#یک_دقیقه_مطالعه
بسیاری از ما بنا بر عادت، راحت طلبی، ترس یا تنبلی به همان انتخاب های پیشین ادامه می دهیم و آنگاه شگفت زده می شویم که چرا نتایج متفاوتی به دست نمی آوریم.
در حقیقت، چنان سرگرم تلاش برای گذران زندگی هستیم که حتی نمی فهمیم انتخاب ها و فعالیت هایمان ترجمان امیدها و رویاهای ما نیستند. ما بیش از حد گرفتار "انجام رساندن" زندگی روزانه هستیم.
هر روز را افتان و خیزان و در حد امکان خود به شب می رسانیم. سپس وقتی بیدار می شویم و درمی یابیم که پس از سال ها کار کردن در جهت همان اهداف و آرزوها هنوز به جایگاه مورد نظر در زندگی نرسیده ایم، یکه می خوریم.
📕 سوال های درست
✍️ دبی فورد
@Library_Telegram
بسیاری از ما بنا بر عادت، راحت طلبی، ترس یا تنبلی به همان انتخاب های پیشین ادامه می دهیم و آنگاه شگفت زده می شویم که چرا نتایج متفاوتی به دست نمی آوریم.
در حقیقت، چنان سرگرم تلاش برای گذران زندگی هستیم که حتی نمی فهمیم انتخاب ها و فعالیت هایمان ترجمان امیدها و رویاهای ما نیستند. ما بیش از حد گرفتار "انجام رساندن" زندگی روزانه هستیم.
هر روز را افتان و خیزان و در حد امکان خود به شب می رسانیم. سپس وقتی بیدار می شویم و درمی یابیم که پس از سال ها کار کردن در جهت همان اهداف و آرزوها هنوز به جایگاه مورد نظر در زندگی نرسیده ایم، یکه می خوریم.
📕 سوال های درست
✍️ دبی فورد
@Library_Telegram
نظریه پنجره شکسته چيست؟
ساختمان خالی از سکنهای را در کنار یک خیابان پر رفت و آمد، در حالی که شیشه یکی از پنجرههایش شکسته است تصور کنید. مشاهدههای علمی نشان میدهد که اگر پنجره شکسته ظرف مدت کوتاهی، تعمیر نشود، عابران این پیام را از ساختمان میگیرند که کسی نگران ساختمان نیست و نظارتی وجود ندارد.
پس شیطنت شروع میشود و پنجرههای سالم ساختمان مورد هدف قرار میگیرند و ساختمان تغییر شکل میدهد و البته ادامه این روند میتواند منجر به ورود میهمانان ناخوانده به ساختمان بیصاحب شود و آثارش از سطح به عمق نفوذ کند. اتفاقی که در اشکال مختلف شاهد آن بودهایم.
توصیف فوق، خلاصهای است از یک نظریه جرم شناسی به نام «پنجره شکسته».
نظریهای که در دهه هشتاد و نود میلادی به کمک شهردار نیویورک آمد تا جرمخیزترین مترو جهان را که شهر زیرزمینی خلافکاران و اشرار به حساب میآمد سر و سامان بدهد.
شهرداری نیویورک، در اولین اقدام خود به بازسازی واگنهای مترو پرداخت و دستور داد تا واگنهایی که طی روز با اسپری رنگ، نوشتن یادگاری و... آسیب میبینند، شبانه از خط خارج شوند و تاصبح روز بعد رنگآمیزی و تعمیرشده
به خط برگردند.
در واقع همه اینکارها یک پیغام داشت:
حواسمان به همه چیز هست و هیچ خلافی رو تحمل نمیکنیم واین چنین شد مترو ناامن نیویورک تبدیل به یکی از امن ترین متروهای جهان شد .
اکنون استفاده از تئوری پنجره شکسته در زندگی شخصی، تربیت کودک و تجارت و کسب و کار، کارایی دارد.
پنجره های شکسته رو بیابیم و تعمیر کنیم مطمئن باشید اوضاع بهتر خواهد شد.
پنجره های شکسته کار و زندگی ما کجاها هستند؟
تا حالا بهش فکر کردیم؟!
@Library_Telegram
ساختمان خالی از سکنهای را در کنار یک خیابان پر رفت و آمد، در حالی که شیشه یکی از پنجرههایش شکسته است تصور کنید. مشاهدههای علمی نشان میدهد که اگر پنجره شکسته ظرف مدت کوتاهی، تعمیر نشود، عابران این پیام را از ساختمان میگیرند که کسی نگران ساختمان نیست و نظارتی وجود ندارد.
پس شیطنت شروع میشود و پنجرههای سالم ساختمان مورد هدف قرار میگیرند و ساختمان تغییر شکل میدهد و البته ادامه این روند میتواند منجر به ورود میهمانان ناخوانده به ساختمان بیصاحب شود و آثارش از سطح به عمق نفوذ کند. اتفاقی که در اشکال مختلف شاهد آن بودهایم.
توصیف فوق، خلاصهای است از یک نظریه جرم شناسی به نام «پنجره شکسته».
نظریهای که در دهه هشتاد و نود میلادی به کمک شهردار نیویورک آمد تا جرمخیزترین مترو جهان را که شهر زیرزمینی خلافکاران و اشرار به حساب میآمد سر و سامان بدهد.
شهرداری نیویورک، در اولین اقدام خود به بازسازی واگنهای مترو پرداخت و دستور داد تا واگنهایی که طی روز با اسپری رنگ، نوشتن یادگاری و... آسیب میبینند، شبانه از خط خارج شوند و تاصبح روز بعد رنگآمیزی و تعمیرشده
به خط برگردند.
در واقع همه اینکارها یک پیغام داشت:
حواسمان به همه چیز هست و هیچ خلافی رو تحمل نمیکنیم واین چنین شد مترو ناامن نیویورک تبدیل به یکی از امن ترین متروهای جهان شد .
اکنون استفاده از تئوری پنجره شکسته در زندگی شخصی، تربیت کودک و تجارت و کسب و کار، کارایی دارد.
پنجره های شکسته رو بیابیم و تعمیر کنیم مطمئن باشید اوضاع بهتر خواهد شد.
پنجره های شکسته کار و زندگی ما کجاها هستند؟
تا حالا بهش فکر کردیم؟!
@Library_Telegram
Forwarded from اتچ بات
🛑 امام صادقیها چه جور موجوداتی هستند ؟؟؟
به نظرتان نقطۀ اشتراک سعيد جليلی ، عباس عراقچی ، احمد علمالهدی ، حسين بشيريه ، سعيد حجاريان ، محسن كديور ، حسام الدين آشنا ، میثم مطیعی (مداح) ، مصطفی کواکبیان ، ابراهیم رییسی و وحيد يامينپور با هم چه ميتواند باشد ؟
همۀ اين اسامی به اضافۀ بسیاری از مدیران کشور در سایر نهادها ، وزارتخانهها ، رسانهها و... در يک كليدواژه با هم اشتراک دارند و آن هم #امام_صادقی بودنشان است . اگرچه يكی اقتصاد خوانده و ديگری حقوق و دیگری مدیریت اما ابتدای عنوان رشتۀ تمام آنها نوشته شده : «معارف اسلامی و ..... » حالا جای سه نقطه میتوانيد حقوق ، اقتصاد يا مديريت را بگذاريد
دانشگاهی كه سیاسیترین دانشگاه ایران است اما دانشجویان در آن اجازه تشکیل هیچگونه تشکلّی را ندارند و حتی بسیج دانشجویی نیز در آن شعبه ندارد ، دانشگاهی كه مذهبیترين دانشگاه ايران است اما دفتر نمايندگی ولیفقيه ندارد ، دانشگاهی که مخالف ورزش حرفهای است و هیچگونه تیمی در مسابقات دانشجویی ندارد اما بهترین امکانات ورزشی در دانشگاه برای دانشجویان مهیاست ، دانشگاهی که در آن موسیقی و شطرنج و تراشیدن ریش ممنوع است ولی هیچگونه شهریهای از دانشجویان خود دریافت نمیکند و تمامی امکانات رفاهی آن رایگان است و هزینههای خود را از سرمایهگذاریهای کارخانجات نساجی ، کارخانه داروسازی حیان ، پاساژ نور و میلاد نور در تهران ، کمکهای دولتی و تعداد زیادی از موقوفات دیگر تأمین میکند
امام صادقیها چيزی حدود هفت هشت سال با هم در راهروهای باغ سرسبز بنا شده روی پل مديريت تهران راه ميروند و سر كلاس درس حجت الاسلام قرائتی ، حجت الاسلام فاطمی و آيتالله امجد حاضر ميشوند ، نگاه آنها به مهدویكنی به مثابه فرزندانیست كه به پدر خود نگاه ميكنند با معارف اسلامی به خوبی آشنا ميشوند ، به نوع بيان و استدلال آنها دقت كنيد ، مهم نيست که در صدا و سيما مشغول باشند يا دربدنه دولت چون در هرحال اولویت تک تکشان حفظ نظام به هر قیمت است ، در واقع تعریف آنها از انسان ، جامعه ، کارآمدی ، آزادی ، عدالت ، نظام بینالملل و خیلی چیزهای دیگر با فارغ التحصیلان سایر دانشگاههای ایران متفاوت است و منافع ملی وقتی شکل میگیرد که در همین تعاریف اشتراک وجود داشته باشد ... هر دانشگاه برای خود متونی دارد و هرکس کار خودش را میکند و به آنچه در این میان مظلوم است آیندۀ ایران است !!
