کتابخانه تلگرام
101K subscribers
2.89K photos
708 videos
10.5K files
1.97K links
انواع کتاب کمیاب و ممنوعه
رمان، داستان
علمی، تخیلی، آموزشی
تاریخی، سیاسی
مطالب و داستانهای آموزنده و ...

ارتباط با ادمین:⬇️
@Library_Telegram_Bot

صفحه اینستاگرام کانال⬇️
https://www.instagram.com/library_telegram/
Download Telegram
📚 کتاب جدید دکتر سریع القلم با یک تقدیمی جالب و تامل برانگیز

تقدیم این کتاب به شرح زیر است:

تقدیم به ایرانیانی که در سال ۱۴۲۲ زندگی خواهند کرد به طوری که:

۱-در انتخابات، مردم به احزاب رأی خواهند داد نه افراد؛
۲-صادرات پتروشیمی ایران، سهمی جزء پنج کشور اول جهان را خواهد داشت؛
۳-در جاده­ ها، هر ۲۵ کیلومتر، یک بخش استراحت وجود خواهد داشت؛
۴-شهروندان هر چند ماه، یک کتاب خواهند خواند؛
۵-شخصیت شهروندان با دانش آنها هم زمان رشد خواهد کرد؛
۶-نارسایی­ های محیط زیستی با آموزش و فن­آوری روز حل خواهند شد؛
۷-به واسطه حمل و نقل عمومی، نیاز شهروندان به خرید اتوموبیل کمتر خواهد شد؛
۸-یک سوم نمایندگان مجلس از بانوان خواهد بود؛
۹-حداقل بیست میلیون توریست از ایران بازدید خواهند کرد؛
۱۰-هیچ شهروندی در سواحل دریای خزر و خلیج فارس، آشغال پرت نخواهد کرد؛
۱۱-چندین تلویزیون خصوصی با تلویزیون دولتی رقابت خواهند کرد؛
۱۲-شهروندان ۵۶ کشور مسلمان می­توانند بدون ویزا به ایران سفر کنند؛
۱۳-اخلاق مدنی به طور چشمگیری در ایران رشد خواهد کرد؛
۱۴-ایرانیان صاحب قرارداد اجتماعی خواهند بود؛
۱۵-میانگین سن وزرای کشور، بین ۴۰ تا ۴۵ سال خواهد بود؛
۱۶-تعداد دانشگاه هایی که مدرک دکتری می­دهند به زیر بیست خواهد رسید؛
۱۷-نرخ مهاجرت به حداقل خواهد رسید؛
۱۸-نظام بانکی و مالی بین­ المللی شریک و رقیب نظام بانکی ایران خواهد بود؛
۱۹-روابط ایران با عموم همسایگان، عادی و مسالمت­ آمیز خواهد بود؛
۲۰-شهروندان در رعایت آداب گفت و گو، قبول کردن تفاوت­ های فکری و رعایت حریم فردی، در منطقه خاورمیانه زبانزد خواهند بود؛
۲۱-ایران، قطب صنعت IT/ICT در خاورمیانه خواهد بود؛
۲۲-متخصصان و بنگاه های ایرانی، نقش عمده ­ای در امور تجاری و اقتصادی کشورهای همسایه خواهند داشت؛
۲۳-شهروندان با گذرنامه خود حداقل به ۱۴۵ کشور بدون ویزا می­توانند سفر کنند؛
۲۴-صادرات نفت و گاز ایران متوقف خواهد شد؛
۲۵-تصویر بیرونی از ایران: علمی، فن­آوری، فرهنگی و مدنی خواهد شد؛
۲۶-مهندسین و متخصصان ایرانی به همراه تبعه 35 کشور دیگر در تولید ایرباس مشارکت خواهند کرد؛
۲۷-رتبه اعتباری ایران در سرمایه­ گذاری به +A خواهد رسید؛
۲۸-و در نتیجه، هنر، معماری، ادبیات و فرهنگ ایران در دنیا مطرح خواهد بود؛
۲۹-درآمد سرانه به بالای بیست هزار دلار خواهد رسید؛
۳۰-و در نتیجه، اعتماد، صداقت، همکاری مدنی، نهاد خانواده و راست­گویی در کشور فراگیر خواهد شد.

@Library_Telegram
#تلنگر

مرد جواني که مي خواست راه معنويت را طي کند به سراغ استاد رفت. استاد خردمند گفت: تا يک سال به هر کسي که به تو حمله کند و دشنام دهد پولي بده.
تا دوازده ماه هر کسي به جوان حمله مي کرد جوان به او پولي ميداد. آخر سال باز به سراغ استاد رفت تا گام بعد را بياموزد.
استاد گفت: به شهر برو و برايم غذا بخر.
همين که مرد رفت استاد خود را به لباس يک گدا در آورد و از راه ميانبر کنار دروازه شهر رفت. وقتي مرد جوان رسيد، استاد شروع کرد به توهين کردن به او.
جوان به گدا گفت: عالي است! يک سال مجبور بودم به هر کسي که به من توهين مي کرد پول بدهم اما حالا مي توانم مجاني فحش بشنوم، بدون آنکه پشيزي خرج کنم.
استاد وقتي صحبت جوان را شنيد رو نشان داده و گفت: براي گام بعدي آماده اي چون ياد گرفتي به روي مشکلات بخندي!
داوينچي مي گويد: مشکلات نمي تواند مرا شکست دهند، هر مشکلي در برابر تصميم قاطع من تسليم مي شود.

