2-gharn-sokoot.pdf
10.2 MB
📕 دو قرن سکوت
✍ دکتر عبدالحسین زرین کوب
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ دکتر عبدالحسین زرین کوب
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
قرار بود با سواد شویم❗️
یک عمر صبح زود بیدار شدیم و لباس فرم پوشیدیم. صبحانه خورده و نخورده، خواب و بیدار، خوشحال و ناراحت، با ذوق یا به زور، راه افتادیم به سمت مدرسه...
قرار بود با سواد شویم...
روی نیمکت نشستیم، صدای حرکت گچ روی تخته ی سبز رنگی که می گفتند سیاه است را شنیدیم، با زنگ تفریح نفس راحت کشیدیم و زنگ آخر که می خورد مثل پرنده که در قفسش باز می شود از خوشحالی پرواز کردیم...
قرار بود با سواد شویم...
بند دوم انگشت اشاره مان را زیر فشار قلم له کردیم و مشق نوشتیم، به ما دیکته گفتند تا درست بنویسیم...
گفتند از روی غلط هایت بنویس تا یاد بگیری، ما نوشتیم و یاد گرفتیم...
قرار بود با سواد شویم...
از شعر، از گذشته های دور، از مناطق حاصل خیز، از جامعه، از فیثاغورث، از قانون جاذبه، از جدول مندلیف گفتند ، تا ما همه چیز را یاد بگیریم...
استرس و نگرانی... شب بیداری و تارک دنیا شدن. کنکور شوخی نداشت، باید دانشجو می شدیم.
قرار بود با سواد شویم...
دانشگاه، جزوه، کتاب، امتحان و نمره... تمام شد. تبریک حالا ما دیگر با سواد شدیم
فقط می خواهم چند سوال بپرسم...
ما چقدر سواد رفتار اجتماعی داریم؟
ما چقدر سواد فرهنگی داریم؟
ما چقدر سواد رابطه داریم؟
ما چقدر سواد دوست داشتن داریم؟
ما چقدر سواد انسانیت داریم؟
ما چقدر سواد زندگی داریم؟
قرار بود با سواد شویم ...
#حسین_حائریان
@Library_Telegram
یک عمر صبح زود بیدار شدیم و لباس فرم پوشیدیم. صبحانه خورده و نخورده، خواب و بیدار، خوشحال و ناراحت، با ذوق یا به زور، راه افتادیم به سمت مدرسه...
قرار بود با سواد شویم...
روی نیمکت نشستیم، صدای حرکت گچ روی تخته ی سبز رنگی که می گفتند سیاه است را شنیدیم، با زنگ تفریح نفس راحت کشیدیم و زنگ آخر که می خورد مثل پرنده که در قفسش باز می شود از خوشحالی پرواز کردیم...
قرار بود با سواد شویم...
بند دوم انگشت اشاره مان را زیر فشار قلم له کردیم و مشق نوشتیم، به ما دیکته گفتند تا درست بنویسیم...
گفتند از روی غلط هایت بنویس تا یاد بگیری، ما نوشتیم و یاد گرفتیم...
قرار بود با سواد شویم...
از شعر، از گذشته های دور، از مناطق حاصل خیز، از جامعه، از فیثاغورث، از قانون جاذبه، از جدول مندلیف گفتند ، تا ما همه چیز را یاد بگیریم...
استرس و نگرانی... شب بیداری و تارک دنیا شدن. کنکور شوخی نداشت، باید دانشجو می شدیم.
قرار بود با سواد شویم...
دانشگاه، جزوه، کتاب، امتحان و نمره... تمام شد. تبریک حالا ما دیگر با سواد شدیم
فقط می خواهم چند سوال بپرسم...
ما چقدر سواد رفتار اجتماعی داریم؟
ما چقدر سواد فرهنگی داریم؟
ما چقدر سواد رابطه داریم؟
ما چقدر سواد دوست داشتن داریم؟
ما چقدر سواد انسانیت داریم؟
ما چقدر سواد زندگی داریم؟
قرار بود با سواد شویم ...
#حسین_حائریان
@Library_Telegram
☕️قطعه ای از کتاب
«چرا چنين سخت؟»__زغالسنگ روزي به الماس چنين گفت__«مگر ما خويشانِ نزديك نيستيم؟»
چرا چنين نرم؟ برادران، من از شما چنين ميپرسم: مگر شما برادرانِ من نيستيد؟
چرا چنين نرم؟ چنين سست و تسليم؟ چرا ردّ و انكار در دلهايِ شما چنين بسيار است؟ چرا سرنوشت در نگاههايِ شما چنين كم؟
و اگر نخواهيد سرنوشت باشيد و سرسخت، چگونه توانيد همپايِ من فتح كرد؟
و اگر سختيِ شما نخواهد برق زند و بدرّد و ببُرَد، چگونه توانيد روزي همپاي من آفريد؟
زيرا آفرينندگان سختاند. و سعادت در نظرِ شما اين باد كه هزارهها را چنان در چنگ بفشاريد كه موم را.
سعادت نگاشتنِ خواستِ هزارهها ست؛ نگاشتني همچون نگاشتن بر مفرغ، بر سختتر از مفرغ، بر اصيلتر از مفرغ. تنها اصيلترينان يكپارچه سختاند.
برادران، من اين لوحِ نو را بر فرازِ شما مينهم: سخت شويد!
✍فردریش_نیچه
📗چنين_گفت_زرتشت
@Library_Telegram
«چرا چنين سخت؟»__زغالسنگ روزي به الماس چنين گفت__«مگر ما خويشانِ نزديك نيستيم؟»
چرا چنين نرم؟ برادران، من از شما چنين ميپرسم: مگر شما برادرانِ من نيستيد؟
چرا چنين نرم؟ چنين سست و تسليم؟ چرا ردّ و انكار در دلهايِ شما چنين بسيار است؟ چرا سرنوشت در نگاههايِ شما چنين كم؟
و اگر نخواهيد سرنوشت باشيد و سرسخت، چگونه توانيد همپايِ من فتح كرد؟
و اگر سختيِ شما نخواهد برق زند و بدرّد و ببُرَد، چگونه توانيد روزي همپاي من آفريد؟
زيرا آفرينندگان سختاند. و سعادت در نظرِ شما اين باد كه هزارهها را چنان در چنگ بفشاريد كه موم را.
سعادت نگاشتنِ خواستِ هزارهها ست؛ نگاشتني همچون نگاشتن بر مفرغ، بر سختتر از مفرغ، بر اصيلتر از مفرغ. تنها اصيلترينان يكپارچه سختاند.
برادران، من اين لوحِ نو را بر فرازِ شما مينهم: سخت شويد!
✍فردریش_نیچه
📗چنين_گفت_زرتشت
@Library_Telegram
#اندکی_تفکر
محمدجواد ابطحی نمایندۀ خمینیشهر در مجلس فرموده است : مذاکره با آمریکا با هیچ #عقل_سلیمی سازگار نیست ، زمان آن فرا رسیده تا بازگردیم و توانمندی هستهای خود را افزایش دهیم و از موضع برتر مذاکره کنیم ، دیگر از دیپلماسی لبخند و التماس استفاده نکنیم چرا که ایران تا هزار سال دیگر نفت و گاز دارد پس جایگاه سخن گفتن از موضع قدرت را نیز داریم !!
