#اندکی_تفکر
احمد شاملو، شاعر، نویسنده و از انقلابیون چپی ٥٧ در کتاب خاطرات خود می نویسد:
"پس از پیروزی انقلاب ٥٧، بنا به دوستی و آشنایی که با ژان پل سارتر، نویسنده و فیلسوف نامدار فرانسوی داشتم و از سرنگونی رژیم پادشاهی پهلوی سرمست بودم، نامه ای به او نوشتم و در انتهای نامه نوشتم: "جناب سارتر، چرا شما از این بابت پیروزی انقلاب به ما تبریک نگفتید؟!"
شاملو در خاطرات خود ادامه میدهد؛ سارتر بزرگ به من جوابی داد که تا سالهای سال هنوز همچون پتکی بر مغز من میکوبد!!!
سارتر نوشته بود: "شما چگونه قیامی که رهبران آن روحانی، و نتیجه آن حاکمیت حکومت مذهبی و روحانیون گردیده را "انقلاب" می نامید؟؟؟!!! مگر نه اینکه انقلاب "دگرگونی رو به جلو" است؟ شما برگشت به قهقرا کرده اید! آنچه شما کردید "انقلاب" نیست!" سارتر ادامه میدهد: "شما در آینده ناچار مجبور به انقلابی واقعی خواهید بود، و آن رخدادی چون رنسانس اروپاست، یعنی به زیر کشیدن مذهب اسلام از اریکه قدرت که متاسفانه هیچ زبانی جز انقلاب آن را چاره ساز نیست...
@Library_Telegram
احمد شاملو، شاعر، نویسنده و از انقلابیون چپی ٥٧ در کتاب خاطرات خود می نویسد:
"پس از پیروزی انقلاب ٥٧، بنا به دوستی و آشنایی که با ژان پل سارتر، نویسنده و فیلسوف نامدار فرانسوی داشتم و از سرنگونی رژیم پادشاهی پهلوی سرمست بودم، نامه ای به او نوشتم و در انتهای نامه نوشتم: "جناب سارتر، چرا شما از این بابت پیروزی انقلاب به ما تبریک نگفتید؟!"
شاملو در خاطرات خود ادامه میدهد؛ سارتر بزرگ به من جوابی داد که تا سالهای سال هنوز همچون پتکی بر مغز من میکوبد!!!
سارتر نوشته بود: "شما چگونه قیامی که رهبران آن روحانی، و نتیجه آن حاکمیت حکومت مذهبی و روحانیون گردیده را "انقلاب" می نامید؟؟؟!!! مگر نه اینکه انقلاب "دگرگونی رو به جلو" است؟ شما برگشت به قهقرا کرده اید! آنچه شما کردید "انقلاب" نیست!" سارتر ادامه میدهد: "شما در آینده ناچار مجبور به انقلابی واقعی خواهید بود، و آن رخدادی چون رنسانس اروپاست، یعنی به زیر کشیدن مذهب اسلام از اریکه قدرت که متاسفانه هیچ زبانی جز انقلاب آن را چاره ساز نیست...
@Library_Telegram
برگی از تاریخ: خاطرات ابراهیم یزدیِ
در سال ١٣٧١ که به ایران آمده بودم به دیدن مرحوم مهندس بازرگان رفتم و صحبت از جنگ ایران و عراق شد
از ایشان پرسیدم که آیا واقعا نمیشد از این جنگ پیش گیری کرد؟
مهندس خاطرهای را در این زمینه نقل کردند که دانستن آن برای آیندگان خالی از لطف نیست:
۵ ماه قبل ازحمله صدام حسین به ایران در ٣٠فروردین ١٣۵٩ تیتر بزرگ روزنامه کیهان این بود : امام ارتش عراق را به قیام بر علیه صدام دعوت کرد.
در اوایل اردیبهشت ١٣۵٩ شورای انقلاب از من خواستند برای رسیدگی به مسئله مهمی جلسه شورا را تشکیل دهیم، وقتی به جلسه رفتم دیدم آقای دعائی سفیر ایران در عراق نیز در جلسه حضور دارد گفتند آقای دعایی گزارشی دارند.
آقای دعایی گفت: در چند ماه اخیر هرچند روز یکبار مرا به وزارت امور خارجه احضار و با ارائه مدارکی به کوشش ایران برای اخلال و آشفتگی در عراق اعتراض میکنند اما هفته گذشته شخص صدام حسین مرا احضار کرد و پس از بیان اعتراض شدید خود نسبت به دخالتها گفت:
این وضع برای من قابل تحمل نیست، شما بروید تهران و به آقای خمینی بگویید من اولین دولتی بودم که جمهوری اسلامی را به رسمیت شناختم و اگر مایلند خود من [ صدام ] شخصا به ایران میآیم تا با مذاکره اختلافات را حل کنیم و اگر مایل نیستند با من مذاکره کنند یک هیئت عالی رتبه به ایران میفرستم و یا آنها یک هیئت برای مذاکره به عراق بفرستد تا اختلافات حل شود چوم در صورت ادامه این وضع مطمئن باشید که به ایران حمله نظامی خواهم کرد.
شورای انقلاب تصمیم میگیرد که آقای دعایی به همراه مهندس بازرگان و دکتر بهشتی برای تعیین تکلیف به دیدار رهبر انقلاب بروند
در این دیدار ابتدا آقای دعایی شرح کامل ماجرا و تهدید صدام را بیان میکند و رهبر انقلاب در پاسخ به او میگویند : محلش نگذارید!!
سپس مهندس بازرگان به استدلال میپردازد که باید توجه کرد که امروز موقعیت ما در جهان به علت انقلاب چندان مطلوب نیست و اگر گرفتار جنگ شویم همه از طرف مقابل حمایت خواهند کرد، از این گذشته وضعیت ارتش به علت اعدام بسیاری از فرماندهان ارشد آن خوب نیست و به کلی فاقد روحیه لازم برای جنگیدن است بنابراین واجب است از وقوع هرگونه جنگ احتمالی پیشگیری کنیم.
رهبر انقلاب باز میگویند: محلش نگذارید.
مجددا دکتر بهشتی شروع به استدلال میکند که آیتالله خمینی تحمل نمیکنند و از جای خود برمیخیزند و برای بار سوم میگویند: گفتم که محلش نگذارید و به طرف در حرکت میکنند، آقای دعایی که خیلی ناراحت شده بود میگوید: آقا من دیگر به بغداد نمیروم
آقای خمینی پس از تامل کوتاهی رویشان را به طرف دعایی برگردانده و میگویند: وظیفه #شرعی به تو میگوید که بروی و بدون اینکه منتظر پاسخ شوند از اتاق بیرون میروند ...
در مسیر بازگشت به شورای انقلاب آقای دعایی در حالی که گریه میکرده است میگوید: به خدا قسم او [ صدام ] حمله خواهد کرد و هیچکس کاری نمیتواند بکند!!
مدتی بعد عراق به ایران حمله کرد.
bit.ly/33MrbnZ
پ ن : بعد از کشته و زخمی شدن یک میلیون ایرانی
امام فرمودند جنگ یک نعمت بود...!!!!!!/سپهر آزادی
@Library_Telegram
در سال ١٣٧١ که به ایران آمده بودم به دیدن مرحوم مهندس بازرگان رفتم و صحبت از جنگ ایران و عراق شد
از ایشان پرسیدم که آیا واقعا نمیشد از این جنگ پیش گیری کرد؟
مهندس خاطرهای را در این زمینه نقل کردند که دانستن آن برای آیندگان خالی از لطف نیست:
۵ ماه قبل ازحمله صدام حسین به ایران در ٣٠فروردین ١٣۵٩ تیتر بزرگ روزنامه کیهان این بود : امام ارتش عراق را به قیام بر علیه صدام دعوت کرد.
