💟اپلیکیشن واژه یاب (نسخه اندروید)
در این نسخه از اپلیکیشن واژهیاب، لغتنامههای زیر موجود است:
فرهنگ ها
- لغتنامه دهخدا
- فرهنگ فارسی معین
- فرهنگ فارسی عمید
- فرهنگ واژگان مترادف و متضاد
- واژههای مصوب فرهنگستان
- فرهنگ واژههای سره
- واژهنامه آزاد
- اصطلاحات عامیانه
- فرهنگ نامها
گویش ها
- لهجه و گویش اصفهانی
- لهجه و گویش بختیاری
- لهجه و گویش دزفولی
- لهجه و گویش مازنی
دیکشنری ها
- دیکشنری انگلیسی به فارسی
- دیکشنری فارسی به انگلیسی
- دیکشنری عربی به فارسی
- دیکشنری فارسی به عربی
دوستانی که سیستمعامل اندروید دارند میتوانند برنامه را در پست بعدی دریافت نمایند:
👇
@Library_Telegram
در این نسخه از اپلیکیشن واژهیاب، لغتنامههای زیر موجود است:
فرهنگ ها
- لغتنامه دهخدا
- فرهنگ فارسی معین
- فرهنگ فارسی عمید
- فرهنگ واژگان مترادف و متضاد
- واژههای مصوب فرهنگستان
- فرهنگ واژههای سره
- واژهنامه آزاد
- اصطلاحات عامیانه
- فرهنگ نامها
گویش ها
- لهجه و گویش اصفهانی
- لهجه و گویش بختیاری
- لهجه و گویش دزفولی
- لهجه و گویش مازنی
دیکشنری ها
- دیکشنری انگلیسی به فارسی
- دیکشنری فارسی به انگلیسی
- دیکشنری عربی به فارسی
- دیکشنری فارسی به عربی
دوستانی که سیستمعامل اندروید دارند میتوانند برنامه را در پست بعدی دریافت نمایند:
👇
@Library_Telegram
👍1
com.vajehyab.app-2.apk
14 MB
اپلیکیشن واژه یاب
نسخه اندروید
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
نسخه اندروید
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
☕️ قطعه ای از کتاب
برای من لحظه مشخصی برای کشف حقیقت نبوده و هیچ چیز بخصوصی ناگهان الهام بخش من نشده، بلکه فقط مجموعه ای منظم از هزاران مورد بی حرمتی، هزاران مورد خرد شدن شخصیت و هزاران مورد لحظه از یاد رفته مرا به خشم می آورد، شورشی می کرد و این خواسته را در من تقویت می کرد که با سیستمی که مردم مرا اسیر خود کرده مبارزه کنم.
هیچ روز بخصوصی وجود نداشته که در آن روز گفته باشم از امروز به بعد زندگی خود را وقف آزادی مردم می کنم، بلکه فقط پی بردم که در حال مبارزه هستم و جز این نمی توانم کار دیگری انجام دهم!
📕 راه دشوار آزادی
✍ نلسون ماندلا
@Library_Telegram
برای من لحظه مشخصی برای کشف حقیقت نبوده و هیچ چیز بخصوصی ناگهان الهام بخش من نشده، بلکه فقط مجموعه ای منظم از هزاران مورد بی حرمتی، هزاران مورد خرد شدن شخصیت و هزاران مورد لحظه از یاد رفته مرا به خشم می آورد، شورشی می کرد و این خواسته را در من تقویت می کرد که با سیستمی که مردم مرا اسیر خود کرده مبارزه کنم.
هیچ روز بخصوصی وجود نداشته که در آن روز گفته باشم از امروز به بعد زندگی خود را وقف آزادی مردم می کنم، بلکه فقط پی بردم که در حال مبارزه هستم و جز این نمی توانم کار دیگری انجام دهم!
📕 راه دشوار آزادی
✍ نلسون ماندلا
@Library_Telegram
☕️ قطعه ای از کتاب
اگر کسی به رستوران بیاید و به شما پیشنهاد دهد که در ازای دادن یک پیتزا به شما، در باقی عمر از شما سوء استفاده کند، به او خواهید خندید.
اما اگر شما در خیابان زندگی می کردید و روزهای متوالی چیزی نخورده بودید و شخصی با این پیشنهاد به نزد شما می آمد، این پیشنهاد برای شما قابل توجه بود.
ما در زندگی، همانقدر که به خود بها و ارزش می دهیم، ارزش داریم. در این صورت، هیچکس به اندازه ی خود شما نمی تواند از شما سوء استفاده کند...
📕 زندگی خود را در هفت روز تغییر دهيد
✍ #پل_مکنا
@Library_Telegram
اگر کسی به رستوران بیاید و به شما پیشنهاد دهد که در ازای دادن یک پیتزا به شما، در باقی عمر از شما سوء استفاده کند، به او خواهید خندید.