در صفحه ۱۰۶ تازهترین گزارش بانک جهانی با عنوان #ثروت_درحال_تغییر زمان باقیماندۀ عمر ذخایر نفتی ایران نه هزار سال بلکه ١١٠ سال تخمین زده شده و این عدد را با در نظر گرفتن افزایش تولید در سالهای آینده به ٩٠ سال میرسد
ما در بهترین حالت و در صورت داشتن مدیران توانمند که نداریم و برنامهریزی دقیق که آن را هم بلد نیستیم ۵٠ سال دیگر فرصت داریم تا از پول نفت برای توسعۀ کشور استفاده کنیم ، البته بعد از آن هم استخراج می کنیم ولی دیگر نفت ما را پولدار نمیکند و حداکثر شاید نقش پول تو جیبی را در سطح مدیریت کلان کشور بازی کند
کشور ما در طول صد سال گذشته ١٢٠٠ میلیارد دلار نفت فروخت { ٧٠٠ میلیارد دلار آن در دورۀ احمدینژاد بود } و در طول این مدت چنان به پول نفت معتاد شد که هیچکس فکری به حال روزگار بدون نفت نکرد ، این روزها بسیاری از کشورهای جهان مشغول برنامهریزی جدی برای دوران گذر از سوختهای فسیلی برای حفظ محیط زیست هستند اما همچنان بزرگترین دغدغۀ مسئولین ما مرگ بر آمریکا گفتن ، محو کردن اسراییل ، کمک به مردم مظلوم فلسطین ، کنسرت و حجاب است ... مملکت دارد روی ریل تباهی میرود !!
@Library_Telegram
محمدجواد ابطحی نمایندۀ خمینیشهر در مجلس فرموده است : مذاکره با آمریکا با هیچ #عقل_سلیمی سازگار نیست ، زمان آن فرا رسیده تا بازگردیم و توانمندی هستهای خود را افزایش دهیم و از موضع برتر مذاکره کنیم ، دیگر از دیپلماسی لبخند و التماس استفاده نکنیم چرا که ایران تا هزار سال دیگر نفت و گاز دارد پس جایگاه سخن گفتن از موضع قدرت را نیز داریم !!
در صفحه ۱۰۶ تازهترین گزارش بانک جهانی با عنوان #ثروت_درحال_تغییر زمان باقیماندۀ عمر ذخایر نفتی ایران نه هزار سال بلکه ١١٠ سال تخمین زده شده و این عدد را با در نظر گرفتن افزایش تولید در سالهای آینده به ٩٠ سال میرسد
ما در بهترین حالت و در صورت داشتن مدیران توانمند که نداریم و برنامهریزی دقیق که آن را هم بلد نیستیم ۵٠ سال دیگر فرصت داریم تا از پول نفت برای توسعۀ کشور استفاده کنیم ، البته بعد از آن هم استخراج می کنیم ولی دیگر نفت ما را پولدار نمیکند و حداکثر شاید نقش پول تو جیبی را در سطح مدیریت کلان کشور بازی کند
کشور ما در طول صد سال گذشته ١٢٠٠ میلیارد دلار نفت فروخت { ٧٠٠ میلیارد دلار آن در دورۀ احمدینژاد بود } و در طول این مدت چنان به پول نفت معتاد شد که هیچکس فکری به حال روزگار بدون نفت نکرد ، این روزها بسیاری از کشورهای جهان مشغول برنامهریزی جدی برای دوران گذر از سوختهای فسیلی برای حفظ محیط زیست هستند اما همچنان بزرگترین دغدغۀ مسئولین ما مرگ بر آمریکا گفتن ، محو کردن اسراییل ، کمک به مردم مظلوم فلسطین ، کنسرت و حجاب است ... مملکت دارد روی ریل تباهی میرود !!
@Library_Telegram
#شروین_سلیمانی
ده ِ ما گاو و علفزار خودش را دارد
مردم خوب و بیآزار خودش را دارد
خبر ِ راست و ناراست بههم مخلوط است
جارچی شیوۀ اخبار خودش را دارد
وصل بودن به دوجا لازمۀ خوردنهاست
هر خری آخور و افسار خودش را دارد
اسب حیوان ِ نجیبیست ولی کاش نبود
این الاغ است که معیار خودش را دارد
آنکه میگفت به ما نان و چغندر بخورید
گلّـه و غلّـه و انبـار خودش را دارد
سالها بعد به ریش ِ خودمان میخندیم
فعلا این ریش خریدار خودش را دارد
خون شد از همهمۀ اَرّه بهدستان ِ حقیر
دلِ باغی که سپیدار خودش را دارد
تا زمانی که نفهمیم ، که باید فهمید
قـصـۀ مـا سَـر ِ تکرار خودش را دارد
دورۀ غارنشینی به سر آمد اما
ده مـا دغدغۀ غـار خودش را دارد ...
@Library_Telegram
ده ِ ما گاو و علفزار خودش را دارد
مردم خوب و بیآزار خودش را دارد
خبر ِ راست و ناراست بههم مخلوط است
جارچی شیوۀ اخبار خودش را دارد
وصل بودن به دوجا لازمۀ خوردنهاست
هر خری آخور و افسار خودش را دارد
اسب حیوان ِ نجیبیست ولی کاش نبود
این الاغ است که معیار خودش را دارد
آنکه میگفت به ما نان و چغندر بخورید
گلّـه و غلّـه و انبـار خودش را دارد
سالها بعد به ریش ِ خودمان میخندیم
فعلا این ریش خریدار خودش را دارد
خون شد از همهمۀ اَرّه بهدستان ِ حقیر
دلِ باغی که سپیدار خودش را دارد
تا زمانی که نفهمیم ، که باید فهمید
قـصـۀ مـا سَـر ِ تکرار خودش را دارد
دورۀ غارنشینی به سر آمد اما
ده مـا دغدغۀ غـار خودش را دارد ...
@Library_Telegram
#یک_دقیقه_مطالعه
سال ۵۸ در اولین نوروز بعد از انقلاب سازمان مجاهدین خلق تقویمی منتشر کرد با عکس بزرگی از امام خمینی که در آن نه تنها عید نوروز حذف شده بود بلکه دیگر مناسبتهای ملی و ایرانی از شب یلدا و چهارشنبه سوری تا روز بزرگداشت حافظ و سعدی هم حذف شده بودند اما روزی در آن تقویم گنجانده بودند به نام روز قیام مختار ثقفی یا روز قیام حسن صباح و الا ماشالله مناسبتهای مذهبی بی سر و ته دیگر ...
بیشک آن تقویم #ایدئولوژی_زده به نوعی مطالبات و خواست تودۀ مبارز و مخالف حکومت شاه بود اما میدانید چرا افکار عمومی تا این حد تشنۀ مذهب و مخالف با ملیگرایی بود ؟؟ چون حکومت پهلوی در زدودن باورهای مذهبی مردم افراط کرد و با ممنوعیت های بیخود مانند عدم اجازه برای برگزاری مراسم تعزیه مردم را آزار میداد و در عین حال به تقدس مراسم باستانی مانند برپایی جشنهای هخامنشی اصرار داشت !!
حالا و پس از ۴ دهه تاریخ دوباره در حال تکرار شدن است ولی این بار افراطگرایی در برپایی مراسم مذهبی و مخالفت با آیینهای ملی نظیر بزرگداشت کورش حال مردم را به هم زده و آنها را آزار میدهد ، کافیست کور نباشیم تا ببینیم در روزهایی که بلندگوهای حکومت در حال تبلیغ مراسم راهپیمایی اربعین هستند ، پیر و جوان و روشنفکر و سلبریتی از روز کورش سخن میگویند
تاریخ ایران بارها اثبات کرده است نمیتوان یکی از اینها را حذف کرد و دیگری را بر صدر نشاند و نگاه افراطی به هر دو مقوله بی برو و برگرد به فاشیسم ختم خواهد شد اما احترام و برقراری تعادل میان این دو به ایرانی آزاد میانجامد !!
