کتابخانه تلگرام
101K subscribers
2.89K photos
708 videos
10.5K files
1.97K links
انواع کتاب کمیاب و ممنوعه
رمان، داستان
علمی، تخیلی، آموزشی
تاریخی، سیاسی
مطالب و داستانهای آموزنده و ...

ارتباط با ادمین:⬇️
@Library_Telegram_Bot

صفحه اینستاگرام کانال⬇️
https://www.instagram.com/library_telegram/
Download Telegram
#یک_دقیقه_مطالعه

ﺍﻻﻏﯽ، ﭘﻮﺳﺖ ﺷﯿﺮﯼ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭘﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺣﻤﻠﻪ ﻣﯽﮐﺮﺩ ، ﻫﻤﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺑﺖ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﻮﺩ
ﻭ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻧﻌﺮﻩ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯽﮐﺮﺩ.

ﺭﻭﺑﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﻣﺜﻞ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺗﺮﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ
ﻣﺪﺗﯽ ﻣﮑﺚ ﮐﺮﺩ
ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺏ ﮔﻮﺵ ﮐﺮﺩ
ﺩﯾﺪ ﺻﺪﺍﯼ ﺍﻭ ﻓﺮﻕ ﻣﯽﮐﻨﺪ ...

ﺑﻪ ﺍﻻﻍ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺷﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ :
«ﺍﮔﺮ ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ ﺷﺎﯾﺪ ﻣﺮﺍ ﻣﯽﺗﺮﺳﺎﻧﺪﯼ ﺍﻣﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻟﻮ ﺩﺍﺩﯼ ﺍﺣﻤﻖ!»

ﯾﮏ ﺍﺣﻤﻖ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻭ ﻇﺎﻫﺮ ﺧﻮﺏ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﯾﺐ ﺩﻫﺪ، اما ﺍﯾﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﺕ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ،
ﭼﻮﻥ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﺍﻭ
ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻟﻮ ﻣﯽﺩﻫﺪ!

📕 ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻃﻼ ﻧﺒﺎﺵ

@Library_Telegram
عالمی را پرسیدند:
خوب بودن را کدام روز بهتر است؟

عالم فرمود :
یک روز قبل از مرگ
دیگران حیران شدند و گفتند :
ولی زمان مرگ را هیچکس نمیداند

عالم فرمود :
پس هر روز زندگی را روز آخر فکر کن
و خوب باش شاید فردایی نباشد ...


📕 امثال و حکم

#علی_اکبر_دهخدا

@Library_Telegram
📕 #حرمسرای_قذافی

#آنیک_کوژان

🔃 #بیژن_اشتری

یک فایل فشرده👇👇👇
ثریا که یک شخصیت واقعی است، در این کتاب نقاب از چهره مردی بر می دارد که خود را همچون یک رهبر مسلمان انقلابی به مردم کشورش و کشورهای منطقه جا زده بود. اما واقعیت قضیه این بود که معمر قذافی با توسل به ابزار تجاوز جنسی توانسته بود برای مدت چهل و دو سال بر لیبی حکومت کند.

@Library_Telegram1
Forwarded from Deleted Account
حرمسرای_قذافی_گروه_تلگرامی_کتابخانه.zip
234.3 MB
📕 #حرمسرای_قذافی

#آنیک_کوژان

🔃 #بیژن_اشتری


@Library_Telegram1
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
☕️ قطعه ای از کتاب

فقط یک گناه وجود دارد٬فقط یکی و آن هم دزدی است.
هر گناه دیگری صورت دیگر دزدی است.
وقتی مردی را بکشی٬زندگی را از او دزدیده ای٬حق زنش را برای داشتن شوهر دزدیده ای٬همینطور حق بچه هایش را برای داشتن پدر.
وقتی دروغ بگویی ٬حق طرف را برای دانستن راست دزدیده ای.وقتی کسی را فریب بدهی٬حق انصاف و عدالت را از او دزدیده ای.