@Library_Telegram
☕️‍ ‏قطعه ای از کتاب

در مورد خودت، آخرین حرف من این است:
از گذشته نترس!

چنانچه مردم بگویند
جبران ناپذیر است باور نکن ...

باید خودم را وادارم
تا به چشم دیگری به آن نگاه کنم،
کاری کنم مردم
با نگاهی دیگر به آن بنگرند،
کاری کنم که خداوند
با نگاهی دیگر در آن نظر کند...

این کار را نمی‌توانم با انکار آن،
تحقیر یا ستایش آن یا بی‌اعتنایی
نسبت به آن انجام دهم!

این کار فقط با پذیرش
کامل گذشته‌‌‌‌‌‌ام به عنوان
بخشی ناگزیر از تکامل زندگی و شخصیتم امکان‌پذیر است.

با سر فرود آوردن در برابر
تک تک رنج‌هایی که کشیده‌ام ...
شاید من انتخاب شده‌ام تا چیزی بس شگفت انگیزتر به تو بیاموزم:
معنای اندوه و زیبایی آنرا...!

دوستِ مهربانت اسکار وایلد


📕 از اعماق‌ (نامه‌ای از زندان به لُرد آلفرد داگلاس)

#اسکار_وایلد
‍ .



خاطرات مرحوم دکتر #ابراهیم_یزدی

در سال ١٣٧١ که به ایران آمده بودم به دیدن مرحوم مهندس بازرگان ‏رفتم و صحبت از جنگ ایران و عراق شد ، از ایشان پرسیدم که آیا واقعا نمیشد از این جنگ پیش گیری کرد ؟ مهندس ‏خاطره‌ای را در این زمینه نقل کردند که دانستن آن برای آیندگان خالی از لطف نیست :

۵ ماه قبل ازحمله صدام حسین به ایران در ٣٠فروردین ١٣۵٩ تیتر بزرگ روزنامه کیهان این بود : امام ارتش عراق را به قیام بر علیه صدام دعوت کرد.

در اوایل اردیبهشت ١٣۵٩ شورای انقلاب از من خواستند برای رسیدگی به مسئله مهمی جلسۀ شورا را تشکیل دهیم، وقتی به جلسه رفتم دیدم آقای دعائی سفیر ایران در عراق نیز در جلسه حضور دارد گفتند آقای دعایی ‏گزارشی دارند.

آقای دعایی گفت: در چند ماه‌ اخیر هرچند روز یکبار مرا به ‏وزارت امور خارجه احضار و با ارائه مدارکی به کوشش ایران برای اخلال و آشفتگی در عراق ‏اعتراض میکنند اما هفته گذشته شخص صدام حسین مرا احضار کرد و پس از ‏بیان اعتراض شدید خود نسبت به دخالت‌ها گفت:

🔴 این وضع برای من قابل تحمل نیست، شما بروید تهران و به آقای ‏خمینی بگویید من اولین دولتی بودم که جمهوری اسلامی را به رسمیت شناختم و اگر مایلند خود من (صدام) شخصا به ایران می‌آیم تا با مذاکره اختلافات را حل کنیم و اگر مایل نیستند با من مذاکره کنند یک هیئت ‏عالی رتبه به ایران میفرستم و یا آنها یک هیئت برای مذاکره به عراق بفرستد تا اختلافات حل ‏شود چوم در صورت ادامۀ این وضع مطمئن باشید که به ایران حمله نظامی ‏خواهم کرد.

شورای انقلاب تصمیم میگیرد که آقای دعایی به همراه مهندس بازرگان و دکتر بهشتی برای تعیین تکلیف به دیدار رهبر انقلاب بروند، در این دیدار ابتدا آقای دعایی شرح کامل ماجرا و تهدید صدام را ‏بیان میکند و رهبر انقلاب در پاسخ به او میگویند : محلش نگذارید!!

سپس مهندس بازرگان به استدلال میپردازد ‏که باید توجه کرد که امروز موقعیت ما در ‏جهان به علت انقلاب چندان مطلوب نیست و اگر گرفتار جنگ شویم همه از طرف مقابل حمایت خواهند کرد، از این گذشته وضعیت ارتش به علت اعدام بسیاری از فرماندهان ارشد آن خوب نیست و به کلی فاقد روحیه لازم برای جنگیدن است بنابراین واجب است از وقوع هرگونه جنگ احتمالی پیشگیری کنیم.

