#یک_دقیقه_مطالعه
اگر کسی به رستوران بیاید و به شما پیشنهاد دهد که در ازای دادن یک پیتزا به شما، در باقی عمر از شما سوء استفاده کند، به او خواهید خندید.
اما اگر شما در خیابان زندگی می کردید و روزهای متوالی چیزی نخورده بودید و شخصی با این پیشنهاد به نزد شما می آمد، این پیشنهاد برای شما قابل توجه بود.
ما در زندگی، همانقدر که به خود بها و ارزش می دهیم، ارزش داریم. در این صورت، هیچکس به اندازه ی خود شما نمی تواند از شما سوء استفاده کند ...
📕 زندگی خود را در هفت روز تغییر دهيد
✍ #پل_مکنا
@Library_Telegram
اگر کسی به رستوران بیاید و به شما پیشنهاد دهد که در ازای دادن یک پیتزا به شما، در باقی عمر از شما سوء استفاده کند، به او خواهید خندید.
اما اگر شما در خیابان زندگی می کردید و روزهای متوالی چیزی نخورده بودید و شخصی با این پیشنهاد به نزد شما می آمد، این پیشنهاد برای شما قابل توجه بود.
ما در زندگی، همانقدر که به خود بها و ارزش می دهیم، ارزش داریم. در این صورت، هیچکس به اندازه ی خود شما نمی تواند از شما سوء استفاده کند ...
📕 زندگی خود را در هفت روز تغییر دهيد
✍ #پل_مکنا
@Library_Telegram
🔴 اعتصاب سراسری کامیونداران و رانندگان حمل نقل جادهای کشور از تاریخ اول مهر ۹۷
🔺خواسته های رانندگان کامیون و رانندگان ترانزیت
۱- کسر حقِ پرداختی بیمه رانندگان
۲- افزایش حقوق بازنشستگی و سختی کار
۳- کاهش قیمت لوازم یدک
۴- کاهش قیمت لاستیک
۵- افزایش کرایه حداقل ۷۰٪
۶- کاهش نرخ عوارضی اتوبانها
۷- ترمیم جادههای پرتردد سراسر کشور
۸- افزایش سهمیه سوخت ناوگان حمل بار
۹- حذف دلالان و واسطهها از پایانهها و باربریها
۱۰- اجباری کردن اعلام بارها در سالنهای اعلام بار در سراسر کشور
۱۱- کاهش دریافت کمیسیون باربریها و پیمانکاران شرکت نفتی
۱۲- کاهش دادن هزینههای اضافی از پایانههای مرزی جهت تردد ترانزیتها در سراسر پایانههای مرزی کشور
۱۳- رفع کمبود شدید امکانات رفاهی، بهداشتی در پایانههای مرزی و داخلی
۱۴- نوسازی ناوگان حمل و نقل باری
۱۵- نظارت بر برخوردهای غلط و سلیقهای مامورین راهنمایی و رانندگی و مجازات مامورین و افسران رشوه گیر.
💠 توجه: قرار بود تا قبل از اول مهر ۹۷ تمام خواستههای رانندگان عملی شود قیمت ها سرسام آور بالا رفت و توان راننده را هم برای تهیه کمترین نیازهای خودرو و حتی خانواده خویش را هم برآورد نکرد
💠رانندگان سراسر کشور هوشیار و آگاه باشید و فریب حیلهگریهای مسئولان را نخورید. تنها راه باقیمانده برای گرفتن حق و مطالبات خود، #اعتصاب_سراسری است.
@Library_Telegram
🔺خواسته های رانندگان کامیون و رانندگان ترانزیت
۱- کسر حقِ پرداختی بیمه رانندگان
۲- افزایش حقوق بازنشستگی و سختی کار
۳- کاهش قیمت لوازم یدک
۴- کاهش قیمت لاستیک
۵- افزایش کرایه حداقل ۷۰٪
۶- کاهش نرخ عوارضی اتوبانها
۷- ترمیم جادههای پرتردد سراسر کشور
۸- افزایش سهمیه سوخت ناوگان حمل بار
۹- حذف دلالان و واسطهها از پایانهها و باربریها
۱۰- اجباری کردن اعلام بارها در سالنهای اعلام بار در سراسر کشور
۱۱- کاهش دریافت کمیسیون باربریها و پیمانکاران شرکت نفتی
۱۲- کاهش دادن هزینههای اضافی از پایانههای مرزی جهت تردد ترانزیتها در سراسر پایانههای مرزی کشور
۱۳- رفع کمبود شدید امکانات رفاهی، بهداشتی در پایانههای مرزی و داخلی
۱۴- نوسازی ناوگان حمل و نقل باری
۱۵- نظارت بر برخوردهای غلط و سلیقهای مامورین راهنمایی و رانندگی و مجازات مامورین و افسران رشوه گیر.
💠 توجه: قرار بود تا قبل از اول مهر ۹۷ تمام خواستههای رانندگان عملی شود قیمت ها سرسام آور بالا رفت و توان راننده را هم برای تهیه کمترین نیازهای خودرو و حتی خانواده خویش را هم برآورد نکرد
💠رانندگان سراسر کشور هوشیار و آگاه باشید و فریب حیلهگریهای مسئولان را نخورید. تنها راه باقیمانده برای گرفتن حق و مطالبات خود، #اعتصاب_سراسری است.
@Library_Telegram
#تلنگر
بر اساس آمارهای رسمی سوانح رانندگی دومین عامل مرگومیر در کشور ماست و نکتۀ تاسفبار اینجاست که اکثر این تلفات در حین تفریحات و خوشی اتفاق میافتد و مردم عادت کردهاند که بعد از هر تعطیلی چند روزه منتظر خبر شنیدن مرگ عدۀ زیادی از هموطنانشان باشند
زلزله اخیر که در #کرمانشاه رخ داد یک بلای طبیعی بود و حدود ۶۵٠ کشته به جا گذاشت ولی ما شاهد مرگ سالانه چندین هزار نفر به دلیل حوادث #قابل_کنترل رانندگی هستیم ، این در حالیست که بعد از زلزله شاهد بسیج همگانی اقشار مختلف جامعه در جهت ابراز همدردی با زلزله زدگان بودیم اما انگار در فرهنگ عمومی ما کسی تلفات رانندگی را به حساب نمی آورد !! مگر تفاوتی بین تلفات ناشی از سوانح رانندگی و تلفات زلزله وجود دارد ؟؟ چرا با این یکی که به مراتب خسارتبارتر از زلزله است حس همدوستی مردم در قالب یک خواست عمومی برای رسیدگی به تلفات سوانح رانندگی شکل نمیگیرد ؟ چرا حاضر نیستیم قبل از بروز فاجعهای مشابه برای خودمان ، در مقابل این قتلعام آشکار بایستیم ؟ چرا فکر میکنیم مرگ فقط برای همسایه است ؟؟
@Library_Telegram
بر اساس آمارهای رسمی سوانح رانندگی دومین عامل مرگومیر در کشور ماست و نکتۀ تاسفبار اینجاست که اکثر این تلفات در حین تفریحات و خوشی اتفاق میافتد و مردم عادت کردهاند که بعد از هر تعطیلی چند روزه منتظر خبر شنیدن مرگ عدۀ زیادی از هموطنانشان باشند
زلزله اخیر که در #کرمانشاه رخ داد یک بلای طبیعی بود و حدود ۶۵٠ کشته به جا گذاشت ولی ما شاهد مرگ سالانه چندین هزار نفر به دلیل حوادث #قابل_کنترل رانندگی هستیم ، این در حالیست که بعد از زلزله شاهد بسیج همگانی اقشار مختلف جامعه در جهت ابراز همدردی با زلزله زدگان بودیم اما انگار در فرهنگ عمومی ما کسی تلفات رانندگی را به حساب نمی آورد !! مگر تفاوتی بین تلفات ناشی از سوانح رانندگی و تلفات زلزله وجود دارد ؟؟ چرا با این یکی که به مراتب خسارتبارتر از زلزله است حس همدوستی مردم در قالب یک خواست عمومی برای رسیدگی به تلفات سوانح رانندگی شکل نمیگیرد ؟ چرا حاضر نیستیم قبل از بروز فاجعهای مشابه برای خودمان ، در مقابل این قتلعام آشکار بایستیم ؟ چرا فکر میکنیم مرگ فقط برای همسایه است ؟؟
@Library_Telegram
ذهنتان را برنامه ریزی کنید❗️
وقتی تصمیم گرفتید فردی بسیار بهره ور باشید، می توانید از مجموعه ای از تکنیک های برنامه ریزی شخصی استفاده کنید.
