، نای نفس کشیدن و جرأت فریاد برآوردن نداشت و نهادهای امنیتی گوناگون فضای عمومی را آنقدر امنیتی کرده بودند که روسای قوا و دیگر مقامها، به عنوان کل نظام در نظر گرفته میشدند و انتقاد از آنها طرف را مفسد فی الارض میکرد، خواهر بزرگواری از جنس شجاعت به نام هنگامه شهیدی فریادها برآورد و از ظلم و فساد در دستگاه قضا گفت و افشاگریها نمود، اما به جای دست مریزاد گفتن به او و کسانی چون او و بر صدر نشاندن و قدرشان را دانستن که پاشنه آشیل مملکت را نه جنگ و نه تحریم و... بلکه وجود فساد سیستماتیک میدانستند، وی را پس از تحمل آزارهای جسمی و روانی به حکم یازده سال حبس مهمانی کردند! و بر آلامش بسی افزودند.
د: هنگامه؛ خواهر بزرگوارم شرمنده که شجاعت تو را نداشتیم و شیرزنی تو در وجودمان گم گشته، اما با پیش آمدن شرایط کنونی که همه پسر شجاع!؟ شدهاند، مطمئن باش شجاعت تو در زمانی که کمتر کسی جرات برافروختن چراغی داشت در تاریخ این مرز و بوم فراموش نخواهد شد، چرا که تاریخ داوری کهنسال کم تحرک و افتان و خیزان اما به شدت دقیق و بیرحم و کاردان است. امثال چون تویی از این داوریهای تاریخی سربلند بیرون خواهند آمد.
@Library_Telegram
👍1
زندانی در برزیل وجود دارد ڪه زندانیان با خواندن یک کتاب و نوشتن برداشت خود از ڪتاب می توانند چهار روز از مدت زمان حبس خود کم کنند !
مردی که به جرم سرقت مسلحانه به زندان محکوم شده بود با خواندن حدود سیصد جلد کتاب، مدت حبس خود را از ده سال به کمتر از هفت سال کاهش داد. این مرد پس از آزادی از زندان ، به لطف مطالعات و دانش کسب شده در مدت حبس ، بلافاصله در آزمون ورودی معتبر ترین دانشگاه این کشور پذیرفته شد و اکنون پس از گذشته ده سال از آزادی خود و اخذ مدرک دکتری، به عنوان استاد و مدرس دانشگاه مشغول به کار است...
او بر بسیاری از دوستان متخلف خود اثرات مثبت گذاشت و فرزندان او نیز تحت تاثیر این اقدام پدر، تغییر مسیر داده و در دانشگاه های معتبر پذیرفته شدند ! او با این عمل خود الهام بخش افراد زیادی در گرایش به مطالعه و تغییر مسیر زندگی خود شده است.
و به راستی که فرهنگ همیشه وحشتناکترین چیز برای ناعادلان است زیرا مردمی که کتاب بخوانند هرگز برده نخواهند شد ...!!
همت بلند دار که مردان روزگار
از همت بلند به جایی رسیده اند
تا باد چنین بادا
@Library_Telegram
مردی که به جرم سرقت مسلحانه به زندان محکوم شده بود با خواندن حدود سیصد جلد کتاب، مدت حبس خود را از ده سال به کمتر از هفت سال کاهش داد. این مرد پس از آزادی از زندان ، به لطف مطالعات و دانش کسب شده در مدت حبس ، بلافاصله در آزمون ورودی معتبر ترین دانشگاه این کشور پذیرفته شد و اکنون پس از گذشته ده سال از آزادی خود و اخذ مدرک دکتری، به عنوان استاد و مدرس دانشگاه مشغول به کار است...
او بر بسیاری از دوستان متخلف خود اثرات مثبت گذاشت و فرزندان او نیز تحت تاثیر این اقدام پدر، تغییر مسیر داده و در دانشگاه های معتبر پذیرفته شدند ! او با این عمل خود الهام بخش افراد زیادی در گرایش به مطالعه و تغییر مسیر زندگی خود شده است.
و به راستی که فرهنگ همیشه وحشتناکترین چیز برای ناعادلان است زیرا مردمی که کتاب بخوانند هرگز برده نخواهند شد ...!!
