کتابخانه تلگرام
101K subscribers
2.89K photos
708 videos
10.5K files
1.97K links
انواع کتاب کمیاب و ممنوعه
رمان، داستان
علمی، تخیلی، آموزشی
تاریخی، سیاسی
مطالب و داستانهای آموزنده و ...

ارتباط با ادمین:⬇️
@Library_Telegram_Bot

صفحه اینستاگرام کانال⬇️
https://www.instagram.com/library_telegram/
Download Telegram
#یک_دقیقه_مطالعه

کاش میشد کتاب ( از کاخ شاه تا زندان اوین ) را باید با صدا بلند برای سیاستمداران کشور خواند.

شاه از نراقی میپرسد:
چرا مردم می گویند مرگ بر شاه؟!!!

نراقی میگوید: به دلیل فساد اعلیحضرت ، فساد در دربار و خاندان سلطنت . هیچکدام از نزدیکان شما ثروت خود را به طور قانونی بدست نیاورده‌اند بلکه صرفا از طریق روابط آن را کسب نموده‌اند. مثالی برایتان میزنم، دو روز پیش روزنامه‌ها نوشتند که شورای مدیریت یک شرکت ساختمانی با عنوان مهستان را تحت تعقیب قرار داده اما آیا شما میدانید که والاحضرت اشرف سهامدار اصلی این شرکت است و با وعدۀ خانه‌دار کردن خانواده‌های کم‌بضاعت چند میلیون از آنان دریافت کرده در حالی که از احداث این ساختمان‌ها بر روی نقشه هیچ اثری نیست؟!

نراقی میگوید: من احساس کردم که شاه در سکوت ناراحت کننده‌ای فرورفته اما ضمنا از شنیدن واقعیت‌هائی که به ندرت آنها را شنیده بود راضی به نظر میرسید لذا چنین ادامه دادم:

اعليحضرت، این یکی از صدها فعالیتی‌ست که خاندان سلطنتی صورت داده و باعث نفرت مردم گردیده است ، مردم دیگر از سلطنت #ناراضی نیستند بلکه از آن #نفرت دارند و این نفرت را نمیتوان هیچ جوری درست کرد !!

شاه با حالتی نگران پرسید: آیا این نفرت نسبت به شخص من هم در میانشان وجود دارد؟؟

نراقی پاسخ میدهد: بله متاسفانه بخش اعظم آن مربوط به شخص شماست!!

🚨 چقدر تکان دهنده بود این پاسخ نراقی

نارضایتی از سیاست و حکومت همه جا هست و میتوان با اجرای چند برنامه آن را اصلاح کرد اما نفرت یک واکنش عاطفی‌ و ترسناک است، هم اکنون مردم بریتانیا، آمریکا و فرانسه از نظام سیاسی‌شان ناراضی‌اند اما از آن نفرت ندارند چرا که امکان ابراز نارضایتی بخشی از هویت حکومت‌های دموکراتیک است اما نفرت ویژگی حکومت‌هایی‌ست که امکان بروز نارضایتی را به جامعه نمی‌دهند ... نراقی به شاه نشان میدهد که چگونه ( تحقیر، نابرابری، فساد و فقر ) موجب تنفر مردم از او شده و امروز هم نارضایتی‌های مردم در حال تبدیل به نفرتی عمیق از حکومت و حاکمان دینی‌ست... به هوش باشید!!

@Library_Telegram
👍1
📗 ما چنین مردمی هستیم ...