در اوایل اردیبهشت ١٣۵٩ شورای انقلاب از من خواستند برای رسیدگی به مسئله مهمی جلسه شورا را تشکیل دهیم، وقتی به جلسه رفتم دیدم آقای دعائی سفیر ایران در عراق نیز در جلسه حضور دارد گفتند آقای دعایی گزارشی دارند.
آقای دعایی گفت: در چند ماه اخیر هرچند روز یکبار مرا به وزارت امور خارجه احضار و با ارائه مدارکی به کوشش ایران برای اخلال و آشفتگی در عراق اعتراض میکنند اما هفته گذشته شخص صدام حسین مرا احضار کرد و پس از بیان اعتراض شدید خود نسبت به دخالتها گفت:
این وضع برای من قابل تحمل نیست، شما بروید تهران و به آقای خمینی بگویید من اولین دولتی بودم که جمهوری اسلامی را به رسمیت شناختم و اگر مایلند خود من [ صدام ] شخصا به ایران میآیم تا با مذاکره اختلافات را حل کنیم و اگر مایل نیستند با من مذاکره کنند یک هیئت عالی رتبه به ایران میفرستم و یا آنها یک هیئت برای مذاکره به عراق بفرستد تا اختلافات حل شود چوم در صورت ادامه این وضع مطمئن باشید که به ایران حمله نظامی خواهم کرد.
شورای انقلاب تصمیم میگیرد که آقای دعایی به همراه مهندس بازرگان و دکتر بهشتی برای تعیین تکلیف به دیدار رهبر انقلاب بروند
در این دیدار ابتدا آقای دعایی شرح کامل ماجرا و تهدید صدام را بیان میکند و رهبر انقلاب در پاسخ به او میگویند : محلش نگذارید!!
سپس مهندس بازرگان به استدلال میپردازد که باید توجه کرد که امروز موقعیت ما در جهان به علت انقلاب چندان مطلوب نیست و اگر گرفتار جنگ شویم همه از طرف مقابل حمایت خواهند کرد، از این گذشته وضعیت ارتش به علت اعدام بسیاری از فرماندهان ارشد آن خوب نیست و به کلی فاقد روحیه لازم برای جنگیدن است بنابراین واجب است از وقوع هرگونه جنگ احتمالی پیشگیری کنیم.
رهبر انقلاب باز میگویند: محلش نگذارید.
مجددا دکتر بهشتی شروع به استدلال میکند که آیتالله خمینی تحمل نمیکنند و از جای خود برمیخیزند و برای بار سوم میگویند: گفتم که محلش نگذارید و به طرف در حرکت میکنند، آقای دعایی که خیلی ناراحت شده بود میگوید: آقا من دیگر به بغداد نمیروم
آقای خمینی پس از تامل کوتاهی رویشان را به طرف دعایی برگردانده و میگویند: وظیفه #شرعی به تو میگوید که بروی و بدون اینکه منتظر پاسخ شوند از اتاق بیرون میروند ...
در مسیر بازگشت به شورای انقلاب آقای دعایی در حالی که گریه میکرده است میگوید: به خدا قسم او [ صدام ] حمله خواهد کرد و هیچکس کاری نمیتواند بکند!!
مدتی بعد عراق به ایران حمله کرد.
bit.ly/33MrbnZ
پ ن : بعد از کشته و زخمی شدن یک میلیون ایرانی
امام فرمودند جنگ یک نعمت بود...!!!!!!/سپهر آزادی
@Library_Telegram
👍3
#یک_دقیقه_مطالعه
نمیدانم تابستان چه سالی ملخ به شهر ما هجوم آورد. زیانها رساند. من مامور مبارزه با ملخ در یکی از آبادیها شدم. راستش را بخواهید حتی برای کشتن یک ملخ نقشه نکشیدم. وقتی میان مزارع راه میرفتم، سعی میکردم پا روی ملخها نگذارم. اگر محصول را میخوردند پیدا بود که گرسنهاند.
منطق من ساده و هموار بود. اگر یک روز طلوع و غروب خورشید را نمیدیدم گناهکار بودم. هوای تاریک و روشن مرا اهل مراقبه بار آورد. تماشای مجهول را به من آموخت. من سالها نماز خواندهام. بزرگترها میخواندند، من هم میخواندم. در دبستان ما را برای نماز به مسجد میبردند. روزی در مسجد بسته بود. بقال سرگذر گفت:”نماز را روی بام مسجد بخوانید تا چند متر به خدا نزدیک تر باشید.
مذهب شوخی سنگینی بود که که محیط با من کرد و من سالها مذهبی ماندم، بیآنکه خدایی داشته باشم.
📕 هنوز در سفرم
✍ سهراب سپهری
@Library_Telegram
نمیدانم تابستان چه سالی ملخ به شهر ما هجوم آورد. زیانها رساند. من مامور مبارزه با ملخ در یکی از آبادیها شدم. راستش را بخواهید حتی برای کشتن یک ملخ نقشه نکشیدم. وقتی میان مزارع راه میرفتم، سعی میکردم پا روی ملخها نگذارم. اگر محصول را میخوردند پیدا بود که گرسنهاند.
منطق من ساده و هموار بود. اگر یک روز طلوع و غروب خورشید را نمیدیدم گناهکار بودم. هوای تاریک و روشن مرا اهل مراقبه بار آورد. تماشای مجهول را به من آموخت. من سالها نماز خواندهام. بزرگترها میخواندند، من هم میخواندم. در دبستان ما را برای نماز به مسجد میبردند. روزی در مسجد بسته بود. بقال سرگذر گفت:”نماز را روی بام مسجد بخوانید تا چند متر به خدا نزدیک تر باشید.
مذهب شوخی سنگینی بود که که محیط با من کرد و من سالها مذهبی ماندم، بیآنکه خدایی داشته باشم.
📕 هنوز در سفرم
✍ سهراب سپهری
@Library_Telegram
🔴 منافع دعوای دو شیخ برای انقلاب (✍️: شهابالدین حائری)
بنده اتفاقا دعوای دو شیخ را مفید میدانم برای انقلاب!! چون آنچه اداره مملکت با آن مرتبط است واقعیت است.
چه خوب است مردم بدانند شیخ یزدی نه حواس دارد نه تقوی و نه سواد و بدون این سه، نه صلاحیت نشستن بر کرسی شورای نگهبان را دارد و نه ریاست جامعه مدرسین.
به نظر بنده خوب است مردم بدانند کسی که مسئول عدالتخانه مملکت بوده، دارد با زبردستی از زیر دست فاسد خود دفاع میکند و با مغالطه بدنبال توجیه کاخ سازی در این وضع فقر و فلاکت است.
چه اشکال دارد مردم بدانند چنین شخصی صلاحیت نشستن بر سه کرسی ریاست قضا وعضویت شورای نگهبان و ریاست مجمع تشخیص را ندارد؟
اینکه امور مملکت اینچنین در هم پیچیده از سرِ دادن مسئولیت به افراد ناصالح است. آیا حوزه افراد باسواد و عادل و انقلابی کم دارد؟! چه معیاری باعث میشود یزدی حواس پرت بر اینهمه مجتهد دقیق النظر و البته خیرخواه انقلاب مقدم داشته شود؟ و چه معیاری صادق لاریجانی با چنین مشکلاتی را در گلوگاه های نظام حفظ مینماید؟
مشکل در تقدیم مصالح جناح و فرد بر مصالح انقلاب است. مشکل در اعتماد به مشاورینی است که افراد را معرفی و حمایت میکنند. مشکل در امنیتیهاست که بجای واقعنمایی و صداقت، خواست مقامات را تئوریزه میکنند. مشکل اینجاست که من منتقد را خفه میکنند تا بجای اصلاح، تملق و مدح بگویم!!
▪️پینوشت: بنده فقط شهادت دو عضو شورای نگهبان که لابد عادلاند را معیار قرار دادم در نسبتهایی که به این دو آیت الهی!! دادم. از خودم چیزی نیفزودم.
@Library_Telegram
بنده اتفاقا دعوای دو شیخ را مفید میدانم برای انقلاب!! چون آنچه اداره مملکت با آن مرتبط است واقعیت است.
