Forwarded from همه چی، هیچی
🔴 هشدار؛ قحطی آرام شروع شد، مردم پولهای خود را از بانکهای کشور خارج کنند.
از آنجایی که اقتصاد سیاستی کشور فلج شده و قدرت خرید مردم به شدت کاهش یافته و روزانه شاهد تعطیلی کارخانه ها و بنگاههای بسیاری میباشیم سراسر کشور در آستانه ورود آرام به قحطی مطلق است و ارزش پول ملی سقوط آزاد دارد و اکنون شاهد آن هستیم که بانکها نیز به جمع موسسات ورشکسته پیوستهاند، به مردم هشدار میدهیم.
مردم سرمایههای ریز و درشت نقدی خود را از کلیه بانکها خارج کنند و به هر شکل ممکن بصورت ارز نزد خود نگهداری کنند و به اندازه مصرفی ارز را به ریال تبدیل کنند که کشور و نظام اقتصادی ایران در حال سقوط است. لازم است بدانیم که سیاستهای جدید اقتصادی حکومت حتی قادر نخواهد بود که نرخ ارز و سکه را ثابت نگه دارد چه برسد به کاهش نرخ تورم.
با نزدیک شدن به آبانماه، شروع تحریمهای نفتی و تحریمهای دیگر آمریکا، دسترسی کامل جمهوری اسلامی به منابع ارزی خود در خارج کشور و کلیه حسابهای ذخایر ارزی به زودی به پایان خواهد رسید و هیچ راه حلی به جز فروپاشی حکومت موجود نیست.
مردم باید در چنین شرایط حساسی به یکدیگر کمک کنند و به فکر فقرا و تهیدستان نیز باشند و به یاد داشته باشند که برای تغییر چنین وضعیتی، اول باید خودشان اغازگر یک تحول و حرکت ملی باشند و به دنبال یک ناجی و یا معجزه نباشند؛ در صورت حادث شدن این مهم تاریخی، قطعا وضعیتی بهتری را بعد از گذار از جمهوری اسلامی خواهیم دید.
(✍️: مسعود اخترانی تهرانی، فعال سیاسی)
@hychy
از آنجایی که اقتصاد سیاستی کشور فلج شده و قدرت خرید مردم به شدت کاهش یافته و روزانه شاهد تعطیلی کارخانه ها و بنگاههای بسیاری میباشیم سراسر کشور در آستانه ورود آرام به قحطی مطلق است و ارزش پول ملی سقوط آزاد دارد و اکنون شاهد آن هستیم که بانکها نیز به جمع موسسات ورشکسته پیوستهاند، به مردم هشدار میدهیم.
مردم سرمایههای ریز و درشت نقدی خود را از کلیه بانکها خارج کنند و به هر شکل ممکن بصورت ارز نزد خود نگهداری کنند و به اندازه مصرفی ارز را به ریال تبدیل کنند که کشور و نظام اقتصادی ایران در حال سقوط است. لازم است بدانیم که سیاستهای جدید اقتصادی حکومت حتی قادر نخواهد بود که نرخ ارز و سکه را ثابت نگه دارد چه برسد به کاهش نرخ تورم.
با نزدیک شدن به آبانماه، شروع تحریمهای نفتی و تحریمهای دیگر آمریکا، دسترسی کامل جمهوری اسلامی به منابع ارزی خود در خارج کشور و کلیه حسابهای ذخایر ارزی به زودی به پایان خواهد رسید و هیچ راه حلی به جز فروپاشی حکومت موجود نیست.
مردم باید در چنین شرایط حساسی به یکدیگر کمک کنند و به فکر فقرا و تهیدستان نیز باشند و به یاد داشته باشند که برای تغییر چنین وضعیتی، اول باید خودشان اغازگر یک تحول و حرکت ملی باشند و به دنبال یک ناجی و یا معجزه نباشند؛ در صورت حادث شدن این مهم تاریخی، قطعا وضعیتی بهتری را بعد از گذار از جمهوری اسلامی خواهیم دید.
(✍️: مسعود اخترانی تهرانی، فعال سیاسی)
@hychy
#یک_دقیقه_مطالعه
اگر چیزهای گرانقیمت نمی توانند چندان ما را شاد کنند٬ پس چرا به این شدت مجذوب آنها هستیم؟
زیرا اشیای گرانقیمت ممکن است راههای معقولی برای برآوردن نیازهایی به نظر برسند که ما آنها را درک نمی کنیم. اشیا در بُعد مادی ادای چیزی را درمی آورند که می خواهیم در بُعد روانشناختی بدست آوریم.
باید در افکار خود تجدید نظر کنیم٬ ولی فریفتهٔ قفسه های جدیدی می شویم. سردرگمی و آشفتگی ما تنها تقصیر خودمان نیست. درک نادرست ما از نیازهایمان را٬ به قول اپیکور٬ باورهای باطل اطرافیانمان بدتر می کند٬ باورهایی که سلسله مراتب طبیعی نیازهای ما را منعکس نمی کنند وبر تجمل و ثروت٬ و تنها به ندرت بر دوستی٬ آزادی و تفکر تاکید می کنند.
رواج یافتن باورهای باطل٬ برحسب تصادف نیست. این به سود شرکت های تجاری است که سلسله مراتب نیازهای ما را تحریف کنند تا دیدگاهی مادی نسبت به خوبی را ترویج کنند و خوبی غیر قابل فروش را کم اهمیت جلوه دهند و ما از طریق همنشینی موذیانهٔ چیزهای زائد با دیگر نیازهای فراموش شدهٔ خود٬ فریفته و گمراه می شویم.
📕 تسلی بخشی های فلسفه
✍ #آلن_دو_باتن
@Library_Telegram
اگر چیزهای گرانقیمت نمی توانند چندان ما را شاد کنند٬ پس چرا به این شدت مجذوب آنها هستیم؟
زیرا اشیای گرانقیمت ممکن است راههای معقولی برای برآوردن نیازهایی به نظر برسند که ما آنها را درک نمی کنیم. اشیا در بُعد مادی ادای چیزی را درمی آورند که می خواهیم در بُعد روانشناختی بدست آوریم.
باید در افکار خود تجدید نظر کنیم٬ ولی فریفتهٔ قفسه های جدیدی می شویم. سردرگمی و آشفتگی ما تنها تقصیر خودمان نیست. درک نادرست ما از نیازهایمان را٬ به قول اپیکور٬ باورهای باطل اطرافیانمان بدتر می کند٬ باورهایی که سلسله مراتب طبیعی نیازهای ما را منعکس نمی کنند وبر تجمل و ثروت٬ و تنها به ندرت بر دوستی٬ آزادی و تفکر تاکید می کنند.
رواج یافتن باورهای باطل٬ برحسب تصادف نیست. این به سود شرکت های تجاری است که سلسله مراتب نیازهای ما را تحریف کنند تا دیدگاهی مادی نسبت به خوبی را ترویج کنند و خوبی غیر قابل فروش را کم اهمیت جلوه دهند و ما از طریق همنشینی موذیانهٔ چیزهای زائد با دیگر نیازهای فراموش شدهٔ خود٬ فریفته و گمراه می شویم.
📕 تسلی بخشی های فلسفه
✍ #آلن_دو_باتن
@Library_Telegram
#اندکی_تفکر
دست ایلیا پسرم شش ساله ام رو گرفتم و گفتم پسر عزیزم امروز بجای مامان، من تا مدرسه همراهت میشم ، ایلیا از خوشحالی دستم رو فشار داد.
در راه مدرسه ایلیا به مردی که درحال شستن ماشینش بود اشاره کرد و گفت: بابا اون مرد خیلی خوبیه
گفتم: از کجا میدونی؟
گفت: چون آدم پاکیزه ای هست، آدمهای پاکیزه ماشینشون رو میشورن
گفتم: پسرم مگه هر کس ماشینشو بشوره پاکیزه هست و هر کس پاکیزه باشه حتما آدم خوبیه؟
گفت: بله دقیقا، چون حدیث داریم که خداوند آدمهای پاکیزه را دوست دارد
و اصل حدیث (الله یحب الناس النظیفین) است.