📕 بادبادك باز

خالد حسيني

@Library_Telegram
📕 #سفر_به_مرکز_زمین

#ژول_ورن

#رمان_خارجی_تخیلی
#درخواستی

كتاب نایاب و نفيس « سفر به مركز زمين » يا «مسافرت به اعماق زمين» اثر « ژول ورن » نويسنده بزرگ فرانسوی است.

این رمان كه يكی از شاهكارهای داستان‌نويسی تاريخ ادبيات می‌باشد، روايت يك پروفسور آلمانی به نام اوتو لیدانبراک است که بر اين باور است، برخی دالان‌های دهانه آتشفشان‌ها به سمت مرکز زمین می‌روند. پروفسور برای اثبات اين مهم، به همراهی دوستش و برادرزاده‌‌اش پس از گردآوری تجهيزات لازم، از دهانه‌ی آتشفشانی در ایسلند پایین می‌روند. اين سفر با داستان‌ها و ماجراهای شگفت‌انگيزی همرام است از جمله آن كه گروه مشاهده می‌كند كه دايناسورها و حيوانات ماقبل تاریخ در زير زمين هنوز زندگی می‌كنند. گروه پس از كش و قوس‌های فراوان كه گاها تا خطر از دست دادن جان‌شان نيز تهديد می‌شوند، سرانجام در جنوب ایتالیا در استرومبولی دوباره به سطح زمین بازمی‌گردند.

سفر به مركز زمين يكی از فوق‌العاده‌ترين كتب تخيلی است كه نگارش آن تنها از عهده استادی چون ژول ورن برمی‌آمد.

@Library_Telegram
سفر به مرکز زمین.pdf
3.3 MB
📕 #سفر_به_مرکز_زمین

#ژول_ورن


@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
#داستانک

#دو_دوست
دو دوست با پای پیاده از جاده ای در بیابان عبور میکردند. بین راه سر موضوعی اختلاف پیدا کردند و به مشاجره پرداختند. یکی از آنها از سر خشم، بر چهره دیگری سیلی زد. دوستی که سیلی خورده بود، سخت آزرده شد ولی بدون آنکه چیزی بگوید، روی شنهای بیابان نوشت “امروز بهترین دوست من بر چهره ام سیلی زد”.

آن دو کنار یکدیگر به راه خود ادامه دادند تا به یک آبادی رسیدند. تصمیم گرفتند قدری آنجا بمانند و کنار برکه آب استراحت کنند. ناگهان شخصی که سیلی خورده بود، لغزید و در آب افتاد. نزدیک بود غرق شود که دوستش به کمکش شتافت و او را نجات داد. بعد از آنکه از غرق شدن نجات یافت، بر روی صخره ای سنگی این جمله را حک کرد: “امروز بهترین دوستم جان مرا نجات داد”.

دوستش با تعجب پرسید: بعد از آنکه من با سیلی ترا آزردم، تو آن جمله را روی شنهای بیابان نوشتی ولی حالا این جمله را روی تخته سنگ حک میکنی؟ دیگری لبخند زد و گفت: وقتی کسی ما را آزار میدهد، باید روی شنهای صحرا بنویسیم تا بادهای بخشش، آن را پاک کنند ولی وقتی کسی محبتی در حق ما میکند باید آن را روی سنگ حک کنیم تا هیچ بادی نتواند آن را از یادها ببرد.

@Library_Telegram
#تا_انتها_بخوانید

بعضی از انسان ها مهارت کافی در کنترل احساسات خود ندارند
با کوچک ترین تلنگر بهم می ریزند
با ساده ترین حرف ها و اتفاق ها عصبانی می شوند
برداشت های منفی از صحبت های اطرافیان از خصوصیات اصلی آنهاست
احساساتی از قبیل خوشحالی زیاد و ناراحتی زیاد واکنش غیر عاقلانه ای را از آنها بروز می دهد