چه خوب است مردم بدانند شیخ یزدی نه حواس دارد نه تقوی و نه سواد و بدون این سه، نه صلاحیت نشستن بر کرسی شورای نگهبان را دارد و نه ریاست جامعه مدرسین.
به نظر بنده خوب است مردم بدانند کسی که مسئول عدالتخانه مملکت بوده، دارد با زبردستی از زیر دست فاسد خود دفاع میکند و با مغالطه بدنبال توجیه کاخ سازی در این وضع فقر و فلاکت است.
چه اشکال دارد مردم بدانند چنین شخصی صلاحیت نشستن بر سه کرسی ریاست قضا وعضویت شورای نگهبان و ریاست مجمع تشخیص را ندارد؟
اینکه امور مملکت اینچنین در هم پیچیده از سرِ دادن مسئولیت به افراد ناصالح است. آیا حوزه افراد باسواد و عادل و انقلابی کم دارد؟! چه معیاری باعث میشود یزدی حواس پرت بر اینهمه مجتهد دقیق النظر و البته خیرخواه انقلاب مقدم داشته شود؟ و چه معیاری صادق لاریجانی با چنین مشکلاتی را در گلوگاه های نظام حفظ مینماید؟
مشکل در تقدیم مصالح جناح و فرد بر مصالح انقلاب است. مشکل در اعتماد به مشاورینی است که افراد را معرفی و حمایت میکنند. مشکل در امنیتیهاست که بجای واقعنمایی و صداقت، خواست مقامات را تئوریزه میکنند. مشکل اینجاست که من منتقد را خفه میکنند تا بجای اصلاح، تملق و مدح بگویم!!
▪️پینوشت: بنده فقط شهادت دو عضو شورای نگهبان که لابد عادلاند را معیار قرار دادم در نسبتهایی که به این دو آیت الهی!! دادم. از خودم چیزی نیفزودم.
@Library_Telegram
#یک_دقیقه_مطالعه
کاش میشد کتاب ( از کاخ شاه تا زندان اوین ) را باید با صدا بلند برای سیاستمداران کشور خواند.
شاه از نراقی میپرسد:
چرا مردم می گویند مرگ بر شاه؟!!!
➕ نراقی میگوید: به دلیل فساد اعلیحضرت ، فساد در دربار و خاندان سلطنت . هیچکدام از نزدیکان شما ثروت خود را به طور قانونی بدست نیاوردهاند بلکه صرفا از طریق روابط آن را کسب نمودهاند. مثالی برایتان میزنم، دو روز پیش روزنامهها نوشتند که شورای مدیریت یک شرکت ساختمانی با عنوان مهستان را تحت تعقیب قرار داده اما آیا شما میدانید که والاحضرت اشرف سهامدار اصلی این شرکت است و با وعدۀ خانهدار کردن خانوادههای کمبضاعت چند میلیون از آنان دریافت کرده در حالی که از احداث این ساختمانها بر روی نقشه هیچ اثری نیست؟!
نراقی میگوید: من احساس کردم که شاه در سکوت ناراحت کنندهای فرورفته اما ضمنا از شنیدن واقعیتهائی که به ندرت آنها را شنیده بود راضی به نظر میرسید لذا چنین ادامه دادم:
➕ اعليحضرت، این یکی از صدها فعالیتیست که خاندان سلطنتی صورت داده و باعث نفرت مردم گردیده است ، مردم دیگر از سلطنت #ناراضی نیستند بلکه از آن #نفرت دارند و این نفرت را نمیتوان هیچ جوری درست کرد !!
شاه با حالتی نگران پرسید: آیا این نفرت نسبت به شخص من هم در میانشان وجود دارد؟؟
➕ نراقی پاسخ میدهد: بله متاسفانه بخش اعظم آن مربوط به شخص شماست!!
🚨 چقدر تکان دهنده بود این پاسخ نراقی
نارضایتی از سیاست و حکومت همه جا هست و میتوان با اجرای چند برنامه آن را اصلاح کرد اما نفرت یک واکنش عاطفی و ترسناک است، هم اکنون مردم بریتانیا، آمریکا و فرانسه از نظام سیاسیشان ناراضیاند اما از آن نفرت ندارند چرا که امکان ابراز نارضایتی بخشی از هویت حکومتهای دموکراتیک است اما نفرت ویژگی حکومتهاییست که امکان بروز نارضایتی را به جامعه نمیدهند ... نراقی به شاه نشان میدهد که چگونه ( تحقیر، نابرابری، فساد و فقر ) موجب تنفر مردم از او شده و امروز هم نارضایتیهای مردم در حال تبدیل به نفرتی عمیق از حکومت و حاکمان دینیست... به هوش باشید!!
@Library_Telegram
کاش میشد کتاب ( از کاخ شاه تا زندان اوین ) را باید با صدا بلند برای سیاستمداران کشور خواند.
شاه از نراقی میپرسد:
چرا مردم می گویند مرگ بر شاه؟!!!
➕ نراقی میگوید: به دلیل فساد اعلیحضرت ، فساد در دربار و خاندان سلطنت . هیچکدام از نزدیکان شما ثروت خود را به طور قانونی بدست نیاوردهاند بلکه صرفا از طریق روابط آن را کسب نمودهاند. مثالی برایتان میزنم، دو روز پیش روزنامهها نوشتند که شورای مدیریت یک شرکت ساختمانی با عنوان مهستان را تحت تعقیب قرار داده اما آیا شما میدانید که والاحضرت اشرف سهامدار اصلی این شرکت است و با وعدۀ خانهدار کردن خانوادههای کمبضاعت چند میلیون از آنان دریافت کرده در حالی که از احداث این ساختمانها بر روی نقشه هیچ اثری نیست؟!
نراقی میگوید: من احساس کردم که شاه در سکوت ناراحت کنندهای فرورفته اما ضمنا از شنیدن واقعیتهائی که به ندرت آنها را شنیده بود راضی به نظر میرسید لذا چنین ادامه دادم:
➕ اعليحضرت، این یکی از صدها فعالیتیست که خاندان سلطنتی صورت داده و باعث نفرت مردم گردیده است ، مردم دیگر از سلطنت #ناراضی نیستند بلکه از آن #نفرت دارند و این نفرت را نمیتوان هیچ جوری درست کرد !!
شاه با حالتی نگران پرسید: آیا این نفرت نسبت به شخص من هم در میانشان وجود دارد؟؟
➕ نراقی پاسخ میدهد: بله متاسفانه بخش اعظم آن مربوط به شخص شماست!!
🚨 چقدر تکان دهنده بود این پاسخ نراقی
نارضایتی از سیاست و حکومت همه جا هست و میتوان با اجرای چند برنامه آن را اصلاح کرد اما نفرت یک واکنش عاطفی و ترسناک است، هم اکنون مردم بریتانیا، آمریکا و فرانسه از نظام سیاسیشان ناراضیاند اما از آن نفرت ندارند چرا که امکان ابراز نارضایتی بخشی از هویت حکومتهای دموکراتیک است اما نفرت ویژگی حکومتهاییست که امکان بروز نارضایتی را به جامعه نمیدهند ... نراقی به شاه نشان میدهد که چگونه ( تحقیر، نابرابری، فساد و فقر ) موجب تنفر مردم از او شده و امروز هم نارضایتیهای مردم در حال تبدیل به نفرتی عمیق از حکومت و حاکمان دینیست... به هوش باشید!!
@Library_Telegram
👍1
📗 ما چنین مردمی هستیم ...