گفت و با لبخند در حال راه رفتن سرش رو رو به بالا گرفت و نگاهی با انتظار تشویق به چهره ام انداخت ناخودآگاه و از ترحم نمی توانستم نگویم آفرین پسرم، اما
چیزی نگفتم، به فکر رفتم
نمی دانستم عکس العمل درستم باید تشویق باشد یا چیز دیگر
گفتم: پسرم باز حدیث بلدی؟
گفت: بله و دو حدیث دیگر به زبان عربی با ترجمه بیان کرد
گفتم: اینها رو از کجا یاد گرفتی؟
گفت: خانم معلم یاد داده
نگران شدم و تصمیم گرفتم به معلمش اعتراض کنم. چرا که در این سن حساس فرزندم ملاک تشخیص خوب و بد هرچه و به هر روشی تعیین و تربیت شود، به احتمال قوی تا آخر عمر این ملاک اصلی تشخیص در ناخودآگاه وی باقی بماند، و راه هایی مثل دلایل علمی ، روانشناسی، تحقیقی و اخلاقی همراه با استقلال فکری نقش خود را از دست بدهند و این یعنی عدم رشد، وابستگی به احکام و احادیث دین و زبان خاص که قبل از رشد و بلوغ فکری در ذهن فرزندم شکل میگیرد و چه بسا که بعدا تغییر دادن آن واقعا خیلی سخت است.
خب معمولا در ایران، زمانی که یک کودک شش ساله برای والدین یا بزرگترها بتواند چند حدیث عربی همراه ترجمه و تفسیر بیان کند ، بدون فکر کردن و ژرف بینی به ابعاد مختلف اتفاقی که در ذهن کودک رخ میدهد، به شدت وی را مورد تشویق قرار میدهند، قافل از این که تشویقشان فقط بابت حافظه کودک است، نه برای زحمت فکر کردن و چگونه فکر کردن او، این تشویق یعنی، پسرم تو از فکرت کار نکش، لازم نیست خودت بدانی، خودت بتوانی، خودت تصمیم بگیری، خودت تحقیق کنی، اصلا لازم نیست خودت باشی، فقط کافیست احادیث را حفظ کرده و بدانی و بر اساس آن رفتار و قضاوت نمایی تا همه تو را دوست بدارند و عاقلت بدانند.
اینجاست که ما تیر خلاص را بر ذهن کودکمان میزنیم تا سیستم به هدفش برسد.
از خانم معلم در این باره سوال کردم
معلم گفت: تازه استخدام شدم و به شدت محتاج پول برای رفع حداقل نیازهای اولیه زندگیم هستم، میدانم که نباید...، اما مجبورم طبق دستور مسئولین درس بدهم تا استخدام رسمی شوم و میترسم اگر از دستوراتشان سرپیچی کنم و کتابهای پیش دبستانی را که در شهر قم طراحی میشود تدریس نکنم، متوجه شوند، اخراج شدم و شبها گرسنه بخوابم...
ما در سیستم حساب شده، ظالمانه، ناجوانمردانه، تروریستانه، فقیر واقعی و کوچک ماندیم و حالا فرزندانمان.
باید کاری و فکری به حال فرزندانمان نماییم.
#ارسالی
@Library_Telegram
دست ایلیا پسرم شش ساله ام رو گرفتم و گفتم پسر عزیزم امروز بجای مامان، من تا مدرسه همراهت میشم ، ایلیا از خوشحالی دستم رو فشار داد.
در راه مدرسه ایلیا به مردی که درحال شستن ماشینش بود اشاره کرد و گفت: بابا اون مرد خیلی خوبیه
گفتم: از کجا میدونی؟
گفت: چون آدم پاکیزه ای هست، آدمهای پاکیزه ماشینشون رو میشورن
گفتم: پسرم مگه هر کس ماشینشو بشوره پاکیزه هست و هر کس پاکیزه باشه حتما آدم خوبیه؟
گفت: بله دقیقا، چون حدیث داریم که خداوند آدمهای پاکیزه را دوست دارد
و اصل حدیث (الله یحب الناس النظیفین) است.
گفت و با لبخند در حال راه رفتن سرش رو رو به بالا گرفت و نگاهی با انتظار تشویق به چهره ام انداخت ناخودآگاه و از ترحم نمی توانستم نگویم آفرین پسرم، اما
چیزی نگفتم، به فکر رفتم
نمی دانستم عکس العمل درستم باید تشویق باشد یا چیز دیگر
گفتم: پسرم باز حدیث بلدی؟
گفت: بله و دو حدیث دیگر به زبان عربی با ترجمه بیان کرد
گفتم: اینها رو از کجا یاد گرفتی؟
گفت: خانم معلم یاد داده
نگران شدم و تصمیم گرفتم به معلمش اعتراض کنم. چرا که در این سن حساس فرزندم ملاک تشخیص خوب و بد هرچه و به هر روشی تعیین و تربیت شود، به احتمال قوی تا آخر عمر این ملاک اصلی تشخیص در ناخودآگاه وی باقی بماند، و راه هایی مثل دلایل علمی ، روانشناسی، تحقیقی و اخلاقی همراه با استقلال فکری نقش خود را از دست بدهند و این یعنی عدم رشد، وابستگی به احکام و احادیث دین و زبان خاص که قبل از رشد و بلوغ فکری در ذهن فرزندم شکل میگیرد و چه بسا که بعدا تغییر دادن آن واقعا خیلی سخت است.
خب معمولا در ایران، زمانی که یک کودک شش ساله برای والدین یا بزرگترها بتواند چند حدیث عربی همراه ترجمه و تفسیر بیان کند ، بدون فکر کردن و ژرف بینی به ابعاد مختلف اتفاقی که در ذهن کودک رخ میدهد، به شدت وی را مورد تشویق قرار میدهند، قافل از این که تشویقشان فقط بابت حافظه کودک است، نه برای زحمت فکر کردن و چگونه فکر کردن او، این تشویق یعنی، پسرم تو از فکرت کار نکش، لازم نیست خودت بدانی، خودت بتوانی، خودت تصمیم بگیری، خودت تحقیق کنی، اصلا لازم نیست خودت باشی، فقط کافیست احادیث را حفظ کرده و بدانی و بر اساس آن رفتار و قضاوت نمایی تا همه تو را دوست بدارند و عاقلت بدانند.
اینجاست که ما تیر خلاص را بر ذهن کودکمان میزنیم تا سیستم به هدفش برسد.
از خانم معلم در این باره سوال کردم
معلم گفت: تازه استخدام شدم و به شدت محتاج پول برای رفع حداقل نیازهای اولیه زندگیم هستم، میدانم که نباید...، اما مجبورم طبق دستور مسئولین درس بدهم تا استخدام رسمی شوم و میترسم اگر از دستوراتشان سرپیچی کنم و کتابهای پیش دبستانی را که در شهر قم طراحی میشود تدریس نکنم، متوجه شوند، اخراج شدم و شبها گرسنه بخوابم...
ما در سیستم حساب شده، ظالمانه، ناجوانمردانه، تروریستانه، فقیر واقعی و کوچک ماندیم و حالا فرزندانمان.
باید کاری و فکری به حال فرزندانمان نماییم.