🔻 در باب کودتای ۲۸ مرداد و آنچه بر سر دکتر مصدق آمد بسیار گفته شده است و برخی بر این عقیده‌اند کودتا توسط عوامل خارجی رخ داد و برخی چهره‌هایی مانند آیت‌اله کاشانی و آیت‌اله بهبهانی را مقصر رخ دادن کودتا میدانند و گروهی هم چند سالیست کشف کرده‌اند که علت کودتای ۲۸ مرداد اعتماد مدکتر مصدق به آمریکا بود ولی همانطور که می‌بینید در هر سه رویکرد اساساً نقش مردم نادیده گرفته شده است و گویی کودتاگران موجوداتی فضایی بوده‌اند که مردم از ترس جانشان مجبور به اطاعت از آن‌ها شده‌اند در حالی است که دکتر مصدق زمانی سقوط کرد که مردم پشت او را خالی کردند ...

🔻 حتما عوامل خارجی و داخلی در به وقوع کودتا نقش ایفا کردند اما اگر مردم یار و یاور مصدق باقی می‌ماندند هم تاریخ ایران همین مسیر را طی میکرد ؟! باید بدون تعارف قبول کرد که ما مردم هنوز هم همان مردمی هستیم که صبح را با «زنده‌باد مصدق» آغاز می‌کنیم و در عصر به «مرده‌باد مصدق» می‌رسیم ، در مقاطع مختلف تاریخ یکصد سال اخیر ما مردم هیچگاه بر سر تصمیمی که خود گرفتیم باقی نماندیم و فضا را برای سودجویان فراهم آوردیم

🔻 می‌توان مصداق‌های بسیاری از رفتارهای جامعه را یافت که در آن رگه‌هایی شبیه به آنچه در کودتای ۲۸ مرداد رخ داد وجود داشته باشد ، فردی را به عنوان رییس‌جمهور انتخاب میکنیم و بعد به جای اعتراض و مطالبه‌گری خواسته‌هایمان با هشتگ #پشیمانم میدان را برای غارتگران و کاسبان تحریم مهیا کردیم ، نتایج انتخاباتی را مشکوک دانستیم و بجای همراهی باهم برای به نتیجه رساندن اعتراض مدنی سکوت و عافیت‌طلبی را برگزیدیم ، در دوران جنگ ٨ ساله «برادر» بودیم و بـعـد از پایان جنگ همچون برادران یوسف شدیم و ....

🔻 می‌توانیم با خودمان تعارف داشته باشیم و هیچگاه از نقش مردم در کودتا و سقوط دولت ملی دکتر مصدق حرفی نزنیم اما این پنهان‌کاری کمکی به اصلاح خودمان نخواهد کرد . متاسفانه ما مردم سالهاست خواسته یا ناخواسته تن به ابتذال سکوت و خفقان و روزمرگی داده‌ایم و با بی‌تفاوتی به تماشای ویرانی خود و کشورمان نشسته‌ایم ولی ای کاش از خواب ناتوانی و حقارت و بی‌غیرتی بیدار شویم

@Library_Telegram
👍1
ای دل
چه اندیشیده ای در عذر آن تقصیرها
زآن سوی او چندان وفا ، زین سوی تو چندین جفا
چندان دعا كن در نهان چندان بنال اندر شبان
كز گنبد هفت آسمان ، در گوش توآید صدا

بانگ شعیب و ناله اش وآن اشك همچون ژاله اش
چون شد ز حد ، از آسمان آمد سحرگاهش ندا :
" گر مجرمی بخشیدمت وز جرم آمرزیدمت
فردوس خواهی دادمت ، خامش! رها كن این دعا "

گفتا:" نه این خواهم نه آن ، دیدار حق خواهم عیان
گر هفت بحر آتش شود ، من درروم بهر لقا "
چون هركسی در خورد خود یاری گزیدازنیک و بد
ما را دریغ آید که خود فانی کنیم از بهر " لا "