هیچ وزارتخانه و نهاد و حوزهای نیست كه #امام_صادقیها را در بدنه خود نداشته باشد
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82
آنگونه که آیت الله مهدوی کنی درباره این دانشگاه گفته بود «وظیفه دانشگاه امام صادق تولید علم است.» با اینهمه رفته رفته در سالهای پس از انقلاب تولید علم به تولید علم اسلامی محدود شد و چند سالی بعد باز هم محدوتر شد تا نسلی از مدیران جمهوری اسلامی تربیت شوند که کمترین تخصص و ارتباطی با علم نوین کشورداری دارند ...
(( 📝هادی انواری روزنامه نگار ))
@Library_Telegram
به نظرتان نقطۀ اشتراک سعيد جليلی ، عباس عراقچی ، احمد علمالهدی ، حسين بشيريه ، سعيد حجاريان ، محسن كديور ، حسام الدين آشنا ، میثم مطیعی (مداح) ، مصطفی کواکبیان ، ابراهیم رییسی و وحيد يامينپور با هم چه ميتواند باشد ؟
همۀ اين اسامی به اضافۀ بسیاری از مدیران کشور در سایر نهادها ، وزارتخانهها ، رسانهها و... در يک كليدواژه با هم اشتراک دارند و آن هم #امام_صادقی بودنشان است . اگرچه يكی اقتصاد خوانده و ديگری حقوق و دیگری مدیریت اما ابتدای عنوان رشتۀ تمام آنها نوشته شده : «معارف اسلامی و ..... » حالا جای سه نقطه میتوانيد حقوق ، اقتصاد يا مديريت را بگذاريد
دانشگاهی كه سیاسیترین دانشگاه ایران است اما دانشجویان در آن اجازه تشکیل هیچگونه تشکلّی را ندارند و حتی بسیج دانشجویی نیز در آن شعبه ندارد ، دانشگاهی كه مذهبیترين دانشگاه ايران است اما دفتر نمايندگی ولیفقيه ندارد ، دانشگاهی که مخالف ورزش حرفهای است و هیچگونه تیمی در مسابقات دانشجویی ندارد اما بهترین امکانات ورزشی در دانشگاه برای دانشجویان مهیاست ، دانشگاهی که در آن موسیقی و شطرنج و تراشیدن ریش ممنوع است ولی هیچگونه شهریهای از دانشجویان خود دریافت نمیکند و تمامی امکانات رفاهی آن رایگان است و هزینههای خود را از سرمایهگذاریهای کارخانجات نساجی ، کارخانه داروسازی حیان ، پاساژ نور و میلاد نور در تهران ، کمکهای دولتی و تعداد زیادی از موقوفات دیگر تأمین میکند
امام صادقیها چيزی حدود هفت هشت سال با هم در راهروهای باغ سرسبز بنا شده روی پل مديريت تهران راه ميروند و سر كلاس درس حجت الاسلام قرائتی ، حجت الاسلام فاطمی و آيتالله امجد حاضر ميشوند ، نگاه آنها به مهدویكنی به مثابه فرزندانیست كه به پدر خود نگاه ميكنند با معارف اسلامی به خوبی آشنا ميشوند ، به نوع بيان و استدلال آنها دقت كنيد ، مهم نيست که در صدا و سيما مشغول باشند يا دربدنه دولت چون در هرحال اولویت تک تکشان حفظ نظام به هر قیمت است ، در واقع تعریف آنها از انسان ، جامعه ، کارآمدی ، آزادی ، عدالت ، نظام بینالملل و خیلی چیزهای دیگر با فارغ التحصیلان سایر دانشگاههای ایران متفاوت است و منافع ملی وقتی شکل میگیرد که در همین تعاریف اشتراک وجود داشته باشد ... هر دانشگاه برای خود متونی دارد و هرکس کار خودش را میکند و به آنچه در این میان مظلوم است آیندۀ ایران است !!
هیچ وزارتخانه و نهاد و حوزهای نیست كه #امام_صادقیها را در بدنه خود نداشته باشد
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82
آنگونه که آیت الله مهدوی کنی درباره این دانشگاه گفته بود «وظیفه دانشگاه امام صادق تولید علم است.» با اینهمه رفته رفته در سالهای پس از انقلاب تولید علم به تولید علم اسلامی محدود شد و چند سالی بعد باز هم محدوتر شد تا نسلی از مدیران جمهوری اسلامی تربیت شوند که کمترین تخصص و ارتباطی با علم نوین کشورداری دارند ...
(( 📝هادی انواری روزنامه نگار ))
@Library_Telegram
Telegram
attach 📎
👍4👎1
☕️ قطعه ای از کتاب
زمستان فقط فصل پولدارهاست؛
اگر پولدار باشی، سرما برایت یک شوخی است که میتوانی با پالتوی پوست، کلکش را بکنی و گرم شوی. تازه بعدش هم بروی اسکی!
اما اگر فقیر باشی، سرما یک بلای آسمانی است که یادت میدهد چهجوری از منظرههای پوشیده از برف متنفر باشی!
📕 نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
✍️ اوریانا فالاچی
@Library_Telegram
زمستان فقط فصل پولدارهاست؛
اگر پولدار باشی، سرما برایت یک شوخی است که میتوانی با پالتوی پوست، کلکش را بکنی و گرم شوی. تازه بعدش هم بروی اسکی!
اما اگر فقیر باشی، سرما یک بلای آسمانی است که یادت میدهد چهجوری از منظرههای پوشیده از برف متنفر باشی!
📕 نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
✍️ اوریانا فالاچی
@Library_Telegram
Forwarded from همه چی، هیچی
حسن عباسی را تعریف کنید ؟؟
ما زندگان امروزی واقعا خوشبختیم که با برادر حسن عباسی #کسینجر_اسلام همزمان هستیم ، به خصوص ما ایرانیها که موفق میشویم گلواژههای او را به زبان مادری بشنویم و بخوانیم ...
حسن متولد اردیبهشت ۱۳۴٩ در لرستان است ، خانوادۀ حسن میخواستند که او پزشک شود به همین دلیل در سن ۱۶ سالگی به جبهه رفت و نیم ساعت پس از رفتنش به جبهه جنگ تمام شد ، وی بهتنهایی قطعنامه ۵۹۸ را نپذیرفت و تا شش ماه پس از پایان جنگ در جبهه ماند تا جنگ ادامه پیدا کند اما چون جنگ تمام شده بود تصمیم گرفت آن را ایجاد کند و با ١٨ نفر از دوستانش انصار حزبالله را برای حمله به خواهر و مادر مردم تشکیل داد . وی فکر میکند که یکی از تئوریسینهای مهم در خاورمیانه است ولی خیلی کسی با او موافق نیست چون حرفهایی را که طنزنویسان به عنوان شوخی مطرح میکنند او به صورت جدی میگوید ، حسن و دوستانش برای تبلیغ اعتقاداتشان از باتوم و گاز اشکآور استفاده میکنند و علاقۀ اکثرشان هم حملات خودجوش به سفارتخانههاست
🛑دانمارکیها میگویند : آدم دیوانه آدمیست که تعداد دشمنانش را آنقدر زیاد نشان دهد که خودش هم از آن وحشت کند !
@hychy
ما زندگان امروزی واقعا خوشبختیم که با برادر حسن عباسی #کسینجر_اسلام همزمان هستیم ، به خصوص ما ایرانیها که موفق میشویم گلواژههای او را به زبان مادری بشنویم و بخوانیم ...