رهبر انقلاب باز میگویند: محلش نگذارید.

مجددا دکتر بهشتی شروع به استدلال میکند که آیت‌الله خمینی تحمل نمیکنند و از جای خود برمی‌خیزند و برای بار سوم میگویند: گفتم که محلش نگذارید و به طرف ‏در حرکت میکنند، آقای دعایی که خیلی ناراحت شده بود میگوید: آقا من دیگر به بغداد نمی‌روم

آقای ‏خمینی پس از تامل کوتاهی رویشان را به طرف دعایی برگردانده و میگویند: ‏وظیفه #شرعی‌ به تو میگوید که بروی و بدون اینکه منتظر پاسخ شوند از اتاق بیرون میروند ...

در مسیر بازگشت به شورای ‏انقلاب آقای دعایی در حالی که گریه میکرده است می‌گوید: به خدا قسم او (صدام) ‏حمله خواهد کرد و هیچکس کاری نمی‌تواند بکند!!

مدتی بعد عراق به ایران حمله کرد.

@Library_Telegram
📕 داریوش یکم پادشاه پارسی (زندگی داریوش اول)

پیتر یولیوس یونگ

🔃 دکتر داود منشی زاده

داریوش یکم داریوش هخامنشی داریوش اول داریوش بزرک داریوش کبیر ملت ها قهرمان می خواهند و تجلیل از قهرمانان یعنی تقویت احساسات ملی،در این کتاب شخصیت داریوش بزرگ مورد توجه پیمان گرفته است نویسنده کتاب که در سال های ۱۹۳۷و ۱۹۳۸ در کاوش های جنوب ایران کار می کرده نتیجه پژوهش ها خود را در این رساله جمع نموده است و پروفسور ارنست کرنمن و نیز پروفسور ف.هـ. وایسباخ کتاب آماده را مطالعه و تصحیح نموده اند ،این نکته خالی از لطف نیست که بدانید مولف کتاب در نبردهای استالینگراد ناپدید شده پروفسور کرنمن طبع آن را بر عهده گرفته است.

@Library_Telegram
👍1
پادشاه_پارسی_داریوش_یکم.pdf
4.1 MB
📕 داریوش یکم پادشاه پارسی (زندگی داریوش اول)

پیتر یولیوس یونگ

🔃 دکتر داود منشی زاده


@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
👍1
☕️ قطعه ای از کتاب


تفاوت بیشعور با احمق❗️
حقیقتش را که بخواهید احمق مجرم نیست، بیمار است ...
یعنی: معمولاً احمق ها آگاهانه دست به حماقت نمی زنند ...
خیلی از آن ها حتی فکر می کنند که خردمند و دانا هستند...نه....احمق!
احمق ها بیشتر از آنکه موجب تنفر بشوند، مایه ترحمند.
بیشعور ها داستان شان با احمق ها فرق دارد.
کسی که ساعت سه صبح بوق میزند...بیشعور است.
کسی که جلو تمام زنان مسیر می ایستد....بیشعور است.
کسی که در خیابان باریک دوبله پارک می کند..بیشعور است.
کسی که شب تمام مسیر را نور بالا می رود... بیشعور است.
این ها بیشعورند...حالا یا از نوع احمق بیشعور یا از نوع پرفسور بیشعور....
احمق بودن درد ندارد؛ درمان هم ندارد، ربطی هم به شعور ندارد، بیشعوری از جای دیگری می آید...
از خانه و مدرسه...از سرانه مطالعه....از خود شیفتگی...از بی وجدانی..از مرکز فرهنگ فاسد.
بیشعوری واگیر دارد. هم درد دارد و هم درمان...
مشکل ما، احمق ها نیستند؛
مشکل ما، هیچوقت احمق ها نبودند
مشکل ما، بیشعور ها هستند.
یادتان باشد سواد هیچ وقت شعور نمی آورد.
شعور یعنی تشخیص کار خوب از بد
شعور یعنی تشخیص کار درست از اشتباه سواد یاد گرفتن فرمول و اطلاعات در علم و یا مبحث خاصی است!این شعور است که راه استفاده درست و یا غلط از علم (سواد) رو به ما می گوید!
شعور رو به کسی نمی شود آموخت؛ یک انسان می بایست در درون خودش طلب شعور کند تا به آن دست پیدا کند!


📕 بیشعوری

خاویر کرمنت

@Library_Telegram
#اندکی_تفکر

چند روزی‌ست که قانون منع به کارگیری بازنشستگان در کشور سر و صدا راه انداخته و گویی خیلی‌ها باید میز ریاست را بگذراند و به خانه بروند . شهردار تهران ، افشانی از جمله همین افراد است . سازمان بازرسی کل کشور هم از تعقیب قضایی کسانی خبر میدهد که با وجود بازنشستگی هنوز در ادارات دولتی مشغولند .