نخستین تکنیک این است که "گفتگوی درونی"تان را تغییر دهید. ۹۵ درصد از احساسات و اقدامات احتمالی شما به واسطه گفتگویی درونی که با خود دارید، تعیین می شوند. مدام با خودتان تکرار کنید «من بسیار منظم و بهره ور هستم». وقتی احساس می کنید کار زیادی بر سرتان ریخته است، کمی استراحت کنید و به خود بگویید «من کاملا منظم و بسیار بهره ور هستم».
بارها و بارها به خود تاکید کنید که «من در مدیریت زمان عالی هستم». وقتی دیگران درباره گذران زمانتان از شما می پرسند، به آنها بگویید که در مدیریت زمان عالی هستید. هر گاه می گویید من منظم هستم، ضمیر ناخودآگاهاتان این را به عنوان دستور می پذیرد، به شما انگیزه می دهد و محرکی می شود تا در واقعیت هم رفتارهای منظمی داشته باشید.
📕 مدیریت زمان
✍ #برایان_تریسی
@Library_Telegram
وقتی تصمیم گرفتید فردی بسیار بهره ور باشید، می توانید از مجموعه ای از تکنیک های برنامه ریزی شخصی استفاده کنید.
نخستین تکنیک این است که "گفتگوی درونی"تان را تغییر دهید. ۹۵ درصد از احساسات و اقدامات احتمالی شما به واسطه گفتگویی درونی که با خود دارید، تعیین می شوند. مدام با خودتان تکرار کنید «من بسیار منظم و بهره ور هستم». وقتی احساس می کنید کار زیادی بر سرتان ریخته است، کمی استراحت کنید و به خود بگویید «من کاملا منظم و بسیار بهره ور هستم».
بارها و بارها به خود تاکید کنید که «من در مدیریت زمان عالی هستم». وقتی دیگران درباره گذران زمانتان از شما می پرسند، به آنها بگویید که در مدیریت زمان عالی هستید. هر گاه می گویید من منظم هستم، ضمیر ناخودآگاهاتان این را به عنوان دستور می پذیرد، به شما انگیزه می دهد و محرکی می شود تا در واقعیت هم رفتارهای منظمی داشته باشید.
📕 مدیریت زمان
✍ #برایان_تریسی
@Library_Telegram
#حکایت 📖
میگویند که دو برادر بودند پس از مرگ پدر یکی جای پدر به زرگری نشسته دیگری تا از وسوسه نفس شیطانی به دور ماند از مردم کناره گرفته و غار نشین گردید.
روزی قافلهای از جلو غار گذشته و چون به شهر برادر میرفتند، برادر غارنشین غربالی پر از آب کرده به قافله سالار میدهد تا در شهر به برادرش برساند.
منظورش این بود که از ریاضت و دوری از خلایق به این مقام رسیده که غربال سوراخ سوراخ را پر از آب میتواند کرد بی آنکه بریزد.
چون قافله سالار به شهر و بازار محل کسب برادر میرسد و امانتی را میدهد، برادر آن را نخ بسته و از سقف دکان آویزان میکند و در عوض گلوله آتشی از کوره در آورده میان پنبه گذاشته و به قافله سالار میدهد تا آن را در جواب به برادرش بدهد.
چون برادر غارنشین برادر کاسب خود را کمتر از خود نمیبیند عزم دیدارش کرده و به شهر و دکان وی میرود.
در گوشه دکان چشم به برادر داشت و دید که برادر زرگرش دستبندی از طلا را روی دست زنی امتحان میکند، دیدن این منظره همان و دگرگون شدن حالت نفسانی همان و در همین لحظه آبی که در غربال بود از سوراخ غربال رد شده و از سقف دکان به زمین میریزد.
چون زرگر این را میبیند میگوید:
«ای برادر اگر به دکان نشستی و هنگام کسب و کار و دیدن زنان آب از غربالت نریخت زاهد میباشی، وگرنه دور از اجتماع و عدم دسترس همه زاهد هستند!»
@Library_Telegram
میگویند که دو برادر بودند پس از مرگ پدر یکی جای پدر به زرگری نشسته دیگری تا از وسوسه نفس شیطانی به دور ماند از مردم کناره گرفته و غار نشین گردید.
روزی قافلهای از جلو غار گذشته و چون به شهر برادر میرفتند، برادر غارنشین غربالی پر از آب کرده به قافله سالار میدهد تا در شهر به برادرش برساند.
منظورش این بود که از ریاضت و دوری از خلایق به این مقام رسیده که غربال سوراخ سوراخ را پر از آب میتواند کرد بی آنکه بریزد.
چون قافله سالار به شهر و بازار محل کسب برادر میرسد و امانتی را میدهد، برادر آن را نخ بسته و از سقف دکان آویزان میکند و در عوض گلوله آتشی از کوره در آورده میان پنبه گذاشته و به قافله سالار میدهد تا آن را در جواب به برادرش بدهد.
چون برادر غارنشین برادر کاسب خود را کمتر از خود نمیبیند عزم دیدارش کرده و به شهر و دکان وی میرود.
در گوشه دکان چشم به برادر داشت و دید که برادر زرگرش دستبندی از طلا را روی دست زنی امتحان میکند، دیدن این منظره همان و دگرگون شدن حالت نفسانی همان و در همین لحظه آبی که در غربال بود از سوراخ غربال رد شده و از سقف دکان به زمین میریزد.
چون زرگر این را میبیند میگوید:
«ای برادر اگر به دکان نشستی و هنگام کسب و کار و دیدن زنان آب از غربالت نریخت زاهد میباشی، وگرنه دور از اجتماع و عدم دسترس همه زاهد هستند!»
