🔴 «شامپاین سال نو از ایران»؛ کارتون از «ایوایلو اسوتکف» کارتونیست بلغارستانی
#تظاهرات_سراسری
@Library_Telegram
#تظاهرات_سراسری
@Library_Telegram
Forwarded from کتابخانه تلگرام
@Original_IR_Music
با توجه به روالی که جمهوری اسلامی در پیش گرفته و اقدام به ارسال درخواست فیلتر و از دسترس خارج کردن کانالهای خردگرا و آگاه کننده برای مدیر تلگرام میکند لذا احتمال از دسترس خارج شدن خیلی از این کانالها می باشد. بنابراین اگر این کانال از دسترس خارج شد کانال کتابخانه تلگرام به آدرس زیر منتقل میشود.
@Original_IR_Music
@Library_Telegram
با توجه به روالی که جمهوری اسلامی در پیش گرفته و اقدام به ارسال درخواست فیلتر و از دسترس خارج کردن کانالهای خردگرا و آگاه کننده برای مدیر تلگرام میکند لذا احتمال از دسترس خارج شدن خیلی از این کانالها می باشد. بنابراین اگر این کانال از دسترس خارج شد کانال کتابخانه تلگرام به آدرس زیر منتقل میشود.
@Original_IR_Music
@Library_Telegram
کتابخانه تلگرام pinned «@Original_IR_Music با توجه به روالی که جمهوری اسلامی در پیش گرفته و اقدام به ارسال درخواست فیلتر و از دسترس خارج کردن کانالهای خردگرا و آگاه کننده برای مدیر تلگرام میکند لذا احتمال از دسترس خارج شدن خیلی از این کانالها می باشد. بنابراین اگر این کانال از دسترس…»
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠
بعد از اینکه در ایران انقلاب اسلامی شد نخستین باری که در ایران یک گروه تظاهرات کرد زنهای ایرانی بودند، نه مردها .
مردها همه فرار کردند! تیمسارها فرار کردند، سروانها هم به دنبالشان فرار کردند، همه فرار کردند و کسی نبود که از ایران دفاع بکند. این زنها بودند که از دم دادگستری تا جلوی تلویزیون علیه روسری تظاهرات گذاشتند. پس از آن جنجالهای دانشگاه در زمان بنیصدر رخ داد ، ولی ابتدا زنها بودند
زنهایی که آموخته بودند از پروین اعتصامی ، از سیمین دانشور ، از فروغ فرخزاد که بایستیم، خم نشویم. همچون درختها که ایستاده میمیرند.
#فریدون_فرخزاد
@Library_Telegram
بعد از اینکه در ایران انقلاب اسلامی شد نخستین باری که در ایران یک گروه تظاهرات کرد زنهای ایرانی بودند، نه مردها .
مردها همه فرار کردند! تیمسارها فرار کردند، سروانها هم به دنبالشان فرار کردند، همه فرار کردند و کسی نبود که از ایران دفاع بکند. این زنها بودند که از دم دادگستری تا جلوی تلویزیون علیه روسری تظاهرات گذاشتند. پس از آن جنجالهای دانشگاه در زمان بنیصدر رخ داد ، ولی ابتدا زنها بودند
زنهایی که آموخته بودند از پروین اعتصامی ، از سیمین دانشور ، از فروغ فرخزاد که بایستیم، خم نشویم. همچون درختها که ایستاده میمیرند.
#فریدون_فرخزاد
@Library_Telegram
☕️ قطعهای از کتاب
اگر شما "گيوتين" را به جلوى صحنه آورده ايد و آنرا با اين شادمانى و افتخار افراشته و به آسمان رسانده ايد، فقط براى اينست كه بريدن سر از همه كار آسان تر است و پروردن انديشه در سر، از همه كار دشوارتر.
📕 تسخير شدگان
✍فئودور داستایوفسکی
@Library_Telegram
اگر شما "گيوتين" را به جلوى صحنه آورده ايد و آنرا با اين شادمانى و افتخار افراشته و به آسمان رسانده ايد، فقط براى اينست كه بريدن سر از همه كار آسان تر است و پروردن انديشه در سر، از همه كار دشوارتر.
📕 تسخير شدگان
✍فئودور داستایوفسکی
@Library_Telegram
مقایسه عملکرد دو حکومت در دو کشور اسلامی
✅ملک سلمان، پادشاه عربستان دستور داده که ماهیانه ۲۶۷ دلار (۱۰۰۰ ریال سعودی) به حقوق کارمندان دولت اضافه شود.
🔺گفته شده که این اضافه پرداخت به دلیل افزایش قیمت سوخت و برنامههای جدید مالیاتی در این کشور وضع شده است.
🔹قرار است این افزایش حقوق که شامل تمامی کارکنان بخش دولتی و نظامی میشود، از سال آینده اعمال شود.
🔹در عربستان قیمت مواد سوختی تقریبا دو برابر شده و دولت بر بیشتر محصولات و خدمات از جمله مواد غذایی و خدمات شهری مثل آب و برق پنج درصد مالیات وضع کرده است.
✅تو ایرانم با گران شدن همه چیز دولت حقوق هارو کاهش میده( خود بنده حقوقم 500 هزار تومان کم شده بین 300 تا 500 هم از حقوق ارتشی ها کم شده) که یه وقت ملت نرن همه چیزارو بخرند. و یا نکنه یه وقت خوشی بزنه زیر دلشون که گاوشون یاد هندستون کنه.