حسن متولد اردیبهشت ۱۳۴٩ در لرستان است ، خانوادۀ حسن میخواستند که او پزشک شود به همین دلیل در سن ۱۶ سالگی به جبهه رفت و نیم ساعت پس از رفتنش به جبهه جنگ تمام شد ، وی بهتنهایی قطعنامه ۵۹۸ را نپذیرفت و تا شش ماه پس از پایان جنگ در جبهه ماند تا جنگ ادامه پیدا کند اما چون جنگ تمام شده بود تصمیم گرفت آن را ایجاد کند و با ١٨ نفر از دوستانش انصار حزبالله را برای حمله به خواهر و مادر مردم تشکیل داد . وی فکر میکند که یکی از تئوریسینهای مهم در خاورمیانه است ولی خیلی کسی با او موافق نیست چون حرفهایی را که طنزنویسان به عنوان شوخی مطرح میکنند او به صورت جدی میگوید ، حسن و دوستانش برای تبلیغ اعتقاداتشان از باتوم و گاز اشکآور استفاده میکنند و علاقۀ اکثرشان هم حملات خودجوش به سفارتخانههاست
🛑دانمارکیها میگویند : آدم دیوانه آدمیست که تعداد دشمنانش را آنقدر زیاد نشان دهد که خودش هم از آن وحشت کند !
@hychy
کارل گوستاو یونگ روانشناس سوئیسی، تعبیر جالبی از انسانِ خوشحال دارد که بسیار از تعریف عادی و معمولِ خوشحالی فاصله دارد: بر اساس این تعریف، خوشحال بودن یعنی توانمندی بالای ما در شکیبایی و استقامت در برابر سختی ها؛
خوشحالی یعنی اطمینانی درونی به این که درد و رنج و سختی و بیماری و مرگ جزء لاینفک زندگیست، اما هیچ کدام از آنها نمی تواند مرا از پا بیاندازد؛
خوشحالی یعنی در سختی ها لبخند زدن؛
خوشحالی یعنی آگاهی از توانمندی بزرگ ما برای به دوش کشیدن مشکلات؛ خوشحالی یعنی بعد از هر زمین خوردن همچنان بتوانیم بخندیم و لبخند بر لب دیگر همنوعان بیاوریم؛
خوشحالی یعنی حضور کامل ما در هستی؛
خوشحالی یعنی همچون رود جاری بودن و در حرکت بودن، عبور کردن و به عظمتی بی پایان چشم دوختن؛
خوشحالی یعنی توانایی ما به گفتنِ یک آریِ بزرگ به زندگی ...
@Library_Telegram
خوشحالی یعنی اطمینانی درونی به این که درد و رنج و سختی و بیماری و مرگ جزء لاینفک زندگیست، اما هیچ کدام از آنها نمی تواند مرا از پا بیاندازد؛
خوشحالی یعنی در سختی ها لبخند زدن؛
خوشحالی یعنی آگاهی از توانمندی بزرگ ما برای به دوش کشیدن مشکلات؛ خوشحالی یعنی بعد از هر زمین خوردن همچنان بتوانیم بخندیم و لبخند بر لب دیگر همنوعان بیاوریم؛
خوشحالی یعنی حضور کامل ما در هستی؛
خوشحالی یعنی همچون رود جاری بودن و در حرکت بودن، عبور کردن و به عظمتی بی پایان چشم دوختن؛
خوشحالی یعنی توانایی ما به گفتنِ یک آریِ بزرگ به زندگی ...
@Library_Telegram
یکی از معروفترین مستشاران آمریکا در تاریخ معاصر ایران #آرتور_میلسپو است که یکبار در سالهای ۱۳۰۱ تا ۱۳۰۶ سالهای نخست پادشاهی رضاشاه و یکبار در سالهای ۱۳۲۱ تا ۱۳۲۳ پس از عزل رضاخان به ايران آمد و رياست كل دارايی ايران را به عهده گرفت تا با انجام اصلاحات مالی شرایط اقتصادی و مالی ایران را بهبود بخشد . او پس از پایان حضورش در ایران کتابی با عنوان مأموریت آمریکاییها در ایران نوشت که در پیش از انقلاب منتشر شد و بعد از انقلاب ممنوع چون اطلاعات جامعی را دربارۀ شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ایران به خواننده میدهد
او میگوید : دو کیفیت اجتماعی که به ندرت در ایران یافت میشود #پشتکار و #وجدان_کار است و حس میهنپرستی در اغلب ایرانیها تکامل نیافته ، هزاران ایرانی برای امور مختلف به وزارت مالیه مراجعه میکنند که اغلب به جز توصیه برای برادر ، پسر ، برادرزاده یا درخواست تخفیف مالیاتی انتظار دیگری ندارند ، این عده حاضرند تنها برای رسیدن به خواستۀ خود حقیقت را ندیده بگیرند و جز به منافع خود و خانوادۀ خویش به چیز دیگری توجه ندارند
و ادامه میدهد : هرچند وقتی قانونی ضمانت اجرا ندارد یا اصلاً وجود ندارد ، وقتی پخمگان برای احراز پستهای مملکت مشغول خریداری مقام هستند ، وقتی وجدان عمومی و حس میهنپرستی فقط حرف است ، وقتی حقوق کارمندان کمتر از هزینۀ زندگی آنهاست ، وقتی دولت مجبور به تأمین منافع خارجیان میگردد بایستی منتظر مصیبت باشد ... وجود نابسامانی در اوضاع ایران تعجبآور نیست چرا که اگر چنین شرایطی در کشور ما هم باشد به همین سرنوشت مبتلا خواهیم شد . داشتن حس مالکیت نسبت به کشور بسیار مهم است
📗 یاد جملهای از دکتر #سریعالقلم در
کتاب اقتدارگرایی ایرانی افتادم که میگفت :
ما ایرانیان آدمهای بدی نیستیم ساختارهای بد ، ما را اینگونه کرده ، در آلمان و ژاپن هم افرادی هستند که دوبله پارک میکنند و چراغ قرمز را رد میکنند اما دوبله پارک کردن و چراغ قرمز را رد کردن در آلمان قاعده نیست ولی در تهران ما هست ، در کشور ما اگر کسی راهی پیدا کند مالیات نخواهد داد چون قاعده بر این است و کسانی که پست میگیرند بجای آنکه قدرت را مساوی مسئولیت بدانند ، قدرت را عاملی برای هموار شدن مسیر زندگی فردیشان میپندارند
@Library_Telegram
او میگوید : دو کیفیت اجتماعی که به ندرت در ایران یافت میشود #پشتکار و #وجدان_کار است و حس میهنپرستی در اغلب ایرانیها تکامل نیافته ، هزاران ایرانی برای امور مختلف به وزارت مالیه مراجعه میکنند که اغلب به جز توصیه برای برادر ، پسر ، برادرزاده یا درخواست تخفیف مالیاتی انتظار دیگری ندارند ، این عده حاضرند تنها برای رسیدن به خواستۀ خود حقیقت را ندیده بگیرند و جز به منافع خود و خانوادۀ خویش به چیز دیگری توجه ندارند
و ادامه میدهد : هرچند وقتی قانونی ضمانت اجرا ندارد یا اصلاً وجود ندارد ، وقتی پخمگان برای احراز پستهای مملکت مشغول خریداری مقام هستند ، وقتی وجدان عمومی و حس میهنپرستی فقط حرف است ، وقتی حقوق کارمندان کمتر از هزینۀ زندگی آنهاست ، وقتی دولت مجبور به تأمین منافع خارجیان میگردد بایستی منتظر مصیبت باشد ... وجود نابسامانی در اوضاع ایران تعجبآور نیست چرا که اگر چنین شرایطی در کشور ما هم باشد به همین سرنوشت مبتلا خواهیم شد . داشتن حس مالکیت نسبت به کشور بسیار مهم است
📗 یاد جملهای از دکتر #سریعالقلم در
کتاب اقتدارگرایی ایرانی افتادم که میگفت :
ما ایرانیان آدمهای بدی نیستیم ساختارهای بد ، ما را اینگونه کرده ، در آلمان و ژاپن هم افرادی هستند که دوبله پارک میکنند و چراغ قرمز را رد میکنند اما دوبله پارک کردن و چراغ قرمز را رد کردن در آلمان قاعده نیست ولی در تهران ما هست ، در کشور ما اگر کسی راهی پیدا کند مالیات نخواهد داد چون قاعده بر این است و کسانی که پست میگیرند بجای آنکه قدرت را مساوی مسئولیت بدانند ، قدرت را عاملی برای هموار شدن مسیر زندگی فردیشان میپندارند
@Library_Telegram
میتوان مردم را متوجه زندگیای کرد که شایسته آدمیزاد نیست. یعنی بگویید: مردم! این زندگی که میگذرانید به قول چخوف شایستهی شما نیست. بد زندگی میکنید، دلیلش این یا آن است...