همت بلند دار که مردان روزگار
از همت بلند به جایی رسیده اند
تا باد چنین بادا
@Library_Telegram
#یک_دقیقه_مطالعه
شهری بود که در آن، همه چیز ممنوع بود!
و چون تنها چیزی که ممنوع نبود بازی الک دولک بود، اهالی شهر هر روز به صحراهای اطراف میرفتند و اوقات خود را با باری الک دولک میگذراندند ....
چون قوانین ممنوعیت نه یکباره بلکه به تدریج و همیشه با دلایل کافی وضع شده بودند، کسی دلیلی برای گلایه و شکایت نداشت و اهالی مشکلی هم برای سازگاری با این قوانین نداشتند!
سال ها گذشت ، یک روز بزرگان شهر دیدند که ضرورتی وجود ندارد که همه چیز ممنوع باشد و جارچیها را روانه کوچه و بازار کردند تا به مردم اطلاع بدهند که میتوانند هر کاری دلشان میخواهد بکنند!
جارچی ها برای رساندن این خبر به مردم، به مراکز تجمع اهالی شهر رفتند و با صدای بلند به مردم گفتند : آهای مردم! بدانید و آگاه باشید که از حالا به بعد هیچ کاری ممنوع نیست.
مردم که دور جارچی ها جمع شده بودند، پس از شنیدن اطلاعیه، پراکنده شدند و بازی الک دولک شان را از سر گرفتند! ، جارچی ها دوباره اعلام کردند : میفهمید! شما حالا آزاد هستید که هر کاری دلتان میخواهد، بکنید
اهالی جواب دادند :
خب! ما داریم الک دولک بازی میکنیم!؟
جارچی ها کارهای جالب و مفید متعددی را به یادشان آوردند که آنها قبلاً انجام میدادند و حالا دوباره میتوانستند به آن بپردازند ، ولی اهالی گوش نکردند و همچنان به بازی الک دولک شان ادامه داند ، بدون لحظهای درنگ!
جارچی ها که دیدند تلاش شان بینتیجه است، رفتند که به پادشاه اطلاع دهند!
پادشاه گفت : کاری ندارد! الک دولک را ممنوع میکنیم! آن وقت بود که مردم دست به شورش زدند و پادشاه شهر را کشتند و بیدرنگ برگشتند و بازی الک دولک را از سر گرفتند ...
📕 شاه گوش میکند
✍ #ايتالو_کالوينو
@Library_Telegram
شهری بود که در آن، همه چیز ممنوع بود!
و چون تنها چیزی که ممنوع نبود بازی الک دولک بود، اهالی شهر هر روز به صحراهای اطراف میرفتند و اوقات خود را با باری الک دولک میگذراندند ....
چون قوانین ممنوعیت نه یکباره بلکه به تدریج و همیشه با دلایل کافی وضع شده بودند، کسی دلیلی برای گلایه و شکایت نداشت و اهالی مشکلی هم برای سازگاری با این قوانین نداشتند!
سال ها گذشت ، یک روز بزرگان شهر دیدند که ضرورتی وجود ندارد که همه چیز ممنوع باشد و جارچیها را روانه کوچه و بازار کردند تا به مردم اطلاع بدهند که میتوانند هر کاری دلشان میخواهد بکنند!
جارچی ها برای رساندن این خبر به مردم، به مراکز تجمع اهالی شهر رفتند و با صدای بلند به مردم گفتند : آهای مردم! بدانید و آگاه باشید که از حالا به بعد هیچ کاری ممنوع نیست.
مردم که دور جارچی ها جمع شده بودند، پس از شنیدن اطلاعیه، پراکنده شدند و بازی الک دولک شان را از سر گرفتند! ، جارچی ها دوباره اعلام کردند : میفهمید! شما حالا آزاد هستید که هر کاری دلتان میخواهد، بکنید
اهالی جواب دادند :
خب! ما داریم الک دولک بازی میکنیم!؟
جارچی ها کارهای جالب و مفید متعددی را به یادشان آوردند که آنها قبلاً انجام میدادند و حالا دوباره میتوانستند به آن بپردازند ، ولی اهالی گوش نکردند و همچنان به بازی الک دولک شان ادامه داند ، بدون لحظهای درنگ!