اما اگر شما در خیابان زندگی می کردید و روزهای متوالی چیزی نخورده بودید و شخصی با این پیشنهاد به نزد شما می آمد، این پیشنهاد برای شما قابل توجه بود.
ما در زندگی، همانقدر که به خود بها و ارزش می دهیم، ارزش داریم. در این صورت، هیچکس به اندازه ی خود شما نمی تواند از شما سوء استفاده کند...
📕 زندگی خود را در هفت روز تغییر دهيد
✍ #پل_مکنا
@Library_Telegram
📕 تصوف ایرانی
✍️ دکتر عبدالحسین زرین کوب
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍️ دکتر عبدالحسین زرین کوب
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
تصوف ایرانی.زرینکوب.pdf
5.9 MB
📕 تصوف ایرانی
✍️ دکتر عبدالحسین زرین کوب
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍️ دکتر عبدالحسین زرین کوب
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
❤1
nezam10-94.pdf
4.2 MB
📕 نظام کائنات در قرآن ، افسانه یا اعجاز علمی #ممنوعه
✍ س بینا
⚡️این کتاب را بخوانید و به اشتراک بگذارید.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ س بینا
⚡️این کتاب را بخوانید و به اشتراک بگذارید.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
👍1
🔴 «این خودکامهها» (✍️: فریبا صفرینژاد)
شد سياه از ظلم و درد و تيره روزی جامهها
جز تعفن نيست بویی در مشام شامهها
علم و عشق و عقل، شد قربانیِ مُشتی كلاغ
واعظانی بیخرد بر مسندِ علامهها
يا به پای منبر و... يا پایِ منقل دلخوشيم!
چشم و گوش و هوشمان مدهوشِ اين برنامهها
جاممان از شوكران لبريز، اما بيش از اين
كاممان را تلخ میخواهند اين خودكامهها
در پیِ «اصلاح»، بايد تيشه را بر ريشه زد
نيست تدبير و اميدی پشت اين عمامهها
💠 پ.ن: امروز مطلع شدم که یکی از غارتشدگان مؤسسات مالی، در تجمع غارت شدگان بر اثر سکته درگذشت.
@Library_Telegram
شد سياه از ظلم و درد و تيره روزی جامهها
جز تعفن نيست بویی در مشام شامهها
علم و عشق و عقل، شد قربانیِ مُشتی كلاغ
واعظانی بیخرد بر مسندِ علامهها
يا به پای منبر و... يا پایِ منقل دلخوشيم!
چشم و گوش و هوشمان مدهوشِ اين برنامهها
جاممان از شوكران لبريز، اما بيش از اين
كاممان را تلخ میخواهند اين خودكامهها
در پیِ «اصلاح»، بايد تيشه را بر ريشه زد
نيست تدبير و اميدی پشت اين عمامهها
💠 پ.ن: امروز مطلع شدم که یکی از غارتشدگان مؤسسات مالی، در تجمع غارت شدگان بر اثر سکته درگذشت.
@Library_Telegram
افسانه بی سوادیِ محمد ویرایش اول.pdf
5.1 MB
📕 افسانه بی سوادی محمد #ممنوعه
✍ آبد برهان
⚡️این کتاب را بخوانید و به اشتراک بگذارید.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ آبد برهان
⚡️این کتاب را بخوانید و به اشتراک بگذارید.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
👍1
#یاسر_قنبرلو
تشدید روی صـاد، تاکید روی سین
انـبـوه ِاسکناس، پشت ستون دین
ما خوب بوده ایم، امروز را نبین
ما را کشیدهاند، در ضای ضـالـیـن ...
برخی بدون کَس، برخی کَسان شدند
بعضی درختها، خار و خسان شدند
یک عده بیخیال، بـعـد از هـزار سال
یکبـاره وارد ِ دلـواپـسـان شدند ...
دلها نمردهاند، اما شکستهاند
درها به رویشان، دیوار بستهاند
چون ایستادهاند، تنها نشستهاند
از حَصرها به بعد مردم دو دستهاند
یک عده با خزر، یک عده با خلیج
یک عده توی صف، یک عده در بسیج
یک عده شرمسار، یک عده گیج ِگیج
ما در کجایِ کار ؟؟ ما هیچ ما هویج ...
یک ماه پشت ابر، یک ابر پشت ماه
یک عده خر شدند، یک عده سر به راه
یک عده یک نواخت، یک عده راه راه
ما نیز طعمۀ خرگوش در کلاه ...
ما زخمهای ِ چسب، بر انتقادها
ما چسبهای ِ زخم، بر اعتقادها
ما بادهای هرز، ما حزب بادها
ما خوب بودهایم، امروز را نبین
ما را کشیدهاند، در ضای ضـالـیـن ...
@Library_Telegram
تشدید روی صـاد، تاکید روی سین
انـبـوه ِاسکناس، پشت ستون دین
ما خوب بوده ایم، امروز را نبین
ما را کشیدهاند، در ضای ضـالـیـن ...