من ترجیح میدهم که انگیزههای بیماری را نشان بدهم. برای درمان، دارو و پزشک هست. کسانی ایراد میگیرند و میگویند نه! تو که بیماری را نشان میدهی، باید بگویی چرا آمده، بعد تجزیه و تحلیل کنی و آخر سر درمانش کنی! خوب، اگر من تا این حد کامل و قادر به انجام چنین کاری بودم، نمیآمدم فیلم بسازم، از طریق دیگری وارد میدان میشدم و این همه نبوغ را مستقیماً در جایی که لازم است بکار میانداختم. من میگویم آنچه مهم است این است که ما داریم در مرداب و لجنزار جامعهی سرمایه داری غرق میشویم و این چیزی ست که دائما باید بر رویش تاکید شود...
#سهراب_شهید_ثالث
@Library_Telegram
من ترجیح میدهم که انگیزههای بیماری را نشان بدهم. برای درمان، دارو و پزشک هست. کسانی ایراد میگیرند و میگویند نه! تو که بیماری را نشان میدهی، باید بگویی چرا آمده، بعد تجزیه و تحلیل کنی و آخر سر درمانش کنی! خوب، اگر من تا این حد کامل و قادر به انجام چنین کاری بودم، نمیآمدم فیلم بسازم، از طریق دیگری وارد میدان میشدم و این همه نبوغ را مستقیماً در جایی که لازم است بکار میانداختم. من میگویم آنچه مهم است این است که ما داریم در مرداب و لجنزار جامعهی سرمایه داری غرق میشویم و این چیزی ست که دائما باید بر رویش تاکید شود...
#سهراب_شهید_ثالث
@Library_Telegram
افراد موفق چگونه روز کاری را شروع میکنند و چطور آن را خاتمه میدهند؟
(مدیریت زمان انسانهای موفق)
اندی کتز مِیفیلد، مؤسس و مدیرعامل کمپانی هری :اکثر روزها من سعی میکنم پیاده به محل کارم بروم.
کتز مِیفیلد میگوید در طول ۲۰ دقیقه پیادهروی که دارد ایمیلهایش را پاسخ نمیدهد و از تلفن هوشمندش استفاده نمیکند.
لیلا جانا، مدیرعامل ساماسورس نیز هر روز با پیادهروی در محل کارش حاضر میشود. کمپانی ساماسورس کارمندان خود را دورکار انتخاب میکند. جانا در مسیرش به شرکت، موسیقی گوش میدهد و میگوید موسیقی باعث میشود فشار و استرس وی کاهش یابد
گملانی ولان، مدیرعامل سولسایکل صبحها به ورزش نیز میپردازد. او میگوید ورزش بهترین کاری است که میتوانید روزتان را با آن شروع کنید. شاید در ابتدای روز کمی از تخت خواب برخاستن سخت باشد؛ اما همینکه برخاستید و به تمرین ورزشی مشغول شدید، احساس بسیار خوبی خواهید کرد و میزان خلاقیتتان در طول روز بسیار بیشتر خواهد شد.
بن لم، مدیرعامل و مؤسس کمپانی Conversable میگوید: شب بعد از اینکه کامپیوتر و دستگاههای دیگر را خاموش کردم به حمام میروم و دوش آب گرم میگیرم تا دمای بدنم افزایش یابد. سپس حرکات کششی انجام میدهم و با مطالعه سعی میکنم کمی از اتفاقات روز فاصله بگیرم.
هر یک از مدیران موفق به داشتن روتینی برای فراموش کردن اتفاقات روز کاری اشاره کردهاند. این یعنی هر یک از ما نیز باید مدتی از اتفاقات روز فاصله بگیریم تا برای روز کاری بعدی بهاندازهی کافی انگیزه داشته باشیم.
@Library_Telegram
(مدیریت زمان انسانهای موفق)
اندی کتز مِیفیلد، مؤسس و مدیرعامل کمپانی هری :اکثر روزها من سعی میکنم پیاده به محل کارم بروم.
کتز مِیفیلد میگوید در طول ۲۰ دقیقه پیادهروی که دارد ایمیلهایش را پاسخ نمیدهد و از تلفن هوشمندش استفاده نمیکند.
لیلا جانا، مدیرعامل ساماسورس نیز هر روز با پیادهروی در محل کارش حاضر میشود. کمپانی ساماسورس کارمندان خود را دورکار انتخاب میکند. جانا در مسیرش به شرکت، موسیقی گوش میدهد و میگوید موسیقی باعث میشود فشار و استرس وی کاهش یابد
گملانی ولان، مدیرعامل سولسایکل صبحها به ورزش نیز میپردازد. او میگوید ورزش بهترین کاری است که میتوانید روزتان را با آن شروع کنید. شاید در ابتدای روز کمی از تخت خواب برخاستن سخت باشد؛ اما همینکه برخاستید و به تمرین ورزشی مشغول شدید، احساس بسیار خوبی خواهید کرد و میزان خلاقیتتان در طول روز بسیار بیشتر خواهد شد.
بن لم، مدیرعامل و مؤسس کمپانی Conversable میگوید: شب بعد از اینکه کامپیوتر و دستگاههای دیگر را خاموش کردم به حمام میروم و دوش آب گرم میگیرم تا دمای بدنم افزایش یابد. سپس حرکات کششی انجام میدهم و با مطالعه سعی میکنم کمی از اتفاقات روز فاصله بگیرم.
هر یک از مدیران موفق به داشتن روتینی برای فراموش کردن اتفاقات روز کاری اشاره کردهاند. این یعنی هر یک از ما نیز باید مدتی از اتفاقات روز فاصله بگیریم تا برای روز کاری بعدی بهاندازهی کافی انگیزه داشته باشیم.
@Library_Telegram
#اندکی_تفکر
مشکل اصلی مملکت ما برمیگردد به زمان دبیرستان و انتخاب رشته که
کسانی که درس ضعیفی دارند میروند رشته انسانی
متوسط ها تجربی
و زرنگ ها ریاضی
بعد تو دانشگاه ها
ضعیف ها میشن قاضی و دادستان و وکیل و وزیر و سیاستمدار و بر مردم حکومت میکنن
متوسط ها میشن پزشک و با جون مردم بازی میکن
و زرنگ ها میشن مهندس و تو مملکت بیکار میگردن
@Library_Telegram
مشکل اصلی مملکت ما برمیگردد به زمان دبیرستان و انتخاب رشته که
کسانی که درس ضعیفی دارند میروند رشته انسانی
متوسط ها تجربی
و زرنگ ها ریاضی
بعد تو دانشگاه ها
ضعیف ها میشن قاضی و دادستان و وکیل و وزیر و سیاستمدار و بر مردم حکومت میکنن
متوسط ها میشن پزشک و با جون مردم بازی میکن
و زرنگ ها میشن مهندس و تو مملکت بیکار میگردن
@Library_Telegram
🔴 دعوای دو مرتجع قضایی بر سر ارثیه پدری (✍️: مسعود اخترانی تهرانی وکیل دادگستری)
در نامه صدرالسارقین آملی لاریجانی به محمد یزدی گفته سال ۹۷ نزدیک ۱۷ میلیون پرونده در قوه قضائیه رسیدگی شده و این افتضاح بزرگ را دستاورد خودش میداند!
اگر هر پرونده را بطور میانگین دارای دوطرف در دعوی مطروحه قلمداد کنیم ۳۴ میلیون نفر بصورت مستقیم تو محاکم قضایی تحت ریاست لاری دوندگی کردند ،بماند که طرفین دعوی به حقشان رسیدند یا خیر اما باید در نظر گرفت که این حدود افراد هر کدام خانواده درجه یک ۳ تا ۵ نفره هم دارند که با این حساب کل مردم کشور بصورت مستقیم و غیر مستقیم در محاکم قضائی تحت ریاست لاری دنبال حقشان بودند!!
این نه تنها دستاورد قضایی نیست بلکه بزرگترین شکست برای جامعهای است که بیسوادان هدایت آن را عهدهدار هستند. وقتی قوانین یک کشور درست نباشد باید شاهد چنین آمار افتضاحی باشیم.
سوال این است که کشورمان ایران ارثیه پدری کدامتان است که غصب کردید و چپاول میکنید؟
@Library_Telegram
در نامه صدرالسارقین آملی لاریجانی به محمد یزدی گفته سال ۹۷ نزدیک ۱۷ میلیون پرونده در قوه قضائیه رسیدگی شده و این افتضاح بزرگ را دستاورد خودش میداند!
اگر هر پرونده را بطور میانگین دارای دوطرف در دعوی مطروحه قلمداد کنیم ۳۴ میلیون نفر بصورت مستقیم تو محاکم قضایی تحت ریاست لاری دوندگی کردند ،بماند که طرفین دعوی به حقشان رسیدند یا خیر اما باید در نظر گرفت که این حدود افراد هر کدام خانواده درجه یک ۳ تا ۵ نفره هم دارند که با این حساب کل مردم کشور بصورت مستقیم و غیر مستقیم در محاکم قضائی تحت ریاست لاری دنبال حقشان بودند!!