جارچی ها که دیدند تلاش شان بینتیجه است، رفتند که به پادشاه اطلاع دهند!
پادشاه گفت : کاری ندارد! الک دولک را ممنوع میکنیم! آن وقت بود که مردم دست به شورش زدند و پادشاه شهر را کشتند و بیدرنگ برگشتند و بازی الک دولک را از سر گرفتند ...
📕 شاه گوش میکند
✍ #ايتالو_کالوينو
@Library_Telegram
✅ من او را دوست داشتم
دوست داشتم سیگار بکشم. احمقانه بود. سالها بود سیگار را ترک کرده بودم. اما زندگی همین است. اراده باورنکردنیتان را نشان میدهید و سیگار را ترک می کنید و سپس یک صبح زمستان تصمیم میگیرید که چهار کیلومتر در سرما پیاده بروید تا یک پاکت سیگار بخرید. عاشقش هستید، از او دو بچه دارید و یک صبح زمستانی خبردار میشوید او رفته است، چون زن دیگری را دوست دارد.
کتاب «من او را دوست داشتم» در مورد زنی است که عاشق شوهرش است و به خاطر او همه کار کرده اما شوهرش او و دو دختر کوچکش را ترک کرده و همراه با معشوقه اش رفته است. این داستان فرازهای جذابی دارد: او را بیشتر از هر چیزی در این دنیا دوست داشتم . بیش از هر چیزی ... نمی دانستم آدم می تواند تا این حد دوست داشته باشد... چه قدر باید بگذرد تا آدمی بوی تن کسی را که دوست داشته از یاد ببرد ؟ و چه قدر باید بگذرد تا بتوان دیگر او را دوست نداشت؟
اما دو بند در این کتاب هست که فوق العاده است و هر آدمی، تاکید می کنم هر آدمی باید دست کم این دو پاراگراف را «ده بار» بخواند و مزمزه کند:
▫️زندگی حتی وقتی انکارش می کنی، حتی وقتی نادیده اش می گیری، حتی وقتی نمی خواهی اش، از تو قوی تر است. از هر چیز دیگری قوی تر است. آدم هایی که از بازداشتگاه های اجباری برگشته اند دوباره زاد و ولد کردند. مردان و زنانی که شکنجه دیده بودند، که مرگ نزدیکانشان و سوخته شدن خانه هاشان را دیده بودند، دوباره به دنبال اتوبوس ها دویدند، به پیش بینی هواشناسی با دقت گوش کردند و دخترهایشان را شوهر دادند. باور کردنی نیست اما همین گونه است. زندگی از هر چیز دیگری قوی تر است.
▫️باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد. آن قدر که اشک ها خشک شوند، باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد. به چیز دیگری فکر کرد. باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد. (رفرنس: ترجمه الهام دارچینیان، نشر قطره)
این خاصیت این جهان است که ما در معرض از دست دادن ها هستیم. کسی معشوقش را از دست می دهد، کارآفرینی، کسب وکارش را، صاحب منصبی یک شبه جایگاه و مقام و اعتبارش را و پدری که یک شبه سیل تمام خانه و کاشانه اش را ویران می کند. دختری که تمام جهیزیه اش یک هفته قبل از ازدواج زیر ویرانه های زلزله یک شبه از بین می رود. این خاصیت زندگی است. زندگی مانند بازی مارپله است. جلو می روی، بالا می روی، به ناگاه سقوط می کنی به خانه اول!
