از یه دوستی پرسیدم بچه ات را بیشتر دوست داری یا همسرت رو؟؟
پاسخ جالبی داد:
گفت بچم عاشقانه دوست دارم ولی زنم رو عاقلانه
گفتم ینی چی ؟
گفت من عاشق بچم هستم
همه کارهاش رو دوست دارم همه افکارش رو
وهمه حرکاتش رو و .......
همه چیزش برام زیباست حتی اگر برای دیگران بد باشه
ولی همسرم را عاقلانه دوست دارم .
دختر زیبای رویاهای من وقتی با من ازدواج کرد
زیباترین موها رو داشت بنابرین الان که بین موهای زیبایش
موهای سفید میبینم من اون موهای سفید رو می پرستم .
وقتی با من ازدواج کرد صورتش بسیار زیبا بود
جالا که چروکهای صورتش را می بینم من اون خطهای صورتش
رو سجده میکنم
وقتی از دست من عصبانی میشه و سکوت میکنه من اون سکوت رو دوست دارم .
وقتی به خاطر من چندین سال با نا ملایمات ساخته من اون ساختنش را دیوانه وار دوست دارم
پس من نسبت به همسرم عاقلانه عاشق هستم
زن هر چقدر هم که بزرگ شود ،
همسر شود ،
مادر شود ،
مادر بزرگ شود ،.....
درونش هنوز هم دختری کوچک چشم انتظار است ،
انتظار می کشد برای لوس شدن ، محبت دیدن ،
دستی میخواهد برای نوازش ، و چشمی برای ستایش ....
مهم نیست چند ساله شدی ، زن که باشی ،
دنیای درونت همیشه صورتی ست
تقدیم به همه فرشتگان میهنم ...
@Library_Telegram
پاسخ جالبی داد:
گفت بچم عاشقانه دوست دارم ولی زنم رو عاقلانه
گفتم ینی چی ؟
گفت من عاشق بچم هستم
همه کارهاش رو دوست دارم همه افکارش رو
وهمه حرکاتش رو و .......
همه چیزش برام زیباست حتی اگر برای دیگران بد باشه
ولی همسرم را عاقلانه دوست دارم .
دختر زیبای رویاهای من وقتی با من ازدواج کرد
زیباترین موها رو داشت بنابرین الان که بین موهای زیبایش
موهای سفید میبینم من اون موهای سفید رو می پرستم .
وقتی با من ازدواج کرد صورتش بسیار زیبا بود
جالا که چروکهای صورتش را می بینم من اون خطهای صورتش
رو سجده میکنم
وقتی از دست من عصبانی میشه و سکوت میکنه من اون سکوت رو دوست دارم .
وقتی به خاطر من چندین سال با نا ملایمات ساخته من اون ساختنش را دیوانه وار دوست دارم
پس من نسبت به همسرم عاقلانه عاشق هستم
زن هر چقدر هم که بزرگ شود ،
همسر شود ،
مادر شود ،
مادر بزرگ شود ،.....
درونش هنوز هم دختری کوچک چشم انتظار است ،
انتظار می کشد برای لوس شدن ، محبت دیدن ،
دستی میخواهد برای نوازش ، و چشمی برای ستایش ....
مهم نیست چند ساله شدی ، زن که باشی ،
دنیای درونت همیشه صورتی ست
تقدیم به همه فرشتگان میهنم ...
@Library_Telegram
👍3
🔮امروز شنبه #هفتم_مهر درگذشت سرلشکر جواد فکوری
📌علت: سقوط مشکوک هواپیما
🔮امیر سرتیپ جواد فکوری، فرمانده نیروی هوایی و وزیر دفاع ایران بود.
🗓وی در دی ماه ١٣١٧ محله چرنداپ شهر تبریز متولد شد. در سال ۱۳۳۷ مدرک دیپلم خود را با موفقیت کسب کرد و در سال ۱۳۳۸ وارد دانشکده خلبانی نیروی هوایی شد.
🔮پس از گذراندن دوره مقدماتی پرواز در دانشگاه خلبانی، اولین پرواز مستقل خود را در سال ۱۳۳۹ با هواپیمای T-۳۳ بر فراز آسمان دوشان تپه در وضعیتهای مختلف و به مدت یک ساعت و نیم با موفقیت انجام داد.
📌فکوری دو بار در سالهای ۱۳۴۲ و ۱۳۵۶ برای تحصیل و آموزش خلبانی جنگنده اف-۴ به آمریکا رفت.
🔮او پس از انقلاب ۱۳۵۷، مجدداً به خدمت نیروی هوایی ارتش ایران درآمد و با شروع جنگ ایران و عراق به عنوان یکی از طراحان عملیاتهای نیروی هوایی ایران به کار خود ادامه داد.
🛩جواد فکوری در طراحی عملیات کمان ۹۹ و عملیات اچ-۳ و عملیات اوسیراک شرکت داشت.
🍁او در ۷ مهرماه سال ۱۳۶۰ در راه بازگشت از جبهه، بر اثر سقوط پرواز هرکولس سی-۱۳۰ نیروی هوایی ارتش ایران، به همراه جمعی از فرماندهان ارتش و سپاه، تیمسار سرلشکر فلاحی، سرهنگ نامجو، سرداران کلاهدوز و جهان آرا، کشته شد.
@Library_Telegram
📌علت: سقوط مشکوک هواپیما
🔮امیر سرتیپ جواد فکوری، فرمانده نیروی هوایی و وزیر دفاع ایران بود.
🗓وی در دی ماه ١٣١٧ محله چرنداپ شهر تبریز متولد شد. در سال ۱۳۳۷ مدرک دیپلم خود را با موفقیت کسب کرد و در سال ۱۳۳۸ وارد دانشکده خلبانی نیروی هوایی شد.
🔮پس از گذراندن دوره مقدماتی پرواز در دانشگاه خلبانی، اولین پرواز مستقل خود را در سال ۱۳۳۹ با هواپیمای T-۳۳ بر فراز آسمان دوشان تپه در وضعیتهای مختلف و به مدت یک ساعت و نیم با موفقیت انجام داد.
📌فکوری دو بار در سالهای ۱۳۴۲ و ۱۳۵۶ برای تحصیل و آموزش خلبانی جنگنده اف-۴ به آمریکا رفت.
🔮او پس از انقلاب ۱۳۵۷، مجدداً به خدمت نیروی هوایی ارتش ایران درآمد و با شروع جنگ ایران و عراق به عنوان یکی از طراحان عملیاتهای نیروی هوایی ایران به کار خود ادامه داد.
🛩جواد فکوری در طراحی عملیات کمان ۹۹ و عملیات اچ-۳ و عملیات اوسیراک شرکت داشت.
🍁او در ۷ مهرماه سال ۱۳۶۰ در راه بازگشت از جبهه، بر اثر سقوط پرواز هرکولس سی-۱۳۰ نیروی هوایی ارتش ایران، به همراه جمعی از فرماندهان ارتش و سپاه، تیمسار سرلشکر فلاحی، سرهنگ نامجو، سرداران کلاهدوز و جهان آرا، کشته شد.
@Library_Telegram
Telegram
#درهای_تفکر_را_باز_کنیم!
باید برای رهایی از «دگماتیسم کسبشده»، «تفکر باز» را در خودمان گسترش و بهبود دهیم.
روزنامه شرق نوشت: میگویند «بیل گیتس»، سالی دو بار برای یک هفته تمام، به جایی دور از دفتر کارش میرود و تنها به مطالعه مطالب گوناگون پرداخته و به ایدههای جدید و آیندهاش فکر میکند. او نام آن دو هفته را، «هفته تفکر» گذاشته است. چرا؟
محققان میگویند وقتی که انسان فکر میکند در حوزهای تخصص زیادی دارد، فکرش بسته میشود و منجر به اثری میشود که نامش را «دگماتیسم کسبشده» (Earned Dogmatism) یا بهتعبیری خشکاندیشی نهادهاند.
هرچقدر بیشتر خود را محدود به حوزه خاصی کنیم، هرچقدر بیشتر احساس داشتن علم، دانش و مهارت داشته باشیم، خطر ابتلا به این اثر بیشتر میشود. شاید «بیل گیتس» هم، هفته تفکر را بهعنوان راهکاری برای رهایی از این اثر یافته است. وقتی در این مورد بیشتر بررسی کنیم، واژه دیگری را مییابیم به نام «تفکر باز» (Open Thinking) که در مقابل «تفکر بسته» (Closed Thinking) مطرح میشود. «تفکر باز» که در کنار نوآوری باز نیز مطرح میشود، به این مفهوم است که ما محدودیتی برای ورود تفکرات، ایدهها و راهحلهای جدید قائل نباشیم؛ ایدههایی که ممکن است از بیرون یا درون خود، سازمان یا جامعه و محیط اطرافمان بجوشد.
در «تفکر باز»، از شنیدن هرگونه ایده جدید و متفاوت، فارغ از منبع ایده استقبال میشود. آنچه اهمیت دارد، کاربردیبودن آن ایده برای اهداف ماست. شاید فکر کنیم این مسئله مبتلا به ما نیست یا چه ارتباطی به ما دارد؟ اما واقعیت آن است که هیچکداممان از اثر «دگماتیسم کسبشده» در امان نیستیم. اتفاقا هرچقدر میزان تحصیلات، آموزشهای تخصصی، تجربه، حیطه مسئولیت و سنمان بیشتر میشود، خطر ابتلا به این پدیده بیشتر میشود. در حوزه فردی و روابط خانوادگی، والدین و فرزندانی را تصور کنیم که معتقدند یکدیگر را درک نمیکنند، حرف هم را نمیفهمند، سلایق و باورهای کاملا متضادی دارند یا در حوزه رشد فردی، تصور کنیم هرچه تصمیم میگیریم یا انجام میدهیم و راهی که میرویم، بهترین است و خود بهخاطر تحصیلات، تجربه یا سوابقمان بهتر از هر فرد دیگری بر آن واقفیم یا در حوزه کسبوکار، مدیران و کارمندانی را در نظر بگیریم که معتقدند حرف یکدیگر را نمیفهمند و برای مثال جریان اطلاعات یکسویه است و این میشود که ساعتها و روزهای زندگیمان در «تفکر بسته»، سپری میشود!