البته راهکار دیگه ای هم دارند: که ملت یا اشکنه بخورن و یا هیچی نخورند و مقاومت کنند در نهایت برن بمیرند. ملت رو چه به اعتراض والا بخدا
@Library_Telegram
✅ملک سلمان، پادشاه عربستان دستور داده که ماهیانه ۲۶۷ دلار (۱۰۰۰ ریال سعودی) به حقوق کارمندان دولت اضافه شود.
🔺گفته شده که این اضافه پرداخت به دلیل افزایش قیمت سوخت و برنامههای جدید مالیاتی در این کشور وضع شده است.
🔹قرار است این افزایش حقوق که شامل تمامی کارکنان بخش دولتی و نظامی میشود، از سال آینده اعمال شود.
🔹در عربستان قیمت مواد سوختی تقریبا دو برابر شده و دولت بر بیشتر محصولات و خدمات از جمله مواد غذایی و خدمات شهری مثل آب و برق پنج درصد مالیات وضع کرده است.
✅تو ایرانم با گران شدن همه چیز دولت حقوق هارو کاهش میده( خود بنده حقوقم 500 هزار تومان کم شده بین 300 تا 500 هم از حقوق ارتشی ها کم شده) که یه وقت ملت نرن همه چیزارو بخرند. و یا نکنه یه وقت خوشی بزنه زیر دلشون که گاوشون یاد هندستون کنه.
البته راهکار دیگه ای هم دارند: که ملت یا اشکنه بخورن و یا هیچی نخورند و مقاومت کنند در نهایت برن بمیرند. ملت رو چه به اعتراض والا بخدا
@Library_Telegram
📕 بتهای ذهنی و خاطره ازلی
✍ داریوش شایگان
کتاب حاضر به دو بخش تقسیم می شود بخش اول چند مقاله مشهور از نویسنده اثر با نام های معارضه جویی معاصر و هویت فرهنگی، بت های ذهنی و خاطره ازلی، تفکر هندی و علم غربی، تصویر یک جهان یا بحثی درباره هنر ایران است. در مقاله بت های ذهنی و خاطره ازلی، بت های ذهنی معروف فیلسوف بزرگ، فرانسیس بیکن را از منظر الگوهای یونگی کهن نقد می کند و به این نتیجه می رسد که کاری که فرانسیس بیکن گفته تقریباً غیرممکن است چون ما با خطرهای ازلی به دنیا می آییم و توانایی حذف همه بت های ذهنی مخصوصاً بت های قبیله را نداریم. بخش دوم نیز به بررسی ساختار اسطوره ها و مطالبی در مورد آ ن ها می پردازد.
@Library_Telegram
✍ داریوش شایگان
کتاب حاضر به دو بخش تقسیم می شود بخش اول چند مقاله مشهور از نویسنده اثر با نام های معارضه جویی معاصر و هویت فرهنگی، بت های ذهنی و خاطره ازلی، تفکر هندی و علم غربی، تصویر یک جهان یا بحثی درباره هنر ایران است. در مقاله بت های ذهنی و خاطره ازلی، بت های ذهنی معروف فیلسوف بزرگ، فرانسیس بیکن را از منظر الگوهای یونگی کهن نقد می کند و به این نتیجه می رسد که کاری که فرانسیس بیکن گفته تقریباً غیرممکن است چون ما با خطرهای ازلی به دنیا می آییم و توانایی حذف همه بت های ذهنی مخصوصاً بت های قبیله را نداریم. بخش دوم نیز به بررسی ساختار اسطوره ها و مطالبی در مورد آ ن ها می پردازد.
@Library_Telegram
Forwarded from Deleted Account
bothaye-zehni-o-khatereye-azali.pdf
3.1 MB
📕 بتهای ذهنی و خاطره ازلی
✍ داریوش شایگان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ داریوش شایگان
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
حاكمی به مردمش گفت:
صادقانه مشكلات را بگوييد .
حسنك بلند شد و گفت: گندم و شير كه گفتی چه شد ؟ مسكن چه شد ؟ كار چه شد ؟
حاكم گفت: ممنونم كه مرا آگاه كردی ، همه چيز درست می شود ...
يک سال گذشت و دوباره حاكم گفت: صادقانه مشكلاتتان را بگوييد. كسی چيزی نگفت ؛ كسی نگفت گندم و شير چه شد ؛ كار و مسكن چه شد !
از ميان جمع یک نفر زیر لب گفت:
حسنك چه شد ...؟
@Library_Telegram
صادقانه مشكلات را بگوييد .
حسنك بلند شد و گفت: گندم و شير كه گفتی چه شد ؟ مسكن چه شد ؟ كار چه شد ؟
حاكم گفت: ممنونم كه مرا آگاه كردی ، همه چيز درست می شود ...
يک سال گذشت و دوباره حاكم گفت: صادقانه مشكلاتتان را بگوييد. كسی چيزی نگفت ؛ كسی نگفت گندم و شير چه شد ؛ كار و مسكن چه شد !