برخی بدون کَس، برخی کَسان شدند
بعضی درختها، خار و خسان شدند
یک عده بیخیال، بـعـد از هـزار سال
یکبـاره وارد ِ دلـواپـسـان شدند ...
دلها نمردهاند، اما شکستهاند
درها به رویشان، دیوار بستهاند
چون ایستادهاند، تنها نشستهاند
از حَصرها به بعد مردم دو دستهاند
یک عده با خزر، یک عده با خلیج
یک عده توی صف، یک عده در بسیج
یک عده شرمسار، یک عده گیج ِگیج
ما در کجایِ کار ؟؟ ما هیچ ما هویج ...
یک ماه پشت ابر، یک ابر پشت ماه
یک عده خر شدند، یک عده سر به راه
یک عده یک نواخت، یک عده راه راه
ما نیز طعمۀ خرگوش در کلاه ...
ما زخمهای ِ چسب، بر انتقادها
ما چسبهای ِ زخم، بر اعتقادها
ما بادهای هرز، ما حزب بادها
ما خوب بودهایم، امروز را نبین
ما را کشیدهاند، در ضای ضـالـیـن ...
@Library_Telegram
❤1
📕 شیرین ترین رویاها
✍ دوریس لسینگ
🔃 اسماعیل قهرمانی پور
💠یک داستان خانوادگی وتعقیب سرنوشت های مختلف . فرانسیس زنی هست که از شوهرش جدا شده و همراه با مادرشوهر و دو پسرش در خانه بزرگی زندگی می کند . دوستان فرزندانش که تعداد زیادی نیز هستند و همچنین به مرور زمان افراد دیگری ساکن این خانواده می شوند و روند زندگی و سرنوشتشون بررسی می شود. دوریس لسینگ در بیست و چهارمین رمان خود به نام «شیرینترین رویاها»، از ماجراهای خانوادگی سخن میگوید و روابط جدا نشدنی این افراد را در کنار هم روایت میکند.
💠رمانی که بسیاری از منتقدان آن را آینهای تمام نما از تاریخ زندگی انسانهای امروزی میدانند و معتقدند شخصیتهای آن به سختی از ذهن مخاطب خارج میشوند. شخصیتهایی خوب یا بد، که زندگیشان به شدت تحت تاثیرجنگ وفضای آن قرارگرفته است.دوریس لسینگ در رمان «شیرینترین رویاها»، به تجربیات گذشته خود باز میگردد و زندگی مردم را در شهر لندن و یک کشور فرضی آفریقایی مرور میکند؛ کشوری به نام «زیملیا» که برخی از منتقدان بر این باورند لسینگ با انتخاب چنین مکانی در داستانش، به کشور زیمباوه و وقایع داخلی آن اشاره میکند.
💠«شیرینترین رویاها» داستانی طولانی است که بدون توقف روایت میشود و نویسنده، کتاب را به فصلهای گوناگون تقسیم نکرده است. رمانی که شاید بتوان آن را فاقد موضوعی خاص دانست، اما لسینگ در این اثر با تمرکز بر نیازهای اعضای خانواده و با بهرهگیری از دیالوگهای زیاد در طول داستان و تکیه به نثر خود، کاری کرده که «شیرینترین رویاها» جذاب و خواندنی شود.
@Library_Telegram
✍ دوریس لسینگ
🔃 اسماعیل قهرمانی پور
💠یک داستان خانوادگی وتعقیب سرنوشت های مختلف . فرانسیس زنی هست که از شوهرش جدا شده و همراه با مادرشوهر و دو پسرش در خانه بزرگی زندگی می کند . دوستان فرزندانش که تعداد زیادی نیز هستند و همچنین به مرور زمان افراد دیگری ساکن این خانواده می شوند و روند زندگی و سرنوشتشون بررسی می شود. دوریس لسینگ در بیست و چهارمین رمان خود به نام «شیرینترین رویاها»، از ماجراهای خانوادگی سخن میگوید و روابط جدا نشدنی این افراد را در کنار هم روایت میکند.
💠رمانی که بسیاری از منتقدان آن را آینهای تمام نما از تاریخ زندگی انسانهای امروزی میدانند و معتقدند شخصیتهای آن به سختی از ذهن مخاطب خارج میشوند. شخصیتهایی خوب یا بد، که زندگیشان به شدت تحت تاثیرجنگ وفضای آن قرارگرفته است.دوریس لسینگ در رمان «شیرینترین رویاها»، به تجربیات گذشته خود باز میگردد و زندگی مردم را در شهر لندن و یک کشور فرضی آفریقایی مرور میکند؛ کشوری به نام «زیملیا» که برخی از منتقدان بر این باورند لسینگ با انتخاب چنین مکانی در داستانش، به کشور زیمباوه و وقایع داخلی آن اشاره میکند.