پس باید برای رهایی از «دگماتیسم کسبشده»، «تفکر باز» را در خودمان گسترش و بهبود دهیم، اما چه میتوان کرد تا این مهارت در ما تقویت شود؟ نشریه معتبر فوربس اخیرا مطلبی در این ارتباط منتشر کرده است و در آن چند پیشنهاد برای بهبود این مهارت مطرح میکند. یک، هرچقدر فرهنگ همکاری را در ارتباطاتمان گسترش دهیم، احتمال وقوع «تفکر باز» بیشتر میشود. سعی کنیم فعالیتهای مشترک را برای مثال در خانواده تعریف کنیم؛ مثلا برنامهریزی یک سفر متفاوت و کمهزینه! یا تغییر دکوراسیون یا رنگ یک قسمت خانه! دو، هرچقدر بیشتر حواسمان به گذران ساعتها و روزهایمان باشد، احتمال داشتن ساعتهای «تفکر باز» بیشتر میشود؛ مثلا در ساعتهای هفتگیمان حتما زمانهایی هرچند کوتاه را به مطالعه مطالبی بیارتباط با حوزه فعالیت معمولمان اختصاص دهیم و سوم، هرچقدر دورهمیها یا جلسات غیررسمی و گپوگفت داشته باشیم، ظرفیت «تفکر باز» در ما تقویت میشود؛ برای مثال در موضوع کاری و کسبوکار، با همکاران، جلسات هفتگی یا دوهفتگی کوتاه، اما غیرکاری داشته باشیم. تفکر باز، خیلی از مشکلات کوچک و بزرگ، اختلافسلیقهها و اختلافنظرهای این روزهای ما را حل خواهد کرد! امتحان کنیم!
@Library_Telegram
باید برای رهایی از «دگماتیسم کسبشده»، «تفکر باز» را در خودمان گسترش و بهبود دهیم.
روزنامه شرق نوشت: میگویند «بیل گیتس»، سالی دو بار برای یک هفته تمام، به جایی دور از دفتر کارش میرود و تنها به مطالعه مطالب گوناگون پرداخته و به ایدههای جدید و آیندهاش فکر میکند. او نام آن دو هفته را، «هفته تفکر» گذاشته است. چرا؟
محققان میگویند وقتی که انسان فکر میکند در حوزهای تخصص زیادی دارد، فکرش بسته میشود و منجر به اثری میشود که نامش را «دگماتیسم کسبشده» (Earned Dogmatism) یا بهتعبیری خشکاندیشی نهادهاند.
هرچقدر بیشتر خود را محدود به حوزه خاصی کنیم، هرچقدر بیشتر احساس داشتن علم، دانش و مهارت داشته باشیم، خطر ابتلا به این اثر بیشتر میشود. شاید «بیل گیتس» هم، هفته تفکر را بهعنوان راهکاری برای رهایی از این اثر یافته است. وقتی در این مورد بیشتر بررسی کنیم، واژه دیگری را مییابیم به نام «تفکر باز» (Open Thinking) که در مقابل «تفکر بسته» (Closed Thinking) مطرح میشود. «تفکر باز» که در کنار نوآوری باز نیز مطرح میشود، به این مفهوم است که ما محدودیتی برای ورود تفکرات، ایدهها و راهحلهای جدید قائل نباشیم؛ ایدههایی که ممکن است از بیرون یا درون خود، سازمان یا جامعه و محیط اطرافمان بجوشد.
در «تفکر باز»، از شنیدن هرگونه ایده جدید و متفاوت، فارغ از منبع ایده استقبال میشود. آنچه اهمیت دارد، کاربردیبودن آن ایده برای اهداف ماست. شاید فکر کنیم این مسئله مبتلا به ما نیست یا چه ارتباطی به ما دارد؟ اما واقعیت آن است که هیچکداممان از اثر «دگماتیسم کسبشده» در امان نیستیم. اتفاقا هرچقدر میزان تحصیلات، آموزشهای تخصصی، تجربه، حیطه مسئولیت و سنمان بیشتر میشود، خطر ابتلا به این پدیده بیشتر میشود. در حوزه فردی و روابط خانوادگی، والدین و فرزندانی را تصور کنیم که معتقدند یکدیگر را درک نمیکنند، حرف هم را نمیفهمند، سلایق و باورهای کاملا متضادی دارند یا در حوزه رشد فردی، تصور کنیم هرچه تصمیم میگیریم یا انجام میدهیم و راهی که میرویم، بهترین است و خود بهخاطر تحصیلات، تجربه یا سوابقمان بهتر از هر فرد دیگری بر آن واقفیم یا در حوزه کسبوکار، مدیران و کارمندانی را در نظر بگیریم که معتقدند حرف یکدیگر را نمیفهمند و برای مثال جریان اطلاعات یکسویه است و این میشود که ساعتها و روزهای زندگیمان در «تفکر بسته»، سپری میشود!
پس باید برای رهایی از «دگماتیسم کسبشده»، «تفکر باز» را در خودمان گسترش و بهبود دهیم، اما چه میتوان کرد تا این مهارت در ما تقویت شود؟ نشریه معتبر فوربس اخیرا مطلبی در این ارتباط منتشر کرده است و در آن چند پیشنهاد برای بهبود این مهارت مطرح میکند. یک، هرچقدر فرهنگ همکاری را در ارتباطاتمان گسترش دهیم، احتمال وقوع «تفکر باز» بیشتر میشود. سعی کنیم فعالیتهای مشترک را برای مثال در خانواده تعریف کنیم؛ مثلا برنامهریزی یک سفر متفاوت و کمهزینه! یا تغییر دکوراسیون یا رنگ یک قسمت خانه! دو، هرچقدر بیشتر حواسمان به گذران ساعتها و روزهایمان باشد، احتمال داشتن ساعتهای «تفکر باز» بیشتر میشود؛ مثلا در ساعتهای هفتگیمان حتما زمانهایی هرچند کوتاه را به مطالعه مطالبی بیارتباط با حوزه فعالیت معمولمان اختصاص دهیم و سوم، هرچقدر دورهمیها یا جلسات غیررسمی و گپوگفت داشته باشیم، ظرفیت «تفکر باز» در ما تقویت میشود؛ برای مثال در موضوع کاری و کسبوکار، با همکاران، جلسات هفتگی یا دوهفتگی کوتاه، اما غیرکاری داشته باشیم. تفکر باز، خیلی از مشکلات کوچک و بزرگ، اختلافسلیقهها و اختلافنظرهای این روزهای ما را حل خواهد کرد! امتحان کنیم!
@Library_Telegram
✅ دشمن شماره يك آمريكاييم!
خوبست يا بد؟!
١- آمریکا از نظر مساحت و جمعیت، سومین کشور و با ٢٤ درصد تولید ناخالص دنیا، بزرگترین اقتصاد جهان و مالک ثلث ثروت کره زمین است.
بودجه نظامیش، ٣٦٪ بودجه دفاعی جهان ( ٣ برابر چین - ٩ برابر روسیه- ٤٩ برابر ایران) است. مداخله گر ترين ملت جهان است و در يك قرن در٧٠ کشور، عملیات نظامی انجام داده است. دلار آمریکا، ارز ذخیره ای اصلی جهان - ٦٤٪ ذخيره بانک های مرکزی - ٣٩٪ بدهی و ٨٥٪مبادلات فارکس است. آمريكا مقصد اول سرمايه و نخبگان، خانه اصلي كسب و كار خلاق و اكتشافات علمي و مالك بهترين دانشگاه ها است.
٢- هیچ کشوری به اندازه آمریکا در بازتعریف نظامِ جهانیِ منبعث از دو جنگ جهانی، موثرنبوده است. قواعد و ساختارهای جهان ، بیش از هرچیز، در جهت تضمین منافع این کشور شکل گرفته است. جايگاه رهبري اين كشور در بلوك غرب ، گرچه نسبت به دوران جنگ سرد، تضعيف شده ، اما همچنان مستحكم است.
٣- آمريكا قوي اما به تدريج رو به افول است. بنظر مي رسد نيمه دوم قرن حاضر، شاهد دنيايي با بيش از يك ابر قدرت شاخص باشد.
دركِ اين معنا، آمريكايي را به تكاپوي بازتعريف جايگاهش انداخته ، دستپاچه، عجول و بيش از هر زمان، مهاجم كرده است. ظهور بوش و ترامپ، اتفاقي نيست.
٤- در سياست خارجه عملگراي آمريكايي، دو "مورد ويژه"، از دايره تدبير بيرونند. رفتار شبكه پيچيده تصميم ساز آمريكا در قبال صيهونيسم و اسراييل را مي توان با واژه هايي چون شيفتگي و انقياد و در قبال انقلاب اسلامي و ج. ا. را مي توان با عبارات پدر كشتگي و دشمني كور توصيف نمود.
٥- دشمني با ايران در واشنگتن اصلي مقدس و فاقد حدِّ يَقِف، شده است. ايران هم چهل سال است "تو دهني زدن به آمريكا" ، اگر تمام هدف سياست خارجيش نباشد، بخش بزرگي از آن است.
٦- آدنائر صدر اعظم پسا جنگ آلمان، در حالي آلمان امروز را پايه ريزي كرد كه تحت توافق خفت بار تسليم، آمريكا در تمام شئون آلمان ، قدرت فائقه داشت. ژاپن و كره جنوبي هم در حالت تحت الحمايگي كامل آمريكا از خاكستر برخاستند. ژاپن امروز، نه تنها در پيشرفت مادي و توسعه انساني، حتي در مكارم الاخلاق (كه قرار بود ثمره مسلماني ما باشد) ، مورد غبطه ماست.
اما بزرگترين آمريكاستيزانِ پنجاه سال اخير يعني عيدي امين، فيدل، قذافي، چاوز، كيم و موگابه براي ملت هاشان جز ورشكستگي، فساد، نا امني و فروپاشي معنوي، رهاوردي نداشته اند.
البته آمريكا دوستي و آمريكاپرستي هم كيمياي سعادت نيست. حكومت هاي پهلوي و مبارك، شاهد اين مدعاست.
كيفيت حكومت ها را نه بر اساس دوستي يا دشمني با آمريكا، بلكه بر اساس عملكردشان در توسعه و ترفيه مي سنجند. رهبران نبايد مشروعيتشان را در صمود دشمني با آمريكا، بلكه در توفيق خدمت به مردمشان بجويند.
٧- آمريكا قدرتمند است و قدرتش را بدون شرم و خارج از هر نوع اصول پهلواني، بر عليه دشمنانش بكار مي برد. در نيم قرن اخير، من نمونه اي براي توسعه موفق ملي، بموازات دشمني داغ با آمريكا، سراغ ندارم. چين وقتي تصميم گرفت اولويتش را از "توسعه نهضت جهاني پرولتري- دهقاني" به " توسعه اقتصادي و تقويت قدرت چين" ، تغيير دهد، اول سراغ تنش زدايي با آمريكا رفت. مائوي خردمند - اين قهرمان آمريكا ستيزي- شخصا هزينه معنوي سنگيني داد.