این قانون فرصت خیلی خوبی‌ست که جوانان باانگیزه و تحصیلکردۀ بسیاری جایگزین افراد کهنسال و باتجربه شوند اما نکته‌ای که این وضعیت جدی را طنزآلود میکند این است که افراد کهنسال بسیاری در راس نظام هستند که با وجود آنکه سالها از سن بازنشستگی (شاید هم وفاتشان ) گذشته آنها همچنان با اقتدار تمام به میزهایشان چسبیده‌اند ، گویا اکثر اعضای مجلس خبرگان ، شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام هرگز تصمیم ندارند که جایشان را به دیگری بدهند و تنها کسی که قادر است آنها را بازنشسته کند حضرت عزرائیل است که گویا او هم از در دوستی درآمده و نیت ندارد که به خانه‌هایشان سر بزند !!

جهان عجیبی‌ست قانون تعقیب میگذارند
اما برای دیگران نه برای خودشان ...

@Library_Telegram
#تلنگر

#خبر_آنلاین

در تمام این سال‌ها زمزمۀ تعطیلی برنامه نود و حذف عادل فردوسی‌پور بارها به گوش رسیده ولی با حمایت بعضی چهره‌های بانفوذ این اتفاق به تاخیر افتاده اما این بار گویا ماجرا جدی‌تر از قبل است ، اگرچه تعطیل شدن برنامه #نود اتفاقی ناگوار به ویژه برای فوتبالدوستان محسوب میشود اما مسیری که تلویزیون در این سال‌ها در پیش گرفته این ماجرا را قابل پیش‌بینی کرده بود ، دیر یا زود این اتفاق خواهد افتاد و نود به خاطر ویژگی‌های مجری‌اش به محاق خواهد رفت همان طور که فریدون جیرانی از «هفت» کنار گذاشته شد و برنامه‌اش همانی شد که صدا و سیما می‌خواست ، تریبون یک نوع نگاه بی‌هویت ...

عادل فردوسی‌پور ، فریدون جیرانی ، جهانگیر کوثری ، منصور ضابطیان ، حسین پاکدل ، سید جواد یحوی ، محمود شهریاری و چند نام دیگر جدا از امتیاز‌ها و نقاط ضعفشان همانی نیستند که سازمان بزرگ صدا و سیما از یک مجری انتظار دارد ، گویا مجری نباید صاحب سلیقه و هویت باشد ، مهم نیست که گاف بدهد یا به شوخی‌های سطح پایین و سبک در برنامۀ زنده رو بیاورد فقط یک مجری نباید صدای مردم سرزمینش باشد ، عادل فردوسی‌پور و برنامه‌اش ضعف‌ها و مشکلاتی دارند اما او معمولا تلاش کرده کنار مردم بایستد کنار اصول و قانون ، در بزنگاه‌های اجتماعی منفعل و ساکت نبوده و با شادی مردم خندیده و با اندوه آنها سوگوار شده . تلاش کرده فساد و بی‌قانونی در فوتبال را نقد کند و هرکز از مدیران بانفوذ نترسیده ، حتی تلویزیون بابت هزینه‌ای که داده تا عادل رشد کند و مطرح شود هم دلواپسی ندارد ، مگر رضا عطاران که با صداوسیما مطرح شد امروز می‌تواند برای تلویزیون سریال بسازد ؟ سالهاست در این کشور دایرۀ غیر خودی‌ها هر روز بزرگتر میشود تا بی‌کفایت‌های خودی با خیالی راحت بر مسند تکیه کنند ... عادل هم مثل هزاران غیرخودی دیگر !!


پ.ن : در جامعه‌ایی که در آن #نهنگ_عنبر ساخته میشود اما #بهرام_بیضایی حق فعالیت ندارد نباید از این اتفاقات تعجب کرد

@Library_Telegram
👍1
هر کس به طریقی بالا می آید !

یکی پایش را بر سر دیگری می گذارد
یکی دستش را در جیب دیگری .

دیگری دستش را بر زانوی خود میگذارد
یکی هم پایش را بر روی تمام احساسات یا وجدانش

در آخر کسی در جای خود نمی ماند
همه بالا می روند


مهم این است وقتی به آن بالا رسیدیم
دریابیم چه‌چیزی به دست آوردیم وچه چیز
را به چه قیمت از دست دادیم.



@Library_Telegram
قطعه‌ای از کتاب

خوبی یک رویاست. نظریه‌ای که تلاش ضعیفان همواره آن را دنبال و پس از مدتی رها می‌کند. حدی که احدی به آن نائل نشده است، حکومت آن غیرممکن است. تنها بدی است که می‌تواند تا بی‌نهایت پیش روی کند و مطلق‌العنان حکمرانی نماید. برای استقرار حکومتی آشکار و هویدا می‌بایستی از آن مدد جست...!

