☕️ قطعه ای از کتاب
پسر جوانی در کتابخانه از دختری پرسيد :
مزاحمتان نمی شوم کنار دست شما بنشينم؟
دختر جوان با صدای بلند گفت: نمی خواهم يک شب را با شما بگذرانم!
تمام دانشجويان در کتابخانه به پسر که بسيار خجالت زده شده بود نگاه کردند .
پس از چند دقيقه دختر به سمت آن پسر رفت و در کنار ميزش به او گفت : من روانشناسی پژوهش می کنم و ميدانم مرد ها به چه چيزی فکر میکنند گمان کنم شمارا خجالت زده کردم درست است؟
پسر با صدای بسيار بلند گفت :
200 دلار برای يک شب
خيلی زياد است!
وتمام آنانی که در کتابخانه بودند
به دختر نگاهی غير عادی کردند ، پسر به گوش دختر زمزمه کرد :
من حقوق میخوانم و ميدانم چطور شخص بيگناهي را گناهکار جلوه بدهم.
📕 کاروانسرای زندگی
✍ ماری تورن
@Library_Telegram
پسر جوانی در کتابخانه از دختری پرسيد :
مزاحمتان نمی شوم کنار دست شما بنشينم؟
دختر جوان با صدای بلند گفت: نمی خواهم يک شب را با شما بگذرانم!
تمام دانشجويان در کتابخانه به پسر که بسيار خجالت زده شده بود نگاه کردند .
پس از چند دقيقه دختر به سمت آن پسر رفت و در کنار ميزش به او گفت : من روانشناسی پژوهش می کنم و ميدانم مرد ها به چه چيزی فکر میکنند گمان کنم شمارا خجالت زده کردم درست است؟
پسر با صدای بسيار بلند گفت :
200 دلار برای يک شب
خيلی زياد است!
وتمام آنانی که در کتابخانه بودند
به دختر نگاهی غير عادی کردند ، پسر به گوش دختر زمزمه کرد :
من حقوق میخوانم و ميدانم چطور شخص بيگناهي را گناهکار جلوه بدهم.
📕 کاروانسرای زندگی
✍ ماری تورن
@Library_Telegram
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پشت سر هم داره دروغهای صدا و سیما رو میشه
ولی خب روی صداو سیما رو نیست که سنگ پای قزوینه
باور نکردنیه این همه دشمنی و دروغ با تلگرام برای چیه واقعا؟
#تحریم_صدا_و_سیمای_میلی
@Library_Telegram
ولی خب روی صداو سیما رو نیست که سنگ پای قزوینه
باور نکردنیه این همه دشمنی و دروغ با تلگرام برای چیه واقعا؟
#تحریم_صدا_و_سیمای_میلی
@Library_Telegram
📕روز شغال
✍ فردریک فورسایت
فردریک فورسایت زاده ی ۲۵ اوت ۱۹۳۸ نویسنده و گهگاه مفسر سیاسی انگلیسی است. او بیشتر به خاطر رمانهای مهیجش از قبیل روز شغال، سگهای جنگ، پروندهٔ اودسا، تندیس و مُشت خدا، شناخته شده است.فورسایت در اشفورد، کنت به دنیا آمد و در مدرسه تونبریدج و سپس در دانشگاه گرانادا اسپانیا به تحصیل پرداخت. او پیش از آنکه به نویسندگی روی بیاورد در میانه دهه ۵۰ خلبان نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا بود. هنوز ۱۹ سال نداشت که در جرگه نیروهای فعال نیروی هوایی قرار گرفت، اما مقررات سفت و سخت نظامی باب طبع وی نبود بنابراین تصمیم گرفت روزنامهنگاری را امتحان کند. در اواخر دهه پنجاه بهعنوان خبرنگار محلی در یک روزنامه مشغول بهکار شد و از سال ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۸ به عنوان خبرنگار رویترز و بیبیسی در کشورهای مختلف خدمت کرد. به عنوان خبرنگار بیبیسی برای تهیه گزارش از جنگ داخلی نیجریه به آن کشور رفت و از نزدیک شاهد جنگ خشونت باری بود که دستمایه نگارش اولین کتابش با عنوان داستان بیافرا شد.او در زندگینامه خود با عنوان «بیگانه؛ زندگی من» که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد فاش کرد که در زمان حضورش در نیجربه در جریان جنگ بیافرا در سالهای پایانی ۱۹۶۰ از وی خواسته شده از نیجریه اطلاعات بفرستد و این آغازی بر همکاری ۲۰ ساله وی با سرویس اطلاعاتی بریتانیا بوده است.نخستین رمان او به نام روز شغال در سال ۱۹۷۱ منتشر شد. این رمان دربارهٔ ترور ژنرال دوگل رئیس جمهور فرانسه بود و فرد زینمان بر پایه آن فیلمی موفق به همین نام ساخت.
@Library_Telegram
✍ فردریک فورسایت
فردریک فورسایت زاده ی ۲۵ اوت ۱۹۳۸ نویسنده و گهگاه مفسر سیاسی انگلیسی است. او بیشتر به خاطر رمانهای مهیجش از قبیل روز شغال، سگهای جنگ، پروندهٔ اودسا، تندیس و مُشت خدا، شناخته شده است.فورسایت در اشفورد، کنت به دنیا آمد و در مدرسه تونبریدج و سپس در دانشگاه گرانادا اسپانیا به تحصیل پرداخت. او پیش از آنکه به نویسندگی روی بیاورد در میانه دهه ۵۰ خلبان نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا بود. هنوز ۱۹ سال نداشت که در جرگه نیروهای فعال نیروی هوایی قرار گرفت، اما مقررات سفت و سخت نظامی باب طبع وی نبود بنابراین تصمیم گرفت روزنامهنگاری را امتحان کند. در اواخر دهه پنجاه بهعنوان خبرنگار محلی در یک روزنامه مشغول بهکار شد و از سال ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۸ به عنوان خبرنگار رویترز و بیبیسی در کشورهای مختلف خدمت کرد. به عنوان خبرنگار بیبیسی برای تهیه گزارش از جنگ داخلی نیجریه به آن کشور رفت و از نزدیک شاهد جنگ خشونت باری بود که دستمایه نگارش اولین کتابش با عنوان داستان بیافرا شد.او در زندگینامه خود با عنوان «بیگانه؛ زندگی من» که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد فاش کرد که در زمان حضورش در نیجربه در جریان جنگ بیافرا در سالهای پایانی ۱۹۶۰ از وی خواسته شده از نیجریه اطلاعات بفرستد و این آغازی بر همکاری ۲۰ ساله وی با سرویس اطلاعاتی بریتانیا بوده است.نخستین رمان او به نام روز شغال در سال ۱۹۷۱ منتشر شد. این رمان دربارهٔ ترور ژنرال دوگل رئیس جمهور فرانسه بود و فرد زینمان بر پایه آن فیلمی موفق به همین نام ساخت.