محیط پیرامونشان امن نیست
بی جهت و بدون قصد قبلی روز خود و همراهان را خراب می کنند
از صبر بدور هستند
شتاب زده فکر می کنند
شتاب زده عمل می کنند
و با سرعت هم پشیمان می شوند
و از این رفتار،خودشان بیشتر ناراحت می شوند و همین ناراحتی از خودشان باعث خراب شدن لحظات خوش زندگی خود و اطرافیانشان می شود
بحران قسمت اعظم زندگی آنها را تشکیل می دهد

بر این باورند که هیچ چیز درست نمی شود
بر این باورند که درد عظیمی همیشه بر دوششان خواهد بود
تقدیر را پذیرفته اند
و مدام در افسردگی و بد اخلاقی خود غوطه می خورند
نه در مراسم خوشی ها شرکت می کنند
نه در گردش های روزانه
ونه موسیقی شاد گوش می کنند
و مهمتر این که درد خود را می دانند اما هیچ درمانی را نمی پذیرند
اگر سرما بخورند نزد پزشک می روند
اما اگر روحشان و روانشان رو به مرگ باشد فقط تحمل می کنند و روز خوش خود و اطرافیان را خراب می کنند .

موسیقی شاد گوش کنید
به بهانه مختلف مهمانی بگیرید
بخندید و برای دیگران لطیفه بگویید
کتاب های انرژی بخش بخوانید
و بدانید
تغییر محل زندگی
تغییر افراد پیرامون
تغییر کار
و هر تغییر دیگری
نمیتواند شما را شادتر کند

مگر اینکه از درون بپذیرید که سهم شما از زندگی شاد و خوشبخت بودن است.
و بجای شمردن بدبختی ها
و تمرکز بر بد اخلاقی ها
پذیرش خود را بالا ببرید و روی خوبی ها و شادی ها و خوشبختی ها که خیلی هم زیاد هستند تمرکز کنید ...

#مهراب_حیدری

@Library_Telegram
#یک_دقیقه_مطالعه

تعدادی حشره کوچک در یک برکه، زیر آب زندگی می کردند...

آنها تمام مدت میترسیدند از آب بیرون بروند و بمیرند؛ یک روز یکی از آنها بر اساس ندای درونی از ساقه یک علف شروع به بالا رفتن کرد، همه فریاد می زدند که مرگ تنها چیزی است که عاید او میشود، چون هر حشره ای که بیرون رفته بود برنگشته بود...!

وقتی حشره به سطح آب رسید نور آفتاب تن خسته او را نوازش داد و او که از فرط خستگی دیگر رمقی نداشت روی برگ آن گیاه خوابید.

وقتی از خواب بیدار شد به یک سنجاقک تبدیل شده بود؛ حس پرواز پاداش بالا آمدنش بود.

سنجاقک بر فراز برکه شروع به پرواز کرد و پرواز چنان لذتی به او داد که با زندگی محصور در آب قابل مقایسه نبود؛ تصمیم داشت برگردد و به دوستانش هم بگوید که بالای آن ساقه ها کسی نمی میرد ولی نمی توانست وارد آب شود چون به موجود دیگری تبدیل شده بود...!!

«شاید بیرون رفتن از شرایط فعلی ترسناک باشد، اما مطمئن باشید خارج از پیله تنهایی، غم و ترس، تلاش برای رفتن به سوی کمال عالی است!»