#مولوی

@Library_Telegram
1
📕 باید از جامعه دفاع کرد

میشل فوکو

پُل میشِل فوکو (زادهٔ ۱۵ اکتبر ۱۹۲۶ - درگذشتهٔ ۲۴ ژوئن ۱۹۸۴) فیلسوف، تاریخدان و متفکر معاصر فرانسوی است.
شهرت فوکو در آن است که او نخستین کسی است که از فرضیهٔ روشنگری دربارهٔ عینی بودن شناخت خلع ید کرده‌است. فوکو عنوان کرد که زبان، حقیقت جهان را بیان نمی‌کند بلکه بازتابی از تجربهٔ شخصی فرد است. او در مطالعات انسان شناختی خود مطرح می‌کند که میان استفاده از زبان و قدرت، نوعی همبستگی وجود دارد، به گونه‌ای که زبان برای قدرتمندان و صاحبان امتیاز جنبهٔ ابزاری دارد و در حفظ و حمایت از پایگاه اجتماعی-سیاسی آنها عمل می‌کند. نزد فوکو، وظیفهٔ هرمنوتیک خلع از قدرت نهفته در ورای متنی است که می‌خوانیم. در نتیجه، او نسبت به اسناد تاریخی از آن دست که عرضه می‌شوند، چنین نظر دارد که همه ذهنی و تحریف شده‌اند و در واقع جهان بینی نویسنده و خواننده را بازتاب می‌کنند. رخدادهای تاریخی ای که ما ضبط می‌کنیم، آنهایی است که در واقع با میل ما به قدرت تناسب دارند.
از مشهورترین آثار وی، می‌توان به نظم اشیا، تبارشناسی معرفت، مراقبت و تنبیه، پیدایش کلینیک، تاریخ جنون و تاریخ جنسیت اشاره کرد. همچنین، مجموعۀ چند جلدی درسگفتارهای میشل فوکو در کلژدوفرانس نیز از سوی انتشارات گالیمار منتشر شده‌است. این درسها طی سالهای اواخر دهۀ ۱۹۷۰ و دهۀ ۱۹۸۰ ارائه شده‌اند. از جمله این درسگفتارها می توان به باید از جامعه دفاع کرد و تولد زیست سیاست اشاره کرد.

@Library_Telegram
میشل فوکو_باید از جامعه دفاع کرد.pdf
5.8 MB
📕 باید از جامعه دفاع کرد

میشل فوکو


@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
1
#یک_فنجان_تفکر ☕️

گروه بزرگی از هموطنانِ داخل ایران هستند که به شکل مزمن قصد مهاجرت دارند اما نمی روند.
آنها برای مهاجرت خود کار مهمی نمی کنند اما مدتهاست حالت "زندگی موقت" به خود گرفته اند و درمواجهه با مشکلات روزمره با یک "بایدرفت" خود را تسکین می دهند.

گذرنامه های در حالِ صدور، روادیدِ ناکام، شرکت در لاتاری، حسرت، حسرتِ دائم، گپ و گفت و رد و بدل کردنِ اطلاعاتِ پوچ تهی و کرختی، آونگان در حرکتند میانِ زحمتِ فراوانِ ناشی از سختی های مهاجرت یا، ایستادن و در بیم و امیدِ غروب واره‌ی بلاتکلیفی، منجمد شده.

آنها عمدتا دومی را انتخاب کرده اند
و فکر تصور مهاجرت برای آنها حکم آرامبخش موقتی دارد و دیگر هیچ.
اما در هزار توی "ویزای کاری، وکیل، تحصیل، گذرنامه‌ی جعلی، واسطه هایِ تضمینی، کمپ و اردوگاه و انتظار و انتظار، فرار از مرزِ زمینی، ورود از مرز آبی، توریستی رفتن و دیگر بازنگشتن" مدام ایده عوض میکنند و روزی به این فکر می کنند و روزی آن یکی را سرچ می کنند و "کارهای نیمه کاره"، پرونده‌ی اصلی مهاجرت آن ها راتشکیل می دهد.

یکی می گفت، این حالت نوعی تصورِ شبیه به خودکشی ست. یعنی فرار نهایی ازینجایی که به تنگ آمده ای. اما صبورانه تر و خوشبینانه تر.