#ارسالی
@Library_Telegram
❤2
📕 سقوط 79
✍ پل امیل اردمن
🔃 حسین ابوترابیان
( پل اردمن ) یک بانکدار ورشکسته بود که در سوئیس بهزندان افتاد ، او پس از آزادی از زندان به نوشتن رُمانی پرداخت که کمابیش از آینده خبر میداد . وقتی کتاب او با عنوان سقوط ۷۹ منتشر شد هیچکس فکرش را نمیکرد که داستان تخیلی این بانکدار ورشکسته در کمتر از یک سال سه میلیون نسخه بفروشد و از آن مهمتر هیچکس حدس نمیزد که پیشگوییهای کتاب مبنی بر سقوط #حکومت_شاه_ایران در سال ۱۹۷۹ دقیقا اتفاق بیفتد اما دو ماه از این سال نگذشته بود که سقوط ۷۹ اتفاق افتاد
بسقوط ٧٩ دربارۀ رقابت دو کشور خاورمیانه است ، #ایران و #عربستان که هر دو بهخاطر فروش نفت بهشدت ثروتمند شدهاند و نمیدانند با این پولها چه کار کنند ، عربستان سعودی با استفاده از مشاورین مختلف تلاش میکند که به جای تبدیل شدن به قدرتی منطقهای پولهای خود را در جاهای مختلفی سرمایهگذاری کند اما شاه ایران تصمیم میگیرد قدرت اصلی خاورمیانه شود و بزرگترین ارتش خاورمیانه را بسازد و با سوئیسیها نیز توافق میکند که در پروژهای ۵ ساله #بمب_اتمی بسازد , این دو کشور به دوسو پیش میروند ، عربستان کوشش میکند آیندۀ خود را با سرمایهگذاریهای اقتصادی تامین کند و همچنان به عنوان کشوری درجه چندم زیر بال و پر آمریکا بماند اما ایران اسلحه میخرد و اسلحه میخرد تا به قدرتی جهانی تبدیل گردد ، بلندپروازی ایران پایان نیافتنی است و این بلندپروازیها سرانجام در سال ۱۹۷۹ به سقوط حکومت شاه منجر میشود
در این رمان چند اتفاق بیان میشود : سقوط حکومت شاه در سال ۱۹۷۹ ، جنگ میان ایران و دنیای عرب به نمایندگی عراق ، بلوکه شدن داراییهای ایران توسط آمریکا ، جنگ کویت به عنوان ثروتمندترین کشور خلیج فارس ، اتمی شدن ایران و بمباران مراکز اتمی ایران ، تقابل مستقیم ایران و اسراییل ، آغاز بنیادگرایی در عربستان ...
اگر حوصله داشتید رمان سقوط ٧٩ را بخوانید نه به این خاطر که به پیشگویی سیاسی پرداخته بلکه به این دلیل که خواندن آن احتمالا در توع نگاه شما به شرایط امروز کشور هم تغییرات محسوسی ایجاد خواهد کرد
#هگل در جایی میگوید: همۀ رویدادها و شخصیتها در تاریخ گویی دوبار رخ میدهند.
#مارکس مینویسد: من هم با هگل موافقم اما او فراموش کرده که اضافه کند: تاریخ در نوبت نخست به صورت تراژدی رخ میدهد و در تکرار و برایِ بار دوم به صورت کمدی.
و سالها بعد #ژیژک میگوید: هرچند مارکس درست میگوید اما تکرارِ تاریخ به صورت کمدی همیشه وحشتناکتر از تراژدی اولیه آن است.
@Library_Telegram
✍ پل امیل اردمن
🔃 حسین ابوترابیان
( پل اردمن ) یک بانکدار ورشکسته بود که در سوئیس بهزندان افتاد ، او پس از آزادی از زندان به نوشتن رُمانی پرداخت که کمابیش از آینده خبر میداد . وقتی کتاب او با عنوان سقوط ۷۹ منتشر شد هیچکس فکرش را نمیکرد که داستان تخیلی این بانکدار ورشکسته در کمتر از یک سال سه میلیون نسخه بفروشد و از آن مهمتر هیچکس حدس نمیزد که پیشگوییهای کتاب مبنی بر سقوط #حکومت_شاه_ایران در سال ۱۹۷۹ دقیقا اتفاق بیفتد اما دو ماه از این سال نگذشته بود که سقوط ۷۹ اتفاق افتاد
بسقوط ٧٩ دربارۀ رقابت دو کشور خاورمیانه است ، #ایران و #عربستان که هر دو بهخاطر فروش نفت بهشدت ثروتمند شدهاند و نمیدانند با این پولها چه کار کنند ، عربستان سعودی با استفاده از مشاورین مختلف تلاش میکند که به جای تبدیل شدن به قدرتی منطقهای پولهای خود را در جاهای مختلفی سرمایهگذاری کند اما شاه ایران تصمیم میگیرد قدرت اصلی خاورمیانه شود و بزرگترین ارتش خاورمیانه را بسازد و با سوئیسیها نیز توافق میکند که در پروژهای ۵ ساله #بمب_اتمی بسازد , این دو کشور به دوسو پیش میروند ، عربستان کوشش میکند آیندۀ خود را با سرمایهگذاریهای اقتصادی تامین کند و همچنان به عنوان کشوری درجه چندم زیر بال و پر آمریکا بماند اما ایران اسلحه میخرد و اسلحه میخرد تا به قدرتی جهانی تبدیل گردد ، بلندپروازی ایران پایان نیافتنی است و این بلندپروازیها سرانجام در سال ۱۹۷۹ به سقوط حکومت شاه منجر میشود
در این رمان چند اتفاق بیان میشود : سقوط حکومت شاه در سال ۱۹۷۹ ، جنگ میان ایران و دنیای عرب به نمایندگی عراق ، بلوکه شدن داراییهای ایران توسط آمریکا ، جنگ کویت به عنوان ثروتمندترین کشور خلیج فارس ، اتمی شدن ایران و بمباران مراکز اتمی ایران ، تقابل مستقیم ایران و اسراییل ، آغاز بنیادگرایی در عربستان ...
اگر حوصله داشتید رمان سقوط ٧٩ را بخوانید نه به این خاطر که به پیشگویی سیاسی پرداخته بلکه به این دلیل که خواندن آن احتمالا در توع نگاه شما به شرایط امروز کشور هم تغییرات محسوسی ایجاد خواهد کرد
#هگل در جایی میگوید: همۀ رویدادها و شخصیتها در تاریخ گویی دوبار رخ میدهند.
#مارکس مینویسد: من هم با هگل موافقم اما او فراموش کرده که اضافه کند: تاریخ در نوبت نخست به صورت تراژدی رخ میدهد و در تکرار و برایِ بار دوم به صورت کمدی.
و سالها بعد #ژیژک میگوید: هرچند مارکس درست میگوید اما تکرارِ تاریخ به صورت کمدی همیشه وحشتناکتر از تراژدی اولیه آن است.
@Library_Telegram
Forwarded from کتابخانه تلگرام
سقوط_79.pdf
5.9 MB
📕 سقوط 79
✍ پل امیل اردمن
🔃 حسین ابوترابیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ پل امیل اردمن
🔃 حسین ابوترابیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
❤1👍1
📌چه کشکی ؟ چه پشمی؟
چوپانی گله اش را به صحرا میبرد و در راه به درخت گردوی تنومندی رسید!
از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختی در گرفت،
خواست فرود آید ترسید!
دید نزدیک است که بیفتد در حال مستاصل شد٬
از دور بقعه امامزاده ای را دید و گفت:
ای امامزاده گله ام نذر تو،
از درخت سالم پایین بیایم!
قدری باد ساکت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا کرده و خود را محکم گرفت!
دوباره گفت:
ای امامزاده خدا راضی نمی شود که زن و بچه من از فقر بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی نصف گله مال تو و نصفی هم برای خودم!
قدری پایین تر آمد٬
وقتی که نزدیک تنه درخت رسید گفت:
ای امامزاده نصف گله را چطور نگهداری می کنی؟
آنهار ا خودم نگهداری می کنم در عوض کشک و پشم نصف گله را به تو می دهم!
نزدیک زمین که شد گفت:
بالاخره چوپان هم که بی مزد نمی شود کشکش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد!
وقتی پایش به زمین رسید رو به امامزاده گفت:
مرد حسابی چه کشکی چه پشمی؟
ما از هول خودمان یک غلطی کردیم.
پ.ن: شده حکایت وعده های انقلابی و انتخاباتی عزیزان مسئول از هول خودشون وعده و وعید میدهند وگرنه ملت و کشور براشون اصلا اهمیتی ندارد.