💠«شیرینترین رویاها» داستانی طولانی است که بدون توقف روایت میشود و نویسنده، کتاب را به فصلهای گوناگون تقسیم نکرده است. رمانی که شاید بتوان آن را فاقد موضوعی خاص دانست، اما لسینگ در این اثر با تمرکز بر نیازهای اعضای خانواده و با بهرهگیری از دیالوگهای زیاد در طول داستان و تکیه به نثر خود، کاری کرده که «شیرینترین رویاها» جذاب و خواندنی شود.
@Library_Telegram
☕️ قطعه ای از کتاب
در پنجمین سالی که به استخدام سازمان برنامه و بودجه درآمده بودم، دولت وقت تصمیم گرفت برای خانوارها کوپن ارزاق صادر کند.
جنگ جهانی به پایان رسیده بود اما کمبود ارزاق و فقر در کشور هنوز شدت داشت. من به همراه یک کارمند مامور شدم در ناحیه طالقان آمارگیری کنم و لیست ساکنان همه دهات را ثبت نمایم.
در یک روستا کدخدا طبق وظیفه اش ما را همراهی می نمود.
به امامزاده ای رسیدیم با بنایی کوچک و گنبدی سبز رنگ که مورد احترام اهالی بود و یک چشمه باصفا به صورت دریاچه ای به وسعت صدمتر مربع مقابل امامزاده به چشم می خورد.
مقابل چشمه ایستادیم که دیدم درون آب چشمه ماهی های درشت و سرحال شنا می کنند. ماهی کپور آنچنان فراوان بود که ضمن شنا با هم برخورد می کردند.
کدخدا مرد پنجاه ساله دانا و موقری بود ، گفت : آقای قاضی، این ماهی ها متعلق به این امامزاده هستند و کسی جرات صید آنان را ندارد.چند سال پیش گربه ای قصد شکار بچه ماهی ها را داشت که در دم به شکل سنگ درآمد، آنجاست ببینید.
سنگی را در دامنه کوه و نزدیک چشمه نشان داد که به نظرم چندان شبیه گربه نبود.
اما کدخدا آنچنان عاقل و چیزفهم بود که حرفش را پذیرفتم. چند نفر از اهل ده همراهمان شده بودند که سر تکان دادند و چیزهایی در تائید این ماجرای شگفت انگیز گفتند.
شب ناچار بودیم جایی اتراق کنیم. به دعوت کدخدا به خانه اش رفتیم. سفره شام را پهن کردند و در کنار دیسهای معطر برنج شمال، دو ماهی کپور درشت و سرخ شده هم گذاشتند.
ضمن صرف غذا گفتم : کدخدا ماهی به این لذیذی را چطور تهیه می کنید؟ به شمال که دسترسی ندارید. به سادگی گفت : ماهی های همان چشمه امامزاده هستند !! لقمه غذا در گلویم گیر کرد.
حال مرا که دید قهقه ای سر داد و مفصل خندید و گفت : نکند داستان سنگ شدن و ممنوعیت و اینها را باور کردید؟!
من از جوانی که مسئول اداره ده شدم اگر چنین داستانی خلق نمی کردم که تا به حال مردم ریشه ماهی را از آن چشمه بیرون آورده بودند. یک جوری لازم بود بترسند و پنهانی ماهی صید نکنند.
در چهره کدخدا ، روح همه حاکمان مشرق زمین را در طول تاریخ می دیدم.
مردانی که سوار بر ترس و جهل مردم حکومت کرده بودند و هرگز گامی در راه تربیت و آگاهی رعیت برنداشته بودند.
حاکمانی که خود کوچکترین اعتقادی به آنچه می گفتند نداشتند و انسانها را قابل تربیت و آگاهی نمی دانستند.
📕 از خاطرات یک مترجم
✍ #محمد_قاضی
@Library_Telegram
در پنجمین سالی که به استخدام سازمان برنامه و بودجه درآمده بودم، دولت وقت تصمیم گرفت برای خانوارها کوپن ارزاق صادر کند.
جنگ جهانی به پایان رسیده بود اما کمبود ارزاق و فقر در کشور هنوز شدت داشت. من به همراه یک کارمند مامور شدم در ناحیه طالقان آمارگیری کنم و لیست ساکنان همه دهات را ثبت نمایم.
در یک روستا کدخدا طبق وظیفه اش ما را همراهی می نمود.
به امامزاده ای رسیدیم با بنایی کوچک و گنبدی سبز رنگ که مورد احترام اهالی بود و یک چشمه باصفا به صورت دریاچه ای به وسعت صدمتر مربع مقابل امامزاده به چشم می خورد.
مقابل چشمه ایستادیم که دیدم درون آب چشمه ماهی های درشت و سرحال شنا می کنند. ماهی کپور آنچنان فراوان بود که ضمن شنا با هم برخورد می کردند.
کدخدا مرد پنجاه ساله دانا و موقری بود ، گفت : آقای قاضی، این ماهی ها متعلق به این امامزاده هستند و کسی جرات صید آنان را ندارد.چند سال پیش گربه ای قصد شکار بچه ماهی ها را داشت که در دم به شکل سنگ درآمد، آنجاست ببینید.