وطن ما شده سالن انتظار فرودگاه.
عده ای می پرند می روند.
عده ای بدرقه شان می کنند.
عده ای هم منتظر هواپیمایی هستند که تاخیر کرده و برخواستنش از آشیانه تا ابد به تعویق افتاده است.

‏به نظر من این شرایط منفعل و پاندولی یک جور واکنش خسته و کلافه به وضعیت "شرایط حساس کنونی" هم هست، که در گفتمان رسمی مسئولان مدام تبلیغ می شود و مردم را به تحمل شرایط موقت!! تشویق می کند.

شرایطی که معلوم نیست کِی سنگینی خود را از روی سینه‌ی میلیون ها نفر ایرانی بر می دارد و مشخص نیست تا چه وقت باید مدام در حالت "تحمل" و "تسکین" به سر ببریم

#صالح_تسبیحی

@Library_Telegram
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹

جلادان آدمخوار !

شاه عباس صفوی در دربار خود جلادانی به نام چگیـن (کسانی که گوشت خام می‌خورند) داشت. کار آنها این بود که به امر شـاه بر سر محکـوم ریخته و با دندان تکه‌ای از بدن او را زنده زنده کنده و می‌خوردند. به روایت مولف «روضه‌الصفویه»، مورخ رسمی دربار صفوی، آن فرقه آلت سیاست و غضب حکومت بودند که گناهکاران واجب‌‌التعزیر را از یکدیگر ربوده و انف (بینی) و اذن ( گوش) ایشان را به دندان قطع نموده و بلع می‌فرمودند و همچنین بقیه‌ی اعضای بدن ایشان را به دندان افصال داده (یعنی می‌کندند) و می‌خوردند.»
رسم دسته ‌ای از خادمان شاهان صفوی که مجرمان را زنده ‌زنده می‌ خوردند، زنده ‌خواری دشمنان و استفاده از جمجمهٔ دشمنان به‌ عنوان جام بود. در دوران حکومت صفویان دستهٔ جلاد خام‌ خوار وجود داشته ‌است که به فرمان شاه، مقصرین را زنده ‌زنده می‌خوردند. گاهی شاهان صفوی آنان را احضار کرده و دستور می‌دادند تا مجرمان را در جلوی چشمانشان بدرند. این دسته از آدم‌خواران که در دربار شاه عباس نگهداری می‌شدند «چیک» نام داشتند. نقل است که لشکر چهل‌ نفری آدم ‌خواران شاه عباس همه جا او را همراهی می‌کردند و قربانیان را می‌خوردند!

نقل از زندگانی شاه عباس اول

@Library_Telegram
بزرگی میگوید
موفقیت نتیجه 3 عبارت است :
۱- تجربه دیروز
۲-استفاده امروز
۳-امید به فردا

ولی اغلب ما با این 3 عبارت زندگی میکنیم :
۱- حسرت دیروز
۲- اتلاف امروز
۳-ترس از فردا

@Library_Telegram
Be Joz Khoda Kasi Nist
Hayedeh
بجز خدا کسی نیست
هایده

💠💠💠
کانال موسیقی اصیل ایرانی
@Original_IR_Music
#یک_دقیقه_مطالعه

مردم ما کار خوب را برای خوب بودنِ فی نفسه آن انجام نمی‌دهند بلکه آن را برای بدست آوردن جایگاهی در بهشت انجام می‌دهند. این یعنی معامله کردن با خدا.

خدایا من کارهایی که تو گفتی را انجام می‌دهم و از کارهایی که نهی کردی دوری می‌کنم, تو هم به جاش یه قصر از طلا تو بهشتت به من بده و باغ‌هایی که توش جوی شیر و عسل روونه و حوری و غلمان و ...!