@Library_Telegram
چوپانی گله اش را به صحرا میبرد و در راه به درخت گردوی تنومندی رسید!
از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختی در گرفت،
خواست فرود آید ترسید!
دید نزدیک است که بیفتد در حال مستاصل شد٬
از دور بقعه امامزاده ای را دید و گفت:
ای امامزاده گله ام نذر تو،
از درخت سالم پایین بیایم!
قدری باد ساکت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا کرده و خود را محکم گرفت!
دوباره گفت:
ای امامزاده خدا راضی نمی شود که زن و بچه من از فقر بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی نصف گله مال تو و نصفی هم برای خودم!
قدری پایین تر آمد٬
وقتی که نزدیک تنه درخت رسید گفت:
ای امامزاده نصف گله را چطور نگهداری می کنی؟
آنهار ا خودم نگهداری می کنم در عوض کشک و پشم نصف گله را به تو می دهم!
نزدیک زمین که شد گفت:
بالاخره چوپان هم که بی مزد نمی شود کشکش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد!
وقتی پایش به زمین رسید رو به امامزاده گفت:
مرد حسابی چه کشکی چه پشمی؟
ما از هول خودمان یک غلطی کردیم.
پ.ن: شده حکایت وعده های انقلابی و انتخاباتی عزیزان مسئول از هول خودشون وعده و وعید میدهند وگرنه ملت و کشور براشون اصلا اهمیتی ندارد.
@Library_Telegram
👍1
✍ قطعه ای از کتاب
"مستقیم ترین دشمن روشنفکر کسی است که من او را روشنفکر قلابی مینامم و از جانب طبقه مسلط اغوا شده است تا به دلایلی که ادعای جدی و دقیق بودن دارند، از ایدئولوژی جزمگرا دفاع کند. عدهای که منافع آنها به منافع طبقه حاکم وابسته است و نمیخواهند و یا نمیتوانند جز این باشند، قدرت صاحب منصبان را میپذیرند و چهره روشنفکر به خود میگیرند و مثل او اعتراض به طبقه حاکم را آغاز میکنند. اما این اعتراض هم تقلبی است و به صورتی فراهم شده که به خودی خود تحلیل میرود و در نتیجه نشان میدهد که ایدئولوژی حاکم دربرابر هرگونه اعتراضی مقاوم است.
به عبارت دیگر روشنفکر قلابی مثل روشنفکر واقعی "نه " نمیگوید بلکه " نه ولی ... " را رواج می دهد یا " میدانم اما..." را . این دلایل، روشنفکر واقعی را به شدت آشفته میکند چون پیشتر به تضاد بین جست و جوی حقیقت عملی و ایدئولوژی حاکم پی برده ، پس دلایل اصلاح طلبان را بشدت رد میکند و با طرد آنها، خود او پیوسته رادیکالتر میشود. او به ضرورت به راهی میرود که یا باید با اصول طبقه حاکم بجنگد یا با تظاهر به اعتراض ، به آن خدمت کند."
📕#در_دفاع_از_روشنفکران
✍ #ژان_پل_سارتر
@Library_Telegram
"مستقیم ترین دشمن روشنفکر کسی است که من او را روشنفکر قلابی مینامم و از جانب طبقه مسلط اغوا شده است تا به دلایلی که ادعای جدی و دقیق بودن دارند، از ایدئولوژی جزمگرا دفاع کند. عدهای که منافع آنها به منافع طبقه حاکم وابسته است و نمیخواهند و یا نمیتوانند جز این باشند، قدرت صاحب منصبان را میپذیرند و چهره روشنفکر به خود میگیرند و مثل او اعتراض به طبقه حاکم را آغاز میکنند. اما این اعتراض هم تقلبی است و به صورتی فراهم شده که به خودی خود تحلیل میرود و در نتیجه نشان میدهد که ایدئولوژی حاکم دربرابر هرگونه اعتراضی مقاوم است.
به عبارت دیگر روشنفکر قلابی مثل روشنفکر واقعی "نه " نمیگوید بلکه " نه ولی ... " را رواج می دهد یا " میدانم اما..." را . این دلایل، روشنفکر واقعی را به شدت آشفته میکند چون پیشتر به تضاد بین جست و جوی حقیقت عملی و ایدئولوژی حاکم پی برده ، پس دلایل اصلاح طلبان را بشدت رد میکند و با طرد آنها، خود او پیوسته رادیکالتر میشود. او به ضرورت به راهی میرود که یا باید با اصول طبقه حاکم بجنگد یا با تظاهر به اعتراض ، به آن خدمت کند."
📕#در_دفاع_از_روشنفکران
✍ #ژان_پل_سارتر
@Library_Telegram
#تلخند
ميدونين چرا اختلاسها پیگیری نميشن
روایت داریم یک روز يه دزد و یه نابینا مقداری آلوچه خریدند قرار گذاشتند 2 تا 2 تا بخورن تا تموم بشه
وسط ڪار نابینا مچ دزد گرفت و گفت مرتيکه چرا مشت مشت میخوری
دزده گفت تو ڪه ڪوری از ڪجا فهمیدی نابینا گفت. از اینجا ڪه من 4 تا 4 تا می خورم. تو هیچی نميگی!!😐😏
@Library_Telegram
ميدونين چرا اختلاسها پیگیری نميشن
روایت داریم یک روز يه دزد و یه نابینا مقداری آلوچه خریدند قرار گذاشتند 2 تا 2 تا بخورن تا تموم بشه
وسط ڪار نابینا مچ دزد گرفت و گفت مرتيکه چرا مشت مشت میخوری
دزده گفت تو ڪه ڪوری از ڪجا فهمیدی نابینا گفت. از اینجا ڪه من 4 تا 4 تا می خورم. تو هیچی نميگی!!😐😏
@Library_Telegram
❤2
در یک نظام آموزشی سالم ، کودک باید کودکی کند ، بازی کند و پیش از آن که درگیر فرمولهای پیچیدۀ ریاضی یا سایر مطالب حجیم بهدرد نخور شود باید درس زندگی را یاد بگیرد اما فرزندان ما در تمام دوران کودکیشان ، بجای کودکی کردن و آموختن درس زندگی نیمی از روز را از این کلاس به آن کلاس میروند ، از علوم به ریاضی ، از ریاضی به جغرافیا ، از جغرافیا به ادبیات ، از ادبیات به زبان خارجی ، از زبان خارجی به دینی و همین طور الی آخر بعد نیم دیگر روز را هم باید بهمرور آنچه یاد گرفتهاند و آماده شدن برای امتحانات بگذرانند ، این مصداق بارز کودک آزاری در کشورهای پیشرفته است !!
‼️ آموزش و پرورش ایران در صدد تولید یک سری انسانهای همسان است درست مانند یک کارخانه تولید صنعتی که قرار است محصول مشخصی را بیرون بدهد اما جالب اینجاست که همان محصولات یکسان را هم نمیتواند درست تحویل دهد
‼️ #سن_اعتیاد به طرز فاجعهباری در جامعه کاهش یافته و حتی به سنین دانشآموزی رسیده ولی نظام آموزشی همچنان در حال یاد دادن نام بزرگترین صحرای ترکمنستان است
‼️ شبکههای اجتماعی و دنیای دیجیتال تمام جامعه را در بر گرفته ولی نظام آموزشی هنوز اصرار دارد که دانش آموزان نام آثار جامی و ناصرخسرو را حفظ کنند
‼️ بیماریهای مرتبط با تغذیۀ در جامعه تشدید شده اما نظام آموزشی از معلمان میخواهد حفظ کردن نام فلان باکتری را به دانشآموز تحمیل کنند
‼️ طلاق گسترش یافته و درصد قابل توجهی از دانشآموزان با پدر و مادرهای جداشده از هم زندگی میکنند ولی نظام آموزشی به جای دادن آموزشهای لازم به این دانشآموزان میخواهد مسائل مربوط به تانژانت و کتانژانت را حل کنند
➕ ما نمی توانیم هیچ تحولی را در کشور به پیش ببریم مگر اینکه توسعه را از حوزه آموزش آغاز کنیم پس عقل سلیم حکم میکند که این خانۀ فرسوده و کلنگی را کوبید و بنایی تازع ساخت هرچند در حوزۀ #مدیریت این مملکت عقلهای سلیم به ندرت دیده میشود.