از ميان جمع یک نفر زیر لب گفت:
حسنك چه شد ...؟
@Library_Telegram
🔴 چرا یک نفر باید ۳۵شغل داشته باشد؟
روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود نوشت:
💠بعضی افراد هماکنون که میلیونها نفر در این کشور بیکارند، بیش از ۳۵ مسئولیت دارند به طوری که اگر از خودشان درباره تعداد مشاغلشان سوال شود قادر به شمارش آنها نیستند! مگر در کشور ما قحطالرجال است که بعضیها باید ابوالمشاغل باشند و عدهای بیکار و خانهنشین؟!
💠اظهارنظر کردند که شغل و نان و آب نیست تا شما آن را به کسانی که دوست دارید بدهید. چرا کارشناسان شما در صدا و سیما به چند نفر که فقط طبق میل شما حرف میزنند منحصر و محدود شده؟ اینهمه صاحبنظر داریم که حرف حساب دارند و با دنیا آشنا هستند ولی به دلیل اینکه حرفی را که میفهمند میزنند نه آنچه شما دوست دارید، هرگز برای نظر دادن دعوت نمیشوند. میدانید وقتی اظهارنظرها یکطرفه شود چه فاجعهای برای آزاداندیشی رخ میدهد؟ میدانید وقتی حرفها در سینهها حبس شود چه اتفاقی میافتد؟
💠عدالت قضائی چقدر در جامعه ما جریان دارد؟ اینکه کسی با اغراض سیاسی و قدرت طلبی درصدد هدف قرار دادن مسئولین قضائی کشور باشد، مطلب دیگری است اما آیا مردم در محاکم قضائی مشکلی ندارند؟ پرونده ها به سرعت و با عدالت مورد رسیدگی قرار میگیرند؟ حساب قضات شریف و پاکدامن جداست، ولی آیا عدهای عامل ناراضی تراشی نیستند؟ آیا میدانید اگر دستگاه قضائی به درستی کار کند، کشور به سوی درستی و فسادزدائی به پیش خواهد رفت؟ برای رسیدن به این هدف، چقدر تلاش میشود؟
@Library_Telegram
روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود نوشت:
💠بعضی افراد هماکنون که میلیونها نفر در این کشور بیکارند، بیش از ۳۵ مسئولیت دارند به طوری که اگر از خودشان درباره تعداد مشاغلشان سوال شود قادر به شمارش آنها نیستند! مگر در کشور ما قحطالرجال است که بعضیها باید ابوالمشاغل باشند و عدهای بیکار و خانهنشین؟!
💠اظهارنظر کردند که شغل و نان و آب نیست تا شما آن را به کسانی که دوست دارید بدهید. چرا کارشناسان شما در صدا و سیما به چند نفر که فقط طبق میل شما حرف میزنند منحصر و محدود شده؟ اینهمه صاحبنظر داریم که حرف حساب دارند و با دنیا آشنا هستند ولی به دلیل اینکه حرفی را که میفهمند میزنند نه آنچه شما دوست دارید، هرگز برای نظر دادن دعوت نمیشوند. میدانید وقتی اظهارنظرها یکطرفه شود چه فاجعهای برای آزاداندیشی رخ میدهد؟ میدانید وقتی حرفها در سینهها حبس شود چه اتفاقی میافتد؟
💠عدالت قضائی چقدر در جامعه ما جریان دارد؟ اینکه کسی با اغراض سیاسی و قدرت طلبی درصدد هدف قرار دادن مسئولین قضائی کشور باشد، مطلب دیگری است اما آیا مردم در محاکم قضائی مشکلی ندارند؟ پرونده ها به سرعت و با عدالت مورد رسیدگی قرار میگیرند؟ حساب قضات شریف و پاکدامن جداست، ولی آیا عدهای عامل ناراضی تراشی نیستند؟ آیا میدانید اگر دستگاه قضائی به درستی کار کند، کشور به سوی درستی و فسادزدائی به پیش خواهد رفت؟ برای رسیدن به این هدف، چقدر تلاش میشود؟
@Library_Telegram
☕️ قطعه ای از کتاب
«من فرمانروایانی را ڪه اڪثریت مردم را دشمن خود ساختهاند و مجبورند برای حفظ مقام خود بهزور توسل جویند، بدبخت میدانم. زیرا آنڪه دشمنان اندڪی دارد بهآسانی میتواند خود را از گزند آنان مصون نگاه دارد، ولی ڪسی ڪه اڪثریت مردمان با او دشمناند هرگز روی ایمنی و آرامش نمیبیند و هر چه بیشتر ستمگری پیشه ڪند حکومت خود را ضعیفتر میسازد. ازاینرو، بهترین راهی ڪه قدرتمندان در پیش میتوانند گرفت این است ڪه بڪوشند دوستی مردم را جلب ڪنند.»
📕 گفتارها
✍ #نیکولو_ماکیاولی
@Library_Telegram
«من فرمانروایانی را ڪه اڪثریت مردم را دشمن خود ساختهاند و مجبورند برای حفظ مقام خود بهزور توسل جویند، بدبخت میدانم. زیرا آنڪه دشمنان اندڪی دارد بهآسانی میتواند خود را از گزند آنان مصون نگاه دارد، ولی ڪسی ڪه اڪثریت مردمان با او دشمناند هرگز روی ایمنی و آرامش نمیبیند و هر چه بیشتر ستمگری پیشه ڪند حکومت خود را ضعیفتر میسازد. ازاینرو، بهترین راهی ڪه قدرتمندان در پیش میتوانند گرفت این است ڪه بڪوشند دوستی مردم را جلب ڪنند.»