کتاب های موفقیت پر است از توصیه برای موفقیت و پیش رفتن ولی به کسانی که شکست خورده اند و به خاک سیاه نشسته اند کمتر پرداخته شده است. این دو تکنیک شاید به ما کمک کند برای دوباره برخاستن:
▫️ تکنیک گسست زمانی؛ دوران کودکی خود را به خاطر بیاورید. بارها و بارها شده است که شکست خورده ایم، اشتباه کرده ایم و از دست داده ایم و آن زمان فکر کرده ایم که دنیا به آخر رسیده است. همه ما چنین تجربیاتی داشته ایم. اکنون که از آنان فاصله گرفته ایم متوجه می شویم آنقدرها هم آن مشکلات مرگ آور نبوده اند. گسست زمانی یعنی از شکست فعلی خود نیز فاصله زمانی بگیرید. به ده سال بعد بروید و از آن جا به مساله فعلی خود فکر کنید. بدیهی است که کارآفرینی که ورشکست شده، اگر بخواهد در همین لحظه به مساله خودش فکر کند بسیار دردآور است اما اگر به ده سال بعد برود و از آنجا به مساله فعلی اش نگاه کنید، آنگاه خیلی راحت تر می تواند مساله را هضم کند و دوباره بلند شود.
▫️ تغییر نقطه تمرکز ذهنی؛ مرور خاطرات گذشته دردآورترین بخش ماجراست. برای فراموش کردن خاطرات گذشته یکی از بهترین راه ها، تمرکز بر خاطرات آینده (رویاها و برنامه ها) است. ذهن بیکار، گذشته را نشخوار می کند. بنابراین نگذارید ذهن تان بیکار بماند. برای فراموش کردن گذشته، اهداف جدید، چالش های جدید و ارتباطات جدید ایجاد کنید. برای فراموش کردن گذشته، یک دنیای تازه را تجربه کنید. شروع به تحصیل در یک رشته تازه کنید یا تدریس آنچه می دانید. یک مسافرت. یک سرگرمی جدید. تغییر شغل. تغییر شهری که در آن زندگی می کنید. همه این ها می تواند به تغییر نقطه تمرکز ذهن شما کمک کند. اجازه ندهید اشتباهاتتان داستان زندگیتان باشند. اگر از دست دادن ها و اشتباهاتتان دائم به شما یادآوری شود، آن ها به داستان زندگیتان تبدیل میشود.
حالا یک بار دیگر برگردید و آن دو پاراگراف طلایی را 9 بار دیگر بخوانید. سپس به خودتان بگویید باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد و ....
✍️ دکتر مجتبی لشکربلوکی
@Library_Telegram
دوست داشتم سیگار بکشم. احمقانه بود. سالها بود سیگار را ترک کرده بودم. اما زندگی همین است. اراده باورنکردنیتان را نشان میدهید و سیگار را ترک می کنید و سپس یک صبح زمستان تصمیم میگیرید که چهار کیلومتر در سرما پیاده بروید تا یک پاکت سیگار بخرید. عاشقش هستید، از او دو بچه دارید و یک صبح زمستانی خبردار میشوید او رفته است، چون زن دیگری را دوست دارد.
کتاب «من او را دوست داشتم» در مورد زنی است که عاشق شوهرش است و به خاطر او همه کار کرده اما شوهرش او و دو دختر کوچکش را ترک کرده و همراه با معشوقه اش رفته است. این داستان فرازهای جذابی دارد: او را بیشتر از هر چیزی در این دنیا دوست داشتم . بیش از هر چیزی ... نمی دانستم آدم می تواند تا این حد دوست داشته باشد... چه قدر باید بگذرد تا آدمی بوی تن کسی را که دوست داشته از یاد ببرد ؟ و چه قدر باید بگذرد تا بتوان دیگر او را دوست نداشت؟
اما دو بند در این کتاب هست که فوق العاده است و هر آدمی، تاکید می کنم هر آدمی باید دست کم این دو پاراگراف را «ده بار» بخواند و مزمزه کند:
▫️زندگی حتی وقتی انکارش می کنی، حتی وقتی نادیده اش می گیری، حتی وقتی نمی خواهی اش، از تو قوی تر است. از هر چیز دیگری قوی تر است. آدم هایی که از بازداشتگاه های اجباری برگشته اند دوباره زاد و ولد کردند. مردان و زنانی که شکنجه دیده بودند، که مرگ نزدیکانشان و سوخته شدن خانه هاشان را دیده بودند، دوباره به دنبال اتوبوس ها دویدند، به پیش بینی هواشناسی با دقت گوش کردند و دخترهایشان را شوهر دادند. باور کردنی نیست اما همین گونه است. زندگی از هر چیز دیگری قوی تر است.