#اريک_امانوئل_اشمیت

@Library_Telegram
📕 #خاطرات_ارتشبد_فردوست

#تاریخی

توضیحات:
این کتاب در واقع مصاحبه ای جامع با ارتشد فردوست می باشد که بعد ها در کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» به چاپ رسید. حسین فردوست از دوران کودکی به عنوان دانش آموز دبستان نظام وارد کلاس مخصوصی شد که رضا شاه برای ولیعهدش محمدرضا پهلوی ترتیب داده بود. رضا شاه که تمایل داشت درکنار فرزندش دوست و همبازی درسخوانی باشد، فردوست را مورد توجه خاص قرارداد و او به دربار راه یافت. بدینسان فردوست از کودکی نزدیکترین دوست محمدرضا شاه و محرم اسرار او شد. با عزیمت محمدرضا شاه به سوییس برای تحصیل در کالج له روزه فردوست تنها همکلاسی بود که با او به طور رسمی اعزام شد و طی این سال‌ها همچنان صمیمی ترین یار محمدرضا شاه بود. طی این سال‌ها این رابطه متقابل تعمیق یافت و چنان پیوندی پدید شد که گویی فردوست جزء مکملی از شخصیت و زندگی محمدرضا شاه است. با آغاز پادشاهی محمد رضا شاه فردوست همچنان در کنار او بود و این رابطه چنان بود که شاه در کتاب ماموریت برای وطنم تنها کسی را که دوست خود معرفی کرد فردوست بود: «در آن موقع دوست صمیمی من پسری بود به نام حسین فردوست که پدرش ستوان ارتش بود. حسین در دوران تحصیل در سوییس با من همدرس بود و بعد هم با درجه سرهنگی سمت استادی دانشکده افسری را عهده داری می‌کند و فعلا در گارد شاهنشاهی مشغول انجام وظیفه‌است.» فردوست هم‌زمان در سال‌های ۱۳۴۰- ۱۳۴۹ قائم مقام ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت کشور)و در سال‌های ۱۳۵۰- ۱۳۵۷ رئیس سازمان بازرسی کل کشور بود.

@Library_Telegram
👍3👎1
خاطرات فردوست.pdf
1.2 MB
📕 #خاطرات_ارتشبد_فردوست
تاریخی


@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
👍2👎1
🖋 پولدارها چکار میکنند؟!

📌تام کارلی، نویسنده آمریکایی برای مدت ۵ سال، عادات روزانه ۲۳۳ پولدار و ۱۲۸ فرد با وضع خراب مالی را دنبال کرد و کتاب پرفروش Rich Habits را نوشت.
او در این کتاب ۲۰۰ رفتار مشترک میان پولدارها را شناسایی کرده و توضیح می‌دهد که عادات روزانه پولدارها و غیرپولدارها به شدت متفاوت است و با توجه به عادات روزانه یک شخص می‌توان وضعیت مالی‌اش را پیش‌بینی کرد.
او در مورد این طبقه پولدار که درباره‌شان تحقیق کرده نوشته: "جالب اینجاست ۸۵ تا ۸۸ درصد میلیونرهای آمریکایی پولدارهایی خودساخته و نسل اولی هستند."

📍این ده عادت را بدانیم :

حدود ۷۰ درصد پولدارها روزانه کمتر از ۳۰۰ کالری هله‌هوله (junk food) مصرف می‌کنند و حدود ۹۷ درصد بی‌پول‌ها روزانه بیشتر از ۳۰۰ کالری هله‌هوله می‌خورند.

حدود ۸۰ درصد پولدارها روی " یک" هدف مشخص تمرکز کرده‌اند و فقط ۱۲ درصد بی‌پول‌ها چنین کاری می‌کنند.

حدود ۷۶ درصد پولدارها چهار روز در هفته ورزش می‌کنند ولی ۲۳ درصد بی‌پول‌ها اهل ورزش مرتب هستند.

حدود ۶۳ درصد پولدارها موقع رفتن سر کار به کتاب‌های صوتی گوش می‌دهند ولی فقط ۵ درصد بی‌پول‌ها چنین عادتی دارند.

حدود ۸۱ درصد پول‌دارها کارهایی را که باید انجام بدهند لیست می‌کنند ولی فقط ۱۹ درصد بی‌پول‌ها to-do list دارند.

حدود ۶۳ درصد والدین پولدار بچه‌هایشان را مجبور می‌کنند که ماهی دو جلد یا بیشتر کتاب غیرداستانی بخوانند و فقط ۳ درصد بی‌پول‌ها چنین عادتی دارند.

حدود ۲۳ درصد پولدارها اهل قمار هستند ولی ۵۲ درصد بی‌پول‌ها قمار می‌کنند.