📕 گفتارها
✍ #نیکولو_ماکیاولی
@Library_Telegram
شبی دور از تو - اما با تو- تا صبح
در آن دوران شیرین ره سپردم
تو را با خود به آنجاها که یک عمر
غمت جان مرا می برد بردم
هزاران بار دستت را به گرمی
به روی سینه ی تنگم فشردم
به چشم خویشتن دیدی در این عشق
تو در من زیستی من در تو مردم.
👤فریدون مشیری
@Library_Telegram
در آن دوران شیرین ره سپردم
تو را با خود به آنجاها که یک عمر
غمت جان مرا می برد بردم
هزاران بار دستت را به گرمی
به روی سینه ی تنگم فشردم
به چشم خویشتن دیدی در این عشق
تو در من زیستی من در تو مردم.
👤فریدون مشیری
@Library_Telegram
#تلنگر
ڪاش....
فقر رو فیلتر میڪردن..
شرمندگی پدر،پیشِ بچه هاشو فیلتر میڪردن....
ڪُلفَتی یه مادر،واسه سیر ڪردن بچه های یتیمشو فیلتر میڪردن....
ڪاش،اشک یتیم فیلتر میشد...
ڪاش...
بیڪاریه جوونای تحصیل ڪرده،اعتیاد فیلتر میشد....
آهای فیلترچیا...
شما ڪه بلدید..
اینارو فیلتر ڪنید دنیامون قشنگ بشه
#یادآوری
@Library_Telegram
ڪاش....
فقر رو فیلتر میڪردن..
شرمندگی پدر،پیشِ بچه هاشو فیلتر میڪردن....
ڪُلفَتی یه مادر،واسه سیر ڪردن بچه های یتیمشو فیلتر میڪردن....
ڪاش،اشک یتیم فیلتر میشد...
ڪاش...
بیڪاریه جوونای تحصیل ڪرده،اعتیاد فیلتر میشد....
آهای فیلترچیا...
شما ڪه بلدید..
اینارو فیلتر ڪنید دنیامون قشنگ بشه
#یادآوری
@Library_Telegram
📕تقریرات مصدق در زندان
📝به کوشش جلیل بزرگمهر
تردید نیست که مرحوم دکتر محمد مصدق در تاریخ ایران منشا تاثیری عظیم شد و یکی از سرفصلهای مهم تحول سیاسی ایران در دوره حکومت او اتفاق افتاد. پس برای داوری درست و بی غرضانه ی تاریخ در حق او، شناختن گوشه های مختلف سرگذشت او لازم است و برای رسیدن به چنین مقصودی به اسناد و مدارک اصیل و اساسی احتیاج داریم. از جمله اسناد و مدارکی که با سرافرازی و افتخار در این کتاب تقدیم علاقه مندان می شود یادداشتهایی است پراکنده که سرهنگ جلیل بزرگمهر وکیل صدیق آن مرحوم در دادگاههای نظامی، با همتی والا و جراتی تحسین آمیز از گفته های مصدق در زندان جمع آوری و نگهداری کرده است.
@Library_Telegram
📝به کوشش جلیل بزرگمهر
تردید نیست که مرحوم دکتر محمد مصدق در تاریخ ایران منشا تاثیری عظیم شد و یکی از سرفصلهای مهم تحول سیاسی ایران در دوره حکومت او اتفاق افتاد. پس برای داوری درست و بی غرضانه ی تاریخ در حق او، شناختن گوشه های مختلف سرگذشت او لازم است و برای رسیدن به چنین مقصودی به اسناد و مدارک اصیل و اساسی احتیاج داریم. از جمله اسناد و مدارکی که با سرافرازی و افتخار در این کتاب تقدیم علاقه مندان می شود یادداشتهایی است پراکنده که سرهنگ جلیل بزرگمهر وکیل صدیق آن مرحوم در دادگاههای نظامی، با همتی والا و جراتی تحسین آمیز از گفته های مصدق در زندان جمع آوری و نگهداری کرده است.
@Library_Telegram
👍1
Forwarded from Deleted Account
تقریرات مصدق در زندان.pdf
3.1 MB
📕تقریرات مصدق در زندان
📝به کوشش جلیل بزرگمهر
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
📝به کوشش جلیل بزرگمهر
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
🔴 محمد مهدویفر خطاب به ملت ایران: همه مردم روز سهشنبه با پلاکارد رفراندم در خیابانها حاضر شوند
ملت شریف ایران
درودِ خداوند بر شما و بر ارادهی استوارِ شما برای رسیدن به آزادی
روسیاهی برای ملتی نیست که برای گرفتن حقِ خویش به پا خاسته است. روسیاهی برای کسی است که ملت را دشمن و عامل بیگانه مینامد. ما سخنِ زور نمیگوییم و زیر بار سخن زور هم نمیرویم. ما حق خودمان را طلب میکنیم. بدیهیترین حق هر ملتی، حق تعیین سرنوشت است.
چهل سال پیش جمهوری اسلامی، هندوانهی ناگشودهای بود که پدران و پدربزرگانِ ما به خاطر وعدههایی که به آنها داده شده بود، برای رسیدن به آزادی و رفاهِ بیشتر به آن رأی دادند و اکنون بعد از گذشت چهل سال باید معلوم شود چند درصدِ مردم خواهانِ بقای جمهوری اسلامی و چند درصدِ مردم خواهان پایان جمهوری اسلامی هستند.