هوشي مين با كمك همه جانبه بلوك شرق و با صدها هزار كشته، دهها هزار آمريكايي را كشت . اما وقتي ويتنام راه توسعه را در پيش گرفت، تنش زدايي با آمريكا، اولويت يافت. ويتنام اسير ديروزش نماند و فردايش را ساخت.
نه چين نوكر آمريكا شد، نه ويتنام ذيل آمريكا رفت!
خُنُك آن رهبرِ ضد استعماري كه تا ابد انقلابي و چريك نمانده، در يابد كي بايد سكاندار توسعه گردد.
٨- من گمان مي كنم قرار گرفتن در موقعيت "دشمن شماره يك آمريكا" هزينه هاي غيرضروري زيادي به ايران تحميل مي كند. تبعات اين جايگاه ، ما را در چنان موقعيت ضعيفي قرار داده كه جرات نمي كنيم حقابه هيرمند را از افغان ، حق تنفس را از تركيه، موجودي حسابمان را از هند و قطعات يدكي نظامي مان را از روسيه مطالبه كنيم. تسلط امريكا بر شبكه هاي قدرت و ثروت جهاني سبب شده، ما بعنوان دشمن نشاندار امريكا، در صحنه جهان، "كشور ويژه" و فاقد برخي حقوق اوليه، باشيم.
٩-رسالت ماهوي حاكميت ايران، اصلاح امور عالم از طريق بخاك ماليدن مداوم پوزه آمريكاي خبيث نيست. رسالت حكومت ايران بايد مديريت توسعه اقتصادي و انساني ايرانيان باشد. من نمي گويم برويم ذيل آمريكا و نوكرش شويم. مي گويم از چين و ويتنام و مالزي بياموزيم و ضمن حفظ شان و قدرت ملي، دنبال منافع مردممان برويم. چنين اصلاحاتي، محتاج حاكميتي خردمند، مدبر و شجاع است.
اللهم ارزقنا شيائو پنگ !
مصلحت ايران آن است كه از "وضع ويژه"، خارج شود!
✍️ محمّدحسین کریمی پور
@Library_Telegram
خوبست يا بد؟!
١- آمریکا از نظر مساحت و جمعیت، سومین کشور و با ٢٤ درصد تولید ناخالص دنیا، بزرگترین اقتصاد جهان و مالک ثلث ثروت کره زمین است.
بودجه نظامیش، ٣٦٪ بودجه دفاعی جهان ( ٣ برابر چین - ٩ برابر روسیه- ٤٩ برابر ایران) است. مداخله گر ترين ملت جهان است و در يك قرن در٧٠ کشور، عملیات نظامی انجام داده است. دلار آمریکا، ارز ذخیره ای اصلی جهان - ٦٤٪ ذخيره بانک های مرکزی - ٣٩٪ بدهی و ٨٥٪مبادلات فارکس است. آمريكا مقصد اول سرمايه و نخبگان، خانه اصلي كسب و كار خلاق و اكتشافات علمي و مالك بهترين دانشگاه ها است.
٢- هیچ کشوری به اندازه آمریکا در بازتعریف نظامِ جهانیِ منبعث از دو جنگ جهانی، موثرنبوده است. قواعد و ساختارهای جهان ، بیش از هرچیز، در جهت تضمین منافع این کشور شکل گرفته است. جايگاه رهبري اين كشور در بلوك غرب ، گرچه نسبت به دوران جنگ سرد، تضعيف شده ، اما همچنان مستحكم است.
٣- آمريكا قوي اما به تدريج رو به افول است. بنظر مي رسد نيمه دوم قرن حاضر، شاهد دنيايي با بيش از يك ابر قدرت شاخص باشد.
دركِ اين معنا، آمريكايي را به تكاپوي بازتعريف جايگاهش انداخته ، دستپاچه، عجول و بيش از هر زمان، مهاجم كرده است. ظهور بوش و ترامپ، اتفاقي نيست.
٤- در سياست خارجه عملگراي آمريكايي، دو "مورد ويژه"، از دايره تدبير بيرونند. رفتار شبكه پيچيده تصميم ساز آمريكا در قبال صيهونيسم و اسراييل را مي توان با واژه هايي چون شيفتگي و انقياد و در قبال انقلاب اسلامي و ج. ا. را مي توان با عبارات پدر كشتگي و دشمني كور توصيف نمود.
٥- دشمني با ايران در واشنگتن اصلي مقدس و فاقد حدِّ يَقِف، شده است. ايران هم چهل سال است "تو دهني زدن به آمريكا" ، اگر تمام هدف سياست خارجيش نباشد، بخش بزرگي از آن است.
٦- آدنائر صدر اعظم پسا جنگ آلمان، در حالي آلمان امروز را پايه ريزي كرد كه تحت توافق خفت بار تسليم، آمريكا در تمام شئون آلمان ، قدرت فائقه داشت. ژاپن و كره جنوبي هم در حالت تحت الحمايگي كامل آمريكا از خاكستر برخاستند. ژاپن امروز، نه تنها در پيشرفت مادي و توسعه انساني، حتي در مكارم الاخلاق (كه قرار بود ثمره مسلماني ما باشد) ، مورد غبطه ماست.
اما بزرگترين آمريكاستيزانِ پنجاه سال اخير يعني عيدي امين، فيدل، قذافي، چاوز، كيم و موگابه براي ملت هاشان جز ورشكستگي، فساد، نا امني و فروپاشي معنوي، رهاوردي نداشته اند.
البته آمريكا دوستي و آمريكاپرستي هم كيمياي سعادت نيست. حكومت هاي پهلوي و مبارك، شاهد اين مدعاست.
كيفيت حكومت ها را نه بر اساس دوستي يا دشمني با آمريكا، بلكه بر اساس عملكردشان در توسعه و ترفيه مي سنجند. رهبران نبايد مشروعيتشان را در صمود دشمني با آمريكا، بلكه در توفيق خدمت به مردمشان بجويند.
٧- آمريكا قدرتمند است و قدرتش را بدون شرم و خارج از هر نوع اصول پهلواني، بر عليه دشمنانش بكار مي برد. در نيم قرن اخير، من نمونه اي براي توسعه موفق ملي، بموازات دشمني داغ با آمريكا، سراغ ندارم. چين وقتي تصميم گرفت اولويتش را از "توسعه نهضت جهاني پرولتري- دهقاني" به " توسعه اقتصادي و تقويت قدرت چين" ، تغيير دهد، اول سراغ تنش زدايي با آمريكا رفت. مائوي خردمند - اين قهرمان آمريكا ستيزي- شخصا هزينه معنوي سنگيني داد.
هوشي مين با كمك همه جانبه بلوك شرق و با صدها هزار كشته، دهها هزار آمريكايي را كشت . اما وقتي ويتنام راه توسعه را در پيش گرفت، تنش زدايي با آمريكا، اولويت يافت. ويتنام اسير ديروزش نماند و فردايش را ساخت.
نه چين نوكر آمريكا شد، نه ويتنام ذيل آمريكا رفت!
خُنُك آن رهبرِ ضد استعماري كه تا ابد انقلابي و چريك نمانده، در يابد كي بايد سكاندار توسعه گردد.
٨- من گمان مي كنم قرار گرفتن در موقعيت "دشمن شماره يك آمريكا" هزينه هاي غيرضروري زيادي به ايران تحميل مي كند. تبعات اين جايگاه ، ما را در چنان موقعيت ضعيفي قرار داده كه جرات نمي كنيم حقابه هيرمند را از افغان ، حق تنفس را از تركيه، موجودي حسابمان را از هند و قطعات يدكي نظامي مان را از روسيه مطالبه كنيم. تسلط امريكا بر شبكه هاي قدرت و ثروت جهاني سبب شده، ما بعنوان دشمن نشاندار امريكا، در صحنه جهان، "كشور ويژه" و فاقد برخي حقوق اوليه، باشيم.
٩-رسالت ماهوي حاكميت ايران، اصلاح امور عالم از طريق بخاك ماليدن مداوم پوزه آمريكاي خبيث نيست. رسالت حكومت ايران بايد مديريت توسعه اقتصادي و انساني ايرانيان باشد. من نمي گويم برويم ذيل آمريكا و نوكرش شويم. مي گويم از چين و ويتنام و مالزي بياموزيم و ضمن حفظ شان و قدرت ملي، دنبال منافع مردممان برويم. چنين اصلاحاتي، محتاج حاكميتي خردمند، مدبر و شجاع است.
اللهم ارزقنا شيائو پنگ !
مصلحت ايران آن است كه از "وضع ويژه"، خارج شود!
✍️ محمّدحسین کریمی پور
@Library_Telegram
👍3👎1
✍ قطعه ای از کتاب
"مستقیم ترین دشمن روشنفکر کسی است که من او را روشنفکر قلابی مینامم و از جانب طبقه مسلط اغوا شده است تا به دلایلی که ادعای جدی و دقیق بودن دارند، از ایدئولوژی جزمگرا دفاع کند. عدهای که منافع آنها به منافع طبقه حاکم وابسته است و نمیخواهند و یا نمیتوانند جز این باشند، قدرت صاحب منصبان را میپذیرند و چهره روشنفکر به خود میگیرند و مثل او اعتراض به طبقه حاکم را آغاز میکنند. اما این اعتراض هم تقلبی است و به صورتی فراهم شده که به خودی خود تحلیل میرود و در نتیجه نشان میدهد که ایدئولوژی حاکم دربرابر هرگونه اعتراضی مقاوم است.
به عبارت دیگر روشنفکر قلابی مثل روشنفکر واقعی "نه " نمیگوید بلکه " نه ولی ... " را رواج می دهد یا " میدانم اما..." را . این دلایل، روشنفکر واقعی را به شدت آشفته میکند چون پیشتر به تضاد بین جست و جوی حقیقت عملی و ایدئولوژی حاکم پی برده ، پس دلایل اصلاح طلبان را بشدت رد میکند و با طرد آنها، خود او پیوسته رادیکالتر میشود. او به ضرورت به راهی میرود که یا باید با اصول طبقه حاکم بجنگد یا با تظاهر به اعتراض ، به آن خدمت کند."
📕#در_دفاع_از_روشنفکران
✍ #ژان_پل_سارتر
@Library_Telegram
"مستقیم ترین دشمن روشنفکر کسی است که من او را روشنفکر قلابی مینامم و از جانب طبقه مسلط اغوا شده است تا به دلایلی که ادعای جدی و دقیق بودن دارند، از ایدئولوژی جزمگرا دفاع کند. عدهای که منافع آنها به منافع طبقه حاکم وابسته است و نمیخواهند و یا نمیتوانند جز این باشند، قدرت صاحب منصبان را میپذیرند و چهره روشنفکر به خود میگیرند و مثل او اعتراض به طبقه حاکم را آغاز میکنند. اما این اعتراض هم تقلبی است و به صورتی فراهم شده که به خودی خود تحلیل میرود و در نتیجه نشان میدهد که ایدئولوژی حاکم دربرابر هرگونه اعتراضی مقاوم است.