@Library_Telegram
📕 عُقَلا بر خلاف عقل #ممنوعه
✍ علی دشتی
مجموعه حاضر، مشتمل بر مقالاتی از «علی دشتی» با این عناوین: عقلا برخلاف عقل، غزالی و نصیحه الملوک، آیا نظمی در کار است؟
گرایش انسانی در ادب ایران ، قدرت پندار و شهوت و فتوایی عجیب ! (غزالی در خدمت خلیفهی عباسی)
برای نمونه در مقالهی نخست، مخاطبان با معارضهی اهل سنت و جماعت در مقابل علوم اوایل یعنی دانشهای یونانیان و نقش ایرانیان در نشو و نمای فرهنگ بشری، تقویت فلسفه و ایستادگی در برابر زهد خشک و تعبد جاهلانه آشنا میشوند.
آنها ضمن آگاهی از محتوای کتاب « احیاء العلوم »، « تهافت الفلاسفه » و « فضایح الباطنیه » تالیف امام محمد غزالی، به گفتهی نویسنده، درمییابند که یک متفکر متحرک دانا و جامع الاطراف، چگونه در برابر تفکر اشعریان و عقاید جبری خلیفگان بغداد غالبا تسلیم میشود و دانش گستردهی خود را در تشخیص صحیح از سقیم به کار نمیاندازد.
@Library_Telegram
✍ علی دشتی
مجموعه حاضر، مشتمل بر مقالاتی از «علی دشتی» با این عناوین: عقلا برخلاف عقل، غزالی و نصیحه الملوک، آیا نظمی در کار است؟
گرایش انسانی در ادب ایران ، قدرت پندار و شهوت و فتوایی عجیب ! (غزالی در خدمت خلیفهی عباسی)
برای نمونه در مقالهی نخست، مخاطبان با معارضهی اهل سنت و جماعت در مقابل علوم اوایل یعنی دانشهای یونانیان و نقش ایرانیان در نشو و نمای فرهنگ بشری، تقویت فلسفه و ایستادگی در برابر زهد خشک و تعبد جاهلانه آشنا میشوند.
آنها ضمن آگاهی از محتوای کتاب « احیاء العلوم »، « تهافت الفلاسفه » و « فضایح الباطنیه » تالیف امام محمد غزالی، به گفتهی نویسنده، درمییابند که یک متفکر متحرک دانا و جامع الاطراف، چگونه در برابر تفکر اشعریان و عقاید جبری خلیفگان بغداد غالبا تسلیم میشود و دانش گستردهی خود را در تشخیص صحیح از سقیم به کار نمیاندازد.
@Library_Telegram
👍1
عُقَلا بر خلاف عقل.pdf
1.9 MB
📕 عُقَلا بر خلاف عقل #ممنوعه
✍ علی دشتی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ علی دشتی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
👍1
🔴 جهل مقدس
از شوربختیهای ما زندگی در کشوری است که همه چیز در آن رو به ابتذال و تهی شدن رفته است. این روزها در سطح شهر تهران و به خصوص از مناطق مرکزی رو به بالا شاهد عزاداری که نه، شاهد کارناوالی به اسم محرم هستیم. کارناوالی که از ساعت هشت شروع میشود و بسته به منطقهای که هیئت و ایستگاه صلواتی در آن ایجاد شده است تا پاسی از شب ادامه دارد.
همان نوجوانها و جوانهایی که تا یکهفته قبل از شروع محرم، مشغول خوردن مشروب بودند حالا برای علامتکشی در خیابان با هم رقابت میکنند و در خیابان راحت ماریجوانا مصرف میکنند. دختر و پسر با هم خیلی راحت توی پارک، توی کوچه پسکوچههای محل برگزاری هیئت مشغول کشیدن هستند. این شهر، شهر ایدهآال جمهوری اسلامی هم هست البته. در این چند روز اصلاً مشکلی با سرووضع و سبک زندگی نسل جوانش ندارد، فقط میخواهد ذکر یا حسین و عاشورا و تاسوعا در تمام خیابانهای شهر شنیده شود و راضی است که از فلسفه قیام امام حسین حرفی به میان نیاید. هیچ حق اعتراضی هم برای دیگر شهروندان قائل نیست. میخواهید با پلیسی تماس بگیرید که هیئت عزاداری خیابان را بنده آورده است؟ اصلاً اهمیتی به این اعتراضها نمیدهد. خیابانهای شهر برای عزاداران است. بیمار و کار و گرفتاری هم کشک؛ شهر باید به هیئتیها عادت بکند!
جایی خواندم که سرانه هیئت در تهران برای هر ۹۲۳ نفر یک هیئت است و برای همین هم هست که هر محلهای یک هیئت دارد. همین چند وقت پیش بود که ناهید خداکرمی اعلام کرد که در سالهای گذشته صدها هیئت بدون آنکه شرایط لازم را داشته باشند، فقط و فقط با هدف استفاده از بن و بودجه شهرداری تأسیس شدند. یعنی بچههای محل دور هم جمع شدهاند و برای کم کردن روی بچههای اون یکی محل و کسب درآمد، پول روی هم گذاشتهاند و یک هیئت تأسیس کردهاند. به همین راحتی. بعد ساعت ۹ شب با کلی سروصدا و طبل زدن ۱۰ نفر آدم دورهم جمع میشوند و شروع میکنند به زنجیر زدن که البته تعداد بیشتری درگیر علامت بلند کردن و طبل زدن هستند. حالا همین هیئت ۱۰ نفره، وارد خیابان اصلی محلهتان میشوند و شما هم هیچ حق اعتراضی ندارید، چون شهر باید به هیئتیها عادت بکند!
مثل صحبت رئیس مرکز اطلاعات و کنترل ترافیک پلیس راهور که با ایرنا گفتگو کرد و بیان کرد که در ایام #محرم به خصوص روزهای تاسوعا و عاشورا تردد هرگونه وسیله از میان دستههای عزاداری در حال تردد در خیابان ممنوع و حق تقدم با دستههای عزادار است و حتی اعلام میشود که هیئتهای عزاداری میتوانند بعد از ساعت ۱۲ شب هم فعالیت داشته باشند.
دختران و پسران زیادی را میشناسم که برای بیرون رفتن در این شبها از قبل به آرایشگاه میروند و اگر تحقیقی کنید متوجه میشوید که کاسبی آرایشگاهها چند هفته مانده به محرم عالی است و سرشان شلوغ. حالا همهچیز آماده است تا به کارناول محرم بروید. خیابانها در اختیارتان است. شهر در دستتان است و عرف و حکومت به شما اجازه میدهد که به هر شکلی که دوست دارید مناسک محرم را به جا بیاورید، هر چقدر تهیتر، بهتر. از گشت ارشاد، گشت کلانتری و ... هم خبری نیست، خیالتان راحت. اما تا دلتان بخواهد از جهل و ریایی که از درز خانهها بیرون زده و به سطح شهر آمده خبر است. دیگر گذشت آن زمانی که امثال آیتالله بهشتی و آیتالله مطهری درباره محرم، قیام امام حسین (ع) و ظلم و ظالم صحبت میکردند. اتفاقاً جمهوری اسلامی هم همین را میخواهد. نمیخواهد تجربه حکومت پهلوی برایش تکرار شود و از محرم و منبرها و سخنرانیها چنین صحبتهایی مطرح شود، راضی است که اینجور مسائل سطحی و پوچ باشد. موضوعی که هادی خامنهای، دبیرکل مجمع نیروهای خط امام درباره آن همین چند روز پیش گفت که «مجالس و محافلی که اکثراً خالی از هرگونه محتوا هستند و فقط به شکل و ظاهر عزاداری میپردازند.» دیگر نه کسی میپرسد حسین حق بوده یا باطل؟ اگر حق بوده، حرفش چه بوده؟ چرا اصلاً حق بوده؟ برای چه کشته شد؟ آرمان و هدفش چه بود؟ هیچ و هیچ و تا دلتان بخواهد جهل و خرافات است.