@Library_Telegram
Forwarded from Deleted Account
روز شغال.pdf
4.9 MB
📕روز شغال
✍ فردریک فورسایت
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ فردریک فورسایت
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
#اندکی_تفکر
چند وقتی یه سوال بدجور ذهنمو درگیر خودش کرده و اونم اینه که آقا مگه این عزیزان نمیگن که با دعا میشه بر همه بلاها و مشکلات غلبه کرد. تازه میگن اگه بری امامزاده شفا میده و یا امام رضا فوق تخصص همه مریضی هارو داره و میتونه هر مریضی رو شفا بده فقط به شرطی که بری یه انگشتری طلا یا کلی پول بابت ویزیتش بدی(بندازی تو ضریح) اونم سریع شفات میده.
خوب اینا درست حالا سوال من اینه که این آقای شاهرودی چرا رفته آلمان اونم بلاد کفر که شفا بگیره چرا نرفته همین شاه عبدالعظیم خودمون یا همین قم کلی فوق تخصص داره که شفاش بدن. این آقا که الگوی جوانهای مملکته آخه چرا؟؟ من میگم به جرم توهین به مقدسات اسلام و کمک به کفار و دشمنان اسلام و انقلاب باید شاهرودی رو اعدام کنند که درس عبری برای بقیه بشه که آقا اقتصاد مقاومتی رو یادشون نره. تا وقتی خودمون همه نوع متخصصی داریم چرا به بیگانگان متوصل بشیم؟
@Library_Telegram
چند وقتی یه سوال بدجور ذهنمو درگیر خودش کرده و اونم اینه که آقا مگه این عزیزان نمیگن که با دعا میشه بر همه بلاها و مشکلات غلبه کرد. تازه میگن اگه بری امامزاده شفا میده و یا امام رضا فوق تخصص همه مریضی هارو داره و میتونه هر مریضی رو شفا بده فقط به شرطی که بری یه انگشتری طلا یا کلی پول بابت ویزیتش بدی(بندازی تو ضریح) اونم سریع شفات میده.
خوب اینا درست حالا سوال من اینه که این آقای شاهرودی چرا رفته آلمان اونم بلاد کفر که شفا بگیره چرا نرفته همین شاه عبدالعظیم خودمون یا همین قم کلی فوق تخصص داره که شفاش بدن. این آقا که الگوی جوانهای مملکته آخه چرا؟؟ من میگم به جرم توهین به مقدسات اسلام و کمک به کفار و دشمنان اسلام و انقلاب باید شاهرودی رو اعدام کنند که درس عبری برای بقیه بشه که آقا اقتصاد مقاومتی رو یادشون نره. تا وقتی خودمون همه نوع متخصصی داریم چرا به بیگانگان متوصل بشیم؟
@Library_Telegram
👍1
آزادی از نظر من یعنی قبل از
هر چیز عروج انسان از طریق
رها شدن از «خرافات» ؛
آدمیزاد خرافهپرست از بردگی
و جهل خودش دفاع میکند
و مرا هم با خودش به
«بردگی» میکشاند !
👤احمد شاملو
@Library_Telegram
هر چیز عروج انسان از طریق
رها شدن از «خرافات» ؛
آدمیزاد خرافهپرست از بردگی
و جهل خودش دفاع میکند
و مرا هم با خودش به
«بردگی» میکشاند !
👤احمد شاملو
@Library_Telegram
🔻 #تا_انتها_بخوانید 🔻
✍🏻 فرهنگ هوگه
بعد از اینکه چندین سال پیاپی دانمارکی ها بهعنوان شادترین مردم جهان انتخاب شدند
همه به فکر افتادند تا راز این خوشحالی و شادی را درک کنند.
راز این شادی در یک فرهنگ قدیمی روژی و دانمارکی به اسم hyyge است.
فرهنگ هوگه راز زندگی آرام، صمیمی و دوستداشتنی مردم شمال اروپاست که باعث شده شادترین مردم دنیا باشند.
هوگه میگوید برای لذت بردن از زندگی؛ باید سرعت زندگی را پایین آورد
و از لحظهلحظه زندگی لذت برد.
حتی لحظههایی که بهنظر ارزشی ندارند. اما اصرار بر هنر یا توانایی «زندگی در لحظه» فقط مخصوص هوگه نیست و خیلی از فرهنگها و حتی مذاهب به آن تاکید کردهاند. پس چرا به نظر میرسد هوگه موفقتر عمل کرده است؟
برای اینکه هوگه به زندگی شما وارد شود؛ باید چند اصل را رعایت کنید که در کتابهای این فرهنگ هم به آنها اشاره شده و اجزای تشکیل دهنده هوگه هستند.
🔹شمع:
مهمترین جزء فرهنگ و زندگی دانمارکیها شمع است!
برای شروع زندگی هوگهای، همین امروز تعداد زیادی شمع بخرید.
اصلا لازم نیست شمعهای گران قیمت بخرید.