این نه تنها دستاورد قضایی نیست بلکه بزرگترین شکست برای جامعهای است که بیسوادان هدایت آن را عهدهدار هستند. وقتی قوانین یک کشور درست نباشد باید شاهد چنین آمار افتضاحی باشیم.
سوال این است که کشورمان ایران ارثیه پدری کدامتان است که غصب کردید و چپاول میکنید؟
@Library_Telegram
📕 تحولات فرهنگی و سیاسی ایران
✍ علی اصغر حقدار
تاریخ معاصر ایران بر اساس برخورد با تمدن و فرهنگ مدرنیته ساخته شده است؛ نخستین برخوردها در یکصد سال پیش از استقرار مشروطیت و با جنگ های ایران و روسیه و تلاقی دیپلماتیک با بریتانیا به وجود آمد و تکانه های بعدی را رویدادهای مشروطیت پدیدار ساختند. یکصد سال گذشته- از بنیان اولین پارلمان و تدوین نخستین قانون اساسی- تاکنون مفاهیم، نهادها، رفتار، ایده ها و کنشهای آمیخته با اصول و لایه های مدرنیته در زمینه های اجتماعی- سیاسی و اقتصادی – فرهنگی کشورمان جریان داشته و با این حال نتوانسته اند به فرهنگی برآمده از واقعیات جامعه و نیازهای ایرانیان ارتقا یابند. داستان سیر اودیسه وار مدرنیته در ایران، هم چنان در راه و ایده ها و کنشهای آن، پروژه ای ناتمام بشمار می روند؛ آسیب شناسی این ناتمامی در سنجش عقلانی سنت و برخورد عملی با مدرنیته را می طلبد؛ زمینه ای که در بیشتر کارکردهای فرهنگی و سیاس – اجتماعی نادیده گرفته شده اند و دور نیست که اصرار بر این نادیدگی، فرهنگ ایران را از گردونه جهانی الگوهای زندگی و مفاهیم اندیشگی مدرنیته خارج سازد.
@Library_Telegram
✍ علی اصغر حقدار
تاریخ معاصر ایران بر اساس برخورد با تمدن و فرهنگ مدرنیته ساخته شده است؛ نخستین برخوردها در یکصد سال پیش از استقرار مشروطیت و با جنگ های ایران و روسیه و تلاقی دیپلماتیک با بریتانیا به وجود آمد و تکانه های بعدی را رویدادهای مشروطیت پدیدار ساختند. یکصد سال گذشته- از بنیان اولین پارلمان و تدوین نخستین قانون اساسی- تاکنون مفاهیم، نهادها، رفتار، ایده ها و کنشهای آمیخته با اصول و لایه های مدرنیته در زمینه های اجتماعی- سیاسی و اقتصادی – فرهنگی کشورمان جریان داشته و با این حال نتوانسته اند به فرهنگی برآمده از واقعیات جامعه و نیازهای ایرانیان ارتقا یابند. داستان سیر اودیسه وار مدرنیته در ایران، هم چنان در راه و ایده ها و کنشهای آن، پروژه ای ناتمام بشمار می روند؛ آسیب شناسی این ناتمامی در سنجش عقلانی سنت و برخورد عملی با مدرنیته را می طلبد؛ زمینه ای که در بیشتر کارکردهای فرهنگی و سیاس – اجتماعی نادیده گرفته شده اند و دور نیست که اصرار بر این نادیدگی، فرهنگ ایران را از گردونه جهانی الگوهای زندگی و مفاهیم اندیشگی مدرنیته خارج سازد.
@Library_Telegram
تحولات_فرهنگي_و_سياسي_ايران_معاصر.pdf
1.5 MB
📕 تحولات فرهنگی و سیاسی ایران
✍ علی اصغر حقدار
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ علی اصغر حقدار
➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
#اندکی_تفکر
احمد شاملو، شاعر، نویسنده و از انقلابیون چپی ٥٧ در کتاب خاطرات خود می نویسد:
"پس از پیروزی انقلاب ٥٧، بنا به دوستی و آشنایی که با ژان پل سارتر، نویسنده و فیلسوف نامدار فرانسوی داشتم و از سرنگونی رژیم پادشاهی پهلوی سرمست بودم، نامه ای به او نوشتم و در انتهای نامه نوشتم: "جناب سارتر، چرا شما از این بابت پیروزی انقلاب به ما تبریک نگفتید؟!"
شاملو در خاطرات خود ادامه میدهد؛ سارتر بزرگ به من جوابی داد که تا سالهای سال هنوز همچون پتکی بر مغز من میکوبد!!!
سارتر نوشته بود: "شما چگونه قیامی که رهبران آن روحانی، و نتیجه آن حاکمیت حکومت مذهبی و روحانیون گردیده را "انقلاب" می نامید؟؟؟!!! مگر نه اینکه انقلاب "دگرگونی رو به جلو" است؟ شما برگشت به قهقرا کرده اید! آنچه شما کردید "انقلاب" نیست!" سارتر ادامه میدهد: "شما در آینده ناچار مجبور به انقلابی واقعی خواهید بود، و آن رخدادی چون رنسانس اروپاست، یعنی به زیر کشیدن مذهب اسلام از اریکه قدرت که متاسفانه هیچ زبانی جز انقلاب آن را چاره ساز نیست...
@Library_Telegram
احمد شاملو، شاعر، نویسنده و از انقلابیون چپی ٥٧ در کتاب خاطرات خود می نویسد:
"پس از پیروزی انقلاب ٥٧، بنا به دوستی و آشنایی که با ژان پل سارتر، نویسنده و فیلسوف نامدار فرانسوی داشتم و از سرنگونی رژیم پادشاهی پهلوی سرمست بودم، نامه ای به او نوشتم و در انتهای نامه نوشتم: "جناب سارتر، چرا شما از این بابت پیروزی انقلاب به ما تبریک نگفتید؟!"
شاملو در خاطرات خود ادامه میدهد؛ سارتر بزرگ به من جوابی داد که تا سالهای سال هنوز همچون پتکی بر مغز من میکوبد!!!
سارتر نوشته بود: "شما چگونه قیامی که رهبران آن روحانی، و نتیجه آن حاکمیت حکومت مذهبی و روحانیون گردیده را "انقلاب" می نامید؟؟؟!!! مگر نه اینکه انقلاب "دگرگونی رو به جلو" است؟ شما برگشت به قهقرا کرده اید! آنچه شما کردید "انقلاب" نیست!" سارتر ادامه میدهد: "شما در آینده ناچار مجبور به انقلابی واقعی خواهید بود، و آن رخدادی چون رنسانس اروپاست، یعنی به زیر کشیدن مذهب اسلام از اریکه قدرت که متاسفانه هیچ زبانی جز انقلاب آن را چاره ساز نیست...
@Library_Telegram
برگی از تاریخ: خاطرات ابراهیم یزدیِ
در سال ١٣٧١ که به ایران آمده بودم به دیدن مرحوم مهندس بازرگان رفتم و صحبت از جنگ ایران و عراق شد
از ایشان پرسیدم که آیا واقعا نمیشد از این جنگ پیش گیری کرد؟
مهندس خاطرهای را در این زمینه نقل کردند که دانستن آن برای آیندگان خالی از لطف نیست:
۵ ماه قبل ازحمله صدام حسین به ایران در ٣٠فروردین ١٣۵٩ تیتر بزرگ روزنامه کیهان این بود : امام ارتش عراق را به قیام بر علیه صدام دعوت کرد.
در اوایل اردیبهشت ١٣۵٩ شورای انقلاب از من خواستند برای رسیدگی به مسئله مهمی جلسه شورا را تشکیل دهیم، وقتی به جلسه رفتم دیدم آقای دعائی سفیر ایران در عراق نیز در جلسه حضور دارد گفتند آقای دعایی گزارشی دارند.
آقای دعایی گفت: در چند ماه اخیر هرچند روز یکبار مرا به وزارت امور خارجه احضار و با ارائه مدارکی به کوشش ایران برای اخلال و آشفتگی در عراق اعتراض میکنند اما هفته گذشته شخص صدام حسین مرا احضار کرد و پس از بیان اعتراض شدید خود نسبت به دخالتها گفت:
این وضع برای من قابل تحمل نیست، شما بروید تهران و به آقای خمینی بگویید من اولین دولتی بودم که جمهوری اسلامی را به رسمیت شناختم و اگر مایلند خود من [ صدام ] شخصا به ایران میآیم تا با مذاکره اختلافات را حل کنیم و اگر مایل نیستند با من مذاکره کنند یک هیئت عالی رتبه به ایران میفرستم و یا آنها یک هیئت برای مذاکره به عراق بفرستد تا اختلافات حل شود چوم در صورت ادامه این وضع مطمئن باشید که به ایران حمله نظامی خواهم کرد.