این طرز تفکریست که در جامعه ی ما وجود دارد. اما آیا ما فقط برای همین است که وجود داریم و چسبیده‌ایم به این کره‌ی کوچک که به دور ستاره‌ای کوچک می‌چرخد در کهکشانی که خود ذره ی غباری بیش نیست از عظمت چیزهایی که در این جهان وجود دارد؟

آیا همه‌ی این‌ها وجود دارد که ما جاودانه شیر و عسل بخوریم و با حور و پری بپریم و اون هم خالدین فیها؟ آخرش که چی؟

📕 صحرای محشر

محمد علی جمالزاده

@Library_Telegram
در آمریکا تعداد کتابخانه‌ های عمومی از تعداد فست فود‌های مک‌ دونالد بیشتر است!

حال شما در هر شهری هستید، خودتون این مقایسه را انجام بديد!

@Library_Telegeam
☕️ قطعه‌ای از کتاب

همیشه کسانی هستند که دفاع از خدا را وظیفه ی خود می دانند، انگار که واقعیت مطلق، چهارچوب نگهدارنده ی وجود، چیزی ضعیف و بی دفاع است!
این آدم ها از کنار بیوه ای که بر اثر جذام از شکل افتاده و چند سکه گدایی می کند رد می شوند، از کنار کودکان ژنده پوشی که در خیابان زندگی می کنند رد می شوند اما اگر کمترین چیزی علیه خدا ببینند داستان فرق می کند! چهره هایشان سرخ می شود، سینه هایشان را بیرون می دهند، کلمات خشم آلودی به زبان می آورند. میزان خشمشان حیرت انگیز است؛ نحوه ی برخوردشان هراس آور است. این آدم ها نمی فهمند که باید در درون از خدا دفاع کرد، نه در بیرون. آن ها باید خشمشان را متوجه خودشان کنند..!

📕 زندگیِ پی

یان مارتل

@Library_Telegeam
#تلنگر

🔻چهل سال پیش نه جمکرانی بود

🔻نه راهپیمایی اربعین

🔻نه شیرخوارگان حسینی

🔻نه راهیان نور٫

🔻نه ایام فاطمیه،

🔸عیسی به دین خود بود موسی به دین خود

🔸هر کی دوست داشت میرفت مسجد
هر کی عشقش میکشد میرفت کافه و کاباره

🔸مردمی داشتیم با احترام

🔸مردمی داشتیم که نسبت به یکدیگر بی تفاوت نبودن

🔹۴۰ سال پیش یک کارمند کار می‌کردو یک خانواده ۵ نفری رو میچرخوند

🔹۴۰ سال پیش تو لغت و کلمات روزمره مون اختلاس برامون نا آشنا بود

🔹۴۰ سال پیش فقط اراده میکردی با تلاشت و با غرور و سرافرازیت به هر مقامی که میخواستی میرسیدی نه با پارتی بازی و فامیل بازی

🔹۴۰ سال پیش تحصیل میکردی آخرش هم واسه ادامه تحصیل بورسیه میگرفتی و فقط کشور انتخاب میکردی

🔹۴۰ سال پیش چوبه های دار در خیابان‌ها بنا نبود و مردم ما شوق دیدن جان دادن هموطن خود را نداشتن

🔹۴۰ سال پیش تو مدارسمون به بچه هامون بهترین تغذیه رو میدادن که الانش در سال ۲۰۱۹ تو هیچ یک از مدارس دنیا یه همچین قانونی ندارن

🔹۴۰ سال پیش ....

🔹آره ۴۰ سال پیش بود که خودکشی ملیتی و شخصیتی کردیم و دنیا کشور کهن و با فرهنگ مارو الان بنام کشور تروریست پرور مینامند.

🔹چهل سال پیش حجاب اجباری نبود و مقام زن در جامعه به فنا کشیده نمیشد

مردم ایران تنها مردمی هستند که
در حال ابداع خرافات و موهومات هستند!
در عصر علم ...
و منتظر اون قهرمان هستن و حاضر نیستن حرکتی انجام دهند
😏😏
🔸براستی چه شد که اینگونه شد ...