حدود ۸۰ درصد پولدارها به دیگران زنگ می‌زنند تا تولدشان را تبریک بگویند ولی فقط ۱۱ درصد بی‌پول‌ها چنین کاری می‌کنند.

حدود ۶۷ درصد پولدارها اهداف‌شان را روزی کاغذ می‌آورند و فقط ۱۷ درصد بی‌پول‌ها از این کارها می‌کنند.

حدود ۸۸ درصد پولدارها روزی نیم ساعت یا بیشتر را به مطالعه با هدف کاری یا آموزشی می‌گذرانند و فقط ۲ درصد بی‌پول‌ها چنین عادتی دارند.

@Library_Telegram
#حکایت

قناعت مور و حرص زنبور

زنبوری موری را دید که به هزار حیله دانه به خانه میکشید و در آن رنج بسیار می دید و حرصی تمام میزد. او را گفت:
ای مور این چه رنج است که بر خود نهاده ای و این چه بار است که اختیار کرده ای؟ بیا تا مطعم و مشرب (آب و غذا) من ببین، که هر طعام که لذیذتر است تا من از آن نخورم به پادشاهان نرسد، آنجا که خواهم نشینم و آنجا که خواهم خورم.
این بگفت و به سوی دکان قصابی پر زد و بر روی پاره ای گوشت نشست. قصاب کارد در دست داشت و بزد و زنبور را به دو پاره کرد و بر زمین افتاد.
مور بیامد و پای او بگرفت و بکشید.
زنبور گفت: مرا به کجا میبری؟
مور گفت: هر که به حرص به جائی نشیند که خود خواهد، به جاییش کشند که نخواهد.
و اگر عاقل یک نظر در این سخن تامل کند، از موعظه واعظان بی نیاز گردد.


📕 جوامع الحکایات

#محمد_عوفی

@Library
#تلنگر

یه شب مهمون داشتیم
کفش ها توی حیاط جفت شده بود، همشون مرتب بودن به جز یک کفش که پاشنه هاش خوابونده شده بود.

هرکس میخواست بیاد تو حیاط اون کفش ها رو میپوشید.
میدونی چرا؟
چون پاشنه هاش خوابونده شده بود.

یه کم که فکر کردم دیدم بعضی از ما آدم ها مثل همین کفش های پاشنه خوابونده هستیم.

برامون مهم نیست کی سوارمون میشه.

یادت باشه که اگر سر خم کنی، اگر خودت به خودت احترام نذاری، اگر ضعیف باشی، همه میخوان ازت سواری بگیرن و کسی هم بهت احترام نمیذاره.

کفشِ پاشنه خوابونده نباشید ...

@Library_Telegram
☕️ قطعه ای از کتاب


«بیا و به‌جای همۀ این‌ها، از این چین‌وچروک‌ها و عبوسی‌هایِ دلگیر خلاص شو! پلک‌هایت را رها و آسوده باز کن! و این یک جفت شیطان بدنهادِ سیاه‌دل را به فرشتگانی آرام و معصوم تبدیل کن! بذر بددلی و شک و تردید را به دور بریز و در عوض دنیا را یکسره پر از خیل دوستان و دوستی‌های تمام‌نشدنی ببین! شکل و شمایل سگ‌های شرور و کینه‌توزی را نگیر که به خاطر فلاکت و نکبتی که گرفتارش شده‌اند، از عالم و آدم نفرت دارند و درعین‌حال قبول دارند لیاقتشان همان لگدهای خفت باری است که نصیبشان می‌شود.»

📕 #بلندی_های_بادگیر

امیلی برونته

@Library_Telegram
#یک_دقیقه_مطالعه

پادشاهی دیدکه خدمتکاری بسیار شاد است ، از او علت شاد بودنش را پرسید. خدمتکار گفت: قربان همسر و فرزندی دارم و غذایی برای خوردن و لباسی برای پوشیدن و بدین سبب من راضی و شادم.