🔻 در باب کودتای ۲۸ مرداد و آنچه بر سر دکتر مصدق آمد بسیار گفته شده است و برخی بر این عقیدهاند کودتا توسط عوامل خارجی رخ داد و برخی چهرههایی مانند آیتاله کاشانی و آیتاله بهبهانی را مقصر رخ دادن کودتا میدانند و گروهی هم چند سالیست کشف کردهاند که علت کودتای ۲۸ مرداد اعتماد مدکتر مصدق به آمریکا بود ولی همانطور که میبینید در هر سه رویکرد اساساً نقش مردم نادیده گرفته شده است و گویی کودتاگران موجوداتی فضایی بودهاند که مردم از ترس جانشان مجبور به اطاعت از آنها شدهاند در حالی است که دکتر مصدق زمانی سقوط کرد که مردم پشت او را خالی کردند ...
🔻 حتما عوامل خارجی و داخلی در به وقوع کودتا نقش ایفا کردند اما اگر مردم یار و یاور مصدق باقی میماندند هم تاریخ ایران همین مسیر را طی میکرد ؟! باید بدون تعارف قبول کرد که ما مردم هنوز هم همان مردمی هستیم که صبح را با «زندهباد مصدق» آغاز میکنیم و در عصر به «مردهباد مصدق» میرسیم ، در مقاطع مختلف تاریخ یکصد سال اخیر ما مردم هیچگاه بر سر تصمیمی که خود گرفتیم باقی نماندیم و فضا را برای سودجویان فراهم آوردیم
🔻 میتوان مصداقهای بسیاری از رفتارهای جامعه را یافت که در آن رگههایی شبیه به آنچه در کودتای ۲۸ مرداد رخ داد وجود داشته باشد ، فردی را به عنوان رییسجمهور انتخاب میکنیم و بعد به جای اعتراض و مطالبهگری خواستههایمان با هشتگ #پشیمانم میدان را برای غارتگران و کاسبان تحریم مهیا کردیم ، نتایج انتخاباتی را مشکوک دانستیم و بجای همراهی باهم برای به نتیجه رساندن اعتراض مدنی سکوت و عافیتطلبی را برگزیدیم ، در دوران جنگ ٨ ساله «برادر» بودیم و بـعـد از پایان جنگ همچون برادران یوسف شدیم و ....
🔻 میتوانیم با خودمان تعارف داشته باشیم و هیچگاه از نقش مردم در کودتا و سقوط دولت ملی دکتر مصدق حرفی نزنیم اما این پنهانکاری کمکی به اصلاح خودمان نخواهد کرد . متاسفانه ما مردم سالهاست خواسته یا ناخواسته تن به ابتذال سکوت و خفقان و روزمرگی دادهایم و با بیتفاوتی به تماشای ویرانی خود و کشورمان نشستهایم ولی ای کاش از خواب ناتوانی و حقارت و بیغیرتی بیدار شویم
@Library_Telegram
🔻 در باب کودتای ۲۸ مرداد و آنچه بر سر دکتر مصدق آمد بسیار گفته شده است و برخی بر این عقیدهاند کودتا توسط عوامل خارجی رخ داد و برخی چهرههایی مانند آیتاله کاشانی و آیتاله بهبهانی را مقصر رخ دادن کودتا میدانند و گروهی هم چند سالیست کشف کردهاند که علت کودتای ۲۸ مرداد اعتماد مدکتر مصدق به آمریکا بود ولی همانطور که میبینید در هر سه رویکرد اساساً نقش مردم نادیده گرفته شده است و گویی کودتاگران موجوداتی فضایی بودهاند که مردم از ترس جانشان مجبور به اطاعت از آنها شدهاند در حالی است که دکتر مصدق زمانی سقوط کرد که مردم پشت او را خالی کردند ...
🔻 حتما عوامل خارجی و داخلی در به وقوع کودتا نقش ایفا کردند اما اگر مردم یار و یاور مصدق باقی میماندند هم تاریخ ایران همین مسیر را طی میکرد ؟! باید بدون تعارف قبول کرد که ما مردم هنوز هم همان مردمی هستیم که صبح را با «زندهباد مصدق» آغاز میکنیم و در عصر به «مردهباد مصدق» میرسیم ، در مقاطع مختلف تاریخ یکصد سال اخیر ما مردم هیچگاه بر سر تصمیمی که خود گرفتیم باقی نماندیم و فضا را برای سودجویان فراهم آوردیم
🔻 میتوان مصداقهای بسیاری از رفتارهای جامعه را یافت که در آن رگههایی شبیه به آنچه در کودتای ۲۸ مرداد رخ داد وجود داشته باشد ، فردی را به عنوان رییسجمهور انتخاب میکنیم و بعد به جای اعتراض و مطالبهگری خواستههایمان با هشتگ #پشیمانم میدان را برای غارتگران و کاسبان تحریم مهیا کردیم ، نتایج انتخاباتی را مشکوک دانستیم و بجای همراهی باهم برای به نتیجه رساندن اعتراض مدنی سکوت و عافیتطلبی را برگزیدیم ، در دوران جنگ ٨ ساله «برادر» بودیم و بـعـد از پایان جنگ همچون برادران یوسف شدیم و ....
🔻 میتوانیم با خودمان تعارف داشته باشیم و هیچگاه از نقش مردم در کودتا و سقوط دولت ملی دکتر مصدق حرفی نزنیم اما این پنهانکاری کمکی به اصلاح خودمان نخواهد کرد . متاسفانه ما مردم سالهاست خواسته یا ناخواسته تن به ابتذال سکوت و خفقان و روزمرگی دادهایم و با بیتفاوتی به تماشای ویرانی خود و کشورمان نشستهایم ولی ای کاش از خواب ناتوانی و حقارت و بیغیرتی بیدار شویم
@Library_Telegram
Telegram
attach 📎
👍1
ای دل
چه اندیشیده ای در عذر آن تقصیرها
زآن سوی او چندان وفا ، زین سوی تو چندین جفا
چندان دعا كن در نهان چندان بنال اندر شبان
كز گنبد هفت آسمان ، در گوش توآید صدا
بانگ شعیب و ناله اش وآن اشك همچون ژاله اش
چون شد ز حد ، از آسمان آمد سحرگاهش ندا :
" گر مجرمی بخشیدمت وز جرم آمرزیدمت
فردوس خواهی دادمت ، خامش! رها كن این دعا "
گفتا:" نه این خواهم نه آن ، دیدار حق خواهم عیان
گر هفت بحر آتش شود ، من درروم بهر لقا "
چون هركسی در خورد خود یاری گزیدازنیک و بد
ما را دریغ آید که خود فانی کنیم از بهر " لا "
#مولوی
@Library_Telegram
چه اندیشیده ای در عذر آن تقصیرها
زآن سوی او چندان وفا ، زین سوی تو چندین جفا
چندان دعا كن در نهان چندان بنال اندر شبان
كز گنبد هفت آسمان ، در گوش توآید صدا
بانگ شعیب و ناله اش وآن اشك همچون ژاله اش
چون شد ز حد ، از آسمان آمد سحرگاهش ندا :
" گر مجرمی بخشیدمت وز جرم آمرزیدمت
فردوس خواهی دادمت ، خامش! رها كن این دعا "
گفتا:" نه این خواهم نه آن ، دیدار حق خواهم عیان
گر هفت بحر آتش شود ، من درروم بهر لقا "
چون هركسی در خورد خود یاری گزیدازنیک و بد
ما را دریغ آید که خود فانی کنیم از بهر " لا "
#مولوی
@Library_Telegram
❤1
📕 باید از جامعه دفاع کرد
✍ میشل فوکو
پُل میشِل فوکو (زادهٔ ۱۵ اکتبر ۱۹۲۶ - درگذشتهٔ ۲۴ ژوئن ۱۹۸۴) فیلسوف، تاریخدان و متفکر معاصر فرانسوی است.