@Library_Telegram
در یک نظام آموزشی سالم ، کودک باید کودکی کند ، بازی کند و پیش از آن که درگیر فرمولهای پیچیدۀ ریاضی یا سایر مطالب حجیم بهدرد نخور شود باید درس زندگی را یاد بگیرد اما فرزندان ما در تمام دوران کودکیشان ، بجای کودکی کردن و آموختن درس زندگی نیمی از روز را از این کلاس به آن کلاس میروند ، از علوم به ریاضی ، از ریاضی به جغرافیا ، از جغرافیا به ادبیات ، از ادبیات به زبان خارجی ، از زبان خارجی به دینی و همین طور الی آخر بعد نیم دیگر روز را هم باید بهمرور آنچه یاد گرفتهاند و آماده شدن برای امتحانات بگذرانند ، این مصداق بارز کودک آزاری در کشورهای پیشرفته است !!
‼️ آموزش و پرورش ایران در صدد تولید یک سری انسانهای همسان است درست مانند یک کارخانه تولید صنعتی که قرار است محصول مشخصی را بیرون بدهد اما جالب اینجاست که همان محصولات یکسان را هم نمیتواند درست تحویل دهد
‼️ #سن_اعتیاد به طرز فاجعهباری در جامعه کاهش یافته و حتی به سنین دانشآموزی رسیده ولی نظام آموزشی همچنان در حال یاد دادن نام بزرگترین صحرای ترکمنستان است
‼️ شبکههای اجتماعی و دنیای دیجیتال تمام جامعه را در بر گرفته ولی نظام آموزشی هنوز اصرار دارد که دانش آموزان نام آثار جامی و ناصرخسرو را حفظ کنند
‼️ بیماریهای مرتبط با تغذیۀ در جامعه تشدید شده اما نظام آموزشی از معلمان میخواهد حفظ کردن نام فلان باکتری را به دانشآموز تحمیل کنند
‼️ طلاق گسترش یافته و درصد قابل توجهی از دانشآموزان با پدر و مادرهای جداشده از هم زندگی میکنند ولی نظام آموزشی به جای دادن آموزشهای لازم به این دانشآموزان میخواهد مسائل مربوط به تانژانت و کتانژانت را حل کنند
➕ ما نمی توانیم هیچ تحولی را در کشور به پیش ببریم مگر اینکه توسعه را از حوزه آموزش آغاز کنیم پس عقل سلیم حکم میکند که این خانۀ فرسوده و کلنگی را کوبید و بنایی تازع ساخت هرچند در حوزۀ #مدیریت این مملکت عقلهای سلیم به ندرت دیده میشود.
@Library_Telegram
👍1
حكايت و پند:
ﮐﺴﯽ ﺳﺮﺍﻍ ﮔﺮﺩﻭ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﺭﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ : "
ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻫﻤﻪ ﯼ ﮔﺮﺩﻭﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺭﺍﯾﮕﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻫﯽ؟ "!
ﮔﺮﺩﻭ ﻓﺮﻭﺵ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﻧﺪﺍﺩ .
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
" ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮ ﮔﺮﺩﻭ ﻣﺠﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻫﯽ؟ "
ﻭ ﺑﺎﺯ ﺑﺎ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﺷﺪ .
ﭘﺲ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺩﺳﺖ ﮐﻢ ﯾﮏ ﻋﺪﺩ ﮔﺮﺩﻭﯼ ﻣﺠﺎﻧﯽ
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻫﯿﺪ ".
ﺍﻭ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺑالاخره ﮔﺮﺩﻭ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ .
ﯾﮏ ﻋﺪﺩ ﮔﺮﺩﻭ ﮐﻪ ﺍﺭﺯﺵ ﻧﺪﺍﺭﺩ . ﯾﮏ ﻋﺪﺩ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻢ
ﺑﺪﻫﯿﺪ "
ﻭ ﺑﺎ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﯾﮏ ﻋﺪﺩ ﺩﯾﮕﺮ ﮔﺮﺩﻭ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﺮﺩ
ﮐﻪ ﮔﺮﺩﻭﯼ ﺳﻮﻡ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﻣﺠﺎﻧﯽ ﺑﮕﯿﺮﺩ .
ﮔﺮﺩﻭ ﻓﺮﻭﺵ ﮐﻪ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﮔﻔﺖ ":
ﺯﺭﻧﮕﯽ ! ﺍﯾﻦ ﻃﻮﺭ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﯾﮑﯽ، ﯾﮑﯽ
ﻫﻤﻪ ﯼ ﮔﺮﺩﻭﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺗﺼﺎﺣﺐ ﮐﻨﯽ؟ "
ﻣﺸﺘﺮﯼ ﺳﻤﺞ ﮔﻔﺖ : "
ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺩﺭﺳﯽ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﺪﻫﻢ .
ﻋﻤﺮ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎ ﻧﯿﺰ ﭼﻨﯿﻦ ﺍﺳﺖ!
ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﻫﻤﻪ ﻋﻤﺮﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﻔﺮﻭﺵ،
ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﻗﯿﻤﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯽ.
ﻭﻟﯽ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺭﺍ ﺑﯽ ﺗﻮﺟﻪ،
ﯾﮑﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﻫﯽ!
ﻭ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﯿﺎﯼ ﻫﻤﻪ ﻋﻤﺮﺕ ﺍﺯ ﮐﻒ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ".
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺍﺳﺖ ....
ﻭ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ ....
ﻧﻪ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﻧﻪ ﺑﺮﮔﺸﺘﯽ ....
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﯾﺪ !!!!....
ﺁﻧﭽﻪ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻋﻮﺽ ﺍﯼ ﻫﻮﺷﯿﺎﺭ
ﻋﻤـــــــــﺮ ﻋﺰﯾﺰ ﺍﺳﺖ، ﻏﻨﯿﻤﺖ ﺷﻤﺎﺭ
@Library_Telegram
ﮐﺴﯽ ﺳﺮﺍﻍ ﮔﺮﺩﻭ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﺭﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ : "
ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻫﻤﻪ ﯼ ﮔﺮﺩﻭﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺭﺍﯾﮕﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻫﯽ؟ "!
ﮔﺮﺩﻭ ﻓﺮﻭﺵ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﻧﺪﺍﺩ .
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
" ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮ ﮔﺮﺩﻭ ﻣﺠﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻫﯽ؟ "
ﻭ ﺑﺎﺯ ﺑﺎ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﺷﺪ .
ﭘﺲ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺩﺳﺖ ﮐﻢ ﯾﮏ ﻋﺪﺩ ﮔﺮﺩﻭﯼ ﻣﺠﺎﻧﯽ
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻫﯿﺪ ".
ﺍﻭ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺑالاخره ﮔﺮﺩﻭ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ .
ﯾﮏ ﻋﺪﺩ ﮔﺮﺩﻭ ﮐﻪ ﺍﺭﺯﺵ ﻧﺪﺍﺭﺩ . ﯾﮏ ﻋﺪﺩ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻢ
ﺑﺪﻫﯿﺪ "
ﻭ ﺑﺎ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﯾﮏ ﻋﺪﺩ ﺩﯾﮕﺮ ﮔﺮﺩﻭ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﺮﺩ
ﮐﻪ ﮔﺮﺩﻭﯼ ﺳﻮﻡ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﻣﺠﺎﻧﯽ ﺑﮕﯿﺮﺩ .
ﮔﺮﺩﻭ ﻓﺮﻭﺵ ﮐﻪ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﮔﻔﺖ ":
ﺯﺭﻧﮕﯽ ! ﺍﯾﻦ ﻃﻮﺭ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﯾﮑﯽ، ﯾﮑﯽ
ﻫﻤﻪ ﯼ ﮔﺮﺩﻭﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺗﺼﺎﺣﺐ ﮐﻨﯽ؟ "
ﻣﺸﺘﺮﯼ ﺳﻤﺞ ﮔﻔﺖ : "
ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺩﺭﺳﯽ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﺪﻫﻢ .
ﻋﻤﺮ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎ ﻧﯿﺰ ﭼﻨﯿﻦ ﺍﺳﺖ!
ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﻫﻤﻪ ﻋﻤﺮﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﻔﺮﻭﺵ،
ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﻗﯿﻤﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯽ.
ﻭﻟﯽ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺭﺍ ﺑﯽ ﺗﻮﺟﻪ،
ﯾﮑﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﻫﯽ!
ﻭ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﯿﺎﯼ ﻫﻤﻪ ﻋﻤﺮﺕ ﺍﺯ ﮐﻒ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ".
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺍﺳﺖ ....
ﻭ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ ....
ﻧﻪ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﻧﻪ ﺑﺮﮔﺸﺘﯽ ....
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﯾﺪ !!!!....
ﺁﻧﭽﻪ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻋﻮﺽ ﺍﯼ ﻫﻮﺷﯿﺎﺭ
ﻋﻤـــــــــﺮ ﻋﺰﯾﺰ ﺍﺳﺖ، ﻏﻨﯿﻤﺖ ﺷﻤﺎﺭ
@Library_Telegram
❤1
#اندکی_تفکر
در تمام دنیا هیچ کس دقیقاً مثل تو نیست. هر عمل و حرفی و اندیشه ای که انجام می دهی، می گویی و یا در ذهن داری، منحصراً متعلق به توست. زیرا این تویی که شخصاً آنها را انتخاب کرده ای.
تو
مالک آنچه که داری هستی. جسم تو یعنی هر کاری که می کنی، ذهن تو یعنی آنچه که میندیشی، چشمهای تو یعنی کل تصاویری که می بینی، احساسات تو هرچه که هستند اعم ازخشم، شادی، دلتنگی، عشق، نا امیدی و هیجان، دهان تو و کلماتی که از آن بیرون میآیند، چه درست باشد، چه نادرست، چه مؤدبانه و دلنشین باشد، چه سخت و نام...طبوع، صدای تو خواه خشن باشد و خواه ملایم و اعمال تو چه نسبت به خودت و نسبت به دیگران ...
مسئول همه آنها "تو" هستی.
این تویی که مالک تخیلات، رؤیاها، آرزوها و ترس هایت هستی.
این تویی که مالک پیروزی ها و موفقیت ها، شکست ها و اشتباهاتت هستی.
و چون مالک همه چیز خود هستی می توانی نهایتاً با خودت آشنا شوی، با این کار میتوانی تو را دوست بداری و در همه جنبه های زندگی با تو دوست باشی و اینگونه است که می توانی به بهترین نحو به خواسته های خودت برسی
آن گونه که دیده می شوی و یا به نظر می رسی و آنچه که فکر و احساس می کنی. در آن لحظه خاص، همان خود تو هستی و این نشان می دهد که تو کجا هستی.
تو مالک خود هستی، از این رو این تویی که خود را می سازی
@Library_Telegram
در تمام دنیا هیچ کس دقیقاً مثل تو نیست. هر عمل و حرفی و اندیشه ای که انجام می دهی، می گویی و یا در ذهن داری، منحصراً متعلق به توست. زیرا این تویی که شخصاً آنها را انتخاب کرده ای.
تو
مالک آنچه که داری هستی. جسم تو یعنی هر کاری که می کنی، ذهن تو یعنی آنچه که میندیشی، چشمهای تو یعنی کل تصاویری که می بینی، احساسات تو هرچه که هستند اعم ازخشم، شادی، دلتنگی، عشق، نا امیدی و هیجان، دهان تو و کلماتی که از آن بیرون میآیند، چه درست باشد، چه نادرست، چه مؤدبانه و دلنشین باشد، چه سخت و نام...طبوع، صدای تو خواه خشن باشد و خواه ملایم و اعمال تو چه نسبت به خودت و نسبت به دیگران ...
مسئول همه آنها "تو" هستی.
این تویی که مالک تخیلات، رؤیاها، آرزوها و ترس هایت هستی.
این تویی که مالک پیروزی ها و موفقیت ها، شکست ها و اشتباهاتت هستی.
و چون مالک همه چیز خود هستی می توانی نهایتاً با خودت آشنا شوی، با این کار میتوانی تو را دوست بداری و در همه جنبه های زندگی با تو دوست باشی و اینگونه است که می توانی به بهترین نحو به خواسته های خودت برسی
آن گونه که دیده می شوی و یا به نظر می رسی و آنچه که فکر و احساس می کنی. در آن لحظه خاص، همان خود تو هستی و این نشان می دهد که تو کجا هستی.
تو مالک خود هستی، از این رو این تویی که خود را می سازی
@Library_Telegram
در مجالي که برايم باقيست
باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
که در آن همواره اول صبح
به زباني ساده
مهر تدريس کنند...
و بگويند خدا
خالق زيبايي
و سراينده ي عشق
آفريننده ماست
مهربانيست که ما را به نکويي
دانايي
زيبايي
و به خود مي خواند
جنتي دارد نزديک ، زيبا و بزرگ
دوزخي دارد – به گمانم -
کوچک و بعيد
در پي سودايي ست
که ببخشد ما را
و بفهماندمان
ترس ما بيرون از دايره رحمت است
در مجالي که برايم باقيست
باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
که خرد را با عشق
علم را با احساس
و رياضي را با شعر
دين را با عرفان
همه را با تشويق تدريس کنند
لاي انگشت کسي
قلمي نگذارند
و نخوانند کسي را حيوان
و نگويند کسي را کودن
و معلم هر روز
روح را حاضر و غايب بکند
@Library_Telegram
باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
که در آن همواره اول صبح
به زباني ساده
مهر تدريس کنند...
و بگويند خدا
خالق زيبايي
و سراينده ي عشق
آفريننده ماست
مهربانيست که ما را به نکويي
دانايي
زيبايي
و به خود مي خواند
جنتي دارد نزديک ، زيبا و بزرگ
دوزخي دارد – به گمانم -
کوچک و بعيد
در پي سودايي ست
که ببخشد ما را
و بفهماندمان
ترس ما بيرون از دايره رحمت است
در مجالي که برايم باقيست
باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
که خرد را با عشق
علم را با احساس
و رياضي را با شعر
دين را با عرفان
همه را با تشويق تدريس کنند
لاي انگشت کسي
قلمي نگذارند
و نخوانند کسي را حيوان
و نگويند کسي را کودن
و معلم هر روز
روح را حاضر و غايب بکند
@Library_Telegram
❤1
📕 عیون اخبار الرضا (دو جلد)
✍ شیخ صدوق
🔃 آقانجفی اصفهانی
عُیونُ أخْبارِ الرّضا یا عیون الأخبار کتابی حدیثی درباره زندگی، آثار و روایات امام رضا(ع) نوشته شیخ صدوق (متوفای ۳۸۱) عالم دینی شیعه امامیه. احادیث این کتاب در ۶۹۹ باب تنظیم شده است که بخشی از آنها گفتههای خود امام رضا(ع) است و بخشی دیگر احادیثی است که او از امامان پیش از خود، روایت کرده است. عیون اخبار الرضا موضوع واحدی ندارد و به همین سبب در موضوعات مختلفی چون فقهی، اخلاقی، سیره و کلام از منابع مهم شیعه به شمار میرود.
@Library_Telegram
✍ شیخ صدوق
🔃 آقانجفی اصفهانی
عُیونُ أخْبارِ الرّضا یا عیون الأخبار کتابی حدیثی درباره زندگی، آثار و روایات امام رضا(ع) نوشته شیخ صدوق (متوفای ۳۸۱) عالم دینی شیعه امامیه. احادیث این کتاب در ۶۹۹ باب تنظیم شده است که بخشی از آنها گفتههای خود امام رضا(ع) است و بخشی دیگر احادیثی است که او از امامان پیش از خود، روایت کرده است. عیون اخبار الرضا موضوع واحدی ندارد و به همین سبب در موضوعات مختلفی چون فقهی، اخلاقی، سیره و کلام از منابع مهم شیعه به شمار میرود.