به عبارت دیگر روشنفکر قلابی مثل روشنفکر واقعی "نه " نمیگوید بلکه " نه ولی ... " را رواج می دهد یا " میدانم اما..." را . این دلایل، روشنفکر واقعی را به شدت آشفته میکند چون پیشتر به تضاد بین جست و جوی حقیقت عملی و ایدئولوژی حاکم پی برده ، پس دلایل اصلاح طلبان را بشدت رد میکند و با طرد آنها، خود او پیوسته رادیکالتر میشود. او به ضرورت به راهی میرود که یا باید با اصول طبقه حاکم بجنگد یا با تظاهر به اعتراض ، به آن خدمت کند."
📕#در_دفاع_از_روشنفکران
✍ #ژان_پل_سارتر
@Library_Telegram
#تلنگر
ﺑﺮﮔﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺧﻴﺎﺑﺎﻥ ﻧﺼﺐ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ :
ﻣﺒﻠﻎ 20 ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻡ ﺯﯾﺮﺍ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ،
ﻫﺮ ﮐﺴﻰ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﺑﯿﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺁﺩﺭﺱ ﻓﻼﻧﯽ ﮐﻪ ﺷﺪﯾﺪﺍ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻡ .
ﺷﺨﺼﯽ ﺑﺮﮔﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﺪ ﻭ ﻣﺒﻠﻎ 20 ﻫﺰﺍﺭﺗﻮﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﺟﯿﺒﺶ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺁﺩﺭﺱ ﻣﻰ ﺑﺮﺩ .
ﻣﯽ ﺑﯿﻨﺪ ﭘﯿﺮﺯﻧﯽ ﺳﺎﻛﻦ ﻣﻨﺰﻝ ﻫﺴﺖ .
ﺷﺨﺺ ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﺗﺤﻮﻳﻞ ﻣﻴﺪﻫﺪ، ﭘﯿﺮﺯﻥ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ :
ﺷﻤﺎ ﻧﻔﺮ ﺩﻭﺍﺯﺩﻫﻤﯽ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﯾﺪ ﻭ ﺍﺩﻋﺎ ﻣﻴﻜﻨﻴﺪ ﭘﻮﻟﻢ ﺭﺍ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻳﺪ .
ﺟﻮﺍﻥ ﻟﺒﺨﻨﺪﻯ ﺯﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺧﺮﻭﺟﯽ ﺣﺮﮐﺖ ﻛﺮﺩ، ﭘﻴﺮﺯﻥ ﻛﻪ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺩﺍﺷﺖ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻴﻜﺮﺩ ﮔﻔﺖ :
ﭘﺴﺮﻡ، ﻭﺭﻗﻪ ﺭﺍ ﭘﺎﺭﻩ ﻛﻦ، ﭼﻮﻥ ﻣﻦ، ﻧﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﻡ ﻭ ﻧﻪ ﺳﻮﺍﺩ ﻧﻮﺷﺘﻨﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻡ، ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻫﻤﺪﺭﺩﻯ ﺷﻤﺎ ﺑﺎ ﻣﻦ، ﻣﻦ ﺭﺍ ﺩﻟﮕﺮﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﺍﻣﻴﺪﻭﺍﺭ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﺧﻴﺮ ﺩﻧﻴﺎ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ .
ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻫﺴﺖ، ﻓﺮﺻﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﻫﺴﺖ ...
@Library_Telegram
ﺑﺮﮔﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺧﻴﺎﺑﺎﻥ ﻧﺼﺐ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ :
ﻣﺒﻠﻎ 20 ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻡ ﺯﯾﺮﺍ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ،
ﻫﺮ ﮐﺴﻰ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﺑﯿﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺁﺩﺭﺱ ﻓﻼﻧﯽ ﮐﻪ ﺷﺪﯾﺪﺍ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻡ .
ﺷﺨﺼﯽ ﺑﺮﮔﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﺪ ﻭ ﻣﺒﻠﻎ 20 ﻫﺰﺍﺭﺗﻮﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﺟﯿﺒﺶ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺁﺩﺭﺱ ﻣﻰ ﺑﺮﺩ .
ﻣﯽ ﺑﯿﻨﺪ ﭘﯿﺮﺯﻧﯽ ﺳﺎﻛﻦ ﻣﻨﺰﻝ ﻫﺴﺖ .
ﺷﺨﺺ ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﺗﺤﻮﻳﻞ ﻣﻴﺪﻫﺪ، ﭘﯿﺮﺯﻥ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ :
ﺷﻤﺎ ﻧﻔﺮ ﺩﻭﺍﺯﺩﻫﻤﯽ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﯾﺪ ﻭ ﺍﺩﻋﺎ ﻣﻴﻜﻨﻴﺪ ﭘﻮﻟﻢ ﺭﺍ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻳﺪ .
ﺟﻮﺍﻥ ﻟﺒﺨﻨﺪﻯ ﺯﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺧﺮﻭﺟﯽ ﺣﺮﮐﺖ ﻛﺮﺩ، ﭘﻴﺮﺯﻥ ﻛﻪ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺩﺍﺷﺖ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻴﻜﺮﺩ ﮔﻔﺖ :
ﭘﺴﺮﻡ، ﻭﺭﻗﻪ ﺭﺍ ﭘﺎﺭﻩ ﻛﻦ، ﭼﻮﻥ ﻣﻦ، ﻧﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﻡ ﻭ ﻧﻪ ﺳﻮﺍﺩ ﻧﻮﺷﺘﻨﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻡ، ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻫﻤﺪﺭﺩﻯ ﺷﻤﺎ ﺑﺎ ﻣﻦ، ﻣﻦ ﺭﺍ ﺩﻟﮕﺮﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﺍﻣﻴﺪﻭﺍﺭ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﺧﻴﺮ ﺩﻧﻴﺎ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ .
ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻫﺴﺖ، ﻓﺮﺻﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﻫﺴﺖ ...
@Library_Telegram
📕 سرچشمه تصوف در ایران
✍ سعید نفیسی
سرچشمه تصوف را برخی در هند و ادیان كهن آن، و بعضی در ادیان ایران باستان از مهر، میترا، آئین بهی و زردشتی میجویند. عدهای نیز عقاید صوفیه را تلفیقی از همه این موارد با اسلام میدانند.
مطالب كتاب حاضر، یادداشتهای مرحوم سعید نفیسی درباره تاریخ تصوف، و همچنین یادداشتهای شاگردان وی در این باره است. در كتاب مباحثی چون آثار تعلیمات بودایی در فرهنگ ایرانی، تصوف ایرانی از دیدگاه فلسفی، نفوذ مانویان در تصوف، و تاثیر تعلیمات یهود و نصارا و یونانیان در تصوف مطرح میشود.
نگارنده در بخشهایی از كتاب به طریقت، شریعت و كتابهای مهم صوفیه در ایران پرداخته و سماع، تصوف و آداب صوفیه را بررسی كرده است. قسمتی از كتاب به سلسله نسب فرقههای تصوف ایران و هند و طریقه ملامتیان اختصاص دارد.
@Library_Telegram
✍ سعید نفیسی
سرچشمه تصوف را برخی در هند و ادیان كهن آن، و بعضی در ادیان ایران باستان از مهر، میترا، آئین بهی و زردشتی میجویند. عدهای نیز عقاید صوفیه را تلفیقی از همه این موارد با اسلام میدانند.
مطالب كتاب حاضر، یادداشتهای مرحوم سعید نفیسی درباره تاریخ تصوف، و همچنین یادداشتهای شاگردان وی در این باره است. در كتاب مباحثی چون آثار تعلیمات بودایی در فرهنگ ایرانی، تصوف ایرانی از دیدگاه فلسفی، نفوذ مانویان در تصوف، و تاثیر تعلیمات یهود و نصارا و یونانیان در تصوف مطرح میشود.
نگارنده در بخشهایی از كتاب به طریقت، شریعت و كتابهای مهم صوفیه در ایران پرداخته و سماع، تصوف و آداب صوفیه را بررسی كرده است. قسمتی از كتاب به سلسله نسب فرقههای تصوف ایران و هند و طریقه ملامتیان اختصاص دارد.
@Library_Telegram
❤1
سرچشمه_تصوف_در_ایران،،،_سعید_نفیسی.pdf
3.1 MB
📕 سرچشمه تصوف در ایران
✍ سعید نفیسی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ سعید نفیسی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
سرچشمه_تصوف_در_ایران،،،_سعید_نفیسی.pdf
3.1 MB
📕 سرچشمه تصوف در ایران
✍ سعید نفیسی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ سعید نفیسی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
❤1
Forwarded from همه چی، هیچی
🔴 هشدار؛ قحطی آرام شروع شد، مردم پولهای خود را از بانکهای کشور خارج کنند.
از آنجایی که اقتصاد سیاستی کشور فلج شده و قدرت خرید مردم به شدت کاهش یافته و روزانه شاهد تعطیلی کارخانه ها و بنگاههای بسیاری میباشیم سراسر کشور در آستانه ورود آرام به قحطی مطلق است و ارزش پول ملی سقوط آزاد دارد و اکنون شاهد آن هستیم که بانکها نیز به جمع موسسات ورشکسته پیوستهاند، به مردم هشدار میدهیم.
مردم سرمایههای ریز و درشت نقدی خود را از کلیه بانکها خارج کنند و به هر شکل ممکن بصورت ارز نزد خود نگهداری کنند و به اندازه مصرفی ارز را به ریال تبدیل کنند که کشور و نظام اقتصادی ایران در حال سقوط است. لازم است بدانیم که سیاستهای جدید اقتصادی حکومت حتی قادر نخواهد بود که نرخ ارز و سکه را ثابت نگه دارد چه برسد به کاهش نرخ تورم.
با نزدیک شدن به آبانماه، شروع تحریمهای نفتی و تحریمهای دیگر آمریکا، دسترسی کامل جمهوری اسلامی به منابع ارزی خود در خارج کشور و کلیه حسابهای ذخایر ارزی به زودی به پایان خواهد رسید و هیچ راه حلی به جز فروپاشی حکومت موجود نیست.
مردم باید در چنین شرایط حساسی به یکدیگر کمک کنند و به فکر فقرا و تهیدستان نیز باشند و به یاد داشته باشند که برای تغییر چنین وضعیتی، اول باید خودشان اغازگر یک تحول و حرکت ملی باشند و به دنبال یک ناجی و یا معجزه نباشند؛ در صورت حادث شدن این مهم تاریخی، قطعا وضعیتی بهتری را بعد از گذار از جمهوری اسلامی خواهیم دید.