بهتر است شمعهایتان از سادهترین نوع ممکن و تک رنگ باشند. فقط اگر به بو یا دود شمع حساسیت دارید، نوع بدون دود و بویش را تهیه کنید.
🔸کتاب و مجله:
مردم اسکاندیناوی اهل مطالعه زیادی هستند و کتابها و مجلاتشان را با خود به رختخواب میبرند
و بهجای استفاده از گوشی، در آرامش و سکوت آخر شب به مطالعه کتاب میپردازند.
🔹نوشیدنی گرم:
نوشیدنیهای گرم جزء لاینفک هوگه است.
اگر دوست دارید به سبک دانمارکیها زندگی کنید؛ ماگهای رنگی و بزرگ و دوست داشتنی تهیه کنید و هر وقت احساس خستگی کردید یا بیحوصله بودید، خودتان ا به یک نوشیدنی گرم دعوت کنید: هر چیزی که دوست دارید؛ شیرکاکائو، دمنوش و ...
🔸تکنولوژی ممنوع:
دانمارکیها از سر شب، کامپیوتر و گوشیهایشان را خاموش میکنند
و به کارهای دیگری میپردازند.
دوری از تکنولوژی و کتاب خواندن یا حضور در جمع، از مهمترین اجزای هوگه است.
🔹لباس های گرم و نرم:
در کشورهای شمال اروپا بیشتر وقتها هوا سرد است.
لباسهای بزرگتر از سایز؛ پشمی، نرم و راحت برای یک زندگی هوگهای مورد نیاز هستند. مخصوصا جورابهای بلند و پشمی بامزه که میتوانید از بعضی مغازهها تهیه کنید.
🔸مهمانی:
برخلاف تصور ما، اروپاییها خیلی هم سرد و ماشینی نیستند.
همین فرهنگ هم باعث شده که مردم شادی داشته باشند.
دانمارکیها خیلی اهل فضای مجازی نیستند و بهجای آن در مهمانی شرکت میکنند و یا کتاب میخوانند.
آنها حداقل هر ماه یک قابلمه پارتی برگزار میکنند که هر کس با غذای خودش در مهمانی حاضر شود یا آخر هفتههایشان را کنار یکدیگر به مهمانی میگذرانند. «بازی کردن» یکی از پایههای مهمانی دانمارکیهاست.
🔹به خودتان جایزه بدهید:
در این فرهنگ، نباید حتما کوه جابهجا کنید تا برای خودتان جایزه بخرید. هر از گاهی چیزی که دوست دارید را برای خودتان بخرید. حتی اگر یک شکلات است. یا هر چند ماه یکبار؛ یک روز تا شب زیر پتو بمانید و لذت ببرید.
🔸کار فقط در محیط کار:
دانمارکی ها هفته ای ۳۵-۳۳ ساعت کار میکنند. (البته کار مفید) ولی بعد از خروج از محل کار؛ به زندگی عادی برمیگردند و به مسائل کاری حتی فکر هم نمیکنند.
🔹کاهش سرعت:
اگر از فرهنگ هوگه خوشتان آمده، قبل از همه اینها باید یاد بگیرید عجله را کنار بگذارید.
اگر به شمال اروپا سفر کرده باشید، حتما متوجه سرعت کم مردم شدهاید.
با کم کردن سرعت زندگی، کم کم میآموزید به هر لحظه به چشم یک موهبت نگاه کنید. یادتان باشد ما وظیفه داریم از هر لحظه زندگیمان لذت ببریم؛ در غیر این صورت این نعمت بزرگ را حیف و میل کردهایم.
✍🏻 دکتر رسول سادات
@Library_Telegram
✍🏻 فرهنگ هوگه
بعد از اینکه چندین سال پیاپی دانمارکی ها بهعنوان شادترین مردم جهان انتخاب شدند
همه به فکر افتادند تا راز این خوشحالی و شادی را درک کنند.
راز این شادی در یک فرهنگ قدیمی روژی و دانمارکی به اسم hyyge است.
فرهنگ هوگه راز زندگی آرام، صمیمی و دوستداشتنی مردم شمال اروپاست که باعث شده شادترین مردم دنیا باشند.
هوگه میگوید برای لذت بردن از زندگی؛ باید سرعت زندگی را پایین آورد
و از لحظهلحظه زندگی لذت برد.
حتی لحظههایی که بهنظر ارزشی ندارند. اما اصرار بر هنر یا توانایی «زندگی در لحظه» فقط مخصوص هوگه نیست و خیلی از فرهنگها و حتی مذاهب به آن تاکید کردهاند. پس چرا به نظر میرسد هوگه موفقتر عمل کرده است؟
برای اینکه هوگه به زندگی شما وارد شود؛ باید چند اصل را رعایت کنید که در کتابهای این فرهنگ هم به آنها اشاره شده و اجزای تشکیل دهنده هوگه هستند.
🔹شمع:
مهمترین جزء فرهنگ و زندگی دانمارکیها شمع است!
برای شروع زندگی هوگهای، همین امروز تعداد زیادی شمع بخرید.
اصلا لازم نیست شمعهای گران قیمت بخرید.
بهتر است شمعهایتان از سادهترین نوع ممکن و تک رنگ باشند. فقط اگر به بو یا دود شمع حساسیت دارید، نوع بدون دود و بویش را تهیه کنید.
🔸کتاب و مجله:
مردم اسکاندیناوی اهل مطالعه زیادی هستند و کتابها و مجلاتشان را با خود به رختخواب میبرند
و بهجای استفاده از گوشی، در آرامش و سکوت آخر شب به مطالعه کتاب میپردازند.
🔹نوشیدنی گرم:
نوشیدنیهای گرم جزء لاینفک هوگه است.
اگر دوست دارید به سبک دانمارکیها زندگی کنید؛ ماگهای رنگی و بزرگ و دوست داشتنی تهیه کنید و هر وقت احساس خستگی کردید یا بیحوصله بودید، خودتان ا به یک نوشیدنی گرم دعوت کنید: هر چیزی که دوست دارید؛ شیرکاکائو، دمنوش و ...