✍️: امیرعباس کلهر
@Library_Telegram
از شوربختیهای ما زندگی در کشوری است که همه چیز در آن رو به ابتذال و تهی شدن رفته است. این روزها در سطح شهر تهران و به خصوص از مناطق مرکزی رو به بالا شاهد عزاداری که نه، شاهد کارناوالی به اسم محرم هستیم. کارناوالی که از ساعت هشت شروع میشود و بسته به منطقهای که هیئت و ایستگاه صلواتی در آن ایجاد شده است تا پاسی از شب ادامه دارد.
همان نوجوانها و جوانهایی که تا یکهفته قبل از شروع محرم، مشغول خوردن مشروب بودند حالا برای علامتکشی در خیابان با هم رقابت میکنند و در خیابان راحت ماریجوانا مصرف میکنند. دختر و پسر با هم خیلی راحت توی پارک، توی کوچه پسکوچههای محل برگزاری هیئت مشغول کشیدن هستند. این شهر، شهر ایدهآال جمهوری اسلامی هم هست البته. در این چند روز اصلاً مشکلی با سرووضع و سبک زندگی نسل جوانش ندارد، فقط میخواهد ذکر یا حسین و عاشورا و تاسوعا در تمام خیابانهای شهر شنیده شود و راضی است که از فلسفه قیام امام حسین حرفی به میان نیاید. هیچ حق اعتراضی هم برای دیگر شهروندان قائل نیست. میخواهید با پلیسی تماس بگیرید که هیئت عزاداری خیابان را بنده آورده است؟ اصلاً اهمیتی به این اعتراضها نمیدهد. خیابانهای شهر برای عزاداران است. بیمار و کار و گرفتاری هم کشک؛ شهر باید به هیئتیها عادت بکند!
جایی خواندم که سرانه هیئت در تهران برای هر ۹۲۳ نفر یک هیئت است و برای همین هم هست که هر محلهای یک هیئت دارد. همین چند وقت پیش بود که ناهید خداکرمی اعلام کرد که در سالهای گذشته صدها هیئت بدون آنکه شرایط لازم را داشته باشند، فقط و فقط با هدف استفاده از بن و بودجه شهرداری تأسیس شدند. یعنی بچههای محل دور هم جمع شدهاند و برای کم کردن روی بچههای اون یکی محل و کسب درآمد، پول روی هم گذاشتهاند و یک هیئت تأسیس کردهاند. به همین راحتی. بعد ساعت ۹ شب با کلی سروصدا و طبل زدن ۱۰ نفر آدم دورهم جمع میشوند و شروع میکنند به زنجیر زدن که البته تعداد بیشتری درگیر علامت بلند کردن و طبل زدن هستند. حالا همین هیئت ۱۰ نفره، وارد خیابان اصلی محلهتان میشوند و شما هم هیچ حق اعتراضی ندارید، چون شهر باید به هیئتیها عادت بکند!
مثل صحبت رئیس مرکز اطلاعات و کنترل ترافیک پلیس راهور که با ایرنا گفتگو کرد و بیان کرد که در ایام #محرم به خصوص روزهای تاسوعا و عاشورا تردد هرگونه وسیله از میان دستههای عزاداری در حال تردد در خیابان ممنوع و حق تقدم با دستههای عزادار است و حتی اعلام میشود که هیئتهای عزاداری میتوانند بعد از ساعت ۱۲ شب هم فعالیت داشته باشند.
دختران و پسران زیادی را میشناسم که برای بیرون رفتن در این شبها از قبل به آرایشگاه میروند و اگر تحقیقی کنید متوجه میشوید که کاسبی آرایشگاهها چند هفته مانده به محرم عالی است و سرشان شلوغ. حالا همهچیز آماده است تا به کارناول محرم بروید. خیابانها در اختیارتان است. شهر در دستتان است و عرف و حکومت به شما اجازه میدهد که به هر شکلی که دوست دارید مناسک محرم را به جا بیاورید، هر چقدر تهیتر، بهتر. از گشت ارشاد، گشت کلانتری و ... هم خبری نیست، خیالتان راحت. اما تا دلتان بخواهد از جهل و ریایی که از درز خانهها بیرون زده و به سطح شهر آمده خبر است. دیگر گذشت آن زمانی که امثال آیتالله بهشتی و آیتالله مطهری درباره محرم، قیام امام حسین (ع) و ظلم و ظالم صحبت میکردند. اتفاقاً جمهوری اسلامی هم همین را میخواهد. نمیخواهد تجربه حکومت پهلوی برایش تکرار شود و از محرم و منبرها و سخنرانیها چنین صحبتهایی مطرح شود، راضی است که اینجور مسائل سطحی و پوچ باشد. موضوعی که هادی خامنهای، دبیرکل مجمع نیروهای خط امام درباره آن همین چند روز پیش گفت که «مجالس و محافلی که اکثراً خالی از هرگونه محتوا هستند و فقط به شکل و ظاهر عزاداری میپردازند.» دیگر نه کسی میپرسد حسین حق بوده یا باطل؟ اگر حق بوده، حرفش چه بوده؟ چرا اصلاً حق بوده؟ برای چه کشته شد؟ آرمان و هدفش چه بود؟ هیچ و هیچ و تا دلتان بخواهد جهل و خرافات است.