پادشاه موضوع را به وزیر گفت . وزیر هم گفت: قربان چون او عضو گروه ۹۹ نیست بدان جهت شاد است، پادشاه پرسید گروه ۹۹ دیگر چیست؟ وزیر گفت : قربان یک کیسه برنج را با ۹۹ سکه طلا جلو خانه وی قرار دهید ، و چنین هم شد.

خدمتکار وقتی به خانه برگشت با دیدن کیسه وسکه ها بسیار شادشد و شروع به شمردن کرد ، ۹۹ سکه ؟ و بارها شمرد و تعجب کرد که چرا۱۰۰ تا نیست، همه جا را زیر و رو کرد ولی اثری از یک سکه نبود.

او ناراحت شد و تصمیم گرفت از فردا بیشتر کار کند تا یک سکه طلای دیگر پس انداز کند ، او از صبح تا شب سخت کار میکرد،و دیگر خوشحال نبود. وزیر هم که با پادشاه او را زیر نظر داشت گفت : قربان او اکنون عضو گروه ۹۹ است و اعضای این گرو کسانیند که زیاد دارند اما شاد و راضی نیستند.

خوشبختی در سه جمله است:
تجربه از دیروز ،
استفاده از امروز،
امید به فردا.

ولی ما با سه جمله دیگر زندگی را تباه میکنیم:
حسرت دیروز ،
اتلاف امروز
ترس از فردا

@Library_Telegram
هفت قانون منطقی‌

۱. با گذشته خود کنار بیائید تا حال شما را خراب نکند.
۲. آنچه دیگران در مورد شما فکر میکنند به شما ارتباطی‌ ندارد.
۳. گذشت زمان تقریبا داروی هر دردی است وبهترین قاضی میباشد؛ به زمان کمی‌ فرصت دهید.
۴. کسی‌ دلیل و مسئول خوشبختی‌ شما نیست؛ خودتان مسئولید.
۵. زندگی‌ خود را با دیگران مقایسه نکنید؛ ما هیچ خبر نداریم که زندگی‌ آنها برای چه و چگونه است.
۶. زیاد فکر نکنید؛ اشکالی ندارد که جواب بعضی‌ چیز‌ها را ندانیم.
۷. لبخند بزنید؛ شما مسول حل تمام مشکلات دنیا نیستید