@Library_Telegram
سال ۵۸ در اولین نوروز بعد از انقلاب سازمان مجاهدین خلق تقویمی منتشر کرد با عکس بزرگی از امام خمینی که در آن نه تنها عید نوروز حذف شده بود بلکه دیگر مناسبتهای ملی و ایرانی از شب یلدا و چهارشنبه سوری تا روز بزرگداشت حافظ و سعدی هم حذف شده بودند اما روزی در آن تقویم گنجانده بودند به نام روز قیام مختار ثقفی یا روز قیام حسن صباح و الا ماشالله مناسبتهای مذهبی بی سر و ته دیگر ...
بیشک آن تقویم #ایدئولوژی_زده به نوعی مطالبات و خواست تودۀ مبارز و مخالف حکومت شاه بود اما میدانید چرا افکار عمومی تا این حد تشنۀ مذهب و مخالف با ملیگرایی بود ؟؟ چون حکومت پهلوی در زدودن باورهای مذهبی مردم افراط کرد و با ممنوعیت های بیخود مانند عدم اجازه برای برگزاری مراسم تعزیه مردم را آزار میداد و در عین حال به تقدس مراسم باستانی مانند برپایی جشنهای هخامنشی اصرار داشت !!
حالا و پس از ۴ دهه تاریخ دوباره در حال تکرار شدن است ولی این بار افراطگرایی در برپایی مراسم مذهبی و مخالفت با آیینهای ملی نظیر بزرگداشت کورش حال مردم را به هم زده و آنها را آزار میدهد ، کافیست کور نباشیم تا ببینیم در روزهایی که بلندگوهای حکومت در حال تبلیغ مراسم راهپیمایی اربعین هستند ، پیر و جوان و روشنفکر و سلبریتی از روز کورش سخن میگویند
تاریخ ایران بارها اثبات کرده است نمیتوان یکی از اینها را حذف کرد و دیگری را بر صدر نشاند و نگاه افراطی به هر دو مقوله بی برو و برگرد به فاشیسم ختم خواهد شد اما احترام و برقراری تعادل میان این دو به ایرانی آزاد میانجامد !!
@Library_Telegram
#یک_فنجان_تفکر ☕️
چقدر بخندیم خوب است؟
پرفسور باربارا فردریکسون، روانشناسی که به خاطر پژوهشهایش درباره هیجانهای مثبت شهرت جهانی دارد، میگوید: ما برای اینکه حالمان خوب باشد و بتوانیم در مسیر رشد و شکوفایی گام برداریم، باید میزان هیجانات مثبتمان از هیجانات منفیمان بیشتر باشد.
فردریکسون برای اینکه بفهمد میزان هیجانات مثبت دقیقا باید چه مقدار از هیجانات منفی بیشتر باشد تا فرد در مسیر رشد و بالندگی قرار گیرد، از ریاضیدانی به نام مایکل لوزادا کمک گرفت.
لوزادا با استفاده ازروشهای دقیق ریاضی و آمار به نتایج جالبی رسید:
بر اساس نتایج این پژوهشها برای اینکه رشد و پیشرفت اتفاق بیفتد، میزان هیجانهای مثبت فرد حداقل باید سه برابر هیجانهای منفیای باشد که او تجربه میکند.
به عبارت دیگر فرد باید به ازای هر هیجان منفی سه هیجان مثبت تجربه کند.
فردریکسون و لوزادا نام این نسبت را نسبت مثبتگرایی گذاشتند. اما به دلیل اینکه لوزادا این نسبت را به دست آورده، به نسبت لوزادا هم معروف شده است.
شایان ذکر است که این نسبت (۳ به ۱) حداقل نسبت لازم برای حرکت در مسیر شکوفایی است و هرچه این نسبت بالاتر رود، میزان شادکامی، رشد و شکوفایی فرد نیز بیشتر میشود.
شاید این سوال برای شما پیش بیاید، که این وضعیت تا کجا ادامه دارد؟ آیا حداکثری برای این نسبت وجود دارد؟ یا اینکه هرچه نسبت تجربه هیجانات مثبت به هیجانات منفی افزایش پیدا کند، فرد وضعیت بهتری خواهد داشت؟
جواب این سوال منفی است و دلیل آن هم مشخص است ما برای ادامه بقا باید هیجانات منفی را هم تجربه کنیم.
اگر فردی از هیچ چیزی نترسد، ممکن است به فعالیتهای خطرناکی بپردازد و جانش را از دست بدهد و یا اگر ما موقع امتحانات کمی اضطراب نداشته باشیم، درس نمیخوانیم و پیشرفتی هم نمیکنیم.
پس افزایش نامحدود هیجانات مثبت و حذف هیجانات منفی نه تنها تاثیر مثبتی بر روی سلامت روان ما نمیگذارد، بلکه ممکن است تبعات منفی جبرانناپذیری برایمان داشته باشد.
فردریکسون و لوزادا بر این عقیدهاند که حداکثر نسبت مثبتگرایی یازده به یک است. یعنی حالتی که در آن فرد به ازای هر هیجان منفی، یازده هیجان مثبت را تجربه میکند.
به طور کلی نسبت لوزادای بین ۳:۱ تا ۱۱:۱ نسبت مثبتگرایی بهنجار است. نسبت پایینتر یا بالاتر از این طیف میتواند نشانگر اختلال روانی در فرد باشد (شیدایی در صورت بالاتر بودن از حد بهنجار و اضطراب و افسردگی در صورت پایینتر بودن از حد بهنجار)
👤به کوشش دکتر زهره قربانی مدرس و پژوهشگر
@Library_Telegram
چقدر بخندیم خوب است؟
پرفسور باربارا فردریکسون، روانشناسی که به خاطر پژوهشهایش درباره هیجانهای مثبت شهرت جهانی دارد، میگوید: ما برای اینکه حالمان خوب باشد و بتوانیم در مسیر رشد و شکوفایی گام برداریم، باید میزان هیجانات مثبتمان از هیجانات منفیمان بیشتر باشد.
فردریکسون برای اینکه بفهمد میزان هیجانات مثبت دقیقا باید چه مقدار از هیجانات منفی بیشتر باشد تا فرد در مسیر رشد و بالندگی قرار گیرد، از ریاضیدانی به نام مایکل لوزادا کمک گرفت.
لوزادا با استفاده ازروشهای دقیق ریاضی و آمار به نتایج جالبی رسید:
بر اساس نتایج این پژوهشها برای اینکه رشد و پیشرفت اتفاق بیفتد، میزان هیجانهای مثبت فرد حداقل باید سه برابر هیجانهای منفیای باشد که او تجربه میکند.
به عبارت دیگر فرد باید به ازای هر هیجان منفی سه هیجان مثبت تجربه کند.
فردریکسون و لوزادا نام این نسبت را نسبت مثبتگرایی گذاشتند. اما به دلیل اینکه لوزادا این نسبت را به دست آورده، به نسبت لوزادا هم معروف شده است.
شایان ذکر است که این نسبت (۳ به ۱) حداقل نسبت لازم برای حرکت در مسیر شکوفایی است و هرچه این نسبت بالاتر رود، میزان شادکامی، رشد و شکوفایی فرد نیز بیشتر میشود.