🔸تکنولوژی ممنوع:
دانمارکیها از سر شب، کامپیوتر و گوشیهایشان را خاموش میکنند
و به کارهای دیگری میپردازند.
دوری از تکنولوژی و کتاب خواندن یا حضور در جمع، از مهمترین اجزای هوگه است.
🔹لباس های گرم و نرم:
در کشورهای شمال اروپا بیشتر وقتها هوا سرد است.
لباسهای بزرگتر از سایز؛ پشمی، نرم و راحت برای یک زندگی هوگهای مورد نیاز هستند. مخصوصا جورابهای بلند و پشمی بامزه که میتوانید از بعضی مغازهها تهیه کنید.
🔸مهمانی:
برخلاف تصور ما، اروپاییها خیلی هم سرد و ماشینی نیستند.
همین فرهنگ هم باعث شده که مردم شادی داشته باشند.
دانمارکیها خیلی اهل فضای مجازی نیستند و بهجای آن در مهمانی شرکت میکنند و یا کتاب میخوانند.
آنها حداقل هر ماه یک قابلمه پارتی برگزار میکنند که هر کس با غذای خودش در مهمانی حاضر شود یا آخر هفتههایشان را کنار یکدیگر به مهمانی میگذرانند. «بازی کردن» یکی از پایههای مهمانی دانمارکیهاست.
🔹به خودتان جایزه بدهید:
در این فرهنگ، نباید حتما کوه جابهجا کنید تا برای خودتان جایزه بخرید. هر از گاهی چیزی که دوست دارید را برای خودتان بخرید. حتی اگر یک شکلات است. یا هر چند ماه یکبار؛ یک روز تا شب زیر پتو بمانید و لذت ببرید.
🔸کار فقط در محیط کار:
دانمارکی ها هفته ای ۳۵-۳۳ ساعت کار میکنند. (البته کار مفید) ولی بعد از خروج از محل کار؛ به زندگی عادی برمیگردند و به مسائل کاری حتی فکر هم نمیکنند.
🔹کاهش سرعت:
اگر از فرهنگ هوگه خوشتان آمده، قبل از همه اینها باید یاد بگیرید عجله را کنار بگذارید.
اگر به شمال اروپا سفر کرده باشید، حتما متوجه سرعت کم مردم شدهاید.
با کم کردن سرعت زندگی، کم کم میآموزید به هر لحظه به چشم یک موهبت نگاه کنید. یادتان باشد ما وظیفه داریم از هر لحظه زندگیمان لذت ببریم؛ در غیر این صورت این نعمت بزرگ را حیف و میل کردهایم.
✍🏻 دکتر رسول سادات
@Library_Telegram
❤1
#عاقل_را_اشارتی_ڪافیست...
مردی برای خود خانه ای ساخت واز خانه قول گرفت ڪه تا وقتی زنده است به او وفادار باشد و بر سرش خراب نشود و قبل از هر اتفاقی وی را آگاه ڪند.
مدتی گذشت ترڪی در دیوار ایجاد شد مرد فوراً با گچ ترک راپوشاند.بعد ازمدتی در جایی دیگر از دیوار ترڪی ایجاد شد وباز هم مرد با گچ ترک را پوشاند و این اتفاق چندین بار تڪرارشد و روزی ناگهان خانه فرو ریخت. مرد باسرزنش قولی ڪه گرفته بود را یاد آ وری ڪرد و خانه پاسخ داد هر بار خواستم هشدار بدهم وتو را آگاه ڪنم دهانم را با گچ گرفتی و مرا ساڪت ڪردی این هم عاقبت نشنیدن هشدارها!
@Library_Telegram
مردی برای خود خانه ای ساخت واز خانه قول گرفت ڪه تا وقتی زنده است به او وفادار باشد و بر سرش خراب نشود و قبل از هر اتفاقی وی را آگاه ڪند.
مدتی گذشت ترڪی در دیوار ایجاد شد مرد فوراً با گچ ترک راپوشاند.بعد ازمدتی در جایی دیگر از دیوار ترڪی ایجاد شد وباز هم مرد با گچ ترک را پوشاند و این اتفاق چندین بار تڪرارشد و روزی ناگهان خانه فرو ریخت. مرد باسرزنش قولی ڪه گرفته بود را یاد آ وری ڪرد و خانه پاسخ داد هر بار خواستم هشدار بدهم وتو را آگاه ڪنم دهانم را با گچ گرفتی و مرا ساڪت ڪردی این هم عاقبت نشنیدن هشدارها!
@Library_Telegram
👍1
📚 #یک_دقیقه_مطالعه
💠اصالت مهمه یا تربیت؟
می گویند: روزی شاه عبّاس در اصفهان به خدمت عالم زمانه، شيخ بهایی رسيد. پس از سلام و احوالپرسی، از شيخ پرسيد: در برخورد با افراد اجتماع، اصالت ذاتیِ آن ها بهتر است يا تربيت خانوادگی شان؟ شيخ گفت: هر چه نظر حضرت اشرف باشد، همان است. ولی، به نظر من "اصالت" ارجح است. و شاه بر خلاف او گفت: شک نکنيد که "تربيت" مهمتر است. بحث ميان آن دو بالا گرفت و هيچ يک نتوانستند يکديگر را قانع کنند. به ناچار شاه برای اثبات حقّانيّت خود، او را به کاخ دعوت کرد تا حرفش را به کرسی بنشاند.
فردای آن روز، هنگام غروب، شيخ به کاخ رسيد. بعد از تشريفات اوّليّه، وقت شام فرا رسيد. سفره ای بلند پهن کردند. ولی، چون چراغ و برقی نبود، مهمانخانه سخت تاريک بود. در اين لحظه، پادشاه دستی به کف زد و با اشاره ی او چهار گربه، شمع به دست حاضر شدند و آن جا را روشن کردند.