سنگی را در دامنه کوه و نزدیک چشمه نشان داد که به نظرم چندان شبیه گربه نبود.
اما کدخدا آنچنان عاقل و چیزفهم بود که حرفش را پذیرفتم. چند نفر از اهل ده همراهمان شده بودند که سر تکان دادند و چیزهایی در تائید این ماجرای شگفت انگیز گفتند.
شب ناچار بودیم جایی اتراق کنیم. به دعوت کدخدا به خانه اش رفتیم. سفره شام را پهن کردند و در کنار دیسهای معطر برنج شمال، دو ماهی کپور درشت و سرخ شده هم گذاشتند.
ضمن صرف غذا گفتم : کدخدا ماهی به این لذیذی را چطور تهیه می کنید؟ به شمال که دسترسی ندارید. به سادگی گفت : ماهی های همان چشمه امامزاده هستند !! لقمه غذا در گلویم گیر کرد.
حال مرا که دید قهقه ای سر داد و مفصل خندید و گفت : نکند داستان سنگ شدن و ممنوعیت و اینها را باور کردید؟!
من از جوانی که مسئول اداره ده شدم اگر چنین داستانی خلق نمی کردم که تا به حال مردم ریشه ماهی را از آن چشمه بیرون آورده بودند. یک جوری لازم بود بترسند و پنهانی ماهی صید نکنند.
در چهره کدخدا ، روح همه حاکمان مشرق زمین را در طول تاریخ می دیدم.
مردانی که سوار بر ترس و جهل مردم حکومت کرده بودند و هرگز گامی در راه تربیت و آگاهی رعیت برنداشته بودند.
حاکمانی که خود کوچکترین اعتقادی به آنچه می گفتند نداشتند و انسانها را قابل تربیت و آگاهی نمی دانستند.
📕 از خاطرات یک مترجم
✍ #محمد_قاضی
@Library_Telegram
☕️ قطعه ای از کتاب
شما مردم را گرسنه نگاه داشتهاید و آنها را از هم جدا کردهاید تا عصیان و شورششان را از بین ببرید.
شما آنها را ضعیف و درمانده میکنید و وحشیانه نیروی آنها را میبلعید و اوقاتشان را مشغول میکنید تا از وحشت نه جوشش بکنند و نه مجالی برای جوشش داشته باشند.
️آنها در یک جای ایستادهاند و درجا میزنند ؛ راضی باشید ! علیرغم جمعیتی که دارند تنها هستند . من هم تنها هستم . همه ما تنها هستیم!
زیرا دیگران ترسو و ذلیل هستند ️ولی با وجود تنهایی و اسارت، با وجود آن که مانند آنها خوار و پست شدهام ، به شما اعلام میکنم که شما هیچ نیستید و این که این قدرتی که تا چشم کار میکند، گسترش دارد و تا اعماق آسمان را به سیاهی و تاریکی کشانده است چیزی نیست مگر سایه کوچکی که به روی قطعه خاکی سنگینی میکند و بر اثر بادی خشمگین نابود میشود!
📕 حکومت نظامی
✍ آ آلبر کامو
@Library_Telegram
شما مردم را گرسنه نگاه داشتهاید و آنها را از هم جدا کردهاید تا عصیان و شورششان را از بین ببرید.
شما آنها را ضعیف و درمانده میکنید و وحشیانه نیروی آنها را میبلعید و اوقاتشان را مشغول میکنید تا از وحشت نه جوشش بکنند و نه مجالی برای جوشش داشته باشند.
️آنها در یک جای ایستادهاند و درجا میزنند ؛ راضی باشید ! علیرغم جمعیتی که دارند تنها هستند . من هم تنها هستم . همه ما تنها هستیم!
زیرا دیگران ترسو و ذلیل هستند ️ولی با وجود تنهایی و اسارت، با وجود آن که مانند آنها خوار و پست شدهام ، به شما اعلام میکنم که شما هیچ نیستید و این که این قدرتی که تا چشم کار میکند، گسترش دارد و تا اعماق آسمان را به سیاهی و تاریکی کشانده است چیزی نیست مگر سایه کوچکی که به روی قطعه خاکی سنگینی میکند و بر اثر بادی خشمگین نابود میشود!
📕 حکومت نظامی
✍ آ آلبر کامو
@Library_Telegram
#تلنگر
من اکثر اوقات که در مسیر دانشگاه و خانه تردد میکردم، از بقالی (سوپر مارکت) که تو مسیرم بود و خانمی در آن فروشنده بود کاکائو به قیمت ۵۰ سنت میخریدم و به مسیر خودم ادامه می دادم .