(✍️: مسعود اخترانی تهرانی، فعال سیاسی)
@hychy
از آنجایی که اقتصاد سیاستی کشور فلج شده و قدرت خرید مردم به شدت کاهش یافته و روزانه شاهد تعطیلی کارخانه ها و بنگاههای بسیاری میباشیم سراسر کشور در آستانه ورود آرام به قحطی مطلق است و ارزش پول ملی سقوط آزاد دارد و اکنون شاهد آن هستیم که بانکها نیز به جمع موسسات ورشکسته پیوستهاند، به مردم هشدار میدهیم.
مردم سرمایههای ریز و درشت نقدی خود را از کلیه بانکها خارج کنند و به هر شکل ممکن بصورت ارز نزد خود نگهداری کنند و به اندازه مصرفی ارز را به ریال تبدیل کنند که کشور و نظام اقتصادی ایران در حال سقوط است. لازم است بدانیم که سیاستهای جدید اقتصادی حکومت حتی قادر نخواهد بود که نرخ ارز و سکه را ثابت نگه دارد چه برسد به کاهش نرخ تورم.
با نزدیک شدن به آبانماه، شروع تحریمهای نفتی و تحریمهای دیگر آمریکا، دسترسی کامل جمهوری اسلامی به منابع ارزی خود در خارج کشور و کلیه حسابهای ذخایر ارزی به زودی به پایان خواهد رسید و هیچ راه حلی به جز فروپاشی حکومت موجود نیست.
مردم باید در چنین شرایط حساسی به یکدیگر کمک کنند و به فکر فقرا و تهیدستان نیز باشند و به یاد داشته باشند که برای تغییر چنین وضعیتی، اول باید خودشان اغازگر یک تحول و حرکت ملی باشند و به دنبال یک ناجی و یا معجزه نباشند؛ در صورت حادث شدن این مهم تاریخی، قطعا وضعیتی بهتری را بعد از گذار از جمهوری اسلامی خواهیم دید.
(✍️: مسعود اخترانی تهرانی، فعال سیاسی)
@hychy
#یک_دقیقه_مطالعه
اگر چیزهای گرانقیمت نمی توانند چندان ما را شاد کنند٬ پس چرا به این شدت مجذوب آنها هستیم؟
زیرا اشیای گرانقیمت ممکن است راههای معقولی برای برآوردن نیازهایی به نظر برسند که ما آنها را درک نمی کنیم. اشیا در بُعد مادی ادای چیزی را درمی آورند که می خواهیم در بُعد روانشناختی بدست آوریم.
باید در افکار خود تجدید نظر کنیم٬ ولی فریفتهٔ قفسه های جدیدی می شویم. سردرگمی و آشفتگی ما تنها تقصیر خودمان نیست. درک نادرست ما از نیازهایمان را٬ به قول اپیکور٬ باورهای باطل اطرافیانمان بدتر می کند٬ باورهایی که سلسله مراتب طبیعی نیازهای ما را منعکس نمی کنند وبر تجمل و ثروت٬ و تنها به ندرت بر دوستی٬ آزادی و تفکر تاکید می کنند.
رواج یافتن باورهای باطل٬ برحسب تصادف نیست. این به سود شرکت های تجاری است که سلسله مراتب نیازهای ما را تحریف کنند تا دیدگاهی مادی نسبت به خوبی را ترویج کنند و خوبی غیر قابل فروش را کم اهمیت جلوه دهند و ما از طریق همنشینی موذیانهٔ چیزهای زائد با دیگر نیازهای فراموش شدهٔ خود٬ فریفته و گمراه می شویم.
📕 تسلی بخشی های فلسفه
✍ #آلن_دو_باتن
@Library_Telegram
اگر چیزهای گرانقیمت نمی توانند چندان ما را شاد کنند٬ پس چرا به این شدت مجذوب آنها هستیم؟
زیرا اشیای گرانقیمت ممکن است راههای معقولی برای برآوردن نیازهایی به نظر برسند که ما آنها را درک نمی کنیم. اشیا در بُعد مادی ادای چیزی را درمی آورند که می خواهیم در بُعد روانشناختی بدست آوریم.
باید در افکار خود تجدید نظر کنیم٬ ولی فریفتهٔ قفسه های جدیدی می شویم. سردرگمی و آشفتگی ما تنها تقصیر خودمان نیست. درک نادرست ما از نیازهایمان را٬ به قول اپیکور٬ باورهای باطل اطرافیانمان بدتر می کند٬ باورهایی که سلسله مراتب طبیعی نیازهای ما را منعکس نمی کنند وبر تجمل و ثروت٬ و تنها به ندرت بر دوستی٬ آزادی و تفکر تاکید می کنند.
رواج یافتن باورهای باطل٬ برحسب تصادف نیست. این به سود شرکت های تجاری است که سلسله مراتب نیازهای ما را تحریف کنند تا دیدگاهی مادی نسبت به خوبی را ترویج کنند و خوبی غیر قابل فروش را کم اهمیت جلوه دهند و ما از طریق همنشینی موذیانهٔ چیزهای زائد با دیگر نیازهای فراموش شدهٔ خود٬ فریفته و گمراه می شویم.
📕 تسلی بخشی های فلسفه
✍ #آلن_دو_باتن
@Library_Telegram
#اندکی_تفکر
دست ایلیا پسرم شش ساله ام رو گرفتم و گفتم پسر عزیزم امروز بجای مامان، من تا مدرسه همراهت میشم ، ایلیا از خوشحالی دستم رو فشار داد.
در راه مدرسه ایلیا به مردی که درحال شستن ماشینش بود اشاره کرد و گفت: بابا اون مرد خیلی خوبیه
گفتم: از کجا میدونی؟
گفت: چون آدم پاکیزه ای هست، آدمهای پاکیزه ماشینشون رو میشورن
گفتم: پسرم مگه هر کس ماشینشو بشوره پاکیزه هست و هر کس پاکیزه باشه حتما آدم خوبیه؟
گفت: بله دقیقا، چون حدیث داریم که خداوند آدمهای پاکیزه را دوست دارد
و اصل حدیث (الله یحب الناس النظیفین) است.
گفت و با لبخند در حال راه رفتن سرش رو رو به بالا گرفت و نگاهی با انتظار تشویق به چهره ام انداخت ناخودآگاه و از ترحم نمی توانستم نگویم آفرین پسرم، اما
چیزی نگفتم، به فکر رفتم
نمی دانستم عکس العمل درستم باید تشویق باشد یا چیز دیگر
گفتم: پسرم باز حدیث بلدی؟
گفت: بله و دو حدیث دیگر به زبان عربی با ترجمه بیان کرد
گفتم: اینها رو از کجا یاد گرفتی؟
گفت: خانم معلم یاد داده
نگران شدم و تصمیم گرفتم به معلمش اعتراض کنم. چرا که در این سن حساس فرزندم ملاک تشخیص خوب و بد هرچه و به هر روشی تعیین و تربیت شود، به احتمال قوی تا آخر عمر این ملاک اصلی تشخیص در ناخودآگاه وی باقی بماند، و راه هایی مثل دلایل علمی ، روانشناسی، تحقیقی و اخلاقی همراه با استقلال فکری نقش خود را از دست بدهند و این یعنی عدم رشد، وابستگی به احکام و احادیث دین و زبان خاص که قبل از رشد و بلوغ فکری در ذهن فرزندم شکل میگیرد و چه بسا که بعدا تغییر دادن آن واقعا خیلی سخت است.
خب معمولا در ایران، زمانی که یک کودک شش ساله برای والدین یا بزرگترها بتواند چند حدیث عربی همراه ترجمه و تفسیر بیان کند ، بدون فکر کردن و ژرف بینی به ابعاد مختلف اتفاقی که در ذهن کودک رخ میدهد، به شدت وی را مورد تشویق قرار میدهند، قافل از این که تشویقشان فقط بابت حافظه کودک است، نه برای زحمت فکر کردن و چگونه فکر کردن او، این تشویق یعنی، پسرم تو از فکرت کار نکش، لازم نیست خودت بدانی، خودت بتوانی، خودت تصمیم بگیری، خودت تحقیق کنی، اصلا لازم نیست خودت باشی، فقط کافیست احادیث را حفظ کرده و بدانی و بر اساس آن رفتار و قضاوت نمایی تا همه تو را دوست بدارند و عاقلت بدانند.
اینجاست که ما تیر خلاص را بر ذهن کودکمان میزنیم تا سیستم به هدفش برسد.
از خانم معلم در این باره سوال کردم
معلم گفت: تازه استخدام شدم و به شدت محتاج پول برای رفع حداقل نیازهای اولیه زندگیم هستم، میدانم که نباید...، اما مجبورم طبق دستور مسئولین درس بدهم تا استخدام رسمی شوم و میترسم اگر از دستوراتشان سرپیچی کنم و کتابهای پیش دبستانی را که در شهر قم طراحی میشود تدریس نکنم، متوجه شوند، اخراج شدم و شبها گرسنه بخوابم...
ما در سیستم حساب شده، ظالمانه، ناجوانمردانه، تروریستانه، فقیر واقعی و کوچک ماندیم و حالا فرزندانمان.
باید کاری و فکری به حال فرزندانمان نماییم.
#ارسالی
@Library_Telegram
دست ایلیا پسرم شش ساله ام رو گرفتم و گفتم پسر عزیزم امروز بجای مامان، من تا مدرسه همراهت میشم ، ایلیا از خوشحالی دستم رو فشار داد.
در راه مدرسه ایلیا به مردی که درحال شستن ماشینش بود اشاره کرد و گفت: بابا اون مرد خیلی خوبیه
گفتم: از کجا میدونی؟
گفت: چون آدم پاکیزه ای هست، آدمهای پاکیزه ماشینشون رو میشورن
گفتم: پسرم مگه هر کس ماشینشو بشوره پاکیزه هست و هر کس پاکیزه باشه حتما آدم خوبیه؟
گفت: بله دقیقا، چون حدیث داریم که خداوند آدمهای پاکیزه را دوست دارد
و اصل حدیث (الله یحب الناس النظیفین) است.