@hychy
👍2👎2
💢 *فاضلاب سیاسی*

پیری تعریف میکرد که در زمان قدیم تخلیه چاه به معنای امروزی وجود نداشت. هر وقت چاه فاضلاب پر میشد، تکه ای گوشت یا جگر (به عنوان استارتر) درون آن مینداختند و در چاه را گِل میگرفتند و چاه دیگری برای استفاده روزمره در کنارش حفر میکردند.

استارتر باعث شروع کرم گذاری می شد. با افزایش کرمهای درون چاه، کرمها از فضولات تغذیه میکردند و به دیواره ها نفوذ میکردند و باعث خشک شدن چاه و باز شدن منافذ می شدند تا جاییکه دیگر چیزی برای خوردن باقی نمیماند. پس از آن کرم های قوی تر شروع میکردند به خوردن کرمهای کوچکتر و بدین ترتیب طی یک فرایند چند ساله، هیچ فضله ای در چاه باقی نمی ماند و در نهایت کرمهای بزرگتر هم بدون غذا می ماندند و می مردند و چاه تخلیه میشد.
حالا وضعیت مملکت امروز مانند همون چاهه. تمام منابع را خوردند. حالا افتاده اند به جان هم.

🔺چرخی در اخبار روزمره حاکی از وجود فساد عمیق در لایه های مدیریتی کشور است:

⬅️یکی میگوید در تخصیص ارز برخی افراد سرشناس در قالب شرکتهای صوری وارد شده اند.

⬅️دیگری میگوید در جریان اختلاسها رد پای عوامل درون سازمانی دیده میشود.

⬅️یکی میگوید بانک مرکزی به سلطان سکه میلیونها دلار داده.

⬅️یکی نوشته *هلی کوپتر* قاچاق شناسایی و توقیف شده (دقت فرمودید؟ هلی کوپتر واقعی).

⬅️آن یکی خبر از دستگیری مدیران وزارت بازرگانی در ترخیص غیرقانونی خودروها خبر می دهد.

⬅️پیک بامدادی رادیو میگفت این مدیران دولتی هستند که به خاطر از دست ندادن مزایای متعدد شرکتهای دولتی، خصوصی سازی را معطل کردند و یا آنها را زمین میزدند که اهمیت بودن و نبودنشان مشخص شود.

آقایان !
حاصل مرز بندی بین «خودی» و «ناخودی» و به کار گماردن «مدیران نالایق خودی» بجای «متخصصین دلسوز ناخودی» را امروز درو کنید.

@Library_Telegeam
📕 کوروش خورشید ایران زمین

گی راشه

 گی راشه، نویسندۀ فرانسوی این رمان، که کوروش را بزرگترین سدار و بزرگوارترین شهریار عالم می‌خواند، سال‌های عمر خود را با جهانگردی و تحقیق دربارۀ تاریخ مصر و یونان گذرانده، و چندین کتاب معتبر در زمینۀ باستان‌ شناسی و تاریخ مصر و یونان باستان تالیف کرده است، و در کتاب کوروش، تاریخ و افسانه و خیالپردازی را به هم آمیخته، و اثری زنده و پویا و جذاب به وجود آورده است. در این رمان راوی داستان که در زمان خشایارشاه زندگی می کند، همراه کاروانی از سارد به شوش می‌‌رود، و هر شب قسمتی از داستان تاریخی کوروش بزرگ را برای گروهی از کاروانیان حکایت می‌کند، و شنوندگان را مشتاقانه در انتظار می‌گذارد که شب بعد دنبالۀ داستان را بشنوند. و این طرز داستان سرایی، داستان‌های شب رادیو ایران را به یاد می‌آورد، که مترجم این کتاب در ایام جوانی، ده بیست سالی از نویسندگان آن برنامه بوده است. نویسندۀ این رمان در مقدمۀ کتاب خود می‌نویسد: «بخشی از وقایع داستان را از هرودوت گرفته‌ ام، که به زمان کوروش نزدیک‌تر بوده، و به اکبالتن -همدان- و شوش هم سفر کرده است، و بخشی دیگر را از گزنفون، که در پایان قرن پنجم پیش از میلاد می‌زیسته است.»
نویسنده نه تنها آثار هرودوت و گزنفون، بلکه هر کتاب و نوشته‌ ای را که دربارۀ کوروش بزرگ و اوضاع و احوال آن روزگار نکته‌ ای یا اشاره‌ای داشته، مطالعه کرده و در داستان‌ پردازی خود در نظر داشته است. 