در یکی از روزها قیمت جدیدی برای همان نوع از کاکائو که بر روی آن ۶۰ سنت نوشته شده بود در قفسه دیگری قرار داده بودند توجه مرا به خود جلب کرد
برای من جای تعجب داشت و از او پرسیدم آیا فرقی بین این دو رقم جنس وجود دارد؟
در پاسخ ، به من گفت :
نه، همان نوع و همان کیفیت است !!
پس دلیل چیست؟!
چرا قیمت کاکائو در قفسه ای ۵۰ و در دیگری به قیمت ۶۰ به فروش می رسد؟
در پاسخ به من گفت :
به تازگی در کشور نیجریه، که کاکائو برای ما صادر میکرد
اتفاق جدیدی رخ داده که همراه با افزایش قیمت کاکائو برای ما بود
این جنس جدید قیمت فروش اش ۶۰ سنت و قبلی را چون قبلا خریدیم همان ۵۰ سنت است.
به او گفتم با این وضعیت کسی از شما جنس جدید خرید نمی کند تا زمانی که جنس قبل کامل به فروش نرود.
او گفت: بله، من می دانم
من به او گفتم: بیا یه کاری بکن همه جنس ها را قاطی کن و با قیمت جدید بفروش با این کار کسی نمی تواند متوجه شود و جنس قدیم از جنس جدید را تشخیص دهد.
در پاسخ در گوشی به من گفت : مگه شما دزدید؟؟
شگفت زده شدم از آنچه او به من گفت
و مسیر خودم را پیش گرفتم و رفتم
در حالی که همیشه این سوال در گوش من تکرار می شود
و ذهن مرا در گیر کرده است که :
آیا من دزدم ؟؟!!
این چه اخلاق و کرداری است؟!
@Library_Telegram
من اکثر اوقات که در مسیر دانشگاه و خانه تردد میکردم، از بقالی (سوپر مارکت) که تو مسیرم بود و خانمی در آن فروشنده بود کاکائو به قیمت ۵۰ سنت میخریدم و به مسیر خودم ادامه می دادم .
در یکی از روزها قیمت جدیدی برای همان نوع از کاکائو که بر روی آن ۶۰ سنت نوشته شده بود در قفسه دیگری قرار داده بودند توجه مرا به خود جلب کرد
برای من جای تعجب داشت و از او پرسیدم آیا فرقی بین این دو رقم جنس وجود دارد؟
در پاسخ ، به من گفت :
نه، همان نوع و همان کیفیت است !!
پس دلیل چیست؟!
چرا قیمت کاکائو در قفسه ای ۵۰ و در دیگری به قیمت ۶۰ به فروش می رسد؟
در پاسخ به من گفت :
به تازگی در کشور نیجریه، که کاکائو برای ما صادر میکرد
اتفاق جدیدی رخ داده که همراه با افزایش قیمت کاکائو برای ما بود
این جنس جدید قیمت فروش اش ۶۰ سنت و قبلی را چون قبلا خریدیم همان ۵۰ سنت است.
به او گفتم با این وضعیت کسی از شما جنس جدید خرید نمی کند تا زمانی که جنس قبل کامل به فروش نرود.
او گفت: بله، من می دانم
من به او گفتم: بیا یه کاری بکن همه جنس ها را قاطی کن و با قیمت جدید بفروش با این کار کسی نمی تواند متوجه شود و جنس قدیم از جنس جدید را تشخیص دهد.
در پاسخ در گوشی به من گفت : مگه شما دزدید؟؟
شگفت زده شدم از آنچه او به من گفت
و مسیر خودم را پیش گرفتم و رفتم
در حالی که همیشه این سوال در گوش من تکرار می شود
و ذهن مرا در گیر کرده است که :
آیا من دزدم ؟؟!!
این چه اخلاق و کرداری است؟!
@Library_Telegram
☕️ قطعه ای از کتاب
تو راه غلطی را پیش گرفته ای. زندگی چیز باشکوهی است. حتی اگر عاشق هم نباشی. حتی اگر لکوموتیوران باشی.
تنها چیزی که توی آن شادی وجود ندارد اینست که مردم شریف باید ازیک مشت خوک- از یک مشت دزد و ابله فرمان ببرند. ولی زندگی را برای اینها نساخته اند. بالاخره عمرشان بسر می آید. درست مثل یک زخم که نمی تواند روی یک بدن سالم دوام بیاورد. این دیگر فرمان نظامی نیست که نشود تغییرش داد.
📕 نمایشنامه انگل (#خرده_بورژواها)
✍ ماکسیم گورکی
@Library_Telegram
تو راه غلطی را پیش گرفته ای. زندگی چیز باشکوهی است. حتی اگر عاشق هم نباشی. حتی اگر لکوموتیوران باشی.
تنها چیزی که توی آن شادی وجود ندارد اینست که مردم شریف باید ازیک مشت خوک- از یک مشت دزد و ابله فرمان ببرند. ولی زندگی را برای اینها نساخته اند. بالاخره عمرشان بسر می آید. درست مثل یک زخم که نمی تواند روی یک بدن سالم دوام بیاورد. این دیگر فرمان نظامی نیست که نشود تغییرش داد.