گفت و با لبخند در حال راه رفتن سرش رو رو به بالا گرفت و نگاهی با انتظار تشویق به چهره ام انداخت ناخودآگاه و از ترحم نمی توانستم نگویم آفرین پسرم، اما
چیزی نگفتم، به فکر رفتم
نمی دانستم عکس العمل درستم باید تشویق باشد یا چیز دیگر
گفتم: پسرم باز حدیث بلدی؟
گفت: بله و دو حدیث دیگر به زبان عربی با ترجمه بیان کرد
گفتم: اینها رو از کجا یاد گرفتی؟
گفت: خانم معلم یاد داده
نگران شدم و تصمیم گرفتم به معلمش اعتراض کنم. چرا که در این سن حساس فرزندم ملاک تشخیص خوب و بد هرچه و به هر روشی تعیین و تربیت شود، به احتمال قوی تا آخر عمر این ملاک اصلی تشخیص در ناخودآگاه وی باقی بماند، و راه هایی مثل دلایل علمی ، روانشناسی، تحقیقی و اخلاقی همراه با استقلال فکری نقش خود را از دست بدهند و این یعنی عدم رشد، وابستگی به احکام و احادیث دین و زبان خاص که قبل از رشد و بلوغ فکری در ذهن فرزندم شکل میگیرد و چه بسا که بعدا تغییر دادن آن واقعا خیلی سخت است.
خب معمولا در ایران، زمانی که یک کودک شش ساله برای والدین یا بزرگترها بتواند چند حدیث عربی همراه ترجمه و تفسیر بیان کند ، بدون فکر کردن و ژرف بینی به ابعاد مختلف اتفاقی که در ذهن کودک رخ میدهد، به شدت وی را مورد تشویق قرار میدهند، قافل از این که تشویقشان فقط بابت حافظه کودک است، نه برای زحمت فکر کردن و چگونه فکر کردن او، این تشویق یعنی، پسرم تو از فکرت کار نکش، لازم نیست خودت بدانی، خودت بتوانی، خودت تصمیم بگیری، خودت تحقیق کنی، اصلا لازم نیست خودت باشی، فقط کافیست احادیث را حفظ کرده و بدانی و بر اساس آن رفتار و قضاوت نمایی تا همه تو را دوست بدارند و عاقلت بدانند.
اینجاست که ما تیر خلاص را بر ذهن کودکمان میزنیم تا سیستم به هدفش برسد.
از خانم معلم در این باره سوال کردم
معلم گفت: تازه استخدام شدم و به شدت محتاج پول برای رفع حداقل نیازهای اولیه زندگیم هستم، میدانم که نباید...، اما مجبورم طبق دستور مسئولین درس بدهم تا استخدام رسمی شوم و میترسم اگر از دستوراتشان سرپیچی کنم و کتابهای پیش دبستانی را که در شهر قم طراحی میشود تدریس نکنم، متوجه شوند، اخراج شدم و شبها گرسنه بخوابم...
ما در سیستم حساب شده، ظالمانه، ناجوانمردانه، تروریستانه، فقیر واقعی و کوچک ماندیم و حالا فرزندانمان.
باید کاری و فکری به حال فرزندانمان نماییم.
#ارسالی
@Library_Telegram
❤2
📕 سقوط 79
✍ پل امیل اردمن
🔃 حسین ابوترابیان
( پل اردمن ) یک بانکدار ورشکسته بود که در سوئیس بهزندان افتاد ، او پس از آزادی از زندان به نوشتن رُمانی پرداخت که کمابیش از آینده خبر میداد . وقتی کتاب او با عنوان سقوط ۷۹ منتشر شد هیچکس فکرش را نمیکرد که داستان تخیلی این بانکدار ورشکسته در کمتر از یک سال سه میلیون نسخه بفروشد و از آن مهمتر هیچکس حدس نمیزد که پیشگوییهای کتاب مبنی بر سقوط #حکومت_شاه_ایران در سال ۱۹۷۹ دقیقا اتفاق بیفتد اما دو ماه از این سال نگذشته بود که سقوط ۷۹ اتفاق افتاد
بسقوط ٧٩ دربارۀ رقابت دو کشور خاورمیانه است ، #ایران و #عربستان که هر دو بهخاطر فروش نفت بهشدت ثروتمند شدهاند و نمیدانند با این پولها چه کار کنند ، عربستان سعودی با استفاده از مشاورین مختلف تلاش میکند که به جای تبدیل شدن به قدرتی منطقهای پولهای خود را در جاهای مختلفی سرمایهگذاری کند اما شاه ایران تصمیم میگیرد قدرت اصلی خاورمیانه شود و بزرگترین ارتش خاورمیانه را بسازد و با سوئیسیها نیز توافق میکند که در پروژهای ۵ ساله #بمب_اتمی بسازد , این دو کشور به دوسو پیش میروند ، عربستان کوشش میکند آیندۀ خود را با سرمایهگذاریهای اقتصادی تامین کند و همچنان به عنوان کشوری درجه چندم زیر بال و پر آمریکا بماند اما ایران اسلحه میخرد و اسلحه میخرد تا به قدرتی جهانی تبدیل گردد ، بلندپروازی ایران پایان نیافتنی است و این بلندپروازیها سرانجام در سال ۱۹۷۹ به سقوط حکومت شاه منجر میشود
در این رمان چند اتفاق بیان میشود : سقوط حکومت شاه در سال ۱۹۷۹ ، جنگ میان ایران و دنیای عرب به نمایندگی عراق ، بلوکه شدن داراییهای ایران توسط آمریکا ، جنگ کویت به عنوان ثروتمندترین کشور خلیج فارس ، اتمی شدن ایران و بمباران مراکز اتمی ایران ، تقابل مستقیم ایران و اسراییل ، آغاز بنیادگرایی در عربستان ...
اگر حوصله داشتید رمان سقوط ٧٩ را بخوانید نه به این خاطر که به پیشگویی سیاسی پرداخته بلکه به این دلیل که خواندن آن احتمالا در توع نگاه شما به شرایط امروز کشور هم تغییرات محسوسی ایجاد خواهد کرد
#هگل در جایی میگوید: همۀ رویدادها و شخصیتها در تاریخ گویی دوبار رخ میدهند.
#مارکس مینویسد: من هم با هگل موافقم اما او فراموش کرده که اضافه کند: تاریخ در نوبت نخست به صورت تراژدی رخ میدهد و در تکرار و برایِ بار دوم به صورت کمدی.
و سالها بعد #ژیژک میگوید: هرچند مارکس درست میگوید اما تکرارِ تاریخ به صورت کمدی همیشه وحشتناکتر از تراژدی اولیه آن است.
@Library_Telegram
✍ پل امیل اردمن
🔃 حسین ابوترابیان
( پل اردمن ) یک بانکدار ورشکسته بود که در سوئیس بهزندان افتاد ، او پس از آزادی از زندان به نوشتن رُمانی پرداخت که کمابیش از آینده خبر میداد . وقتی کتاب او با عنوان سقوط ۷۹ منتشر شد هیچکس فکرش را نمیکرد که داستان تخیلی این بانکدار ورشکسته در کمتر از یک سال سه میلیون نسخه بفروشد و از آن مهمتر هیچکس حدس نمیزد که پیشگوییهای کتاب مبنی بر سقوط #حکومت_شاه_ایران در سال ۱۹۷۹ دقیقا اتفاق بیفتد اما دو ماه از این سال نگذشته بود که سقوط ۷۹ اتفاق افتاد
بسقوط ٧٩ دربارۀ رقابت دو کشور خاورمیانه است ، #ایران و #عربستان که هر دو بهخاطر فروش نفت بهشدت ثروتمند شدهاند و نمیدانند با این پولها چه کار کنند ، عربستان سعودی با استفاده از مشاورین مختلف تلاش میکند که به جای تبدیل شدن به قدرتی منطقهای پولهای خود را در جاهای مختلفی سرمایهگذاری کند اما شاه ایران تصمیم میگیرد قدرت اصلی خاورمیانه شود و بزرگترین ارتش خاورمیانه را بسازد و با سوئیسیها نیز توافق میکند که در پروژهای ۵ ساله #بمب_اتمی بسازد , این دو کشور به دوسو پیش میروند ، عربستان کوشش میکند آیندۀ خود را با سرمایهگذاریهای اقتصادی تامین کند و همچنان به عنوان کشوری درجه چندم زیر بال و پر آمریکا بماند اما ایران اسلحه میخرد و اسلحه میخرد تا به قدرتی جهانی تبدیل گردد ، بلندپروازی ایران پایان نیافتنی است و این بلندپروازیها سرانجام در سال ۱۹۷۹ به سقوط حکومت شاه منجر میشود
در این رمان چند اتفاق بیان میشود : سقوط حکومت شاه در سال ۱۹۷۹ ، جنگ میان ایران و دنیای عرب به نمایندگی عراق ، بلوکه شدن داراییهای ایران توسط آمریکا ، جنگ کویت به عنوان ثروتمندترین کشور خلیج فارس ، اتمی شدن ایران و بمباران مراکز اتمی ایران ، تقابل مستقیم ایران و اسراییل ، آغاز بنیادگرایی در عربستان ...
اگر حوصله داشتید رمان سقوط ٧٩ را بخوانید نه به این خاطر که به پیشگویی سیاسی پرداخته بلکه به این دلیل که خواندن آن احتمالا در توع نگاه شما به شرایط امروز کشور هم تغییرات محسوسی ایجاد خواهد کرد
#هگل در جایی میگوید: همۀ رویدادها و شخصیتها در تاریخ گویی دوبار رخ میدهند.
#مارکس مینویسد: من هم با هگل موافقم اما او فراموش کرده که اضافه کند: تاریخ در نوبت نخست به صورت تراژدی رخ میدهد و در تکرار و برایِ بار دوم به صورت کمدی.
و سالها بعد #ژیژک میگوید: هرچند مارکس درست میگوید اما تکرارِ تاریخ به صورت کمدی همیشه وحشتناکتر از تراژدی اولیه آن است.
@Library_Telegram
Forwarded from کتابخانه تلگرام
سقوط_79.pdf
5.9 MB
📕 سقوط 79
✍ پل امیل اردمن
🔃 حسین ابوترابیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ پل امیل اردمن
🔃 حسین ابوترابیان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
❤1👍1
📌چه کشکی ؟ چه پشمی؟
چوپانی گله اش را به صحرا میبرد و در راه به درخت گردوی تنومندی رسید!
از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختی در گرفت،
خواست فرود آید ترسید!
دید نزدیک است که بیفتد در حال مستاصل شد٬
از دور بقعه امامزاده ای را دید و گفت:
ای امامزاده گله ام نذر تو،
از درخت سالم پایین بیایم!
قدری باد ساکت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا کرده و خود را محکم گرفت!
دوباره گفت:
ای امامزاده خدا راضی نمی شود که زن و بچه من از فقر بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی نصف گله مال تو و نصفی هم برای خودم!
قدری پایین تر آمد٬
وقتی که نزدیک تنه درخت رسید گفت:
ای امامزاده نصف گله را چطور نگهداری می کنی؟
آنهار ا خودم نگهداری می کنم در عوض کشک و پشم نصف گله را به تو می دهم!