✍️: امیرعباس کلهر
@Library_Telegram
👍1
📕 معاهدات تاریخی ایران
✍ عباس رمضانی
💢این کتاب متشکل از پنج بخش کلی است به ترتیب زیر :
💠بخش اول)۱۴ قراردادمعاهده از دوران صفویه :معاهده ایران وپرتغال برسر جزیره هرمز–پیمان صلح آماسیه،ایران و عثمانی_اولین معاهده صلح استانبول، ایران وعثمانی–دومین معاهده صلح استانبول، ایران و عثمانی و …
💠بخش دوم) ۳ معاهده از دوران افشاریه : معاهده ی صلح نادر با عثمان ها – نادرشاه و معاهده ی صلح با محمدشاه، امپراتور هندوستان – عهدنامه ی کردان بین ایران و عثمانی
💠بخش سوم) ۲ معاهده از دوره زندیه : معاهده ی تجاری ایران و انگلیس در عهد کریم خان زند – معاهده انگلیس، شیخ سعدون و کریمخان زند …
بخش چهارم) ۴۴ قرار داد و معاهده از دوران قاجاریه (سال ۱۲۱۵ تا ۱۲۹۹ ه.ق) : سرجان ملکم و معاهدات ایران و انگلیس – معاهده ی فین کن اشتاین، بین ایران و فرانسه–قراردادنظامی ایران و فرانسه–عهدنامه مجمل،ایران وانگلیس و …
💠بخش پنجم) ۳۷ قرار داد و معاهده از دوران قاجاریه (سال ۱۳۰۰ تا ۱۳۳۹ ه.ق) : تفاهم نامه پستی بین ایران و عثمانی – قرار داد تلگرافی ایران عثمانی – فرانسوی ها و امتیاز حفاری در شوش – قراردادایران وانگلیس درمورد“ایوب خان افغانی”و…
@Library_Telegram
✍ عباس رمضانی
💢این کتاب متشکل از پنج بخش کلی است به ترتیب زیر :
💠بخش اول)۱۴ قراردادمعاهده از دوران صفویه :معاهده ایران وپرتغال برسر جزیره هرمز–پیمان صلح آماسیه،ایران و عثمانی_اولین معاهده صلح استانبول، ایران وعثمانی–دومین معاهده صلح استانبول، ایران و عثمانی و …
💠بخش دوم) ۳ معاهده از دوران افشاریه : معاهده ی صلح نادر با عثمان ها – نادرشاه و معاهده ی صلح با محمدشاه، امپراتور هندوستان – عهدنامه ی کردان بین ایران و عثمانی
💠بخش سوم) ۲ معاهده از دوره زندیه : معاهده ی تجاری ایران و انگلیس در عهد کریم خان زند – معاهده انگلیس، شیخ سعدون و کریمخان زند …
بخش چهارم) ۴۴ قرار داد و معاهده از دوران قاجاریه (سال ۱۲۱۵ تا ۱۲۹۹ ه.ق) : سرجان ملکم و معاهدات ایران و انگلیس – معاهده ی فین کن اشتاین، بین ایران و فرانسه–قراردادنظامی ایران و فرانسه–عهدنامه مجمل،ایران وانگلیس و …
💠بخش پنجم) ۳۷ قرار داد و معاهده از دوران قاجاریه (سال ۱۳۰۰ تا ۱۳۳۹ ه.ق) : تفاهم نامه پستی بین ایران و عثمانی – قرار داد تلگرافی ایران عثمانی – فرانسوی ها و امتیاز حفاری در شوش – قراردادایران وانگلیس درمورد“ایوب خان افغانی”و…
@Library_Telegram
معاهدات تاریخی ایران.pdf
4.8 MB
📕 معاهدات تاریخی ایران
✍ عباس رمضانی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ عباس رمضانی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
📕 #چشمهای_بارانی
✍ #فهیمه_سلیمانی
#رمان_ایرانی
پونه با مادر و خواهرش پامچال در فقر و نکبت زندگی میکند مادرش هر بار به امید یافتن پشتوانه محکم با مردی ازدواج میکند ولی هر بار با شکست مواجه میشود زمان برادر شوهر پامچال پونه را دوست دارد ولی او از فرهنگ پسری که به او نامه های عاشقانه میدهد خوشش میاید. یک روز فرهنگ زمان را با چاقو میزند و پونه را میدزدد پونه که آبروی خود را بر باد رفته میبیند تسلیم میشود . فرهنگ پونه را به دست بهمن میسپارد ولی بهمن که رئیس یک باند قاچاق مواد مخدر است عاشق پونه میشود و او را به تملک خود در میاورد . ولی بهمن وقتی میفهمد که پونه از او حامله شده او را تا سر حد مرگ کتک میزند و در گوشهٔ خیابان میاندازد . وقتی پونه خوب میشود میفهمد که به دست گروه رقیب افتاده ولی اینبار خودش برای انتقام از بهمن با این باند همکاری میکند . وقتی بهمن میفهمد که پونه زنده است دوباره سعی میکند توجه او را جلب کند ، و در یک مهمانی از زبان فرهنگ میفهمد که زمان زنده است و پونه ………
@Library_Telegram
✍ #فهیمه_سلیمانی
#رمان_ایرانی
پونه با مادر و خواهرش پامچال در فقر و نکبت زندگی میکند مادرش هر بار به امید یافتن پشتوانه محکم با مردی ازدواج میکند ولی هر بار با شکست مواجه میشود زمان برادر شوهر پامچال پونه را دوست دارد ولی او از فرهنگ پسری که به او نامه های عاشقانه میدهد خوشش میاید. یک روز فرهنگ زمان را با چاقو میزند و پونه را میدزدد پونه که آبروی خود را بر باد رفته میبیند تسلیم میشود . فرهنگ پونه را به دست بهمن میسپارد ولی بهمن که رئیس یک باند قاچاق مواد مخدر است عاشق پونه میشود و او را به تملک خود در میاورد . ولی بهمن وقتی میفهمد که پونه از او حامله شده او را تا سر حد مرگ کتک میزند و در گوشهٔ خیابان میاندازد . وقتی پونه خوب میشود میفهمد که به دست گروه رقیب افتاده ولی اینبار خودش برای انتقام از بهمن با این باند همکاری میکند . وقتی بهمن میفهمد که پونه زنده است دوباره سعی میکند توجه او را جلب کند ، و در یک مهمانی از زبان فرهنگ میفهمد که زمان زنده است و پونه ………
@Library_Telegram
Forwarded from همه چی، هیچی
🏴 حماقت الأحوازیون، مایه استفاده تبلیغاتی حکومت شد/ محمد نوریزاد: مزایای حمله به مراسم رژه ارتش برای حکومت جمهوری اسلامی
۱- مظلومنمایی حکومت ملاها که در خوزستان امنیت نداریم و رژه ارتش با حمله مسلحانه روبرو میگردد.
۲- ایجاد حق عملیات متقابل توسط نیروهای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی علیه مردم مظلوم خوزستان و سایر مردم ایران
۳- در قیام دی ماه سال گذشته، مردم ایران نوای همراهی و همصدایی با بدنه ارتش سر دادند و حکومت از پیوستن بدنه ارتش به قیام مردم نگران و مضطرب بود. طراحان این سناریو گمان میکنند این عملیات میتواند به ارتشیان پیام دهد که در هر صورت شما جزء بدنه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی هستید و اگر انقلابی رخ دهد ، مردم شما را از خود نخواهند دانست.
۴- در حادترین شرایط مالی و وجود بحران اقتصادی در زندگی مردم، ایجاد یک خبر داغ و سرگرم کننده برای حکومت سودمند است.
۵- این سناریو (همچون سناریو حمله داعش به مجلس) به حدی بچهگانه طراحی شده که انگار مهاجمین با سربازان ساده ارتش و سپاه مردم دشمنی داشتهاند نه با مسئولینی که در جایگاه مستقر بودهاند.
ما نمیگوییم این عملیات بچهگانه کار مجتبی خامنهای و وحید حقانیان بوده، شما خود پیدا کنید پرتغال فروش را.
💠 پ.ن: آیا الأحوازیون با جمهوری اسلامی و حکومت ظلم برای سرکوب مردم هماهنگ است؟
@hychy
۱- مظلومنمایی حکومت ملاها که در خوزستان امنیت نداریم و رژه ارتش با حمله مسلحانه روبرو میگردد.