📕 نمایشنامه انگل (#خرده_بورژواها)
✍ ماکسیم گورکی
@Library_Telegram
#تلنگر
🔖 #دکتر_محدثی
آیا اسلام دین ضد شادیست ؟؟
📝 روحانیان از یک سو مدعیاند که دین اسلام دین شادیست اما از سوی دیگر همۀ آنها با مظاهر شادمانی به مقابله برخاستهاند ، طبیعتا شادی و رفتارهای شاد نخست نیازمند محافل یا مجالسی است که افراد در آنجا جمع شوند و محملی برای شادی فراهم آورند اما تحقیقات به وضوح نشان میدهد که بسیاری از روحانیان با هرگونه جشن و میهمانی مخالفند و آن را موقعیتی گناهآفرین تلقّی میکنند همچنین با فعالیتهایی که میتوانند باعث شادی شوند مانند رقصیدن و موسیقی یا آشکارا مخالفند یا دستکم دعوت به احتیاط میکنند و حتی برخی خرید و فروش سازهای موسیقی را هم حرام اعلام کردهاند !!
#آیتالله_صافیگلپایگانی : با برگزارکنندگان کنسرت برخورد جدی شود ، با اجرای مجالس موسیقی و کنسرت قلب امام زمان متاثر میشود
#آیتالله_ممدوحی : هدف از برگزاری کنسرت ترویج فحشاست تا مردم را بیدین کنند
#آیتالله_محمد_ناصری : آقایان میخواهند کهاین کنسرتهای مبتذل و رفتارها را جایگزین عزاداری امام حسین کنند
#حجتالاسلام_نکونام : کنسرتهای موسیقی سوغات غرب ، برای دینزدایی از جامعه است
📝 از یکسو امام جمعۀ مشهد بدون نظرسنجی در باب نظر مردم خودسرانه بجای آنها تصمیم میگیرد و اعلام میکند کنسرتی که حکومت اسلامی مجوز اجرای آن را صادر کرده نباید در خراسان اجرا شود و از سوی دیگر جامعه مدرسین قم نیز بدون پرسیدن نگرش مردم قم در باب برگزاری کنسرت یا جشن در بیانیهای شدید اللحن وزارت ارشـاد را تهدید به پایان صبر و وارد عمل شدن به طور مستقیم در موضوع کنسرتها میکند و به صورت آمرانه برای مردم تصمیم میگیرد !!
📝 حال برگردیم به این سوال که آیا بر اساس این مستندات اسلام موجود ضدّ شادی نیست ؟ مگر میشود وقتی محفلهای شادی و امکانات تحقق شادی از دید آقایان حرام است شادمان بودن مردم تحقق یابد ؟ به نظر میرسد برخی روحانیان ایران در شعار شادی را تأیید میکنند اما در مقام عمل همواره مردم را از فرصتها و امکانات شادمانی محروم میسازند ... مخلص کلام اینکه مخالفت با برنامههای شادیآور نه تنها مردم را جذب دین نخواهد کرد بلکه آنها را از دین بیزار میکند ، پس بگذارید یکبار دیگر بپرسم: آیا رسالت کارگزاران دینی جذب مردم بهدین است یا رویگردانی آنها ؟
@Library_Telegram
🔖 #دکتر_محدثی
آیا اسلام دین ضد شادیست ؟؟
📝 روحانیان از یک سو مدعیاند که دین اسلام دین شادیست اما از سوی دیگر همۀ آنها با مظاهر شادمانی به مقابله برخاستهاند ، طبیعتا شادی و رفتارهای شاد نخست نیازمند محافل یا مجالسی است که افراد در آنجا جمع شوند و محملی برای شادی فراهم آورند اما تحقیقات به وضوح نشان میدهد که بسیاری از روحانیان با هرگونه جشن و میهمانی مخالفند و آن را موقعیتی گناهآفرین تلقّی میکنند همچنین با فعالیتهایی که میتوانند باعث شادی شوند مانند رقصیدن و موسیقی یا آشکارا مخالفند یا دستکم دعوت به احتیاط میکنند و حتی برخی خرید و فروش سازهای موسیقی را هم حرام اعلام کردهاند !!
#آیتالله_صافیگلپایگانی : با برگزارکنندگان کنسرت برخورد جدی شود ، با اجرای مجالس موسیقی و کنسرت قلب امام زمان متاثر میشود
#آیتالله_ممدوحی : هدف از برگزاری کنسرت ترویج فحشاست تا مردم را بیدین کنند
#آیتالله_محمد_ناصری : آقایان میخواهند کهاین کنسرتهای مبتذل و رفتارها را جایگزین عزاداری امام حسین کنند
#حجتالاسلام_نکونام : کنسرتهای موسیقی سوغات غرب ، برای دینزدایی از جامعه است
📝 از یکسو امام جمعۀ مشهد بدون نظرسنجی در باب نظر مردم خودسرانه بجای آنها تصمیم میگیرد و اعلام میکند کنسرتی که حکومت اسلامی مجوز اجرای آن را صادر کرده نباید در خراسان اجرا شود و از سوی دیگر جامعه مدرسین قم نیز بدون پرسیدن نگرش مردم قم در باب برگزاری کنسرت یا جشن در بیانیهای شدید اللحن وزارت ارشـاد را تهدید به پایان صبر و وارد عمل شدن به طور مستقیم در موضوع کنسرتها میکند و به صورت آمرانه برای مردم تصمیم میگیرد !!