@Library_Telegram
حال ما حكايت يخ فروشي است يخ هايش را در روز گرم تابستاني نفروخت تا همه يخ ها زير افتاب آب شد.
ايران در٢٨ميدان نفتي و گازي،در دريا و خشكي با هفت همسايه غربي و جنوبي مشترك است،ما در حدي بسيار ضعيف در قياس با همسايگان از١٠ميدان مشترك بهره برداري ميكنيم و در١٨ميدان ديگر بهره برداري ما صفر است،ده سال مشكلات أوائل انقلاب و جنگ و١٢سال تحريم ما را نسبت به همسايگان به شدت در برداشت از ميادين مشترك عقب انداخته و بدليل كمبود سرمايه و تكنولوژي اين شكاف هر روز عمق تَر ميشود،در حاليكه سرمايه گذاري ما به زحمت در ميدان مشترك گازي پارس جنوبي با قطر به ٧٠ ميليارد دلار ميرسد سرمايه گذاري كشور درپيتي قطر با جمعيت بومي كمتر از يك ميليون نَفَر در اين ميدان بيش از ٤٠٠ ميليارد دلار است ، برداشت قطر از لإيه نفتي پارس جنوبي روزانه ٤٥٠ هزاربشكه و سهم ما صفر بشكه است،قطراز قبل برداشت چند برابري نسبت بما از ميدان مشترك پارس جنوبي به بالاترين درآمد سرانه تاريخ بشريت(١٠٥ هزار دلار)دست يافته،برداشت عربستان از ميادين مشترك روزانه ٤٠٠ هزار و ما ٤٠ هزار بشكه است ، بيشترين ميادين مشترك ما با عراق است كه بدليل مشكلات ناشي از جنگهاي گذشته تنها كشوري بود كه تا چند سال قبل در برداشت از ميادين مشترك از ما عقب بود، اما در سالهاي اخير با هجوم شركت هاي نفتي به اين كشور گوي سبقت را در برداشت از ميادين مشترك از همه همسايگان ربود، جالب است در امد حاصل از اين غارتهاي نجومي عمدتا به جيب دشمنان ما و براي تقويت تروريستهاي تكفيري ميرود، از ٧ كشور همسايه كه ميادين مشترك با هم داريم فقط عراق و عمان با ما در تخاصم نيستند، مابقي با شدت و ضعف از عربستان گرفته كه براي ما شمشير را از رو بسته تا امارات كه از ما جزيره ميخواهد و قطر كه بعد از عربستان بزرگترين حامي مالي تكفيري هاست با ما در حال جنگ سرد هستند.درحاليكه كشورهاي همسايه بي سر وصدا در حال غارت منابع نفتي و گازي ما از ميادين مشترك هستند، طبق معمول در فضاي سياست زده ما،به بهانه دفاع از استقلال كشور و با پيراهن عثمان كردن قراردادهاي نفتي، و در دعوايي كه احتمالا تا اتمام منابع ميادين مشترك طول ميكشد، بر استمرار غارت منابع ملي كشور مهر تاييد ميزنيم ، در واقع دعواي ما بر سر استقلالي است كه در چند سال اينده اصولا وجود ندارد كه ما بخواهيم نگران ان باشيم ، زيرا با سرعتي كه همسايگان منابع مشترك نفت و گاز ما را غارت ميكنند چيزي از اين منابع باقي نميماند كه با قرار دادهاي نفتي با كفار استقلال ما اسيب ببيند، بجاي اينكه از اين رقابت هاي سياسي بچگانه دست برداشته و قوانين خود را با قراردادهاي مشابه كه همسايگان ما از انها براي جذب سرمايه و تكنولوژي هاي پيشرفته استفاده ميكنند هماهنگ كنيم به دعوايي زيانبار با چاشني شعارهايي به ظاهر ارزشي و در باطن ضد ملي كه فقط منجر به انتفاع دشمنان و همسايگان ما ميشود مشغوليم ،به گفته آقاي جوادي رئيس سابق شركت ملي نفت، هزينه هر روز تاخير در برداشت سهم ما فقط از ميدان پارس جنوبي ١٠٠ ميليون دلار است، براي درك بهتر از دست رفتن انتفاع ما فقط از همين يك ميدان از ٢٨ ميدان مشترك ، با فرض اينكه آقاي جوادي ٥٠٪‏ در برآوردش از درامد ما از اين ميدان اشتباه كرده درامد از دست رفته ما سالانه از اين ميدان ١٨ ميليارد دلار معادل٦٤هزار ميليارد تومان است، كل يارانه سالانه ما٣٦هزار ميليارد تومان است ، اگر هزينه احداث هر كيلو متر اتوبان را بطور متوسط5ميليارد تومان فرض كنيم١٢/٦٠٠كيلومتر ميشود،جاده هاي اصلي ما كه هنوز اتوبان نشده اند كمتر از اين مقدار است،هزينه تجهيز هر هكتار ابياري قطره اي١٠ ميليون تومان است با اين مبلغ سالانه ٦/٣٠٠/٠٠٠هكتار باغ به سيستم ابياري قطره اي مجهز ميشودكل باغات كشور ما ٢/٣٠٠/٠٠٠هكتار است.كل بودجه عمراني در سال جاري٦٠ هزار ميليارد تومان است.براي ادم كم سوادي چون من قابل درك نيست كه چطور يك شركت مثلا كره اي سرمايه و تكنولوژي خود را مياورد، طبق عرف معمول دنيا به نسبت سرمايه و كاري كه در ان ميدان انجام ميدهد در برداشت از ان ميدان در چند سال سهيم ميشود و با اين عمل استقلال ما را مخدوش ميكند؟!اما غارت بي حد و حصر منابع بين نسلي ما،ان هم توسط دشمنان قسم خورده ما نقض استقلال كشور نيست!پس با اين وصف نيازمند تعريف جديدي از استقلال هستيم.ما هنوز به اين قائده منطقي نرسيده ايم اين قرار دادها دقيقا مشابه عرضه يك كالا در بازار بين المللي است،كالاي عرضه شده شما از نظر كيفيت ، قيمت، نحوه تحويل و خدمات بعد از فروش، بايد يا برتر، يا مشابه و يا به ان خيلي نزديك باشد و الا خريدار ديوانه نشده در شرايط غير انحصاري و رقابتي بيايد از شما خريد كند،چون قانون شما چنين حكم ميكند. حال ما حكايت يخ فروشي است يخ هايش را در روز گرم تابستاني نفروخت تاهمه يخ ها زير افتاب آب شد.