نزدیک زمین که شد گفت:
بالاخره چوپان هم که بی مزد نمی شود کشکش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد!
وقتی پایش به زمین رسید رو به امامزاده گفت:
مرد حسابی چه کشکی چه پشمی؟
ما از هول خودمان یک غلطی کردیم.
پ.ن: شده حکایت وعده های انقلابی و انتخاباتی عزیزان مسئول از هول خودشون وعده و وعید میدهند وگرنه ملت و کشور براشون اصلا اهمیتی ندارد.
@Library_Telegram
چوپانی گله اش را به صحرا میبرد و در راه به درخت گردوی تنومندی رسید!
از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختی در گرفت،
خواست فرود آید ترسید!
دید نزدیک است که بیفتد در حال مستاصل شد٬
از دور بقعه امامزاده ای را دید و گفت:
ای امامزاده گله ام نذر تو،
از درخت سالم پایین بیایم!
قدری باد ساکت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا کرده و خود را محکم گرفت!
دوباره گفت:
ای امامزاده خدا راضی نمی شود که زن و بچه من از فقر بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی نصف گله مال تو و نصفی هم برای خودم!
قدری پایین تر آمد٬
وقتی که نزدیک تنه درخت رسید گفت:
ای امامزاده نصف گله را چطور نگهداری می کنی؟
آنهار ا خودم نگهداری می کنم در عوض کشک و پشم نصف گله را به تو می دهم!
نزدیک زمین که شد گفت:
بالاخره چوپان هم که بی مزد نمی شود کشکش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد!
وقتی پایش به زمین رسید رو به امامزاده گفت:
مرد حسابی چه کشکی چه پشمی؟
ما از هول خودمان یک غلطی کردیم.
پ.ن: شده حکایت وعده های انقلابی و انتخاباتی عزیزان مسئول از هول خودشون وعده و وعید میدهند وگرنه ملت و کشور براشون اصلا اهمیتی ندارد.
@Library_Telegram
👍1
✍ قطعه ای از کتاب
"مستقیم ترین دشمن روشنفکر کسی است که من او را روشنفکر قلابی مینامم و از جانب طبقه مسلط اغوا شده است تا به دلایلی که ادعای جدی و دقیق بودن دارند، از ایدئولوژی جزمگرا دفاع کند. عدهای که منافع آنها به منافع طبقه حاکم وابسته است و نمیخواهند و یا نمیتوانند جز این باشند، قدرت صاحب منصبان را میپذیرند و چهره روشنفکر به خود میگیرند و مثل او اعتراض به طبقه حاکم را آغاز میکنند. اما این اعتراض هم تقلبی است و به صورتی فراهم شده که به خودی خود تحلیل میرود و در نتیجه نشان میدهد که ایدئولوژی حاکم دربرابر هرگونه اعتراضی مقاوم است.
به عبارت دیگر روشنفکر قلابی مثل روشنفکر واقعی "نه " نمیگوید بلکه " نه ولی ... " را رواج می دهد یا " میدانم اما..." را . این دلایل، روشنفکر واقعی را به شدت آشفته میکند چون پیشتر به تضاد بین جست و جوی حقیقت عملی و ایدئولوژی حاکم پی برده ، پس دلایل اصلاح طلبان را بشدت رد میکند و با طرد آنها، خود او پیوسته رادیکالتر میشود. او به ضرورت به راهی میرود که یا باید با اصول طبقه حاکم بجنگد یا با تظاهر به اعتراض ، به آن خدمت کند."
📕#در_دفاع_از_روشنفکران
✍ #ژان_پل_سارتر
@Library_Telegram
"مستقیم ترین دشمن روشنفکر کسی است که من او را روشنفکر قلابی مینامم و از جانب طبقه مسلط اغوا شده است تا به دلایلی که ادعای جدی و دقیق بودن دارند، از ایدئولوژی جزمگرا دفاع کند. عدهای که منافع آنها به منافع طبقه حاکم وابسته است و نمیخواهند و یا نمیتوانند جز این باشند، قدرت صاحب منصبان را میپذیرند و چهره روشنفکر به خود میگیرند و مثل او اعتراض به طبقه حاکم را آغاز میکنند. اما این اعتراض هم تقلبی است و به صورتی فراهم شده که به خودی خود تحلیل میرود و در نتیجه نشان میدهد که ایدئولوژی حاکم دربرابر هرگونه اعتراضی مقاوم است.
به عبارت دیگر روشنفکر قلابی مثل روشنفکر واقعی "نه " نمیگوید بلکه " نه ولی ... " را رواج می دهد یا " میدانم اما..." را . این دلایل، روشنفکر واقعی را به شدت آشفته میکند چون پیشتر به تضاد بین جست و جوی حقیقت عملی و ایدئولوژی حاکم پی برده ، پس دلایل اصلاح طلبان را بشدت رد میکند و با طرد آنها، خود او پیوسته رادیکالتر میشود. او به ضرورت به راهی میرود که یا باید با اصول طبقه حاکم بجنگد یا با تظاهر به اعتراض ، به آن خدمت کند."
📕#در_دفاع_از_روشنفکران
✍ #ژان_پل_سارتر
@Library_Telegram
#تلخند
ميدونين چرا اختلاسها پیگیری نميشن
روایت داریم یک روز يه دزد و یه نابینا مقداری آلوچه خریدند قرار گذاشتند 2 تا 2 تا بخورن تا تموم بشه
وسط ڪار نابینا مچ دزد گرفت و گفت مرتيکه چرا مشت مشت میخوری
دزده گفت تو ڪه ڪوری از ڪجا فهمیدی نابینا گفت. از اینجا ڪه من 4 تا 4 تا می خورم. تو هیچی نميگی!!😐😏
@Library_Telegram
ميدونين چرا اختلاسها پیگیری نميشن
روایت داریم یک روز يه دزد و یه نابینا مقداری آلوچه خریدند قرار گذاشتند 2 تا 2 تا بخورن تا تموم بشه
وسط ڪار نابینا مچ دزد گرفت و گفت مرتيکه چرا مشت مشت میخوری
دزده گفت تو ڪه ڪوری از ڪجا فهمیدی نابینا گفت. از اینجا ڪه من 4 تا 4 تا می خورم. تو هیچی نميگی!!😐😏
@Library_Telegram
❤2
در یک نظام آموزشی سالم ، کودک باید کودکی کند ، بازی کند و پیش از آن که درگیر فرمولهای پیچیدۀ ریاضی یا سایر مطالب حجیم بهدرد نخور شود باید درس زندگی را یاد بگیرد اما فرزندان ما در تمام دوران کودکیشان ، بجای کودکی کردن و آموختن درس زندگی نیمی از روز را از این کلاس به آن کلاس میروند ، از علوم به ریاضی ، از ریاضی به جغرافیا ، از جغرافیا به ادبیات ، از ادبیات به زبان خارجی ، از زبان خارجی به دینی و همین طور الی آخر بعد نیم دیگر روز را هم باید بهمرور آنچه یاد گرفتهاند و آماده شدن برای امتحانات بگذرانند ، این مصداق بارز کودک آزاری در کشورهای پیشرفته است !!
‼️ آموزش و پرورش ایران در صدد تولید یک سری انسانهای همسان است درست مانند یک کارخانه تولید صنعتی که قرار است محصول مشخصی را بیرون بدهد اما جالب اینجاست که همان محصولات یکسان را هم نمیتواند درست تحویل دهد
‼️ #سن_اعتیاد به طرز فاجعهباری در جامعه کاهش یافته و حتی به سنین دانشآموزی رسیده ولی نظام آموزشی همچنان در حال یاد دادن نام بزرگترین صحرای ترکمنستان است
‼️ شبکههای اجتماعی و دنیای دیجیتال تمام جامعه را در بر گرفته ولی نظام آموزشی هنوز اصرار دارد که دانش آموزان نام آثار جامی و ناصرخسرو را حفظ کنند
‼️ بیماریهای مرتبط با تغذیۀ در جامعه تشدید شده اما نظام آموزشی از معلمان میخواهد حفظ کردن نام فلان باکتری را به دانشآموز تحمیل کنند
‼️ طلاق گسترش یافته و درصد قابل توجهی از دانشآموزان با پدر و مادرهای جداشده از هم زندگی میکنند ولی نظام آموزشی به جای دادن آموزشهای لازم به این دانشآموزان میخواهد مسائل مربوط به تانژانت و کتانژانت را حل کنند
➕ ما نمی توانیم هیچ تحولی را در کشور به پیش ببریم مگر اینکه توسعه را از حوزه آموزش آغاز کنیم پس عقل سلیم حکم میکند که این خانۀ فرسوده و کلنگی را کوبید و بنایی تازع ساخت هرچند در حوزۀ #مدیریت این مملکت عقلهای سلیم به ندرت دیده میشود.
@Library_Telegram
در یک نظام آموزشی سالم ، کودک باید کودکی کند ، بازی کند و پیش از آن که درگیر فرمولهای پیچیدۀ ریاضی یا سایر مطالب حجیم بهدرد نخور شود باید درس زندگی را یاد بگیرد اما فرزندان ما در تمام دوران کودکیشان ، بجای کودکی کردن و آموختن درس زندگی نیمی از روز را از این کلاس به آن کلاس میروند ، از علوم به ریاضی ، از ریاضی به جغرافیا ، از جغرافیا به ادبیات ، از ادبیات به زبان خارجی ، از زبان خارجی به دینی و همین طور الی آخر بعد نیم دیگر روز را هم باید بهمرور آنچه یاد گرفتهاند و آماده شدن برای امتحانات بگذرانند ، این مصداق بارز کودک آزاری در کشورهای پیشرفته است !!
‼️ آموزش و پرورش ایران در صدد تولید یک سری انسانهای همسان است درست مانند یک کارخانه تولید صنعتی که قرار است محصول مشخصی را بیرون بدهد اما جالب اینجاست که همان محصولات یکسان را هم نمیتواند درست تحویل دهد
‼️ #سن_اعتیاد به طرز فاجعهباری در جامعه کاهش یافته و حتی به سنین دانشآموزی رسیده ولی نظام آموزشی همچنان در حال یاد دادن نام بزرگترین صحرای ترکمنستان است
‼️ شبکههای اجتماعی و دنیای دیجیتال تمام جامعه را در بر گرفته ولی نظام آموزشی هنوز اصرار دارد که دانش آموزان نام آثار جامی و ناصرخسرو را حفظ کنند
‼️ بیماریهای مرتبط با تغذیۀ در جامعه تشدید شده اما نظام آموزشی از معلمان میخواهد حفظ کردن نام فلان باکتری را به دانشآموز تحمیل کنند
‼️ طلاق گسترش یافته و درصد قابل توجهی از دانشآموزان با پدر و مادرهای جداشده از هم زندگی میکنند ولی نظام آموزشی به جای دادن آموزشهای لازم به این دانشآموزان میخواهد مسائل مربوط به تانژانت و کتانژانت را حل کنند
➕ ما نمی توانیم هیچ تحولی را در کشور به پیش ببریم مگر اینکه توسعه را از حوزه آموزش آغاز کنیم پس عقل سلیم حکم میکند که این خانۀ فرسوده و کلنگی را کوبید و بنایی تازع ساخت هرچند در حوزۀ #مدیریت این مملکت عقلهای سلیم به ندرت دیده میشود.