در هنگام شام، شاه دستی پشت شيخ زد و گفت ديدی گفتم: "تربيت" از "اصالت" مهمّ تر است.ما اين گربه های نااهل را اهل و رام کرديم. که اين نتيجه ی اهمّيّت "تربيت" است.
شيخ در عين اين که هاج و واج مانده بود، گفت: من فقط به يک شرط حرف شما را می پذيرم و آن، اين که فردا هم گربه ها مثل امروز چنين کنند. شاه که از حرف شيخ سخت تعجّب کرده بود، گفت: اين چه حرفی است. فردا مثل امروز و امروز هم مثل ديروز! کار آن ها اکتسابی است که با تربيت و ممارست و تمرين زياد انجام می شود. ولی، شيخ دست بردار نبود که نبود. تا جایی که، شاه عبّاس را مجبور کرد تا اين کار را فردا تکرار کند.
لذا، شيخ فکورانه به خانه رفت. او وقتی از کاخ برگشت، بی درنگ دست به کار شد. چهار جوراب برداشت و چهار موش در آن نهاد.
فردا او باز طبق قرار قبلی به کاخ رفت. تشريفات همان و سفره همان و گربه های بازيگر همان شاه که مغرورانه تکرار مراسم ديروز را تاکيدی بر صحّت حرف هايش می ديد. زير لب برای شيخ رجز می خواند. که در اين زمان، شيخ موش ها را رها کرد. در آن هنگام، هنگامه ای به پا شد؛ يک گربه به شرق، ديگری به غرب، آن يکی شمال، و اين يکی جنوب.....
اين بار شيخ دستی بر پشت شاه زد و گفت: شهريارا ! يادت باشد اصالت گربه، موش گرفتن است؛ گرچه "تربيت" هم بسيار مهمّ است. ولی، "اصالت" مهمّ تر است. يادت باشد با "تربيت" می توان گربه ی اهلی را رام و آرام کرد؛ ولی هرگاه گربه موش را ديد، به اصل و "اصالت" خود بر می گردد.
و اين است: حکايت بعضی تازه به دوران رسيده ها...
ﺁﻥ ﻧﺨﻞِ ﻧﺎﺧﻠﻒ ﮐﻪ ﺗﺒﺮ ﺷﺪ ﺯِ ﻣﺎ ﻧﺒﻮﺩ؛
ﻣﺎ ﺭﺍ ﺯﻣﺎﻧﻪ ﮔﺮ ﺷﮑﻨﺪ ﺳﺎﺯ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ.
@Library_Telegram
💠اصالت مهمه یا تربیت؟
می گویند: روزی شاه عبّاس در اصفهان به خدمت عالم زمانه، شيخ بهایی رسيد. پس از سلام و احوالپرسی، از شيخ پرسيد: در برخورد با افراد اجتماع، اصالت ذاتیِ آن ها بهتر است يا تربيت خانوادگی شان؟ شيخ گفت: هر چه نظر حضرت اشرف باشد، همان است. ولی، به نظر من "اصالت" ارجح است. و شاه بر خلاف او گفت: شک نکنيد که "تربيت" مهمتر است. بحث ميان آن دو بالا گرفت و هيچ يک نتوانستند يکديگر را قانع کنند. به ناچار شاه برای اثبات حقّانيّت خود، او را به کاخ دعوت کرد تا حرفش را به کرسی بنشاند.
فردای آن روز، هنگام غروب، شيخ به کاخ رسيد. بعد از تشريفات اوّليّه، وقت شام فرا رسيد. سفره ای بلند پهن کردند. ولی، چون چراغ و برقی نبود، مهمانخانه سخت تاريک بود. در اين لحظه، پادشاه دستی به کف زد و با اشاره ی او چهار گربه، شمع به دست حاضر شدند و آن جا را روشن کردند.
در هنگام شام، شاه دستی پشت شيخ زد و گفت ديدی گفتم: "تربيت" از "اصالت" مهمّ تر است.ما اين گربه های نااهل را اهل و رام کرديم. که اين نتيجه ی اهمّيّت "تربيت" است.
شيخ در عين اين که هاج و واج مانده بود، گفت: من فقط به يک شرط حرف شما را می پذيرم و آن، اين که فردا هم گربه ها مثل امروز چنين کنند. شاه که از حرف شيخ سخت تعجّب کرده بود، گفت: اين چه حرفی است. فردا مثل امروز و امروز هم مثل ديروز! کار آن ها اکتسابی است که با تربيت و ممارست و تمرين زياد انجام می شود. ولی، شيخ دست بردار نبود که نبود. تا جایی که، شاه عبّاس را مجبور کرد تا اين کار را فردا تکرار کند.
لذا، شيخ فکورانه به خانه رفت. او وقتی از کاخ برگشت، بی درنگ دست به کار شد. چهار جوراب برداشت و چهار موش در آن نهاد.
فردا او باز طبق قرار قبلی به کاخ رفت. تشريفات همان و سفره همان و گربه های بازيگر همان شاه که مغرورانه تکرار مراسم ديروز را تاکيدی بر صحّت حرف هايش می ديد. زير لب برای شيخ رجز می خواند. که در اين زمان، شيخ موش ها را رها کرد. در آن هنگام، هنگامه ای به پا شد؛ يک گربه به شرق، ديگری به غرب، آن يکی شمال، و اين يکی جنوب.....
اين بار شيخ دستی بر پشت شاه زد و گفت: شهريارا ! يادت باشد اصالت گربه، موش گرفتن است؛ گرچه "تربيت" هم بسيار مهمّ است. ولی، "اصالت" مهمّ تر است. يادت باشد با "تربيت" می توان گربه ی اهلی را رام و آرام کرد؛ ولی هرگاه گربه موش را ديد، به اصل و "اصالت" خود بر می گردد.
و اين است: حکايت بعضی تازه به دوران رسيده ها...