به عبارتی روشنتر ما خواهان همهپرسی یا رفراندوم برای تعیین نوعِ حکومت هستیم. در هفتهای که گذشت بسیاری از هموطنانِ مظلوم ما به خاطر اعلام همین خواستهی بر حق و بدیهی، باتوم خوردند، گلوله خوردند، دستگیر شدند و تحت تعقیب قرار گرفتند.
حاکمیت به مردم میگوید برای اعتراض کردن به ما، بیایید از خودِ ما مجوز بگیرید و چه کسی است که نداند، این حاکمان برای هیچ اعتراضی در چهل سال گذشته به هیچکس مجوز ندادهاند، در حالی که در تنها اصلِ قانون اساسی که اجتماعات را به رسمیت شناخته است یعنی اصل بیست و هفتم، ابداً ذکری از مجوز نشده است. قانون اساسی صراحتاً میگوید: "تشکیل اجتماعات و راهپیماییها بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است."
با این حال من طی نامهای به رئیسجمهور از ایشان تقاضا کردهام، وزیر کشورِ ایشان برای اولین بار در تاریخ انقلاب برای تجمعات اعتراضی و مسالمتآمیز و سراسریِ ما برای روز سهشنبه نوزدهم دیماه ساعت پنج بعدازظهر مجوز صادر کند.
اگر ایشان موافقتِ وزارت کشور را برای ما اخذ کند تمامی میادینِ اصلی و مهم در همهی شهرها، محل استقرار و اعتراضِ ماست و اگر به هر دلیلی مجوز صادر نکنند اعتراض در همان روز و در همان ساعت به شکلی دیگر به قوت خود باقی است.
ملت عزیز! همین الان به تعداد اعضای خانوادهی خودتان پلاکارد در ابعاد معمولی تهیه کنید و روی آن با خط خودتان و یا به هر خطی بنویسید: "رفراندوم"
از ساعت پنج تا هشت بعدازظهر روز سهشنبه هیچ کس در منزل نباشد. اگر در میادین جای ما نباشد، همه جای خیابانها، کوچهها، بوستانها، جلوی مجتمعهای مسکونی و خوابگاههای دانشجویی و در برابر تمامی فروشگاهها و جلوی درب منازلِ خودمان و به عبارتی همه جای ایران محل اعتراض ماست.
فقط پلاکاردِ رفراندم را بر دستان خود بگیرید و هیچ شعاری ندهید و اگر هم زمینه را برای شعار دادن مساعد ببینید، فقط شعار رفراندوم بدهید.
روز سهشنبه ساعت پنج تا هشت بعدازظهر مختص همهی خانوادههاست. هر کجا که احتمال درگیری میدهید، محل را ترک کنید و پلاکاردهایتان را آشکار نکنید و بهانه به دست بدخواهان ندهید. مطمئن باشید که این اعتراضِ مدنی، بسیار پرفایده و کاملاً بیخطر خواهد بود.
مردم عزیز! مبادا روز سهشنبه نوزدهم دیماه، ما را تنها بگذارید. چشمهای ما به قدمهای شما و به دستهای شماست. دستهایتان را میبوسم. حتماً بیایید. سحر نزدیک است.
محمد مهدویفر
تخریبچی و غواص جنگ
@Library_Telegram
ملت شریف ایران
درودِ خداوند بر شما و بر ارادهی استوارِ شما برای رسیدن به آزادی
روسیاهی برای ملتی نیست که برای گرفتن حقِ خویش به پا خاسته است. روسیاهی برای کسی است که ملت را دشمن و عامل بیگانه مینامد. ما سخنِ زور نمیگوییم و زیر بار سخن زور هم نمیرویم. ما حق خودمان را طلب میکنیم. بدیهیترین حق هر ملتی، حق تعیین سرنوشت است.
چهل سال پیش جمهوری اسلامی، هندوانهی ناگشودهای بود که پدران و پدربزرگانِ ما به خاطر وعدههایی که به آنها داده شده بود، برای رسیدن به آزادی و رفاهِ بیشتر به آن رأی دادند و اکنون بعد از گذشت چهل سال باید معلوم شود چند درصدِ مردم خواهانِ بقای جمهوری اسلامی و چند درصدِ مردم خواهان پایان جمهوری اسلامی هستند.
به عبارتی روشنتر ما خواهان همهپرسی یا رفراندوم برای تعیین نوعِ حکومت هستیم. در هفتهای که گذشت بسیاری از هموطنانِ مظلوم ما به خاطر اعلام همین خواستهی بر حق و بدیهی، باتوم خوردند، گلوله خوردند، دستگیر شدند و تحت تعقیب قرار گرفتند.
حاکمیت به مردم میگوید برای اعتراض کردن به ما، بیایید از خودِ ما مجوز بگیرید و چه کسی است که نداند، این حاکمان برای هیچ اعتراضی در چهل سال گذشته به هیچکس مجوز ندادهاند، در حالی که در تنها اصلِ قانون اساسی که اجتماعات را به رسمیت شناخته است یعنی اصل بیست و هفتم، ابداً ذکری از مجوز نشده است. قانون اساسی صراحتاً میگوید: "تشکیل اجتماعات و راهپیماییها بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است."