شاید این سوال برای شما پیش بیاید، که این وضعیت تا کجا ادامه دارد؟ آیا حداکثری برای این نسبت وجود دارد؟ یا اینکه هرچه نسبت تجربه هیجانات مثبت به هیجانات منفی افزایش پیدا کند، فرد وضعیت بهتری خواهد داشت؟
جواب این سوال منفی است و دلیل آن هم مشخص است ما برای ادامه بقا باید هیجانات منفی را هم تجربه کنیم.
اگر فردی از هیچ چیزی نترسد، ممکن است به فعالیتهای خطرناکی بپردازد و جانش را از دست بدهد و یا اگر ما موقع امتحانات کمی اضطراب نداشته باشیم، درس نمیخوانیم و پیشرفتی هم نمیکنیم.
پس افزایش نامحدود هیجانات مثبت و حذف هیجانات منفی نه تنها تاثیر مثبتی بر روی سلامت روان ما نمیگذارد، بلکه ممکن است تبعات منفی جبرانناپذیری برایمان داشته باشد.
فردریکسون و لوزادا بر این عقیدهاند که حداکثر نسبت مثبتگرایی یازده به یک است. یعنی حالتی که در آن فرد به ازای هر هیجان منفی، یازده هیجان مثبت را تجربه میکند.
به طور کلی نسبت لوزادای بین ۳:۱ تا ۱۱:۱ نسبت مثبتگرایی بهنجار است. نسبت پایینتر یا بالاتر از این طیف میتواند نشانگر اختلال روانی در فرد باشد (شیدایی در صورت بالاتر بودن از حد بهنجار و اضطراب و افسردگی در صورت پایینتر بودن از حد بهنجار)
👤به کوشش دکتر زهره قربانی مدرس و پژوهشگر
@Library_Telegram
📕 #رمز_موفقیت
✍ دیل کارنگی
#روانشناسی
موفقیت در هر کار مستلزم تحمل رنج و مرارتهای بسیاری است که برای رسیدن به توفیق، باید بهای آن را پرداخت. افرادی هستند که در راه رسیدن به توفیق، از تحمل زحمت و محرومیت سر باز میزنند که این خود به معنی گذشت و چشم پوشیدن از موفقیت است. کسی که استعداد دارد، اگر یاد بگیرید که چطور از استعدادش استفاده کند، کاملاً موفق میشود و آنچنان به رضایت خاطر و آرامش درون دست مییابد که شناخت آن برای افراد غیر همسطح خودش مقدور نیست. شاید حرف بیهوده یی نباشد اگر بگوییم شناخت شکست و دریافت دلایل آن هم، از جمله رموز موفقیت به شمار آید. اما غمبار ترین مساله این است که انسان،در سنین پیری و ایامی که نیروی جبران را از دست داده،پی ببرد که شکستخورده است. تلخ ترین حقیقت این است که انسان در سالهای ناتوانی و و پایان عمر، پی ببرد که از استعداد هایش به حد کافی بهره نگرفته و یا اینکه آنها را در راه غلطی به کار برده است. تلخ تر از این حقیقت آن است که دریابد اشتباهش دیگر غیر قابل جبران است …
@Library_Telegram
✍ دیل کارنگی
#روانشناسی
موفقیت در هر کار مستلزم تحمل رنج و مرارتهای بسیاری است که برای رسیدن به توفیق، باید بهای آن را پرداخت. افرادی هستند که در راه رسیدن به توفیق، از تحمل زحمت و محرومیت سر باز میزنند که این خود به معنی گذشت و چشم پوشیدن از موفقیت است. کسی که استعداد دارد، اگر یاد بگیرید که چطور از استعدادش استفاده کند، کاملاً موفق میشود و آنچنان به رضایت خاطر و آرامش درون دست مییابد که شناخت آن برای افراد غیر همسطح خودش مقدور نیست. شاید حرف بیهوده یی نباشد اگر بگوییم شناخت شکست و دریافت دلایل آن هم، از جمله رموز موفقیت به شمار آید. اما غمبار ترین مساله این است که انسان،در سنین پیری و ایامی که نیروی جبران را از دست داده،پی ببرد که شکستخورده است. تلخ ترین حقیقت این است که انسان در سالهای ناتوانی و و پایان عمر، پی ببرد که از استعداد هایش به حد کافی بهره نگرفته و یا اینکه آنها را در راه غلطی به کار برده است. تلخ تر از این حقیقت آن است که دریابد اشتباهش دیگر غیر قابل جبران است …
@Library_Telegram
ramze_movafaghiyat.pdf
998.7 KB
📕 #رمز_موفقیت
✍ دیل کارنگی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ دیل کارنگی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
❤1👍1
☕ قطعهای از کتاب
همیشه کسانی هستند که دفاع از خدا را وظیفهی خود میدانند، انگار که واقعیت مطلق، چهارچوب نگهدارندهی وجود، چیزی ضعیف و بیدفاع است. این آدمها از کنار بیوهای بر اثر جذام از شکل افتاده که چند سکه گدایی میکند رد میشوند، از کنار کودکان ژنده پوشی که در خیابان زندگی میکنند رد میشوند اما اگر کمترین چیزی علیه خدا ببینند داستان فرق میکند. چهرههایشان سرخ میشود، سینههایشان را بیرون میدهند، کلمات خشمآلودی به زبان میآورند.
میزان خشمشان حیرتانگیز است.
نحوهی برخوردشان هراس آور است.
این آدمها نمیفهمند که باید در درون از خدا دفاع کرد، نه در بیرون.
آنها باید خشمشان را متوجه خودشان کنند...!
📕 زندگی پی
✍ یان مارتل
@Library_Telegram
همیشه کسانی هستند که دفاع از خدا را وظیفهی خود میدانند، انگار که واقعیت مطلق، چهارچوب نگهدارندهی وجود، چیزی ضعیف و بیدفاع است. این آدمها از کنار بیوهای بر اثر جذام از شکل افتاده که چند سکه گدایی میکند رد میشوند، از کنار کودکان ژنده پوشی که در خیابان زندگی میکنند رد میشوند اما اگر کمترین چیزی علیه خدا ببینند داستان فرق میکند. چهرههایشان سرخ میشود، سینههایشان را بیرون میدهند، کلمات خشمآلودی به زبان میآورند.
میزان خشمشان حیرتانگیز است.
نحوهی برخوردشان هراس آور است.
این آدمها نمیفهمند که باید در درون از خدا دفاع کرد، نه در بیرون.
آنها باید خشمشان را متوجه خودشان کنند...!
📕 زندگی پی
✍ یان مارتل
@Library_Telegram
#یک_دقیقه_مطالعه
بسیاری از مذاکره کنندگان، مثل دونالد ترامپ، به استفاده از رفتارهای تحریک کننده بر سر میز مذاکره مشهور هستند. پرتاب کردن کاغذها، فریاد زدن، تهدیدهای کلامی و... نمونه هایی از این نوع رفتار محسوب می شوند. آیا چنین رفتارهایی می توانند به کسب امتیازهای بیشتر از طرف مقابل منجر شوند؟
بسیاری از رفتارهای تحریک کننده، واقعی و ناشی از عصبانیت طرف مقابل نیستند. بلکه نمایش های از پیش تعیین شده ای هستند که به صورتی دقیق تنظیم و اجرا می شوند تا شما را به پاسخی مشخص ترغیب کنند. بنابراین، رفتارهای تحریک کننده، بیشتر از آنکه در احساسات درونی شخص ریشه داشته باشند، رفتاری استراتژیک محسوب می شوند.