@Library_Telegram
کوروش خورشید ایران زمین.pdf
3.1 MB
📕 کوروش خورشید ایران زمین

گی راشه

🔃 محمد مجلسی


@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
بگذارید به نام انسان زندگی کنیم بگذارید آنهایی که در جست و جوی حقیقت طبیعت بودند و هرگز انسان های دیگر را اعدام نکردند را بیاد بیاوریم.
ستاره شناسان و شیمی دان ها هرگز زنجیرهای آهنین به هم نبافتند؟هرگز حفرهٔ تاریک زندان نساختند. زمین شناسان هرگز ابزاری برای شکنجه و آزار ابداع نکردند.

فیلسوفان تئوری های حقیقی و حقیقت را با سوزاندن همسایگانشان به مردم ارائه ندادند. آزاد اندیشان و دگراندیشان برجسته فقط برای نیکی مردمان و انسان ها زیسته اند.

#رابرت_گرین_اینگرسول

@Library_Telegram
📕 از کلینی تا خمینی

شجاع الدین شفا

از کلینی تا خمینی نام کتابی است که در سال ۱۳۶۲ شمسی با نام کامل «توضیح المسائل پاسخ هائی به پرسش‌های هزارساله از کلینی تا خمینی» توسط شجاع الدین شفانوشته و در پاریس چاپ شده‌است. این کتاب جزء کتابهای ممنوع چاپ در ایران است و نایاب می‌باشد. این کتاب از کتابهایی است که در نفی و رد ولایت فقیه نوشته شده‌است. نویسنده به نقد و بررسی آموزه‌های سیاسی و حکومتی آیت الله خمینی پرداخته‌است.‌

@Library_Telegram
از کلینی تا خمینی شجاع الدین شفا.pdf
3.7 MB
📕 از کلینی تا خمینی

شجاع الدین شفا


@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷🔷
سه ابرمرد ایران زمین:
زرتشت، کورش، فردوسی

بر ستیغ افتخارات وطن
می درخشد نام فرمند سه تن
.
نام زرتشت اولین یکتاپرست
افسری بر تارک این قله است
.
راستی و مهر و نیکی، دین اوست
صلح و انسان باوری، آیین اوست
.
مردمان در چشم او یکسان بدند
چون که آنان جملگی انسان بدند
.
با سه اصل جاودان و سرمدی
شد نمادی از فروغ ایزدی
.
بعد از او هم کوروش روشن روان
آن ابرمرد جهان باستان
.
پرچم آزادگی را برفراشت
او حقوق هر کسی را پاس داشت
.
مهرورزی کرد با هرکس که بود
پارسی و ماد و لیدی و یهود
.
لوحه اش بنیان آزادی بود
بذر آزادی برش شادی بود
.
زان سپس فردوسی آزادمرد
خفتگان را در وطن بیدار کرد
.
شعر هایش جان ز نو در تن دمید
شور ملی در تن میهن دمید
.
برد پی بر ریشه ها و بیخ ما
روشنی بخشید بر تاریخ ما
.
داد با شهنامه ایران را توان
آن توان شد آرمانی جاودان
.
گرچه بس ایرانی فرزانه نی
بهر ما هستند پر ارج و عزیز
.
لیک بیتایند در هر روزگار
آن سه انسان باور ایران تبار .
.
#توران_شهریاری