۲- ایجاد حق عملیات متقابل توسط نیروهای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی علیه مردم مظلوم خوزستان و سایر مردم ایران
۳- در قیام دی ماه سال گذشته، مردم ایران نوای همراهی و همصدایی با بدنه ارتش سر دادند و حکومت از پیوستن بدنه ارتش به قیام مردم نگران و مضطرب بود. طراحان این سناریو گمان میکنند این عملیات میتواند به ارتشیان پیام دهد که در هر صورت شما جزء بدنه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی هستید و اگر انقلابی رخ دهد ، مردم شما را از خود نخواهند دانست.
۴- در حادترین شرایط مالی و وجود بحران اقتصادی در زندگی مردم، ایجاد یک خبر داغ و سرگرم کننده برای حکومت سودمند است.
۵- این سناریو (همچون سناریو حمله داعش به مجلس) به حدی بچهگانه طراحی شده که انگار مهاجمین با سربازان ساده ارتش و سپاه مردم دشمنی داشتهاند نه با مسئولینی که در جایگاه مستقر بودهاند.
ما نمیگوییم این عملیات بچهگانه کار مجتبی خامنهای و وحید حقانیان بوده، شما خود پیدا کنید پرتغال فروش را.
💠 پ.ن: آیا الأحوازیون با جمهوری اسلامی و حکومت ظلم برای سرکوب مردم هماهنگ است؟
@hychy
📕 #چشمهای_بارانی
✍ #فهیمه_سلیمانی
#رمان_ایرانی
پونه با مادر و خواهرش پامچال در فقر و نکبت زندگی میکند مادرش هر بار به امید یافتن پشتوانه محکم با مردی ازدواج میکند ولی هر بار با شکست مواجه میشود زمان برادر شوهر پامچال پونه را دوست دارد ولی او از فرهنگ پسری که به او نامه های عاشقانه میدهد خوشش میاید. یک روز فرهنگ زمان را با چاقو میزند و پونه را میدزدد پونه که آبروی خود را بر باد رفته میبیند تسلیم میشود . فرهنگ پونه را به دست بهمن میسپارد ولی بهمن که رئیس یک باند قاچاق مواد مخدر است عاشق پونه میشود و او را به تملک خود در میاورد . ولی بهمن وقتی میفهمد که پونه از او حامله شده او را تا سر حد مرگ کتک میزند و در گوشهٔ خیابان میاندازد . وقتی پونه خوب میشود میفهمد که به دست گروه رقیب افتاده ولی اینبار خودش برای انتقام از بهمن با این باند همکاری میکند . وقتی بهمن میفهمد که پونه زنده است دوباره سعی میکند توجه او را جلب کند ، و در یک مهمانی از زبان فرهنگ میفهمد که زمان زنده است و پونه ………
@Library_Telegram
✍ #فهیمه_سلیمانی
#رمان_ایرانی
پونه با مادر و خواهرش پامچال در فقر و نکبت زندگی میکند مادرش هر بار به امید یافتن پشتوانه محکم با مردی ازدواج میکند ولی هر بار با شکست مواجه میشود زمان برادر شوهر پامچال پونه را دوست دارد ولی او از فرهنگ پسری که به او نامه های عاشقانه میدهد خوشش میاید. یک روز فرهنگ زمان را با چاقو میزند و پونه را میدزدد پونه که آبروی خود را بر باد رفته میبیند تسلیم میشود . فرهنگ پونه را به دست بهمن میسپارد ولی بهمن که رئیس یک باند قاچاق مواد مخدر است عاشق پونه میشود و او را به تملک خود در میاورد . ولی بهمن وقتی میفهمد که پونه از او حامله شده او را تا سر حد مرگ کتک میزند و در گوشهٔ خیابان میاندازد . وقتی پونه خوب میشود میفهمد که به دست گروه رقیب افتاده ولی اینبار خودش برای انتقام از بهمن با این باند همکاری میکند . وقتی بهمن میفهمد که پونه زنده است دوباره سعی میکند توجه او را جلب کند ، و در یک مهمانی از زبان فرهنگ میفهمد که زمان زنده است و پونه ………
@Library_Telegram
👍1
Cheshm Haie Barani.pdf
1.6 MB
📕 چشمهای بارانی
✍ فهیمه سلیمانی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ فهیمه سلیمانی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
👏1
#تلنگر
مادر بزرگ من خدا بیامرز آدم مذهبی بود. هر وقت دلش واسه امام رضا تنگ میشد میگفتم مادربزرگ حالا حتما لازم نیست بری مشهد از همینجا یه سلام بده. اما من واسه تفریح میرفتم شمال اون به من نمیگفت حتما لازم نیست بری شمال همینجا تفریح کن.
وقتی سفره میگرفت وقتی محرم میشد به ﻫﻴﺎت محل برنج و روغن میداد بهش میگفتم اینا همه سیرن پولشو ببر بده به چهارتا آدم محتاج اما وقتی من با دوستام مهمونی میگرفتم اون فقط میگفت مادر مراقب خودت باش.
سالها گذشت تا من فهمیدم آدمها احتیاج دارن سفر برن. احتیاج دارن از زندگی لذت ببرن و لذت بردن برای آدمها متفاوت معنی میشه...
یکی از ﻫﻴﺎت امام حسین لذت میبره یکی از مهمونی رفتن. یکی تو سفر مکه اقناع میشه یکی تو سفر تایلند.
اینا همشون برای من آدمهای محترمی هستن.
سالها گذشت تا من فهمیدم نباید به دلخوشی های آدمها گیر بدهم
چون آدمها با همین دلخوشی ها سختی های زندگی رو تحمل میکنن ...
@Library_Telegram
مادر بزرگ من خدا بیامرز آدم مذهبی بود. هر وقت دلش واسه امام رضا تنگ میشد میگفتم مادربزرگ حالا حتما لازم نیست بری مشهد از همینجا یه سلام بده. اما من واسه تفریح میرفتم شمال اون به من نمیگفت حتما لازم نیست بری شمال همینجا تفریح کن.
وقتی سفره میگرفت وقتی محرم میشد به ﻫﻴﺎت محل برنج و روغن میداد بهش میگفتم اینا همه سیرن پولشو ببر بده به چهارتا آدم محتاج اما وقتی من با دوستام مهمونی میگرفتم اون فقط میگفت مادر مراقب خودت باش.
سالها گذشت تا من فهمیدم آدمها احتیاج دارن سفر برن. احتیاج دارن از زندگی لذت ببرن و لذت بردن برای آدمها متفاوت معنی میشه...
یکی از ﻫﻴﺎت امام حسین لذت میبره یکی از مهمونی رفتن. یکی تو سفر مکه اقناع میشه یکی تو سفر تایلند.
اینا همشون برای من آدمهای محترمی هستن.
سالها گذشت تا من فهمیدم نباید به دلخوشی های آدمها گیر بدهم
چون آدمها با همین دلخوشی ها سختی های زندگی رو تحمل میکنن ...
@Library_Telegram
👍1
#یک_دقیقه_مطالعه
فرض می کنیم، بچه ای لیوانش را بیندازد و بشکند.
در خانواده های آشفته این حادثه ممکن است منجر به سخنرانی ,خوردن سیلی و شاید تبعید کردن بچه با چشمان اشکی به اطاقش شود
ولی در خانواده بالنده ، به احتمال زیاد یک نفر خواهد گفت :
پسرم لیوانت شکست ؟
ببینم انگشتت را هم بریده ای ؟
من برایت یک چسب زخم می آورم، بعد برو جارو بیاور و تکه های شکسته را جمع کن .