📕 ۵۳ اصل مذاکره
✍ #تامپسون_لیگ
@Library_Telegram
بسیاری از مذاکره کنندگان، مثل دونالد ترامپ، به استفاده از رفتارهای تحریک کننده بر سر میز مذاکره مشهور هستند. پرتاب کردن کاغذها، فریاد زدن، تهدیدهای کلامی و... نمونه هایی از این نوع رفتار محسوب می شوند. آیا چنین رفتارهایی می توانند به کسب امتیازهای بیشتر از طرف مقابل منجر شوند؟
بسیاری از رفتارهای تحریک کننده، واقعی و ناشی از عصبانیت طرف مقابل نیستند. بلکه نمایش های از پیش تعیین شده ای هستند که به صورتی دقیق تنظیم و اجرا می شوند تا شما را به پاسخی مشخص ترغیب کنند. بنابراین، رفتارهای تحریک کننده، بیشتر از آنکه در احساسات درونی شخص ریشه داشته باشند، رفتاری استراتژیک محسوب می شوند.
📕 ۵۳ اصل مذاکره
✍ #تامپسون_لیگ
@Library_Telegram
📕 تصوف ایرانی در منظر تاریخی آن
✍ دکتر عبدالحسین زرین کوب
🔃 دکتر مجدالدین کیوانی
کتاب حاضر برگردانی است از Persian sufism in its Historical perspective نوشته دکتر عبدالحسین زرینکوب. گفتنی است: زرینکوب ازتابستان تا پاییز ۱۳۴۹ ش. به دعوت “انجمن مطالعات ایرانی”آمریکا،رشته سخنرانیهایی را به انگلیسی در حوزه تصوف و عرفان ایرانی در دو دانشگاه پرینستن و کالیفرنیا (شعبه لسآنجلس) ایراد فرمود که بعدا انجمن یاد شده شمارههای ۳ و ۴ از جلد دهم فصلنامه خود، Iranian studies را به نشر آنها اختصاص داد. در واقع، ترجمه حاضر برگردان فارسی آن شماره ویژه است.گفتارهای استاد زرینکوب در این مجموعه شامل مروری عالمانه و ماهرانه بر تاریخ تصوف ایرانی از آغاز تا دهه ۴۰ خورشیدی است.
خواننده کتاب، با خاستگاههای قبل و بعد از اسلام عرفان ایران آشنا میشود؛ تحول ساختاری و محتوایی تصوف را در طول سالها و سدهها دنبال میکند؛ به چهرههای برجسته و نقطههای عطف تصوف در ایران برمیخورد. همچنین درباره تصوف شخصی که به تصوف طریقتی و سازمان یافته بدل میشود، اطلاعاتی کسب میکند؛ نیز از همگراییها و واگراییهای طریقت صوفیانه با شریعت سنتی و با فلسفه، اجمالا نکاتی را درمییابد و به طور کلی فراز و فرود تصوف ایرانی را از نظر میگذراند.
@Library_Telegram
✍ دکتر عبدالحسین زرین کوب
🔃 دکتر مجدالدین کیوانی
کتاب حاضر برگردانی است از Persian sufism in its Historical perspective نوشته دکتر عبدالحسین زرینکوب. گفتنی است: زرینکوب ازتابستان تا پاییز ۱۳۴۹ ش. به دعوت “انجمن مطالعات ایرانی”آمریکا،رشته سخنرانیهایی را به انگلیسی در حوزه تصوف و عرفان ایرانی در دو دانشگاه پرینستن و کالیفرنیا (شعبه لسآنجلس) ایراد فرمود که بعدا انجمن یاد شده شمارههای ۳ و ۴ از جلد دهم فصلنامه خود، Iranian studies را به نشر آنها اختصاص داد. در واقع، ترجمه حاضر برگردان فارسی آن شماره ویژه است.گفتارهای استاد زرینکوب در این مجموعه شامل مروری عالمانه و ماهرانه بر تاریخ تصوف ایرانی از آغاز تا دهه ۴۰ خورشیدی است.
خواننده کتاب، با خاستگاههای قبل و بعد از اسلام عرفان ایران آشنا میشود؛ تحول ساختاری و محتوایی تصوف را در طول سالها و سدهها دنبال میکند؛ به چهرههای برجسته و نقطههای عطف تصوف در ایران برمیخورد. همچنین درباره تصوف شخصی که به تصوف طریقتی و سازمان یافته بدل میشود، اطلاعاتی کسب میکند؛ نیز از همگراییها و واگراییهای طریقت صوفیانه با شریعت سنتی و با فلسفه، اجمالا نکاتی را درمییابد و به طور کلی فراز و فرود تصوف ایرانی را از نظر میگذراند.
@Library_Telegram
تصوف ایرانی.زرینکوب.pdf
5.9 MB
📕 تصوف ایرانی در منظر تاریخی آن
✍ دکتر عبدالحسین زرین کوب
🔃 دکتر مجدالدین کیوانی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ دکتر عبدالحسین زرین کوب
🔃 دکتر مجدالدین کیوانی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
❤1
☕️ قطعهای از کتاب
مردم را بر ضد همدیگر برانگیخته اند. خواهی نخواهی آدم مجبوره که بزنه، اونم کسی رو که به اندازه ی خودش از حقوق اجتماعی محروم شده و از خودش بدبخت تره چونکه نادانه ماموران، ژاندارم ها و جاسوس ها همشون در نظر ما دشمنند ولی با وجود این آدم هایی هستند مثل ما، آنها را هم استثمار می کنن و بدین ترتیب مردم رو به جان همدیگه انداختند و با حماقت و ترس کورشان کردند و دست و پاشون رو بستند. اون ها رو لِه میکنن و به وسیله ی اشخاصی مثل خودشون نابودشون می کنن. مردم رو به تفنگ و چماق و سنگ تبدیل کردند و اسم این کار رو تمدن می گذارن... دولت و کشور اینه...
📕 #مادر
✍ #ماکسیم_گورکی
@Library_Telegram
مردم را بر ضد همدیگر برانگیخته اند. خواهی نخواهی آدم مجبوره که بزنه، اونم کسی رو که به اندازه ی خودش از حقوق اجتماعی محروم شده و از خودش بدبخت تره چونکه نادانه ماموران، ژاندارم ها و جاسوس ها همشون در نظر ما دشمنند ولی با وجود این آدم هایی هستند مثل ما، آنها را هم استثمار می کنن و بدین ترتیب مردم رو به جان همدیگه انداختند و با حماقت و ترس کورشان کردند و دست و پاشون رو بستند. اون ها رو لِه میکنن و به وسیله ی اشخاصی مثل خودشون نابودشون می کنن. مردم رو به تفنگ و چماق و سنگ تبدیل کردند و اسم این کار رو تمدن می گذارن... دولت و کشور اینه...
📕 #مادر
✍ #ماکسیم_گورکی
@Library_Telegram
برای انهدام یک تمدن ۳ چیز لازم است:
خانواده
نظام آموزشی
الگوها
برای اولی منزلت زن را باید شکست،
دومی منزلت معلم
برای سومی منزلت بزرگان و اسطورهها ...
✍جبران_خلیل_جبران
@Library_Telegram
خانواده
نظام آموزشی
الگوها
برای اولی منزلت زن را باید شکست،
دومی منزلت معلم
برای سومی منزلت بزرگان و اسطورهها ...