@Library_Telegram
👍21
🔴 برای خواهرم، «هنگامه شهیدی» (✍️: محمّدآزاد جلالی‌زاده)

الف: این روزها «همه، اصلاح‌طلب و اصولگرا»، «ارزشی و غیر ارزشی»، «فعال و غیر فعال‌ها»! در حال مبارزه با فسادند! صداوسیمای جمهوری اسلامی را که نگاه می‌کنی، انگار در حال تماشای تلویزیون‌های آن ور آبی، مجریان و کارشناسانش بی‌محابا بر قوه‌ی قضاییه و دست اندرکاران سابقش به جرم فساد می‌تازند و فضای مجازی پر است از اتهامهای گوناگون علیه افراد مختلفی که بالاخره دامنه‌ی فسادشان معلوم می‌گردد و در این میان همچون گذشته، عده‌ای گاندو وار! از مهلکه می‌گریزند و این داستان نیز فراموش می‌شود، اما این مقال و مجال کوتاه نه در مورد فساد که در مورد «شجاعت» است.

ب: بر آن باورم که شجاعت نه اکتسابی که ژنتیکی و ذاتی است و ما گونه‌ی انسان‌های خردمند روانشناسی‌مان به طور عام به گونه‌ای برنامه‌ریزی شده که هر چه سن تقوی‌مان بالاتر می‌رود، محافظه کارتر، ساکت‌تر و عادتمندتر می‌شویم. اما در این میان هستند کسانی که شجاعت را تعریف عملیاتی کرده‌اند و آن‌گونه می‌زیند که باور دارند و هیچ‌گاه باورهای‌شان را به قربانگه زر و زور و تزویر مدرن نمی‌برند و اخلاق مبارزه و سیاست را گام‌هایی به جلو می‌برند و تعالی می‌بخشند.

ج: هنگامی که همگان در برابر فساد در قوه‌ای که به گفته‌ی رهبری خود مسئول مبارزه با فساد است، صم بکم عمی گرفته بودند و کسی از اصلاح‌طلب و اصولگرا گرفته تا همه‌ی فعالان از جمله نگارنده، نای نفس کشیدن و جرأت فریاد برآوردن نداشت و نهادهای امنیتی گوناگون فضای عمومی را آنقدر امنیتی کرده بودند که روسای قوا و دیگر مقام‌ها، به عنوان کل نظام در نظر گرفته می‌شدند و انتقاد از آنها طرف را مفسد فی الارض می‌کرد، خواهر بزرگواری از جنس شجاعت به نام هنگامه شهیدی فریادها برآورد و از ظلم و فساد در دستگاه قضا گفت و افشاگری‌ها نمود، اما به جای دست مریزاد گفتن به او و کسانی چون او و بر صدر نشاندن و قدرشان را دانستن که پاشنه آشیل مملکت را نه جنگ و نه تحریم و... بلکه وجود فساد سیستماتیک می‌دانستند، وی را پس از تحمل آزارهای جسمی و روانی به حکم یازده سال حبس مهمانی کردند! و بر آلامش بسی افزودند.

د: هنگامه؛ خواهر بزرگوارم شرمنده که شجاعت تو را نداشتیم و شیرزنی تو در وجودمان گم گشته، اما با پیش آمدن شرایط کنونی که همه پسر شجاع!؟ شده‌اند، مطمئن باش شجاعت تو در زمانی که کمتر کسی جرات برافروختن چراغی داشت در تاریخ این مرز و بوم فراموش نخواهد شد، چرا که تاریخ داوری کهنسال کم تحرک و افتان و خیزان اما به شدت دقیق و بی‌رحم و کاردان است. امثال چون تویی از این داوری‌های تاریخی سربلند بیرون خواهند آمد.

@Library_Telegram
👍1