📗 تبعید و سلطنت

آلبر کامو


@Library_Telegram
عادت‌ها می‌توانند انسان را نابود کنند ، کافیست انسان به گرسنگی و رنج بردن عادت کند. به زیر ستم برود ، تا دیگر هرگز به رهایی فکر نکند و ترجیح بدهد در بند بماند.

هرتا_مولر


@Library_Telegram
دانستنی‌های جالب دربارهٔ زبان فارسى :

❤️زبان فارسى در ٢٩ كشور جهان صحبت میشه که در ردیف ششم بعد از زبان اسپانيايى و قبل از زبان آلمانى (از نظر تعداد كشورهایی که توی اونها فارسى صحبت می‌کنند) رده‌بندى شده!

💛 زبان فارسى دومین زبان كلاسيک جهان بعد از زبان يونانى شناخته شده و همهٔ ويژگی‌هاى يک زبان كلاسيک رو داره. زبان ‌هاى لاتين و سانسكريت در رديف‌هاى سوم و چهارم قرار دارند!!!

💚 زبان فارسى از نظر تنوع مَثَل (ضرب‌المثل) بین سه کشور اول دنیاست!

💙زبان فارسی از نظر دامنه و تنوع واژه‌ها يكى از پرمايه ‌ترين و بزرگترين زبان های دنیاست. در كمتر زبانى فرهنگ لغاتى مثل لغت نامه ی ١٨ جلدی دهخدا و يا فرهنگ معين در ۶ جلد ديده می‌شه!!!

💜 زبان فارسى توانايى ساختن ۲۲۵ ميليون واژه را داره كه در ميان زبان‌هاى گيتى بى همتاست!!!!!!

❤️ زبان فارسی یازدهمین زبان پرکاربرد در محتوای وب و اینترنته!!!

💛زبان فارسى از لحاظ قدمت، يک سده از لاتين و دوازده سده از انگليسى جلوتره!!!

💚 از ده شاعر برتر جهان پنج نفر از آنها فارسی زبانند.

💙 آخرین نکته هم اینکه زبان فارسی تنها زبانی هست که میشه 19 تا فعل رو کنار هم گفت و جمله ی معنی دار داشته باشیم مثلا : داشتم میرفتم دیدم گرفته نشسته گفتم بذار بپرسم ببینم میاد نمیاد دیدم میگه نمیخوام بیام میخوام برم بگیرم بخوابم!!!!! کسی اینو بخواد ترجمه کنه رباط صلیبی مغزش پاره میشه!!

❤️ قدر زبان فارسی را با درست فارسی صحبت كردن و یاد دادن درست به بچه هامون و املای صحیح لغات بدونيم و آن را گرامی بداريم و برای آگاهی از جایگاه والا و اهمیت اون اطلاع‌‌ رسانی کنیم.👌🏻

@Library_Telegram
Forwarded from همه چی، هیچی
#تذکره_الاولیا #عطار_نیشابوری

نقل است که گفتند گوشت گران است
#ابراهیم_ادهم گفت : ما ارزانش کنیم
گفتند چگونه ؟
گفت نخریم و نخوریم !!

@hychy
#ماشین_چمن_زنی

دلنوشته یک ایرانی مقیم کانادا

در محلی که من در ونکوور زندگی می‌کنم، جایی به نام SeaWalk هست که در کنار اقیانوس قرار دارد و محلی است برای قدم زدن. یک روز در آنجا قدم می‌زدم. هوای خوبی بود. دیدم صندلی‌ها به نام افرادی است که آن‌ها را به مردم و شهر هدیه کرده‌اند.

همینطور که قدم می‌زدم، به فکرم رسید که من هم نهالی بکارم و یادگارِ من در این محل باشد و بعد‌ها رشدِ آن را ببینم. یک بذری انتخاب کردم که درختِ خوبی می‌شد و آمدم و جای خلوتی پیدا کردم. آمدم زمین را چال کنم و بذر را بکارم. وقتی خواستم بذر را بکارم، دیدم که چمنِ یکدستِ قشنگی است. درختِ تنومندی هم در آنجا بود. دیدم نمی‌شود.

می‌خواهید بدانید چرا؟ دیدم اگر من این بذر را بکارم، پس از مدتی این بذر خیس می‌خورد و شروع به جوانه‌ زدن می‌کند. جوانه به بالای خاک می‌رسد. به مجردی که جوانه از خاک سربرمی‌آورد و از حدی بلند‌تر می‌شود، یک ماشینِ چمن‌زنی می‌آید و سرِ آن را می‌زند. اینجا چمن است و همه یکدست هستند. نهال سعی می‌کند دوباره رشد کند و بالا بیاید.

دفعۀ بعد که ماشین چمن‌زنی بیاید، دوباره سرِ چمن را می‌زند. بالاخره نهال خسته میشود. چون طبیعتش چمن و کوتاهی نیست. طبیعتِ درخت، بلندی و آزادگی است. و یک درختِ آزاده، در چمن نمی‌تواند رشد کند.