@Library_Telegram
عیون اخبار الرضا از شیخ صدوق۱.pdf
1.5 MB
📕 عیون اخبار الرضا (جلد اول)
✍ شیخ صدوق
🔃 آقانجفی اصفهانی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ شیخ صدوق
🔃 آقانجفی اصفهانی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
❤1👍1
عیون اخبار الرضا از شیخ صدوق۲.pdf
1.5 MB
📕 عیون اخبار الرضا (جلد دوم)
✍ شیخ صدوق
🔃 آقانجفی اصفهانی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ شیخ صدوق
🔃 آقانجفی اصفهانی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
❤1👍1
☕️ قطعه ای از کتاب
وقتی پای صحبت کله گنده ها می نشینی، به این فکر می افتی که منظور از جنگ، حفظ خداپرستی، حفظ عفت و عصمت، حفظ خوبی و از این حرفاست؛ اما وقتی خوب فکر میکنی، میبینی که آنها هم دیوانه تر از من و تو نیستند. "برای جیب می جنگند." اگر غیر از این بود، اگر جنگ هیچ منفعتی نداشت، مردم بیچاره ای مثل من دیگر جنگ نمی کردند.
📕 #ننه_دلاور_و_فرزندان_او
✍ #برتولت_برشت
@Library_Telegram
وقتی پای صحبت کله گنده ها می نشینی، به این فکر می افتی که منظور از جنگ، حفظ خداپرستی، حفظ عفت و عصمت، حفظ خوبی و از این حرفاست؛ اما وقتی خوب فکر میکنی، میبینی که آنها هم دیوانه تر از من و تو نیستند. "برای جیب می جنگند." اگر غیر از این بود، اگر جنگ هیچ منفعتی نداشت، مردم بیچاره ای مثل من دیگر جنگ نمی کردند.
📕 #ننه_دلاور_و_فرزندان_او
✍ #برتولت_برشت
@Library_Telegram
#اين_آدما_كجا_رفتن؟
هفت یا هشت سالم بود برای خرید میوه وسبزی به مغازه محل باسفارش مادرم رفتم اون موقع مثل حالا نبود که بچه تا رو تا دانشگاه هم همراهی کنی، پنج تومن پول داخل یه زنبیل پلاستیکی قرمز رنگ که تقریباً هم قد خودم بود با یه تکه کاغذ ازلیست سفارش،میوه و سبزی رو خریدم کل مبلغ شد 35زار(ریال).
دور از چشم مادرم مابقی پول رو دادم یه کیک پنج زاری ویه نوشابه زرد کانادادرای از بقالی جنب میوه فروشی و روبروی میوه فروشی روی جدول نشستم و جای شما خالی نوش جان کردم ......
خانه که برگشتم مادر گفت مابقی پولو چکار کردی؟راستش ترسیدم بگم چکار کردم، گفتم بقیه پولی نبود.مادر چیزی نگفت و زیر لب غرولندی کرد منم متوجه اعتراض اونشدم.داشتم ازکاری که کرده بودم و کسی متوجه نشده بود احساس غرور میکردم اما اضطراب نهفته ای آزارم می داد.
پس فردا باتفاق مادر به سبزی فروشی رفتم اضطرابم بیشتر شده بود. که یهو مادر پرسید اقای صبوری (رحمت خدا بر اوباد)میوه وسبزی گران شده؟ گفت نه همشیره .
گفت پس بقیه پول رو چرا به بچه پس ندادی؟ اقای صبوری که ظاهراً فیلم خوردن کیک ونوشابه ازجلو چشمش مرور میشد بالبخندی زیبا روبه من کرد گفت : آبجی فراموش کردم ولی چشم طلبتون باشه.
دنیا رو سرم چرخ میخورد اگه حاجی لب باز میکرد وواقعیت رو می گفت به خاطر دو گناه مجازات می شدم، یکی دروغ به مادرم یکی هم تهمت به حاج صبوری مادر بیرون مغازه رفت. اما من داخل بودم.
حاجی روبه من کرد و گفت این دفعه مهمان من!
ولی نمی دونم اگه تکرار بشه کسی مهمونت میکنه یا نه!؟! ...بخدا هنوزم بعد 44سال لبخندش وپندش یادم هست!بارها باخودم می گم این آدما کجان و چرا نیستند.
چرا خود من نیستم؟ چرا من نتونستم بشم مثل آقای صبوری بزرگ و باگذشت و صبور چرا تعدادشون کم شده آدمهایی از جنس بلور که نه كتاب های روانشناسی خوندن ونه مال زیادی داشتن که ببخشند ولی تهمت رو به جان خریدن تا دلی پریشون نشه!
@Library_Telegram
هفت یا هشت سالم بود برای خرید میوه وسبزی به مغازه محل باسفارش مادرم رفتم اون موقع مثل حالا نبود که بچه تا رو تا دانشگاه هم همراهی کنی، پنج تومن پول داخل یه زنبیل پلاستیکی قرمز رنگ که تقریباً هم قد خودم بود با یه تکه کاغذ ازلیست سفارش،میوه و سبزی رو خریدم کل مبلغ شد 35زار(ریال).
دور از چشم مادرم مابقی پول رو دادم یه کیک پنج زاری ویه نوشابه زرد کانادادرای از بقالی جنب میوه فروشی و روبروی میوه فروشی روی جدول نشستم و جای شما خالی نوش جان کردم ......
خانه که برگشتم مادر گفت مابقی پولو چکار کردی؟راستش ترسیدم بگم چکار کردم، گفتم بقیه پولی نبود.مادر چیزی نگفت و زیر لب غرولندی کرد منم متوجه اعتراض اونشدم.داشتم ازکاری که کرده بودم و کسی متوجه نشده بود احساس غرور میکردم اما اضطراب نهفته ای آزارم می داد.
پس فردا باتفاق مادر به سبزی فروشی رفتم اضطرابم بیشتر شده بود. که یهو مادر پرسید اقای صبوری (رحمت خدا بر اوباد)میوه وسبزی گران شده؟ گفت نه همشیره .
گفت پس بقیه پول رو چرا به بچه پس ندادی؟ اقای صبوری که ظاهراً فیلم خوردن کیک ونوشابه ازجلو چشمش مرور میشد بالبخندی زیبا روبه من کرد گفت : آبجی فراموش کردم ولی چشم طلبتون باشه.
دنیا رو سرم چرخ میخورد اگه حاجی لب باز میکرد وواقعیت رو می گفت به خاطر دو گناه مجازات می شدم، یکی دروغ به مادرم یکی هم تهمت به حاج صبوری مادر بیرون مغازه رفت. اما من داخل بودم.
حاجی روبه من کرد و گفت این دفعه مهمان من!
ولی نمی دونم اگه تکرار بشه کسی مهمونت میکنه یا نه!؟! ...بخدا هنوزم بعد 44سال لبخندش وپندش یادم هست!بارها باخودم می گم این آدما کجان و چرا نیستند.
چرا خود من نیستم؟ چرا من نتونستم بشم مثل آقای صبوری بزرگ و باگذشت و صبور چرا تعدادشون کم شده آدمهایی از جنس بلور که نه كتاب های روانشناسی خوندن ونه مال زیادی داشتن که ببخشند ولی تهمت رو به جان خریدن تا دلی پریشون نشه!
@Library_Telegram
❤1
☕️ قطعه ای از کتاب
من بعد از سال ها زندگی کردن با این مردم فهمیدم که خطرناک تر از آدم هایی که هیچ کتابی نخوندن، آدم هایی هستن که فقط چندتا #کتاب خوندن، اون ها دیگه خودشون رو از روشن فکرها می دونن و می خوان در مورد هر چیزی اظهار نظر تخصصی کنن، هر اتفاق و داستانی رو به اون کتاب ها ربط میدن و از سطر به سطرش نقل قول می کنن.