ﺁﻥ ﻧﺨﻞِ ﻧﺎﺧﻠﻒ ﮐﻪ ﺗﺒﺮ ﺷﺪ ﺯِ ﻣﺎ ﻧﺒﻮﺩ؛
ﻣﺎ ﺭﺍ ﺯﻣﺎﻧﻪ ﮔﺮ ﺷﮑﻨﺪ ﺳﺎﺯ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ.
@Library_Telegram
♨️ فواید مهم دشمن، اگر نداشتید حتما سعی کنید آن را درست کنید
1-دشمن یعنی کسی که شما می توانید همه ضعف وکم کاری هايتان را بر گردن او بیندازید
2_دشمن یعنی چیزی که شما می توانید مردم را با آن بترسانید تا ناگریزبه آغوش شما پناه بگیرند
3_دشمن یعنی کسی که اگر کاری کردید،باوجود او مهم تر جلوه اش دهید واگر نکردید اورا مقصر جلوه کنید.
4-دشمن یعنی کسی وقت و بی وقت به او فحش دهید،بی آنکه جواب فحش را بشنوید
5_دشمن یعنی کسی که حواس مردم را پرت او کنید تا هوس نکنند که از شما چیزی بخواهند.
6-دشمن یعنی مترسکی که با آن می توانید بچه های بزرگ را بترسانید
پس دشمن با این همه خاصیت یک موضوع حیاتی است. ولی همه خوبی اش به این است که نباشد، که اگر باشد دمار از روزگارتان در می آورد.
@Library_Telegram
1-دشمن یعنی کسی که شما می توانید همه ضعف وکم کاری هايتان را بر گردن او بیندازید
2_دشمن یعنی چیزی که شما می توانید مردم را با آن بترسانید تا ناگریزبه آغوش شما پناه بگیرند
3_دشمن یعنی کسی که اگر کاری کردید،باوجود او مهم تر جلوه اش دهید واگر نکردید اورا مقصر جلوه کنید.
4-دشمن یعنی کسی وقت و بی وقت به او فحش دهید،بی آنکه جواب فحش را بشنوید
5_دشمن یعنی کسی که حواس مردم را پرت او کنید تا هوس نکنند که از شما چیزی بخواهند.
6-دشمن یعنی مترسکی که با آن می توانید بچه های بزرگ را بترسانید
پس دشمن با این همه خاصیت یک موضوع حیاتی است. ولی همه خوبی اش به این است که نباشد، که اگر باشد دمار از روزگارتان در می آورد.
@Library_Telegram
☕️ قطعهای از کتاب
اگر امیدی باشد، می بایست به طبقه ی کارگر باشد، زیرا تنها در آنجا، در میان توده های وسیعِ فراموش شده، که۸۵درصد جمعیت "اوشینیا" را تشکیل می دادند ممکن بود نیروی لازم برای در هم کوفتن قدرت حزب به وجود آید. اگر آن ها فقط به نحوی به قدرت خود پی میبردند احتیاجی به توطئه نداشتند و تنها کافی بود که از جای خود برخیزند و مثل اسبی که مگس ها را از خود دور میکند، تکانی به خود بدهند و به حرکت بیوفتند.
اگر کارگران تصمیم می گرفتند می توانستند فردا صبح حزب را متلاشی کنند و مطمئنا دیر یا زود روزی به این کار دست می زدند...
📕 کتاب 1984
✍جورج اورول
@Library_Telegram
اگر امیدی باشد، می بایست به طبقه ی کارگر باشد، زیرا تنها در آنجا، در میان توده های وسیعِ فراموش شده، که۸۵درصد جمعیت "اوشینیا" را تشکیل می دادند ممکن بود نیروی لازم برای در هم کوفتن قدرت حزب به وجود آید. اگر آن ها فقط به نحوی به قدرت خود پی میبردند احتیاجی به توطئه نداشتند و تنها کافی بود که از جای خود برخیزند و مثل اسبی که مگس ها را از خود دور میکند، تکانی به خود بدهند و به حرکت بیوفتند.
اگر کارگران تصمیم می گرفتند می توانستند فردا صبح حزب را متلاشی کنند و مطمئنا دیر یا زود روزی به این کار دست می زدند...
📕 کتاب 1984
✍جورج اورول
@Library_Telegram
📕 حماسه ملی ايران (نایاب)
✍ تئودور نولدکه
اثر بینظير استاد «تئودور نولدكه» خاورشناس و ايرانشناس شهير آلمانی است.
پروفسور نولدكه در آغاز جوانی به يادگيری زبانهای عربی، عبری، سُريانی و آرامی پرداخت و سپس زبان شيرين فارسی را فراگرفته و به خوبی بر آن مسلط شد. سپس با تكيه بر آن به شناخت ايران و اسلام پرداخت و آثار بیهمتایی را درمورد تاريخ ايران و اسلام از خود به يادگار گذاشت.
او در میان خاورشناسان از اهمیت ویژهای برخوردار است و جميع اساتيد بزرگ اروپايی ، اسلامی و ايرانی نام او را با احترام ياد كرده و آثار فاخرش را ارج مینهند.
اما كتاب نفيس و نایاب حماسه ملی ايران يكي از شاهكارهای پژوهشی تمام دوران است.
پروفسور نولدكه افزون بر معرفی اساطير ايرانی مندرج در اوستا و ريگودا و متون پهلوی، مشخصا به طور گسترده روی شاهنامه حضرت فردوسی نيز كاركرده و به واسطه تسلط فوقالعاده بر زبان فارسی، شروع به ريشهيابی اسامی، شخصيتها و رويدادها كرده و با روحيه نقادانه و پژوهشگرايانهی خود، بسياری از نقاط تاريك و ناشناخته تاريخ اساطيری و حماسی ايران را روشن كرده است.
@Library_Telegram
✍ تئودور نولدکه
اثر بینظير استاد «تئودور نولدكه» خاورشناس و ايرانشناس شهير آلمانی است.