یادم افتاد به محیط‌هایی که ما در آن بزرگ می‌شویم. عرقِ سردی بر تنم نشست. عرقِ سردِ من از اینجا ناشی می‌شد که احساس کردم چه بسیارند بچه‌های بااستعداد و پرتوانی که در خانواده‌ها و شهرهایی بزرگ می‌شوند که در آن‌ها یک ماشین چمن‌زنی به نام فرهنگ، یکی به نام عادات، یکی به نام تربیت، و یکی به نام درس و دانشگاه و مدرسه هست که تمام استعدادهای این‌ها را از بین می‌برند و اصلا توجه نداریم که این درخت، بلند است و آن یکی متوسط و آن یکی سایه‌دار.

این بچه باید موزیسین شود، آن یکی شاعر، دیگری فيلسوف، یکی مخترع... و این‌ها با هم تفاوت دارند و این ماشینِ فرهنگ، این ماشینِ اقتدارِ جامعه، بچه‌هایمان را به درون می‌برد و همه را یکسان و مساوی بیرون می‌دهد. همه لیسانس، فوق‌لیسانس، دکترا و... دارند... مثل هم!

پی نوشت: با تمام این سختی ها، شمایید که تصمیم می گیرید که درخت باشید یا چمن

@Library_Telegram
#فوت_کوزه_گری

كوزه‌گری بود كه كوزه و كاسه لعابی می‌ساخت. خیلی هم مشتری داشت. این كوزه‌گر یك شاگرد زرنگ داشت. چون كوزه‌گر شاگردش را خیلی دوست داشت و از یاد دادن به او كوتاهی نمی‌كرد. چند سال گذشت و شاگرد تمام كارهای كوزه‌گری و كاسه‌گری را یاد گرفت و پیش خودش فكر كرد كه حالا می‌تواند یك كارگاه جدا درست كند. به همین جهت بهانه گرفت و به استادش گفت: «مزد من كم است.» كوزه‌گر قدری مزدش را زیاد كرد ولی شاگرد باز هم راضی نشد و پس از چند روز گفت: «من با این مزد نمی‌توانم كار كنم.» كوزه‌گر گفت: «آیا در این شهر كسی را می‌شناسی كه از این بیشتر به تو مزد بدهد؟» شاگرد گفت: «نه! نمی‌شناسم ولی خودم می‌توانم یك كوزه‌گری باز كنم.» كوزه‌گر گفت: «بسیار خب، ولی بدان من خیلی زحمت كشیدم تا كارهای كوزه‌گری را به تو یاد دادم، انصاف نیست كه مرا تنها بگذاری.» شاگرد گفت: «درست است ولی دیگر حاضر نیستم اینجا كار كنم.» كوزه‌گر گفت: «بسیار خب، حالا بیا شش ماه هم با ما بساز تا یك شاگرد پیدا كنم.» شاگرد گفت: «نه! حرف مرد یكی است.» شاگرد رفت و یك كارگاه كوزه‌گری باز كرد و مقداری كوزه و كاسه‌های لعابی ساخت تا با استادش رقابت كند و بازار كارهای استادش را بگیرد. ولی هر چه ساخت دید بی‌رنگ و كدر است و مثل كاسه‌های ساخت استادش نیست. هر چه فكر کرد دید اشتباهی در درست كردن آنها نكرده ولی كاسه‌ها خوب نشده‌اند. بعد از فكر زیاد فهمید كه یك چیز از كارها را یاد نگرفته است. پیش استادش رفت و درحالی كه یكی از كاسه‌هایش دستش بود به استادش گفت: «ای استاد عزیز، حقیقت این بود كه من می‌خواستم با تو رقابت كنم ولی هرچه سعی كردم كاسه‌هایم بهتر از این نشد. آیا ممكن است به من بگویی كه چرا اینطور شده؟» كوزه‌گر پرسید: «خاك را از كدام معدن آوردی؟» گفت: «از فلان معدن.» استاد گفت: «درست است، گل را چطور خمیر كردی؟» گفت: «اینطور...» استاد گفت: «این هم درست، لعاب شیشه را چطور ساختی؟» گفت: «اینطور...» استاد گفت: «درست است، آتش كوره را چه جور روشن كردی؟» شاگرد گفت: «همانطور كه تو می‌كردی.» استاد گفت: «بسیار خب، تو مرا در این موقع تنها گذاشتی و دل مرا شكستی. من از تو شكایت ندارم چون هر شاگردی یك روز باید استاد شود ولی اگر بیایی و یكسال دیگر برای من كار كنی یاد می‌گیری.» شاگرد قبول كرد و به كارگاه برگشت ولی دید تمام كارها همانطور مثل همیشه است. یك سال تمام شد. شاگرد پیش استاد رفت. استاد گفت: «حالا كه پسر خوبی شدی بیا تا یادت بدهم.» استاد رفت كنار كوره و به شاگردش گفت: «كاسه‌ها را بده تا در كوره بچینم و خوب هم چشمانت را باز كن تا فوت و فن كار را یاد بگیری.» استاد كاسه‌ها را از دست شاگرد گرفت و وقتی خواست توی كوره بگذارد چند تا فوت محكم به كاسه‌ها كرد و گرد و خاكی را كه از آنها بلند شد به شاگردش نشان داد و گفت: «همه حرف‌ها در همین فوتش هست. تو این فوت را نمی‌كردی.» شاگرد گفت: «نه، من فوت نمی‌كردم ولی این كار چه ربطی به رنگ لعاب دارد؟» استاد گفت: «ربطش اینست، وقتی كه این كاسه‌ها ساخته می‌شود چند روز در كارگاه می‌ماند و گرد و خاك روشان می‌نشیند. وقتی چند تا فوت كنیم گرد و غبار پاك می‌شود و رنگ لعاب روی آن روشن و شفاف می‌شود و جلا پیدا می‌كند. حالا برو و كارگاهت را روبراه كن.