✍جبران_خلیل_جبران
@Library_Telegram
👍1
"ابن هرمه" به نزد منصور(خلیفه عباسی) آمد،
منصور وی را عزیز داشت و تکریم کرد
و پرسید؛ چیزی از من بخواه!
گفت؛ به کارگزارت در مدینه بنویس که
هر گاه مرا مست گرفتند، مرا حد نزنند!
منصور گفت؛ "ابطال حدود" را راهی نیست،
چیز دیگری بخواه و اصرار کرد.
اما ابن هرمه بیشتر اصرار کرد!
سرانجام منصور گفت به کارگزار مدینه بنویسند؛
هر گاه "ابن هرمه" را مست نزد تو آورند،
وی را هشتاد تازیانه زن،
و آورنده اش را صد تازیانه!!
از آن پس ابن هرمه مست در کوچه ها میرفت
و کسی معترضش نمی شد!
▪حکایتی آشنا که نحوه برخورد مسئولان
با افشا کنندگان مفاسد اقتصادی را
برای ما تداعی میکند!
@Library_Telegram
منصور وی را عزیز داشت و تکریم کرد
و پرسید؛ چیزی از من بخواه!
گفت؛ به کارگزارت در مدینه بنویس که
هر گاه مرا مست گرفتند، مرا حد نزنند!
منصور گفت؛ "ابطال حدود" را راهی نیست،
چیز دیگری بخواه و اصرار کرد.
اما ابن هرمه بیشتر اصرار کرد!
سرانجام منصور گفت به کارگزار مدینه بنویسند؛
هر گاه "ابن هرمه" را مست نزد تو آورند،
وی را هشتاد تازیانه زن،
و آورنده اش را صد تازیانه!!
از آن پس ابن هرمه مست در کوچه ها میرفت
و کسی معترضش نمی شد!
▪حکایتی آشنا که نحوه برخورد مسئولان
با افشا کنندگان مفاسد اقتصادی را
برای ما تداعی میکند!
@Library_Telegram
به تمام زنان آزاده سرزمینم که به حکم جهل در اسارت جنون و تعصب بسر می برند و پرچمداران مبارزه با ظلم و ستم هستند. در سرزمینمان با آنها مهربان نبودند. ولی ما آن سرزمین را دوباره آن گونه که خود دوستش می داریم خواهیم ساخت.
منم یک از هزاران، یکی از بیشماران.
نه در سودای نامم، نه در اندیشۀ جان.
من آن گهوارهبانم، که از تو سنگسارم.
اسیرم، در حصارم، ولی باغم، بهارم.
به جرم زنده بودن، عشق ورزیدن،
به جرم آسمان را آبی پرواز دیدن،
سنگسارم کن.
به جرم خوب دیدن، خواب دیدن،
ماه را بی مقنعه مهتاب دیدن
سر به دارم کن.
به جرم خویشتن بودن،
نه یک بازیچه، «من» بودن
ـ سرافرازانه زن بودن ـ
به صد تهمت دچارم کن
به دست جهل،
با سنگ تعصب
سنگسارم کن.
تو اعدام ترانه، تو سنگ و تازیانه
من اینک خاک باغم، جوانه تا جوانه
میان مرگ و میدان، میان سنگباران
من از تکرار انسان، نخواهم شد پشیمان.
مرا در سنگباران، نخواهی دید لرزان
من از تکرار انسان، نخواهم شد پشیمان...
@Library_Telegram
منم یک از هزاران، یکی از بیشماران.
نه در سودای نامم، نه در اندیشۀ جان.
من آن گهوارهبانم، که از تو سنگسارم.
اسیرم، در حصارم، ولی باغم، بهارم.
به جرم زنده بودن، عشق ورزیدن،
به جرم آسمان را آبی پرواز دیدن،
سنگسارم کن.
به جرم خوب دیدن، خواب دیدن،
ماه را بی مقنعه مهتاب دیدن
سر به دارم کن.
به جرم خویشتن بودن،
نه یک بازیچه، «من» بودن
ـ سرافرازانه زن بودن ـ
به صد تهمت دچارم کن
به دست جهل،
با سنگ تعصب
سنگسارم کن.
تو اعدام ترانه، تو سنگ و تازیانه
من اینک خاک باغم، جوانه تا جوانه
میان مرگ و میدان، میان سنگباران
من از تکرار انسان، نخواهم شد پشیمان.
مرا در سنگباران، نخواهی دید لرزان
من از تکرار انسان، نخواهم شد پشیمان...
@Library_Telegram
#اندکی_تفکر
1- در انتخابات #مجلس_دهم در اسفند ١٣٩۴ ، مردم به خصوص در تهران پیش از آنکه به افراد رأی داده باشند به لیستها رأی دادند . این مسأله به ویژه در مورد اصلاحطلبان بیشتر صدق میکرد چون بجز تعداد محدودی بقیۀ اسامی شناخته شده نبودند و مردم برای اولین بار در همان انتخابات نام آنها را میشنیدند ، حال اینکه چرا مردم به این افراد ناشناس رأی دادند تا با تصمیماتشان مملکت را به سخره بگیرند تنها به خاطر تأیید نام آنها توسط بزرگان اصلاحات بود ، مشابه این اتفاق در مورد حسن روحانی نیز صدق میکند چون او نیز بدون حمایت اصلاحطلبان در خوشبینانهترین حالت ۵ میلیون رأی داشت
2 - من نمیخواهم #اصلاحات را تطهیر کنم اما واقعیت امر این است که در جریان تمام انتخاباتهای کشور همواره چهرههای قدرتمند و اصلی جریان اصلاحات مانند ابراهیم اصغرزاده ، عماد افروغ ، علی تاجرنیا ، سیدمصطفی تاجزاده ، حمیدرضا جلاییپور ، سعید حجاریان ، عیسی سحرخیز ، محسن صفایی فراهانی ، علیرضا علویتبار ، مینو خالقی و ... که میتوانند به کشور کمک کنند و به داد مملکت برسند قبل از رأیگیری توسط #جنتی رد صلاحیت میشوند و این جریان سیاسی هیچ راهی به جز انصراف یا حضور با نیروهای دسته چندم در انتخابات ندارد ، نحوۀ برخورد با مشکلات کشور توسط دولت و مجلس به خوبی نشاندهندۀ ضعف این افراد است .
3- در سال ١٣۵٧ #شاه در پاسخ به اعتراضات مردم آمادۀ اصلاح امور کشور بود درست برخلاف امروز که کوچکترین و مسالمت آمیزترین اعتراضها را به شدیدترین شکل سرکوب میکنند و کشور را به بنبست کشاندهاند ، واقعیت این است که نه اسرائیل ، نه سعودی و نه ترامپ هیچکدام به اندازۀ خود حاکمان جمهوری اسلامی مردم را به سوی انقلاب و براندازی سوق نمیدهند ، دریغ از اندکی تعامل با مردم ، دریغ از شنیدن این همه انتقاد ، دریغ از توقف دستگیری فعالین مدنی ، دریغ از تغییر رویۀ شورای نگهبان در رد صلاحیتها ، دریغ از رسیدگی به حال زندانیان سیاسی ، دریغ از رسیدگی به اوضاع آشفته اقتصاد و فساد ... گویی آقایان به خودشان قول دادهاند که هیچ قدمی در جهت بهبود اوضاع و دلخوشی مردم برندارند و میخواهند با همین فرمان تا فاجعه کامل حرکت کنند.