خانواده ی بالنده میداند زندگی آدمی و احساسات بشری و تاثیر آن رو ی آینده ی کودک از هر چیز دیگر مهمتر است.
#ويرجينيا_ستير
@Library_Telegram
فرض می کنیم، بچه ای لیوانش را بیندازد و بشکند.
در خانواده های آشفته این حادثه ممکن است منجر به سخنرانی ,خوردن سیلی و شاید تبعید کردن بچه با چشمان اشکی به اطاقش شود
ولی در خانواده بالنده ، به احتمال زیاد یک نفر خواهد گفت :
پسرم لیوانت شکست ؟
ببینم انگشتت را هم بریده ای ؟
من برایت یک چسب زخم می آورم، بعد برو جارو بیاور و تکه های شکسته را جمع کن .
خانواده ی بالنده میداند زندگی آدمی و احساسات بشری و تاثیر آن رو ی آینده ی کودک از هر چیز دیگر مهمتر است.
#ويرجينيا_ستير
@Library_Telegram
👍1
☕️ قطعه ای از کتاب
«مشکل این است که گوسفندها نمی فهمند که هر روز راه تازهای را میپیمایند. درک نمی کنند که چراگاهها عوض می شوند و یا فصلها متفاوت هستند... چون تنها نگران آب و غذایشان هستند.»
و سپس اندیشید: «شاید برای همه ما همینطور باشد. حتا من که از وقتی با دختر بازرگان آشنا شدهام به زنان دیگر فکر نمی کنم.»
📕 کیمیاگر
✍ #پائولو_کوئلیو
@Library_Telegram
«مشکل این است که گوسفندها نمی فهمند که هر روز راه تازهای را میپیمایند. درک نمی کنند که چراگاهها عوض می شوند و یا فصلها متفاوت هستند... چون تنها نگران آب و غذایشان هستند.»
و سپس اندیشید: «شاید برای همه ما همینطور باشد. حتا من که از وقتی با دختر بازرگان آشنا شدهام به زنان دیگر فکر نمی کنم.»
📕 کیمیاگر
✍ #پائولو_کوئلیو
@Library_Telegram
❤1👍1
#اندکی_تٵمل
💠بزرگترین بدبختی ما اینه ڪه شبکه خبر تلویزیون ملی اصلا به روی خودش نمیاره ڪه توی اهواز خبری شده، اما به جاش یه آیتم ۱۰ دقیقهای از برخورد گلوله پلاستیڪی به پای جوان فلسطینی نشون میده.
💠 و بدبختی بزرگتر ما ملت ایران اینه که بعد از ۱۴۰۰ سال هنوز که هنوز بخاطر دعوای خانوادگی یه عده پسرعمو که یکی اون یکی رو زده کشته، میزنیم تو سرمون و میگیم وا مصیبتا که بلاها سر حسین و یارانش اومد اما حتی نمیایم بگیم وا مصیبتا چه بر سرمون اومده که در یک لحظه بیش از سی نفر از هموطنانمون تو اهواز پر پر شدند و دریغ از یک لحظه عذاداری.
مارا چه شده ...
@Library_Telegram
💠بزرگترین بدبختی ما اینه ڪه شبکه خبر تلویزیون ملی اصلا به روی خودش نمیاره ڪه توی اهواز خبری شده، اما به جاش یه آیتم ۱۰ دقیقهای از برخورد گلوله پلاستیڪی به پای جوان فلسطینی نشون میده.
💠 و بدبختی بزرگتر ما ملت ایران اینه که بعد از ۱۴۰۰ سال هنوز که هنوز بخاطر دعوای خانوادگی یه عده پسرعمو که یکی اون یکی رو زده کشته، میزنیم تو سرمون و میگیم وا مصیبتا که بلاها سر حسین و یارانش اومد اما حتی نمیایم بگیم وا مصیبتا چه بر سرمون اومده که در یک لحظه بیش از سی نفر از هموطنانمون تو اهواز پر پر شدند و دریغ از یک لحظه عذاداری.
مارا چه شده ...
@Library_Telegram
#تلنگر
زمين بهشت میشود روزی كه مردم بفهمند:
_ هيچ چيز عيب نيست، جز قضاوت و مسخره كردن ديگران
_ هيچ چيز گناه نيست، جز ضایع کردن حق مردم
_ هيچ چيز ثواب نيست، جز خدمت به ديگران
_ هيچكس اسطوره نيست، الا در مهربانى و انسانيت
_ هيچ چيز جاودانه نمیماند، جز عشق
_ هيچ چيز ماندگار نيست، جز خوبى ...
#پائولو_کوئلیو
@Library_Telegram
زمين بهشت میشود روزی كه مردم بفهمند:
_ هيچ چيز عيب نيست، جز قضاوت و مسخره كردن ديگران
_ هيچ چيز گناه نيست، جز ضایع کردن حق مردم
_ هيچ چيز ثواب نيست، جز خدمت به ديگران
_ هيچكس اسطوره نيست، الا در مهربانى و انسانيت
_ هيچ چيز جاودانه نمیماند، جز عشق
_ هيچ چيز ماندگار نيست، جز خوبى ...
#پائولو_کوئلیو
@Library_Telegram
#داستانک
#قهوه_شور
جوون قصه ما، دختر رو تو یک مهمونی ملاقات کرد. دختر خیلی برجسته بود و خیلی از پسرها بهش توجه داشتن و این در حالی بود که پسر کاملا معمولی بود و هیچ دختری بهش توجه نمی کرد. آخر مهمونی، دختر رو به نوشیدن یک قهوه دعوت کرد. دختر شگفت زده شد اما از روی ادب، دعوتش رو قبول کرد.
توی یک کافی شاپ نشستند. پسر عصبی تر از اون بود که چیزی بگه، دختر احساس راحتی نداشت و با خودش فکر می کرد که بگه: خواهش می کنم اجازه بده برم خونه… یکدفعه پسر پیش خدمت رو صدا کرد: میشه لطفا یک کم نمک برام بیاری؟ می خوام بریزم تو قهوه ام. همه بهش خیره شدند. خیلی عجیب بود! چهره ش قرمز شد اما اون نمک رو ریخت توی قهوه ش و اونو سرکشید.
دختر با کنجکاوی پرسید: چرا این کار رو می کنی؟ پسر پاسخ داد: وقتی پسر بچه کوچیکی بودم، نزدیک دریا زندگی می کردیم؛ بازی تو دریا رو دوست داشتم. می تونستم مزه دریا رو بچشم مثل مزه قهوه نمکی. حالا هر وقت قهوه نمکی می خورم به یاد بچگی م می افتم... زادگاهم، برای شهرمون خیلی دلم تنگ میشه، برای والدینم که هنوز اونجا زندگی می کنند.
همینطور که صحبت می کرد، اشک از گونه هاش سرازیر شد. دختر شدیدا تحت تاثیر قرار گرفت. یک احساس واقعی از ته قلبش. مردی که می تونه دلتنگیش رو به زبون بیاره، اون باید مردی باشه که عاشق خونوادشه... همُّ و غمش خونوادشه و نسبت به خونوادش مسئولیت پذیره… بعد دختر شروع به صحبت کرد، در مورد زادگاهش، دوران بچگیش و خونوادش.