@Library_Telegram
#دانشگاه_جندی_شاپور

دانشگاه جندی شاپور (که بصورت جندیشاپور نیز نامیده شده) در سال۲۷۱ بدست شاهنشاهان ساسانی در دزفول بنیاد نهاده شد. این فرهنگستان همچنین دارای یک بیمارستان آموزشی و یک کتابخانه بود. بیمارستان جندی شاپور نخستین بیمارستان آموزشی جهان بود. در این فرهنگستان دانش‌های فلسفی و پزشکی تدریس می‌شد و بنا به روایات حبس و مرگ مانی پیغمبر نیز در جندیشاپور روی داده‌است.
جندی شاپور یکی از هفت شه...ر اصلی خوزستان بود. نام آن در آغاز «گوند-دزی-شاپور» به معنی «دژ نظامی شاپور» بوده‌است. دیگر نام‌هایی که برای آن به‌کار می‌رفته عبارت است از پیل‌آباد، خوز، نیلاب، نیلاط. در سریانی آن را بیت لاباط می‌نامیدند. برخی پژوهشگران بر اینند که بنیادی همانند به جندیشاپور از زمان پارتیان در این جایگاه قرار داشته‌است. شهری به نام جندی شاپور را شاپور یکم فرزند اردشیر ساسانی پس از شکست دادن سپاه روم به سرکردگی والرین، بنا نهاد. شاپور یکم جندی شاپور را پایتخت خود قرار داد.
نام آوری جندی شاپور بیشتر در زمان خسرو انوشیروان ساسانی انجام گرفت. خسرو انوشیروان گرایش فراوانی به دانش و پژوهش داشت و گروه بزرگی از دانشوران زمان خود را در جندی شاپور گرد آورد. در پی همین فرمان خسرو بود که برزویه، پزشک بزرگ ایرانی، مأمور مسافرت به هندوستان شد تا به گردآوری بهترین‌های دانش هندی بپردازد. امروزه شهرت برزویه در ترجمه‌ای است که از کتاب پنچه تنتره هندی به پارسی میانه انجام داد که امروزه به نام کلیله و دمنه معروف است.
بنابراین فرهنگستان جندی شاپور از کانون‌های اصلی دانش‌ورزی، فلسفه و پزشکی در جهان باستان شد. در برخی منابع اشاراتی به انجام آزمون و امتحان برای اعطاء اجازه طبابت به دانش‌آموختگان دانشگاه جندی شاپور شده‌است. کتاب «تاریخ الحکمه» (سرگذشت فرزانگی) به توصیف این مسئله می‌پردازد. شاید این نمونه نخستین برگزاری آزمون دانشگاهی در جهان بوده باشد.
تمامی کتاب‌های شناخته شده آن روزگار در زمینه پزشکی، در کتابخانه جندی شاپور گردآوری و ترجمه شده بود، با اینکار جندی شاپور تبدیل به کانون اصلی انتقال دانش میان شرق و غرب گشت. جندی شاپور و همچنین آموزشگاه وانسیبین که پیش از فرهنگستان جندی شاپور در دزفول بنیاد شده بود تأثیر بزرگی در شکل گرفتن نهاد «بیمارستان» بویژه کلینیک آموزشی در جهان داشتند.
دانشگاه جندی شاپور در عصر خود بزرگترین مرکز فرهنگی شد . دانشجویان و استادان از اکناف جهان بدان روی می آوردند . مسیحیان نسطوری در آن دانشگاه پذیرفته شدند و ترجمه سریانی‌های آثار یونانی در طب وفلسفه را به ارمغان آوردند نو افلاطونیها در آنجا بذر صوفی گری کاشتند . سنت طبی هندوستان ، ایران ، سوریه و یونان در هم آمیخت و یک مکتب درمانی شکوفا را به وجود آورد. به فرمان انوشیروان ، آثار افلاطون و ارسطو به پهلوی ترجمه شد و در دانشگاه تدریس شد
در سال‌های آغازین پیدایش دین اسلام در عربستان، دانشکده پزشکی و بیمارستان جندی شاپور شمار زیادی استاد ایرانی، یونانی، هندی و رومی را در خود جا داده بود. گفته شده که حتی پزشک شخصی محمد، پیامبر اسلام، نیز از دانش‌آموختگان (فارغ‌التحصیلان) دانشکده پزشکی جندیشاپور بوده‌است.
در دانشگاه جندی شاپور، دوره ساسانیان، بخشی به گردآوری اطلاعات در باره بیماری‌های دریانوردان و راه‌های درمان آنها اختصاص داشته‌است. در سفرهای دریایی اکتشافی که در زمان هخامنشیان انجام می‌شد، همواره پزشکانی با کاروان‌های دریایی همراه بودند که وظیفه مراقبت‌های بهداشتی دریانوردان را بر عهده داشته‌اند. در کتاب دینکرد آمده‌است که «در دوران ساسانی در بندر سیراف و بندر هرمز نوعی دانشکده افسری به نام ناوارتشتارستان به آموزش و پرورش افسران نیروی دریایی ایران می‌پرداخت.