@Library_Telegram
1- در انتخابات #مجلس_دهم در اسفند ١٣٩۴ ، مردم به خصوص در تهران پیش از آنکه به افراد رأی داده باشند به لیستها رأی دادند . این مسأله به ویژه در مورد اصلاحطلبان بیشتر صدق میکرد چون بجز تعداد محدودی بقیۀ اسامی شناخته شده نبودند و مردم برای اولین بار در همان انتخابات نام آنها را میشنیدند ، حال اینکه چرا مردم به این افراد ناشناس رأی دادند تا با تصمیماتشان مملکت را به سخره بگیرند تنها به خاطر تأیید نام آنها توسط بزرگان اصلاحات بود ، مشابه این اتفاق در مورد حسن روحانی نیز صدق میکند چون او نیز بدون حمایت اصلاحطلبان در خوشبینانهترین حالت ۵ میلیون رأی داشت
2 - من نمیخواهم #اصلاحات را تطهیر کنم اما واقعیت امر این است که در جریان تمام انتخاباتهای کشور همواره چهرههای قدرتمند و اصلی جریان اصلاحات مانند ابراهیم اصغرزاده ، عماد افروغ ، علی تاجرنیا ، سیدمصطفی تاجزاده ، حمیدرضا جلاییپور ، سعید حجاریان ، عیسی سحرخیز ، محسن صفایی فراهانی ، علیرضا علویتبار ، مینو خالقی و ... که میتوانند به کشور کمک کنند و به داد مملکت برسند قبل از رأیگیری توسط #جنتی رد صلاحیت میشوند و این جریان سیاسی هیچ راهی به جز انصراف یا حضور با نیروهای دسته چندم در انتخابات ندارد ، نحوۀ برخورد با مشکلات کشور توسط دولت و مجلس به خوبی نشاندهندۀ ضعف این افراد است .
3- در سال ١٣۵٧ #شاه در پاسخ به اعتراضات مردم آمادۀ اصلاح امور کشور بود درست برخلاف امروز که کوچکترین و مسالمت آمیزترین اعتراضها را به شدیدترین شکل سرکوب میکنند و کشور را به بنبست کشاندهاند ، واقعیت این است که نه اسرائیل ، نه سعودی و نه ترامپ هیچکدام به اندازۀ خود حاکمان جمهوری اسلامی مردم را به سوی انقلاب و براندازی سوق نمیدهند ، دریغ از اندکی تعامل با مردم ، دریغ از شنیدن این همه انتقاد ، دریغ از توقف دستگیری فعالین مدنی ، دریغ از تغییر رویۀ شورای نگهبان در رد صلاحیتها ، دریغ از رسیدگی به حال زندانیان سیاسی ، دریغ از رسیدگی به اوضاع آشفته اقتصاد و فساد ... گویی آقایان به خودشان قول دادهاند که هیچ قدمی در جهت بهبود اوضاع و دلخوشی مردم برندارند و میخواهند با همین فرمان تا فاجعه کامل حرکت کنند.
@Library_Telegram
💢نظر #احمد_کسروی در باب آخوندها
#تاریخ_مشروطه
‼️مگر شما ملايان را نميشناسيد؟!
🔻آنان دستهاي هستند كه در اين كشور مفت ميخورند و كاري كه از دستشان برميآيد ايستادگي در برابر پيشرفت توده است. هر گامي كه مردم بسوي بهتري بردارند اينان با آن دشمنند كه تا توانند ايستادگي خواهند كرد و سپس رها كرده فراموش خواهند گردانيد. مگر با مشروطه همين رفتار را نكردند و آن خونريزيها را بميان نياوردند؟!.. مگر با دبستانها كه برپا شده بود ساليان دراز دشمني ننمودند؟!.. مگر با ثبت اسناد و دفترهاي رسمي بكشاكش نپرداختند؟!.. مگر با يكساني رخت و كلاه اين رفتار را ننمودند و مايهي خونريزي نگرديدند؟! اين ملايان ساليان دراز با دبستانها دشمني نشان ميدادند و بچهها را «تكفير» ميكردند.
اين مردمآزاري ملايان از آنجا برخاسته كه يك كار «مشروعي» در زندگاني تودهاي نميدارند. نه بافندهاند ، نه ريسندهاند ، نه سازندهاند ، نه كارندهاند ، نه دوزندهاند ، نه ميخرند و نه ميفروشند. يك جمله بگويم : هيچكارهاند. قانونها نيز جايي براي ايشان درميان توده باز نكرده و كاري بآنان نداده. خودشان ميگويند : «پيشوايان دينيم و بمردم دين ميآموزيم». ولي اين هم دروغست. زيرا چيزهايي را كه آنان ميآموزند مردم خودشان از پيش ميدانستند. اينست چون كاري نميدارند و بيكار هم نميتوانند نشست بمردمآزاري ميپردازند!..
داستان ملايان با تودهي بدبخت ايران داستان آن مرد بيچيز «نايبحسين» نامست كه چون پير و ناتوان شده بود ، بزنش نان و رخت نميتوانست داد و مهرباني نميتوانست كرد. ولي هر چند روز يك بار كتكش ميزد و دشنامش ميداد. اين كار را ميكرد تا نگويند بيكبار زنش را فراموش كرده و بخود واگزارده.
ملايان نيز اين مردمآزاريها را ميكنند تا دانسته شود كه هستند و بيكبار فراموش نگردند. قرآن و اسلام نيز دستاويزي در دست ايشان است. شگفت از شماست كه آنان را تاكنون نشناختهايد و بسخنانشان ارج ميگزاريد و دنبال ميكنيد.
@hychy
#تاریخ_مشروطه
‼️مگر شما ملايان را نميشناسيد؟!
🔻آنان دستهاي هستند كه در اين كشور مفت ميخورند و كاري كه از دستشان برميآيد ايستادگي در برابر پيشرفت توده است. هر گامي كه مردم بسوي بهتري بردارند اينان با آن دشمنند كه تا توانند ايستادگي خواهند كرد و سپس رها كرده فراموش خواهند گردانيد. مگر با مشروطه همين رفتار را نكردند و آن خونريزيها را بميان نياوردند؟!.. مگر با دبستانها كه برپا شده بود ساليان دراز دشمني ننمودند؟!.. مگر با ثبت اسناد و دفترهاي رسمي بكشاكش نپرداختند؟!.. مگر با يكساني رخت و كلاه اين رفتار را ننمودند و مايهي خونريزي نگرديدند؟! اين ملايان ساليان دراز با دبستانها دشمني نشان ميدادند و بچهها را «تكفير» ميكردند.
اين مردمآزاري ملايان از آنجا برخاسته كه يك كار «مشروعي» در زندگاني تودهاي نميدارند. نه بافندهاند ، نه ريسندهاند ، نه سازندهاند ، نه كارندهاند ، نه دوزندهاند ، نه ميخرند و نه ميفروشند. يك جمله بگويم : هيچكارهاند. قانونها نيز جايي براي ايشان درميان توده باز نكرده و كاري بآنان نداده. خودشان ميگويند : «پيشوايان دينيم و بمردم دين ميآموزيم». ولي اين هم دروغست. زيرا چيزهايي را كه آنان ميآموزند مردم خودشان از پيش ميدانستند. اينست چون كاري نميدارند و بيكار هم نميتوانند نشست بمردمآزاري ميپردازند!..