پروفسور نولدكه در آغاز جوانی به يادگيری زبانهای عربی، عبری، سُريانی و آرامی پرداخت و سپس زبان شيرين فارسی را فراگرفته و به خوبی بر آن مسلط شد. سپس با تكيه بر آن به شناخت ايران و اسلام پرداخت و آثار بیهمتایی را درمورد تاريخ ايران و اسلام از خود به يادگار گذاشت.
او در میان خاورشناسان از اهمیت ویژهای برخوردار است و جميع اساتيد بزرگ اروپايی ، اسلامی و ايرانی نام او را با احترام ياد كرده و آثار فاخرش را ارج مینهند.
اما كتاب نفيس و نایاب حماسه ملی ايران يكي از شاهكارهای پژوهشی تمام دوران است.
پروفسور نولدكه افزون بر معرفی اساطير ايرانی مندرج در اوستا و ريگودا و متون پهلوی، مشخصا به طور گسترده روی شاهنامه حضرت فردوسی نيز كاركرده و به واسطه تسلط فوقالعاده بر زبان فارسی، شروع به ريشهيابی اسامی، شخصيتها و رويدادها كرده و با روحيه نقادانه و پژوهشگرايانهی خود، بسياری از نقاط تاريك و ناشناخته تاريخ اساطيری و حماسی ايران را روشن كرده است.
@Library_Telegram
Forwarded from Deleted Account
حماسه ملی ایران.pdf
3.7 MB
📕 حماسه ملی ايران (نایاب)
✍ تئودور نولدکه
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ تئودور نولدکه
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
باشگاههای عربستانی از طرفداران فوتبال دعوت کردن از روز جمعه #خانوادگی به ورزشگاهها بیان!!!
بعد ما اینجا برای رفع فیلتر تلگرام، کمپین میزنیم 😐
چی شد کە اینقدر عقب افتاده شدیم؟
@Library_Telegram
بعد ما اینجا برای رفع فیلتر تلگرام، کمپین میزنیم 😐
چی شد کە اینقدر عقب افتاده شدیم؟
@Library_Telegram
☕️ قطعهای از کتاب
انسان هر چه سیاه روز تر باشد
یا قومی هر قدر زیرپا افتاده تر و بینوا تر باشند،
امید اجر اخروی و رویای بهشت در دلشان ریشه دارتر است.
خاصه وقتی صدهزار مبلغ مذهبی مدام بر آتش این امید بدمند و منافع خود را در آن بجویند.
📕جن زدگان
✍فئودور داستایوفسکی
@Library_Telegram
انسان هر چه سیاه روز تر باشد
یا قومی هر قدر زیرپا افتاده تر و بینوا تر باشند،
امید اجر اخروی و رویای بهشت در دلشان ریشه دارتر است.
خاصه وقتی صدهزار مبلغ مذهبی مدام بر آتش این امید بدمند و منافع خود را در آن بجویند.
📕جن زدگان
✍فئودور داستایوفسکی
@Library_Telegram
✅واکنش اصغر فرهادی به اعتراضات اخیر🔻
پرسش، تحقیر، خشم
در روزهای گذشته عدهای از دوستان و هموطنان، جویای نظر و واکنشم نسبت به اعتراضات رخ داده در کشور بودند.
چندین بار دست به نوشتن بردم اما نوشتهها، متأثر از احساساتم آن نبود که میخواستم. امروز سعی دارم به دور از احساسات در اینباره بنویسم.
چند سال پیش در مقدمه کتاب فیلمنامههایم نوشتم:«اگر با این نوشتهها توانسته باشم جسارت پرسشگری را در تماشاگران تقویت کرده و ترسشان را از کاشتن بذر سوال در ذهنها بکاهم از زمانی که برای نوشتن صرف کردهام راضی و خوشنودم که دنیای امروز پیش از آنکه به مقام و مسئول پاسخگو نیاز داشته باشد محتاج مردمیست پرسشگر. مردمی که از گذاشتن علامت سوال در برابر هر آنچه برایشان ثابت و قاطع است نهراسند.»
این روزها خبرها و مطالب زیادى درباره اعتراضات در نقاط دور و نزدیک کشور شنیده و خواندهایم. کلمهای که در بسیاری از این نظرات و بحثها استفاده کلیدی و مکرر شده «مطالبه» است. مطالبات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی.
اما در کنار همه این مطالبات و در دایرهای گستردهتر، آنچه در این سالها بخشى از مردم را به اعتراض در شکلهای مختلف واداشته، پرسشهای بیپاسخیست که در طی این چند دهه در همه زمینهها از سر پنهانکاری و مصلحتجویی یا نادیده گرفته شده و بیپاسخ مانده و یا به آنها پاسخهای غیرواقعی و توهمآلود داده شده.
بیاعتنایی به چراها و پرسشهای انباشته شده در جامعه، برخلاف تصور کسانی که بالاترین وظیفهشان پاسخگوییست، حاصلش نه فراموشی و آرامش که تحقیر اجتماعیست و زخم ملتهب تحقیر، مهمترین و قویترین عامل خشم. هیچ خشمی به اندازه خشم تحقیرشدگی ماندگار و عمیق نیست. به سکوت واداشتن، بازداشت و تهدید پرسشگران به معنای از میان رفتن پرسشها نیست. پرسشها باقیاند و در گوشه ذهنها در حال تکثیر.
با تأثر و همدردی با خانوادههای داغدار و همه آسیبدیدگان این اعتراضات و یاد نوجوان عزیز همشهریام «آرمین صادقی» که این روزها چشمهای سرشار از میل به زندگیاش لحظهای از نظرم دور نمیشود.
اصغر فرهادى
@Library_Telegram
پرسش، تحقیر، خشم
در روزهای گذشته عدهای از دوستان و هموطنان، جویای نظر و واکنشم نسبت به اعتراضات رخ داده در کشور بودند.