@Library_Telegram
👍1
📕 کوروش بزرگ در شاهنامه فردوسی

مجید خالقیان (دانش آموخته کارشناسی ارشد تاریخ، دانشگاه تهران)

با وجود پژوهش‌های ارزشمند درباره شاهنامه و تاریخ ایران، هنوز عده‌ای بیان می‌کنند که از کوروش و هخامنشیان در شاهنامه یاد نشده است.
مشخص نیست از چه رو این حساسیت تا این حد برای کوروش وجود دارد، در حالی که نام بسیاری از پادشاهان ایران که وجود آن‌ها در تاریخ ایران به اثبات رسیده، به صورت مستقیم و دست نخورده در شاهنامه نیامده است.
در ادامه خواهیم دید که روایت‌های مربوط به کوروش در جای جای شاهنامه به چشم می‌خورد. تعجب آور است که برخی اسکندر شاهنامه را بدون چون و چرا همان الکساندر مقدونی می‌دانند اما کوروش را کیخسرو نمی‌دانند.
آشکار است که کیخسرو در شاهنامه بیشترین آمیختگی را با کوروش بزرگ دارد. در این بحث چند نکته وجود دارد.
اول آنکه نباید اسطوره‌ها را با دید صرفا تاریخی نگاه کنیم. بلکه اسطوره‌ها آمیختگی‌هایی با تاریخ داشته‌اند؛ نه آنکه تاریخ را عینا نقل کنند. هر کدام از داستان‌های اسطوره‌ای ویژگی‌هایی دارند که باید این ویژگی‌ها را مورد توجه قرار دهیم و بعد جنبه‌های تاریخی را استخراج کنیم.
همچنین نباید فراموش کنیم که حکیم ابوالقاسم فردوسی بعد از گذشت هزاران سال از دودمان‌های ایران باستان، پس از تهاجمات بزرگ به ایران و سلطه آنها بر ایرانیان، شاهنامه را سرود؛ آن هم در زمانی که بسیاری از آثار باستانی در دسترس نبودند و کتیبه‌ها رمزگشایی نشده بودند.

@Library_Telegram
👍2
Forwarded from Deleted Account
کوروش بزرگ در شاهنامه فردوسی.pdf
1.7 MB
📕 کوروش بزرگ در شاهنامه فردوسی

مجید خالقیان


@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
👍1
📕 افسانه اعداد در قرآن

بهزاد پوربيات

نويسنده در اين كتاب تمامى معجزات خيالى كه دكانداران دين درباره آيات قرآن ساخته اند و مدعى آن هستند را محكوم كرده است
ساختن معجزات عددی برای دکانداران اسلام، بسیار آسان تر از ساختن معجزات علمی، پیشگویی و فصاحت و بلاغت است زیرا تحقیق در مورد درستی یا نادرستی معجزات علمی و برای مردم آسان است ولی از میان میلیونها انسان، کمتر کسی این حوصله و انگیزه را پیدا می کند که برای پی بردن به درستی یا نادرستی معجزات عددی، تک تک حروف و کلمات قرآن را بشمارد.
اکثریت مسلمین بدون این که تحقیق کنند وجود معجزات عددی را پذیرفته اند حتی قشرهای تحصیلکرده همچون دانشجویان و فرهنگیان

@Library_Telegram
👍1
افسانه اعداد در قرآن.pdf
5.8 MB
📕 افسانه اعداد در قرآن #ممنوعه

بهزاد پوربیات


@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
👍1