داستان ملايان با تودهي بدبخت ايران داستان آن مرد بيچيز «نايبحسين» نامست كه چون پير و ناتوان شده بود ، بزنش نان و رخت نميتوانست داد و مهرباني نميتوانست كرد. ولي هر چند روز يك بار كتكش ميزد و دشنامش ميداد. اين كار را ميكرد تا نگويند بيكبار زنش را فراموش كرده و بخود واگزارده.
ملايان نيز اين مردمآزاريها را ميكنند تا دانسته شود كه هستند و بيكبار فراموش نگردند. قرآن و اسلام نيز دستاويزي در دست ايشان است. شگفت از شماست كه آنان را تاكنون نشناختهايد و بسخنانشان ارج ميگزاريد و دنبال ميكنيد.
@hychy
👍1
#شعر #سپید #ایران #زن #عمری_مبارزه
مغرور و زخم خورده و عصیانگر
باران گرفته سقف جهانش را
تاریخ را گرفته در آغوشش
با گریه میکشد چمدانش را
یک زن که دست میکشد از خانه
در جست و جوی یک نفس آرامش
دستان ترس پنجه کشیدهاند
دیوارهای روح و روانش را...
اترک، ارس، کمان دو ابرویش
ده شهرکرد ریخته در رویش
دامن:خلیج فارس، خزر مویش
شیراز مست کرده لبانش را
معشوقهی همیشهی جمشید است
بغض سپاه درهم اشکانی است
از حملهی مغول گریخت، قاجار
بخشید "چشم" و دست و زبانش را
نقش و نگارههای به جا مانده
از انقراض دورهی عثمانی است
مشروطهخواه، سرکش، طغیانگر
تبریز میتپد ضربانش را
ایران من زنی است که میخواهد
آزادیاش برای خودش باشد
ایران من زنی است که میترسد
بردارد از سرش خفقانش را
اطراف چشم گربه ای اش رد-
-دست هزار سیلی نامرد است
هربار بار لب گشود به ننگت باد
بستند با عریضه دهانش را....
ایران من زنی است که هر شب را
در عقد پادشاه جدیدش بود
هر تکه از تنش، وطنش، اما....
تاراج میشد و غم نانش را...
گفتند تا که زن هوسی باشد
هرشب در انحصار کسی باشد
چشم قبایل عربی خورده ست
تهران و مشهد و همدانش را.....
از آخرین معاهدهات برگرد!
عاقد جهاز و مهریهات را برد
قاضی دوباره حق حضانت را
سهم پدر نوشت که جانش را...
در مستیاش شکست و، شراب انداخت
امضای حکم مرگ امیرش را
یک زن، دوتا پیالهی خون در دست
سر میبرد زمین و زمانش را....
ایران! بگو چه شد که ورق برگشت....
آتش تن سیاوشمان را سوخت
رستم چه میکند پسرش را آه...
این بار اگر شناخت نشانش را...
تهمینه سقط کرده جنینش را
گرد آفرید در پی سهراب است
آرش به فکر عاقبت ایران
گم کرد دست و تیر و کمانش را
ایران من دفاع مقدس بود
در فتنهها هر آینه بیکس بود
مردانه زخم خورده اگر، اما
زن بودنش بریده امانش را
در سرزمین مادری زرتشت
قدرت به دست، باکرگی در مشت
کوروش بلند شو پسرش را کشت
این پادشاه تازه جوانش را...
گریه دم اوین و رجایی شهر
دنبال کودکان کجا مانده!
در سینهاش، تلاطم تاریخ است
سلول میخورد سرطانش را...
ایران من زنی است کتک خورده...
با دست پاک میکند اشکش را
از انقلاب تا شب آزادی
با گریه میکشد چمدانش را...
✍ شاعر: اهورا فروزان
🔆 پ.ن:
از سرآغاز قصه این بودَست
شعر[عشق] یک گاف دربدر بودَست
آنچه اندازه خودمان جا داشت
پشت ما بودو خانه حلزون
وطنی لای عقده ها مدفون
وصلتی نحس و شوم و نامیمون
منوتو ما شود عاقلانه و مجنون
و زنی ، آزادی، آبادی، ما، ایرون....
#هنر #شعر #سلاح_طغیان_انسان
@Library_Telegram
مغرور و زخم خورده و عصیانگر
باران گرفته سقف جهانش را
تاریخ را گرفته در آغوشش
با گریه میکشد چمدانش را
یک زن که دست میکشد از خانه
در جست و جوی یک نفس آرامش
دستان ترس پنجه کشیدهاند
دیوارهای روح و روانش را...
اترک، ارس، کمان دو ابرویش
ده شهرکرد ریخته در رویش
دامن:خلیج فارس، خزر مویش
شیراز مست کرده لبانش را
معشوقهی همیشهی جمشید است
بغض سپاه درهم اشکانی است
از حملهی مغول گریخت، قاجار
بخشید "چشم" و دست و زبانش را
نقش و نگارههای به جا مانده
از انقراض دورهی عثمانی است
مشروطهخواه، سرکش، طغیانگر
تبریز میتپد ضربانش را
ایران من زنی است که میخواهد
آزادیاش برای خودش باشد
ایران من زنی است که میترسد
بردارد از سرش خفقانش را
اطراف چشم گربه ای اش رد-
-دست هزار سیلی نامرد است
هربار بار لب گشود به ننگت باد
بستند با عریضه دهانش را....
ایران من زنی است که هر شب را
در عقد پادشاه جدیدش بود
هر تکه از تنش، وطنش، اما....
تاراج میشد و غم نانش را...
گفتند تا که زن هوسی باشد
هرشب در انحصار کسی باشد
چشم قبایل عربی خورده ست
تهران و مشهد و همدانش را.....
از آخرین معاهدهات برگرد!
عاقد جهاز و مهریهات را برد
قاضی دوباره حق حضانت را
سهم پدر نوشت که جانش را...
در مستیاش شکست و، شراب انداخت
امضای حکم مرگ امیرش را
یک زن، دوتا پیالهی خون در دست
سر میبرد زمین و زمانش را....
ایران! بگو چه شد که ورق برگشت....
آتش تن سیاوشمان را سوخت
رستم چه میکند پسرش را آه...
این بار اگر شناخت نشانش را...
تهمینه سقط کرده جنینش را
گرد آفرید در پی سهراب است
آرش به فکر عاقبت ایران
گم کرد دست و تیر و کمانش را
ایران من دفاع مقدس بود
در فتنهها هر آینه بیکس بود
مردانه زخم خورده اگر، اما
زن بودنش بریده امانش را
در سرزمین مادری زرتشت
قدرت به دست، باکرگی در مشت
کوروش بلند شو پسرش را کشت
این پادشاه تازه جوانش را...
گریه دم اوین و رجایی شهر
دنبال کودکان کجا مانده!
در سینهاش، تلاطم تاریخ است
سلول میخورد سرطانش را...
ایران من زنی است کتک خورده...
با دست پاک میکند اشکش را
از انقلاب تا شب آزادی
با گریه میکشد چمدانش را...
✍ شاعر: اهورا فروزان
🔆 پ.ن:
از سرآغاز قصه این بودَست
شعر[عشق] یک گاف دربدر بودَست
آنچه اندازه خودمان جا داشت
پشت ما بودو خانه حلزون
وطنی لای عقده ها مدفون
وصلتی نحس و شوم و نامیمون
منوتو ما شود عاقلانه و مجنون
و زنی ، آزادی، آبادی، ما، ایرون....
#هنر #شعر #سلاح_طغیان_انسان
@Library_Telegram
👍1