▫️باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد. آن قدر که اشک ها خشک شوند، باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد. به چیز دیگری فکر کرد. باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد. (رفرنس: ترجمه الهام دارچینیان، نشر قطره)
این خاصیت این جهان است که ما در معرض از دست دادن ها هستیم. کسی معشوقش را از دست می دهد، کارآفرینی، کسب وکارش را، صاحب منصبی یک شبه جایگاه و مقام و اعتبارش را و پدری که یک شبه سیل تمام خانه و کاشانه اش را ویران می کند. دختری که تمام جهیزیه اش یک هفته قبل از ازدواج زیر ویرانه های زلزله یک شبه از بین می رود. این خاصیت زندگی است. زندگی مانند بازی مارپله است. جلو می روی، بالا می روی، به ناگاه سقوط می کنی به خانه اول!
کتاب های موفقیت پر است از توصیه برای موفقیت و پیش رفتن ولی به کسانی که شکست خورده اند و به خاک سیاه نشسته اند کمتر پرداخته شده است. این دو تکنیک شاید به ما کمک کند برای دوباره برخاستن:
▫️ تکنیک گسست زمانی؛ دوران کودکی خود را به خاطر بیاورید. بارها و بارها شده است که شکست خورده ایم، اشتباه کرده ایم و از دست داده ایم و آن زمان فکر کرده ایم که دنیا به آخر رسیده است. همه ما چنین تجربیاتی داشته ایم. اکنون که از آنان فاصله گرفته ایم متوجه می شویم آنقدرها هم آن مشکلات مرگ آور نبوده اند. گسست زمانی یعنی از شکست فعلی خود نیز فاصله زمانی بگیرید. به ده سال بعد بروید و از آن جا به مساله فعلی خود فکر کنید. بدیهی است که کارآفرینی که ورشکست شده، اگر بخواهد در همین لحظه به مساله خودش فکر کند بسیار دردآور است اما اگر به ده سال بعد برود و از آنجا به مساله فعلی اش نگاه کنید، آنگاه خیلی راحت تر می تواند مساله را هضم کند و دوباره بلند شود.
▫️ تغییر نقطه تمرکز ذهنی؛ مرور خاطرات گذشته دردآورترین بخش ماجراست. برای فراموش کردن خاطرات گذشته یکی از بهترین راه ها، تمرکز بر خاطرات آینده (رویاها و برنامه ها) است. ذهن بیکار، گذشته را نشخوار می کند. بنابراین نگذارید ذهن تان بیکار بماند. برای فراموش کردن گذشته، اهداف جدید، چالش های جدید و ارتباطات جدید ایجاد کنید. برای فراموش کردن گذشته، یک دنیای تازه را تجربه کنید. شروع به تحصیل در یک رشته تازه کنید یا تدریس آنچه می دانید. یک مسافرت. یک سرگرمی جدید. تغییر شغل. تغییر شهری که در آن زندگی می کنید. همه این ها می تواند به تغییر نقطه تمرکز ذهن شما کمک کند. اجازه ندهید اشتباهاتتان داستان زندگیتان باشند. اگر از دست دادن ها و اشتباهاتتان دائم به شما یادآوری شود، آن ها به داستان زندگیتان تبدیل میشود.
حالا یک بار دیگر برگردید و آن دو پاراگراف طلایی را 9 بار دیگر بخوانید. سپس به خودتان بگویید باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد و ....
✍️ دکتر مجتبی لشکربلوکی
@Library_Telegram
👍1
☕️ قطعه ای از کتاب
آیا به قیافه مردمی که در خیابانها رفت و آمد میکنند با دقت نگاه کردهاید؟ اغلب همشهریهای ما قیافه اخمآلود دارند يك عده کمی هم هستند که خیلی الکی خوشند و صدای خندهشان از چند متر دورتر هم به گوش میرسد. ما آدم معمولی نداریم یا خوب گریه میکنیم و یا خوب میخندیم ولی آنهایی که گریه میکنند تعدادشان از آنهایی که میخندند خیلی بیشتر است دلیلش هم این است که زندگی ما پر از درد و غصه است.