شهرت فوکو در آن است که او نخستین کسی است که از فرضیهٔ روشنگری دربارهٔ عینی بودن شناخت خلع ید کردهاست. فوکو عنوان کرد که زبان، حقیقت جهان را بیان نمیکند بلکه بازتابی از تجربهٔ شخصی فرد است. او در مطالعات انسان شناختی خود مطرح میکند که میان استفاده از زبان و قدرت، نوعی همبستگی وجود دارد، به گونهای که زبان برای قدرتمندان و صاحبان امتیاز جنبهٔ ابزاری دارد و در حفظ و حمایت از پایگاه اجتماعی-سیاسی آنها عمل میکند. نزد فوکو، وظیفهٔ هرمنوتیک خلع از قدرت نهفته در ورای متنی است که میخوانیم. در نتیجه، او نسبت به اسناد تاریخی از آن دست که عرضه میشوند، چنین نظر دارد که همه ذهنی و تحریف شدهاند و در واقع جهان بینی نویسنده و خواننده را بازتاب میکنند. رخدادهای تاریخی ای که ما ضبط میکنیم، آنهایی است که در واقع با میل ما به قدرت تناسب دارند.
از مشهورترین آثار وی، میتوان به نظم اشیا، تبارشناسی معرفت، مراقبت و تنبیه، پیدایش کلینیک، تاریخ جنون و تاریخ جنسیت اشاره کرد. همچنین، مجموعۀ چند جلدی درسگفتارهای میشل فوکو در کلژدوفرانس نیز از سوی انتشارات گالیمار منتشر شدهاست. این درسها طی سالهای اواخر دهۀ ۱۹۷۰ و دهۀ ۱۹۸۰ ارائه شدهاند. از جمله این درسگفتارها می توان به باید از جامعه دفاع کرد و تولد زیست سیاست اشاره کرد.
@Library_Telegram
✍ میشل فوکو
پُل میشِل فوکو (زادهٔ ۱۵ اکتبر ۱۹۲۶ - درگذشتهٔ ۲۴ ژوئن ۱۹۸۴) فیلسوف، تاریخدان و متفکر معاصر فرانسوی است.
شهرت فوکو در آن است که او نخستین کسی است که از فرضیهٔ روشنگری دربارهٔ عینی بودن شناخت خلع ید کردهاست. فوکو عنوان کرد که زبان، حقیقت جهان را بیان نمیکند بلکه بازتابی از تجربهٔ شخصی فرد است. او در مطالعات انسان شناختی خود مطرح میکند که میان استفاده از زبان و قدرت، نوعی همبستگی وجود دارد، به گونهای که زبان برای قدرتمندان و صاحبان امتیاز جنبهٔ ابزاری دارد و در حفظ و حمایت از پایگاه اجتماعی-سیاسی آنها عمل میکند. نزد فوکو، وظیفهٔ هرمنوتیک خلع از قدرت نهفته در ورای متنی است که میخوانیم. در نتیجه، او نسبت به اسناد تاریخی از آن دست که عرضه میشوند، چنین نظر دارد که همه ذهنی و تحریف شدهاند و در واقع جهان بینی نویسنده و خواننده را بازتاب میکنند. رخدادهای تاریخی ای که ما ضبط میکنیم، آنهایی است که در واقع با میل ما به قدرت تناسب دارند.
از مشهورترین آثار وی، میتوان به نظم اشیا، تبارشناسی معرفت، مراقبت و تنبیه، پیدایش کلینیک، تاریخ جنون و تاریخ جنسیت اشاره کرد. همچنین، مجموعۀ چند جلدی درسگفتارهای میشل فوکو در کلژدوفرانس نیز از سوی انتشارات گالیمار منتشر شدهاست. این درسها طی سالهای اواخر دهۀ ۱۹۷۰ و دهۀ ۱۹۸۰ ارائه شدهاند. از جمله این درسگفتارها می توان به باید از جامعه دفاع کرد و تولد زیست سیاست اشاره کرد.
@Library_Telegram
میشل فوکو_باید از جامعه دفاع کرد.pdf
5.8 MB
📕 باید از جامعه دفاع کرد
✍ میشل فوکو
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ میشل فوکو
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
❤1
#یک_فنجان_تفکر ☕️
گروه بزرگی از هموطنانِ داخل ایران هستند که به شکل مزمن قصد مهاجرت دارند اما نمی روند.
آنها برای مهاجرت خود کار مهمی نمی کنند اما مدتهاست حالت "زندگی موقت" به خود گرفته اند و درمواجهه با مشکلات روزمره با یک "بایدرفت" خود را تسکین می دهند.
گذرنامه های در حالِ صدور، روادیدِ ناکام، شرکت در لاتاری، حسرت، حسرتِ دائم، گپ و گفت و رد و بدل کردنِ اطلاعاتِ پوچ تهی و کرختی، آونگان در حرکتند میانِ زحمتِ فراوانِ ناشی از سختی های مهاجرت یا، ایستادن و در بیم و امیدِ غروب وارهی بلاتکلیفی، منجمد شده.
آنها عمدتا دومی را انتخاب کرده اند
و فکر تصور مهاجرت برای آنها حکم آرامبخش موقتی دارد و دیگر هیچ.
اما در هزار توی "ویزای کاری، وکیل، تحصیل، گذرنامهی جعلی، واسطه هایِ تضمینی، کمپ و اردوگاه و انتظار و انتظار، فرار از مرزِ زمینی، ورود از مرز آبی، توریستی رفتن و دیگر بازنگشتن" مدام ایده عوض میکنند و روزی به این فکر می کنند و روزی آن یکی را سرچ می کنند و "کارهای نیمه کاره"، پروندهی اصلی مهاجرت آن ها راتشکیل می دهد.
یکی می گفت، این حالت نوعی تصورِ شبیه به خودکشی ست. یعنی فرار نهایی ازینجایی که به تنگ آمده ای. اما صبورانه تر و خوشبینانه تر.
وطن ما شده سالن انتظار فرودگاه.
عده ای می پرند می روند.
عده ای بدرقه شان می کنند.
عده ای هم منتظر هواپیمایی هستند که تاخیر کرده و برخواستنش از آشیانه تا ابد به تعویق افتاده است.
به نظر من این شرایط منفعل و پاندولی یک جور واکنش خسته و کلافه به وضعیت "شرایط حساس کنونی" هم هست، که در گفتمان رسمی مسئولان مدام تبلیغ می شود و مردم را به تحمل شرایط موقت!! تشویق می کند.
شرایطی که معلوم نیست کِی سنگینی خود را از روی سینهی میلیون ها نفر ایرانی بر می دارد و مشخص نیست تا چه وقت باید مدام در حالت "تحمل" و "تسکین" به سر ببریم
#صالح_تسبیحی
@Library_Telegram
گروه بزرگی از هموطنانِ داخل ایران هستند که به شکل مزمن قصد مهاجرت دارند اما نمی روند.
آنها برای مهاجرت خود کار مهمی نمی کنند اما مدتهاست حالت "زندگی موقت" به خود گرفته اند و درمواجهه با مشکلات روزمره با یک "بایدرفت" خود را تسکین می دهند.
گذرنامه های در حالِ صدور، روادیدِ ناکام، شرکت در لاتاری، حسرت، حسرتِ دائم، گپ و گفت و رد و بدل کردنِ اطلاعاتِ پوچ تهی و کرختی، آونگان در حرکتند میانِ زحمتِ فراوانِ ناشی از سختی های مهاجرت یا، ایستادن و در بیم و امیدِ غروب وارهی بلاتکلیفی، منجمد شده.
آنها عمدتا دومی را انتخاب کرده اند
و فکر تصور مهاجرت برای آنها حکم آرامبخش موقتی دارد و دیگر هیچ.
اما در هزار توی "ویزای کاری، وکیل، تحصیل، گذرنامهی جعلی، واسطه هایِ تضمینی، کمپ و اردوگاه و انتظار و انتظار، فرار از مرزِ زمینی، ورود از مرز آبی، توریستی رفتن و دیگر بازنگشتن" مدام ایده عوض میکنند و روزی به این فکر می کنند و روزی آن یکی را سرچ می کنند و "کارهای نیمه کاره"، پروندهی اصلی مهاجرت آن ها راتشکیل می دهد.