@Library_Telegram
☕️قطعه ای از کتاب

تنها بدان خدايي ايمان دارم كه رقص بداند.
و چون ابليس‌ام را ديدم، او را جدّي و كامل و ژرف و باوقار يافتم. او جان سنگيني بود. از راهِ او ست كه همه‌چيز فرو مي‌افتد.
با خنده مي‌كُشند نه با خشم! خيز تا «جانِ سنگيني» را بكُشيم.
چون راه‌رفتن آموختم، به دويدن پرداختم، چون پروازكردن آموختم، ديگر براي جُنبيدن نياز به هيچ فشاري ندارم.
اكنون سبكبار ام، اكنون در پرواز؛ مي‌بينم خويشتن را در زيرِ پايِ خويش؛ اكنون خدايي در من رقصان است.

فردریش_نیچه

📕چنين_گفت_زرتشت



@Library_Telegram
☕️قطعه ای از کتاب

دو سال پس از هجوم روسیه به چکسلواکی، هنوز ترس و وحشت کشور را فرا نگرفته بود. با توجه به این که تقریبا تمامی ملت با رژیم اشغالگر مخالفت می کرد، روس ها می بایست از میان مردم چک افراد جدیدی بیابند تا قدرت را به آنان واگذار نمایند.
اما در کشوری که اعتقاد به کمونیسم و دوستی با روسیه وجود ندارد، چه طور می توانستند این افراد را پیدا کنند؟

آنان دنبال کسانی رفتند که نسبت به موجودات زنده احساس کینه و شقاوت می کردند.
می بایست خشونت آنان را تقویت کرد، به کاربرد آن دامن زد و سپس برای عمل آماده ساخت.
در آغاز می بایست خشونت را بر ضد یک هدف موقت برانگیخت.
این هدف حیوانات بودند.

آن وقت روزنامه ها سلسله مقالاتی منتشر ساختند و زیر عنوان "نامه های خوانندگان" احساسات عمومی را بر ضد حیوانات تحریک کردند.
به عنوان مثال از مردم، خواسته میشد که کبوترها را در شهرها نابود کنند.
وقتی کبوترها نیست و نابود شدند، حمله به سگ ها آغاز شد.

مردم هنوز تحت تاثیر فاجعه اشغال، در آشفتگی کامل به سر می بردند اما روزنامه ها، رادیو و تلویزیون، فقط از سگ ها داد سخن می دادند.
سگ هایی که پیاده روها و پارک های عمومی را کثیف می کردند، سلامت کودکان را به مخاطره می انداختند، می بایست به آن ها غذا داد بدون آن که فایده ای داشته باشند.

بدین ترتیب، یک حالت روانی و عصبی در کشور به راه انداختند. ...

... یکسال بعد، نفرت و کینه ای که در ابتدا علیه حیوانات بود متوجه هدف واقعی خود یعنی انسان گردید.

اخراج از کار و حرفه، دستگیری و توقیف و محاکمات شروع شد تا سرانجام حیوانات توانستند نفس راحتی بکشند.

میلان_کوندرا

📕بارهستی


@Library_Telegram