مردم ما برای اینکه بتواند به خوبی گریه بکنند و اشک بریزند هر کجا که یک فيلم غمانگیز و درام (فیلم هندی) و یا کتاب پر از درد و غم پیدا بکند فورا به طرفش میروند و اگر مجلس عزاداری باشد به آنجا رفته و تا آنجایی که میتوانند گریه میکنند. در حقیقت به حال خودشان میگریند . به عقیده من مسئله گریه کردن در اجتماع ما سابقه خیلی طولانی دارد و این به مسائل اجتماعی مربوط میشود و رفته رفته جزو عادات ملت ما شده است.
📕 خر مرده
✍ عزیز نسین
@Library_Telegram
آیا به قیافه مردمی که در خیابانها رفت و آمد میکنند با دقت نگاه کردهاید؟ اغلب همشهریهای ما قیافه اخمآلود دارند يك عده کمی هم هستند که خیلی الکی خوشند و صدای خندهشان از چند متر دورتر هم به گوش میرسد. ما آدم معمولی نداریم یا خوب گریه میکنیم و یا خوب میخندیم ولی آنهایی که گریه میکنند تعدادشان از آنهایی که میخندند خیلی بیشتر است دلیلش هم این است که زندگی ما پر از درد و غصه است.
مردم ما برای اینکه بتواند به خوبی گریه بکنند و اشک بریزند هر کجا که یک فيلم غمانگیز و درام (فیلم هندی) و یا کتاب پر از درد و غم پیدا بکند فورا به طرفش میروند و اگر مجلس عزاداری باشد به آنجا رفته و تا آنجایی که میتوانند گریه میکنند. در حقیقت به حال خودشان میگریند . به عقیده من مسئله گریه کردن در اجتماع ما سابقه خیلی طولانی دارد و این به مسائل اجتماعی مربوط میشود و رفته رفته جزو عادات ملت ما شده است.
📕 خر مرده
✍ عزیز نسین
@Library_Telegram
.
در تمام جهان دولتها برای این ایجاد شدند تا مردم آن سرزمین دیگر دغدغه امنیت ، رفاه ، آسایش و آرامش را نداشته باشند و در کمال سهولت با کار روزانه به تهیۀ نیازهای زندگی خود همچون خوراک و پوشاک و مسکن بپردازند اما در قرن بیست و یکم و در کشور ایران حکومتی روی کار آمده که بجای انجام موارد فوق به نوعی مردم آزاری به سبک جدید هم میپردازد و با شیوههای مختلف آرامش را هم از مردم سلب کرده است ...
⭕️ نادان کسیست که زندگی ۴٠% مردم ایران در #فقر مطلق را مخالف عزت نمیداند اما مذاکره مجدد با ۵+١ را مخالف عزت کشور میداند
⭕️ نادان کسیست که نرخ پنجاه درصدی #شاخص_فلاکت زندگی مردم برایش اهمیتی ندارد اما فیلتر نبودن اینستاگرام را همسان با بیکفایتی مقامات میپندارد
⭕️ نادان کسیست که توافق ژنو را ژنوچای (مترادف ترکمنچای) و مغایر با ارزش های اسلامی میداند اما کاهش سن #فحشا به ١٣ سال و قاچاق دختران ایرانی برای تن فروشی به دبی را مغایر با هیچکدام از ارزش های اسلامی نمیداند
⭕️ نادان کسیست که دنبال برجسته کردن معضلات اجتماعی کشورهای اروپایی و آمریکاست اما مرگ سالانه ٢٠٠ هزار نفر از شهروندان کشور خود را به دلیل #مصرف_مواد_مخدر نمیبیند
⭕️ نادان کسی است که کسب رتبه ٣ از حیث #تورم_اقتصادی در میان ١۶١ کشور و رتبه ١۴۴ از حیث #فساد_اداری در ١٧٧ کشور او را شرمنده نمیکند اما از رقصیدن ۴ دختر بچه در برج میلاد ماهها شاید سالها احساس شرمندگی میکند