یکی می گفت، این حالت نوعی تصورِ شبیه به خودکشی ست. یعنی فرار نهایی ازینجایی که به تنگ آمده ای. اما صبورانه تر و خوشبینانه تر.
وطن ما شده سالن انتظار فرودگاه.
عده ای می پرند می روند.
عده ای بدرقه شان می کنند.
عده ای هم منتظر هواپیمایی هستند که تاخیر کرده و برخواستنش از آشیانه تا ابد به تعویق افتاده است.
به نظر من این شرایط منفعل و پاندولی یک جور واکنش خسته و کلافه به وضعیت "شرایط حساس کنونی" هم هست، که در گفتمان رسمی مسئولان مدام تبلیغ می شود و مردم را به تحمل شرایط موقت!! تشویق می کند.
شرایطی که معلوم نیست کِی سنگینی خود را از روی سینهی میلیون ها نفر ایرانی بر می دارد و مشخص نیست تا چه وقت باید مدام در حالت "تحمل" و "تسکین" به سر ببریم
#صالح_تسبیحی
@Library_Telegram
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
جلادان آدمخوار !
شاه عباس صفوی در دربار خود جلادانی به نام چگیـن (کسانی که گوشت خام میخورند) داشت. کار آنها این بود که به امر شـاه بر سر محکـوم ریخته و با دندان تکهای از بدن او را زنده زنده کنده و میخوردند. به روایت مولف «روضهالصفویه»، مورخ رسمی دربار صفوی، آن فرقه آلت سیاست و غضب حکومت بودند که گناهکاران واجبالتعزیر را از یکدیگر ربوده و انف (بینی) و اذن ( گوش) ایشان را به دندان قطع نموده و بلع میفرمودند و همچنین بقیهی اعضای بدن ایشان را به دندان افصال داده (یعنی میکندند) و میخوردند.»
رسم دسته ای از خادمان شاهان صفوی که مجرمان را زنده زنده می خوردند، زنده خواری دشمنان و استفاده از جمجمهٔ دشمنان به عنوان جام بود. در دوران حکومت صفویان دستهٔ جلاد خام خوار وجود داشته است که به فرمان شاه، مقصرین را زنده زنده میخوردند. گاهی شاهان صفوی آنان را احضار کرده و دستور میدادند تا مجرمان را در جلوی چشمانشان بدرند. این دسته از آدمخواران که در دربار شاه عباس نگهداری میشدند «چیک» نام داشتند. نقل است که لشکر چهل نفری آدم خواران شاه عباس همه جا او را همراهی میکردند و قربانیان را میخوردند!
▪نقل از زندگانی شاه عباس اول
@Library_Telegram
جلادان آدمخوار !
شاه عباس صفوی در دربار خود جلادانی به نام چگیـن (کسانی که گوشت خام میخورند) داشت. کار آنها این بود که به امر شـاه بر سر محکـوم ریخته و با دندان تکهای از بدن او را زنده زنده کنده و میخوردند. به روایت مولف «روضهالصفویه»، مورخ رسمی دربار صفوی، آن فرقه آلت سیاست و غضب حکومت بودند که گناهکاران واجبالتعزیر را از یکدیگر ربوده و انف (بینی) و اذن ( گوش) ایشان را به دندان قطع نموده و بلع میفرمودند و همچنین بقیهی اعضای بدن ایشان را به دندان افصال داده (یعنی میکندند) و میخوردند.»
رسم دسته ای از خادمان شاهان صفوی که مجرمان را زنده زنده می خوردند، زنده خواری دشمنان و استفاده از جمجمهٔ دشمنان به عنوان جام بود. در دوران حکومت صفویان دستهٔ جلاد خام خوار وجود داشته است که به فرمان شاه، مقصرین را زنده زنده میخوردند. گاهی شاهان صفوی آنان را احضار کرده و دستور میدادند تا مجرمان را در جلوی چشمانشان بدرند. این دسته از آدمخواران که در دربار شاه عباس نگهداری میشدند «چیک» نام داشتند. نقل است که لشکر چهل نفری آدم خواران شاه عباس همه جا او را همراهی میکردند و قربانیان را میخوردند!
▪نقل از زندگانی شاه عباس اول
@Library_Telegram
بزرگی میگوید
موفقیت نتیجه 3 عبارت است :
۱- تجربه دیروز
۲-استفاده امروز
۳-امید به فردا
ولی اغلب ما با این 3 عبارت زندگی میکنیم :
۱- حسرت دیروز
۲- اتلاف امروز
۳-ترس از فردا
@Library_Telegram
موفقیت نتیجه 3 عبارت است :
۱- تجربه دیروز
۲-استفاده امروز
۳-امید به فردا
ولی اغلب ما با این 3 عبارت زندگی میکنیم :
۱- حسرت دیروز
۲- اتلاف امروز
۳-ترس از فردا
@Library_Telegram
#یک_دقیقه_مطالعه
مردم ما کار خوب را برای خوب بودنِ فی نفسه آن انجام نمیدهند بلکه آن را برای بدست آوردن جایگاهی در بهشت انجام میدهند. این یعنی معامله کردن با خدا.
خدایا من کارهایی که تو گفتی را انجام میدهم و از کارهایی که نهی کردی دوری میکنم, تو هم به جاش یه قصر از طلا تو بهشتت به من بده و باغهایی که توش جوی شیر و عسل روونه و حوری و غلمان و ...!
این طرز تفکریست که در جامعه ی ما وجود دارد. اما آیا ما فقط برای همین است که وجود داریم و چسبیدهایم به این کرهی کوچک که به دور ستارهای کوچک میچرخد در کهکشانی که خود ذره ی غباری بیش نیست از عظمت چیزهایی که در این جهان وجود دارد؟
آیا همهی اینها وجود دارد که ما جاودانه شیر و عسل بخوریم و با حور و پری بپریم و اون هم خالدین فیها؟ آخرش که چی؟
📕 صحرای محشر
✍ محمد علی جمالزاده
@Library_Telegram
مردم ما کار خوب را برای خوب بودنِ فی نفسه آن انجام نمیدهند بلکه آن را برای بدست آوردن جایگاهی در بهشت انجام میدهند. این یعنی معامله کردن با خدا.
خدایا من کارهایی که تو گفتی را انجام میدهم و از کارهایی که نهی کردی دوری میکنم, تو هم به جاش یه قصر از طلا تو بهشتت به من بده و باغهایی که توش جوی شیر و عسل روونه و حوری و غلمان و ...!
این طرز تفکریست که در جامعه ی ما وجود دارد. اما آیا ما فقط برای همین است که وجود داریم و چسبیدهایم به این کرهی کوچک که به دور ستارهای کوچک میچرخد در کهکشانی که خود ذره ی غباری بیش نیست از عظمت چیزهایی که در این جهان وجود دارد؟
آیا همهی اینها وجود دارد که ما جاودانه شیر و عسل بخوریم و با حور و پری بپریم و اون هم خالدین فیها؟ آخرش که چی؟
📕 صحرای محشر
✍ محمد علی جمالزاده
@Library_Telegram
در آمریکا تعداد کتابخانه های عمومی از تعداد فست فودهای مک دونالد بیشتر است!
حال شما در هر شهری هستید، خودتون این مقایسه را انجام بديد!
@Library_Telegeam
حال شما در هر شهری هستید، خودتون این مقایسه را انجام بديد!
@Library_Telegeam
☕️ قطعهای از کتاب
همیشه کسانی هستند که دفاع از خدا را وظیفه ی خود می دانند، انگار که واقعیت مطلق، چهارچوب نگهدارنده ی وجود، چیزی ضعیف و بی دفاع است!
این آدم ها از کنار بیوه ای که بر اثر جذام از شکل افتاده و چند سکه گدایی می کند رد می شوند، از کنار کودکان ژنده پوشی که در خیابان زندگی می کنند رد می شوند اما اگر کمترین چیزی علیه خدا ببینند داستان فرق می کند! چهره هایشان سرخ می شود، سینه هایشان را بیرون می دهند، کلمات خشم آلودی به زبان می آورند. میزان خشمشان حیرت انگیز است؛ نحوه ی برخوردشان هراس آور است. این آدم ها نمی فهمند که باید در درون از خدا دفاع کرد، نه در بیرون. آن ها باید خشمشان را متوجه خودشان کنند..!