مطمئن باش اگه اون ها روشن فکر واقعی باشن در مورد مسائلی که تخصص ندارن حرف نمی زنن و به چند تا کتاب بسنده نمی کنن.
📕 #قهوه_سرد_آقای_نویسنده
✍ #روزبه_معین
@Library_Telegram
من بعد از سال ها زندگی کردن با این مردم فهمیدم که خطرناک تر از آدم هایی که هیچ کتابی نخوندن، آدم هایی هستن که فقط چندتا #کتاب خوندن، اون ها دیگه خودشون رو از روشن فکرها می دونن و می خوان در مورد هر چیزی اظهار نظر تخصصی کنن، هر اتفاق و داستانی رو به اون کتاب ها ربط میدن و از سطر به سطرش نقل قول می کنن.
مطمئن باش اگه اون ها روشن فکر واقعی باشن در مورد مسائلی که تخصص ندارن حرف نمی زنن و به چند تا کتاب بسنده نمی کنن.
📕 #قهوه_سرد_آقای_نویسنده
✍ #روزبه_معین
@Library_Telegram
#یک_فنجان_تفکر ☕️
قانون ۱-۹-۹۰ (یک، نه، نود)
آلوین تافلر یکی از بزرگترین اقتصاددان های قرن اخیر در کتاب موج سوم میگويد وقتی یک موجی وارد یك کشوری میشود مردم به سهدسته تبدیل میشوند:
۱. دسته اول که همون یک درصد هستند با موج همراه و همسو میشوند و آنرا قبول میکنند و سود بسیار زیادی میبرند. این دسته افراد، ریسکپذیر هستند که همیشه موفقیتهای چشم گیری دارند.
۲. دسته دوم آن ۹ درصد افراد به اصطلاح زرنگ جامعه هستند که صبر میکنند ببیند آیا آن یک درصد سود میکنند یا نه؟
این افراد سود کمتری نسبت به اون یک درصد كسب ميكنند. این افراد در کل افرادی هستند که ریسکهای بزرگی نمیکنند و البته که سودهای کلانی هم نمیتوانند ببرند.
۳. دسته سوم ۹۰ درصد مابقی جامعه هستند که موج میآيد و از رويشان عبور ميكند و لهشان میکند، این افراد اگر ضرر نکنند هیچ سودی نصیبشان نمیشود. این افراد اصلا ریسک پذیر نیستند و افراد عادی جامعه رو تشکیل میدهند که همیشه از زندگی ناراضی هستند و همه افراد دسته ۱ رو مسخره میکنند!
@Library_Telegram
قانون ۱-۹-۹۰ (یک، نه، نود)
آلوین تافلر یکی از بزرگترین اقتصاددان های قرن اخیر در کتاب موج سوم میگويد وقتی یک موجی وارد یك کشوری میشود مردم به سهدسته تبدیل میشوند:
۱. دسته اول که همون یک درصد هستند با موج همراه و همسو میشوند و آنرا قبول میکنند و سود بسیار زیادی میبرند. این دسته افراد، ریسکپذیر هستند که همیشه موفقیتهای چشم گیری دارند.
۲. دسته دوم آن ۹ درصد افراد به اصطلاح زرنگ جامعه هستند که صبر میکنند ببیند آیا آن یک درصد سود میکنند یا نه؟
این افراد سود کمتری نسبت به اون یک درصد كسب ميكنند. این افراد در کل افرادی هستند که ریسکهای بزرگی نمیکنند و البته که سودهای کلانی هم نمیتوانند ببرند.
۳. دسته سوم ۹۰ درصد مابقی جامعه هستند که موج میآيد و از رويشان عبور ميكند و لهشان میکند، این افراد اگر ضرر نکنند هیچ سودی نصیبشان نمیشود. این افراد اصلا ریسک پذیر نیستند و افراد عادی جامعه رو تشکیل میدهند که همیشه از زندگی ناراضی هستند و همه افراد دسته ۱ رو مسخره میکنند!
@Library_Telegram
📕 سه رویدا و سه دولتمرد
✍ هوشنگ نهاوندی
سه رویداد و سه دولتمرد، چنان که در عنوان کتاب هم آمده، تاملی است در باره یک دهه تاریخ معاصر ایران که پس از گذشت بیش از نیم قرن، نه تنها از دیدگاه تاریخی و تاریخ، بلکه از نظر سیاسی مورد بحث و حتی مجادله ی بسیاری از صاحب نظران است.سه حادثه ی عمده ی تاریخ معاصر ایران: کوشش شوروی ها برای تجزیه آذربایجان و قسمتی از کردستان و پایان بحران به همت همه ی مردم ایران، به ویژه قوام السلطنه، نهضت ملی کردن نفت که دکتر مصدق پرچم دار آن بود و سرانجام پایان حکومت مصدق و حوادث بیست و پنجم تا بیست و هشتم مرداد و نقش سپهبد زاهدی در آنها و زندگی و دوران حکومت او، همواره به طور مستقیم یا غیر مستقیم در همه ی بحث های مربوط به مسایل امروزی ایران پدیدار می شوند.
در هر سه مورد، ایران دستخوش تحریکات یا مداخلات قدرت های بزرگ جهانی بود. در هر سه مورد، به خصوص پیرامون دوحادثه ی اخیر، هنوز اختلاف نظرها و گفتگوها آمیخته با عصبیت و موضع گیری های سیاسی و مرامی است.
هدف اصلی این کتاب، برسی دقیق و کاملا مستند پیرامون این سه حادثه است و تامل و تحقیق در باره ی زندگی نامه ی سیاسی بازیگران اصلی آنها، قوام السلطنه، دکتر مصدق و سپهبد زاهدی، و یادآوری از سیاستمداران و نظامیان دیگری که در این دوران نقش و سهمی داشتند. به ویژه آنانی که خادمان صدیق وطن خود بودند و همه باید بکوشیم که نام آنها به دست فراموشی سپرده نشود.
@Library_Telegram
✍ هوشنگ نهاوندی
سه رویداد و سه دولتمرد، چنان که در عنوان کتاب هم آمده، تاملی است در باره یک دهه تاریخ معاصر ایران که پس از گذشت بیش از نیم قرن، نه تنها از دیدگاه تاریخی و تاریخ، بلکه از نظر سیاسی مورد بحث و حتی مجادله ی بسیاری از صاحب نظران است.سه حادثه ی عمده ی تاریخ معاصر ایران: کوشش شوروی ها برای تجزیه آذربایجان و قسمتی از کردستان و پایان بحران به همت همه ی مردم ایران، به ویژه قوام السلطنه، نهضت ملی کردن نفت که دکتر مصدق پرچم دار آن بود و سرانجام پایان حکومت مصدق و حوادث بیست و پنجم تا بیست و هشتم مرداد و نقش سپهبد زاهدی در آنها و زندگی و دوران حکومت او، همواره به طور مستقیم یا غیر مستقیم در همه ی بحث های مربوط به مسایل امروزی ایران پدیدار می شوند.
در هر سه مورد، ایران دستخوش تحریکات یا مداخلات قدرت های بزرگ جهانی بود. در هر سه مورد، به خصوص پیرامون دوحادثه ی اخیر، هنوز اختلاف نظرها و گفتگوها آمیخته با عصبیت و موضع گیری های سیاسی و مرامی است.
هدف اصلی این کتاب، برسی دقیق و کاملا مستند پیرامون این سه حادثه است و تامل و تحقیق در باره ی زندگی نامه ی سیاسی بازیگران اصلی آنها، قوام السلطنه، دکتر مصدق و سپهبد زاهدی، و یادآوری از سیاستمداران و نظامیان دیگری که در این دوران نقش و سهمی داشتند. به ویژه آنانی که خادمان صدیق وطن خود بودند و همه باید بکوشیم که نام آنها به دست فراموشی سپرده نشود.
@Library_Telegram