شورای انقلاب تصمیم میگیرد که آقای دعایی به همراه مهندس بازرگان و دکتر بهشتی برای تعیین تکلیف به دیدار رهبر انقلاب بروند
در این دیدار ابتدا آقای دعایی شرح کامل ماجرا و تهدید صدام را بیان میکند و رهبر انقلاب در پاسخ به او میگویند : محلش نگذارید!!
سپس مهندس بازرگان به استدلال میپردازد که باید توجه کرد که امروز موقعیت ما در جهان به علت انقلاب چندان مطلوب نیست و اگر گرفتار جنگ شویم همه از طرف مقابل حمایت خواهند کرد، از این گذشته وضعیت ارتش به علت اعدام بسیاری از فرماندهان ارشد آن خوب نیست و به کلی فاقد روحیه لازم برای جنگیدن است بنابراین واجب است از وقوع هرگونه جنگ احتمالی پیشگیری کنیم.
رهبر انقلاب باز میگویند: محلش نگذارید.
مجددا دکتر بهشتی شروع به استدلال میکند که آیتالله خمینی تحمل نمیکنند و از جای خود برمیخیزند و برای بار سوم میگویند: گفتم که محلش نگذارید و به طرف در حرکت میکنند، آقای دعایی که خیلی ناراحت شده بود میگوید: آقا من دیگر به بغداد نمیروم
آقای خمینی پس از تامل کوتاهی رویشان را به طرف دعایی برگردانده و میگویند: وظیفه #شرعی به تو میگوید که بروی و بدون اینکه منتظر پاسخ شوند از اتاق بیرون میروند ...
در مسیر بازگشت به شورای انقلاب آقای دعایی در حالی که گریه میکرده است میگوید: به خدا قسم او [ صدام ] حمله خواهد کرد و هیچکس کاری نمیتواند بکند!!
مدتی بعد عراق به ایران حمله کرد.
bit.ly/33MrbnZ
پ ن : بعد از کشته و زخمی شدن یک میلیون ایرانی
امام فرمودند جنگ یک نعمت بود...!!!!!!/سپهر آزادی
@Library_Telegram
در سال ١٣٧١ که به ایران آمده بودم به دیدن مرحوم مهندس بازرگان رفتم و صحبت از جنگ ایران و عراق شد
از ایشان پرسیدم که آیا واقعا نمیشد از این جنگ پیش گیری کرد؟
مهندس خاطرهای را در این زمینه نقل کردند که دانستن آن برای آیندگان خالی از لطف نیست:
۵ ماه قبل ازحمله صدام حسین به ایران در ٣٠فروردین ١٣۵٩ تیتر بزرگ روزنامه کیهان این بود : امام ارتش عراق را به قیام بر علیه صدام دعوت کرد.
در اوایل اردیبهشت ١٣۵٩ شورای انقلاب از من خواستند برای رسیدگی به مسئله مهمی جلسه شورا را تشکیل دهیم، وقتی به جلسه رفتم دیدم آقای دعائی سفیر ایران در عراق نیز در جلسه حضور دارد گفتند آقای دعایی گزارشی دارند.
آقای دعایی گفت: در چند ماه اخیر هرچند روز یکبار مرا به وزارت امور خارجه احضار و با ارائه مدارکی به کوشش ایران برای اخلال و آشفتگی در عراق اعتراض میکنند اما هفته گذشته شخص صدام حسین مرا احضار کرد و پس از بیان اعتراض شدید خود نسبت به دخالتها گفت:
این وضع برای من قابل تحمل نیست، شما بروید تهران و به آقای خمینی بگویید من اولین دولتی بودم که جمهوری اسلامی را به رسمیت شناختم و اگر مایلند خود من [ صدام ] شخصا به ایران میآیم تا با مذاکره اختلافات را حل کنیم و اگر مایل نیستند با من مذاکره کنند یک هیئت عالی رتبه به ایران میفرستم و یا آنها یک هیئت برای مذاکره به عراق بفرستد تا اختلافات حل شود چوم در صورت ادامه این وضع مطمئن باشید که به ایران حمله نظامی خواهم کرد.
شورای انقلاب تصمیم میگیرد که آقای دعایی به همراه مهندس بازرگان و دکتر بهشتی برای تعیین تکلیف به دیدار رهبر انقلاب بروند
در این دیدار ابتدا آقای دعایی شرح کامل ماجرا و تهدید صدام را بیان میکند و رهبر انقلاب در پاسخ به او میگویند : محلش نگذارید!!
سپس مهندس بازرگان به استدلال میپردازد که باید توجه کرد که امروز موقعیت ما در جهان به علت انقلاب چندان مطلوب نیست و اگر گرفتار جنگ شویم همه از طرف مقابل حمایت خواهند کرد، از این گذشته وضعیت ارتش به علت اعدام بسیاری از فرماندهان ارشد آن خوب نیست و به کلی فاقد روحیه لازم برای جنگیدن است بنابراین واجب است از وقوع هرگونه جنگ احتمالی پیشگیری کنیم.
رهبر انقلاب باز میگویند: محلش نگذارید.
مجددا دکتر بهشتی شروع به استدلال میکند که آیتالله خمینی تحمل نمیکنند و از جای خود برمیخیزند و برای بار سوم میگویند: گفتم که محلش نگذارید و به طرف در حرکت میکنند، آقای دعایی که خیلی ناراحت شده بود میگوید: آقا من دیگر به بغداد نمیروم
آقای خمینی پس از تامل کوتاهی رویشان را به طرف دعایی برگردانده و میگویند: وظیفه #شرعی به تو میگوید که بروی و بدون اینکه منتظر پاسخ شوند از اتاق بیرون میروند ...
در مسیر بازگشت به شورای انقلاب آقای دعایی در حالی که گریه میکرده است میگوید: به خدا قسم او [ صدام ] حمله خواهد کرد و هیچکس کاری نمیتواند بکند!!
مدتی بعد عراق به ایران حمله کرد.
bit.ly/33MrbnZ
پ ن : بعد از کشته و زخمی شدن یک میلیون ایرانی
امام فرمودند جنگ یک نعمت بود...!!!!!!/سپهر آزادی
@Library_Telegram
👍3
#یک_دقیقه_مطالعه
نمیدانم تابستان چه سالی ملخ به شهر ما هجوم آورد. زیانها رساند. من مامور مبارزه با ملخ در یکی از آبادیها شدم. راستش را بخواهید حتی برای کشتن یک ملخ نقشه نکشیدم. وقتی میان مزارع راه میرفتم، سعی میکردم پا روی ملخها نگذارم. اگر محصول را میخوردند پیدا بود که گرسنهاند.
منطق من ساده و هموار بود. اگر یک روز طلوع و غروب خورشید را نمیدیدم گناهکار بودم. هوای تاریک و روشن مرا اهل مراقبه بار آورد. تماشای مجهول را به من آموخت. من سالها نماز خواندهام. بزرگترها میخواندند، من هم میخواندم. در دبستان ما را برای نماز به مسجد میبردند. روزی در مسجد بسته بود. بقال سرگذر گفت:”نماز را روی بام مسجد بخوانید تا چند متر به خدا نزدیک تر باشید.
مذهب شوخی سنگینی بود که که محیط با من کرد و من سالها مذهبی ماندم، بیآنکه خدایی داشته باشم.
📕 هنوز در سفرم
✍ سهراب سپهری
@Library_Telegram
نمیدانم تابستان چه سالی ملخ به شهر ما هجوم آورد. زیانها رساند. من مامور مبارزه با ملخ در یکی از آبادیها شدم. راستش را بخواهید حتی برای کشتن یک ملخ نقشه نکشیدم. وقتی میان مزارع راه میرفتم، سعی میکردم پا روی ملخها نگذارم. اگر محصول را میخوردند پیدا بود که گرسنهاند.
منطق من ساده و هموار بود. اگر یک روز طلوع و غروب خورشید را نمیدیدم گناهکار بودم. هوای تاریک و روشن مرا اهل مراقبه بار آورد. تماشای مجهول را به من آموخت. من سالها نماز خواندهام. بزرگترها میخواندند، من هم میخواندم. در دبستان ما را برای نماز به مسجد میبردند. روزی در مسجد بسته بود. بقال سرگذر گفت:”نماز را روی بام مسجد بخوانید تا چند متر به خدا نزدیک تر باشید.
مذهب شوخی سنگینی بود که که محیط با من کرد و من سالها مذهبی ماندم، بیآنکه خدایی داشته باشم.