با این حال من طی نامهای به رئیسجمهور از ایشان تقاضا کردهام، وزیر کشورِ ایشان برای اولین بار در تاریخ انقلاب برای تجمعات اعتراضی و مسالمتآمیز و سراسریِ ما برای روز سهشنبه نوزدهم دیماه ساعت پنج بعدازظهر مجوز صادر کند.
اگر ایشان موافقتِ وزارت کشور را برای ما اخذ کند تمامی میادینِ اصلی و مهم در همهی شهرها، محل استقرار و اعتراضِ ماست و اگر به هر دلیلی مجوز صادر نکنند اعتراض در همان روز و در همان ساعت به شکلی دیگر به قوت خود باقی است.
ملت عزیز! همین الان به تعداد اعضای خانوادهی خودتان پلاکارد در ابعاد معمولی تهیه کنید و روی آن با خط خودتان و یا به هر خطی بنویسید: "رفراندوم"
از ساعت پنج تا هشت بعدازظهر روز سهشنبه هیچ کس در منزل نباشد. اگر در میادین جای ما نباشد، همه جای خیابانها، کوچهها، بوستانها، جلوی مجتمعهای مسکونی و خوابگاههای دانشجویی و در برابر تمامی فروشگاهها و جلوی درب منازلِ خودمان و به عبارتی همه جای ایران محل اعتراض ماست.
فقط پلاکاردِ رفراندم را بر دستان خود بگیرید و هیچ شعاری ندهید و اگر هم زمینه را برای شعار دادن مساعد ببینید، فقط شعار رفراندوم بدهید.
روز سهشنبه ساعت پنج تا هشت بعدازظهر مختص همهی خانوادههاست. هر کجا که احتمال درگیری میدهید، محل را ترک کنید و پلاکاردهایتان را آشکار نکنید و بهانه به دست بدخواهان ندهید. مطمئن باشید که این اعتراضِ مدنی، بسیار پرفایده و کاملاً بیخطر خواهد بود.
مردم عزیز! مبادا روز سهشنبه نوزدهم دیماه، ما را تنها بگذارید. چشمهای ما به قدمهای شما و به دستهای شماست. دستهایتان را میبوسم. حتماً بیایید. سحر نزدیک است.
محمد مهدویفر
تخریبچی و غواص جنگ
@Library_Telegram
📕جامعه شناسی خودمانی
✍ حسن نراقی
چراغ مطالعه را روشن نگه داریم
چرا درمانده ایم؟!
این کتاب همچنانکه از عنوانش هم بر می آید حکایتگر دردهای خودمان با خودمان است. ما ایرانیان را ویژگیهای شخصیتی و فرهنگی و اجتماعی خاصی است که پیش از آنکه در مسیر تعالی و پیشرفت دستگیرمان باشد بیشتر دست و پا گیرمان بوده است. نتیجه آنکه تا میتوانستیم خواسته و ناخواسته همدیگر را آزرده ایم و تا آنجایی هم که میشد از قافلة بشریت عقب مانده ایم. متأسفانه این روند هنوز هم به قوت خود باقی است و حتی با توجه به شرایط زمان و افزایش ارتباطات اجتماعی بمراتب حادتر هم شده است. پس هنوز جا دارد کتابهایی از این قبیل با قدرت شناخت و تجزیه و تحلیل هرچه تمامتر پا به عرصهٔ دانش و فرهنگ ایران زمین بگذارند تا شاید روزی بتوانند همچون آیینه ای تمام قد در برابر چشمان ایران و ایرانی قد راست کنند و خوبیها و بدیهای او را آینه وار به رویتش برسانند.
این کتاب پیرامون برخی از این ویژگیها مانند بیگانگی با تاریخ، حقیقت گریزی و پنهانکاری، ظاهر سازی، قهرمان پروری و استبدادزدگی، خودمحوری و برتری جویی و ریاکاری و شعارزدگی و مسئولیت ناپذیری و ... با ما به گفتگو مینشیند. اینها حرفهای آشنایی است برای ما ایرانیان، چون کار هر روز و شب مان است! کتاب پیش رو را حسن نراقی فوق العاده سلیس و دلنشین قلم زده است و بیانگر دردها و دلایل عقب ماندگی ما ایرانیان است. از مطالعهٔ این کتاب لذت خواهید برد.
#هدیه_ویژه
#به_کاربران_کانال
#نشر_دهید
@Library_Telegram
✍ حسن نراقی
چراغ مطالعه را روشن نگه داریم
چرا درمانده ایم؟!
این کتاب همچنانکه از عنوانش هم بر می آید حکایتگر دردهای خودمان با خودمان است. ما ایرانیان را ویژگیهای شخصیتی و فرهنگی و اجتماعی خاصی است که پیش از آنکه در مسیر تعالی و پیشرفت دستگیرمان باشد بیشتر دست و پا گیرمان بوده است. نتیجه آنکه تا میتوانستیم خواسته و ناخواسته همدیگر را آزرده ایم و تا آنجایی هم که میشد از قافلة بشریت عقب مانده ایم. متأسفانه این روند هنوز هم به قوت خود باقی است و حتی با توجه به شرایط زمان و افزایش ارتباطات اجتماعی بمراتب حادتر هم شده است. پس هنوز جا دارد کتابهایی از این قبیل با قدرت شناخت و تجزیه و تحلیل هرچه تمامتر پا به عرصهٔ دانش و فرهنگ ایران زمین بگذارند تا شاید روزی بتوانند همچون آیینه ای تمام قد در برابر چشمان ایران و ایرانی قد راست کنند و خوبیها و بدیهای او را آینه وار به رویتش برسانند.