📕 زندگیِ پی
✍ یان مارتل
@Library_Telegeam
همیشه کسانی هستند که دفاع از خدا را وظیفه ی خود می دانند، انگار که واقعیت مطلق، چهارچوب نگهدارنده ی وجود، چیزی ضعیف و بی دفاع است!
این آدم ها از کنار بیوه ای که بر اثر جذام از شکل افتاده و چند سکه گدایی می کند رد می شوند، از کنار کودکان ژنده پوشی که در خیابان زندگی می کنند رد می شوند اما اگر کمترین چیزی علیه خدا ببینند داستان فرق می کند! چهره هایشان سرخ می شود، سینه هایشان را بیرون می دهند، کلمات خشم آلودی به زبان می آورند. میزان خشمشان حیرت انگیز است؛ نحوه ی برخوردشان هراس آور است. این آدم ها نمی فهمند که باید در درون از خدا دفاع کرد، نه در بیرون. آن ها باید خشمشان را متوجه خودشان کنند..!
📕 زندگیِ پی
✍ یان مارتل
@Library_Telegeam
#تلنگر
🔻چهل سال پیش نه جمکرانی بود
🔻نه راهپیمایی اربعین
🔻نه شیرخوارگان حسینی
🔻نه راهیان نور٫
🔻نه ایام فاطمیه،
🔸عیسی به دین خود بود موسی به دین خود
🔸هر کی دوست داشت میرفت مسجد
هر کی عشقش میکشد میرفت کافه و کاباره
🔸مردمی داشتیم با احترام
🔸مردمی داشتیم که نسبت به یکدیگر بی تفاوت نبودن
🔹۴۰ سال پیش یک کارمند کار میکردو یک خانواده ۵ نفری رو میچرخوند
🔹۴۰ سال پیش تو لغت و کلمات روزمره مون اختلاس برامون نا آشنا بود
🔹۴۰ سال پیش فقط اراده میکردی با تلاشت و با غرور و سرافرازیت به هر مقامی که میخواستی میرسیدی نه با پارتی بازی و فامیل بازی
🔹۴۰ سال پیش تحصیل میکردی آخرش هم واسه ادامه تحصیل بورسیه میگرفتی و فقط کشور انتخاب میکردی
🔹۴۰ سال پیش چوبه های دار در خیابانها بنا نبود و مردم ما شوق دیدن جان دادن هموطن خود را نداشتن
🔹۴۰ سال پیش تو مدارسمون به بچه هامون بهترین تغذیه رو میدادن که الانش در سال ۲۰۱۹ تو هیچ یک از مدارس دنیا یه همچین قانونی ندارن
🔹۴۰ سال پیش ....
🔹آره ۴۰ سال پیش بود که خودکشی ملیتی و شخصیتی کردیم و دنیا کشور کهن و با فرهنگ مارو الان بنام کشور تروریست پرور مینامند.
🔹چهل سال پیش حجاب اجباری نبود و مقام زن در جامعه به فنا کشیده نمیشد
مردم ایران تنها مردمی هستند که
در حال ابداع خرافات و موهومات هستند!
در عصر علم ...
و منتظر اون قهرمان هستن و حاضر نیستن حرکتی انجام دهند
😏😏
🔸براستی چه شد که اینگونه شد ...
@hychy
🔻چهل سال پیش نه جمکرانی بود
🔻نه راهپیمایی اربعین
🔻نه شیرخوارگان حسینی
🔻نه راهیان نور٫
🔻نه ایام فاطمیه،
🔸عیسی به دین خود بود موسی به دین خود
🔸هر کی دوست داشت میرفت مسجد
هر کی عشقش میکشد میرفت کافه و کاباره
🔸مردمی داشتیم با احترام
🔸مردمی داشتیم که نسبت به یکدیگر بی تفاوت نبودن
🔹۴۰ سال پیش یک کارمند کار میکردو یک خانواده ۵ نفری رو میچرخوند
🔹۴۰ سال پیش تو لغت و کلمات روزمره مون اختلاس برامون نا آشنا بود
🔹۴۰ سال پیش فقط اراده میکردی با تلاشت و با غرور و سرافرازیت به هر مقامی که میخواستی میرسیدی نه با پارتی بازی و فامیل بازی
🔹۴۰ سال پیش تحصیل میکردی آخرش هم واسه ادامه تحصیل بورسیه میگرفتی و فقط کشور انتخاب میکردی
🔹۴۰ سال پیش چوبه های دار در خیابانها بنا نبود و مردم ما شوق دیدن جان دادن هموطن خود را نداشتن
🔹۴۰ سال پیش تو مدارسمون به بچه هامون بهترین تغذیه رو میدادن که الانش در سال ۲۰۱۹ تو هیچ یک از مدارس دنیا یه همچین قانونی ندارن
🔹۴۰ سال پیش ....
🔹آره ۴۰ سال پیش بود که خودکشی ملیتی و شخصیتی کردیم و دنیا کشور کهن و با فرهنگ مارو الان بنام کشور تروریست پرور مینامند.
🔹چهل سال پیش حجاب اجباری نبود و مقام زن در جامعه به فنا کشیده نمیشد
مردم ایران تنها مردمی هستند که
در حال ابداع خرافات و موهومات هستند!
در عصر علم ...
و منتظر اون قهرمان هستن و حاضر نیستن حرکتی انجام دهند
😏😏
🔸براستی چه شد که اینگونه شد ...
@hychy
👍2👎2
💢 *فاضلاب سیاسی*
پیری تعریف میکرد که در زمان قدیم تخلیه چاه به معنای امروزی وجود نداشت. هر وقت چاه فاضلاب پر میشد، تکه ای گوشت یا جگر (به عنوان استارتر) درون آن مینداختند و در چاه را گِل میگرفتند و چاه دیگری برای استفاده روزمره در کنارش حفر میکردند.
استارتر باعث شروع کرم گذاری می شد. با افزایش کرمهای درون چاه، کرمها از فضولات تغذیه میکردند و به دیواره ها نفوذ میکردند و باعث خشک شدن چاه و باز شدن منافذ می شدند تا جاییکه دیگر چیزی برای خوردن باقی نمیماند. پس از آن کرم های قوی تر شروع میکردند به خوردن کرمهای کوچکتر و بدین ترتیب طی یک فرایند چند ساله، هیچ فضله ای در چاه باقی نمی ماند و در نهایت کرمهای بزرگتر هم بدون غذا می ماندند و می مردند و چاه تخلیه میشد.
حالا وضعیت مملکت امروز مانند همون چاهه. تمام منابع را خوردند. حالا افتاده اند به جان هم.
🔺چرخی در اخبار روزمره حاکی از وجود فساد عمیق در لایه های مدیریتی کشور است:
⬅️یکی میگوید در تخصیص ارز برخی افراد سرشناس در قالب شرکتهای صوری وارد شده اند.
⬅️دیگری میگوید در جریان اختلاسها رد پای عوامل درون سازمانی دیده میشود.
⬅️یکی میگوید بانک مرکزی به سلطان سکه میلیونها دلار داده.
⬅️یکی نوشته *هلی کوپتر* قاچاق شناسایی و توقیف شده (دقت فرمودید؟ هلی کوپتر واقعی).
⬅️آن یکی خبر از دستگیری مدیران وزارت بازرگانی در ترخیص غیرقانونی خودروها خبر می دهد.
⬅️پیک بامدادی رادیو میگفت این مدیران دولتی هستند که به خاطر از دست ندادن مزایای متعدد شرکتهای دولتی، خصوصی سازی را معطل کردند و یا آنها را زمین میزدند که اهمیت بودن و نبودنشان مشخص شود.