📕 هنوز در سفرم
✍ سهراب سپهری
@Library_Telegram
🔴 منافع دعوای دو شیخ برای انقلاب (✍️: شهابالدین حائری)
بنده اتفاقا دعوای دو شیخ را مفید میدانم برای انقلاب!! چون آنچه اداره مملکت با آن مرتبط است واقعیت است.
چه خوب است مردم بدانند شیخ یزدی نه حواس دارد نه تقوی و نه سواد و بدون این سه، نه صلاحیت نشستن بر کرسی شورای نگهبان را دارد و نه ریاست جامعه مدرسین.
به نظر بنده خوب است مردم بدانند کسی که مسئول عدالتخانه مملکت بوده، دارد با زبردستی از زیر دست فاسد خود دفاع میکند و با مغالطه بدنبال توجیه کاخ سازی در این وضع فقر و فلاکت است.
چه اشکال دارد مردم بدانند چنین شخصی صلاحیت نشستن بر سه کرسی ریاست قضا وعضویت شورای نگهبان و ریاست مجمع تشخیص را ندارد؟
اینکه امور مملکت اینچنین در هم پیچیده از سرِ دادن مسئولیت به افراد ناصالح است. آیا حوزه افراد باسواد و عادل و انقلابی کم دارد؟! چه معیاری باعث میشود یزدی حواس پرت بر اینهمه مجتهد دقیق النظر و البته خیرخواه انقلاب مقدم داشته شود؟ و چه معیاری صادق لاریجانی با چنین مشکلاتی را در گلوگاه های نظام حفظ مینماید؟
مشکل در تقدیم مصالح جناح و فرد بر مصالح انقلاب است. مشکل در اعتماد به مشاورینی است که افراد را معرفی و حمایت میکنند. مشکل در امنیتیهاست که بجای واقعنمایی و صداقت، خواست مقامات را تئوریزه میکنند. مشکل اینجاست که من منتقد را خفه میکنند تا بجای اصلاح، تملق و مدح بگویم!!
▪️پینوشت: بنده فقط شهادت دو عضو شورای نگهبان که لابد عادلاند را معیار قرار دادم در نسبتهایی که به این دو آیت الهی!! دادم. از خودم چیزی نیفزودم.
@Library_Telegram
بنده اتفاقا دعوای دو شیخ را مفید میدانم برای انقلاب!! چون آنچه اداره مملکت با آن مرتبط است واقعیت است.
چه خوب است مردم بدانند شیخ یزدی نه حواس دارد نه تقوی و نه سواد و بدون این سه، نه صلاحیت نشستن بر کرسی شورای نگهبان را دارد و نه ریاست جامعه مدرسین.
به نظر بنده خوب است مردم بدانند کسی که مسئول عدالتخانه مملکت بوده، دارد با زبردستی از زیر دست فاسد خود دفاع میکند و با مغالطه بدنبال توجیه کاخ سازی در این وضع فقر و فلاکت است.
چه اشکال دارد مردم بدانند چنین شخصی صلاحیت نشستن بر سه کرسی ریاست قضا وعضویت شورای نگهبان و ریاست مجمع تشخیص را ندارد؟
اینکه امور مملکت اینچنین در هم پیچیده از سرِ دادن مسئولیت به افراد ناصالح است. آیا حوزه افراد باسواد و عادل و انقلابی کم دارد؟! چه معیاری باعث میشود یزدی حواس پرت بر اینهمه مجتهد دقیق النظر و البته خیرخواه انقلاب مقدم داشته شود؟ و چه معیاری صادق لاریجانی با چنین مشکلاتی را در گلوگاه های نظام حفظ مینماید؟
مشکل در تقدیم مصالح جناح و فرد بر مصالح انقلاب است. مشکل در اعتماد به مشاورینی است که افراد را معرفی و حمایت میکنند. مشکل در امنیتیهاست که بجای واقعنمایی و صداقت، خواست مقامات را تئوریزه میکنند. مشکل اینجاست که من منتقد را خفه میکنند تا بجای اصلاح، تملق و مدح بگویم!!
▪️پینوشت: بنده فقط شهادت دو عضو شورای نگهبان که لابد عادلاند را معیار قرار دادم در نسبتهایی که به این دو آیت الهی!! دادم. از خودم چیزی نیفزودم.
@Library_Telegram
#یک_دقیقه_مطالعه
کاش میشد کتاب ( از کاخ شاه تا زندان اوین ) را باید با صدا بلند برای سیاستمداران کشور خواند.
شاه از نراقی میپرسد:
چرا مردم می گویند مرگ بر شاه؟!!!
➕ نراقی میگوید: به دلیل فساد اعلیحضرت ، فساد در دربار و خاندان سلطنت . هیچکدام از نزدیکان شما ثروت خود را به طور قانونی بدست نیاوردهاند بلکه صرفا از طریق روابط آن را کسب نمودهاند. مثالی برایتان میزنم، دو روز پیش روزنامهها نوشتند که شورای مدیریت یک شرکت ساختمانی با عنوان مهستان را تحت تعقیب قرار داده اما آیا شما میدانید که والاحضرت اشرف سهامدار اصلی این شرکت است و با وعدۀ خانهدار کردن خانوادههای کمبضاعت چند میلیون از آنان دریافت کرده در حالی که از احداث این ساختمانها بر روی نقشه هیچ اثری نیست؟!
نراقی میگوید: من احساس کردم که شاه در سکوت ناراحت کنندهای فرورفته اما ضمنا از شنیدن واقعیتهائی که به ندرت آنها را شنیده بود راضی به نظر میرسید لذا چنین ادامه دادم:
➕ اعليحضرت، این یکی از صدها فعالیتیست که خاندان سلطنتی صورت داده و باعث نفرت مردم گردیده است ، مردم دیگر از سلطنت #ناراضی نیستند بلکه از آن #نفرت دارند و این نفرت را نمیتوان هیچ جوری درست کرد !!
شاه با حالتی نگران پرسید: آیا این نفرت نسبت به شخص من هم در میانشان وجود دارد؟؟
➕ نراقی پاسخ میدهد: بله متاسفانه بخش اعظم آن مربوط به شخص شماست!!
🚨 چقدر تکان دهنده بود این پاسخ نراقی
نارضایتی از سیاست و حکومت همه جا هست و میتوان با اجرای چند برنامه آن را اصلاح کرد اما نفرت یک واکنش عاطفی و ترسناک است، هم اکنون مردم بریتانیا، آمریکا و فرانسه از نظام سیاسیشان ناراضیاند اما از آن نفرت ندارند چرا که امکان ابراز نارضایتی بخشی از هویت حکومتهای دموکراتیک است اما نفرت ویژگی حکومتهاییست که امکان بروز نارضایتی را به جامعه نمیدهند ... نراقی به شاه نشان میدهد که چگونه ( تحقیر، نابرابری، فساد و فقر ) موجب تنفر مردم از او شده و امروز هم نارضایتیهای مردم در حال تبدیل به نفرتی عمیق از حکومت و حاکمان دینیست... به هوش باشید!!
@Library_Telegram
کاش میشد کتاب ( از کاخ شاه تا زندان اوین ) را باید با صدا بلند برای سیاستمداران کشور خواند.
شاه از نراقی میپرسد:
چرا مردم می گویند مرگ بر شاه؟!!!
➕ نراقی میگوید: به دلیل فساد اعلیحضرت ، فساد در دربار و خاندان سلطنت . هیچکدام از نزدیکان شما ثروت خود را به طور قانونی بدست نیاوردهاند بلکه صرفا از طریق روابط آن را کسب نمودهاند. مثالی برایتان میزنم، دو روز پیش روزنامهها نوشتند که شورای مدیریت یک شرکت ساختمانی با عنوان مهستان را تحت تعقیب قرار داده اما آیا شما میدانید که والاحضرت اشرف سهامدار اصلی این شرکت است و با وعدۀ خانهدار کردن خانوادههای کمبضاعت چند میلیون از آنان دریافت کرده در حالی که از احداث این ساختمانها بر روی نقشه هیچ اثری نیست؟!
نراقی میگوید: من احساس کردم که شاه در سکوت ناراحت کنندهای فرورفته اما ضمنا از شنیدن واقعیتهائی که به ندرت آنها را شنیده بود راضی به نظر میرسید لذا چنین ادامه دادم:
➕ اعليحضرت، این یکی از صدها فعالیتیست که خاندان سلطنتی صورت داده و باعث نفرت مردم گردیده است ، مردم دیگر از سلطنت #ناراضی نیستند بلکه از آن #نفرت دارند و این نفرت را نمیتوان هیچ جوری درست کرد !!