این کتاب پیرامون برخی از این ویژگیها مانند بیگانگی با تاریخ، حقیقت گریزی و پنهانکاری، ظاهر سازی، قهرمان پروری و استبدادزدگی، خودمحوری و برتری جویی و ریاکاری و شعارزدگی و مسئولیت ناپذیری و ... با ما به گفتگو مینشیند. اینها حرفهای آشنایی است برای ما ایرانیان، چون کار هر روز و شب مان است! کتاب پیش رو را حسن نراقی فوق العاده سلیس و دلنشین قلم زده است و بیانگر دردها و دلایل عقب ماندگی ما ایرانیان است. از مطالعهٔ این کتاب لذت خواهید برد.
#هدیه_ویژه
#به_کاربران_کانال
#نشر_دهید
@Library_Telegram
چرا درمانده ایم.pdf
2.9 MB
📕جامعه شناسی خودمانی
✍ حسن نراقی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
✍ حسن نراقی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegram_bot
📕 در مرز وحشت ( دو جلد )
✍ امیر عشیری
انتشارات: کانون معرفت
سال نشر: ۱۳۴۵
زبان: فارسی
بخشی از کتاب:
در آپارتمانم تنها نشسته بودم. انتظار برادرم را داشتم. قرار بود ساعت هشت شب برگردد و باهم شام بخوریم. ولی تا آن موقع که در حدود ساعت یازده شب بود، از او خبری نبود. نگرانش بودم. فکر میکردم ممکن است اتفاق بدی برایش افتاده باشد. جلو پنجره ایستادم. خیابان امیریه در آن وقت شب خلوت بود. به ندرت اتومبیلی از آنجا رد می شد. باد سرد پاییزی زوزه خفیفی می کشید و برگهای خشک درختان را که بر کف خیابان ریخته بود، حرکت می داد و پچپچی ایجاد می کرد. تا آنجا که می توانستم خیابان را ببینم، حتی یک مغازه هم باز نبود.
چرا اینقدر دیر کرده؟ این سئوالی بود که پی درپی از خودم می کردم. تنها جوابی که می توانستم بدهم، این بود که بالاخره پیدایش می شود. باید صبر کرد. سعی می کردم که خود را با تراشیدن علتهایی برای دیر کردنش، تسکین بدهم. پشت سرهم سیگار آتش می زدم. نگاهم به خیابان بود. گاه که صدای سم اسبان درشکه ای در گوشم می نشست، گردن می کشیدم و وقتی درشکه را می دیدم، با خودم می گفتم “خودش است.” ولی درشکه از آنجا می گذشت و انتظار آمیخته با نگرانی من، همچنان ادامه می یافت. گاهگاه، عابری دیده می شد که سرش را میان شانه هایش فرو برده، از کنار پیاده رو آنطرف خیابان بکندی میگذرد …
حدس زدم که ممکن است با زنی برخورد کرده، و سرش جایی گرم شده است. نگرانی من آنقدر بود که گرسنگی را فراموش کرده بودم. چند دقیقه از نیمه شب گذشته بود، ناگهان در سکوت و آرامش …
خلاصه داستان:
زمان: ۱۳۲۱ هجری شمسی (۱۹۴۲ میلادی)
مکان: ایران، شهر تهران
“طاهر” و برادرش “طالب” تنها فرزندان خانواده خود هستند که در تهران زندگی می کنند. طالب در سال ۱۳۱۷ برای تحصیل طب به فرانسه می رود و در بازه ای که در فرانسه است، پدرشان فوت می کند. طاهر نیز پس از پایان دوره دبیرستان وارد دانشکده حقوق می شود و در سال آخر دانشکده، موفق می شود در اداره سیلو کاری برای خود پیدا کند. او در سال ۱۳۲۱ از این دانشکده فارغ التحصیل می شود و چند ماه بعد نیز طالب از فرانسه به ایران باز می گردد. بعد از سه هفته از ورودِ طالب به ایران و در حالیکه طاهر با او قرار گذاشته برای دیدار مادرشان به کاشمر بروند، در شبی ناگهان غیبش می زند و توسط شخصی مرموز نامه ای برای طاهر می فرستد مبنی بر اینکه حالش خوب است؛ ولی شاید به این زودیها همدیگر را نبینند. با این نامه نگرانی طاهر تا حدودی برطرف می شود.
مدتی بعد نامه های دیگری از طالب بدست طاهر می رسد که مضمونهایی عجیب داشتند. مثلا طالب در نامه ای قیمت حبوبات در تهران را از او پرسیده بود که طاهر نیز جوابش را می نوشت. ماجرا وقتی عجیبتر می شود که روزی طاهر برای بازجویی به عمارت لیستر که محل انتشارات و تبلیغات “متفقینِ” جنگ جهانی دوم بود احضار می شود. تازه آنجاست که متوجه می شود آن شخصِ مرموز که نامه از طرف برادرش آورده بود، جاسوس آلمانی ها بوده و خودش نیز به اتهام جاسوسی برای آلمانی ها زیرنظر بوده و جواب تمام نامه هایی که برای برادرش فرستاده بود، به عنوان مدرک ضبط شده است …
معرفی کتاب:
کتاب در مرز وحشت نوشته امیر عشیری، روایت داستان شخصی ایرانی به نام طاهر در دوران جنگ جهانی دوم است که پس از غیبت ناگهانی برادرش، مجبور می شود به استخدام سازمان اطلاعات سری متفقین در ایران موسوم به آ.اس.اس در بیاید که توسط چهار افسر متفق اداره می شد.