📝 حال برگردیم به این سوال که آیا بر اساس این مستندات اسلام موجود ضدّ شادی نیست ؟ مگر میشود وقتی محفلهای شادی و امکانات تحقق شادی از دید آقایان حرام است شادمان بودن مردم تحقق یابد ؟ به نظر میرسد برخی روحانیان ایران در شعار شادی را تأیید میکنند اما در مقام عمل همواره مردم را از فرصتها و امکانات شادمانی محروم میسازند ... مخلص کلام اینکه مخالفت با برنامههای شادیآور نه تنها مردم را جذب دین نخواهد کرد بلکه آنها را از دین بیزار میکند ، پس بگذارید یکبار دیگر بپرسم: آیا رسالت کارگزاران دینی جذب مردم بهدین است یا رویگردانی آنها ؟
@Library_Telegram
👍2
☕️ #قطعه_ای_از_کتاب
شنیدن واژه ی تاریخ چنین به ذهن القاء میکند که تاریخ عبارتست از مجموعه یی از رخدادهای گذشته که زمان بر آن سپری شده است و اکنون دیگر وجود ندارد. ولی برای چنین مفهومی از تاریخ اکنون دیگر کسی از اهل تاریخ بهایی نمی دهد؛ زیرا تاریخ حرکت و تغییر و تطور مستمر و لاینقطع و مداوم تلاشهای مادی و معنوی انسان بر روی کره ی خاکی است؛ و چون که حرکت و تغییر همواره در جریان است پس مطالعه ی تاریخ مطالعه این حرکت و تغییر مداوم و پیوسته است که دیروزها جریان داشته است امروز جریان دارد و فرداها جریان خواهد داشت.
📕 #چرا_تاریخ_می_خوانیم
✍ #امیر_حسین_خنجی
@Library_Telegram
شنیدن واژه ی تاریخ چنین به ذهن القاء میکند که تاریخ عبارتست از مجموعه یی از رخدادهای گذشته که زمان بر آن سپری شده است و اکنون دیگر وجود ندارد. ولی برای چنین مفهومی از تاریخ اکنون دیگر کسی از اهل تاریخ بهایی نمی دهد؛ زیرا تاریخ حرکت و تغییر و تطور مستمر و لاینقطع و مداوم تلاشهای مادی و معنوی انسان بر روی کره ی خاکی است؛ و چون که حرکت و تغییر همواره در جریان است پس مطالعه ی تاریخ مطالعه این حرکت و تغییر مداوم و پیوسته است که دیروزها جریان داشته است امروز جریان دارد و فرداها جریان خواهد داشت.
📕 #چرا_تاریخ_می_خوانیم
✍ #امیر_حسین_خنجی
@Library_Telegram
👍1
📕 #سنگر_و_قمقمههای_خالی
✍ بهرام صادقی
مجموعه داستانی از بهرام صادقی (۱۳۶۳-۱۳۱۵) نویسنده ایرانی است که در سال ۱۳۴۹ و در انتشارات زمان، منتشر شد.برخی از این داستانها بهترین نمونههای داستان کوتاه در ادبیات فارسی است. داستان «با کمال تاسف» که به ابوالحسن نجفی تقدیم شدهاست از این نمونه است.برخی دیگر از داستانهای این مجموعه هم به لحاظ دستاورد ساختاری شان قابل تأمل اند مثل داستان عافیت که ساختاری اپیزودیک دارد.
@Library_Telegram
✍ بهرام صادقی
مجموعه داستانی از بهرام صادقی (۱۳۶۳-۱۳۱۵) نویسنده ایرانی است که در سال ۱۳۴۹ و در انتشارات زمان، منتشر شد.برخی از این داستانها بهترین نمونههای داستان کوتاه در ادبیات فارسی است. داستان «با کمال تاسف» که به ابوالحسن نجفی تقدیم شدهاست از این نمونه است.برخی دیگر از داستانهای این مجموعه هم به لحاظ دستاورد ساختاری شان قابل تأمل اند مثل داستان عافیت که ساختاری اپیزودیک دارد.
@Library_Telegram
سنگر_و_قمقمه_های_خاای_نوشته_بهرام_صادق.pdf
7.9 MB
📕 #سنگر_و_قمقمههای_خالی
✍ بهرام صادقی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot
✍ بهرام صادقی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_Bot