@Library_Telegram
👍1
حكايت و پند:
ﮐﺴﯽ ﺳﺮﺍﻍ ﮔﺮﺩﻭ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﺭﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ : "
ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻫﻤﻪ ﯼ ﮔﺮﺩﻭﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺭﺍﯾﮕﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻫﯽ؟ "!
ﮔﺮﺩﻭ ﻓﺮﻭﺵ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﻧﺪﺍﺩ .
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
" ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮ ﮔﺮﺩﻭ ﻣﺠﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻫﯽ؟ "
ﻭ ﺑﺎﺯ ﺑﺎ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﺷﺪ .
ﭘﺲ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺩﺳﺖ ﮐﻢ ﯾﮏ ﻋﺪﺩ ﮔﺮﺩﻭﯼ ﻣﺠﺎﻧﯽ
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻫﯿﺪ ".
ﺍﻭ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺑالاخره ﮔﺮﺩﻭ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ .
ﯾﮏ ﻋﺪﺩ ﮔﺮﺩﻭ ﮐﻪ ﺍﺭﺯﺵ ﻧﺪﺍﺭﺩ . ﯾﮏ ﻋﺪﺩ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻢ
ﺑﺪﻫﯿﺪ "
ﻭ ﺑﺎ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﯾﮏ ﻋﺪﺩ ﺩﯾﮕﺮ ﮔﺮﺩﻭ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﺮﺩ
ﮐﻪ ﮔﺮﺩﻭﯼ ﺳﻮﻡ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﻣﺠﺎﻧﯽ ﺑﮕﯿﺮﺩ .
ﮔﺮﺩﻭ ﻓﺮﻭﺵ ﮐﻪ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﮔﻔﺖ ":
ﺯﺭﻧﮕﯽ ! ﺍﯾﻦ ﻃﻮﺭ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﯾﮑﯽ، ﯾﮑﯽ
ﻫﻤﻪ ﯼ ﮔﺮﺩﻭﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺗﺼﺎﺣﺐ ﮐﻨﯽ؟ "
ﻣﺸﺘﺮﯼ ﺳﻤﺞ ﮔﻔﺖ : "
ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺩﺭﺳﯽ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﺪﻫﻢ .
ﻋﻤﺮ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎ ﻧﯿﺰ ﭼﻨﯿﻦ ﺍﺳﺖ!
ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﻫﻤﻪ ﻋﻤﺮﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﻔﺮﻭﺵ،
ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﻗﯿﻤﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯽ.
ﻭﻟﯽ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺭﺍ ﺑﯽ ﺗﻮﺟﻪ،
ﯾﮑﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﻫﯽ!
ﻭ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﯿﺎﯼ ﻫﻤﻪ ﻋﻤﺮﺕ ﺍﺯ ﮐﻒ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ".
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺍﺳﺖ ....
ﻭ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ ....
ﻧﻪ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﻧﻪ ﺑﺮﮔﺸﺘﯽ ....
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﯾﺪ !!!!....
ﺁﻧﭽﻪ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻋﻮﺽ ﺍﯼ ﻫﻮﺷﯿﺎﺭ
ﻋﻤـــــــــﺮ ﻋﺰﯾﺰ ﺍﺳﺖ، ﻏﻨﯿﻤﺖ ﺷﻤﺎﺭ
@Library_Telegram
ﮐﺴﯽ ﺳﺮﺍﻍ ﮔﺮﺩﻭ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﺭﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ : "
ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻫﻤﻪ ﯼ ﮔﺮﺩﻭﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺭﺍﯾﮕﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻫﯽ؟ "!
ﮔﺮﺩﻭ ﻓﺮﻭﺵ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﻧﺪﺍﺩ .
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
" ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮ ﮔﺮﺩﻭ ﻣﺠﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻫﯽ؟ "
ﻭ ﺑﺎﺯ ﺑﺎ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﺷﺪ .
ﭘﺲ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺩﺳﺖ ﮐﻢ ﯾﮏ ﻋﺪﺩ ﮔﺮﺩﻭﯼ ﻣﺠﺎﻧﯽ
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻫﯿﺪ ".
ﺍﻭ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺑالاخره ﮔﺮﺩﻭ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ .
ﯾﮏ ﻋﺪﺩ ﮔﺮﺩﻭ ﮐﻪ ﺍﺭﺯﺵ ﻧﺪﺍﺭﺩ . ﯾﮏ ﻋﺪﺩ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻢ
ﺑﺪﻫﯿﺪ "
ﻭ ﺑﺎ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﯾﮏ ﻋﺪﺩ ﺩﯾﮕﺮ ﮔﺮﺩﻭ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﺮﺩ
ﮐﻪ ﮔﺮﺩﻭﯼ ﺳﻮﻡ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﻣﺠﺎﻧﯽ ﺑﮕﯿﺮﺩ .
ﮔﺮﺩﻭ ﻓﺮﻭﺵ ﮐﻪ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﮔﻔﺖ ":
ﺯﺭﻧﮕﯽ ! ﺍﯾﻦ ﻃﻮﺭ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﯾﮑﯽ، ﯾﮑﯽ
ﻫﻤﻪ ﯼ ﮔﺮﺩﻭﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺗﺼﺎﺣﺐ ﮐﻨﯽ؟ "
ﻣﺸﺘﺮﯼ ﺳﻤﺞ ﮔﻔﺖ : "
ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺩﺭﺳﯽ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﺪﻫﻢ .
ﻋﻤﺮ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎ ﻧﯿﺰ ﭼﻨﯿﻦ ﺍﺳﺖ!
ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﻫﻤﻪ ﻋﻤﺮﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﻔﺮﻭﺵ،
ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﻗﯿﻤﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯽ.
ﻭﻟﯽ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺭﺍ ﺑﯽ ﺗﻮﺟﻪ،
ﯾﮑﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﻫﯽ!
ﻭ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﯿﺎﯼ ﻫﻤﻪ ﻋﻤﺮﺕ ﺍﺯ ﮐﻒ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ".
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺍﺳﺖ ....
ﻭ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ ....
ﻧﻪ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﻧﻪ ﺑﺮﮔﺸﺘﯽ ....
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﯾﺪ !!!!....
ﺁﻧﭽﻪ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻋﻮﺽ ﺍﯼ ﻫﻮﺷﯿﺎﺭ
ﻋﻤـــــــــﺮ ﻋﺰﯾﺰ ﺍﺳﺖ، ﻏﻨﯿﻤﺖ ﺷﻤﺎﺭ
@Library_Telegram
❤1
#اندکی_تفکر
در تمام دنیا هیچ کس دقیقاً مثل تو نیست. هر عمل و حرفی و اندیشه ای که انجام می دهی، می گویی و یا در ذهن داری، منحصراً متعلق به توست. زیرا این تویی که شخصاً آنها را انتخاب کرده ای.
تو
مالک آنچه که داری هستی. جسم تو یعنی هر کاری که می کنی، ذهن تو یعنی آنچه که میندیشی، چشمهای تو یعنی کل تصاویری که می بینی، احساسات تو هرچه که هستند اعم ازخشم، شادی، دلتنگی، عشق، نا امیدی و هیجان، دهان تو و کلماتی که از آن بیرون میآیند، چه درست باشد، چه نادرست، چه مؤدبانه و دلنشین باشد، چه سخت و نام...طبوع، صدای تو خواه خشن باشد و خواه ملایم و اعمال تو چه نسبت به خودت و نسبت به دیگران ...
مسئول همه آنها "تو" هستی.
این تویی که مالک تخیلات، رؤیاها، آرزوها و ترس هایت هستی.
این تویی که مالک پیروزی ها و موفقیت ها، شکست ها و اشتباهاتت هستی.
و چون مالک همه چیز خود هستی می توانی نهایتاً با خودت آشنا شوی، با این کار میتوانی تو را دوست بداری و در همه جنبه های زندگی با تو دوست باشی و اینگونه است که می توانی به بهترین نحو به خواسته های خودت برسی
آن گونه که دیده می شوی و یا به نظر می رسی و آنچه که فکر و احساس می کنی. در آن لحظه خاص، همان خود تو هستی و این نشان می دهد که تو کجا هستی.
تو مالک خود هستی، از این رو این تویی که خود را می سازی
@Library_Telegram
در تمام دنیا هیچ کس دقیقاً مثل تو نیست. هر عمل و حرفی و اندیشه ای که انجام می دهی، می گویی و یا در ذهن داری، منحصراً متعلق به توست. زیرا این تویی که شخصاً آنها را انتخاب کرده ای.
تو
مالک آنچه که داری هستی. جسم تو یعنی هر کاری که می کنی، ذهن تو یعنی آنچه که میندیشی، چشمهای تو یعنی کل تصاویری که می بینی، احساسات تو هرچه که هستند اعم ازخشم، شادی، دلتنگی، عشق، نا امیدی و هیجان، دهان تو و کلماتی که از آن بیرون میآیند، چه درست باشد، چه نادرست، چه مؤدبانه و دلنشین باشد، چه سخت و نام...طبوع، صدای تو خواه خشن باشد و خواه ملایم و اعمال تو چه نسبت به خودت و نسبت به دیگران ...
مسئول همه آنها "تو" هستی.
این تویی که مالک تخیلات، رؤیاها، آرزوها و ترس هایت هستی.
این تویی که مالک پیروزی ها و موفقیت ها، شکست ها و اشتباهاتت هستی.
و چون مالک همه چیز خود هستی می توانی نهایتاً با خودت آشنا شوی، با این کار میتوانی تو را دوست بداری و در همه جنبه های زندگی با تو دوست باشی و اینگونه است که می توانی به بهترین نحو به خواسته های خودت برسی
آن گونه که دیده می شوی و یا به نظر می رسی و آنچه که فکر و احساس می کنی. در آن لحظه خاص، همان خود تو هستی و این نشان می دهد که تو کجا هستی.
تو مالک خود هستی، از این رو این تویی که خود را می سازی
@Library_Telegram