مکالمه خوبی بود، شروع خوبی هم بود. اونها ادامه دادند به قرار گذاشتن. دختر متوجه شد در واقع اون مردیه که تمام انتظاراتش رو برآورده می کنه؛ خوش قلبه، خونگرمه و دقیق. اون اینقدر خوبه که مدام دلش براش تنگ میشه! ممنون از قهوه نمکی! بعد، قصه مثل تمام داستانهای عشقی زیبا شد.
پرنسس با پرنس ازدواج کرد و با هم در کمال خوشبختی زندگی می کردند… هر وقت می خواست قهوه براش درست کنه یک مقدار نمک هم داخلش می ریخت، چون می دونست که با اینکار حال می کنه.
بعد از چهل سال که مرد در گذشت، یک نامه برای زن گذاشت: عزیزترینم! لطفا منو ببخش، منو برای بزرگترین دروغ زندگیم ببخش. این تنها دروغی بود که به تو گفتم، قهوه نمکی... یادت میاد اولین قرارمون رو؟ من اون موقع خیلی استرس داشتم... در واقع یک کم شکر می خواستم اما هول کردم و گفتم نمک.
برام سخت بود حرفم رو عوض کنم. بنابراین ادامه دادم. هرگز فکر نمی کردم این شروع ارتباطمون باشه! خیلی وقت ها تلاش کردم تا حقیقت رو بهت بگم، اما ترسیدم، چون بهت قول داده بودم که به هیچ وجه بهت دروغ نگم… حالا که من دارم می میرم و دلم می خواد واقعیت رو بهت بگم... من قهوه نمکی رو دوست ندارم... چون خیلی بدمزه اس...
من در تمام زندگیم قهوه نمکی خوردم! چون با تو آشنا شدم... هرگز برای چیزی تاسف نمی خورم چون این کار رو برای تو کردم. تو رو داشتن، بزرگترین خوشبختی زندگی من بوده. اگر یک بار دیگر بتونم زندگی کنم هنوز می خوام با تو آشنا بشم و تو رو برای کل زندگی ام داشته باشم حتی اگه مجبور باشم دوباره قهوه نمکی بخورم.
اشک های زن، کل نامه رو خیس کرد. یه روز، یه نفر ازش پرسید: مزه قهوه نمکی چطوره؟ اون جواب داد: شیرینِ شیرین...
@Library_Telegram
#قهوه_شور
جوون قصه ما، دختر رو تو یک مهمونی ملاقات کرد. دختر خیلی برجسته بود و خیلی از پسرها بهش توجه داشتن و این در حالی بود که پسر کاملا معمولی بود و هیچ دختری بهش توجه نمی کرد. آخر مهمونی، دختر رو به نوشیدن یک قهوه دعوت کرد. دختر شگفت زده شد اما از روی ادب، دعوتش رو قبول کرد.
توی یک کافی شاپ نشستند. پسر عصبی تر از اون بود که چیزی بگه، دختر احساس راحتی نداشت و با خودش فکر می کرد که بگه: خواهش می کنم اجازه بده برم خونه… یکدفعه پسر پیش خدمت رو صدا کرد: میشه لطفا یک کم نمک برام بیاری؟ می خوام بریزم تو قهوه ام. همه بهش خیره شدند. خیلی عجیب بود! چهره ش قرمز شد اما اون نمک رو ریخت توی قهوه ش و اونو سرکشید.
دختر با کنجکاوی پرسید: چرا این کار رو می کنی؟ پسر پاسخ داد: وقتی پسر بچه کوچیکی بودم، نزدیک دریا زندگی می کردیم؛ بازی تو دریا رو دوست داشتم. می تونستم مزه دریا رو بچشم مثل مزه قهوه نمکی. حالا هر وقت قهوه نمکی می خورم به یاد بچگی م می افتم... زادگاهم، برای شهرمون خیلی دلم تنگ میشه، برای والدینم که هنوز اونجا زندگی می کنند.
همینطور که صحبت می کرد، اشک از گونه هاش سرازیر شد. دختر شدیدا تحت تاثیر قرار گرفت. یک احساس واقعی از ته قلبش. مردی که می تونه دلتنگیش رو به زبون بیاره، اون باید مردی باشه که عاشق خونوادشه... همُّ و غمش خونوادشه و نسبت به خونوادش مسئولیت پذیره… بعد دختر شروع به صحبت کرد، در مورد زادگاهش، دوران بچگیش و خونوادش.
مکالمه خوبی بود، شروع خوبی هم بود. اونها ادامه دادند به قرار گذاشتن. دختر متوجه شد در واقع اون مردیه که تمام انتظاراتش رو برآورده می کنه؛ خوش قلبه، خونگرمه و دقیق. اون اینقدر خوبه که مدام دلش براش تنگ میشه! ممنون از قهوه نمکی! بعد، قصه مثل تمام داستانهای عشقی زیبا شد.
پرنسس با پرنس ازدواج کرد و با هم در کمال خوشبختی زندگی می کردند… هر وقت می خواست قهوه براش درست کنه یک مقدار نمک هم داخلش می ریخت، چون می دونست که با اینکار حال می کنه.
بعد از چهل سال که مرد در گذشت، یک نامه برای زن گذاشت: عزیزترینم! لطفا منو ببخش، منو برای بزرگترین دروغ زندگیم ببخش. این تنها دروغی بود که به تو گفتم، قهوه نمکی... یادت میاد اولین قرارمون رو؟ من اون موقع خیلی استرس داشتم... در واقع یک کم شکر می خواستم اما هول کردم و گفتم نمک.
برام سخت بود حرفم رو عوض کنم. بنابراین ادامه دادم. هرگز فکر نمی کردم این شروع ارتباطمون باشه! خیلی وقت ها تلاش کردم تا حقیقت رو بهت بگم، اما ترسیدم، چون بهت قول داده بودم که به هیچ وجه بهت دروغ نگم… حالا که من دارم می میرم و دلم می خواد واقعیت رو بهت بگم... من قهوه نمکی رو دوست ندارم... چون خیلی بدمزه اس...
من در تمام زندگیم قهوه نمکی خوردم! چون با تو آشنا شدم... هرگز برای چیزی تاسف نمی خورم چون این کار رو برای تو کردم. تو رو داشتن، بزرگترین خوشبختی زندگی من بوده. اگر یک بار دیگر بتونم زندگی کنم هنوز می خوام با تو آشنا بشم و تو رو برای کل زندگی ام داشته باشم حتی اگه مجبور باشم دوباره قهوه نمکی بخورم.
اشک های زن، کل نامه رو خیس کرد. یه روز، یه نفر ازش پرسید: مزه قهوه نمکی چطوره؟ اون جواب داد: شیرینِ شیرین...
@Library_Telegram
👍1
Forwarded from موسیقی اصیل ایرانی
به بهانه تولد استاد محمدرضا شجریان👇
اول مهر زادروز استاد شجریان گرامی باد.
💠💠💠
کانال موسیقی اصیل ایرانی
@Original_IR_Music
اول مهر زادروز استاد شجریان گرامی باد.
💠💠💠
کانال موسیقی اصیل ایرانی
@Original_IR_Music