@Library_Telegram
✍ امیر عشیری
انتشارات: کانون معرفت
سال نشر: ۱۳۴۵
زبان: فارسی
بخشی از کتاب:
در آپارتمانم تنها نشسته بودم. انتظار برادرم را داشتم. قرار بود ساعت هشت شب برگردد و باهم شام بخوریم. ولی تا آن موقع که در حدود ساعت یازده شب بود، از او خبری نبود. نگرانش بودم. فکر میکردم ممکن است اتفاق بدی برایش افتاده باشد. جلو پنجره ایستادم. خیابان امیریه در آن وقت شب خلوت بود. به ندرت اتومبیلی از آنجا رد می شد. باد سرد پاییزی زوزه خفیفی می کشید و برگهای خشک درختان را که بر کف خیابان ریخته بود، حرکت می داد و پچپچی ایجاد می کرد. تا آنجا که می توانستم خیابان را ببینم، حتی یک مغازه هم باز نبود.
چرا اینقدر دیر کرده؟ این سئوالی بود که پی درپی از خودم می کردم. تنها جوابی که می توانستم بدهم، این بود که بالاخره پیدایش می شود. باید صبر کرد. سعی می کردم که خود را با تراشیدن علتهایی برای دیر کردنش، تسکین بدهم. پشت سرهم سیگار آتش می زدم. نگاهم به خیابان بود. گاه که صدای سم اسبان درشکه ای در گوشم می نشست، گردن می کشیدم و وقتی درشکه را می دیدم، با خودم می گفتم “خودش است.” ولی درشکه از آنجا می گذشت و انتظار آمیخته با نگرانی من، همچنان ادامه می یافت. گاهگاه، عابری دیده می شد که سرش را میان شانه هایش فرو برده، از کنار پیاده رو آنطرف خیابان بکندی میگذرد …
حدس زدم که ممکن است با زنی برخورد کرده، و سرش جایی گرم شده است. نگرانی من آنقدر بود که گرسنگی را فراموش کرده بودم. چند دقیقه از نیمه شب گذشته بود، ناگهان در سکوت و آرامش …
خلاصه داستان:
زمان: ۱۳۲۱ هجری شمسی (۱۹۴۲ میلادی)
مکان: ایران، شهر تهران
“طاهر” و برادرش “طالب” تنها فرزندان خانواده خود هستند که در تهران زندگی می کنند. طالب در سال ۱۳۱۷ برای تحصیل طب به فرانسه می رود و در بازه ای که در فرانسه است، پدرشان فوت می کند. طاهر نیز پس از پایان دوره دبیرستان وارد دانشکده حقوق می شود و در سال آخر دانشکده، موفق می شود در اداره سیلو کاری برای خود پیدا کند. او در سال ۱۳۲۱ از این دانشکده فارغ التحصیل می شود و چند ماه بعد نیز طالب از فرانسه به ایران باز می گردد. بعد از سه هفته از ورودِ طالب به ایران و در حالیکه طاهر با او قرار گذاشته برای دیدار مادرشان به کاشمر بروند، در شبی ناگهان غیبش می زند و توسط شخصی مرموز نامه ای برای طاهر می فرستد مبنی بر اینکه حالش خوب است؛ ولی شاید به این زودیها همدیگر را نبینند. با این نامه نگرانی طاهر تا حدودی برطرف می شود.
مدتی بعد نامه های دیگری از طالب بدست طاهر می رسد که مضمونهایی عجیب داشتند. مثلا طالب در نامه ای قیمت حبوبات در تهران را از او پرسیده بود که طاهر نیز جوابش را می نوشت. ماجرا وقتی عجیبتر می شود که روزی طاهر برای بازجویی به عمارت لیستر که محل انتشارات و تبلیغات “متفقینِ” جنگ جهانی دوم بود احضار می شود. تازه آنجاست که متوجه می شود آن شخصِ مرموز که نامه از طرف برادرش آورده بود، جاسوس آلمانی ها بوده و خودش نیز به اتهام جاسوسی برای آلمانی ها زیرنظر بوده و جواب تمام نامه هایی که برای برادرش فرستاده بود، به عنوان مدرک ضبط شده است …
معرفی کتاب:
کتاب در مرز وحشت نوشته امیر عشیری، روایت داستان شخصی ایرانی به نام طاهر در دوران جنگ جهانی دوم است که پس از غیبت ناگهانی برادرش، مجبور می شود به استخدام سازمان اطلاعات سری متفقین در ایران موسوم به آ.اس.اس در بیاید که توسط چهار افسر متفق اداره می شد.
@Library_Telegram
Forwarded from Deleted Account
در مرز وحشت-امیر عشیری.pdf
9.2 MB
📕در مرز وحشت(کمیاب)
✍ امیر عشیری
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegrambot
✍ امیر عشیری
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Library_Telegram
کتابهای رایگان بیشتر در⬆️
درخواست کتاب⬇️
@Library_Telegrambot
❤2