شاه با حالتی نگران پرسید: آیا این نفرت نسبت به شخص من هم در میانشان وجود دارد؟؟
➕ نراقی پاسخ میدهد: بله متاسفانه بخش اعظم آن مربوط به شخص شماست!!
🚨 چقدر تکان دهنده بود این پاسخ نراقی
نارضایتی از سیاست و حکومت همه جا هست و میتوان با اجرای چند برنامه آن را اصلاح کرد اما نفرت یک واکنش عاطفی و ترسناک است، هم اکنون مردم بریتانیا، آمریکا و فرانسه از نظام سیاسیشان ناراضیاند اما از آن نفرت ندارند چرا که امکان ابراز نارضایتی بخشی از هویت حکومتهای دموکراتیک است اما نفرت ویژگی حکومتهاییست که امکان بروز نارضایتی را به جامعه نمیدهند ... نراقی به شاه نشان میدهد که چگونه ( تحقیر، نابرابری، فساد و فقر ) موجب تنفر مردم از او شده و امروز هم نارضایتیهای مردم در حال تبدیل به نفرتی عمیق از حکومت و حاکمان دینیست... به هوش باشید!!
@Library_Telegram
👍1
📗 ما چنین مردمی هستیم ...
🔻 در باب کودتای ۲۸ مرداد و آنچه بر سر دکتر مصدق آمد بسیار گفته شده است و برخی بر این عقیدهاند کودتا توسط عوامل خارجی رخ داد و برخی چهرههایی مانند آیتاله کاشانی و آیتاله بهبهانی را مقصر رخ دادن کودتا میدانند و گروهی هم چند سالیست کشف کردهاند که علت کودتای ۲۸ مرداد اعتماد مدکتر مصدق به آمریکا بود ولی همانطور که میبینید در هر سه رویکرد اساساً نقش مردم نادیده گرفته شده است و گویی کودتاگران موجوداتی فضایی بودهاند که مردم از ترس جانشان مجبور به اطاعت از آنها شدهاند در حالی است که دکتر مصدق زمانی سقوط کرد که مردم پشت او را خالی کردند ...
🔻 حتما عوامل خارجی و داخلی در به وقوع کودتا نقش ایفا کردند اما اگر مردم یار و یاور مصدق باقی میماندند هم تاریخ ایران همین مسیر را طی میکرد ؟! باید بدون تعارف قبول کرد که ما مردم هنوز هم همان مردمی هستیم که صبح را با «زندهباد مصدق» آغاز میکنیم و در عصر به «مردهباد مصدق» میرسیم ، در مقاطع مختلف تاریخ یکصد سال اخیر ما مردم هیچگاه بر سر تصمیمی که خود گرفتیم باقی نماندیم و فضا را برای سودجویان فراهم آوردیم
🔻 میتوان مصداقهای بسیاری از رفتارهای جامعه را یافت که در آن رگههایی شبیه به آنچه در کودتای ۲۸ مرداد رخ داد وجود داشته باشد ، فردی را به عنوان رییسجمهور انتخاب میکنیم و بعد به جای اعتراض و مطالبهگری خواستههایمان با هشتگ #پشیمانم میدان را برای غارتگران و کاسبان تحریم مهیا کردیم ، نتایج انتخاباتی را مشکوک دانستیم و بجای همراهی باهم برای به نتیجه رساندن اعتراض مدنی سکوت و عافیتطلبی را برگزیدیم ، در دوران جنگ ٨ ساله «برادر» بودیم و بـعـد از پایان جنگ همچون برادران یوسف شدیم و ....
🔻 میتوانیم با خودمان تعارف داشته باشیم و هیچگاه از نقش مردم در کودتا و سقوط دولت ملی دکتر مصدق حرفی نزنیم اما این پنهانکاری کمکی به اصلاح خودمان نخواهد کرد . متاسفانه ما مردم سالهاست خواسته یا ناخواسته تن به ابتذال سکوت و خفقان و روزمرگی دادهایم و با بیتفاوتی به تماشای ویرانی خود و کشورمان نشستهایم ولی ای کاش از خواب ناتوانی و حقارت و بیغیرتی بیدار شویم
@Library_Telegram
🔻 در باب کودتای ۲۸ مرداد و آنچه بر سر دکتر مصدق آمد بسیار گفته شده است و برخی بر این عقیدهاند کودتا توسط عوامل خارجی رخ داد و برخی چهرههایی مانند آیتاله کاشانی و آیتاله بهبهانی را مقصر رخ دادن کودتا میدانند و گروهی هم چند سالیست کشف کردهاند که علت کودتای ۲۸ مرداد اعتماد مدکتر مصدق به آمریکا بود ولی همانطور که میبینید در هر سه رویکرد اساساً نقش مردم نادیده گرفته شده است و گویی کودتاگران موجوداتی فضایی بودهاند که مردم از ترس جانشان مجبور به اطاعت از آنها شدهاند در حالی است که دکتر مصدق زمانی سقوط کرد که مردم پشت او را خالی کردند ...
🔻 حتما عوامل خارجی و داخلی در به وقوع کودتا نقش ایفا کردند اما اگر مردم یار و یاور مصدق باقی میماندند هم تاریخ ایران همین مسیر را طی میکرد ؟! باید بدون تعارف قبول کرد که ما مردم هنوز هم همان مردمی هستیم که صبح را با «زندهباد مصدق» آغاز میکنیم و در عصر به «مردهباد مصدق» میرسیم ، در مقاطع مختلف تاریخ یکصد سال اخیر ما مردم هیچگاه بر سر تصمیمی که خود گرفتیم باقی نماندیم و فضا را برای سودجویان فراهم آوردیم
🔻 میتوان مصداقهای بسیاری از رفتارهای جامعه را یافت که در آن رگههایی شبیه به آنچه در کودتای ۲۸ مرداد رخ داد وجود داشته باشد ، فردی را به عنوان رییسجمهور انتخاب میکنیم و بعد به جای اعتراض و مطالبهگری خواستههایمان با هشتگ #پشیمانم میدان را برای غارتگران و کاسبان تحریم مهیا کردیم ، نتایج انتخاباتی را مشکوک دانستیم و بجای همراهی باهم برای به نتیجه رساندن اعتراض مدنی سکوت و عافیتطلبی را برگزیدیم ، در دوران جنگ ٨ ساله «برادر» بودیم و بـعـد از پایان جنگ همچون برادران یوسف شدیم و ....
🔻 میتوانیم با خودمان تعارف داشته باشیم و هیچگاه از نقش مردم در کودتا و سقوط دولت ملی دکتر مصدق حرفی نزنیم اما این پنهانکاری کمکی به اصلاح خودمان نخواهد کرد . متاسفانه ما مردم سالهاست خواسته یا ناخواسته تن به ابتذال سکوت و خفقان و روزمرگی دادهایم و با بیتفاوتی به تماشای ویرانی خود و کشورمان نشستهایم ولی ای کاش از خواب ناتوانی و حقارت و بیغیرتی بیدار شویم
@Library_Telegram
Telegram
attach 📎
👍1
ای دل
چه اندیشیده ای در عذر آن تقصیرها
زآن سوی او چندان وفا ، زین سوی تو چندین جفا
چندان دعا كن در نهان چندان بنال اندر شبان
كز گنبد هفت آسمان ، در گوش توآید صدا
بانگ شعیب و ناله اش وآن اشك همچون ژاله اش
چون شد ز حد ، از آسمان آمد سحرگاهش ندا :
" گر مجرمی بخشیدمت وز جرم آمرزیدمت
فردوس خواهی دادمت ، خامش! رها كن این دعا "
گفتا:" نه این خواهم نه آن ، دیدار حق خواهم عیان
گر هفت بحر آتش شود ، من درروم بهر لقا "
چون هركسی در خورد خود یاری گزیدازنیک و بد
ما را دریغ آید که خود فانی کنیم از بهر " لا "
#مولوی
@Library_Telegram
چه اندیشیده ای در عذر آن تقصیرها
زآن سوی او چندان وفا ، زین سوی تو چندین جفا
چندان دعا كن در نهان چندان بنال اندر شبان
كز گنبد هفت آسمان ، در گوش توآید صدا
بانگ شعیب و ناله اش وآن اشك همچون ژاله اش
چون شد ز حد ، از آسمان آمد سحرگاهش ندا :
" گر مجرمی بخشیدمت وز جرم آمرزیدمت
فردوس خواهی دادمت ، خامش! رها كن این دعا "
گفتا:" نه این خواهم نه آن ، دیدار حق خواهم عیان
گر هفت بحر آتش شود ، من درروم بهر لقا "
چون هركسی در خورد خود یاری گزیدازنیک و بد
ما را دریغ آید که خود فانی کنیم از بهر " لا "
#مولوی
@Library_Telegram
❤1