چندین بار دست به نوشتن بردم اما نوشتهها، متأثر از احساساتم آن نبود که میخواستم. امروز سعی دارم به دور از احساسات در اینباره بنویسم.
چند سال پیش در مقدمه کتاب فیلمنامههایم نوشتم:«اگر با این نوشتهها توانسته باشم جسارت پرسشگری را در تماشاگران تقویت کرده و ترسشان را از کاشتن بذر سوال در ذهنها بکاهم از زمانی که برای نوشتن صرف کردهام راضی و خوشنودم که دنیای امروز پیش از آنکه به مقام و مسئول پاسخگو نیاز داشته باشد محتاج مردمیست پرسشگر. مردمی که از گذاشتن علامت سوال در برابر هر آنچه برایشان ثابت و قاطع است نهراسند.»
این روزها خبرها و مطالب زیادى درباره اعتراضات در نقاط دور و نزدیک کشور شنیده و خواندهایم. کلمهای که در بسیاری از این نظرات و بحثها استفاده کلیدی و مکرر شده «مطالبه» است. مطالبات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی.
اما در کنار همه این مطالبات و در دایرهای گستردهتر، آنچه در این سالها بخشى از مردم را به اعتراض در شکلهای مختلف واداشته، پرسشهای بیپاسخیست که در طی این چند دهه در همه زمینهها از سر پنهانکاری و مصلحتجویی یا نادیده گرفته شده و بیپاسخ مانده و یا به آنها پاسخهای غیرواقعی و توهمآلود داده شده.
بیاعتنایی به چراها و پرسشهای انباشته شده در جامعه، برخلاف تصور کسانی که بالاترین وظیفهشان پاسخگوییست، حاصلش نه فراموشی و آرامش که تحقیر اجتماعیست و زخم ملتهب تحقیر، مهمترین و قویترین عامل خشم. هیچ خشمی به اندازه خشم تحقیرشدگی ماندگار و عمیق نیست. به سکوت واداشتن، بازداشت و تهدید پرسشگران به معنای از میان رفتن پرسشها نیست. پرسشها باقیاند و در گوشه ذهنها در حال تکثیر.
با تأثر و همدردی با خانوادههای داغدار و همه آسیبدیدگان این اعتراضات و یاد نوجوان عزیز همشهریام «آرمین صادقی» که این روزها چشمهای سرشار از میل به زندگیاش لحظهای از نظرم دور نمیشود.
اصغر فرهادى
@Library_Telegram
👎1
#آموزنده
خری به درختی بسته بود.
شیطان خر را باز ڪرد.
خر وارد مزرعه همسایه شد و تر و خشک را با هم خورد.
زن همسایه وقتی خر را در حال خوردن سبزیجات دید ؛تفنگ را برداشت و یک گلوله خرج خر نمود و ڪشتش.
صاحب خر وقتی صحنه را دید؛
عصبانی شد و زن صاحب مزرعه را ڪشت.
صاحب مزرعه وقتی با جسد خونین همسرش روبرو شد
صاحب خر را از پای دراورد!
به شیطان گفتند چڪار ڪردی؟!!!
گفت من فقط یک خر را رها کردم!
نتیجه:هرگاه میخواهی یک شهر را خراب ڪنی خران را ازاد ڪن!
@Library_Telegram
خری به درختی بسته بود.
شیطان خر را باز ڪرد.
خر وارد مزرعه همسایه شد و تر و خشک را با هم خورد.
زن همسایه وقتی خر را در حال خوردن سبزیجات دید ؛تفنگ را برداشت و یک گلوله خرج خر نمود و ڪشتش.
صاحب خر وقتی صحنه را دید؛
عصبانی شد و زن صاحب مزرعه را ڪشت.
صاحب مزرعه وقتی با جسد خونین همسرش روبرو شد
صاحب خر را از پای دراورد!
به شیطان گفتند چڪار ڪردی؟!!!
گفت من فقط یک خر را رها کردم!
نتیجه:هرگاه میخواهی یک شهر را خراب ڪنی خران را ازاد ڪن!
@Library_Telegram
📕 سفرنامه ی گروته
✍ هوگو گروته
هوگو گروته جغرافیدان و قوم شناس آلمانی که سفرهای بسیاری به کشورهای آسیا آفریقا و آمریکای جنوبی انجام داد در سال 1907 به ایران آمد و پس از ملاقات با محمد علی شاه و احتشام السلطنه رییس مجلس به تبریز رفت و پیش از به توپ بستن مجلس ایران را ترک کرد . این سفرنامه آگاهی های مفید و جالبی درباره وضع اجتماعی اقتصادی و سیاسی ایران آن روز از دید یک محقق آلمانی به دست میدهد .
@Library_Telegram
✍ هوگو گروته
هوگو گروته جغرافیدان و قوم شناس آلمانی که سفرهای بسیاری به کشورهای آسیا آفریقا و آمریکای جنوبی انجام داد در سال 1907 به ایران آمد و پس از ملاقات با محمد علی شاه و احتشام السلطنه رییس مجلس به تبریز رفت و پیش از به توپ بستن مجلس ایران را ترک کرد . این سفرنامه آگاهی های مفید و جالبی درباره وضع اجتماعی اقتصادی و سیاسی ایران آن روز از دید یک محقق آلمانی به دست میدهد .
@Library_Telegram
Forwarded from Deleted Account
1325 سفرنامه گروته.pdf
7 MB
📕 سفرنامه ی گروته
✍ هوگو گروته
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ هوگو گروته
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
Forwarded from کتابخانه تلگرام
نگاهی به خدمات امیرڪبیر در سالروز قتل وی همه تحولات زمان او در سه سال اتفاق افتاده الان مدیران ما فقط چند سال نیت میڪنند،چند سال حرف میزنند،چند سال دورخیز میڪنند
و آخرش عمل نمیڪنند!
@Library_Telegram
و آخرش عمل نمیڪنند!
@Library_Telegram