امروز اقتصاد ایران در میدان سیاست گرفتار شده یعنی سیاست عملا اقتصاد را آچمز کرده و سیاست خارجی ما در مسائل اقتصادی ، سیاسی و حتی اجتماعی تأثیر گذاشته ، در واقع دیگر برای نجات اقتصاد ایران هیچ راه حل اقتصادی وجود ندارد . اندیشه سیاسی در ایران بر مبنای ضدیت با جهان تعریف شده و ما هنوز جهان را تهدید قلمداد میکنیم تا فرصت که دلیل آن هم فقدان اعتماد به نفس ماست چون اگر کسی اعتماد به نفس داشته باشد از تعامل هراسی نخواهد داشت ، ما بایست تکلیف خود را مشخص کنیم که آیا از این تقابل بیهوده لذت میبریم و آیا بهتر نیست به خاطر آیندۀ ایران دست از لجبازی برداریم ؟؟ چهل سال از انقلاب گذشته و هنوز جامعه ما دست و پا میزند تا جایی برای خود در سطح مناسبات و روابط بینالمللی باز کند ، چرا ؟؟
@Library_Telegram
در تمام جهان دولتها برای این ایجاد شدند تا مردم آن سرزمین دیگر دغدغه امنیت ، رفاه ، آسایش و آرامش را نداشته باشند و در کمال سهولت با کار روزانه به تهیۀ نیازهای زندگی خود همچون خوراک و پوشاک و مسکن بپردازند اما در قرن بیست و یکم و در کشور ایران حکومتی روی کار آمده که بجای انجام موارد فوق به نوعی مردم آزاری به سبک جدید هم میپردازد و با شیوههای مختلف آرامش را هم از مردم سلب کرده است ...
⭕️ نادان کسیست که زندگی ۴٠% مردم ایران در #فقر مطلق را مخالف عزت نمیداند اما مذاکره مجدد با ۵+١ را مخالف عزت کشور میداند
⭕️ نادان کسیست که نرخ پنجاه درصدی #شاخص_فلاکت زندگی مردم برایش اهمیتی ندارد اما فیلتر نبودن اینستاگرام را همسان با بیکفایتی مقامات میپندارد
⭕️ نادان کسیست که توافق ژنو را ژنوچای (مترادف ترکمنچای) و مغایر با ارزش های اسلامی میداند اما کاهش سن #فحشا به ١٣ سال و قاچاق دختران ایرانی برای تن فروشی به دبی را مغایر با هیچکدام از ارزش های اسلامی نمیداند
⭕️ نادان کسیست که دنبال برجسته کردن معضلات اجتماعی کشورهای اروپایی و آمریکاست اما مرگ سالانه ٢٠٠ هزار نفر از شهروندان کشور خود را به دلیل #مصرف_مواد_مخدر نمیبیند
⭕️ نادان کسی است که کسب رتبه ٣ از حیث #تورم_اقتصادی در میان ١۶١ کشور و رتبه ١۴۴ از حیث #فساد_اداری در ١٧٧ کشور او را شرمنده نمیکند اما از رقصیدن ۴ دختر بچه در برج میلاد ماهها شاید سالها احساس شرمندگی میکند
امروز اقتصاد ایران در میدان سیاست گرفتار شده یعنی سیاست عملا اقتصاد را آچمز کرده و سیاست خارجی ما در مسائل اقتصادی ، سیاسی و حتی اجتماعی تأثیر گذاشته ، در واقع دیگر برای نجات اقتصاد ایران هیچ راه حل اقتصادی وجود ندارد . اندیشه سیاسی در ایران بر مبنای ضدیت با جهان تعریف شده و ما هنوز جهان را تهدید قلمداد میکنیم تا فرصت که دلیل آن هم فقدان اعتماد به نفس ماست چون اگر کسی اعتماد به نفس داشته باشد از تعامل هراسی نخواهد داشت ، ما بایست تکلیف خود را مشخص کنیم که آیا از این تقابل بیهوده لذت میبریم و آیا بهتر نیست به خاطر آیندۀ ایران دست از لجبازی برداریم ؟؟ چهل سال از انقلاب گذشته و هنوز جامعه ما دست و پا میزند تا جایی برای خود در سطح مناسبات و روابط بینالمللی باز کند ، چرا ؟؟
@Library_Telegram
Telegram
attach 📎
❤1👍1