آقایان !
حاصل مرز بندی بین «خودی» و «ناخودی» و به کار گماردن «مدیران نالایق خودی» بجای «متخصصین دلسوز ناخودی» را امروز درو کنید.
@Library_Telegeam
پیری تعریف میکرد که در زمان قدیم تخلیه چاه به معنای امروزی وجود نداشت. هر وقت چاه فاضلاب پر میشد، تکه ای گوشت یا جگر (به عنوان استارتر) درون آن مینداختند و در چاه را گِل میگرفتند و چاه دیگری برای استفاده روزمره در کنارش حفر میکردند.
استارتر باعث شروع کرم گذاری می شد. با افزایش کرمهای درون چاه، کرمها از فضولات تغذیه میکردند و به دیواره ها نفوذ میکردند و باعث خشک شدن چاه و باز شدن منافذ می شدند تا جاییکه دیگر چیزی برای خوردن باقی نمیماند. پس از آن کرم های قوی تر شروع میکردند به خوردن کرمهای کوچکتر و بدین ترتیب طی یک فرایند چند ساله، هیچ فضله ای در چاه باقی نمی ماند و در نهایت کرمهای بزرگتر هم بدون غذا می ماندند و می مردند و چاه تخلیه میشد.
حالا وضعیت مملکت امروز مانند همون چاهه. تمام منابع را خوردند. حالا افتاده اند به جان هم.
🔺چرخی در اخبار روزمره حاکی از وجود فساد عمیق در لایه های مدیریتی کشور است:
⬅️یکی میگوید در تخصیص ارز برخی افراد سرشناس در قالب شرکتهای صوری وارد شده اند.
⬅️دیگری میگوید در جریان اختلاسها رد پای عوامل درون سازمانی دیده میشود.
⬅️یکی میگوید بانک مرکزی به سلطان سکه میلیونها دلار داده.
⬅️یکی نوشته *هلی کوپتر* قاچاق شناسایی و توقیف شده (دقت فرمودید؟ هلی کوپتر واقعی).
⬅️آن یکی خبر از دستگیری مدیران وزارت بازرگانی در ترخیص غیرقانونی خودروها خبر می دهد.
⬅️پیک بامدادی رادیو میگفت این مدیران دولتی هستند که به خاطر از دست ندادن مزایای متعدد شرکتهای دولتی، خصوصی سازی را معطل کردند و یا آنها را زمین میزدند که اهمیت بودن و نبودنشان مشخص شود.
آقایان !
حاصل مرز بندی بین «خودی» و «ناخودی» و به کار گماردن «مدیران نالایق خودی» بجای «متخصصین دلسوز ناخودی» را امروز درو کنید.
@Library_Telegeam
📕 کوروش خورشید ایران زمین
✍ گی راشه
گی راشه، نویسندۀ فرانسوی این رمان، که کوروش را بزرگترین سدار و بزرگوارترین شهریار عالم میخواند، سالهای عمر خود را با جهانگردی و تحقیق دربارۀ تاریخ مصر و یونان گذرانده، و چندین کتاب معتبر در زمینۀ باستان شناسی و تاریخ مصر و یونان باستان تالیف کرده است، و در کتاب کوروش، تاریخ و افسانه و خیالپردازی را به هم آمیخته، و اثری زنده و پویا و جذاب به وجود آورده است. در این رمان راوی داستان که در زمان خشایارشاه زندگی می کند، همراه کاروانی از سارد به شوش میرود، و هر شب قسمتی از داستان تاریخی کوروش بزرگ را برای گروهی از کاروانیان حکایت میکند، و شنوندگان را مشتاقانه در انتظار میگذارد که شب بعد دنبالۀ داستان را بشنوند. و این طرز داستان سرایی، داستانهای شب رادیو ایران را به یاد میآورد، که مترجم این کتاب در ایام جوانی، ده بیست سالی از نویسندگان آن برنامه بوده است. نویسندۀ این رمان در مقدمۀ کتاب خود مینویسد: «بخشی از وقایع داستان را از هرودوت گرفته ام، که به زمان کوروش نزدیکتر بوده، و به اکبالتن -همدان- و شوش هم سفر کرده است، و بخشی دیگر را از گزنفون، که در پایان قرن پنجم پیش از میلاد میزیسته است.»
نویسنده نه تنها آثار هرودوت و گزنفون، بلکه هر کتاب و نوشته ای را که دربارۀ کوروش بزرگ و اوضاع و احوال آن روزگار نکته ای یا اشارهای داشته، مطالعه کرده و در داستان پردازی خود در نظر داشته است.
@Library_Telegram
✍ گی راشه
گی راشه، نویسندۀ فرانسوی این رمان، که کوروش را بزرگترین سدار و بزرگوارترین شهریار عالم میخواند، سالهای عمر خود را با جهانگردی و تحقیق دربارۀ تاریخ مصر و یونان گذرانده، و چندین کتاب معتبر در زمینۀ باستان شناسی و تاریخ مصر و یونان باستان تالیف کرده است، و در کتاب کوروش، تاریخ و افسانه و خیالپردازی را به هم آمیخته، و اثری زنده و پویا و جذاب به وجود آورده است. در این رمان راوی داستان که در زمان خشایارشاه زندگی می کند، همراه کاروانی از سارد به شوش میرود، و هر شب قسمتی از داستان تاریخی کوروش بزرگ را برای گروهی از کاروانیان حکایت میکند، و شنوندگان را مشتاقانه در انتظار میگذارد که شب بعد دنبالۀ داستان را بشنوند. و این طرز داستان سرایی، داستانهای شب رادیو ایران را به یاد میآورد، که مترجم این کتاب در ایام جوانی، ده بیست سالی از نویسندگان آن برنامه بوده است. نویسندۀ این رمان در مقدمۀ کتاب خود مینویسد: «بخشی از وقایع داستان را از هرودوت گرفته ام، که به زمان کوروش نزدیکتر بوده، و به اکبالتن -همدان- و شوش هم سفر کرده است، و بخشی دیگر را از گزنفون، که در پایان قرن پنجم پیش از میلاد میزیسته است.»
نویسنده نه تنها آثار هرودوت و گزنفون، بلکه هر کتاب و نوشته ای را که دربارۀ کوروش بزرگ و اوضاع و احوال آن روزگار نکته ای یا اشارهای داشته، مطالعه کرده و در داستان پردازی خود در نظر داشته است.
@Library_Telegram
کوروش خورشید ایران زمین.pdf
3.1 MB
📕 کوروش خورشید ایران زمین
✍ گی راشه
🔃 محمد مجلسی
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ گی راشه
🔃 محمد مجلسی
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
بگذارید به نام انسان زندگی کنیم بگذارید آنهایی که در جست و جوی حقیقت طبیعت بودند و هرگز انسان های دیگر را اعدام نکردند را بیاد بیاوریم.
ستاره شناسان و شیمی دان ها هرگز زنجیرهای آهنین به هم نبافتند؟هرگز حفرهٔ تاریک زندان نساختند. زمین شناسان هرگز ابزاری برای شکنجه و آزار ابداع نکردند.
فیلسوفان تئوری های حقیقی و حقیقت را با سوزاندن همسایگانشان به مردم ارائه ندادند. آزاد اندیشان و دگراندیشان برجسته فقط برای نیکی مردمان و انسان ها زیسته اند.
#رابرت_گرین_اینگرسول
@Library_Telegram
ستاره شناسان و شیمی دان ها هرگز زنجیرهای آهنین به هم نبافتند؟هرگز حفرهٔ تاریک زندان نساختند. زمین شناسان هرگز ابزاری برای شکنجه و آزار ابداع نکردند.
فیلسوفان تئوری های حقیقی و حقیقت را با سوزاندن همسایگانشان به مردم ارائه ندادند. آزاد اندیشان و دگراندیشان برجسته فقط برای نیکی مردمان و انسان ها زیسته اند.
#رابرت_گرین_اینگرسول
@Library_Telegram